سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٥١٤ - ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
کد مطلب: ٥٧١٦ تاریخ انتشار: ٣٠ تير ١٣٨٥ تعداد بازدید: ٢٦٠٧ سخنراني ها » شبکه سلام ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)شبکه سلام ٨٥/٠٤/٣٠
بسم الله الرحمن الرحيم
تاریخ : ٨٥/٠٤/٣٠
آقاي هدايتي
جايگاه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از ديدگاه أهل بيت (عليهم السلام) و أهل سنت چگونه است؟
استاد حسيني قزويني
اين رشته سر دراز دارد. ولي من مختصر و فشرده اشاره مي كنم.
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از ديدگاه أهل بيت (عليهم السلام)
از ديدگاه أهل بيت (عليهم السلام) روايات زيادي داريم. من فقط به چند مورد مهم اشاره مي كنم:
روايت اول:
مرحوم شيخ طوسي (ره) ـ از علماء بزرگ شيعه ـ در كتاب الغيبة و مرحوم مجلسي (ره) در بحار الأنوار از حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نقل مي كنند:
و في إبنة رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم لي أسوة حسنة.
دختر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ـ و مادر من ـ براي من الگويي نيكوست.
الغيبة للشيخ الطوسي، ص٢٨٦ ـ بحار الأنوار للمجلسي، ج٥٣، ص١٨٠ ـ الإحتجاج للشيخ الطبرسي، ج٢، ص٢٧٩
إن شاء ا... در مورد أسوه بودن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بعدا بحث خواهيم كرد. اگر ما امروز هيچ دليلي براي حقانيت شيعه نداشته باشيم، جز مظلوميت حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) كفايت مي كند. ايشان در ١٤ قرن، در آسمان تاريخ تشعشع مي كند و قبرش با اين كه تنها فرزند باقي مانده رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بود، پنهان است.
روايت دوم:
اين روايت از پدر بزرگوار امام زمان (عليه السلام)، آقا امام عسكري (عليه السلام) است كه مي فرمايد:
نحن حجج الله علي خلقه و جدتنا فاطمة حجة الله علينا.
ما حجت هاي خداوند بر مخلوقين هستيم و جدّه ما فاطمه، حجت خداوند بر ما است.
أطيب البيان في تفسير القرآن للسيد عبد الحسين الطيب ، ج١٣، ص٢٣٥
اگر هيچ روايتي در فضيلت حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) نداشتيم، جز اين يك روايت، براي ما كفايت مي كند.
روايت سوم:
امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:
لقد كانت مفروضة الطاعة علي جميع من خلق الله من الجن و الإنس و الطير و الوحوش و الأنبياء و الملائكة.
فاطمه واحب الإطاعة بود بر جميع مخلوقات خداوند از جن و إنس و پرندگان و حيوانات و أنبياء و ملائكه.
دلائل الإمامة للطبري الشيعي، ص٢٧، مستدرك سفينة البحار للشيخ علي النمازي الشاهرودي، ج٦، ص٢٠٨ ـ الأسرار الفاطمية للشيخ محمد فاضل المسعودي، ص٨٣
اين نشان مي دهد كه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) يك جايگاه ويژه اي در ميان أنبياء (عليهم السلام) و ائمه (عليهم السلام) و ديگر موجودات جهان دارد.
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از ديدگاه اهل سنت
در صحيح بخاري و صحيح مسلم و صحاح ديگر و المستدرك الصحيحين روايات متعددي درباره حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) آمده است كه من به چند مورد اشاره مي كنم:
روايت اول:
در صحيح بخاري و ساير كتب معتبر اهل سنت آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:
فاطمة سيدة نساء اهل الجنة.
فاطمه، سرور زنان بهشتي است.
صحيح البخاري، ج٤، ص٢٠٩ ـ مسند احمد، ج٥، ص٣٩١ ـ فضائل الصحابة للنسائي، ص٥٨ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٥١ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٧، ص٥٢٧ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٥، ص٨١ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٢٢، ص٤٠٣ ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص١٩٣ ـ تاريخ الطبري، ج٦، ص١٩٦ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٤، ص٣٦ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٦، ص٢٢٤ ـ المناقب للخوارزمي، ص١٩٩
روايت دوم:
در كتاب أسد الغابة في معرفة الصحابة إبن اثير، تعبيري آمده كه در منابع شيعه هم آمده است:
فاطمة سيدة نساء العالمين.
فاطمه، سرور تمام زنان دنيا و آخرت است.
أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج٤، ص١٦ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٥٦ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٥، ص٥٣٧ ـ إمتاع الأسماع للمقريزي، ج٤، ص١٩٥ ـ الفصول المهمة في معرفة الأئمة لإبن الصباغ، ج١، ص٦٦٣ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٤، ص١٧٣ ـ الإصابة لإبن حجر، ج٨، ص١٠٢ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٢، ص١٢٦ ـ المناقب للخوارزمي، ص٣٥٠ ـ كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي، ج٢، ص٥٦١
روايت سوم:
حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين از عايشه نقل شده است:
إن فاطمة كانت إذا دخلت عليه، قام إليها، فقبلها و رحب بها و أخذ بيدها، فأجلسها في مجلسه و كانت هي إذا دخل عليها رسول الله صلي الله عليه و آله قامت إليه مستقبلة و قبلت يده.
هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين و لم يخرجاه.
وقتي فاطمه وارد خانه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) مي شد، حضرت به احترام او مي ايستاد و او را مي بوسيد و به او خوش آمد مي گفت و از دستش مي گرفت و در كنارش مي نشاند ... .
المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٦٠ ـ سنن أبي داود، ج٢، ص٥٢٢ ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج٨، ص٢٦ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج٧، ص١٥١ ـ سنن الترمذي، ج٥، ص٣٦١ ـ فضائل الصحابة للنسائي، ص٧٨ ـ فتح الباري شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٨، ص١٠٣ ـ صحيح ابن حبان ، ج١٥، ص٤٠٣ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٤، ص١٨٩٦ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٣، ص٤٦
اين روايات نشان مي دهد كه نزد اهل سنت، حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) جايگاه ويژه اي دارد.
روايت چهارم:
در معتبرترين كتب اهل سنت آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:
فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها أغضبني.
صحيح البخاري، ج٤، ص٢١٠ ـ صحيح مسلم، ج٧، ص١٤١ ـ مسند احمد، ج٤، ص٥ ـ فضائل الصحابة للنسائي، ص٧٨ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٥، ص٩٧ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج١٠، ص٢٠١ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٧، ص٥٢٦ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٢٢، ص٤٠٤ ـ الجامع الصغير للسيوطي، ج٢، ص٢٠٨ ـ تفسير ابن كثير، ج٣، ص٢٦٧
اين روايت، علاوه بر اين كه عصمت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را در همه زمينه ها ثابت مي كند، نشان مي دهد كه عنايت خداوند به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در حدي است كه غضب و رضايت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مساوي است با غضب و رضايت خودش. قضايايي كه پيش آمد، موجب رنجش حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) شد و تا آخرين لحظه هم حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) رضايتش را از غاصبان حقوق امير المومنين (عليه السلام) و ستمگران در حق خويش اعلام نكرد. در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است:
فهجرته فلم تكلمه حتي توفيت و عاشت بعد النبي صلي الله عليه و سلم ستة أشهر فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا و لم يؤذن بها أبا بكر و صلي عليها.
صحيح البخاري، ج٥، ص٨٢ ـ صحيح مسلم، ج٥، ص١٥٤
* * * * * * *
آقاي هدايتي
برخورد هيئت حاكمه، بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) چگونه بود؟
استاد حسيني قزويني
در اين زمينه، سخن خيلي زياد است. با توجه به اين كه قضيه خلافت امير المومنين (عليه السلام) در طول ٢٣ سال دوران نبوت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به صراحت بيان شده بود ـ از اولين روز إعلان رسالت در سال سوم بعثت در مكه تا آخرين لحظه كه دار فاني را وداع گفت ـ، عده اي سخنان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را ناديده گرفتند و به سقيفه بني ساعده رفتند و مسائلي را بحث كردند كه مفصّل آن در صحيح مسلم آمده است.
سقيفه بني ساعده، محلي بود براي اجتماع قبيله اوس در دوران جاهليت و در آنجا مي نشستند و مشورت مي كردند. بعد از رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، وقتي ديدند اوضاع نامساعد است و قريش حاضر نيستند زير بار سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در أمر خلافت حضرت علي (عليه السلام) بروند، به آنجا رفتند تا بتوانند گوي سبقت را از ديگران بربايند. عمدتا هم انصار جمع شده بودند و ابوبكر و عمر هم نبودند. بعدا ابوبكر و عمر و أبو عبيده جراح كه با خبر شدند، به آنجا رفتند و بر سر آنها كلاه گذاشتند و اين قضايا اتفاق افتاد.
اين ماجرا به درگيري كشيده شد و بعد هم با كمك عشاير و چماق به دستان اطراف مدينه اين قائله بر طرف شد. خليفه دوم مي گويد:
فلما رأيت أسلم فأيقنت بالنصر.
وقتي قبيله أسلم ـ عشاير چماق به دست ـ را ديدم، يقين كردم كه پيروزي از آن ماست.
تاريخ الطبري، ج٢، ص٤٥٩
مرحوم شيخ مفيد (ره) هم مي فرمايد:
و في أيديهم الخشب.
همه شان چماق به دست بودند.
اينها آمدند و كساني را كه مخالفت مي كردند، مورد ضرب و شتم قرار دادند.
در همان روزهاي آغازين، سلمان و ابوذر و مقداد به مسجد آمدند و اعتراض كردند و آنها را زدند و از مسجد بيرون انداختند. حتي شبانه به منزل عباس ـ عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ـ رفتند و خواستند با تطميع و تهديد آرام كنند. حتي خود أبو سفياني كه پناهگاه منافقين بود ـ كهفا للمنافقين ـ ، زير بار حكومت اينها نرفت.
در ميان افرادي كه مخالفت كردند، حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) از يك موقعيت ويژه اي برخوردار بود. از ديگر افراد مانند سلمان و ابوذر و عباس مي توانشتند جلوگيري كنند، ولي حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) با توجه با رواياتي كه مردم از زبان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شنيده اند، موقعيت ممتازي داشت و تنها يادگار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود. آنها هم تصميم گرفتند از همان اول با دانه درشت ها مبارزه كنند. لذا آمدند با حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) برخورد تند و غير منصفانه كردند كه در تاريخ ثبت شده است و خواستند به ديگران بفهمانند برخورد ما با حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، تنها يادگار رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) اين گونه بود، ديگران كه اين قدر مقام و منزلت ندارند، حساب كار دست شان بيايد. لذا، عمده تمركز خود را بر روي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، تنها حامي توانمند امير المومنين (عليه السلام) قرار دادند.
اولين برخورد اينها با حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و امير المومنين (عليه السلام) تهديد به سوزاندن خانه بود.
چرا خانه را آتش زدند؟
البته اين هم جاي سوال دارد كه چرا در حمله به خانه امير المومنين (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، از شمشير و چماق استفاده نكردند و از آتش استفاده كردند؟ اينها سعي مي كردند به كارهاي خود، رنگ ديني و مذهبي بزنند. اگر اين كار را نمي كردند، نمي توانستند جلو بروند. آقاي بلاذري ـ از شخصيت هاي طراز اول اهل سنت و از علماء بلندآوازه اهل سنت ـ در أنساب الأشراف آورده است كه وقتي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به عمر بن خطاب اعتراض مي كند:
يا بن الخطاب! أتراك محرقا علي بابي؟ قال: نعم و ذلك أقوي فيما جاء به أبوك.
اي پسر خطاب! آيا مي بينم تو را كه آمده اي در خانه مرا آتش بزني؟ عمر گفت: بله، اگر اين كار را مي كنم، براي تقويت ديني است كه پدرت براي آن مبعوث شد.
يعني آتش زدن خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و كتك زدن ايشان، براي تقويت دين اسلام است و اگر اين كار را نكنند، دين اسلام پابرجا نمي ماند.
مردم هم اين روايت را شنيده بودند كه اگر كسي مسجد نيايد، بايد خانه اش را آتش زد. در آن چند روز اول، امير المومنين (عليه السلام) و بني هاشم، نه تنها در مسجد حضور پيدا نكردند، بلكه خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) محل مشورت در راستاي مبارزه با سياست هاي غلط هيئت حاكمه بود. آنها هم خواستند با اين آتش زدن، يك رنگ ديگر مذهبي به رفتار خود بدهند بر اين كه اگر اينها به مسجد نمي آيند، ما هم خانه شان را آتش مي زنيم.
خشكاندن نسل رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) از روي زمين
مطلبي كه خيلي دردآور است و گفتن آن براي من خيلي دشوار است، اين است كه اينها خواستند با اين آتش زدن، نسل رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) براي هميشه از صفحه گيتي برچيده شود.
آقاي إبن قتيبه دينوري ـ از علماء بزرگ اهل سنت ـ در كتاب الإمامة و السياسة و آقاي عمر رضا كَحاله ـ از علماء بلندآوازه معاصر اهل سنت ـ در كتاب أعلام النساء مي گويند:
وقتي عمر بر در خانه فاطمه آمد، گفت:
و الذي نفس عمر بيده! لتخرجن أو لأحرقنها علي من فيها، فقيل له: يا أبا حفص! إن فيها فاطمة؟ فقال: و إن.
قسم به كسي كه جان من در دست اوست! يا بايد اينها براي بيعت بيايند، يا خانه را با تمام ساكنينش به آتش مي كشم. به عمر گفته شد: درون اين خانه، فاطمه است؟ گفت: باشد.
الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج١، ص١٩ ـ أعلام النساء، جلد ٤، صفحه ١١٤
اين نشان مي دهد كه اينها نمي خواستند چيزي از آثار نبوت باقي بماند.
آقاي شهرستاني ـ از علماء بزرگ اهل سنت و شافعي مذهب ـ در كتاب الملل و النحل مي گويد:
إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة، حتي ألقت الجنين من بطنها و كان يصيح إحرقوا دارها بمن فيها و ما كان في الدار غير علي و فاطمة و الحسن و الحسين.
در روزي كه مي خواستند علي را براي بيعت بياورند، خليفه دوم آن چنان بر شكم فاطمه زد كه جنين او سقط شد. عمر فرياد زد: آتش بزنيد خانه را با تمام ساكنينش. كسي هم در خانه نبود، جز علي و فاطمه و حسن و حسين.
الملل و النحل للشهرستاني، ج١، ص٥٧ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج٦، ص١٥
آنها اين برخوردها را با حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) كردند. مهاجرين و انصار وقتي ديدند با حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، با آن همه احترامي كه داشت، اين گونه برخورد كردند، ديگر نتوانستند اعتراض كنند.
آقاي طبري و ديگران نقل كرده اند وقتي عده زيادي با خليفه دوم بر در خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آمدند، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ناله كرد و صدا زد:
يا رسول الله! ببين كه بعد از تو، از فرزند أبو قحافه و خطاب چه مي كشيم!
ناله حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) باعث شد كساني كه بر درِ خانه امير المومنين (عليه السلام) جمع شده بودند، گريه كردند و صداي ناله و ضجه آنها بلند و غالب آنها، جز خليفه دوم و چند نفر ديگر، همه برگشتند.
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اين چنين موقعيتي داشت. وقتي با او اين چنين برخوردي را مي كنند، به ديگران مي فهمانند اگر اعتراض كنند، با آنها برخورد بدتري خواهد شد.
* * * * * * *
سؤالات بينندگان
سوال:
مقداري از أسرار و رموز دفن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و اين كه هنگام دفن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بر امير المومنين (عليه السلام) چه گذشت، بيان بفرماييد.
جواب:
در اين زمينه، سخن بسيار است و من رشته سخن را به يكي از فقهاء نامدار شيعه ـ در قرن ١١ هجري و صاحب مدارك الأحكام و شاگرد مرحوم مقدس اردبيلي (ره) ـ به نام مرحوم سيد محمد عاملي (ره) مي سپارم. ايشان در كتاب خود اين بحث را آورده و مي فرمايد:
إن سبب خفاء قبرها عليها السلام ما رواه المخالف و المؤالف من أنها عليها السلام أوصت إلي أمير المؤمنين عليه السلام أن يدفنها ليلا، لئلا يصلي عليها من آذاها و منعها ميراثها من أبيها صلوات الله عليه، مع أن العامة رووا في صحاحهم عن النبي صلي الله عليه و آله قال: «إنما فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها و يغضبني ما أغضبها (صحيح البخاري، ج٤، ص٢١٠ ـ صحيح مسلم، ج٧، ص١٤١)».
علت مخفي بودن قبر فاطمه (سلام الله عليها) بنابر نقل مخالف و موافق اين است كه ايشان وصيت كرده بود به امير المومنين (عليه السلام) كه او را شبانه دفن كند تا كساني كه او را اذيت كردند و مانع إرث بردن او از پدرش شدند، بر او نماز نخوانند و در تشييع جنازه او شركت نكنند. در صحاح اهل سنت آمده است كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «فاطمه، پاره تن من است. هر كس او را اذيت كند، مرا اذيت كرده است و هر كس او را غضبناك كند، مرا غضبناك كرده است»
مدارك الأحكام للسيد محمد العاملي، ج٨، ص٢٧٩، در حاشيه
* * * * * * *
* * * * * * *
* * * * * * *
«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»