شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٧٣ - ملامت كردن مردم شخصى را كه مادرش را كشت به تهمت
|
آب آتش را كُشَد زيرا كه او |
خصمِ فرزندانِ آب است و عدو |
|
٣٦٩٦/ ١ بدين رو بايد ديگى يا تابهاى را حاجت آتش و آب كرد يا هوايى واسطه شود چنان كه مىپنداشتند كره هوا واسطه ميان كره آتش و آب است، و اگر هوا واسطه نباشد آتشِ خورشيد درياها را خواهد خشكانيد. پس ولى كامل قلب عالم امكان است و عالم او را چون تن. و فيضى كه جهانيان به واسطه او مىيابند از بركت افاضتى است كه بىواسطه يافته است و چنان كه اگر دل نباشد تن را خاصيتى نبود و مردار گردد، اگر ولى كامل در جهان نباشد جهان نابود خواهد شد. چنان كه در حديث است كه «لَو لَا الحُجَّةُ لَساخَتِ الأَرضُ بِأهلِها»، افاضت نور حق بر دل ولى كامل بىواسطه است همچنان كه تابش آتش بر آهن. و افاضت آن نور بر فرودتر از او به واسطه او و چنان كه نسبت ولى، نسبت به كل عالم نسبت دل است به تن، هر يك از اوليا را به مادون خود همين نسبت است.