بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٥٦ - فرمانروايان در قرآن و حديث
يَقُولُ ما مِنْ والٍ يَلِىَ شَيْئاً مِنْ امْرِ امَّتِى الّا اتى بِهِ يَوْمَ القِيامَةِ مُغْلُولَةٌ يَدَهُ الى عُنُقِهِ عَلى رُؤوسِ الْخَلايِقِ ثُمَّ يَنْشُرُ كِتابَهُ فَانْ كانَ عادِلًا نَجى وَانْ كانَ جائِراً هَوى[١].
«خداى سبحان مىداند كه من فرمانروايى در ميان امت محمد ٦ را مكروه مىدارم؛ زيرا از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود: هيچ زمامدارى نيست كه در امر امت من، متصدى فرمانروايى شود، جز اين كه روز قيامت او را در حضور خلايق مىآورند، در حالى كه دستش به گردنش بسته، آنگاه نامه عملش را مىگشايند؛ اگر عادل بود نجات مىيابد و اگر ستمكار بود هلاك مىشود».
٣- حضرت صادق ٧ از پدر بزرگوارش و آن جناب از حضرت اميرالمؤمنين ٧ روايت مىكند كه: جنابش را درد چشم گرفت و رسول خدا از وى عيادت كرد، در حالى كه على از شدت درد فرياد مىزد، نبى بزرگوار فرمود:
يا على! بيتابى مىكنى، يا شدت درد است؟ عرض كرد! يا رسول اللَّه من هرگز به دردى سختتر از اين مبتلا نشدهام. رسول خدا فرمود: همين كه فرشته مرگ فرود آيد كه روح شخص فاجر را قبض نمايد، با خود ميلهاى از آتش مىآورد پس روح آن شخص فاجر را از بدن مىكشد؛ به طورى كه از جهنم فرياد برمىآيد.
پس على نشست و عرض كرد: يا رسولاللَّه! حديث خود را بر من تكرار كن كه به حقيقت بدانچه فرمودى، دردم فراموش شد، آيا كسى از امت تو را از اين عذاب هست؟ فرمود: آرى، حاكم ستمكار، خورنده مال يتيم، گواه دهنده به دروغ[٢].
[١] - بحار الانوار: ٣٢/ ٦٢، باب ١، حديث ١٤؛ شرح نهج البلاغه: ١/ ٣٠٩.
[٢] - كافى: ٣/ ٢٥٣، حديث ١٠؛ وسائل الشيعه: ٢٧/ ٢٢٨، باب ١٢، حديث ٣٣٦٥٥.