سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣١٨ - تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)

تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)

کد مطلب: ٥٤٨٢ تاریخ انتشار: ٢٥ شهریور ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٤٣٨٩ سخنراني ها » شبکه ولايت تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
حبل المتين ٨٩/٠٦/٢٥

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٥ / ٠٦ / ٨٩

استاد حسيني قزويني

قبل از آغاز سخن، هشتاد و هشتمين سال تخريب حرم مطهر ائمه بقيع (عليهم السلام) توسط وهابيت را به پيشگاه مقدس حضرت بقية الله الأعظم (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان و شيفتگان أهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) تسليت مي گوييم و خدا را به آبروي ائمه مظلوم بقيع (عليهم السلام) سوگند مي دهيم هر چه سريع تر مقدمات تعجيل فرج حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) را فراهم كند كه با آمدن ايشان، بساط ظلم و ستم و كفر جهاني و نفاق در پوشش ايمان بر هم چيده شود و حكومت واحد جهاني و اسلامي مبتني بر قرآن و فرهنگ برخاسته از مباني فكري أهل بيت (عليهم السلام) تأسيس شود و آن روز است كه ما با سربلندي، به وابستگي مان به أهل بيت (عليهم السلام) و تعلق مان به ائمه (عليهم السلام) افتخار مي كنيم.

در جلسه گذشته، مطالبي را از بيانات مراجع عظام تقليد در رابطه با وهابيت عرض كرديم كه فرمودند:

وهابيت مولود كفر و يهود است و هدف تأسيس فرقه وهابيت، مبارزه با اسلام و قرآن و أهل بيت (عليهم السلام) است و چه بسا اينها روزي خانه خدا را همانند ابرهه نشان خواهند گرفت.

در تبيين سخنان مراجع عظام تقليد، ما خلاصه اي از عملكرد وهابيت را در مقايسه با دودمان بني أميه در برخورد با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و مخالفت با آن بزرگوار و مخالفت با ائمه (عليهم السلام)، أمير المؤمنين (عليه السلام)، حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) بيان كرديم و مقايسه اي كرديم عملكرد شوم شجره ملعونه قرآن، بني أميه را با عملكرد وهابيت و چند ورقي از كارنامه سياه وهابيت را براي شما عزيزان و بينندگان گرامي شبكه جهاني ولايت كه اينك در سراسر جهان از آمريكا، كانادا، اروپا و آسيا شاهد اين برنامه هستند، بيان كرديم. بعد از برنامه هم، دوستان از داخل و خارج، توسط تلفن و پيامك و ايميل، اظهار تشكر مي كردند و بعضي از عزيزان هم مي گفتند:

اي كاش اين بحث ها در ديگر دانشگاه هاي كشور هم اجرا و پياده شود و اين صدا و اين ندا از مركز علمي و از دانشكده و از دانشگاه برخيزد و عزيزان دانشجوي ما و اساتيد دانشگاه و ديگر افرادي كه در عرصه فرهنگي تلاش مي كنند، با مباني فكري و كارنامه سياه عملي وهابيت آشنا شوند.

من امشب عرائضم را در ٢ بخش تقديم شما عزيزان مي كنم؛ بخش اول، دنباله بحث گذشته، نگاهي به كارنامه سياه وهابيت است و بخش دوم، عملكرد وهابيت در تخريب بقيع و أدله شيعه بر مشروعيت حرم سازي و بناي بر قبور ائمه طاهرين (عليهم السلام) و گنبد و بارگاه ساختن براي آنان از قرآن و سنت است.

بخش اول:

يكي از خطرناك ترين پديده هايي كه توسط وهابيت وارد جامعه اسلامي شد و أمت اسلامي را گرفتار كرد، قضيه تكفير أمت اسلامي است.

١. إبن تيميه و مشرك دانستن مسلمين و قتل آنان

إبن تيميه كه در قرن ٧ و ٨، مباني فكري و اعتقادي وهابيت را رقم زد، رسما اعلام كرد:

من يأتي إلي قبر نبيّ أو صالح و يسأله حاجته و يستنجده ... فهذا شرك صريح، يجب أن يُستتابَ صاحبُه، فإن تاب و إلاّ قُتِل.

هر كسي كه به قبر پيامبر يا يك از صالحين متوسل شود، مشرك و كافر است و بايد او را به توبه كردن واداشت؛ در غير اين صورت بايد كشته شود.

زيارة القبور و الإستنجاد بالمقبور، ص١٥٦ ـ الهديّة السنيّة، ص٤٠

همان گونه اي كه ديروز عرض كرديم از استوانه هاي علمي أهل سنت، مانند امام سُبْكي، قاضي عياض، حصني دمشقي و ذهبي صراحت دارند:

قبل از پيدايش فكر إبن تيميه در حرمت توسل به پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، هيچ عالم و مسلماني در رابطه با حرمت توسل به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) سخن نگفته است و اولين بار، اين زنديق حران بود كه اين سخن را بيان كرد.

٢. محمد بن عبد الوهاب و مباح نمودن مال و جان مسلمين

خود محمد بن عبد الوهاب، موسس حكومت سياسي وهابيت وقتي به اين قضيه مي رسد، مي گويد:

و إنّ قَصْدَهم الملائكة و الأنبياء و الأولياء، يريدون شفاعتهم و التقرّبَ إلي اللّه بذلك، هو الذي أحلّ دماءَهم و أموالَهم.

كساني كه متوسل به ملائكه و انبياء و اولياء مي شوند و از آنها شفاعت مي خواهند و به وسيله آنان به خدا تقرب مي جويند، مال و جان شان حلال و مباح است.

كشف الشبهات، ص٥٨، ط. دار القلم بيروت ـ مجموع مؤلّفات الشيخ محمّد بن الوهاب، ج٦، ص١١٥، رسالة كشف الشبهات.

يعني هر كس بگويد «يا رسول الله»، خون و مالش هدر و واجب القتل و مهدور الدم است. يعني توسل به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، از ديدگاه اينها، از گناهان كبيره مانند زنا بالاتر است. چون اگر كسي مرتكب زنا شود، در دفعه اول و دوم او را شلاق مي زنند و بعضي ها در مرتبه سوم و چهارم حكم قتل را صادر مي كنند؛ ولي محمد بن عبد الوهاب رسما اعلام مي كند: «جرم توسل به پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، جز قتل و مصادره اموال، چيز ديگري نيست». آيا اين انگشت اتهام، فقط متوجه جهان تشيع است؟! والله خير. ديروز عرض كردم كه تمام فقهاء أهل سنت؛ فقهاء احناف و مالكي ها و شافعي ها و حنبلي ها، حتي خود إبن قدامه مقدسي حنبلي در كتاب المغني، بحث توسل به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را مطرح مي كند و زيارت نامه مخصوصي براي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) ذكر مي كند و در زيارت نامه اش، آيه ٦٤ سوره نساء را مي آورد:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

و مي گويد:

لازم است كه هر كسي به زيارت قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي رود، بگويد:

يا رسول الله! خداوند در قرآن فرموده است: هر كس تو را بين خودش و خداي خودش واسطه قرار بدهد، خداوند گناهانش را مي بخشد. از راه دور آمده ام و به تو متوسل شده ام و تو را بين خودم و خداي خودم واسطه قرار مي دهم.

قضيه توسل به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، چيزي نيست كه مربوط به شيعه باشد. يعني حكم تكفير اينها، شامل تمام مسلمانان دنيا مي شود. اگر تاريخ وهابيت را ببينيد، كتاب الدرر السنية في الردّ علي الوهابية كه يكي از مفتيان مكه مكرمه به نام زيني دحلان آن را نوشته و يك عالم سني و شافعي مذهب است و هم چنين كساني كه تاريخ آل سعود را نوشته اند، ببينيد كه در سال ١١٥٧ هجري، وقتي حكومت سياسي وهابيت در اطراف رياض رقم مي خورد و تأسيس مي شود، با دستور محمد بن عبد الوهاب (جدّ أعلاي آل شيخ، مفتي أعظم فعلي عربستان سعودي) و سربازان محمد بن سعود (جدّ أعلاي ملك فهد و ملك عبد الله) فتوا دادند:

ريختن خون مسلمانان حلال است و اموال شان را بايد به عنوان غنائم جنگي تصرف كرد.

در منطقه نجد، اطراف درعيه، به روستاها و شهرها هجوم بردند و مسلمانان را كشتند و اموال شان را به عنوان غنائم جنگي تصرف كردند. آنها كه شيعه نبودند؛ همه شان از أهل سنت بودند. اگر امروز وهابيت و سركردگان و ليدرهاي شان مانند بن جبرين و البراك فتوا به تخريب حرم عسكريين (عليهما السلام)، حرم أمير المؤمنين (عليه السلام)، امام حسين (عليه السلام) و حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) مي دهند؛ چيز تازه اي نيست.

٣. شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آيين وهابيت

در همان سال ١١٥٧ هجري، طبق دستور محمد بن عبد الوهاب، سربازان وهابي، اولين حرمي را كه ويران كردند و با خاك يكسان كردند، قبر برادر خليفه دوم، زيد بن خطاب بود. يعني ضربه وهابيت، قبل از آنكه متوجه جهان تشيع بشود، متوجه جهان أهل سنت است. جالب اين كه آقاي زيني دحلان در كتاب الدرر السنية صراحتا مي گويد:

و إذا أراد أحد الدخول في دينه، يقول له بعد الشهادتين: أشهد علي نفسك إنّك كنت كافراً و علي والديك أنّهما ماتا كافرين و علي فلان و فلان و يسمّي جماعة من أكابر العلماء الماضين أنّهم كانوا كفّاراً، فإن شهد قبله و إلاّ قتله و كان يصرّح بتكفير الأمّة منذ ستّمائة سنة و يكفّر من لا يتّبعه و يسمّيهم المشركين و يستحلّ دماءهم و أموالهم.

اكر كسي مي خواست وارد آيين وهابيت شود، بايد ٥ شهادت را بر زبان جاري مي كرد تا او را به عنوان مسلمان مي پذيرفتند و تا قبل از اين كه وارد آيين وهابيت بشود، كافر بوده است. بعد از شهادت به وحدانيت خداوند و رسالت پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، بايد شهادت مي داد عليه خودش كه قبل از اين كه وارد آيين وهابيت بشود، كافر بوده؛ بايد شهادت مي داد كه والدينش كه توفيق ورود به آيين وهابيت را نداشته آند، به صورت كافر از دنيا رفته اند ؛ بايد شهادت مي داد كه فلاني و فلاني و جماعتي از علماء اسلام كه از دنيا رفته اند، كافر بودند؛ اگر اين شهادات را مي گفت، از او قبول مي كردند، وگرنه كشته مي شد.

الدرر السنيّة في الرد علي الوهابية، ص٤٦ ـ الفجر الصادق لجميل صدقي الزهاوي، ص١٧ ـ كشف الإرتياب، ص١٣٥ نقلا عن خلاصة الكلام، ص٢٢٩ ـ ٣٣٠ لدحلان

اين سخن شيخ طوسي (ره)، كليني (ره)، صدوق (ره)، علامه حلي (ره) و مجلسي (ره) نيست؛ سخن مفتي مكه مكرمه، زيني دحلان (متوفاي ١٤٠٥ هجري) است كه كاملا مهد وهابيت بزرگ شده است.

برادران عزيز أهل سنت! از خواب بيدار شويد و فريب وهابيت را نخوريد. والله العلي الأعلي، اينها براي شما، جز بدبختي و نكبت در دنيا و آخرت، چيزي به ارمغان نمي آورند؛ اين است آيين وهابيت. به تعبير كاشف الغطاء (ره): «هذه هي الوهابية».

بعضي از دوستان، بارها به ما گفته اند كه براي كار كردن در رابطه با وهابيت چه كنيم؟ من عرض مي كنيم كه شما برويد كتاب هاي مربوط به وهابيت را مطالعه كنيد و براي مردم بازگو كنيد تا مردم ماهيت اينها را بدانند.

٤. تطبيق آيه إكمال بر آيين وهابيت

جالب اين كه دريادار سرتيپ ايّوب صبري (سرپرست مدرسه عالي نيروي دريايي در دولت عثماني ضد شيعه و معاصر با عصر محمد بن عبد الوهاب) كتابي دارد به نام تاريخ وهابيان و من توصيه مي كنم كه اين كتاب را نه يك بار، ١٠ بار، ٢٠ بار مطالعه كنيد. اخيرا اين كتاب در مصر، توسط مؤسسه الهدف للإعلام و لنشر به زبان عربي چاپ شده به نام تاريخ الوهابية. ايشان كاملا عقائد و عملكرد و پرونده وهابيت را لحظه به لحظه دنبال كرده است. ايشان در اين كتاب مي نويسد:

سعود بن عبد العزيز (نوه محمد بن سعود) پس از تصرّف مدينه منوّره (در سال ١٢١٩ هجري)، تمام مسلمانان را در مسجد النبي جمع كرد و درهاي مسجد را بست و اين گونه سخن آغاز نمود:

يا أهالي المدينة، إنّ دينكم اليوم قد كمل و غمرتكم نعمة الإسلام و رضي اللّه عنكم طبق قوله تعالي: (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) (المائدة: ٣) ذرو أديان آبائكم الباطلة و لا تذكروهم بإحسان أبداً و احذروا أن تترحّموا عليهم; لأنّهم ماتوا علي الشرك بأسرهم.

اي أهل مدينه! ... امروز دين شما كامل شد، دين پدران تان را كه باطل بود، رها كنيد و هرگز پدران تان را به نيكي ياد نكنيد و بپرهيزيد از اين كه براي پدران تان طلب رحمت كنيد؛ زيرا آنها به حال شرك از دنيا رفته اند.

تاريخ الوهّابيّة، ص١٢٦، چاپ الهدف للإعلام و النشر ـ القاهرة، سنة ٢٠٠٣ ميلادي

آيا مبارزه وهابيت، فقط با شيعه است؟ يا نه، وهابيت پايه اول مباني فكري خودشان و كارنامه عملي خودشان را با حذف قرآن و حذف اسلام و مبارزه با كل جهان اسلام آغاز كرده اند.

٥. كشتار عمومي علماء اهل سنّت

همين آقاي دريادار أيوب صبري به نقل از عبد العزيز بن سعود مي گويد:

اگر ما بخواهيم نداي وهابيت را به دنيا و قلب بغداد برسانيم، بايد تمام علماء أهل سنت كه دم از سنت مي زنند، از لب شمشير بگذرانيم.

و لأجل تحقيق هذا الأمل، فلابدّ من أن نجتثّ دابر علماء العامّة الذين يدّعون أنّهم يتّبعون السنّة النبويّة السنيّة و الشريعة المحمديّة العليّة و بعبارة أخري: نستأصل شأفة المشركين الذين يسمّون أنفسهم بإسم علماء أهل السنّة و لا سيّما من يشار إليه بالبنان منهم. إذ ما دام هؤلاء في قيد الحياة فسوف لا يروق لأتباعنا بلغة من العيش، فلذا ينبغي أن نبيد من يظهر بعنوان عالم أولاً، ثمّ نحتلّ بغداد ثانياً.

براي رسيدن به هدف، بايد دُم تمام علماء أهل سنت را كه از سنت نبوي و شريعت محمدي تبعيت مي كنند، قطع كنيم.

تاريخ الوهّابيّة، ص٥٥، چاپ الهدف للإعلام و النشر ـ القاهرة، سنة ٢٠٠٣ ميلادي

يعني علماء أهل سنت، مانع بزرگ ما هستند براي نشر مباني فكري و اعتقادي وهابيت و بايد اول اينها را از سر راه مان برداريم.

باز هم ايشان در جاي ديگري از اين كتاب مي نويسد:

وقتي اينها در سال ١٢١٨ هجري حمله كردند به مكه مكرمه براي تصرف آنجا، انبوه زيادي از علماء أهل سنت را كشتند و نابود كردند، بدون آن كه كوچك ترين جرمي براي آنها ذكر كنند.

قتل سعود الوخيم العاقبة كثيراً من علماء العامّة بدون ذنب.

سعود بن عبد العزيز بيچاره و عاقبت به شر، تعداد زيادي از علماء أهل سنت را بدون گناه كشت.

تاريخ الوهّابيّة، ص٩٥، چاپ الهدف للإعلام و النشر ـ القاهرة، سنة ٢٠٠٣ ميلادي

٦. قتل عام مردم طائف

در سال ١٢١٧ هجري به طائف (در ٩٥ كيلومتري شمال مكه) حمله كردند؛ طائف نه در آن زمان و نه الآن، شيعه ندارد. آقاي زيني دحلان در كتاب الدرر السنية نقل مي كند:

و لمّا ملكوا الطائف في ذي القعدة سنة ١٢١٧ ألف و مائتين و سبعة عشر، قتلوا الكبير و الصغير و المأمور و الآمر و لم ينج إلاّ من طال عمره و كانوا يذبحون الصغير علي صدر أمّه و نهبوا الأموال و سبّوا النساء.

وقتي در سال ١٢١٧ هجري به طائف حمله كردند، بزرگ و كوچك، پير و جوان، مرد و زن، همه را قتل عام كردند؛ حتي طفل شيرخواره را در دامن مادر سر مي بريدند ...

الدرر السنيّة، ص٤٥

وقتي مي بينيد اينها در عراق، با انفجارها و انتحارها، ٢٠٠ ، ٣٠٠ انسان بي گناه را به خاك و خون مي كشند، تعجب مي كنيد؟! در مسجد جامع أمير المؤمنين (عليه السلام)، آن انسان هاي پاكي كه براي ابراز احساسات به أهل بيت (عليهم السلام) در آنجا جمع شده بودند و آنها را به خاك و خون مي كشند، تعجب مي كنيد؟! اينها حتي به طفل هاي شيرخواره أهل سنت هم رحم نكردند!

اين سخن ما نيست، سخن علماء أهل سنت است؛ سخن آقاي زيني دحلان، مفتي أسبق مكه مكرمه است.

لذا ما در اينجا به همه علماء أهل سنت و طلبه هاي حوزه هاي علميه أهل سنت در داخل كشور جمهوري اسلامي ايران و در خارج هشدار مي دهيم كه فريب اينها را نخوريد! فريب ريال ها و دلارهاي وهابيت را نخوريد! امروز با صدهزار تومان و فردا با يك ميليون تومان و يك ماشين شما را فريب مي دهند و سر شما را به باد مي دهند و اينها مقدمه اي تا دنيا و آخرت شما را تباه كنند.

٧. هشدار به علماء أهل سنت

مگر قضيه مولوي عبد القدوس كه از علماء طراز اول سيستان و بلوچستان بود را نشنيده ايد؟ جطور شد كه سر او بالاي دار رفت؟ آيا تلخي إعدام مولوي سهرابي را فراموش كرده ايد؟ او از اساتيد و علماء بزرگ حوزه هاي علميه سيستان و بلوچستان بود كه وهابيت اينها را فريب دادند و حوزه علميه خواهران را در چاه جمال ايرانشهر، مبدّل كردند به مركز نگهداري مواد منفجره و خمپاره و اسلحه. براي چه؟ اگر صلاح باشد، فيلم اعترافات اينها را كه از صداي جيحون پخش شد، از شبكه جهاني ولايت به حول و قوه إلهي پخش مي كنيم. خود مولوي عبد القدوس كه شخصيت برجسته اي بود، رسما اعتراف كرد:

ما فريب وهابيت را خورديم و به ما پول و سلاح دادند و به ما گفتند جلسات شيعيان را منفجر كنيد و به ما دستور داده بودند جلسه اي را كه علماء شيعه و سني جمع شده اند، منفجر كنيم و علماء شيعه و سني را به خاك و خون بكشيم و اختلاف ميان شيعه و سني راه بياندازيم.

اي عزيزان أهل سنت! من مي ترسم بعضي از كليپ ها را پخش كنم كه هم عزيزاني كه در اينجا حضور دارند و هم بينندگان ما، توان ديدن اين كليپ ها را نداشته باشند. مخصوصا كه الآن برنامه ما را ميليون ها انسان در آسيا و اروپا و آمريكا مي بينند. كليپ هايي كه مربوط به سربريدن انسان هاي بي گناه توسط وهابي ها است كه مثل گوسفند سر مي برند. بچه ٨ ساله را به بيابان مي برند و سر بريدن انسان را به او آموزش مي دهند و با كمال وقاحت، اينها را در سي دي تكثير و در ميان مردم منتشر مي كنند براي ايجاد رعب و وحشت.

در جناياتي كه در زاهدان، توسط عبد المالك ريگي انجام شد و اين جواني را كه سر بريد و با گفتن تكبير و خواندن آيات قرآن، دستور داد سرش را بريدند و سي دي اش را به صورت انبوه، در ميان مردم براي ايجاد رعب و وحشت منتشر كردند. آقايان أهل سنت! اين جواني كه عبد المالك ريگي سرش را بريد، شيعه نبود، جوان سني بود؛ بيگانه هم نبود؛ برادر زن برادرش بود و آمد با كمال وقاحت، در بيابان خواباند و دست و پايش را بست و مانند گوسفند سرش را بريد و سر بريده اش را به دست گرفت و بدنش هم در خون غوطه ور بود و دست و پا مي زد و سي دي اش را در ميان مردم منتشر كردند. شما در مورد اين، چه مي خواهيد بگوييد؟ وقتي اروپا و آمريكا اين جنايت را به نام اسلام مي بينند و اين آقا با خواندن قرآن، اين چنين جنايتي مي كند، شما انتظار داريد اينها نسبت به ساحت مقدس نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت نكنند و كاريكاتورهاي موهن نسبت به ساحت مقدس نبوي (صلي الله عليه و آله) نكشند و نسبت به قرآن كريم، كه از مقدس ترين مقدسات اسلام است ، جسارت نكنند؟! اينها معلول اين همه مسائل است.

٨. عدم محكوميت اهانت به قرآن توسط وهابيت

شمائي كه اين همه داد مي زديد و فرياد مي كرديد كه شيعه از قرآن فاصله گرفته و قرآن را نمي خواند و قرآن ما را قبول ندارد و چيز ديگري به نام قرآن دارند و قائل به تحريف قرآن است، يك عمري شعار داديد و ٨٠٠ سال است كه شعار شما، گوش عرشيان را كر كرده است، پس چرا در برابر جسارت به قرآن كريم ساكت نشستيد؟! چون خيلي ها از اخبار داخل كشور، اطلاعي ندارند، امروز من رسما اعلام مي كنم و تمام دنيا بدانند:

تنها كشوري كه بسيج عمومي و فرياد همگاني در حمايت از قرآن كريم سر مي دهد، همين جمهوري شيعي ايران است.

چند مورد از اين تظاهرات و محكوميت ها در داخل عربستان سعودي داشتيد؟ يا در كشورهاي وابسته به وهابيت، مانند امارات و كويت و قطر داشتيد؟ بياييد در ماهواره هاي تان اعلام كنيد تا ما هم ببينيم. شايد بوده و ما خبر نداريم. چند نفر از سران وهابيت اين عمل را محكوم كردند؟

البته در بيانيه مقام معظم رهبري و مراجع عظام تقليد هم آمده است و ما هم گفته ايم كه:

ما با مسيحيت دشمني نداريم؛ با يهود و تابعين حضرت موسي (عليه السلام) دشمني نداريم؛ ما به انجيلي كه بر حضرت عيسي (عليه السلام) نازل شده، احترام مي گذاريم و مي بوسيم و بالاي سرمان مي گذاريم و تورات نازل شده بر حضرت موسي (عليه السلام) براي ما مقدس است و مقابله به مثل نمي كنيم؛ ولي از دفاع از حريم قرآن هم كوتاه نمي آييم و تا آخرين نفس و آخرين قطره خون مان از مقدسات اسلامي و شيعي مان دفاع مي كنيم.

و اميدواريم إن شاء ا... كشورهاي اسلامي، به ويژه سازمان كنفرانس اسلامي در اين زمينه قدم مثبتي بردارد. اين قضيه، آغاز كار است و ما از عواقب وخيم اين نگران هستيم. من اين را به عزيزان و جوانان مسلمان و شيعه كه در سراسر جهان، اينك صداي بنده را مي شنوند توصيه مي كنم:

از احساساتي برخورد كردن در اين قضيه، به شدت خودداري كنند؛ چون آنها دنبال اين هستند كه ٤ تا بچه مسلمان و بچه شيعه را تحريك كنند تا به مسيحي ها جسارت كنند و با آنها برخورد كنند و با كليساها برخورد كنند و اين كار، مقدمه اي باشد براي محدود كردن فعاليت مسلمانان در كره زمين و در سراسر اروپا و آمريكا و بستن مراكز فرهنگي اسلامي در سراسر اروپا و آمريكا. دقت كنيد و بهانه به دست دشمن ندهيد.

من با اطلاع دقيقي كه دارم، در خود آمريكا، تمام كليساها، عمل اين آقاي تري جونز، اين مسيحي تندرو و رئيس يك كليساي خيلي كوچك در ايالت فلوريداي آمريكا را محكوم كرده اند. حتي خود مسيحي ها، شايد قبل از مسلمانان، عملكرد او را محكوم كرده اند. لذا جنگ ما، جنگ اسلام و صليب نيست؛ مبارزه ما، مبارزه صليب و اسلام نيست؛ بلكه ما عملكرد يك عده آدم هاي افراطي و ديوانه (البته با عرض پوزش از ديوانه ها) را محكوم مي كنيم. وگرنه تمام مقدسات مسيحيان را احترام مي گذاريم و مي بينيد كه اينها در سراسر دنيا و در خود جمهوري اسلامي ايران در كنار ساير مسلمانان، با سلامتي زندگي مي كنند.

٩. مشكل اصلي اسلام با ١٠٪ از وهابيان تندرو است، نه همه آنها

از برادران عزيز مسيحي و يهودي در سراسر جهان، حتي ديگر افرادي كه تابع أديان آسماني نيستند، ما مصرّانه مي خواهيم كه حساب ٤ تا وهابي تندرو را به حساب اسلام نگذارند. حتي اين را بارها عرض كرده ام كه شايد در ايران، كمتر كسي باشد كه به اندازه بنده، با وهابي ها و سران وهابي سر و كار داشته باشد و من با اكثر شخصيت هاي وهابي، چه در مكه و چه در مدينه، ارتباط تنگاتنگ دارم و وقتي به مكه مي رويم، ما را براي شام و افطار و سحري دعوت مي كنند و غالب اين برنامه ها را در كتاب قصة الحوار الهادي به صورت مستند آورده ايم. شخصيتي مثل آقاي دكتر دهيش كه از شخصيت هاي برجسته مكه است و فهد براي ديدنش به منزلش مي رفت، ما بارها در منزلش حضور پيدا مي كرديم و دوستانه بحث مي كرديم. آقاي دكتر بن عبيد از اساتيد بزرگ دانشگاه أم القري و پروفسور غامدي از اساتيد بزرگ و تندرو دانشگاه أم القري و جناب شيخ عاتق از شخصيت هاي برجسته مكه مكرمه ارتباط تنگاتنگ داشتيم و گلايه اي از اينها نداريم. با جناب آقاي دكتر أبو سليمان كه جزء هيئت كبار علماء مكه است و توسط خود ملك فهد و ملك عبد الله انتخاب شده، دوست هستيم و بارها و بارها به منزل او رفته ايم و ايشان خالصانه پذيرايي مي كرد و من بارها گفته ام: «احترامي كه آقاي دكتر أبو سليمان عبد الوهاب به ما مي كرد، علماء أهل سنت داخل كشورمان آن گونه به ما احترام نمي كنند» و ايشان به قم آمد و مهمان دانشگاه مفيد بود و يك هفته در اينجا بود. ما با اينها كه وهابي هستند، مشكلي نداريم. بحث ما، بحث مبارزه اعتقادي و ايدئولوژيكي نيست؛ مشكل ما، مشكل تكفير و ترور و آدم كشي و كارهاي ضد بشري است. من اين را با توجه به شناختي كه از وهابيت دارم، رسما اعلام مي كنم:

در ميان وهابي ها، ما با ١٠٪ اينها مشكل داريم؛ با امثال بن جبرين و براج ها و ديگران كه جز منطق فحش و تكفير و فتواي قتل شيعيان و مسلمانان را ياد نگرفته اند، مشكل داريم.

الآن هم آنچه كه در جهان اسلام به عنوان استخوان گلوي أمت اسلامي شده، همين افراطيون و تكفيريون هستند. عزيزاني كه در حوزه وهابيت كار مي كنند و صحبت مي كنند، اين را دقت داشته باشند كه وهابيت معتدل را با وهابيت افراطي، كاملا جدا كنند. ما حتي در داخل كشور جمهوري اسلامي ايران، جناب مولوي شيخ علي دهواري كه يك وهابي شناسنامه دار بود و رسما اعلام مي كرد «من سلفي هستم» و امام جمعه سراوان بود و حوزه علميه سلفي داشت و يكي از بهترين دوستان من بود و به قم مي آيد و مهمان ما بود و صبحانه و ناهار و شام در خدمت ايشان بوديم و تمام جلساتي كه با ايشان داشتيم، فيلم برداري كرده ايم و اگر صلاح باشد، آن را منتشر مي كنيم. وهابيت تندرو از نزديكي ايشان به بنده، احساس وحشت كردند و آخرين جلسه اي كه ايشان در قم در منزل ما داشتند و برگشت، بعد از حدود يك ماه يا ٤٠ روز، ايشان را ترور كردند و ناجوانمردانه كشتند و ما رسما گفتيم: «خداوند لعنت كند و لعنت خدا و ملائكه و جميع جن و إنس بر آن كساني كه طرح ترور آقاي دهواري را كشيدند و امكانات در اختيار تروريست ها قرار دادند». ما با اينها مشكلي نداريم. ما با آن وهابيتي مشكل داريم كه از روز اول، بناي مبارزه با مسائل اسلامي را داشتند.

١٠. تبديل خانه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) به توالت

اين وهابيت تندرو در سال ١٢١٨ هجري، وقتي وارد مكه مكرمه شدند، اولين كاري كه كردند، اين بود كه خانه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) كه مدت مديدي محل نزول جبرئيل و وحي بودع ويران كردند و به توالت تبديل كردند. ما با اينها مشكل داريم.

يكي از شخصيت هاي برجسته أهل سنت كويت كه الآن هم در قيد حيات است، در كتابي كوچك به عنوان نصيحة لإخواننا علماء نجد (كه هنوز به فارسي ترجمه نشده است و توصيه مي كنم اگر اين كتاب را مطالعه نكرده ايد، مي ارزد كه ١٠ بار، ٢٠ بار يا ٣٠ بار آن را مطالعه كنيد و خيلي زيبا و احساسي نوشته است كه معلوم مي شود با قلبي سوخته و نهادي پر از آتش اين كتاب را نوشته) مي گويد:

رضيتم و لم تعارضوا هدم بيت السيّدة خديجة الكبري أمّ المؤمنين و الحبيبة الأولي لرسول ربّ العالمين صلي اللّه عليه و آله، المكان الذي هو مهبط الوحي الأوّل عليه من ربّ العزّة و الجلال و سكتم علي هذا الهدم راضين أن يكون المكان بعد هدمه دورات مياه و بيوت خلاء و ميضات، فأين الخوف من اللّه؟ و أين الحياء من رسوله الكريم عليه الصلاة و السلام.

شمائي كه خانه حضرت خديجه، أم المؤمنين و حبيبه رسول الله را كه محل نزول وحي و تردد جبرئيل امين بود و ويران كرديد و به توالت تبديل كرديد و به اين كار راضي شديد و اعتراض نكرديد، ترس از خداي تان كجا رفت؟ آيا از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) حياء نكرديد؟

نصيحة لإخواننا علماء نجد ليوسف بن السيّد هاشم الرفاعي، ص٥٩، با مقدمه دكتر محمّد سعيد رمضان البوطي

آيا از حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) خجالت نكشيديد؟! فرداي قيامت چه جوابي داريد؟! شمايي كه محل ولادت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ويران كرديد و به محل خريد و روش حيوانات مبدل كرديد، فردا چه جوابي داريد؟!

١١. تبديل زادگاه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به بازار فروش حيوانات

همين آقاي رفاعي درباره تخريب زادگاه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد:

حاولتم و لا زلتم تحاولون و جعلتم دأبكم هدم البقعة الباقية من آثار رسول اللّه صلي اللّه تعالي عليه و آله و سلم ألا و هي البقعة الشريفة التي ولد فيها، التي هُدمت، ثمّ جُعلت سوقا للبهائم، ثمّ حولها بالحيلة الصالحون إلي مكتبة هي مكتبة مكّة المكرّمة.

فيا سوء الأدب و قلّة الوفاء لهذا النبيّ الكريم الذي أخرجنا اللّه به و إيّاكم و الأجداد من الظلمات إلي النور! و يا قلّة الحياء منه يوم الورود علي حوضه الشريف! و يا بؤس و شقاء فرقة تكره نبيّها سواء بالقول أو بالعمل و تحقّره و تسعي لمحو آثاره!

... واي بر اين بي ادبي شما نسبت به ساحت مقدس پيامبر (صلي الله عليه و سلم)! ...

نصيحة لإخواننا علماء نجد ليوسف بن السيّد هاشم الرفاعي، ص٦٠، با مقدمه دكتر محمّد سعيد رمضان البوطي

١٢. آتش زدن قبر حضرت آمنه (سلام الله عليها)، مادر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

ايشان در صفحه ٣٨ همين كتاب مي نويسد:

آنها قبر آمنه بنت وهب، مادر گرامي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) را با بنزين به آتش كشيدند مي رقصيدند و طبل مي زدند:

هدمتم معالم قبور الصحابة و أمّهات المؤمنين و آل البيت الكرام رضي اللّه عنهم ... بل سُكب علي بعضها (قبر السيدّة آمنة بنت وهب أم الحبيب المصطفي نبيّ هذه الأمّة) البنزين فلا حول و لاقوّة إلاّ باللّه.

اينها را شما چطور مي خواهيد توجيه كنيد؟! اين سخن يك آدم دل سوخته سني است به نام جناب رفاعي.

اين بخش از عرائضم را در همين جا به پايان مي برم. گرچه تصميم داشتم در رابطه با فتاواي ضد بشري و ضد انساني اينها كه جامعه ما را به زمان جاهليت مي برند، صحبت كنم.

١٣. برگزاري جشن تولّد نوزادان و سالگرد ازدواج حرام است

حتي اينها فتوا دادند:

و أمّا أعياد الميلاد للشخص أو أولاده أو مناسبة زواج و نحوها، فكلُّها غيرُ مشروعة و هي للبدعة أقرب من الإباحة.

جشن تولد گرفتن براي خود يا فرزندان و جشن ازدواج گرفتن و مانند اينها، غير شرعي است و بدعت است و حرام.

مجموع فتاوي و رسائل إبن العثيمين، ج٢، ص٣٠٢

چرا؟ چون آقاي أبو بكر و عمر براي خود و فرزندان شان جشن تولد و جشن ازدواج نگرفتند.

ما از اينها سؤال مي كنيم:

آيا جناب أبو بكر و عمر، تلفن و موبايل و ماهواره هم داشتند؟! پس شماها غلط مي كنيد از اين وسائل استفاده مي كنيد! آيا آنها با قاشق و چنگال غذا مي خورند كه شما الآن از اينها استفاده مي كنيد؟! آيا آنها سوار ماشين هاي آخرين سيستم و سوار هواپيما مي شدند؟! آيا خطبه هاي شان را پشت بلندگو مي خواندند؟ اگر بناست سيره آنها را ملاك قرار بدهيد، بايد در همه جا ملاك باشد. حتي وقتي تلگراف اختراع شد، رسما فتوا دادند: «تلگرف، آلت شيطاني است و اروپا مي خواهد با اين كار، به ما خيانت كند». بعد كه ديدند خود جوانان وهابي به ريش شان مي خندند، از اين مسئله عقب نشيني كردند. حتي وقتي دوچرخه اختراع شد، مفتيان وهابي فتوا دادند: «دوچرخه، مركب شيطان است و هر كس سوار دوچرخه شود، سوار بر شيطان شده است». حتي آقاي بن باز، مفتي أعظم عربستان سعودي گفت:

من قال بدوران الأرض و عدم جريان الشمس، فقد كفر و ضل و يجب أن يستتاب، فإن تاب و إلا قتل كافراً مرتداً و يكون ماله فيئاً لبيت مال المسلمين.

هر كس معتقد باشد كره زمين، كروي شكل است و به دور خودش مي چرخد و خورشيد ساكن است و نمي چرخد، كافر و گمراه شده است و واجب است توبه داده شود و اگر توبه كرد، كه هيچ، وگرنه چون كافر و مرتد است، بايد كشته شود ...

الأدلّة النقلية و الحسية علي جريان الشمس و سكون الأرض لإبن باز، ص٢٣، من مطبوعات الجامعة الإسلامية بالمدينة المنورة سنة ١٣٩٥ هجرية

مي گويد:

اگر كره زمين به دور خودش بچرخد، ما از طرف ديگر پايين مي افتيم و مكه و قبله به هم مي ريزد و ...

ببينيد! اينها در ألفباي مسائل علمي گير كرده اند. اگر در اينترنت در سايت گوگل سرچ كنيد: «بن باز، كروية الأرض»، مي بينيد كه نزديك به ٢٠٠ سايت شيعه و سني و وهابي، اين فتواي بن باز را در سايت خود گذاشته اند.

شما ببينيد تنها كشوري كه در كره زمين، زن، حق شركت در انتخابات را ندارد، عربستان سعودي است؛ تنها كشوري كه زن، حق رانندگي ندارد، عربستان سعودي است؛ تنها كشوري كه فتوا دادند زن، حق ندارد از اينترنت استفاده كند، عربستان سعودي است. اخيرا هم فتوا داده اند زنان نبايد شلوار (ي كه كمربند دارد) بپوشند. حتي فتوا داده اند كارت شناسائي براي زنان حرام است و زنان حق ندارند از مغازه، خيار بخرند.

يك شب در شبكه ماهواره اي، عين اين فتاوي را از سايت هاي شان نشان داديم. اگر لازم باشد، روزي مفصل در اين زمينه صحبت خواهيم كرد. اينها با اين وضع شان، خجالت نمي كشند كه مي گويند: «اسلام راستين ما هستيم و غير از ما، همه مسلمانان مشرك هستند». همه شافعي ها، مالكي ها، حنفي ها، حنبلي ها و شيعه را مشرك مي دانند و فقط خودشان را تنها مسلمان روي زمين مي دانند. وقتي شما اسلام را اين گونه معرفي مي كنيد، آن آدم ديوانه هلندي حق دارد به ساحت مقدس نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت بكند و حق دارند كتاب آيات شيطاني را بنويسند و جسارت به ساحت قرآن بكنند! وقتي شما اسلام را اين گونه معرفي مي كنيد، بايد هم منتظر اين عواقب شوم باشيد و فرداي قيامت هم خودتان را براي محاكمه در محكمه عدل إلهي آماده كنيد كه داور، خداوند است و مدعي، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است و شكّات شما، أهل بيت (عليهم السلام) و تمام مسلمانان هستند و بايد خودتان را براي هم چنين محكمه اي آماده كنيد.

بخش دوم:

اما در رابطه با بقيع، اجازه بدهيد باز هم عرائضم را به صورت دسته بندي شده خدمت شما عزيزان تقديم كنم. من نمي خواهم خيلي روي احساسات بروم. بايد ببينيم مسئله تخريب بقيع از چه زماني رقم خورده است. همه مي دانيد كه امسال، هشتاد و هشتمي سالگرد تخريب بقيع است. الآن در سال ١٤٣١ هجري قمري هستم و در هشتم شوال سال ١٣٤٤ هجري قمري، حرم ائمه بقيع (عليهم السلام) تخريب شد.

١. فتوي إبن تيميه در مورد بناء بر قبور

مقداري مي خواهم قضيه را جلوتر ببرم كه دستور تخريب بقيع و حرم امامان (عليه السلام) از قرن ٧ و ٨ هجري قمري رقم خورده است. إبن تيميه (متوفاي ٧٢٨ هجري) اين تفكرات ضد قرآني خود را از سال ٧٠١ و ٧٠٢ هجري پي ريزي كرد و رسما فتوا داد:

فالمشاهد المبنية علي قبور الأنبياء و الصالحين من العامة و من أهل البيت، كلها من البدع المحدثة المحرمة في دين الإسلام.

بناها و حرم هاي ساخته شده بر روي گنبد انبياء و صالحين از أهل سنت و أهل بيت، همه اش در اسلام حرام شده است.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٢، ص٤٣٧

٢. فتواي إبن قيم جوزيه (شاگرد إبن تيميه) در مورد بناء بر قبور

إبن قيم جوزيه (كه تنها شاگرد إبن تيميه بود كه افكار إبن تيميه را زنده كرد؛ وگرنه مبارزاتي كه توسط علماء أهل سنت عليه إبن تيميه آغاز شد، افكار إبن تيميه به فراموشي سپرده شده بود. ولي إبن قيم جوزيه بود كه با نوشتن كتاب و مقالات، مباني فكري إبن تيميه را إحياء كرد) در كتاب زاد المعاد، صفحه ٦٦١ تعبير وقيحي دارد و مي گويد:

يجب هدم المشاهد التي بُنيت علي القبور التي اتخذت أوثاناً و طواغيت تعبد من دون الله و لا يجوز إبقاؤها بعد القدرة علي هدمها و ابطالها يوماً واحداً، فانّها بمنزلة اللات و العزي أو أعظم شركاً عندها و بها.

واجب است تخريب بناهايي كه روي قبور ساخته شده، ... زيرا حرم ها و قبور به منزله بت لات و عزي است يا بزرگ تر از آنهاست

چقدر زشت و وقيح است! كسي نيست به اين آدم هاي خل و چل بگويد:

اولين حرمي كه تمام مسلمانان جهان، چشم به جهان مي گشايند و مي بينند، حرم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است. گنبد سبز رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) است و مسلمانان از گوشه و كنار جهان، وقتي وارد مكه مكرمه و عربستان سعودي مي شوند، يكي از بالاتري دغدغه و عشق آنها، زيارت حرم مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و چرخيدن به صورت پروانه وار بر اطراف ضريح مقدس نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است. مگر قبر خود خليفه اول و خليفه دوم در داخل همين ضريح پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟ آيا آنها را هم مي گوييد به منزله لات و عزي هستند؟ يا آنها را إستثناء مي كنيد؟

٣. ياوه سرايي هاي شبكه نور

اين مسائل در قرن ٧ و ٨ هجري رقم مي خورد و اگر ما مي بينيم بعضي از ماهواره هاي وهابي، مانند ماهواره مشهور به ظلمت، در اين زمينه لاطائلاتي را مطرح مي كند و ياوه سرائي هايي را مي سرايند و آن آقاي درّنده زبان كه پناهنده بيگانگان غربي است و مي آيد آنجا اعلام مي كند:

اين بارگاه هايي كه درست شده است، همانند پرستيدن بت لات و عزي است و رفتن به حرم امامرضا، مانند رفتن به بت خانه و بت كده است. كساني كه اين بارگاه ها را درست كرده اند، مي خواهند از اين كانال ارتزاق كنند.

آيا اينها خجالت نمي كشند و حياء نمي كنند اين حرف هاي زشت و ياوه را بيان مي كنند؟

مي گويد:

علماء اسلام و مراجع عظام مي دانند حرم سازي شرك است، ولي چون منافع آنها از اين حرم سازي است و از كانال حرم سازي ارتزاق مي كنند، نمي توانند مخالفت با حرم سازي كنند. مثل زمان جاهليت كه مشركين مي دانستند بت پرستي بد است، ولي چون بت پرستي زمينه ساز ارتزاق آنها بود، دست نمي كشيدند.

شما را به خدا! شما را به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)! منفعت كدام مرجع و كدام عالم ما در اين حرم سازي ها هست؟ مگر همين مراجع بزرگوار ما براي ساختن حرم و برگزاري مراسمات فرهنگي و تبليغي حرم، ساليانه ميليون ها تومان از جيب خودشان خرج نمي كنند؟ اگر شما يك مدرك به ما بدهيد كه از حرم امام رضا (عليه السلام) و أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) به اندازه هزار تومان به حساب يكي از مراجع عظام تقليد ما ريخته شده است، ما حرف شما را مي پذيريم. و اگر نتوانستيد، از شما مي خواهيم، باز از شما مي خواهيم، باز از شما مي خواهيم، باز از شما مي خواهيم، و اگر براي پنجمين بار نتوانستيد براي ما مردك بياوريد، ما اين آيه شريفه را مي خوانيم:

وَ الْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ

سوره نور/آيه٧

چرا اين چنين دروغ پردازي مي كنيد؟ آن اسم شبكه تان را گذاشته ايد شبكه نور! اگر اين شبكه، ظلمت نيست، پس چه هست؟ آن وقت به ما اعتراض مي كنند كه چرا به شبكه ما مي گوييد شبكه ظلمت؟! بايد از خود ظلمت كه آفريده خداست، عذرخواهي كنيم كه هم چنين تعبيري را به كار مي بريم.

يك روزي من با مدير اين شبكه، به صورت تلفني صحبت داشتم و جمله اي را گفتم و ايشان گفت: «ما هم چنين چيزي را در شبكه مان پخش نكرديم». گفتم: جناب آقاي هاشمي! من قزويني بدون دليل حرف نمي زنم. مردم در اين ٢٨ سالي كه در عرصه ماهواره و تلويزيون حضور داريم، حرف بدون دليل از من نشنيده اند. همان لحظه، كامپيوترم همراهم بود و صوتِ آن جملات را از پشت تلفن برايش پخش كردم و گفت: «ما ديگر پخش نمي كنيم و ديگر ايشان را دعوت نمي كنيم».

پس چرا دعوت مي كنيد و هر هفته از او برنامه پخش مي كنيد؟ چرا در شب قدس، بدترين و ركيك ترين عبارات را نسبت به شيعه و رهبري شيعه و مرجعيت شيعه و امام راحل (ره) بيان كرديد؟

شما كه مي گوييد شبكه تان شبكه سياسي نيست!

در تاريخ ١٠ / ٠٦ / ١٣٨٨ كه برنامه اي عليه حرم ائمه (عليهم السلام) داشتند، يكي از كارشناسان شان گفت:

اگر امام رضا بود، دستور مي داد اين حرم و بارگاه را ويران كنند.

من نمي گويم برويد آنجا را بمب بگذاريد و ويران كنيد.

ببينيد! كاملا خط دهي مي كنند. شما كه مي گوييد كسي ادعاي غيب كند، شرك است؛ پس اين ادعاي غيب را از كجا آورده ايد كه اگر امام رضا (عليه السلام) بود، آنجا را ويران مي كرد؟ شايد از اين غيب را از اين كانال گرفته ايد:

وَ إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَي أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ

سوره انعام/آيه١٢١

جالب اين است كه ايشان مي گويد:

مسئله بارگاه و گنبد و امام زاده و اينها، راهي براي احياء شرك است.

ما كه نفهميديم منظور اين آقا چيست؟ يعني اگر مردم به حرم امام رضا (عليه السلام) مي روند و نماز مي خوانند و خدا را عبادت مي كنند و امام رضا (عليه السلام) را ميان خود و خدا واسطه قرار مي دهند، آيا براي إحياء شرك است؟

البته اگر من به جاي ايشان بودم، مي گفتم: «اينها براي إحياء كفر است». يعني مي خواهند آن كفري كه وهابيت به نام دين به خورد مردم مي دهند، آن را براي مردم روشن كنند. اينها به ما مي گويند: «شما مشرك هستيد».

٤. خداي وهابيت، جواني مو فرفري است

شما برويد خداشناسي خود را درست كنيد. شيعه افتخار دارد با الهام از قرآن و سنت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و سنت ائمه طاهرين (عليهم السلام)، آن خدايي كه شما امروز معرفي مي كنيد و توسط يهوديان در كتاب هاي صحاح تان وارد شده، ما منكر آن خدا هستيم و به هم چنين خدايي عقيده نداريم. آن خدايي كه مانند جواني است كه موهاي فرفري دارد و هنوز موي صورتش درست نشده و هر بيننده اي عاشق او مي شود، ما به هم چنين خدايي را قبول نداريم؛ اين خداي محمد (صلي الله عليه و آله) و أهل بيت (عليهم السلام) نيست؛ اين خداي قرآن نيست.

در كتاب طبقات الحنابلة، خدا را به عنوان يك نوجوان تازه به عرصه جامعه رسيده و مو فرفري معرفي مي كند. راوي مي گويد:

رأيت ربّي عزّ وجلّ، شابّ أمرد جعد قطط، عليه حلية حمراء.

خداوند را به صورت نوجواني ديدم كه هنوز موي صورتش در نيامده، سرش پر مو، پيچ پيچ (فرفري) و داراي زيور و آلات سرخ بود.

احمد بن حنبل هم مي گويد:

هذا حديث رواه الكبّر عن الكبّر، عن الصحابة عن النبي (صلي الله عليه و سلم) ، فمن شك في ذلك أو في شي ء منه فهو جهميّ لا تقبل شهادته و لا يُسلّم عليه و لا يُعاد في مرضه.

طبقات الحنابلة لأبي يعلي، ج٣، ص٨١، ح٨٢ ـ إبطال التأويلات لأبي يعلي، ج١، ص١٤١

با توجه به بعضي از مسائل و سالگرد تخريب بقيع، نمي توان وارد بحث متلك پراني بشود و چون بنده هم قزويني هستم، مي گويند عمدا مسائلي را مطرح مي كند. اما اين خدا، خداي قرآن نيست:

لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَي ء

سوره شوري/آيه١١

لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ

سوره انعام/آيه١٠٣

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

سوره إخلاص/آيه١

٥. خداي وهابيت مبتلا به درد چشم مي شود

خداي شما وهابي ها خدايي است كه مبتلا به درد چشم مي شود و ملائكه به عيادتش مي روند.

إشتكت عيناه فعادته الملائكة و بكي علي طوفان نوح حتّي رمدت عيناه.

الملل و النحل للشهرستاني، ج١، ص١٠٦

ما هم چنين خدايي را قبول نداريم.

٦. خداي وهابيت، غير از ريش و عورت، همه چيز دارد

اين خدا، خداي قرآني نيست كه غير از ريش و عورت، همه چيز داشته باشد و كسي كه به هم چنين خدايي معتقد باشد، منكر خداي قرآن است.

العواصم من القواصم لأبي بكر بن العربي، ص٢١٠ و الطبعة الحديثة، ج٢، ص ٢٨٣ ـ دفع شبه التشبيه بأكف التنزيه، ص٩٥ و ١٣٠ (حاشيه)

در رابطه با اين آيه:

كُلُّ شَيْء هَالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

سوره قصص/آيه٨٨

طبق عقيده شما، فرداي قيامت، غير از صورت خداوند، همه چيز خدا نابود مي شود و فقط يك صورت از خداوند مي ماند.

٧. خداي وهابيت، چهار انگشت بزرگ تر از عرش است

وهابيت معتقدند كه خداوند، روي عرش مي نشيند و بدن خدا از هر طرف عرش، به اندازه ٤ انگشت بيرون مي ماند و اگر كمتر از بيرون بماند، نمي توانيم بفهميم كه خداوند، عظيم و بزرگ است.

إنّه جالس عليه، متّصل به و أنّه أكبر بأربع أصابع، إذ لا يصحّ أن يكون أصغر منه، لأنّه العظيم، و لا يكون مثله لأنّه لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَي ءٌ فهو أكبر من العرش بأربع أصابع.

العواصم من القواصم لأبي بكر بن العربي، ص٢٠٩

ما هم چنين خدايي را قبول نداريم و منكر هم چنين خدايي هستيم و قرآن و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) هم منكر هم چنين خدايي هستند.

٨. خداي وهابيت، سوار بر ألاغ مي شود

آن خدايي كه سوار بر الاغ مي شود و از آسمان به كره زمين مي آيد و به بنده هايش سر مي زند، ما هم چنين خدايي را قبول نداريم.

 

قال إبن عساكر: و أبوا إلا التصريح بأن المعبود ذو قدم و أنه ينزل بذاته و يتردد علي حمار في صورة شاب أمرد بشعر قطط و عليه تاج يلمع و في رجليه نعلان من ذهب ... .

تبين كذب المفتري لإبن عساكر، ج١، ص٣١٠

شيخ مفيد (ره):

در بغداد، بعضي از علماء، بالاي پشت بام هاي شان علف و يونجه مي گذاشتند كه اگر خدا با الاغش آمد، از آن بالا ببيند كه بالاي پشت بام اينها يونجه و علف است و بيايد روي پشت بام آنها بنشيند.

اين چه مزخرفات و لاطائلاتي است شما در حوزه توحيد داريد؟! آن وقت به ما مي گوييد مشرك هستيم؟

٩. خداي وهابيت با شتر، به حج مي آيد

آن خدايي كه سوار بر شتر مي شود در مراسم حج، همراه بنده هايش مراسم حج را انجام مي دهد و در منا و عرفات مي آيد را ما قبول نداريم.

رأيت ربي بمني عند النفر علي جمل أورق عليه جُبّة صوف أمام الناس.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢٧، ص٣٩٦ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج١، ص٥١٣ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج١٨، ص١٦ ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٢٣٨

ما هم چنين خدايي را نمي توانيم بپذيريم. اگر به حرم ائمه (عليهم السلام) مي رويم، به ما درس انكار هم چنين توحيدي را مي دهند. به ما نمي گويند مشرك باشيد؛ بلكه مي گويند كافر به هم چنين خدايي باشيد. همين امام باقر (عليه السلام) فرياد مي زند:

كل ما ميزتموه بأوهامكم في أدق معانيه، فهو مخلوق لكم، مردود إليكم.

هر آنچه كه از خداوند در ذهن خود تصوير كنيد، آن آفريده شماست و خدا نيست ... .

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٦٦، ص٢٩٣

اگر آن آفريده ذهن خودتان را بپرستيد، بت را پرستيده ايد. اگر ما حرم امام رضا (عليه السلام) مي رويم، اين چنين توحيدي را ياد مي گيريم. نه توحيدي كه شما از يهوديان گرفته ايد. قطعا حرم ائمه (عليهم السلام) اينها را به ما آموزش مي دهد.

قبلا هم عرض كرده ام كه اينها از گنبد و بارگاه و گلدسته نمي ترسند كه دستور تخريب مي دهند، وگرنه گنبد و بارگاه براي ائمه أهل سنت هم هست. الآن در مصر، حرم امام شافعي، رئيس شافعي ها، گنبد و بارگاه و تشكيلاتي دارد. قبر أبو حنيفه و احمد بن حنبل در بغداد، گنبد و بارگاه دارد. اينها از گِل و خاك و آجر و آهن وحشت ندارند؛ از اين وحشت دارند كه در طول يك سال، بيش از ٢٠ ميليون شيفته امام رضا (عليه السلام) از گوشه و كنار دنيا به زيارت امام رضا (عليه السلام) مي آيند و با فرهنگ رضوي آشنا مي شوند و هزاران سني و وهابي و مسيحي مي آيند در كنار حرم امام هشتم (عليه السلام) و در كنار مسجد مقدس جمكران، به مذهب أهل بيت (عليهم السلام) مشرف مي شوند و اينها از اين وحشت دارند.

١٠. تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)

آري، در رابطه با بقيع هم وقتي اينها احساس كردند مردم شيعه و سني، از گوشه و كنار جهان مي آيند و عاشقانه در اطراف حرم مطهر امام مجتي (عليه السلام)، امام سجاد (عليه السلام)، امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) كه از عزيزان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و جگرگوشه هاي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هستند، اظهار عشق مي كنند و براي وهابيت قابل تحمل نبود و بر نتابيدند. لذا افرادي مثل عبد اللّه بن سليمان بن سعود بن بليهد (متوفاي ١٣٥٩ هجري) را تحريك كردند و علماء أهل سنت را جمع كردند و شمشير بالاي سرشان و گلوله زير گوش شان گذاشتند تا: «إمضاء كنند اين حرم ائمه بقيع، محل شرك است و بايد خراب شوند» و ١٥ نفر را مجبور كردند تا اين را إمضاء كنند.

روزنامه أم القري، شماره٦٩، تاريخ ١٧ شؤال ١٣٤٤ هجري ـ روزنامه العراق، في العدد الموافق منها، ١٣ ذي القعدة سنة ١٣٤٤ هجري

با اين كارشان، خواستند سرپوشي بگذارند بر جنايات خودشان و در اين قضيه نه تنها حرم ائمه بقيع (عليهم السلام)، بلكه بيت الأحزان حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) هم ويران شد؛ حرم و گنبدي كه بر بالاي همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود هم ويران كردند؛ حرمي بر بالاي قبر أم البنين، مادر حضرت قمر بني هاشم (عليه السلام) بود و آن را هم ويران كردند؛ قبور مطهر شهداء أحد هم داراي حرم و بارگاه بود كه آنها را هم ويران كردند؛ محل ولادت و محل زندگي امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و كوچه بني هاشم كه به عنوان يك آثار مذهبي بودند را هم ويران كردند. جالب اين است كه تصميم گرفتند حرم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را ويران كنند، ولي دولت هاي اسلامي اولتيماتوم دادند: «اگر دست به حرم مطهر نبوي (صلي الله عليه و آله) بزنيد، همه كشورهاي اسلامي با شما وارد جنگ خواهيم شد»؛ لذا از تخريب حرم مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) دست كشيدند. الآن هم بعضي از مفتيان شان، زمزمه تخريب حرم مطهر نبوي (صلي الله عليه و آله) را دارند.

١١. پيشنهاد ألباني براي تخريب حرم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)

آقاي ناصر الدين ألباني (كه از او به بخاري دوران تعبير مي كنند يا به تعبير بن باز، امام الحديث است) رسما فتوا داد:

و مما يؤسف له أن هذا البناء قد بني عليه منذ قرون إن لم يكن قد أزيل تلك القبة الخضراء العالية و أحيط القبر الشريف بالنوافذ النحاسية و الزخارف و السجف و غير ذلك ممّا لا يرضاه صاحب القبر نفسه صلي الله عليه و سلم ... أعتقد أن هذا من الواجب علي الدولة السعودية إذا كانت تريد أن تكون حامية التوحيد حقا.

اگر واقعا دولت عربستان سعودي مدعي انتشار فرهنگ توحيد است، بايد حرم پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و اين گنبد خضراء را ويران كند.

تحذير المساجد من إتخاذ القبور مساجد للألباني، ص٦٨ و ٦٩

١٢.

وجوب نبش قبور كساني كه در مساجد دفن شده اند

خود هيت عالي إفتاء عربستان سعودي زمزمه مي كنند تا مقدمه تخريب حرم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را فراهم كنند. اگر اينها از دولت هاي اسلامي وحشت نداشتند، تا كنون حرم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را هم از بين برده بودند.

اجازه بدهيد اين را به صورت مستند اعلام كنم تا تمام دنيا سخن مرا بشنوند:

در كتاب فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء كه روي سايت هاي اينترنتي هست، فتوا داده اند:

و يجب علي ولي أمر المسلمين أن يَهدِم ما بني علي القبور من المساجد; لأنها أسست علي غير التقوي و أن ينبُش من دفن في المسجد بعد بنائه و يخرج جثته من المسجد حتي عظامِه و رُفاتَه، لاعتدائهم بالدفن فيه و ينقل رفاته إلي المقبرة العامة في حفرة خاصة.

واجب بر ولي أمر مسلمين تا تمام كساني را كه در مساحد دفن شده اند، قبورشان را نبش قبر كند و استخوان هاي پوسيده و گرد و غبار مردگان را دربياورد و ببرد در قبرستان عمومي يا در دره اي بريزد.

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء، ج٩، ص٧٩ و ٨٠، الفتوي رقم ٨٢٦٣، جمع أحمد بن عبد الرزاق الدويش

اينها به دنبال اين هستند. من نمي دانم اگر اين فتوا بخواهد نسبت به حرم مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) عملي بشود، اينها چه فاجعه اي را به بار خواهند آورد؟ كه ميلياردها برابر بيشتر از قضيه قرآن سوزي دردناك تر است. آيا آن روز حاضر هستند قبر أبو بكر و عمر را هم بشكافند و گرد و خاك باقي مانده از آنها را بيرون ببرند و جاي ديگري بريزند؟ يا نه، آنها از قداست خاصي برخوردارند؟ اگر اينها بخواهند اين فتوا را علني بكنند، در مكه مكرمه چه فاجعه اي بنا است اتفاق بيفتد؟ مگر قبر حضرت هاجر (سلام الله عليها) و حضرت اسماعيل (عليه السلام) در كنار بيت الله الحرام و در داخل مسجد الحرام نيست؟ با آنها مي خواهيد چه كنيد؟

١٣. قبر حضرت اسماعيل و هاجر (عليهما السلام) در بيت الله الحرام

آقاي إبن سعد در الطبقات الكبري، جلد ١، صفحه ٥٢، چاپ دار صادر بيروت صراحت دارد:

لمّا بلغ إسماعيل عشرين سنة توفّيت أمه هاجر و هي إبنة تسعين سنة، فدفنها إسماعيل في الحجر ... و توفي إسماعيل بعد أبيه فدفن داخل الحجر مما يلي الكعبة مع أمه هاجر.

وقتي حضرت هاجر (سلام الله عليها) و حضرت اسماعيل از دنيا رفتند، در كنار بيت الله الحرام در كنار مسجد الحرام در حجر اسماعيل دفن كردند.

آقاي علامه عيني در كتاب عمدة القاري شرح صحيح البخاري، جلد ١٥، صفحه ٢١٧ مي گويد:

قبر هود و صالح و شعيب و نوح عليهم الصلاة و السلام بين زمزم و الركن و المقام.

در اطراف بيت الله الحرام افرادي همانند حضرت هود و صالح و شعيب و نوح دفن شده اند.

با قبور اينها مي خواهيد چه كنيد؟

١٤. قبر ٣٠٠ نفر از أنبياء (عليهم السلام) پيرامون بيت الله الحرام

آقاي حلبي در السيره الحلبية، جلد ١، صفحه ٢٥٠ مي گويد:

و جاء إن حول الكعبة لقبور ثلاثمائة نبي.

بيش از ٣٠٠ نفر از انبياء گذشته داخل مسجد الحرام دفن هستند.

با قبور اينها مي خواهيد چه كنيد؟ مي دانيد اگر اين فتاواي شوم بخواهد عملي شود، چه فاجعه بزرگي در جهان اسلام رخ خواهد داد؟ ما در اينجا رسما اعلام خطر مي كنيم تا مسلمانان بيدار باشند. شيعه و برادران عزيز أهل سنت، فرييب اينها را نخورند.

ترفيع بيوت در قرآن

خداوند در آيه ٣٦ سوره نور در رابطه با ترفيع بيوت، صراحت دارند بيت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و بيت حضرت علي (عليه السلام) از بهترين بيوتي است كه قرآن به آن اشاره كرده است:

فِي بُيُوت أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَْصَالِ

در تفسير ثعلبي آمده است:

قرأ رسول الله صلي الله عليه وسلم هذه الآية؛ فقام رجل فقال : أي بيوت هذه يا رسول الله؟ قال: بيوت الأنبياء. قال: فقام إليه أبو بكر فقال: يا رسول الله! هذا البيت منها لبيت علي و فاطمة؟ قال: نعم من أفاضلها.

تفسير الثعلبي، ج٧، ص١٠٧ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٥، ص٥٠، تفسير الآلوسي، ج١٨، ص١٧٤

١٥. ساخت مسجد بر قبور اصحاب كهف

در آيه ٢١ سوره كهف خداوند مي فرمايد:

إِذْ يَتَنَـزَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَـنًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَي أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا

... مسلمانان گفتند: ما بر بالاي قبر اصحاب كهف، مسجد بنا مي كنيم.

وقتي شما زبان نفهم هستيد و قرآن را نمي توانيد بخوانيد، گناه مسلمانان چيست؟

در تفسير طبري و ساير تفاسير اين تعابير آمده است:

 

و قال المسلمون: بل نحن أحق بهم، هم منا، نَبْنِي عليهم مسجدا نصلي فيه و نعبد الله فيه.

مسلمانان گفتند: بر روي قبر اصحاب كهف، مسجد بنا مي كنيم تا در آنجا نماز بخوانيم و خدا را عبادت كنيم.

جامع البيان للطبري، ج١٥، ص٢٧٨، ح١٧٣٠٨ و ص٢٨١، ح١٧٣١٧ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٤، ص٢١٧ ـ فتح القدير للشوكاني، ج٣، ص٢٧٧

شمايي كه امروز مي گوييد: «مسجد بنا كردن بر بالاي قبور، حرام و بدعت است»، با اين آيه قرآن مي خواهيد چه كار كنيد؟

١٥. تبرك به قبور اصحاب كهف

آقاي زخمشري (از استوانه هاي تفسيري أهل سنت) مي گويد:

«لنتخذن» علي باب الكهف «مسجدا» يصلي فيه المسلمون و يتبركون بمكانهم

مسجدي بنا مي كنيم بر بالاي اصحاب كهف تا مسلمانان در آنجا نماز بخوانند و تبرك بجويند به قبور اصحاب كهف.

الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل للزمخشري، ج٢، شرح ص٤٧٧، تفسير النسفي، ج٣، ص٨

آيا اين مشروعيت بناي بر روي قبور و حرم ساري و ساخت مسجد در كنار قبور را صادر نمي كند؟!

فأين تذهبون؟! به كجا مي رويد؟!

جالب است كه روزي يك جوان شيعي به اين شبكه ظلمت زنگ زد و گفت:

شما كه اين همه از مخالفت با حرم ائمه (عليهم السلام) حرف مي زنيد، مگر اين آيه ٢١ سوره كهفصراحتا نمي گويد: «لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا : بر بالاي قبر اصحاب كهف مسجد مي سازيم»؟ آيا اين مشروعيت حرم سازي بر روي قبور را تثبيت نمي كند؟

مجري و مسئول شبكه گفت:

خداوند در اينجا نقل كرده و تائيد نكرده است.

اگر اين مسجد ساختن بر بالاي قبور اصحاب كهف شرك است و خداوند آن را بيان نكند، إغراء به جهل است. نمي دانم اگر اين را جواب احمقانه به حساب بياوريم، گمان مي كنم به احمق ها جسارت شود. ايشان گفت:

خداوند، داستان فرعون را هم در قرآن نقل مي كند، پس آيا عملكرد فرعون براي ما الگو است؟

وقتي خداوند داستان فرعون را نقل مي كند، پشت سرش، ده ها توبيخ و مذمت و مسائل ديگر مطرح مي كند. اين آقاياني كه مدعي هستند ما حافظ قرآنيم، جالب اين است كه در آيه ١٣ همين سوره صراحت دارد و قبل از نقل داستان اصحاب كهف مي فرمايد:

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنَاهُمْ هُدي الكهف

ما داستان اصحاب كهف را به حق براي شما بيان مي كنيم.

آيا اين تائيد و إمضاء كردن خداوند نيست؟!

علي أي حال، سخن در اينجا زياد است و يكي از بهترين دلايل ما، همان قضيه حرم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است.

١٥.

قبور صحابه و تابعين و ائمه اربعه أهل سنت

در طول تاريخ، حرمي كه براي صحابه و تابعين و ائمه اربعه أهل سنت بنا شده و اينها در منظر و مرأي صحابه بوده، تائيد اين داستان است.

مگر براي قبر سلمان فارسي (متوفاي ٣٦ هجري) در مدائن، گنبد و بارگاه ساخته نشده است؟! آيا توسط شيعيان ساخته شده يا توسط أهل سنت؟ آقاي خطيب بغدادي (از علماء قرن ٤ و ٥ هجري و متولد ٣٩٢ و متوفاي ٤٦٣ هجري) قضيه حضرت سلمان و گنبد و بارگاهش را توضيح مي دهد كه بارگاهش متولي داشته و مراقب امور آنجا بود.

قبره الآن ظاهر معروف بقرب أيوان كسري، عليه بناء و هناك خادم مقيم لحفظ الموضع و عمارته و النظر في أمر مصالحه.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١، ص١٦٣

آيا طلحه و زبير كه در بصره كشته شدند، گنبد و بارگاه نداشتند و ندارند؟ جالب اين است كه إبن جوزي مي گويد:

بر بالاي قبر زبير، گنبد و بارگاه و گلدسته و قنديل گذاشته بودند و افرادي را براي پذيرايي از زائرين آنها گذاشته بودند.

 

المنتظم لإبن الجوزي، ج١٤، ص٣٨٧ ـ رحلة ابن بطوطة، ج١، ص١٨٧

قبر أبو ايوب انصاري از صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در كشور تركيه كه من خودم هم حدود ١٠ سال پيش به آنجا رفته ام، گنبد و بارگاه دارد و اين قضيه به قرن ٣ و ٤ برمي گردد. وقتي من به آنجا رفتم، بعد از ظهر بود و شايد بيش از هزار نفر زائر در كنار قبر ايشان بود.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص٦٥

اينها چيزي نيست كه منحصر به شيعه بدانيم.

ساخت گنبد و بارگاه و حرم بر روي قبر أبو حنيفه در بغداد و قبر آقاي احمد بن حنبل و قبر آقاي شافعي در مصر از چه زماني شروع شده است؟ آيا شما جرأت مي كنيد نسبت به آنها هم اعتراض كنيد؟

در پايان، ٢ نكته را اشاره مي كنم و عرائضم را به پايان مي رسانم:

نكته اول

١. ما كاري به سني و وهابي نداريم و تا كنون مدرك مشروعيت حرم سازي را از منابع أهل سنت و سيره صحابه و تابعين و ائمه أهل سنت نقل كرده ايم و كاري با اينها نداريم. ما تابع ائمه (عليهم السلام) هستيم و تابع نبي مكرم (صلي الله عليه و آله). پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي أهل بيتي.

١. دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي تعمير قبور ائمه (عليهم السلام)

روايتي را شيخ طوسي (ره) در تهذيب الأحكام از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) آورده كه كه به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

تو از دنيا مي روي و قبور شما و قبور فرزندان شما، زيارتگاه شيعيان خالص ما مي شوند.

... فيعمرون قبوركم و يكثرون زيارتها تقربا منهم إلي الله مودة منهم لرسوله، أولئك يا علي المخصوصون بشفاعتي والواردون حوضي و هم زواري غدا في الجنة.

شيعيان مي آيند قبور شما را تعمير و بازسازي مي كنند قربة إلي الله ... شفاعت ويژه من شامل اينها خواهد شد و فرداي قيامت در كنار حوض كوثر وارد بر من مي شويد و در بهشت به زيارت من مي رسند.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج٦، ص٢٢، ح٥٠ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج١٤، ص٣٨٣، ح١٩٤٣٣

٢. إخبار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از مذمت شدن زائرين قبور ائمه (عليهم السلام)

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تكليف وهابيت را هم روشن كرده است؛ آنهايي كه تحريك مي كنند براي تخريب حرم ائمه (عليهم السلام).

 

و لكن حثالة من الناس يعيرون زوار قبوركم بزيارتكم كما تعير الزانية بزناها، أولئك شرار أمتي لا نالتهم شفاعتي و لا يردون حوضي.

ولي گروهي از افراد فرومايه و نخاله، زائرين قبور شما را مسخره و مذمت مي كنند، چنانچه زناكاران را مذمت و مسخره مي كنند. اين افراد جزء أشرار و بدترين افراد أمت من هستند و شفاعت من به آنها نمي رسد و در روز قيامت وارد حوض من نمي شوند.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج٦، ص٢٢، ح٥٠ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج١٤، ص٣٨٣، ح١٩٤٣٣

نكته دوم

حرم ائمه (عليهم السلام)، امروز، فقط ميعادگاه عاشقان از شيعه نيست، بلكه بزرگان أهل سنت وارد حرم ائمه (عليهم السلام) مي شوند و عاشقانه و پروانه وار اطراف حرم اينها مي چرخند.

١. أبو علي خلال (از علماء برجسته حنابله در عصر خويش و متوفاي ٢٤٢ هجري)

خطيب بغدادي مي گويد:

ما همّني أمر، فقصدت قبر موسي بن جعفر، فتوسّلت به، إلاّ سهّل اللّه تعالي لي ما أحبّ.

هرگاه مشكلي برايم پيش مي آمد، كنار قبر موسي بن جعفر مي رفتم و به او متوسّل مي شدم، مشكلاتم به آن گونه اي كه دوست داشتم برطرف مي شد.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١، ص١٣٣، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، طبع دار الكتب العلمية بيروت

٢. إبن حبان

آقاي ابن حبّان (از استوانه هاي رجالي أهل سنت) در كتاب الثقات مي نويسد:

و ما حلّت بي شدّة في وقت مقامي بطوس فزرت قبر عليّ بن موسي الرضا صلوات اللّه علي جدّه و عليه و دعوت اللّه إزالتها عنّي إلاّ استجيب لي و زالت عنّي تلك الشدّة و هذا شي جرّبته مراراً فوجدته كذلك، أماتنا الله علي محبة المصطفي و أهل بيته صلي الله عليه و سلم الله عليه و عليهم أجمعين.

در مدّتي كه ساكن طوس بودم، هرگاه برايم مشكلي پيش مي آمد، قبر علي بن موسي الرضا را زيارت كرده و از خداوند رفع آن مشكل را مي خواستم و آن گرفتاري در أسرع وقت حلّ مي شد.

در پايان هم جمله اي زيبا مي گويد:

اين قضيه را من بارها تجربه كرده ام و هميشه مشكلم حلّ مي شد. خداوند ما را بر محبّت مصطفي و اهل بيت او (صلي الله عليه و سلم الله عليه و عليهم أجمعين) عليهم بميراند.

الثقات لإبن حبان، ج٨، ص٤٥٧

دوستان را كجا كني محروم؟ تو كه با دشمنان اين نظر داري

إبن حبان و علي بن خلال و إبن خزيمه اي كه معتقد به امامت شما نيستند، اين چنين از آنها پذيرايي مي كنيد و اين چنين آنها را حاجت روا نكرده از حرم تان بيرون نمي كنيد. پس با شيعه مي خواهيد چه كنيد؟!

يكي از رفقاي مي گفت:

وقتي از حرم امام رضا (عليه السلام) بيرون مي آمدم، ديدم علامه طباطبائي (ره) (صاحب كتاب الميزان في تفسير القرآن) در حال خارج شدن از حرم است. به ايشان عرض كردم:

ما كه مي خواهيم به حرم امام رضا (عليه السلام) برويم، چه كار كنيم تا امام رضا (عليه السلام) ما را حاجت روا نكرده از حرم بيرون نكند؟

مرحوم علامه طباطبائي (ره) كه در اواخر عمرش، دست شان مي لرزيد، با همان دست لرزان و صوت لرزان فرمود:

پسرم! وقتي به حرم امام رضا (عليه السلام) مي روي، برو يك گوشه اي بنشين و روضه مادرش حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را بخوان و از مادرش سخن بگو و هم خودت گريه كن و هم امام رضا (عليه السلام) را بگريان. اگر اين كار را كردي، دست و بال امام رضا (عليه السلام) را كاملا بسته اي و بدون اين كه تو را حاجت روا كند، از حرمش بيرون نمي كند.

خيلي عجيب است! قلب ائمه (عليهم السلام) براي مادرشان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي تپد. وقتي اسم حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي آيد، ائمه (عليهم السلام) دست و پاي شان را گم مي كنند و ديگر نمي توانند بدون اين كه حاجت روا كنند، كسي را از درگه شان بيرون كنند.

عزيزان! در هر كجاي دنيا كه هستيد، اگر مي خواهيد از امام رضا (عليه السلام) يا امام زمان (عليه السلام) يا أمير المؤمنين (عليه السلام) حاجت بگيريد، يكي از بهترين راه ها اين كه مصائب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را بخواني و گريه كني و قطرات اشكت را جاري كني و آن معصوم را هم بگرياني تا ببيني چه چيزهايي به شما مي دهند!

من نمي دانم بالاتري مصيبتي كه از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بر قلب أمير المؤمنين (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام) بوده، چه بود؟ آيا آن لحظه اي كه در وسط خانه، زهراي مرضيه (سلام الله عليها) با پهلوي شكسته نقش بر زمين شد، آن حالت براي أمير المؤمنين (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام) دردناك است؟ يا آن لحظه اي كه در وسط كوچه، سيلي خورد؟ يا آن لحظه اي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) بدن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را روي مغسل گذاشته و از زير پيراهن غسلش مي دهد و يك دفعه دست حضرت علي (عليه السلام) به پهلوي شكسته حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بازوي ورم كرده ايشان افتاد و مظلوميت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، حضرت علي (عليه السلام) را بي حال كرد و بي اختيار به ستون تكيه كرد و شروع كرد بلند بلند گريه كردن و أسماء بنت عميس گفت:

شما به ما مي گوييد آهسته آهسته گريه كنيم تا مردم نفهمند ما زهراء را غسل مي دهيم، ولي خودت با صداي بلند گريه مي كني!

حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

أسماء! من دلم براي مظلوميت زهراء سوخت كه وقتي دستم به پهلوي شكسته زهراء افتاد، من خبر نداشتم و از پهلوي شكسته اش به من چيزي نگفته بود و نمي دانم اين درد پهلو را زهراء، شب ها چگونه سپري كرد؟

ألا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا أين منقلب ينقلبون.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»