بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٥٩ - فرمانروايان در قرآن و حديث
١٠- أَيُّما ذُو بابٍ اغْلَقَ بابَه دُونَ ذَوِى الْحاجاتِ والْخُلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ، اغْلَقَ اللَّهُ بابَه عَنْ حاجَتِهِ وَخُلَّتِهِ وَمَسْكَنَتِهِ[١].
«هيچ زمامدارى نيست كه در خانه خود را روى حاجتمندان و محتاجان و درويشان ببندد، مگر اين كه خدا نيز درهاى آسمان را در مقابل حاجت و نيازمندى و درويشى او ببندد[٢]».
آيين مقدس اسلام، دين انفرادى و معنوى محض نيست، كه تنها كارش انصراف انسان از دنيا و متوجه گردانيدن او به آخرت تنها باشد؛ بلكه قبل از هر چيز يك دين اجتماعى بوده و براى هر قسمتى از شئون جامعه، قوانينى پيشنهاد كرده كه فرزانگان و فيلسوفان همه در برابرش عاجزند. همت اسلام به تأمين سعادت آدمى در دو زندگى دنيا و آخرت مصروف مىگردد، يعنى بايد براى دنيا كار كرد چندان كه گوئى هميشه زندهايم و براى آخرت آنچنان كه گوئى فردا خواهيم مرد.
اسلام دينى است كه خوشبختى آخرت را زائيده خوشبختى دنيا مىداند، چه لازمه آن تقويت حق، اقدام به كار شايسته و تمايل به نيكى است.
هر كس در اين دنيا نتواند لوازم سعادت آخرت را بيابد و كوردل باشد در آخرت نيز كور و گم كننده راه نجات، محشور خواهد شد.
بنابراين لازم است تمام ملل اسلامى به دنبال احراز مليت ويژه از دست داده خود برگردند و هدف خود را براى تأمين حيات همه جانبه اين آيه قرار دهد:
[١] - عوالى اللآلى: ١/ ٣٧٥، حديث ٩٨.
[٢] - حكومت در اسلام: ١٧٣.