سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٧٥ - تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها ١

تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها ١

کد مطلب: ٥٥٥١ تاریخ انتشار: ١٥ مهر ١٣٨٨ تعداد بازدید: ٣٢٠٦ سخنراني ها » عمومي تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها ١
پاسخ به شبهات ٨٨/٠٧/١٥


بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١٥ / ٠٧ / ٨٨

 استاد حسيني قزويني

همان طوري كه عزيزان ما اطلاع كامل دارند، وهابيت در جهان امروز و در عرصه بين المللي به يك معزل و مصيبت تبديل شده كه كشورهاي اسلامي و دست اندركاران مسائل فرهنگي و عقيدتي در جهان با آن دست در گريبان هستند. شما كمتر كسي را مي يابيد كه در عرصه فرهنگي وارد شود و با مشكل و معزل وهابيت مواجه نگردد. امروز حتي دانشمندان و دانش پژوهان غير اسلامي كه اسلام را از زاويه وهابيت نگاه مي كنند، دين اسلام را به عنوان يك دين ترور، خشن، تند و ضد بشريت مطرح مي كنند.

 

اگر از سايت هاي خبري اين هفته در جريان باشيد، روز جمعه گذشته، جواني از استراليا به قم آمده بود و ما يك جلسه ٣ ساعته با ايشان داشتيم و مشروح اين را هم در سايت هاي خبري گذاشتيم. يك مهندس مسيحي استراليايي در بدو ورودش به موسسه ما در آغاز صحبتش، اولين سوالي كه مطرح كرد اين بود كه چرا اسلام اين قدر برخورد خشن دارد و دست به آدم كشي و ترور مي زند. بعد از توضيحات من از برخورد اسلام با مخالفان كه حتي در ٨٢ غزوه اي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در زمان خودشان انجام دادند، آمار كشته ها، شايد از هزار و اندي تجاوز نكرده است. اسلامي كه با دودمان بني اميه و سران قريش كه ٢٢ سال با اسلام ـ ٨ سال در مدينه و ١٣ سال در مكه ـ جنگ تمام عيار داشتند، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در سال ٨ هجري بر اينها غالب و پيروز شد و به جاي انتقام جويي و مقابله به مثل، در كنار بعضي از شعارهايي كه مسلمانان افرطي سر مي دادند و مي گفتند امروز روز انتقام است، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) رسما با اين شعار مخالفت كرد و فرمود بگوييد:

يوم المرحمة.

امروز روز رحمت است.

اين افتخار در كارنامه اسلام و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ثبت است كه منزل ابوسفيان را به عنوان مركز أمن براي جنايت كاران جنگي اعلام كرد و فرمود كساني كه در اين مدت، عليه اسلام و مسلمانان مرتكب جنايت شدند، اگر در منزل ابوسفيان حاضر شوند، از هر گونه تعرض مصون هستند. اين اسلام است. اسلام در تمام سور قرآني، سوره را با نام رحمانيت و رحيميت حق آغاز كرده است.

وقتي من اين توضيحات را دادم، آن جوان استراليايي مبهوت مانده بود كه برداشتي كه از عمل كرد طالبان و وهابيت و افراطيون عربستان سعودي داشت، با چيزي كه ما مي گوييم، زمين تا آسمان تفاوت دارد. وقتي ايشان مذهب شيعه و دين اسلام را پذيرفتند، خدا را شاهد مي گيرم! قسم به روح پاك امام هشتم (عليه السلام)! از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيد. آخرين جمله اي هم كه در خداحافظي با من گفتند، اين بود:

امروز جوانان و دانشجويان مسيحي، از رفتن به كليسا و از پاسخ هاي تكراري و غير قانع كننده كشيش ها و أسقف ها خسته شده اند و دنبال ديني مانند اسلام مي گردند. ولي متأسفانه در كشور ما، افرادي كه پاسخگوي سوالات ما باشند، نيست.

اولين و آخرين تقاضايي كه اين جوان استراليايي از ما داشت اين بود:

تقاضا دارم سوالاتي را كه از طريق ايميل براي شما مي فرستم، در أسرع وقت به آنها جواب بدهيد تا بتوانم در كشور خودم، سفير خوبي براي اسلام باشم و چهره زشتي را كه وهابيت از اسلام در كشور ما ترسيم كرده، از بين ببرم.

لذا امروز، مقابله و مبارزه با اين پديده و معرفي چهره واقعي وهابيت براي هر مسلمان و انساني، لازم و ضروريست. اينها امروز با معرفي اسلام به عنوان دين خشن و ترور و خلاف انسانيت، شديدترين و بدترين خيانت را به انسانيت مي كنند؛ نه به اسلام. الان در خيلي از كشورهاي آمريكايي و اروپايي كه خيلي از جوانان اسلامي و غير اسلامي با ما در ارتباط هستند و تماس مي گيرند و ايميل و نامه مي فرستند، تشنه معارف نوراني اسلامي هستند.

امروز اين فرقه وهابيت، سدّ بزرگي شده ميان اسلام و تشنگان معارف نوراني اسلام كه عطش اين را دارند. لذا با همت عزيزان و مسئولين نهاد مقام معظم رهبري و عزيزان بسيح دانشجويي كه اين محفل شناخت وهابيت شروع شده و بنا است كه هر هفته انجام شود و بنده هم هر دو هفته يك بار در ميان جمع شما حضور بيابم، در نظر داريم عقائد وهابيت و طرز فكر وهابيت و عمل كرد وهابيت را به آن گونه اي كه هست، براي شما معرفي كنيم.

بنده اين افتخار را در كارنامه زندگي ام ثبت كرده ام كه بيش از ٣٠٠ جلسه مناظره با دانشجويان وهابي و اساتيد دانشگاه هاي وهابي در مدينه منوره و مكه مكرمه و طائف داشتم. اين توفيق را هم داشتم كه گفتگويي با مفتي أعظم عربستان سعودي نصيب بنده شد كه در سال ١٣٨٣، يك ساعت با بالاترين مقام علمي و سياسي وهابيون در طائف صحبت كرديم و ضبط هم شد و در سايت ها هم موجود است. خدا را شاهد و روح امام هشتم (عليه السلام) را ناظر مي گيرم بر اين محفل مان كه بنده تصور مي كردم وقتي با اين دانشجويان صحبت مي كنيم، اينها سرمايه علمي ندارند تا به سوالات ما جواب بدهند يا وقتي با برخي از اساتيد صحبت مي كنيم، آنها اندوخته هاي علمي كافي در دفاع از عقائد وهابيت را ندارند و تصور مي كرديم كه وقتي با مفتي اعظم عربستان سعودي صحبت مي كنيم، ادله خوبي در برابر سوالات و اشكالات ما ارائه خواهد كرد. ولي قسم به والله! بالله! تالله! وقتي با ايشان صحبت مي كردم، در برابر چند اشكالي كه بنده كردم، نتوانست جواب بدهد و پاسخ هايي را كه داد، چند نفر از معاونينش به او گفتند كه اين جوابي كه شما مي دهيد، هيچ ارتباطي با سوال و اشكال ايشان ندارد. ما فهميديم كه مطالبي را به صورت كليشه در اختيار اينها قرار داده اند و اين بچه وهابي ها از همان مدارس ابتدائي و راهنمائي و دبيرستان و دانشگاه، اين مطالب را در ذهن شان مي پرورانند و هر جا كه هستند، عين همان مطالب را بيان مي كنند. ديديم كه نحوه صحبت مفتي اعظم عربستان سعودي با آن بجه دبيرستاني هاي مدينه، هيچ تفاوتي ندارد. اين افتخار براي شيعه و فرهنگ نوراني اهل بيت (عليهم السلام) است كه فرهنگ برخاسته از متن قرآن و سنت راستين نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در هر عرصه اي از عرصه هاي علمي كه با مخالفين شان بحث كرده، در طول تاريخ، همواره پيروز بوده است.

يكي از چيزهايي كه از شما مي خواهم روي آن كار كنيد، مطالعه عميق و علمي در زندگي آقا امام هشتم (عليه السلام) است؛ مخصوصا زندگي علمي ايشان و مناظراتي كه ايشان با سران مسيحيان و مجوسيان و وهابيان و علماي بزرگ و انديشمندان بزرگ اهل سنت داشتند و در تاريخ ثبت است. در طول ٢٥٠ سال دوران ائمه (عليهم السلام)، براي هيچ يك از ائمه (عليهم السلام)، فرصت طلائي كه براي امام رضا (عليه السلام) بود، مهيا نشد. حتي براي آقا امير المومنين (عليه السلام) در دوران حكومت ٥ ساله اش، اين زمينه و فرصت فراهم نشد كه بتواند از فرهنگ ناب شيعي دفاع كند. ولي امام رضا (عليه السلام) با حضور در تشكيلات حكومتي كه به حضرت تحميل شد، اين فرصت را فراهم كرد. بزرگان و شخصيت هايي كه مأمون ـ حاكم وقت و خليفه مسلمين ـ سراغ دارد، جمع كرده است تا با امام رضا (عليه السلام) مناظره علمي كنند و هدف شان اين بود كه امام رضا (عليه السلام) را در اين مناظرات علمي شكست بدهند تا وسيله اي باشد عليه امام رضا (عليه السلام) و اثبات عدم شايستگي براي امر خلافت. آقا امام رضا (عليه السلام) بيش از ٥٠ مورد مناظره و گفتگوي علمي با مخالفان داشته است.

من معتقدم كه عزيزان روحاني و دانشجو كه شيفته مكتب امام رضا (عليه السلام) هستند، اينها را از منابع اصلي بگيرند و ترجمه و شرح كنند و مصادرش را بيابند و حداقل در ميان عزيزان تحصيل كرده منتشر كنند. امام هشتم (عليه السلام) فرمود:

فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا.

اگر مردم زيبائي هاي كلام ما را دريابند، بي اختيار از ما تبعيت مي كنند.

وسائل الشيعة للعاملي، ج٢٧، ص٩٢

عزيزان! سروران! بزرگان! قرن حاضر و قرن ٢١ را بايد قرن گسترش تشيبع بناميم. به عبارتي ديگر اگر قرن ٢١ را قرن شيعه بناميم، والله! حرف گزافي نگفته ايم. به تعبير علامه شهيد مطهري (ره):

امروز فرهنگ شيعه مرزهاي جغرافيايي را در هم نورديده و به أقصي نقاط جهان رسيده است.

تحصيل كردگان و پژوهش گران در نقطه نقطه عالم با فرهنگ شيعه آشنا شده يا مي شوند. يكي از هجمه هاي گسترده اي كه وهابيت عليه شيعه دارند، اين است كه نزديك به ٤٠ هزار سايت اينترنتي به صورت شبانه روز، عليه شيعه فعاليت مي كنند. شايد شنيدن و گفتن ٤٠ هزار سايت، خيلي ساده باشد. ولي اگر به عمق آن پي ببريد، در مقايسه با سايت هايي كه شيعيان پاسخگو هستند، مقايسه كاملا نابرابري است.

در سال گذشته در وزارت ارشاد تهران كه براي پژوهش گران و مسئولين فرهنگي جلسه اي داشتيم در رابطه با تهاجم گسترده وهابيت و راه كارهاي مقابله با آن، آمار سايت هاي وهابي را داديم و بعد چند نفر از دوستان را مسئول كرديم كه آمار سايت هاي شيعه داخل و خارج كشور به زبان هاي مختلف را كه در حوزه پاسخگويي به شبهات هستند، به دست بياورند و ديديم كه به مرز ٥ هزار سايت نرسيد. اين نشان مي دهد همان تعبير آقا امير المومنين (عليه السلام) را كه فرمود:

تعجب مي كنم كه باطل در مسير باطلش، آن همه استوار، محكم، منظم و موفق است، ولي اهل حق در مسير حق، بي برنامه، سست، زبون و غير موفق هستند.

اين اوج مظلوميت امير المومنين (عليه السلام) است كه مي فرمايد:

من حاضرم ٢٠ نفر از ياران خودم را بدهم و يكي از ياران معاويه را بگيرم.

اين نهايت مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) و ضعف كساني است كه در اطراف امير المومنين (عليه السلام) جمع شده اند. امير المومنين (عليه السلام) در روزهاي آخر، جمله اي دارد ـ كه خدا مي داند هر وقت اين جمله به يادم مي آيد، بي اختيار منقلب مي شوم ـ كه مي فرمايد:

در سراسر جهان، معمولا شهروندان از ظلم حاكمان مي ترسند و وحشت دارند، ولي من از ظلم شهروندان و مردم مي ترسم و وحشت دارم.

اين، دردهايي است كه هر چه بيشتر با شما سخن بگوييم، باز هم احساس مي كنيم براي بيان درد و مشكلات، جاي زيادي داريم. ولي راه حل در برابر اين تهاجم چيست و چه كار كنيم؟ در برابر اين هجمه شديد و بهره برداري هاي سنگين از امكانات مدرن روز و استفاده از ظرفيت هايي كه مخالفين ما امروز مي كنند، ما چه كنيم؟ بنده با ٢٥ سال كار شبانه روزم كه در اين وادي صرف شده، يك جمله مي توانم خدمت شما تقديم كنم و آن هم:

آگاهي و آگاه كردن است، مطلع شدن و اطلاع رساني كردن است.

اگر ما فقط روي اين دو نكته خوب كار كنيم، نسبت به آنچه كه اسلام دارد و شيعه به ارمغان آورده، آگاهي داشته باشيم و به آنچه كه امروز مخالفين شيعه عليه شيعه مطرح مي كنند، آگاهي داشته باشيم و اينها را در اختيار مردم و جوانان قرار بدهيم، والله العلي الأعلي! دوستان و سروران و دانشجويان عزيز! موفق مي شويم. بارها براي من اتفاق افتاده كه در كنار بيت الله الحرام با دانشجوي وهابي مواجه شدم و ابتداي مواجهه من، با فحش و ناسزا و اهانت او شروع شد. مشغول طواف بودم و يك جوان دانشجوي وهابي دست بر شانه من گذاشت و شروع كرد به فحاشي و اهانت عليه شيعه و تشيّع كه چنين و چنان هستيد. من در برابر ناسزاهاي ايشان به گفتم برويم يك گوشه بنشينيم و چند دقيقه با هم گفتگو كنيم. در برابر آن همه اهانت و تندي و فحش، ديد كه من فقط تقاضا كردم برويم بنشينيم. رفتيم روبروي ركن يماني! حدود ٢٠ دقيقه كه با ايشان صحبت كردم، والله العلي الأعلي! بلند شد شانه و پيشاني مرا بوسيد و عذرخواهي كرد و گفت: فلاني! چرا شما اين چنين اطلاع رساني نمي كنيد؟ چرا با اين همه تبليغات كه عليه شما هست، حقائق را بيان نمي كنيد؟

در يكي از جلساتي كه با دانشجويان دانشگاه أم القراي مكه داشتم و حدود ٤ ساعت طول كشيد ـ و غالب اين دانشجويان تا الان كه حدود ٨ سال مي گذرد، دائما با بنده در تماس هستند و سوالات و شبهات را يا از طريق ايميل براي من مي فرستند و جواب مي خواهند يا از طريق تلفن و از اين رابطه خوشحال هستند ـ يكي از اينها به من گفت:

من تأسف مي خورم با اين همه تراث سنگين اسلام كه به ما رسيده و در كتاب هاي ما مطرح است، ولي ما از آنها بي خبريم.

دكتر غَُنِيْمان ـ از اساتيد دانشگاه مدينه منوره ـ تعبيري دارد كه اوج انتحار يك وهابي است و رفتن روي ميدان مين است و مي گويد:

إنّ الوهّابيّين علي يقين بأنّ المذهب (الإثني عشر) هو الذي سوف يُجذبُ إليه كلّ أهل السنَّة و كلّ الوهّابيّين في المستقبل القريب.

ما وهابيت، به يقين دريافته ايم كه در آينده اي بسيار نزديك، همه جوانان سني و وهابي، جذب مذهب شيعه إثنا عشري خواهند شد.

المنهج الجديد و الصحيح في الحوار مع الوهّابيّين، ص١٧٨

يعني الان كه ما هيچ حركتي از خود نداريم، آنها اين چنين وحشت دارند و اگر ما در عرصه بين المللي حضور پيدا كنيم و فرهنگ شيعه را جانانه معرفي كنيم، ببينيد چه خواهد شد؟!

در رابطه با وهابيت، بحث خيلي زياد است و در سال گذشته بحث كرديم و وعده داديم كه اگر فرصتي فراهم شد، در اين زمينه بيشتر با شما صحبت كنيم. البته بنده كتابي در اين زمينه تأليف داشتم به نام وهابيت از منظر عقل و شرع كه در كمتر از ٦ ماه، حدود ١٢٠ هزار تيراژ چاپ داشت. من بعيد مي دانم بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، غير از كتاب هاي درسي، يك كتاب اين چنيني در ٦ ماه به اين تيراژ برسد. اين كتاب، محصول تجربه ٢٥ ساله بنده است. نرم افزارهاي متعددي در رابطه با پاسخگويي به شبهات وهابيت توليد كرده ايم و تلاش ما هم اين بوده كه اگر وارد بحث وهابيت مي شويم، شبهات روز آنها را بررسي كنيم، نه شبهات قديمي را.

محورهاي نقد وهابيت

ما در نقد وهابيت، روي ٥ محور كار كرده ايم:

١. ضرورت و اهداف بحث

٢. سابقه تهاجم و گسترش وهابيت پس از انقلاب اسلامي

٣. ابزار تهاجم و انگيزه تهاجم و جديدترين تهاجم وهابيت بر ضد شيعه

٤. اهميت و اهداف وحدت در عصر حاضر

٥. راهكارهاي صحيح مبارزه با اين تهاجم

اگر بخواهم تك تك اينها را بحث كنم، هر كدام شان يك جلسه مفصل نياز دارد. ولي من چند مورد را به صورت مختصر اشاره مي كنم و بخش هاي بعدي را خدمت عزيزان معرفي مي كنم.

در بخش گسترش تهاجم پس از انقلاب اسلامي، بحث هاي مختلفي و آمارهاي تكان دهنده و نمونه هايي از شبهات ناجوانمردانه داريم و من فقط چند مورد را عرض مي كنم.

اينها از روزي كه انقلاب اسلامي ايران پيروز شد، هجمه هاي شان را نه تنها چند برابر، بلكه چند هزار برابر عليه شيعه گسترده تر كردند. يكي از مراكز پژوهشي حوزه علميه قم به نام مركز الأبحاثالعقائدية كتاب هايي را كه عليه شيعه نوشته شده بود را از قرن دوم و سوم هجري ـ اولين كتاب به نام العثمانية در قرن سوم هجري توسط جاحظ نوشته شده و برخي بزرگان شيعه و حتي اهل سنت هم به اين كتاب پاسخ داده اند ـ تا كتاب هاي عصر حاضر جمع آوري كرده اند و مجموعا ٥ هزار كتاب مستقلي كه عليه شيعه نوشته شده را آمار داده اند و حدود ٧٠٪ اين كتاب ها بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران نوشته شده است. يعني در اين ٣٠ سال، ٥/٢ برابر ١٤ قرن گذشته، عليه شيعه كار كرده اند. اينها غير از شبكه هاي ماهواره اي است كه در شرق و غرب عالم، شبانه روز عليه شيعه كار مي كنند و غير از سايت هاي مختلفي است كه عليه شيعه كار مي كنند و غير از نشرياتي است كه منتشر مي كنند. بنده خودم در سال ١٣٨٦ كه به مكه مشرف شدم، در روز ١١ ذي الحجه كه در منا بودم، جزوات فارسي را در چادرهاي ايراني توزيع مي كردند و وزير ارشاد ـ وزير إعلام ـ آنها مصاحبه كرده بود و مي گفت:

ما در مدت يك ماهه حج، بيش از ١٠ ميليون سي دي و جزوه به زبان هاي مختلف در اختيار حجاج قرار داده ايم.

غير از اين قضايا، چون اينها حدود ٨٠٠ سال عليه شيعه تبليغ مي كردند كه شيعه يك دين و مذهب تافته جدا بافته از اسلام است و بنيان گذار مذهب شيعه يهودي ها بودند و عبد الله بن سبأ موسس مذهب شيعه بود و از اين حرف هايي كه مي رفتند كنار خانم خودشان مي بافتند و در كتاب ها و جزوات شان منتشر مي كردند. ولي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و مبارزه شديدي كه جمهوري اسلامي ايران در برابر استكبار غرب نشان داد، بُهت همه را درآورد. به طوري كه حتي مخالفين هم نتوانستند در عرصه بين المللي حرفي براي زدن پيدا كنند. بنده هم خدا را شاهد مي گيرم كه بارها كه با دانشجويان عربستان سعودي گفتگو مي كرديم، مي گفتند:

اي كاش! ما هم رهبري مانند رهبر شما داشتيم تا در برابر آمريكا و اسرائيل مي ايستاد. ما شرم مي كنيم بگوييم كه رهبران ما با سران آمريكا و صهيونيسم در كنار يك سفره و يك ميز غذا مي نشينند.

يكي از اينها گفت:

وقتي مي بينيم در ايران موفقيت هاي نظامي است و موشك هاي دور برد را آزمايش مي كنند، ما بيشتر از شما خوشحال مي شويم و براي موفقيت شما ايراني ها دعا مي كنيم.

اينها يك عمر عليه شيعه تبليغ كرده بودند، ولي وقتي شيعه در عرصه بين المللي حضور پيدا كرد، تمام بافته هاي قرن هاي گذشته اينها را رشته كرد و راهي نداشتند جز اين كه از طريق دورغ و افتراء و حرف هاي نادرست، اذهان جوانان خودشان را نسبت به مذهب شيعه كنترل كنند. مثلا دكتر عبد الله محمد غريب ـ از دانشمندان مصري ـ در كتاب و جاء دور المجوس مي گويد:

إنّ الثورة الخمينيّة مجوسيّة و ليست إسلاميّة، أعجميّة و ليستعربيّة، كسرويّة و ليست محمّديّة.

نهضت [امام] خميني [در ايران]، يكنهضت مجوسي، عجمي و كسروي است، نه اسلامي، عربيو محمّدي.

و جاء دور المجوس، ص٣٥٧

ايشان در جاي ديگري از همين كتاب مي گويد:

نعلم أنّ حكّام طهران أشدّ خطرا علي الإسلام من اليهود.

مي دانيم كه خطر حاكمان تهران بر اسلام از خطر يهود بر اسلام، سخت تر است.

و جاء دور المجوس، ص٣٧٤

روزي به يكي از دانشجويان گفتم:

اين افتخار در پرونده حكومت اسلامي ايران ثبت است كه روز ٢٢ بهمن سال ١٣٥٧ پيروز شد و روز ٢٣ بهمن، سفارت اسرائيل را در تهران براي هميشه بست و به جاي آن سفارت فلسطين گشوده شد.

امروز هم خود سران صهيونيسم اعلام مي كنند:

دشمن اصلي و شماره يك ما، ايران است.

در اين جنگ ٣٣ روزه اسرائيل با حزب الله لبنان، مشخص شد كه دست چه كساني در دست يهود است و چه كساني با يهود و صهيونيسم مبارزه مي كنند. دكتر عبد الله بن جبرين ـ از شخصيت هاي شماره دو عربستان سعودي ـ رسما در سايت خود فتوا داد:

هر گونه كمك به حزب الله در برابر اسرائيل حرام است. حتي دعا براي پيروزي حزب الله، خلاف شرع و حرام است.

با كمال تأسف، اواخر سال ١٣٨٨، وزير خارجه اسرائيل اعلام كرد:

با نشستي كه با وزير خارجه عربستان سعودي داشتيم، به ما گفت: شما به لبنان حمله كنيد و هزينه اين حمله را عربستان سعودي قبول و تأمين مي كند.

دكتر ناصر الدين قفاري ـ از اساتيد دانشگاه هاي رياض ـ در كتاب أصول مذهب الشيعة الإماميّه ـ كه رساله دكتراي نمونه تاريخ عربستان سعودي شمرده شده و الأن هم در مقطع كارشناسي ارشد در دانشگاه بين المللي مدينه در ٣ سال، تدريس مي شود ـ مطالبي را نوشته كه حدود ٨٠٪ مطالبي كه عليه شيعه مطرح كرده، إفتراء، تهمت، دروغ و خلاف است. مثلا در جلد ٣، صفحه ١٣٩٢ صراحت دارد:

أدخل الخميني إسمه في أذان الصلوات و قدّم إسمه حتّي علي إسمالنبيّ الكريم، فأذان الصلوات في ايران بعد إستلام الخميني للحكم و في كلّ جوامعها كما يلي: اللّه أكبر، اللّه اكبر، خميني رهبر،أي الخميني هو القائد، ثمّ أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه.

[امام] خميني، نام خود را در اذان نمازها داخل كرده و حتّي نام خود را بر نام پيامبر نيز مقدّم نموده است. در ايران، اذان در نمازها بعد ازاعلام[امام] خميني به عنوان حاكم ايران و حاكم همه جوامع [مسلمانان] چنين است: اللّه اكبر، اللّه اكبر، خميني رهبر، يعني خميني پيشواي ماست، سپس[مي گويند] شهادت مي دهم كه محمّد فرستاده خداست!

اگر اين حرف براي يكي از شترچران هاي بيابان هاي رياض باشد، ما هيچ گلايه اي نمي كنيم. ولي يك استاد دانشگاه در رساله دكتراي ممتاز كشور عربستان سعودي و كتاب درسي دانشگاه بين المللي اين چنين بگويد، چه بگوييم؟ اين روش اينهاست. از اينجا پي توان بردن كه در دريا چه طوفان است. در كتاب درسي دانشگاه و رساله دكتراي آنها، مملو از دروغ و افتراء است. فقط اين مورد نيست. ما براي اين كتاب، حدود ٥ جلد جوابيه نوشته ايم و ٢ جلد آماده چاپ است و ترجمه جلد اول آن تمام شده است. ما تمام اين حرف هاي خلاف و دروغ و نامربوط را به تصوير كشيده ايم. ما تلاش مي كنيم تا آخر آبان ماه، هم متن عربي اين كتاب و هم ترجمه فارسي جلد اول را روي سايت بگذاريم و عزيزان مي توانند در سايت مشاهده كنند تا ببينند اينها چه كار مي كنند؟ به قول ما طلبه ها كه مي گوييم:

الغريق يتشبث بكل حشيش.

كسي كه در دريا غرق مي شود، به هر خس و خاشاكي دست مي زند و متوسل مي شود.

اين نمونه اي از كار اينهاست و اگر بخواهم نمونه هاي ديگري را نقل كنم، شايد ساعت ها وقت بگيرد. چون الان ٤ سال است كه ٩٠٪ وقت ما را پاسخگويي به اين كتاب گذرانده شده است. روايتي را از كتاب كافي آورده است و اول و آخر روايت را حذف كرده و وسط روايت را انتخاب كرده است. مثلا از امام (عليه السلام) سوال مي كنند:

آيا به شما وحي مي شود؟ حضرت مي فرمايد: پناه مي بريم به خداي عالم اگر كسي هم چنين نسبتي را به ما بدهد.

اين را حذف مي كنند و مي گويند:

بعضي ها گفته اند به ما وحي مي شود و هنوز ما ارتباط تنگاتنگي با جبرئيل داريم.

اين قسمت را آورده است و آن قسمتي را كه حضرت تبري مي جويد و محكوم مي كند را حذف كرده است. اگر يك جوان سني و وهابي كه دسترسي به كتاب هاي روائي ما ندارد و به اين استاد هم اعتماد دارد، اين كتاب را مطالعه كند، تصور مي كند كه مذهب شيعه، مذهبي مبتني بر خرافات و دروغ و منكر خاتميت است. امثال اين قضايا را اين حضرات خيلي زياد دارند. بنده در جواب شبهه اذان به اينها گفتم:

ما در جمهوري اسلامي ايران، چندين رسانه جهاني داريم. شبكه خبر و چندين شبكه ماهواره اي سراسري داريم. شما هم به همه شبكه هاي ماهواره اي ايران دسترسي داريد و هر روز هم در اين شبكه ها، چندين مرتبه اذان ـ به وقت ايران و آنكارا و لس آنجلس و ... ـ گفته مي شود. ببينيد در كدام يك از اين اذان هايي كه پخش مي شود، اين تعبيري كه استاد شما آورده، آمده است؟ اگر حوصله اين را هم نداريد، هر سال، بيش از ٣٠٠ هزار زائر ايراني براي زيارت بيت الله الحرام، به مكه مي آيند، شما كنار اينها بايستيد و ببنيد اينها در اذان و اقامه چه مي گويند؟ اگر اين را هم حاضر نيستيد، هر سال تعداد زيادي از اهل سنت ايران براي حج و عمره مشرف مي شوند. از اينها سوال كنيد كه اذان و اقامه در ايران چگونه است؟

احتياجي به آوردن دليل از طرف ما نيست. آفتاب آمد دليل آفتاب:

أدل الدليل علي إثبات الشيء وجوده.

در خيلي از بحث هايي كه با اينها داريم و اينها ترفند مي زنند، حتي عزيزاني كه اخيرا از مكه آمده بودند، نقل مي كردند كه اينها مي گويند:

شيعيان بر اين عقيده هستند كه جبرئيل موظف بود وحي را به علي برساند، ولي خيانت كرد و وحي را به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) رساند و اينها هر روز بعد از نماز، سه مرتبه دست خود را بلند مي كنند و مي گويند:

خان الأمين، خان الأمين، خان الأمين.

اگر به اينترنت دسترسي داشته باشيد، در سايت گوگل بنويسد:

خان الأمين.

و ببينيد كه بيش از هزار سايت مي آيد كه يكي از تبليغات وهابيت عليه شيعه، همين قضيه است. خيلي روشن و واضح است. الان هم احتياجي نيست كه به كشورهاي اهل سنت و عربستان سعودي مسافرت كنيد و اينترنت، تمام دنيا را به يك دهكده، بلكه به يك محله و مجتمع تبديل كرده است و ببينيد كه همين إفتراء اينها، در تمام سايت هاي شان هست.

يك روزي با چند نفر از جوانان وهابي كه بحث مي كرديم، مي گفتند:

شما بعد از نماز چه مي گوييد؟

من چيزي نگفتم و تعدادي از ايراني هايي كه در صف عقب بودند را صدا كردم كه جلو بيايند. گفتم:

شما كه بعد از نماز دست تان را بلند مي كنيد، چه مي گوييد؟

براي آن وهابي ها هم ترجمه كردم كه متوجه شوند.

آنها گفتند: مي گوييم:

الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر.

چند جوان ايراني هم در حال احرام مي آمدند. آنها را هم صدا كردم و گفتم:

شما كه نماز مي خوانيد و دست تان را بعد از نماز بلند مي كنيد، چه مي گوييد؟

گفتند: مي گوييم:

الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر.

جالب بود كه تعدادي از خانم هاي ايراني هم از كنار ما ردّ مي شدند و آنها را هم صدا كردم و گفتم:

شما كه بعد از نماز دست تان را بلند مي كنيد، چه مي گوييد؟

گفتند: ما مي گوييم:

الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر.

گفتند:

مگر چه شده است؟

گفتم:

اينها مي گويند: شما بعد از نماز، سه مرتبه مي گوييد: جبرئيل خيانت كرد.

يكي از اين خانم ها خيلي عصباني شد و كفشش را از داخل كيف درآورد و خواست به اين آقايان حمله كند كه فلان فلان شده ها اين چه افترائاتي است كه به ما مي زنيد. به آن خانم گفتم:

اينجاي بحث و گفتگو است و حمله شما إن شاء ا... بماند سر جاي خودش.

اين كه ما بعد از نماز مي گوييم:

الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر.

جزء شعائر انقلاب ماست. اذان و اقامه و مسائل عبادي ما توقيفي است. اگر حرفي را در مسائل عبادي اضافه يا كم كنيم، خلاف كرده ايم. ولي وقتي قرآن مي فرمايد:

إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيمًا

سوره أحزاب/آيه٥٦

شما در كلاس نشسته ايد، بر سر سفره نشسته ايد و در رختخواب هستيد و پشت فرمان هستيد و راه مي رويد و صلوات مي فرستيد. توقيفي در اين آيه از نظر وقت نيست. ولي بعضي از مسائل كه مربوط به عبادت بين بشر و خداوند است، توقيفي است و كيفيت آن، موقوف است به گفتار معصوم (عليه السلام) و هر چه بر گفتار معصوم (عليه السلام) بيافزائيم، خلاف كرده ايم.

. . . [قطع صدا]

غير از جهاد و قتل شيعيان، چيز ديگري نمي فهميم:

إن كان لأهل السنة دولة و قوة و أظهر الشيعة بدعهم و شركهم و إعتقاداتهم فإن علي أهل السنة أن يجاهدوهم بالقتال.

غير از قتل و كشتن شيعه، چيز ديگري فتوا نخواهيم داد.

در همايشي كه در ٥ مهر ١٣٨٦ در عربستان سعودي بود، آمدند رسما فتوا دادند:

ما بايد شيعيان عربستان سعودي و شيعيان جهان را وادار كنيم به قبول عقيده وهابيت.

در عربستان سعودي طبق آماري كه خود شيعيان اعلام مي كنند، حدود ٣٠٪ مردم عربستان سعودي شيعه هستند. ولي حق نفس كشيدن هم ندارند. اينها رسما فتوا دادند:

دولت عربستان سعودي حق ندارد يك شيعه را در آموزش و پرورش و آموزش عالي استخدام كند. اگر دولت متوجه شود يك استاد شيعه در مدرسه و دانشگاه است، موظف است در اولين فرصت به اخراج او اقدام كند.

اين وضع شيعيان در عربستان سعودي است. حتي اخيرا مساجد شيعيان را در منطقه شرقيه بستند و شيعيان در منازل يكديگر، نماز جماعت مي خواندند و آنها هم صاحب خانه و امام جماعت را دستگير كردند كه چرا در خانه خودتان نماز جماعت برگزار كرديد؟! آن وقت اينها امروز در خطبه هاي شان در داخل كشور، اعتراض مي كنند كه ما در تهران، آزادي نداريم و نماز جماعت نداريم.

بد نيست بدانيد كه ستاد نماز جمعه اعلام كرد در روز جمعه در تهران، در ١٢ نقطه تهران، اهل سنت و وهابيت نماز جمعه دارند. با اينكه معقدند به وجوب اطاعت اولي الأمر. يعني اگر رئيس جمهور و حاكم يك كشور دستور بدهد، اطاعت از او واجب است، همانند اطاعت از خداوند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم). نمايندگان اهل سنت در مجلس در دوره چهارم يا پنجم، به مراجع عظام تقليد نامه نوشتند كه ما در روزهاي جمعه براي نماز جمعه، به سفارت خانه هاي كشورهاي كفر و شرك مي رويم و آنجا نماز ميخوانيم و به ما اجازه بدهيد در تهران مسجد بسازيم و در آنجا نماز جمعه اقامه كنيم. حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي از مراجع عظام تقليد هم جواب داد:

عجب است كه ما در تمامي كشورهاي اسلامي، پشت سر ائمه جماعت اهل سنت نماز مي خوانيم. حتي در داخل كشور پشت سر بزرگان شما نماز مي خوانيم، ولي شما حاضر نيستيد پشت سر حتي رهبر انقلاب كه او را اولي الأمر مي دانيد، نماز بخوانيد! يعني مساجد شيعيان از سفارت خانه كشورهاي كفر هم بدتر از ديدگاه شماست؟!

با اين كه ٣٠ سال است از انقلاب اسلامي مي گذرد، يك نماز جمعه شيعه در كردستان نداريم. بنده خودم هم بارها به سنندج رفتم و پشت سر امام جمعه سنندج نماز خواندم.

يكي از چيزهايي كه براي من خيلي دردآور بود، اين بود كه بن جبرين فتوا داد:

شما بايد مواظب باشيد اگر جوانان شيعه در مساجدتان نماز مي خوانند، جلوي شيعيان را بگيريد. چون شيعيان مشرك هستند و مشركين نجس هستند و نجس هم نبايد وارد مسجد شود.

من خودم با يكي از اساتيد دانشگاه أم القري بحث كردم و گفت:

يكي از اشكالات اساسي ما به دولت عربستان سعودي اين است كه به شما شيعيان اجازه زيارت خانه خدا را مي دهد. شما مشرك هستيد و قرآن صراحت دارد كه مشركين را از نزديك شدن به مسجد الحرام منع كنيد و شما نبايد وارد مكه مكرمه شويد.

چند جزوه هم جلوي من بود و گفت:

شما براي زيارت نيامديد و براي جنگ با وهابيت آمده ايد. دليلش هم همين جزواتي است كه در دست شماست.

گفتم:

شما اين جزوات را بخوانيد و ببينيد يك كلمه توهين و ناسزا به اهل سنت و وهابيت وجود دارد؟ ما با دانشجويان خودمان آمده ايم اينجا و به سوالات آنها جواب مي دهيم. با علماء كاروان ها جلساتي داريم و به سوالات آنها جواب مي دهيم. اگر قبول نداريد، بررسي كنيد و ببينيد. حتي توصيه مي كنيم كه اهانت به اهل سنت، خلاف شرع و حرام است و خيانت است به شيعه.

وقتي من در دانشگاه يا بالاي منبر يا در ماهواره، مخالفين را با الفاظ خشن نام ببرم، نه تنها آنها از ما رميده مي شوند، حتي افراد بي طرف هم مي گويند كه اگر اينها منطق و دليل داشتند، متوسل به فحش نمي شدند. فحش و ناسزا، دليل كسي است كه فاقد دليل است.

* * * * * * *

سوالات حضار

سوال:

در ايران، وهابيت بسيار ريشه داده است. آيا بايد در زمينه شيعه كردن اين سني ها تلاش كنيم؟ يا دست وهابيت را از اهل سنت قطع كنيم تا سني ها وهابي نشوند؟

شما به نقل از يكي از بزرگان وهابي فرموديد كه در آينده، جوانان وهابي، شيعه مي شوند. اين چطور امكان دارد در حالي كه جوانان كشور ما دين شان را از دست مي دهند؟ توضيح بدهيد.

جواب:

عزيزان اين را بدانند كه من بارها اين عبارت را عرض كرده ام:

ما وظيفه مان دفاع از حريم اهل بيت (عليهم السلام) است و دنبال يارگيري هم نيستيم و اين كه فلان دانشجو يا جوان سني، شيعه بشود، خوشحال نمي شويم و اگر فلان دانشجو و جوان شيعي هم سني شود، اگر بر مبناي تعقل و تحقيق باشد، ناراحت نمي شويم. اما اگر بر مبناي فريب و تغافل باشد، ناراحت مي شويم. از اين كه با اتمام حجت و بيان حقيقت ما، يك سري جوانان اهل سنت به طرف مذهب شيعه كشيده شوند، خدا را شاكريم. همين امسال، جوانان متعددي از مسيحيان به قم آمده اند و به دست خود بنده مسلمان و شيعه شدند و فقط يك مورد اخير را كه به درخواست خودش بود، در رسانه ها اعلام كرديم. از خراسان شما هم يك جوان مسيحي آمد و با ما بحث كرد و حتي فيلم آن هم موجود است. تعدادي از جوانان وهابي كه فريب اهل سنت را خورده بودند، آمدند بعد از سوالاتي كه داشتند، رسما مذهب شيعه را قبول كردند و با خوشحالي از ما خداحافظي كردند. اين موارد، آمار بالائي دارند و به صلاح هم نيست كه آمار بدهيم. حدود ١٠ روز قبل هم، جواني حدود ٢٢ ساله، آمد و سوالاتي داشت و بعد از جواب ما، گفت افتخار مي كنم كه از اين تاريخ، مذهب شيعه را انتخاب مي كنم. جوانان زيادي داشتيم در لندن و بوخوم آلمان و شهرهاي مختلف كه با ما تماس داشتند و يا از طريق ايميل، سوال داشتند و جواب داديم و رسما تشيع خودشان را اعلام كردند. اين كه ما توانستيم اتمام حجت كنيم، خدا را شاكر هستيم. ولي اين كه دنبال يارگيري باشيم، نه، نيستيم. بنده در عمرم به هيچ وجه به يك وهابي يا سني يا مسيحي نگفتم كه مسلمان و شيعه شود. مي گوييم كه اسلام اين است و مسيحيت هم اين است، شيعه اين است و اهل سنت هم اين است. قرآن هم مي فرمايد:

فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

سوره زمر/آيه١٨-١٧

حتي من خلاف اين را هم داشتم. در يكي از دانشگاه هاي بين المللي كه تدريس داشتم و تمام شان از اهل سنت يكي از كشورهاي خارجي بودند، در وسط ترم، چند نفر خواستند شيعه شوند و من گفتم كسي حق ندارد در اين دانشگاه در وسط ترم، شيعه شود. حتي برخي از مسئولين دانشگاه با من مخالفت كردند كه اينها مي خواهند شيعه بشوند و نبايد مخالفت كنيد. من هم گفتم خوشحال نيستم. آمدم سر كلاس و گفتم: شما ٢٠ يا ٢٥ سال در كشورهاي خودتان از اساتيد و علماء خودتان مطالبي را شنيده ايد و دو ترم هم نزد بنده، مطالبي را شنيده ايد. برگرديد به كشور خودتان و مطالبي را كه از ما شنيده ايد، با اساتيدتان مطرح كنيد و اگر به سوالاتي كه ما مطرح كرديم، جواب دادند، بدانيد كه مذهب تان حق است و محكم و راسخ در عقيده تان بمانيد و اگر نتوانستند جواب بدهند، تصميم با خودتان است. تعدادي از اين دانشجويان بعد از دو سال، برگشتند به قم براي طلبگي در مدرسه حجتيه كه زير مجموعه مركز جهاني علوم اسلامي است و برگه هاي شان را آوردند كه من امضاء كنم و ديدم كه نوشته اند: مذهب سابق، شافعي و مذهب فعلي، شيعه. گفتم اين ارزش دارد كه بعد از دو سال، به كشورش رفته و بررسي و تحقيق كرده و امروز هم به اين نتيجه رسيده است. لذا ما به هيچ وجه حساسيت نداريم.

هر ماه تعداد زيادي از جوانان خواهر و برادر و حتي از دانشگاه شما، مي آيند و با صحبت هاي ما، شيعه مي شوند.

* * * * * * *

سوال:

آيا اين شعار:

الله اكبر، الله اكبر، خميني رهبر، ... ، تا انقلاب مهدي از نهضت خميني محافظت بفرما ...

كه بعد از تعقيبات نماز مي آيد، حرام نيست؟ وهابيت به اين مسائل خيلي متشرع اند. چرا شما شيعيان براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) يك صلوات مي فرستيد، آن هم نه صلوات ابراهيمي كه صلوات ناقص مي فرستيد، ولي براي امام (ره)، سه صلوات؟

جواب:

ما براي امام خميني (ره) كه صلوات مي فرستيم، نمي گوييم:

أللهم صل علي خميني و آل خميني.

بلكه همان جا مي گوييم:

أللهم صل علي محمد و آل محمد.

در حقيقت صلوات بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرستيم. از حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني (ره) سوال كرده بودند:

بعد از انقلاب اسلامي كه نام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي آيد، يك صلوات مي فرستند، ولي اسم امام خميني (ره) كه مي آيد، سه صلوات مي فرستند. چرا؟

گفت:

اگر از من بپرسند ١٠ صلوات هم بفرستند؟ مي گويم باز هم كم است. خدمتي كه ايشان براي اسلام و معرفي اسلام در جهان كرد، زيبنده است كه از او تجليل شود با ذكر صلوات بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)؛ نه بر امام خميني (ره) و ديگران.

اين جزء شعائر ماست براي تداوم انقلاب اسلامي و فرهنگ اسلامي. ما اين شعار را جزء تعقيبات نماز نمي گوييم:

الله اكبر، الله اكبر، خميني رهبر، ... ، تا انقلاب مهدي از نهضت خميني محافظت بفرما ...

اگر كسي به عنوان تعقيبات نماز بگويد، حرام و گناه و معصيت است و پاداشي ندارد و در قيامت هم او را عذاب مي كنند. ما اين را به عنوان شعار مي گوييم، نه به عنوان تعقيبات و فرقي نمي كند كه در نماز باشد يا سخنراني يا محل كار و مغازه و مسجد. تمام علماي اهل سنت و فقهاي شيعه فتوا داده اند:

نمازگزار در نماز مي تواند دعا كند، حتي به زبان فارسي.

مثلا بعد از:

اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ

سوره فاتحه/آيه٦

و:

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ

سوره فاتحه/آيه٧

مي توان دعا كرد به هر زباني و در قنوت نماز هم مي توان دعا كرد؛ ولي نه به عنوان جزء نماز.

اين آقايان كه معتقد به صلوات ابراهيمي هستند، در چندين جاي صحيح بخاري آمده است:

از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) سوال كردند كه چگونه بر شما صلوات بفرستيم؟ فرمود: بگوييد:

أللهم صلي علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي إبراهيم و علي آل إبراهيم.

صحيح البخاري، ج٤، ص١١٨ و ج٦، ص٢٧ و ج٧، ص١٥٦ - صحيح مسلم، ج٢، ص١٦

صحيح بخاري در همان روايت هم نام پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) را دو مرتبه آورده است و مي گويد:

من النبي صلي الله عليه و سلم.

و كلمه و آله را حذف كرده است. اين اشكال بر خود شماست.

* * * * * * *

سوال:

نظر شما در مورد روايت آقاي كليني (ره) در كتاب كافي چيست كه مي فرمايد:

همه صحابه كافر شده اند.

جواب:

اين آقايان به جاي اين كه به ما ايراد بگيرند، به كتاب هاي خودشان ايراد بگيرند. در كتاب صحيحبخاري، بيش از ٢٥ روايت آورده اند:

بعد از پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، صحابه مرتد شدند و وارد آتش جهنم خواهند شد.

عبارت صحيح بخاري كه از ابوهريره است و از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل مي كند، اين است:

بينا أنا قائم فإذا زمرة حتي إذا عرفتهم، خرج رجل من بيني و بينهم فقال: هلم، فقلت: أين؟ قال: إلي النار والله! قلت: و ما شأنهم؟ قال: إنهم إرتدوا بعدك علي أدبارهم القهقري، ثم إذا زمرة حتي إذا عرفتهم، خرج رجل من بيني و بينهم فقال: هلم، قلت: أين؟ قال: إلي النار والله! قلت: ما شأنهم؟ قال: إنهم إرتدوا بعدك علي ادبارهم القهقري، فلا أراه يخلص منهم إلا مثل همل النعم.

كنار حوض كوثر نشسته بودم و صحابه من، طرف حوض مي آمدند تا آب بخورند. اما اينها را كشان كشان مي بردند. گفتم: كجا مي بريد؟ گفتند: به طرف آتش جهنم. دسته هاي ديگري هم به همين شكل بودند. گفتم: مگر اينها چه كرده اند؟ گفتند: اين صحابه بعد از تو مرتدًّ شدند و به عقائد دوران جاهليت برگشتند. من مي بينيم كه اينها مي برند و جز تعداد اندكي از صحابه من، از آتش جهنم نجات نمي يابند.

صحيح البخاري، ج٧، ص٢٠٩، حديث٦٥٨٧

اين روايت از صحيح بخاري است، نه از كتاب هاي ديگر كه از ما سند بخواهيد. آقايان هم مي گويند صحيح بخاري، نازل منزله قرآن است و هر كس در صحت احاديث صحيح بخاري شك كند، مرتدّ است. حتي آقاي ابن كثير دمشقي ـ از استوانه هاي علمي وهابيت كه بر سر او قسم مي خورند ـ از عايشه نقل مي كند:

لما قبض رسول الله صلي الله عليه و سلم إرتدت العرب قاطبة و اشرأبت النفاق.

تمام عرب ها بعد از رحلت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مرتد شدند و نفاق ميان مردم برخاست.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج٦، ص٣٣٦

* * * * * * *

سوال:

چرا افرادي مانند برقعي كه شيعه بودند، با بررسي و تحقيق، سني شدند؟

جواب:

آقاي برقعي حدود ٧٠ كتاب نوشته است و نصف آن در دفاع از شيعه و نصف آن در دفاع از اهل سنت بوده است. چطور آقايان به كتاب هايي كه عليه شيعه نوشته شده، استناد مي كنند، ولي به كتاب هايي كه عليه اهل سنت نوشته شده، استناد نمي كنند؟ خود همين آقاي برقعي در آخر عمر، از نوشته هاي خود پشيمان شد. ما وصيت نامه اش را داريم كه نوشته است:

مرا در حرم امام زاده شعيب (عليه السلام) واقع در روستاي كن اطراف تهران دفن كنيد.

اين آقايي كه يك عمر، فريب وهابيت و عربستان سعودي را خورد و به او پول دادند و كتاب نوشت عليه شيعه و منهاج السنة ابن تيميه را هم ترجمه كرد، يكي از شاگردان ايشان ـ كه از دوستان ما است ـ مي گفت:

در اواخر عمر آقاي برقعي، با مصطفي طباطبائي به عيادت ايشان رفتيم و ايشان وصيت نامه اش را در آورد و براي ما خواند كه من معتقد به امامت ائمه اثنا عشر (عليهم السلام) هستم و از كارهاي قبلي پشيمانم و اگر اجازه دادند، مرا در حرم امام زاده شعيب (عليه السلام) دفن كنيد.

حال آنكه در كتاب هايش آورده كه امام زاده پرستي شرك است و حرم امامان و امام زاده ها بت خانه است. الان هم قبرش در روستاي كن در آستانه حرم امام زاده شعيب (عليه السلام) است. اين آقايان چطور آن طرف را مي گويند، ولي اين طرفش را نمي گويند؟ انسان فراز و نشيب دارد و ملاك، آخر عمر است و معروف است كه مي گويند:

جوجه را آخر پائيز مي شمارند.

در رابطه با آقاي رادمهر هم اين كه ايشان شيعه بوده يا نبوده، بنده شخصا يقين دارم كه ايشان شيعه نبوده است و ادله اي هم براي اين يقينم دارم. ايشان در شرح حال خود مي گويد:

من در قم درس خواندم و در درس خارج حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني ثبت نام كردم.

دروس خارج حوزه علميه قم اصلا ثبت نامي نيست. مشخص است كه از الفباي دروس حوزه علميه قم بي خبر است. مثلا خدا بيامرزد آيت الله فلسفي (ره) را كه درس خارج مي گفت و هر طلبه اي كه مي توانست استفاده كند، مي رفت. الان هم در قم حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني درس مي گويد و چند هزار نفر هم در كلاس ايشان شركت مي كنند و اين دروس ثبت نامي نيست. مشخص است كه اينها حافظه شان كم است. مانند سيد حسين موسوي كه عليه شيعه كتابي نوشت به عنوان لله ثم للتاريخ و حرف هايي را آورده كه مشخص است بچه شيعه اي كه چند سال بيشتر ندارد، آشنائيت بيشتري با فرهنگ شيعه دارد تا ايشان كه مي گويد من از فضلاء و مراجع حوزه علميه قم هستم. جالب اين كه ايشان هم مي گويد:

من در درس حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره) كه كافي را تدريس مي كرد، شركت مي كردم.

تمام جوانان شيعه مي دانند كه كتاب كافي، كتاب حديثي است نه كتاب درسي حوزه. در طول اين هزار و اندي سال، يك حوزه علميه هم كتاب كافي را كتاب درسي خود قرار نداده است.

غالب اين حضرات به شكل بودند. هم چنين دكتر كلهر در ماهواره مي گويد كه من شيعه بودم و چنين و چنان بودم. همه اش دروغ و افتراء است و اگر كسي سخنان او را گوش كند، مي فهمد كه اين آقا از الفباي شيعه خبر ندارد.

بر فرض هم كه سني شده باشند، قرآن مي فرمايد:

فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ

سوره كهف/آيه٢٩

ما هيچ إبائي نداريم كه يك جوان، يك روحاني يا يك شيعه تحقيق كند و بگويد مذهب اهل سنت حق است. او بايد برود مذهبش را تغيير دهد و اگر اين كار را نكند، خلاف كرده است. به شرط اين كه آنها هم اگر سيل اساتيد و دانشجويان شان به طرف شيعه كشيده مي شود، از ما گلايه نكنند و تصور كنند كه مذهب شيعه هم يكي از مذاهب اسلامي است. همان طوري كه بزرگان اهل سنت، روزي شافعي بودند و روز بعد حنفي شدند يا مالكي يا حنبلي. در آخرين نامه اي كه به مولوي عبد الحميد ـ امام جمعه زاهدان ـ نوشتم، ليستي از شخصيت هاي علمي و مراجع و بزرگان اهل سنت را كه تغيير مذهب دادند، به ايشان ارسال كردم. اين اشكالي ندارد كه كسي بعد از تحقيق، از مذهبي به مذهب ديگر برود. به شرطي كه منجر به فتوا دادن به قتل و نجاست همديگر ندهند. مشكل امروز ما، اهل سنت نيست، بلكه وهابيت است كه شمشير را از رو بسته اند و قتل ما را واجب و ما را نجس مي دانند. حتي يكي از پزشكان وهابي گفت:

اگر يك مجروح شيعي را در بيمارستان آوردند، حرام است بر پزشكان كه او را مداوا كنند تا نجات پيدا كند و بايد كاري كنند كه جنازه اش از بيمارستان خارج شود.

ما با اين تفكر مخالف هستيم.

* * * * * * *

سوال:

در مورد اين حديث:

فاطمة بضعة مني.

كه در شأن حضرت علي (عليه السلام) آمده در رابطه با ازدواج ايشان با دختر ابوجهل، چه مي گوييد؟

جواب:

نمي دانيم قسم حضرت عباس (عليه السلام) را قبول كنيم يا دم خروس را.

نكته اول:

اين آقايان مي گويند راوي اين داستان، شخصي است به نام مسور بن مخرمه كه ابن حجر مي گويد ايشان در سال دوم هجري به دنيا آمده است و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه از دنيا رفت، ايشان ٨ ساله بود. آقاي توفيق ابو علم ـ از بزرگان دانشگاه الأزهر مصر ـ قضيه خواستگاري را در سال دوم هجرت مي داند؛ يعني در سالي كه اين راوي هنوز از رحم مادر به دنيا نيامده بود. شما برويد بررسي كنيد اگر يك روايت از غير مسور بن مخرمه در مورد خواستگاري امير المومنين(عليه السلام) از دختر ابو جهل پيدا كرديد، من جايزه مي دهم.

نكته دوم:

نام دختر ابوجهل، جويريه است و در سال هشتم هجري در مكه مسلمان شده و تا روزي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از دنيا رفت، رنگ مدينه را نديده است.

نكته سوم:

اين خانم، كسي است كه پدرش در جنگ بدر به دست علي بن ابيطالب (عليه السلام) كشته شده است. همين خانم در قضيه فتح مكه، وقتي بلال براي اذان بر بالاي كعبه رفت، گفت:

پدر! مردي و رفتي و صداي زوزه سگ اسلام ـ بلال ـ را نشنيدي.

و ده ها قضيه ديگر. اين آقا مي گويد:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) بر بالاي منبر فرمود: مردم! علي مي خواهد براي فاطمه هوو بياورد و از دختر ابوجهل خواستگاري كرده است. اگر علي مي خواهد زن بگيرد، بايد دختر مرا طلاق بدهد و هر كسي را كه مي خواهد بگيرد.

اين روايت از صحيح بخاري است.

لا تجتمع بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم و بنت عدو الله عند رجل واحد.

دختر پيامبر خدا و دختر دشمن خدا نمي توانند زير يك سقف با يك مرد زندگي كنند.

صحيح البخاري، ج٤، ص٢١٢

ما در اينجا چند سوال را مطرح مي كنيم:

سوال اول:

آيا اين كار، پائين آوردن شأن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نيست كه بيايد در مسجد و بگويد كه حضرت علي (عليه السلام) مي خواهد براي دختر من هوو بياورد؟ قرآن صراحت دارد:

فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَي وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ

سوره نساء/آيه٣

پس آن كس از زنان را به نكاح خود درآوريد كه شما را نيكو و مناسب است؛ دو يا سه يا چهار زن.

خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم چندين زن داشت. آن وقت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به حضرت علي (عليه السلام) اين چنين بگويد كه اگر مي خواهي زن ديگري بگيري، بايد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را طلاق بدهي؟! اين كار براي كسي است كه به دور از فرهنگ است و در بيابان ها زندگي مي كند و از فرهنگ اسلامي خبر ندارد. اين، خلاف قرآن و مقام نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و اخلاق اسلامي است.

سوال دوم:

شما مي گوييد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

لا تجتمع بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم و بنت عدو الله عند رجل واحد.

دختر پيامبر خدا و دختر دشمن خدا نمي توانند زير يك سقف با يك مرد زندگي كنند.

صحيح البخاري، ج٤، ص٢١٢

شما مي گوييد كه آقاي عثمان، داماد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بوده است. دختر ابوجهل در خانه عثمان است با دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم). يا بايد بگوييد كه اين روايت دروغ است يا بايد بگوييد كه زنان عثمان، دختران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نبودند.

ما ده ها اشكال در اين قضيه داريم. ما يك مقاله اي نوشتيم در مجله فكرة الكوثر كه در عربستان سعودي هم منتشر شده و در سايت ها هم موجود است. يك مقاله ٧٠ صفحه اي نوشتيم كه اين روايت:

فاطمة بضعة مني.

در چه زمينه اي است. مضافا كه در چند جاي صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها [فمن أغضبها أغضبني].

صحيح البخاري، ج٤، ص٢١٠ ـ صحيح مسلم، ج٧، ص١٤١

و در آنجا هم قضيه خواستگاري از دختر ابوجهل نيست.

حاكم نيشابوري روايتي را آورده كه سندا صحيح است:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فرمود:

أن الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك.

خداوند با غضب تو غضبناك و با رضايت تو راضي مي شود.

المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٥٤

آقايان اهل سنت اين روايت را ديده اند و از طرف ديگر هم اين روايت را ديده اند:

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

صحيح البخاري، ج٤، ص٤٢ و ج٥، ص٨٢ ـ مسند احمد، ج١، ص٦

و لذا مجبورند كه اين افترائات را مطرح كنند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»