بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٤٦ - رسول خدا
نهراسيد، و به وعدههايى كه به او داده مىشد اهميت نمىداد. ما مىخواهيم بدانيم اين نيروى عجيب را چه كسى به اين رادمرد عربى داد، و آن قوه بيان و نفوذ كلمه را از كجا آورد، و با چه وسيلهاى توانست بردگان را از قيد غلامى آزاد كند و آن اتحاد بىمانند را ميان طبقات بزرگان و اشراف، و توده مردم برقرار سازد و آنها را دوست و برادر نمايد؟
در صورتى كه ما هنوز در هندوستان براى دست ماليدن به بدن، خونريزى مىكنيم و هنوز نتوانستهايم ورود به بتخانهها را براى هندوهاى از دين برگشته جايز، بدانيم! ما مىخواهيم بفهميم كه محمد اين نيروى شگرف را از كجا به دست آورد؟ و آن زندگانى سراسر افتخار، سرچشمهاش در كجاست. كشور هندوستان هنوز دچار شرابخوارى است و اين پندهاى حكيمانه كه از بزرگان هندو به ما داده شده است، كوچكترين اثرى در جلوگيرى از استعمال الكل ندارد، در صورتى كه مطابق گفته كتابهاى قديم، محمد همينكه شراب را حرام كرد، پيروان و يارانش خم شراب را شكستند و شراب و الكل را دور ريختند.
مىخواهيم بگوييم: در محمد قوه مرموزى بود كه مانند «مانيستيم» تأثير داشت.
آيا اين قوه و نيرو كجا بود؟ ما نمىدانيم؛ ولى همينقدر آثار آن را مشاهده مىكنيم؛ زيرا با همين قوه بود كه محمد توانست آن ملت زمامگسيخته را با هم متحد كند، و ملت واحدى از آنها به وجود آورد، و از توحّش و نادانى آنها را نجات دهد، و به آنها عظمت و اقتدار بخشد، و تا به تمام ملل جهان سرورى و حكمفرمايى كند. آن روز بود كه ملت او توانست حاكم بر مدنيت جهان شود، و ابواب دانش و علم را بر جهانيان باز كند، و با همت او بود كه زبان عربى زبان علم و ادب و راهنما، و مربى بشر گرديد، و همان تربيت مربى اسلامى بود كه در آسيا و اروپا، يك اجتماع تازه و يك مدنيّت بىمانندى ايجاد كرده و خدمتهاى شايانى به انسانيت نمود. اى محمد! اى پيامبر بر حق كه نيروى بىمانند تو از