سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٨٥ - فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت

فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت

کد مطلب: ١١١٣٧ تاریخ انتشار: ٠٨ دي ١٣٩٢ - ١٦:٥٠ تعداد بازدید: ١٥ سخنراني ها » شبکه ولايت فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
حبل المتین ٩٢/١٠/٠٨

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: ٩٢/١٠/٠٨ 

آقای محسنی:

بسم الله الرحمن الرحيم. السلام عليک يا أبا عبد الله و علی الرواح التي حلت بفنائک عليک مني جميع سلام الله ابدا ما بقية و بقيه ليل و النهار و لا جعله الله آخر العهد مني لزيارتکم السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي أولاد الحسين و علي أصحاب الحسين.

سلام عرض می کنم بینندگان عزیز هر کجای عالم هستید امیدواریم در صحت و عافیت باشید ممنون هستیم که در میان این همه برنامه ها، برنامه ی حبل المتین را در شبکه ی جهانی ولایت را انتخاب کرده اید. و این هم توجه شما به مسائل مذهبی و اعتقاد است. سپاس گذاری می کنم از این حسن انتخاب تان و امیدواریم که تا پایان برنامه ما را همراهی بفرمایید. برنامه ی حبل المتین در شبکه ی جهانی ولایت در هفته یک شب تقدیم شما عزیزان خوب می شود و ان شاء الله امیدواریم و از خداوند می خواهیم که به ما توفیق بدهد بتوانیم آن چه که در شأن و خور اهل بیت علیهم السلام است برای شما عزیزان مطرح بکنیم و تقدیم شما عزیزان بکنیم.

ما مباحثی را که تقدیم شما عزیزان می کنیم مباحثی است که عمدتا از کتب برادران اهل سنت است، اتفاقات و وقایع ای که است در صدر اسلام به وجود آمده که بسیاری از این ها می تواند منشأ اعتقادی هم داشته باشد را در بوته ی نقد و بررسی قرار می دهیم و قضاوت این ها را هم به عهده ی شما عزیزان می گذاریم و ما این عمده مطالبی که تقدیم می کنیم از کتب برادران اهل سنت است. هم عزیزان ما بتوانند راحت تر ارتباط بر قرار بکنند و هم می توانند یک شاهد و یک سند زنده ای باشد برای حقانیت اهل بیت علیهم السلام.

امیدواریم عزیزان ما ان شاء الله توجه بکنند و بدون تعصب و کنار گذاشتن تعصبات ان شاء الله با یک عینک حقیقت بین مباحث را پی گیری می کنند تا ان شاء الله آن چه که مرضی رضای خدا است و آن چه که حقیقت است برای همه گان ان شاء الله روشن بشود. از شما عزیزان دعوت می کنم تا پایان برنامه ما را همراهی بفرمایید، ما در خدمت کار شناس عزیز حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیزم.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته، بنده هم خدمت همه ی بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هر کجای این کره ی خاکی بیننده ی این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و با صفای خانواده ی خودشان قرار داده اند خالصانه ترین سلام ام را تقدیم می کنم. موفقیت همه ی عزیزان را از خدای منان خواهانم، خدا را به آبروی محمد و آل محمد سوگند می دهم حاجت همه ی عزیزان را بر آورده نموده، گرفتاری ها را بر طرف کند و دعا های عزیزان و گرامیان را به اجابت برساند. امید آن که عزیزان هم ما را از دعای خیر شان فراموش نکنند.

آقای محسنی:

سپاس گزاری می کنیم حضرت استاد این فرصتی که اختیار ما و بینندگان عزیز قرار داده اید. اگر خاطر شریف شما بینندگان عزیز باشد ما سلسله مباحث عدله ی عقلی امامت را ماه ها است داریم مطرح می کنیم و این ها را از زوایای مختلف تقدیم شما عزیزان می کنیم. بحث این که شاخصه ی امامت از نظر علمای اهل سنت، علمای کلامی اهل سنت، که ٣ تا ویژگی به عنوان شاخص ترین ویژگی ها مطرح شد برای امامت جامعه که امام جامعه باید حتما این ویژگی ها را داشته باشد که علم بود و شجاعت و عدالت را که خدمت شما عرض کردیم و در اولین شاخصه که همان عالم بودن و اعلمیت نسبت به افراد دیگر جامعه را مطرح کردند که حتما باید آن کسی که خلیفه ی مسلمین می شود و امام جامعه می شود و امام مسلمین می شود آن باید از همه اعلم باشد که ما حدیث،

أنا مدينة العلم و علی بابها.

را مطرح کردیم که سلسله مباحث طولانی تقدیم شما عزیزان شد. در همین رابطه بحث فضائل حضرت امیر توسط صحابه مثل ابن عباس و عباس مطرح شد که بحث مفصلی بود که حضرت استاد این را برای ما مطرح کردند. من از استاد خواهش می کنم به دنبال مباحث گذشته که داشتیم و حضرت عالی برای بینندگان مطرح کردید اگر مقداری از فضائل منحصر به فرد خود حضرت که کس دیگر ندارد واقعا و فقط ویژگی های خود حضرت امیر است آن را برای بینندگان بیان بفرمایید سوالاتی را بعد ما مطرح می کنیم.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. و به نستعين و هو خير ناصر و معين الحمد لله و الصلاة علی رسول الله و علی رسول الله آله آل الله لا سيما علی مولانا علی بقية الله. و لعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی يوم لقاء الله. و فوذ امری الی الله ان الله بصير بالعباد. حسبنا الله و نعم الوکيل نعم المولا و نعم النصير. يا ابا صالح المهدی ادرکنا. يا وجيه عند الله إشفع لنا عند الله.

قبل از آغاز سخن لازم به تذکر است همان طوری که عزیزان مان جناب آقای محسنی اشاره فرمودند این بحث ما یک بحث صد در صد علمی است با رعایت احترام به عزیزان اهل سنت و اجتناب از هر گونه اهانت و جسارت به مقدسات آنان، و منتی هم به اهل سنت نداریم. توصیه ی امامان مان و پیشوایان مان است و همچنین مراجع اعظام ما هم نظر شان همین است و هر کس غیر از این باشد باید در اندیشه ی خودش و در کردار خودش تجدید نظر کند. و ما مطالبی که مطرح می کنیم از کتب اهل سنت و تلاش مان هم بر این است که این سند را نقل کنیم و بررسی سندی یا آن چه که بزرگان اهل سنت شهادت بر صحت سند داده اند این را هم ما مقید هستیم در مواردی که تشخیص بدهیم ضرورت دارد بیان کنیم. و از عزیزان اهل سنت هم ما بار ها خواسته ایم اگر چنان چه نقدی نسبت به مطالب ما و دیگر کار شناسان شبکه ی جهانی ولایت دارند ما با آغوش باز از انتقادات و پیشنهادات شان استقبال می کنیم و دوست داریم که یک عالم بزرگوار اهل سنت بیاید روی خط نقد عالمانه بکند.

یا اگر تراکم تلفن است قطعا ما ٣٠ تا خط تلفن از همان ثانیه ی اول ٣٠ تا خط پر می شود. خیلی از دوستان می گویند ما ٣ یا ٤ ماه پشت خط هستیم به ما نوبت نرسیده است. ولی ما عزیزان اهل سنت اگر قبل از برنامه بزرگواری کنند و یا در وسط هفته محبت کنند پیامک بدهند یا تلفن بکنند ما آمادگی داریم در هر یک از این شب های ٢ شنبه و جمعه و همچنین روز چهار شنبه برنامه ی با شما داریم هیچ شبکه ای همچین برنامه ای ندارد که ما هفته ای یک ساعت و نیم پای سخنان بینندگان عزیز می نشینیم، پیشنهادات و انتقادات شان را می شنویم. و حتی اعلام کردیم که اگر کسی یک پیشنهاد و یا انتقاد سازنده کند برای او جایزه هم قرار می دهیم. ما دوست داریم بعضی ها به جای این که بروند پشت سر حرف هایی بزنند که زیبنده ی آن ها نیست. یا انتقاداتی بکنند که انتقادات مخرب است بیایند واقعا اگر مرد هستند علنی روی خط بیایند و ما خودمان هم این جا هستیم تلفن ها کاملا این ٣٠ تا خط در تمام روز باز است زنگ بزنند و صحبت کنند. و پیشنهاد و انتقاد شان را منتقل کنند و سخن ما را هم بشنوند و اگر دیدند ترتیب اثر ندادیم آن وقت هر کاری که دست شان ساخته است انجام بدهند.

و بعضی روایاتی که نقل می شود در کتب عزیزان اهل سنت است و اگر تند است مقصر ما نیستم مقصر امثال بخاری و مسلم و آقای احمد بن حنبل و دیگر علمای اهل سنت است که این روایات را آورده اند. و شهادت بر صحت این روایات هم داده اند. و لذا ما این تقاضای مصرانه ی ما است از همه ی بینندگان عزیز چه شیعه و چه سنی، و بار ها هم گفته ایم که ما اهانت به مقدسات اهل سنت را گناهی بزرگ می دانیم و خود مان را هم معصوم نمی دانیم. معتقد هستیم.

المعصوم من عصمه الله.

اشتباه کرده ایم می کنیم و خواهیم کرد. ولی این شجاعت را داریم که اگر کسی بیاید اشتباهات ما را تذکر بدهد برای اصلاح آن نهایت تلاش مان را به کار می بریم. در رابطه با فضائل امیر المومنین سلام الله علیه که ما مفصل عدله ی قرآنی را مطرح کردیم و عدله ی روایی را مطرح کردیم. و دوست داشتیم که کار شناس های این شبکه های وهابی بیایند نقد عالمانه بکنند به جای این که بروند سگ های ول گرد بعضی از کشور ها را بیاورند حطاکی کند به قول آقای یزدانی عزیز ما بیایند نقد علمی بکنند. و این چنین حرف های بی اساس که البته ما خدا را شاکر هستیم که مخالفین و دشمنان اهل بیت را اضافه بر این که بر طبق نص صریح نبی مکرم مشکل نسبی دارند این ها از احمق ترین انسان ها و جاهل ترین انسان ها هستند.

و بار ها هم گفته ایم اگر این کار شناسان این شبکه ها سواد داشتند ما برای بعضی از سوالات شان باید خودمان را به زحمت می انداختیم ولی الحمد الله حتی بچه های کوچک ٩ ساله ام حاضر هستند پاسخ این ها را بدهند. و اما در رابطه با امیر المومنین سلام الله علیه ما فضائل منحصر به فرد امیر المومنین را همان روایتی که عرض کردیم از ابن عباس می گوید: ١٠ تا و خورده ای علی فضائل منحصر به فرد دارد. من می خواهم امروز ٣ تا جمله ای از بزرگان اهل سنت مثل آقای احمد بن حنبل بگویم و بعد از بینندگان عزیز به ویژه عزیزان اهل سنت تقاضا کنم که یک مقدار تأمل کنند. دنیا دو مرتبه نمی آییم یک مرتبه آمده ایم و خواهیم رفت. و بعد از آمدن جناب آقای ملک الموت دیگر فرصت فکر کردن هم به ما نمی دهند. و اجازه ی برگشتن هم به ما نمی دهند. هر چه بگویم،

رب ارجعوني لعلي عمل صالحا في ما ترک.

به ما جواب می آید. نه،

کلا و هي کلمة و من وراء ها برزخ إلي يومه.

و عزیزان فقط دقت کنند حالا اگر چنان چه واقعا نظر مبارک شان بر این شد که علی شایسته ی خلافت نیست، واقعا دلیل دارند علی خلیفه ی اول نیست و دیگران هستند،

أهل و سهلا و مرحبا.

و ما هم الان در طول این مدت از کار شناسان وهابی یک سوالی کردیم به جای این که بیایند کتاب صحیح کافی و امثال این، یک سری چرندیاتی سر هم کنند بیایند برای ما اثبات کنند عدله ی خودشان را از کتاب و سنت بر مشروعیت خلافت جناب آقای ابو بکر و همچنین خلیفه ی دوم و سوم، بیایند بگویند. حالا می گویند مذهب شیعه مذهب باطل است باشد الان ما می خواهیم مذهب شما را انتخاب بکنیم چه کار بکنیم؟ یک دلیل از کتاب بیاورید، از قرآن بر صحت خلافت جناب آقای ابو بکر، یک روایت صحیح از پیغمبر بیاورید، یک اجماع سر و تهی داشته باشد که بزرگان شما بر آن اجماع انتقاد نکرده باشند. حتی یک اجماع اهل حل عقلی هم ما بار ها اعلام کردیم بیاورید که ببینیم چه است! حداقل ما هم عدله ی شما را ببینیم تأمل کنیم شاید شما راست می گویید! نبی مکرم با آن عظمت اش می گوید:

و إنا أوحياکم و لا هدا أو في ضلال مبين.

به مشرکین می گوید یا ما در هدایت هستیم شما در ضلالت یا ما در ضلالت هستیم شما در هدایت.

بیاورید برهان خودتان را،

إن کنتم صادقين.

این بزرگواران بیاییند اعلام بکنند. البته من عرض کنم طرف حساب من اهل سنت نیست این شبکه های شیطانی است که هر روز دارند مسائل را مطرح می کنند و به جای این که حتی نسبت به این فضائل بی پایان علی یک اشاره ای داشته باشند حالا ما نمی خواهیم و دنبال این نیستیم تندیسی از خلیفه ی اول و دوم کنیم ولی این سریال هایی که دارند پخش می کنند دروغ در دروغ، تحریف در تحریف یا این کتاب های شما درست است یا درست نیست. در این سریال ها چرا از این کتاب هایی که در روایات آورده اید مگر همین حدیث،

کاذبا عاصما قادرا.

در چند جای صحیح بخاری و مسلم نیامده است؟ چرا در سریال نیست؟ عربی اش را که یک سری تحریفات داشتند تبدیل کردند به فارسی گند در گند زدند. باز می گویند چرا علمای شیعه تأمل نمی کنند! بزرگان شما مثل آل شیخ و غیره فتوا به حرمت داد. گفت همچین فیلم ها و همچین سریال ها خلاف شرع است و حرام است. تصویر صحابه را کشاندن حرام است. یک آقایی که در ٤ تا فیلم های خراب بازی کرده است آمده این جا نقش ابو بکر و عمر و خالد و امثال این بازی می کند. واقعا باید گفت: زهی این بی غیرتی که شما این چنین حتی فتاوای علمای بزرگ خودتان را هم ارزش نمی گذارید. من مخصوصا این بحثی که برادر عزیزم جناب آقای ابو القاسمی داشتند جلسه ی اول ان شاء الله تکه هایی از آن پخش خواهد شد ما از خدای مان است آقایان بیایند حداقل بنشینند واقعیات را برای مردم بیان بکنند.

شما بیایید بگوییم اصلا جناب عمر از پیغمبر بالا تر است و از خدا هم بالا تر است. ما به هیچ وجهی بخیل نیستیم عزیز من شما دارید از کیسه ی خلیفه می بخشید وقتی می خواهید دروغ بگویید دیگر در دروغ گفتن چون که آب از سر گذشت چه یک وجب و چه ١٠٠ وجب فرقی نمی کند دیگر صحابه را هم از خدا بالا تر بدانید ما کاری نداریم. ولی واقعیات این است. عزیزان اگر مانیتور من را محبت بکنند ببینید این عبارتی است که جناب آقای ابن جوزی نقل می کند از احمد بن حنبل، می گوید:

ما لأحد من الصحابة من الفضائل، بالأسانيد الصحاح مثل ما لعلي رضي الله عنه.

در حق هیچ کدام از صحابه آن فضائلی که برای علی با سند های صحیح است نیامده است.

آیا در این شبکه ها یک دفعه این را از احمد بن حنبل نقل کرده اند؟ یا نه معتقد هستند احمد بن حنبل معصوم نبوده؟ همان طور که گفتند مسلم معصوم نبوده و زید بن ارقم معصوم نبوده، فقط شما معصوم هستید؟ یا جناب عبد القادر بن بدران یکی از متاخرین است بلکه از معاصرین است می گوید:

و کان الإمام أحمد يقول.

همواره احمد بن حنبل این را می گفت:

ما لأحد من الصحابة من الفضائل بالأسانيد الصحاح ما لعلي.

می گوید آن فضائلی که با سند های صحیح برای علی بن ابی طالب است برای هیچ کدام از صحابه نیست.

از این واضح تر و روشن تر؟

فأين تذهبوا.

آیا فردای قیامت نبی مکرم جلو شما را بگیرد شما چه جوابی دارید؟ و همچنین جناب محمد بن یحیی مالقی همین تعبیر را دارد. و حاکم نیشابوری باز از محمد بن منصور می گوید من خودم با گوش های خودم از احمد بن حنبل شنیدم که،

ما جاء لأحد من أصحاب رسول الله صلی الله عليه و سلم من الفضائل ما جاء لعلي بن أبي طالب.

برای هیچ کدام از صحابه پیغمبر چه ابو بکر، چه عمر، چه خالد، چه عمار، فضائلی که برای علی است برای آن ها نیست.

دیگر از این واضح تر؟ دنبال چه می گردیم ما؟ ابن حجر مکی است از علمای بزرگ شافعی است می گوید:

الفصل الثانی في فضائله رضی الله عنه و کرم الله وجهه.

بعد می گوید:

و هي کثيرة عظيمة شهيرة.

این فضائل علی هم زیاد است هم بزرگ است و هم شهرت جهانی دارد.

حتی به جایی رسید احمد بن حنبل گفته است.

ما جاء لأحد من الفضائل ما جاء لعلي.

فضائلی که برای علی آمده برای هیچ کدام نیامده است.

ابن حجر عسقلانی اگر ابن حجر مکی را هم قبول ندارید دیگر عسقلانی که دیگر صد در صد مورد قبول شما است. بعد از این که نقل می کند می گوید احمد بن حنبل گفته است برای هیچ کدام از صحابه فضائلی که برای علی است نیست، بعد می گوید نسائی و دیگران گفته اند:

و في هذا کفاية.

همین بس است. می گویند در خانه کس است یک حرف بس است. یا خود عبد الله پسر احمد بن حنبل می گوید: من حدیث سفینه را که حالا داستان اش مفصل است در رابطه با ترتیب فضائل را نقل کرده اند بعد گفته اند نظر شما در تفصیل چه است؟ گفت در خلافت ابو بکر، عمر، عثمان،

فقلت؟ فعلي؟

پس علی چه؟.

قال علی من أهل بيت لا يقاس بهم أحد.

علی از اهل بیتی است که با هیچ کسی قابل مقایسه نیست.

حالا من از آقای احمد بن حنبل می خواهیم سوال کنیم جناب احمد شما که می فرمایید:

علی من أهل بيت لا يقاس بهم أحد.

آیا در بحث خلافت قائل به افضلیت هم هستید؟ یا بعضی از معتزله معتقد هستید که نه افضلیت نیست،

الحمد الله الذي قدم المفصول اللفاضل.

شکر خدا که جاهل را بر عالم، مفضول را بر فاضل مقدم کرد.

شما که این طور لالایی بلد هستید چرا خواب تان نمی برد؟ این ها همه نشان گر این است که امیر المومنین جای گاه ویژه ای دارد و یکی از منحصر ترین فضیلت علی سلام الله علیه کسی همچین ادعایی نکرده است این است که علی نفس پیغمبر است. شما هر فضیلتی برای دیگر صحابه شما بیاورید در یک کفه بگذارید تمام فضائل شان را با این حدیث مربوط به آیه ی مباهله و حدیث،

إن عليا مني و انا منه.

علی از من و من از علی هستم.

در حق کدام صحابه گفته است که فلانی از من است و من از او هستم؟ خود حاکم نیشابوری هم می گوید:

هذا حديث صحيح علی شرط مسلم.

ذهبی هم می گوید صحیح است. البانی هم آمده می گوید صحیح است روایت، علی نفس پیغمبر است. این هم دیگر صحیح مسلم شما است که وقتی آیه ی شریفه ی مباهله نازل شد که پیغمبر بنا شد با نصارای نجران مباهله کند.

فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءکم و أنفسنا أنفسکم.

پیغمبر اکرم علی، فاطمه، حسن و حسین را برای مباهله برد.

وقتی علی که برای اثبات نبوت پیغمبر شایستگی دارد آیا برای خلافت غیر از او شایسته است؟ خود ابن کثیر دمشقی هم می گوید:

أنفسنا و أنفسکم علي بن أبي طالب.

است. بعد می گوید حاکم نیشابوری گفته این شرائط صحیح مسلم را دارد. زمخشری هم می فرماید:

و فيه دليل لا شئ أقوی منه علی فضل أصحاب الکساء.

این آیه ی مباهله و امیر المومنین صدیقه ی طاهره و امام حسن و امام حسین که برای اثبات نبوت پیغمبر رفته اند و در این جا علی بن ابی طالب نفس پیغمبر شمرده شده است. فضیلتی است که بالا تر از این دیگر فضیلتی نیست.

لا شئ أقوی منه علی فضل أصحاب الکساء.

این ها همه نشان گر این است که این مباحث واقعا واضح و روشن است. ان شاء الله امیدواریم عزیزان بیننده ی ما شیعه و سنی یک مقداری دقت کنند. به قولی من آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم تو خواه از سخن ام پند گیر خواه ملال، بعضی از عزیزان اهل سنت می آیند وقتی روایت می آوریم برای آن ها می گویند آقا من تأمل می کنم. منتظر هستیم تا تأمل کنند مطالعه کنند هفته ی آینده بیاید روی خط بگوید من مطالعه کردم و نتیجه ی مطالعه ام چه بود! ولی می بینیم که عزیزان ما یا نمی آیند روی خط و یا اگر هم می آیند همه،

نسين من سيا.

شده است. من در خدمت شما هستم.

آقای محسنی:

سپاس گذاریم حضرت استاد مطالبی که فرمودید بسیار زیبا و جالب بود ما برای این که بینندگان عزیز مان مخصوصا برادران اهل سنت مان که ارتباط بهتری بر قرار بکنند با ما، ما خدایی نکرده قصد جسارت و بی ادبی همچنین حضرت استاد هم که اشاره کردند نداریم. چون ما از این طرف داریم فضیلت حضرت امیر با علمیت شان طبق این روایاتی که از کتب برادران اهل سنت است برای شما داریم نقل می کنیم. و می گوییم که حضرت امیر این فضائل را دارد از جهت علمی، این مباحث تقدیم شما شد حالا داریم این طرف مباحث را هم مطرح می کنیم که حالا آیا کسانی که خلیفه ی اول و دوم شدند که ما احترام می گذاریم به همه ی مقدسات برادران اهل سنت مان از آن طرف هم می خواهیم از جهت علمی این ها را هم بحث بکنیم که حالا این حضرت امیر بود با این فضائل که در این درجه و طبقه قرار داشت حالا آن طرف را هم نگاه می کنیم که جای گاه شان چه است؟ من سوال را از حضرت استاد این طور می پرسم و این را خواهش می کنم که استاد برای ما جواب بدهند.

استاد شما جای گاه علمی حضرت امیر علیه السلام را برای ما مطرح کردید طبق این روایاتی که گفته شد از آن طرف می خواهیم جای گاه علمی خلیفه ی اول و خلیفه ی دوم نسبت به مسائل ابتدایی و اولیه ی فقهی که دیگر خیلی ساده است که آیا مسلمان ها این ها را می دانند به هر صورت یک حاکم اسلامی که در رأس حکومت قرار می گیرد باید حتما مباحث را بلد باشد. خواستم ببینم جای گاه علمی خلیفه ی اول و دوم در کتب اهل سنت چه گونه بوده؟

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

ببینید ما در رابطه با حضرت امیر سلام الله علیه مفصل از قول خود عائشه همسر پیغمبر آورده ایم بر این که این ها که خود جناب بخاری در تاریخ کبیر شان از قول عائشه می گوید:

علي أعلم الناس بالسنة.

عالم ترین انسان ها به سنت پیغمبر است.

و دو باره باز همین تعبیر را می گوید:

علي أعلکم بالسنة.

علی عالم ترین شما است به سنت نبی مکرم.

باز جناب ابن حجر دارد،

إنه أعلم من بقي بالسنة.

عالم ترین کسی است که باقی مانده از اصحاب پیغمبر به سنت.

بعد سنت را هم ما معنا کردیم، خود سعد بن ابی وقاص همین تعبیر را دارد،

ألم يکن أعلم الناس.

آیا علی عالم ترین انسان ها نیست؟

جناب عمر بن الخطاب طبقات الفقهاء ابو اسحاق شیرازی می گوید:

أنت أعلمهم و أفضلهم.

خلیفه ی دوم به علی می گوید تو عالم ترین صحابه هستی. و فاضل ترین صحابه هستی.

یا می گوید:

أقضانا علي.

عالم ترین فرد به قضاوت علی بن ابی طالب است.

قضاوت نیاز به علم سنت دارد. کسی سنت پیغمبر را نداند نمی تواند قضاوت کند. وقتی می گوید:

أقضانا علي.

قضاوت و اقضا بودن دلیل بر این است که تسلط اش بر مباحث سنت بیش تر است.

لو لا علی هلک عمر.

و امثال این قضایا را ما مفصل از قول خود صحابه ما آوردیم. و همچنین از ابن عباس آوردیم که فرمودند: ٩٠ در ١٠٠ علم دست علی است و ١٠ در ١٠٠ دست مردم است. به خدا قسم علی در این ١٠ در ١٠٠ هم با مردم شریک است. این عبارت هایی بود که از منابع معتبر مثل اسد الغابه و دیگر کتاب های اهل سنت بود. عبد الله بن مسعود می گوید:

أعلم أهل المدينة بالفرائض علی بن أبي طالب.

و اسود بن یزید از صحابه است می گوید:

لم أر بالکوفة من أصحاب محمد أعلم من علي بن أبي طالب.

و امثال این ها، ابو طفیل می گوید: من کسی را ندیدم غیر از علی که بیاید بگوید مردم هر چه می خواهید از من سوال کنید. از هر آیه ای سوال کنید من جواب می دهم. این قضایا را ما نسبت به امیر المومنین سلام الله علیه آورده ایم. اما در رابطه با جناب آقای ابو بکر، شما ببینید ما آن دفعه مطالبی را عرض کردیم از آقای ابو بکر که می گوید من به آیات قرآن سوال می کنم،

و فاکهة و أبا.

می گوید من زیر کدام آسمان و بالای کدام زمین زندگی کنم سخنی بگویم که نمی دانم، از خلیفه ی دوم هم همین طور، حالا اگر عزیزان این بخش را هم ببینند من تقاضا دارم عزیزان خوب دقت کنند. ما می خواهیم مقایسه کنیم همه هم از کتب اهل سنت است. از کتب شیعه هم نمی خواهیم نقل کنیم. فردی از اصحاب قبیصه بن ذویب می گوید:

جاءت الجدة إلی أبي بکر الصديق تسأله ميراثها.

یک جده ای که نوه اش از دنیا رفته بود آمده است از ابو بکر سوال می کند که من ارث ام از این نوه ام چه قدر است؟

فقال لها أبو بکر: مالک في کتاب الله شيء.

در کتاب خدا هیچ چیز برای تو نیست.

و ما علمت لک في سنة رسول الله شيئا.

در سنت پیغمبر هم در باره ی جده هیچ چیز معین نشده است.

حتی أسأل الناس.

از مردم سوال کن.

ببینید عزیزان این را جناب مالک در موطأ نقل می کند. بعد ایشان می گوید نه در کتاب خدا و نه در سنت پیغمبر هیچ چیز برای شما نیست. حالا گویا،

لکل واحد منهما،

و غیره گویا اصلا آیه ی قرآن نباشد.

فسأل الناس.

از مردم سوال کرد.

آن در باره ی امیر المومنین بود. این هم چیزی است که شما در کتاب های تان آورده اید. ما حداقل این حق را داریم که سوال بکنیم که علی با آن علمیت به شهادت عائشه ام المومنین، ابن عباس، سعد بن ابی وقاص، اسود بن یزید و دیگران، و این هم چیزی است که شما گفته اید. بعد از مردم سوال کرد ای مردم در سنت پیغمبر در کتب چیزی است؟ مغیره بن شعبه گفت من خدمت پیغمبر بودم،

أعطاها السدس.

یک ششم مال نوه را به جده داد.

جناب ابو بکر می گوید:

ما علمت لک في سنة رسول الله شيئا.

در سنت پیغمبر هیچ چیزی برای شما معین نشده است.

مغیره می گوید: پیغمبر یک ششم اموال نوه را در اختیار جده گذاشت. بعد جالب این است،

فقال هل معک غيرک،

حرف تو برای من حجت نیست.

آیا مغیره بن شعبه صحابه است یا نیست؟ قول یک نفر صحابه را می گوید نه آقا این به درد من نمی خورد شما بروید یک نفر دیگر بیاورید شهادت بدهد که راست می گویی تو پیغمبر یک ششم داد.

فقام محمد بن مسلمة الأنصاري.

محمد بن مسلم انصاری هم بلند شد.

فقال مثل ما قال المغيرة.

گفت بله من هم بودم پیغمبر یک ششم داد.

فأنفذه لها أبو بکر.

بعد آقای ابو بکر فرستاد آن جده را آوردند گفت یک ششم اموال نوه که از دنیا رفته است مال شما است.

جالب این جا است می گوید:

ثم جاءت الجدة الأخری إلی عمر بن الخطاب تسأله ميراثها.

می گوید یک جده ی از زمان خلافت خلیفه ی دوم آمد گفت من نوه ام از دنیا رفته است من چه قدر ارث می برم؟

فقال لها مالک في کتاب الله شيء و ما کان القضاء الذي قضي به الا لغيرک و ما أنا بزائد في الفرائض شيئا.

من نه در کتاب خدا و نه در سنت هیچ چیز برای شما نیست.

بعد آمد گفت،

و لکنه ذلک السدس فإن اجتمعتما فهو بينکما و أيتکما خلت به فهو لها.

این یک ششم مال شما است. اگر جده و جده بودید یک ششم بین شما تقسیم می شود نفری یک دوازدهم و اگر نه جده ی تنها بود یک ششم،

قرآن چه می گوید:

لکل واحد منهما السدس.

ما که هیچ تعلیقه ای هم نمی زنیم. جناب ترمذی هم متوفی ٢٧٩ همین روایت را می آورد می گوید:

و هذا أحسن و هو أصح.

این حدیث احسن و صحیح است.

از حدیث عبینه است. حاکم نیشابوری می آورد می گوید:

صحيح علی شرط الشيخين.

شرائط صحیح مسلم و صحیح بخاری را دارد.

ذهبی هم می گوید روایت صحیح است. حالا اگر کسی از شما سوال کند آیا انسان علی را با این علمیت با این وسعت علمی کنار بگذارد دنبال کسی برود که حتی در مسائل ظاهری اطلاعی ندارد و می گوید نه در کتاب و نه در سنت چیزی نیست از مردم می آید سوال می کند. مثلا اگر همین اتفاق برای مفتی اعظم سعودی آقای آل شیخ بیافتد آیا شما وهابی ها چه قضاوت می کنید؟ همین را به ما بگویید ما هیچ اصلا و ابدا نه تعلیقه می زنیم و قضاوت را هم به عهده ی عزیزان و بزرگواران اهل سنت می گذاریم. هر شیعه ای هم بیاید اظهار نظر کند ما به هیچ وجهی اظهار نظر شیعیان را هم ما نمی پذیریم. یا اگر توضیحی می خواهند بدهند ما فرمایشات شان را می بوسیم و روی چشم مان می گذاریم و از دور پیشانی شان را هم می بوسیم بیایند در این زمینه اظهار نظر کنند شاید مطالبی است ما خبر نداریم. ما اطلاع نداریم. این ها را بزرگواری کنند بیایند هم ما را روشن کنند و هم بینندگان ما را روشن کنند من گمان می کنم از این بهتر نشود سخن گفت.

آقای محسنی:

سپاس گذاری می کنم حضرت استاد تقریبا ١٥ دقیقه با پایان وقت قسمت اول برنامه مانده است و بخش پایانی هم خدمت شما عزیزان می شود. من یک سوال دیگر هم بپرسم حضرت استاد همان در ادامه ی مباحثی که حضرت عالی مطرح کردید در رابطه با کلاله که در قرآن هم مطرح شده است از جناب خلیفه ی اول سوال شده است که در باره ی کلاله یک پاسخ عجیبی داده شده است. من خواهش می کنم که این را برای بینندگان عزیز مان مطرح کنید خارج از لطف نباشد.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

بله، در رابطه با بحث کلاله، اولا کلاله را من خدمت دوستان عرض کنم در قرآن است که در رابطه با کلاله می پرسند و این ها، کلاله یعنی آن میتی است که از دنیا رفته باشد نه پدر دارد و نه فرزند دارد. یعنی وراث درجه ی اول ندارد. حلقه ی اول نیست. آقای زیدی از دنیا رفته است نه پدر و نه فرزند دارد. برادر دارد، خواهر دارد، حالا این برادر و خواهر ابوینی باشند یعنی با این میت پدر و مادر شان یکی باشد و یا نه ابی باشد و یا امی باشد فرقی نمی کند یک فردی از دنیا رفته است یک برادری دارد فقط از پدر با هم یکی هستند مادر شان دو تا است. یا نه یک فردی از دنیا رفته است از پدر یکی نیستند از مادر یکی هستند. عرب به این می گوید کلاله، این را عزیزان دقت کنند، ابن کثیر دمشقی سلفی این را مطرح می کند از آقای شعبی که از او تعبیر می کنند،

أمير المؤمنين في الحديث.

از ا بو بکر صدیق،

أنه سئل عن الکلالة.

سوال کردند رأی شما در رابطه با کلاله چیست؟

البته در ذیل اش هم است که می گوید:

الکلالة من لا ولد له و لا والد.

نه پدر از این میت زنده است و نه فرزندی دارد.

سوال کردند از کلاله که یک نفر از دنیا رفته است پدر و فرزند ندارد. ببینید عزیزان من تقاضا دارم خوب دقت کنید. قسم می دهم بینندگان عزیز را به هر چه که دوست دارند خدا را دوست دارند به خدا، پیغمبر را دوست دارند به پیغمبر، خلیفه ی اول و دوم را دوست دارند به آن ها، عائشه ام المومنین را دوست دارند به آن قسم، به هر کس که دوست دارند من سوگند می دهم به اندازه ی یک لحظه این تعصب فکری را از ذهن مبارک شان کنار ببرند. جناب ابو بکر جواب داد،

فقال أقول فيها برأيي.

من با نظر خودم رای خودم فتوا می دهم.

حالا این خیلی مهم نیست مجتهد است می خواهد نظر بدهد. البته مجتهد هم بخواهد نظر بدهد باید یا به قرآن و یا به سنت بر دارد، ابتدای امر این ٢ تا است مصدر شریعت، می گوید:

فإن يکن صوابا فمن الله.

اگر این رای که می دهم در رابطه با کلاله اگر خوب است این پس مال خدا است و خدا به من الهام کرده است.

و إن يکن خطأ فمني و من الشيطان.

اگر این فتوای من خلاف بود، خطا بود، اشتباه بود، این اشتباه از من از شیطان است.

و الله و رسوله بريئان منه.

خدا و پیغمبر از این نظر براعت دارند.

دو باره عزیزان دقت کنند می گوید اگر به رای خودم سخن بگویم و این رای من رای ثواب و درستی باشد این مال خدا است، اگر خطا باشد مال من و شیطان است. این چه است؟ من عذر می خواهم اگر چنان چه امام جماعت شما همچین تعبیری به کار ببرد آیا شما حاضر هستید پشت سر آن امام جماعت نماز بخوانید؟ زکات مال تان را هم به او بدهید؟ بعد می گوید:

فلما ولی عمر قال إني لأستحي أن أخالف أبا بکر في رأي رآه.

جناب عمر هم که روی کار آمد در باره ی کلاله پرسیدند گفت رای همان رایی است که آقای ابو بکر گفته است.

اگر ثواب است و درست است مال خدا است و اگر خطا است و اشتباه است از من و از شیطان است، این را آقای ابن کثیر دمشقی سلفی متوفی ٧٧٤ نقل می کند. بعد می گوید:

و کذا رواه ابن جرير و غيره.

ابن جریر و دیگران این را به همین شکل نقل کرده اند.

جالب این جا است ابن تیمیه ی حرانی امام خدای آقایان وهابی ها، به تعبییر حصنی دمشقی کسی که،

امامه الشيطان.

پیشوایش ابلیس و شیطان است.

می گوید قول ابن مسعود،

لما سئل عن المفوضة.

ابن مسعود در رابطه با مفوضه سوال کردند.

آن هم بر گشت گفت اگر من به رای خودم نظر بدهم درست بود مال خدا است و اگر اشتباه بود از من و شیطان است. خدا و پیغمبر از آن بیزار هستند.

و کذلک قال أبو بکر في الکلالة و قال عمر نحو ذلک.

این آقا آمده است ابرو درست کند زده است چشم را هم از بیخ کور کرده است. توضیح داده است و خواسته دفاع کند از آقای ابو بکر، می گوید ابو بکر گفت اگر چنان چه درست باشد از خدا است و اگر اشتباه باشد مال ما و شیطان است می دانید معنای آن چه است؟ معنایش این است،

أن الصواب قد أمر الله به.

کار خوب چیزی است که خدا امر کرده است و تشریع کرده است.

اما اگر خطا بود و اشتباه بود چه است؟

لم يأمر به و لم يحبه و لم يشرعه.

اگر فتوا اشتباه بود نه خدا دوست دارد و نه دستور داده است و نه خدا تشریع کرده است.

بل هو مما زينه الشيطان لنفسي.

این فتوای اشتباه که داده اند و این اجتهاد اشتباه من به خاطر این است که شیطان این را برای من زینت داده است.

من از دوستان تقاضا دارم آیات قرآن را که،

زينه الشيطان، زينه الشيطان.

را بگیرند. ببینید قرآن چه می گوید! ببینید چه خبر است در قرآن! می گوید ابو بکر و عمر که گفته است اگر اشتباه کردیم مال شیطان است یعنی شیطان این را برای ما زینت داده است.

ففلته بأمر الشيطان.

این فتوای اشتباهی که دادم شیطان به من دستور داده است.

فهو مني و من الشيطان.

این فتوای اشتباه این اجتهاد اشتباه از من و از شیطان است.

عزیزان این هم فرمایش آقای ابن تیمیه است. حالا ما این سوال را از شما می کنیم دوست داریم عزیزان خوب به ما جواب بدهند چه از علمای بزرگ اهل سنت و چه از این کار شناس ها، یک فردی که می آید می گوید، این را ابن تیمیه دارد می گوید، اگر من در این رای ام و اجتهاد ام اشتباه کردم این اشتباه مال شیطان است و شیطان به من دستور داده است. آیا یک حاکم اسلامی بیاید طبق دستور شیطان یک حرفی بزند و این در جامعه هزاران سال که می خواهد به این عمل بشود آیا این از مصادیق بدعت است یا از مصادیق بدعت نیست؟ می گوید اگر فتوای ام اشتباه باشد مال من و شیطان است. سوال دوم، شما که می فرمایید جناب عائشه و طلحه و زبیر و معاویه در جنگل جمل و صفین اجتهاد فرمودند ٣٠ هزار انسان بی گناه در جمل کشته شد و ١١٠ هزار در صفین کشته شد می فرمایید این ها اجتهاد کرده اند در اجتهاد شان اشتباه فرمودند که بالا تر از این که نیست! حق با علی بوده.

این ها اجتهاد کردند و اجتهاد اشتباه بوده، طبق فرمایش ابن تیمیه، طبق فرمایش آقای ابو بکر، طبق فرمایش آقای عمر، آیا این از مصادیق زینه الشیطان بود یا نبود؟ از مصادیق،

ما يأمر بالشيطان.

بود یا نبود؟ این را برای ما روشن کنید شما، آیا این اجتهادی که این ها کردند این اجتهاد بگویید ثواب نبوده، اجتهاد ثواب مال علی است. این ها اجتهاد کرده اند اجتهاد شان ثواب نیست. طبق فرمایش این ٢ خلیفه، و توضیحی که آقای ابن تیمیه شیخ الاسلام داده است می فرماید:

مما زينه الشيطان و ففعلته بأمر الشيطان.

یک کاری که به امر شیطان باشد مسئولیت اش با که است؟ آیا کسی که به امر شیطان کاری بکند آیا عدالت برای او باقی می ماند یا نمی ماند؟ شما که می گویید کل صحابه عدول هستند و کل صحابه اهل بهشت هستند اگر بنا باشد که امر شیطانی باشد، نسبت به پیغمبر که بالا تر که نیستند. به پیغمبر می گوید:

لو تقول علينا بعض الأقاول.

یک جمله به ما ببندد ما رگ گردن اش را می زنیم. از این واضح تر؟

لئن اشرک ليهبتن أعملک.

بعد جالب این است این را آقای ابن تیمیه در منهاج السنه ج ٣ ص ١٤٥، مال نشر موسسه ی قرطبه ی مصر سال ١٤٠٦، حرف جالبی دارد در مجمع الفتاوی آن جا دیگر خواسته است ابرو درست کند زده چشم را داغان کرده است اصلا کلا قیافه را هم مثل بعضی از این پزشک ها که عمل جراحی پلاستیکی انجام می دهند طرف را از قیافه ای هم که مانده است می اندازند. بفرمایید آقای ابن تیمیه می گوید این حرف هایی که ما می زنیم اگر کسی بگوید این ها از پیش خودتان این حرف ها را می زنید می گوید نه آقا این قول صحابه است حرف ما همان اشتباه هم می کنیم اشتباه مال ما است و شیطان،

و کذلک قول الصحابي و إن يکن خطأ فمنی و من الشيطان.

بعد می آید می گوید:

يبين ذلک أن المحرمات جميعها من الکفر و الفسوق و العصيان.

جمیع محرمات کفر و فسق و عصیان.

يفعلها العبد لجهله أو لحاجته.

یا به خاطر این که جاهل است کافر شده است یا احتیاج دارد.

چون به این گناه احتیاج دارد. به این کفر احتیاج دارد. بعد می گوید عالم به مضرات کفر و گناه باشد قطعا می آید اصلاح می کند و بعد آخر یک افاضه ی خیلی جالبی دارد می گوید:

الجهل أصله عدم.

جهل اصل عدمی است.

و الحاجة أصلها العدم.

حالا جهل اصل عدمی است ما قبول می کنیم هیچ حرفی نیست، ولی آیا حاجت هم اصل عدمی است؟ یا اصل وجودی است؟ حالا ما خیلی زیاد در این بحث نرویم که آقایان می گویند بحث را بحث فلسفی کردید. ببینید این قضیه جناب آقای محسنی عزیز از جناب ابو بکر سوال می کنند از کلاله، از عمر سوال می کنند از کلاله، می گوید اگر من رأی بدهم و رای ام اگر درست بود مال خدا است و اگر خلاف بود مال من و شیطان، به قول فرمایش آقای محسنی آیا این در قرآن آمده است یا نه؟ این آقایانی که شیعه را متهم می کنند که این ها قرآن نخوانده اند و مشکل با قرآن دارند! این آیه ی قرآن است! دیگر قرآن را که دیگر ما درست نکردیم، قرآن را شیعه تحریف دارد اصلا این آیات را ندارد، قرآن شما که تحریفی نیست این آیه را الحمد الله بز جناب عائشه نخورده است. گوسفند جناب حفصه و ام سلمه هم نخورده است. این الحمد الله از دست رس بز در امان مانده است.

يستفتونک.

از تو سوال می کنم.

که دارد مراد از فردی که سوال کرده است جابر بن عبد الله بوده.

قل الله يفتيکم في الکلالة.

خدا فتوا می دهد در کلاله.

خدا فتوا داد آن وقت جا دارد که ما بگوییم من به رأی خودم می گویم اگر درست بود مال خدا و اگر غلط بود مال من و شیطان؟ ابن تیمیه هم بیاید بگوید شیطان،

زينه و أمره به.

خدا فتوا می دهد در کلاله در ٢ جا، در سوره ی نسا اگر اشتباه نکنم یکی آیه ی ١٢ است و یکی آیه ی ١٧٦ است. در آیه ی ١٢ در رابطه با آن وارث میتی که با میت فقط از نظر مادری یکی هستند از پدر جدا هستند آن جا را ما نمی خواهیم اصلا در باره ی آن حرف بزنیم لازم هم باشد در باره ی آن هم ما مطرح می کنیم. این آیه در رابطه با آن است که پدری و مادری با میت یکی هستند.

إن امرو هلک ليس له ولد.

یک مردی از دنیا رفته است فرزندی ندارد.

فرض قضیه این است که پدر هم ندارد چون پدر هم بود هیچ تفاوتی نداشت.

و له أخت.

این میت خواهر دارد فقط.

ولی خواهری که مادر و پدرش با میت یکی است.

فلها نصف ما ترک.

نصف اموال مال این خواهر است.

٥٠ در ١٠٠ به خواهر می دهند و ٥٠ در صد هم سایر وراث.

و هو يرثها.

اگر این خواهر تنها هم از دنیا رفت این برادر هم عین همین ارث را از او می برد.

إن لم يکن لها ولد.

اگر این خواهری که با میت پدری و مادری یکی بود این مرد همان برادر هم همین اندازه ارث می برد.

فإن کانتا اثنتين.

اگر این خواهر ها ٢ تا بودند.

فلهما الثلثان مما ترک.

این ها ٢ سوم اموال را می برند و ١ سوم به سایر وارث می رسد.

و إن کانوا إخوة رجالا و نساء فللذکر مثل حظ.

اگر چنان چه وارث میت هم برادر بود و هم خواهر بود این ها پسر ٢ برابر دختر یعنی برادر ٢ برابر خواهر ارث می برد.

حکم کلاله در این جا به وضوح آمده است دیگر احتیاجی به توضیح هم ندارد که جناب خلیفه بیاید و بفرماید که من به رای خودم می گویم اگر خوب بود مال خدا و اگر هم بد بود مال من و شیطان! حالا این که این قضیه شاید آقایان بگویند هنوز آن زمان قرآن ها جمع نشده بوده ولی زمان خلیفه ی دوم دیگر قرآن جمع شده بوده،

آقای محسنی:

خیلی ممنون حاج آقا، قسمت اول اش که حاج آقا من می خواستم بگویم که این قسمت را شما خیلی اهمیت ندادید و توجه نکردید بیش تر قسمت بعدی را گفتید. من می خواستم بگویم که نسبت به خیلی از روایت هایی که نبی مکرم است که کسی که تفسیر به رای می کند و لو این که ثواب هم باشد آتش به صورت اش می اندازند این چرا مخالفت نمی شود با این قضیه؟

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

حالا این را ما مفصل قبلا هم گفته ایم که اگر کسی در قرآن به رای خودش نظر بدهد.

قرآن برأيه فليتبي مقعده من النار.

حالا بحث قرآن نیست چون نمی خواهد بگوید قرآن را به رای خودش می خواهد نظر بدهد نه، بحث سر این است که اصلا همچین چیزی در شریعت نیست نه در قرآن و نه در سنت، من رای خودم را دارم می گویم. فتوای خودم را دارم می گویم. نظر خودم را دارم می گویم. همان طوری که آیه ی تیمم را جناب خلیفه ی دوم خبر نداشت سوال می کنند کسی که جنوب شد چه کار کند می گوید اصلا نماز نخواند. در این جا هم ما می بینیم که جناب خلیفه ی اول این طور می فرماید. عرض کردم ما نه قصد اهانت داریم و نه قصد جسارت داریم ان شاء الله امید واریم که عزیزان ما در این زمینه یک مقداری ملاحظه کنند و مطالعه کنند در رابطه با تیمم در همین سوره ی نساء است آیه ی تیمم، آیه ی ٤٢ و ٤٣ است. آن جا به صراحت دارد.

أولي مستم النساء.

با زنان ت ان هم بستر شدید.

فلم تجدوا ما أن.

آب پیدا نکردید.

فتيمم سعيدا طيبا.

ان شاء الله ما در جلسه ی بعد مفصل خواهیم آورد. ببینید آیا این آقایانی که شیعه را این چنین متهم می کنند آیا این ها را هم جواب می دهند؟ من این جا طرف حساب ام اهل سنت نیست این شبکه های شیطانی که هر روز سوال می کنند که چرا روحانیون علمای شیعه با این سریال مشکل دارند همان طور که با قرآن مشکل دارند؟ آقا واقعا راست می گویید به این بیاید جواب بدهید. در یک سریالی که دروغ اندر دروغ است دوستان ما دارند نقد می کنند، نقد علمی هم می کنند. راست می گویید همان نقدی که جناب آقای ابو القاسمی داشتند که من دیده ام تا آخر مرد هستید بیایید آن را جواب بدهید. یا همین بحثی که دیشب برادر مان جناب آقای عباسی مرد هستید بیایید جواب بدهید. سریال مختار را پخش می کردند بعد از پخشش ١ ساعت و ١ ساعت و نیم نقد می کردند. ٢ نفر یا ٣ نفر کار شناس می نشستند اظهار نظر می کردند. نظر مثبت می دادند، نظر منفی می دادند. خیلی عالی بود.

شاید یکی از چیز هایی که باعث شد سریال مختار یک سریال جاودانه بماند که ما خودمان هم ٢ یا ٣ بار پخش کردیم در این جا، البته با این که بنده خودم شخصا به بعضی از قسمت ها اشکالات اساسی دارم که باید با یک ادبیات خوبی بیان می شد. نسبت به مقدسات اهل سنت اگر از بنده نظر خواهی می کردند قطعا بعضی از قسمت ها را می گفتم حتما باید حذف بشود. ما علنی هم داریم می گوییم رو در واسی هم نداریم از کسی و بده کار کسی هم نیستیم. بعضی از قسمت هایش بنده معتقد هستم اگر اصلاح می شد هم در میان اهل سنت تأثیر می گذاشت هم در میان شیعه، آن حقائق را که در کتب اهل سنت آمده است در بعضی از موارد تلاش می کردند مصدر اش را هم بیان می کردند با یک الفاظ خوبی هم بیان می شد. من بار ها گفته ام به قولی بشین، بفرما، بتمرگ، هر سه یک معنا است ولی تفاوت بین هر کدام با دیگری زمین تا آسمان است.

آقای محسنی:

سپاس گذاری می کنیم خیلی ممنون هستیم از توضیحات شما و یک مقداری هم طول کشید عذر خواهی می کنیم از شما بینندگان عزیز، به هر صورت باز هم ما قصد جسارت و بی ادبی نداریم و خدا می داند که فقط می خواهیم مباحث به صورت علمی مطرح بشود و از شما برادران اهل سنت خواهش می کنیم که با یک عینک حقیقت بین مباحث را پی گیری بکنید به هر صورت آن چه که مرضی رضای خدا است حقیقت است و شما موظف هستید که پی گیری بکنید. سپاس گذاری می کنیم وقت ما تمام شد یک فرصت کوتاهی بگیریم بر گردیم صدای گرم شما عزیزان را بشنویم.

ممنون هستیم از شما بینندگان عزیز که همراه ما بودید و ان شاء الله این بخشی هم که تقدیم شما عزیزان است با ما همراهی خواهید کرد. جناب آقای بهمنی اولین بیننده ی ما هستند که روی خط می آیند قبل از این که سلام و عرض ادب داشته باشم خدمت جناب آقای بهمنی تذکری را که همیشه ابتدای این بحث مان عرض می کنیم این که از عزیزان خواهش می کنیم مختصر و مفید بفرمایید که هم تعداد بیش تری روی خط بیایند و هم ان شاء الله مطالبی که واقعا لازم است گفته بشود و بیان بشود. بعضی از دوستان ما می آیند مطالبی را می گویند که به قول معروف خیلی برای برنامه ی ما مفید نیستند و وقت آقایان را می گیرند که من خواهش می کنم یک مقداری مباحث را کوتاه کنید و فاکتور بگیرید که ان شاء الله بتوانیم بهترین برنامه را به عزیزان بیننده تقدیم کنیم. جناب آقای بهمنی سلام و عرض ادب دارم خدمت شما از گنبد،

بیننده:

سلام و خسته نباشید. و سلام عرض ادب دارم خدمت استاد بزرگ دکتر حسینی قزوینی، اول می خواستم تشکر ویژه از حاج آقا قزوینی داشته باشم از این برنامه های خیلی خوب شان که واقعا اصلا قابل توصیف نیست برنامه های شما، بعد عرض ام به حضور شما که ٢ تا اخبار در دانش خلیفه ی دوم عمر بن الخطاب داشتم. امام مسلم در صحیح خود در باب تیمم به ٤ طریق از عبد الرحمن بن افضی نقل می کند مردی آمد به نزد عمر بن الخطاب و گفت من جنوب شده ام و آب نیافته ام عمر گفت نماز نخوان، پس عمار گفت ای پیشوای مومنین آیا یاد ات نمی آید وقتی که من و تو در یک شبی خون و حمله بر دشمن بودیم پس جنوب شدیم و آب نیافتیم تو نماز نخواندی اما من خود را به خاک مالیدم و نماز خواندم؟ پس عمر گفت ای عمار از خدا بترس، عمار گفت اگر خواستی من این را حدیث نمی کنم.

و در عبارت دیگر عمار گفت ای پیشوای مومنین خدا بر گردن من از تو حقی قرار داده است این که آن را با هیچ کس باز گو نکنم و باز گو نکرد.

آقای محسنی:

این مطلبی بود که سوال های بنده هم بود از استاد بپرسم. حضرت استاد هم اشاره ی مختصری کردند حالا ان شاء الله لازم باشد این را از حضرت استاد مفصل برای بینندگان مطرح می کنند و این حدیث را و این چیزی که شما اشاره کردید ان شاء الله بیان می کنند.

بیننده:

حالا من فقط یک سوال داشتم از حاج آقا قزوینی، حالا شاید یک مقدار جسارت هم باشد به اهل سنت،

آقای محسنی:

اگر جسارت است لطف کنید فاکتور بگیرید.

بیننده:

سوال است، من فقط سوال می خواهم بپرسم. می خواستم از آقای قزوینی بپرسم که چه طور امکان دارد که یک خلیفه حکم اولیه ی اسلام را نداند؟ تعجب آور است به چه شکلی می شود؟ اصلا نماز می خوانده یا نمی خوانده؟

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

حالا شما فاکتور بگیرید. این را به این شکل مطرح نکنید.

آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم از شما آقای بهمنی، جناب آقای آقا ابو الفضل از بوکان، از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب داریم خدمت تان،

بیننده:

سلام علیکم، من اولین بار است که با شما تماس می گیرم و خیلی خوش حال هستم از این که با شما هم صحبت شدم و سلام هم دارم خدمت حجت الاسلام آقای قزوینی خیلی هم ارادت دارم نسبت ایشان،

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

لطف دارید. شما.

بیننده:

من ٣ تا سوال داشتم آقای قزوینی، یکی یکی می پرسم که ان شاء الله به جواب شان برسیم. یکی از آن ها در مورد علم غیب است که ائمه از نظر اهل تشیع برادران شیعه علم غیب دارند. ولی من می خواستم بگویم آیه ی قرآن است که وجود داشته باشد و علم غیب را ثابت کرده باشد برای ما؟ چون من دیده ام در قرآن که پیامبر هم گفته است من علم غیب ندارم.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

این را ما بار ها گفته ایم در سوره ی جن آیه ی ٢٦ کاملا واضح و روشن است.

بیننده:

می شود آن آیه را بیاورید؟

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

عالم الغيب فلا يظهر على غيبه أحدا ( ٢٦ ) إلا من ارتضى من رسول.

از این واضح تر؟

بیننده:

معنی اش را هم می شود بخوانید؟

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

خدای عالم می گوید عالم الغیب است و بر غیب اش کسی را آگاه نمی کند مگر پیغمبران اش را.

بیننده:

آن که همان وحی آقای قزوینی، پیامبران هم که علم غیب نداشتند.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

نه این وحی نیست. وحی جدای از این است.

عالم الغيب.

است.

بیننده:

عالم الغيب.

فرموده است که خداوند عالم الغیب است یعنی به صراحت این جا اسم خداوند را می آورد.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

بعد می گوید:

يظهر على غيبه أحدا.

نمی گوید احکام شرعی! خدای عالم بر غیب اش احدی را آگاه نمی کند مگر که از او راضی باشد مثل پیغمبر، یا حضرت عیسی دیگر واضح است ایشان دیگر، می گوید در سوره ی آل عمران آیه ی ٤٩،

وأنبئكم بما تأكلون وما تدخرون في بيوتكم إن في ذلك لآية لكم إن كنتم مؤمنين.

مردم هر چیز که در خانه ی هایتان می خورید من خبر می دهم به شما. و آن چه را که شما ذخیره می کنید آن ها را هم من به شما خبر می دهم.

سوره ی تحریم آیه ی ٣،

وإذ أسر النبي إلى بعض أزواجه حديثا فلما نبأت به وأظهره الله عليه عرف بعضه وأعرض عن بعض فلما نبأها به قالت من أنبأك هذا قال نبأني العليم الخبير.

پیغمبر اکرم با یکی از زن هایش یک سری در میان گذاشت و گفت این را جایی مطرح نکن این رفت سر پیغمبر را مطرح کرد پیغمبر با خبر شد به همسر اش گفت چرا این سر را با خبر کردی؟ گفت از کجا دانستی؟ چه کسی خبر داد به تو؟ خدای علیم و خبیر به من خبر داد تو سر من را رفته ای فاش کرده ای،

آیا این علم غیب نیست چه است؟

بیننده:

این علم غیب نیست دیگر آقای قزوینی، خود پیامبر می گوید خداوند به من خبر داد.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

درست است دیگر، علم غیب که ما می گوییم اگر ائمه هم علم غیب دارند نه این که از پیش خودشان دارند،

به علم الله بالنبي و به علم نبي بالائمه.

بیننده:

همان طوری که آیه می فرماید به این اشاره دارد و نشان می دهد که پیامبران علم های غیبی به صورت وحی به آن ها اطلاع داده می شده. و در آن آیه که می فرماید هیچ کس علم غیب نمی داند آن کلی است یعنی خداوند متعال عالم کل غیب است.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

دیگر من توضیح دادم آقا ابو الفضل عزیز در مورد این دیگر بینندگان باید قضاوت کنند دیگر توضیح اضافه من معذور هستم. خدای عالم می گوید عالم الغیب است غیب اش را به انبیا خبر می دهد. خدای عالم می گوید حضرت عیسی به مردم می گفته در خانه ی شما هر چه می گذرد من خبر دارم، پیغمبر می گوید سری که فاش شده را با خبر شده است، خذیفه می آید می گوید پیغمبر اکرم یک روز از اول صبح تا غروب تمام آن چه را که اتفاق می افتاد تا قیام قیامت برای ما بیان کرد این دیگر صحیح مسلم است. شما باید بیایید جواب بدهید.

بیننده:

شما دارید می فرمایید آیه را، خودتان دارید می خوانید که خداوند پیامبران را آگاه می کرد. یعنی پیامبران خودشان علم غیب را نمی دانستند.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

مگر ائمه از خودشان علم غیب داشتند؟ ما می گوییم ائمه هم علم شان بر گرفته ی از علم پیغمبر بوده، و پیغمبر هم بر گرفته از خدا بوده،

بیننده:

آقای قزوینی شما ببینید آیه را دارید به صراحت می خوانید. آیه به صراحت می گوید که خدا عالم غیب است و از علم غیب به پیامبران اطلاع می دهد پس پیامبران خودشان علم غیب ندارند و اگر با این استدلال شما باشد باید به ائمه ی هم وحی بشود که از علم غیب خبر داشته باشند.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

عزیز من به ائمه وحی نمی شود ولی همان طوری که شما می گویید جناب عمر محدث بوده ملائکه برای آن ها می گفتند برای ائمه هم ملائکه می گفتند وحی نبوده این،

بیننده:

آقای قزوینی اگر پیامبر علم غیب داشت پس چه طور بود که مسموم می شد؟ یک چیزی را اشتباهی می خوردند؟

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

حالا آن یک بحث دیگری است. صحیح مسلم حدیث ٧١٥٩ از حذیفه است می گوید پیغمبر اکرم،

أخبرني رسول الله.

به من خبر داد.

بما هو کائن إلي أن تقوم الساعة.

به تمام اتفاقاتی که تا قیامت می افتد پیغمبر به من خبر داد.

حذیفه می گوید من تمام آن چه که تا قیام قیامت می افتد خبر دارم. این را شما معنا کنید این روایت را، بعد من جواب بعدی را به شما بدهم.

بیننده:

شما خودتان دارید روایت را می خوانید. می گوید تا قیام قیامت یعنی این اطلاعات دینی بوده، یعنی هر چیزی که در دنیا بوده وجود داشته پیامبر به حذیفه گفته است؟

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

من نمی دانم دیگر شما معنا کنید.

بما هو کائن إلي أن تقوم الساعة.

تمام اتفاقاتی که تا قیامت می خواست بیافتد به من خبر داده است.

بیننده:

آقای قزوینی باز هم من این را تکرار می کنم اگر پیامبر هم علم غیب داشتند پس حضرت موسی وقتی که،

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

شما آن ها را بگذارید کنار اصلا پس پیامبر علم غیب داشت یا نداشت؟

بیننده:

من می گویم ندارد.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

این آیه را چه کار می خواهید بکنید؟

بیننده:

من دارم جواب می دهم دیگر، شما دارید می گویید که استدلال ام غلط است. من می گویم خداوند خودش دارد به صراحت می گوید که عالم غیب خداوند متعال است و از این علم غیب به پیامبران اطلاع می دهد. نمی گوید که پیامبران هم مثل من علم غیب را دارند.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

عزیز من ما که این را نمی گوییم. هر کس بگوید پیامبر از پیش خودش علم غیب دارد و امام از پیش خود علم غیب دارد ما آن را کافر می دانیم. و مرتد می دانیم آن را، ما می گوییم ائمه علیهم السلام هر چه دارند خدا دادی است. هر چه دارند مال خدا است.

بیننده:

من می گویم اگر این را قبول کنیم از شما، شما می گویید ائمه علم غیب داشتند.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

علم غیب داشتند نه از پیش خودشان، من ١٠ بار تکرار کردم چرا توجه نمی کنید؟ گفتم خدای عالم علم غیب اش را به پیغمبر داده است و پیغمبر هم این علم غیب اش را به ائمه داده است. یعنی ائمه هر چه دارند از پیغمبر دارند و پیغمبر هم هر چه دارند از خدا دارد.

بیننده:

مشکل من این جا است با دارا بودن علم غیب آدم نباید کار هایی را که می داند اشتباه است انجام ندهد.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

آن یک بحث دیگر است، من یک سوال دارم جناب عمر یکی از کرامات اش و معجزات اش این است که در مسجد پیغمبر داشت خطبه می خواند تمام آن چه را که در نهاوند بود با خبر بود و بر گشت گفت:

يا ثاري الجبل.

آقای ثاری که فرمانده ی لشکر بود شما بروید به طرف کوه آن جا سنگر بگیرید. تمام علمای شما گفته اند این روایت صحیح است حتی ابن تیمیه هم در مجموع فتاوی ج ١١ ص ٢٧٦، ابن کثیر در البدایه ج ٦ ص ٢٠١ می گوید این از کرامات عمر بن الخطاب است. جناب عمری که در مدینه است کوه نهاوند را می بیند چرا از این که فردا بنا است ابو لولو او را بکشد او را خبر نداشت؟ شما این را جواب بدهید ما آن ها را جواب می دهیم.

بیننده:

من می گویم، من الهام را قبول دارم یعنی شاید به انسان های عادی هم الهام بشود.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

این الهام چرا در قضیه ی ابو لولو الهام نشد؟ در قضیه ای که ابو لولو می خواست جناب عمر را بکشد چرا الهام نشد ولی قضیه ی ارتش اسلام الهام شد به او؟

بیننده:

همه روزه که نمی شود الهام بشود وحی که نیست. من می گویم به انسان های عادی هم الهام می شود. با این حساب شما ائمه که با پیغمبر نبودند چه طور به آن ها علم غیب داده شده است؟

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

آن یک بحث دیگری است که آیا نبودند یا بودند؟

بیننده:

من اصل بحث ام سر این بود که ائمه چه طور علم غیب دارند؟

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

ائمه علیهم السلام پیغمبر تمام آن چه را که داشته به امیر المومنین داده است. در روایت صحیح ما داریم،

إن الله عدا و نبيه فأحسن تأديبه.

خدایا پیغمبر را آن گونه ای که می خواست تربیت کرد. و تمام مسائل را به او واگذار کرد و فرمود:

کل ما فوض إلي النبي فوض إلي علي بن أبي طالب.

تمام آن چه را که خدا به پیغمبر داده بود به علی داد.

و کل ما فوض إلي علي فوض إلي الحسن کل ما فوض إلي الحسين.

تا حضرت مهدی، این عقیده ی ما است.

بیننده:

یک سوال واضح می پرسم شما لطف کنید یک پاسخ واضح بدهید. این علم غیبی که ائمه داشتند علم کامل بوده یا علم جزئی بوده؟

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

این به کسی ارتباطی ندارد. ما نمی دانیم علم کامل بوده یا علم ناقص بوده! ما همین اندازه می دانیم ائمه علیهم السلام معید به روح القدس بودند با ملائکه هم مرتبط بودند، الهام هم به آن ها می شد، نه یک مورد، ١٠٠ تا، ٢٠٠ تا، ٥٠٠ تا هم از آینده از پشت قضیه هم خبر دادند. خودشان هم فرمودند ما علم غیب داریم به،

تعليم النبي، الهام الله، بالملائکة.

ولی علم غیب ما علم غیب از پیش خودمان نیست این ها همه خدا دادی است و هر کجا خدا اراده کند ما هم می دانیم.

إذا شاء الله فعلمنا.

خدا اگر اراده کند ما می دانیم.

إذا لم يشاء لم نعلم.

اگر خدا اراده نکند ما هم نمی دانیم.

این عقیده ی ما است نسبت به ائمه، ولی شما در رابطه با خود خلیفه ی دوم چیزی نفرمودید، یا جناب ابو بکر که می آید خبر می دهد این بچه ای که در رحم خانم من است این بچه دختر است، این را از کجا آقای ابو بکر می دانست؟ الهام شده بود به ایشان که دختر است؟

بیننده:

من آن جا نبودم شاید به ایشان الهام شده است.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

همان طوری که ملائکه یا خدا، هر کس به آقای ابو بکر و به آقای عمر الهام کرده است به امام صادق هم الهام کرده است، خدا که دست اش بسته نیست. و این الهام هم جاده ی یک طرفه نیست که فقط به طرف خانه ی آقای عمر و ابو بکر باز باشد که!

بیننده:

من هم گفتم که به همه ی انسان ها احتمال الهام است.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

اگر است که هیچ، ائمه علیهم السلام یک انسان فوق بشری بودند. هم انسان بودند هم با تقوا بودند و هم معصوم بودند. اگر بنا شد افراد عادی الهام داشته باشند اکمل اش را ائمه داشتند. دیگر ما دعوا نداریم که.

بیننده:

ما در این هیچ شکی ندارم که ائمه ی بزرگوار انسان های با تقوایی بودند در این هیچ شکی ندارم که به آن ها الهام شده باشد. ولی من می گویم علم غیبی که برادران تشیع به آن ایمان دارند می گویند ائمه علم غیب داشتند در هیچ کدام از ائمه نتوانسته از جان شان حفاظت کنند علم غیب، امام رضا بزرگوار با یک حبه انگور مسموم شد.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

می خواهید این جا حرف های بی خود و بی اساس بزنید عذر می خواهیم از شما ما دیگر اجازه نمی دهیم به شما که تشریف بیاورید روی خط، اگر این است که پیغمبر علم غیب دارد چرا در جنگ احد ٧٠ نفر عزیز اش را کشتند؟ چرا دندان مبارک اش را پاره کردند؟ چرا در جنگ خیبر غذای مسموم آوردند خورد؟ شما هر جوابی آن جا دادید این جا هم ما از امام رضا می دهیم. این ها حرف هایی نیست که شما بخواهید شبهه افکنی کنید.

آقای محسنی:

ما با شما بحث مان خیلی طولانی شد.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

بحث ما بحث علمی است بحث اهانت و جسارت نیست آقا ابو الفضل ما دوست نداریم این منطق را شما اعمال بفرمایید. ما شما عزیزان را دوست داریم نور چشم خودمان می دانیم، پیشانی شما را می بوسیم. من دارم استدلال از قرآن می آورم شما می روید حرف خودتان را توجیح می کنید. من می گویم پیامبران داشتند آقا می گوید از خودشان نداشتند، شما در رابطه با پیغمبر بفرمایید، در رابطه با خلیفه ی اول و دوم، هر جوابی آن جا دادید ما در رابطه با ائمه هم می دهیم این جواب را، خود ابن تیمیه می گوید: اتباع ابی بکر و اتباع عمر چندین برابر علی علم غیب داشتند. این دیگر ابن تیمیه ی شما است نسبت به ابو بکر و عمر نه، می گوید اتباع ابی بکر و اتباع عمر چندین برابر شما علم غیب داشتند. مراجعه کنید کتاب منهاج السنه ی ابن تیمیه ج ٨ ص ١٣٥، می گوید:

و في اتباع أبي بکر و عمر و عثمان من يخبر بأضعاف ذلک.

چندین برابر علی تابعین ابو بکر و عمر و عثمان از غیب خبر می دادند.

این را از کجا آورده بودند تابعین ابو بکر و عمر و عثمان؟ از هر کجا که آورده بودند ائمه هم از همان جا آورده بودند.

آقای محسنی:

از آقای ابو الفضل سپاس گذاری می کنیم ان شاء الله با تدبری که می کنند نسبت به آیات و روایات ان شاء الله نسبت به غیب توجه بیش تری بکنند اگر به دنبال یاد گیری هستند. جناب آقا مصطفی از استانبول از کشور ترکیه، سلام و عرض ادب داریم خدمت شما. صدای بنده را ندارید. پس جناب آقا محمد از دیواندره سلام و عرض ادب می کنم.

بیننده:

سلام علیکم و خسته نباشید. به آقای دکتر قزوینی هم سلام عرض می کنم. خوش حال هستم که دو باره صدای شما را شنیدم. من هر کاری می کنم نمی دانم چرا نمی توانم شماره ی این شبکه را هر موقع که می خواهم بگیرم. فقط یک سوالی را من فقط از آقا ابو الفضل دارم، اولا آقا ابو الفضل من هم یک زمانی تقریبا شاید بگویم ٢٠ یا ٢٥ سال پیش همچین چیز هایی در مغز ام بود به ایشان حق بدهید می شود تا آدم بیایید تعصب را کنار بگذارد سخت است. اما ما خودمان هم کرد هستیم می دانیم آقای ابو الفضل هر کس هر وسیله ای را گم می کند می رود به آن آقا می گوید به آن ها می گوید، تقریبا ١٥ روز پیش پراید خودش را دزدیدند حالا پیدا بکند. قرار نیست که یک چیزی را بداند و به کسی الهام بشود بعد بگوید چرا به او الهام نمی شود.

آقای محسنی:

مثال جالبی بود.

بیننده:

چرا ابن ملجم آمد ایشان را شهید کرد اگر علم غیب داشت می توانست نگذارد. حالا خیلی از مردم بوکان احتمالا صدای من را بشنوند قبول کنند حالا من نمی خواهم اسم طرف را ببرم که تبلیغ بشود برایش، پراید اش را دزدیده بودند مردم وقتی ماشین شان گم می شود می روند پیش این آقا، حالا ٢ یا ٣ هفته ی پیش پراید خودش را دزدیدند حالا برود پیدا کند. من یک سوالی خدمت جناب آقای دکتر قزوینی داشتم.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

ببینید محمد آقا این ها بیایند سوال کنند وقتی ما جواب می دهیم جواب خیلی واضح و روشن است یک کسی که دنبال جدل است ما به هیچ وجه این جا اجازه به جدل نمی دهیم نه خودمان جدل می کنیم و نه به جدل بازان اجازه می دهیم بیایند این جا جدل کنند. خود پیغمبر هم فرمود شما بحث بکنید وقتی رسید به جدل و لو حق هم هستید مطلب را قطع کنید. این دستور پیغمبر و ائمه است. که اصلا جدل کردن منهی است. یک نفر است می خواهد جدل بکند ما معذور هستیم به هیچ وجهی با افراد جدلی حاضر نیستیم نه وقت خودمان را بگیریم و نه وقت بینندگان عزیز را، یکی کسی می آید سوال می کند از آیه ی قرآن جواب می دهم، می رود جای دیگر، حدیث می گویم، می رود جای دیگر، مشخص است این برادر بزرگوار با همه ی احترامی که ما داریم دنبال این نیست که مطلب برای او روشن بشود فقط می خواهد القاء شبهه بفرماید. عرض کردم چه شیعه و چه سنی باشد، بعضی از شیعه ها هم آمدند ما دیدیم دنبال جدل هستند عذر خواستیم از آن ها،

آقای محسنی:

من موافق آقا محمد هستم. اگر اجازده بدهید به آقای آقا ابو الفضل که بروند یک مطالعه ای بکند.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

این عزیز مان هم در جلسات دیگر هم که ما در خدمت شان بودیم روش جدلی پیش می گیرند. ما روش جدلی معذور هستیم. حق هم با ما باشد پیغمبر فرموده است.

و ترک المراء و إن کنت محقا.

مرا و جدل را ترک کن اگر چه حق هم هستی.

شما حتی بیایید در رابطه با اثبات خدا هم با ما صحبت کنید ما احساس کنیم که جناب عالی دنبال جدل هستید ما هم می گوییم ما معذرت می خواهیم.

آقای محسنی:

اگر سوالی ندارید با شما خدا حافظی کنیم.

بیننده:

من سوالی داشتم. فقط من می خواهم این حق به آقا ابو الفضل بدهیم چون من هم همچین مشکلی داشتم در سال ٦٨، فکر نکنم حالا ایشان دنبال جدل باشد.

آقای محسنی:

بله. ما هم این را حمل بر صحت می دانیم و سوال شان را پی گیر می شویم.

بیننده:

همین دل گرمی که بعضی ها جوان های اهل تسنن مخصوصا در کردستان به شبکه ی ولایت دارند فکر کنم حالا یک طوری جو عوض می شود. حالا آقا ابو الفضل می رود مطالعه ای می کند. حالا من نمی گوییم شیعه بشود. من خودم هم کرد هستم و شافعی مذهب هستم ولی تعصبی ندارم. ایشان می گوید فلانی که علم غیب می داند چرا مرد؟ نباید میمرد. به هر حال امیدوارم خسته نباشید. ممنون هستم از برنامه ی شما خدا نگه دار شما،

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

خدا موفق تان بدارد.

آقای محسنی:

جناب آقا رضا از دبی، اگر صدای بنده را دارید سلام و عرض ادب داریم خدمت شما.

بیننده:

سلام عرض کردم خدمت شما و استاد قزوینی، عرض کنم خدمت تان که من ٢ تا نکته می خواستم بگویم و یک سوال هم داشتم. آقا ابو الفضل تماس گرفته بودند در رابطه با این بحث علم غیب که صحبت کردند من مثال می خواهم برای ایشان بزنم، از نظر ایشان آیا خدا علم غیب دارد یا ندارد؟ شکی ما در این نداریم که خداوند علم غیب دارد. اگر خدای متعال علم غیب دارد می دانسته که یک سری از بندگان اش در واقع بندگان دیگر اش را اذیت می کنند و گناه می کنند چرا آن ها را آفریده است؟ یعنی علم غیب الزامی را به وجود نمی آورد برای این که این نشود. یک ابزاری است که جایی که خداوند متعال بخواهد از آن ابزار را به بندگان شایسته ی خودش می دهد. یک نکته ای هم می خواستم عرض کنم خدمت تان در رابطه با برنامه ای که یک ساعت گذشته شبکه ی کلمه گذاشت.

یک آقایی به نام عبد الله یک برنامه ای درست کرده است در رابطه با کت اب شریف اصول کافی، عرض کنم یک سری روایاتی را از کتاب نقد کرده است و در زمان آن یک ساعت هر چند دقیقه می گفتند که کتاب صحیح ما است. من همان جا می خواستم جواب ایشان را بدهم، چون خیلی از دوستان قطعا شاید برنامه ی ایشان را هم دیده اند، آقای عبد الله ما چیزی به نام کتاب صحیح کافی نداریم. ما کتاب صحیح روایایی نداریم در مذهب خودمان و این هم دلیل علمی دارد که حالا اگر آیت الله قزوینی صلاح بدانند توضیح می دهم برای شما، عرض کنم که یک سری روایات را در رابطه با تحریف قرآن در آن کتاب ذکر کرده بود و یک روایتی ایشان ذکر کرده است که از قول امام زمان علیه السلام که در واقع اصول کافی کفایت می کند برای شیعیان ما، من از حاج آقا می خواستم با توجه به این که این آقا خیلی مانور کرد روی این روایات در طول ٢ ساعت همین طور ذکر می کرد. تا این مسئله داغ است من می خواستم از حاج آقا تقاضا کنم که صلاح می دانند امشب بگویند.

آقای محسنی:

این را بار ها استاد جواب دادند.

بیننده:

من از شما عذر خواهی می کنم احتمالا من آن برنامه ها را ندیدم. و اگر نه من مزاحم نمی شدم. حالا اگر امکان اش است یک توضیح مختصری بدهند.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

این ها کار شناس هایشان که عاجز مانده اند، ما بار ها گفته ایم بیایند برای بحث و مناظره جرأت ن کردند گفتند از عکس فلانی هم ما می ترسیم. به قول آقای یزدانی، ایشان آمده بود می گفت من قمی بودم گفت اصطلاحات قمی را بلد هستید؟ گفت بله، یک سوال کرد ایشان دیگر بعد از آن نیامد. ایشان تعبیر کرد سگ ول گرد آلمان، که واقعا حرف هایی هم که ایشان می زند من عذر می خواهم ظاهرا ایشان ناراحتی روحی و روانی دارند ایشان اگر آن جا هستند مراجعه به روان پزشک هم بکنند بعد بیایند حرف بزنند. در رابطه با ایشان این همه بزرگان ما از اصلا عبارتی که از کلینی دارد نقل می کند که کلینی گفته است تمام روایات من صحیح است. هیچ احمق و دیوانه ای یا آمازونیی نیامده است عبارت کلینی را بخواند کسی می گوید به من نامه نوشته است گفته است یک چیزی که صحیح از صادقین باشد برای ما بگو، می گوید من یک چیزی را نوشتم،

ارجوا أن تکون ما توخية.

امید وارم که آرزوی تو بر آورده شده باشد.

و فرضا هم کلینی هم گفته باشد کلینی نظر اش برای خودش محترم است و برای مقلدین اش ما به هیچ وجهی در شیعه تقلید از مرده را جایز ما نمی دانیم از آن هم بالا تر شیخ صدوق،

اول من لا يحظر.

می آید می گوید من تمام صحیح را در این جا آورده ام و فتوا داده ام به آن چه که حجت بین من و خدای من است، جناب شیخ صدوق متوفی ٣٨١ فرمایش شما محترم، ما می بوسیم می گذاریم روی چشم مان و اهانت هم به شما نمی کنیم ولی این نظر برای شما محترم و برای مقلدین ات محترم است. و یا علامه ی مجلسی اگر یک حرفی زده است این حرف، برای این که،

الکافی کافل لشيعتنا.

از احادیث دروغ و جعلی است، حالا یک آدم غیر واردی هم آمده است، خود مرحوم میرزای نوری رضوان الله تعالی علیه در خاتمه ی مستدرک البته آن جلد سابق که من دارم ٣ جلدی است، ج ٣ ص ٤٧٠ می گوید این روایت هیچ صحیح نیست در هیچ مصدر معتبری با هیچ سندی نیامده است و اصلا در بوته ی هیچ عطاری همچین چیزی دیده نشده است. که بگویند،

الکافی کافل لشيعتنا.

اگر واقعا همچین چیزی حضرت ولی عصر ارواحنا فداه گفته بود کافی این را با آب و تاب به عنوان یک سند مطرح می کرد. کلینی متوفی ٣٢٩ است در یک جای کافی، کلینی کافی را نوشت در ری بود اصلا نه تنها با حضرت ولی عصر ارواحناه فداه با هیچ کدام از نواب ایشان ارتباط نداشت. بعد از نوشتن کافی آخر عمر ایشان یک سفری به بغداد داشتند. و اضافه اگر همچین چیزی بود بعد از او مرحوم شیخ صدوق آمده است، متوفی ٣٨١، یک جا می نوشت ای مردم ای شیعیان امام زمان گفته است،

الکافی کافل لشيعتنا.

شیخ طوسی آمده است متوفی ٤٦٠ در یک جای تهذیب می نوشت. کافی انقدر معتبر است که حضرت ولی عصر همچین چیزی گفته است. حالا یک آقایی آمده است در قرن نهم و دهم یک همچین حرفی زده است. مثل آقای استر آبادی و دیگران این ها افراد محترمی بودند و غیره، ولی اگر فرد محترم بود لازمه اش این نیست که همه ی حرف هایش برای ما سند باشد. در همین انوار نعمانیه در ج ٢ ص ١٠٨ مرحوم آیت الله انگجی می گوید بعضی از علمای ما گفته اند مطالعه ی بعضی از کتاب های سید نعمت الله جزائری حرام است و خلاف شرع است. خودش خیلی آدم بزرگی است و خیلی آدم بالایی است ولی تألیفات اش تناسب ندارد. دیگر بالا تر از همینی که اصرار الشهاده را نوشته است الان اسم اش هم فراموش کرده ام از مراجع بزرگ هم بوده ایشان، که حتی صاحب جواهر هم قبول نداشته است ولی اصرار الشهاده ی ایشان از اول تا آخر از ده تا مطلبی که آورده است ٦ یا ٧ تای آن ما حکم می کنیم بر این که دروغ و جعلی است.

این دلیل بر این نیست که یک نفری خودش مهم بود حتما آثار اش هم مهم باشد. و اضافه این آقایان لازم نیست این روایات تحریف را بیاورند از کافی مطرح بکنند این آقایان همین مطالبی را که ما آورده ایم در خود صحیح بخاری است، خود آقای خوئی و دیگران همه ی فقهای ما، علامه ی حلی، مقدس اردبیلی، صاحب ریاض، مرحوم سید مجاهد، شهید اول، شهید ثانی، محقق اول، این ها فقهای ما هستند، محروم آیت الله العظمی خوئی، علامه آیت الله العظمی سیستانی، و دیگر مراجع ما این ها نظر شان را ببینید نظر شان نسبت به کافی چه است؟ مرحوم آقای خوئی عدله ی متعددی در اول کتاب معجم الرجال آورده است بر این که هر کس بیاید بگوید کتاب کافی صحیح است از اول تا آخر حرف بی اساسی زده است ولی عدله آورده است و رد کرده است. این آقایان اگر واقعا راست می گویند ما که کتاب صحیح نداریم. اگر فرض ٤ نفر از اخباری ها مثل صاحب حدائق و مرحوم مجلسی ما نظر این ها را می بوسیم می گذاریم روی چشم مان، ولی برای مقلدین شان حجت است. ما فقهای اعظام مان، به قولی از ١٠٠ تا فقیه بزرگ ٩٩ نفر شان آمده اند گفته اند کتاب کافی هم صحیح دارد و هم ضعیف دارد.

حالا یک یا دو فقیهی مثل مرحوم محمد تقی مجلسی، نه محمد باقر، محمد باقر محدث است و محمد تقی فقیه است صاحب روضه المتقین یا صاحب حدائق را ما احترام می گذاریم. این ها مشرف اخباری گری داشتند. نظرات شان کاملا از دیدگاه اصولی ها مترود است. آقا بیاید همین روایتی را که از خود جناب عمر بن الخطاب آمده است در خود صحیح بخاری این را جواب بدهد اول، حدیث ٦٩١٨ صحیح بخاری است می گوید:

مما أنزل الله آية الرجم.

خدا آیه ی رجم را نازل کرده است.

ما قرائت می کردیم و عمل می کردیم ولی موقع ای که قرآن را داشتند جمع می کردند این آیه را حذف کردند. این را بفرمایید جواب بدهید به ما، یا در صحیح مسلم است این را که شما معتقد هستید از اول تا آخر اش صحیح است و بعد از قرآن است، این آقا چرندیاتی می بافد که چون می دانم آن کار شناس هایشان هم چین چرندیاتی ببافند بالا تر از دهن شان است، اگر ما می گوییم صحیح بخاری و مسلم بعد از قرآن صحیح است علمای شیعه می گویند کافی صحیح است، کافی قبل از قرآن صحیح است. لعنت خدا بر کسی که دروغ می گوید. ما آن هایی که واقعا این طور بغض اهل بیت در دل شان است، بغض شیعه در دل شان است، این ها بروند یک آزمایش دی ان ای بدهند روشن بشود برای مردم، یک روایاتی که از پیغمبر آمده است واقعا درست است؟ یا نه این ها افراد کنار خیابانی هستند این چنین جسورانه دارند نسبت به ائمه جسارت می کنند. ابو موسی اشعری است می گوید:

کنا نقرأ سورة نشبهها فطول و شدة بالبراعة.

ما زمان پیغمبر یک سوره ی مفصلی می خواندیم مثل سوره ی براعت.

من فراموش کردم و دیگران هم فراموش کردند و تمام شد رفت، سوره را بیاورند نشان بدهند برای ما، صحیح مسلم ح ٢٤٦٦، بیایند نشان بدهند یا همین که آقایان می آیند می گویند جناب عائشه آمد بر گشت گفت که آیه ی قرآن را در برگ نوشته بودم و بز آمد گرفت و خورد این دیگر صحیح سنن ابن ماجه آقای البانی آمده است و ایشان هم می گوید صحیح است ج ١ ص ٣٢٨، می گوید:

دخل داجن فأکلها.

بز آمد این آیه ی قرآنی که نوشته بودیم خورد تمام شد رفت.

این آیه را خدای عالم بر پیغمبر نازل فرموده بود پیغمبر هم فقط به عائشه ام المومنین گفته بود ایشان هم روی یک برگ گیاهی نوشته بودند،

لقد کان في صحيح تحت سريرتي، فلما مات رسول الله تشاغلنا بموته دخل داجن فأکلها.

این آیه چه است که رفته است در شکم بز؟ آیا شکم گاو ها چند تا آیه رفته است؟ شکم شتر ها چند تا آیه رفته است؟ موش ها چه قدر آیه خورده اند؟ وقتی بز بیاید آیه بخورد تحریف بکند قطعا موش هم بوده دیگر، موش یک سری و گربه ها هم یک سری، کسی که خانه ی شیشه ای دارد که سنگ پرت نمی کند! شما بیایی این تحریفاتی که شما خودتان دارید جواب بدهید. من عرض کردم اهل سنت را من احترام می گذارم واقعا کاری نداریم. ولی بعضی از افرادی که جسورانه می آیند مقدسات اهل بیت، مقدسات شیعه را این چنین مورد اهانت قرار می دهند مشخص است بر این که این ها چه طور هستند. من عرض کردم که ما حاضر هستیم که هر کجا که ایشان بخواهد ما هزینه اش هم بدهیم یک آزمایشی ایشان بدهند.

یا ایشان می گویند در قم بودم دیگر، اگر واقعا راست می گوید آدرس بدهد. ما حاضر هستیم برویم تحقیق کنیم همان کالکراب دومی درست کنیم. البت کالکراب های دیگری از آقایان داریم ولی هنوز رو نکرده ایم. ولی واقعا اگر راست می گوید مشخصات اش را بدهد ما در همین عرض ١ هفته سریال کالکراب دوم را درست می کنیم.

آقای محسنی:

خیلی ممنون و سپاس گذاریم. من عذر خواهی می کنم از بقیه ی بینندگان عزیز مان مثل آقا رضا از آمریکا، امشب بیش تر بیننده های ما خارج از ایران بودند. عذر خواهی می کنم مقداری مباحث طولانی شد نتوانستیم بیش تر از این خدمت شما باشیم. حاج آقا حسن ختام برنامه ی ما دعای حضرت عالی است.

حضرت آیت الله آقای دکتر حسینی قزوینی:

الحمد الله الذي جعل اعدائنا من الحمقا.

البته اگر اهانت به حمقا نباشد. خدایا تو را قسم ات می دهیم به آبروی محمد و آل محمد امام زمان فرج اش نزدیک بگردان، ما را از یاران ویژه اش قرار بده، خدایا این دشمنان اهل بیت، دشمنان شیعه، اگر قابل هدایت هستند به آبروی محمد و آل محمد هدایت بگردان، اگر قابل هدایت نیستند خدایا به آبروی علی به یک بیماری گرفتار کن که تمام پزشکان عالم از مداوای آن عاجز باشند. خدایا به آبروی محمد و آل محمد این دشمنان اهل بیت این نواصب عصر و این خوارج زمان ما را آن چنان گرفتار کن عبرت برای تمام جهانیان باشد، خدایا به آبروی محمد و آل محمد گرفتاری همه ی گرفتاران مخصوصا گرفتاران مورد نظر خدایا رفع گرفتاری بفرما، خدایا حوائج همه، حوائج ما، حوائج دست اندر کاران شبکه ی جهانی ولایت، حوائج بینندگان عزیز، حوائج مخصوصا ولایت یاوران، خدایا به آبروی محمد و آل محمد حوائج همه و همه را بر آورده نما، دعا های ما را به اجابت برسان، و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

آقای محسنی:

ممنون و سپاس گذاریم از حضرت استاد که فرصت را در اختیار ما و بینندگان عزیز قرار دادند. از شما بینندگان عزیز هم که تا این لحظه حوصله کردید و این ٢ ساعت پای گیرنده هایتان بودید و برنامه ی ما را مشاهده کردید سپاس گذاری می کنم و از همه ی هم کاران عزیزم در تدارک این برنامه که ما را یاری کردند ممنون و سپاس گذار هستم و از خداوند می خواهم که توفیق بدهد ان شاء الله تا بتوانیم برنامه ای بهتری را تقدیم شما عزیزان بکنیم. در پایان همه ی مباحث دعای همیشگی ما در درگاه احدیت این است که،

اللهم عجل لوليک الفرج.

التماس دعا و خدا نگه دار.