سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٦٩ - شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٩

شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٩

کد مطلب: ٥٤٣٣ تاریخ انتشار: ١٩ خرداد ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٤٥٢٤ سخنراني ها » شبکه ولايت شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٩
حبل المتين ٩٠/٠٣/١٩

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تاریخ  : ١٩ / ٠٣ / ٩٠

آقاي محسني

بحث ما هنوز هم در مورد مصائب و شبهاتي در مورد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و فدك است. اگر خاطر بينندگان عزيز باشد، در جلسه گذشته پيرامون فدك و ملكيت آن براي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بحث كرديم و بحث را به آنجا رسانديم كه اگر از جهت ملكيت و مالك بودن فدك، آقاي أبو بكر ممانعت كردند، ولي از جهت ارث، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) تنها بازمانده و تنها فرزند رسول الله (صلي الله عليه و آله) بودند كه بعد از ايشان ماندند و اموال رسول الله (صلي الله عليه و آله) هم به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي رسد.

إن شاء الله امشب بحث فدك و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را به آخر مي رسانيم تا در شب هاي آينده به برنامه هاي بعدي بپردازيم.

وقتي أبو بكر از تحويل فدك به عنوان ارث ممانعت كرد، برخورد بعدي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) با آنها چه بود؟

استاد حسيني قزويني

همان طور كه بينندگان عزيز پيگير برنامه فدك بودند، ما در جلسات گذشته در رابطه با ملكيت فدك به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) از منابع أهل سنت ثابت كرديم و بخشيدن آن ملك به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را هم ثابت كرديم و درخواست حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) براي تحويل گرفتن فدك به عنوان ملك شخصي را هم از منابع أهل سنت بحث كرديم و ثابت كرديم و بعد هم به عنوان ارث مطرح كرديم.

وقتي حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) ديد كه اينها قصد ندارند فدك را برگردانند، وارد مرحله بعد شد كه برخورد تند و به چالش كشاندن هيئت حاكمه و أبو بكر و عمر بن خطاب بود. آقاي طبراني (متوفاي ٣٦٠ هجري) كه از علماء بزرگ أهل سنت است، در روايتي از زهري نقل مي كند از عروة بن زبير از عايشه كه مي گويد:

كلمت فاطمة أبا بكر في ميراثها من رسول الله (ص) فقالت: أترثك إبنتك و لا ارث أبي؟!

فاطمه براي دريافت ارث خودش از پدرش رسول الله (ص)، با أبو بكر سخن گفت و فرمود: آيا دختر تو از تو ارث مي برد و من از پدرم ارث نمي برم؟!

المعجم الأوسط لطبراني، ج ٤، ص ١٠٤، ح ٣٧١٨

يعني اگر قانون وراثت يك قانون اسلامي و همگاني است، چرا يك بام و دو هوا عمل مي كني و اگر تو بميري، دختر تو وارث تو است و اگر پدر من بميرد، من نمي توانم وارث پدرم باشم؟!

هم چنين جناب إبن سعد (متوفاي ٢٣٠ هجري) كه از مورخان قديمي أهل سنت است، در الطبقات الكبري، جلد ٢، صفحه ٣١٤ وقتي قضيه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را مطرح مي كند، مي گويد:

فاطمه مي آيد أبو بكر را به چالش مي كشد و مي فرمايد:

من يرثك إذا مت؟ قال: ولدي و أهلي، قالت: فما لك ورثت النبي دوننا؟!

وقتي تو بميري، چه كسي از تو ارث مي برد؟ أبو بكر گفت: فرزندم و خانواده ام. فاطمه گفت: پس چه شده است كه تو وارث پيامبر شدي و ما كه فرزند او هستيم، وارث او نيستيم؟!

هم چنين در مسند احمد بن حنبل كه رئيس حنابله است، مفصل آمده است كه وقتي حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) مي آيد با أبو بكر محاجّه و گفت وگو و مناظره مي كند، به أبو بكر مي فرمايد:

أنت ورثت رسول الله صلي الله عليه و سلم أم أهله؟ فقال: لا، بل أهله.

آيا تو وارث رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هستي يا خانواده اش؟ أبو بكر گفت: نه، بلكه خانواده اش وارث او هستند.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ١، ص ٤ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٢٣ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج ٦، ص ٣٠٣ ـ فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ٦، ص ١٣٩ ـ مسند أبي يعلي، ج ١، ص ٤٠ ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج ١، ص ١٩٨ ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج ٢، ص ٢٦٠ ـ التمهيد لإبن عبد البر، ج ٨، ص ١٦٧ ـ إرواء الغليل لمحمد ناصر الألباني، ج ٥، ص ٧٦ ـ البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٥، ص ٣١٠ ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ١٥، ص ٢٠ ـ معجم البلدان للحموي، ج ٤، ص ٢٣٩ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ٥، ص ٥٨٥

حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در اينجا رسماً از أبو بكر اعتراف مي گيرد كه وارث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، أهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هستند، نه ديگري.

آقاي مقدسي حنبلي (متوفاي ٦٤٣ هجري) مي گويد اين روايت سنداً صحيح است.

الأحاديث المختارة، ج ١، ص ١٢٩

جالب اينجاست كه آقاي أبو بكر احمد بن عبد العزيز الجوهري (متوفاي ٣٢٣ هجري) كه از اساتيد آقاي إبن أبي الحديد معتزلي است و أحاديث زيادي از ايشان نقل مي كند، در كتاب السقيفة و فدك، صفحه ١٠٩ مي گويد:

في هذا الحديث عجب، لأنها قالت له: «أنت ورثت رسول الله (صلي الله عليه و آله) أم أهله، قال: بل أهله» و هذا تصريح بأنه (صلي الله عليه و آله) موروث يرثه أهله و هو خلاف قوله: لا نورث.

اين حديثي كه احمد بن حنبل نقل كرده است، شگفت انگيز است. چون فاطمه به أبو بكر فرمود: «تو وارث رسول الله (صلي الله عليه و آله) هستي يا أهل بيتش؟ أبو بكر گفت: نه، بلكه أهل بيت رسول الله (صلي الله عليه و آله) وارث او هستند». اين اعترافي است از أبو بكر كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) ارث باقي مي گذارد و وارث رسول الله (صلي الله عليه و آله) هم أهل بيت او هستند و اين خلاف سخن أبو بكر است كه از رسول الله (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند كه فرمود: «ما پيامبران ارث باقي نمي گذاريم».

نكته جالب ديگري كه در اينجا بايد عرض كنم اين است كه وقتي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از أبو بكر نااميد شد:

 

فانصرفت إلي عمر.

به سراغ عمر رفت.

چون آنچه كه ثابت است، عمده كارها به دست عمر بن خطاب بود. يعني آنچه كه براي خود ما محرز است و در كتب خود آقايان أهل سنت هم هست، گرداننده اصلي حكومت، خليفه دوم بوده است و خليفه اول هم زيرمجموعه بوده است و براي اين هم أدله متعددي داريم و إن شاء الله اگر لازم شد، بعدها عرض خواهيم كرد.

فانصرفت إلي عمر فذكرت له كما ذكرت لأبي بكر، فقال لها مثل الذي راجعها به أبو بكر، فعجبت و ظنت أنهما قد تذاكرا ذلك و اجتمعا عليه.

فاطمه به سراغ عمر رفت و قضيه فدك را با او در ميان گذاشت و مذاكره كرد، همان گونه كه با أبو بكر مذاكره كرده بود. عمر هم همان عباراتي را پاسخ داد كه أبو بكر پاسخ داده بود. فاطمه تعجب كرد و فكر كرد كه اين دو نفر قبلاً با هم تباني و اتفاق نظر و توافق كرده اند.

تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٢٤ ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج ١، ص ٢١٠ ـ السقيفة و فدك للجوهري، ص ١١٧ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ١٦، ص ٢٣١ ـ سمط النجوم، ج ٢، ص ٣٣٥، تحقيق عادل احمد عبد الموجود، نشر دار الكتب العلمية بيروت

اين روايت در معتبرترين كتاب هاي أهل سنت مانند تاريخ الإسلام ذهبي كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است آمده است. اينها نشان مي دهد كه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) دنبال حق خود بوده است.

در يكي از منابع أهل سنت آمده است:

بعضي ها تصور مي كنند كه فاطمه فقط فدك را به عنوان ملك شخصي يا ارث رسول الله (صلي الله عليه و سلم) مطالبه كرد و توجه ندارند كه فاطمه به عنوان ادعاي سوم آن را طلب كرد كه اين يك خمس است و آيه شريفه:

وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ

سوره أنفال / آيه ٤١

يعني بر فرض هم فدك براي بيت المال باشد، خمس آن براي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) است و ملك شخصي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) است و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هم وارث پيامبر (صلي الله عليه و سلم) است.

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فدك را به عنوان خمس از أبو بكر مطالبه كرد. يعني حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از ٣ كانال (ارث، ملك، خمس) هيئت حاكمه را در تنگنا قرار داد و آنچه كه گفتني بود را بيان كرد.

* * * * * * *

آقاي محسني

يكي از چيزهاي عجيب و غريبي كه ما مي بينيم و در تاريخ هم هست، خطبه آتشين حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است و انصافاً وقتي فرازهاي آن را مطالعه مي كنيم، خيلي عجيب است. وقتي مردم اين خطبه را در مسجد شنيدند، احساس كردند كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) زنده شده است. آيا اين خطبه در منابع شيعه و أهل سنت آمده است؟ بخشي از فرازهاي برجسته آن را هم براي بينندگان مطرح كنيد تا با آن آشنا شوند.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با مصادر اين خطبه بايد بگوييم كه ٣ خطبه از ايشان نقل شده است كه يكي از محققين ما به نام دكتر شيخ يحيي الدوخي أخيراً كتابي به نام ظلامات فاطمة (سلام الله عليها) چاپ كرده اند و ما هم از اول تا آخر بر آن نظارت داشتيم و الحق كه شايد در اين زمينه، يكي از بهترين كتاب هاست و در اين كتاب، براي اولين بار، خطبه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در منابع أهل سنت را بررسي سندي كرده است.

خطبه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در منابع أهل سنت

يكي از منابعي كه خطبه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را نقل كرده است، كتاب جواهر المطالب في مناقب الإمام علي (عليه السلام) است كه آقاي شمس الدين أبو البركات محمد بن احمد دمشقي شافعي (متوفاي ٨٧١ هجري) آن را نوشته است و در جلد ١، صفحه ١٦٠ اين خطبه آمده است.

جناب إبن أثير جزري (متوفاي ٥٤٤ هجري) در منال الطالب في شرح طوال الغرائب، صفحه ٥٠١ اين خطبه را آورده است.

جناب إبن أبي طيفور (متوفاي ٣٨٠ هجري) در كتاب بلاغات النساء، صفحه ١٤ اين خطبه را نقل كرده است.

آقاي عمر رضا كحاله كه از علماء معاصر أهل سنت است، در كتاب أعلام النساء، جلد ٣، صفحه ٢١٩ اين خطبه را نقل كرده است.

جناب جوهري (متوفاي ٣٢٣ هجري) در كتاب السقيفة و فدك، صفحه ١٤٣ اين خطبه را نقل كرده است.

آقاي إبن أبي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغة، جلد ١٠، صفحه ٢٣٨ و جلد ١٦، صفحه ٢٥١ اين خطبه را نقل كرده است.

خطبه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در منابع شيعه

از ميان علماء شيعه هم آقاي محمد بن جرير طبري شيعي در كتاب دلائل الإمامة، صفحه ١١٦ اين خطبه را نقل كرده است.

مرحوم طبرسي (ره) در كتاب الإحتجاج، جلد ١، صفحه ١٣٧ اين خطبه را نقل كرده است.

مرحوم سيد بن طاووس (ره) در كتاب الطرائف، صفحه ٢٦٥ اين خطبه را نقل كرده است.

علامه مجلسي (ره) در بحار الأنوار، جلد ٢٩، صفحه ٢٢٥ اين خطبه را نقل كرده است.

اگر بخواهيم در مورد اين خطبه به صورت مفصل بحث كنيم، بايد حدود ١٠ ، ١٥ جلسه را به آن اختصاص بدهيم. ولي من به بخشي از فرازهايش كه حساس و زيبا است اشاره مي كنم و بخشي را با ترجمه مختصر و بخشي را با شرح و بسط بيشتري بيان مي كنم.

در بخش اول اين خطبه، حمد و ثناي إلهي را بيان مي كند و مي فرمايد:

أيها الناس! إعلموا إني فاطمة و أبي محمد صلي الله عليه و آله.

اي مردم! بدانيد كه من فاطمه هستم و پدرم محمد (صلي الله عليه و آله) است.

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اين جمله را فرمود تا فردا نيايند در اين خطبه تصرف كنند و بگويند براي كسي ديگر است؛ لذا شناسنانه خودش و پدرش و شوهرش را بيان مي كند.

در فصل نخستين هم يك دفاع جانانه اي از أمير المؤمنين (عليه السلام) مي كند و مي فرمايد:

أمير المؤمنين (عليه السلام) در دوران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، جانش را در كف اخلاص نهاد و در خدمت اسلام و مسلمين و در ركاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود. زماني كه همه مي ترسيديد از دشمن و جرأت حمله به دشمن را نداشتيد، همسرم علي بن أبي طالب (عليه السلام) بدنش را هدف و آماج شمشيرها و نيزه هاي دشمن قرار داده بود.

بعد هم در حمله جانانه و خطبه آتشين خود، به پيامدهاي رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اشاره مي كند و مي فرمايد:

فلما اختار الله لنبيه دار أنبيائه و مأوي أصفيائه، ظهرت فيكم حسكة النفاق و سمل جلباب الدين و نطق كاظم الغاوين و نبغ خامل الأقلين.

وقتي رسول الله (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت، عداوت ها و تيغ هاي نفاق در ميان شما صحابه آشكار و ظاهر شد و آن دين و معنويت در شما كهنه شد و گمراهان ساكت كه در زمان رسول الله (صلي الله عليه و آله) حرفي نمي زدند و بي تفاوت بودند، به سخن درآمدند و فرومايگان گمنام به صحنه آمدند و ظاهر شدند.

حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در اينجا، به افرادي اشاره مي كند كه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) فرصت طلب بودند و در زمان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جايگاهي و ارزشي نداشتند و سخن شان فاقد هرگونه ارزش بود.

سپس مي فرمايد:

و هدر فنيق المبطلين، فخطر في عرصاتكم.

شجاعان گروه باطل (قهرمانان و پهلوانان كفار و مشركين كه ٢٣ سال عليه اسلام و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جنگيده بودند) امروز به صدا درآمده اند و به ميدان آمده اند و دُم مي جنبانند.

يعني همان أبو سفيان و معاويه اي كه ٢٣ سال عليه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جنگيده اند و قلب مقدس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را با شهادت حضرت حمزه (عليه السلام) و ديگر عزيزانش جريحه دار كرده اند و پيشاني و دندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را شكسته اند و ده ها جنايت ديگر را مرتكب شده اند، امروز آمده اند ميدان داري مي كنند و در عرصه حاضر شده اند. حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اشاره مي كند به آن منافقين و مشركيني كه با تمام توان عليه اسلام جنگيدند و آخر الأمر هم در فتح مكه در زير سايه شمشير سلحشوران اسلام، طبق سخن أمير المؤمنين (عليه السلام) در نامه ١٦ نهج البلاغه به ظاهر مسلمان شدند:

وَ فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا الْكُفْرَ فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَيْهِ أَظْهَرُوه .

قسم به خدايي كه دانه را شكافت و پديده ها را آفريد! آنها اسلام را نپذيرفتند، بلكه به ظاهر مسلمان شدند و كفر خود را پنهان داشتند و آن گاه كه ياوراني يافتند، آن را آشكار ساختند.

چون يقين كردند كه اگر در زير پرچم كفر به جنگ با اسلام بيايند، جز شكست مفتضحانه، چيزي نصيب آنها نمي شود. ولي ديدند كه اگر در زير پرچم اسلام به جنگ با اسلام بيايند، با ايجاد اختلاف و تشتت در جامعه اسلامي، بهتر مي توانند به هدف خود برسند.

* * * * * * *

آقاي محسني

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در اين خطبه اشاره به ظهور يك نفاق در جامعه اسلامي داشتند. منظور ايشان چه بود؟

استاد حسيني قزويني

نكته ظريفي است و بينندگان عزيز توجه داشته باشند كه خداوند در جاي جاي قرآن، ردّ پاي منافقين را مطرح كرده است و يك سوره مستقل هم به نام منافقين دارد و حتي كار به جايي مي رسد كه قرآن مي فرمايد: «اي پيامبر! تو خيلي از منافقين را نمي شناسي»:

وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدينَةِ مَرَدُوا عَلَي النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ

و از (ميان) اعراب باديه نشيني كه اطراف شما هستند، جمعي از منافقان هستند و از اهل (خود) مدينه (نيز) گروهي سخت به نفاق پاي بندند كه آنها را نمي شناسي و ما آنها را مي شناسيم.

سوره توبه / آيه ١٠١

شايد هم مصلحت نبوده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) همه آنها را بشناسد.

جالب اين است كه يكي از بزرگان مصر به نام جناب ابراهيم علي سالم كه كتابي دارد به نام النفاق و المنافقون، مي گويد:

يك سوم قرآن (يعني ١٠ جزء) درباره منافقين است.

جالب اين است كه در جنگ أحد، آمار مسلماناني كه به جنگ مي رفتند، هزار نفر بود و همه بزرگان هم اين را آورده اند و خداوند هم در آيه ٨٨ سوره نساء اشاره به اين قضيه دارد:

فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ

در اين جنگ، ميان مسلمانان اختلاف افتاد و يك دسته از مسلمانان به تبعيت از عبد الله بن أبي كه سركرده منافقين بود برگشتند و به جنگ أحد نرفتند. در روايت آمده است:

رجع ناس من أصحاب النبي صلي الله عليه و سلم من أحد و كان الناس فيهم فرقتين، فريق يقول اقتلهم و فريق يقول لا، فنزلت: «فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ».

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٥، ص ١٨١، ح ٤٥٨٩

جالب اين كه جناب إبن كثير دمشقي سلفي در كتاب البداية و النهاية، جلد ٤، صفحه ١٥ مي گويد:

فخرج رسول الله صلي الله عليه و سلم و المسلمون ... و هم ألف رجل . . . فمضي رسول الله صلي الله عليه و سلم حتي نزل بأحد و رجع عنه عبد الله بن أبي بن سلول في ثلاثمائة، فبقي رسول الله صلي الله عليه و سلم في سبعمائة.

در ميان هزار نفري كه در جنگ أحد همراه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) بودند، ٣٠٠ نفرشان منافق بودند كه به رهبري عبد الله بن أبي برگشتند و به جنگ نرفتند و ٧٠٠ نفر با رسول الله (صلي الله عليه و سلم) ماندند.

قرآن هم درباره اينها صراحت دارد:

فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً

چرا درباره منافقين دو دسته شده ايد؟ (بعضي جنگ با آنها را ممنوع و بعضي مجاز مي دانيد) در حالي كه خداوند به خاطر اعمال شان (افكار) آنها را به كلي وارونه كرده است. آيا شما مي خواهيد كساني را كه خداوند (بر اثر اعمال زشت شان) گمراه كرده، هدايت كنيد؟! در حالي كه هر كس را خداوند گمراه كند، راهي براي او نخواهي يافت.

سوره نساء / آيه ٨٨

اين از نكات خيلي جالب است كه وقتي اسم منافقين مي آيد، اين آقايان مي گويند: «منافقين جزء صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نبودند و منافقين چند نفر بيشتر نبودند و شناخته شده هم بودند». در اين مورد چه جوابي دارند كه در جنگ أحد، يك سوم مسلمانان در لشكر اسلام، منافق بودند؟

من اين سؤال را آقاي پروفسور غامدي پرسيدم و هنوز هم جوابي به من نداده است. گفتم:

اين منافقين بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كجا رفتند؟ چه شدند؟ بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، هيچ خبري و هيچ أثري از منافقين و نفاق نيست! آيا وجود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) باعث شده بود كه اينها منافق بشوند كه با رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هم همه آنها برگشتند مؤمن و متدين و عادل و بهشتي شدند؟! آيا واقعاً وجود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مانع ايمان آنها بود و رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) موجب شد كه آنها ايمان بياورند؟! چطور شد كه از آن همه نفاق و منافقين و توطئه شان، به هيچ وجه هيچ أثري در جامعه نيست؟! كجا رفتند؟ چه شدند؟ اين كه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) خطاب به عموم مسلمانان، به مهاجرين و انصار مي فرمايد:

ظهرت فيكم حسكة النفاق.

عداوت ها و تيغ هاي نفاق در ميان شما صحابه آشكار و ظاهر شد.

منظورش چه بود؟ أمير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه ٢١٠ نهج البلاغه نكته خيلي عجيب و تكان دهنده مي فرمايد. اين آقاياني كه مي گويند أمير المؤمنين (عليه السلام) اين همه از خلفاء مدح و ثناء كرده است، اينها فقط با يك چشم به نهج البلاغه نگاه مي كنند. أمير المؤمنين (عليه السلام) در اين خطبه مي فرمايد:

ثم بقوا بعده عليه و آله السلام، فتقربوا إلي أئمة الضلالة و الدعاة إلي النار بالزور و البهتان، فولّوهم الأعمال و جعلوهم حكاما علي رقاب الناس و أكلوا بهم الدنيا.

آنان پس از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) باقي ماندند و به پيشوايان گمراهي و دعوت كنندگان به آتش، با دروغ و تهمت نزديك شده، اين پيشوايان گمراهي هم به آنها حكومت بخشيدند و به آنها منصب دادند و بر گردن مردم سوار كردند و پيشوايان گمراه به وسيله آنان به دنيا رسيدند.

نهج البلاغه محمد عبده، ج ٢، ص ١٨٩ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ١١، ص ٣٨ ـ المعيار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافي، ص ٣٠٢

جالب اين كه وقتي به خليفه دوم اعتراض مي كنند كه چرا شما منافقين را به كار گرفتيد و به آنها مسئوليت داديد؟ مي گويد:

نستعين بقوة المنافق و إثمه عليه.

من از نيروي منافقين در حكومتم استفاده مي كنم و گناه نفاق به گردن خودشان است.

المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج ٧، ص ٢٦٩، ح ١٢٠ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج ٩، ص ٣٦ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ٤، ص ٦١٤، ح ١١٧٧٥

وقتي حذيفه به خليفه دوم مي گويد:

به چه مجوزي از قرآن و سنت، از منافقين استفاده مي كني و آنها را در رأس كارها قرار داده اي؟

عمر گفت:

إني لأستعمله لأستعين بقوته ثم أكون علي قفائه.

من از نيروي آنها استفاده مي كنم و مراقب آنها هستم.

كنز العمال للمتقي الهندي، ج ٥، ص ٧٧١، ح ١٤٣٣٨ ـ الاستذكار لإبن عبد البر، ج ٣، ص ٢٠٢ ـ الفايق في غريب الحديث لجار الله الزمخشري، ج ٣، ص ١١٥ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ١٢، ص ١٢٦ ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص ٢١٠

خيلي عجيب است! آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي توانست اين كار را بكند؟! قرآني كه ١٠ جزء آن درباره نفاق و منافقين است و مي فرمايد:

إِنَّ الْمُنافِقينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ

سوره نساء / آيه ١٤٥

إِنَّ الْمُنافِقينَ هُمُ الْفاسِقُون

سوره توبه / آيه ٦٧

وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقينَ لَكاذِبُون

سوره منافقون / آيه ١

آيا اينها همه كنار رفت؟!

لذا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اين قضايا را مي بيند و مي فرمايد:

ظهرت فيكم حسكة النفاق و سمل جلباب الدين.

 

با رفتن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، عداوت ها و تيغ هاي نفاق در ميان شما صحابه آشكار و ظاهر شد و آن دين و معنويت در شما كهنه شد.

شما كه دَم از دين و اسلام مي زديد، امروز بحث اسلام در ميان شما مطرح نيست و آنچه كه دلخواه خودتان است را انجام مي دهيد.

* * * * * * *

آقاي محسني

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در بخشي از اين خطبه، بحث شيطانصفتان فرصت طلب را مطرح مي كند. منظور آن حضرت در اينجا چيست؟

استاد حسيني قزويني

بله، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي فرمايد:

و أطلع الشيطان رأسه من مغرزة هاتفا بكم، فألفاكم لدعوته مستجيبين.

و شيطان سرش را از مخفيگاه و لانه اش بيرون آورده و شما را صدا كرده و شما هم به صداي شيطان لبيك گفتيد.

در اينجا مشخص است كه يكي از مصاديق اين شيطان صفتان كه از لانه ها بيرون آمدند و دُم جنباندند و معركه گردان شدند، شايد اشاره به همين دودمان نحس بني أميه و شجره ملعونه در قرآن است؛ مانند أبو سفيان كه ايشان اين قدر بي حياء بود و آقاي طبري و إبن أثير و ديگران آورده اند كه إبتداء نزد أمير المؤمنين (عليه السلام) آمد و به دنبال فتنه گري بود و كاري به اسلام و قرآن و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نداشت:

لما إجتمع الناس علي بيعة أبي بكر، أقبل أبو سفيان و هو يقول: والله! إني لأري عجاجة لا يطفئها إلا دَم، ... و قال: أبا حسن! أبسط يدك حتي أبايعك، فوالله! لئن شئت لأملأنها عليه خيلا و رجلا.

وقتي مردم براي بيعت با أبو بكر جمع شدند، أبو سفيان فرصت را غنيمت شمرد براي فتنه انگيزي و گفت: به خدا قسم! من مي بينم كه جامعه اسلامي دچار انحراف شده است و غير از خون، هيچ علاج ديگري ندارد ، ... سپس نزد علي آمد و گفت: اي أبا الحسن! دستت را باز كن تا من با تو بيعت كنم و به خدا قسم! اگر بخواهي، كوچه را مملوّ از مردان و شمشيرزنان مي كنم.

اگر واقعاً هدف وسيله را توجيه مي كند، أمير المؤمنين (عليه السلام) بايد فرصت را غنيمت مي شمرد و بيعت أبو سفيان را قبول مي كرد، ولي اين كار را نكرد.

فأبي علي عليه ... فزجره علي و قال: إنك والله! ما أردت بهذا إلا الفتنة و إنك والله! طال ما بغيت الإسلام شرا، لا حاجة لنا في نصيحتك.

علي هم از اين كار إباء كرد و گفت: به خدا قسم! تو جز فتنه انگيزي در ميان مسلمانان، هدف ديگري نداري و به خدا قسم! تو هميشه دنبال اين بودي كه به اسلام ضربه بزني و جز شرارت، چيز ديگري براي اسلام نداشتي. ما احتياجي به ياري و بيعت تو نداريم.

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٤٤٩ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٢، ص ٣٢٦ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ١، ص ٢٢١ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ٧٨ ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج ٥، ص ٤٥١ ـ الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٤، ص ١٦٧٩ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ٥، ص ٦٥٧ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج ١٧، ص ١٦٧ ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص ١١٠

لذا مي بينيم كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در اينجا مي فرمايد:

شيطان از پناهگاهش بيرون آمده و شما را صدا مي كند و شما را اجابت كننده دعوتش يافت.

حضرت علي (عليه السلام) اين گونه به أبو سفيان جواب داد، ولي در مورد أبو بكر و عمر چيز ديگري اتفاق افتاد و نتيجه گفت وگوها اين شد كه يزيد (برادر معاويه و عموي يزيد بن معاويه) پسر أبو سفيان، حاكم شامات شد. چطور شد اولين كسي كه بعد از فتح شامات با اختيارات تامّ حاكم شامات مي شود، يزيد بن أبو سفيان است؟ او هم در سال ١٧ هجرت، به خاطر بيماري طاعون و وبا از دنيا رفت و بعد از او هم معاوية بن أبو سفيان حاكم آنجا شد و آن جنايات را مرتكب شد و همين يزيد و برادرش معاويه، عامل انتقال قدرت اسلامي از بني هاشم به بني أميه و تبديل اسلام به امپراطوري و سلطنتي شدند و در حقيقت، موجب به هدر دادن تمام تلاش هاي ٢٣ ساله نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) شدند.

جالب اينجاست كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اين خطبه را بيان مي كند و مي فرمايد:

نفاق در ميان شما آشكار شده و دين در ميان شما كهنه شده و شما لبيك گو به نداي شيطان شده ايد.

سپس مي فرمايد:

هذا و العهد قريب و الكلم رحيب و الجرح لما يندمل و الرسول لما يقبر، ابتدارا، زعمتم خوف الفتنة «ألا في الفتنة سقطوا و إن جهنم لمحيطة بالكافرين (سوره توبه / آيه ٤٩)».

اين همه اتفاقات افتاده است و هنوز ياد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در خاطره ها زنده است و يادش فراموش نشده است و هنوز جراحت قلب ما از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) التيام نيافته است و هنوز پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دفن نشده است كه حريصانه آشوب كرديد و فكر كرديد كه اگر خليفه معين نشود، فتنه ايجاد مي شود و براي جلوگيري از فتنه رفتيد، ولي «آگاه باشيد! آنها (هم اكنون) در گناه سقوط كرده اند و جهنم كافران را احاطه كرده است » و نتيجه اين فتنه گري ها، افتادن در آتش جهنم است.

من گمان نمي كنم كسي كه مقداري انصاف داشته باشد، خطبه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را بشنود و منقلب نشود و از خواب بيدار نشود و افكارش زير و رو نشود.

* * * * * * *

آقاي محسني

منظور حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از كلمه «فتنه» چيست؟

استاد حسيني قزويني

در اينجا مشخص است كه منظور از اين كلمه، همان فتنه سقيفه است كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي فرمايد:

شما از اين ترسيديد كه اگر شما خليفه معين نكنيد، جامعه اسلامي دچار فتنه مي شود، ولي اين كار شما عين فتنه است.

آنچه كه در سقيفه گذشت، از ديدگاه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، جز فتنه، چيز ديگري نبود. خود عمر بن خطاب وقتي قضيه سقيفه را مطرح مي كند، مي گويد:

من ذا ينازعنا سلطان محمد و إمارته و نحن أولياؤه و عشيرته إلا مدل بباطل أو متجانف لاثم أو متورط في هلكة.

چه كسي است كه بيايد با ما منازعه كند و درگيري داشته باشد نسبت به حق سلطنتي كه از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) به ما رسيده است؟ ما جزء أولياء و عشيره رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هستيم و هر كس بخواهد با ما منازعه كند، يا به راه بطلان رفته و يا در گناه و معصيت غرق شده است و يا در درّه هلاكت سقوط كرده است.

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٤٥٧ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٢، ص ٣٣٠ ـ الامامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج ١، ص ١٥ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ٢، ص ٣٨ ـ السقيفة و فدك للجوهري، ص ٦٠ ـ الحاوي الكبير للماوردي، ج ١٤، ص ٩٩

وقتي جناب حباب من منذر در برابر خليفه دوم مقاومت مي كند و مي گويد:

كساني كه مهاجر بودند و ما به آنها امان داديم، امروز مي خواهند بر ما رياست كنند. آقايان انصار! اينها را از مدينه تبعيد كنيد و نگذاريد در مدينه بمانند.

فقال عمر: إذا يقتلك الله. قال: بل إياك يقتل.

عمر گفت: خدا تو را بكشد. حباب گفت: بلكه تو را بكشد.

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٤٥٧ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٢، ص ٣٣٠

در شرح نهج البلاغة إبن أبي الحديد المعتزلي، جلد ١، صفحه ١٧٤ آمده است:

حطم أنف الحباب.

عمر با مشتش، بيني حباب را لِه كرد.

اين درگيري ها و فتنه انگيزي ها به جايي رسيد كه حتي جناب سعد بن عبادة كه رئيس انصار بود، با عمر درگير شد و عمر گفت:

اقتلوا سعدا، فإنه منافق.

سعد را بكشيد، او منافق است.

عقد الفريد لإبن عبد ربه، ج ٣، ص ٦٢ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ١، ص ١٧٤ و ج ٢٠، ص ٢١ ـ المعيار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافي، ص ٢٥ ـ تاريخ اليعقوبي، ج ٢، ص ١٢٤ ـ السيرة الحلبية للحلبي، ج ٣، ص ٤٨٢ ـ مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ١، ص ٥٦ ـ صحيح إبن حبان، ج ٢، ص ١٥٠ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج ٣، ص ٦١٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٣٠، ص ٢٨٣ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٨ ـ البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٥، ص ٢٦٧ ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص ١٧٣

يعني هر كس كه مخالف ما باشد، منافق است.

هم چنين آقاي طبري ـ كه از مورخين نامي أهل سنت است و آقاي إبن تيميه هم كه رئيس وهابيت است صراحت دارد كه تاريخ الطبري جزء تاريخ هاي مورد اعتماد ما است، ـ در تاريخ الطبري، جلد ٢، صفحه ٤٥٩ مي گويد:

فقال عمر: قتله الله، إنه منافق.

عمر گفت: خدا سعد بن عباده را بكشد، او منافق است.

يعني چون با ما مخالفت كرده است، منافق است و بايد كشته شود.

حتي عمر گفت:

سعد بن عباده را در زير لگدها لِه كنيد.

فأخذ سعد بلحية عمر.

سعد بن عباده از ريش عمر گرفت.

عمر هم گفت:

به خدا قسم! اگر يك مو از ريش من كنده شود، دندان هايت را خرد مي كنم.

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٤٥٩

از همه اينها جالب تر اين كه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) از سقيفه به عنوان فتنه تعبير مي كند.

در صحيح بخاري، جلد ٤، صفحه ١٩٥، حديث ٣٦٦٩ از قول عايشه نقل شده است:

لقد خوف عمر الناس و إن فيهم لنفاقا.

عمر در سقيفه و بعد از آن، در ميان مسلمانان، ايجاد رعب و وحشت كرد و در ميان مسلمانان نفاق بوده است.

مي گويند: «احترام امام زاده را متولي بايد نگه دارد». از طرفي مي گوييد خلافت آقاي أبو بكر إجماعي بوده است و براي جلوگيري از فتنه بوده است و از اين طرف هم عايشه مي گويد:

لقد خوف عمر الناس و إن فيهم لنفاقا.

عمر در سقيفه و بعد از آن، در ميان مسلمانان، ايجاد رعب و وحشت كرد و در ميان مسلمانان نفاق بوده است.

منظور از اين «ناس» كدام است؟ آيا منظورش يهوديان و مسيحيان و منافقين بود؟ يا همين مسلمانان و انصار و مهاجرين است كه با اين حضرات مخالف بودند؟

در اينجا سخن گفتن خيلي زياد است و فقط همين تعبير را مي گوييم كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از پيامدها سقيفه به فتنه تعبير مي كند و خود جناب عمر بن خطاب هم صراحت دارد:

إنما كانت بيعة أبي بكر فلتة.

آقايان به ما بگويند كه «فلتة» يعني چه؟

إنما كانت بيعة أبي بكر فلتة و تمت، ألا و إنها قد كانت كذلك و لكن الله وقي شرها.

بيعت أبو بكر به صورت ناگهاني و بدون مشورت بوده است و تمام شد رفت و خداوند هم شر فتنه بيعت أبو بكر را حفظ كرد.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٨، ص ٢٦، ح ٦٨٣٠

يعني ببعت أبو بكر به صورت ناگهاني بوده است و مقتضاي اين هم شر بوده است و خداوند هم شرش را حفظ كرد. پس معلوم مي شود كه خود آقايان هم اعتراف دارند بر اين مطلب.

جناب شيخ محمد انطاكي كه قاضي القضات سوريه و فارغ التحصيل دانشگاه الأزهر بود، در ٦٦ سالگي برايش ثابت شد كه مذهب شيعه حق است و شيعه شد و خيلي هم تاوان داد و ايشان را از قاضي القضات بودن عزل كردند و حقوقش را قطع كردند و خانه سازماني اش را از او گرفتند و حتي براي نان شبش هم محتاج شده بود و حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) هم به همين دليل، يك شهريه مختصري براي ايشان مي فرستادند. ايشان در كتاب لماذا اخترت مذهب أهل البيت، صفحه ٤١٣ اين عبارت را از عمر بن خطاب نقل مي كند كه مي گويد:

كانت بيعة أبي بكر فلتة، وقي الله المسلمين شرها.

سپس مي گويد:

لا والله! ما وقي الله شرها، بل ما زال شررها يلتهب و ضررها مستمر إلي الأبد.

به خدا سوگند! حرف عمر درست نيست؛ شعله هاي آتش فتنه بيعت أبو بكر هنوز هم زبانه مي كشد و ضرر اين بيعت تا ابد استمرار دارد.

* * * * * * *

آقاي محسني

در بخش ديگري از خطبه آتشين حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، اشاره به موضوع ارث شده است. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

به حق، هر وقت من اين بخش پاياني سخنان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را مطالعه مي كنم يا از ذهنم مي گذرانم، واقعاً تحمل آن برايم سخت و خيلي دردآور است. بينندگان عزيز اگر اين قسمت از عرائضم را خوب گوش بكنند، يقين دارم كه امشب با گريه به رختخواب خواهند رفت و عمق مظلوميت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را درك خواهند كرد.

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) خطاب به مهاجرين و انصار فرمود كه «فدك ملك من است» و آن را ندادند و فرمود: «فدك ارث من است» و آن را ندادند و فرمود: «فدك ازجهتخمس، متعلق به من است» و آن را ندادند و مردم هم از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دفاع نكردند و فرمود:

 

و أنتم الآن تزعمون أن لا إرث لنا؟! أفحكم الجاهلية تبغون.

آيا تصور مي كنيد كه ما از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ارث نمي بريم؟! آيا با اين كار، حكم دوران جاهليت را پيروي مي كنيد؟!

در دوران جاهليت اين گونه بود كه دختر از پدرش ارث نمي برد و وارث پدر، فقط پسران بودند. يعني شما كه مي گوييد من از پدرم ارث نمي برم، در حقيقت، همان قانون وراثت دوران جاهليت را در جامعه إحياء مي كنيد!

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي فرمايد:

... أيها المسلمون! أ غلب علي إرثي؟! يا بن أبي قحافة! أفي كتاب الله ترث أباك و لا إرث أبي؟! لقد جئت شيئا فريا! أ فعلي عمد تركتم كتاب الله و نبذتموه وراء ظهوركم؟ إذ يقول : «وَ وَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ (سوره نمل / آيه ١٦)».

اي مسلمانان! مگر نمي بينيد كه ارث مرا به يغما و غارت مي برند؟! اي پسر أبو قحافه! آيا در كتاب خدا آمده است كه تو از پدرت ارث مي بري و من از پدرم ارث نمي برم؟! اگر هم چنين عقيده اي داري، به خدا و رسولش و قرآن إفتراء مي بندي! آيا از روي عمد، كتاب خدا را كنار گذاشته ايد و پشت سر انداخته ايد؟! مگر قرآن نمي فرمايد: «حضرت سليمان (عليه السلام) از حضرت داوود (عليه السلام) ارث برد»؟

مگر حضرت داوود (عليه السلام) پيامبر نبود؟ اگر روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث» كه أبو بكر نقل كرده است درست است، پس اين آيه چيست؟ تمام علماء أهل سنت هم گفته اند كه ارث بردن حضرت سليمان (عليه السلام) از حضرت داوود (عليه السلام)، مالي بوده است و نبوت نبوده است؛ چون نبوت، وراثتي نيست و نبوت از طريق ارث به دست نمي آيد.

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در ادامه مي فرمايد:

 

و قال فيما اقتص من خبر يحيي بن زكريا إذ قال: «فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا / يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آَلِ يَعْقُوبَ (سوره مريم / آيات ٥ و ٦)».

خداوند در جايي كه خبر حضرت يحيي بن زكريا (عليه السلام) را نقل مي كند در جايي كه آن حضرت مي فرمايد: «خدايا! فرزندي به من بده تا از من و خاندان يعقوب (عليه السلام) ارث ببرد».

شما كه مي گوييد: «نحن معاشر الأنبياء لا نورث»! قرآن، ارث بردن حضرت سليمان (عليه السلام) از حضرت داوود (عليه السلام) و ارث بردن حضرت زكريا (عليه السلام) از حضرت يحيي (عليه السلام) و آل يعقوب (عليه السلام) را مطرح مي كند. در اينجا هم تمام مفسران أهل سنت آورده اند كه موضوع وراثتي كه حضرت يحيي (عليه السلام) تقاضا مي كند، ارث مالي است، نه ارث نبوت و علم.

اين جمله حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) خيلي جانسوز است و براي من خيلي دردآور است و مي فرمايد:

و زعمتم أن لا حظوة لي و لا إرث من أبي و لا رحم بيننا؟!

تصور مي كنيد كه من هيچ بهره اي از پدرم ندارم و نمي توانم ارث ببرم و هيچ رَحِمي ميان من و پدرم وجود ندارد؟!

يعني آيا من فرزند پدرم نيستم و ارتباطي ميان من و پدرم نيست.

أفخصكم الله بآية أخرج أبي محمد منها؟! أم هل تقولون إن أهل ملتين لا يتوارثان؟! أو لست أنا و أبي من أهل ملة واحدة؟!

آيا قرآن فرموده است كه همه شما مسلمانان ارث مي بريد، ولي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ارث نمي گذارد؟! آيا بر اين باوريد كه دو نفر كه دين جداگانه اي داشته باشند از هم ارث نمي برند؟! آيا شما بر اين باور هستيد كه من و پدرم از يك ملت نيستيم و مسلمان نيستيم تا من بتوانم از پدرم ارث ببرم؟!

خيلي دردآور است! يكي از قوانين ارث اين است كه اگر يك فرزندي مرتدّ شود يا از يك دين ديگري باشد و پدرش مسلمان باشد، از پدرش ارث نمي برد.

أم أنتم أعلم بخصوص القرآن و عمومه من أبي و إبن عمي؟!

آيا شما به عموم و خصوص آيات قرآن، آگاه تر از پدرم و پسر عمويم [حضرت علي (عليه السلام)] هستيد؟!

اين تعبير خيلي عجيب است كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به جايي مي رسد كه بر سر مهاجرين و انصار فرياد مي زند و مي فرمايد:

آيا مرا فرزند يا هم دين پدرم نمي دانيد و مذهب و دين مرا مباين با دين پدرم مي دانيد كه هم چنين حكمي درباره من صادر كرده ايد؟ كه اين آقايان حق مرا غصب كرده اند و شما هم در حق من كوتاهي كرده ايد و به هيچ وجه حاضر نيستيد از من حق من دفاع كنيد و از من حمايت كنيد!

اينها مسائلي است كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مطرح مي كند و در تاريخ ثبت شده است و اينها براي كساني كه مقداري انصاف دارند و وجدان خود را به كار انداخته اند و تعقل مي كنند و از عقل خدادادي بهره مي برند، بانگ و هشدارباش بزرگي است كه «سر بر آر ز خواب گران، سپيده دميد».

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

حديثي درباره رضاع كبيره از عايشه نقل شده است در سنن أبي داود، جلد ٢، صفحه ٢٢٢ و در صحيح مسلم هم آمده است كه مي گويد:

آيه اي در قرآن بوده كه در زمان عزاداري پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، بُز آن را خورد.

در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ١ :

در همين سنن أبو داود و بهتر از آن، كتاب مسند احمد بن حنبل اين تعبير آمده است:

كانت عائشة تأمر أخواتها و بنات أخواتها أن يرضعن من أحبت عائشة أن يراها و يدخل عليها و إن كان كبيرا، خمس رضعات، ثم يدخل عليها و أبت أم سلمة و سائر أزواج النبي صلي الله عليه و سلم أن يدخلن عليهن بتلك الرضاعة أحدا من الناس.

عايشه هر كس از جوانان را كه مي خواست با او رفت و آمد داشته باشد، به خواهران و خواهرزاده هايش مي گفت: «شما به اينها شير بدهيد تا مَحْرم شوند و خواهرزاده يا نوه خواهر من شوند و بتوانند با من رفت و آمد كنند». حتي اگر بزرگ سال بودند، ٥ مرتبه شير بخورند تا با عايشه محرم شوند. أم سلمه و ساير همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين چنين مسئله اي را قبول نداشتند و به هيچ وجه اجازه نمي دادند كسي از اين طريق با آنها محرم شود.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٦، ص ٢٧١ ـ سنن أبي داود، ج ١، ص ٤٥٧، ح ٢٠٦١ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج ٧، ص ٤٦٠ ـ فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ٩، ص ١١٤ ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ٢٠، ص ٨٤ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج ٩، ص ٢٩٣

جديداً هم يكي از مفتيان مصر هم اين چنين فتوايي داد:

اگر راننده اي، يك خانمي را هر روز به اداره اي يا محلي مي برد و مي آورد، بهتر است كه اين راننده، مقداري از پستان آن زن شير بخورد تا مَحرم شود.

يا:

اگر در يك اداره اي كه چند نفر زن كار مي كنند، رئيس اداره از پستان اين زنان شير بخورد، با آنها مَحرم مي شود.

اگر اين طور باشد، خيلي ها حاضر هستند از اين طريق، در ادارات وهابي ها استخدام شوند و از اين طريق مَحرم شوند. اينها كاملاً با روح اسلام و قرآن و شريعت منافات دارد.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

١. من تبريك مي گويم به همه شيعيان، اين شكست وهابيت در پروژه شبكه نور را. وقتي اينها شكست خوردند، شبكه كلمه خبيثه را راه اندازي كردند. چند شب پيش، بنده به سختي با اين شبكه تماس گرفتم و اولين هجمه اي كه به اينها كردم اين بود كه:

چرا شما حاضر به مناظره نيستيد؟ آقاي استاد قزويني و علماء ديگر آماده مناظره هستند و شما به شبكه رفته ايد و در را بسته ايد.

اينها هم جواب نداشتند و گفتند: «سؤال خود را مطرح كنيد». من هم گفتم:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است كه بعد از من «فيكون من بعدي إثنا عشر خليفة» و تا قيامت هم تغيير نمي كنند. شما نام اينها را بگوييد. خدا مي داند كه رنگ ايشان پريد و واقعا مانده بود كه چه بگويد؟

ايشان شروع كرد به شمردن اسامي ١٢ خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و اولي و دومي و سومي را شمرد و چهارم را حضرت علي (عليه السلام) و پنجم را امام حسين (عليه السلام) شمرد و بقيه اش را ماند كه چه بگويد و «فبهت الذي كفر» شد و نتوانست چيزي بگويد و بعدش گفت: «برويم يك ميان برنامه ببينيم». بعدش هم يك حرف جالب زد و گفت:

اين طور كه شيعيان حساب مي كنند، ١٣ امام دارند.

با اين كه خود آقاي سجودي ده ها بار گفته است «شيعه ١٢ امامي» و آقاي عبد الله عدو لعلي هم ده ها بار گفته است «شيعه إثنا عشري». اگر ما إثنا عشري هستيم، پس ١٣ امام را از كجا آورده اند؟

٢. در ادعيه مختلف شيعه مانند دعاي ماه رجب و دعاي «إلهي عظم البلاء» ما مي گوييم:

يا محمد يا علي! يا علي يا محمد! إكفياني فإنكما كافيان.

در اينجا سؤال مطرح مي شود كه خداوند در قرآن مي فرمايد:

أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ

سوره زمر / آيه ٣٦

از طرف ديگر هم مي فرمايد:

حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

سوره أنفال / آيه ٦٤

در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٢ :

١. ما در رابطه با بعضي از شبكه ها مانند شبكه نور، بارها گفته ايم كه كارشناساني كه مي آورند، هتاك و فحاش هستند و با آنها حاضر نيستيم مناظره كنيم. در شبكه كلمه خبيثه و شبكه هاي ديگر مانند شبكه صفا كه بي صفا و كدر هستند، جز نفاق، چيز ديگري ندارند و اين ملازاده هم جز فحش، چيز ديگري بلد نيست و امام صادق (عليه السلام) هم فرمود:

كسي كه فحش مي دهد و إبائي هم از فحش دادن و فحش شنيدن ندارد، بدانيد كه يا شيطان زاده است و يا مادرش در حق پدرش خيانت كرده است.

من هم وقتي اين شبكه ها را مي بينم، خيلي خوشحال مي شوم. چون هر قدر كه اينها به شيعه فحش بدهند، حقانيت شيعه بيشتر در جهان اثبات مي شود و علاقمندان به شيعه بيشتر مي شود. اگر اينها روزي فحش ندهند و بيايند حرف علمي بزنند، در آنجا ما بايد احساس خطر كنيم و جواب اينها را بدهيم. ولي دوستان! هر قدر كه اينها بيشتر به ما فحش بدهند، به هيچ وجه نگران نباشيد و فحش ها و اهانت هاي اينها، بهترين خدمت براي ما است و:

يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ

اينها با دست خودشان، خانه هاي خودشان را ويران مي كنند.

سوره حشر / آيه ٢

شما هيچ نگران اين شبكه هايي كه مانند قارچ مي رويند، نباشيد.

٢. بحث بر اين است كه آقايان وهابيت قرآن را نفهميده اند و فقط يك آيه اي از قرآن را مي بينند و تصور مي كنند كه فقط همين درست است. بله، قرآن مي فرمايد:

أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ

سوره زمر / آيه ٣٦

قرآن از طرف ديگر هم مي فرمايد:

حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

خدا و مؤمنين تو را كفايت مي كنند.

سوره أنفال / آيه ٦٤

قرآن صراحت دارد:

اللَّهُ يَتَوَفَّي الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا

 

سوره زمر / آيه ٤٢

در جاي ديگري هم مي فرمايد:

قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ

آن ملك الموتي كه از طرف خداوند براي شما وكيل است، شما را قبض روح مي كند.

سوره سجده / آيه ١١

اگر ملك الموت هم قبض روح مي كند، به إذن الله است و عين قبض روح خداوند است و هيچ فرقي نمي كند. حضرت عيسي (علي نبينا و آله و عليه السلام) كه مي فرمايد:

وَ أُحْيِي الْمَوْتَي بِإِذْنِ اللَّهِ

من مرده را به إذن خداوند زنده مي كنم.

سوره آل عمران / آيه ٤٩

زنده كردن مردگان توسط حضرت عيسي (عليه السلام)، عين زنده كردن مردگان توسط خداوند است «و لا حول و لا قوة إلا بالله العلي العظيم». خود حضرت عيسي (عليه السلام)، نفس كشيدنش و حركت كردنش به دست خداوند و به إذن خداوند است و زنده كردن مردگان توسط او هم به إذن الله است. چشم توحيدي اين وهابيت كور شده است و نمي توانند ببينند. اگر ما در جايي مي گوييم «يا الله!» و در جايي ديگر مي گوييم «يا علي! يا حسين!»، بارها گفته ايم كه اگر كسي براي حضرت علي (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام)، يك قدرتي مستقل از قدرت خداوند قائل شود، اين عقيده، كفر و إرتداد است. ولي اگر كسي معتقد باشد كه حضرت علي (عليه السلام) به إذن الله شفا مي دهد و حاجت برآورده مي كند، كجاي اين شرك است و كفر است؟! كفر همين است كه شما مي گوييد. شما كه به ما مي گوييد «يا علي! يا حسين!» نگوييد و به جاي آنها بگوييد «يا الله!»، آيا برادران حضرت يوسف (عليه السلام) كه مي گويند:

قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

سوره يوسف / آيه ٩٧

آيا اين هم شرك و كفر است؟! ما احساس مي كنيم كه اينها قرآن و توحيد را نفهميده اند كه چيست. مضافاً كه اينها بايد بگويند منظورشان از خدا، كدام خداست؟ آيا خدايي كه غير از ريش و عورت، همه چيز دارد و چشم و گوش دارد و سوار الاغ مي شود و الاغش هم يونجه مي خورد و وقتي بر عرش مي نشيند، از هر طرف، ٤ انگشت بزرگ تر است؟ آيا شما دنبال اين خدا هستيد؟ اين خداي اسلام نيست، اين خداي محمد (صلي الله عليه و آله) نيست، اين خداي قرآن نيست، اين خدايي است كه ساخته و پرداخته ذهن شما وهابيت است.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

١. در بحث مهدويت، با توجه به منجي آل محمد (عليه السلام) كه اهميت و بُعد جهاني دارد، چرا اين قضيه در قرآن به صراحت نيامده است؟

٢. در مورد خلفاء أهل سنت و دفاعياتي كه أهل سنت دارند، آقايان عمر و أبو بكر كه از ياران نزديك پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند و در جنگ ها كنار آن حضرت بودند و در روايات هم تمجيد شده اند از طرف پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، چه اتفاقي افتاد كه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حكومت را موروثي قلمداد كردند و ارث رسيده از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و مختص خود دانستند و اين حكومت و امامت را از حضرت علي (عليه السلام) سلب كردند؟ دلايلي كه جناب دكتر حسيني مي آورند، آيا اينها فقط در كتاب هاي شيعه آمده است يا از كتاب هاي أهل سنت هم نقل مي كنند؟

جواب ٣ :

١. در نرم افزار شميم گل نرگس كه توسط مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)ساخته شده است، حدود ٢٥٥ آيه از آيات قرآن كه تفسير و تأويل به حضرت مهدي (عليه السلام) شده است، با سند و ترجمه آورده شده است. اين آقايان كه مي گويند اين آيه:

إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ

سوره توبه / آيه ٤٠

درباره أبو بكر است، از كجا آورده اند كه اين آيه درباره أبو بكر است؟ آيا غير از اين است كه از طريق سنت فهميده اند كه درباره أبو بكر است؟ قرآن هم درباره سنت مي فرمايد:

وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر / آيه ٧

به همان دليلي كه آيه غار درباره أبو بكر است و به همان دليلي كه آيه إفك درباره عايشه است، آياتي مانند آيات زير هم درباره حضرت مهدي (عليه السلام) است:

وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

سوره أنبياء / آيه ١٠٥

وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ

سوره قصص / آيه ٥

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَي وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

سوره صف / آيه ٩

ما به كمك روايات و أحاديث، حدود ٢٥٥ آيه را ذكر كرده ايم و خيلي بيش از اينهاست. حتي اگر بخواهيم آياتي كه در منابع شيعه و سني درباره حضرت مهدي (عليه السلام) آمده، بيش از هزار مورد است. قرار نيست كه تمام مسائل به صراحت در قرآن ذكر شده باشد. اگر قرار بر اين باشد، اين آقايان به ما بگويند كه در كجاي قرآن آمده است كه نماز صبح دو ركعت است و نماز، ركوع و سجده دارد؟

٢. ما اين را به صورت مفصل قبلاً مطرح كرده ايم. اگر بخواهيم اين موضوع را مفصل بحث كنيم، بايد چند جلسه وقت بگذاريم. ولي آنچه كه خيلي مهم است و خود أمير المؤمنين (عليه السلام) هم به صراحت اين قضيه را مطرح كرده است در خطبه ١٦٢ نهج البلاغه، يك نفر از قبيله بني أسد از ايشان سؤال مي كند:

با اين كه شما خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودي، چرا شما را كنار گذاشتند؟

حضرت فرمود:

أما الإستبداد علينا بهذا المقام و نحن الأعلون نسبا و الأشدون برسول الله صلي الله عليه و آله نوطا، فإنها كانت أثرة شحت عليها نفوس قوم و سخت عنها نفوس آخرين.

آن ظلم و خودكامگي كه نسبت به خلافت بر ما تحميل شد، در حالي كه ما نسب برتر بوديم و پيوند خويشاوندي ما با رسول خدا (صلي الله عليه و آله) استوارتر بود، جز خودخواهي و انحصارطلبي چيز ديگري نبود و گروهي بخيلانه به كرسي خلافت چسبيدند و گروهي سخاوتمندانه از آن دست كشيدند.

سپس آن حضرت، شعري را به طعنه خواندند:

و دع عنك نهبا صيح في حجراته و لكن حديثا ما حديث الرواحل

واگذار داستان تاراج آن غارتگران را و به يادآور داستان شگفت دزديدن اسب سواري را.

أمير المؤمنين (عليه السلام) در تمام جنگ ها و غزوات، بزرگ شمشيرزن لشكر اسلام بود و غالب سران قريش هم به دست أمير المؤمنين (عليه السلام) به هلاكت رسيدند و باعث شد كه مردم أمير المؤمنين (عليه السلام) را به عنوان خليفه نپذيرند. در آن ٥ سالي هم كه خود مردم آمدند و با إصرار، علي بن أبي طالب (عليه السلام) را آوردند، ديديم كه چه فتنه ها و جنگ ها و خونريزي ها به پا شد و عاقبت هم همين صحابه آن قدر عليه أمير المؤمنين (عليه السلام) تبليغ كردند كه وقتي در مسجد كشته شد، مردم گفتند كه «حضرت علي (عليه السلام) كه نماز نمي خواند، براي چه به مسجد رفته بود؟». همين صحابه بودند با أمير المؤمنين (عليه السلام) جنگيدند، نه مسيحيان و يهوديان و زرتشتيان و منافقين. همين طلحه و زبير و عايشه و معاويه بودند كه با أمير المؤمنين (عليه السلام) جنگيدند و صحابه بودند. اين بود برخورد صحابه و مردم نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام).

* * * * * * *

سؤال ٤ :

مقداري گلايه از جناب أللهياري از شبكه اهل بيت داريم و متأسفانه ايشان اجازه نمي دهد كسي روي خط برود و درباره بعضي مسائل دفاع كند. اگر كسي روي خط بيايد بگويد شما ابوذر زمان هستي و مالك اشتر زمان هستي، اجازه دارد هر أراجيفي را عليه نظام جمهوري اسلامي ايران بگويد. اما اگر كسي بخواهد دفاع كند و جواب بدهد، ايشان متأسفانه ادعا مي كند كه اين آقايان از دجّاليه هستند و تلفن را قطع مي كند. ايشان چند بار در شبكه خودشان گفته اند:

من در مقابل امام زمان (عليه السلام) مسئول هستم كه آبروي حكومت جمهوري اسلامي را ببرم و آبروي انقلاب اسلامي را ببرم.

من خدمت ايشان زنگ زدم و گفتم:

حكومت جمهوري اسلامي سال هاست كه الحمدلله برپاست و انقلاب اسلامي هم سال ها از آن مي گذرد. چطور شد كه تا وقتي دفتر شما را در قم نبسته بودند، چنين احساس مسئوليتي نمي كرديد و از زماني كه اين درآمد سرشاري كه از طرف مردم ايران به جيب هاي فراخ جناب عالي سرازير مي شد، اين گونه احساس نكرديد؟

ايشان جوابي ندادند و طفره رفتند و الآن هم متأسفانه اصطلاحات زشتي را در مورد كسي كه بخواهد دفاع بكند، به كار مي برد و معروف ترين اين اصطلاحات، دجّاليه است.

آقاي أللهياري مي گويد:

من فقط به علماء طراز اول ايران اجازه مي دهم با من صحبت كنند.

مرا به ياد آن ضرب المثل انداختند كه: «يك نفر را به دِه راه نمي دادند، سراغ خانه كدخدا را مي گرفت». علماء بزرگوار اسلام، وقت و شأن شان أجلّ از اين است كه وقت خود را صرف شما بكنند. مقداري بيشتر فكر كنيد و صحبت بكنيد.

ايشان شبهاتي مطرح كردند كه من آنها را مي گويم. ايشان ادعا مي كنند كه:

من به هيچ يك از مراجع كاري ندارم و خودم مجتهد هستم.

آيا از ميان مراجع عظام تقليد، كسي مجتهد بودن ايشان را تائيد كرده است يا ايشان غوره نشده، مويز شده اند؟

فلسفه انتظار از ديدگاه علماء شيعه چيست؟ يكي از آقايان سؤال كرد كه آيا ما نبايد كاري كنيم؟ پس وظيفه شيعه در زمان غيبت چيست؟ ايشان در جواب، با صراحت و تأكيد گفت:

وظيفه شيعه اين است كه در زمان انتظار، در اتاق خودش بنشيند و فقط انتظار بكشد؛ البته اگر مسائل ديني را هم ياد بگيرد، خوب است.

آيا فلسفه انتظار، از نظر علماء بزرگوار شيعه همين است كه ايشان مي گويند؟ يا اين كه اين از كج فهمي هاي ايشان است؟

ايشان ادعا مي كند:

از زمان امام حسن عسكري (عليه السلام)، بزرگ ترين فاجعه اي كه جهان شيعه به خود ديده، انقلاب اسلامي ايران بوده است كه موجب سرشكستگي شيعيان در جهان شده است.

آيا اين موجب سرشكستگي شيعه است؟ پس افتخار شيعه چيست؟ شايد اين است كه در عصر ما يك علامه عجيب و غريبي از آسمان به زمين آمده است به نام أللهياري كه شيخ طوسي (ره) و شيخ مفيد (ره) بايد بيايند جلوي پاي ايشان زانو بزنند و درس بياموزند!

جواب ٤ :

اگر ايشان اجتهاد داشتند، بايد اعلام مي كردند. ايشان خود را به خيلي از مراجع عظام تقليد مي چسبانْد و بعد از اين كه همه مراجع عظام تقليد ايشان را ردّ كردند و گفتند مورد تائيد ما نيست، ايشان امروز مي گويد «من با هيچ يك از مراجع عظام تقليد ارتباطي ندارم». حتي از بعضي از بيوت مراجع عظام تقليد، قبض هاي جعلي ١٠٠ هزار دلاري درست كرده و به خيلي از افراد داده است. الآن هم خيلي از افراد زنگ مي زنند و اظهار گلايه و ناراحتي مي كنند.

ايشان كه مي گويد نبايد در برابر حكومت ها قيام و شورش كرد، اين در حقيقت «اسلام علوي» نيست و همان اسلامي است كه خودش مي گويد «اسلام عمري». «اسلام علوي» كه در خطبه شقشقيه است، مي فرمايد:

أما و الذي فلق الحبة و برأ النسمة! لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما أخذ الله علي العلماء أن لا يقاروا علي كظة ظالم و لا سغب مظلوم، لألقيت حبلها علي غاربها و لسقيت آخرها بكأس أولها و لألفيتم دنياكم هذه أزهد عندي من عفطة عنز.

سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و جان را آفريد! اگر حضور فراوان بيعت كنندگان نبود و ياران نيز حجّت را بر من تمام نمي كردند و اگر خداوند از علماء عهد و پيمان نگرفته بود كه برابر شكم بارگي ستمگران و گرسنگي مظلومان سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته و رهايش مي ساختم و آخر خلافت را به كاسه اوّل آن سيراب مي كردم؛ آن گاه مي ديديد كه دنياي شما نزد من از آب بيني بزغاله اي بي ارزش تر است.

«اسلام علوي» اين است. اسلامي كه ايشان هميشه نسبت به آقايان أهل سنت مي گويد «اسلام عمري»، آنچه از عمر نقل كرده اند اين است كه در السنن الكبري البيهقي، جلد ٨، صفحه ١٥٩ از عمر نقل مي كنند:

فأطع الامام و إن كان عبدا حبشيا، إن ضربك فاصبر و إن أمرك بأمر فاصبر و إن حرمك فاصبر و إن ظلمك فاصبر و إن امرك بأمر ينقص دينك، فقل سمع و طاعة.

از خليفه و حاكم اطاعت كن، اگر چه يك عبد حبشي باشد؛ اگر تو را زد، صبر كن و اگر به تو دستور داد، صبر كن و اگر تو را از حقوقت محروم كرد، صبر كن و اگر به تو ظلم كرد، صبر كن و اگر به تو دستور ضد ديني داد، بگو چشم و اطاعت كن.

المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج ٧، ص ٧٣٧

اين اسلامي كه ايشان از آن دَم مي زند، «اسلام علوي» نيست و «اسلام عمري» است كه ايشان از اين اسلام بدگويي مي كند و خودش عملاً اسلام عمر بن خطاب را ترويج مي دهد. اسلامي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) ترويج مي دهد، اين است:

و كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا.

دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد.

نهج البلاغه، نامه ٤٧

اين اسلام، غير از آن اسلامي است كه اين آقا مي گويد. «اسلام حسيني» هم مي فرمايد:

وإني لا أري الموت إلا سعادة و الحياة مع الظالمين إلا برما.

من مرگ را جز سعادت و زندگي با ستمكاران را جز ملالت نمي بينم .

تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٥، ص ١٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ١٤، ص ٢١٨ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج ٣، ص ١١٥

اللهوف في قتلي الطفوف للسيد إبن طاووس، ص ٤٨ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٤٤، ص ١٩٢

يك نفر زنگ زده بود و مي گفت:

امام حسين (عليه السلام) قيام نكرده بود و مخير بود كه برود به كوفه شهيد شود و يا برود ترور شود.

اين بي ديني و لا مذهبي به جايي رسيده است كه نسبت به امام حسين (عليه السلام) اين چنين سخن مي گويند! اين عين عبارت امام حسين (عليه السلام) است كه مي فرمايد:

و أني لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و إنما خرجت لطلب الاصلاح في أمة جدي صلي الله عليه و آله، أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنكر و أسير بسيرة جدي و أبي علي إبن أبي طالب عليه السلام.

من براي سركشي و عداوت و فساد كردن و ظلم نمودن از مدينه خارج نشدم، بلكه به منظور اصلاح در ميان امت جدم خارج شدم. من در نظر دارم امر به معروف و نهي از منكر نمايم. من مي خواهم مطابق سيره جدم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و پدرم علي إبن إبي طالب (عليه السلام) رفتار نمايم.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٤٤، ص ٣٢٩

هم چنين در جاي ديگر مي فرمايد:

و علي الإسلام السلام اذ قد بليت الأمة براع مثل يزيد.

بايد فاتحه اسلام خوانده شود آن روزي كه مردم ببينند يك رهبري مثل يزيد بر سر قدرت است.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٤٤، ص ٣٢٦ ـ مثير الأحزان لإبن نما الحلي، ص ١٥

اين مطلبي است كه خود امام حسين (عليه السلام) فرموده است. إن شاء الله در رابطه با حكومت اسلامي در زمان غيبت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) كه ايشان اين همه سر و صدا كرده است، صحبت خواهيم كرد.

بدبختي ما اين است كه بايد به شبهه وهابيت پاسخ بدهيم و به شبهه يك سري أهل سنت افراطي هم جواب بدهيم و به شبهات مسيحيت هم بايد جواب بدهيم و به شبهه يك دسته از شيعياني كه چوب حرّاج به تُراث شيعه مي زنند هم بايد جواب بدهيم. إن شاء الله درآينده در رابطه با رواياتي كه در مشروعيت حكومت در زمان غيبت و قيام در برابر حاكمان جور است، مفصل صحبت خواهيم كرد.

مرحوم صاحب جواهر (ره) اين تعبير را دارد:

كساني كه زير بار حكومت فقيه عادل نمي روند:

ما ذاق من طعم الفقه شيئا و لا فهم من لحن قولهم و رموزهم أمرا و لا تأمل المراد من قولهم إني جعلته عليكم حاكما و قاضيا و حجة و خليفة و نحو ذلك مما يظهر منه إرادة نظم زمان الغيبة لشيعتهم في كثير من الأمور الراجعة إليهم.

اينها مزه فقاهت را نچشيده اند و سخنان و رموز أهل بيت را نفهميده اند و ... .

جواهر الكلام للشيخ الجواهري، ج ٢١، ص ٣٩٧

اينها شعورشان به آنجا نمي رسد كه بخواهند تعقل كنند. اين تعبير صاحب جواهر (ره) است كه تمام حوزه هاي فقهي ما بر محور كتابش دور مي زند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»