سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٦٧ - قيام امام حسين (عليه السلام)

قيام امام حسين (عليه السلام)

کد مطلب: ٥٢٩٩ تاریخ انتشار: ٢٨ آذر ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٦٢٥٦ سخنراني ها » شبکه ولايت قيام امام حسين (عليه السلام)
حبل المتين ٨٩/٠٩/٢٨


 

 

 بسم الله الرحمن الرحيم 

 

 

تاریخ : ٢٨ / ٠٩ / ١٣٨٩

 

توجه: غالب آدرس منابع ذكر شده، از نرم افزار مكتبة أهل البيت (عليهم السلام) مي باشد.

آقاي محسني

نظر وهابيت، به ويژه إبن تيميه كه ايدئولوك وهابيت است، درباره قيام امام حسين (عليه السلام) چيست؟

استاد حسيني قزويني

اينها با توجه به اين كه حكومت يزيد را يك حكومت شرعي و اسلامي مي دانند، هرگونه مخالفت با حكومت يزيد را باطل مي دانند. إبن تيميه در كتاب منهاج السنة،جلد ٤، صفحه ٥٢٨ مي گويد:

افرادي همانند يزيد و منصور و عبد الملك وقتي به عنوان خليفه معين شدند، هر كس بخواهد در برابر اينها قيام كند،:

فإن مفسدته اعظم من مصلحته.

فساد اين قيام، بيش از مصلحت آن است.

فإن خرج علي إمام ذي سلطان إلا كان ما تولد علي فعله من الشر أعظم مما تولد من الخير.

از قيام در برابر امامي كه سلطان است، شر توليد مي شود و اين شر، بيش از خير در اين قيام است.

در جاي ديگر صراحت دارد:

و لم يكن في الخروج لا مصلحة دين و لا مصلحة دنيا، بل تمكن أولئك الظلمة الطغاة من سبط رسول الله حتي قتلوه مظلوما شهيدا.

در اين قيام امام حسين، نه مصلحت ديني بود و نه مصلحت دنيا. بلكه موجب شد اين ظالمان و طاغيان بر فرزند رسول الله مسلط شوند و او را مظلومانه بكشند و شهيد كنند.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٤، ص٥٣٠

إبن تيميه مقداري نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) تعبير وقيح و زشتي دارد و مي گويد:

در ميان صحابه و تابعين، به ويژه در أهل بيت:

نوع من الهوي الخفي.

نوعي از هوي و هوس مخفي بوده است.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٢، ص٢٤٥

يعني اين هواهاي نفساني بوده است كه اينها را به بعضي از كارها كشانده است!

اگر بخواهيم در اين مورد مطلب نقل كنيم، زياد است. وقتي ايشان به قيام امام حسين (عليه السلام) مي رسد يا نظرش را نسبت به يزيد و امثال اين مطرح مي كند، يك نظر كاملاً منفي دارد.

ولي اين براي ما روشن نيست كه ايشان كه مي گويد:

و لم يكن في الخروج لا مصلحة دين و لا مصلحة دنيا.

در اين قيام امام حسين، نه مصلحت ديني بود و نه مصلحت دنيا.

اين كه مصلحت ديني و دنيوي از نظر ايشان چيست، ما نفهميديم. اي كاش مي گفت يزيد در خلافتش چه مصالح ديني داشت و چه مصالح دنيوي داشت تا اين مصالح را با همديگر بسنجيم؟ اي كاش ايشان معين مي كرد اين يزيدي كه مي گويد:

لعبت هاشم بالملك فلاخبر جاء و لا وحي نزل

و منكر تمام اسلام و نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شده است، در اين خلافت يزيد چه مصالحي بوده كه ما نبايد به آن دست بزنيم؟ و چه فوائد ديني و دنيوي داشت كه مي گويد:

ليت أشياخي ببدر شهدوا.

اي كاش آن اجداد من كه در بدر كشته شدند، بودند و مشاهده مي كردند كه چگونه انتقام آنها را گرفتم.

آيا قيام كردن در برابر اين حاكم كه داشت دين را تباه مي كرد و اسلام را از بيخ و بن نابود مي كرد، مصلحت ديني نيست؟

وقتي يزيد آمده و مردم را بنده خودش كرده و هر آنچه را كه دلش مي خواهد انجام مي دهد، آيا قيام در برابر او، مصلحت دنيوي ندارد؟ مگر همين يزيد نبود كه ٧٠٠ نفر از صحابه را در مدينه قتل عام كرد و زنان مدينه را ٣ شبانه روز بر سربازانش مباح كرد و به تعبير إبن كثير:

به خاطر اين كار يزيد، يك هزار زنا زاده در مدينه متولد شدند.

آيا مبارزه با او، منافع دنيوي ندارد؟ بر فرض، مصالح ديني به كنار، اين كسي كه آمده و مردم را بنده خودش قرار داده و هر طوري كه مي خواهد، دستور كشتار و تجاوز به ناموس مردم مي دهند، قيام در برابر او مصلحت دنيوي ندارد؟

بهتر اين است كه من در اينجا جمله اي از آقا امام حسين (عليه السلام) را بگويم كه در منابع خود أهل سنت هم آمده است و خيلي هم روشن و واضح است و مشت محكمي است بر إبن تيميه و طرفداران إبن تيميه كه مي گويند: «قيام امام حسين (عليه السلام) چه فوائدي داشت و چرا قيام كرد؟ و اگر در منزلش مي نشست، بهتر بود». آقا امام حسين (عليه السلام) در يكي از خطبه هايي كه خوانده، مي فرمايد:

من رأي سلطانا جائرا، مستحلا لحرم الله، ناكثا لعهد الله، مخالفا لسنة رسول الله صلي الله عليه و سلم، يعمل في عباد الله بالاثم و العدوان، فلم يغير عليه بفعل و لا قول، كان حقا علي الله إن يدخله مدخله.

اگر كسي ببيند حاكم جائري (همانند يزيد و أمثال او) را كه حلال خدا را حرام كرده و حرام خدا را حلال كرده و عهد خدا را شكسته است و سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را زير پا گذاشته است و در ميان مردم، جز ستم و ظلم، كار ديگري نمي كند، اگر كسي در برابر اين چنين حاكم جائر و ضد دين مخالفت و قيام نكند و قولاً و فعلاً در برابر او نايستد، خداوند او را فرداي قيامت داخل همان آتشي مي كند كه آن سلطان جائر را داخل كرده است.

تاريخ الطبري، ج٤، ص٣٠٤ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٤، ص٤٨ ـ كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي، ج٥، ص٨١

يعني اگر يك حاكم جائري در جامعه باشد و ويژگي هاي يزيد را داشته باشد و مردم در برابر او قيام نكنند، همين مردم با آن يزيد، در جهنم در يك طبقه هستند. اين سخن آقا امام حسين (عليه السلام) است.

جالب اين است كه امام حسين (عليه السلام) در ذيل همين خطبه مي فرمايد:

ألا و إن هؤلاء قد لزموا طاعة الشيطان و تركوا طاعة الرحمن و أظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا بالفئ و أحلوا حرام الله و حرموا حلاله و أنا أحق من غير و قد أتتني كتبكم و قدمت علي رسلكم ببيعتكم، انكم لا تسلموني و لا تخذلوني، فإن تممتم علي بيعتكم تصيبوا رشدكم.

آگاه باشيد كه اين يزيد و يزيديان، ملازم فرمان شيطان هستند و دستور إلهي را زير پا گذاشتند و فسادشان را آشكار كرده اند و حدود إلهي را تعطيل كرده اند و بيت المال مسلمين را به هرگونه كه مي خواهند، غارت مي كنند و حرام خدا را حلال كرده اند و حلاا خدا را حرام كرده اند و من شايسته ترين فرد هستم كه در برابر اين جنايت قيام و مبارزه كنم.

اين تعبير هم در منابع أهل سنت آمده است و طبراني و هيثمي و ديگران نقل كرده اند كه آقا امام حسين (عليه السلام) مي فرمايد:

ألا ترون الحق لا يعمل به و الباطل لا يتناهي عنه، ليرغب المؤمن في لقاء الله، فإني لا أري الموت إلا سعادة و الحياة مع الظالمين إلا برما.

آيا نمي بينيد كه در اين حكومت به حق عمل نمي شود و از باطل نهي نمي شود؟! ... در اين موقعيت، من شهادت را جز سعادت نمي بينم و زندگي با اين ظالمين را جز ننگ نمي بينم.

المعجم الكبير للطبراني، ج٣، ص١١٥ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٩، ص١٩٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٤، ص٢١٧ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٣، ص٣١٠ ـ تاريخ الطبري، ج٤، ص٣٠٥ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٥، ص١٢

حالا اگر آقاي إبن تيميه گوش شنوا ندارد و عقلي ندارد كه بتواند با آن قيام امام حسين (عليه السلام) را تعقل كند، گناه امام حسين (عليه السلام) چيست؟

امام حسين (عليه السلام) تعبير عجيبي دارد كه آقاي طبري آن را نقل مي كند كه مي فرمايد:

فأنا الحسين بن علي و إبن فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، نفسي مع أنفسكم و أهلي مع أهليكم، فلكم في أسوة.

من حسين فرزند علي هستم و فرزند فاطمه دختر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هستم. من خودم و خانواده ام را فداي دين مي كنم، من الگوي شما هستم.

تاريخ الطبري، ج٤، ص٣٠٤

بينندگان عزيز توجه داشته باشند كه من عمدتاً از نرم افزار مكتبة أهل البيت (عليهم السلام) استفاده مي كنم و آدرس مي دهم. اين نرم افزار، محصول دفتر حضرت آيت ا... العظمي گلپايگاني (ره) و حضرت آيت ا... العظمي سيستاني است و حدود ٥ هزار جلد كتاب از شيعه و سني در حوزه هاي مختلف در اين نرم افزار جمع آوري شده است و پرسرعت ترين نرم افزاري است كه تاكنون وارد بازار شده است و آقايان أهل سنت هم تاكنون نتوانسته اند هم چنين نرم افزاري را ارائه بدهند. اين هم از نيت پاك مرحوم حضرت آيت ا... العظمي گلپايگاني (ره) بوده است. من يادم هست كه ايشان براي مداوا به لندن رفته بود و از همانجا تلفن كردند به حضرت آيت ا... كوراني كه «شما به فكر نرم افزاري باشيد كه تمام كتب شيعه و سني در آن باشد و طلبه ها و محققين بي نياز باشند از مراجعه كردن به كتاب». يعني روي تخت بيماري و با آن حالت مريضي، چه ديده بودند كه اين دستور را دادند، ما نمي دانيم.

البته بنده در كنار اين نرم افزار، از نرم افزار مكتبة الشاملة و الجامع الكبير هم استفاده مي كنم كه براي أهل سنت است. اينها در نرم افزارهاي شان مقداري شيطنت كرده اند و بعضي از مطالب مربوط به مذمت خلفاء و بزرگان شان را حذف كرده اند و بعضي از مطالب مربوط به فضائل أهل بيت (عليهم السلام) را هم حذف كرده اند. إن شاء ا... اگر فرصتي شد، در رابطه با تحريفات در كتب أهل سنت بحث خواهيم كرد.

جالب اين است كه جناب عباس محمود عقاد تعبيري نسبت به قيام امام حسين (عليه السلام) دارد و مي گويد:

و خير لبني الإنسان الف مرة أن يكون فيهم خلق كخلق الحسين الذي أغضب يزيد بن معاوية من أن يكون جميع بني الانسان علي ذلك الخلق الذي يرضي به يزيد.

اگر يك انسان همانند حسين در جامعه باشد، بهتر است از هزاران و جميع بني انساني كه يزيد پسند باشند.

أب الشهداء، ص١٠٨

يعني يك انسان حسين پسند، بهتر از از جميع خلائق يزيد پسند.

* * * * * * *

آقاي محسني

نظر إبن تيميه را در مورد امام حسين (عليه السلام) فرموديد، نظر إبن تيميه در مورد يزيد چيست؟ آيا قبول دارد كه شراب خوار، ميمون باز و سگ باز بوده است؟

استاد حسيني قزويني

اين كه اين مسائل را قبول دارد يا ندارد، خيلي كاري نداريم. ولي آنچه كه مهم است، اين است كه ايشان عمدتاً كار يزيد را توجيه كرده است كه يزيد و بني أميه كار مهمي نكرده اند و همان كاري را كرده اند كه بني اسرائيل كرده است. ولي ما بني أميه را جزء شجره ملعونه در قرآن مي دانيم.

إبن تيميه: جرم يزيد در قتل امام حسين (عليه السلام)، كمتر از جرم بني اسرائيل در قتل أنبياء (عليهم السلام) بود

إبن تيميه مي گويد:

و يزيد ليس بأعظم جرما من بني اسرائيل. كان بنو إسرائيل يقتلون الأنبياء و قتل الحسين ليس بأعظم من قتل الأنبياء.

جرم يزيد بيشتر از بني اسرائيل نيست. بني اسرائيل پيامبران را مي كشتند و كشته شدن حسين بزرگ تر از كشتن پيامبران نيست.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٢، ص٢٤٧

بينندگان قضاوت كنند. اگر واقعاً اين گونه است، آيا بني اسرائيل ملعون در لسان خداوند و حضرت داود (عليه السلام) و حضرت موسي (عليه السلام) نبودند؟ آيا همان لعني را كه قرآن نسبت به فرعونيان داشتند كه أنبياء (عليهم السلام) را مي كشتند، حاضريد همان لعن را به يزيد بگوييد؟

إبن تيميه: يزيد كاري نكرد كه موجب حدّ باشد

إبن تيميه مي گويد:

ولا نقل أحد أنه كان علي أسوأ الطرائق التي توجب الحد!

يزيد كاري را كه حدّ داشته باشد، انجام نداده است!

رأس الحسين لإبن تيمية، ص٢٠٧

خيلي عجيب است! يعني قتل امام حسين (عليه السلام) موجب حدّ نيست و دستور به مباح بودن خون صحابه و كشتن ٧٠٠ صحابه حدّ ندارد و دستور تجاوز به ناموس مردم حدّ ندارد و نابود كردن بيت الله الحرام حدّ ندارد!!! گذشته از اين كه اين آقا شراب خوار و ميمون باز و سگ باز بود و به تعبير پسر إبن حنظل غسيل الملائكه، يزيد با مادر و خواهر و دخترانش نكاح مي كرد؛ اينها هيچ حدّي ندارد!!! ما نمي دانيم از نظر إبن تيميه چه چيزي حدّ دارد؟

آقاي إبن تيميه مي گويد:

بر فرض كه يزيد كارهاي بدي كرده است و حسين را كشته است و دستور به واقعه حَرّه هم داده است، از آن طرف هم كارهاي خوبي كرده است.

حتماً منظور إبن تيميه از كارهاي خوب يزيد اين است كه او نماز مي خواند و عبادت مي كرد و قرآن مي خواند و زيارت خانه خدا مي كرد.

تا به حال، هر كسي كه شرح حال يزيد را آورده است، گفته است:

يدع الصلاة.

تاريخ الطبري، ج٤، ص٣٦٩ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٤، صحابه}١٠٤

يعني يك مرتبه هم پيشاني اش در برابر خداوند سجده نكرده است.

إبن تيميه: شايد يزيد توبه كرده باشد

إبن تيميه مي گويد يزيد يك سري سيئات داشته است و يك سري هم حسنات هم داشته است و با وجود اين حسنات، سيئاتش از بين رفته است.

أو لم تكن له حسنات ماحية؟

آيا يزيد حسناتي كه گناهانش را محو كند، ندارد؟

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٢، ص٢٥٢

فمن أين يعلم الإنسان أن يزيد أو غيره من الظلمة لم يتب؟

انسان از كجا مي داند كه يزيد توبه نكرده است؟

اگر بنا بر اين باشد، پس از كجا مي دانيم كه شدّاد هم توبه نكرده است و از كجا مي دانيم فرعون و أبو جهل و أبو سفيان و أبو لهب ها هم توبه نكرده باشند؟ من نمي دانم اين آقايان كه اين مطالب را مطرح مي كنند، آيا احساس نمي كنند كه حتي خود طرفداران إبن تيميه به ريش اين آقايان مي خندند؟! به خاطر حفظ آبرويش هم كه شده، نبايد هم چنين حرفي را بزند.

إبن تيميه: يزيد مجتهد بود و خطا كرد

شما كتاب مجموع فتاواي إبن تيميه،جلد ٤، صفحه ٤٨١ را ببينيد كه چه حرف هايي زده است! جالب اين است كه مي گويد اگر يزيد دستور به قتل امام حسين (عليه السلام) داده است، يزيد مجتهد بوده است و اگر مجتهد خطا كند، يك ثواب هم دارد. يعني در كشتن امام حسين (عليه السلام) يك ثواب هم به آقاي يزيد داده است و ايشان ديگر گناهي ندارد.

فيقولون: هو مجتهد مخطئ و يقولون: إن أهل الحرة هم نقضوا بيعته.

مي گويند كه يزيد مجتهد بوده و خطا كرده و مي گويند اين أهل حرّه بودند كه بيعت شان با يزيد را نقض كردند.

يعني اين كه يزيد ٣ شبانه روز ناموس مردم مدينه را بر سربازان خود مباح كرد و هزار فرزند نامشروع به دنيا آمد و ٧٠٠ نفر از صحابه را كشت، تقصير خود أهل حرّه بود كه عهد شكني كردند و يزيد بايد اينها را قتل عام مي كرد. ببينيد!

إبن تيميه: يزيد دستور قتل امام حسين (عليه السلام) را نداده است

جالب اين كه إبن تيميه مي گويد يزيد اصلاً دستور قتل امام حسين (عليه السلام) را صادر نكرده است!!! :

إن يزيد لم يأمر بقتل الحسين بإتفاق أهل النقل.

يزيد دستور قتل حسين را نداده است و تمام مورخين هم بر اين اتفاق نظر دارند.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٤، ص٤٧٢

اگر عزيزان وهابي بيننده برنامه ما هستند و اگر جوانان و دانشجويان عزيز أهل سنت يا طلبه هاي أهل سنت يا وهابي هاي كه مقداري انصاف دارند و بيننده برنامه ما هستند و معتقد به اين آيه شريفه هستند:

فَبَشِّرْ عِبَادِ/الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

سوره زمر/آيه١٨

توجه كنند كه إبن تيميه مي گويد:

إن يزيد لم يأمر بقتل الحسين بإتفاق أهل النقل.

گاهي نظر خودش را مي گويد، ما هيچ حرفي نداريم؛ چون نظرش براي خودش و طرفدارانش مهم است. ولي مي گويد اتفاق نظر مورخين اين است!!!

البته منهاج السنة اي كه من دارم، ٩ جلدي است و با تحقيق محمد رشاد سالم است و از عربستان سعودي خريده ام. اين كتاب هم روي سايت ها هست و قبلاً ٤ جلدي اش در مصر چاپ شده بود و بيروت هم أفست كرد. ولي الآن با تحقيق گسترده اي كه جناب آقاي محمد رشاد سالم كرده، خود وهابي ها هم از اين چاپ آدرس مي دهند.

پاسخ به إبن تيميه

اين كه إبن تيميه مي گويد:

إن يزيد لم يأمر بقتل الحسين بإتفاق أهل النقل.

از بينندگان عزيز تقاضا داريم در همين مورد مقداري با ما باشند تا حرف ايشان را در ترازوي نقد و انصاف بگذاريم تا ببينيم آيا واقعاً اين طوري هست يا نيست؟

من از مورخان بنام أهل سنت مانند يعقوبي، إبن أثير، طبري، إبن كثير دمشقي و ذهبي مواردي را به عنوان نمونه نقل مي كنم تا ببينيم آيا يزيد دستور قتل امام حسين (عليه السلام) را داده است يا خير؟

نامه يزيد به والي مدينه

يزيد بعد از مرگ پدرش نامه اي مي نويسد به والي مدينه، قبل از حركت امام حسين (عليه السلام) به مكه مكرمه. وليد بن عتبة بن أبو سفيان، حاكم مدينه بود و يزيد به او نامه مي نويسد:

فإذا أتاك كتابي هذا، فأحضر الحسين بن علي و عبد الله بن الزبير، فخذهما بالبيعة لي، فإن إمتنعا فاضرب أعناقهما و ابعث لي برؤوسهما.

وقتي نامه به تو رسيد، حسين بن علي و عبد الله بن زبير را حاضر كن و از آن دو نفر براي من بيعت بگير. اگر از بيعت با من امتناع كردند، گردن آنها را بزن و سرشان را براي من بفرست.

تاريخ اليعقوبي، ج٢، ص٢٤١

آقاي إبن أعثم (متوفاي ٣٤١ هجري) از مورخان بنام أهل سنت است و مورد تائيد همه شان است و مي گويد:

يزيد در نامه اي به وليد بن عتبه نوشت:

فخذ الحسين بن علي و عبد الرحمن بن أبي بكر و عبد الله بن الزبير و عبد الله بن عمر بن الخطاب أخذا عنيفا ليست فيه رخصة، فمن أبي عليك منهم فاضرب عنقه و ابعث إلي برأسه.

حسين بن علي و عبد الرحمن بن أبي بكر و عبد الله بن زبير و عبد الله بن عمر بن خطاب را بگير كه اگر خودداري كني، هيچ عذري از تو پذيرفته نيست. هر كدام از اين چهار نفر خودداري كردند، گردنش را بزن و سرش را براي من بفرست.

كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي، ج٥، ص١٠

هم چنين در كتاب الفتوح، جلد ٥، صفحه ١٨ آمده است كه يزيد به والي مدينه مي نويسد:

و ليكن مع جوابك إلي رأس الحسين بن علي.

به همراه جوابي كه براي من مي نويسي، بايد سر بريده حسين بن علي ضميمه اش باشد.

خود آقاي طبري در تاريخ،جلد ٥، صفحه ٣٣٨ همين تعبير را دارد، ولي براي رعايت احترام به يزيد، اين تعبير را نمي آورد:

و ليكن مع جوابك إلي رأس الحسين بن علي.

آقاي إبن جوزي در كتاب الردّ علي المتعصب العنيد، صفحه ٣٤ همين تعبير را نقل مي كند.

آقاي خوارزمي از علماء بزرگ أهل سنت در كتاب مقتل الحسين همين تعبير را دارد و مي گويد:

فمن أبي عليك منهم فاضرب عنقه و ابعث إلي رأسه.

هر كسي از بيعت خودداري كرد، گردنش را بزن و سرش را براي من بفرست.

اين نامه يزيد بود به والي مدينه. والي مدينه هم هم چنين كاري نمي كند يا بنا به دلايلي نمي تواند اين كار را بكند.

نامه يزيد به والي كوفه

امام حسين (عليه السلام) از مدينه حركت مي كند و به مكه مي آيد و از مكه مي خواهد به كوفه بيايد كه يزيد باخبر مي شود و نامه اي به حاكم كوفه، عبيد الله بن زياد مي نويسد.

در تاريخ اليعقوبي،جلد ٢، صفحه ٢٤٢ آمده است كه يزيد در اين نامه به والي كوفه به صراحت مي گويد:

... فإن قتلته و إلا رجعت إلي نسبك و إلي أبيك عبيد.

حسين بن علي به كوفه مي آيد. يا او را بكش و سر بريده اش را براي من بفرست و يا اگر او را نكشتي، تو را به سوي پدرت عبيد الله برمي گردانم.

آقاي ذهبي هم كه در ميان أهل سنت جايگاه ويژه اي دارد و از او به امام الجرح و التعديل تعبير مي كنند، اين تعبير را دارد:

فكتب يزيد إلي بن زياد نائبه: إن حسينا صائر إلي الكوفة و قد إبتلي به زمانك من بين الأزمان و بلدك من بين البلدان و أنت من بين العمال و عندها تعتق أو تعود عبدا. فقتله إبن زياد و بعث برأسه إليه.

يزيد به إبن زياد نائبش در كوفه نوشت: حسين حركت كرده و به طرف كوفه مي آيد. بر او سختگيري كن ... و اگر برخوردت با حسين درست باشد، آزاد مردي، وگرنه تو عبدي ذليل در نزد من هستي. إبن زياد هم حسين را كشت و سرش را بريد و براي يزيد فرستاد.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٣، ص٣٠٥

جناب سيوطي (متوفاي ٩١١ هجري) از استوانه هاي علمي أهل سنت مي گويد:

فكتب يزيد إلي واليه بالعراق عبيد الله بن زياد بقتاله، فوجه اليه جيشا أربعة آلاف، عليهم عمر بن سعد بن أبي وقاص.

يزيد به والي اش عبيد الله بن زياد در عراق نوشت كه با حسين بن علي بجنگد و عبيد الله بن زياد هم براي كمك به كوفيان در قتل حسين بن علي، ٤ هزار نفر از شام به كوفه فرستاد و عمر بن سعد بن أبي وقاص هم فرمانده آنها بود.

تاريخ الخلفاء للسيوطي، ج١، ص٢٠٧، تحقيق محمد محي الدين، نشر مطبعة سعادة مصر، چاپ اول، سال ١٣٧١ هجري قمري و ١٩٥٢ ميلادي

اين هم پيرو بحث جلسه گذشته بود كه مي گفتند امام حسين (عليه السلام) را شيعيان كشتند، همان هايي كه نامه داده بودند. ولي در اينجا آقاي سيوطي صراحت دارد كه يزيد، فقط ٤ هزار نفر سرباز را از شام به كربلاء فرستاد براي قتال به امام حسين (عليه السلام). غالب كساني كه در قتل امام حسين (عليه السلام) و عزيزانش و غارت اموال آنها شركت داشتند و بدن مطهر امام حسين (عليه السلام) را زير سمّ ستوران لگدمال كردند، توسط همين افرادي بود كه يزيد به شام فرستاد. به تعبير يكي از بزرگان كه مي گفت:

ما بررسي كرديم و ديدم كه تمام اينها زنازاده بودند.

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء، جلد ٤، صفحه ٣٧ در مورد يزيد مي گويد:

كان ناصبيا فظا غليظا جلفا، يتناول المسكر و يفعل المنكر، إفتتح دولته بمقتل الشهيد الحسينو اختتمها بواقعة الحرة.

يزيد ناصبي و بد اخلاق و بدخو و جلف بود و همواره شراب مي خورد و كارهاي خلاف شرع انجام مي داد. آغاز حكومتش با شهيد كردن حسين بود و پايانش با واقعه حرّه.

آقاي إبن تيميه مي گويد: «يزيد مجتهد بوده است و حسناتي داشته كه گناهانش را از بين برده است و إجماع داريم كه دستور به قتل حسين بن علي نداده است»، ولي آقاي ذهبي مي گويد: «يزيد ناصبي بوده و آغاز حكومتش با شهيد كردن حسين بن علي بوده است».

در اخبار الطوال دينوري، صفحه ٢٨٤ و الكامل في التاريخ إبن أثير، جلد ٤، صفحه ١٤٠ آمده است كه وقتي مردم عبيد الله بن زياد را مسخره مي كنند و ملامت مي كنند كه چرا اقدام به شهادت امام حسين (عليه السلام) كردي، مي گويد:

أما قتلي الحسين فإنه أشار علي يزيد بقتله أو قتلي فاخترت قتله.

اگر من حسين را كشتم، اين يزيد بود كه دستور داد يا بايد حسين را بكشم يا خودم كشته شوم و من هم قتل حسين را انتخاب كردم.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٧، ص٤٥٧ ـ تاريخ الطبري، ج٤، ص٤٠٢

اينها واقعاً نشان مي دهد كه اين آقايان واقعاً تصور نمي كنند كه اين حرف هاي شان روزي روي آنتن هاي ماهواره مي آيد و بزرگان در حوزه هاي علميه و رسانه ها، حرف هاي اينها را در ترازوي نقد قرار مي دهند.

البته در داخل كشورمان هم در بعضي از خطبه هاي شرق كشور، تا سال گذشته، بعضي ها تلاش مي كردند به نوعي از يزيد دفاع كنند كه عامل قتل امام حسين (عليه السلام) نبوده است و مي گفتند كه خدا لعنت كند عبيد الله بن زياد و شمر را كه آنها امام حسين (عليه السلام) را كشتند.

چند شب قبل در شبكه نور يا به اصطلاح بينندگان در شبكه ظلمت، سؤال كردند:

آيا ما يزيد را لعن كنيم يا خير؟

جواب دادند:

ما أهل سنت، أحدي را لعنت نمي كنيم.

در همان حال هم زيرنويس مي كردند:

خدا لعنت كند أبو لؤلؤ را كه عمر را كشت.

خيلي عجيب بود! خداوند اينها را اين گونه رسوا مي كند.

ما منتظر اين نيستيم كه از آقايان أهل سنت و سران آنها انتقاد كنيم. اگر يك دفعه كار خوبي هم از اينها سر بزند، وظيفه خود مي دانيم تا در اين رسانه به همين اندازه تشكر كنيم. جناب آقاي مولوي عبد الحميد، امام جمعه دار العلوم مكي زاهدان در ١٩ آذر ١٣٨٩ در سخنراني خود، بر خلاف نظرات سال هاي گذشته خود و ديگر أهل سنت گفت:

چيزي كه نتيجه مي گيريم اين است مردم به خاطر پست و مقام دنيا چه جنايتي كردند و انسان حيران مي شود در آن زمان كه صدر اسلام هست و قريب اول اسلام، خير القرون هست، به خاطر رياست و مقام و پست و منافع دنيوي، يزيد و يزيديان دست به چنان جنايتي زدند و دست به خون امام حسين و يارانش آلوده كردند. چنان حادثه و جنايتي آفريدند، تا قيامت، مردم آنها را لعنت مي كنند و از اعمال آنها متنفرند.

ما واقعاً از اين تعبير ايشان در همين اندازه تشكر مي كنيم و وظيفه خودمان هم مي دانيم كه بيان كنيم.

البته اين سؤال هم هست كه ايشان مي گويد: «مردم آنها را لعنت مي كنند»، مراد از مردم چيست؟ اين كه آيا خود ايشان هم لعنت مي كند يا نمي كند؟ چيزي نگفته است. اما تا به حال از ايشان نشنيده بوديم كه علناً نسبت به لعن يزيد صراحت داشته باشد.

* * * * * * *

آقاي محسني

شنيده ايم كه أخيراً مفتي اعظم عربستان سعودي، آقاي آل شيخ در دفاع از يزيد و جسارت به سيد الشهداء (عليه السلام) حرف هايي را زده است. اگر مي شود، عين آن مطالب را براي بينندگان بيان بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

آقاي آل شيخ مفتي اعظم عربستان سعودي كه به جاي آقاي بن باز آمده و بالاترين مقام علمي و سياسي را دارد، در عصر جمعه، بين مغرب و عشاء، هر هفته در قناة المجد الفضائية (شبكه ماهواره اي المجد) برنامه زنده دارند. اگر كسي زبان عربي مي داند، اين برنامه را ببيند و ديدن اينها احتياجي به نقد ندارد و به قدري حرف هاي شان بي اساس است كه اگر كسي الفباي اسلامي را بداند، حرف هاي اينها را نقد مي كند و مي خندد و واقعاً خنده آور است. در همين برنامه زنده از ايشان سؤال شد:

نظر شما در مورد امام حسين (عليه السلام) و يزيد چيست؟ آيا قيام امام حسين (عليه السلام) از نظر شما قيام مشروعي هست يا خير؟

ايشان جواب داد:

بيعة يزيد بن معاوية بيعة شرعية، أخذها ابوه له في حياته.

بيعت يزيد بن معاوية يك بيعت شرعي است كه پدرش معاويه در زمان حياتش از مردم گرفت.

ما در جلسه قبل گفتيم كه بيعت گرفتن معاويه، يا با ترور بود، يا با تهديد بود، يا با تطميع بود و افرادي زيادي را كه مانع اين بيعت بودند، از سر راه برداشت و كشت و كشتاري كه معاويه در مسير بيعت يزيد داشت را مفصل توضيح داديم.

سپس ايشان مي گويد:

فبايعه الناس و قبلوا بيعته.

مردم با او بيعت كردند و بيعتش را قبول كردند.

اين كه كدام مردم با او بيعت كردند؟ ما نفهميديم.

تا جايي كه مي گويد:

بعد از اين كه معاويه مرد، امام حسن و امام حسين و پسر زبير، از بيعت خودداري كردند.

و إمتناع الحسين و إبن الزبير عن المبايعة كان بذلك رضي الله عنهما غير مصيبين.

اين كه حسين و عبد الله بن زبير بيعت نكردند، اشتباه و خطا كردند.

يعني وظيفه امام حسين (عليه السلام) اين بود كه بيايد ـ نستجير بالله ـ با يزيد شارب الخمر و ميمون باز و زاني بيعت كند!

لإن بيعة يزيد بيعة شرعية.

زيرا بيعت يزيد، بيعت شرعي بود.

سپس شروع مي كند به صحبت كردن در مورد اشتباهات امام حسين (عليه السلام) و مي گويد:

والله! إني ما أحب أن تكتب عني هذه المسئلة.

به خدا قسم! من راضي نيستم كه اين مسئله را از قول من بنويسي.

خيلي عجيب است! بينندگان عزيز دقت كنند. ايشان در برنامه پخش زنده كه ميليون ها نفر آن را مي بينند و مي شنوند، مي گويد:

شما كه اين را از من سؤال كردي، مبادا اين را از قول من در جايي نقل كني و در جايي بنويسي!

اين كه قضيه چيست؟ ما نمي دانيم و قضاوت را بر عهده بينندگان مي گذاريم.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

آيا إبن ملجم اهل ايران بود؟

جواب ١ :

اين كه إبن ملجم مرادي أهل كجا هست، نمي دانم. ولي در معجم البلدان، جلد ٣، صفحه ٤٠٩ در رابطه با قبيله مرادي ها مي گويد:

مراد: بالضم و آخره دال مهملة . . . حصن قريب من قرطبة بالأندلس.

مراد: ... محلي است نزديك قرطبه آندلس.

البته برخي هم نوشته اند كه در سمرقند هم بخشي بوده به نام منطقه مراد. ولي آنچه كه مشخص است، ايشان از آن منطقه بوده و اين كه مرتبط با ايران باشد، معلوم نيست. ايراني باشد يا نباشد، مهم نيست. مادر عبيد الله بن زياد هم مرجانه بود كه أهل ايران بود و برخي مي گويند از اصفهان است و برخي هم مي گويند از خوزستان است. ايراني بودن يا ايراني نبودن، دخالتي در قضيه ندارد. آنچه كه ارزش دارد، تقواست:

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ

سوره حجرات/آيه١٣

اگر ايراني باشد و تقوا نداشته باشد، در نزد ما بي ارزش است و اگر عرب، كرد، لر يا آذري باشد و با تقوا باشد، قرآن او را بالا برده است. ملاك در اسلام، تقواست و مسئله وطن هيچ تأثيري ندارد.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

در مورد آقاي سيد أبو الفضل برقعي كه شبكه هاي وهابي اين همه به او آيت الله مي گويند، توضيح بفرماييد.

جواب ٢ :

چند ماه قبل هم در اين مورد توضيح داديم. سيد أبو الفضل برقعي يكي از علماء قم بودند و بعد از رحلت حضرت آيت ا... العظمي حائري (ره) موسس حوزه علميه قم، ايشان خيلي علاقه داشتند تا پسر عموي خودش سيد علي اكبر برقعي به عنوان مرجع تقليد شيعيان باشد. ولي مرجع تقليد بودن دست خداست؛ «تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد». مردم به سراغ حضرت آيت ا... العظمي بروجردي (ره) رفتند و سيد أبو الفضل برقعي هم نسبت به ايشان خيلي جسارت مي كرد. حتي در مسجد امام (ره) قم، يك مرتبه در سر درس، يك اهانت خيلي ركيكي نسبت به حضرت آيت ا... العظمي برجردي (ره) كرد و مردم هم ريختند و ايشان را كتك زدند و ايشان ديگر جرأت نكرد از منزلش خارج شود و كاملاً متروك شد. چون كسي كه به مرجعيت اهانت كند، هر كسي كه باشد، مطرود جامعه و أهل بيت (عليهم السلام) مي شود. امام صادق (عليه السلام) هم مي فرمايد:

الراد عليهم كالراد علينا ... .

كسي كه در برابر مرجع تقليد مي ايستد و به او جسارت مي كند، گويه به ما جسارت كرده است و اين هم در حدّ شرك به خداوند است.

آن هم اهانت به مرجعي مانند حضرت آيت ا... العظمي بروجردي (ره) كه مرجعيتش، مرجعيت كل بود و در زمان ايشان، مرجع ديگري نداشتيم و مرجع منحصر به فرد جهان تشيع بود.

بعد هم توسط مرحوم حضرت آيت ا... العظمي سيد محمد تقي خوانساري (ره) به تهران رفتند و در مسجد وزير دفتر (كه توسط مادر مصدق ساخته شده) امام جماعت شد و ٢٧ سال هم در آنجا امام جماعت بود. در آنجا هم شروع كرد به مطرح كردن يك سري مطالب نادرست و خلاف و مردم هم از آنجا اخراجش كردند و منزل مسكوني اش كه در مسجد بود را از او گرفتند.

آقاي برقعي ابتداء كتابي نوشتند به نام عقل و دين و در جلد دوم اين كتاب، مفصلاً مباحث امامت و معاد را عين عقائد اماميه مطرح كرده است و بعد از آن هم حدود ٤٠ كتاب به نفع شيعه نوشت و بعضي از آنها چاپ شد و بعضي هم چاپ نشد. بعد از اين كه ايشان منحرف شد و از مسجد اخراجش كردند، ايشان شروع كرد به كتاب نوشتن عليه شيعه؛ مانند كتابي به نام درسي از ولايت. حدود ٤٦ كتاب، عليه شيعه نوشت. ولي آنچه كه در اين ماهواره ها مطرح مي شود، فقط كتاب هاي ضد شيعه ايشان مطرح است.

ايشان در اواخر عمر خود در يكي از روستاهاي اطراف تهران به نام كن در منزل پسر خود زندگي كرد. آنچه كه براي من نقل كرده اند اين است كه ايشان در اواخر عمرش توبه كرد و پشيمان شد. جناب آقاي حسيني ورجاني كه يكي از شاگردان بنام ايشان بود و از شاگردان بنام طباطبايي ناصبي معاصر هم هست و جزء تائبين هست و ١٨ سال مبلغ وهابيت بود و الآن برگشته و تمام ريزه كاري وهابي هايي مانند برقعي و قلمداران و طباطبايي را در مشت خود دارد، خودش براي من نقل كرد:

روزي ما براي عيادت آقاي برقعي به روستاي كن رفته بوديم و آقاي سعادتمند و مصطفي طباطبايي و رضازادگان هم در آنجا بودند. ايشان كتاب الكامل في التاريخ إبن اثير، قسمت مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) را مي خواند و قطرات اشكش مي ريخت. در همان جلسه اي كه ديگران هم بودند، وصيت نامه اش را براي ما خواند و گفت:

من معتقد به خدا و رسول اكرم هستم و معتقد به امامت ائمه دوازده گانه هستم.

وقتي وصيت نامه را خواند، آقاي طباطبايي ناصبي (كه حضرت آيت ا... العظمي سبحاني گفته اند: من شبهه اي در ناصبي بودن ايشان ندارم) خيلي عصباني شد و به او تشر شد و آقاي برقعي هم به برخورد تند ايشان هيج ارزشي قائل نشدند.

سپس ايشان وصيت كرد:

اگر من مُردم، مرا در حرم امام زاده شعيب (عليهم السلام) كه در روستاي كن هست، دفن كنيد.

وقتي وصيت نامه را نزد عالم روستاي كن، جناب حضرت آيت ا... حاج شيخ علي اكبر تهراني بردند و وصيت نامه و توبه نامه را نشان دادند، ايشان خيلي خوشحال شد و دستور داد اعلاميه اي پخش كردند و تشيع جنازه مفصلي كردند و بعضي هم به خاطر توبه كردن او، در تشيع جنازه او چند قرباني هم كشتند و جنازه ايشان را طبق وصيتش، در امام زاده شعيب (عليه السلام) دفن كردند.

اي كاش اين شبكه هايي كه نوارهاي ايشان را پخش مي كنند، اين مطالب را هم مي گفتند. إن شاء ا... ما دوستان مان را مي فرستيم به امام زاده شعيب (عليه السلام) تا از قبر ايشان فيلمبرداري كنند و در همين شبكه پخش كنيم.

اين خلاصه اي از بيوگرافي سيد أبو الفضل برقعي بود.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

امام حسن (عليه السلام) صبور بودند و امام حسين (عليه السلام) احساساتي بودند. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٣ :

اينها نشانگر عدم شناخت از ائمه (عليهم السلام) است. خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إبناي هذان إمامان قاما أو قعدا.

حسن و حسين فرزند من هستند و امام هستند، چه قيام كنند و چه قيام نكنند.

الإرشاد للشيخ المفيد، ج٢، ص٣٠ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج١٦، ص٣٠٧ ـ الفصول المختارة للسيد المرتضي، ص٣٠٣ ـ المسائل الجارودية للشيخ المفيد، ص٣٥

هم چنين آقايان أهل سنت با سندهاي صحيح نقل كرده اند:

الحسن و الحسين سيدا شباب أهل الجنة.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج٣، ص٣ ـ سنن الترمذي، ج٥، ص٣٢١ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٦٧ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٧، ص٥١٢ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٥، ص١٤٩ ـ صحيح إبن حبان، ج١٥، ص٤١٣ ـ مسند أبي يعلي، ج٢، ص٣٩٥ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٣، ص٣٥ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج١، ص٣٩١ ـ تفسير السمعاني ، ج٤، ص٣٠٢ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج١، ص١٩٩ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٢، ص١١٩ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١، ص١٥٠ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٢، ص٢٦٩ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج١، ص٣١١ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٦، ص٢٢٩ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٣، ص٢٥٢ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٦٣ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٢٥٨ ـ تاريخ الطبري، ج٤، ص٣٢٣ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٤، ص٦٢ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٤، ص٣٥ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص٣٩ ـ تاريخ إبن خلدون، ج٤، ص٤

ائمه (عليهم السلام) در حقيقت، طبق تكليف و دستوري كه داشتند، عمل مي كردند. اگر امام حسين (عليه السلام) در زمان امام حسن (عليه السلام) بودند، يقيناً غير از آنچه امام حسن (عليه السلام) انجام داد، انجام نمي داد. اگر امام حسن (عليه السلام) در زمان امام حسين (عليه السلام) بود، غير از آنچه امام حسين (عليه السلام) انجام داد، انجام نمي داد.

يكي از بزرگان تمثيل زيبايي داشت و گفت:

ائمه (عليهم السلام) مانند يك انساني هستند كه ٢٥٠ سال عمر كرده است؛ از زمان أمير المؤمنين (عليه السلام) تا زمان امام عسكري (عليه السلام). گاهي تشخيص مي دهد كه در ميدان جمل و صفين بجنگد و گاهي تشخيص مي دهد با حاكم وقت صلح كند و گاهي تشخيص داده مبارزه كند و گاهي تشخيص مي دهد كار فرهنگي بكند، مانند امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) و گاهي تشخيص مي دهد بيايد در كنار حكومت، مباحث را از درون حكومت به گوش جهانيان برساند، مانند امام رضا (عليه السلام) و گاهي تشخيص مي دهد از داخل زندان پيامش را به مردم برساند و ... .

هر فردي در طول زمان حياتش، به تناسب زمان و موقعيتش، يك تصميمي مي گيرد. آيا همه مردم، از اول عمر تا آخر عمرشان به صورت يكنواخت زندگي كرده اند؛ قبل از ازدواج و بعد از ازدواج و قبل از شاغل شدن و بعد از شاغل شدن و بعد از بازنشستگي. با توجه به موقعيت زماني و مكاني، تكاليفي بر دوش انسان مي آيد.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

١. يك ماه پيش، يك نفر به عايشه توهين كرد كه كار زشت و ناپسندي بود و همه علماء شيعه هم محكوم كردند. ولي شبكه هاي وهابي با سوء استفاده از اين، جار و جنجال به پا كردند و گريه و زاري مي كردند. خطيب مسجد الحرام هم با چه گريه و زاري اي از عايشه تمجيد مي كرد.

٢. آيا فقط عقائد اين آقايان محترم و مقدس است و عقائد شيعيان هيچ اهميت و احترامي ندارد؟ بنده چندين بار از شبكه ظلمت شاهد توهين و جسارت به ساحت مقدس حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) بوده ام. اينها وجود آن حضرت را منكر مي شوند و توهين هايي را مي گويند كه انسان از بيان آنها شرم مي كند. آيا از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) روايات و أحاديث متعددي وجود ندارد مبني بر تولد حضرت مهدي (عليه السلام) و قيام حضرت مهدي (عليه السلام)؟ از شما تقاضا مي كنم از منابع أهل سنت، رواياتي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مورد حضرت مهدي (عليه السلام) بيان كنيد تا ببينيم جناب هاشمي چه توجيهي براي جسارت خودش دارد؟ چرا قلب ما را جريحه دار مي كند با اين توهين هايش. اينها سني نيستند، اينها ناصبي و وهابي و دشمن أهل بيت (عليهم السلام) هستند. در ظاهر و براي جلب توجه شيعيان اظهار دوستي أهل بيت (عليهم السلام) مي كنند و حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي گويند و وانمود مي كنند كه هيچ خصومتي با شيعيان ندارند، ولي با تمام خباثت، تمام فضائل و افتخارات و مناقب أمير المؤمنين (عليه السلام) را زير سؤال مي برند يا كتمان مي كنند.

جواب ٤ :

١. اين قضيه براي ٣ ماه قبل بود، در هفدهم ماه رمضان. يك آدم ناداني اين كار را انجام داد و اگر وهابيت ميلياردها دلار خرج مي كردند، اينقدر استفاده نمي كردند كه از توهين اين آقا به عايشه اينها استفاده كردند. يعني آمدند يك ميداني را باز كردند عليه شيعه در رسانه ها، به طوري كه ١٩ ماهواره وهابي در يك زمان شروع كردند عليه شيعه و مقدسات شيعه حرف زدن. حتي كار به جايي رسيد كه خود مفتي اعظم عربستان سعودي در اين زمينه شروع كرد به جسارت كردن نسبت به شيعه. در حالي كه ايشان بر خلاف آقاي بن باز، مفتي اعظم سابق، آدم مؤدبي بود.

٢. اما اين كه در شبكه نور يا شبكه ظلمت يا نفاق، نسبت به حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) جسارت مي كنند، بله، اگر جسارت نكنند، خلاف عادت شان است. يك شبكه اي كه رئيسش فارغ التحصيل دانشگاه محمد بن سعود رياض است و بودجه هايش از عربستان سعودي مي آيد و كارشناسانش از آن حضراتي هستند كه ما هر چه گفتيم براي مناظره بيايند، نيامدند و ما مجبور شديم بعضي از كليپ هاي شان را پخش كنيم تا مردم بدانند حرف آنها چيست و حرف ما چيست؟ اينها وقتي به امام زمان (عليه السلام) جسارت نكنند، چه كار كنند؟! آن پولي كه از عربستان سعودي مي آيد، اگر اين كار را نكنند، عربستان سعودي پولش را برمي گرداند. اينها هم امكاناتي ندارند كه شبكه شان را بدون همكاري عربستان سعودي اداره كنند. لذا مجبورند نسبت به حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) جسارت كنند كه ايشان موهوم و خيالي است. ولي اگر يك آدم گمنام و معلوم الحال در لندن به عايشه جسارت مي كند، اين آقايان قيصريه را به آتش مي كشند. ولي اين آقايان با كمال وقاحت و بي حيايي و بي شرمي، آن لجن زار فكرشان را مي ريزند بيرون و نسبت به ساحت مقدس آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) بدترين و ركيك ترين عبارات را بيان مي كنند.

در رابطه با ولادت امام زمان (عليه السلام) در منابع أهل سنت، ببينيد كه در كتاب هاي مختلف شيعه و سني در اين رابطه مفصل نقل شده است.

نمونه اي از معتقدين به ولادت امام زمان (عليه السلام)

١. إبن اثير جزري

آقاي إبن أثير جزري از استوانه هاي تاريخي أهل سنت در كتاب الكامل في التاريخ،جلد ٧، صفحه ٢٧٤ در اواخر حوادث سال ٢٦٠ هجري، صراحت دارد نسبت به شهادت امام عسكري (عليه السلام) و مي گويد:

و هو والد محمد الذي يعتقدونه المنتظر.

او پدر همان كسي است كه شيعيان به آن عقيده دارند.

٢. إبن خلّكان

آقاي إبن خلّكان در كتاب وفيات الأعيان،جلد ٤، صفحه ١٧٦ صراحت دارد:

كانت ولادته يوم الجمعه منتصف شعبان سنة خمس وخمسين ومائتين.

ولادتش در روز جمعه، نيمه شعبان سال ٢٥٥ هجري بود.

٣. ذهبي

آقاي ذهبي در كتاب العبر في خبر من غبر،جلد ٥، صفحه ٣٧ و ٢٦ همين تعبير را دارد.

هم چنين در تاريخ الإسلام در وفيات سال ٢٥١ تا ٢٦٠ هجري مي گويد:

فولد سنة ثمان و خمسين و قيل: سنة ست وخمسين.

در سال ٢٥٨ يا ٢٥٦ هجري به دنيا آمده است.

تاريخ الإسلام للذهبي، ج١٩، ص١١٣

در سير أعلام النبلاء،جلد ١٣، صفحه ١١٩ همين مطلب آمده است.

٤. خير الدين زركلي

جالب اين است كه آقاي خير الدين زركلي از وهابي هاي معاصر كه شايد كمتر كسي به اندازه او به وهابي ها خدمت كرده باشد، در كتاب الأعلام،جلد ٦، صفحه ٨٠ صراحت دارد و مي گويد:

و قيل في تاريخ مولده: ليلة نصف شعبان سنة ٢٥٥ و في تاريخ غيبته: سنة ٢٦٥.

تاريخ ولادتش در نيمه شعبان سال ٢٥٥ هجري و تاريخ غيبتش هم در سال ٢٦٥ هجري بود.

البته ايشان اشتباه مي كند. چون تاريخ غيبتش در سال ٢٦٠ هجري بوده است.

٥. فقيه ايماني

آقاي فقيه ايماني كه از علماء بزرگ اصفهان است و من شخصاً خدمت ايشان ارادت ويژه دارم و از چهره هاي ناشناخته عصر ماست و كتاب هاي خوبي دارد، كتابي دارد به الإصالة المهدوية في الإسلام كه در صفحه ٨١، نام ١١٢ نفر از علماء أهل سنت را آورده كه اعتقاد به ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) دارند.

٦. سامر عميدي

جناب آقاي دكتر سامر عميدي كه از شخصيت هاي برجسته عراقي است و در قم زندگي مي كند و بنده هم به عنوان استاد داور در رساله فوق دكترايي كه ايشان در دانشگاه اسلامي لندن داشت شركت داشتم، در كتاب دفاع عن الكافي، جلد ١، صفحه ٥٦٨، نام ١٢٨ نفر از علماء أهل سنت را مي آورد كه اعتراف به ولادت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) كرده اند.

من نمي دانم أمثال آقاي هاشمي و غيره، ـ عذر مي خواهم ـ كجا مي چرند كه نسبت به حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) اين طور جسورانه حرف مي زنند و اين كتاب ها و اين مطالب را نمي بينند؟ شما اين قضايا را ببينيد و واقعاً اگر نقد علمي داريد، نقد علمي بكنيد. اگر واقعاً راست مي گوييد، بياييد با هم مناظره كنيم. ما اعلام كرده ايم با تك تك كارشناسان شما، گرچه اهليت ندارند، ولي ما آمادگي داريم براي مناظره حضوري يا تلفني يا هر كيفيتي كه شما حاضر هستيد. ولي به ٢ شرط: ١. وارد بحث هاي سياسي نشويم؛ چون مرد سياست نيستيم. ٢. احترام به عقائد همديگر را حفظ كنيم. نه آنها به خودشان اجازه بدهند به عقايد شيعه و مقدسات شيعه جسارت كنند و نه ما كوچك ترين جسارتي به عقائد أهل سنت داشته باشيم. ما آمادگي داريم و بارها هم گفته ايم و باز هم خواهيم گفت تا روزي كه شايد اين آقايان سر غيرت بيايند و به مناظره بيايند. ما آمادگي داريم و هيچ شرط و شروط ديگري نداريم، مانند آقاي عبد الله حيدري كه گفت به زبان عربي باشد و از قرآن باشد و در استوديوي فلان جا باشد و چهره به چهره باشد. ما هم همه شروط را پذيرفتيم و حرفي هم نداشتيم، ولي ايشان رفت و هيچ خبري نشد.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. آقاي قزويني در هفته پيش، صحبت هايي در مورد قمه زني فرمودند و گفتند: «ما نظر شخصي خودمان را بيان مي كنيم كه در جامعه الآن اين وهن مذهب است و جايز نيست». اگر واقعاً اين نظر شخصي است، اثبات كردنش جالب نيست.

٢. آقاي قزويني گفتند: «در جامعه الآن، اين كار وهن مذهب است و الآن مسخره مي كنندو درست نيست كه ما قمه زني كنيم». اما از آن طرف هم آقاي قزويني مي گويند: «بني هاشم هم اين كار را نمي كردند و ما در هيچ جايي دليل شرعي بر قمه زني نداريم». يعني في نفسه قمه زني را كلاً حرام مي كنند.

٣. اما در مورد مسخره كردن، مي دانيد كه خود حضرت آيت ا... العظمي بروجردي (ره) فرمودند: «در يك حكم شرعي، ملاكْ مسخره كردن نيست و با مسخره كردن، حكم شرعي عوض نمي شود».

٤. گفتيد: «در بني هاشم اين كار را نمي كردند». در قسمتي از سايت تان در دفاع از بر سر و صورت زدن و گريبان چاك كردن، ايشان فرمودند كه در اصول كافي: «امام عسكري (عليه السلام) در عزاي امام هادي (عليه السلام) گريبان چاك زدند». همين طور قضيه حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) كه سرشان را به چوبه محمل كوبيدند كه در كتاب شريف بحار الأنوار اين مطلب آمده است. هم چنين داريم كه امام رضا (عليه السلام) به پسر شبيب مي فرمايد كه اول محرم است و توضيح مي دهند كه چه ماهي است و مي گويند: «اين ماه، ماهي است كه پلك هاي چشمان ما زخم شد از اين مصيبت» و اين خودش دلالت بر همين مسئله مي كند.

همين طور در خود زيارت ناحيه مقدسه، امام زمان (عليه السلام) مي فرمايد: «در عزاي تو ملائكه آسمان و حور العين لطمه مي زنند» و خود امام زمان (عليه السلام) مي فرمايد: «در عزاي تو يا حسين، اشك هاي من تبديل به خون شد».

٥. خود قمه زني هم فوائدي دارد و نوعي حجامت از سر مي شود. ما موافق قمه زني هستيم و دليل هم داريم بر آن و دلائل مان را عرض كرديم. من مقلد حضرت آيت ا... العظمي سيستاني هستم و شما گفتيد ايشان گفته است: «حرام است». اگر بنده در خفا اين كار بكنم، اشكال دارد؟

جواب ٥ :

اين دلائلي كه شما فرموديد از زمان ائمه (عليهم السلام)، ربطي به قمه زني ندارد.

مرحوم حضرت آيت ا... العظمي سيد أبو الحسن اصفهاني (ره) كه از فقهاي نامي شيعه و از مراجع عظام تقليد و قبل از حضرت آيت ا... العظمي بروجردي (ره) بود و در عصر خودش هم مرجعيت عامه بر عهده ايشان بود، مي گويد:

إن إستعمال السيوف و السلاسل و الطبول و الأبواق و ما يجري اليوم أمثاله في مواكب العزاء بيوم عاشوراء انما هو محرم و هو غير شرعي.

استفاده از شمشير (قمه زني) و زنجير (تيغ دار) و ... در عزاي امام حسين (عليه السلام)، حرام است و غير شرعي.

أعيان الشيعة للسيد محسن الأمين، ج١٠، ص٣٧٨

بنده عرض كردم كه مانند ديگران نظر دارم و فقيه هستم و ٢١ سال قبل، گواهي اجتهاد از مراجع عظام تقليد گرفتم. ده ها نفر در طول تاريخ داشته ايم كه گفته اند قمه زني حرام است و غير شرعي. حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) مي فرمايد: «اگر موجب وهن باشد، خلاف است» و مرحوم حضرت آيت ا... العظمي شيخ جواد آقا تبريزي (ره) هم به همين شكل مي فرمايد. بعضي ها هم صراحت دارند، مانند حضرت آيت ا... العظمي فاضل لنكراني (ره) و حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي كه قمه زني خلاف شرع و حرام است.

ما گفتيم اگر نظر ما را مي خواهيد، نظر ما اين است. ولي آنچه كه براي مردم حجت است، نظر مرجع تقليدشان است. الآن شما از هر مرجعي تقليد مي كنيد، نظر آن مرجع براي شما محترم و حجت است. اگر مرجع تقليدتان مي گويد مستحب است، شما بايد به آن عمل كنيد و اگر مي گويد حرام است و خلاف شرع، بايد به آن عمل كنيد. ما نبايد بياييم عقيده خودمان را به ديگران تحميل كنيم.

من تقاضا دارم كه اگر شما طرفدار قمه زني هستيد، نظرتان براي خودتان محترم است و نسبت به مراجعي كه فتوا داده اند به استحباب آن، احترام بگذاريد. ولي نسبت به آنهايي كه فتوا داده اند حرام است، نبايد بي احترامي بكنيد. در كتاب موسوعة العتبات المقدسة، جلد ٨، صفحه ٣٧٨ و فرهنگ عاشوراء، صفحه ١٩٨ و دائرة المعارف تشيع، جلد ٢، صفحه ٥٣١ و أعيان الشيعة، جلد ١٠، صفحه ٣٧٨ فتواي مرحوم حضرت آيت ا... العظمي سيد أبو الحسن اصفهاني (ره) نقل شده است. آقاي نائيني (ره) فرموده اند: «هيچ اشكالي ندارد» و نگفته است مستحب است يا واجب است. اين بزرگوار هم مي فرمايد: «إنما هو محرم و هو غير شرعي». ما نبايد به مراجعي كه نظر مخالف دارند نسبت به مراجع خودمان، جسارت كنيم.

من نگفتم كه حضرت آيت ا... العظمي سيستاني گفته است حرام است. من عين عبارت ايشان را خواندم، شما نوار را گوش بكنيد. من گفتم كه ايشان مي فرمايد: «اگر چنانچه موجب وهن باشد، خلاف است». ايشان قيد وهن دارند و حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) هم قيد وهن دارند و حضرت آيت ا... العظمي شيخ جواد آقا تبريزي (ره) هم قيد وهن دارند.

با توجه به برداشتي كه خودم دارم و اطلاعاتي كه بنده دارم از داخل و خارج، بنده تشخيصم اين است كه قمه زني وهن است. تشخيص وهن بودن بر عهده مرجع تقليد نيست، بر عهده خودمان است. اگر شما تشخيص مي دهيد كه وهن نيست، نظرتان براي خودتان محترم است. اگر كسي در خفا اين كار را بكند، چه كسي گفته است اشكال دارد؟ شما برويد پشت درهاي بسته اين كار را بكنيد و عشق تان را به امام حسين (عليه السلام) ابراز كنيد.

بنده نظر شخصي خودم را عرض مي كنم. اگر مي گوييم الآن وهن است، در صورتي است كه بياييم در خيابان و بيابان و مساجد و جلوي دروبين قمه بزنيم و اينها هم روي آنتن وهابيت و صهيونيست برود و سوژه باشد براي آنها و آنها سوء استفاده كنند.

به نظر بنده، قمه زني را في نفسه به هيچ وجه داراي اشكال نمي دانم. اگر فرهنگ سازي كنيم كه مسئله قمه زني را مانند سينه زني و زنجيرزني كه امروز فرهنگ شده است، به صورت فرهنگ درآوريم و قضيه وهن برطرف شود، هيچ اشكالي ندارد.

من از بينندگان عزيز تقاضا دارم عبارت هايي كه ما از بزرگان نقل مي كنيم را درست نقل كنند.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

١. هدف اصحاب صحيفه از طوماري كه مخفيانه امضاء كردند، چه بود؟

٢. آيا آقاي عمر در زمان جاهليت، دختر خودشان را زنده به گور كردند يا خير؟

٣. أبو جهل روده شتر را در هنگام نماز، در خانه خدا بر سر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ريخت. آيا عمر يا أبو بكر در آن هنگام نبودند كه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كمك كنند؟

جواب ٦ :

١. اين مطلب سندي ندارد. ولي در رابطه با اين كه افرادي تصميم گرفتند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ترور كنند، عرض كرده ايم كه إبن حزم آندلسي در كتاب المحلي كه از كتاب هاي معتبر أهل سنت است و كتاب فقهي است، جلد ١١، صفحه ٢٢٤، كتاب الحدود، باب حدّ المرتد اسامي اين افراد را آورده است.

٢. ما در آن زمان نبوديم كه ببينيم.

٣. در آن زمان، جناب عمر هنوز مسلمان نشده بود. عمر در سال دهم بعثت مسلمان شد و در آن زمان، عمر جزء بت پرستان بود و مسلمانان را شكنجه مي كردند. أبو بكر هم در يكي از جلسات در آنجا بود و در آن قضيه هم صحابه حضور داشتند و تماشا مي كردند. وقتي در قضيه اي، عبا به گردن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) انداختند، بعد از مدتي، أبو بكر آمد از پشت دست زد بر روي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و گفت:

أو تقتلون رجلا يقول ربي الله؟

آيا مردي را مي كشيد كه مي گويد پروردگار من الله است؟

اين تعبير را از آقاي أبو بكر نقل كرده اند.

البته در آن زمان، هيچ كس توان دفاع و مقابله نداشت. تنها كسي كه در آن زمان در برابر جنايات قريش ايستاد، حضرت أبو طالب (عليه السلام) بود. غير از ايشان كه رضوان خدا بر او باد و خداوند نيامرزد كساني را كه نسبت به حضرت أبو طالب (عليه السلام) جفا كرده و جفا مي كنند، هيچ كس از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دفاع نكرد. دفاعي كه حضرت أبو طالب (عليه السلام) از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) داشت، به إستثناء أمير المؤمنين (عليه السلام)، از دفاع تمام صحابه بالاتر بود. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ٣ سال در شعب أبي طالب بود، جناب أبو بكر و عمر و عثمان كجا بودند؟ در اين ٣ سالي كه بدترين دوران نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در مكه بود. حتي شب ها، حضرت أبو طالب (عليه السلام) مي ترسيد كه را با تير و غيره، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را مورد هدف قرار بدهند، در اول شب حضرت أبو طالب (عليه السلام) جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را مثلاً در سمت چپ مي انداخت و مدتي كه از شب مي گذشت، حضرت علي (عليه السلام) را به جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي خواباند و جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را در وسط مي انداخت تا اگر قريش در اول شب، جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را نشان كرده بودند تا تير بزنند، در وسط شب جاي حضرت علي (عليه السلام) را در جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي خواباند تا اگر خواستند تير بزنند، حضرت علي (عليه السلام) پيش مرگ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شود. حضرت أبو طالب (عليه السلام) تا اين اندازه فداكاري داشت.

* * * * * * *

سؤال ٧ :

١. در يكي از وبلاگ هاي أهل سنت آمده بود كه در آيه ١٢٤ سوره مباركه بقره، اگر شيعه قائل است كه «إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»، اين جعل به معناي نصب است و خدا اين را منصوب كرده است، پس ما يك آيه ديگري هم داريم كه مي گويد: «وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ (سوره قصص/آيه٤١) ». آيا آن اماماني كه به سوي آتش دعوت مي كنند هم من عند الله منصوب هستند؟ چون همين جعلي كه براي امامان آمده، براي حضرت ابراهيم (عليه السلام) هم مطرح است.

٢. آيا ما روايات يا يك متن تاريخي داريم كه ثابت كند شخصي مثل عبد الله بن أُبَي در قضيه بيعت رضوان حضور داشته است يا خير؟

جواب ٧ :

١. شما مي توانيد به كتاب الميزان علامه طباطبايي (ره)، جلد ١٦، صفحه ٣٨ مراجعه كنيد و مرحوم علامه طباطبايي (ره) در ذيل همين آيه شريفه «وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنْصَرُونَ» توضيح زيبايي در اين زمينه داده اند. إن شاء ا... در جلسه آينده هم توضيح خواهيم داد.

٢. قطعاً ايشان در بيعت رضوان بوده و جزء آن ٢ نفري هستند كه با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بيعت نكردند و رفتند در گوشه اي ماندند.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

حدود ٨٠ ٪ شاگردان من سني هستند و اين سؤالات را آنها از من مي پرسند و بايد به آنها جواب بدهم.

١. فرق امامت و نبوت چيست؟ چون اعتقاد ما اين است كه بر اساس قرآن، حضرت ابراهيم (عليه السلام) بعد از اين كه نبي بود، به مقام امامت مي رسد. عملاً چه تفاوتي در مرحله اجراء ميان امامت و نبوت است؟ اگر كسي از ما بپرسد فرق ميان امامت و نبوت چيست؟ چه جوابي به او بدهيم. چرا ما امامت را بالاتر و والاتر از مقام نبوت مي دانيم؟

٢. اين كه حضرت علي (عليه السلام) در هنگام ركوع، انگشتر خود را به عنوان زكات به آن سائل مي دهد، چگونه اين عمل صورت گرفته است؟ آيا باعث ابطال نماز مي شود يا خير؟

جواب ٨ :

١. حضرت ابراهيم (عليه السلام) در دوران جواني به نبوت رسيد و وقتي بت ها شكسته مي شود، سؤال مي كنند كه چه كسي بت ها را شكست و از بين برد؟ مي گويند:

سَمِعْنَا فَتًي يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ

شنيديم نوجواني از (مخالفت با) بت ها سخن مي گفت كه او را ابراهيم مي گفتند.

سوره أنبياء/آيه٦٠

يعني مشخص است كه حضرت ابراهيم (عليه السلام) در نوجواني به نبوت رسيده است. حضرت ابراهيم (عليه السلام) هم تا اواخر عمرش بچه دار نشد و در دوران پيري، وقتي مَلَكي به او بشارت مي دهد، همسر ايشان مي گويد:

أَأَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هَذَا بَعْلِي شَيْخًا

آيا من فرزند مي آورم در حالي كه پير زنم و اين شوهرم پير مردي است

سوره هود/آيه٧٢

پس حضرت ابراهيم (عليه السلام) در دوران پيري بچه دار مي شود و وقتي خطاب مي آيد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره/آيه١٢٤

حضرت ابراهيم (عليه السلام) مي فرمايد:

وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي

آيا از فرزندان من هم كسي به امامت مي رسد؟

يعني اسحاق (عليه السلام) و حضرت اسماعيل (عليه السلام) و حضرت يعقوب (عليه السلام) و غيره.

بحث نبوت و رسالت و امامت، ٣ واژه مقدسي است كه بايد دقت كنيم.

نبي، يعني كسي كه از طرف خداوند به او خبر و وحي مي رسد. رسول، يعني كسي كه وحي إلهي را به مردم مي رساند. امام، يعني كسي كه زعيم و رهبر مردم است و فوق نبوت است. زيرا هر پيامبري، امام نبود و مأمور به تشكيل حكومت نبود و آن مقام أولي الأمري را نداشت. حضرت ابراهيم (عليه السلام) جزء كساني بود كه به مقام امامت رسيده و به مقام «النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ (سوره احزاب/آيه٦) » رسيده است و بعضي از ذريه او كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) باشد، اين امامت را دارا بودند و در روز غدير هم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، امامت خودش را به أمر خداوند، به أمير المؤمنين (عليه السلام) تفويض نمود، نه نبوت و رسالت را.

٢. ما قبلاً در رابطه با آيه ولايت صحبت كرده ايم و مطالب مان را در آنجا گفته ايم و از كتاب هاي مختلف أهل سنت هم آورديم.

* * * * * * *

سؤال ٩ :

. بعد از قيام عاشوراء، گروهي ظهور كردند به نام توّابين و اينها جزء سپاهيان عمر بن سعد بودند، ولي بعد توبه كردند و عليه يزيد خروج كردند و شعارشان هم اين بود كه پسر رسول خدا را با دست خودمان كشتيم، در حالي كه به فكر بلند كرد ريش مان بوديم؛ يعني فقط ظاهر را مي ديديم. آيا توبه اينها پذيرفته مي شود يا نمي شود؟ اگر پذيرفته مي شود، پس خون امام حسين (عليه السلام) كه ريخته شد چه مي شود؟ اگر پذيرفته نمي شود، قرآن كه مي فرمايد مطهرين مانند توابين هستند، چه مي شود؟

٢. مطلبي را خوانده ام، ولي صحتش را نمي دانم. مي گويند:

وقتي امام حسين (عليه السلام) كشته شد، خونش كفاره گناهان پيروانش در جهان آخرت است.

در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٩ :

١. بحث توّابين و سليمان بن صرد خزاعي اين گونه نبود. سليمان بن صرد خزاعي در زندان بود و هم سلول خود مختار بود. اين توّابين در كوفه بودند و نيامده بودند و تأسف مي خوردند كه چرا نرفتند امام حسين (عليه السلام) را ياري كنند. البته اگر فرصت شود عرض خواهم كرد كه عبيد الله بن زياد در كوفه يك حكومت نظامي تشكيل داده بود و دروازه ها را بسته بود و نمي گذاشت كسي از آن خارج شود. حتي يكي از اين كوفيان در وسط را به امام حسين (عليه السلام) ديدار كرد و امام حسين (عليه السلام) فرمود: «در كوفه چه خبر است؟» آن مرد گفت: «در يك جمله بگويم كه نه مي شود وارد كوفه شد و نه مي شود از آن خارج شد». وقتي عبيد الله بن زياد افراد را به كربلاء فرستاد، دستور داد جارچي ها جار بكشند و جاسوس ها در كوچه ها فرياد بزنند و هر كسي را پيدا مي كردند كه سرش بر تنش بيارزد و بتواند شمشير بزند، يا گردن مي زدند يا روانه كربلاء مي كردند. البته اين را هم خدمت بينندگان عزيز عرض كرده باشم كه إن شاء ا... در جلسه بعد خواهم گفت كه تعداد زيادي بودند كه با لشكر عمر بن سعد بيرون آمدند، ولي به قصد پيوستن به امام حسين (عليه السلام) بيرون آمدند. تعدادي از اينها نام شان ثبت شده است. حتي در شرح حال شان نوشته اند:

خرج مع عمر بن سعد للإستلحاق إلي جيش حسين بن علي.

اينها با عمر بن سعد بيرون آمدند، ولي به قصد پيوستن به لشكر حسين بن علي.

در عصر تاسوعا و در شب عاشوراء هم بوده اند. بعضي ها هم بودند كه نتوانستند بروند، ولي پشت قضيه بودند و نرفتند جنايت بكنند.

زندان عبيد الله بن زياد مملو از شيعه بود و رسماً گفت:

هيچ انساني را نديدم كه هواي حسين را داشته باشد، جز اين كه زندان را پر از آنها كردم.

حتي مي گويد:

كوچك ترين گماني بر هر كس بردم كه هواي حسين دارد، همه را وارد زندان كردم.

سليمان بن صرد خزاعي و مختار و ديگران هم جزء زندانيان بودند. اين توّابيني كه قيام كردند به رهبري سليمان بن صرد خزاعي و قبل از قيام مختار بود، جزء افرادي بودند كه بعد از به درك واصل شدن يزيد از زندان بيرون آمدند و قيام كردند و تعدادي را قبل از مختار به درك واصل كردند. حتي در لشكر سليمان بن صرد خزاعي هم تعدادي از ايراني ها بودند. حتي در قضيه قيام مختار هم اولين جايي كه ايراني ها درخشيدند در رابطه با عشق به امام حسين (عليه السلام)، وقتي فهميدند مختار قيام كرده است، تعدادي از مردم از خوزستان و فارس و اصفهان و ديگر شهرها به سپاه مختار پيوستند به قصد انتقام از قاتلين امام حسين (عليه السلام) و يارانش.

٢. أولاً:

خير، اينها مطالبي است كه بعضي از افرادي كه متأثر از مسيحيت شده اند، هم چنين مطالبي را مي گويند. ما هم چنين چيزي نداريم. اين دروغ محض است. امام حسين (عليه السلام) به اين دليل كشته شد:

و إنما خرجت لطلب الاصلاح في أمة جدي (صلي الله عليه و آله)، أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنكر.

كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي، ج٥، ص٢١ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٤٤، ص٣٢٩

خود امام حسين (عليه السلام) مي فرمايد كه براي چه قيام كرده است. امشب هم مفصل خوانديم كه هدف قيام امام حسين (عليه السلام)، نجات دين بود و اصلاح ميان أمت اسلامي بود.

ثانياً:

امام حسين (عليه السلام) در نزد خداوند، خيلي آبرو دارد همان طوري كه پدر بزرگوارش هم آبرو دارد و امام حسن (عليه السلام) هم آبرو دارد. اينها به خاطر آبرويي كه دارند، داراي شفاعت كبري هستند و هيچ شك و شبهه اي در آن نيست. شفاعت ائمه (عليهم السلام) و امام حسين (عليه السلام) جاي خود دارد و بحث ديگري دارد. اگر اشتباه نكنم، اين مطلب را از آقاي محدث قمي (ره) نقل مي كنند:

من تنها چيزي كه در عمرم به آن اميدوار هستم و فرداي قيامت مي تواند دستم را بگيرد، گريه هايي است كه براي امام حسين (عليه السلام) كرده ام؛ نه به عبادتم، نه به نمازم، نه به روزه هايم و نه به تأليفاتم اميد ندارم.

شنيده ام كه از مرحوم مقدس اردبيلي (ره) نقل مي كنند:

اگر گريه بر امام حسين (عليه السلام) نبود، ما به هيچ عملي از اعمال مان در روز قيامت اميدوار نبوديم.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»