سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٠٢ - اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت

اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت

کد مطلب: ٥٣٣٤ تاریخ انتشار: ١٢ بهمن ١٣٩١ تعداد بازدید: ٣٩١٤ سخنراني ها » شبکه ولايت اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
حبل المتين ٩١/١١/١٢

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ١٢ / ١١ / ٩١

مجري:

آيا حديث منزلت از نظر اهل سنت مورد اعتماد است؟

استاد قزويني:

بحث ما در باره حديث منزلت بود كه يكي از قوي ترين دليل بر امامت اميرالمؤمنين سلام الله عليه است.

ما اين حديث را از جهاتي بررسي كرديم و در مناسبت هاي مختلف اين روايت از زبان نبي مكرم صادر شده است.

در جنگ تبوك و در حديث سد ابواب و در خوابيدن صحابه در مسجد و در قضيه مؤاخاة و در ولادت امام حسن و امام حسين سلام الله عليهما، سال ها قبل از قضيه تبوك و در منزل ام سلمة و با روايت هاي متعدد و مختلف، شايد بالاي ٥٠ سند دارد كه ابن عساكر و ديگران نقل كردند كه نبي گرامي فرمود يا علي جايگاه و رتبه تو نسبت به من، همان جايگاه و رتبه حضرت هارون نسبت به موسي است.

بعدا عرض خواهم كرد كه چرا در ميان اين همه اوصياي انبياء گذشته، نبي گرامي حضرت هارون را مثال مي زند؛ چون قضيه خلافت و وزارت هارون در قرآن به صراحت بيان شده است.

اين به هيچ وجه قابل انكار و خدشه نيست.

در صحت حديث منزلت همين كفايت مي كند كه حديث منزلت در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است.

آقايان مي گويند: صحيح مسلم و صحيح بخاري، بعد از قرآن صحيح ترين كتاب ها است.

من به صورت خيلي مختصر براي بينندگاني كه شايد جلسه اول ما را نديدند، يك روايت از صحيح بخاري و يك روايت از صحيح مسلم مطرح مي كنم.

در روايت اول از مصعب بن سعد از پدرش سعد بن ابي وقاص نقل مي كند كه نبي مكرم كه به طرف تبوك مي رفتند، اميرالمؤمنين را به عنوان خليفه خودشان در مدينه معين فرمودند.

اميرالمؤمنين فرمود: يا رسول الله من را در ميان كودكان و زنان به عنوان خليفه معين مي كني؟

حضرت فرمود:

ألا تَرْضَي أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَي إلا أَنَّهُ ليس نَبِيٌّ بَعْدِي

صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٦٠٢

آيا راضي نيستي كه جايگاه تو نسبت به من همانند جايگاه حضرت هارون نسبت به موسي باشد. تمام رتبه اي كه هارون نسبت به موسي داشت، تو نسبت به من داري فقط يك استثناء وجود دارد و آن اين است كه نبوتي در كار نيست.

در صحيح مسلم هم آمده است كه پيغمبر اكرم فرمود:

أَمَا تَرْضَي ان تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَي الا انه لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

آن ماجراجوها و آن كساني كه اشكالات بني اسرائيلي مي كنند، پيغمبر اكرم ابن ام مكتوم را ١٣ بار به عنوان خليفه معرفي كرده است، در كدام يك از صحابه اي كه پيغمبر به عنوان خليفه خودش در مدينه معين كرده است و فرموده است: أنت مني بمنزلة هارون من موسي؟ اين را براي ما پيدا كنيد.

پيغمبر اكرم شايد بيش از ٤٠ مورد افرادي را به عنوان نائب و خليفه خودش در مدينه گذاشته است؛ مثل ابن ام مكتوم كه ١٣ بار بوده است.

يك مورد با يك سند ضعيف، براي ما بگوييد: كه پيغمبر فرموده باشد: ابن ام مكتوم تو در مدينه بمان، أنت مني بمنزلة هارون من موسي

اين جمله كه مي فرمايد: الا أنه لا نبوة بعدي پيش كش آقايان باشد.

سعيد بن مسيب وقتي اين روايت را مي شنود، برايش خيلي مهم و جالب است.

دنبال اين است كه ببيند كه اين روايت به حق صادر شده است يا خير.

پسر سعد بن ابي وقاص از پدرش نقل مي كند: نبي مكرم به اميرالمؤمنين فرمود:

أنت مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَي إلا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧٠

رتبه تو نسبت به من همانند رتبه حضرت هارون نسبت به موسي است؛ جز نبوت.

بعد سعيد بن مسيب مي گويد:

فَأَحْبَبْتُ ان أُشَافِهَ بها سَعْدًا

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧٠

ديدم خيلي جايگاه مهمي است و مقام و فضيلت بزرگي است و برايم قابل باور نبود.

گفتم: شايد افرادي كه از سعد بن ابي وقاص نقل مي كنند، درچار اشتباه و لغزش شده باشند.

دوست داشتم از دو لب سعد بن ابي وقاص بشنوم.

فَلَقِيتُ سَعْدًا فَحَدَّثْتُهُ بِمَا حدثني عَامِرٌ

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧٠

رفتم با سعد بن ابي وقاص ديدار كردم و آنچه را كه فرزند ايشان عامر گفته بود، گفتم.

فقال انا سَمِعْتُهُ فقلت آنْتَ سَمِعْتَهُ فَوَضَعَ أصبعيه علي أُذُنَيْهِ فقال نعم وَإِلَّا فَاسْتَكَّتَا

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧٠

من از پيغمبر شنيدم، باز هم برايم قابل باور نبود و گفت: واقعا تو از پيغمبر همچنين سخني را شنيده اي؟ دو انگشت خود در گوش خود گذاشت و گفت: با اين دو گوش شنيده ام و اگر دروغ بگويم: خدا هر دو گوشم را كر كند.

ببينيد كه كار اميرالمؤمنين سلام الله عليه به كجا رسيده است.

سعيد بن مسيب مي شنود و مي گويد: من بايد بروم از خود سعد بشنوم و از سعد هم مي شنود و باز هم برايش قابل باور نيست كه پيغمبر اين چنين گفته باشد؛ ولي علي را كنار بزنند و ديگران در منصب خلافت بيايند، اين خيلي عجيب است.

دقت كنيد كه جايگاه حديث منزلت در چه حدي است كه يك فردي مثل سعيد بن مسيب كه از تابعين و از فقهاي اهل سنت است، برايش جاي تعجب و شگفتي است كه همچنين چيزي را پيغمبر فرموده است؛ ولي صحابه به گفته پيغمبر عمل نكردند.

مي گويد: اگر دروغ بگويم خدا گوش هاي من را كر كند.

اين نشان مي دهد كه جايگاه حديث منزلت در يك حد بالايي است وگرنه اگر يك فضيلت عادي بود؛ مثلا أنا مدينة العلم و علي بابها يا ديگر احاديثي كه در فضيلت اميرالمؤمنين سلام الله عليه است؛ حتي در رابطه با حديث رايت هم همچنين تعبيري نداريم كه اين قدر جستجو كنند؛ چون سعيد بن مسيب مي داند كه جايگاه هارون در قرآن چه جايگاهي است.

منازل و رتبه هارون در قرآن تصريح در خلافت و وزارت و جانشيني است.

اين آيه قرآن است و جاي شك و شبهه ندارد.

آقاي ابن عبد البر يك تعبير قشنگي دارد ايشان مي گويد: سخن پيغمبر كه فرموده است: أنت مني بمنزلة هارون من موسي، اين را جماعتي از صحابه نقل كردند:

وهو من اثبت الآثار وأصحها رواه عن النبي صلي الله عليه وسلم سعد بن أبي وقاص وطرق حديث سعد فيه كثيرة جدا قد ذكرها ابن أبي خيثمة وغيره ورواه ابن عباس وأبو سعيد الخدري وأم سلمة وأسماء بنت عميس وجابر بن عبد الله وجماعة يطول ذكرهم.

الاستيعاب، ج ٣، ص ١٠٩٧ و تهذيب الكمال، ج ٢٠، ص ٤٨٣ و ٤٨٤

از متقن ترين روايات و صحيح ترين رواياتي است كه از پيغمبر وارد شده است و اين را سعد بن ابي وقاص از پيغمبر نقل كرده است و طرقي كه از سعد بن ابي وقاص نقل كرده اند، طرق زيادي است و همچنين ابن ابي خيثمه و ابن عباس و ابو سعيد خدري و ام سلمة و اسماء بنت عميس و جابر بن عبد الله و جماعتي از صحابه نقل كرده اند كه اگر بخواهم اسم شان را بياورم طولاني مي شود.

آيا مي شود از كنار همچنين روايتي به همين سادگي گذشت؟

پيغمبر فرموده است: أنت مني بمنزلة هارون من موسي، چه شد؟ ثم ماذا؟

بنابراين از نظر صحت روايت، هيچ شبهه اي نيست، نه تنها حديث منزلت كاملا صحيح است؛ بلكه از صحيح ترين روايات است، نه تنها روايت متقني است؛ بلكه از متقن ترين روايات است.

مجري:

آيا با اين همه توصيفات شما پيرامون اين حديث، مي شود ادعاي تواتر كنيم؟

استاد قزويني:

تواتر از ديدگاه اهل سنت غير از تواتري است كه آقاي عقيل با عقل مي گويد.

ايشان مي گويد: متواتر ضعيف هم داريم.

بعضي وقت ها اين آقايان چيزهايي مي بافند كه در قوطي هيچ عطاري نيست.

كار به جايي رسيده است كه آقاي ملا زاده اين را مسخره كرده است كه اين چه حرفي است و ما در عمرمان نشنيده ايم كه كسي بگويد: حديث متواتر ضعيف هم داريم؛ مثل اين كه بگوييم: حديث صحيح ضعيف هم داريم.

يك جا شب است و در حالي كه شب است روز است، حق است؛ ولي در كنار حق باطل است.

چون قافيه به تنگ آيد، شاعر به جفنگ آيد.

آقاي ملا زاده مي گويد: اين آقا كه سواد ندارد، آن آقاي خدمتي كه آنجا ايستاده و سواد دارد چرا اعتراض نكرد. اين حرف جالبي است.

آقايان معتقد هستند كه تواتر در حد آيه اي از آيات قرآن است. انكار تواتر انكار آيه اي از آيات قرآن است. انكار حديث متواتر را مي گويند: ارتداد آور و كفر آفرين است.

اين آقايان افاضه مي كنند كه بعضي از متواترها ضعيف هستند اين از ديدگاه اين آقايان، متواتر هم كه باشد، باز هم ضعيف است.

اين آقايان مي گويند: قرآن شيعه ها سند ندارد؛ ولي قرآن ما سند دارد، يك سندي ارائه دادند و دوستان ما پنبه اش را زدند و اين ها معطل ماندند و سند ديگري نداشتند.

گفت: اين طريقي كه ما آورده بوديم، ضعيف است؛ ولي طريق ديگري هم داريم.

اين قرآني كه شما مي گوييد: بايد سند داشته باشد، يك سند براي قرآن تان بياوريد.

من از اهل سنت پوزش مي طلبم و عذر مي خواهم.

اهل سنت به اين ها زنگ بزنند و بگويند: شما نماينده ما نيستيد و دشمن و مخالف ما هستيد.

جناب ماموستا دكتر حسيني كه اينجا بود، گفت: من چند شب قبل داشتم شبكه كلمه را نگاه مي كردم، ديدم كه مي گويند: جشن ميلاد كفر و بدعت است، من به قدري بدم آمد، سريع بستم و گفتم: خفه كنيد صداي تلويزيون را كه اين طور مزخرف مي گويد.

خانم من تحصيل كرده و دانشگاه ديده است، مي گفت: اين روح انسان را كدر مي كند.

كار شما به يك جايي رسيده كه يك عالم سني مي گويد: من از اين حرف هاي مزخرفي كه شما مي بافيد، بدم مي آيد.

همه جا به مناسبت ميلاد نبي مكرم جشن مي گيرند و شادي مي كنند؛ ولي اين آقايان عزا گرفته اند.

چند شب است كه برنامه گذاشته اند در رابطه با اين كه چرا مردم جشن مي گيرند.

نمي دانم كه اين ها چه مشكلي با نبي مكرم دارند و نبي گرامي چه چوب تري به اين ها فروخته است و چه عداوتي با نبي مكرم و با اهل بيت پيغمبر دارند.

خيلي ها مي گويند: ما كه وهابي نداريم.

آقايان اهل سنت، ما شاهد بوديم كه شما جشن و سرور به مناسبت ميلاد نبي مكرم گرفتيد و اين آقا مي گويد: بدعت و حرام و باطل است.

كل اهل سنت؛ حتي علماء و عوام اهل سنت معتقد هستند بر توسل و انبياء قائل به توسل بودند و سلف صالح توسل مي كردند، آقايان مي گويند: توسل باطل است.

اين آقايان خودشان را اهل سنت مي نامند، مي گويند: حقوق ما اهل سنت در ايران ضايع مي شود.

جناب آقاي هاشمي شما كه وطن فروش هستيد، حداقل از ايران حرف نزنيد. شما كه حاضر مي شويد در يك شبكه اي كه مال صهيونيست است و با يك وطن فروش ديگر مثل آقاي كديور كنار هم مي نشينيد و با هم گفتگو مي كنيد، نبايد در مورد ايران حرف بزنيد.

دو تا وطن فروش داشتند در رابطه با بحث اهل سنت و خلافت و يك سري مسخره بازي هايي كه من نمي دانم اين ها چه كار مي كنم. زن و بچه تان به شما نمي خندند.

الحمد لله الذي جعل أعدائنا من الحمقاء

در رابطه با تواتر حديث، حاكم حسكاني كه متوفاي ٤٧٠ است و از علماي بزرگ اهل سنت است مي گويد: حديث منزلت، حديثي است كه استاد ما حافظ ابو حازم مي گفت:

خرجته بخمسة آلاف إسناد

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، الحاكم الحسكاني، ج ١، ص ١٩٥

من با ٥ هزار سند حديث منزلت را نقل كرده ام.

حاكم حسكاني والله شيعه و رافضي نبوده است و يك عالم سني است.

مي گويد: استاد ما ابو حازم مي گويد: با ٥ هزار سند آمده است.

جناب سيوطي كه متوفاي ٩١١ است، كتابي دارد به نام الازهار المتناصره في الاخبار المتواتره، تمام احاديث متواتر را در آنجا آورده است.

در صفحه ٧٦ حديث شماره ١٠٣، ايشان مي گويد: يكي از احاديث متواتر حديث منزلت است.

جناب صالحي شامي كه از علماي بزرگ اهل سنت است و متوفاي ٩٤٢ است، مي گويد:

هو حديث متواتر عن نيف وعشرين صحابيا واستوعبها الحافظ ابن عساكر عن نحو عشرين ورقة.

سبل الهدي والرشاد، ج ١١، ص ٢٩٢

از بيش از ٢٠ نفر از صحابه اين روايت را نقل كرده اند و حديث هم حديث متواتر است و حافظ ابن عساكر نزديك ٢٠ صفحه در رابطه با حديث منزلت با سندهاي مختلف از ٢٠ نفر از صحابه نقل كرده است كه بخشي از اين ها را ما در جلسات قبل اشاره كرديم.

مطالب ديگري هم داريم؛ ولي به همين اندازه نسبت به تواتر بسنده مي كنيم.

مجري:

آيا حديث منزلت بر امامت اميرمؤمنان دلالت دارد؟

آيا دلالت حديث منزلت نسبت به امامت حضرت امير عليه السلام كه عمده اساس بحث هم همين است، آيا مي توانيم اين دلالت را براي حديث منزلت قرار دهيم؟

استاد قزويني:

تا الان بحث ما مقدمه بوده است و تازه به ذي المقدمه مي رسيم.

من در اينجا ٨ مورد نكاتي است كه مي خواهم با بينندگان عزيز مخصوصا عزيزان اهل سنت در ميان بگذارم؛ گرچه براي آقايان شبكه هاي وهابي و كارشناس هايشان، اين حرف هاي ما جز قرائت سوره ياسين چيز ديگري نيست.

ما انتظارمان اين بود كه وقتي ما بيش از ٤ ماه است كه ادله شيعه را مبني بر امامت و خلافت اميرالمؤمنين مطرح مي كنيم، اين آقايان بيايند و جواب دهند.

اين آقايان كه مي گويند: چرا شما در طول اين ١٤ قرن دليل نداشتيد؟

مرحوم علامه در الفين هزار دليل بر امامت و خلافت حضرت امير مطرح مي كند.

ما كه اين همه دليل آورديم.

شما هم دليل از آيات قرآن و سنت در رابطه با خلافت جناب ابوبكر ارائه دهيد، ما جلوي بحث را كه نمي گيريم. ما بقدري كه گفتيم، زبان مان مو درآورد.

اين همه ادله، اين افتخار شيعه است كه اضافه بر خودش از كتب اهل سنت هم استفاده مي كند و خلافت اميرالمؤمنين سلام الله عليه را اثبات مي كند.

آقايان از كتب شيعه خواستند كه ما ٤٠ روايت ارائه داديم كه آقايان در همان روايت اول چند گاف بزرگ دادند كه آبرو ريزي بود و هر كس كه به جاي اين آقا بود، خجالت مي كشيد روي آنتن بيايد و صحبت كند؛ ولي آقايان به سنگ پاي قزوين هم زكي گفته اند.

از نعمت هاي بزرگ خداي عالم به شيعه اين است كه امروز مخالفين ما، هم از سواد بي بهره هستند و هم از ادب بي بهره هستند.

فحاشي و اهانت و جسارت مي كنند و نام راوي ها را با وقيح ترين تعابير مي آورند.

اين مكتبي كه اين ها در آن تربيت يافته اند، چه مكتبي است؟

آن وقت مي گويند: ما اهانت نكرديم.

برادر عزيزمان جناب آقاي مولوي مراد زهي كه اينجا بود، ٤٠ مورد از فحاشي و اهانت هاي ركيك اين آقايان نسبت به مراجع عظام تقليد و نسبت به ائمه عليهم السلام و نسبت به اهل بيت و نسبت به شيعه را در يك سي دي كوچكي به ايشان داديم.

اين آقايان مي گويند: ما توهين نكرديم، شما ببينيد كه چه مي گويند.

اين آقايان يك جمله براي ما بياورند كه به مقدسات اهل سنت در شبكه ولايت چه توسط بنده و چه ديگر كارشناسان مان اهانت شده باشد. يك مورد براي ما بياورند.

ما بيش از هزار مورد از اهانت هاي اين ها را ثبت كرديم؛ بعضي از توهين هاي اين ها قابل پخش نيست، به نواميس شيعه اهانت كردند، به مقدسات شيعه اهانت كرده اند.

به ائمه اهانت كرده اند و به روات جسارت كردند و به مراجع عظام تقليد ما وقيح ترين اهانت را كرده اند.

به حضرت ولي عصر ارواحنا وقيح ترين توهين ها را كردند، نسبت حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كردند. نسبت به حضرت امير اهانت و جسارت كردند؛ چه خودشان و چه بعضي از تماس گيرنده ها.

اين ها ناصبي هستند و مشكل نسبي دارد؛ كسي كه نسبش سالم باشد، نمي آيد به حضرت امير جسارت و اهانت كند. يكي از دوستان ما كه كوچك ترين تندي نسبت به خلفاء مي كند، بلافاصله قطع مي كنيم.

خدا را هم شاكر هستيم كه هيچ دليلي بر حقانيت شيعه نباشد، كسي يك هفته بحث هاي ما و فحش ها و بحث هاي آقايان را ببيند، خودش به حقانيت شيعه پي مي برد.

دوستان ما مرتب از داخل و خارج زنگ مي زنند كه ما شيعه بوديم؛ ولي شيعه شناسنامه اي بوديم و با اين برنامه هاي شما امروز داريم به هويت شيعه خودمان افتخار مي كنيم و به شيعه بودن خودمان مي باليم.

ما افزون بر ادله محكم و قاطع و مستدلي كه در كتاب هاي خودمان است، از كتب عزيزان اهل سنت ما اين همه ادله بر حقانيت مذهب شيعه و امامت اميرالمؤمنين و امامت ائمه هدا سلام الله عليهم اجمعين، بيان مي كنيم.

در رابطه با حديث منزلت، همان روايتي كه آقاي مسلم در صحيح خود از سعد بن ابي وقاص آورده است، چند تا نكته ظريف در اين روايت است كه من مي خواهم يك مقداري در متن روايت موشكافي كنيم.

مسلم بن حجاج از سعد بن ابي وقاص نقل مي كند:

أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بن أبي سُفْيَانَ سَعْدًا

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

معاويه به سعد بن ابي وقاص دستور داد.

دستورش هم مشخص است، ابن تيميه به صراحت مي گويد:

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا بالسب

منهاج السنة النبوية، ج ٥، ص ٤٠

دستور داد كه به علي ناسزا بگويد.

اين عزيزان اهل سنتي كه از معاويه دفاع مي كنند، من نمي دانم فرداي قيامت جواب پيغمبر را چه مي خواهند بدهند. اين روايتي كه در خود صحيح مسلم آمده كه مي فرمايد:

لَا يُحِبَّنِي إلا مُؤْمِنٌ ولا يُبْغِضَنِي إلا مُنَافِقٌ

صحيح مسلم، ج ١، ص ٨٦

علي را جز منافق دشمن نمي دارد، آيا دشمني بالاتر از سب علي بن ابي طالب است؟

اگر واقعا نيست، يك مقداري دوستان تأمل كنند، معاويه به سعد بن ابي وقاص دستور داد كه به علي ناسزا بگويد و گفت:

ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

چرا تو به علي بن ابي طالب ناسزا نمي گويي؟

گويا يك واجبي از واجبات الهي را ترك كرده است. سعد بن ابي وقاص مي گويد: من ٣ فضيلت و ٣ جايگاه و ٣ رتبه در علي بن ابي طالب سراغ دارم:

فَلَنْ اسبه

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

هرگز به علي ناسزا نخواهم گفت.

نكته اول: مي گويد:

لان تَكُونَ لي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ الي من حُمْرِ النَّعَمِ

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

اگر يكي از اين ها در من باشد، بهتر است از شتران سرخ مو.

به عبارت براي من از بهترين اموال دنيا ارزشش بالاتر است. سعد بن ابي وقاص مي خواهد بگويد: نه من و نه ديگر صحابه همچنين جايگاهي نداريم كه علي دارد.

يكي از آن ها حديث منزلت است كه پيغمبر فرمود:

أَمَا تَرْضَي ان تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَي الا انه لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي.

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

اين تعبيري كه مي گويد:

لان تَكُونَ لي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ الي من حُمْرِ النَّعَمِ

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

اين مي خواهد چه بگويد؟

مي خواهد به صراحت بگويد: اين فضيلت ها، فضيلت اختصاصي علي بن ابي طالب است. سعد بن ابي وقاص كه از كبار صحابه است و در ميان آقايان اهل سنت جايگاه ويژه دارد، آروز مي كند كه همچنين جايگاه و رتبه اي داشته باشد.

ما قبلا از خليفه دوم هم نقل كرديم كه گفتند:

سَمِعْتُ عُمَرَ بنَ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَقُولُ : كُفُّوا عَنْ ذِكْرِ علي بن أَبي طالبٍ فَقَدْ رَأَيْتُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ فِيهِ خِصَالاً لأنْ تَكُونَ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ في آلِ الْخَطَّابِ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ.

جامع الأحاديث، ج ١٣، ص ٣٩٦ و كنز العمال، ج ١٣، ص ٥٤ و سبل الهدي والرشاد، ج ١١، ص ٢٩٢

دست از ناسزا گويي به علي برداريد، پيغمبر اكرم در رابطه با علي گفت: ٣ ويژگي دارد كه اگر يكي از اين ها در من عمر بن الخطاب باشد، از تمام ثروت روي زمين ارزشش براي من بالاتر است و از تمام آنچه كه آفتاب بر او مي تابد براي من بهتر است.

مشخص است كه اين قضيه حديث منزلت يك فضيلتي است كه هيچ يك از صحابه همچنين جايگاه و فضيلتي نداشتند كه جناب خليفه دوم آرزو مي كند و مي گويد: تك تك اين ها از تمام ثروت روي زمين براي من بالاتر است.

بعد مي گويد: من و ابوبكر و ابو عبيده جراح و تعدادي از صحابه بوديم كه پيغمبر اكرم فرمود: علي اولين مؤمن و مسلمان تو هستي:

أَنْتَ مِني بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسَي

جامع الأحاديث، ج ١٣، ص ٣٩٦ و كنز العمال، ج ١٣، ص ٥٤ و سبل الهدي والرشاد، ج ١١، ص ٢٩٢

رتبه تو نسبت به من همانند رتبه حضرت هارون نسبت به حضرت موسي است.

حديث منزلت جايگاهي است كه صحابه آرزوي همچنين جايگاهي مي كنند.

اين فضيلت و منقبت و رتبه اي است كه هيچ يك از صحابه همچنين رتبه اي را ندارند.

اگر بنا است كه براي خلافت افضليت ملاك باشد، افضل از علي وجود ندارد.

حديث منزلت دلالت مي كند بر اين كه رتبه علي از تمام صحابه بالاتر است.

نكته دوم: سعد بن ابي وقاص حديث منزلت را مقارن مي كند با حديث رايت و پرچم.

مي گويد: پيغمبر اكرم در روز خيبر، فرمود:

لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

پرچم را به دست كسي خواهم داد كه خدا و پيغمبر را دوست دارد و خدا و پيغمبر هم او را دوست دارند.

يك همچنين تعبيري را در حق كدام يك از صحابه مي توانيد به ما نشان دهيد؟

سعد بن ابي وقاص مي گويد:

فَتَطَاوَلْنَا لها

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

همه گردن بلند كرده بوديم و چشم دوخته بوديم كه اين نصيب كدام يك از ما خواهد شد، تا اين كه اين نصيب علي بن ابي طالب شد.

جناب عمر بن الخطاب مي گويد:

ما أَحْبَبْتُ الْإِمَارَةَ إلا يَوْمَئِذٍ

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

من فرماندهي را دوست نداشتم؛ مگر امروز؛ چون فرماندهي امروز در قضيه خيبر، نشان دهنده ٢ چيز است:

١. هر كس اين پرچم دست او باشد، ثابت مي شود كه او خدا و پيغمبر را دوست دارد.

٢. خدا و پيغمبر هم او را دوست دارند.

آيا فضيلتي بالاتر از اين؟

همين نشانگر اين است كه اگر در خلافت افضليت ملاك باشد، آقا اميرالمؤمنين از همه افضل است؛ چون تمام صحابه آرزو داشتند كه اين قرعه فال، به نام آن ها رقم بخورد كه فقط به نام علي رقم خورد.

نكته سوم: حديث منزلت در سياق آيه مباهله است.

من از دوستان تقاضا داريم كه دقت كنند.

گفتني هايي كه من در آيه مباهله دارم، امشب مي خواهم در اين چند دقيقه بيان كنم.

جناب سعد بن ابي وقاص مي گويد: علي ٣ ويژگي دارد كه من هرگز او را ناسزا نمي گويم.

١-حديث منزلت

٢-حديث رايت

٣-آيه مباهله

كه مي گويد:

وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ (فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) دَعَا رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي.

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

وقتي آيه مباهله نازل شد، پيغمبر براي مباهله با نصاراي نجران مي رفت، بعد از نازل شدن اين آيه، علي و فاطمه و حسن و حسين را با خودشان بردند.

علي به عنوان نفس پيغمبر بود و زهرا مرضيه مصداق نسائنا و ابناء نا حسن و حسين سلام الله عليهما بودند.

در رابطه با آيه مباهله عزيزان دقت كنند.

در مباهله، براي چه اين ها رفتند؟

مباهله براي چه بود؟

براي چه نبي مكرم با نصاراي نجران براي مباهله مي روند؟

پيغمبر چه چيزي را مي خواست ثابت كند؟

مي خواست ثابت كند كه من پيغمبر خدا هستم؛ براي اثبات نبوتش و صداقت كلامش و نصرتش، علي و فاطمه و حسن و حسين سلام الله عليهم أجمعين را مي برد.

كسي كه اين شأنيت و اين لياقت و اين مقام را دارد كه براي اثبات نبوت پيغمبر مي رود، قطعا اولي است براي قبول امامت بعد از او كه استمرار همان نبوت پيغمبر است.

در ميان آن همه صحابه، تنها كسي كه كانديد مي شود براي اثبات نبوت برود، علي بن ابي طالب است.

براي امامت و خلافتي كه بعد از پيغمبر است، كسي اولي از علي نيست؛ چون اگر اولي از علي بود، پيغمبر در مباهله مي برد.

رسول گرامي در آيه مباهله علي بن ابي طالب را نفس خودش شمرده است.

خداي عالم مي فرمايد:

وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ

سوره آل عمران آيه ٦١

عزيزان تا به حال روي كلمه «انفس» دقت كرده اند يا خير؟

قطعا نفس واقعي پيغمبر كه نيست.

كلمه نفس مي آيد؛ يعني كسي كه هم تراز و هم وزن و هم سنگ من است.

اين نشان مي دهد كه آقا اميرالمؤمنين سلام الله عليه كه نفس و هم تراز و جان پيغمبر است، با پيغمبر در تمام فضائل برابر است؛ غير از بحث نبوت و قبول وحي.

«أنفسنا» دلالت مي كند كه علي بن ابي طالب در تمام مقامات با نبي مكرم هم تراز است. تمام كمالات پيغمبر در اميرالمؤمنين به دليل همين آيه جمع است.

از ويژگي ها و كمالات پيغمبر، عصمت و اولي بالمؤمنين من أنفسهم است.

از كمالات پيغمبر اين است كه افضل از جميع خلق؛ حتي انبياء و ملائكه است.

علي بن ابي طالب هم در تمام اين مقامات هم سطح نبي مكرم است.

مساوي الاكمل أكمل وأولي بالتصرف

اين كاملا واضح و روشن است.

جناب سعد بن ابي وقاص كه اين ٣ فضيلت را در كنار هم قرار مي دهد و قضيه مباهله را در كنار حديث منزلت و رايت قرار مي دهد، اين ها نشان مي دهد كه جايگاه اميرالمؤمنين يك جايگاه ويژه اي است كه هيچ يك از صحابه نبي مكرم، همچنين جايگاه و همچنين مقامي ندارند؛ به ويژه همان قضيه أنت مني بمنزلة هارون من موسي.

در حق هيچ كدام از صحابه، همچنين جمله اي صادر نشده است و در حق هيچ يك از كساني كه به عنوان خليفه از پيغمبر اكرم در مدينه بودند يا در مكه يا در طائف بودند، در حق هيچ كدام شان همچنين جمله اي صادر نشده است.

بيننده آقاي حسن اوقلي از مياندوآب:

ايام وحدت را به شما و بينندگان عزيز تبريك عرض مي كنم.

دو تا سؤال داشتم، يكي از سؤال هاي من مربوط مي شه به آقاي محسني.

آقاي محسني، همان طوري كه دكتر بارها گفتند: ما اجازه نمي دهيم كه به شيعيان و مراجع و ائمه توهين شود؛ ولي اين را هم اعلام كردند كه من هرگز از خودم دفاع نمي كنم، هرچه مي خواهند در مورد من بگويند.

وظيفه ما در اين رابطه چيست؟

آيا ما نبايد از عالمي به اين بزرگواري و به اين عظمت كه عالم اسلام كمتر به خودش ديده است، بياييم از ايشان دفاع كنيم؟

مجري:

ما و ايشان و كل شبكه، از جدشان دفاع مي كنيم، جد ايشان مظلوم تر هستند.

بيننده:

من وظيفه خود مي دونم كه از ايشان به عنوان يك بزرگوار كه خدا مي داند چقدر به ايشان علاقه داريم دفاع كنم. يكي از آرزوهاي من اين است كه يك بار دست ايشان را ببوسم.

سؤال دومم اين است كه شبكه هايي كه از عبد الله سبأ نام مي برند و مي گويند: شيعيان برخواسته از اين عقيده هستند، اين آقاي عبد الله سبأ مگر چقدر قدرت داشته است؟

چگونه توانسته است كه نفوذ كند و اين همه جنگ و جدال راه بيندازد و اين همه چيز از خودش به يادگار بگذارد؟

من مي خواهم كه بيشتر اين شخص را بشناسم. شنيده ام كه اين شخص وجود خارجي نداشته است و افسانه است. الان مداركش در دسترس من نيست.

اگر هم چنين شخصي وجود داشته است، يك يهودي چه طور مي تواند اين همه در صحابه نفوذ داشته باشد؟

بيننده آقاي هاشمي از هرمزگان از اهل سنت:

من تعجب مي كنم، ما اهل سنت وقتي كه اين گفتار خداوند را كه مي فرمايد:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

سوره احزاب آيه ٦

قبول داريم، وقتي بايد نبي را از جان خودمان بيشتر دوست داشته باشيم، حتما اولاد نبي هم از جان خودمان بيشتر دوست داريم كه شما مي گوييد: هميشه ما بد مي گوييم.

من نمي دانم، شما اگر مدركي داريد به ما نشان دهيد كه كجا ما به آل پيغمبر بد مي گوييم.

مجري:

ما نگفتيم: اهل سنت بد مي گويند.

بيننده:

من همين الان كه برنامه شما را دنبال مي كردم شنيدم.

مجري:

شما اهل سنت را با وهابيت يكي مي دانيد؟

بيننده:

من اطلاعاتم در مورد اهل سنت و شيعه زياد است. من با تمام ايران رفت و آمد دارم و در خانه شيعيان رفت و آمد دارم. هم ما به شيعيان احترام مي گذاريم و هم شيعيان به ما احترام مي گذارند.

آن ها براي ما جانماز پهن مي كنند كه ما در خانه شان نماز بخوانيم و وقتي آن ها به خانه ما مي آيند، ما هم براي آن ها جانماز پهن مي كنيم و حتي مهر هم مي گذاريم؛ چون در مقدسات آن ها مهر وجود دارد.

امروز بالاجبار ما بايد در روابطه مان با شيعه، حتما ؟؟؟ باشيم كه امروز تجارت و زندگي ما ايجاب مي كند. ما در دين اسلام كسي را نداريم كه به آن بد بگوييم، اصحاب و آل پيغمبر را بعد از پيغمبر قبول داريم.

من تعجب مي كنم از اين كه شما گفتيد: شبكه هاي وهابي بد گويي به دختر رسول الله كردند. اين اگر مستند باشد كه من ببينم بهتر است.

مجري:

ما گفتيم: شبكه هاي وهابي اين توهين ها را كرده اند.

بيننده:

من هنوز وهابي نمي شناسم، شما ٣ خليفه را قبول داريد؟

مجري:

ما اعتقاد نداريم؛ ولي احترام مي گذاريم.

بيننده:

شما اهل سنت را قبول نداريد.

مجري:

ما وقتي مي گوييم: برادر هستيم، نمي گوييم : اعتقادات يكديگر را داريم، ما به اعتقادات يكديگر احترام مي گذاريم.

بيننده:

نه احترام نمي گذاريد، من مستند خدمت شما مي گويم و اگر خواستيد من براي شما ايميل مي كنم.

استاد قزويني:

يك مستند را نشان دهيد.

بيننده:

من از شهر گراش در استان فارس كليپي دارم كه اگر خواستيد مي دهم كه شما پخش كنيد.

استاد قزويني:

شما طرف حساب تان شبكه ولايت است. شما اگر در شبكه ولايت توهيني به مقدسات اهل سنت ديده ايد، يك مورد بيان كنيد ما در خدمت شما هستيم.

بيننده:

در شهر گراش آقاي دانشمند

استاد قزويني:

ما اجازه نمي دهيم در اينجا از فرد ديگري حرفي مطرح كنيد، طرف حساب شما ما هستيم. در شهر گراش فلان آقا گفته است، شما از آن آقا سؤال كنيد و جوابش را بشنويد.

ما طرف حساب شما هستيم. شما بگوييد: در شبكه ولايت چه توهيني به اهل سنت شده است؟ ما اجازه نمي دهيم در مورد غير شبكه ولايت صحبت كنيد.

بيننده:

من براي شما احترام قائل هستم و مي خواهم از شما استفاده كنم.

استاد قزويني:

شما بخواهيد از يك عالم شيعي و من هم از يك عالم سني مطلب بياورم، به درد بحث نمي خورد. جز اين كه هم وقت شما گرفته مي شود و هم وقت ما و هم وقت بينندگان گرفته مي شود.

ما مسؤل شبكه ولايت هستيم. اگر شما از كارشناس هاي ما يا از خود بنده، مطلبي نسبت به مقدسات اهل سنت داريد بيان كنيد. اگر توانستيد ثابت كنيد، بنده اينجا از همه اهل سنت عذر خواهي كنم.

بيننده:

يعني در ايران هر اتفاقي بيافتد و در شهرهاي ايران هر حجت الاسلامي كه شما مي شناسيدش و ديشب از اين حجت الاسلام دفاع كرديد و گفتيد: او در قديم بد مي گفت و الان بد نمي گويد، من صحبت شما را شنيدم.

استاد قزويني:

آن زماني كه آن آقا توهين مي كرد، توهين ايشان را پخش مي كنند؛ ولي الان كه برگشته و توهين نمي كند و احترام مي كند، اين را شما پخش نمي كنيد.

شما بگوييد: ابو سفيان و معاويه و ديگران در جنگ بدر عامل كشته شدن ٧٠ نفر از شهداي اسلام شدند. اين ها قلب پيغمبر را به درد آوردند.

همين خالد بن وليد عامل اصلي كشتار اين ٧٠ نفر بوده است، با اين جنايت، شما مي گوييد: مسلمان شد و تمام شد رفت. فرض آقاي دانشمند ١٠ تا توهين كرده است.

بنده ايشان را به منزلم خواستم و با ايشان صحبت كردم و دليل آوردم، ايشان از صحبت من قانع شد.

الان چندين نوار هم براي من آورده است كه توهين نكرده است.

به من گفت: در خرم آباد يا بروجرد بود كه من منبر مي رفتم، من نگاه كردم، ديدم كه خيلي تعبير محترمانه و مؤدبانه و تجليل از اهل سنت دارد. بنا نيست كه يك فردي كار زشتي كرد، تا آخر عمر بخشيده نشود.

خداي عالم مي فرمايد:

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَي أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.

سوره زمر آيه ٥٣

اگر من قزويني، يك روزي يك حرف بد زدم و بعد پيشمان شدم و حرف خوب زدم، آيا شما از خداي عالم هم بالاتر رفتيد؟

من اگر دفاع كردم، دفاع از آن كارهاي زشت و توهين آن آقا نكردم.

گفتم: براي من اين قدر اثبات شده است.

ما به هيچ وجهي نه از ايشان و نه از ديگران؛ حتي اگر ٥٠ سال قبل تندي داشتند، ما در شبكه ولايت، يك ثانيه هم از اين عزيزان برنامه پخش نكرديم.

الان نزديك ١٥٠ كارشناس در شبكه ولايت است كه اين ها از هزار خان رستم رد شده اند. تمام ويژگي هايشان و سخنراني هايشان و سوابق شان را بررسي مي كنيم.

اگر براي ما محرز شود كه يك عالمي ٣٠ سال قبل كوچك ترين توهيني به اهل سنت كرده باشد، ايشان را نمي آوريم؛ مگر اين كه ما علم نداشته باشيم و يا خبر نداشته باشيم.

اگر با خبر باشيم، يك ثانيه در شبكه ولايت از اين آقايان ما برنامه پخش نمي كنيم.

اين نهايت ارادت ما به اهل سنت است.

بيننده:

١٤٠٠ سال قبل يك اتفاق افتاده است و ما اينجا در مورد آن بحث مي كنيم.

شما يك مستند در مورد آقاي دانشمند داريد كه توبه كرده است؟

من مي گويم: با تمام اين ها ارتباط دارم و با هم برادر هستيم و رفت و آمد داريم و نون و نمك يكديگر را مي خوريم. من نمي خواهم كه اين شبكه ها برادري ما را بهم بزنند.

آن ها آن اين شبكه را مي بينند و آن شبكه فارسي زبان اهل سنت را مي بينند.

اين اختلافات دامن زده مي شود. وقتي در شهر گراش كه در ١٠ كيلومتري شهر اهل سنت است، در مجلسش نشسته بودم مي گويد: عمر لعنت الله عليه

استاد قزويني:

ما از شما معذرت مي خواهيم. ما مي گوييم: هر حرفي زده است براي گذشته است. اين نحوه صحبت كردن نيست. اگر سؤال داريد بپرسيد.

فلان آقا فلان چيز را گفته است، شما مي خواهيد دوباره حرف آن آقا را مطرح كنيد.

اگر ١٠ نفر هم نشنيده اند بشنوند، اين در حقيقت يك نوع فتنه انگيزي است.

يك حرفي زده است، شما بايد اين حرف را تكرار كنيد كه اگر ١٠ نفر هم نشنيده اند بشنوند و ما هم ١٠ نفر از علماي اهل سنت كه توهين كرده اند را مطرح كنيم كه ١٠ نفر شيعه اي كه نشنيده اند بشنوند. اين صحيح نيست.

من اصرار مي كنم كه شما حرف آن شخص را نزن. طرف حساب شما ما هستيم. شما بيا از شبكه ولايت صحبت كن و ما پاسخگو هستيم. ما پاسخگوي هيچ عالم و هيچ مداحي نيستيم. مداح يا عالمي كار اشتباه كرده است، فردا خودش مي داند.

شما اصلا تصور كن كه اين آقا برنگشته است و بر همان حال خودش است.

ما مي گوييم: اهانت به مقدسات اهل سنت گناهي بزرگ و نابخشودني است.

حضرت آيت الله مكارم شيرازي كه جديدا از ايشان در رابطه با اهانت به صحابه و مقدسات اهل سنت سؤال كردند، ايشان رسما فتوا داده اند كه اين كار صحيح نيست و خلاف است و هر گونه اهانت به مقدسات اهل سنت پيش خداي عالم مسؤليت بزرگ دارد و بر همه واجب است؛ چه شيعه و چه سني واجب است كه نسبت به مقدسات يكديگر احترام بگذارند.

ان شاء الله ما در جلسه بعدي عين فتواي ايشان را نشان مي دهيم كه ببينيد اين مراجع و بزرگان ما هستند.

آن آقا در لندن به ام المؤمنين عائشه اهانت كرد، همه مراجع ما محكوم كردند و رهبري هم محكوم كرد؛ ولي اين خل و چل هاي شبكه هاي وهابي، همه را كنار گذاشته اند.

چون آن آقا توهين كرده است و يك بچه ٩ ساله در جايي توهين مي كند، با كمال وقاحت اين را مرتب پخش مي كنند.

مشخص است كه شما دنبال فتنه و اختلاف هستيد؛ چون اگر اين اختلافات نشود، شما بودجه هاي ميلياردي نمي خوريد و اگر اين اختلاف نباشد، شما سر ملا زاده بد بخت كلاه نمي گذاريد و حقش را بالا بكشيد كه جلز و ولز بد بخت بالا بيايد.

انسان بخواهد بخورد، از يك شخصي مي خورد كه حقي داشته باشد و يك انسان ظالم و قلدري باشد.

من نمي دانم كه اين ها عقل و شعور خود را كجا بردند كه يك بچه ٩ ساله يك جايي در بين چند تا انسان نادان و جاهل يا مغرض توهين مي كند و اين ها پخش مي كنند.

اهل سنت و شيعه اين را بدانند كه امروز دشمنان اسلام نه كاري به شيعه دارند و نه به سني.

اگر در سوريه آمريكا يا اسرائيل سرباز پياده كند و مسلمان ها را بكشند، مردم عليه اسرائيل و عليه آمريكا موضع مي گيرند. همه جا محكوم مي كنند.

سربازان صهيونيستي آمدند و مسلمان ها را به رگبار بسته اند.

اين آقايان در خانه هايشان نشسته اند و پشت درهاي بسته توطئه مي كنند و ما مسلمان ها را به جان هم مي اندازند.

در سوريه چه آن هايي كه از طرف دولت هستند و چه آن هايي كه تروريست يا مسلمان يا آزادي خواه، از هر دو طرف چه كساني كشته مي شوند؟

آن ها در خانه هايشان نشسته اند و ما مسلمان ها را به جان هم انداخته اند، ما آن ها را بكشيم و آن ها ما را بكشند. ٤ تا وهابي را تحريك كنند كه مسجد را منفجر كنند و عزاداري ها را منفجر كنند.

از اين طرف شيعه را عليه سني و سني را عليه شيه تحريك مي كنند.

امروز اگر كوچك ترين حركتي از ما صورت بگيرد، بين شيعه و سني اختلاف بندازد، خلاف شرع است و حرام است و خدا و ائمه و حضرت زهرا سلام الله عليها و امام زمان سلام الله عليه قطعا به اين راضي نيست و هيچ حرامي امروز بالاتر از اين نيست كه ما بياييم به بهانه دفاع از اهل بيت هفته برائت راه بيندازيم.

اين ها منتشر مي شود و آن ها را عليه شيعه تحريك مي كنند.

در ايران شما اكثريت هستيد؛ ولي در ديگر كشورها عزيزان در اقليت هستند.

در خود داخل كشور، اكثريت و اقليت مطرح نيست.

امروز ميلياردها ميليارد سرمايه گذاري مي كنند تا با ٥٠ واسطه يك شيعه را وادار كنند كه به صحابه فحش و ناسزا بگويد.

يك سني و يك وهابي را با ٥٠ واسطه تحريك مي كنند كه به مقدسات شيعه توهين كند. دشمن هم همين را مي خواهد.

ما نه از اصول اعتقادات شيعي دست برمي داريم و نه از تولي دست برمي داريم و نه از تبري دست برمي داريم؛ تبري نباشد، تولي معنا ندارد؛ ولي معناي تولي اين نيست كه من در شبكه هفته برائت اعلام كنم و جلسات برائت بگيرم.

شيعه و سني همه معتقد هستيم كه از دشمنان محمد و آل محمد، بايد بيزاري جست. اين كه مصداق آن چه كسي است، من نبايد بيايم يك مطلبي بگويم كه احساسات عزيزان اهل سنت را به يك نوعي جريحه دار كنم.

بيننده آقا عليرضا از مشهد:

اي بنده ما چه بي وفايي كه از مهر به سوي ما نيايي

آنگه كه تو را دهيم دردي ناچار شوي دمي بيايي

وآنگه كه تو را دهم شفايي ياغي شوي و دگر نيايي

من هر وقتي كه حرم مي روم، از آقا امام رضا خواهش مي كنم كه شما از خدا بخواهيد كه يك ذهن قوي مثل دكتر حسيني قزويني به ما دهد كه در راه امام زمان خرج كنيم.

آيا جناب عمر بن خطاب به آيات قرآن جهل داشتند؟

چرا بانو فاطمه زهرا سلام الله عليها وصيت كردند كه شبانه دفن شوند؟

استاد قزويني:

در رابطه با سؤال اول شما، جواب مثبت است.

موارد متعددي بوده است كه از جناب خليفه دوم سؤال كردند و ايشان اظهار داشته است كه من آگاهي ندارم. قضيه تيمم بوده است. قضيه «أبا» (وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا (٣١)) بوده است.

در رابطه با حضرت زهرا هم ان شاء الله در ايام فاطميه مفصل جواب خواهيم داد.

بيننده آقاي عباسي از تهران از اهل سنت:

من با صحبت هاي جناب آيت الله قزويني در رابطه با آقاي دانشمند واقعا موافق هستم؛ چون هر آدمي پاسخگوي اعمال خودش است.

ايشان توهين مي كنند، خودشان جواب گوي اعمال خودشان هستند.

اين وحدتي كه واقعا مي گوييد، ان شاء الله خداوند اين وحدت را بين سني و شيعه بيشتر كند؛ چون به قول آقاي قزويني، دشمن هاي اسلام از خدايشان است كه سني و شيعه به جان هم بي افتند. اين ها دشمن اسلام هستند. هرچه سني يا شيعه كشته شود، راضي هستند. تفرقه كار آن ها است.

در مورد سوره مباركه اعراف آيه ١٨٨ مي خواستم آيت الله قزويني براي ما توضيح دهند؛ چون من امشب داشتم قرآن را تلاوت مي كردم، اين آيه به چشم من خورد كه يا من مفهوم اين را متوجه نمي شوم يا به نظر من كسي از غيب آگاه نيست. من اين طور متوجه شدم.

خداوند مي فرمايد:

قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

استاد قزويني:

القرآن يفسر بعضه بعضا

در يك جا قرآن مي فرمايد:

اللَّهُ يَتَوَفَّي الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا

سوره زمر آيه ٤٢

خدا نفس ها را قبض روح مي كند.

بنابراين اگر اين طور باشد، پس عزائيل و يارانش چه كاره هستند؟

در آيات ديگر هم مي فرمايد:

قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَي رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ

سوره سجده آيه ١١

اين دو آيه را بايد كنار هم بگذاريم.

يك جا كه قرآن مي فرمايد: خدا است كه فقط شما را قبض روح مي كند و يك جا هم مي فرمايد: ملك الموت قبض روح مي كند، معناي آن اين است: آن كه واقعا در دنيا تمام افعال را صورت مي دهد به صورت مستقل خداوند است.

توفي الانفس و ميراندن و زنده كردن همه براي خدا است؛ ولي خداي عالم كه مستقيم، نمي آيد افراد را قبض روح كند.

خداي عالم مستقيم روزي به من و شما نمي دهد، خداي عالم والمدبرات امرا است.

يك سري ملائكه دارد كه تدبير امور به عهده آن ها است و مي فرمايد:

قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَي رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ

سوره سجده آيه ١١

از طرف خداي عالم وكيل هستند.

ما بيش از ١٠٠ آيه داريم كه اين طور است.

يك جا مي فرمايد: خدا روزي مي دهد و در جاي ديگري مي فرمايد: پدر و مادر روزي مي دهند. يك جا مي فرمايد: كشاورزها زراعت مي كنند و در جاي ديگري مي فرمايد: خدا زراعت مي كند.

در بحث علم غيب هم، علم غيب استقلالي و ذاتي براي خدا است. غير از خداي عالم احدي در دنيا علم غيب استقلالي ندارد.

پيغمبر اكرم كه مي فرمايد:

وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

سوره اعراف آيه ١٨٨

اگر من غيب مي دانستم، تمام خيرات را به طرف خودم جذب مي كردم.

يعني من از پيش خودم علم غيب ندارم.

شما آيه ١٨٨ سوره اعراف را در كنار آيه ٢٦ سوره جن بگذار.

در آنجا مي فرمايد:

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَي مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا

سوره جن آيه ٢٦ و ٢٧

خداي عالم غيبش را به كسي نشان نمي دهد و ظاهر نمي كند مگر براي پيامبران.

معلوم مي شود كه پيامبران علم غيب دارند؛ ولي پيامبران از پيش خودشان علم غيب ندارند. اگر پيغمبري گفت: من از پيش خودم علم غيب دارم، نستجير بالله اين كفر است.

براي همين در قضيه حضرت عيسي مي فرمايد:

أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَي بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ

سوره آل عمران آيه ٤٩

من از گل به صورت پرنده چيزي درست مي كنم و در آن مي دمم و به اذن خدا پرنده مي شود. من آنچه كه شما در خانه هايتان مي خوريد، خبر دارم؛ نه تنها از خورد و خوراك شما خبر دارم؛ بلكه از تمام آذوقه ها و مواد غذايي كه در خانه تان ذخيره كرده ايد، از آن هم خبر دارم.

آنچه كه در عالم هستي مدبر واقعي است و فاعل استقلالي است، خداي عالم است و مابقي هرچه انجام مي دهيم، الله خلقكم و ما تعملون.

هر كاري كه بنده انجام مي دهم؛ مثلا الان صحبت مي كنم، اگر بگويم اين من هستم كه از پيش خودم صحبت مي كنم، اين كفر و شرك است.

لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم

اميدوارم كه قضيه روشن شده باشد.

بيننده:

ما قبول داريم كه پيغمبر گرامي اسلام به وسيله وحي از علم غيب آگاه مي شدند.

سؤالي كه پيش مي آيد اين است كه بعد از پيغمبر وحي قطع مي شود.

چه جوري امام صادق چيزي از آينده گفته اند؟

اين را شما قبول داريد، وحي بعد از پيغمبر قطع شده است. اين ها چه طوري از علم غيب آگاه شده اند در صورتي كه وحي نبوده است؟

استاد قزويني:

اگر شما به خود كتاب هاي اهل سنت مراجعه كنيد، من يك حديثي از صحيح مسلم براي شما مي خوانم، كه جواب شما است:

٢٨٩١ وحدثنا محمد بن بَشَّارٍ حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ حدثنا شُعْبَةُ ح وحدثني أبو بَكْرِ بن نَافِعٍ حدثنا غُنْدَرٌ حدثنا شُعْبَةُ عن عَدِيِّ بن ثَابِتٍ عن عبد اللَّهِ بن يَزِيدَ عن حُذَيْفَةَ أَنَّهُ قال أخبرني رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم بِمَا هو كَائِنٌ إلي أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ فما منه شَيْءٌ إلا قد سَأَلْتُهُ إلا أَنِّي لم أَسْأَلْهُ ما يُخْرِجُ أَهْلَ الْمَدِينَةِ من الْمَدِينَةِ

صحيح مسلم، ج ٤، ص ٢٢١٧

حذيفه مي گويد: پيغمبر از تمام اتفاقاتي كه تا قيام قيامت، مي افتد به من خبر داد.

پيغمبر اكرم كه عالم غيب باذن الله است خبر مي دهد و آقاي حذيفه تا قيام قيامت از همه مطالب با خبر است.

اگر امام صادق هم از آينده و غيب خبر مي دهد، اين را از پدر بزرگوارشان امام باقر گرفته است و امام باقر از امام سجاد و امام سجاد از امام حسين و امام حسين از اميرالمؤمنين و اميرالمؤمنين از پيغمبر گرفته است. آيا اين استبعاد دارد؟

در صحيح مسلم اگر دو تا حديث جلوتر بياييد، از ابو زيد نقل مي كنند:

صلي بِنَا رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم الْفَجْرَ وَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتي حَضَرَتْ الظُّهْرُ فَنَزَلَ فَصَلَّي ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتي حَضَرَتْ الْعَصْرُ ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّي ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتي غَرَبَتْ الشَّمْسُ فَأَخْبَرَنَا بِمَا كان وَبِمَا هو كَائِنٌ فَأَعْلَمُنَا أَحْفَظُنَا

صحيح مسلم، ج ٤، ص ٢٢١٧

پيغمبر نماز صبح را خواند و به منبر رفت و خطبه خواند تا نماز ظهر، نماز ظهر را خواند، دوباره خطبه خواند و نماز عصر را خواند و خطبه خواند تا غروب.

بعد از نماز صبح تا نماز عشاء، پيغمبر يك روز تمام خطبه خوانده است.

پيغمبر در اين يك روز تمام آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده و در آينده بنا بود اتفاق بيافتد، همه را خبر داد، هر كدام از ما حافظه اش قوي تر بود، مطالب را گرفتيم و هر كس حافظه اش قوي نبود، نتوانست مطلبي بگيرد.

اگر پيغمبر اكرم به باذن الله مي داند و به صحابه مي گويد، علي هم جزء همين صحابه است. اميرالمؤمنين احفظ صحابه است و تمام مطالب را گرفته است.

أنا مدينة العلم و علي بابها

أنا مدينة الحكمة علي بابها

براي همين از اميرالمؤمنين به تدريج ائمه عليهم السلام گرفته اند.

در رابطه با خود خليفه دوم، آقايان اهل سنت مي گويند: پيغمبر فرمود: اگر بنا باشد يك فردي محدث باشد، يعني ملائكه با او سخن بگويند، جناب عمر بن الخطاب است.

چه طور جناب خليفه دوم اين شأنيت و اهليت را دارد كه ملائكه با او سخن بگويند؛ ولي اميرالمؤمنين و فرزندان بزرگوارشان اين شأنيت را ندارند؟

بيننده آقاي محمد امير از يزد:

من چقدر وقت دارم؟

مجري:

٣ دقيقه

بيننده:

اين برادر اهل سنت ما الان ١١ دقيقه صحبت كردند. من چند تا مطلب دارم شايد بيشتر از ٣ دقيقه شود. ما در خدمت حاج آقا كه هستيم خيلي خوشحال هستيم و احساس مي كنيم كه ايشان كم و كسري ها را رفع مي كنند.

من در رابطه با حديث منزلت يك مطلبي مي خواهم عرض كنم. اين صحبت هايي كه شما گفتيد، خيلي جامع و خوب بود.

اين ها مي گويند: مربوط به جنگ تبوك بوده است. اين جانشيني حضرت ٤٠ روز طول كشيده است. ما معتقد هستيم كه به اندازه يك ثانيه، همان اندازه، تمام خواصي را كه در رابطه با حضرت هارون بود، به حضرت امير منتقل شد.

همين كه ايشان فرمودند و يك لحظه هم كه شد، تمام آن خواص به حضرت منتقل شد. حضرت موسي از خدا خواستند كه حضرت هارون وزيرشان باشد، وزير هم در عربي به معني پناهگاه است؛ يعني كسي كه به او پناه ببرم.

خداوند عالم در قرآن مي فرمايد: ما موسي را با زبان تورات به وسيله هارون قوي كرديم و او را پشتيبان تو قرار داديم.

خود حضرت رسول الله به يك نحوي فرمودند: يا علي مدد. اين چيزي است كه طبق همين آيات و روايات مشخص است.

يك حديثي است كه من از بخاري خواندم و ترجمه آن را هم آقاي ترشابي كرده است و اين را در اينترنت انتشار داده اند. يك حديث مفصلي است كه من خلاصه آن را مي گويم.

حضرت رسول صلي الله عليه وآله ٣ نفر را تشبيه مي كنند.

من فقط اين تشبيهي كه براي مولايمان اميرالمؤمنين كرده اند را مي گويم.

أنت مِنِّي وأنا مِنْكَ

صحيح البخاري، ج ٢، ص ٩٦٠

من تو هستم و تو من هستي.

واضح تر از اين ديگر نمي شود و اين از جانشيني رد كرده است.

أنت مني وأنا منك، بهترين حديثي كه در اين كتاب است، همين حديث است.

بالاتر از اين ديگر نمي شود. اين يك كلام خيلي خوبي است.

در رابطه با اعياد و وفات كه گذشت، من يك مطالب قرآني داشتم كه ٣ مرتبه با شبكه كلمه و با ٣ نفر از اين كارشناسان شان صحبت كردم. اين را ما روخواني كرديم و تفسير نكرديم.

ما عرض كرديم: در قرآن كريم در سوره مريم، خداوند از حضرت يحيي خيلي تجليل مي كنند و از ايشان به عنوان بهترين پرهيزكار ياد مي كنند، مي فرمايد:

وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا

سوره مريم آيه ١٥

سلام بر تو يحيي در روز ولادتت و روز موتت و روزي كه برانگيخته مي شوي.

خداوند در اينجا خلاصه زندگي حضرت يحيي را به ٣ روز خلاصه كرده است، روز تولد و روز مرگ و روز قيامت؛ روز قيامت كه خداوند مي فرمايد: يوم عظيم است.

يعني تولد و وفات با يوم عظيم مساوي شده است.

اينجا مشخص است كه وقتي خداوند تبارك وتعالي سلام مي فرستد و روز تولد آن را ذكر مي كند، يك چيزي هست كه مي فرمايد: روز تولد.

وقتي مي خواهد تكريم كند مي فرمايد: روز تولد.

حضرت عيسي هم كه پيامبر اولي العزم است، در همين سوره در مورد ايشان مي فرمايد: سلام خدا بر من بر روز تولدم و بر روز وفاتم و بر روز رستاخيزم.

اين چيزي است كه خداوند آن را مشخص كرده است.

اين ها گفتند: اين مربوط به آن دوران است. پيغمبر ما اين كارها را نكرده است و جشن هم نگرفته است.

استاد قزويني:

نكات خوبي گفتيد؛ مخصوصا همان نكته اول كه حضرت عالي اشاره كرديد كه نبي مكرم به اميرالمؤمنين مي فرمايد:

أنت مِنِّي وأنا مِنْكَ

صحيح البخاري، ج ٢، ص ٩٦٠ و ج ٣، ص ١٣٥٧ و ج ٤، ص ١٥٥١

اين روايت در ٣ جاي بخاري آمده است.

در مورد حمزه يك صحبتي مي كند و در مورد جعفر يك حرفي مي زند و به زيد يك حرفي مي زند و به اميرالمؤمنين كه مي رسد اين جمله را مي فرمايد.

گر در خانه كس است يك حرف بس است.

بيننده آقا فرهاد از كردستان از اهل سنت:

آقاي قزويني گفتند: كه ما در شبكه مان اصلا به اهل سنت توهين نمي كنيم؛ ولي من دلائل زيادي دارم كه شما توهين مي كنيد.

استاد قزويني:

بگوييد: ما در خدمت هستيم.

بيننده:

من بارها در شبكه تان ديدم به شيخ الاسلام رحمت الله عليه توهين كرديد.

استاد قزويني:

به كدام شيخ الاسلام؟

بيننده:

شيخ الاسلام ابن تيميه.

استاد قزويني:

ما ابن تيميه را شيخ الاسلام نمي دانيم، اهل سنت هم او را شيخ الاسلام نمي دانند.

آقاي محمد بن محمد بخاري وقتي به ابن تيميه مي رسد، ايشان مي گويد::

من أطلق علي ابن تيمية أنه شيخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق كافر

الضوء اللامع لأهل القرن التاسع، شمس الدين السخاوي، ج ٩، ص ٢٩٢

هر كس به ابن تيميه بگويد: شيخ الاسلام، با همين اطلاق كافر است.

ما كه نگفتيم، امام سبكي هم همين تعبير را دارد.

بيننده:

يقين داشته باشيد كه آن شخصي كه همچنين حرفي زده است دشمن اسلام است.

استاد قزويني:

شما نظرتان اين است كه او دشمن اسلام است.

مجري:

جناب آقاي ابن تيميه به حضرت امير عليه السلام توهين مي كند، شما اين توهين را قبول داريد؟

بيننده:

نه، توهين نكرده است. قبول ندارم كه به حضرت علي توهيني كرده باشد.

استاد قزويني:

شما كتاب الدرر الكامنه ابن حجر عسقلاني را تا به حال خوانده اي؟

بيننده:

خوانده ام؛ ولي شما تحريفاتي در ترجمه مي كنيد.

استاد قزويني:

شما بگوييد: چه تحريفاتي ما كرديم.

بيننده:

روايتي كه به حضرت علي توهين شده است را بياوريد تا من تحريفات شما را بگويم.

استاد قزويني:

ايشان مي گويد: بعضي ابن تيميه را كافر و زنديق و منافق مي دانند.

علت اين كه مي گويند: ايشان منافق است، اين است كه نسبت به اميرالمؤمنين سلام الله عليه جسارت كرده است و گفته است:

أن عليا قاتل للرياسة لا للديانة

علي بن ابي طالب فقط به خاطر رياست خواهي جنگ كرده است نه براي ديانت.

ايشان در ١٧ مورد با قرآن مخالفت كرده است و بر خلاف قرآن عمل كرده است.

وإنما قاتل للرياسة لا للديانة

علي بن ابي طالب اسلامش ارزش نداشته است و بچه بوده است كه مسلمان شده است.

وكان مخذولا حين ما توجه

هر كجا علي رفته، جز ذلت چيز ديگري با علي نبوده است.

بيننده:

همچنين چيزي نيست. اگر در كتاب هاي شيخ الاسلام رحمت الله عليه اين چنين بود، يقين بدانيد من ايشان را از اسلام خارج مي دانستم.

استاد قزويني:

شما مي گوييد: من عبارت ابن حجر را مطالعه كردم. ابن حجر دروغ مي گويد؟

بيننده:

شيخ الاسلام اگر در كتاب هاي خودش داشت من مي ديدم.

استاد قزويني:

اين قدر شيخ الاسلام شيخ الاسلام نكن برادر عزيز من. شما گفتيد: در عبارت تحريف كرديد، من هم عبارت ابن حجر را خواندم. اگر مي خواهيد عين عبارت ابن حجر را روي آنتن بياورم و شما ببينيد.

بيننده:

من ابن حجر را قبول ندارم. اگر در كتاب شيخ الاسلام است بياوريد.

استاد قزويني:

آقاي ابن حجر و سيوطي و ابن حجر هيثمي را قبول نداريد؛ پس چه كسي را قبول داريد؟

بيننده:

همه اين كساني را كه گفتي قبول دارم. در روايتي كه در مذمت شيخ الاسلام آمده است، آن ها را قبول ندارم.

استاد قزويني:

آيا شما آقاي ابن حجر هيثمي كه از علماي بزرگ شافعي است، قبول داريد؟

بيننده:

بله قبول دارم.

استاد قزويني:

ايشان وقتي به ابن تيميه مي رسد، مي گويد: ابن تيميه:

ابن تيمية عبد خذله الله وأضلَّه وأعماه وأصمه وأذلَّه

الفتاوي الحديثية، ج ١، ص ٨٣

ابن تميميه يك بنده اي است كه خدا او را ذليل و گمراه و كر و كور كرده است.

آيا اين عبارت آقاي ابن حجر هيثمي كه از علماي بزرگ اهل سنت است و شافعي مذهب است، قبول داريد؟

آقاي ابن حجر هيثمي مي گويد:

وبذلك صرح الأئمة الذين بينوا فساد أحواله وكذب أقواله

الفتاوي الحديثية، ج ١، ص ٨٣

اين سخن تمام پيشوايان اهل سنت است كه فساد حال ابن تيميه و دروغگويي او را بيان كردند.

بيننده:

اين كه گفتيد: ابن حجر همچنين چيزي گفته است، گناه كبيره اي انجام داده است.

هر كس به ابن تيميه توهين كند از اسلام خارج نشده است؛ ولي گناه كبيره انجام داده است. اميداوارم كه خدا او را ببخشد.

هر كدام از علماي اهل سنت هم كه به شيخ الاسلام رحمة الله عليه توهين كند، گناه كبيره مرتكب شده است. من اين عقيده را دارم.

استاد قزويني:

شما اين عقيده را داريد و علماي اهل سنت هم اين عقيده را دارند. آقاي حصني دمشقي كه از علماي بزرگ شافعي است مي گويد:

إمامه الشيطان

دفع شبه من شبه وتمرد، ج ١، ص ٩٥

پيشواي ابن تيميه شيطان بوده است.

مجري:

پس ما به مقدسات اهل سنت توهين نمي كنيم؛ بلكه ما با علماي اهل سنت همراه شده ايم.

بيننده:

شما به مقدسات اهل سنت توهين نمي كنيد؟

استاد قزويني:

نه تنها ابن تيميه مقدس نيست؛ بلكه منفور اهل سنت است.

بيننده آقاي بهرامي از انزلي:

صحبتي كه من از اساتيد شما شنيدم اين است كه آياتي در قرآن است كه به حضرت اميرالمؤمنين يا خلافت ايشان اشاره كرده است.

اهل تسنن اين را قبول ندارند. چرا در قرآن اسم اميرالمؤمنين نيامده است كه اين شبهه اي كه اهل تسنن دارند بر طرف شود؟

مجري:

چند وقت است كه بيننده برنامه ما هستيد؟

بيننده:

٢ هفته است كه بيننده برنامه هاي شما هستم.

مجري:

اين مباحث خيلي مطرح شده است و پاسخ داده شده است.

استاد قزويني:

در آيه ٥٥ سوره مائده كه مي فرمايد:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

ولي شما خدا و پيغمبر و آن آقايي است كه نماز مي خواند و در ركوع انگشتر به سائل مي دهد.

آقاي آلوسي از علماي بزرگ اهل سنت است، ايشان مي گويد: معظم محدثين و كبار حديث نگاران بر اين عقيده هستند كه اين آيه در حق علي بن ابي طالب نازل شده است.

اين مطلب را در كتاب روح المعاني جلد ٦ صفحه ١٧٧ و ١٨٨ ملاحظه كنيد.

اين آيه مي فرمايد: ولي امر شما بعد از پيغمبر آن آقايي است كه نماز مي خواند و در ركوع انگشترش را به سائل مي دهد.

با اين ويژگي ها خداي عالم معين مي كند و تمام مفسرين هم مي گويند: اين آيه در حق علي نازل شده است.

آمدن اسم ملاك نيست، وقتي يك فردي را با مشخصاتش به اين شكل معين مي كند، كافي است.

مگر آقايان اهل سنت كه مي گويند: آيه ٤٠ سوره توبه كه مي فرمايد:

إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَي وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

در رابطه با ابوبكر است و هر كس انكار كند كافر است، اسم ابوبكر در آن آمده است يا به كمك روايات مي گويند: در حق ابوبكر است.

آيه ١١ سوره نور كه مي گويند: در حق عائشه است، منكر آن هم كافر است، اسمي از عائشه كه نيامده است؛ بلكه به كمك روايات مي گويند.

همان رواياتي كه مي گويد: آيه ٤٠ در رابطه با ابوبكر است و آيه ١١ در رابطه با عائشه است، همان روايات هم مي گويند: آيه ٥٥ در رابطه با حضرت امير است و آيه ٦٧ سوره مائده در رابطه با اميرالمؤمنين است و آيه ٢ سوره مائده در حق اميرالمؤمنين است.

آقاي آلوسي از عبد الله بن مسعود نقل مي كند: ما آيه ٦٧ سوره مائده را در زمان پيغمبر اين طور مي خوانديم:

ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

روح المعاني، ج ٦، ص ١٩٣ و الدر المنثور، ج ٣، ص ١١٧

نام علي هم در قرآن بوده است و الان نيست.

ما كه جواب گو نيستيم.

آلوسي و سيوطي و آقاي محمد رشيد رضا و آقاي شوكاني نقل مي كنند كه عبد الله مسعود مي گويد: ما اين آيه را زمان پيغمبر اين طوري مي خوانديم.

آقايان اهل سنت بايد به اين جواب دهند كه اين شخص مي گويد: نام اميرالمؤمنين بوده است و الان در قرآن نيست.

من از امثال آقا فرهاد مي خواهم بزرگواري كنند و برنامه سراب وهابيت را ببينند و عبارت هايي كه بزرگان اهل سنت كه بيش از ٥٠ نفر از شخصيت هاي برجسته اهل سنت كه مي گويند: ابن تيميه منافق است و مرتد است و از اسلام بهره اي ندارد را نگاه كنند.

سبكي مي گويد: از ٧٣ ملت خارج است.

اين همه بزرگان همه اشتباه كردند.

حضرت عالي در چه حدي هستيد كه به ابن حجر عسقلاني و ابن حجر هيثمي و امام سبكي و حصني شافعي دمشقي بگوييد: اين ها اشتباه كردند.

پایان.