بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣١٩ - دو روى سكه
بدون ترديد اگر در قرون اخير مردان بزرگ و بيدارى بر ضد گرگ استعمار قيام نمىكردند، امروز اثرى از اسلام به جاى نبود؛ ولى انديشه آن بزرگ مردان، در جامعه اسلامى هميشه حافظ و نگهبان جامعه از متلاشى شدن حتمى بود، و در گوشه و كنار ممالك اسلامى، بيدارى آنان و پيروانشان، ضربههاى مهلك و كارى به استعمار مىزد و مىزند و اميد است كه روزى تمام جامعههاى اسلامى از خواب غفلت بيدار شده، تا دست ناپاكان و استعمارگران ضد اسلامى را از جامعه اسلامى كوتاه نمايند.
دو روى سكّه
روزگارى با بيدارى ملت اسلام، و عدم سلطه استعمار پليد و قدرتنمايى ارتش يكتاپرستى و پيشروى آنان در علوم، صنايع، فنون نظامى و سربازى، كوچكترين حركتى در «روم غربى» به وجود نيامده بود، آنها آنقدر از تحولات جهان اسلامى بىخبر بودند كه، موقعى كه سربازان اسلام «قسطنطنيه» را محاصره كرده بودند دانشمندان آنها در يك مسئله خرافى بحث مىكردند و آن اين بود كه: «آيا بر سر يك سوزن چند فرشته مىتواند جاى بگيرد».
تاريخ تكرار مىشود، همين ركورد فرهنگى و خمود عقلى، درباره مسلمانان، پس از آن همه ترقى رخ داد، رهبران كشورهاى اسلامى از تحولات عميق و ريشهدارى كه در تمام زندگى مردم غرب، رخ مىداد به كلى غافل بودند، آنها موقعى بيدار شدند كه اروپا، علوم و صنايع را تسخير كرده بود.
شكستهاى پياپى دولت عثمانى از ملل اروپا، آنى دولت عثمانى و ملتهاى اسلامى را بيدار نكرد، سران حكومت در حال غفلت به سر مىبردند، وقتى چشم آنها به هواپيماهاى دشمن كه فضا را مىشكافت افتاد، گروهى خيره خيره مىنگريستند و گمان نمىكردند اين كار بشر باشد؛ بلكه تصور مىنمودند كه اين