سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٠١ - دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)

دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)

کد مطلب: ٥٣٣٣ تاریخ انتشار: ١٥ بهمن ١٣٩١ تعداد بازدید: ٢٥٦٨ سخنراني ها » شبکه ولايت دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
حبل المتين ٩١/١١/١٥

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ :١٥ / ١١ / ٩١

مجري:

آيا در كتب اهل سنت قرينه صريح در «حديث منزلت» مبني بر خلافت حضرت امير عليه السلام وجود دارد؟

استاد قزويني:

همانطوري كه برادر بزرگوارم اشاره فرمودند، يكي از ادله ي محكمي كه بر امامت و خلافت اميرالمومنين سلام الله عليه دلالت دارد، حديث منزلت است.

ما در رابطه با حديث منزلت مفصل صحبت كرديم، من يك فهرستي از آنچه كه در برنامه هاي گذشته تقديم كرديم را ارائه مي دهم انشاالله خدا توفيقمان بدهد تا بتوانيم اين پاور پوينت ها را تكميل كنيم تا هم در سايت قرار دهيم و هم در اختيار دوستاني كه مرتب از ما تقاضا مي كنند.

حديث منزلت را در صحيحين مطرح كرديم كه در همان قضيهتبوك بوده است مفصل مطرح شد و گفتني ها در اينجا گفته شد.

حديث منزلت در غير حادثه جنگ تبوك همه مطرح شد.

در قضيه مؤاخاة ، فتح خيبر ، سد ابواب ، منزل ام سلمه ، ولادت حسنين و همچنين حديث منزلت در موارد متعدد ديگر مطرح شد كه اينها به نقل ابن عباس ، ابو سعيد خدري ، ام سلمه و تا به ابوهريره ما رسيديم و صحت حديث منزلت را هم ما مفصل با دوستان صحبت كرديم و اين مباحث سپري شد.

در جلسه قبل به دلالت حديث منزلت بر امامت حضرت امير سلام الله عليه رسيديم.

ما در اينجا حديث منزلت را به عنوان يك فضيلت بي نظير اميرالمومنين از كتاب صحيح مسلم آورديم كه جناب سعد بن وقاص مي گويد:

اگر يكي از اين فضائلي كه علي دارد در من بود از تمام ثروت با ارزش تر بود.

و همچنين از جناب خليفه دوم نقل كرديم كه گفت:

اگر يكي از اين صفات در من بود

احب الي مما طلعت عليه الشمس

و همچنين مقارنت حديث منزلت را با حديث رايت مطرح كرديم و وقوع حديث منزلت در سياق آيه مباهله و اشاره شد بر اينكه حديث آيه مباهله براي اين بود كه اميرالمومنين و ديگراني كه در قضيه مباهله با نصاراي نجران حضور داشتند و شركت كرده بودند هدف اثبات نبوت رسول اكرم و اثبات صداقت و راستي سخن نبي مكرم و نصرت آن حضرت بوده است.

و عرض كرديم كه كساني كه اين شأنيت و اهليت و مقام و رتبه را دارند كه به امر الهي در اثبات نبوت نبي مكرم حضور پيدا كنند، قطعا براي خلافت نبي مكرم از ديگران بيشتر شايستگي دارد.

اما در رابطه با صحبتي كه برادر عزيزم امروز سوال كردند كه آيا ما در حديث منزلت دليل يا قرينه ي واضحي داريم كه دلالت كند بر خلافت اميرالمومنين يا نه؟

دوستان اگر دقت كنند من گمان مي كنم به قول معروف كه مي گويند در خانه كس است يك حرف بس است ما نزديك به ٤، ٥ ماه است كه ادله متعدد در مورد امامت و خلافت اميرالمومنين با سندهاي صحيح و دلالت هاي صريح بيان كرديم.

و از اين آقايان هم خواستيم كه بيايند و حداقل در كنار اين انبوه روايات يك روايت صريح يا يك آيه با تفسير با شان نزول در رابطه با خلافت جناب خليفه اول مطرح كنند ولي متاسفانه دريغ از ارائه يك دليل و يا يك قرينه و يا يك شاهد.

البته ما قصدمان نه جسارت به اهل سنت است و نه به اين آقايان ولي اين ادله ما است

قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ

سوره بقره آيه ١١١

شما ببينيد اين عباراتي كه ما آورديم يكي از اين عبارات در شان خليفه اول وارد شده است يا نه ؟

آن وقت ما وجدان خود را به قضاوت فرا بخوانيم.

روايت را جناب حاكم نيشابوري از احمد بن حنبل ، يحيي بن حماد از ابي بلث از ابن عباس نقل مي كند تا آنجايي كه مي گويد پيامبر اكرم به اميرالمومنين فرمود:

اما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي الا انه ليس بعدي نبي انه

علي آيا دوست نداري كه رتبه تو نسبت به من همانند هارون به موسي باشد مگر اينكه نبي بعد از من نيستي

بعد فرمود:

لا ينبغي ان اذهب الا وأنت خليفتي

من از مدينه به طرف منطقه تبوك نخواهم رفت مگر اينكه تو خليفه و جانشين من باشي.

المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج ٣ ص ١٣٤

اين آقاياني كه مي گويند علي عليه السلام به عنوان خليفه پيامبر و جانشين پيامبر در مدينه بود ديگران هم بودند و ابن ام مكتوم ١٣ بار، بفرماييد آيا همچنين تعبيري در مورد هيچ يك از موارد فرموده است ؟

حتي در نمازي كه آقايان ادعا مي كنند در همان بيماري نبي مكرم كه فرمود:

مروا ابابكر ان تصلي بالناس

آيا اين تعبير در كنارش بود كه و هو خليفتي؟

خوب اين تعبير تعبير خيلي بزرگ ، سنگين و داراي پيام است.

بعد ابن عباس مي گويد:

قال ابن عباس وقال له رسول الله صلي الله عليه وآله أنت ولي كل مؤمن بعدي ومؤمنة

تو ولي امر تمام مومنين و مومنات بعد از من هستي

اين تعبير در حق كدام يك از افراد و صحابه آمده است ؟

بعد جالب اين است كه حاكم نيشابوري مي گويد:

هذا صحيح الاسناد

المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج ٣ ص ١٣٤

ذهبي هم مي گويد:

صحيح

تاريخ الإسلام - الذهبي - ج ٣ ص ٦٢٧

ديگه من گمانم اگر در خانه كس است يك حرف بس است.

كلمه «خليفتي» آمده ، «ولي كل مومن بعدي» آمده ، و اين ٢ نفر هم ميگويند كه صحيح است.

الباني كه به تعبير آقايان بخاري دوران است مي گويد:

قال الحاكم صحيح الاسناد

حاكم نيشابوري گفته است سند صحيح است ، ذهبي هم موافقت كرده است صحت آن را

و هو كما قالا

اين روايت همانطوري كه آن دو نفر گفتند صحيح است.

السلسلة الصحيحة ج ٥ ص ٢٢٢

پس ٣ نفر كه حاكم و ذهبي و الباني باشند شهادت دادند اين روايت صحيح است و صراحتش هم كه معلوم است از و انت خليفتي و ولي كل مومن بعدي.

خوب چطور اينجا اگر نبي مكرم مي گويد:

ولي كل مومن بعدي

ما بايد دست برداريم و هيچ دلالتي نمي كند؟ ولي از آن طرف در صحيح مسلم جناب خليفه دوم كه مي گويد:

تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ

صحيح مسلم ج ٣، ص ١٣٧٨

آنجا هم كلمه ولي استفاده شده است.

يا

ثم توفي أبو بكر ، فقلت : أنا ولي رسول الله وولي أبي بكر.

كنز العمال - المتقي الهندي - ج ٧ ص ٢٤١

آنجا كلمه «ولي» را به چه معني گرفتيد، اينجا هم همين معنا را بگيريد.

المستدرك كه چاپ هاي مختلف دارد كه يكي از اين چاپ ها در پاورقي آن تلخيص ذهبي هم آمده است جلد ٣ صفحه ١٣٣ نشر دار المعرفة بيروت.

الباني هم اين حرف را در سلسلة الاحاديث الصحيحة جلد ٥ ص ٢٠٢ بيان كرده است.

در روايت ديگر از خود جناب آقاي احمد بن حنبل باز در اينجا كه ايشان از ابن عباس نقل مي كند كه پيامبر فرمود:

أَمَا تَرْضَي أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَي الا أَنَّكَ لَسْتَ بنبيانه

تمام جايگاه هارون نسبت به موسي براي تو ثابت است جز اينكه تو پيامبر نيستي.

لاَ ينبغي أَنْ أَذْهَبَ الا وَأَنْتَ خليفتي

من از مدينه بيرون نخواهم رفت جز اينكه ثابت كنم تو خليفه من هستي

و فرمود :

قال وقال له رسول اللَّهِ أنت وليي في كل مُؤْمِنٍ بعدي

مسند أحمد بن حنبل ج ١، ص ٣٣٠

هيثمي هم آمده مي گويد:

رجال احمد رجال صحيح است غير از ابي بلج كه صحبت خواهم كرد و او ثقه است گرچه يك مقداري نرمي هم دارد.

مجمع الزوائد ج ٩ ص ١٢٠

روايت ديگر ابن ابي عاصم:

ايشان نقل مي كند از عمرو بن ميمون از ابن عباس كه پيامبر فرمود:

انت مني بمنزلة هارون من موسي الا انك لست نبيا

جز اينكه پيامبر نيستي

بعد مي گويد:

انه لا ينبغي ان اذهب الا و انت خليفتي في كل مومن من بعدي

كتاب السنة ص ٥٥١

آن آقاياني كه دنبال اشكالات بني اسرائيلي هستند، به گمانم با اين روايت نبي مكرم هرگونه طرح كردن اشكالات بني اسرائيلي رو به روي همه بسته است.

فرمود: من از مدينه بيرون نمي روم مگر كه ثابت كنم تو خليفه من در حق تمام مومنين بعد از من هستي.

اين خيلي واضح و روشن است و اين خلافت فقط مربوط به تبوك نبوده است؛ بلكه خلافت ثابت براي بعد از نبي مكرم صلي الله عليه و آله وسلم است.

الباني هم مي گويد:

اسناده حسن

از ديدگاه آقايان اهل سنت هم حديث حسن معتبر است مانند حديث صحيح ، در عمل تفاوتي بين صحيح و حسن ندارند.

ر رجاله ثقات رجال شيخين

تمام راويان اين ثقه هستند و رجال اين روايت همان رجال صحيح بخاري و مسلم است غير از ابي بلج و اسمش يحيي بن سليم است كه حافظ گفته است:

صدوق

اين آقا صدوق است

ربما اخطأ

گاها خطا هم مي كند.

ضلال الجنة ج ٢ ص ٣٣٧

و اين نهايت اشكالي است كه جناب آقاي الباني مي گيرد. كه البته ايشان مي گويد:

اسناد حسن است

يعني اينكه از حافظ ابن حجر نقل مي كند كه صدوق است ربما اخطاء اين اخطاء ضرري به اعتبار روايت نمي زند.

مجري:

اين قسمت آخر كه حضرت عالي اشاره فرموديد از آقاي الباني كه بخاري عصر بود و به تازگي از دنيا رفت، خواستم اين اشكالي كه وارد كرد را پاسخش را هم به دوستان بدهيد تا اين را متوجه شوند.

استاد قزويني:

الباني كه مي گويد حافظ ، مراد از حافظ علي الاطلاق كه مي آوردند ابن حجر عسقلاني است.

اين عبارت:

ربما اخطاء

هيچ ضرري به وثاقت روايت نمي زند. چرا ؟ چون تعدادي از روات بخاري و مسلم با اينكه توثيق شده اند درباره شان دارد كه:

يخطئون كثيرا

زياد خطا مي كردند

اگر ملاحظه كنيد افرادي در سند صحيح بخاري و مسلم داريم كه مي گويد:

ثقة يخطئ كثيرا

شما ببينيد عبدالرحمن بن عبدالله بن حنظله را كه ابن حجر مي گويد:

من رجال البخاري و مسلم و هو ثقة عند الاكثر

ابن حبان گفته است:

كان يخطئ كثيرا

زياد خطا مي كرده است.

كسي كه زياد خطا مي كند در بخاري روايت دارد و اگر واقعا اولا اشكال داشته باشد جناب آقاي بخاري شرط كرده است كه سند و روايتي را مي آورم كه تمام راويان آن بالاتفاق ثقة باشند.

ثقة عن ثقة عن ثقة عن رسول اكرم

و شذوذي هم نداشته باشد.

خوب بفرماييد اين عبدالرحمن بن عبدالله حنظله از راويان صحيح بخاري و مسلم است.

و اضافه مي گويد:

ثقة عند الاكثر

مورد وثوق است نزد اكثر.

اگر چنانچه خطاي اين آقا ضرر به اعتبار و وثاقت اين آقا مي زد كه اين معنا نداشت.

فتح الباري ج ١٠، ص ١١٨

البته اين را كه من آوردم

من رجال البخاري و مسلم

از تهذيب التهذيب آوردم.

چون جا نبود بنده ذكر نكردم ، بعدا آقايان نگويند كه در فتح الباري همچنين مطلبي ذكر نشده است.

خدا حفظ كند حضرت آيت الله العظمي سبحاني يه روزي مي فرمود:

در هند يكي از علماي شيعه با تعدادي از علماي وهابي بحث مي كردند، ايشان يك روزي آمد و يك روايت از صحيح بخاري نقل كرد ، آقايان گفتند ما اين روايت را بررسي مي كنيم و فردا به شما جواب مي دهيم.

يكي از آنها روز بعد بلند شد و گفت ما گفتيم اين شيعه ها همه دروغ مي گويند ولي باور نمي كرديد ولي من امروز ثابت مي كنم اين روحاني شيعه كه ديروز از صحيح بخاري روايت خواند، دروغ گفته است.

پرسيدند دروغ او چيست؟ گفت : ايشان گفت: جلد ٢ صفحه ١٥٠ در حالي كه اين مطلب در صفحه ١٥٠ نيست بلكه در صفحه ١٥١ است و اين شخص دروغ مي گويد.

حالا بعضي از آقايان مي آيند از اين اشكالات مي گيرند.

عبيدالله بن اخنس است كه ابن حجر مي گويد:

من رجال الستة

صحاح سته همه دارند، مسلم، بخاري، نسائي، ابوداوود، مالك و ابن ماجه است. بعد مي گويد:

ابن حبان او را در ثقاتش آورده است و توثيق كرده است و گفته است:

يخطئ كثيرا

تهذيب التهذيب ج ٧ ص ٣

فتح الباري ج ١٠ صفحه ١٦٩

زازان ابوعبدالله است كه ابن حجر مي گويد از روات بخاري و مسلم و ٤ تاي ديگر است و اين معين گفته است :

ثقة لايسأل ان مثله

اصلا وثاقت او در حدي است كه حرفي درش نيست.

ابن حبان در ثقات آورده است و گفته است كه :

كان يخطي كثيرا

تهذيب التهذيب ج ٣ ص ٢٦١

پس بنابر اين اين فرمايش آقاي الباني كه مي گويد كه :

قال الحافظ صدوق ربما اخطاء

اين در رابطه با آقاي ابوبلج هيچ ضرري به اعتبار روايت نمي زند.

مجري:

اشكال بعدي كه بعد از آقاي الباني هست به اين حديث ، اشكال آقاي بخاري است به سند روايت كه اگر لطف بفرماييد هم اشكال را بفرماييد و هم پاسخش را ما ممنون مي شويم.

استاد قزويني:

من از عزيزان طلبه و فضلا بحث دارند يا ديگر بزرگواران كه در مباحث اختلافي مي خواهند استدلال كنند يا با وهابي ها مذاكرات و مناظراتي دارند من هميشه توصيه كردم كه بحث رجال و تسلط به مباني رجالي و جرح و تعديل و مباني جرح و تعديل هم از ديدگاه شيعه و هم از ديدگاه اهل سنت از ضروريات است و دوستان بايد به آن اولياتي كه در بحث هاي رجالي مطرح است آگاهي داشته باشند.

شما ١٠ تا روايت نقل مي كنيد و خودتان را خسته مي كنيد ولي آن شخص مي گويد تمام روايات ضعيف است. اينكه هزينه اي ندارد اينها را اثبات كنيد.

من در جلسه اي كه خدمت مفتي اعظم عربستان جناب آل شيخ بوديم همچين اتفاقي افتاد و بحث سر اين بود كه ايشان گفت ما روايتي نداريم كه هيچ يك از صحابه بعد از رحلت پيامبر به قبر پيامبر متوسل شده باشد.

گفت يك مورد هم نداريم. من چند تا روايت آوردم مخصوصا از دلائل النبوة بيهقي و ديگر گفت كه همه روايات ضعيف است.

گفتم شما كه فرموديد ما روايت نداريم حالا كه من روايت آوردم مي فرماييد روايت ضعيف است؟

گفتم چشم اين هم جواب مي دهم، همين روايت را آقاي ابن حجر در فتح الباري جلد ٢ صفحه ٤١٢ مي گويد صحيح است، ابن كثير در البداية و النهاية مي گويد روايت صحيح است.

به هر حال امروز اين وهابي ها اگر چنانچه شما آيه قرآن بخوانيد و تشخيص ندهد كه اين آيه قرآن است يا روايت مي گويد اين روايت ضعيف است.

خدا بيامرزد من هميشه ياد شهيد مطهري مي افتم كه مي گفت:

در هواپيما بوديم كه يكي از اين اساتيد دانشگاه كه دكتر هم بود بحث حقوق زن و مرد بود و من اين آيه را خواندم :

لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ

سوره نساء آيه ١١

و براي او ترجمه كردم و توضيح دادم، كه برگشت گفت: آقاي مطهري ما شما را آدم روشنفكر مي دانستيم، آدم اجتماعي مي دانستيم و اين روايات اسرائيليات و دروغ هاي كعب الاحبار را از كجا در مي آوريد؟ از شما خيلي بعيد است.

گفتم آقاي دكتر اين آيه قرآن است.

حالا اين وهابي ها اگر ندانند اين آيه است يا حديث ، اگر بر خلاف عقيده شان باشد بلافاصله مي گويند اين روايت ضعيف است.

و لذا عزيزان يك مقداري در اين زمينه دقت كنند، ما در زمينه ابوبلج مفصل قبلا هم صحبت داشتيم ولي باز هم تكرار كرديم.

ببينيد ابن عدي كتابي دارد به نام الكامل في ضعفاء الرجال در جلد ٧ صفحه ٢٢٩ كه آقاي ابوبلج را كه مي آورد مي گويد:

قال البخاري يحيي بن أبي سليم أبو بلج الفزاري سمع محمد بن حاطب وعمرو بن ميمون فيهنظر

من در ايشان نظر داريم.

خوب« فيه نظر» در حقيقت يعني فيه اشكال و ضعف. و ابن حجر هم در تهذيب التهذيبمي گويد:

ابن معين ، ابن سعد در طبقات ، نسائي و دارقطني گفته اند كه ثقه است

و قال البخاري فيه نظر

بخاري گفته است كه من در او نظر و اشكال دارم.

تهذيب التهذيب ج ١٢ ص ٤١

حالا اين ابن حجر چطور شد بعد از اينكه از يحيي بن معين و محمد بن سعد و از جناب آقاي نسائي و دارقطني وثاقتش را نقل مي كند در كنارش هم اين را اضافه مي كند؟

ظاهر قضيه اين است كه ايشان مي خواهد كه اين آقاي ابوبلجي كه اين رواياتي در خلافت آقا اميرالمومنين سلام الله عليه دارد با كلام بخاري زير سوال ببرد.

خوب آقايان اين را داشته باشند، در رابطه با اينكه ايشان مي گويند بخاري گفته است فيه نظر ، استاد احمد شاكر كه از محققين مسند احمد است و از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است و در علم رجال خلاصه آدم توانمندي است.

ايشان به سند كه مي رسد مي گويد:

اسناده صحيح

سند اين روايت كاملا صحيح است .

در رابطه با ابوبلج مي گويد:

و هو ثقة

اين مورد وثوق است

وثقه ابن معين ابن سعد و النسائي و الدارقطني وغيرهم

غير از اينها هم همه او را توثيق كردند

و مي گويد:

و في التهذيب ان البخاري قال فيه نظر

من از عزيزان تقاضا دارم كه خوب دقت كنند ، ابن حجر در تهذيب التهذيب گفته است كه بخاري گفته است فيه نظر، بعد احمد شا كر مي گويد:

و ما ادري أين قال هذا

من نمي فهمم بخاري اين را كجا گفته است و ابن حجر از كجا استفاده كرده است

فانه ترجمه في الكبير

بخاري در تاريخ كبير آقاي ابوبلج را ترجمه كرده است

و لم يذكر فيه جرحا

هيچ اشكالي بر او وارد نكرده است و ضعفي نياورده است

و لم يترجمه في الصغير

در تاريخ صغير هم اصلا ذكر نكرده است

و نه خود آقاي بخاري در ميان ضعفا و نه در نسائي هيچ كدام آقاي ابوبلج به هيچ وجهي در ميان راويان ضعيف نياوردند.

مسند احمد جلد ٣ صفحه ٣٣١ تحقيق احمد شاكر نشر دارالحديث قاهره.

پس معلوم شد كه اينكه آقاي ابن حجر مي آيد و مي گويد:

قال البخاري و فيه نظر

آقاي ابن عدي مي گويد :

قال البخاري فيه نظر

در اين «فيه نظر» آقاي بخاري نظر است و اينكه آقاي بخاري مي گويد اشكال دارد ، اشكال آقاي بخاري اشكال دارد و هيچ جا اين مطلب كه ابن عدي و ابن حجر نقل مي كنند به هيچ وجه خبري از آن نيست.

بعد جالب اين است كه ابن عدي كه ما از او نقل كرديم اگر دوستان دقت كنند اين آقاي ابن عدي تضعيف آقاي ابوبلج را از ابن حماد عن البخاري نقل مي كند.

ابن حماد كيست؟ محمد بن احمد بن حماد دولابي است كه ذهبي درباره او دارد كه :

متهم فيما قاله في نعيم بن حماد

ميزان الاعتدال ج ٣ ص ٤٥٩

و آقاي ابن حماد كه از علماي رجال است و بعضا اظهار نظر مي كند و ذهبي و ديگران از او نقل مطلب دارند ايشان مي آيد در رابطه با نعيم بن حماد كه از او تعبير مي كنند به :

الحافظ الامام

ايشان آمده اشكال كرده است و مي گويد او آدم متهم است و به هيچ وجهي مورد نظر ما نيست.

پس آنچه كه ابن عدي از ابن حماد نقل مي كند مورد ضعف آقايان است و خود ذهبي مي گويد اين آقا اهل صنعت بوده است و حتي اهل تاليف بوده است و ديگران او را تضعيف كرده اند.

پس بنابر اين اين عبارتي هم كه اآقاي ابن عدي آورده است اين هم كنار مي رود.

از طرف ديگر ديديم كه اين آقايان مي گويند ابن معين ، ابن سعد و ديگران او را توثيق كرده اند.

در موارد ديگري شما ببينيد كه آقاي ابواسحاق حمويني كه از علماي بزرگ حجاز است ايشان در يك روايتي كه در سندش ابوبلج است مي گويد:

اسناده حسن

ابوبلج را ابن معين و ديگراني مانند دارقطني و ابوحاتم توثيق كرده اند. اما بخاري گفته است:

فيه نظر هذا جرح شديد عنده

اين در حقيقت جرح شديدي است

لا اري مسوغ له

دليلي نداريم كه آقاي بخاري مجوزي داشته باشد كه ابوبلج را تضعيف كند الا اينكه ايشان روايتي در رابطه با :

لياتين علي جهنم زمان تخفق ابوابها ليس فيها احد

يك روزي مي آيد و تمام جهنمي ها را از آنجا بيرون مي برند و وارد بهشت مي كنند و تمام درهاي جهنم گشوده مي شود و هيچ كس در آنجا نمي ماند.

خصائص نسائي ص ٣٤ تحقيق ابواسحق الحويني

ظاهرا اگر آقاي بخاري تضعيف هم كرده باشد به خاطر اين روايت است كه با ديگر روايات و آيات قرآن كه مي گويد:

خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا

سوره نسا آيه ١٦٩

نمي سازد و او را جرح كردند.

و جالب اين است كه جناب عيني در موارد ديگري كه نسبت به ابوالمنيب عبيدالله بن عبدالله مي گويد: آقاي بخاري و ديگران آمدند او را تضعيف كردند، حاكم گفته : ابن معين او را توثيق كرده است

و انكر علي البخاري ادخاله في الضعفاء

گفتند آقاي بخاري با اينكه ابن معين توثيق كرده است او را تضعيف كرده است بر او انكار كردند و گفتند كه اين كار بخاري كار اشتباهي است

فهذا ابن معين امام هذا الشان

ابن معين كه پيشواي علم رجال است

كفي به حجة في توثيقه اياه

همين كه ابن معين آمده ابوالمنيب را توثيق كرده است اين براي ما كافي است و با توثيق او تضعيف بخاري ارزش و قيمتي ندارد.

عمدة القاري ج ٧ ص ١١

خوب ما هم همين را داريم عرض مي كنيم و مي گوييم آقاي ابوبلجي كه ابن معين ، نسائي ، دار قطني ، محمد بن سعد او را توثيق كردند و بعد از توثيق آنها ديگر فرض اگر ثابت هم بشود كه بخاري او را تضعيف كند هرچند ما گفتيم ثابت هم نيست چون اين مطلب در هيچ يك از كتاب هاي بخاري همچين تضعيفي وجود ندارد و بر فرض هم كه باشد با توثيق يحيي بن معين كه امام فن علم رجال است هيچ جايگاهي ندارد.

مجري:

آيا در حديث منزلت دليل و قرينه اي هست كه ثابت كند خلافت حضرت امير در مدينه در قضيه جنگ تبوك حضرت علي قائم مقام رسول الله شده است يا نه ؟

استاد قزويني:

نكته قشنگي را بيان كرديد، ما اولا ثابت كرديم كه نبي مكرم فرمود:

لا ينبغي ان اذهب الا انت خليفتي

لا ينبغي ان اذهب الا و انت خليفتي في كل مومن بعدي

و امثال اين روايات ، خوب اينها را با سند صحيح آورديم و اشكال آقاي الباني را پاسخ داديم بدون اينكه هيچ فحشي به او بدهيم.

اشكال آقاي بخاري و ابن عدي را آورديم و بدون هيچ اهانتي پاسخ داديم.

حالا اين آقايان كه الان ٢ سال و نيم است به قدري گفتيم كه زبان مان مو در آورد كه بياييد يك گفتگوي علمي استوديو به استوديو داشته باشيم. اين آقايان خودشان كه ديگر نتوانستند هر دفعه مي روند بزرگي را مي آورند.

يك روز مي روند عبدالرحمن دمشقيه و دُلَيمي را مي آورند و ٢ شب قبل هم رفتند و عثمان الخميس را آوردند.

اهلا و سهلا ما از خدايمان است كه بيايند و خلع سلاح شوند و مخاطبين بفهمند كه اينها حرفي براي گفتن ندارند.

همين آقاي عثمان الخميس در شبكه المستقله با علماي شيعه نشستند با جناب آقاي دكتر تيجاني ثابت شد كه شيعه معتقد به تحريف قرآن نيست.

حالا اگر يك يا دو نفر هم مطالبي دارند دال بر تحريف قرآن اين نشانگر اين نيست كه شيعه معتقد به تحريف قرآن است و آقايان هم به خاطر اين امر خير، يك بره كباب شده آوردند روي ميز گذاشتند و از او تعبير كردند به :

نعجة الشيخين

اين بره منتسب به جناب ابوبكر و عمر است، گرفتند همان جا خوردند و شيريني هم خوردند و گفتند كه براي ما ثابت شد كه شيعه معتقد به تحريف قران نيست.

همين آقاي عثمان الخميس من گمانم نگذاشت همين گوشت نعجة الشيخين هضم شود و نرسيده به كويت گفت كه شيعه قائل به تحريف است و كافر و بي دين و مهدور الدم است.

حالا انشاء الله فردا شب دوستان ما در رابطه با صحبت هاي ايشان حرف دارند و همچنين پنجشنبه خواهران ما در كلام زينبي حرف دارند ولي ما از خدايمان است كه اينها بروند هركسي را كه دوست دارند بياورند.

الحمد لله شيعه براي خود دليل و منطق دارد و اضافه بر كتب خودش از كتب اهل سنت هم دليل دارد، خوب آقايان بيايند يكي از اين ادله را كه براي اميرالمومنين آورديم براي ديگران بياورند ما كه از خدايمان است.

آقايان مي گويند كه ابن سبا ابن سبا ابن سبا ، باشه چشم ، يك شيعه مي خواهد از ابن سبا دست بردار بايد چكار كند؟ به كدام دليل؟ به كدام آيه؟ به كدام اجماع؟

به هر حال من فقط نكته اي را توضيح دهم شما ببينيد خباثت را كه سوال مي كنند كه آقا علماي معاصر مانند آيت الله العظمي سيستاني و ناصر مكارم شيرازي نسبت به صحابه جسارت و اهانت نمي كنند مي گويد: اينها كه ملاك نيستند؛ بلكه كليني و بحراني ملاك هستند.

يك سري از علماي گذشته ، اينها رواياتي از امام صادق دارند و غيره و آنها سب مي كنند.

يك نفر نيست از اين آقا كه واقعا اون خبث و پليدي وي نسبت به شيعه اين گونه فوران مي كند و هدفي غير از اين ندارند كه اهل سنت را عليه شيعه تحريك كنند و مي خواهند با اين عبارات خود شيعه كشي را بيش از گذشته گسترش دهند.

شيعه معتقد است تقليد از ميت حرام است، باطل است مانند آقايان اهل سنت نيست كه بيايد از آقاي ابوحنيفه كه متوفاي ١٥٠ است و ١٣٠٠ سال قبل از دنيا رفته است تقليد كند. از مالك كه متوفاي ٢٠٤ است از احمد كه متوفاي ٢٤١ است تقليد نمي كند.

نه تنها شيعه تقليد از كليني و بحراني و مجلسي را باطل مي داند؛ بلكه آنها اصلا مجتهد نبودند؛ بلكه محدث و عالم بودند.

مراجع ما مانند شيخ صدوق و شيخ طوسي و سيد مرتضي و ابن براج و شهيد اول و شهيد ثاني ، محقق و علامه و .... آنها مراجع ما بودند.

آقاي بروجردي نزديك ٥٠ سال است كه از دنيا رفته است و الان هيچ كس حق ندارد از آقاي بروجردي تقليد كند و ملاك براي شيعه در هر عصري نظر مراجع آن عصر است حالا در گذشته چيزي بوده يا نبوده و اگر بنا بر اين باشد ما از بزرگان شما از ٥٠ نفر ارائه مي دهيم حتي از مالك و ديگران كه شيعه را تكفير كردند.

ما گفتيم يكي از بهترين راه هاي انسجام و وحدت و تقريب اين است كه ما نبش قبر نكنيم. ما ببينيم كه از شيعه معتقد است و فقط ما بايد از مراجع تقليد معاصر بايد تقليد كنيم نه از گذشته و نظر شيعه نظر مراجع است.

الان آقاي مكارم مي گويد اهانت حرام است ، حالا اگر در آينده مجتهدي آمد و گفت اهانت جايز است خوب او پاسخگو است ، حالا شما يك مجتهدي نيامده و نگفته فعلا داريد پيش داوري و محاكمه مي كنيد قبل از آنكه جرمي مرتكب شده باشند.

حضرت آيت الله العظمي سيستاني كه بارها گفت:

لا تقولوا اخواننا السنة، بل قولوا (أنفسنا أهل السنة)

http://www.sistani.org/index.php?p=٩١٤٨٨٣&id=٦٨٤

اين آقايان هم دروغي گفتند و بنا بود كه جايزه اي بدهند و ما ثابت كرديم هم از سايت ايشان و هم از دفتر ايشان و گفتند كه بله حضرت آيت الله سيستاني همچين فرمايشي كرده است.

حضرت آقاي مكارم هم بيانيه اي دادند كه انشاء الله بنده شب جمعه هم متن عربي و هم ترجمه آن را به همراه مهر آقا نشان خواهيم داد كه ايشان فتوا داده اند كه هرگونه اهانت به مقدسات اهل سنت ، اهانت به صحابه ، اهانت به خلفا ، اهانت به همسران پيامبر خلاف شرع و حرام است و كف از اين واجب است. هر گونه اهانت نزد خدا مسئوليت بزرگ دارد.

از اين بهتر و واضح تر؟ حالا اين آقا آمده است يك سري حرفهاي چرندي مي زند كه من نمي دانم اين بغض اهل بيت و بغض شيعه در درون اينها مي خواهد چكار كند.

حالا من نمي دانم جواب بدهم يا بگذرم؟

مجري :

چون بحث مفصلي مي شود بگذاريد براي برنامه بعد چون فرصتي نداريم.

بيننده: معصومي از كرج

عرض سلام و احترام دارم خدمت حضرت آيت الله العظمي قزويني زبان گوياي تشيع.

يك يا دو سال قبل در شبكه اهل بيت وقتي آقاي اللهياري يك سوالي را در مورد بحث حديث قرطاس را مطرح كردند يكي از عزيزان اهل سنت تماس گرفتند و گفتند كه آقاي اللهياري اگر پيامبر هم از قبر بيرون بيايد و بگويد علي برحق است ما قبول نمي كنيم.

آقاي اللهياري پرسيدند كه پس شما چطور خودت را مسلمان مي داني؟

آنجا اين شبهه در ذهن من پيش آمد كه اگر يك روز بفهمي كه مذهب اهل سنت بر حق است آيا حاضري مذهبت را عوض كني و سني شوي؟ و اونجا به خودم گفتم بله من دوست دارم كه جزء فرقه ناجيه باشم و اون فرقه اي باشم كه پيامبر فرمودند اهل بهشت است و با خودم تصميم گرفتم كه اگر اهل سنت بر حق بود سني شوم و بعد از آن بودم كه با تحقيق و ديدن برنامه هاي شما به اين نتيجه رسيدم كه واقعا مذهب شيعه اثني عشري بر حق است و تصميم گرفتم كه اين ايمان را تا آخر عمر داشته باشم و اگر خداوند به من لطف كند و تا آخر عمر اين ايمان در دل من باقي بماند.

يك مطلب ديگر را هم مي خواهم عرض كنم با توجه به اين موضوع به برادران اهل سنت كه عزيزان اهل سنت اين سوال را هم شما از خودتان بپرسيد كه آيا من اگر روزي متوجه شوم كه شيعه بر حق است آيا حاضرم شيعه شوم يا نه ؟ اگر واقعا مي خواهيد بدانيد كه مذهبتان را بر اساس عقل و منطق و فرامين پيامبر انتخاب كرديد يا بر اساس ارث و اينها ، اين سوال را هم شما از خودتان بپرسيد.

در آخر هم مي خواستم عرض كنم كه با توجه به حديث امام صادق عليه السلام كه فرمودند كساني را كه دوستشان داريد به آنها اعلام كنيد از همين جا مي خواستم اعلام كنم كه حضرت آيت الله ما شما را خيلي دوست داريم و به شما عشق مي ورزيم.

خدا حافظ شما.

استاد قزويني:

لطف داريد خيلي ممنون

بيننده: قيومي از آلمان

صداي بيننده نامفهوم است.

بيننده : محمد از كردستان

خدمت آقاي قزويني عرض سلام و ادب دارم.

يك سوال دارم كه مي خواهم مطرح كنم در موضوع خلافت حضرت امير مي خواهم صحبت كنم، مراجعه به كتب مخالف بي نتيجه است، خود حضرت امير در نهج البلاغه در صفحه ٧ جلد دوم خطاب به معاويه مي فرمايد:

تعيين امير بسته به راي و رضايت مهاجر و انصار است و اگر كسي را مهاجر و انصار امام مسلمين قرار بدهند، هيچ كس را حق تخلف نيست و اگر كسي تخلف كرد او را بايد دعوت به اطاعت كرد و در صورت تمرد بايد او را قصاص نمود.

مجري :

جلد دوم نهج البلاغه منظورتون شرح نهج البلاغه است؟

استاد قزويني:

نامه ششم نهج البلاغه

بيننده:

زيرا از طريقه مومن تخلف كرده است. با اين صراحت خود علي عليه السلام كه تعيين خليفه را موكول به رضايت مهاجر و انصار مي فرمايد و مي گويد كه هيچ كس حق تخلف از راي آن را ندارد.

و براي اثبات صحت خلافت خود به خلافت خلفا استدلال و استناد مي فرمايد.

آيا ديگر جايي دارد كسي بر خلاف فرمايش خود امير بگويد علي خليفه بلافصل است؟ و خلافت خلفا باطل بوده است؟

و در صفحه ٤٤٥ جلد اول نهج البلاغه قسم مي فرمايد كه اصلا مايل به خلافت نبوده است و طلحه و زبير او را وادار به خلافت كرده اند و نير در صفحه ١٩٨ مي فرمايد من محق تر از شما هستم نسبت به خلافت و من وزير شما باشم بهتر است از اينكه امير باشم. و صريحا خود را مطيع خليفه معرفي مي فرمايد و براي خود مقام وزارت را بر مقام خلافت ترجيح مي دهد و صلاح مسلمين را در آن مي داند.

استاد قزويني:

فرمايشتان تمام شد؟

بينننده :

سوال ديگر هم دارم اگر اجازه بدهيد

استاد قزويني:

نه اجازه بدهيد همين سوال را جواب بدهيم ، ما از اينكه بزرگواري كرديد و خيلي مودبانه صحبت كرديد تشكر مي كنيم.

ببينيد برادر بزرگوارم! در اينجا اميرالمومنين طرف حسابش معاويه است معاويه اي كه معتقد به خلافت حضرت امير از كتاب سنت نيست، معاويه اي كه در برابر ابوبكر و عمر و عثمان تسليم بوده است مي آيد در برابر اميرالمومنين قيام مي كند و با علي بيعت نمي كند.

امير المومنين نامه مي نويسد و مي گويد: معاويه! همانطوري كه مردم با ابابكر و عمر و عثمان بيعت كردند و تو پذيرفتي، همين ها با من بيعت كردند. چرا زير بار خلافت ابوبكر و عمر و عثمان رفتي ولي زير بار خلافت من نمي روي؟

دارد اميرالمومنين از باب جدال به احسن و از باب قاعده الزام مي گويد اگر آنها را قبول داشتي و ملاك تو بيعت مردم بود، بيعت من هم همين شكلي بود؛ پس چرا درباره من اين چنين مي كني؟

حتي از علماي بزرگ اهل سنت جناب آقاي خوارزمي هم در المناقب خود صفحه ٢٠٢ مي گويد:

نامه اي كه اميرالمومنين به معاويه نوشت

لاخذ الحجة عليه

خواست حجت را معاويه تمام كند.

المناقب - الموفق الخوارزمي - ص ٢٠٢

اين يك ، دوم حضرت مي فرمايد:

إنما الشوري للمهاجرين والأنصار

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) ( تحقيق صالح ) - ص ٧٥٠

ما اين را بارها گفتيم كه شورا مال مهاجرين و انصار است.

مي خواهد اولا: طعنه بزند به معاويه كه تو نه از مهاجريني و نه از انصار و اصلا شورايي كردن تو و وجود تو در شورا هيچ ارزشي ندارد چون پيامبر اكرم فرمود:

لا هجرة بعد الفتح

صحيح البخاري - البخاري - ج ٣ ص ٢٠٠

بعد از فتح مكه ديگر درب هجرت بسته شد و معاويه نه از مهاجرين است و نه انصار

مي گويد تو كه دم از مهاجرين و انصار مي زني تو هيج كدام از آنها نيستي.

ثانيا ما هم قبول داريم اگر همه مهاجرين و همه انصار من جمله خود علي بن ابي طالب از مهاجرين است اگر كسي را بگويد امام است ما هم مي گوييم امام است ولي شما بفرماييد آيا در خلافت ابوبكر همه مهاجرين و انصار بودند؟ در خلافت جناب عمر آيا مهاجرين و انصار بودند؟ در خلافت همه مهاجرين و انصار بودند؟

شما بفرماييد يك دليل روايت ضعيف هم بياوريد مي بوسيم و روي چشم خود مي گذاريم.

در قضيه ابوبكر اين ديگر روايت صحيح بخاري است و ما بارها گفتيم بخاري جلد پنجم صفحه ٨٢ حديث ٤٢٤٠ كه مي گويد اميرالمومنين بعد از ٦ ماه يعني در طول ٦ ماه با ابوبكر بيعت نكرد و تعداد زيادي از مهاجرين و انصار بيعت نكردند. يك نفر از بني هاشم بيعت نكردند.

اضافه در ذيل روايت چه مي گويد؟ من بارها عرض كردم اين آقايان قسمت آخر را برداشتند و كليپ درست كردند حالا هر غلطي مي خواهند بكنند بكنند.

ولي اميرالمومنين در آخر همين خطبه نامه ششم مي گويد:

اگر كسي مهاجرين و انصار او را امام قرار دادند كه من هستم

فإن أبي قاتلوه

اگر كسي جلوي اين امام و خليفه ايستاد شما بايد با او بجنگيد

علي أتباعه غير سبيل المؤمنين وولاه الله ما تولي

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج ٣ ص ٧

خوب اين اشاره است بر اينكه اميرالمومنين سلام الله عليه با اين جمله اش اصلا معاويه را اهل جهنم مي داند.

حالا من خيلي نمي خواهم توضيح بدهم در اين زمينه كه «نولي ما تولي» و غيره را شما اگر از قرآن در بياوريد آنجا ديگه براي شما عرض كنم كاملا مشخص و واضح است و اضافه آيا فقط همين نامه ششم از نهج البلاغه است ؟ يا نامه هاي ديگر هم در نهج البلاغه هست كه اميرالمومنين سلام الله عليه در رابطه با خلافت و امامت خودش به صراحت سخن گفته است.

شما در خطبه ٧٤ مي فرمايد:

لقد علمتم

به مهاجرين و انصار مي گويد: شما علم داشتيد

أني أحق الناس بها من غيري

من شايسته ترين افراد بودم در ميان مهاجرين براي خلافت

در خطبه ١١٧ مي فرمايد:

فوالله إني لأولي الناس بالناس

ولايت من بر مردم از همه بالاتر است

يا براي شما عرض كنم در خطبه دوم نهج البلاغه اين را هم عزيز جان دقت كن كه حضرت مي فرمايد:

لا يقاس بآل محمد صلي الله عليه وآله من هذه الأمة أحد

هيچ يك از امت با آل محمد قابل مقايسه نيستند

تا آنجايي كه مي گويد:

ولهم خصائص حق الولاية .

اصلا ولايت و امامت مال آل محمد است

وفيهم الوصية والوراثة

پيامبر به آل محمد وصيت كرده است و آل محمد وارث او هستند

بعد از آنكه اميرالمومنين به خلافت مي رسد در همان زماني كه نامه ششم را نوشته است در همان زمان هم بالاي منبر مي رود مي گويد:

الآن إذ رجع الحق إلي أهله ونقل إلي منتقله

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج ١ ص ٣٠

الان حق به حقدار رسيد و اون خلافت غصب شده به جايگاه خود منتقل شد.

اين خطبه دوم نهج البلاغه است و اضافه حالا مطالب ديگري كه در خود نهج البلاغه است مانند انتقاد تندي كه اميرالمومنين از خلفا مي كند و غيره آنها هم سر جاي خود است و الان فرصت بيان آنها نيست ولذا آقاي محمد آقاي بزرگوار! شما اگر مي گوييد اميرالمومنين خلافت ديگران زده و قبول دارد، نمي دونم اگر چنانچه من وزير باشم بهتر از اين است كه خليفه باشم، بحث خلافت، يك امري است و بحث امامت يك امر ديگري است.

يكي از مشكلات بعضي از عزيزان اهل سنت اين است كه فرقي بين خلافت و امامت نمي گذارند حالا ما انشاء الله در يكي از جلسات حبل المتين جايگاه امامت و شوون امامت را از ديگاه قرآن و سنت و از ديدگاه خود اميرالمومنين بيان مي كنيم و انشاء الله به حول و قوه الهي ثابت مي كنيم كه خلافت يكي از شوونات امامت است.

امامت جابه جايي نيست، امامت جعل الهي است

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره أيه ١٢٤

و امامت اميرالمومنين به هيچ وجهي قابل جابجايي و انتقال نيست و خلافت يعني رياست بر مردم و شرط خلافت اين است كه تا مردم نخواهند به هيچ وجهي بر امام واجب نيست كه بيايد مردم را وادار كند كه آي مردم من مي خواهم حكومت تشكليل دهم حتما بياييد زير نظر من.

در خطبه سوم هم مفصل اميرالمومنين اين را مطرح كرده است.

مجري :

خيلي مممنون تقريبا ١٢ دقيقه است كه با شما صحبت مي كنيم اجازه بدهيد بيننده بعدي هم صحبت كنند.

بيننده :

مي توانم صحبت كنم ؟

و سوال ديگر را هم بپرسم؟

مجري:

اجازه بدهيد شب ديگر در خدمت شما باشيم به هر صورت سوال مفصلي فرموديد و بحث مفصلي هم بود عزيزان ديگر هم پشت خط هستند.

استاد قزويني:

اگر فرمايشتان را براي ما پيامك بزنيد من اين را قول مي دهم آقاي محسني يادآوري كنند ما جلسه بعد، اول سوال حضرت عالي را از طرف شما عينا مي خوانيم و مطرح مي كنيم.

با كمال معذرت

مجري :

خيلي متشكريم و سپاسگذاري مي كنيم

بيننده : قيومي

قطع شد

بيننده : امري از يزد

بنده هم متقابلا سلام عرض مي كنم خدمت حضرت عالي و جناب استاد و براي شما آروزي سلامتي دارم و تشكر مي كنم از برنامه خوب شما و همين كه اين برنامه را تشكيل داديد و اين برنامه را درست كرديد اين نشان دهنده احساس مسئوليتي است كه شما نسبت به دين داريد.

واقعيت اين است كه هدف از آفرينش انسانها چيزي جز كمال نيست و برنامه همه ما نبايد اين باشد كه جز رسيدن به كمال تلاش ديگري كنيم و خدمت شما عارض هستم كه ولي به سمت كمال رفتن هم نياز به كمال دارد و هر چه اين معرفت با ادله و برهان قوي تري براي آدم ساخته شده باشد به طبع قدم هايي كه آدم بر مي داردقدم هاي ثابتي است و برگشته از آن قدم ها اگر خدا توفيق دهد ديگر امكان نداشته باشد.

همه دوران معمولا آدم ها به دين خانواده خود بودند يعني به دين پدر و مادر ولي الان اطلاعات خيلي شده و رسانه ها خيلي زياد شده است شبهات خيلي زياد شده است و خيلي اينترنت و ماهواره.

نمي خواهم اينها را نفي كنم خيلي هم مثبت هستند ولي به هر حال تفكرات متقابل وجود دارد به طبع شبهات هم وجود دارد حالا كه اين شبهات وجود دارد جوانان ما واقعا مانند يك نهال مي مانند و اگر يك نهالي كج عمل بيايد بعد از اينكه سن و سالي از آن بگذرد حقيقتش اين است كه درست كردنش خيلي سخت است.

ولي اگر همان نهال را با قوام بيشتر سعي در درست كردنش داشته باشد خدا را شاكريم كه يك نهالي بوده است و به درختي تبديل شده است.

پس مي خواهم با اين مقدمه عرض كنم كه ما و خصوصا شماها خيلي مسئوليت داريد و نبايد نسبت به اين مسائل بي تفاوت باشيم.

اگر ده سالي سوالي در مورد حضرات روحانيون مي پرسيدم ميگفتند هميني كه هست انجام بدهيد و جوابش را هم نمي خواهد بدانيد و دليل هم نمي خواهد.

ولي الان حضرات به اين نتيجه رسيدند كه نمي شود درب جواب را بست و بايستي كه مردم را روشن كنيم و اين برنامه شما واقعا نشان دهنده همين احساس مسئوليت شماست.

پس خواهشي كه دارم اين است كه به همين كار ادامه دهيد و حالا يك سري انتقاد دارم و پيشنهاد و يك سوال هم دارم كه به خدمت شما بگويم.

به علاوه يك مسئله اي را هم خدمت شما عارض هستم كه من خدمت بينندگان هم بگويم كه آدم اگر واكسن بزند شايد مريض نشود پس ما نيازمند اطلاع هستيم شايد مثلا نسبت به بعضي از اهل تشيع وقتي كه به آنها بگويي كه بياييد ياد بگيريم كه با ادله قرآن امامت حضرت علي را مي گويند ما كه شيعه هستيم.

درست است شما شيعه هستيد شايد يك بيماري قوي فكري براي شما آمد پس بهتر است ما همگي واكسينه شويم.

حالا انتقادي كه بكنم البته انتقاد خيلي زيادي نيست يك انتقاد خيلي كوچولو است چون دوست ندارم كه كسي خللي در برنامه شما بگيرد اين را عرض مي كنم كه يك سايتي را معرفي كرديد يك دفعه كه از صحبت هاي شما شنيدم كه سايت ولي عصر بود.

توي سايت ولي عصر بحثي و شبهه اي وارد كرده بودند كه حضرت امير در روز غدير بعد از جنگ يمن بوده است كه سر غنائم بوده كه بحثشان شده است پيامبر گرامي از ايشان دفاع كردند و گفتند كه ايشان را دوست داشته باشيد.

مجري:

شبهه ابن كثير است بفرماييد.

بيننده :

احسنت شما خيلي هم خوب جواب داده بوديد، ٢ تا سخنراني را من توي سايت شما ديدم كه يكي از اين جواب هايي را كه داده بوديد حقيقتش در تمام اين پاسخ ها وقتي من مطالعه كردم من نظر شيعه را نديدم و همش گفتم يعني شيعه با نظر اينها موافق است؟ استدلالات شما اين گونه بود كه سني ها و حضرات آنها اين گونه مي گويند پس ببينيد كه پيامبر مي گويد كه از علي بد نگوييد.

بعد خدا را شكر يك جواب ديگري داده بوديد راجع به سفرهايي كه حضرت علي به يمن كرده بود كه من همان جا اوايل فرمايشات آيت الله قزويني دريافت كردم كه شيعه خيلي از اين مسائل را قبول ندارند ولي از استدلالات خودشان جواب خودشان را مي گويند.

حالا اين مقدمه را گفتم يعني توي پاسخ ها هميشه اگر امكانش هست نظر شيعه را هم بگوييد چرا؟ چون خيلي ها اهل مطالعه نيستند و نمي نشينند تا آخر مطلب را بخوانند يا تا آخر فرمايشات شما را گوش كنند و فكر مي كنند شما همين گونه مي گوييد. نظر شيعه را هم بگوييد كه جوابي كه شما مي گوييد يك جواب كامل باشد.

اين يك انتقاد كوچولو چون دلم نمي خواهد خدشه اي به نظرات شما وارد شود.

استاد قزويني:

ببينيد، بعضي از شبهاتي كه مطرح شده است شبهات جديد است و اين شبهات مثلا ٥٠ سال قبل نبود ١٠٠ سال قبل نبود ما تقريبا از اينها حدود ١٠ هزار شبهه جمع كرديم.

اينها مثلا ما هر شبهه اي كه بخوايم جواب بدهيم يكي از كار ما به دوستان هم توصيه كرديم كه پيشينه شبهه و پاسخ را هم در كتب شيعه و سني جستجو كنند. خوب بعضي از شبهاتي بودند كه از همان قرن سوم توسط جاحظ مطرح شده است و شيخ مرتضي و حلي جواب داده است قاضي عبد الجبار يك سري شبهاتي آورده است كه جواب دادند سيد مرتضي يك كتاب مفصلي نوشته است.

يك سري از اين اقايان وهابي خوب پول هنگفت و وقت و انگيزه هم دارند و شيطان هم كمكشان مي كند و

إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَي أَوْلِيَائِهِمْ

سوره انعام آيه ١٢١

شبانه روز مي نشينندو شبهه توليد مي كنند و اين شبهات هيچ سابقه اي ندارد كه مثلا علامه اميني مير حامد حسين جواب داده باشند و ما به او اشاره كرده باشيم ما خيلي از شبهاتي كه در سايت جواب داديم شبهات جديدي است كه اين وهابي ها يا در شبكه هاي ماهواره اي مطرح مي كنند يا درسايت ها مطرح مي كنند خوب وقتي ما مي بينيم بزرگان در گذشته جواب ندادند خوب چكار كنيم از خودمان يك چيزي درست كنيم؟ نه

و اضافه براي اين آقايان ما جواب به اينها مي خواهيم بدهيم.

ما ده تا روايت از كافي بياوريم خوب هيچ فايده اي ندارد ، خود ابن حزم اندلسي مي گويد:

ولا معني لاحتجاجهم علينا برواياتهم فنحن لا نصدقها

الفصل في الملل والأهواء والنحل - ابن حزم - ج ٤ ص ٩٤

معنا ندارد كه شيعه بيايد از كتب خود براي ما استدالال كند و ما كتب آنها را قبول نداريم

ببينيد كتابهاي ما را اصلا قبول ندارند و اين از باب

وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ

سوره نحل آيه ١٢٥

يا همين آيه قرآن كه به يهود مي گويد:

قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ

سوره آل عمران آيه ٩٣

از اين باب است و بلا تشبيه ما قصد اهانت به اهل سنت نداريم و لذا هنر شيعه در اين است و قدرت شيعه در اين است كه اضافه از كتب خود از كتب عزيزان اهل سنت هم استدلال مي كند براي حقانيت مذهب خود ولذا اين فرمايش حضرت عالي كاملا متين است و اين قضيه شبهه جيش يمن را به اين شكلي كه ما مطرح كرديم شايد بتوانيم ادعا كنيم البته

هذا من فضل ربي

كه در تاريخ كسي به اين شكل پاسخ نداده است.

حتي من يك روزي با حضرت ايت الله ميلاني كه از قدوه هاي مدافع حريم ولايت است و ما در عصر حاضر مثل ايشان نداريم ايشان يك مقداري كسالت دارند و بيمارستان بستري هستند و خدا انشاء الله به آبروي حضرت زهرا ايشان را شفا دهد.

حتي من يك روزي با ايشان بحث شبهه يمن را مطرح مي كنيم يك چند تا مطلب گفتم عبارتي گفتند كه فلاني شما در اين زمينه مطالعه تان خيلي زياد است و من در اين حد در اين زمينه كار نكردم.

ببينيد اين نقص نيست ها الان امكاناتي ما در اختيار داريم بزرگان و علماي ما نداشتند و حتي خيلي از علماي ما اصلا كامپيوتر را بلد نيستند كه چگونه كامپيوتر روشن و خاموش مي شود و اصلا حوصله اش را ندارند.
و چون يك عمري هم از آنها گذشته ، الان همين كامپيوتري كه دوستان دارند مي بينند الان يك نرم افزارش ٢٥٠ هزار كتاب داخلش است و دنبال يك مطلبي كه مي گرديم در يك ثانيه دو ثانيه يك دفعه مي آيد يك مطلبي را از صدها و هزاران كتاب آدرس مي دهد.

امكاناتي كه ما داريم در اختيار بزرگواران گذشته نبود.

مجري:

ده دقيقه است كه تقريبا با شما صحبت مي كنيم.

استاد قزويني:

حالا ما هم يك گلايه اي از آقاي امرايي بكنيم آقا ما وقتي اسم يزد را مي شنويم اضافه بر تقوا و ديانت يزدي ها و آن عرق مذهبي يزدي ها گاها سوغات يزدي ها هم به ذهنمان مي آيد ولي تا به حال از اين بزرگواران سوغاتي نديديم.

بيننده:

اجازه مي دهيد من يك پيشنهاد هم مطرح كنم؟

مجري :

بفرماييد

بيننده:

خدمت شما عارضم با اين مقدماتي كه خدمت شما گفتم شما خيلي زحمت مي كشيد تو اين تلويزيون ولي من هم براي شما ها و هم براي ديگر حضراتي كه در اين زمينه تلاش مي كنند دو تا پيشنهاد دارم.

حقيقت امر اين است كه استدلالاتي كه در قرآن و احاديث و روايات براي حضرت علي وجود دارد به هر حال قابل جمع آوري هستند ادله هايي كه در قران و احاديث هستند چه اشكالي دارد همه اين احاديث و آيات و روايات را با دليل با سند همه جمع آوري شود و يك بار براي هميشه جواب مفصل با سند همه چيز ذكر شود در يك كتاب مطرح شود و اگر هم بشود شبهات آقايان كه تا اين تاريخ جمع آوري شود و تيمي تشكيل شود و جواب اين شبهات داده شود و در كتب و سي دي و اينترنت در دست بچه مسلمان ها و شيعه ها قرار بگيرد كه من كه سي و چند سالم است تازه در اين سن به يك سري مسائل آشنا نشوم.

حقيقت امر اين است كه وقتي كه خيلي از استدلالات شما را در قرآن مطالعه كردم باورم نمي شود من لذت بردم و احساس كردم كه من بايستي دوباره اشهد ان عليا ولي الله را مطرح كنم بعد من در جمع دوستان مطرح مي كردم مي گفتم كه خيلي از اين استدالالات را ما تا بحال نشنيديم.

پس هم ما خودمان مسئوليم و هم خود آقايان اهل علم هم مسئوليت هستند يعني مسئوليت خيلي مهمي است.

مجري:

البته جناب آقاي امرايي ما كتب زيادي داريم حالا گرچه بعضي از آنها تخصصي است و يا به زبان عربي است ولي شما اين جوري بي انصافي نفرماييد كه نيست و كتب زيادي است.

خود حاج آقا ٣ جلد كتاب در نقد كتاب اصول شيعه دكتر قفاري آوردند كه واقعا مي توان گفت همه مطالب اينجا جمع است. و واقعا يك كتاب فني است يا كتب ديگر كه حضرت آيت الله مكارم شيرازي دارند. حالا كتابهايي زيادي است. ولي درست است شايد اينها راحت الحلقوم نشده است ساده سازي نشده است و كمتر بيان شده است.

استاد قزويني:

آقاي امرايي بزرگوار همان طور كه جناب آقاي محسني گفتند ما در اين نقد قفاري الحمدلله ٣ جلدي اش ٢ روز قبل از چاپ در آمد و ما با توجه به آن ٢ جلدي كه قبلا بود تجديد نظر كرديم و بعضي از جاها اضافه كرديم و در جلد اول اين كتاب حدود ٦٠٠ صفحه اصلا ولايت علي در قرآن را مطرح كرديم و شبهاتي كه اينها دارند جواب داريم؛ يعني يك كتاب نزديك به ٦٠٠ صفحه نوشتيم و ما به كمك دوستان و با اين امكانات كه داشتيم كه يكي از خواهر هاي بزرگوار هم باني شده است ترجمه شده است و كنترل مي كنيم كه به زبان فارسي منتشر شود.

و از آن گذشته حضرت آيت الله شيرازي كتابي دارند «علي في القرآن» حالا من در ذهنم نيست كه ٢ يا ٣ جلد است كه ايشان نزديك به ٨٠٠ تا آيه در اين كتاب آورده است كه از كتب شيعه و اهل سنت تفسير شده است در فضائل و ولايت اميرالمومنين؛ يعني ببينيد اين كتابها عربي است و در دسترس عموم و مضافا جناب آقاي امرايي بزرگوار ببينيد كثرت ملاك نيست ما نبايد دنبال كميت باشيم و اگر ما بياييم به جاي ٨٠٠ آيه ٥ آيه را خوب حلاجي كنيم و رواياتي كه در آن زمينه است كاملا بررسي شود مطلب تمام است.

خوب اين آقايان گفتند كه ابن عباس مي گويد ٣٠٠ آيه در مورد حضرت علي بيان شده است و جناب آقاي شيرازي ٨٠٠ آيه آورده است كه تأويل و تفسير و غيره در مورد حضرت امير است.

حالا اين كتاب را اگر دوستان بتوانند تهيه كنند حالا نمي دانم روي اينترنت گذاشتند اين كتاب را يا نه اگر من يادم باشد در جلسه بعد آقاي محسني ياد آوري كنيد كه اين كتاب را بياوريم و به مردم نشان دهيم. بزرگان ما كار كردند و الان هم كار مي كنند ولي خوب اطلاع رساني ضعيف است.

وهابي ها مانند يك مرغي وقتي تخم مي كنند به قدري داد و بيداد و قوقولو قوقو مي كنند كه همه جا را خبر مي كنند ولي اين همه آثار از شيعه حتي بعضا مي بينيم كه بعضي از علماي بزرگ حوزه هم از كتب خبر ندارند.

تشكر مي كنيم از شما.

بيننده : حنفي (اهل سنت)

سلام عليكم ، جناب آقاي قزويني اين ٤٠ جاي مختلفي كه حديث منزلت از پيامبر اكرم در مورد حضرت علي كه علي مني بمنزلة هارون من موسي اين هر ٤٠ جاي مختلف از كتب سنت شما نقل فرموديد؟

در مورد حضرت علي كه «علي مني بمنزلة هارون من موسي» اين هر ٤٠ جاي مختلف از كتب سنت شما نقل فرموديد؟

مجري:

بله

بيننده:

پس چطور علمايي مانند خدمتي و ديگران كه از آنها در شبكه كلمه سوال مي شود مي گويند فقط يك جا وارد شده است و آن هم تبوك بوده است كه او را در مدينه به عنوان خليفه گذاشته است و هيچ دلالتي هم بر اين ندارد.

مجري :

شما كه كتاب و اينترنت و كتابخانه در اختيارتان هست. آدرس داديم شما به اين آدرس ها مراجعه كنيد و ببينيد اصلا درست بوده است يا نه ، چرا شما همه چيز را به خدمتي مي سپاريد؟ مگر خدمتي پيامبر شماست كه همه چيز را از آن قبول داريد؟

بيننده :

نه منظور مي گويم

مجري :

نه خوب پس اين استدلال شما درست نيست، الان ديگه اينترنت در اختيار شماست و خيلي از كتابها و سي دي ها است برنامه مكتبة شامله و الجامع الكبير است.

بيننده:

يا مي گويند هارون ، هارون قبل از حضرت موسي مرده است

مجري :

حالا اين شبهه بوده است و ما آن را جواب خواهيم داد و به مباحث آنجا نرسيديم.

اين مبحثي كه الان شما مطرح كرديد از شبهاتي كه هنوز به آنجا نرسيديم و سر وقتش آن را هم توضيح خواهيم داد. اصل وجود حديث منزلت آيا در كتب اهل سنت با آن تعداد روات وجود دارد يا ندارد؟ ما اين آدرس ها را هم خدمت شما داديم شما اينها را نگاه كنيد انشاالله گام گام

بيننده:

جناب آقاي حسيني اين حديث كه مي گويند كه امت من به ٧٣ فرقه تقسيم مي شود و ٧٢ فرقه جناب آقاي حسيني در آتش هستند اين ما را ترسانده ، آيا واقعا اگر همچين كاري شده است پيامبر مي خواسته كه واقعا بهشت زياد شلوغ نشود كه اينها را فرموده است يا توضيحي نداده است ؟ اين چه مسئله اي بوده است ؟ و فرقه ناجيه را چرا معرفي نكرده است ؟ اونها مي گويند كه فرقه ناجيه ماهستيم ، و شما چيز ديگري مي فرماييد خوب آخه ما بدبختها چه بكنيم؟

مجري :

بلا نسبت شما ، ما وظيفه داريم

بيننده :

اجازه بدهيد من سوالم را بپرسم تا وقتم تمام نشود ، من مي گويم اين فرقه ناجيه پيامبر آيا خودشان معين نفرمودند كه فرقه ناجيه كيست يا مثلا شما الان مي گوييد پيامبر ٤٠ جا فرموده است :

علي مني بمنزلة هارون من موسي

خوب هارون سامري مي خواد سامري كي بوده ؟چرا معين نفرموده است كه سامري كيست؟ اگر هارون در زمان موسي مرده است پس بايد شبهه در اين مي شود كه هارون هم كه گرفتار سامري بوده است پس علي هم گرفتار سامري مي شود. آيا سامري معاويه بوده است ؟ خلفا بودند؟

استاد قزويني :

ببينيد برادر بزرگوار! شما يك لحظه مانيتور خود را ببينيد ما حديث منزلت را در غير حادثه تبوك در قضيه مواخاة با سندهاي صحيح نقل كرديم بعد از فتح خيبر نقل كرديم و ارتباطي به تبوك نداشت.

سد ابواب و منزل ام سلمه و هنگام تولد حسنين و هنگام خوابيدن صحابه در منزل در جمع صحابه كه اصلا ارتباطي به قضيه جنگ تبوك نداشت.

در رابطه با مسئله اختلاف امت به ٧٣ فرقه هم ببينيد مفصل قبلا بحث كرديم و گفتيم كه اشاعره و حنابله ، اهل حديث ، ماتريدي، وهابي خود را از اين فرقه ناجيه مي دانند بعضي هم كه مي گويند اصلا ما نمي توانيم بعد ما آمديم يك بخشي داشتيم و نشانه اين فرقه را در كلام پيامبر بيان كرديم كاملا كه چه بوده است و اينها را دانه دانه مطرح كرديم و ادله شيعه را هم آورديم كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم مي فرمايد بر اينكه اهل بيت من آن كساني كه همراه اهل بيت من هستند آنها جزو اين فرقه هستند اهل بيتي كه سفينه نوح و امثال اين يا براي شما عرض كنم بحث :

شيعتك هم الفائزون و امثال اين را ما مفصل مطرح كرديم اينها چيزي نيست كه بر كسي امروز پوشيده بماند و باز هم انشاء الله چشم در پايان اين بحثي كه ما داريم يك تلخيصي هم از بحث هاي گذشته انشاء الله در خدمت برادران بزرگوار خواهيم بود.

بيننده:

آقاي حسيني آيا توسل واجب است ؟ از نظر شما

استاد قزويني:

نه توسل واجب نيست

بيننده:

پس اين بحث هايي كه بين شبكه كلمه است

استاد قزويني:

اصلا توسل واجب نيست. ببينيد، قرآن در سوره مائده آيه ٣٥ مي گويد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ

آي مومنين تقوا داشته باشيد و متوسل شويد و در راه خدا جهاد كنيد.

اينكه آيا حتما بر من واجب است توسل بكنم هيچ عالم شيعه فتوا نداده است ولي اين را هم داشته باشيد كه كسي كه بيايد بگويد توسل مشروع نيست اين هم خلاف قرآن است و انكار آيه قرآن است و خودتان هم مي دانيد كه اين كار كفر است؛ چه شيعه باشد چه سني چه وهابي و چه ناصبي فرقي نمي كند.

قرآن مي گويد: وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

آقا مي گويد كه ما اصلا توسل نداريم و منكر توسل شود و چون توسل يك دستور قرآني است انكار آن طبق تمام مذاهب اسلامي كفر آور است ولي ما به هيچ وجه نگفتيم توسل واجب است نه كسي مي تواند بگويد:

رَبَّنَا آَتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآَخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

سوره بقره آيه ٢١٠

و مي تواند هم بگويد

رَبَّنَا إِنَّنَا آَمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

سوره آل عمران آيه ١٦

مي تواند هم بيايد بگويد

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

سوره يوسف آيه ٩٧

بيننده :

من از حيدري هم پرسيدم در مورد سامري ايشان هم جواب نداد شما هم جواب نداديد.

استاد قزويني:

ما در آن زمينه درسش را نخوانديم معذرت مي خواهيم ، براي اينكه خدايي نكرده جسارت به مقدسات اهل سنت نشود معذرت مي خواهيم.

بيننده:

جناب آقاي حسيني اين شبكه شما چرا در تلويزيون پخش نمي شود كه همه بتوانند ببينند؟

استاد قزويني:

ما از خدايمان هست كه پخش شود اين را از صدا و سيما سوال كنيد.

بيننده : سيد هادي از يزد

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما و آيت الله حسيني قزويني و اميدوارم كه حضرت آيت الله حسيني قزويني از دست صاحب غدير آن آبي را كه علامه اميني نوشيدند را بنوشند.

دوست دارم بروم در آن دنيا ببينم وقتي ايشان مي آيند ببينيم كه اميرالمومنين چه استقبالي از دكتر حسيني قزويني مي كنند.

من دو تا مطلب در شبكه كلمه خواندم كه آقاي خدمتي و هاشمي گفتند كه اين دروغ قرن است يعني اين قدر بزرگ است كه دروغ قرن است .

يك مطلب كه در پايگاه پژوهشي وهابيت شناسي من ديدم كه نوشته بود در كتابي است روضة الافكار نوشته بود در رابطه با محمد بن عبدالوهاب كه او كتاب دلائل الخيرات را سوزاند به جهت آن كه در لفظ آن سيدنا و مولانا بر پيامبر اطلاق شده بود و همچنين گفته است كه اگر دسترسي بر حجره پيامبر پيدا كنم آن را خراب خواهم كرد و از آن جمله گفته است كه درود فرستادن بر پيامبر در روز و شب جمعه بدعت و ضلالت است و كسي كه اين كار را كند به دوزخ خواهد رفت.

اين يك مطلب و يكي ديگر هم در رابطه با جنگ هاي امير المومنين كه مي گويد علي مي جنگيد تا از او اطاعت كنند و بتواند بر جان و مال مردم تصرف كند پس چگونه اين جنگ را براي دين قرار ميدهيد؟

و ابوبكر براي اين جنگيد كه از اسلام مرتد شده بودند و نيز با كساني آنچه را كه خدا واجب كرده بود ترك كرده بودند تا فقط خدا و رسولش خوانده شوند.

اين جنگ هاي اميرالمومنين براي دين نيست.

من در اين سايت تالار گفتگوي شيعيان يك مطلبي را خواندم كه به نظر خودم خيلي خوب بود و شايد هم شما قبلا از شبكه بيان كرده باشيد ولي من نشنيده بودم و خواندنش خالي از لطف نيست.

مي گويد اسماعيل از پدرش ابوسعيد خدري نقل مي كند كه در انتظار تشريف فرمايي رسول اكرم بوديم كه فاصله اي نشد كه پيامبر از خانه يكي از همسرانش بيرون آمد و از جا برخاستم و به استقبال آن حضرت رفتيم و اندكي كه راه افتاديم بند كفش پيامبر گسيخت و علي عليه السلام كفش را گرفت و به وصله زدن آن پرداخت.

رسول خدا به حركت خود ادامه داد و ما همه همراه آن حضرت حركت كرديم پس از اندك فاصله اي رسول خدا ايستاد و ما هم به پيروي از ايشان ايستاديم . پيامبر منتظر علي بن ابي طالب بودند كه در اين هنگام پيامبر اكرم فرمودند:

به راستي يكي ازشما براي تاويل قرآن مي جنگد همان طور كه من براي تنزيل آن جنگيدم

مسند احمد بن حنبل ج ٣ ص ٨١

مي گويد ابوبكر و عمر گفتند ما همان فرد هستيم؟ پيامبر فرمودند نه بلكه همان كس كه كفش من را وصله مي زند با مخالفان مي جنگد.

آقاي هيثمي هم آورده است كه رواه احمد و اسناده حسن مجمع الزوائد جلد ٦ صفحه ٢٤٤.

با توجه به اينكه اميرالمومنين علي بن ابيطالب براي تاويل قرآن مي جنگيده و حق بوده است و قرآن هم حق است.

پس تكليف آن كساني كه آمدند كه جنگ جمل و صفين و نهروان را راه انداختند پس اين ها تكليفشان با توجه به اين حديث روشن است.

حالا من مي خواهم كه الان به اقاي هاشمي آن دو مطلبي را كه من خواندم را توضيح بدهند استاد اگر مي خواهند و گرنه آقاي هاشمي من چند بار ديگر زنگ زدم به آقاي هاشمي و موفق نشدم كه اين دروغ قرن را برايشان بخوانم كه همچين چيزي همچين جايي هست.

منهاج السنة جلد ٨ صفحه ٣٣٣ كه جواب بدهند و خواستم از اين تريبون كه قطعا اين شبكه را مي بينند اين مطلب را اگر جوابي برايش هست جواب بدهند.

مجري :

ممنونيم كه با ما ارتباط برقرار كرديم و سپاسگذاري مي كنيم.

بيننده: مجيد از كردستان(اهل سنت)

سلام حالتون خوبه ؟

استاد قزويني:

سلام عليكم الحمدلله

بيننده:

من ميخواستم يك شعري را بخوانم

مجري:

بفرماييد

بيننده:

مسلم اول شه مردان علي است

عشق را سرمايه ي ايمان علي است

از ولاي دودمانش زنده ام

در جهان مثل گهر تابنده ام

قوت دين مبين فرموده اش

كائنات آيين پذير از دوده اش

خاكم و از مهر او آيينه ام

مي توان ديدن نوا در سينه ام

هركه داناي رموز زندگي است

سر اسماي علي داند كه چيست

ذات او دروازه ي شهر علوم

زير فرمانش حجاز و چين و روم

عشق با دشوار ورزيدن خوش است

چون خليل از شعله گل چيدن خوش است

در جهان نتوان اگر مردانه زيست

همچون مردان جان سپردن زندگي است

استاد قزويني:

احسنت

بيننده:

سوال من تمام شد خداحافظ شما

مجري :

خيلي ممنونيم به هر صورت حسن ختام برنامه ما شد كه شعري را درباره مدح حضرت امير فرموديد.

استاد قزويني:

بله، آقايان اهل سنت نسبت به حضرت امير عشق مي ورزند و ارادت دارند و مانند اين وهابي ها نيستند كه بخواهند اهانت كنند و جسارت كنند.

خدايا تو را قسم مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد فرج مولاي ما بقية الله الاعظم را نزديك نموده و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.

*****************

اللهم عجل لوليك الفرج