سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٤٩ - ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (٥)

ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (٥)

کد مطلب: ٥٢٨١ تاریخ انتشار: ١٤ شهریور ١٣٩٢ تعداد بازدید: ١٣٩٧ سخنراني ها » شبکه ولايت ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (٥)
برنامه امامت و ولایت ٩٢/٠٦/١٤

لينک دانلود
    بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : ٩٢/٠٦/١٤

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام و صلوات بر پيامبر خاتم محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم خدمت همه شما بييندگان عزيز شبكه جهاني ولايت عرض سلام و ادب دارم. خدمت حضرت استاد سلام عرض مي كنم.

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم و رحمةالله و بركاته. بنده هم خدمت همه عزيزان گرامي كه بيننده اين برنامه هستند خالصانه ترين سلامم را تقديم مي كنم.

مجري:

حضرت استاد در دومين همايش تجليل از مفاخر به عنوان يكي از مفاخر و چهره هاي ماندگار معرفي شدند. من به نمايندگي از همه بينندگان و دوستداران حضرت استاد به ايشان تبريك عرض مي كنم و خواهش مي كنم در اينباره توضيحاتي بفرمايند.

استاد حسيني قزويني:

بله من هم از حضرتعالي تشكر مي كنم . -به قول معروف- آن ذره كه در حساب نايد ماييم. ما هر چه هم داريم از فضل الهي است.

هذا كله من فضل ربي

و من از همه دوستان در استان قزوين بويژه بنياد ملي مفاخر تشكر مي كنم. از حوزه علميه قزوين و از دانشگاه بين المللي و همچنين ديگر مسئولين محترم كه اين همايش را تشكيل داده بودند و بزرگواري كرده بودند بنده را به عنوان چهره ماندگار معرفي كرده بودند، تشكر مي كنم. اميداوريم كه اينچنين باشيم . وقتي كسي از حضرت امير سلام الله عليه تعريف و تمجيد كرد، آن حضرت اين عبارت را فرمود:

اللهم اجعلنيافضل ممّا يظنون و اغفر لي ما لا يعلمون.

نهج البلاغه، خطبه ١٩٣

خدايا مرا برتر از آن قرار بده كه ديگران تصور مي كنند و گناهان مرا كه مردم نمي دانند و خبر ندارند ببخش.

آنهايي كه خدا تفضلي در حق آنها مي كند و يك عزتي براي آنها مقدّر مي كند ، به يك مقام و رتبه اي مي رسند اين جمله امام سجاد را فراموش نكنند و من دوست دارم عزيزان اين جمله را يادگاري از ما داشته باشند:

اللهم لا تحدث لي عزّا ظاهرا الا احدثت لي ذلة باطنة عند نفسي بقدرها

صحيفه سجاديه، دعاءه عليه السلام في مكارم الاخلاق، ص١١٠

خدايا هر عزت ظاهري كه به من مي دهي به همان اندازه ذلت باطني در برابر ربوبيت خودت براي من مقدر بگردان.

و لذا اميداوريم كه انشاءالله اينها همه ذخيره اي باشد براي قيامت ما ، براي آن روزي كه

لا ينفع مال و لا بنون

سوره شعراء، آيه ٨٨

ما اميدواريم كه اعمال ما و اين برنامه هاي ما و لو يك لحظه اش مورد رضايت عصاره عالم وجود، حضرت بقيةالله الاعظم ارواحنا فداه قرار بگيرد و حتي به اندازه يك چشم به هم زدن تبسمي بر چهره ملكوتي حضرت زهرا، صديقه طاهره سلام الله عليها بنشاند و در پايان جمله امام سجاد را عرض مي كنيم:

اللهم اجعل غدي و ما بعده افضل من ساعتي و يومي.

صحيفه سجاديه، دعاءه عليه السلام في يوم احد، ص٥٤١

خدايا فردا و پس فرداهاي من را بهتر از امروز و بهتر از اين ساعت من قرار بده.

يكي از علماي بزرگ اهل سنت ، جناب رافعي ، در فضيلت قزوين، روات قزوين ، بزرگان قزوين و رواياتي كه در فضيلت قزوين وارد شده سه جلد كتاب نوشته است. از ابوهريره نقل كرده اند كه پيغمبر فرمود:

أرض ستفتح يقال لها قزوين ، من بات فيها ليلة احتسابا مات شهيدا وبعث مع الصديقين في زمرة النبيين حتي يدخل الجنة

يك سرزميني به دست سپاهيان اسلام براي شما فتح مي شود كه نامش قزوين است. هركس يك شب در آنجا قربة الي الله استراحت كند و بخوابد شهيد از دنيا مي رود و با صديقين در زمره نبيين است تا به بهشت وارد شود.

التدوين في اخبار قزوين ج ١ ص ٢٠

جالب اينكه در همين كتاب ج١، ص٢٠ مي گويد: در زمان بني اميه در سراسر كشور اسلامي حتي در مكه و مدينه به دستور شجره ملعونه بني اميه به اميرالمومنين ناسزا مي گفتند ولي در قزوين كسي به اميرالمومنين ناسزا نگفت. حتي حاكم قزوين در مسجد جامع، بالاي منبر رفت و شروع كرد به ناسزا گفتن به اميرالمومنين ولي مردم او را كشتند و به درك واصل كردند.

در همين كتاب التدوين في اخبار قزوين ج١، ص ١٨ از ام المومنين عايشه نقل مي كنند كه پيغمبر فرمود:

ترك قزوين حسرة و اتيانه بركة

هر كس به قزوين نرود فرداي قيامت ماية حسرت اوست و رفتن به آنجا مايه بركت است.

يا اين روايت كه قزوين دري است از درهاي بهشت و به دست امت من فتح مي شود و اگر كسي در آنجا روزه نگيرد و روزانه غذا بخورد خداي عالم ثواب روزه برايش مي نويسد

القاعد فيها كالمصلي في غيرها

التدوين في اخبار قزوين ج ١ ص ١٦

كسي آنجا بنشيند و استراحت كند مثل اين است كه در ساير شهرها مشغول عبادت است.

من روي صحت و وثوق اين قضايا نمي خواهم نظر بدهم ولي رواياتي است كه آقايان اهل سنت نقل كرده اند . البته اينها را از فضل الهي و كرم الهي و رحمت الهي به هيچ وجه بعيد نمي دانيم.

به هرحال اميداوريم كه مردم قزوين و ديگر عزيزان در هر كجا كه هستند با استفاده از رهنمود نبي مكرم و اهل بيت عصمت و طهارت به قله هاي كمالات و آن مرحله اي برسند كه

رسد آدمي به جايي كه بجز خدا نبيند بنگر كه تا چه حد است مكان آدميت

و قرآن هم مي فرمايد:

و ان ليس للانسان الا ما سعي

سوره نجم، آيه ٣٩

بار ديگر از ملك پران شوم آنچه در وهم تو نايد آن شوم

من واقعا از استفبال عزيزان بيننده از اين ويژه برنامه تشكر مي كنم. مخصوصا عزيزان نونهال آن بچه ٩ ساله اي كه جلسه گذشته از ديار يزد از آن شهر مذهبي و واقعا اسلامي زنگ زده بود خستگي اين سه سال و اندي از تن ما درآمد و ما خوشحاليم كه برنامه هاي ما تأثيرگذار بوده است. ولي در يكي از برنامه ها يك نفر خطاب به كارشناس ما مي گويد: آقا! شما چرا براي امامت و ولايت حضرت علي از كتاب طبري و از كتاب ابن ابي حاتم استدلال مي آوريد برويد از قرآن و از سنت پيغمبر بياوريد!

واقعا من نمي دانم چه بگويم! بايد بگوييم

الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء.

اگر طبري نقل مي كند، روايت نقل مي كند . اگر آقاي ابن ابي حاتم نقل مي كند با سند صحيح اين روايت را از پيغمبراكرم، از اميرالمومنين و از صحابه نقل مي كند. او كه از خودش مطلب را نقل نمي كند.

ما حدود شش يا هفت ماه است كه مي گوييم شما هم براي بالا بردن سطح معلومات وهابيت و بيننده هاي خودتان بياييد اعلام كنيد جناب آقاي ابوبكر كه به عنوان خليفه است و شما هم از او دفاع مي كنيد - من عذر مي خواهم از عزيزان اهل سنت والله قصد جسارت ندارم - شما هم از تفسير طبري از تفسير ابن ابي حاتم يا كتابهاي ديگر يك آيه اي يا يك روايتي يا اجماعي در رابطه با خلافت ايشان مطرح كنيد.

سوالي كه ما مطرح كرديم نسبت به قضيه خلافت جناب آقاي ابوبكر كه مي گوييد بالاترين نماد ما نمازي است كه جناب ابوبكر به جاي پيغمبر خوانده است. ما از صحيح بخاري ج ١ ص ١٧٤ حديث ٧١٣ روايت آورديم كه آقاي بخاري از قول عايشه ام المومنين نقل مي كند وقتي ابوبكر رفت كه بجاي پيغمبر نماز بخواند پيغمبر گرامي تشريف آورد و ابوبكر را كنار زد خودش نماز خواند. بعد آنجا مي گويد ابوبكر به پيغمبر اقتدا كرده بود و مردم به ابوبكر اقتدا كرده بودند! اين را ده بار، بيست بار،سي بار، پنجاه بار گفتيم بياييد از نزديك جواب بدهيد.

يا در همان صفحه ١٧٤حديث ٧١٢ مي گويد:

كان ابوبكر يسمع الناس التكبير

جناب ابوبكر مكبر بوده است.

بياييد از اين جواب بدهيد! يا روايت ١٦٠ كه عبارت صريح جناب خليفه دوم است كه مي گويد: انصار با ما مخالفت كردند علي و زبير

و من كان معهما

به اين جواب بدهيد! در صحيح بخاري ج٥ ص ٨٢ حديث ٤٢٤٠ آمده است كه اميرالمومنين تا شش ماه بيعت نكرد و بني هاشم بيعت نكردند و كساني كه با علي بودند بيعت نكردند. شما كه مي گوييد واقعا خلافت جناب آقاي ابوبكر اجماعي بوده آيا اين ضرر به اجماع نمي زند؟! آيا خود آقاي ابن حزم كه ابن تيميه -كه خدا و پيغمبر شماست- با آب و تاب عبارتهاي ابن حزم اندلسي را نقل مي كند در كتاب المحلي ج ٩ ص ٣٣٥ نمي گويد:

و لعنة الله علي كل اجماع خرج عنه علي بن ابيطالب و من بحضرته من الصحابه.

لعنت خدا بر آن اجماعي كه علي و ياران علي از آن اجماع خارج باشند و آن اجماع را قبول نداشته باشد.

شما اينها را مطرح كنيد عزيز من! چرا داريد اينچنين مي كنيد؟! اگر براي خودتان ارزش قائل نيستيد حداقل براي بيننده هايتان ارزش قائل باشيد براي شعور بيننده هايتان احترام قائل باشيد.

سنت صحيح! سنت صحيح را از كجا بايد آورد؟! آيا منتظر بمانيم آسمان ترك بخورد سنت صحيح از آنجا بيايد؟! سنت صحيح همان است كه بخاري نقل كرده، مسلم نقل كرده، ابن ابي حاتم نقل كرده، طبري نقل كرده. اگر واقعا سخن طبري حجت نيست چرا شما قضيه عبدالله بن سبا را كه تنها ناقلش طبري است مطرح مي كنيد؟! شما اگر يك راوي به ما نشان دهيد كه قبل از طبري اين قضيه را نقل كرده باشد ما به شما جايزه مي دهيم. اولين كسي كه قضيه عبدالله سبا و نقش عبدالله سبا را در رابطه با قتل عثمان و قضيه جنگ جمل و قضيه امامت علي مطرح مي كند طبري است. آن هم از آقاي سيف بن عمر زنديق متهم به زندقه و بي ديني نقل مي كند! شما اين را با سر و صدا داريد مطرح مي كنيد. ده بار يا بيست بار گفته ايد كه عبدالله بن سبا بنيانگذار شيعه است! عبدالله بن سبا بنيانگذار امامت است! بنيانگذار مهدويت است! اگر اين را كسي غير از طبري كسي نقل كرده است، به ما معرفي كنيد. هيچ كس قبل از طبري نقل نكرده است و بعد از طبري هم هر كس نقل كرده، از طبري نقل كرده و تمام اينها به طبري برمي گردد.

چطورشد؟! اگر طبري از يك آدم زنديق يك مطلبي نقل كند مورد قبول است و فرياد شما روي آن گوش كروبيان را كر مي كند ولي اگر همين طبري با سند صحيح و معتبر در رابطه با امامت اميرالمومنين و خلافت آن حضرت مطلبي مطرح كند نبايد مورد قبول باشد؟! شما از اميرالمومنين روايت مي خواهيد در حديث دار كه پيغمبر اكرم در سال سوم بحث ولايت و خلافت اميرالمومنين را مطرح كرد و فرمود:

هذا اخي و وصيي و خليفتي فيكم.

و اين علي وصي و خليفه من در ميان شما است.

مگر خود اميرالمومنين اين را نقل نمي كند؟ طبري از ابن حميد، از سلمه ، از ابن اسحاق ... از علي بن ابيطالب -شما مي گوييد از علي از خلافتش براي ما بگوييد- بفرماييد اين هم روايت از اميرالمومنين سلام الله عليه كه در آخر آن هم پيغمبر فرمود:

إن هذا أخي و صيي و خليفتي فيكم فاسمعوا له و اطيعوا.

تاريخ طبري ج ٢ ص ٦٢ ؛ الكامل في التاريخ ج ١ ص ٤٨٧

اين علي برادر من وصي من و خليفه من در ميان شماست. از او حرف شنوي داشته باشيد و اطاعت كنيد.

تاريخ دمشق، تفسير ثعلبي، شواهد التنزيل و كنزالعمال هم اين روايت را نقل مي كنند. بررسي سندي هم كرده ايم. ابن حميد، سلمة بن فضل، محمد بن اسحاق و همچنين عبد الغفار، منهال بن عمرو، عبدالله بن حارث همه اينها را ما بررسي سندي كرديم و از ديدگاه شما اهل سنت صحيح است. بزرگان اهل سنت هم گفته اند اين روايت صحيح است و از اميرالمومنين سلام الله عليه است.

كنز العمال مي گويد ابن جرير طبري گفته اين روايت صحيح است. آقاي ذهبي و حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين ج ٣ ص ١٣٢ بخشي از اين روايت را نقل مي كند و مي گويد اين روايت صحيح است. آقاي هيثمي مي گويد اين روايت صحيح است. من نمي دانم! ديگر شما چه بهانه اي داريد غير از بهانه هاي بني اسرائيلي يا بهانه هايي كه كفار قريش در برابر پيغمبر داشته اند و يا در برابر سخنان حق نبي مكرم انگشت به گوششان مي گذاشتند

و يجعلون اصابعهم في اذانهم.

سوره بقره، آيه ١٩

و يا مي آمدند پيغمبر را مسخره مي كردند، اهانت و جسارت مي كردند، نسبت سحر مي دادند، نسبت جنون و ديوانگي مي دادند.

آن آقايي كه (در شبكه وهابي) در پشت ويرانه هاي سقيقه هست وقتي حتي به بعضي از بينندگاني كه نه طلبه هستند و نه حوزه ديده اند مثل آقاي باقري از يزد اجازه تماس با برنامه نمي دهد! مي گويد اين را در برنامه من به هيچ وجه وصل نكنيد!

چرا وصل نكنند؟! يك دبير است آمده چند تا سوال حق از شما مي كند يك حرف درست مي زند . يا مجري شان مي گويد در برنامه من اصلا نبايد آقاي شريفي را وصل كنند!

آقاي شريفي كه ديگر فحش نداده و اهانت هم نكرده است. چهار تا حرف درست و حسابي مي زند و شما را در بن بست قرار مي دهد. بنده گفتم اگر دوستان شيعه رنجيده نشوند در برنامه هايي كه بنده هستم از اول تا آخر عزيزان اهل سنت بيايند و الله ما خوشحال مي شويم كه اين دوستان بيايند حرفشان را بزنند و عزيزان هم دارند مي بينند كه برخورد ما با اهل سنت چگونه است. حتي بعضا تندي هم مي كنند ولي ما با محبت و مهرباني با ايشان برخورد مي كنيم و به او مي گوييم عزيز من! اگر الآن مطلب براي شما روشن نيست برويد مطالعه كنيد جلسه بعدي تشريف بياوريد. ما مي خواهيم همين آقايان وهابي بيايند روي خط ما خوشحال مي شويم اين دوستان بيايند چون ما معتقديم مذهبمان حق است. مذهبمان برخواسته از متن قرآن است منطبق با سنت نبي مكرم اسلام است. ما معتقديم منطق داريم، دليل داريم، برهان داريم، نمي ترسيم. آن كسي مي ترسد كه دليل ندارد حرفي براي زدن ندارد. امروز آقاي شريفي پس فردا فلان شخص ديگر! برخي از بييندگان شيعه بخاطر اينكه مي دانند اينها را وصل نمي كنند ابتدا خانواده شان تماس مي گيرند وقتي به استوديوي آقايان وصل مي شود و خودشان تلفن را مي گيرند همين كه متوجه مي شوند كيست، قطع مي كنند!

آيا اين دليل بر بطلان شما نيست؟ دليل بر ضعف مذهب شما و ترس و وحشت شما از سخن مخالف نيست؟ آيا دليل سستي اين مذهبي كه درست كرده ايد و اين ديني كه از ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب گرفته ايد نيست؟! اين دين پيغمبر نيست بلكه دين شيطان و فراعنه است.

مجري:

حاج آقا! ديروز آقاي سجودي در شبكه كلمه ادعاي خنده داري كردند و گفتند كه به ما رسيده در ايران و جاهاي ديگر كه ما برنامه داريم صداي ما را برمي دارند و صداها و فحشهاي ركيك بجايش مي گذارند كه ما باورمان نمي شود اين صداست! اگر لازم است انشاءالله كليپش را هم پخش كنيم.

استاد حسيني قزويني:

به نظر من اين از الطاف خفيه الهي است. اگر ما ده سال اينجا بخواهيم از مذهب شيعه تبليغ و ترويج كنيم به اندازه يك جلسه فحشي كه اينها مي دهند تأثيرگذار نيست. هر موضوعي را اينها شروع كردند به مطرح كردن چه شيعه و چه سني آلرژي پيدا كردند و فهميدند كه حرف اينها بازيچه و دروغ است و مطلبي كه به آن حمله مي كنند، صحيح است.

اينها سه چهار هفته شروع كردند عليه بحث خمس حرف زدن كه درباره خمس آيه و روايت نداريم و دروغ است.

حضرت آيت الله مكارم شيرازي در برنامه اش رسما اعلام كرد كه در اين سه چهار هفته مردم بيشتر از قبل به ما وجوهات دادند!

اينها انتخابات را تحريم كردند و گفتند هر كس در اين انتخابات اخير يك رأي به صندوق بياندازد تيري به سينه اهل سنت سوريه يعني وهابيهاي سوريه زده است!

شايد كمتر انتخاباتي داشتيم كه در آن هفتاد و سه درصد از واجدين شرايط رأي بدهند و من معتقدم يكي از عللش تبليغات اين آقايان بوده و ما تقاضا مي كنيم بيشتر از اين نسبت به عقايد شيعه اهانت و جسارت كنيد! فحش بدهيد ولي ما خدا را شاكريم اولا از اينكه خدا دشمنان ما را از فحاش ترين و سباب ترين افراد قرار داده است و اين فخري است براي ما و ما هم هر چه باشد از يادگاران اميرالمومنين هستيم كه به تعبير زمخشري بر بالاي هفتاد هزار منبر بر او ناسزا گفتند.

از اين آقايان كه اين همه مي گويند چرا به ابوبكر در فلان كتاب توهين كرديد، به عمر توهين شده، به عايشه توهين شده است، سوال مي كنيم شما كه علي بن ابيطالب را به عنوان خليفه چهارم قبول داريد، اصلا خليفه چهارم نه! اول من اسلم

نه! به عنوان كسي كه در تمام جنگها پرچم اسلام را بر افراشته و شجاعتش بي نظير بوده هم نه! ولي به عنوان يكي از صحابه كه او را قبول داريد! حضرت علي عليه السلام به عنوان يكي از صحابه مطرح است چرا شما يك دفعه برنامه اي نگذاشتيد كه چرا در طول دوران بني اميه اين همه به اميرالمومنين ناسزا و فحش دادند؟

مگر صحيح مسلم حديث ١٤٤ نمي گويد: معاويه دستور ناسزا گفتن به اميرالمومنين را مي دهد و يا مگر ابن تيميه با صراحت نمي گويد در دوران بني اميه در بالاي منابر به علي بن ابيطالب ناسزا مي گفتند؟ يك دفعه هم بياييد از حضرت علي دفاع كنيد و حتي به صورت مشروط بگوييد اگر كسي به علي بن ابيطالب ناسزا گفت و لعن كرد، خدا لعنتش كند. لازم نيست نام ببريد و بگوييد معاويه فحش داده، مروان فحش داده، مغيره فحش داده! بلكه فقط بياييد بگوييد علي بن ابيطالب به عنوان يك صحابه پيغمبر است و اگر كسي به او ناسزا گفته اگر كسي به او لعن كرده خدا لعنتش كند. آيا حاضريد؟يا نه اصلا شما حضرت علي بن ابيطالب را هم جزء صحابه هم نمي دانيد!

البته ما اين را بارها گفته ايم كه اهانت به مقدسات اهل سنت را گناه كبيره مي دانيم و بزرگان و مراجع ما هم همينطور. حالا اگر در گذشته بزرگاني بوده اند اگر سيد نعمت الله جزائري حرفي زده، اگر علامه مجلسي حرفي زده،از علماي گذشته شما هم ابن عابدين، حرفي زده، جناب مالك هم حرفي زده و ابوحنيفه هم حرفي زده! حالا اگر شما مي خواهيد نبش قبر كنيد بفرماييد ما چند برابر شما داريم مي گوييد نه! شروع كنيد به نبش قبر كردن اگر در قبرهاي شيعه پنج تا جنازه پيدا كرديد ما در قبرهاي شما پانصد تا جنازه پيدا مي كنيم!

اگر بناست اينها را به رخ هم بكشانيم، جز اختلاف و عداوت ميان شيعه و سني نتيجه اي ندارد. حالا در گذشته چهار نفر از اين طرف چهار نفر از آن طرف اشتباهي كردند يا حداقل اجتهاد كردند در اجتهادشان خطا كردند تمام شد. ديگر بالاتر از اين نيست كه شما مي گوييد در جنگ جمل طلحه و زبير اجتهاد كردند. عايشه اجتهاد كرد خطا كرد بيست و پنج هزار يا سي هزار انسان كشته شد. در جنگ صفين معاويه اجتهاد كرد و صد و ده هزار آدم كشته شد! در قضيه اصحاب رده آقاي خالد اجتهاد كرد سر مالك بن نويره را بريد و آن را هم زير ديگ گذاشت و غذا پخت و به زنش هم تجاوز كرد، اجتهاد فرمودند! ايشان يك ثوابي هم برده اند! اگر واقعا باب اجتهاد باز است چرا اين باب اجتهاد براي يك طرف باز باشد براي علما و بزرگان شيعه باز نباشد شما همان عذري را كه براي آن بزرگان و آن علما و آن صحابه مي آوريد براي بزرگان ما هم بياوريد.

اين مطالب را مطرح كرده اند و ما هم بارها هم جواب داده ايم. آيا جز ايجاد كدورت و ايجاد نفرت و دشمني ميان شيعه و سني چيز ديگري عائد است ما بارها گفته ايم، مراجع ما گفته اند، رهبري گفته است كه اگر يك شيعه بيايد جمله اي بگويد اهانت به مقدسات اهل سنت باشد اين شيعه نيست اگر يك سني عليه شيعه حرفي بزند و به مقدسات شيعه اهانت كند اينها اجيران دشمنان اسلام هستند، اينها خائنين به قرآن خائنين به اسلام و خائنين به مسلمين هستند اگر يك روزي در شبكه ولايت بنده خودم يا هر كدام از كارشناسان بخواهند به مقدسات اهل سنت اهانت كنند، ناسزا بگويند و قتل اهل سنت را جايز بدانند، بدانيد كه اين شبكه مي شود شبكه شيطاني هيچ فرقي نمي كند .از هر زباني فتنه ببارد آن زبان زبان شيطاني است. از هر كسي باشد امروز هم كه اين شبكه هاي كفر و نفاق كه اين همه دارند تفرقه انگيزي مي كنند.

الفتنه اشدّ من القتل.

سوره بقره، آيه ١٩١

يقيننا اين شبكه ها جز شبكه هاي شيطاني چيز ديگري نيست.

ما قصدمان اين است كه معارف اسلامي و معارف اهل بيت را بيان كنيم و مباحث علمي را بدون كوچكترين جسارت و اهانت براي همه عزيزان بيان كنيم.

مجري:

خيلي متشكريم از شما حضرت استاد. تماس اول خانم فاطمه سادات حسيني ٧ ساله از خارك. عرض سلام دارم.

بيننده:

سلام خدمت آيت الله دكتر حسيني قزويني

اثبات امامت امام علي آيه ٥٥ سوره مائده.

انما وليكم الله و رسوله و الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون

وليّ شما فقط و فقط خدا و رسولش و آن آقايي است كه نماز مي خواند و در ركوع زكات مي دهد.

اين آيه در حق امام علي نازل شده ابن جرير طبري از عتبه نقل مي كند كه اين آيه در حق امام علي نازل شده است تفسير طبري جلد ٦ ص ٢٨٨ و در بعضي از چاپها صفحه ٣٩٠ و ابن ابي حاتم در جلد ٤ ص ١١٦٢ مي گويد اين آيه در حق امام علي نازل شده است.

و اما آيه اكمال، آيه ٣ سوره مائده:

اليوم اكملت لكم دينكم واتممت علكيم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا.

امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را براي شما پذيرفتم.

خطيب بغدادي در تاريخ بغداد ج ٨ ص ٢٨٤ مي گويد اين آيه در حق امام علي نازل شده در روز عيد غديرخم و خليفه دوم هم به امام علي تبريك گفت.

و اما حديث ولايت پيامبر فرمودند علي ولي همه مومنان بعد از من است حاكم نيشابوري در مستدرك ج ٣ ص ١١٠ مي گويد اين روايت صحيح است.

استاد حسيني قزويني:

بارك الله! بارك الله! احسن! احسن! هزار مرحبا بر شما و همچنين بر خانواده مكرمه شما! بر پدر و مادر يا آن دسته از عزيزاني كه اين زمينه را فراهم كردند كه شما دختر عزيزم و علويه اين چنين زيبا مطرح كرديد انشاءالله ما هم يك جايزه خوب و ويژه براي شما و خانواده تان ارسال خواهيم كرد شما اگر صحبت ديگري داريد ما صحبت شما را مي شنويم دخترم.

بيننده:

از شما تشكر مي كنم .

استاد حسيني قزويني:

من واقعا وقتي اينها را مي بينم به ياد آن روايت امام صادق عليه السلام مي افتم كه فرمودند: نزديك ظهور امام عصر، فرهنگ اسلام، فرهنگ اهل بيت از قم به تمام دنيا مي رسد و حجت براي همه تمام مي شود.

مجري:

خيلي متشكريم از شما. تماس بعدي احمد آقا از مشهد از عزيزان اهل سنت. سلام عليكم و رحمه الله.

بيننده:

سلام عرض مي كنم خدمت مجري محترم آقاي حسيني و خدمت آيةالله دكتر حسيني قزويني خيلي خوشحالم كه تماس گرفتم خدممتان. من تا به حال با اين شبكه تماس نگرفته ام. با شبكه كلمه زياد صحبت كردم ولي با برنامه شما تماس نگرفته ام. اگر اجازه بدهيد اول حضرت استاد سوالشان را مطرح كنند چون من يك مطلبي دارم مي خواهم بعد از سوال حضرت استاد مطرح كنم.

استاد حسيني قزويني:

جناب احمد آقا! ما هم خوشحاليم كه صداي شما را براي اولين بار مي شنويم انشاءالله اميدواريم كه اين آخرين بار نشود. انشاءالله ما در مراحل بعدي هم شنونده صداي جنابعالي باشيم. ما واقعا خوشحاليم كه عزيزان اهل سنت ما اينطور مؤدب و متين مي آيند روي خط و حرفشان را اينطور صريح بيان مي كنند. ببينيد احمد آقاي بزرگوار! ما سوالاتي كه از عزيزان اهل سنت داريم دو دسته است. يك دسته كه سه تا سوال است در رابطه با استدلال شيعه بر امامت الهي و خلافت بلافصل اميرالمومنين

علي وليّ كل مؤمن بعدي

مستدرك حاكم، ج٣، ص١١٠

يا فرمود:

انت خليفتي في كل مؤمن من بعدي.

كتاب السنه ابن ابي عاصم، ص٥٥١

يا

علي امام المتقين

مستدرك حاكم ، ج٣، ص١٣٨

ما اين سه تا روايت را انتخاب كرديم از منابع اهل سنت با سند صحيح. سوال ما اينست كه اگر مثلا يك شيعه از حضرتعالي سوال كند ما براي خلافت و ولايت و امامت اميرالمومنين اينطور روايات صحيح داريم شما آيا پاسخي داريد يا نه؟

اين يك دسته سوال است. يك دسته هفت تايي سوال هم داريم هر كدام از اين سوالات را حضرتعالي انتخاب كنيد و توضيح بدهيد ما از محضرتان استفاده مي كنيم . سوال اول:

آيا شما از كتاب و قرآن دليلي بر خلافت جناب آقاي ابوبكر داريد بيان كنيد كه انشاءالله همه و حتي اهل سنت هم استفاده كنند.

آيا شما از سنت دليلي براي خلافت ابوبكر داريد يا دليلي از اجماع يا در رابطه با خليفه دوم و يا در رابطه با شوراي شش نفره خلافت جناب عثمان حالا حضرتعالي از اين هفت سوال يا از اين سه تا سوالي كه طرح كردم هر كدام كه انتخاب مي فرماييد ما شنونده توضيحات شما هستيم.

بيننده:

حضرت استاد تا قبل از اينكه شبكه شما بيايد روي آنتن و ما ببينيم خدمت بزرگان خودمان كه مي رفتيم مي گفتند كه تشيع هيچ دليلي براي امامت حضرت علي ندارند. چون ما كه اطلاعي نداشتيم از كتب اهل شيعه ولي از زماني كه برنامه شما آمده و ما داريم نگاه مي كنيم من خودم خيلي پيگيري كردم حضرت استاد واقعا پيگيري كردم حتي به شهرستانهاي مختلف پيش اساتيد مختلف رفتم. حالا شايد صلاح نباشد كه من اسمشان را ذكر كنم. از اساتيد بزرگ ما كساني كه واقعا معتمد ما هستند رفتم خدمتشان. سوالاتي داشتم چيزي كه براي من محرز شده و براي من گفتند اينكه همه بزرگان ما مي دانند كه بحث جانشيني حضرت علي مطرح بوده يعني بعد از پيامبر بنا بر اين بوده كه حضرت علي جانشين باشد بعد بنا به مسائل و ادله اي از جمله اينكه حضرت علي در جنگها خيلي از اعراب را كشته بود به قول بعضيها مي گويند عرب راضي نبود به جانشيني حضرت علي و خيلي از مسائل ديگر ، بزرگان و صحابه آمدند يك جمعي تشكيل دادند و به حضرت علي گفتند كه الان عرب راضي به خلافت شما نيست شما اجازه بدهيد كه بزرگان حكومت كنند بعد از چند سال كه سن شما زيادتر شد شما برمي گرديد به خلافت خودتان و به حق خودتان مي رسيد چون شما الان جوان هستيد و كينه ها از شما زياد است شما الآن هفت تا سوال داديد كه ما دليلي بياوريم براي خلافت خلفاي راشدين. فكر نكنم هيچ كدام از بزرگان ما بتوانند از سنت و از قرآن دليلي براي خلافت خلفاي راشدين بياورند اين مطلب چيزي نيست كه ما بتوانيم ادعا كنيم. من خيلي دنبالش رفتم فكر نكنم كس ديگري بيايد و بتواند جواب بدهد و اين زرنگي و تيز هوشي شماست كه سوالاتي را آورديد كه مي دانيد جوابي براي آن نيست چون اين هفت تا سوال را فكر نكنم كسي بتواند جواب بدهد.

ولي راجع به آن سه تا سوالي كه اول گذاشتيد اين سه تا سوال را كه من خودم گفتم تقريبا قبول دارند ضمني قبول دارند يعني طوري نيست كه بيايند براي مردم صراحتا بيان كنند. اگر كسي انصاف داشته باشد و اهل تحقيق باشد به اين مطلب مي رسد كه بحث جانشيني حضرت علي مطرح بوده ولي اينكه آيا خود حضرت علي و صحابه مصلحت را در اين ديده اند يا نه اين را بايد برويم تحقيق كنيم من خودم موضوع تحقيق خودم را همين موضوع قرار دادم يعني واقعا خيلي وقت است كه دارم روي اين موضوع تحقيق مي كنم و كتب را بررسي مي كنم و اينكه آيا اتفاق افتاد. ديگر خلفاي راشدين آمدند خلافت كردند حالا من خودم موضوع برايم اين بوده كه آيا حضرت علي هم راضي بود به اين نوع خلافت و ايشان هم همكاري كردند؟ چيزي كه در كتب ما هست اينست كه ايشان همكاري كردند و مشاور بودند. بيشتر سوال من و تحقيق من در مورد اين است. من بيشتر دنبال منابع و مآخذي هستم كه آيا حضرت علي در زمان خلفاي راشدين مخالفت خودشان را با اين نوع خلافت نشان دادند يا نه.

هفته قبل يكي از دوستان ما از كردستان تماس گرفته بود با حضرت آيةالله در رابطه با يكي از نامه هاي نهج البلاغه كه حضرت علي به معاويه نوشته اند و در آن صحبت از شورا و مهاجرين و انصار شده صحبت مي كرد. اين مطلب را كه مي خواستم عرض كنم واقعا از كسي نشنيدم نه از شما و نه از بزرگان خودمان اينجا اين مطلب خيلي روشن است. ابتدا حضرت علي به امير معاويه مي نويسند كه همان كساني كه با حضرت ابوبكر و عمر بيعت كردند با من هم بيعت كردند اين يك مطلب خطاب به امير معاويه مي نويسند كه اگر شما خلافت حضرت عمر و حضرت ابوبكر را قبول داريد من هم طبق راه و روش آنها انتخاب شدم پس من را هم قبول كنيد. مطلب دوم كه زبان مهاجرين و شورا اصلا ربطي به اين مطلب ندارد كه من ديدم كه بعضي از دوستان خودمان و بزرگان خودمان به اين مطلب استناد مي كنند كه اينجا حضرت علي گفته كه شورا از آن مهاجرين و انصار است و هر كس كه بيعت كند رضايت خداوند هم حاصل مي شود اين مطلب اصلا ربطي به اين قضيه ندارد اينجا بايد اين مطلب را در نظر بگيريد كه پيامبر يك روايتي است كه فرمودند:

هيچ وقت امت من اجماع بر يك مطلب خطا و گناه نمي كنند.

اينجا حضرت علي گفته اند كه اگر مهاجرين و انصار اجماع كنند كه يك نفر امام و جانشين است خدا هم از آن رضايت دارد خدا هم راضي مي شود. اينجا اين مطلب ربطي به خلفاي راشدين ندارد همه مي دانيم كه اجماعي براي هيچ كدام از خلفاي راشدين صورت نگرفته است. اينجا حضرت علي با زيركي دارند اشاره مي كنند همين آيه قبلي كه فاطمه خانم خواندند.

و رضيت لكم الاسلام دينا.

ببينيد خدا فقط در يك جا آمده رضايتش را اعلام كرده.

مجري:

آقاي احمد آقا! آيا مي شود مذهبتان را اعلام بفرماييد؟

بيننده:

من حنفي هستم.

استاد حسيني قزويني:

واقعا ما تشكر مي كنيم . از انصاف حضرتعالي ولي جناب آقاي احمد آقا شما كه مي خواهيد تحقيق كنيد من به حضرتعالي چند تا توصيه مي كنم . شما دو تا روايت را از صحيح بخاري و صحيح مسلم را ملاك قرار بدهيد حديث ٤٢٤٠ جلد ٥ ص ٨٢ بر مبناي مكتبه اهلبيت. همين كتاب صحيح بخاري كه هميشه روي ميز من است اين صحيح بخاري كه چاپ عربستان سعودي هم است و تقريبا مي توانم بگويم بي غلط ترين كتاب صحيح بخاري است صحيح بخاري بيت الافكار الدوليه مدينه منوره . در همان ابتداي امر حضرت امير سلام الله عليه شش ماه كه بيعت نمي كند به ابوبكر مي گويد بيا خانه من. مي خواهم با تو صحبت كنم و مي گويد عمر را هم نياور.

كراهية لمحضر عمر.

اميرالمومنين كراهت داشت محضر عمر را. وقتي جناب ابوبكر آمد خدمت حضرت امير سلام الله عليه فرمود:

انك استبددت علينا في الامر.

در امر خلافت در حق ما استبداد كردي.

حالا ديگر شما خودتان از كتابهاي لغت و غيره مراد از استبددت علينا في الامر را بدست آوريد. گمان مي كنم احتياجي به توضيح نيست. اين يك روايت است كه حضرتعالي ملاك قرار بدهيد كه واقعا علي اعتراض كرد يا نكرد؟

آيا شش ماه بيعت نكردنش كه در همين حديث ٤٢٤٠ مي گويد:

و لم يبايع في تلك الاشهر.

در اين شش ماه علي بيعت نكرد.

اعتراض هست يا نه؟ آيا از اين بهتر اعتراض كند كه بگويد:

و لكنك استبددت علينا بالامر.

يا اينكه:

كراهيه لمحضر عمر.

آيا اينها اعتراض نيست؟

حديث ٤٤٦٨ هم از صحيح مسلم يك جلدي است كه شماره هايش خيلي دقيق است و مورد تأييد خود وهابيون هم هست. در آنجا از قول خود عمر بن الخطاب به علي بن ابيطالب و به جناب عباس نظر اميرالمومنين نسبت به ابوبكر و عمر را مطرح مي كند كه مي گويد رأي شما اين بود كه ابوبكر و عمر آثم و گناهكار، كاذب ، خائن و دروغگو و حيله گر بودند. و جالب اين است كه آقاي بخاري كه همين روايت را آورده باز هم اين آدرس را يادداشت بفرماييد حديث ٥٣٥٨ بخاري به جاي آثما،كاذبا، غادرا، خائنا مي گويد:

و تزعمان ابابكر كذا و كذا.

در نامه ٥٣ نهج البلاغه اميرالمومنين مي فرمايد:

قد كان هذا الدين اسيرا في أيدي الأشرار.

اين دين در دست اشرار اسير بوده.

در خطبه ١٥٠ مي گويد بعد از نبي مكرم قومي برگشتند و چنين و چنان

علي سنة من آل فرعون.

خطبه سوم را من نمي خواهم ملاك قرار بدهم كه آقايان اين همه سر و صدا -درباره آن- ايجاد كرده اند. در خطبه دوم هم وقتي اميرالمومنين به خلافت مي رسد به صراحت مي گويد كه اين خلافت به محل واقعي خودش منتقل شد.

الآن اذ رجع الحق الي اهله و نقل الي منتقله.

الآن حق به حق دار رسيد و به جاي خودش اين خلافت برگشت.

اينها را هم حضرتعالي يك بزرگواري كنيد تحقيق كنيد ما از دور پيشاني شما را مي بوسيم و بر اين ادب و بر اين انصاف شما نه يك بار بلكه هزار بار احسن و مرحبا مي گوييم.

بيننده:

حضرت استاد! من خيلي بيشتر از اين توقع داشتم. من كه گفتم خيلي از اين مباني را تحقيق كرده ام. تمام اين حديثهايي كه شما استناد كرديد من همه اينها را مراجعه كرده ام. من مطالبم خيلي بيشتر از اينهاست اگر من اشراف به اين نداشتم و اصلا نديده بودم هيچ موقع پيش شما اعتراف نمي كردم كه پيامبر به جانشيني حضرت علي اشاره كرده اند. شما مي دانيد كه هيچ عالم اهل سنتي به خودش اجازه نمي دهد اين را اعتراف كند. من همه اينها را مطالعه كرده ام حضرت استاد. من مطلبم خيلي بيشتر از اينها بود. الآن ببينيد مي گوييم پيامبر جانشين خودشان را حضرت علي اعلام كرده اند. من مي خواهم بگويم زماني كه حضرت علي بعد از چند سال به اين خلافت رسيدند راه و روش حضرت علي با خلفاي قبلي خودشان تفاوت خاصي نداشت. من مطلبم اين بود قبل از خودشان راه خلفاي راشدين با راه خلافت حضرت علي چندان تفاوتي نداشت.

مجري:

آقاي احمد آقا مثلا مي شود يك جنبه اش را بفرماييد ما مي گوييم در تمام جنبه ها تفاوت داشت به جز آنجايي كه اميرالمومنين نمي توانستند تغييري را اعمال كنند.

استاد حسيني قزويني:

ببينيد يك روايتي از مسند احمد خدممتان عرض مي كنم . مسند احمد جلد اول ص ١٠٩ پيغمبر اكرم مي فرمايد:

ان تؤمّروا عليا و لا اراكم فاعلين.

اگر علي را امير خودتان قرار بدهيد، خليفه خودتان قرار بدهيد. گرچه مي دانم نمي كنيد.

بييننده:

حضرت استاد اين روايت را كامل بخوانيد در جايي كه پيامبر اين را مي گويد نسبت به خلفاي ديگر هم يك مطلبي را مي گويد.

استاد حسيني قزويني:

باشد! من كاري با آن قسمت ندارم. ببينيد جناب احمد آقا! از نظر قواعد ادبي و احتجاج اگر من ده تا جمله نقل مي كنم و از اين ده تا جمله نه جمله اش به نفع من است ولي يك جمله اش به ضرر من است. حضرتعالي به نُه جمله اي كه به نفع من است استدلال نمي كنيد بلكه مي گوييد آقاي قزويني نه تا دليل آورد براي خودش! خوش خودش باشد! ولي ما به همان يك جمله كه به ضرر خودش و به نفع ماست استدلال مي كنيم . و لذا در خود آيه شريفه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از طرف خداي عالم مأمور مي شود به يهوديها مي گويد شما تورات را بياوريد

قل فأتوا بالتوراة فاتلوها ان كنتم صادقين.

سوره آل عمران، آيه ٩٣

بگو تورات را بياوريد بخوانيد اگر راست مي گوييد.

پيغمبر نمي خواهد بگويد كه تمام تورات مورد حجت است تورات صد تا مطلب آورده نود و نه تا به نفع يهود ولي يك جا به ضرر يهود و اعتراف به نبي مكرم است.

بيننده:

استناداتي كه شما آورديد من اينها را قبلا از صحبتهاي شما شنيده ام من صحبتم اين است وقتي كه من تماس گرفتم بهتر اين است كه من استدلالهايم را بگويم.

من كه جواب سوال شما را دادم من گفتم قبول. شما خودتان مي دانيد چه سوالاتي را مطرح كنيد. گفتم كه اين از تيز هوشي شماست من گفتم قبول. اين سوالات شما را هيچ كدام از علماي اهل سنت نمي توانند جواب بدهند اين جواب شد ديگر.

استاد حسيني قزويني:

آخر حضرتعالي فرموديد چه تفاوتي بود ميان زمان خلافت خلفاي گذشته و اميرالمومنين .

عرض كردم هيچ تفاوتي نبود فقط يك جمله از پيغمبر اكرم فرمود:

ان تؤمّروا عليا ولا اريكم فاعلين يهديكم الي الصراط المستقيم.

يا

ان تستخلفوا عليا و لا اريكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يحملكم من المحجة البيضاء.

كنزالعمال، ج١١، ص٦٣٠

اگر علي را خليفه كنيد گر چه مي دانم نمي كنيد. هم خودش هدايت شده است و هم شما را هدايت مي كند .

بيننده:

من يك مطلب را بگويم كه از اين به بعد هيچ كدام از برادران همفكر من در خصوص نامه حضرت علي به امير معاويه با شبكه شما تماس نگيرند.

استاد حسيني قزويني:

صحبتهاي شما خيلي عالي و زيبا بود. دست شما درد نكند.

بيننده:

من خلاصه اش را بگوييم چون واقعا من دوست دارم يك راهي باشد كه قدم به قدم برويم جلو هنوز آن مطلبي كه دو سال پيش مطرح كرديد ديگر جديدا مطرح نشود آنجايي كه حضرت علي دارند مي گويند اگر مهاجرين و انصار اجماع كنند و كسي را امام خودشان قرار بدهند و خدا هم از آن انتخاب راضي است بله! همه اين را مي گويند ولي اگر واقعا اجماعي باشد خداوند رضايت خودش را اعلام كرد يك جا حرف شما شد در روز عيد غدير آن اجماع صورت گرفت همه بلا استثنا بودند اجماع كردند بيعت كردند. خدا هم رضايت خودش را اعلام كرد. حضرت علي دارد به اين مطلب اشاره مي كند. مي گويد اگر مهاجرين و انصار اجماع كنند خداوند هم رضايتش را اعلام كند. اين قضيه در كجا اتفاق افتاد فقط در روز عيد غدير. مهاجرين و انصار حضرت علي را به عنوان جانشين انتخاب كردند مهاجرين و انصار بودند اجماع كردند، بيعت كردند خدا هم طبق نزول آيه قرآن رضايتش را اعلام كرد.

پس ديگر كسي نمي تواند اين مطلب را استفاده كند به عنوان اينكه اين سندي است در تأييد خلافت خلفاي راشدين. ما براي تأِييد خلافت خلفاي راشدين ادله ديگري داريم نيازي هم نيست به اين ادله وصل كنيم. هر چند كه ادله اش قابل مناقشه باشد يا نباشد. ما مي خواهيم آن دنيا به خدا جواب بدهيم نمي خواهيم سر خودمان را كلاه بگذاريم ادله اي كه واقعا درست باشد اصلا اين مطلب خيلي واضح و روشن است.

حتي من از حضرت استاد توقع داشتم اين جواب را بدهند كه اين مطلب اصلا ربطي به جمله قبلي ندارد چرا حضرت علي نمي گويد مهاجرين و انصار اجماع كردند بر خلافت حضرت ابوبكر و خدا راضي شد. اين خودش يك نشانه است. اين جمله را اصلا جداي از هم مي گويند. يك بار به معاويه از باب الزام خصم مي گويند كه همانطور ابوبكر و عمر و حضرت عثمان انتخاب شدند من علي هم انتخاب شدم.

مجري:

آقاي احمد آقاي عزيز ما الآن بيست و پنج دقيقه است روي خط هستيم ممنونم از شما. هم از انصاف شما هم از ادب شما و خوشحال هستيم از عزيزان اهل سنت كه مؤدب هستند و انصاف در بحث دارند. از اعتقادات خودشان هم دفاع مي كنند. بحث ما بحث علمي است كه ما به حقيقت برسيم.

بيننده:

انشاءالله موفق و مؤيد باشيد.

مجري:

تماس بعدي از شيعيان عزيز آقاي كوهستاني از كرج. عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما.

بيننده:

من هم سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما استاد گرامي دكتر حسيني قزويني و مجري محترم.

آيه ابلاغ آيه ٦٧ سوره مائده است:

يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته.

اي پيامبر آنچه را كه از خدا به تو نازل شد به خلق برسان كه اگر نرساني تبليغ رسالت و اداي وظيفه نكرده اي.

آقاي ابن ابي حاتم در تفسيرش جلد ٤ ص١١٧٢ مي گويد اين آيه در حق علي نازل شده در سيوطي ج ٢ ص ٢٩٨ از عبدالله بن مسعود نقل مي كند كه مي گويد ما زمان پيغمبر اين آيه را به اين صورت مي خوانديم:

يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك ان عليا ولي المومنين.

آقاي آلوسي در تفسيرش ج ٦ ص ١٩٣ همين را مي گويد المنار ج ٢ ص ٤٦٣ هم اين حديث ذكر شده.

پيامبر در روز عيد غدير امام علي را به عنوان جانشين خودشان انتخاب كردند كه حديثي هم هست در اين رابطه. حديث خلافت و حديث امامت و حديث ولايت كه المستدرك علي الصحيحين ج ٣ ص ١١٠ حضرت رسول مي فرمايد:

ان عليا مني و انا منه و هو ولي كل مومن من بعدي.

ابن كثير دمشقي تأييد كرده و فتح الباري ج ٧ ص ٧٤ مي گويد:

من كنت مولاه فهذا علي مولاه

سنن ترمذي و سنن نسائي آورده و سلسلة الاحاديث الصحيحه ج ٥ ص٢٢٢ و المستدرك علي الصحيحين ج ٣ ص ١٤٣ از پيغمبر نقل مي كنند.

سنن ترمذي ج ٥ ص ٦٣٧

ان عليا مني و انا منه و هو وليّ كلّ مومن.

در سنن نسائي ج ١ ص ٥٠ هم اين حديث ذكر شده است.

استاد حسيني قزويني:

بله. دست شما درد نكند ممنونم از محبت و بزرگواري حضرتعالي ولي من يك نكته اي كه خدمت بزرگواران عرض كنم بعد از نزول آيه شريفه

يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك.

و با توجه به آنچه كه حضرتعالي هم نقل كرديد از آلوسي ج ٦ ص ١٩٣ و تفسير درّالمنثور ج ٢ ص ٢٩٨ در همين عبارتي كه آقاي عبدالله بن مسعود نقل مي كند مي گويد:

بلغ ما انزل اليك من ربك ان عليا ولي المومنين.

ابلاغ كن كه علي ولي مومنين است.

ما از همين جا يك استدلال مي كنيم . كلمه ولي كه در اينجا آمده و آقاي آلوسي آورده هيچ مناقشه سندي نكرده آقاي سيوطي آورده با اينكه مبناي سيوطي اين است كه يك روايت اگر ضعيف است مي گويد:

رواه فلان بسند ضعيف.

ولي اينجا اشكال نكرده است. جناب شوكاني در فتح القدير ج ٢ ص ٦٠ آورده اشكال نكرده پس معلوم است علي به دستور الهي ولي امر مومنين است كلمه ولي هم همانطور كه در صحيح مسلم ج ٥ ص ١٥٢ هست كه خليفه دوم مي گويد:

لما توفي رسول الله قال ابوبكر انا ولي رسول الله.

وقتي پيغمبر از دنيا رفت ابوبكر گفت من از طرف پيغمبر ولي هستم.

يعني خليفه هستم كلمه ولي به معناي خليفه است و اضافه بر اين خود ابوبكر وقتي به خلافت رسيد گفت:

ولّيت امركم و لست بخيركم.

من ولي شما شدم.

نمي گويد من خليفه شما شدم چون كلمه ولي يعني خليفه توأم با محبت، امام توأم با محبت حاكم توأم با محبت چون واژه ولي هم معناي امام دارد و هم خليفه دارد و هم حاكم دارد و محبت هم در آن است. اين را جناب آقاي ابن كثير دمشقي در البدايه و النهايه ج ٦ ص٣٣٣ نقل مي كند و مي گويد اين روايت هم صحيح است. اين يك دليل.

يك دليل ديگر هم خود پيغمبر اكرم بعد از نزول اين آيه علي بن ابيطالب را در منطقه غدير به عنوان خليفه معرفي كرد. پيغمبر اكرم در منطقه غديرخم بعد از نزول اين آيه اول آمد از صحابه اعتراف گرفت.

الست اولي بكم من انفسكم.

آيا من از همه شما ولايتم بر شما قويتر نيست.

اين بالاترين رتبه پيغمبر است كه قرآن در سوره احزاب آيه ٦

النبي اولي بالمومنين من انفسهم

معرفي كرده بعد از اينكه ولايت تامه خودش را به رخ مردم كشيد از مردم اعتراف گرفت فرمود:

من كنت مولاه فعلي مولاه

يا فرمود:

من كنت وليّه فهذا وليّه

هر كس من ولي امر او هستم اين علي ولي امر او است.

اصلا ما نمي خواهيم به

من كنت مولاه فعلي مولاه

استدلال كنيم كه اين آقايان بيايند بگويند اصلا مولا به چه معنا است. همين ولي كه در صحيح مسلم حديث ٤٤٦٨ آمده و عبارت آقاي ابن كثير ج ٦ ص٣٣٣ آمده همين تعبير

من كنت وليه فهذا وليه

هر كس من ولي امر او بودم اين علي ولي امر او است.

جالب اين است كه حاكم نيشابوري در مستدرك ج ٣ ص ١١٨ مي گويد اين روايت صحيح است. آقاي ابن كثير دمشقي در البدايه و النهايه ج ٥ ص ٢٠٩ مي گويد استاد من ذهبي گفته اين حديث صحيح است. يعني حاكم نيشابوري ، ذهبي و ابن كثير همه اينها مي گويند اين حديث صحيح است.

من كنت وليه فعلي وليه.

نمي گويد:

من كنت مولاه فعلي مولاه.

بلكه مي گويد:

من كنت وليه فعلي وليه.

اين بهترين وجه براي استدلال ماست. تشكر مي كنيم. خيلي زيبا و عالي بود. از دوستان ديگري هم كه مي خواهند بيايند روي خط مي خواهم اين بحثي كه ما ارائه داديم اين را تحويل بدهند. اين را يك مقداري رويش كار كنند. بعضي از عزيزان بزرگواري مي كنند مثلا در كنار سه تا دليلي كه ما ارائه كرديم پانزده تا دليل ديگر هم مي آورند ما تشكر مي كنيم از اين بزرگواران. اجر شما با صاحب ولايت. ولي بزرگواري كنيد همين روشي را كه ما پيش گرفته ايم همين ادله و مصادر را رعايت كنند كه انشاءالله براي بينندگان عزيز ما فرهنگ بشود مثل حمد و سوره بشود همانطور كه اين دختر عزيزم فاطمه سادات آن دفعه هم فاطمه بود رعايت كردند.

مجري:

بيننده عزيز بعدي خانم كاظمي از تهران از شيعيان عزيز و گرامي. سلام عليكم و رحمه الله

بيننده:

اللهم عجل لوليك الفرج.

عرض سلام و ادب دارم خدمت استاد بزرگوار و مجري محترم.

اگر اجازه بدهيد قبل از اين كه استاد سوالاتشان را شروع كنند بنده در مورد آن حرفي كه آقا احمد زده بودند در مورد غديرخم كه گفتند غديرخم اجماع است، عرض كنم كه غديرخم اجماع نيست اجماع يعني اينكه بزرگاني جمع مي شوند و در مورد موضوعات مهمي با همديگر بحث مي كنند. غديرخم وحي الهي بود يعني اجماع نبوده و نظر بنده اين است كه به ايشان بگويم كه غديرخم وحي الهي بوده. همين.

مجري:

خيلي متشكريم از شما خيلي ممنونيم بله. قطعا وحي الهي بوده طبق روايت و سندي كه اهل سنت هم دارند.

استاد حسيني قزويني:

البته آقاي احمد نظرش اين بود كه در آنجا تمام مهاجرين و انصاري كه بودند اجماع كردند بعد از نزول وحي و معرفي اميرالمومنين به عنوان خليفه همه با اميرالمومنين بيعت كردند. اجماع بود هيچ منافاتي فرمايش شما با فرمايشات آقاي احمد آقا ندارد ايشان بحثش اين بود كه بعد از نزول وحي همه اجماع كردند يك نفر هم مخالفت نكرد در بيعت با اميرالمومنين سلام الله عليه و تبريك هم گفتند و اولين كسي هم كه تبريك گفت خليفه دوم عمر بن الخطاب بود كه گفت:

بخ بخ لك يابن ابي طالب اصبحت اليوم مولي كلّ مسلم.

تاريخ بغداد ج ٨ ص ٢٨٤

يا

اصبحت اليوم وليّ كل مومن.

كه در كتاب ابن كثير دمشقي البدايه و النهايه ج ٧ ص ٣٥٠ آمده اسن. اين يك بحث جدايي است كه فرمايش حضرتعالي منافات با صحبتهاي اين برادر عزيز اهل سنت ما ندارد. فرمايش شما هم صحيح است فرمايش ايشان هم كه بعد از نزول وحي است قطعا صحيح است.

حالا شما از آن ده تا سوالي كه ما مطرح كرديم به كدام يك پاسخگو هستيد؟

بيننده:

در مورد سوال دوم مي خواهم بگويم آيه ولايت آيه ٥٥ سوره مائده

انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة ويؤتون الزكوة و هم راكعون.

معناي اين آيه اين است كه حضرت علي در هنگام ركوع انگشتر خودش را به يك فقير مي دهد. كه در تفسير طبري ج ٦ ص٣٩٠ به روايت طبري اين آيه در حق حضرت علي نازل شده است.

ابن ابي حاتم در تفسير خودش ج ٤ ص ١١٦٢ مي گويد كه آيه در حق اميرالمومنين نازل شده است. شهادت ابن تيميه و اعتبار دو تفسير طبري ابن ابي حاتم كه در كتاب خودش منهاج السنه ج ٧ ص ١٧٩ بيان كرده است.

بيننده:

اگر اجازه بدهيد من بگويم چون در آيه آمده بود ولي شما خداست و پيغمبر و آن آقايي كه در حال ركوع صدقه ميدهد اينجا چون در اول آيه وليكم آمده بنابراين ولي بودن خدا و پيغمبر و اميرالمومنين يكي است.

استاد حسيني قزويني:

ما تشكر مي كنيم . از اين خواهر عزيز خدا انشاءالله جزاي خيرشان بدهد و ايشان را با حضرت زهرا و حضرت زينب سلام الله عليها محشور كند.

مجري:

ممنون هستيم. تماس بعدي آقاي محمد آقا از كردستان از عزيزان اهل سنت.آقا سلام عليكم.

بيننده:

سلام عليكم خسته نباشيد.

مجري:

سبك برنامه ما اين است كه يك سوالي را كارشناس برنامه مطرح مي كند و شما پاسخ مي دهيد و بعد اگر هر سوالي داشتيد در هر موضوعي مي توانيد به صورت مختصر مطرح بفرماييد تا كارشناس محترم پاسخگو باشند.

استاد حسيني قزويني:

محمد آقاي بزرگوار! اولا من تشكر ويژه دارم از همه عزيزان اهل سنت مخصوصا از حضرتعالي. ما از عزيزان اهل سنت كه مي آيند روي خط مي خواهيم كه به دو نوع سوال پاسخ دهند.

شيعه ها براي خلافت بلافصل اميرالمومنين مي آيند با سه حديث

ولي كل مؤمن من بعدي

كه الآن در تلويزيونتان مي بينيد

و انت خليفتي في كل مؤمن من بعدي.

و علي إمام المتقين

بر خلافت و امامت اميرالمومنين علي بن ابيطالب سلام الله عليه استدلال مي كنند. حالا يكي از اين سوالات را مي توانيد بزرگواري كنيد و جواب بدهيد و يا يكي از اين هفت سوالي كه الآن داريد در تلويزيونتان مي بينيد؟

بيننده:

عامه مسلمين بدون اختلاف مطابق كليه تواريخ عالم مي گويند خداوند محمد بن عبدالله را از قبيله عرب برانگيخت و دعوي نبوت و رهنمايي كرد و قرآن را كه كتاب الهامي است به مردم تبليغ نمود و ملل مختلف به او گرويدند و ايمان آوردند و پس از فوت او مهاجر و انصار در سقيفه بني ساعده جمع شدند كه براي خود رئيس معين كنند اول خواستند سعد بن عباده كه رئيس طايفه خزرج بود به رياست انتخاب كنند پس از مبادله اخبار و آراء و نقل حديث

الائمه من قريش

به اتفاق آراء ابوبكر را به رياست مسلمين و جانشيني رسول انتخاب كردند كه از حيث سن و از حيث زهد و منزلت مسلم عام بود به اضافه مونس و يار غار حضرت هم بود و در زمان مريضي حضرت هم مكرر به امر خود حضرت امام امت و جانشين حضرت بوده است دو مرتبه هم خود حضرت به او اقتدا كرده است.

در صورتي كه حضرت رسول جز ابوبكر به هيچ كس ديگري اقتدا نكرد.

استاد حسيني قزويني:

آقاي محمد آقا! شما مي توانيد مدرك به ما بدهيد كه پيغمبر كجا به ابوبكر اقتدا كرده است؟

بيننده:

و الله من شنيدم كه در كتابها هست حاج آقا ! من الآن نمي دانم حضور ذهن ندارم در كجاست.

استاد حسيني قزويني:

شما فرموديد كه پيغمبر بجز ابوبكر به احدي اقتدا نكرده است. اگر شما مي توانيد مانيتور من را ملاحظه كنيد همانجايي كه شما مي گوييد نماز خواند و امثال اين دارد كه

كان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم يصلي قاعدا يقتدي ابوبكر بصلاه رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و الناس مقتدون بصلاه أبي بكر.

و پيغمبر نشسته نماز مي خواند ابوبكر به پيغمبر اقتدا كرده بود و مردم هم به پيغمبر اقتدا كرده بودند اين صحيح بخاري ج ١ ص ١٧٤ ح ٧١٣

از اين شما مي توانيد استدلال كنيد كه پيغمبر اكرم او را به عنوان خليفه معين كرده و آيا اين مي تواند دليلي براي شما باشد؟ و يا همين كه در كتابهاي معتبر شما است شما مي گوييد پيغمبر پشت سر هيچ كس نماز نخواند.

جناب آقاي شافعي -كه قطعا حضرتعالي هم شافعي مذهب هستيد- مي گويد:

قد صلي رسول الله صلي الله عليه و سلم خلف عبدالرحمن بن عوف في سفره الي تبوك.

كتاب الام، ج١، ص١٧٥

پيغمبر پشت سر عبد الرحمن بن عوف در مسافرتش به تبوك نماز خواندند.

در مسند احمد، البدايه و النهايه و منهاج السنه و همچنين در صحيح مسلم نيز هست كه پيغمبر اقتدا كرد به عبدالرحمن بن عوف و يك ركعت با او خواند ركعت بعدي را هم خودشان خواندند. حضرتعالي فرموديد كه پشت سر هيچ كس پيغمبر نماز نخوانده ما گفتيم دليل بياوريد براي ما كه پشت سر ابوبكر نماز خوانده است. براي ما مدرك نياورديد فرموديد در كتابها ديدم و اضافه اگر هم پشت سر ابوبكر نماز خوانده اين بر خلاف قرآن است كه خداي عالم مي گويد:

لا تقدموا بين يدي الله و رسوله

سوره حجرات، آيه١

كسي حق تقدم به رسول خدا را ندارد.

اين را الآن جواب بدهيد بعد در رابطه با بحث سقيفه هم دوباره با حضرتعالي صحبت داريم.

بيننده:

زماني كه پيامبر مريض بوده و فرستاد به جاي خودش كه نماز بخواند براي مردم.

مجري:

آنجا هم كه در زمان ابوبكر هم پيامبر مريض بود و به اعتقاد شما پيامبر داشت هذيان مي گفت آنجا هم مريض بود؟

بيننده:

نه! اينها دروغ است.

مجري:

روايت صحيح بخاري است.

استاد حسيني قزويني:

آقاي محمد آقا! شما گفتيد كه پيغمبر پشت سر هيچ كس نماز نخواند ولي من از صحيح مسلم ج١ ص ٢٣٠ حديث٢٧٤ حديث آوردم كه پيغمبر پشت سر عبد الرحمن بن عوف نماز خوانده است.

بيننده:

آنجا در سفر بود نمي دانم سفر كجا بوده.

استاد حسيني قزويني:

اگر در سفر پشت سر كسي نماز بخواند اين دليل نيست ولي اگر در خانه نماز بخواند دليل است؟!

بيننده:

در مسجد. من منظورم اين است كه پيامبر ابوبكر را فرستاد به جاي خودش نماز بخواند در مسجد امام امت قرار داد. امام قرار داد.

استاد حسيني قزويني:

برادر بزرگوارم ! من جواب آن را دادم كه پيغمبر اكرم مي آيد و ابوبكر به ايشان اقتدا مي كند و صحابه به ابوبكر. اين ديگر عبارت صحيح بخاري است شما اينجا خوب دقت بفرماييد. صحيح بخاري جلد ١ ص ١٧٤ حديث ٧١٣ از خود عايشه ام المومنين است كه بيماري پيغمبر خيلي سنگين شد بلال اذان گفت پيغمبر فرمود دستور بدهيد ابابكر برود با مردم نماز بخواند بعد داستانش مفصل است تا اينكه ابوبكر رفت نماز بخواند پيغمبر بلند شد.

يهادي بين رجلين و رجلاه يخطان في الأرض حتي دخل المسجد

يك دست در گردن علي يك دست در گردن عباس. به حدي حال پيغمبر خراب بود كه پاهاي مباركش به زمين كشيده مي شد. وارد مسجد شد.

وقتي ابوبكر احساس كرد پيغمبر آمده به كنار رفت تا آنجا كه مي گويد:

فكان ابوبكر يصلي قائما

ابوبكر ايستاده نماز مي خواند پيغمبر نشسته نماز مي خواند.

ابوبكر به پيغمبر اقتدا كرد و مردم هم به ابوبكر اقتدا كردند.

اين ديگر صحيح بخاري است برادر بزرگوارم! كتابهاي شيعه كه نيست شما مي توانيد پاسخ بفرماييد استفاده كنيم از محضرتان.

بيننده:

و الله من ديگر همين قدر كه بلد بودم عرض كردم.

مجري:

بسيار عالي. همين هم جاي شكر دارد.

استاد حسيني قزويني:

همين اندازه هم كه شما بزرگواري فرموديد ما از شما نهايت تشكر را داريم كه واقعا آدم منصفي هستيد و لجاجت و عناد مال افرادي است كه دنبال حق نيستند.

اما در رابطه با فرمايش اولي كه حضرتعالي داشتيد برادر بزرگوارم! ما هر حرفي كه مي زنيم همراه دليل است. در تلويزيون تمام مردم دنيا مي توانند ببينند. الان نزديك پنجاه ميليون جمعيت هم صحبتهاي حضرتعالي را مي شنوند و هم عرائض ما را. در رابطه با سقيفه بني ساعده صحيح بخاري ج ٨ ص ٢٦ ح ٦٨٣٠ خود خليفه دوم حضرت عمر -به قول شما- مي گويد:

حين توفي الله نبيه صلي الله عليه وسلم ان الأنصار خالفونا واجتمعوا بأسرهم في سقيفة بني ساعدة وخالف عنا علي والزبير ومن معهما

انصار با ما مخالفت كردند و رفتند طرف سقيفه علي و زبير همه با ما مخالفت كردند.

اين يك روايت.

اميرالمومنين تا شش ماه با ابوبكر بيعت نكرد اين هم در صحيح بخاري است حديث ٤٢٤٠.

عبدالرزاق صنعاني در المصنف ج٥، ص٤٧٢ از امام زهري نقل مي كند كه علي بن ابيطالب و هيچ كدام از بني هاشم با ابوبكر بيعت نكردند.

مخالفت جمعي از صحابه همه مهاجرين و انصار : اسد الغابه كه از كتابهاي معتبر اهل سنت و مال ابن أثير جزري است، در ج٣، ص٢٢٢ و ج٢، ص٨٢ مي گويد بني هاشم ، زبير ، خالد بن سعيد، سعد بن عباده، طلحه، ابان بن سعيد، عباس و مقداد هيچ كدام با ابوبكر بيعت نكردند.

أبو الفداء مي گويد عتبةبن ابي لهب و خالد بن سعيد، مقداد بن عمرو ، سلمان فارسي، عمار بن ياسر، البراء بن عازب و أبيّ بن كعب هم هيچ كدام با جناب ابوبكر بيعت نكردند.

المختصر في اخبار البشر، ج١، ص١٥٦

بيننده:

حاج آقا ببخشيد! جمعيت زياد بوده اگر ده يا پانزده نفر هم بيعت نمي كردند اين طبيعي است ولي اكثرا بيعت كردند.

استاد حسيني قزويني:

در سقيفه بني ساعده چند نفر بودند؟

بيننده:

من نبودم نمي دانم! ولي مي گويند در غديرخم صد و بيست و چهار هزار نفر بودند در سقيفه هم حتما صد و پنجاه هزار نفر بوده اند.

استاد حسيني قزويني:

يعني در سقيفه صد و پنجاه هزار نفر بودند؟!

بيننده:

من نمي دانم شايد بوده!

استاد حسيني قزويني:

ببين برادر بزرگوارم ما دوست داريم عزيزان بزرگوار اهل سنت وقتي مي آيند روي خط طوري صحبت كنند كه نه تنها براي شيعه بلكه براي تمام عزيزان اهل سنت هم قابل استفاده باشد.

شما همان حديث ٦٨٣٠ را نگاه كنيد در سقيفه بني ساعده كه اختلاف پيش آمد آيا مجموعا در سقيفه مهاجرين و انصار آمارشان به ده نفر رسيد يا نرسيد؟! در همانجا بين مهاجرين و انصار اختلاف شد. عبارت كتابهاي ما نيست بلكه عبارت صحيح بخاري حديث ٦٨٣٠ و از قول شخص خليفه دوم است كه مي گويد از انصار حباب بن منذر بلند شد و گفت ما شايسته خلافت هستيم چون ما بوديم كه اسلام را تقويت كرديم. پيغمبر به ما پناه آورد و ما عامل پيشرفت اسلام بوديم.

فكثر اللغط. و ارتفعت الاصوات.

در آنجا درگيريها زياد شد.صوت و سر وصدا بلند شد.

خلاصه اينكه خليفه دوم با مشت زد به دماغ حباب بن منذر و همچنين سعد بن عباده با اينكه مريض بود و يك عبايي به دور خودش پيچيده بود و كانديداي انصار بود، آنجا حضور داشت. جناب خليفه دوم به صراحت مي گويد سعد بن عباده زير دست و پا دارد از بين مي رود و نيز مي گويد:

فقلت قتل الله سعد بن عباده.

خدا سعد بن عباده را بكشد.

كساني كه آمدند بيعت كردند جناب خليفه دوم و ابو عبيده بوده اند. اين دو نفر بودند كه بيعت كردند. بزرگان اهل سنت مثل ماوردي شافعي به صراحت مي گويد طائفه اي گفتند كه حتما بايد اهل عقد و حلّ يعني ريش سفيدها بيايند از تمام شهرها بيعت كنند با خليفه تا اين خليفه، خليفه بشود مي گويد:

هذا مذهب مدفوع ببيعه أبي بكر علي الخلافه باختيار من حضرها.

الاحكام السلطانيه، ص٦

آنهايي كه در سقيفه بودند چهار پنج نفر بيعت كردند، ديگر مسئله تمام شد.

امام قرطبي از علماي بزرگ اهل سنت مي گويد ما اجماع را لازم نمي دانيم. چرا؟ دليل ما اين است

ان عمر رضي الله عنه عقد البيعه لأبي بكر.

تفسير قرطبي، ج١، ص٢٦٩

تنها كسي كه آمد بيعت كرد براي ابوبكر و بيعت او محقق شد جناب خليفه دوم بوده.

امام الحرمين به صراحت مي گويد:

اجماع در امامت شرط نيست. اجماع اصلا شرط نيست. چه كسي گفته شرط است؟!

الإمامه تنعقد بعقد واحد من أهل الحل و العقد.

الارشاد، ص١٦٨

يك نفر هم كه بيعت كرده باشد درست مي شود. دليل ما چيست؟ دليل ما قضيه بيعت ابابكر است كه اصلا اجماعي در آنجا نبوده است.

عضدالدين ايجي همان حرف را مي زند . ابن عربي مالكي هم همين حرف را مي زند. انشاءالله ما بعدها در رابطه با قضيه سقيفه كه در سقيفه چه گذشت بحث خواهيم كرد. حضرتعالي بزرگواري كنيد به كتابهاي خود اهل سنت مانند تاريخ طبري جلد دوم ص ٤٦٠ ، ٤٥٦، ٤٥٧ و ٤٥٩ ، مسند احمد بن حنبل جلد اول ص٣٥ ، كامل ابن اثير ج٢ ص ٣٢٩ و مجمع الزوائد جلد ٥ ص٧٣ مراجعه بفرماييد. مباحث متعددي در رابطه با قضيه سقيفه بني ساعده در اين كتابها آمده است.

بيننده:

حالا اجازه بدهيد من سوالم را مطرح كنم. حاج آقا! بالاخره پس از درگذشت خليفه سوم طلحه و زبير با اصرار و التماس علي را به قبول خلافت وادار كردند. هنگامي كه طلحه و زبير سر تقسيم غنايم از او روگردانده شدند. در خطبه ١٩٦ خطاب به آنها مي فرمايد:

قسم به خدا من به خلافت و امامت رغبت نداشتم شما مرا به قبول آن وادار كرديد كه باز نفرت خود را از خلافت تذكر مي دهد كسي كه همواره از خلافت گريزان باشد و صريحا قسم ياد كند كه من به خلافت رغبت نداشتم طلحه و زبير من را به قبول آن وادار كردند.

اگر چنين بوده و بعد شما مي گوييد خلافت را از او غصب كردند پس آن حضرت قسم دروغ خورده و شما ايشان را كذاب تر معرفي مي نماييد. تكذيب علي منافي با اسلاميت است. علي دروغ نمي گويد. علي قسم دروغ نمي خورد. علي به وزارت متمايل است نه به خلافت.

استاد حسيني قزويني:

خطبه ١٩٦ نيست. بلكه خطبه ٢٠٥ است بر مبناي نهج البلاغه دكتر صبحي صالح. برادر بزرگوارم! ما اين را در سايت جواب داده ايم. بحث خلافت با بحث امامت دو چيز است. اميرالمومنين نمي گويد:

ما كانت لي في الامامة رغبة.

بلكه بحث خلافت و اينكه بيايد رياست را قبول كند است. وقتي كه مي آيند به اميرالمومنين سلام الله عليه مي گويند شما خليفه شو بعد از قضيه قتل عثمان سراغ طلحه رفتند ايشان زير بار نرفت. سراغ زبير رفتند گفت من خليفه نمي شوم. چون هر كس خليفه بشود كشته خواهد شد. چون از خليفه شدن بوي خون مي آيد. تا اينكه آمدند پيش اميرالمومنين حضرت فرمودند:

من را رها كنيد برويد سراغ ديگران. چرا؟

چون من مي بينيم كه وضع جامعه اسلامي در آينده تاريك است. آنهايي كه بيعت مي كنند بيعت مي شكنند. آنهايي كه امروز آمدند اطراف مرا گرفتند فردا اينها عليه من جنگ به پا مي كنند.

چه خلافتي از امير المومنين مي خواهند؟

مي گويند ما با اين شرط مي خواهيم با تو بيعت كنيم كه در كنار سنت پيغمبر سيره ابوبكر و عمر را هم داشته باشي.

اميرالمومنين مي گويد ابوبكر و عمر اگر چناچه سيره شان حق نبود من بايد از يك سيره غير حق تبعيت كنم. برادر بزرگوارم در اينجا بحث امامت الهي يك بحثي است كه به هيچ وجهي اميرالمومنين نمي گويد:

ما كانت لي في الامامة رغبة.

و مي گويد من كه نمي خواستم گفتم شما مي خواهيد هر كسي را انتخاب كنيد برويد انتخاب كنيد شما آمديد.

دعوني و التمسوا غيري

مرا دعوت كرديد و به زور هم به من تحميل كرديد و من زير بار نمي رفتم چون با توجه به آنچه كه در دوران سه خليفه انجام شده در نامه ٥٣ نهج البلاغه اميرالمومنين مي گويد:

ان هذا الدين قد كان اسيرا في ايدي الاشرار.

اين تعبير، تعبير خيلي سنگيني است و اين بدعتهايي كه در زمانهاي گذشته انجام شده اميرالمومنين مي گويد اگر اين بدعتها را بخواهم برطرف كنم تمام ياران من از اطراف من پراكنده مي شوند. حضرتعالي در رابطه با همين عبارت

و الله ما كان لي في الخلافة رغبة

مي توانيد به جلد دوم نقد غفاري كه الآن در سايت هم هست مراجعه كنيد و دانلود بفرماييد. ما آنجا مفصل درباره اين خطبه جواب داده ايم.

مجري:

ممنون و متشكريم. شما را به خدا مي سپاريم. خدا نگهدار.