سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٣٩ - تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها ٣

تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها ٣

کد مطلب: ٥٥٠٨ تاریخ انتشار: ١٣ تير ١٣٨٩ تعداد بازدید: ١٨٣٣ سخنراني ها » شبکه ولايت تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها ٣
حبل المتين ٨٩/٠٤/١٣

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ  : ١٣ / ٠٤ / ٨٩

آقاي نقوي

لطفاً مروري كوتاهي بر بحث بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

ما در جلسات گذشته در رابطه با «تهاجم عليه شيعه؛ هشدار ها و راهكار ها» كه سيل هجمه ها عليه شيعه بود را بررسي كرديم و برخورد أهل سنت معاصر را با وهابيت ارزيابي شد و هم چنين برخورد حكومت عربستان صعودي با وهابيت تندرو و بعد از آن رسيديم به سخني از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه آينده جامعه اسلامي را كاملاً به نمايش گذاشتند و فرمودند: «بعد از من، امت من ٧٣ فرقه خواهند شد و فقط يك فرقه أهل نجات اند» و بعد مباحثي در رابطه با عدالت صحابه مطرح شد و حديث حوض را براي بينندگان عزيز مطرح كرديم.

* * * * * * *

آقاي نقوي

با توجه به روايتي كه اشاره فرموديد: «تفترق أمتي علي ثلاث و سبعين فرق» كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند: «امت من، بعد از من به ٧٣ فرقه تقسيم مي شوند»، نظر أهل سنت نسبت به فرقه ناجيه چيست؟

استاد حسيني قزويني

من قبل از آن كه پاسخ جناب عالي را اشاره كنم، توجه بينندگان عزيز را به چند نكته اساسي جلب مي كنم. گرچه ما قبلاً اين نكات را عرض كرده بوديم.

نكته اول:

اهداف شبكه جهاني ولايت، معرفي فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) و معارف ائمه طاهرين (سلام الله عليهم أجمعين) و دفاع از حريم ولايت و پاسخ گويي به شبهات در حوزه اسلام و تشيع مي باشد.

نكته دوم:

سياست شبكه جهاني ولايت، احترام به پيروان ديگر مذاهب اسلامي، به ويژه أهل سنت و هم چنين أتباع أديان إلهي است و پرهيز از هرگونه إهانت و ناسزا به باورها و عقايد أهل سنت. هم چنين راه اندازي گفت و گوي دوستانه و مناظرات علمي ميان دانشمندان اسلامي با گرايش هاي مختلف مذهبي.

نكته سوم:

بينندگان عزيز توجه داشته باشند كه روش وهابيت در سال هاي اخير، در راستاي شبهه افكني عليه شيعه، اين است كتاب هايي را به دروغ، به نام علماء شيعه تأليف مي كنند و در ميان مردم منتشر مي كنند تا اذهان جوانان شيعه را مشوش كنند كه بعضي از اين كتاب ها را ما در جلسات گذشته اشاره كرديم؛ مثل كتاب لله ثم للتاريخ يا أهل بيت از خود دفاع مي كنند كه به نام سيد حسين موسوي از علماء نجف نوشته اند كه هم چنين فردي وجود خارجي ندارد و يك موجود خيالي است. هم چنين چند كتابي اخيراً به نام حضرت آيت ا... العظمي جعفر سبحاني و حضرت علامه عسگري (ره) نوشته اند و منتشر كرده اند. حتي چندي قبل از افغانستان تماس گرفتند با خود من و گفتند كه كتابي به نام شما در بعضي از شهرهاي افغانستان منتشر كرده اند كه قزويني سني شده و عليه شيعه كتاب نوشته است.

يكي از روش هاي نادرست وهابيت اين است كه در اين ٢ ، ٣ ماه اخير، افراد وهابي با ماهواره هاي شيعه و ماهواره هاي وهابي تماس تلفني مي گيرند و خودشان را شيعه معرفي مي كنند و شبهات وهابيت را مطرح مي كنند كه ما شيعه هستيم، ولي اين شبهه و اين شبهه و اين شبهه را داريم و يكي دو مورد هم در خود شبكه جهاني ولايت برخورد داشتيم.

شايد همين عزيزاني كه تماس گرفتند، شيعه بودند، ولي چون در اين دامي كه وهابيت گسترده اند، گرفتار شده بودند و ما با اينها برخورد داشتيم.

ما از همه بينندگان عزيز، بزرگواراني كه تماس مي گيرند، با هر گرايش مذهبي، چه سني، چه وهابي، چه مسيحي، ما اصلاً كاري به مذهب بينندگان عزيز نداريم، شما شبهه و سؤال تان را مطرح كنيد و لطفاً از معرفي مذهب خودتان خودداري كنيد؛ مذهب براي خودتان، آن گرايش هاي فكري كه داريد براي خودتان. سؤالات تان را مطرح كنيد و ما با كمال احترام به همه بينندگان، چه شيعه، چه سني، چه وهابي، چه مسيحي، چه يهودي، حتي اگر يك كمونيست و بودائي هم تماس بگيرد، ما با تمام احترام با او برخورد مي كنيم. هرگونه اهانت به ديگر مذاهب اسلامي را گناه نابخشودني مي دانيم و اين را بارها و بارها ما اعلام كرده ايم و بر روي اين هم تكيه داريم و جلسات بعد هم ما اين را تكرار خواهيم كرد

نكته چهارم:

بينندگان عزيزي كه تماس مي گيرند، بزرگواري كنند از به كار بردن جملات تند و خلاف اخلاق و الفاظ گزنده نسبت به أهل سنت، حتي نسبت به وهابيت، نسبت به بعضي از شخصيت هاي تندرو خودداري كنند. من از برادر بزرگوارم جناب آقاي نقوي هم تقاضا مي كنم اگر تماس گيرندگان، الفاظ تندي به هر مذهبي، حتي به وهابيت هم داشتند، بي درنگ تلفن قطع بشود و ما به هيچ وجهي اجازه نمي دهيم اهانت به هيچ مذهبي، حتي به وهابيت و شخصيت تندروي وهابيت، از شبكه جهاني ولايت پخش بشود و فرضاً اگر به صورت ناخودآگاه يا اشتباهي هم مباحثي پيش مي آيد، ما پيشاپيش از عزيزان أهل سنت پوزش مي طلبيم. اين سياست ما هست و ما ادعاي عصمت هم نداريم و از خدا مي خواهيم به آبروي محمد و آل محمد (صلوات الله عليهم أجمعين) ما را در اين نيت صادقانه اي كه داريم ياري كند.

اما در رابطه با سؤالي كه برادر بزرگوارم جناب آقاي نقوي مطرح كردند، ما در جلسات گذشته عرض كرديم كه نبي گرامي (صلي الله عليه و آله) در روايات متعدد، آينده جامعه اسلامي را براي مسلمانان ترسيم فرمود و بيان كرد: «بعد از من، امت من به ٧٣ فرقه تقسيم خواهند شد : و تفترق أمتي علي ثلاث و سبعين فرقة» و عرض كرديم اين روايت از نظر سند، كاملاً صحيح است.

سنن الترمذي، ج٤، ص١٣٥، ح٢٧٧٨ ـ سلسلة الأحاديث الصحيحة للألباني، ج١، ص٣٥٨، ح٢٠٤ ـ سنن إبن ماجة، ج٢، ص١٣٢١

و هم چنين جناب ترمذي مي گويد:

و تفترق أمتي علي ثلاث و سبعين ملة، كلهم في النار إلا ملة واحدة.

امت من به ٧٣ ملت متفرق خواهند شد و و تمامي آنها داخل آتش جهنم خواهند شد و فقط يك فرقه أهل نجات هستند.

سنن الترمذي، ج٤، ص١٣٥، ح٢٧٧٩ ـ مسند احمد، ج٣، ص١٤٥

اين كه آيا أهل سنت خودشان را فرقه ناجيه مي دانند يا نه؟ أهل سنت، فرقه هاي مختلفي هستند؛ آقايان حنفي ها، مالكي ها، شافعي ها، حنبلي ها، آنهايي كه تابع اشاعره هستند، تابع معتزله هستند، ماتريدي هستند و امثال اينها. بنده در پاسخ به اين سؤال، چند نمونه عرض مي كنم تا بينندگان عزيز توجه كنند كه هر كدام از علماء أهل سنت، گرايش فكري و كلامي كه دارد، همان رشته و گرايش را أهل نجات و ديگر فِرَق و گرايش ها را باطل معرفي مي كند.

اولا:

جناب آقاي عضد الدين إيجي (از استوانه هاي كلامي أهل سنت و متوفاي ٧٥٦ هجري) مي گويد فرقه ناجيه اي كه فرداي قيامت أهل نجات اند و وارد بهشت مي شوند:

هم الأشاعرة و السلف من المحدثين.

أشاعره هستند.

المواقف للإيجي، ج٣، ص٧١٧، تحقيق: عبدالرحمن عميره، چاپ اول: سال ١٤١٧ قمري و ١٩٩٧ ميلادي، انتشارات دار الجيل بيروت

ثانيا:

جناب سفاريني (از علماي بزرگ حنبلي و متوفاي ١١٨٨ هجري) مي گويد:

أهل السنة و الجماعة ثلاث فرق: الأثرية و إمامهم أحمد بن حنبل و الأشعرية و إمامهم أبو الحسن الأشعري و الماتريدية و إمامهم أبو منصور الماتريدي.

قال بعض العلماء: هم يعني الفرقة الناجية أهل الحديث؛ يعني الأثرية و الأشعرية و الماتريدية و عقب بما حاصلة: أن قول النبي صلي الله عليه و آله و سلم: «إلا فرقة واحدة» ينافي التعدد، فالفرقة الناجية هم الأثرية فقط أتباع أحمد بن حنبل، دون الأشعرية و الماتريدية

أهل سنت ٣ فرقه هستند: اهل حديث كه امام شان احمد بن حنبل است و أشاعره كه امام شان أبو الحسن أشعري است و ماتريديه كه امام شان أبو منصور ماتريدي است ... فرقه ناجيه اي كه فرداي قيامت وارد بهشت خواهند شد و أهل نجات اند، فقط آنهايي هستند كه أهل أثر و اهل حديث و پيروان احمد بن حنبل هستند و أشاعره و ماتريدي ها جزء فرقه هالكه هستند و وارد آتش جهنم مي شود.

لوامع الأنوار البهية في عقيدة الفرقة المرضية، ج١، ص٧٣ و ٧٦

آقاي ذهبي (از استوانه هاي رجالي أهل سنت و متوفاي ٧٤٨ هجري كه كتاب هاي متعددي در حوزه رجال دارند) در كتاب سير أعلام النبلاء، جلد ١٧، صفحه ٦٢٤ در رابطه با آقاي أبو حاتم احمد بن حسن مي گويد:

الإمام المحدث الحافظ

او جزء ائمه أهل سنت است و محدث است و حافظ

بعد ايشان نقل مي كند از همين آقاي أبو حاتم:

من لم يكن حنبليا، فليس بمسلم.

هر كس حنبلي مذهب نباشد، اصلاً مسلمان نيست.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج١٧، ص٦٢٥

يعني أشاعره، معتزلي ها، ماتريدي ها، حنفي ها، شافعي ها و مالكي ها را مسلمان نمي داند.

جالب اين كه آقاي ذهبي در مورد آقاي أبو حاتم مي گويد:

و كان مقدم أهل السنة بالري.

جزء پيشروان أهل سنت در شهر ري بود.

تذكرة الحفاظ ذهبي، ج٣، ص١١٨٦ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج١٧، ص٦٢٥ و ج١٨، ص٥٠٧ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٢٩، ص٣٠٣ و ج٣٣، ص٥٨

يعني اين عالم سني كه از او به عنوان امام و پيشواي أهل سنت تعبير مي كنند، مي گويد: «هر كس حنبلي نباشد مسلمان نيست».

در برابر اين، آقاي أبو بكر المقري، (از علماي بزرگ شافعي) مي گويد: «جميع حنبلي ها كافر هستند».

شذرات الذهب، ج٣، ص٢٥٢

هم چنين أبو القاسم البكري المغربي (أشعري مذهب) مي گويد:

و ما كفر سليمان و لكن الشياطين كفروا، و الله ما كفر احمد و لكن أصحابه كفروا.

سليمان كافر نشد، بلكه شياطين كافر شدند، احمد بن حنبل كافر نشد، ولي اصحابش كافر شدند.

الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج١٠، ص١٢٤ ـ المنتظم لإبن جوزي، ج٩، ص٤

در كتاب مختصر طبقات الحنابله آقاي شطي در صفحه ٧٠، از عبدالله انصاري هروي، مي گفت:

كان يوصي الناس بأن يتحنبلوا، و يلعن الأشعري و الأشاعرة.

مردم را وصيت مي كرد كه حنبلي مذهب شوند. و أبو الحسن اشعري و أشاعره را لعنت مي كرد.

امثال اين قضايا در ميان آقايان أهل سنت هست.

آقاي إبن كثير دمشقي در كتاب البداية و النهاية از آقاي محمد بن موسي بن عبدالله حنفي نقل مي كند:

لو كانت لي الولاية، لأخذت من أصحاب الشافعي الجزية. و كان مبغضا لأصحاب مالك أيضا.

اگر من قدرت داشتم و حكومت دست من بود، از تمام شافعي ها جزيه مي گرفتم. هم چنين مالكي ها را هم دشمن مي دانست.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج١٢، ص٢١٦

يعني اينها را أهل كتاب مي دانم، نه مسلمان.

أبو حامد محمد كوفي (از فقهاي شافعي) هم گفته است:

لو كان لي أمر لوضعت علي الحنابلة الجزية

اگر كار به دست من بيفتد، از حنبلي ها جزيه مي گيرم.

العبر في خبر من غبر للذهبي، ج٣، ص٥٢ ـ شذرات الذهب، ج٤، ص٢٢٤

خلاصه سخن اين كه آقايان اشاعره مي گويند فرقه ناجيه ما هستيم؛ آقايان معتزلي مي گويند فرقه ناجيه ما هستيم؛ ماتريديه مي گويند فرقه ناجيه ما هستيم؛ حنبلي ها مي گويند فرقه ناجيه ما هستيم؛ شافعي ها مي گويند فرقه ناجيه ما هستيم و ديگران همه باطل اند. به تعبير شاعر كه مي گويد:

فكل يدعي وصلاً بليلي و ليلا لا تقر لهم بذاكا

هر كسي ادعاي عشق و وصال به ليلي را دارد، حال آن كه ليلي هيچ كدام را قبول ندارد.

و به قول آن شاعر فارس زبان:

دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست كشيد قرعه كار به نام من ديوانه زدند

...

جنگ هفتاد و دو ملت را همه عذر بنه چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند

* * * * * * *

آقاي نقوي

آيا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) شاخصه هاي فرقه ناجيه و هالكه را بيان نموده اند يا خير؟

استاد حسيني قزويني

بله، در اين رابطه ما روايات متعددي داريم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه مي گويد: «امت من به ٧فرقه تقسيم مي شوند و يك فرقه ناجيه هستند»، نمي شود ملاك و شاخصه هاي فرقه ناجيه را بيان نكرده باشد. ما مفتخر هستيم كه شيعه امير المؤمنين (عليه السلام) هستيم. با تمام احترامي كه به ديگر مذاهب اسلامي داريم، بر اين باور هستيم كه فرقه ناجيه ما هستيم. رواياتي كه خود أهل سنت در كتاب هاي خودشان آورده اند، عقيده ما را تأييد مي كند.

حديث اول:

إبن عساكر نقل مي كند از جابر بن عبدالله انصاري كه مي گويد:

ما نزد پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بوديم كه علي وارد شد و پيامبر فرمود:

قَدْ أَتَاكُمْ أَخِي، ثُم الْتَفَتَ إِلَي الْكَعْبَةِ فَضَرَبَهَا بِيَدِهِ، وَ الذِي نَفْسِي بِيَدِهِ إِن هَذَا وَ شِيعَتَهُ هُمُ الْفَائِزُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ

اين برادر من است كه وارد شد. پيامبر متوجه خانه خدا شد و دست خود را زد به او و آنگاه فرمود: قسم به خدايي كه جان من در دست اوست! اين علي و شيعيانش در روز قيامت أهل نجات هستند.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٧١ ـ شواهد التنزيل للحسكاني، ج٢، ص٤٦٨ ـ المناقب للخوارزمي، ص١١١، ح١٢٠ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٦، ص٣٧٩ ـ فتح القدير للشوكاني، ج٥، ص٤٧٧

حديث دوم:

آقاي سيوطي از إبن عباس نقل مي كند:

لما نزلت: «الذين آمنوا و عملوا الصالحات أولئك هم خير البرية»

وقتي اين آيه نازل شد: «آنهايي كه ايمان آوردند عمل صالح انجام داده اند، اينها بهترين بشر هستند»، پيامبر به علي فرمود:

تَأْتِي أَنْتَ وَ شِيعَتُكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَاضِينَ مَرْضِيينَ.

يا علي! تو و شيعيانت روز قيامت خواهيد آمد كه هم خداوند از شما راضي است و هم شما از خداوند راضي هستيد.

الدر المنثور للسيوطي، ج٦، ص٣٧٩ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص٤٦٨ ـ فتح القدير للشوكاني، ج٥، ص٤٧٧ ـ تفسير الآلوسي، ج٣٠، ص٢٠٧ ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص٣٤٦ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٣٥٧ ـ الصواعق المحرقة لإبن حجر الهيثمي، ص١٦١، چاپ مصر، باب١١ ـ تفسير الطبري، ج٣٠، ص٣٣٥ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٧١ ـ المناقب للخوارزمي، ص١١١، ح١٢٠ ـ أنساب الأشراف للبلاذري، ص١٨٢

حديث سوم:

آقاي طبراني از أبو سعيد خدري و او از ام سلمه ام المؤمنين نقل كرد:

قال رسول الله (صلي الله عليه و سلم): يَا عَلِي أَنْتَ وَ شِيعَتُكَ فِي الْجَنةِ.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به علي گفت: يا علي! تو و شيعيانت در بهشت هستيد.

المعجم الأوسط للطبراني، ج٦، ص٣٥٤ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١٢، ص٢٨٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٣٢ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١٧٣ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١، ص٢٢٣

حديث چهارم:

آقاي احمد بن حنبل نقل مي كند از ابوذر كه درب كعبه را گرفته بود و مي گفت:

أيها الناس! من عرفني، فأنا من عرفتم و من أنكرني فأنا أبوذر، سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم يقول: مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح، من ركبها نجي و من تخلف عنها غرق.

اي مردم! هر كس مرا مي شناسد كه مي شناسد و هر كس مرا نمي شناسد، بداند كه من ابوذر هستم و از پيامبر شنيدم كه فرمود: داستان أهل بيت من همانند داستان كشتي نوح است و هركس سوار كشتي نوح شد، نجات يافت و هر كس سوار نشد، هلاك شد

فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل، ج٢، ص٧٨٥، نشر مؤسسة الرسالة البيروت، با تحقيق دكتر رفيع الله محمد عباس

هم چنين جناب حاكم نيشابوري اين حديث را نقل مي كند و مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط مسلم.

اين روايت صحيح است و شرط صحيح مسلم را دارد.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٢، ص٣٤٣

آقاي مناوي در كتاب فيض القدير شرح جامع الصغير، جلد ٥، صفحه ٦٦٠ مي گويد:

و وجه تشبيههم بالسفينة أن من أحبهم و عظمهم شكرا لنعمة جدهم و أخذ بهدي علمائهم نجا من ظلمة المخالفات و من تخلف عن ذلك غرق في بحر كفر النعم و هلك في معادن الطغيان.

علت اين كه نبي مكرم أهل بيت خودش را به كشتي نوح تشبيه كرده اين است:

هر كس أهل بيت را دوست بدارد و اينها را بزرگ بشمارد و هدايت اينها را به كار بگيرد، اين از مخالفت ها و گرفتاري ها نجات پيدا مي كند و هر كس أهل بيت را دوست ندارد و هدايت آنها را به كار نگيرد و از رهنمود آنها استفاده نكند و سراغ ديگران برود، در درياي كفر و نعمت هاي إلهي غرق مي شود و در معدن طغيان و سركشي هم هلاك مي شود.

جناب ملا علي قاري (از علماي بزرگ أهل سنت) مي گويد:

من ألتزم محبتهم و متابعتهم نجا في الدارين و إلا في هلك فيهما.

هر كس محبت أهل بيت را ملتزم باشد و از آنها تبعيت كند و دستور آنها را به كار بگيرد، در دنيا و آخرت نجات پيدا مي كند و گرنه در دنيا و آخرت هلاك مي شود.

كتاب مرقاة المفاتيح، جلد ١١، صفحه ٣٢٧، انتشارات دار الكتب العلميه لبنان، بيروت ، سال چاپ: ١٤٢٢ هجري و ٢٠٠١ ميلادي، تحقيق: جمال ايقاني

با توجه به اين رواياتي كه ما خوانديم و با توجه به سخنان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه قرآن مي فرمايد:

مَا آتَاكمُ الرسُولُ فَخُذُوهُ

ما مي گوييم ما أهل نجات هستيم و دليل ما هم اين رواياتي است كه حتي در كتب برادران عزيز أهل سنت از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل شده است.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

در مورد جابر بن حيان سؤال داشتم و جلسه قبل هم سؤال كردم و استاد به ما نيشخند زدند. جابر بن حيان بزرگ ترين شيمي دان تاريخ اسلام است و جناب آقاي دكتر قزويني! اثبات، مدارك مي خواهد. حضرت عالي ثابت كنيد در خود در كدام تاريخ، اسمي از جابر بن حيان آمده است. اگر إبن خلّكان وفيات الأعيان، جلد ١، صفحه ٣٢٧ از او نام برده، بايد مدارك دال بر وجود او را ارائه دهد و در رجال حضرت آيت ا... العظمي خوئي (ره) در بعضي كوفي، در بعضي ديگر صوفي، در بعضي ديگر خراساني از ايشان نام برده اند. چطور اين شخصيت بزرگوار هنوز شناسايي نشده؟ بله، كتاب الذريعة مرحوم آقا بزرگ تهراني (ره) ، ٥٥ كتاب با با عنوان كتاب شيمي كيميا شناسايي شده است و فقط يك كتاب به جابر بن حيان نسبت داده شده است. يك كتاب شيمي هم هست كه امام صادق (عليه السلام) معرفي شده است، با توجه به اين كه در خود همان كتاب تصريح كرده اين كتاب به جابر بن حيان نسبت داده شده است، نه اين كه حتماً براي ايشان است. جابر بن حيان در حال حاضر در محافل علمي ايران زير سؤال رفته است. آيا حضرت عالي مدارك قوي تري دارد ارائه بفرماييد.

جواب:

برادر عزيزم! نستجير بالله كه من نيشخند زده باشم. شما هفته گذشته سؤال تان طوري بود كه گفتيد اين قضيه جابر بن حيان، خيالاتي و موهوم است. من اين فرمايش شما را كه گفتيد خيالاتي، گفتم مقداري دقت شود كه نگوييم موهوم است و سؤال كنيد تا جواب بشنويد. ما در اين زمينه در جلسه گذشته مفصل خدمت حضرت عالي جواب داديم، الآن من اينترنت جلويم هست، عزيزمان مي توانند وارد سايت بشوند، سايت www.neelvafurat.com را مراجعه كنيد. آنجا يك كتاب از كتاب هاي جابر بن حيان را آورده و حتي در نشر دار الكتب العلمية بيروت هم اين ٣٠ رساله آقاي جابر بن حيان در شيمي و إكسير براي شما هيئت و فلسفه و منطقه چاپ شده، آقايان مي توانند ببينند؛ البته به زبان عربي هست. از طريق اينترنت هم دانلود كنند و متنش را ببينند؛ آقاي احمد فريد المزيدي، تاريخ نشر آن هم ٠٢/٠٦/٢٠٠٦ است و ٥ سال قبل اين كتاب چاپ شده. راحت مي توانيد به اينها مراجعه كنيد تا اگر شبهه اي براي تان هست، براي شما حل شود. اين كه جابر بن حيان بوده يا نبوده، مشكل ما اين نيست؛ مشكلات ديگري هم داريم و من تقاضا دارم اين سؤال را تكرار نكنند و خودشان بروند تحقيق و بررسي كنند.

* * * * * * *

سؤال:

١. طبق آيه مباهله در قرآن و حديث كساء، أهل بيت (عليهم السلام)، حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه (عليها السلام) و امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) هستند. چگونه مي شود طبق قرآن يا أحاديث نبوي، بقيه امامان را جزء أهل بيت (عليهم السلام) به حساب آورد؟

٢. تعريف ولايت فقيه چيست و آيا اعتقاد به آن بر هر مسلماني به خصوص شيعه واجب است؟ .

٣. راجع به فرقه ناجيه شما صحبت كرديد و به اصطلاح شيعه هاي حضرت علي (عليه السلام) را تعريف نموديد. در بين خود اين شيعيان حضرت علي (عليه السلام) و ١٤ معصوم هم فرقه هاي ديگري هستند؛ مثل احمديه، شيخيه، حجتيه و غيره. باز اين تعريف و مشخصات فرقه ناجيه ١٠٠٪ روشن نشده است. يعني اگر ما بخواهيم امروز بدانيم كه فرقه ناجيه كيست، مي توانيم يك تعريف جامع و كاملي داشته باشيم؟

٤. قبل از حضرت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آيا لقب سيد وجود داشت و آيا اين لقب از طريق مادر هم قابل انتقال هست؟

جواب:

ما روايات متعددي داريم كه در كتاب هاي متعدد آقايان أهل سنت نقل شده است. مثلاً جناب خوارزمي در المناقب، صفحه ٧٥، حديث ٥٥ نقل مي كند از آقا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرمودند:

من أحب أن يحيا حياتي و يموت ميتتي و يدخل الجنة التي وعدني ربي، فليتول علي بن أبي طالب و ذريته أئمة الهدي و مصابيح الدجي من بعده، فإنهم لن يخرجوكم من باب الهدي إلي باب الضلالة.

هر كس مي خواهد حيات و مماتش، حيات ممات محمدي باشد و وارد بهشتي شود كه خدا وعده داده، ولايت علي و ذريه آن را بپذيرد، آنهايي كه ذريه علي هستند و امامان هدايت و چراغان در ظلمت هستند و شما را از هدايت به گمراهي هدايت نمي كنند و شما را وارد بهشت مي كنند.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٢٨ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٢٤٠ ـ أهل البيت للتوفيق أبو علم ، ص٤٢٩ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦١١، ح٣٢٩٦٠ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج١، ص٣٢٥ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج١، ص٥٥٩ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٥، ص١٩٤ ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٣٤ ـ الأمالي للشجري

هم چنين رواياتي كه در كتاب هاي آقايان أهل سنت آورده اند در رابطه با اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «خلفاء من ١٢ نفر هستند» نه بيشتر و نه كمتر در كتاب صحيح بخاري جلد ٨، صفحه ١٢٧، حديث ٧٢٢٣ و صحيح مسلم، جلد ٦، صفحه ٣، حديث ٤٥٩٨ آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

يكون إثنا عشر أميراً.

إن هذا الأمر لا ينقضي، حتي يمضي فيهم اثنا عشر خليفة.

اين كاملاً واضح و روشن هست و هيچ شبهه اي در اين نيست. شما ببينيد كتاب فتح الباري في شرح صحيح البخاري از إبن حجر عسقلاني و عمدة القاري آقاي عيني و إرشاد الساري آقاي قسطلاني اينها را نگاه بكنيد در شرح اين روايت چه گفته اند؟ خود إبن حجر مي آيد مي شمارد: اول ابوبكر، دوم عمر، سوم عثمان، چهارم علي، پنجم امام حسن، ششم معاويه، بعد كه به يزيد مي رسد، مي گويد يزيد شارب الخمر كه قاتل امام حسين (عليه السلام) بود، نمي تواند خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) باشد، مي آيد سمت بني العباس و بني اميه و قاطي مي كند و پايين و بالا مي كند و مي بيند ١٢ خليفه جور در نمي آيد و مي گويد: ما نفهميديم منظور پيامبر چيست؟ يعني پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ـ نستجير بالله ـ داشته همين طوري حرف مي زده! در ميان تمام فرق اسلامي، چه آقايان أهل سنت، چه حتي شيعه ها كه اين عزيزمان گفتند كه فِرَق شيعه، دسته هاي احمديه و شيخيه و حجتيه و اسماعيليه و زيديه دارند، هر كدام از اينها كه اين ١٢خليفه و ١٢ امام را قبول دارند، منطبق با سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و حديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هستند و اينها جزء فرقه ناجيه هستند و هر كس يكي از اينها را قبول نداشته باشد، يا بيش از اينها را قبول داشته باشد، جزء فرقه ناجيه نيستند. مثلاً آقايان فَتَحي ها ١٣ امامي هستند؛ يعني ١٢ امام را قبول دارند و آقاي عبدالله أفتح، پسر آقا امام صادق (عليه السلام) را كه جزء ائمه (عليهم السلام) مي دانند و واقفي ها ٧ امامي هستند و ناووسي ها ٦ امامي هستند و ما اينها را فرقه ناجيه نمي دانيم.

واژه سيد، از زمان حضرت هاشم، جدّ والاي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به او داده شد. در قحطي اي كه در مكه آمده بود و جناب هاشم اموال زيادي داشت، شتران زيادي داشت و هر روز شتري را مي كشت و به مردم إطعام مي كرد و مردم را از گرسنگي و مرگ نجات مي داد. لذا مردم لقب سيد را به جناب هاشم دادند و بعد از او اين لقب آمد و بعد هم به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و فرزندان ايشان رسيد و به آنها سيد مي گويند و الآن هم به اولاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از حضرت زهرا (سلام الله عليها) سيد گفته مي شود.

* * * * * * *

سؤال:

در شرايط فعلي جهان كه امت اسلامي خيلي به اتحاد احتياج دارد، فكر نمي كنيد كه بهتر است به جاي اين اختلافات بين شيعه و سني، مقداري روي نكات اشتراكات انگشت بگذاريد؟ چون خداوند هم در قرآن مي فرمايد كه وقتي به أهل كتاب مي رسيد يا يهودي و مسيحي، برويد سراغ اشتراكات. ولي نمي دانم چرا وقتي بحث شيعه و سني مي شود، مي روند سراغ اختلافات؟ فكر نمي كنيد مقداري بهتر است به اشتراكات پرداخته شود؟

جواب:

ما هم الآن هدف مان همين هست. ما الآن روايات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را داريم مي خوانيم و احاديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جزء مشتركات ماست؛ آيات قرآني را مي خوانيم كه جزء مشتركات ماست؛ حديث ثقلين را مي خوانيم كه جزء مشتركات ماست؛ حديث خلفائي إثني عشر را مي خوانيم كه جزء مشتركات ماست؛ حديث تفرقه امت به ٧٣ فرقه را مي خوانيم كه جزء مشتركات ماست. اين يكي از بهترين راه هايي است كه ما بدانيم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرموده:«امت من به ٧٣ فرقه تقسيم مي شوند و يك فرقه أهل نجات اند»، ما اين بحث ها را مطرح مي كنيم و هم شيعه و هم سني، هم وهابي و هم إبازي هم حنفي، هم زيدي، هم مالكي، هم اسماعيلي، بياييم بررسي كنيم از قرآن و روايات كه شاخصه هاي فرقه ناجيه چيست؟ همه مسلمانان در كنار آن سفره فرقه ناجيه بنشينيم و دست به دست هم دهيم. ما عقيده مان بر اين هست كه مردم را در اين شبكه به أهل بيت (عليهم السلام) دعوت مي كنيم، به ثقلين، قرآن و سخنان ائمه (عليهم السلام) كه دو يادگار گران بهاي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هستند. به تعبير حضرت آيت الله العظمي بروجردي (قدس الله الزكيه) أهل بيت (عليهم السلام) و حديث ثقلين يكي از بهترين راه هاي ايجاد وحدت ميان مسلمين و يك وجه اشتراك اساسي ميان تمام فرق اسلامي هست. بله، اگر كسي بيايد مثلاً در يك ماهواره اي به بهانه دفاع از سني، به شيعه اهانت كند، يا به دفاع از شيعه، به سني اهانت كند، بله، ما اين را تفرقه مي دانيم. يا اگر بيايد مثلاً به بهانه تمسك به قرآن، شيعه را كافر بداند، يا با تمسك به فلان روايت، سني را كافر بداند، اينها همه عوامل إفتراق و تفرقه است و اينها اختلاف انگيز هست.

ما هرگونه مطالبي كه موجب اختلاف ميان امت اسلامي باشد، محكوم مي دانيم و خلاف قرآن، خلاف سنت و خلاف عدل و خلاف ضرورت اسلامي و شيعي مي دانيم و ما تلاش مان هم در اين هست كه هم خودمان را و هم آن دسته از عزيزاني كه از ما حرف شنوي دارند را توصيه كنيم از هرگونه اهانت و ناسزا و هرچه كه عامل اختلاف است، اجتناب كنند.

ما به هيچ كس اجازه نمي دهيم به بهانه دفاع از شيعه، به سني توهين كنند، يا به بهانه دفاع از سني، بخواهند به شيعه توهين كنند. من از جناب نقوي هم درخواست كردم هر كدام از افراد خواستند اهانت و جسارت كنند، بلافاصله و بلا درنگ تلفن ايشان را قطع كنند.

* * * * * * *

سؤال:

١. آيا واقعاً دختر همان حضرت علي (كرم الله وجهه) واقعاً زن حضرت عمر شدند؟

٢. آقاي قزويني موقعي كه برنامه به پخش آزمايشي شروع به كار مي كرد، مي گفت يك عده اي نمي دانم حالا وحشت برداشته و نمي دانم سايت ها بر عليه ماست و اينها، اين كه بر عكس است شما پنج تا شش تا تلويزيون داريد حالا ما وهابي ها به قول معروف وهابي كه يك تلويزيون بيشتر ندارند كه، شبكه نور

٣. آقاي قزويني در شبكه ماهواره اي سلام فرمودند كه يك كليپي از ايشان هم موجود است ببينم صحت دارد يا نه؟ قبلاً همه مي گفتند فوج فوج دارند شيعه مي شوند. ولي يك كليپي كه از ايشان موجود است، مي گويد ما ١٢٠ تا طلبه بوديم و ٣٠ تا وهابي شدند. إنا لله و إنا إليه راجعون، حالا ببينيم اين صحت دارد يا نه؟

جواب:

١. در رابطه با اين كه آيا دختر علي (عليه السلام) أم كلثوم همسر خليفه دوم آقاي عمر بود يا نه؟ ما اين را مفصل در سايت مان [در قسمت مقالات] جواب داديم، چند جواب داديم:

اولاً:

بعضي از آقايان معتقد هستند كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دختري به نام أم كلثوم نداشته است. از علماي شيعه آقاي رضي الدين حلي (ره) در كتاب العدد القضيه، صفحه ٢٤٢ و آيت الله العظمي مرعشي (ره) در شرح إحقاق الحق، جلد ٣٠ و از علماي أهل سنت هم جناب صالحي شامي در كتاب سبل الهدي، جلد ١١، صفحه ٢٨٨ و در حاشية قليوبي علي شرح جلال الدين محليعلي منهاج الطالبين، جلد ٣، صفحه ٢٣٦ و جناب شيخ محمد خضري از علماي أهل سنت در كتاب نور اليقين، جلد ١١، صفحه ١١١. همه اينها مي گويند حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دختري به نام أم كلثوم نداشته است و أم كلثوم لقب حضرت زينب (سلام الله عليها) بوده.

ثانيا:

بعضي از آقايان مي گويند أم كلثومي كه همسر آقاي عمر بن خطاب شد، دختر حضرت علي (عليه السلام) نبود و دختر ابوبكر و خواهر عايشه بود. بعد از آن كه ابوبكر از دنيا رفت، أسماء بنت عميس، همسر حضرت علي (عليه السلام) شد و اين أم كلثوم، دختر ابوبكر در خانه حضرت علي (عليه السلام) بزرگ شد. در حقيقت، دختر خوانده علي (عليه السلام) بود، نه دختر حضرت علي (عليه السلام).

جناب آقاي نووي (از استوانه هاي علمي أهل سنت و متوفاي ٦٧٦ هجري) شارح صحيح مسلم مي گويد:

و أم الكلثوم هذه تزوجها عمر بن خطاب

اين ام كلثومي كه خواهر عايشه بود و دختر ابوبكر، از اسماء بنت عميس، به عقد عمر بن الخطاب درآمد

تهذيب الأسماء و الغات، ج٢، ص٦٣٠ ، ح١٢٢٤، نشر دار الفكر بيروت، چاپ اول، سال ١٩٩٦ هجري.

ثالثا:

هم چنين ما رواياتي داريم بر اين كه اگر اين ازدواج هم صورت گرفته باشد، چه دختر ابوبكر باشد و چه دختر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، به زور و تهديد عمر بن خطاب انجام شده است. مرحوم كليني (ره) در كتاب الكافي، جلد ٥، صفحه ٣٤٦، حديث ١ نقل مي كند:

 

لما خطب إليه، قال له أمير المؤمنين: إنها صبية. قال: فلقي العباس فقال له: ما لي أبي بأس؟ قال: و ما ذاك؟ قال: خطبت إلي إبن أخيك فردني، أما و الله! لأعورن زمزم و لا أدع لكم مكرمة إلا هدمتها و لأقيمن عليه شاهدين بأنه سرق و لأقطعن يمينه. فأتاه العباس فأخبره و سأله أن يجعل الأمر إليه، فجعله إليه.

زماني كه عمر بن الخطاب از ام كلثوم خواستگاري كرد، اميرالمؤمنين (عليه السلام) به او فرمود: ام كلثوم خردسال است. عمر با عباس ملاقات كرد و به او گفت: من چگونه ام؟ آيا مشكلي دارم؟ عباس گفت: تو را چه شده است؟ عمر گفت: از برادر زاده ات دخترش را خواستگاري كردم، دست رد بر سينه ام زد. قسم به خدا! چشمه زمزم را پر خواهم كرد، هيچ كرامتي را براي شما نمي گذارم؛ مگر اين كه آن را از بين ببرم، دو شاهد دروغين درست مي كنم كه علي سرقت كرده و دستش را قطع خواهم كرد. عباس به نزد اميرالمؤمنين (عليه السلام) آمد و او را از ماجرا با خبر ساخت و از او درخواست كرد كه تصميم در اين باره را بر عهده او بگذارد، اميرالمؤمنين (عليه السلام) نيز مسأله ازدواج را به عهده عباس گذاشت.

چون آقايان مي گويند اين ازدواج و خواستگاري در سال ١٨ هجري صورت گرفته و أم كلثوم در آن زمان حدود ٨ يا ٧ ساله و جناب عمر بن الخطاب ٥٧ ساله بود. يعني ميان آقا داماد و عروس خانم ٥٠ سال فاصله بود و أمير المؤمنين (عليه السلام) گفت دختر من هنوز كوچك است و وقت شوهر دادنش نيست.

مرحوم سيد مرتضي (ره) (از علماي بزرگ شيعه، بلكه از استوانه هاي علمي شيعه) در رسائل، جلد ٣، صفحه ١٤٩ مي گويد:

اين ازدواج با تهديد و توعد و منازعات و كلام طويل صورت گرفته است.

مرحوم شيخ مفيد (رضوان الله تعالي عليه) در مصنفات، جلد ٦، صفحه ٦٢ مي گويد:

بر فرض اين ازدواج صورت گرفته باشد و حضرت علي (عليه السلام) دخترش را به خليفه دوم داده است. آيا دختر دادن دليل بر شرافت است؟ دليل بر روابط حسنه هست؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم دو تا از دخترانش را داده بود به دو پسر أبو لهب؛ عتبه و عتيبه كه بعد از طلاق، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) أم كلثوم را داد به آقاي خليفه سوم عثمان بن عفان. هم چنين در رابطه با حضرت لوط (عليه السلام)، صراحتاً به كفار مي گويد:

يا قوم هؤلاء بناتي ام أظهر لكم

اينها دختران من هستند و پاك هستند.

رابعا:

با توجه به اين قضايا، برادر عزيزم! اين به هيچ وجه، اگر فرضاً هم اين ازدواج صورت گرفته باشد، دليل بر حسنه بودن روابط نيست. در كتاب صحيح مسلم، جلد ٥، صفحه ١٥٢، حديث ٤٤٦٨، نظر أمير المؤمنين (عليه السلام) نسبت به خليفه اول و دوم كاملاً واضح و روشن است و خود خليفه دوم مي گويد:

رأي شما (علي و عباس) نسبت به ابوبكر و من اين است:

فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا

٢. من عرض كردم در سايت متعلق به دانشگاه امير كبير كه تحقيق گسترده اي كرده اند، آمده است كه ٣٠٠ ماهواره عليه شيعه كار مي كنند. شما فقط يك شبكه اي كه نام برديد او را نبينيد؛ ببينيد اين شبكه هاي ماهواره كه الآن من معذورم از بردن نام شان، بعضي از اينها، هتاكي عليه شيعه، فحاشي، اهانت، جسارت، ببينيد به كجا رسانده اند؟ شما بياييد برنامه هاي ما را ببينيد، برنامه آن آقا را هم ببينيد و بعد خودتان قضاوت كنيد كه قضيه چه هست؟

٣. شما مطلبي را نقل كرده ايد كه من در شبكه ماهواره اي سلام يا جاي ديگر گفته ام: «فوج فوج شيعه مي شوند و بعد ٢٠٠ تا طلبه گفته ام كه اينها سني شده اند»، برادر عزيزم اين را ما روي سايت مان و هم چنين در سايت يوتوب مفصل جواب داده ايم. من در يك جلسه اي آن هم در استان خراسان نقل كردم از يكي از علماء به نام جناب آقاي ربّاني كه ايشان مي گفت: «ما با ٢٠٠ نفر طلبه به مكه رفتيم و از اين ٢٠٠ طلبه، چند نفر با ذهن آلوده به شبهات برگشتند» و من گفتم حرف ايشان نادرست است و اين عبادت ايشان كذب است و گفته ام وهابيت حرفي براي زدن ندارند و اصلاً سخني براي گفتن ندارند. من در همان سخنراني گفتم من در سال ٨٣ رفته ام طائف و با مفتي اعظم عربستان صعودي جناب شيخ ديدار و گفتگو كردم و گفتگوي ما روي سايت هست و آنها حرف براي زدن. در ميان فرقه ها، بي منطق ترين افراد، وهابي هستند. ولي در اين كليپي كه برادر عزيزمان گفتند، بله، اولِ حرف مرا بريدند، آخرِ حرف مرا بريدند وسط به اندازه تقريباً يك دقيقه از سخت من را برداشته اند كليپ كردند.

برادر عزيزم! شما تشريف ببريد در همان سايت سايت يوتوب، آنجا ما به اندازه ٤ دقيقه حرف مان را گذاشتيم. اخيراً هم همين چند روز قبل بود كه يك نوار يا CD را در سايت ها منتشر كردند كه چند عبارت از بنده آورده اند و من در رابطه با بعضي از آقاياني كه به بهانه وحدت، مباحث شيعه را دارند حراج مي كنند، نسبت به اينها صحبت كرده ام. اين آقايان آمده اند اين تكه اي از عبارت من را به اندازه ٢٠ ثانيه گزينش كردند و قبل و بعد حرف مرا بريده اند كه بله، فلاني گفته أهل سنت چنين و چنان هستند. اين تقطيع سخنان، نشانه عجز وهابيت است. اگر راست مي گويند، خودCD را بگذارند و كل مطالب را روي سايت شان و يا حداقل ٥ دقيقه صحبت مرا بگذارند. بعد شما بياييد قضاوت كنيد.

* * * * * * *

سؤال:

١. ما أهل تشيع، ١٢ امام داريم و بنا به فرمايش حضرت محمد (عليه السلام): «هر كس امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت رفته». امامان أهل تسنن را بيان كنيد تا أهل تسنن بدانند امام شان چه كساني هستند؟

٢. شجره و يا نسب معاويه را بيان كنيد. بعد از أميه، پدر أميه چه كسي بوده؟

جواب:

١. إن شاء ا... جواب شما در جلسه بعد به شرط حيات، مفصل خواهيم داد.

٢. در رابطه با قضيه شجره معاويه، ما كاري نداريم با آقايان أهل سنت و وهابيت. ما آقايان را توصيه مي كنيم بروند كتاب ربيع الأبرار آقاي زمخشري (از علماي بزرگ أهل سنت) جلد ٤، صفحه ٢٧٥، باب ٦٦، شماره ٩٩، تحقيق عبد الأمير معنا، چاپ مؤسسه أعلمي بيروت را ببينند كه ايشان مي گويد:

وقتي معاويه به دنيا آمد از هند، ٤ نفر روي معاويه اختلاف داشتند؛ يكي مي گفت پسر من است، ديگري مي گفت پسر من است. مثلاً مسافر بن أبي عمر مي گفت اين بچه براي من است؛ عمارة بن وليد مي گفت براي من است؛ صباح مغني أسود مي گفت براي من است؛ ابوسفيان هم مي گفت براي من است. چون أبو سفيان جوان و خوش سيما بود:

فدعته هند الي نفسها.

آمدند با هم ساخت و پاخت كردند و هند گفت:

معاويه، نه براي مسافر است، نه عمارة، نه صباح مغني أسود؛ بلكه براي أبو سفيان است.

اين عبارتي است كه آقاي زمخشري در ربيع الأبرار گفته است؛ مال خوب يا بد، بيخ ريش صاحبش.

در رابطه با خود معاويه هم شما مي توانيد خطبه ١٧، ١٦نهج البلاغه أمير المؤمنين (عليه السلام) را بخوانيد و نظر علي (عليه السلام) را نسبت به معاويه ببينيد.

* * * * * * *

سؤال:

حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «خلفاء من ١٢نفر هستند و همه از قريش هستند». برادران أهل سنت كه مي گويند ابوبكر و عمر و عثمان و علي و مي رسد به معاويه و يزيد و غيره، اينها همه مي گويند كه از قريش هستند. پس چرا حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نگفته اند كه امامان من از بني هاشم هستند؟

جواب:

شما دست روي درد دل ما گذاشتيد. ما نمي خواستيم اين مسئله مطرح شود. حالا كه مطرح كرديد، من چند جمله را خدمت شما عرض مي كنم.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه داشت مي گفت: «خلفائي اثني عشر : خلفاء من ١٢ نفر هستند»، سر و صداي مردم بلند شد و اين عبارت صحيح مسلم است كه جابر بن سمره مي گويد:

فقال كلمة صمنيها الناس، فقلت لأبي: ما قال؟ قال: كلهم من قريش.

پيامبر جمله اي گفت و مردم سر و صدا كردند و من نتوانستم بشنوم. از پدرم سؤال كردم: پيامبر چه گفت؟ گفت: همه اين خلفاء از قريش هستند.

صحيح مسلم، ج٦، ص٤، ح٤٦٠٣

در روايت ديگر مي گويد:

ثم لغط القوم و تكلموا، فلم أفهم قوله بعد كلهم، فقلت لأبي: يا أبتاه! ما بعد كلهم؟ قال: كلهم من قريش.

به قدري مردم سر و صدا و داد و بيداد كردند كه نگذاشتند سخن پيامبر به گوش مردم برسد و من نفهميدم پيامبر چه گفت ... .

مسند احمد، ج٥، ص ٩٩

باز هم احمد بن حنبل در مسند، جلد ٥، صفحه ٩٨ مي گويد:

فجعل الناس يقومون و يقعدون

مردم مي ايستادند و مي نشستند و نمي گذاشتند سخن پيامبر به گوش مردم برسد.

اينجا هم دارد «لغط القوم» كه مردم سر و صدا كردند و داد و بيداد كردند. در رابطه با حديث وصيت هم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «بياييد من وصيت كنم، چيزي بنويسم براي شما كه هميشه شما را از گمراهي نجات بدهد»، آنجا هم آمده است: «لغط القوم» و سر و صدا كردند و نگذاشتند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بنويسد.

آقاي قندوزي حنفي در كتاب ينابيع المودة، جلد ٣، صفحه ٢٩٠، ٢ روايت آورده و هر ٢ هم صحيح است و مي گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

كلهم من بني هاشم

اگر دنبال روايت بني هاشم هم مي گرديد، اين هم روايتش.

* * * * * * *

سؤال:

١. در رابطه با موضوع إرتداد، هر كس از دين خارج شود، بايد او را كشت يا اين شرايط خاصي دارد؟

٢. در رابطه با تعدد زوجات، آيا ازدواج مجدد براي آقايان هم شرايط خاصي دارد يا واقعاً هر موقع طرف خواست مي تواند زن بگيرد؟

٣. ديدگاه شيعه در رابطه با ترور كردن چيست؟ آيا من اجازه دارم كسي كه مخالف من هست را بكشمش؟

جواب:

١. إرتداد، يا فطري است يا ملي. اگر كسي قبلاً كافر بوده، آمده مسلمان شده و دوباره بخواهد از اسلام برگردد، مرتد ملي است و يك سري شرايطي دارد. اگر كسي از پدر و مادر مسلمان به دنيا آمده، از اسلام برود بيرون، مرتد فطري است. اين هم يك شريطي دارد كه در كتاب هاي فقهي مطرح است و امروز خيلي زياد صلاح نيست به اين قضايا شاخ و برگ بدهيم.

٢. قرآن در سوره نساء، آيه ٤ مي فرمايد:

وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَي فَانْكحُوا مَا طَابَ لَكمْ مِنَ النسَاءِ مَثْنَي وَ ثُلاَثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً

يكي از شرايط تعدد زوجات اين است كه انسان عدالت داشته باشد. يعني بين چند تا زني كه مي گيرد، كاملاً عدالت را رعايت كند. اگر قرار است مثلاً پيش يك زني ٢٤ بماند، مثلاً آن يكي ٢٣ ساعت بماند، اين خلاف عدالت است؛ يا به بعضي ها نفقه بيشتر بدهد، به بعضي ها كمتر بدهد؛ اينها همه خلاف عدالت است. آنچه كه شرط است براي بحث تعدد زوجات، عبارت از اين است كه عدالت كاملاً ميان خانم ها را رعايت كند و قرآن مي گويد: «اگر ترس اين را داريد نتوانيد عدالت كنيد يك زن بيشتر انتخاب نكنيد»؛ به قول معروف: «خدا يكي، زن هم يكي». البته بعضي ها مي گويند: «خدا يكي، زن هم يكي يكي». داشتن همسران متعدد را قرآن جائز شمرده، ولي شرط اساسي، رعايت عدالت هست. شايد بعضي ها باشند و بتوانند عدالت را رعايت كنند؛ اما كسي كه نمي تواند يا مي ترسد، قطعاً حق دست زدن به اين كار را ندارد.

٣. اسلام به هيچ وجه ترور را جايز نمي داند. ائمه (عليه السلام) و فقهاي ما ترور را به هيچ وجه جايز نمي داند. بلكه شيعه در طول تاريخ، همواره قرباني ترور بوده است.

* * * * * * *

سؤال:

آقاي قزويني فرمودند: «پيامبر فرموده كه آل بيت من ١٢ نفرند كه بايد خليفه باشند». أعوذ بالله! اين طور كه شما مي گوييد، خداوند پيامبر را فرستاده كه خاندان خود را بر مردم حكومت كنند و اسلام بر نسب است، نه بر سبب. در صورتي كه پيامبر خودش به امام حسين فرمود: «مردم در روز قيامت نيايند و سبب هاي شما بيايند و نسب»؟

جواب:

اگر بنا باشد كه ما بياييم فقط بر مبناي آنچه كه أهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، اين را قرار بدهيم اين شايد خلاف باشد. يكي از شبهات اساسي كه امروز وهابي ها مطرح مي كنند، اين است: «امامت براي حضرت علي (عليه السلام) و خاندان حضرت علي (عليه السلام) است و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، پسر عمويش را براي امامت انتخاب كرده، اين شبيه سلطنت است؛ اول پسر عموي من، بعد پسرش، پسرش، پسرش و ... . اين همين كاري است كه شاهان دارند انجام مي دهند».

اولا:

اين آقايان ظاهراً قرآن نخوانده اند و يا اصلاً به آيات قرآن توجه ندارند. در سوره بقره، آيه ١٢٤، وقتي حضرت ابراهيم (عليه السلام) به مقام امامت مي رسد، خدا مي فرمايد:

إِني جَاعِلُك لِلناسِ إِمَاماً

ما تو را براي مردم امام قرار داديم.

حضرت ابراهيم (خليل الرحمان) مي فرمايد:

وَ مِنْ ذُريتِي

اين امامت به ذريه من هم مي رسد؟

يعني حضرت ابراهيم (عليه السلام) از خدايا مي خواهد اين امامت كه به او رسيده، ديگر در نسل او بماند؟ اين در حقيقت توهين به قرآن است؛ توهين به حضرت ابراهيم (خليل الرحمان) (عليه السلام) است. جالب اين است خداوند نفرمود: «من اين امامت را در ذريه تو قرار مي دهم يا قرار نمي دهم»! بلكه يك قاعده كلي بيان كرد و فرمود:

لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظالِمِينَ

عهد و پيمان من به ظالمين نمي رسد.

نگفت:

لاَ يَنَالُ إمامتي الظالِمِينَ

قرآن فرمود: امامت عهد إلهي است؛ نه انتخاب مردم و امام را بايد خدا معين كند. همان گونه اي كه پيامبر را خدا معين كرده، اين «عَهْدِي»، يعني امامت، عهد الله است و بايد به يد الله باشد. جاعل امام، خدا است، نه مردم و لذا در آيه شريفه:

يَا أَيهَا الرسُولُ بَلغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْك مِنْ رَبك

كه درباره أمير المؤمنين (عليه السلام) آمده، خداوند به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دستور مي دهد امامت حضرت علي (عليه السلام) را براي مردم بيان كند. خدا گفت: «يا ابراهيم! تو كه مي گويي امامت به ذريه من برسد! امامت عهد من است، هر كس أهليت داشته باشد به او مي رسد؛ هر كدام نااهل باشند، امامت را نمي توانند متصدي بشوند، افرادي كه ظالم اند و ستمگر هستند، به امامت نمي رسند». پس در اينجا خداوند امامت را در ذريه حضرت ابراهيم (عليه السلام)، نه در همه ذريه، آن ذريه اي كه شايستگي و أهليت دارند و تقواي شان در مرحله اي است كه مي توانند عهد إلهي را متصدي شوند و انجام بدهند، قرار مي دهد. اين در رابطه با آيه ١٢٤ سوره بقره.

ثانيا:

آنهايي كه مي گويند بحث امامت در ذريه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چنين و چنان است، اين آيه را هم توجه كنند. در آيه ٥٤ سوره نساء، خداوند در رابطه با حضرت ابراهيم (عليه السلام) مي فرمايد:

فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكتَابَ وَ الْحِكمَةَ وَ آتَيْنَاهُمْ مُلْكاً عَظِيماً

ما دودمان ابراهيم را، كتاب و حكمت و سلطنت بزرگ داديم.

پس اين آقاياني كه مي گويند: «اگر بنا باشد امامت در أهل بيت پيامبر باشد، اين يك نوعي سلطنت و موروثي است»، اعتراض به قرآن هست.

ثالثا:

هم چنين در سوره يوسف، آيه ٦:

وَ يُتِم نِعْمَتَهُ عَلَيْك وَ عَلَي آلِ يَعْقُوبَ

خداوند نعمتش را بر تو (يوسف) و بر آل يعقوب تمام كرده است.

در اينجا آل يعقوبي كه نعمت إلهي تمام شده، پس ـ نستجير بالله ـ خداوند آمده اين بحث نعمت را خانوادگي كرده است

رابعا:

در سوره مريم، آيه ٧، حضرت ذكريا (عليه السلام) از خداوند مي خواهد:

فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْك وَلِياً * يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَب رَضِياً

خدايا به من فرزندي بده كه اين فرزند من، وارث من و آل يعقوب باشد.

حضرت ذكريا (عليه السلام) ـ نستجير بالله ـ از خداوند مي خواهد كه اين قضيه، حالت سلطنتي و ارث و موروثي پيدا كند؟

خامسا:

هم چنين در سوره صافات، آيه ١٠٠، خداوند سلام مي فرستد بر آل ياسين كه در خود صحيح بخاري آمده كه مراد از آل ياسين، آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) هستند.

* * * * * * *

سؤال:

شنيديم كه اسلام را از مكه به سمت ايران آوردند. از طرف عمر يا ابوبكر بوده؟ آيا صحت دارد يا نه؟

جواب:

برادر عزيزمان كه گفته اند اسلام توسط عمر به ايران وارد شده، اگر من بخواهم وارد اين موضوع بشوم حداقل ١ ربع، ٢٠ دقيقه وقت مي خواهد و الآن هم در ايران ٢٠ دقيقه به ١ بعد از نيمه شب هست. اين را ما در سايت مان مفصل جواب داديم.

اين كه اين قضيه آيا توسط عمر اسلام وارد شد يا نه؟ اصلاً خود ايراني ها از جناياتي كه سلطنت انجام داده بود، به ذلت آمده بودند. وقتي كه لشكر اسلام آمد، خود سربازان ايران و فرماندهان به استقبال آنها رفتند و با آغوش باز از اسلام استقبال كردند. اين مسائل خيلي واضح و روشن هست. عمده اين كه ايراني ها اسلام را پذيرفتند، اين بود كه ايراني ها كه آوازه اسلام، عدالت اسلام، برادري و برابري اسلام را شنيده بودند، لحظه شماري مي كردند كه روزي زمينه و بستري فراهم شود به دين اسلام مشرف بشوند.

* * * * * * *

سؤال:

ما مسلمان هاي شيعه و مسلمان هاي سني، همه مان خودمان را مسلمان مي دانيم و همه مان هم يك خدا را مي شناسيم، يك پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را رهرو هستيم، حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) و بس. ولي متأسفانه چطور مي شود كه ما راهرو يك پيامبريم و همين پيامبرع قرآن را براي ما آورده و ما همه مان همان را داريم دنبال مي كنيم و با همان اصول هايي كه حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) به ما گفته، ما دين او را راهرو هستيم. چطور مي شود كه وقتي ايشان خودش جانشين خودش، مولا علي (عليه السلام) را قرار مي دهد و تنها دخترش كه خانم فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است، حضرت علي (عليه السلام) همسر ايشان است كه حضرت علي (عليه السلام) مي شود داماد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و ضمناً پسر عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، يعني ديگر چقدر بايد نشانه هايي باشد براي قبول حضرت علي (عليه السلام) و احترام گذاشتن به ولايتش، به نامش، به كلامش، به خانواده و امتش؟ و چطور مي شود كه بعضي أهل سنت به خودشان اجازه مي دهند كه به حضرت علي (عليه السلام) بي احترامي كنند، قبولش نداشته باشند و خيلي اختلاف هايي كه بين سني و شيعه است، سر همين مسئله است، چطور مي توانند خودشان را مسلمان اعلام كنند يا قبول كنند و زير حرف پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بزنند؟ يعني منظور از اين، اينجاست كه آن چيزي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) گفته، اينها عكسش را عمل كنند. يعني حرف پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را قبول نكنند به خاطر خواسته هاي خودشان و مشكل هايي كه سران خودشان گفتند و يا هر چه. يا حتي اين سران خود سني ها چطور مي توانند خوشان را مسلمان قبول كنند، ولي ضد صحبت حضرت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بروند؟

جواب:

اين را هم إن شاء ا... به حول و قوه إلهي در جلسات آينده مفصل بحث خواهيم كرد. اما چند روايت را براي نمونه عرض مي كنم:

روايت اول:

آقاي حاكم نيشابوري نقل مي كند كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمودند: «يا علي! امت من، بعد از من، در حق تو بي وفايي و پيمان شكني مي كند»:

إن مما عهد إلي النبي صلي الله عليه و آله أن الأمة ستغدر بي بعده.

هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه.

علي مي فرمايد: يكي از عهدهاي پيامبر به من اين بود: امت من، بعد از من، در حق تو بي وفايي و پيمان شكني مي كنند.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٤٠ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٦، ص٢٤٤ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١٣٧ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١١، ص٢١٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٤٤٧ ـ تذكرة الحفاظ للذهبي، ج٣، ص٩٩٥ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٦، ص٢١٦ ـ التاريخ الكبير للبخاري، ج٢، ص١٧٤ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٢٩٧ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج١، ص٣٧١

روايت دوم:

در روايت ديگر، أمير المؤمنين (عليه السلام) مي گويد:

ما با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در يك باغي بوديم و قطرات اشك از چشمان مبارك پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جاري بود:

قلت يا رسول الله! ما يبكي؟ ضَغَائِنُ فِي صُدُورِ أَقْوَامٍ لَا يُبْدُونَهَا لَك إِلا مِنْ بَعْدٍ.

گفتم: يا رسول الله! گريه مي كنيد؟ حضرت فرمود: علي جان! كينه هايي در سينه هاي بعضي ها مي بينم كه اين كينه ها بعد از من ظهور خواهد كرد.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١١٨ ـ مسند أبو يعلي، ج١، ص٤٢٧ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١١، ص٦١ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص١٧٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٢٢ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٧، ص١٧٣ ـ ميزان الاعتدال للذهبي، ج٤، ص٤٨٠ ـ المناقب للخوارزمي، ص٦٥

روايت سوم:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) خطاب به مسلمانان فرمود:

أن تؤمروا عليا و لا أراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يأخذ بكم الطريق المستقيم.

اگر علي را امير خودتان قرار دهيد، گرچه مي دانم اين كار را نمي كنيد، همه شما را به هدايت مي رساند و راه راست را براي شما الزامي مي كند.

مسند احمد، ج١، ص١٠٩ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٤، ص٤٦٨ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٧، ص٣٩٧ ـ مجمع الزوائد - الهيثمي - ج ٥ ص ١٧٦ ـ كنز العمال - المتقي الهندي - ج ٥ ص ٧٩٩ ـ شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني - ج ١ ص ٨٢ ـ تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج ٦ ص ١٧٠ ـ تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج ٤٢ ص ٤٢٠ ـ أسد الغابة - ابن الأثير - ج ٤ ص ٣١ ـ ميزان الاعتدال - الذهبي - ج ٣ ص ٣٦٣

روايت چهارم:

در كنز العمال متقي هندي آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إن تستخلفوا عليا و ما اراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يحملكم علي المحجة البيضاء.

اگر علي را خليفه خودتان قرار بدهيد، گرچه مي دانم اين كار را نمي كنيد، علي هم هدايت گر است و هم شما را هدايت مي كند و شما را وادار مي كند بر راه واضح و روشن.

كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦٣٠، ح٣٣٠٧٢ ـ حلية الأولياء لأبو نعيم الاصفهاني، ج١، ص٦٤ ـ فرائد السمطين للجويني، ج١، ص٢٦٦

روايت پنجم:

و جالب اين كه آقاي حاكم نيشابوري به نقل از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد:

إن ويلتموها علياً فهادٍ مهتدٍ بغيركم علي صراط المستقيم.

اگر علي را ولي امرتان قرار بدهيد، علي هدايت گر هست، همه شما را بر صراط مستقيم مي رساند.

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين.

اين حديث صحيح هست و شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارد.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٤٢ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦٣١ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج١، ص٨٥

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»