بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٤٥ - رسول خدا
را مىكشتند و غارت را امرى جايز مىدانستند، اخلاق و عادتشان فاسد بود و به تمام معنى وحشى؛ بنابراين تصميم گرفت بر طبق دعوت خود، يك حكومت دموكراسى كه ضامن وحدتشان باشد ايجاد نمايد و اخلاق و عادتشان را اصلاح كند، او از همان ملت وحشى، جامعه تربيت يافتهاى به وجود آورد».
٧- «لوئى توماس» نويسنده آمريكايى مىگويد:
«محمد ٦ پيغمبر عرب، اول كسى بود كه وحدت ملى عرب را عملى نمود، آن قبايل را زير يك پرچم گرد آورد و عجيب اين است كه در هنگامى كه ظهور نمود، نه تنها عربستان؛ بلكه سراسر جهان محتاج به ظهورش بود».
٨- «جرجيس سال» انگليسى مىگويد:
«محمد ٦ بهترين و نيكوترين اخلاق را داشت و كاملًا بر عكس كسى بود كه دشمنان او را معرفى مىكنند، او منزه از هر بدى و پليدى بود، او كسى بود كه براى اصلاح اخلاق بشر قيام نمود».
٩- «سرمادك سايكس» مىگويد:
«شكى نيست كه محمد، در اثر نبوغ بىمانند خود، و تعليمات پردامنهاش موفق شد كه فكر و عمل را دارا باشد، و در اثر همين استعداد، كشور بىهمتايى تشكيل دهد و اين موضوع مسلم است كه او پيامبرى روشنفكر، قانونگذارى بىنظير و داورى عادل بوده است».
١٠- «ث. ل» كه از دانشمندان بزرگ سرزمين عجائب و غرائب هند است مىگويد:
«وقتى در امر محمد ٦ تأمل مىكنيم، از عزم و اراده اين مرد بزرگ، كه ميان يك ملت زمام گسيخته و بداخلاق و بتپرستى، پرورش يافته، در شگفت مىمانيم؛ زيرا همه مىدانيم كه او تنها و بدون هيچ مساعدى، با كمال مردانگى، بدون ترس و واهمه، براى تغيير اوضاع آن محيط فاسد قيام كرده و از كشته شدن