سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢١١ - حديث «منزلت» در صحيحين

حديث «منزلت» در صحيحين

کد مطلب: ٥٣٤٣ تاریخ انتشار: ٠٧ دي ١٣٩١ تعداد بازدید: ٢٠٧٤ سخنراني ها » شبکه ولايت حديث «منزلت» در صحيحين
حبل المتين ٩١/١٠/٠٧



 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٧ / ١٠ / ٩١

مجري:

موضوع اين برنامه ما حديث منزلت است. آيا حديث منزلت در كتب برادران اهل سنت آمده است يانه؟ آيا آن ها صحت اين حديث را اعلام كرده اند؟

استاد قزويني:

من قبل از آن كه به اين مبحث بپردازم، چند نكته را عرض كنم.

يكي از اساسي ترين هدف ما از تأسيس شبكه جهاني ولايت، پاسخگويي به شبهات وهابي ها و ياوه سرايي اين ها نسبت به فرهنگ اهل بيت عليهم السلام و مذهب شيعه بوده است.

ما گفتيم: به هيچ وجه در برابر ظلم هايي كه نسبت به اهل بيت انجام مي گيرد، نمي توانيم ساكت باشيم. گذشت آن زمان كه اين ها تصور كنند كه هر كاري انجام دهند و هر اهانتي به اهل بيت كنند و هر جسارتي كنند، شيعه ساكت بماند.

گفتيم: اگر جسارت كنند، جواب جسارت شان جسارت در چارچوب شرعي است، همان طوري كه قرآن مي فرمايد:

وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا

سوره شوري آيه ٤٠

اين آقايان اعلام كردند كه ما به مراجع اهانت و جسارت نمي كنيم، ما هم به دوستان گفتيم: يك مقداري فتيله را پايين بكشيد؛ ولي ظاهر قضيه اين است كه اين ها اهانت و جسارت از ذاتيات شان است.

خون كثيف و نحس بني اميه در رگ هاي اين ها همواره در جريان است و در قلب اين ها همواره وجود دارد و نمي توانند اين كار را كنار بگذارند.

ما قبلا بارها شبهات اين ها را جواب داديم؛ ولي احساس مي كنيم كه جواب دادن ما مثل سوره ياسين خواندن است و فائده اي ندارد.

نسبت به خطبه ٢٣٨ نهج البلاغه كه اميرالمؤمنين مي فرمايد:

المرأة شر كلها

سال گذشته اين ها اين قضيه را مطرح كردند و ما جواب داديم.

عرض كرديم كه علامه سيد جعفر مرتضي حفظه الله كه از مفاخر جهان تشيع هستند، كتابي دارد به نام «خلفيات كتاب مأساة الزهرا» در جلد ٢ صفحه ٥٤٠، ادله متعددي آورده است كه اين حكمت ٢٣٨ نهج البلاغه كه بعد از جنگ جمل حضرت فرمودند، فقط در رابطه عائشه است.

الف و لام المرأة، الف و لام عهد ذهني است. كه اذهان مردم همه متوجه اين كار عائشه بودند كه بر خلاف قرآن انجام داد كه قرآن مي فرمايد:

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ

سوره احزاب آيه ٣٣

عائشه بر خلاف قرآن آمد و اين كارها را انجام داد كه نتيجه آن ٣٠ هزار كشته و پشيماني و گريه هاي پي در پي خودش بوده است كه بارها مي گفت: اي كاش من نسيا منسيا بودم و به دنيا نيامده بودم و همچنين كار زشت و ننگي از من سر نمي زد.

باز اين ها با كمال وقاحت و بي حيائي و بي شرمي اين قضيه را مطرح كردند.

جز اين كه ما بگوييم: اين صحبت هاي اين ها از نطفه خبيث اين ها سرچشمه مي گيرد و نسل ناپاكي اين ها برمي آيد.

اين ها مي گويند: آيا اين شامل حضرت زهرا مي شود؟

مشخص است كه قضيه حضرت زهرا استخوان گلوي اين ها شده است.

يكي از چيزهايي كه حقانيت مذهب شيعه را تثبيت مي كند، قضيه حضرت زهرا سلام الله عليها است. هر كاري كه مي كنند، مي خواهند نسبت به حضرت زهرا طعنه بزنند.

ما هم گفتيم: حضرت زهرا همه چيز ما است، دين و دنيا و آخرت و بهشت ما فاطمه زهرا سلام الله عليها است. ما تمام زندگي خود و ناموس و زن و بچه و مال مان را فداي غبار راه حضرت زهرا سلام الله عليها مي كنيم.

حضرت زهرا سلام الله عليها خط قرمز ما است كه اگر وارد شدند، بدانند كه خط قرمزي براي ما مطرح نيست.

ما مفصل اين را قبلا جواب داديم.

اگر آقايان دنبال همين قضيه هستند، بارها ما جواب داديم كه اين ها كه به ما افتراء مي بندند كه شيعيان به ناموس پيغمبر به ويژه عائشه همسر نبي مكرم، اهانت مي كنند و اتهام فحشاء مي زنند، كتاب هاي شما؛ حتي صحيحين شما مملو از اين فحشاء است.

شما همسر پيغمبر را جز يك فرد فاحشه چيز ديگري معرفي نكرديد؛ از قول نبي مكرم اين اتهام را تثبيت كرديد، از قول پدر عائشه اين قضيه را شما تثبيت كرديد. شما اين را جواب دهيد.

اگر واقعا مرد هستيد و واقعا همسر پيغمبر را دوست داريد به اين ها جواب دهيد.

ما يقين داريم كه شما دوست نداريد و يقين داريم كه اين قضايا فقط مي خواهد بهانه باشد براي كوباندن شيعه؛ چون براي شما نه همسر پيغمبر مطرح است و نه خود پيغمبر، فقط براي شما دودمان نحس و بني اميه و در رأس آن ها معاويه شجره ملعونه در قرآن مطرح است، از آن بتوانيد به يك نوعي دفاع كنيد.

اين مطلبي كه طبراني در معجم كبير آورده است را جواب دهيد كه خود ابوبكر مي گويد:

يا رَسُولَ اللَّهِ ما تَنْتَظِرُ بِهَذِهِ التي خَانَتْكَ وَفَضَحَتْنِي

المعجم الكبير، ج ٢٣، ص ١١٧ و المعجم الأوسط، ج ٦، ص ٢٧١ و أخبار المدينة، ج ١، ص ١٩٢

چرا صبر كردي و طلاق نمي دهيد اين زني را كه به تو خيانت كرد و من را بي آبرو كرد.

اين عبارتي است كه مال علامه مجلسي و علامه حلي و كليني و شيخ طوسي نيست.

آيا در كتب شيعه همچنين عبارتي شما پيدا مي كنيد؟

مشهور است كه در معجم كبير طبراني اصح روايات آمده است. شما بياييد به اين جواب دهيد. چرا اين چنين حاشيه مي رويد؟ چرا نسبت به زهراي مرضيه جسارت مي كنيد؟

در صحيح بخاري خود عائشه به پدر و مادرش مي گويد:

والله لقد عَلِمْتُ أَنَّكُمْ سَمِعْتُمْ ما يَتَحَدَّثُ بِهِ الناس وَوَقَرَ في أَنْفُسِكُمْ وَصَدَّقْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ قلت لَكُمْ إني بَرِيئَةٌ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إني لَبَرِيئَةٌ لَا تُصَدِّقُونِي بِذَلِكَ وَلَئِنْ اعْتَرَفْتُ لَكُمْ بِأَمْرٍ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَنِّي بَرِيئَةٌ لَتُصَدِّقُنِّي.

صحيح البخاري، ج ٢، ص ٩٤٥

به خدا سوگند من مي دانم كه اين اتهام فحشاء كه مردم به من مي زنند با خبر شده ايد و شما تحت تأثير شايعه قرار گرفتيد و اين شايعه را تصديق كرديد و قبول كرديد كه من كار فحشاء انجام داده ام، اگر من بگويم: همچنين فحشائي از من سر نزده است، خدا مي داند كه سر نزده است؛ ولي پدر و مادر، شما من را تصديق نمي كنيد و مي گوييد: دروغ مي گويي و همچنين كاري از تو سر زده است و اگر بگويم: من همچنين كاري انجام داده ام و خدا مي داند كه سر نزده است؛ ولي شما من را تصديق مي كنيد.

يكي از كساني كه اين قضيه را به عائشه نسبت داده است و تحت تأثير اين شايعه قرار گرفته است، پدر و مادر عائشه است؛ البته طبق نص صريح صحيح بخاري نه كتاب هاي دسته سوم و چهارم.

شما به جاي اين كه حرف هاي چرند نسبت به حضرت زهرا سلام الله عليها ببنديد، بياييد اين ها را جواب دهيد.

ما بارها به اين عبارتي كه آقايان از شيخ مفيد نقل مي كنند، جواب داديم كه مي گويد:

اتفقت الإمامية علي إن من أنكر إمامة أحد من الأئمة وجحد ما أوجبه الله (تعالي) من فرض الطاعة فهو كافر ضال مستحق للخلود في النار

أوائل المقالات، الشيخ المفيد، ص ٣٤٩

اگر كسي يكي از ائمه را انكار كند و جحد كند.

شما كه سواد نداريد؛ شما هنوز بين زباله مزبله گير كرديد.

شما كشي (به فتح كاف) و كشي (به كسر كاف) را تشخيص نمي دهيد.

جحد يعني چه؟

قرآن مي فرمايد:

وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ

سوره نمل آيه ١٤

جحد يعني انكار از روي علم.

اتفقت الإمامية علي إن من أنكر إمامة أحد من الأئمة وجحد ما أوجبه الله (تعالي) من فرض الطاعة فهو كافر ضال مستحق للخلود في النار

أوائل المقالات، الشيخ المفيد، ص ٣٤٩

هر كس يقين داشته باشد از كتاب و سنت كه امامت علي حق است و با اين حال انكار كند.

شكي نيست و همه مسلمان ها مي گويند: كافر است و مخلد در آتش است.

ما هم مي گوييم: مخلد در آتش است؛ ولي آن كسي كه از كتاب و سنت به قطع برسد امامت ائمه عليهم السلام را و يقين داشته باشد و با علم به اين قضيه انكار كند.

فرقي نمي كند كه وهابي يا سني يا شيعه باشد يا يزيدي يا اسماعيلي باشد، بعد از آن كه علم آمد به امامت ائمه و انكار كند، هيچ شكي در كفرش نيست. مثل اين است كه علم داشته باشد كه نماز واجب است و منكر نماز باشد.

اين همه سر و صدا كردن و تحريك احساسات و تحريك عواطف و ايجاد اختلاف بين شيعه و سني، شما دنبال چه مطلبي هستيد؟

من آن روز گفتم: اگر با اين هجمه هايي كه دارند اگر شبكه ولايت نبود، چه بي حيائي راه مي انداختند؛ با اين كه ما مرتب همه را جواب مي دهيم و مستند و مستدل آبروي اين ها را مي بريم، اين ها خجالت نمي كشند.

در رابطه با زيارت جامعه كبيره كه سركار خانم دكتر فقيهي و خانم دكتر شريفي مفصل جواب دادند، دوباره اين آقا شروع كرده است.

مي گويد: اين كفر در كفر است.

اين حرف اين آقا انسان را به ياد فرعون مي اندازد كه مي گفت: مردم من مي ترسم كه حضرت موسي دين شما را از بين ببرد. واقعا اين ياد آور عبارت فرعون است.

آقا آن وقتي كه مي آيد احاديث امامت را رد كند، دختر خانمش كه من گمانم زينب خانم باشد كه خدا ان شاء الله حفظش كند و مايه هدايت پدرش قرار دهد؛ چون ما نمي دانيم كه مادرش اين طور افكار فاسد دارد يا نه، اين دختر برايش نقاشي كرده بود كه علامه مجلسي ضعيف.

چه طور آنجا علامه مجلسي مي گويد: ضعيف قبول مي كني؛ ولي در جامعه كبيره كه مي گويد: اصح زيارات سندا و اعلاها مكانا، اينجا مورد قبول نيست و كفر در كفر است؟

اياب الناس اليكم، اين كفر در كفر است.

آن كسي كه شما مي گوييد: فرداي قيامت خداي الاغ سوار مي خواهد حساب و كتاب ما را رسيدگي كند، ما به همچنين خدايي كافر هستيم.

تمام دنيا هم اين را بداند. ما خداي الاغ سوار را قبول نداريم و به او ايمان نداريم.

آن خدايي كه از آسمان به كره زمين بيايد و اگر قبل از فجر بر نگردد در كره زمين به زندان مي افتد، ما همچنين خدايي را قبول نداريم.

ما خدايي را مي پرستيم كه قرآن مي فرمايد:

لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ

سوره شوري آيه ١١

وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ

سوره اخلاص آيه ٤

ما همچنين خدائي را قبول داريم.

اين خداي الاغ سوار هم مبارك خودتان باشد؛ ان شاء الله سوار الاغ يا ناقه اي شود و به حساب و كتاب شما برسد. ما همچنين خدائي را نه قبول داريم و نه اعتقاد داريم. نه خداي پيغمبر است و نه خداي انبياء و نه خداي اهل بيت است. اين خداي شما وهابي ها است و مبارك شما باشد.

در مورد اياب الناس الينا خداي عالم مي فرمايد:

أبي اللَّه أن يجري الأمور إلَّا بأسبابها

شما نمي فهميد ما چه كار كنيم؟

قرآن يك جا مي فرمايد:

اللَّهُ يَتَوَفَّي الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا

سوره زمر آيه ٤٢

خداي عالم مردم را قبض روح مي كند.

در جاي ديگري هم مي گويد:

قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ

سوره سجده آيه ١١

ملائكه اي كه موكل از طرف خداي عالم هستند، قبض روح مي كنند.

اين عين توحيد است؛ ولي شما چشم تان نمي بيند و عقل تان به اين قضايا نمي رسد.

اگر فرض كنيم كه شيخ مفيد هم گفته است، ٤ ماه است كه مردم دنيا هم مي بينند كه ما امامت اميرالمؤمنين و ائمه را از قرآن و روايات اثبات كرديم، اگر راست مي گوييد، شما بياييد اين ها را نقد كنيد.

بعد از اثبات اين قضايا، اگر كسي بگويد: همچنين قضيه اي نيست، كاملا روشن است كه انكار يك ضرورت از ضروريات دين است.

اگر ابهام داشته باشد يا ادله كافي نباشد و حجت تمام نشود، اين يك بحث ديگري است.

شما به ما جواب دهيد، اين كه مي گوييد:

من أنكر خلافة الصديق رضي الله عنه فهو كافر وكذلك من أنكر خلافة عمر بن الخطاب رضي الله عنه.

فتاوي السبكي، ج ٢، ص ٥٨٧ و الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ١، ص ١٣٨

در كتب متعدد فقهي شما اين آمده است.

جناب آقاي سيواسي حنفي متوفاي ٨٦١ در «شرح فتح القدير »جلد ١ صفحه ٣٥٠ و مرقيناني حنفي در «مجمع الانهر» جلد ١ صفحه ١٦٣ و محمد بن مفلح مقدسي در كتاب «الفروع» جلد ٦ صفحه ١٥٥ آوردند.

اين را از كجا آوردند؟ از كتاب آوردند يا از سنت آوردند؟

جناب ابن نجيم مصري كه متوفاي ٩٧٠ است مي گويد: هر كس منكر امامت ابوبكر و امامت عمر باشد كافر است. اين در كتاب البحر الرائق جلد ٥ صفحه ٢٠٤ آمده است.

همين طور سبكي در كتاب فتاواي خود مي گويد:

من أنكر إمامة أبي بكر الصديق رضي الله عنه فهو كافر

فتاوي السبكي، ج ٢، ص ٥٧٦

اين را از كجا آورده ايد؟ براي ما دليل بياوريد؟ ما اين همه ادله آورديم.

بارها اعلام كرديم كه شما به جاي اين همه اهانت و جسارت، چند ادله از كتاب و سنت بياوريد. بحث ما با عزيزان اهل سنت نيست. ما با آن ها صحبت مي كنيم و بحث علمي داريم و دعوا هم نداريم و درگيري هم نداريم. بحث ما با اين عزيزان علمي است.

اين آقاياني كه يك عبارت از شيخ مفيد را مي گيرند و ايجاد اختلاف مي كنند و فتنه درست مي كنند و شيعه و اهل سنت را به جان هم مي اندازند، طرف حساب ما اين فتنه گران است.

اگر يك مسئله ثابت شود از كتاب و سنت و بعد از آن انكار كند؛ هر مسئله اي باشد؛ چه خلافت ابوبكر باشد و چه خلافت علي باشد، باز هم مي گوييم: كافر است.

در رابطه با سؤال آقاي محسني، ما هر چقدر كه برسيم امشب مطرح مي كنيم و مابقي آن در جلسه بعد مطرح مي كنيم.

ما در حديث منزلت، ابتدا آن مواردي كه بايد بحث كنيم:

١-حديث منزلت در صحيحن

٢-حديث منزلت در غير حادثه تبوك

٣-صحت و تواتر حديث منزلت

٤-دلالت حديث بر امامت حضرت علي عليه السلام

٥-شبهات وهابيت و پاسخ ها

ما روي اين ٥ محور، بحث حديث منزلت را مطرح مي كنيم.

نمي دانيم چند جلسه طول مي كشد؛ ولي تلاش مي كنيم كه يك مقداري خلاصه بيان كنيم و مطالبي كه خيلي مهم است را بيشتر تأكيد مي كنيم.

بحث اول: حديث منزلت در صحيحين

بحث اول كه حديث منزلت در صحيحين است، بخاري از سعد بن ابي وقاص نقل مي كند: مي گويد: نبي مكرم به علي فرمودند:

أَمَا تَرْضَي أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَي

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٥٩

آيا راضي نيستي كه جايگاه تو همان جايگاه هارون نسبت به موسي باشد.

ان شاء الله ما در بحث ادله حديث بر امامت حضرت امير، جايگاه و منازل حضرت هارون نسبت به موسي را از قرآن و سنت بيان مي كنيم.

در اينجا بحث قضيه تبوك نيست.

در حديث ديگري از مصعب بن سعد از پدرش سعد بن ابي وقاص نقل مي كند كه وقتي نبي گرامي مي خواست به جنگ تبوك بروند، اميرالمؤمنين را به عنوان خليفه در مدينه گذاشتند.

علي عرضه داشت:

أَتُخَلِّفُنِي في الصِّبْيَانِ وَالنِّسَاءِ

صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٦٠٢

الان در مدينه غير از زنان و بچه ها از مسلمانان كسي نيست، (صبيان و نساء مسلمين، وگرنه از منافقين مردهاي زيادي بودند و از يهود و غيره مدينه پر بود) بعد نبي گرامي فرمود:

ألا تَرْضَي أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَي إلا أَنَّهُ ليس نَبِيٌّ بَعْدِي

صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٦٠٢

آيا راضي نيستي كه جايگاه تو به من همانند جايگاه هارون نسبت به حضرت موسي باشد.

اين جمله كه مي فرمايد:

إلا أَنَّهُ ليس نَبِيٌّ بَعْدِي

يعني چه؟

مي خواهد بفرمايد: تمام جايگاهي كه حضرت موسي دارد و حضرت هارون دارد و من دارم، يا علي تو داري، فقط نبوتي در كار نيست.

بعد از من هم همان طوري كه در زمان حياة موسي از دنيا رفت، علي تو مي ماني و تمام جايگاه و منازل هارون بعد از من مختص تو خواهد شد غير از بحث نبوت.

در صحيح مسلم از سعد بن ابي وقاص از پدرش نقل مي كند كه نبي مكرم به علي فرمود:

أنت مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَي إلا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي.

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧٠

سعيد بن مصيب اين قضيه را نقل مي كند و مي گويد: اين را من از عامر بن سعد بن ابي وقاص شنيدم:

قال سَعِيدٌ فَأَحْبَبْتُ ان أُشَافِهَ بها سَعْدًا فَلَقِيتُ سَعْدًا فَحَدَّثْتُهُ بِمَا حدثني عَامِرٌ فقال انا سَمِعْتُهُ فقلت آنْتَ سَمِعْتَهُ فَوَضَعَ أصبعيه علي أُذُنَيْهِ فقال نعم وَإِلَّا فَاسْتَكَّتَا.

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧٠

من از پسر سعد بن وقاص شنيدم و دوست داشتم از سعد بن ابي وقاص شخصا بشنوم.

حديث مشخص است و روايت يك روايت عادي نيست و قضيه يك قضيه طبيعي نيست.

اين روايت با آنچه كه در جامعه مي بيند كه اميرالمؤمنين را كنار زدند و اميرالمؤمنين ٢٥ سال خانه نشين شده است، براي سعيد بن مصيب عجيب است.

مي گويد: شايد عامر پسر سعد اشتباهي در لفظش داشته باشد.

مي گويد: دوست داشتم از دو لب سعد بن ابي وقاص بشنوم، رفتم پيش سعد و آنچه را كه پسرش براي من گفته بود، گفتم، سعد بن ابي وقاص گفت: من خودم از پيغمبر شنيدم.

باز سعيد بن مصيب مي گويد: آيا تو خودت شنيدي؟

تا اين مقدار مسئله مهم است.

براي سعيد بن مصيب غير قابل باور است كه نبي مكرم همچنين عبارتي را گفته باشد؛ ولي بعد از رحلت پيغمبر ورق ١٨٠ درجه برگردد.

١-سعيد مي گويد:

فَأَحْبَبْتُ ان أُشَافِهَ بها سَعْدًا

٢-بعد مي گويد:

فَلَقِيتُ سَعْدًا فَحَدَّثْتُهُ بِمَا حدثني عَامِرٌ فقال انا سَمِعْتُه

من خودم شنيدم.

٣-باز من تعجب كردم و گفتم:

آنْتَ سَمِعْتَهُ

آيا خودت شنيدي؟

فَوَضَعَ أصبعيه علي أُذُنَيْهِ فقال نعم وَإِلَّا فَاسْتَكَّتَا

سعد بن ابي وقاص دو انگشت خودش را به گوشش گذاشت و گفت: با اين دو گوش از پيغمبر شنيدم و اگر دروغ بگويم، اين دو گوشم كر شود.

قضيه داد مي زند كه مسئله چقدر مهم است و ورق برگشته است و چه مسائلي پيش آمده است.

روايت ديگري در صحيح مسلم وجود دارد كه مفصل و بو دار است.

اين آقاياني كه از معاويه اين همه دفاع مي كنند، ان شاء الله خداي عالم با معاويه و پسرش يزيد محشور كند و ما را هم با علي و امام حسن محشور كند.

يكي از اين كارشناسان مي گويد: دليل اين كه معاويه با امام حسن بيعت نكرد اين بود كه معاويه خودش را بالاتر از امام حسن مي دانست.

قطعا بالاتر بود. امام حسن مادرش حضرت زهرا است.

چه زماني مي رسد به هند جگر خواري كه كارش فحشاء بوده است.

همه مي دانند كه معاويه فرزند علي است؛ ولي وقتي معاويه به دنيا مي آيد، طبق عبارت زمخشري، ٥ نفر سرش دعوا مي كنند و مي گفتند: مال من است. قطعا معاويه افضل است.

امام حسن سلام الله عليه فرزند پيغمبر است.

الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ

مسند أحمد بن حنبل، ج ٣، ص ٣

معاويه اين افتخار را در پرونده اش دارد كه ٢١ سال با پيغمبر اكرم جنگيده است.

١٣ سال در مكه و ٨ سال در مدينه.

قطعا همچنين افتخاراتي براي امام مجتبي سلام الله عليه نيست.

بايد هم بگويد: من خودم را از امام حسن بالاتر مي دانم. خدا اين ها را با معاويه محشور كند. آقايان نگويند: اين نفرين است، اين دعا است كه مي كنيم. نمي دانم بعضي ها اين عقل خدادادي شان را چه كار كرده اند؟

يك ديوانه زنجيري همچنين حرفي نمي زند كه اين ها در يك شبكه ماهواره اي مي گويند.

آن روز خدمت آيت الله مكارم شيرازي اسم معاويه آمد، گفت: آدم عاقل هم مي آيد از معاويه دفاع كند؟ عزيزان اهل سنت، ما معاويه را صحابي پيغمبر نمي دانيم؛ شما نگوييد: چرا به صحابه جسارت مي كنيد.

اميرالمؤمنين در خطبه ١٦ نهج البلاغه قسم مي خورد:

فوالذي فلق الحبة وبرأ النسمة ما أسلموا ولكن استسلموا وأسروا الكفر، فلما وجدوا أعوانا عليه أظهروه

معاويه و ابو سفيان در فتح مكه مسلمان نشدند؛ بلكه تظاهر به اسلام كردند و كفر خودشان را از ترس مردم مخفي كردند.

عمار هم كه طبق شهادت عائشه ام المؤمنين از سر تا پا مملو از ايمان است، در كتاب مجمع الزوائد هيثمي جلد ١ صفحه ١١٣ همين تعبير را دارد و شهادت به كفر معاويه مي دهد و معاويه را مسلمان نمي داند.

اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين او را مسلمان نمي دانند.

خيلي از بزرگان اهل سنت هم همين قضيه مناظره اي كه جناب حسن بن فرهان مالكي كه از علماي اهل سنت عربستان سعودي بود با يكي از اين شيوخ وهابي انجام داد، بحث معاويه آمد، اين ها بهم ريختند و ايشان اثبات كرد كه معاويه در درك اسفل از آتش است.

هر توهين و اهانت و فحشي كه بلد بودند به اين بن فرهان مالكي دادند.

من گمان نمي كنم كه بي حياترين انسان ها، كسي را دعوت كند به استديو و بعد آنجا به اين شخص اهانت و جسارت كنند.

من تصور كردم كه اين اهانت ها فقط مال اين حسن بن فرهان مالكي است، ديشب كه من منزل رفتم از اين اسلام اصيل كه براي ما آمد، ديديم كه نسبت به آن وهابي كه با حسن بن فرهان مالكي كه مناظره كرده است و شكست خورده است، يك بيانيه ٢ صفحه اي صادر كردند و گفتند: اين آقا انسان پست و لامذهب و بي دين است و آبروي ما اهل سنت را برده است.

لياقت مناظره كردن ندارد. به اين اجازه ندهيد كه اين شخص با شيعيان مناظره كند. اين را در مساجد دعوت نكنيد.

آن چنان اهانت به آن وهابي كردند كه حداقل نزديك ٢٠ كتاب در كفر شيعه نوشته است.

اين آقا آن وقتي كه براي مناظره آمد، عزيز كرده و عزيز دردانه بود؛ ولي وقتي كه در برابر حسن بن فرهان مالكي كم آورد و آبروي وهابيت را براي چندمين بار برد، ديگر مستحق فحش شد.

اگر شيعيان ميليارد ميليارد دلار خرج مي كردند كه آبروي وهابي ها را ببرند، نمي توانستند مثل اين دو قضيه اي كه اتفاق افتاد آبروي اين ها را ببرند.

يكي آقاي عبد الله حيدري كه در بحث امامت گفت: يك روايت به ما نشان دهيد، دوستان ما ٤٠ روايت برايش بيان كردند، آقا در يك روايت ٤ گاف از گاف هاي خيلي مهم داده است. نمي دانم اين حضرات چه رويي دارند؟

بعد مي گويند: آقاي قزويني گفته است: سهل بن زياد چنين است.

در شبكه ولايت، دوستان واحد پاسخگويي به شبهات ، برادر عزيزمان جناب آقاي ابوالقاسمي و آقاي يزداني، متصدي اين برنامه ها هستند.

من اين ها را صاحب نظر در مباحث رجالي مي بينم.

بعضي وقت ها من نظر مي دهم كه نظر آن ها مخالف نظر من است و من به نظر آن ها كاملا احترام مي گذارم. همان طوري كه اساتيد ما اينگونه بودند.

بارها شده است كه نظر ما مخالف نظر آن ها بوده است و آن ها به نظر ما احترام مي گذارند.

من در يك قضيه اي با حضرت آيت الله شبيري زنجاني كه از اساتيد بزرگوار ما است و من افتخار به اين بزرگوار دارم و به تعبير آيت الله العظمي سبحاني: استاد بلا منازع رجال در تاريخ شيعه است، بارها بوده است كه من با اين بزرگوار بعد از نماز صبح، از حرم تا اين كه برويم منزل شان، روي يك موضوعي ايشان نظر داده بود و من ادله مي آوردم كه اين اشتباه است و ايشان مي گفت: نه.

بعد از گذشت نيم ساعت نه ايشان من را قانع كرد و نه از عرائض من ايشان قانع شدند.

من آمدم منزل، بعد از ٢٠ دقيقه ايشان به من تلفن كرد به منزل ما و گفت: فلاني اين حرفي كه زدي، من بعدا فكر كردم و ديدم كه حرف درستي است؛ ولي حرف من هم درست است.

گفتم: نه حاج آقا حرف حضرت عالي درست نيست.

هرچه من در علم رجال دارم از اين استاد بزرگوارم حضرت آيت الله العظمي شبيري زنجاني دارم كه واقعا ارادتي كه من به اين بزرگوار دارم، شايد بعد از حضرت ولي عصر به كمتر كسي من همچنين ارادتي را دارم؛ ولي اين بزرگواران همين طوري كه ما را حر و آزاد تربيت كردند، ما هم نسبت به دوستان مان، اين ها را حر و آزاد گذاشتيم.

نظراتي اين آقايان مي دهند كه شايد مخالف نظر بنده باشد.

در تأليفاتي كه بنده دارم، تا الان نزديك ٣٥ مجلد از تأليفات بنده چاپ شده است و هيچ ادعاي عصمت هم ندارم.

شايد من ١٠ سال قبل يك نظري داشتم و بعدا يك دليل ديگري به دست من مي رسد و از آن نظر قبلي برمي گردم.

ما مثل شما اين طوري نيستيم كه اگر يك حرفي زديم، خدا هم آمد گفت: اين حرف باطل است، بگوييم: نه باطل نيست.

مي گويند: از ملا نصر الدين سؤال كردند كه چند سال داري؟

گفت: ٤٠ سال.

بعد از ١٠ سال گفتند: چند سال داري؟

گفت: ٤٠ سال.

گفتند: ١٠ سال قبل گفتي ٤٠ سال دارم.

گفت: حرف مرد يكي است.

اين ها هم حرف شان يكي است. اگر يك مطلبي را بگويند، اگرچه اشتباه باشد، مي گويند: حرف مرد يكي است. مي گويند: ابو بصير در زباله داني مرده است.

١٠ دليل آورديم. خود اهل سنت زنگ مي زنند و آبروي اين ها را مي برند.

مي گويند: حرف مرد يكي است. هماني كه ما گفتيم درست است.

در صحيح مسلم مي گويد:

أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بن أبي سُفْيَانَ سَعْدًا

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

معاويه بن سعد بن ابي وقاص دستور داد.

اين كه چه دستور داد، آقاي مسلم اين را حذف كرده است، شارحين گفته اند كه چه دستور داد. ابن تيميه مي گويد:

وأما حديث سعد لما أمره معاوية بالسب فأبي

منهاج السنة النبوية، ج ٥، ص ٤٢

معاويه دستور داد كه به علي ناسزا بگو، سعد بن ابي وقاص ممانعت كرد.

شيخ موسي شاهين كتابي دارد به نام فتح المنعم شرح صحيح مسلم كه مي گويد:

أمر معاوية بن ابي سفيان سعدا المأمور به محذوف و التقدير أمره بسب علي رضي الله عنه.

مأمور به محذوف است.

در ادامه روايت صحيح مسلم مي گويد:

فقال ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

چه مانع شده است كه تو به علي ناسزا نمي گويي و فحش نمي دهي؟ (گويا يك واجبي از واجبات ديني و ضرورتي از ضروريات ديني را سعد بن ابي وقاص ترك كرده است)

عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.

سعد بن ابي وقاص مي گويد: من ٣ چيز را در رابطه با علي از پيغمبر اكرم شنيدم:

فَلَنْ اسبه لان تَكُونَ لي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ الي من حُمْرِ النَّعَمِ.

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

هرگز به علي ناسزا نخواهم گفت، اگر يكي از آن ها براي من بود، از شترهاي سرخ مو ( آن زمان به عنوان يك ضرب المثلي بود، مثلا ما مي گوييم: طلا و جواهر به من دهند همچنين كاري نمي كنم، آن ها مي گفتند: شترهاي سرخ مو) براي من بهتر بود.

مي گويد: آن سه تا كه هر كدامي از اين ها براي من از شتران سرخ مو گرامي تر و عزيزتر است، اين است:

سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم يقول له خَلَّفَهُ في بَعْضِ مَغَازِيهِ فقال له عَلِيٌّ يا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِي مع النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ.

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

رسول گرامي در بعضي از غزوات علي را در مدينه خليفه كرد و علي عرضه داشت: يا رسول الله من را همراه زن ها و بچه ها در مدينه گذاشتي، پيغمبر فرمود:

أَمَا تَرْضَي ان تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَي الا انه لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

جايگاه تو همانند جايگاه هارون است و تمام آنچه را كه در قرآن براي هارون ثابت است، براي تو هم ثابت است.

تمام روابط موجود بين هارون و موسي، منزله اخوت و خلافت و شراكت در امر و كمك كردن در امور، تمام آنچه را كه از هارون نسبت به حضرت موسي ثابت است، تمام آن ها را تو بعد از من، از من خواهي داشت مگر يك چيز و آن اين است كه نبوت بعد از من نخواهد بود.

اين كلمه بعدي، را مي آورد كه يعني علي تو بعد از من مي ماني و تمام مقامات حضرت هارون نسبت به موسي را تو از من ارث مي بري و فقط نبوت را از من ارث نمي بري.

همچنين شنيدم در روز خيبر پيغمبر اكرم فرمود: من فردا پرچم را به مردي مي دهم:

يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

خدا و پيغمبر را دوست دارد و خدا و پيغمبر هم او را دوست دارند.

در حق كدام يك از صحابه همچنين تعبيري آمده است؟

اگر بنا است كه هيچ روايتي در خلافت علي نباشد و ما بخواهيم افضل صحابه را براي خلافت انتخاب كنيم، هيچ عبارتي بالاتر از اين فكر نمي كنم نسبت به هيچ يك از صحابه از نبي مكرم آمده باشد؛ آن هم در صحيح مسلم.

بعد مي گويد:

فَتَطَاوَلْنَا لها

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

همه گردن كشيده بوديم كه اين افتخار نصيب ما شود.

جناب خليفه دوم مي گويد: من رياست را دوست نداشتم جز امروز. همه گردن ها بلند بود كه ببينيم اين افتخار نصيب چه كسي مي شود كه خدا و پيغمبر را دوست دارد.

شايد اين ها خدا و پيغمبر را خيلي دوست داشته باشند؛ اين كه مي فرمايد:

وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

خدا و پيغمبر هم او را دوست دارند.

اين خيلي مهم است. پيغمبر فرمود: علي را صدا كنيد:

فَأُتِيَ بِهِ ارمد فَبَصَقَ في عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إليه

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

ديدند علي بن ابي طالب از شدت چشم درد، به خودش مي پيچد.

پيغمبر اكرم آب دهان به چشمان اميرالمؤمنين انداخت و پرچم را به دست او داد و فتح نصيب اسلام شد. قبل از علي رفتند و شكست خورده برگشتند و علي بن ابي طالب رفت و پيروزي براي اسلام آورد.

همچنين آيه مباهله، وقتي كه اين آيه نازل شد پيغمبر اكرم، علي و فاطمه و حسن و حسين را صدا كرد و فرمود:

اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

خدايا اين ها اهل بيت من هستند.

اين نشان مي دهد كه در آن زمان جناب ابوبكر و عمر و عثمان و ديگران هم بودند.

اگر علي فقط همسر يك دختر پيغمبر است، به قول شما عثمان همسر دو دختر پيغمبر و ذو النورين بود؛ ولي در اينجا نبي گرامي او را نمي خواند.

با اين كه عائشه و حفصه و ديگران بودند، نبي مكرم حضرت زهرا را مي برد. افراد ديگري هم بودند؛ ولي حسن و حسين را مي برد.

از علي در اين آيه به عنوان نفس پيغمبر تعبير شده است.

وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ

سوره آل عمران آيه ٦١

آيا اين جايگاه علي بن ابي طالب را اثبات نمي كند؟ كسي كه براي اثبات نبوت نبي مكرم رفته است. قضيه مباهله قضيه كوچكي نيست. قضيه مباهله يعني اثبات حقانيت پيغمبر و اثبات رسالت و نبوت پيغمبر.

كسي كه اين جايگاه را دارد و اين مقام را دارد و براي اثبات نبوت پيغمبر مي رود، قطعا اولويت دارد براي خلافت پيغمبر تا نسبت به ديگران.

حرف براي گفتن زياد است؛ ولي به اين مقدار بسنده مي كنيم.

بيننده آقا اميرحسين از خرم آباد:

بنده چند سؤال داشتم.

يكي از سؤال هاي من در مورد رضاع كبيره است كه در كتب اهل سنت اگر اشتباه نكنم در صحيح مسلم در باب رضاعه كبيره آمده است كه ام المؤمنين عائشه به دختران امر مي كرده است كه به پيرمردان شير بدهند.

يكي از سؤال هاي من اين است كه چرا دين اسلام محرم و نامحرم كرده است؟

چه طور ام المؤمنين عائشه به رضاع كبيره امر مي كرده است؟ رضاع كبيره چيزي است كه در قرآن نيامده است.

من دوست دارم كه اهل سنت يك دليل موجه براي ما شيعيان بياورند كه چرا ام المؤمنين عائشه امر به رضاع كبيره مي كرده است؟

اهل سنت اين طور فكر مي كنند كه جناب آقاي عمر كه خليفه دوم بودند، وقتي كه حضرت زهرا را زدند، حضرت علي كاري نكرده است.

در خود كتب اهل سنت آمده است حضرت علي خليفه دوم را زده است، اما به خاطر تقيه و مصلحتي كه مي ديدند با خليفه دوم كاري نكردند.

در مورد ازدواج ام كلثوم، وقتي كه خليفه دوم در كار باشد و جان حضرت علي و بني هاشم در خطر باشد، حضرت علي تقيه كرده است، اگر هم واقعا ازدواج حضرت ام كلثوم صحت داشته باشد، به خاطر تقيه اي بوده است كه حضرت علي كرده است وگرنه حضرت علي صد سال هم ام كلثوم دخترش را به كسي كه قاتل همسرش باشد، هيچ وقت نمي داده است.

بيننده آقا رحيم از زاهدان از اهل سنت:

من ٣ تا مطلب را مي خواستم عرض كنم.

اين بيننده اي كه زنگ زدند، مي خواستم با يك مثال جواب ايشان را بدهم.

اين مثال هم به اين مطلب كه يك بيننده به عنوان يك بچه شيعه همچنين تفكراتي دارد و همچنين سؤالاتي را مطرح مي كند و مبهماتي دارد، ربط دارد.

مجري:

كدام سؤال ايشان را مشكل ديديد؟

بيننده:

من مي خواستم ببينم كه آقاي قزويني نظر خودشان را در مورد ازدواج ام كلثوم با حضرت عمر را با ديدگاه روشن بيان كنند.

مجري:

ما اين را بارها عرض كرديم.

استاد قزويني:

دوستاني كه زنگ مي زنند؛ چه شيعه باشند و چه از اهل سنت، ما كه نمي توانيم بگوييم: تو اين حرف را بزن و اين حرف را نزن.

اگر يك جا احساس كنيم كه مي خواهند به مقدسات اهل سنت اهانت كنند و ناسزا بگويند، ما تلفن شان را قطع مي كنيم. عزيزان اهل سنت هم كه زنگ مي زنند و توهين هم كه مي كنند، ما تلفن اين ها را قطع نمي كنيم.

اين عزيز گفت: عقيده من اين است، ما كه نمي توانيم بگوييم : اين عقيده را از ذهن خودت پاك كن. اگر ما در جواب حرف ايشان را تأييد كرديم يا آمديم مستدل كرديم، آن وقت شما اعتراض كنيد. ما كه مسؤل نظرات بينندگان عزيز نيستيم.

هر كس كه روي خط مي آيد، خودش مسؤل حرف هاي خودش است. در تمام رسانه هاي جهاني اين مطرح است.

چه بسا نظرات حضرت عالي مورد تأييد ما نيست؛ ولي حرف تان را مي گوييد، بعضي از موارد اگر ما صلاح ببينيم، جواب مي دهيم و بعضي از موارد جواب دادن به صلاح نيست؛ چه شيعه باشد و چه اهل سنت.

بيننده:

شما در مورد حضرت معاويه داشتيد يك مطالبي را عرض مي كرديد، به قول شما شايد خوشايند اهل سنت نباشد، اين نظرات و ديدگاه شما است. اهل سنت يك ديدگاه كاملا روشني دارند.

برادران شيعه هم در برنامه هاي اهل سنت يا برنامه هاي ديگر مي بينند اهل سنت دوست دارند كه هميشه دو گروه از صحابه را به هم نزديك كنند و دوست معرفي كنند، اين بهتر است يا آن كه شما هميشه اختلاف و دشمني ها و تفرقه را مطرح مي كنيد؟

مطلب دوم كه در مورد معاويه صحبت مي كنيد، شما عالم بزرگ هستيد كه و ادعا مي كنيد كه همه جا حاضر به مناظره هستيد، شما در برنامه هاي مختلف، يك عالم برجسته و قابل قبول منطقه اهل سنت كردستان و بلوچستان و گلستان و هرمزگان را بياوريد و اين مطلبي كه الان در مورد حضرت معاويه زديد، اگر عالم اهل سنت گفت: بله اين مطلب آقاي قزويني صحيح است، به نظر ما شما شيخ الاسلام جهان اسلام خواهي بود.

من و كساني كه اين حرف من را تأييد مي كنند مي شويم شيعه ١٢ امامي و مقلد آقاي قزويني.

شما اين حرف من را در برنامه گذشته مطرح نكرديد.

من اين مطلب را در برنامه هاي گذشته خواهش كرده بودم؛ ولي مورد اجرا يا مورد تأييد شما نبوده است.

شما در برنامه گذشته در مورد اهانت به پيامبر در احاديث اهل سنت گفتيد، تفسير شما، تفسيري است كه مورد تأييد اهل سنت نيستند. شما براي خودتان تفسير مي كنيد.

يك عالم بياوريد كه تفسير جناب عالي را در مورد توهين به پيامبر، تأييد كند.

متأسفانه برنامه شما هدف ندارد.

الان اين بيننده كه آمد، شايد صدمين بار باشد كه يك بيننده همچنين سؤالاتي مطرح مي كند. اين از جهل اين بيننده است.

اين نيست كه اين بيننده بگويد: اين چيز در ذهن من مطرح شده است، در قلب انسان مريض هميشه قرض و مرض است.

شايد شما هزار بار اين مطالب را در برنامه هاي خود مطرح كرده باشيد، آيا اين بيننده اين برنامه را نديده است؟ يعني تازه متوجه شده است كه همچنين برنامه اي وجود دارد؟ چرا بايد اين را از شما مي پرسد؟

به برنامه اهل سنت زنگ بزند و جوابش را خيلي راحت و مرتب مي دهند.

در خود ايران هم سايت هايي است كه مي تواند مكاتبه كند و برادران خيلي راحت به او جواب مي دهند. اين سؤالات هم مورد مذاق شما است و شما راحت جواب مي دهيد؛ ولي به نظر من مغرضانه است.

استاد قزويني:

در رابطه با معاويه من روايتي از صحيح مسلم آوردم كه به علي بن ابي طالب ناسزا مي گفته است. ابن تيميه هم تأييد كرده است كه ناسزا مي گويد.

شارح صحيح مسلم هم مي گويد: ناسزا مي گفته است. اين را شما چه جوابي داريد؟

حضرت عالي به عنوان يك عالم سني به ما بگوييد: اين كار معاويه را ما چه كار كنيم؟

بگوييم: كار خوبي كرده است يا نه؟

پيغمبر هم مي فرمايد:

من سَبَّ عَلِياًّ فَقَدْ سبني

مسند أحمد بن حنبل، ج ٦، ص ٣٢٣

هر كس به علي ناسزا بگويد، به من ناسزا گفته است.

آقاي حاكم نيشابوري در مستدرك مي گويد:

هذا حديث صحيح الإسناد

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١٣٠

روايت صحيح است.

احمد بن حنبل كه فكر نمي كنم عالمي بزرگ تر از او داشته باشيد، در مسندشان جلد ٦ صفحه ٣٢٣ مي گويد: اين روايت صحيح است.

اين عبارتي را كه از صحيح مسلم ما آورديم، از آن طرف هم آن روايت كه مي فرمايد:

من سَبَّ عَلِياًّ فَقَدْ سبني

مسند أحمد بن حنبل، ج ٦، ص ٣٢٣

هر كس به علي ناسزا بگويد، به من ناسزا گفته است.

هر كس هم به من ناسزا بگويد: به خدا ناسزا گفته است.

آقاي مناوي كه از علماي بزرگ شما است در كتاب فيض القدير خود جلد ٦ صفحه ١٩٠ اين را نقل مي كند و مي گويد: اين روايت كاملا صحيح است.

اين كار معاويه را ما چه كار كنيم؟ حضرت عالي توضيح دهيد.

بيننده:

شما خواهشا به حاشيه مطلب نرويد، مطلب من اين بود كه شما من را به عنوان عالم قرار ندهيد. من از شما خواستم كه همين مطلبي را كه بيان مي كنيد، يك عالم سني بايد اينجا بنشيند و جواب دهد كه آيا مورد تأييد اهل سنت است يا خير؟

به عنوان مثال آيا اهل سنت از يزيد بيزاري مي جويند يا خير؟

وقتي كه اهل سنت مي بينند يزيد با امام حسين جنگ كرد و امام حسين را شهيد كرد، آيا اهل سنت يزيد را دوست دارند يا امام حسين را؟

از شما مي خواهم كه اهل سنت آيا معاويه را دوست دارند يا حضرت علي را؟

شما به من جواب دهيد كه آيا اهل سنت در اينجا دو رنگي مي كنند يا پيرو پيغمبر و اهل بيت پيغمبر هستند؟ شما به من جواب دهيد كه معاويه را برچه اساسي دوست دارند؟

استاد قزويني:

ما ٣ سال است كه تقاضا مي كنيم كه هر كدام از بزرگواران اهل سنت و از علماي اهل سنت تشريف بياورند، قدم شان روي چشم ما است.

ديشب آيت الله مكارم شيرازي به عنوان يك مرجعي كه مورد تأييد شما است، ايشان هم گفت: هر كدام از علماي اهل سنت كه بخواهند اينجا تشريف بياورند، از نظر ما هيچ منعي ندارد.

مشكل ما اين است كه فرض كنيد ما از ١٠ نفر از علماي اهل سنت درخواست مي كنيم كه بيايند، فقط يك نفر مي آيد.

مثلا جناب مولوي لاشاري، حداقل ده ها كتاب نوشته و استاد حوزه علميه است.

وقتي كه ايشان حرف مي زند، ده نفر مثل جناب عالي مي گويند: ما آقاي لاشاري را قبول نداريم.

وقتي از سنندج كسي كه استاد دانشگاه و امام جمعه سنندج و استاد حوزه علميه است، به اينجا مي آيد و صحبت مي كند، از سنندج زنگ مي زنند كه ما اين را قبول نداريم.

ما چه كار كنيم؟ گناه ما چيست؟

آنچه كه در توان ما است، اين است كه از اين عزيزان تقاضا كنيم كه به اينجا بيايند.

حضرت عالي به عنوان نماينده شبكه جهاني ولايت و به عنوان برادر من تشريف ببريد و هر كدام از بزرگواران و از علماي اهل سنت كه استاد حوزه علميه باشند، و حداقل حضرت عالي و همفكران تان اين شخص را قبول داشته باشيد، دعوت كنيد و رسما هم اعلام كنيد كه فلان عالم را صحبت كرديم كه بيايد، اگر ما نياورديم، حضرت عالي بگوييد: ما فلان عالم را گفتيم كه بيايد و شما نياورديد.

بهتر از اين مي شود؟

بيننده:

من از شما به عنوان يك عالم بزرگ خواهشي داشتم.

استاد قزويني:

هندوانه زير بغل ما ندهيد، ما را به عنوان خادم اهل بيت اگر قبول كنند هستيم و آنچه را كه ياد گرفتيم بيان مي كنيم.

من آنچه شرط بلاغ است با تو مي گويم تو خواه از سخنم پند ير و خواه ملال

بيننده:

همين حرفي كه شما در اين برنامه زديد، به عنوان يك مرد روي حرف خود بايستيد.

اين كه گفتيد: معاويه كافر است، مولوي لاشاري و همان ماموستا را زنگ بزنند، و شما روي حرف خود بايستيد و اين ها هم تأييد كنند، من اعلام مي كنم كه شيعه خواهم شد.

استاد قزويني:

ما نمي خواهيم كه شما اعلام كنيد كه شيعه هستيد، ما همين شيعه هايي كه هستند را نگه داريم كلاه مان را به آسمان مي اندازيم.

ما گفتيم: اميرالمؤمنين در نهج البلاغه در خطبه ١٦ مي فرمايد: معاويه اصلا مسلمان نشده است چه رسد به اين صحابي باشد. خطبه نهج البلاغه براي ما محترم و حجت است.

از علماي اهل سنت هم، از هيثمي آورديم كه در جلد ١ صفحه ١١٣ اين را مي گويد.

شما امكانات داريد كه اين ها را مطالعه كنيد.

اگر اين ها را قبول نداريد، صحيح بخاري كه در اختيار شما است، روايتي از پيغمبر اكرم است در رابطه با عمار است كه مي فرمايد: عمار را فئه باغيه مي كشد، اين فئه باغيه را عمار به سمت بهشت دعوت مي كند:

وَيَدْعُونَهُ إلي النَّارِ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٠٣٥

ولي اين ها عمار را به طرف آتش جهنم دعوت مي كنند.

اصلا نهج البلاغه و مجمع الزوائد هيچ، اين صحيح بخاري است.

پيغمبر اكرم مي فرمايد: معاويه و لشكريانش جزء دعوت گران به آتش جهنم هستند.

شما اين يدعونه الي النار را بگذار كنار اين آيه شريفه ٤١ و ٤٢ سوره قصص و ببينيد كه مي فرمايد:

وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنْصَرُونَ وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ

ببينيد در مورد افرادي كه به سمت آتش جهنم دعوت مي كنند، قرآن چه مي فرمايد؟

اين دو را كنار هم بگذار و از هر عالمي از علماي اهل سنت سؤال كن.

شايد آقاي لاشاري محظوراتي داشته باشد و خيلي از قضايا را جرأت نكند كه بيان كند؛ ولي شما بزرگواري كنيد و اين كار را انجام دهيد.

حضرت عالي اين نكاتي كه بنده عرض كردم را از بزرگان تان و از علماء سؤال كنيد و جواب اين آقايان را براي هفته آينده براي ما بياوريد.

اگر جواب قانع كننده داشتيد، ما جواب قانع كننده را مي بوسيم و روي چشم مان مي گذاريم و اگر جواب قانع كننده را قبول نكرديم، شما بگوييد: من حرف منطقي آوردم و شما قبول نكرديد.

بيننده آقاي علوي از ورامين:

تنها شبكه اي كه واقعيت ها را محققانه و عالمانه با اخلاق اهل بيت براي بينندگان محترم در سطح جهان مطرح مي كند، شبكه مقدسه ولايت است.

من محضر شما و بينندگان محترم شما تبريك عرض مي كنم.

بنده در محضر شما جسارت نمي كنم و سراغ حديث و روايت هم نمي روم، اگر اجازه دهيد، نتيجه فتواهاي وهابيت را براي بينندگان محترم مطرح كنم.

بينندگان عزيز، وهابيت فتوا داده است كه توسل به غير از خدا شرك است.

وهابيت فتوا داده است كه توهين به صحابه، در هر مقامي كه باشند، شرك است.

با توجه به اين دو فتوا مي بينيم كه خليفه دوم ادعا مي كند كه پروردگارا من به پيامبر و عموي پيامبرت متوسل شدم و مي شوم.

نتيجه فتواي وهابيت اين است كه جناب عمر مشرك است؛ چون آن ها مي گويند: توسل به غير از خدا شرك است و هر كس به غير خدا متوسل شود مشرك است.

عمر مدعي است كه خدايا من به پيامبر و عموي پيامبرت متوسل مي شدم.

توسل عمر به پيامبر و عموي پيامبر جاي شك و ترديد نيست و هيچ توجيهي ندارد.

به صراحت خود عمر بيان مي كند.

نتيجه فتواي وهابيت اين است كه عمر مشرك است و مي گويند: توهين به صحابه شرك است.

اين كه عمر مشرك مي دانند؛ چون عمر به پيامبر متوسل شده است، بدترين توهين به عمر است؛ پس وهابيت و پيروان شان، انسان هاي مشركي هستند.

به گفته خودشان، اين ها مشرك هستند و كساني كه از اين عقيده و اعتقاد پيروي كنند، آن ها هم قهرا سر سفره شرك حاضر شده اند.

بينندگان محترم، وهابيت مدعي هستند كه اگر پيامبر بعد از خود علي را به عنوان وصي و جانشين خود معرفي كرده باشد (كه آن ها مي گويند: نكرده است) اين توهين به انسان ها است.

آيا اين سخن و اين ادعا كه براي پيامبر تعيين و تكليف مي كند، اين توهين به پيغمبر نيست؟

اين احاديثي كه استاد بزرگوار؛ مثل حديث منزلت بيان كردند، به صورت محققانه براي بينندگان توضيح و تشريح دادند، آيا اين ها بيان گر اين نيست كه پيامبر گرامي اسلام اميرالمؤمنين را بعد از خود وصي و جانشين خود قرار داده است.

اين ها سخن پيامبر را منكر مي شوند و به پيامبر توهين مي كنند.

سؤال من اينجا است كه آيا پيامبران قبل از پيامبر آخر الزمان، مگر براي خود وصي و جانشين قرار نداده اند؟

آيا آن ها به انسان ها و امت خود توهين كردند؟

اگر اين توهين باشد و ديكتاتوري باشد، خليفه اول براي خود وصي و جانشين معرفي كرد و بعد از خود عمر را جانشين كرد، اين را شما چگونه ديكتاتوري نمي دانيد و توهين به شرافت و كرامت انسان ها نمي دانيد؟ چگونه قابل جمع است؟

آقاياني كه توهين به صحابه را شرك مي دانيد، چرا معاويه را مشرك نمي دانيد؟

چرا به معاويه احترام مي گذاريد؟

مگر معاويه به اميرالمؤمنين كه هم صحابه پيامبر و هم جانشين و هم وصي و خليفه پيامبر است، حداقل شما علي را به عنوان خليفه قبول داريد، معاويه به خليفه پيغمبر توهين كرده و دشنام و ناسزا داده است.

چرا معاويه را با اين فتواي خودتان مشرك نمي دانيد و او را احترام مي كنيد؟

بيننده آقا اسماعيل از مشهد از اهل سنت:

از زمان پيغمبر تا الان چند سال مي گذرد؟، ١٥٠٠ سال مي گذرد يا نه؟

آيا الان موقع آن است كه برگرديم به ١٥٠٠ سال قبل كه جانشين پيغمبر علي يا ابوبكر بوده است؟ الان در ايران بسياري از مردم سني هستند.

شما مي گوييد: معاويه كافر است و سني ها مي گويند: معاويه مسلمان است، اين يعني چه؟ برگرديم به قرآن و سنت.

مجري:

به نظر شما نبايد صحبت كنيم؟

بيننده:

نه صحبت كنيد، الان در اين قرن ٢١ ما نمي توانيم برگرديم به ١٥٠٠ سال قبل كه جانشين پيامبر علي بوده است يا ابوبكر، ما بايد اسلام را پيش ببريم.

استاد قزويني:

اسلام هم مال ١٤٠٠ سال قبل است، قرآن هم كهنه شده است؛ پس بايد يك قرآن جديد درست شود.

مجري:

به نظر شما اين يك سؤال عالمانه است؟ چرا خدا قصص انبياء را مطرح كرده است؟

بيننده آقاي موحد از گنبد كاووس:

حدود ٢٣ دقيقه است كه شبكه با بنده تماس گرفته است.

من شرمنده هستم كه آيا واقعا صحبت هاي من به اندازه هزينه اين ٢٣ دقيقه ارزش دارد يا نه؟

اين را مي خواهم همه بدانند كه شبكه جهاني ولايت به فكر هزينه هاي ما هستند كه مواظب هستند كه ما متضرر نشويم.ما از شما ممنون هستيم.

ما شماره كارت كه بخواهيم مبلغي را كارت به كارت پرداخت كنيم نداريم.

اين شماره حسابي كه شما گفتيد، مثلا من كارمند هستم و وقتي كه مي روم حقوقم را بگيرم، همان جا مي گويم: ١٠ هزار تومان مي خواهم كارت به كارت كنم، اين برايم مقدور نيست.

ما كارمندان اكثرا با ملي كارت كار مي كنيم، اگر ملي كارت باشد بهتر است.

در ارتباط با شبهات، شبهاتي كه ما دنبالش هستيم، تا به امروز دنبال شبهات تاريخ اسلام بوديم.

جديدا بايد دنبال يك سري شبهاتي كه در شبكه هاي ديگر ايجاد مي كنند، آن هم مطالبي است كه از طرف حاج آقاي قزويني عنوان مي كنند و آن خودش يك شبهه مي شود.

هرچند ما مي دانيم كه آن ها دروغ مي گويند؛ ولي باز دوست داريم كه آن ها را بدانيم.

در اين چند روز دو تا كليپ ديدم، مي خواستم حاج آقا اين را توضيح دهد؛ هرچند كه تكراري است.

يك كليپي بود كه ديروز ديدم، يك آقايي از اهل سنت زاهدان تماس گرفتند (نمي دانم كه چه روزي تماس گرفتند) و در ارتباط با كساني كه ولايت اميرالمؤمنين را قبول نداشته باشند يا همچنين چيزي كه شما تكفير مي كنيد و شما گفتيد: بله.

بعد اين قسمت كه گفت: يعني علماي زاهدان را هم تكفير مي كنيد، فقط يك جمله كوتاه و يك كلمه گفتيد، كه ما نفهميدم كه صداي خود شما است يا نه كه مي گفت: بله تكفير مي كنم.

اين را گفت و كليپ تمام شد، اين كه قبل و بعد كليپ چي بود را ما متوجه نشديم. اين مي تواند يك شبهه ايجاد كند. شايد هم اين صداي حاج آقا نبوده باشد.

در ارتباط با ام كلثوم يك كليپي پخش كردند كه حاج آقا در بين دانشجويان بودند و سؤال كردند و ايشان هم از يكي از كتب اهل تشيع و از علماي بزرگ داشتند مي گفتند: همچنين چيزي در اين كتاب آمده است.

ادامه اش پخش نشد كه آيا اين ام كلثوم دختر حضرت علي بوده است يا خير.

اين كليپ را هم به اين شكل پخش كردند. اين يك شبهه براي ما شده است.

مجري:

آقاي امير حسين از خرم آباد رضاع كبيره را سؤال كردند و اين كه چرا حضرت امير از حضرت زهرا سلام الله عليها دفاع نكردند و قضيه ام كلثوم را سؤال كردند كه اين بخش كليپ هم به همان اشاره داشت.

استاد قزويني:

در رابطه با رضاع كبيره كه اين عزيزمان مطرح كردند، ما خيلي زياد دنبال اين قضايا نيستيم؛ ولي ايشان اين قضيه را از ام المؤمنين عائشه مطرح كرد.

قضيه رضاع كبير در صحيح مسلم و بخاري آمده است.

در يك قضيه اي كه نقل مي كنند: سهله بنت سهيل خدمت پيغمبر آمد و گفت: شوهر من ابو حذيفه، وقتي غلام من سالم مي آيد، يك مقداري ناراحت است؛ چون يك جوان رشيدي شده است. وقتي خانه من مي آيد، شوهر من ناراحت مي شود.

پيغمبر اكرم فرمود:

ارضعيه

صحيح مسلم، ج ٢، ص ١٠٧٦

برو اين سالم را شير بده.

سهله گفت: يا رسول الله چگونه شير بدهم:

وهو رَجُلٌ كَبِيرٌ فَتَبَسَّمَ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم

صحيح مسلم، ج ٢، ص ١٠٧٦

اين مرد بزرگي است، پيغمبر هم تبسم كرد و فرمود: من مي دانم كه مرد بزرگي است، برو به او شير بده، اين زن شير داد و ديگر شوهرش ناراحتي نداشت.

اين آقا رحيم يك مقداري بزرگواري كنند و اين ها را ببينند.

از مسلم حجاج نيشابوري عالمي بزرگ تر مي خواهيد؟

در حديث ديگري اين خانم مي گويد:

إنه ذُو لِحْيَةٍ فقال أَرْضِعِيهِ يَذْهَبْ ما في وَجْهِ أبي حُذَيْفَةَ

صحيح مسلم، ج ٢، ص ١٠٧٧

اين مرد ريش دارد، من مرد ريش دار را شير بدهم؟ حضرت فرمود: او را شير بده ديگر ابو حذيفه ناراحت نمي شود.

ما مي گوييم: يهودي ها اين ها را توسط كعب الاحبار و تميم داري و ابو هريره وارد احاديث كردند. عقيده ما اين است.

ما از علماي اهل سنت تقاضا كرديم كه نسبت به اين صحاح خود تجديد نظر كنند و اين روايات را بردارند. اگر يك عالم شيعه همچنين ايرادهايي گرفت آن وقت گلايه كنند.

باز در حديث ديگري ام سلمه مي گويد:

أَبَي سَائِرُ أَزْوَاجِ النبي صلي الله عليه وسلم أَنْ يُدْخِلْنَ عَلَيْهِنَّ أَحَدًا بِتِلْكَ الرَّضَاعَةِ وَقُلْنَ لِعَائِشَةَ والله ما نَرَي هذا إلا رُخْصَةً أَرْخَصَهَا رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لِسَالِمٍ خَاصَّةً فما هو بِدَاخِلٍ عَلَيْنَا أَحَدٌ بِهَذِهِ الرَّضَاعَةِ ولا رَائِينَا.

صحيح مسلم، ج ٢، ص ١٠٧٨

زنان پيغمبر به هيچ وجه اين كه بروند به كسي شير بدهند يا خواهر و يا خواهر زاده و برادر زاده شان به يك مرد ريش داري شير دهند را قبول نداشتند؛ ولي عائشه اين طور نبود و به عائشه گفتند: اين يك رخصتي بود كه نبي مكرم فقط براي سالم داده است.

گرچه ما اين يك مورد را هم قبول نداريم.

اين توهين به اسلام است؛ حتي اگر بگويد: شير را بدوشيد و بدهيد.

من گمان نمي كنم كه هيچ عالم سني و هيچ مسلماني حاضر باشد كه همسرش شيرش را داخل ليوان بريزد و يك مرد نامحرم آن را بخورد، غيرت يك انسان سالم همين را قبول نمي كند.

بن باز و الباني مي گويند: اين هيچ اشكالي ندارد و حتما بايد با مكيدن سينه باشد؛ حتي از الباني سؤال مي كنند كه شما براي اين كه نامحرمي ايجاد نشود، دستور به كار بدتر مي دهيد.

نگاه به نامحرم يك گناهي است؛ ولي شما كه مي گوييد: برود از سينه شير بخورد، اين گناهش بيشتر است. لمس بدن اجنبيه با اجنبي است.

ايشان جواب مي دهد: چون سر سينه زن ها سياه است و شهوت انگيز نيست، اين ها اشكالي ندارد.

ما كليپ اين را چندين بار هم پخش كرديم. تا اين اندازه علماي وهابي پيش رفتند. من ساحت علماي اهل سنت را مبرا مي دانم و كاري ندارم. الباني يك وهابي است؛ ايشان همچنين چيزي مي گويد.

ابن حجر عسقلاني مي گويد : با روايت صحيح آمده است كه ام المؤمنين عائشه:

فكانت عائشة تأمر بنات اخوتها وبنات اخواتها أن يرضعن من احبت أن يدخل عليها ويراها وأن كان كبيرا خمس رضعات ثم يدخل عليها وإسناده صحيح.

فتح الباري، ج ٩، ص ١٤٩

ما اين را ترجمه هم نمي كنيم.

بحث ام كلثوم را عزيزان ما در شبكه مطرح كردند و ما هم بارها جواب داديم.

كليپي هم كه پخش كردند، اول و آخر آن را حذف مي كنند؛ مثل اين كليپي كه جديدا در اين شبكه هاي فتنه پخش كردند؛ مثلا من نسبت به اين شيخ افغاني لس آنجلس، گفتم: من دست شما را مي بوسم، به اهل سنت فحش نده و وارد بحث سياسي نشو.

آمدند اين قسمت اول را كه من گفتم: من دست شما را مي بوسم را گرفتند و ادامه آن كه به اهل سنت فحش نده را حذف كردند.

من گمانم كه اين خيانت تنها به بنده نيست؛ بلكه خيانت به اهل سنت است. كار اين ها همين است.

همين روايتي هم كه اين آقا ديروز خوانده در رابطه با بعضي از مسائلي كه مربوط به روايات شيعه است و آورده است و كشي خوانده است كه امام صادق فرموده است: اگر تمام مردم شيعه ما باشند، ٧٥ درصد آن ها امامت ما را انكار مي كنند و ٢٥ درصد آن ها احمق هستند.

حداقل اول روايت را بخوان و ببين كه موضوع چيست.

اولا روايت ضعيف است.

الحمد لله دختر خانم شما بلد است كه عكس و نقاشي بكشد، يك نقاشي هم براي اين مي كشيد و به شما نشان مي داد، اين زينب خانم تا ببينيد كه اين روايتي كه امام صادق يا امام باقر دارد بر اين كه اگر مردم روي زمين همه شيعه ما باشند، ٧٥ درصد آن ها امامت ما را انكار مي كنند و ٢٥ درصد آن ها احمق هستند، اولا شيعه در آن زمان به چه كسي گفته مي شده است؟

ابن حجر مي گويد: شيعه در آن عصر كساني بودند كه خلافت ابوبكر و عمر و عثمان و علي را قبول داشتند و مي گفتند: علي افضل از عثمان است.

شيعه آن زمان يعني اهل سنت.


پايان.