سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٢٣ - عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) ٠١

عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) ٠١

کد مطلب: ٥٤٨٧ تاریخ انتشار: ١٢ شهریور ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٢٥٥٥ سخنراني ها » شبکه ولايت عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) ٠١
حبل المتين ٨٩/٠٦/١٢

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ :   ١٢ / ٠٦ / ٨٩

آقاي كاشاني

لطفا صحبت هاي مقدماتي را بفرماييد تا به سؤالات برنامه برسيم.

استاد حسيني قزويني

من لازم مي دانم قبل از شروع بحث، نكاتي را براي بينندگان عزيز، به صورت فشرده عرض كنم.

نكاتي در مورد شب ٢٣ ماه رمضان

شب قدر، بين شب ١٩ و ٢١ و ٢٣ ماه رمضان محتمل است، ولي قرائن و شواهد زيادي داريم كه امشب كه شب ٢٣ است، شب قدر است. در روايات داريم كه يك شخص عرب، نزد نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) آمد و عرضه داشت:

يا رسول الله! من در طول سال، امكان آمدن به مدينه و مسجد شما را ندارم. يكي از بهترين و فضليت ترين شب ها در طول سال را براي من معين كنيد تا به مدينه و مسجد شما بيايم. حضرت فرمود: شب ٢٣ ماه رمضان بياييد.

امام صادق (عليه السلام) هم كه از اول ماه رمضان در منزل، در بستر بيماري بودند، در شب ٢٣ ماه رمضان فرمودند:

اگر بنا است كه من در اين شب در بستر بيماري باشم، بستر مرا امشب به مسجد ببريد تا اين بيتوته من در مسجد صورت بگيرد و حيف است كه من در شب ٢٣ ماه رمضان در مسجد جضور نداشته باشم.

حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در روز ٢٢ ماه رمضان، به عزيزانش توصيه مي كرد كه در روز بخوابيد تا در شب به خواب نرويد و از فيوضات امشب غافل نشويد. در اول شب توصيه مي كرد كه كمتر غذا بخورند تا خواب بر آنها غلبه نكند. در بعضي از روايات آمده است كه حضرت، ظرف آبي داشتند و بر صورت كساني كه خواب شان مي گرفت، آب مي پاشيد تا خواب شان نرود.

بينندگان عزيز توجه داشته باشند كه سرنوشت يك ساله ما، امشب رقم مي خورد و اگر بتوانيم امشب، رضايت خداوند و رضايت قلب مقدس حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) را به دست بياوريم و با استغفار به پيشگاه حضرت أحديت، حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) و أجداد طاهرينش را به عنوان شفيع قرار بدهيم، توانسته ايم بهترين ذخيره سال مان را در امشب فراهم كنيم و بهترين سعادت ها را امشب در پرونده يك ساله مان ثبت كنيم. يكي از دعاهاي امشب اين است:

خدايا! اگر مرا بر اثر گناه و معصيتم، در ليست أشقياء ثبت كرده اي، تقاضا مي كنم نامم را از ليست أشقياء محو كني و در رديف سعداء و سعادت مندان ثبت كني.

توصيه معصومين (عليهم السلام) هم اين است كه يكي از بهترين دعاهاي ما در اين شب، طلب عافيت باشد و در رأس دعاهاي مان هم فرج حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) و قضاي حوائج و رفع مشكلات ايشان و برطرف شدن پرده غيبت و صرف نظر كردن خداوند از باقيمانده غيبت ايشان باشد. اگر ما امشب براي آن بزرگوار، صميمانه دعا كنيم و ايشان را در رأس دعاهاي مان قرار بدهيم و به خداوند بگوييم كه اگر در اين شب، يك حاجت برآورده شده داريم، آن را فرج حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) قرار بده، قطعاً اگر اين چنين باشد، حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) هم متقابلاً براي ما دعا مي كند. نبايد دعاي ما براي حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء)، فقط لقلقه زبان باشد. اگر اشتباه نكنم، به تعبير امام كاظم (عليه السلام):

براي فرج فرزندم مهدي، آن چنان دعا كنيد كه يك مادر براي فرزند بيمارش دعا مي كند و دستش از همه جا بريده شده و اميدش فقط به رحمت خداوند است و با قلب شكسته و چشماني اشك ريز دعا مي كند.

تلاش كنيم كه امشب آن چنان دعا كنيم كه دعاي مان در جهان هستي أثر بگذارد.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

بحث ما پيرامون ولايت، وصايت و خلافت أمير المؤمنين (عليه السلام) و أهل بيت (عليهم السلام) بود. يكي از سؤالات و شبهات، بحث عصمتي است كه شيعه نسبت به ائمه (عليهم السلام) دارد و بحث هايي زيادي در اين مورد شده است كه آيا إكتسابي است يا لدنّي؟

سؤال من اين است كه أولاً معناي عصمت را از ديدگاه لغت توضيح بفرماييد تا متوجه شويم عصمت يعني چه؟

استاد حسيني قزويني

يكي از اساسي ترين شبهاتي كه از ديرباز نسبت به فرهنگ شيعه مطرح بوده و امروز هم در شبكه ها و سايت هاي وهابيت مطرح است، حتي از طرف بعضي از روشنفكران حوزوي يا ورشكستگان سياسي هم مطرح شده، بحث عصمت ائمه (عليهم السلام) است. إن شاء ا... بتوانيم در امشب و جلسات بعد، بحث عصمت از منظر قرآن و سنت را بررسي كنيم و از بينندگان عزيز هم، حتي از عزيزان أهل سنت و جوانان وهابي هم درخواست مي كنيم خوب به اين مباحث دقت كنند. براي ما فرقي نمي كند، ما همه را برادر و عزيز خودمان مي دانيم و بارها هم گفته ايم آن وهابي كه شمشير و سلاح به دست گرفته تا ما را بكشد، ما او را كافر نمي دانيم، ما او را به خاطر اين كه اقدام به قتل يك مؤمن مي كند، مهدور الدم و جهنمي مي دانيم:

وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا

 

سوره نساء/آيه٩٣

ولي ما او را كافر نمي دانيم. إن شاء ا... بعد از اين بحث هم بحث تكفير را مطرح كنيم كه بعضي از شبكه هاي أهل سنت و وهابيت، غير منصفانه، عليه شيعه مطرح مي كنند و بعضي از مراجع عظام تقليد را زير سؤال مي برند. با اين كه حضرت آيت ا... العظمي سيستاني رسماً اطلاعيه داده است كه «ما تمام أهل سنت را مسلمان مي دانيم و كسي را كافر نمي دانيم و آنها را برادران و عزيزان خودمان مي دانيم»، همين ديشب در شبكه ماهواره اي المستقلة، با كمال وقاحت، در زيرنويس شان و با إصرار مجري مطرح كردند كه نظر حضرت آيت ا... العظمي سيستاني اين چنين است و نظر شيخ مفيد (ره) اين چنين است و سايتي كه زير نظر حضرت آيت ا... العظمي سيستاني است، اين چنين گفته است. من نمي دانم اينها جز ماجراجويي و فتنه، چه هدفي را دنبال مي كنند؟ اگر كسي، چند جلسه برنامه اينها را ببيند، مي فهمد كه اين شبكه ها، دنبال تبيين مغرضانه و ايجاد فتنه هستند. واقعا هر كسي امروز، قدمي در راه اختلاف شيعه و سني بردارد، نه تنها خيانت به شيعه و سني كرده است، بلكه خيانت به اسلام و قرآن كرده است. چون دشمنان اسلام، اين آرزو را دارند كه ميان شيعه و سني، اختلاف بياندازند.

عصمت در لغت

١. آقاي جوهري

عصمت در لغت، به معناي نگهداري و حفاظت و ممانعت به كار رفته است. آقاي جوهري (متوفاي ٣٠٣ هجري) در كتاب صحاح اللغة، در ماده عَصَمَ مي گويد:

 

و العصمة: المنع، يقال: «عصمه الطعام».

عصمت به معناي منع است و گفته مي شود: «او را از گرسنگي جلوگيري كرد».

و العصمة: الحفظ، ... ، و اعتصمت بالله، إذا امتنعت بلطفه من المعصية.

عصمت به معناي حفظ و نگهداري است و معني «به خداوند اعتصام كردم»، يعني به لطف خدا، از معصيت امتناع كردم.

 

الصحاح للجوهري، ج٥، ص١٩٨٦

٢. آقاي فيّومي

جناب فيّومي در كتاب المصباح المنير، همين تعبير را دارد:

عصمه الله من المكروه.

يعني: منعه من المكروه.

 

المصباح المنير، ج٢، ص١٤

٣. آقاي إبن منظور

جناب إبن منظور (متوفاي ٧١١ هجري) در كتاب لسان العرب كه مخصوص استعمالات عرف است، در ماده عَصَمَ مي گويد:

العصمة في كلام العرب: المنع. عصمة الله عبده: أن يعصمه مما يوبقه.

عصمت در كلام عرب، به معناي منع است و اين كه مي گويند خداوند بنده اي را معصوم كرد، يعني ممانعت و جلوگيري كرد از اين كه گناهاني را مرتكب شود.

و في التنزيل: «لا عاصم اليوم من أمر الله إلا من رحم» ، أي لا معصوم إلا المرحوم.

در قرآن هم آمده است: «امروز هيچ عاصمي در برابر فرمان خدا نيست، مگر آن كس را كه او رحم كند»، يعني هيچ معصومي نيست، مگر كسي كه خداوند، رحمتش را شامل او گرداند.

لسان العرب لإبن منظور، ج١٢، ص٤٠٣

خلاصه اين كه عصمت يعني ممانعت از ورود به خطر و محافظت از هر چيزي كه ضرر دارد و جلوگيري كردن انسان از ارتكاب گناه و معصيت.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

ديدگاه علماء شيعه راجع به مقام عصمت در أهل بيت (عليهم السلام) چيست؟

استاد حسيني قزويني

ما در سايت مان هم در اين زمينه، مفصل بحث كرده ايم و در يكي از شبكه ها هم چند جلسه راجع به عصمت أنبياء (عليهم السلام) صحبت كرده ايم.

نظر علماء شيعه در مورد عصمت

١. شيخ مفيد (ره)

مرحوم شيخ مفيد (ره) (متوفاي ٤١٣ هجري) از استوانه هاي علمي شيعه كه فقيه و كلامي است و استاد سيد مرتضي علم الهدي (ره) در كتاب النكت الإعتقادية، صفحه ٣٧ مي فرمايد:

العصمة لطف يفعله الله تعالي بالمكلف، بحيث يمتنع منه وقوع المعصية و ترك الطاعة مع قدرته عليهما.

عصمت، لطف إلهي است كه خداوند در حق يك مكلف انجام مي دهد، به طوري كه با اين عصمت، آن مكلف به سمت انجام گناه يا ترك واجب نمي رود؛ با اين كه قدرت بر انجام گناه و ترك واجب دارد.

٢. سيد مرتضي (ره)

مرحوم سيد مرتضي (ره)، شاگرد شيخ مفيد (ره) است و نظرش در مورد عصمت، شبيه استادش است و مي فرمايد:

العصمة: ما يمنع عنده المكلف من فعل القبيح و الإخلال بالواجب و لولاه لم يمنع من ذلك و مع تمكينه في الحالين.

عصمت، چيزي است كه مانع مي شود از اين كه مكلف، مرتكب گناه شود يا در أمر واجبي إخلال ايجاد كند.

رسائل المرتضي للشريف المرتضي، ج٢، ص٢٧٧

٣. علامه حلّي (ره)

مرحوم علامه حلي (ره) (متوفاي ٧٢٨ هجري) در رابطه با عصمت مي فرمايد:

العصمة لطف خفي يفعل الله تعالي بالمكلف، بحيث لا يكون له داع إلي ترك الطاعة و إرتكاب المعصية مع قدرته علي ذلك.

عصمت، لطف پنهاني از طرف خداوند است كه در حق مكلف انجام مي دهد، به طوري كه با آن لطف خفي، انگيزه اي در بنده براي ترك طاعت و ارتكاب معصيت نمي ماند، با اين كه قدرت بر ترك طاعت و ارتكاب معصيت دارد.

النافع يوم الحشر في شرح الباب الحادي عشر للعلامة الحلي، ص٨٩

بينندگان عزيز دقت داشته باشند كه با عصمت، اختيار از بنده سلب نمي شود و قدرت بر گناه دارد. خداوند، لطفي بر بنده اي مي كند كه با آن لطف، آن انگيزه گناه برداشته مي شود. همان طور كه بر مادر، انگيزه قتل طفل برداشته شده است و هيچ مادري، نسبت به طفلش، تصميم بر قتل نمي گيرد و حتي در فكرش هم نمي آيد. همان طور كه به فكر هيچ كس نمي رسد كه برود نجاست بخورد. هم چنين از ديدگاه بزرگاني كه به لطف إلهي معصوم هستند، انگيزه اي براي رفتن به طرف گناه ندارند و علم شان به حقايق به حدّي مي رسد كه اراده گناه كردن را نمي كنند.

خلاصه اين كه از مجموع اين مطالبي كه گفتيم، ٢ نكته به دست مي آيد:

١. عصمت، ملكه اي نفساني است كه منشأ إلهي دارد و خداوند اين لطفش را در حق هر كس كه بخواهد، عطا مي كند:

ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ

سوره جمعه/آيه٤

٢. كسي كه معصوم است، مجبور به انجام گناه و معصيت نخواهد بود.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

آيا مي توانيم در قرآن، آيه اي را راجع به عصمت پيدا كنيم؟

استاد حسيني قزويني

ما از آيات متعددي مي توانيم عصمت ائمه (عليهم السلام) را اثبات كنيم؛ از جمله آيه تطهير و آيه أولي الأمر و آيه لا ينال عهدي الظالمين. من فقط در اينجا در رابطه با آيه تطهير نكاتي را خدمت بينندگان عزيز عرض مي كنم.

خداوند در آيه تطهير مي فرمايد:

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

همانا خداوند اراده كرده است كه پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.

سوره أحزاب/آيه٣٣

در اينجا، كلمه «إِنَّمَا» دلالت بر حصر دارد. هر كجا كه كلمه «إِنَّمَا» استعمال مي شود، به معناي حصر است؛ يعني اين است و جز اين نيست.

إبن عطيه آندلسي و ثعالبي در شأن نزول اين آيه مي گويند:

كلمه «إِنَّمَا» دليل بر حصر است.

جواهر الحسان للثعالبي، ج١، ص٣٥٧ ـ المحرر الوجيز لإبن عطية الأندلسي، ج١، ص٢٣٩

هم چنين آقاي شوكاني در فتح القدير، جلد١ ، صفحه ١٦٩ مي گويد:

إنما كلمة موضوعة للحصر.

كلمه «إنما» براي معناي حصر وضع شده است.

لذا كلمه «إِنَّمَا» در اين آيه، يعني اين است و جز اين نيست.

بعضي از آقايان هم آيه مربوط به وضو را كه قرآن مي فرمايد:

مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

سوره مائده/آيه٦

استدلال مي كنند كه در اينجا هم كلمه «يُرِيدُ» آمده، ولي اراده قطعي نيست. در جواب مي گوييم كه بله، در اين آيه هم آمده است، ولي در اين آيه، بدون كلمه «إِنَّمَا» آمده است. در آيه تطهير، كلمه «إِنَّمَا» كه بر سر كلمه «يُرِيدُ» آمده، دلالت مي كند كه اين اراده، تكويني است و مانند آيه ٦ سوره مائده نيست تا عموميت داشته باشد و تمام مسلمانان را در بر بگيرد. لذا هم ما روي كلمه «إِنَّمَا» حرف داريم و هم روي كلمه «يُرِيدُ».

جالب اين است كه اگر كلمات «إِنَّمَا» و «يُرِيدُ» با آن مفهومي كه ما عرض كرديم نباشد، يعني اگر كلمه «إِنَّمَا» براي حصر و كلمه «يُرِيدُ» براي اراده تكويني نباشد، فضيلتي نيست. اين كه اين همه در طول تاريخ، أهل سنت مي گويند كه آيه تطهير شامل زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم هست، نشان گر اين است كه اين كلمه «يُرِيدُ»، عادي نيست و مانند آيه ٦ سوره مائده نيست تا شامل تمام مسلمانان شود. اين مشخص مي كند كه كلمات «إِنَّمَا» و «يُرِيدُ» شامل افرادي است كه در اين آيه، مورد خطاب قرار گرفته اند. إن شاء ا... بحث خواهيم كرد كه مورد خطاب اين آيه، چه كساني هستند.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

آيه تطهير در ميان آياتي نازل شده است كه راجع به همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است. آيا اين آيه شامل همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم مي شود يا خير؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه، عزيزان دقت كنند:

دليل اول:

آياتي كه قبل از اين آيه آمده است:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا سوره أحزاب/آيه٢٨

وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآَخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا سوره أحزاب/آيه٢٩

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَ كَانَ ذَلِكَ عَلَي اللَّهِ يَسِيرًا سوره أحزاب/آيه٣٠

وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَالِحًا نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا سوره أحزاب/آيه٣١

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا سوره أحزاب/آيه٣٢

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَي وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آَتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا سوره أحزاب/آيه٣٣

وَ اذْكُرْنَ مَا يُتْلَي فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا سوره أحزاب/آيه٣٤

تمام اين آيات، صيغه هايش به صورت جمع مؤنث آمده است. ولي وقتي به آخر آيه ٣٣ مي رسد، با جمع مذكر مي آيد. پس معلوم مي شود كه طرف خطاب اين آيه با طرف خطاب آيات ديگر كه زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هستند، تفاوت دارد.

دليل دوم:

مضافاً كه حدود ٧٠ روايت در منابع أهل سنت آمده است كه اين آيه در حق ٥ تن آل عباء (عليهم السلام) نازل شده است؛ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت علي (عليه السلام)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام). حتي عكرمه خارجي هم كه مي گويد اين آيات مربوط به زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، نمي گويد كه اين آيه ٣٣، در ضمن آن آيات ديگر نازل شده است. آقايان أهل سنت در اين رابطه، مراجعه كنند به كتاب هاي تفسيري شان كه براي شأن نزول، جايگاه ويژه اي قائل هستند. حتي آقاي واحدي، از علماء بزرگ أهل سنت، كتابي به نام أسباب النزول نوشته است و جناب سيوطي در كتاب الإتقان در رابطه با اين كه شأن نزول مي تواند مفهوم و مصداق آيه را براي ما معين كند، سخن گفته است. اگر ذيل آيه غار را ببينيد، مي بينيد كه تمام علماء أهل سنت گفته اند شأن نزول اين آيه اين است كه درباره أبو بكر نازل شده است. چون در آيه، اشاره اي به أبو بكر ندارد و اسمي از ايشان نيامده است. اگر آقايان بخواهند شأن نزول را زير سؤال ببرند، يا بعضي از آقايان مي گويند ما حاضريم مناظره كنيم، ولي در رابطه با شأن نزول نباشد، در حقيقت، نوعي پشت پا زدن به اصول قطعي و مسلّم أهل سنت در اين ١٥ قرن بوده است. لذا، دليل اول، شأن نزول است و حدود ٧٠ روايت وجود دارد كه شأن نزول اين آيه، نسبت به اين ٥ بزرگوار بيشتر نيست.

 

 

دليل سوم:

دليل دوم اين است كه خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مشخص كرده است كه اين ٥ نفر چه كساني هستند.

روايت اول:

در صحيح مسلم، جلد ٧، صفحه ١٣٠، حديث ٦٤١٤ از خود عايشه نقل شده است:

قالت عائشة: خرج النبي صلي الله عليه و سلم غداة و عليه مرط مرحل من شعر أسود، فجاء الحسن بن علي فأدخله، ثم جاء الحسين فدخل معه، ثم جاءت فاطمة فأدخلها، ثم جاء علي فادخله، ثم قال: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»

عايشه گفت: در يك صبح گاهي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) آمد و يك عبايي كه از مو درست شده بود و داراي نقش و نگار بود، بر دوشش بود و حسن بن علي آمد و او را داخل آن عباء قرار داد و حسين آمد و او را داخل آن عباء قرار داد و فاطمه آمد و او را هم داخل آن عباء قرار داد و سپس علي آمد و او را هم داخل آن عباء قرار داد و حضرت فرمود: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا».

شما يك روايت براي ما بياوريد كه مثلاً در كنار حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، عايشه، أم سلمه، حفصه و أم حبيبه هم بوده است؛ فقط يك روايت بياوريد. در سنن الترمذي، جلد ٥، صفحه ٣٠، حديث ٣٢٥٨ صراحت دارد:

وقتي اين ٥ نفر در زير عباء قرار گرفتند،

قالت أم سلمة: و أنا معهم يا نبي الله؟ قال: أنت علي مكانك و أنت علي خير.

أم سلمه گفت: يا نبي الله! آيا من هم جزء اين أهل بيت هستم؟ حضرت فرمود: تو سر جايت بايست و جلوتر نيا، تو هم آدم خوبي هستي (ولي جز اينها نيستي).

آقاي ألباني كه از بزرگان وهابي معاصر است و بن باز از او به عنوان إمام الحديث تعبير مي كند، در كتاب صحيح و ضعيف سنن الترمذي،حديث ٣٢٠٥ مي گويد اين روايت صحيح است.

روايت دوم:

هم چنين جناب ترمذي در روايت ديگري، جلد ٥، صفحه ٣٦١، حديث ٣٩٦٣ مي گويد:

وقتي اين آيه نازل شد و پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، فاطمه و علي و حسن و حسين را در زير آن عباء جمع كرد، فرمود:

أللهم هؤلاء أهل بيتي و حامتي; أذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا. فقالت أم سلمة: و أنا معهم يا رسول الله؟ قال: إنك علي خير.

خدايا! اينها أهل بيت من و بستگان ويژه من هستند، هرگونه رجس و پليدي را از اينها برطرف كن و اينها را پاك گردان. أم سلمه گفت: يا رسول الله! آيا من هم جز اينها هستم؟ حضرت فرمود: تو هم آدم خوبي هستي (ولي جزء اينها نيستي).

آقاي ترمذي در ادامه روايت مي گويد:

هذا حديث حسن صحيح و هو أحسن شئ روي في هذا الباب.

اين حديث، حسن و صحيح است و بهترين روايتي است كه در رابطه با آيه تطهير روايت شده است.

مسند الإمام احمد بن حنبل، ج٦، ص٣٠٤ ـ كتاب السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص٥٨٩ ـ أسباب نزول الآيات للواحدي النيشابوري،، ص٢٣٩ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص٩٩ ـ تفسير إبن كثير، ج٣، ص٤٩٢ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٥، ص١٩٨ ـ فتح القدير للشوكاني، ج٤، ص٢٧٩ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٣، ص٢٠٤ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٦، ص٢٢٩ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٣، ص٢٥٤ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٢٥٨ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٥، ص٩٥ ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص٣٠٢

البته برخي ها مانند عثمان الخميس مي گويند

اگر واقعا اين آيه در رابطه با أهل بيت (عليهم السلام) نازل شده بود، اين جمله كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد: «أذهب عنهم الرجس» ديگر معنا ندارد.

ما از اين آقا سؤال مي كنيم:

در قرآن آمده است:

يس / وَ الْقُرْآَنِ الْحَكِيمِ / إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ / عَلَي صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ

 

سوره يس/آيات٣ـ١

پس چطور شد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هر روز در نمازش مي گويد:

اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ

 

سوره فاتحه/آيه٦

پس بنابراين اين آقايان با مفهوم قرآن، أنس ندارند و هر چه به ذهن شان مي آيد، مي گويند.

روايت سوم:

جالب اين كه، آقاياني كه مي خواهند به زور، زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را داخل در اين آيه كنند، در خود صحيح مسلم، جلد ٧، صفحه ١٢٣ آمده است كه از زيد بن أرقم سؤال مي كنند:

من أهل بيته نساؤه؟ قال: لا و أيم الله! إن المرأة تكون مع الرجل العصر من الدهر ثم يطلقها، فترجع إلي أبيها و قومها.

آيا زنان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم جزء أهل بيت او هستند؟ گفت: قسم به خدا! نه. زن، يك عمر با همسرش زندگي مي كند و سپس آن مرد، زن را طلاق مي دهد و آن زن به طرف پدر قومش و اهل بيتش برمي گردد.

روايت چهارم:

در روايتي كه در تفسير إبن كثير، جلد ٣، صفحه ٤٩٣ آمده، تعبير نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) خيلي واضح و روشن است. أم سلمه مي گويد:

يا رسول الله! ألست من أهل البيت؟ فقال صلي الله عليه و سلم: إنك إلي خير، أنت من أزواج النبي صلي الله عليه و سلم.

يا رسول الله! آيا من از أهل بيت نيستم؟ حضرت فرمود: تو آدم خوبي هستي، تو از زنان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هستي.

جامع البيان للطبري، ج٢٢، ص١١ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص٨٢ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٥، ص١٩٨ ـ تفسير الآلوسي، ج٢٢، ص١٤ ـ معاني القرآن للنحاس، ج٥، ص٣٤٨ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٣، ص٢٠٧ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١١، ص١٣

من از بينندگان عزيز أهل سنت تقاضا دارم به اين روايت خوب دقت كنند. اين كه بياييم چند آيه درباره حضرت ابراهيم (عليه السلام) و غيره را كنار هم بچينيم و بگوييم كه در فلان آيه، كلمه أهل بيت نسبت به زنان آنها به كار رفته است، كار بيهوده اي است. حرف ما در مورد اين آيه است و نمي گوييم كه كلمه «أَهْلَ الْبَيْتِ» آيا شامل زنان مي شود يا نمي شود و چند آيه بياوريم، ما فقط خصوص اين آيه را مي گوييم. أم سلمه مي گويد: «آيا من جزء أهل بيتي كه در اين آيه آمده است، هستم؟ حضرت فرمود: تو از زنان پيامبري».

روايت پنجم:

در تفسير إبن كثير، جلد ٣، صفحه ٤٩٣ آمده است كه أم سلمه مي گويد:

قالت: فقلت: يا رسول الله! و أنا؟ قالت: فوالله ما أنعم و قال: إنك إلي خير.

گفتم: يا رسول الله! آيا من هم جزء آنها هستم؟ قسم به خدا! پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به من بله نگفت و گفت: تو هم آدم خوبي هستي.

 

جامع البيان للطبري، ج٢٢، ص١٣

روايت ششم:

در روايتي كه جناب طحاوي در مشكل الآثار، جلد ١، صفحه ٢٣٠ آورده، أم سلمه مي گويد:

فقلت: يا رسول الله! أنا من أهل البيت؟ فقال: إن لك عند الله خيرا. فوددت أنه قال نعم، ، فكان أحب إلي مما تطلع عليه الشمس و تغرب.

گفتم: يا رسول الله! آيا من جزء أهل بيت هستم؟ حضرت فرمود: تو در نزد خداوند، خوب هستي. آرزو داشتم كه حضرت بگويد بله و اگر بله مي گفت، اين براي من از تمام آنچه كه آفتاب بر روي آن مي تابد با ارزش تر بود.

روايت هفتم:

در تفسير إبن كثير، جلد ٣، صفحه ٤٩٤ به نقل از عايشه آمده است:

فدنوت منهم، فقلت: يا رسول الله! و أنا من أهل بيتك؟ فقال صلي الله عليه و سلم: تنحي، فإنك علي خير.

نزديك أهل بيت شدم و گفتم: يا رسول الله! آيا من هم جزء أهل بيت تو هستم؟ حضرت فرمود: دور شو، تو هم آدم خوبي هستي.

اين نشان مي دهد كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در اين مورد تعمّد داشت.

روايت هشتم:

روايت جالبي در مسند احمد بن حنبل، جلد ٦، صفحه ٣٢٣ و تفسير الآلوسي، جلد ٢٢، صفحه ١٤ آمده كه أم سلمه مي گويد:

فرفعت الكساء لأدخل معهم، فجذبه من يدي و قال: إنك علي خير.

(با اين كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) گفت: نه، تو از زنان پيامبر هستي) عباء را بالا زدم و خواستم داخل آن شوم، پيامبر (صلي الله عليه و سلم) عباء را از دستم گرفت و كشيد و فرمود: تو هم آدم خوبي هستي.

مسند أبي يعلي، ج١٢، ص٣٤٤ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٣، ص٥٣ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص٦٤٥ ـ تفسير الثعلبي، ج٨، ص٣٩ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص١١٥ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٥، ص١٩٨ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٥، ص٢٧٩ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٣، ص٢٠٣ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١١، ص١٣

اين كاملاً واضح و روشن است و تعارف بردار نيست.

روايت نهم:

خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) صراحتاً مي فرمايد:

نزلت هذه الآيه في خمسة، في و في علي و فاطمه و حسن و حسين.

اين آيه در شأن ٥ نفر نازل شده است؛ در شأن من و علي و فاطمه و حسن و حسين.

جامع البيان للطبري، ج٢٢، ص٩ ـ تفسير الثعلبي، ج٨، ص٤٢ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص٤٠ ـ تفسير إبن كثير، ج٣، ص٤٩٤ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٥، ص١٩٨ ـ تفسير الآلوسي، ج٢٢، ص١٧ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٦، ص٦٧ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٣، ص٢٠٦ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١١، ص١٣ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج٣، ص٣٨٠ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٩، ص١٦٧

 

 

دليل چهارم:

جمله اي را مي گويم كه گمان مي كنم عزيزان شيعه و سني و كسي كه به الفباي ترجمه قرآن آگاهي داشته باشد بتواند بفهمد. بيت، يعني يك خانه و بيوت، جمع بيت است، يعني خانه ها. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، زنان متعددي داشت و هر كجا كه مطلبي از خانه هاي زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي آيد، از صيغه جمع استفاده شده است. مثلاً در آيات ٣٣ و ٣٤ سوره احزاب مي فرمايد:

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَي وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آَتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ / وَ اذْكُرْنَ مَا يُتْلَي فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا

در اين ٢ آيه، ٢ مرتبه كلمه بيوت آمده است.

هم چنين در آيه ٥٣ سوره احزاب مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ

ولي وقتي به آيه تطهير مي رسد، مي فرمايد:

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

سوره أحزاب/آيه٣٣

از كلمه بيت استفاده مي كند، نه از كلمه بيوت. اگر بنا بود اين آيه تطهير، شامل زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم باشد، خيلي واضح و روشن مي فرمود:

 

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيوتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

دليل پنجم:

هيچ كدام از زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ادعا نكرده اند كه اين آيه در حق آنها نازل شده است. در يكي از همايش هايي كه در زاهدان بود، يكي از علماء أهل سنت، مقاله اي جالب نوشته بود و گفت:

أم المؤمنين عايشه مقيد بود كه هرگونه فضيلتي كه مربوط به خودش و خانواده اش بود را در ملأ عام مطرح كند. ولي يك روايت ضعيف هم نداريم كه عايشه گفته باشد من هم جزء أهل بيت و مشمول آيه تطهير هستم.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

اين كه مي گويند زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم جزء أهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هستند، از كجا نشأت گرفته است؟

آيا از علماء أهل سنت، كسي تصريح دارد كه زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جزء أهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيستند؟

استاد حسيني قزويني

تمام احاديث جعلي نسبت به مدح خلفاء يا احاديث در مذمت أهل بيت (عليهم السلام)، يا در همسان كردن فضائل خلفاء با فضائل أهل بيت (عليهم السلام)، مانند حديث خوخة أبو بكر و سيدا كهول أهل الجنة، در زمان بني أميه و در رأسش معاويه بوده است و من احساس مي كنم قبل از او، خبري از اين قضايا نبود. اگر عكرمه خارجي و ناصبي هم مي آيد و در ميان مردم مي گويد: «من حاضرم مباهله كنم كه آيه تطهير مخصوص أهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست»، توسط دودمان بني أميه تحريك مي شدند و اين نشان مي دهد كه توده مردم معتقد بودند آيه تطهير مخصوص أهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است.

علماء أهل سنت معتقد به تخصيص آيه تطهير به أهل بيت (عليهم السلام)

١. آلوسي

اما از علماء أهل سنت، جناب آلوسي، از استوانه هاي علمي أهل سنت و وهابي كه نظرش براي وهابيت، جايگاه ويژه اي دارد، در تفسير روح المعاني، ذيل همين آيه شريفه، در جلد ٢٢، صفحه ١٥ اين تعبير را دارد:

و قوله عليه الصلاة و السلام: «أللهم هؤلاء أهل بيتي» و دعائه لهم و عدم إدخال أم سلمة أكثر من أن تحصي و هي مخصصة لعموم أهل البيت بأي معني كان البيت، فالمراد بهم من شملهم الكساء و لا يدخل فيهم أزواجه صلي الله عليه و سلم.

در مورد اين كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: «اينها أهل بيت من هستند» و در حق آنها دعا كرده است و أم سلمه را هم جزء أهل بيت ندانسته است، روايات زيادي وارد شده است و كلمه بيت به هر معنايي باشد، اين آيه مخصوص أهل بيت است و مراد از اين آيه، كساني هستند كه در زير عباء بودند و زنان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شامل آيه تطهير نمي شوند.

هم چنين در جلد ٢٢، صفحه ١٦ مي گويد:

أن النساء المطهرات غير داخلات في أهل البيت الذين هم أحد الثقلين.

زنان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به هيچ وجه داخل أهل بيت كه يكي از ثقلين هستند، نمي شوند.

٢. أبو بكر نقاش

هم چنين جناب أبو بكر نقاش در تفسيرش مي گويد:

أجمع أكثر أهل التفسير أنها نزلت في علي و فاطمه و الحسن و الحسين صلوات الله عليهم أجمعين

اكثر أهل تفسير إجماع كرده اند كه اين آيه در مورد علي، فاطمه، حسن و حسين صلوات الله عليهم أجمعين نازل شده است.

جواهر العقدين، ص١٩٨، الباب الأول

٣. طحاوي

جناب آقاي طحاوي ـ كه يكي از شخصيت هاي برجسته أهل سنت است و تمام فِرَق أهل سنت (شافعي، مالكي، حنفي و حنبلي) نسبت به جناب امام طحاوي عنايت ويژه اي دارند و كتاب العقيدة الطحاوية ايشان، الآن كتاب درسي تمام فِرَق أهل سنت است ـ بعد از ذكر احاديثي كه دلالت مي كند بر اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تا ٦ ماه بعد از نزول آيه تطهير، هر روز بر درب خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي آمد و اين آيه را قرائت مي كرد، مي گويد:

و في هذا أيضا دليل علي أن هذه فيهم.

اين دلالت مي كند كه آيه تطهير در حق اينها نازل شده است.

مشكل الآثار للطحاوي، ج١، ص٢٣١، ح٨٧٥

٤. حمزاوي

هم چنين جناب آقاي حمزاوي از علماء أهل سنت در كتاب مشارق الأنوار، صفحه ١١٣، الفصل الخامس من الباب الثالث فضل أهل البيت مي گويد كه آيه تطهير در حق اين چند نفر نازل شده است و زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شامل اين آيه نمي شود.

بنابراين نتيجه مي گيريم كه اين آيه در حق اين چند نفر نازل شده است و كلمه «إنما» دليل بر حصر است و مراد از كلمه «يريد»، اراده تكويني است و كلمه «رجس» به معناي كليه آنچه كه مربوط به خبائث، گناهان ظاهري و باطني، صغيره و كبيره است و عصمت هم غير از اين، چيز ديگري نيست.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

ما مي خواهيم اثبات كنيم كه آيه تطهير در حق اين چند نفر نازل شده است و بحث ما هم راجع به عصمت بود. از كجا مي خواهيم ثابت كنيم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) استدلال كرده باشند بر اين آيه بر عصمت أهل بيت (عليهم السلام)؟ آيا در كتب شيعه و سني هم روايتي آمده است؟

استاد حسيني قزويني

در كتب شيعه، فراوان است. عرض خواهم كرد كه روايات متعددي از أمير المؤمنين (عليه السلام)، ابوذر و سلمان و ديگران، با سندهاي صحيح و مستفيض آمده كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

أهل بيت من معصوم و مطهر از گناه هستند.

 

ولي در اينجا، روايتي ناب را از منابع شيعه و أهل سنت مي آورم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است: «أهل بيت من معصوم هستند».

جناب خراز قمي، از علماء بزرگ شيعه در كتاب كفاية الأثر نقل مي كند از أمير المؤمنين (عليه السلام) كه مي فرمايد:

دخلت علي رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم في بيت أم سلمة و قد نزلت هذه الآية: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» فقال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: يا علي! هذه الآية نزلت فيك و في سبطي و الأئمة من ولدك. فقلت: يا رسول الله! و كم الأئمة بعدك؟ قال: أنت يا علي، ثم أبناك الحسن و الحسين و بعد الحسين علي إبنه و بعد علي محمد إبنه و بعد محمد جعفر إبنه و بعد جعفر موسي إبنه و بعد موسي علي إبنه و بعد علي محمد إبنه و بعد محمد علي إبنه و بعد علي الحسن إبنه و الحجة من ولد الحسن، هكذا وجدت أساميهم مكتوبة علي ساق العرش، فسألت الله تعالي عن ذلك فقال: يا محمد! هم الأئمة بعدك مطهرون معصومون و أعداؤهم ملعونون.

ما خدمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در خانه أم سلمه رسيديم و اين آيه تطهير نازل شد و حضرت فرمود: اي علي! اين آيه نازل شده است در حق تو و دو فرزندت حسن و حسين و ائمه بعد از تو. از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) پرسيدم: يا رسول الله! ائمه بعد از تو چند نفر هستند؟ حضرت فرمود: تو اي علي، سپس دو فرزندت حسن و حسين و بعد از حسين، فرزندش علي و بعد از او، فرزندش محمد و بعد از او، فرزندش جعفر و بعد از او، فرزندش موسي و بعد از او، فرزندش علي و بعد از او، فرزندش محمد و بعد از او، فرزندش علي و بعد از او، فرزندش حسن و و بعد از او، فرزندش حجت است. من اين چنين ديدم نام ائمه را كه در ساق عرش إلهي نوشته شده بود. از خداوند در اين مورد سؤال كردم و فرمود: اي محمد! اينها ائمه بعد از تو هستند كه مطهر و معصوم هستند و دشمنان شان ملعون هستند.

كفاية الأثر في النص علي الأئمة الاثني عشر للخراز القمي، ص١٥٦

از ميان علماء أهل سنت، بيهقي (متوفاي ٤٥٨ هجري) و ديگران در روايت مفصلي نقل كرده اند:

. . . خداوند، بشر را آفريد و آنها را به صورت قبايل قرار داد:

ثم جعل القبائل بيوتا، فجعلني في خيرها بيتا و ذلك قوله: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» فأنا و أهل بيتي مطهرون من الذنوب.

قبائل را به صورت گروه گروه قرار داد و من را در بهترين خانه ها قرار داد و و اين قول خداوند است: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا». پس من و أهل بيت من از هر گناهي پاك هستيم.

 

دلائل النبوة للبيهقي، ج١، ص١٧١ (در نرم افزار الجامع الكبير)

خود إبن تيميه هم مي گويد كه از كتاب هاي صحيح ما، دلائل النبوة بيهقي است.

جناب بسوي (متوفاي ٢٧٧ هجري) در كتاب المعرفة و التاريخ، جلد ١، صفحه ١٠٥ و جناب شجري جرجاني (متوفاي ٤٩٩ هجري)، در كتاب الأمالي، جلد ١، صفحه ١٩٨ و جناب سيوطي در كتاب الدر المنثور، جلد ٦، صفحه ٦٠٦ و جناب شوكاني (متوفاي ١٢٥٥ هجري) در فتح القدير، جلد ٤، صفحه ٢٨٠ و جناب آلوسي بغدادي (متوفاي ١٢٧٠ هجري) در كتاب روح المعاني، جلد ٢٢، صفحه ١٤ اين روايت را آورده اند كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به استناد همين آيه مي فرمايد: «من و أهل بيتم، مطهر از هرگونه گناه هستيم».

اين نشان مي دهد كه خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به استناد همين آيه، استدلال كرده اند بر عصمت خودش و ائمه (عليهم السلام).

* * * * * * *

آقاي كاشاني

شما براي اثبات عصمت أهل بيت (عليهم السلام)، به آيه تطهير و أولي الأمر استناد كرديد. آيه تطهير را بحث كرديم، ولي آيه أولي الأمر را كه در جلسات قبل براي خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) و ديگر أهل بيت (عليهم السلام) استفاده كرديد، آيا مي توانيد از اين آيه هم عصمت أهل بيت (عليهم السلام) را اثبات كنيد؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با آيه ٥٩ سوره نساء كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

مشخص است كه اطاعت خدا و اطاعت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و أولي الأمر واجب است. اين كه مصداق أولي الأمر چه كساني هستند؟ فعلا كاري نداريم. در اينجا، خود فخر رازي مي گويد:

أن الله تعالي أمر بطاعة أولي الأمر علي سبيل الجزم و ثبت أن كل من أمر الله بطاعته علي سبيل الجزم وجب أن يكون معصوما عن الخطأ ، فثبت قطعا أن أولي الأمر المذكور في هذه الآية لا بد و أن يكون معصوما.

خداوند، قاطعانه أمر كرده است به اطاعت از أولي الأمر و ثابت است هر كسي كه خداوند أمر كرده است به اطاعت قاطعانه از او، واجب است معصوم از خطا باشد.

تفسير الرازي، ج١٠، ص١٤٤

زيرا اگر معصوم از خطا نباشد و خطا و اشتباه كند و در جايي از روي معصيت، دستوري بدهد، لازمه اش اين است كه خداوند به ما دستور داده است تا از خطا و گناه تبعيت كنيم و اين تناقض است و بر خلاف هدف و بعثت أنبياء (عليهم السلام) است.

لذا روي اين جهت است كه آقاي فخر رازي صراحتاً مي گويد: «اين آيه دلالت مي كند كه أولي الأمر، حتماً بايد معصوم باشد». از طرف ديگر هم مي بينيم كه غير از حضرت علي (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام)، كسي ادعاي عصمت نكرده است و افراد ديگري هم در غير از اينها، در حق كسي ادعاي عصمت نكرده اند. حتي خود أبو بكر صراحتاً بر بالاي منبر گفت:

إن لي شيطانا يعتريني، فإذا رأيتموني غضبت فاجتنبوني ... .

همراه من شيطاني است كه مرا عارض مي شود و اگر مرا غضبناك ديديد، از من دور شويد و ... .

الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٣، ص٢١٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٠، ص٣٠٣ ـ تاريخ الطبري، ج٢، ص٤٦٠ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٦، ص٣٣٤ ـ الامامة و السياسة لآبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج١، ص٢٢ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١٢، ص٣١٥ ـ تمهيد الأوائل و تلخيص الدلائل للباقلاني، ص٤٩٢ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج٥، ص٥٩٠ ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج١١، ص٣٣٦ ـ المعيار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافي، ص٣٢١ ـ تخريج الأحاديث و الآثار للزيلعي، ج١، ص٤٨١

مطلبي را از آقاي فخر رازي مي گويم و قضاوتش را به بينندگان عزيز واگذار مي كنم:

آقاي فخر رازي كه مي گويد: «آيه دلالت بر معصوم بودن أولي الأمر دارد و اگر معصوم نباشند، تناقض لازم مي آيد و لازمه اش اين است كه خداوند به تبعيت از خطا و گناه أمر كرده است»، سپس مي گويد ما ناگزيريم از دلالت اين آيه دست برداريم، زيرا آقاي أبو بكر و عمر معصوم نبوده اند.

ببينيد! آقاي فخر رازي چيزي به نام أولي الأمر در ذهنش درست كرده و بعد مي خواهد آيات قرآن را بر آن قالبي كه در ذهنش درست كرده، تطبيق كند، نه اين كه خودش را با آيات تطبيق كند. واقعاً اين نهايت مصيبت براي يك شخصيت بزرگي مثل فخر رازي است كه مي گويد چون خلفاء ما معصوم نبودند، مجبوريم از دلالت آيه دست برداريم. آيا واقعاً اين است؟ آيا ـ نستجير بالله ـ خداوند اين قدر متوجه نبوده است كه «أَطِيعُوا الرَّسُولَ» را فقط در مواردي بياورد كه در مورد وحي است و در مورد «أُولِي الْأَمْرِ» در جايي اطاعت واجب است كه گناه نكرده اند؟! خداوند، حكيم علي الإطلاق است و اگر بخواهيم يك عقيده فاسدي را در ذهن مان درست كنيم و بعد بياييم به زور، آيات قرآن را با اين قالب تطبيق بدهيم و هر چه را كه با اين عقيده ذهني مان تطبيق كرد، قبول كنيم و اگر تطبيق نكرد، يا به طور كلي طرد كنيم و يا تأويل و توجيه كنيم! اين مقداري دور از انصاف است كه آقاي فخر رازي و ديگران پيموده اند.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

يكي از آياتي كه برخي از كساني كه در وادي مسائل ديني بحث كرده اند، آيه اي است كه مي فرمايد:

قَالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره/آيه١٢٤

 

و از اين آيه هم استدلال كرده اند. آيا مي توانيد در اين مورد هم براي ما و بينندگان عزيز توضيح بفرماييد كه چگونه به اين آيه استدلال كرده اند؟

استاد حسيني قزويني

چون فرصت كم است و بايد به تلفن بينندگان عزيز هم پاسخ بگوييم، كوتاه عرض مي كنم كه در آيه ١٢٤ سوره بقره مي فرمايد:

وَ إِذِ ابْتَلَي إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

حضرت ابراهيم (عليه السلام) امتحانات زيادي داد، مانند ورود به آتش و مبارزه با بت پرستان و بت ها و ذبح حضرت اسماعيل (عليه السلام) و بعد از اين كه از همه اين امتحانات، سربلند بيرون آمد و سرفراز شد، خداوند فرمود: «من تو را امام مردم قرار مي دهم». حضرت ابراهيم (عليه السلام) هم ديد كه امامت، جايگاه خيلي رفيعي است و فرمود: «آيا اين امامت به ذريه من هم مي رسد؟» و خداوند فرمود: «عهد من (امامت) به ظالمين نمي رسد».

آقاي فخر رازي مي گويد:

يدل علي أنه عليه السلام كان معصوما عن جميع الذنوب، لأن الإمام هو الذي يؤتم به و يقتدي، فلو صدرت المعصية منه لوجب علينا الإقتداء به في ذلك، فيلزم أن يجب علينا فعل المعصية و ذلك محال.

اين آيه دلالت مي كند كه امام (عليه السلام) بايد از تمام گناهان معصوم باشد؛ زيرا امام كسي است كه پشت سر او حركت مي كنيم و به او إقتداء مي كنيم. اگر بنا باشد كه از يك امام، معصيتي سر بزند، واجب است كه ما در آن معصيت هم به آن امام إقتداء كنيم؛ پس لازم مي آيد كه ما گناه انجام بدهيم و اين هم محال است و خداوند دستور به گناه نمي دهد.

 

تفسير الرازي، ج٤، ص٤٤

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

 

با اين تفسير كه مسلمان كسي است كه شهادت به وحدانيت خداوند و رسالت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بدهد و مؤمن كسي است شهادت به ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) بدهد، آيا فقط كساني كه ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) را قبول دارند، شامل آيه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ(سوره حجرات/آيه١٠)» مي شوند؟ يعني مسلمانان ديگري كه ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) را قبول ندارند، با كساني كه ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) را قبول دارند، برادر نيستند؟

جواب:

آنچه كه محرز است، با شهادت دادن به وحدانيت خداوند و رسالت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، كافي است كه يك انسان را مسلمان بدانيم و ازدواج با او صحيح است و حيواني را كه مي كشد، ذبيحه او حلال است و پشت سر او مي توان نماز خواند و عليه و له او مي توان شهادت داد و تمام احكامي كه براي يك شيعه وجود دارد، براي او هم وجود دارد و هيچ شك و شبهه اي نيست.

در ميان آقايان علماء، اختلاف است كه آيا ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) از ضروريات ديني است يا از ضروريات مذهبي؟ بعضي از بزرگوراران مانند صاحب جواهر (ره) و صاحب حدائق (ره) معتقدند كه از ضروريات ديني است و مانند مرحوم قاضي نور الله شوشتري (ره) و علامه اميني (ره) كه استدلال مي كنند به آيه شريفه تبليغ كه رسالت بدون ولايت حضرت علي (عليه السلام) مورد قبول نيست و اسلام منهاي ولايت حضرت علي (عليه السلام)، اسلام نيست. ولي برخي از بزرگان شيعه مانند حضرت آيت ا... العظمي سيستاني، چند روز قبل، رسماً در سايت شان اعلام كردند قريب به اين مضمون كه«ما ولايت را جزء ضروريات نمي دانيم و تمام برادران أهل سنت را پاك مي دانيم» و حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) كه از فقهاء بنام معاصر ما است، مي فرمايد:

نعم، الولاية بمعني الخلافة من ضروريات المذهب، لا من ضروريات الدين.

بله، ولايت به معني خلافت، از ضروريات مذهب است، نه از ضروريات دين.

 

كتاب الطهارة للسيد الخوئي، ج٢، ص٨٣

اميدوارم برخي از ماهواره هاي وهابي كه تلاش مي كنند به يك نوعي، از باب تكفير، خون شيعه را حلال كنند، گوش شنوايي داشته باشند و بدانند كه اين فتواي حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) است.

امام خميني (ره) هم مي فرمايد:

 

فالإمامة من اصول المذهب، لا الدين.

امامت از اصول مذهب است، نه دين.

 

كتاب الطهارة للسيد الخميني، ج٣، ص٣٢٣

هم چنين مرحوم حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) نسبت به أهل سنت مي فرمايد:

أن إنكار الضروري إنما يستتبع الكفر و النجاسة فيما إذا كان مستلزما لتكذيب النبي ـ ص ـ كما إذا كان عالما بأن ما ينكره مما ثبت من الدين بالضرورة و هذا لم يتحقق في حق أهل الخلاف لعدم ثبوت الخلافة عندهم بالضرورة لأهل البيت ـ ع ـ .

اگر كسي، يك ضرورتي را إنكار كند، در صورتي آن إنكار ضرورت موجب كفر و نجاست مي شود كه به إنكار و تكذيب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) منجر شود.

مثلاً إنكار نماز و حج، به إنكار رسالت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) برمي گردد. اگر يك سني بر اين عقيده باشد كه امامت از امور «مما جاء به النبي» و «مما تكلم بها الكتاب» است و بخواهد با اين علم، امامت را إنكار كند، منكر ضرورتي از ضروريات دين شده است و هيچ شبهه اي نيست. همان طور كه اگر يك شيعه اي بخواهد امامت را إنكار كند، كافر، نجس و مرتد مي شود، اگر يك سني هم امامت را با اين شرايط كه علم داشته باشد، جزء ضروريات دين و «مما جاء به النبي» است و بخواهد إنكار كند، هيچ شبهه اي در مرتد شدن و نجاست او نيست و فرقي بين شيعه و سني در اين زمينه نيست.

* * * * * * *

سؤال:

ما شيعيان به ائمه (عليهم السلام) متوسل مي شويم و آنها را واسطه قرار مي دهيم. از طرفي هم در آيه ٣ سوره زمر، خداوند مي فرمايد:

أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَي اللَّهِ زُلْفَي

دين خالص براي خداوند است و كساني كه غير از خداوند را به دوستي مي گيرند و مي گويند ما آنها را نمي پرستيم و به دوستي نمي گيريم، مگر براي تقرب به خدا.

 

اين آيه از نظر شما چگونه قابل توجيه است؟

جواب:

اگر آيه ١٨ سوره يونس را مطالعه كنيد:

وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَ لَا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ

اينها، بت هايي را عبادت مي كنند و مي پرستند كه نه سودي براي شان دارد و نه ضرري و مي گويند اين بت ها، شفيعان ما نزد خداوند است.

مي بينيد كه خود قرآن جواب داده است.

من عذر مي خواهم! كدام آدم احمقي است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را بپرستد و عبادت بكند و بگويد: «هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ»؟ وقتي ما به حرم حضرت أبو الفضل (عليه السلام) مي رويم، همانجا مي گوييم: «أشهد أنك عبدت الله مخلصا حتي أتاك الله اليقين» و نسبت به امام حسين (عليه السلام)، اول شهادت مي دهيم كه تو بهترين بنده خداوند هستي و «أقمت الصلاة و آتيت الزكاة و أمرت بالمعروف و نهيت عن المنكر» و نسبت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي گوييم: «أشهد أن محمد عبده و رسوله» و بعد مي گوييم: «يا وجيها عند الله! إشفع لنا عند الله».

بيان كردن اين آيات در حق شيعه، نهايت ظلم و بي انصافي و نهايت بي شرمي و بي وجداني است كه آياتي را كه درباره بت پرستان و عبادت بت پرستان آمده است، بخواهيم تطبيق بكنيم با توسل شيعه به ائمه (عليهم السلام).

* * * * * * *

سؤال:

در مورد اعتقادات برادران أهل سنت، نظرشان در مورد نحوه انتخاب خليفه چيست؟ چون خلفاء راشدين به ٤ شيوه انتخاب شدند، چون خليفه در تجمع تعدادي در سقيفه انتخاب شد و عمر هم مستقيماً از طرف أبو بكر انتخاب شد و عثمان هم از طريق شورا انتخاب شد و حضرت علي (عليه السلام) هم از طريق تجمع مردم. اينها براي انتخاب خليفه، به چه روشي استناد مي كنند؟

جواب:

آقايان أهل سنت مي گويند كه هم از طريق شورا مي توان خليفه را انتخاب كرد و هم از طريق انتخاب خليفه قبلي و هم به زور شمشير؛ يعني كسي بيايد و شمشير به دستش بگيرد و مردم را به زور وادار كند كه او را به عنوان خليفه قبول بكنند.

آقاي نووي (متوفاي ٦٧٦ هجري) مي گويد:

و أما الطريق الثالث فهو القهر و الإستيلاء، فإذا مات الامام، فتصدي للإمامة من جمع شرائطها من غير استخلاف و لا بيعة و قهر الناس بشوكته و جنوده، إنعقدت خلافته.

اما طريق سوم: با زور و مستولي شدن است.

 

روضة الطالبين لمحيي الدين النووي، ج٧، ص٢٦٦

يعني اگر امام از دنيا رفت، كسي به زور شمشير، كودتا كند و مركز خلافت را تصرف كند و بگويد بعد از اين من خليفه شما هستم، خلافتش مشروع است.

آقاي تفتازاني (متوفاي ٧٩١ هجري) هم مي گويد:

و تنعقد الإمامة بالقهر و الإستيلاء، فإذا مات الامام، فتصدي للإمامة من يستجمع شرائطها من غير بيعة أهل الحل و النقد أو استخلاف بعهد من الإمام الصادق إنعقدت الخلافة له.

امامت، با زور و كودتا كردن منعقد مي شود. اگر امامي بميرد و كسي را شورا و ريش سفيدان نتوانند انتخاب كنند و كسي با زور شمشير كودتا كند و برود بر تخت خلافت بنشيند، خلافت براي او منعقد مي شود.

 

شرح المقاصد في علم الكلام للتفتازاني، ج٢، ص٢٧٢

لذا آقايان أهل سنت در اين زمينه، باد از طرفي بوزد، به آن سمت مي روند. بعضي ها سراغ آيات رفتند و بعضي ها سراغ روايات رفتند و بعضي ها به سراغ نماز (جماعت أبو بكر) رفتند و بعضي هم ديدند از اينها نمي شود استفاده كرد و رفتند به سراغ شورا و بعضي ها هم ديدند كه شورا هم به درد نمي خورد، چون شورايي در كار نبود و آقاي أبو بكر، با بيعت عمر و أبو عبيده جراح خليفه شد و بسياري از بزرگان أهل سنت، منكر انعقاد إجماع هستند. خلاصه اين كه حرف هاي زيادي در اين مورد است. إن شاء ا... به تناسبي در اين زمينه بحث مي كنيم و قضاوت را بر عهده خود بينندگان عزيز مي گذاريم.

* * * * * * *

سؤال:

 

وهابيت روي كلمه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» خيلي مانور مي دهند. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب:

از سابق، اين قضايا مطرح بوده است و آقاي محمد بن عبد الوهاب در كتاب مجموعه مؤلفات، جلد ١، صفحه ١٨٩ به «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» استدلال كرده است و آقاي قِفاري و ديگران هم به اين آيه استدلال كرده اند.

ما هم عرض كرديم كه در آيه ٤٥ سوره بقره آمده است:

وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ

به صبر و نماز استعانت بجوييد.

اينها «يؤمنون ببعض الكتاب و يكفرون ببعض الكتاب» هستند.

ما بارها گفته ايم كه استعانت دو نوع است: استعانت استقلالي و استعانت تبعي. استعانت استقلالي مخصوص خداوند است و اگر كسي معتقد باشد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يا حضرت علي (عليه السلام) يا كسي ديگر كه كاري را انجام مي دهند، با حول و قوه خودش آن كار را انجام مي دهد، كفر است؛ «لا حول و لا قوة إلا بالله العلي العظيم» و «لا مؤثر في الوجود إلا الله». اما اگر استعانت تبعي باشد به اين معنا كه معتقد باشيم تنها مؤثر مستقل، خداوند است و در عالم، به إذن الله تبارك و تعالي، افرادي هستند از ملائكه و أنبياء (عليهم السلام) و ديگر افراد كه مي توانند تصرف كنند.

* * * * * * *

سؤال:

آيا أمير المؤمنين (عليه السلام) هم سيد هستند يا از فرزندان ايشان به بعد سيد هستند؟

جواب:

آقايان فقهاء در كتاب عروة الوثقي كه با حواشي آقايان مراجع عظام تقليد است، مي گويند:

كساني كه نسب شان به حضرت هاشم (عليه السلام) مي رسند، سيد هستند و استحقاق تصرف در خمس را دارند.

* * * * * * *

سؤال:

روايتي در كتب أهل سنت آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

لا تسبّوا عليا، فمن سبّ عليا فقد سبّني و من سبّني فقد سبّ الله و من سبّ الله فقد كفر.

به علي دشنام ندهيد. كسي كه به علي دشنام بدهد، به من دشنام داده و كسي كه به من دشنام بدهد، به خداوند دشنام داده است و كسي كه به خداوند دشنام بدهد، كافر است.

أهل سنت در كتاب صحيح مسلم، جلد ٧، صفحه ١٢٠، حديث ٦١١٤ روايت كرده اند كه معاويه به سعد بن أبي وقاص مي گويد:

ما منعك أن تسب أبا التراب؟ فقال: اما ما ذكرت ثلاثا قالهن له رسول الله صلي الله عليه و سلم فلن أسبه، لأن تكون لي واحدة منهن أحب إلي من حمر النعم سمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول له خلفه في بعض مغازيه فقال له علي: يا رسول الله! خلفتني مع النساء و الصبيان؟ فقال له رسول الله صلي الله عليه و سلم: أما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبوة بعدي و سمعته يقول يوم خيبر: لأعطين الراية رجلا يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله، قال: فتطاولنا لها، فقال: ادعوا لي عليا فاتي به أرمد فبصق في عينه و دفع الراية إليه ففتح الله عليه و لما نزلت هذه الآية فقل: تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم دعا رسول الله صلي الله عليه و سلم عليا و فاطمة و حسنا و حسينا فقال: اللهم هؤلاء أهلي.

چرا به علي دشنام نمي دهي؟

يعني دشنام دادن معاويه به حضرت علي (عليه السلام)، يك أمر واجبي است. همان طور كه زمخشري در كتاب ربيع الأبرار مي گويد:

در بالاي ٧٠ هزار منبر، به خاطر سنتي كه معاويه قرار داده بود، به حضرت علي (عليه السلام) دشنام مي دادند.

اگر روايت اولي را در كنار اين روايت آخر بگذاريم، نظر أهل سنت در مورد مسلمان يا كافر بودن معاويه چيست؟

البته سعد بن أبي وقاص گفت:

من به خاطر ٣ فضيلت كه علي دارد، او را دشنام نمي دهم: ١. ... پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در حق علي فرمود: آيا راضي نيستي كه نسبت تو به من مانند نسبت هارون نسبت به موسي باشد، إلا اين كه هيچ نبي اي بعد از من نيست. ٢. ... پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در جنگ خيبر، پرچم را به دست علي داد و گفت هم او، خدا و رسولش را دوست دارد و هم خدا و رسولش او را دوست دارند. ٣. ... وقتي آيه مباهله نازل شد، پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، علي و فاطمه و حسن و حسين را با خود به مباهله بود و گفت: خدايا! اينها أهل بيت من هستند.

* * * * * * *

سؤال:

چند شب پيش كه به شبكه نور نگاه مي كردم، ديدم كه اعلام كردند كه ما مناظره را قبول كرده ايم. ولي ما به شبكه زنگ زديم و ديديم خبري نيست. خواستم اين موضوع را از استاد حسيني قزويني جويا شوم.

جواب:

آقاي حيدري، ضمن اين كه مؤدبانه صحبت كرده بودند، فرموده بودند:

من با ٣ شرط حاضرم به آقاي حسيني قزويني مناظره كنم:

١. با شخص ايشان باشد.

ما هم گفتيم خودمان حاضريم براي مناظره. با اين كه شاگردان ما هم اضافي هستند و همه مي دانند و از موقعيت علمي شما هم خبر داريم و ديگران هم خبر دارند. البته نه الان، چون ٧ ، ٨ سال قبل كه آمده بوديم آنجا و در خدمت حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي و نوري همداني، شما در آنجا چه چه مي زديد، از همان زمان، بنده جناب عالي را مي شناختم. شناخت من از حضرت عالي، براي امروز و ديروز نيست؛ براي چندين سال قبل است. ولي با وجود اين، من كاملا آمادگي دارم با شخص حضرت عالي كه به عنوان كارشناس اين شبكه (شبكه ماهواره اي نور) هستيد، مناظره كنم. اگر كارشناس اين شبكه نبوديد، بنده حاضر نبودم. بنده گفتم من با توجه به صبغه شغلي ام كه استاد حوزوي و استاد دانشگاه هستم، با كساني مناظره مي كنم كه يا استاد حوزه باشند يا استاد دانشگاه. ولي چون حضرت عالي به عنوان كارشناس اين شبكه هستيد، با كمال ميل قبول مي كنيم و افتخار هم مي كنيم. البته مناظره نه، همان طور كه خود شما گفتيد، بنشينيم يك گفت و گوي دوستانه علمي داشته باشيم.

شرط بعدي ايشان اين بود:

٢. حضوري باشد.

به نظر من، اين كلمه ايشان، كمي مسخره به نظر مي رسد. اگر شما مي توانيد تشريف بياوريد ايران، بياييد. من نمي دانم شما مشكل سياسي داريد يا خير؟ بنده حاضرم تمام هزينه رفت و آمد و اقامت شما را در قم فراهم كنم و اين شبكه هم در اختيار شما هست و از يك تا ٢٠ جلسه حاضريم رو در رو و حضوري با حضرت عالي بنشينيم و گفت و گوي دوستانه داشته باشيم. يا اين كه در شبكه خودتان، شرايط آمدن ما را فراهم كنيد و من خودم هزينه خودم را فراهم مي كنم و نيازي نيست شما هزينه بپردازيد. ولي اين ممنوعيتي كه سازمان امنيت كشور إمارات درست كرده است را برداريد و بنده آماده هستم تا بيايم در شبكه شما بنشينيم. البته بخواهم بيايم آنجا، مجري برنامه بايد كسي باشد كه بي طرف باشد. وظيفه مجري، تقسيم وقت است، نه اين كه خودش بخواهد فضولي كند و دخالت كند و حرف ديگران را قطع كند. نه، من مجري فضول را قبول ندارم. چون من با مجري نمي خواهم مناظره كنم، با شما مي خواهم مناظره كنم. ما در شبكه ماهواره اي المستقلة كه بحث مي كرديم، مجري برنامه، به آقايان وهابي ها، نيم ساعت يا ٤٠ دقيقه وقت مي داد، وقتي ما مي خواستيم حرف بزنيم، تند تند دخالت مي كرد و سؤال طرح مي كرد. يعني مجري اين شبكه، خصم ما شده بود و بيش از مناظره كننده ها، ايشان وارد مي شد.

شرط سومي كه ايشان گذاشته بود، اين بود:

٣. حلّ اختلاف، قرآن كريم است. ظاهرا قرآن كريم، مورد اتفاق است.

برادر عزيزم! اين هم يكي اهانتي است به شيعه. ما اين اهانت را قبول نداريم.

٤. مناظره بايد به زبان عربي باشد.

اين دو شرط، كاملا مخالف سيره خود شماست. شما خودتان را أهل سنت مي دانيد. أهل سنت، يعني كسي كه به سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عمل مي كند. چطور شد شما در شعار دادن، أهل سنت هستيد، ولي در مناظره، سنت را قبول نداريد و مي گوييد ما به قرآن عمل مي كنيم و هر چه در قرآن آمده بود؟

ايرادي ندارد. شما بياييد در شبكه خودتان ثابت كنيد از قرآن و بدون استفاده از سنت كه نماز صبح در كجاي قرآن آمده است؟ در كجاي قرآن آمده است كه نماز صبح ٢ ركعت است؟ در كجاي قرآن آمده است كه نماز صبح، ركوع و سجده دارد؟ نماز ظهر و عصر، مغرب و عشاء در كجاي قرآن آمده است؟ بالاتر از اينها كه ديگر نيست. نماز از ضروري ترين اعمال است. اين آقايان مي گويند درباره نماز، آيه داريم، درباره حج، آيه داريم و ... ، بله آيه هست، قرآن حجت است، ولي:

وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ

سوره نحل/آيه٤٤

وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدًي وَ رَحْمَةً وَ بُشْرَي لِلْمُسْلِمِينَ

سوره نحل/آيه٨٩

به شرط تبيين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است:

وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

 

سوره حشر/آيه٧

اگر ثابت كرديد از قرآن كه نماز صبح چند ركعت است، قبول، بنده درباره امامت با شما مناظره مي كنم و فقط به قرآن تمسك مي كنم و از سنت هم استفاده نمي كنم. ولي اگر نتوانستيد، بايد حرف تان را پس بگيريد.

ايشان كه مي گويد بايد به زبان عربي باشد، برادر عزيزم! شما در شبكه تان به زبان فارسي حرف مي زنيد و اين شبهات را مطرح مي كنيد يا به زبان عربي؟ شبكه ما به زبان فارسي است. آيا مي خواهيد بياييد به زبان عربي در شبكه صحبت كنيد كه بيننده ها متوجه نشوند؟ شما هيچ، بر فرض بنده شكست خوردم، آيا به خاطر احترام به بنده است كه عربي صحبت مي كنيد تا بينندگان متوجه نشوند چه گذشت؟ يا بايد در شبكه شما باشد كه تمام بينندگانش فارس زبان هستند، يا شبكه جهاني ولايت كه همه بينندگانش فارس زبان هستند.

ايشان كه مي گويد در شبكه ماهواره اي صفا و غيره، دَم از مناظره مي زنند، بايد بداند كه آنها دم از مناظره نمي زنند، دم از فتنه مي زنند. ما رفتيم در شبكه ماهواره اي المستقلة ٣ شب صحبت كرديم و شما گفتيد كه فلاني، از شاگردانش مخفي كرد كه آنجا چه گذشت. مگر شبكه ماهواره اي المستقلة داخل يك انباري يا اتاق و آشپزخانه بود كه بخواهيم مخفي كنيم؟ يك بحث آنلاين بود و بحث هاي ما را در روز بعدش، چند بار پخش مي كردند. من نمي دانم وقتي اين عزيزمان صحبت مي كند، متوجه بعضي از مسائل نيستند.

ايشان گفت من با اين ٣ شرط حاضر هستم. بنده هم عرض مي كنم:

شرط اول را قبول دارم. شرط دوم را هم قبول دارم به شرط اين كه شرايط گفت و گوي حضوري را فراهم بكنيد يا اگر بخواهيد به ايران تشريف بياوريد، ما قبول مي كنيم. در غير اين صورت، ما آمادگي داريم به صورت تلفني و شما در هر كجا كه هستيد، گفت و گو كنيم. وقت ها تقسيم مي شود و ما هم تصوير حضرت عالي را در گوشه تصوير قرار مي دهيم و مجري هم وقت را تقسيم مي كند و هيچ دخالتي هم نمي كند. ١٠ دقيقه حضرت عالي صحبت مي كنيد و ١٠ دقيقه هم بنده صحبت مي كنم. همان طور كه شما گفتيد، يك گفت و گوي دوستانه علمي، براي ايجاد وحدت ميان أمت اسلامي؛ اين بالاترين آرزوي ما است.

اين كه ايشان مي گويد: «فلاني تلبيس كرده، تدليس كرده، من ٦٠٠ ميليون نگفتم، ٢ ميليون گفتم» و غيره، برادر عزيزم! عين عبارتي كه شما خودتان گفته بوديد و دوستان ما از شبكه ماهواره اي نور ضبط كردند و پياده كردند، براي شما خواندم كه خود حضرت عالي در آنجا فرموديد:

اگر قرار باشد ٦٠٠ ميليون تومان بدهيم، بايد براي امامت، حداقل ١٠، ١٥ آيه از قرآن بياورند. ما براي يك آيه، نمي توانيم ٦٠٠ ميليون تومان بدهيم. تنها موضوع امامت نيست، امامت، عصمت، تقيه، صيغه، خمس، علم غيب كه از صفات امام است و تمام آن چيزهايي كه برمي گردد به عقيده امامت و پسوند و پيشوندهايي كه مربوط به اين عقيده بي ريشه است، درباره تمام اينها من عرض مي كنم كه هيچ گونه دليلي در قرآن و سنت كه صحيح و صريح باشد، نيست. [دليلي كه] كنايه نباشد، شأن نزول نباشد، برداشت نباشد، فضائل نباشد. من در مقاله مفصلي هم كه منتشر كردم، اين موضوع را عرض كردم و دوستان مي توانند مراجعه كنند و بخوانند. عنوان مقاله اين بود: چرا شما ٥٠ ميليون جايزه نگيريد؟

خب، اگر شأن نزول نباشد، شما اثبات كنيد كه آيه غار، بدون شأن نزول، درباره أبو بكر است. قبول، اگر شما آنجا إنكار كرديد و اعلام كرديد آيه غار ارتباطي به أبو بكر ندارد و آنچه علماء ما گفته اند، دروغ گفته اند، بنده هم شأن نزول را در نظر نمي گيرم.

بنده كاملاً آمادگي دارم. ايشان گفته اند: «اين كه فلاني ادعاي مناظره كرده، شوخي است و جدي نيست». نه تنها شوخي نيست، بلكه جدّي در جدّي در جدّي است. بنده براي مناظره، نه تنها آماده هستم، بلكه براي اين هم افتخار مي كنم. چون معتقدم هر چه اين مناظرات و گفت و گوي دوستانه ميان انديشمندان شيعه و سني بيشتر باشد، جوانان ما از سردرگمي خارج مي شوند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»