سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٥٤ - ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير

ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير

کد مطلب: ٥٣٨٧ تاریخ انتشار: ٢٤ فروردين ١٣٩١ تعداد بازدید: ٢٦٧٥ سخنراني ها » شبکه ولايت ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
حبل المتين ٩١/٠١/٢٤

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٤ / ٠١ / ٩١ 

مجري:

سؤال: آيا مواردي در كتب اهل سنت آمده است كه محدّثان اهل سنت به ويژه از نقل حديث غدير واهمه داشته باشند يا نه ؟

استاد قزويني:

همان طوري كه شما اشاره كرديد اينها به تصور خودشان كه مي خواهند يك خدمتي بكنند و يك مطالبي را بياورند روي آنتن كارشان هم اين است كه بيايند هر خيانتي كه در تاريخ صورت گرفته و گزارش هاي نادرست در تاريخ بوده اينها را به نمايش بگذارند ومردم را آگاه كنند ولي هركس برنامه هاي اين حضرات را مي بيند مي فهمد كه اينها دارند در تمام اين برنامه ها بلا استثنا خيانت فاحش دارند در گزارش هاي تاريخي من جمله از آنها قضيه حديث غدير بود كه اينها شعار مي دادند كه هفته افسانه غدير. ما بارها گفتيم به اين شكلي كه شما يك جانبه كار مي كنيد جز اينكه آبروي خود را مي بريد سود ديگري نمي كنيد و خوب اينها حاضر نشدند نه با ما بنشينند نه با دوستان ما، من همين جا از بينندگان عزيز به ويژه بعضي از افرادي كه شاخص هستند و تا حدودي جرأت ورود به اين شبكه هاي نفاق را دارند مي خواهم سؤال طرح كنند در هر جلسه اي ٢-٣-٤سؤال از اينها بپرسند همان مطالبي را كه ما داريم مطرح مي كنيم اينها را بردارند و به صورت سؤال در بياورند و از اين آقايان سؤال بپرسند و واقعا ببينند جوابي براي اينها دارند يا نه و مردم هم درك و معلوماتشان خيلي خوب و بالا رفته و عصر هم عصر رسانه است و اين طور هم نيست كه ما يا آنها بخواهند اين مطالب را مطرح كنند و يك جانبه قضاوت كنند يعني هم قاضي خودشان باشند و هم مدعي و هم از طرف مدعي عليه هم حرف بزنند و هم حكم صادر كنند و هم حكم را اجراء كنند فعلا آقايان اين گونه هستند و متاسفانه آنهايي كه بله قربان گو هستند يا به قول بعضي ها از همان بغل استوديو زنگ مي زنند به آنها وقت كافي و وافي مي دهند شروع مي كنند به فحاشي و اهانت و جسارت ، البته اين را ما بارها گفتيم كه ما از اين فحش ها نه ناراحت مي شويم و نه ابايي داريم شما ماهيت خود را داريد نشان مي دهيد و مردم هم دارند قضاوت مي كنند و تاريخ هم در آينده قضاوت خواهد كرد ما البته راضي نيستيم كه يك انساني بيايد و خود را گرفتار اين مسائل بكند و با فحش دادن

فلا يكون المؤمن طعّانا ولا لعّانا سبّابا

التفسير الوسيط - وهبة الزحيلي - ج ١ - ص ٤٠٣

اصلاً مؤمن فحش نمي دهد و فحش هم از گناهان كبيره است حالا خود اين آقايان مي خواهند آخرت خود را بسوزانند و دين خود را نابود كنند و شيعه ها را آگاه كنند و حتّي خيلي از اهل سنت را هم آگاه كنند و ثابت كنند براينكه دستشان چيزي نيست و اين برنامه هايشان بسيار خوب است براي تقويت ايمان شيعه ها و تزلزل عقايد بعضي ها كه گمان مي كردند كه مذهبشان و ايده شان به ويژه اين منهج و مباني و اعتقاد وهابيت يك مبناي درست و منطبق با عقل و شرع و كتاب و سنت است. همان طور كه حضرت عالي هم بيان كرديد ما همه مطالب را مستند و مستدل بيان كرديم و يكي از اين دوستان هم زنگ زد و خيلي هم تشكر كرد كه اين پاور پوينت هايي را كه شما پخش كرديد ما دانه دانه اينها را كليپ درست كرديم كه سر كلاس براي دانش آموزان و دانشجويان مطرح كنيم و مي گفت تا به حال به گوش ما نرسيده بود كه به اين شكل قضايا را به تصوير كشيديد . آقايان مي گويند كه اگر غدير حق بوده چرا خود حضرت أمير استناد نكرده ما موارد متعددي را ذكر كرديم با سندهاي صحيح كه حضرت أمير استناد به حديث غدير كرده است ، نه استناد به شورا ، اجماع كرده و گفتار و رفتار مهاجرين و انصار؛ بلكه به صراحت استناد كرده و استناد توأم با سوگند ، مردم را سوگند داده ، قسم داده كه واقعا كساني كه در غدير از پيامبر چيزي شنيدند بلند شوند و بگويند و مردم زيادي برخاستند و شهادت دادند و اونهايي كه برنخاستند آنها را أميرالمؤمنين عليه السلام نفرين كرده و نفرين أميرالمؤمنين عليه السلام هم به اجابت رسيده و اينها يا كور شدند يا برص گرفتند و يا به يك بلايي گرفتار شدند و تا آخر عمرشان هم پشيماني داشتند و اظهار ندامت مي كردند ولي خوب ديگه اظهار ندامت هيچ فايده اي ندارد

اما در رابطه با اين قضيه ما هفته گذشته هم يك تكه هايي نقل كرديم كه بزرگان و شخصيت هاي برجسته مثل حسن بصري و ديگران به صراحت مي گفتند: ما توانايي نقل حديث در رابطه با فضائل أميرالمؤمنين عليه السلام را نداريم و اگر بخواهيم نقل كنيم گردن ما را مي زنند اما در رابطه به اينكه آيا واقعا خود حديث غدير در تاريخ براي محدّثين و مورخين و بزرگان اهل سنت موضوعيت داشته يا نه . اين را هم اگر دوستان مانيتور بنده را نمايش دهند . يكي از اين ها ترس محدّثين از نقل حديث غدير است من چند نمونه اي را ذكر مي كنم باز قضاوت را به عهده بينندگان مي گذاريم

مدرك اول:

زيدبن ارقم كه از صحابه جليل القدر پيامبر(ص) و خودش ناقل داستان غدير است.

عطيه عوفي مي گويد :

سألت زيد بن أرقم فقلت له ان ختنا لي حدثني عنك بحديث في شأن علي رضي الله تعالي عنه يوم غدير خم

عطيه عوفي جزء روات ثقه است و ما درباره او هم صحبت خواهيم كرد و علت اينكه بعضي او را تضعيف كرده اند علتش را ما امشب روشن مي كنيم .

مي گويد كه من از زيد بن ارقم سؤال كردم كه يك دامادي داريم كه از تو داستان غدير خم را نقل كرده

فانا أحب أن أسمعهمنك

من دوستان دارم كه اين را از زبان شما بشنوم چون بعضي از روات مقيد بودند كه اين روايات را از زبان گويندگان اوليه و آن سرچشمه بگيرند ، برگشت گفت :

فقال إنكم معشر أهل العراق فيكم ما فيكم

شما عراقي ها آدم هاي دردسر سازي هستيد و مي ترسم كه شما جاسوس باشيد و برويد سعايت ما را پيش حكومت بكنيد و زندگي بر ما تباه شود

فقلت له ليس عليك مني باس

احمدبن حنبل در مسندش - ج٤ - ص ٣٦٨

نه آقاي زيدبن ارقم از من خاطر جمع باش من جاسوس نيستم حرف شما را هم جايي نقل نمي كنم .

بينندگان عزيز ببينند زيد بن ارقم هست عطيه عوفي كه از تابعين هست و متوفي ١١١ هست كه صحابه را درك كرده و از ابوسعيد روايت دارد ، از زيدبن ارقم روايت دارد ، از ديگر صحابه هم روايت دارد .

زيدبن ارقم مي خواهد حديث غدير خم را نقل كند ولي وحشت دارد و مي گويد كه من مي ترسم از شما تا اينكه عطيه عوفي مي گويد كه خاطر جمع باش من جاسوس نيستم و از من به تو خطري متوجه نمي شود.

مدرك دوم:

سعيد بن مصيب كه از تابعين است و متوفي ٩٤ است مي گويد :

قلت لسعد بن أبي وقاص : إني أريد أن أسألك عن شئ وإني أتهيبك

خيلي عجيب است. مي گويد كه من مي خواهم از تو يك چيزي را سؤال كنم ولي مي ترسم. ببينيد بينندگان عزيز اينها را دقت كنيد.

قال : سل عما بدا لك

هرچه مي خواهي از من سؤال كن

فإنما أنا عمك

من عموي توهستم خيلي از من نگران نباش

قلت : مقام رسول الله ( صلي الله عليه وسلم ) يوم غدير خم فيكم

كتاب كفية الطالب في مناقب علي بن ابيطالب - ص ٦٤

الولاية - إبن عقدة الكوفي - ص ١٥٥

من مي خواهم جايگاه و سخنان و گفتار پيغمبر در حديث غدير خم را از شما بپرسم . بعد سعد بن ابي وقاص شروع مي كند داستان غدير را مفصل نقل مي كند .

مدرك سوم:

عبيدالله بن علاء است كه متوفي ١٢٤ است و به قولي

عالم الحكومة مفتي الحكومة

است و ريزه خوار كنار سفره بني اميه است اين آقا ، مي گويد كه در يك جلسه اي بوديم و آقاي زهري داشت حديث غدير را مطرح مي كرد قبلا هم به اين اشاره كرديم كه گفت در خدير خم پيغمبر فرمود :

من كنت مولاه فهذا وليه

هركس من پيغمبر مولايش هستم علي ولي اوست . عبيدالله بن علاء مي گويد :

قلت للزهري لا تحدث بهذا بالشأم

حديث غدير را در منطقه شام مطرح نكن . چرا ؟

وأنت تسمع ملء أذنيك سب علي

داري با تمام توان و آن قدري كه گوشت مي شنود سب و ناسزا به علي را مي شنوي يعني در سرزميني كه در تمام زمين و زمان و منبر و خانه و بازار و كوچه و مسجد آن دارند ناسزا گويي به علي را شعار مي دهند تو داري در رابطه با حديث غدير حديث نقل مي كني ؟

برگشت به من گفت كه آقاي عبيدالله بن علاء قسم به خدا

والله ان عندي من فضائل علي ما لو تحدثت بها لقتلت

من از فضائل علي به قدري در سينه دارم كه اگر اينها را بيان كنم من را مي كشند و اعدام مي كنند بعد إبن اثير جزري نقل مي كند و مي گويد كه :

أخرجه الثلاثة

من براي اينكه برخي از دوستان در الفاظ رجالي آشنايي ندارند اين را آوردم

اخرجه الثلاثه

بعضي ها تصور كردند كه مراد از ثلاثة : صحيح بخاري و صحيح مسلم و يكي از سنن ديگر است .

نه خود إبن اثير مي گويد كه اگر گفتم أخرجه الثلاثة من مرادم إبن منده و ابو نعيم و إبن عبد البر است. إبن عبد البر كه كتابي دارد به اسم الاستيعاب في معرفة الاصحاب ، إبن منده همان اسحاق بن محمد اصفهاني است كه متوفي ٣٩٥ است كتابي دارد به نام معرفة الصحابة خود ابونعيم اصفهاني هم باز كتابي دارد به اسم معرفة الصحابه يعني إبن اثير جزري مي گويد ٣ نفر از شخصيت هاي بزرگ ما إبن منده و ابونعيم و إبن عبد البر اين قضيه را از زهري نقل كردند.

اولاً: عبيد الله بن علاء مي ترسد و مي گويد مبادا حديث غدير را نقل كني در منطقه شام چرا كه فردا برايت درد سر درست مي شود زهري هم بر مي گرده مي گويد: من به قدري از فضائل علي دارم كه اگر من اينها را مطرح كنم

لقتلت

يقين مي دانم كه سرم بالاي چوبه دار خواهد رفت

أسد الغابة - إبن الأثير - ج ١ - ص ٣٠٨

مدرك چهارم:

سعيد بن مسيب است كه البته اين را من مفصل مطرح كردم اين ظاهراً شايد اشتباه شده كه باز آوردم ولي دوستان توجه داشته باشند شايد يك ويژگي هايي دارد كه خود سعيد بن مسيب به سعدبن ابي وقاص مي گويد و سعد بن ابي وقاص مزلب را مطرح مي كند كه پيغمبر اين طور گفت و ابوبكر و عمر هر دو آمدند به علي تبريك گفتند و گفتند :

امسيت يا بن ابيطالب مولي كل مؤمن و مؤمنة

إبن سيد الكل در انباء المستطابة - ص ٥٧

گنجي شافعي در كفاية الطالب - ص٦٢

مدرك پنجم:

احمد بن حنبل رئيس حنابله است متوفي ٢٤١ ، آقايان مراجعه كنند به كتاب «السنة» خلال كه از كتب معتبر اهل سنت است كه خود جناب خلال هم ملتزم است در اين كتابش روايات صحيح را نقل كند. او مي گويد: احمد بن محمد بن مطر نقل مي كند :

كه فردي به نام ابوطالب مي گويد كه من از احمد بن حنبل سؤال كردم كه مراد پيغمبر اين كه در غدير فرمود :

من كنت مولاه فعلي مولاه

چيست ؟ اين را براي من بيان كن . يعني همان جا هم مشتبه بود براي مردم كه آيا واقعا پيغمبر گفت

من كنت مولاه فعلي مولاه

يعني هركس را كه من دوست دارم علي را دوست داشته باشد و هركس من ناصر و ياور او هستم علي هم ياور اوست . بعد جالب اينجاست كه :

قال لا تكلم في هذا

احمد بن حنبل مي گويد كه در رابطه با حديث غدير حق نداري صحبت كني

دع الحديث كما جاء

رها كن همانطوري كه بوده . بله پيغمبر اين طوري فرموده مراد پيغمبر چي است و قضيه از چه قرار بوده و چه هدفي دارد و دلالت بر امامت دارد يا ندارد . خوب جناب خلال مي گويد كه :

هذا الاثر صحيح

اين روايت صحيح است .

كتاب السنة خلال - ج ٢ - ص ٣٤٨

اگر واقعا حديث درباره محبت بود خوب آقاي احمدبن حنبل مي گفت كه بله پيغمبر اكرم (ص) خواست محبت علي (ع) را براي مردم تثبيت كند . اگر انگيزه حديث غدير شكايت جيش يمن بود احمد بن حنبل كه از شما نزديك تر است به زمان صدور روايت و در قرن ٢ و ٣ هجري زندگي مي كرده و تمام منابع دستش بوده و اساتيدش سينه به سينه اين مطالب را براي او نقل كرده بودند ، آقايان مي گويند كه جيش يمن شكايت كرده بودند و از علي بن ابيطالب دلخوري داشتند و پيغمبر آمد و اين دلخوري ها را برداشت هيچكدام از اين ها را آقاي احمد بن حنبل نقل نمي كند بلكه خودش هم وحشت دارد ومي ترسد از اينكه بيايد و بگويد مراد پيغمبر چه بوده است. آيا همين يك روايت صحيح كفايت نمي كند كه در تاريخ آنچنان خفقان ايجاد كرده بودند آنچنان خوف وحشت و ترسي به وجود آورده بودند كه امثال زهري ، احمد بن حنبل كه از كبار برجسته هستند ؟ خوب اين آقا جرأت نمي كند كه بيايد و مساله غدير را مطرح بكند . شما بياييد قضاوت كنيد و ببينيد مساله چي هست .

مجري:

يك سؤال براي من پيش آمده كه مي گوييم اصلا حضرت أمير عليه السلام از اهل بيت هم نبوده به هر صورت از جمله صحابه و خليفه چهارم بود وهمه اصحاب هم آنجا بودند و همه اهل سنت هم قبول دارند به عنوان خليفه چهارم. چه شده كه اين ها اصلاً جرأت نمي كنند درباره او حرف بزنند خليفه مسلمين بوده علت چيست كه علمايي مثل احمدبن حنبل مي گويند كه

دع الحديث

حديث را رها كن همان جور كه بوده باشه. علت اين چه بوده كه علماي اهل سنت اين گونه ترس داشتند كه مطرح بكنند ؟

استاد قزويني:

در رابطه با علت ترس ما جز اينكه دودمان بني اميه آمدند همان هايي كه ٢١ سال با پيغمبر و اسلام جنگيدند ١٣ سال در مكه مكرمه ٨ سال هم در مدينه با پيغمبر جنگيدند و در زير شمشير برّان مسلمانان سربازان اسلام در مكه مسلمان شدند أميرالمؤمنين عليه السلام هم در نامه ١٦ به صراحت مي گويد كه اينها مسلمان نشدند و كفر ظاهري را به كفر باطني تبديل كردند . و اينها ديدند كه مقابله با پيامبر اكرم به سادگي براي آنها فراهم نيست چون مردم مسلمان هستند و نسبت به پيامبر ارادت دارند و نمي توانند همچين قضيه اي را مطرح بكنند ولذا اينها آمدند أميرالمؤمنين عليه السلام كه بزرگترين شاخص و نماد بيانگرفضائل و سيره پيامبر است و پيغمبر هم فرموده كه :

من سب عليا فقد سبني

صحيح مسلم - حديث ١١٤

هركس به علي ناسزا گويد به من ناسزا گفته است . اين مطالب كاملاً مطرح بوده

خوب شما ببينيد اينها وقتي آمدند روي كار من از بينندگان عزيز اين سؤال را دارم كه چه شد و چه اتفاقاتي در جامعه اسلامي رخ داد و چه حوادثي باعث شد كه در كمتر از ٣٠ سال از هجرت نگذشته همين كساني كه عداوت پيغمبر را شعار خود قرار داده بودند همين ها آمدند و مسند قدرت را به دست گرفتند . چه عوامل و زمينه سازي هايي شد كه اينها اين گونه شدند ؟ آقايان بيايند به جاي فحش و ناسزا گويي يك بحث علمي كنند . چه شد ؟

مدرك اول

علت ترس مردم از نقل فضائل علي (ع) در رأس او دستور نادرست ضد قرآني و ضد سنتي معاويه است بر سب علي بن ابيطالب. خوب شما ببينيد در صحيح مسلم سعد بن ابي وقاص از پدرش نقل مي كند مي گويد:

امر معاوية بن أبي سفيان سعدا

معاويه به سعدبن ابي وقاص دستور داد

ببينيد آقاي مسلم وقتي مي آيد اينجا به خاطر حفظ جايگاه معاويه مفعول به را نمي آورد مي گويد :

امر معاوية بن ابي سفيان سعدا

به سعد بن ابي وقاص دستور داد . حالا چه دستوري داد معلوم نيست حالا انشاالله در عبارت هاي بعد مي آيد

فقال ما منعك ان تسب أبا التراب

چه باعث شده كه تو ابو تراب را سب نمي كني؟ گويا سعد بن ابي وقاص امر واجبي را ترك كرده است يك نمازي يا حجّي يا يكي از اركان ديني را ترك كرده و معاويه به او مي گويد :

فقال ما منعك ان تسب أبا التراب

صحيح مسلم- ج ٤، ص١٨٧١

إبن تيميه كه امام و پيغمبر و خداي اين آقايان است و اين را هم كه مي گويم به اين خاطر است كه چندي پيش يك بنده خدايي زنگ زده بود شبكه نفاق و شروع كرد به ابوبكر و عمر فحش دادن . مجري براي اينكه مظلوم نمايي كند گفت اجازه بدهيد فحش هايش را بدهد وقتي كه فحش داد شروع كرد كه آي مردم ببينيد اينها به ابوبكر و عمر و عثمان دارند فحش ميدهند و اينها منطقشان اين است و شروع كردند روي اين مطلب شعار دادن كه چنين است و چنان، و گفت بياييد به ما فحش بدهيد يا اونهايي كه لعن مي كنند به خلفا لعن به خودشان برمي گردد و اينها خود را لعن مي كنند. در همان جلسه يك بنده خدايي آمد و خواست به إبن تيميه جسارت كند اين آقايان آن چنان برافروخته شدند آن چنان ناراحت شدند حرف او را قطع كردند شروع كردند به اين آقا فحاشي و هتاكي كردن . ببينيد چقدر عجيب است اينها دم از مسلماني مي زنند و مي گويند ما اهل سنت وجماعت هستيم ولي به عمر و ابابكر فحش مي دهند قشنگ و حسابي آنتن در اختيار اون آقاست . البته ما اين را بارها گفتيم اهانت به مقدسات اهل سنت گناه بزرگ و نابخشودني است و اين را نه ائمه ما قبول دارد و نه مراجع ما قبول دارد و اضافه بر آن عقل سالم هم اين را نمي پذيرد . من در يك جلسه اي كه اكثر اساتيد و طلاب هم بودند گفتم اصلا قرآن نگفته :

قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا

سوره بقره - آيه ٨٣

قرآن نگفته

لَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ

سوره انعام - آيه ١٠٨

ائمه عليهم السلام توصيه نكردند و مراجع هم چيزي نگفتند ما هستيم و عقل و خردمان آيا ببينيم با فحش دادن به مقدسات يكديگر كار را مي توان جلو برد؟ اگر من طلبه آمدم و شروع كردم به فحاشي كردن نه تنها با اين فحاشي به مذهبم كمك نكردم بلكه خيانت هم كردم؛ چون اين مخاطبي كه فحاشي هاي من را مي شنود حتّي مخاطب شيعي، مي گويد: اگر فلاني دليل و حرفي براي زدن داشت چرا فحش مي دهد ، فحش براي آن كساني است كه صحبت و دليلي براي گفتن ندارند ولذا ما از همه بينندگان عزيز و هم آنهايي كه با ما تماس مي گيرند و هم آنهايي كه با اين شبكه هاي وهابي تماس مي گيرند در خواست و خواهش مي كنيم التماس مي كنيم يك مقداري زبانتان را از فحاشي و اهانت و سب و ناسزا دور كنيد و تلاش نكنيد آب به آسياب دشمن بريزيد . آنها مي خواهند مظلوم نمايي كنند يك فحشي از شما بشنوند يك فحشي از يك آخوند و يك مداحي بشنوند وهمين را بردارند پيراهن عثمان كنند و زمينه قتل يك شيعه را فراهم كنند و زمينه يك ترور شيعه را فراهم كنند نابودي شيعه را فراهم كنند و لذا اين منطق را ما نمي پذيريم ، بعد اين آقايان مي آيند همين مسئله را علم مي كنند ولي وقتي به إبن تيميه مي رسند حتّي اينكه٥ ثانيه به إبن تيميه اهانت كنند تحمل ندارند .

إبن تيميه درباره حديث ٦١١٤ مي گويد :

وأما حديث سعد لما أمره معاوية بالسب

اما حديث سعد بن ابي وقاص اون زماني كه معاويه امر كرد او را فحش بدهد .

شهد شاهد من اهلها

ببينيد دستور داد معاويه به فحش دادن و آقاي مسلم مفعول به را نياورد، متعلق امر را نياورد و گفت:

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا

چه دستور داد ؟ إبن تيميه مي گويد كه :

أمر بالسب

دستور داد به علي ناسزا بگو

فأبي

سعدبن ابي وقاص امتناع ورزيد

فقال ما منعك أن تسبعلي بن أبي طالب

چرا به علي ناسزا نمي گويي ؟

بعد مي گويد :

فهذا حديث صحيح رواه مسلمفي صحيحه

اين حديث صحيح است و مسلم هم نقل كرده است .

منهاج السنة - ج ٥ - ص ٤٢

دكتر شيخ موسي شاهين از معاصرين كتابي نوشته به نام فتح المنعم في شرح صحيح مسلم مي گويد :

امر معاوية بن ابي سفيان سعدا المامور به محذوف

مأمور به و متعلق امر حذف شده است چرا ؟

لصيانة اللسان عنه

براي اينكه زبان ها از بدگويي به معاويه خودداري كنند . يعني اگر چنانچه مسلم بيايد بگويد معاويه دستور داد به علي ناسزا بگويند جايگاه علي در نزد مردم كاملاً شاخص است و حداقل به عنوان خليفه ٤ قبولش داند و به عنوان

اول من أسلم

داماد پيغمبر، فاتح جنگ هاي رسول گرامي قبولش دارند. بعد مي گويد:

والتقدير آمره بالسب علي

كه :

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا

يعني :

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا بالسب علي بن ابيطالب

بالسب علي حذف شده است

والثابت ان معاوية كان يامر بالسب علي

آنچه كه قطعي و ثابت است معاويه دستور مي داد به علي ناسزا بگويند خوب اين را بيايند جواب بدهند آيا اينكه

سباب المسلم فسوق

فسوق اينجا را مي گيرد يا نه؟، اصلا مي گوييم به تعبير علامه اميني

اول من أسلم

نيست ، خليفه نسيت ، صحابه بر جسته نيست ، داماد پيغمبر نيست يك مسلمان هست يا نه ؟ شما بياييد بگوييد چه گناهي از علي سر زده كه معاويه مي آيد و دستور سب علي بن ابيطالب را صادر مي كند ، اون وقت با روايتي كه شما نقل مي كنيد با سند صحيح كه :

من سَبَّ عَلِياًّ فَقَدْ سبني

مسند احمدبن حنبل - ج ٦ - ص ٣٢٣

كه پيغمبر فرمود ، آيا با اين مي خواهيد چكار كنيد شما ؟

إبن ابي الحديد يك قضيه اي را نقل مي كند براينكه :

كتب معاوية نسخة واحدة إلي عماله بعد عام الجماعة

معاويه يك بخشنامه و دستور العملي را صادر كرد و به تمام عمالش بعد از عام الجماعة يعني بعد از قضيه صلح تحميلي كه با امام حسن مجتبي بود كه مشهور با عام الجماعة است .

در اين بخشنامه چه بود ؟ اين بود :

أني برئت الذمة ممن روي شيئا من فضل أبي تراب وأهل بيته

من اظهار برائت مي كنم كسي كه درباره علي و اهل بيت علي بخواهد روايت كند

فقامت الخطباء في كل كورة وعلي كل منبر يلعنون عليا

خطبا در هر كوي برزن در هم منطقه بربالاي هر منبر علي بن ابيطالب را لعنت مي كردند و :

ويبرأون منه

و از علي اعلام برائت مي جستند

ويقعون فيه وفي أهل بيته

نسبت به علي و اهل بيت او هم بد گويي مي كردند و ناسزا مي گفتند

شرح نهج البلاغه إبن ابي الحديد - ج ١١- ص ٤٤

اين را بارها گفتيم براينكه اون كسي كه مي آيد و مي گويد معاويه شيعه است حرف غلطي مي زند معلوم است كه يا بي سواد است و يا معاند . خيلي جالب بود كه همين چند شب قبل اينها يك عبارتي را در مانيتورشان نشان دادند از مقدمه شرح نهج البلاغة إبن ابي الحديد ص ١٠ كه آنجا در رابطه با اينكه إبن ابي الحديد شيعه است و سني نيست يك مطلبي را آوردند كه من تعجب كردم . حالا من نمي دانم اين آقايان خودشان احمق تشريف دارند يا بينندگانشان را احمق تصور مي كنند كه آيا اين مسائلي را كه دارند مطرح مي كنند كه ايشان از شيعه ها بوده و جزء بزرگان شيعه است إبن ابي الحديد و چنين است و چنان است ، من براي اولين بار جا خوردم كه اين طور در بعضي از كتاب ها آمده بر اينكه آقاي إبن ابي الحديد شيعه است ، ايشان دارد مي گويد كه إبن علقمي از فضلاي شيعه است ، جالب اينجاست كه علقمي از فضلاي شيعه است و اين آقا اين مسئله را مطرح مي كند به عنوان اينكه إبن ابي الحديد از بزرگان شيعه است . آقايان عبارت :

كان العلقمي من فضلاء الشيعة وأعيانهم ببغداد

قادتنا كيف نعرفهم ؟ - السيد محمد هادي الميلاني - ج ٥ - ص ٤١٩

نشان مي دهند ، جناب آقاي هاشمي به قول آقاي يزداني هر گردي كه گردو نيست در هرجايي كه آمدند گفتند من فضلا الشيعه ضمير اين برنمي گردد به فرد مورد نظر شما . شما به قول خودتان فوق ليسانس گرفتيد اون هم در دانشگاه بزرگ عربستان دانشگاه محمدبن سعود رياض و من گمان نمي كنم كه شما اين قدر جاهل و نادان باشيد كه نتوانيد بفهميد مطلب را ، كسي كه فوق ليسانس و كارشناسي ارشد دارد مي فهمد اين مطالب را حداقل يك مقدار دقت كن برادر عزيزم ، خودت را ملعبه قرار نده ، همان شب چند نفر تماس گرفتند كه ما مي خواهيم بگوييم اين عبارت مربوط به إبن ابي الحديد نيست بلكه مربوط به إبن علقمي است اجازه ندادند. ببينيد عزيزم اين اولاً مقدمه مؤلف است ارتباطي به كتاب ندارد و ايشان مي آيد در رابطه با شرح نهج البلاغه يكي از بزرگترين و طولاني ترين و مشتمل برعلوم و آداب و معارف است شرح آقاي عزالدين عبدالحميد مدائني است اينجا حرف محقق تمام شد مي گويد :

صنفه برسم خزانة مؤيد الدين أبي طالب محمد بن أحمد بن العلقمي ، وزير المستعصم بالله ، آخر ملوك العباسيين آقاي إبن ابي الحديد اين كتاب را نوشته بنا بر در خواست آقاي علقمي وزير معتصم آخرين پادشاه عباسي ها ، بعد مي گويد :

" كان من فضلاءالشيعة وأعيانهم ببغداد

اين آقاي إبن علقمي از فضلاي شيعه بود و از اعيان و شخصيت هاي برجسته شيعه در بغداد بود

مائلا للآداب

تمايل داشت به ادبيات

مقربا للأدباء

اديبان و كساني كه در ادبيات كار كرده بودند با آنها نزديكي داشت

وكانت له خزانة كتب فيها عشرة آلاف مجلد من نفائس الكتب

آقاي إبن علقمي يك كتابخانه بزرگ داشت كه ١٠ هزار كتاب از كتب نفيس در آنجا بوده

شرح نهج البلاغة - إبن أبي الحديد - ج ١ - ص مقدمة المحقق ١٠

خوب اصلا اين عبارت ارتباطي به إبن ابي الحديد ندارد البته اون آقا گفت هيچ شيعه اي نيست كه علي بن ابيطالب را به عنوان امام تا امام زمان قبول نكند و اينها چون در مغلطه وارد هستند مي گويد خوب اسماعيلي ها هم شيعه هستند يا نه ؟ زيدي ها شيعه اند يا نه ؟ آقا جان الان شيعه كه گفته مي شود ، شيعه انصراف دارد به شيعه ١٢ امامي و آقايان اسماعيلي را نمي گويند شيعه مي گويند اسماعيلي است يا زيدي است و اضافه ، اون عزيز بايد اين طور پاسخ مي داد آقا در كره زمين شما هيچ شيعه اي را نمي يابيد كه معتقد به خلافت ابوبكر و عمر و عثمان و علي به اين ترتيب باشد هيچ شيعه اي را نمي يابيد در طول تاريخ معتقد نباشد علي اولين خليفه است . زيدي ها همين عقيده را دارند اسماعيلي ها همين عقيده را دارند ، هركدام از شيعيان همين عقيده را دارند حالا شما بيايد ببينيد آقاي إبن ابي الحديد معتقد به امامت حضرت أمير است يا نه ؟ در خطبه اش مي گويد :

الحمدلله الذي... وقدم المفضول علي الأفضل

شرح نهج البلاغة ج ١، ص٩

شكر خدايي را و مفضول را (كه ابوبكر است) بر افضل (كه علي بن ابي طالب باشد) مقدم كرده است.

ايشان در لا بلاي كتاب ها جاي جاي كتابش براي اثبات خلافت ابوبكر و دفاع از ابوبكر و دفاع از عمر و غيره و همچنين شهادت حضرت زهرا (س) را نقل مي كند و زير سؤال مي برد ، شما يك شيعه را نمي توانيد پيدا كنيد كه معتقد باشد كه ابوطالب شيعه نبوده و اين آقا كاملاً انكار مي كند ايمان ابوطالب را و ١٠-١٢ دليل ما قبلا اقامه كرديم مبني بر شيعه نبودن او. اصلا خودش مي گويد من معتزلي هستم و شيعه امامي با معتزلي دو قطب مخالف هستند .

ولذا در اينجا ايشان وقتي مي آيد مطلبي را نقل مي كند مي گويد كه معاويه گفت كه من ذمه ام را برئ مي كنم از كسي كه نسبت به علي بن ابيطالب و اهل بيت او بخواهند حديث نقل كنند.

حالا اگر اين را هم قبول نداريد ما گفتيم كه آقاي عبيدالله بن علاء بر مي گردد و به زهري مي گويد حديث غدير را مطرح نكن :

وأنت تسمع ملء أذنيك سب علي

خوب بفرماييد، اين را شما چه مي گوييد ؟

مدرك دوم:

إبن حجر در ترجمه علي بن رباح مي گويد :

كانت بنو أمية إذا سمعوا بمولود اسمه علي قتلوه

تاريخ مدينة دمشق - إبن عساكر - ج ٤١ - ص ٤٨١

خوب اين را بياييد براي ما توجيه كنيد ، در زمان بني اميه هركسي اسم بچه اش را علي مي گذاشت مي كشتند ، آيا چه گناهي داشت علي؟ آيا اين پدر و مادري كه اسم بچه را علي مي گذاشتند آيا زناي محصنه مرتكب مي شدند يا قتل نفس محترمه مي كردند ؟ علي گذاشتن انكار قرآن و انكار سنت است ؟ خوب بفرماييد شما جواب بدهيد .

در ترجمه علي بن جهم مي گويد :

يلعن أباه لم سماه عليا ؟

علي بن جهم هميشه پدرش را لعنت مي كرد كه چرا اسم من را علي گذاشته و مرا به دردسر انداخته مي گفت اسم من علي نيست عُلِيّ است . خوب بفرماييد اين هم مال إبن حجر عسقلاني است كه از بزرگان شماست و به سر او قسم ياد مي كنيد

تهذيب التهذيب - ج ٧ - ص ٢٨١

لسان الميزان - ج ٤ - ص ٢١٠

اين آقاي زمخشري از بزرگان شماست مي گويد : در ايام بني اميه بربالاي ٧٠هزار منبر علي را سب مي كردند

بما سنه لهم معاوية من ذلك .

به خاطر اون سنت سيئه اي كه معاويه ايجاد كرده بود

ربيع الابرار - ج ٢ - ص ١٨٦

يا در طبري و إبن اثير كه از مورخان نامي شما هستند مي گويد: معاويه وقتي كه قنوت مي گرفت علي ، إبن عباس ، مالك اشتر، امام حسين و امام حسن را لعن مي كرده . خوب بفرماييد مگر شما نمي گوييد كه دوست دار اهلبيت هستيم ما ؟ يا بياييد بگوييد طبري اشتباه كرده و غلط نوشته ، إبن اثير و إبن حجر اشتباه كردند و دليل بياوريد بر رد اينها . يا نه اگر درست نوشته اند شما بفرماييد جواب بدهيد به ما.

مجري:

آيا تاريخ آمده كه راويان اهل سنت فضائل حضرت علي عليه السلام را بيان كرده باشند؛ اما با برخورد خشن حكامي كه در عصرشان بودند روبرو شوند؟

استاد قزويني:

بله در رابطه با اينكه با ناقلين فضائل أميرالمؤمنين عليه السلام برخوردهاي خيلي خشني مي كرد و يكي را نابود مي كردند تا ديگران از او عبرت بگيرند از اين موارد در تاريخ زياد داريم . كه من چند نمونه اي را مطرح مي كنم و براي اينكه بينندگان عزيز بيشتر از اين پشت خط نمانند من خيلي خلاصه بيان مي كنم و سر يك فرصتي من مفصل توضيح مي دهم .

مدرك اول

عزيزان ببينند برخورد خصمانه با ناقلين فضائل حضرت علي (ع) را. آقاي ذهبي درباره إبن سقا كه متوفي ٣٧١ هجري است. ذهبي مي گويد :

عبدالله بن محمد بن سقا الحافظ الامام

سير أعلام النبلاء - الذهبي - ج ١٧ - ص ٣٠٥

كلمه امام را در حق هركسي تعبير نمي كند، مي گويد ايشان بالاي منبر حديث طير را مطرح كرد كه اين حديث يكي از احاديثي است كه دلالت قطعي بر فضيلت أميرالمؤمنين عليه السلام بر همه صحابه دارد .

پيغمبر فرمود : خدايا محبرب ترين خلق در نزد خودت بيايد و با من اين گوشت بريان و كباب شده طير را بخورد ، غير از علي (ع) كسي نيامد ، اين آقاي إبن سقا رفت بالاي منبر و اين حديث را مطرح كرد :

فوثبوا به وأقاموه

برخاستند به اين آقا حمله كردند و از منبر پايين كشيدند و

وغسلوا موضعه

منبرش را آب كشيدند ، يعني منبري كه در آن فضائل علي گفته شود نجس مي شود

خوب آقايان اهل سنت اين را ذهبي نقل كرده است و نه افرد عادي.

تذكرة الحفاظ - ج ٣ - ص ٩٦٥

مدرك دوم:

نصر بن علي است باز از رجال ستة است يعني هم رجال صحيح بخاري و هم صحيح مسلم و ٤ تا سنن و مساند ديگر است و آقاي ذهبي در تهذيب ج ١٠ ص ٣٨٤ مي گويد كه ابي حاتم و نسائي و إبن خراش گفته اند كه ثقه است . از احمدبن حنبل هم نقل مي كند صداقت او را ، بعد مي گويد آقاي نصربن علي رفت بالاي منبر گفت پيغمبر دست حسن و حسين را گرفت و فرموده هركس اينها را با پدرش دوست داشته باشد :

كان في درجتي يوم القيامة .

با من هم درجه است در روز قيامت

أمر المتوكل بضربه ألف سوط

متوكل دستور داد ١٠٠٠ ضربه شلاق به او بزنيد

اگر كسي زنا كرده باشد ١٠٠ ضربه بيشتر به او نمي زنند . ببينيد ١٠٠ شلاق فقط براي زنا است و هر كسي كه قذف كند حد قذف از ٨٠ شلاق بيشتر نيست و اين آقا ١٠٠٠ شلاق بايد بخورد چون روايتي در فضيلت علي عليه السلام نقل كرده فوقش بگويند اين روايتي را كه نصر بن علي خوانده ، دروغ است ، بعد جالب اين است كه آمدند شروع كردن به زدن ١٠ تا ٢٠ تا ٣٠ تا خوب ١٠٠٠تا شلاق و اضافه نصربن علي هم از فقها و بزرگان اهل سنت است ، بعد ديدند كه ايشان واقعا دارد عذاب زيادي مي كشد و درد دارد آمدند گفتند ايشان از اهل سنت است و اشتباه كرده يا در بعضي از جاها دارد كه

هذا من فعل أهل السنة فلم يزل به حتي تركه

اين كاري كه شده كاري است كه همه اهل سنت انجام مي دهند

تهذيب التهذيب - ج ١٠ - ص ٣٨٤ - بر مبناي مكتبة اهل بيت

مدرك سوم:

همچنين آقاي نسائي كه از علماي بزرگ اهل سنت است كه او را امام و حافظ و شيخ الاسلام مي دانيد و كتابش يكي از صحاح ستة اهل سنت است . آقاي سبكي مي گويد :

أنه أخرج من دمشق لما ذكر فضائل

از دمشق او را بيرون كردند چون فضائل علي را مي گفت

علي قيل ما زالوا يدافعون في خصيتيه حتي أخرج من المسجد ثم حمل إلي الرملة

همين كه رفت بالاي منبر فضائل علي را گفت به قدري زدند و در خصيتين او به قدري لگد زدند كه اين بنده خدا كلا حساس ترين قسمت بدنش تركيد و فرياد زد و او را از مسجد بيرون بردند . گفت من را به طرف مكه ببريد كه در بين راه شهيد شد .

فتوفي بها

نسائي كه از شخصيت هاي برجسته شماست ، مراجعه كنيد به :

طبقات الشافعي - ج ٣ - ص ١٦

المنتظم إبن جوزي - ج ١٣ - ص ١٥٦

تهذيب الكمال - ج ١ - ص ٣٣٩

البداية والنهاية - إبن كثير - ج ١١ - ص ١٤٠

خوب اينها كاملاً واضح و روشن است كه اين مطالب را نسبت به نسائي مي گويد .

مدرك چهارم:

آقاي عطية بن سعد بن جنادة عوفي متوفي ١١١ اين آقا جزء شخصيت هاي برجسته اهل سنت است و از مجتهدين و فقها هم هست اين آقا كسي است كه وقتي عبدالله زبير آمد محمد حنفيه را در كنار مكه با تعدادي از بني هاشم اسير و زنداني كرد و تصميم بر آتش زدن آنان كرده بود همين آقاي عطية همراه با تعدادي آمدند شبانه حمله كردند و جان محمد بن حنفيه را نجات دادند و در حمله حجّاج به مكه جزء كساني بودند كه در برابر حجّاج ايستادند و جزء فرماندهاني بود كه در برابر حجّاج ايستاده است . نه با حجّاج يوسف ثقفي ساختند و نه با عبدالله زبير ، بعد از اينكه از حجّاج شكست خوردند فرار كردند به شيراز . حجّاج نامه زد به عامل و فرمانده اش محمد بن قاسم ثقفي كه در فارس بود كه بعدا حاكم هند و سند قرار گرفت كه عطيه را احضار كن و به او بگو بايد علي بن ابيطالب را لعنت كند اگر اين كار را كرد كه هيچ و الا

إلا فاضربه أربع مئة سوط

اگر علي را ناسزا نكند ٤٠٠ شلاق بزنيد و سر و ريش او هم بايد تراشيده شود و در ميان مردم منتشر شود .

حجّاج يوسف ثقفي وقتي نامه نوشت محمد بن قاسم ثقفي نامه را خواند و احضار كرد عطيه را ، عطيه عوفي هم در تاريخ فقط يك نفر است آقاي هاشمي و عطيه دوم نداريم . كه شما مي گوييد كه از كجا معلوم همان عطيه عوفي است كه فضائل علي را نقل كرده ، از كجا معلوم اين هماني است كه حديث غدير را نقل كرده . نه عزيز من عطيه عوفي يك نفر بيشتر نيست . عده زيادي از بزرگان شما توثيق كردند ، همين آقاي سعد در طبقاتش به صراحت مي نويسد كه وقتي عطيه را آوردند به او گفتند بايد علي را لعنت كني گفت من اين كار را نمي كنم :

فأبي عطية أن يفعل ، فضربه أربع مأة سوط

عامل بني اميه ٤٠٠ ضربه شلاق به او زد و سر و ريش او را تراشيد

وحلق رأسه ولحيته

إبن سعد مي گويد :

و كان ثقة انشاالله

حالا اين انشاالله چه است ما نتوانستيم بفهميم .

طبقات إبن سعد - ج ٦ - ص ٣٠٤

تهذيب التهذيب - ج ٧ - ص ٢٠١

آقاي زركلي وهابي در اعلامش - ج ٤ - ص ٢٣٧

بيننده : خاكي از كاشان

خدمت حضرت آية الله مي خوام عرض كنم از اول برنامه من دارم خون گريه مي كنم .

حضرت آية الله من از بزرگان شنيدم شخصي خدمت امام صادق عرضه داشت يإ بن رسول الله يك نفر به حضرت زهرا اهانت كرد. امام صادق فرمودند كه بايستي ايشان را مي كشتيد .

من نمي دانم آيا اين صحت دارد يا نه. من مي خواهم سؤال كنم كه درست است كه ما حق نداريم و اهانت هم نمي كنيم چون بنده تقليد مي كنم و همچنين شما دستور مي فرماييد كه اهانت نكنيم ، اما حضرت آية الله قزويني تو را به مادرت زهرا مي دانم كه تو دلت خيلي چيزهاست كه نمي گويي به امام حسين خيلي چيزهاست كه نمي گويي . ما هم داريم آتش مي گيريم آن طرف يه حرف هايي مي زنند كه ما داريم مي سوزيم شما هم اينجا سكوت مي كنيد تو را به مادرت حضرت زهرا حقيقت ها را بگو ما كتاب مي خوانيم تاريخ مطالعه مي كنيم . گفت :

زن را به پيش ديده شوهر نمي زنند گيرم كه شوهرش علي مرتضي نبود

دستت را مي بوسم خدا انشاالله عمرتان را زياد كند . ولي پسر فاطمه حضرت آية الله قزويني يك دعا در حق ما بكن قربونت برم .

بيننده : رضا از كرج (اهل سنت)

جناب محسني ٢ مطلب هست در رابطه با اين مطلب برنامه امشب :

اول اينكه : لعن كردن و سب كردن هر مسلماني طبق شريعت اسلام حرام است . حالا من نمي دانم اين روايتي كه شما آورديد چقدر صحيح است ولي شما همين جور كه خودتان مي دانيد يكي مثل معاويه كه مي گوييد دستور داده است كه علي را سب و لعن كنند در منبر مساجد اين چقدر سخت است . الان فرقي نمي كند براي ما لعن كردن علي عليه السلام و خلفاء و براي ما هيچ فرقي نمي كند از نظر كيفيت كار . ولي شما دقت كنيد روزهاي پنجشنبه زيارت عاشورا مي خوانند كه در آن لعن مي كنند به اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم را مي گويند حالا من از جناب قزويني سؤال مي كنم كه اينها چه كساني هستند ؟ كه به صورت مجهول آمده . من بارها پرسيدم و هركسي يك جور مي گويد ولي به نظر من همان خلفا را لعن مي كند و براي اينكه مشكلي پيش نيايد مجهول آورده است .

مطلب بعدي در رابطه با امت حضرت علي : شما دقت كنيد در كتاب خداوند وقتي خداوند پيغمبري را به عنوان پيامبري مبعوث مي كند هرچه اون قوم با اين پيامبر مخالفت مي كنند تا شكنجه دهند اون فرد را ولي چون تقدير خداست اتفاقي نمي افتد . مثلا نگاه كنيد حضرت ابراهيم را در آتش مي اندازند حضرت موسي را هم فرعون شكنجه مي دهد حضرت عيسي همين طور و پيامبر ما هم اين چنين كه ١٣ سال كامل در مكه سختي كشيد ولي چون تقدير خداوند اين بود كه اين افراد بايد مبعوث شوند و شدند و با وجود اين همه مشكلات و سختي ها نتوانستند جلوي آنها را بگيرند ولي اينجا سؤالم اين است كه آيا امامت يا شخصي مثل علي عليه السلام با وجود اينكه شما مدعي هستيد كه حضرت علي از طرف خداوند انتخاب شده است مي خوام بدانم كه چرا امام نشد چرا اول نشد طبق آنچه خداوند مي خواست؟ واين يك سؤالي است كه در ذهن من بوده است .

بيننده : باقري از يزد

سلام عرض ميكنم خدمت عالم جليل القدر اسلام حضرت آية الله علامه دكتر سيد محمد قزويني كه به حق در زمينه علم رجال و مناظره با تمام افراد از جمله جواب به شبهات وهابيت گوي سبقت را از همه ربوده اند و به حق آبروي ما هستند و كاري كرده اند كه با علم و آگاهي و توانمندي در علوم علم حديث شناسي و رجال روز به روز در عده و عده دوست داران اهل بيت اضافه شوند و جوانان فريب خورده وهابيت گروه گروه به مذهب حقه شيعه مي پيوندند و حقيقتا من اسم ايشان را گذاشتم پروفسور علم رجال و حديث در جهان اسلام نه تنها جهان شيعه . حضرت استاد اين شبكه هاي وهابي الحق و الانصاف عناد اينها در زمينه اهل بيت بر همه ثابت شده و گروهي كه حداقل از عقل خود استفاده مي كنند و عقل را صدا مي زنند بر هيچ كدام پوشيده نيست كه اينها استدلال منطقي ندارند . بنده خودم تماس گرفتم با اينها چند شب قبل درباره فدك و همه بينندگان ديدند و حديثي را نقل كردم از هيثمي كه حضرت استاد انشاالله توضيحي خواهند داد و اينها جوابي نداشتند و قبل از اينكه توضيح دهد گفتم كه آقاي هيثمي در آخر چون ديده گير كرده و اگر بنا باشد اين مطلب را قبول كند كه حضرت رسول فدك را در زماني كه زنده بوده به دختر طاهره و پاكش هبه كرده ديگه تمام مسائل اينها زير سؤال مي رود ، آخر آمده گفته متروك و ضعيف از عطيه عوفي و همان جا من گفتم كه در ٣ تا از صحاحشان پيدا كردم ٢٣ مورد را كه در مورد احاديث ايشان گفتند كه هذا حديث صحيح

ولي ايشان نتوانست جواب بدهد و در پايان هم آمد كه ضعيف است و آقاي فرهادشان هم كه سوگلي اين شبكه است و مثل بچه ها مياد و انشا مي خواند هر روز . و بارها اهانت به مراجع شيعه از جمله آيت الله مكارم شيرازي مي كند و مي گويد ما شيعيان ماشيعيان . من يك نكته عقلي گفتم كه ايشان خودشان گفتند كه من وهابي هستم حالا كنارشان هست كشور ديگر هست يا هر جاي ديگر حق ندارد بگويد ما شيعيان اصلا بيننده ما نيست ايشان وهابي شده . آقاي هاشمي به من گفت شما حجة الاسلامي گفتم من دبيرم ، بعدش جالبه كه آقا فرهادشون آمد و گفت ايشان را آية الله مكارم شيرازي از حوزه علميه قم فرستاده است تا درباره فدك صحبت كند . حالا بينندگان مي توانند قضاوت كنند كه من اسم جعلي ندادم و باقري هستم از يزد و دبير هم هستم و اتفاقا بيشتر شاگردان من اهل سنت هستند . من چند بار با اين شبكه تماس گرفتم در ابتدا كه جواب نمي دادند ما هم از ترفند حاج آقا استفاده كرديم و گفتيم اسم من فلان است و مي خواهم به حاج آقاي قزويني فحش دهم سريع وصل كردند و بعد از اينكه روي خط رفتيم و ديدند كه مي خواهيم از اهل بيت صحبت كنيم قطع كردند البته اين ٢ بار آخر بعد از ٤-٥ دقيقه وصل كردند و ديروز من هر چه تماس گرفتم چون شماره من را مي شناسند بر نمي دارند . آيا مذهبي كه نتواند از منطق و عقل صحبت كند و بيايد فحش بدهد آيا درست است ؟ آيا قضاوتي كه آقاي هاشمي مي كند كه شبكه ولايت مي آيد پول مردم را مي برد و وقتي كه زنگ مي زنيم به اين شبكه شارژ مي افتد برايشان . در حالي كه نمي داند خود شبكه ولايت با بينندگان خود تماس مي گيرد حتّي به اهل سنت و هيچ كسي خودش زنگ نمي زند به اين شبكه بلكه شماره مي دهند و شبكه تماس مي گيرد . اين شماييد كه نيم ساعت پشت خط مي گذاريد بينندگان را تازه بعدش هم اگر كسي يك حرف حقي بخواد بگويد سريع مي پرند تو حرفش و نمي گذارند چيزي بگويد . بنده گفتم علمي ثابت خواهم كرد مسئله اي را كه آقاي عبدالله حيدري يا شهاب ابراهيمي كه در غدير بود از روي سايه و زاويه و مثلثي كه رسم خواهم كرد اگر به من ١٠ دقيقه وقت دهند در شبكه خود ثابت مي كنم كه ايشان ساعت ٩:٣٥ دقيقه در غدير بوده است و ثابت مي كنم كه در آن لحظه اي كه ايشان ٣١ درجه را نشان داد ٣٨ در جه بوده ما در آزمايشگاه يك ماده اي را داريم به نام يخ خشك . بنده ثابت مي كنم كه ايشان ٩:٣٥ اونجا بود اصلا حضرت آية الله شما و هركسي كه بخواهد مي تواند از سايه ظهر را تشخيص داد مثل قديمي ها كه اين كار را مي كردند . من از روي سايه مي توانم ثابت كنم كه ايشان ٩:٣٥ دقيقه اونجا بودند تازه در آن ساعت هم ٣٢ درجه نشان داد و ما يك ماده اي داريم به نام يخ خشك كه دي اكسيد كربن جامد است كه در نوشابه و دوغ مي ريزند اين را اگر كنار مخزن دماسنج بگيري دماي ٥٠ درجه را در ٣ ثانيه به ٢٠ درجه مي آورد بنده به آقاي حيدري مي گويم كه آقا اگر در پشت صحنه شما كسي اين كار را كند ما از كجا بفهميم اين را ؟ بعد اينكه من ثابت مي كنم كه اون روز دماي اونجا ٤٢ درجه بوده است در ماكسيموم دما عرض مي كنم يعني ١٢:٣٥ دقيقه ٤٢ درجه و ٧دهم من محاسبه كردم در همان روز . ايشان فكر مي كنند كه با يك عده آدم احمق طرف است . ايشان يك حديث صحيح به ما نگفته است شما مي دانيد كه بنده تخصصم اصلا مذهب نيست ولي همين بنده اي كه اصلا تخصص ندارم اگر ١٥ دقيقه به من وقت بدهند از عقل اجماع سنت و كتاب صحبت مي كنم و كل پايه اي وهابيت را مي ريزم زمين ، وهابيتي كه خداش بند تمبان دارد و.... والله ما حجة الاسلام نيستيم كه از طرف حضرت آية الله مكارم شيرازي آمده باشيم .

مجري:

ديگه به شما هيچ وقت اجازه نخواهند داد كه روي خط شبكه آنها برويد و صحبت كنيد .

بيننده :

مطمئنم و مي دونم چون بارها تماس گرفتم و جواب ندادند .

بيننده: رحيمي از قشم (اهل سنت)

مي خواستم چند تا از فضائل أميرالمؤمنين حضرت علي را بيان كنم :

بزرگترين فضيلت حضرت علي داشتن همسري است كه سرور زنان عالم بي بي فاطمه است ، رسول خدا بهترين دختر خود را كه خير النسا العالمين است را به حضرت علي داد ، فاطمه هم كوچكترين دختر ايشان بود و رسول خدا هم بسيار او را دوست مي داشتند، حضرت فاطمه در سال ٢ هجري به عقد حضرت علي در آمد و پيامبر هم فرمود كه فاطمه پاره تن من است كسي كه او را ناراحت كند من را ناراحت كرده است و از ام المؤمنين حضرت عايشه روايت است كه :

ما رأيت أحدا أشبه سمتا وهديا ودلا برسول الله صلي الله عليه وسلم بقيامها وقعودها من فاطمة وكانت إذا دخلت علي النبي صلي الله عليه وسلم قام إليها وقبلها وأجلسها في مجلسه

فتح الباري - ج ٨ - ص ١٣٥

عايشه روايت مي كند كه كسي را شبيه تر به پيامبر در سيما و گفتار و رفتار و برخاستن و نشستن از فاطمه نديدم او هنگامي كه بر پيغمبر وارد مي شد پيامبر خدا از جاي خود برمي خاست و ايشان را مي بوسيد و در جاي خود مي نشاند . واين بهترين فضيلت براي ايشان است .

دومين فضيلت ايشان هنگامي كه رسول خدا روانه جنگ تبوك شد حضرت علي را در مدينه جانشين خود كرد تا به كارهاي مردم رسيدگي كند و منافقين هم كه هميشه اذيت و آزار مي كردند حضرت علي را ناراحت كردند و وقتي كه پيامبر از جنگ بازگشتند نزد رسول خدا آمد كه چرا من را در مدينه گذاشتيد ؟ بعد رسول خدا فرمودند :

ان تكون مني بمنزلة هارون من موسي

آيا راضي نيستي باشي به من به منزله هارون از موسي

و چه فضيلتي بهتر از اين كه حضرت علي را در ترازوي پيامبري قرار داد و كدام فضيلت بالاتر از اين مي تواند باشد كه او را در مدينه جانشين خود كرده باشد . حضرت علي لايق اين كار بود و رسول الله كسي را بهتر از ايشان پيدا نكردند و كسي را لايق جانشيني ندانسته بود .

سوم اينكه حضرت علي را بر عده اي از سربازان أمير و فرمانده كرد كه اختلاف پيدا كردند تعدادي از سربازان با ايشان مثل بريده و .... كه رسول خدا در حالي كه آثار خشم در چهره ايشان نمايان بود از اينها روي گردانيدند و فرمود چه مي خواهيد از علي ؟

إن عليا مني وأنا منه أولي بكل مؤمن و مؤمنة

علي از من است و من از علي و او دوست و سرپرست هر مؤمني است بعد از من

منهاج السنة النبوية - ج ٧ - ص ٣٦٨

و اين نشان مي دهد كه حضرت رسول اشاره كرده كه امام علي بعد از من لياقت جانشيني را دارد

مجري :

آقاي رحيمي شما از برادران اهل سنت هستيد ؟ چون اين مطالبي را كه شما بيان مي كنيد را بعضي از دوستان شبهه مي كنند كه ايشان اهل سنت نبوده است . واقعا اينها را با اعتقاد مي فرماييد ؟ شما از كدام مذهب اهل سنت هستيد؟

بيننده :

ما شافعي هستيم . من ٢ تا از شجاعت هاي حضرت علي را هم بيان بكنم خيلي كوتاه و اون هم اينكه يكي از بزرگترين شجاعت هاي ايشان اين است كه در ساعتي كه عده اي شمشير به دست به قصد كشتن رسول خدا وارد خانه ايشان شدند أميرالمؤمنين عليه السلام در آن ساعت بر فراش پيامبر خوابيد مانند يك سپر كه جلوي يك شمشير است كفار تصميم گرفتند كه از هر قبيله شخصي بيايد و خانه رسول خدا را محاصره كنند و حمله كنند در همان شبي كه به خانه پيامبر حمله كردند رسول الله حضرت علي را روي فراش خواباند و امام هم بدون هيچ ترسي نشان داد جان خود را فداي رسول الله مي كند .

بيننده : شريفي ازمشهد

حاج آقا اين مطالبي را كه گفتيد درباره سب و لعن حضرت علي توسط معاويه ظاهرا حاج آقا جواب اين شبكه ناصبي كلمه و جناب ظهرابي را نشنيدند چون اينها جواب خيلي محكمي داده بودند من اين مطلب را ٢ ماه قبل پرسيدم و اول عين اين مطلب را از حاكم آوردم در مستدرك كه پيامبر فرمود :

من سب عليا فقد سبني

المستدرك علي الصحيحين - ج ٣ - ص ١٣٠

و چون اينها مي گويند كه جناب حاكم متسالم در حديث است و حديثي را از آن قبول مي كنيم كه ذهبي صحت آن را قبول كرده باشد و اعلام كردند كه آقاي ذهبي هم در ادامه مي گويد كه اين حديث صحيح است ولي آقاي هاشمي با اون نفاقي كه دارد ايشان عين همين مطلب را آورد ولي حرف آقاي ذهبي را پوشاند بعد ادعا كردم اين حديثي كه در صحيح مسلم است كه معاويه دستور داده كه حضرت علي را لعن كنيد چطور قائل مي شويد كه او مسلمان بوده و و به او مي توان گفت رضي الله ؟ جناب ظهرابي يك جواب جالبي گفت كه بنده در اين ٢ ماه ماندم كه چه جوابي به ايشان بدهم . ايشان گفت: حديث اولي كه حاكم آورده اين حديث صحيح نيست و حديث دوم كه در مسلم است صحيح است ولي ٢ اشكال در آن است . اشكال اول اينكه اون راوي فكر مي كرده كه معاويه دستور به سب داده و پاسخ دوم هم اينكه سب چيز مهمي نيست و سب يك انتقاد جزيي است معني بدي هم ندارد و اون حكومت هم حكومت دموكراسي بوده و آزادي بيان بوده است و صحابه از هم انتقاد مي كردند . حالا من اين جواب محكم را ارجاع مي دهم به حاج آقا ، تا در اين رابطه يك مطلبي را بفرمايند و فقط بنده براي اينكه درس پس بدهم خدمت حاج آقا و فقط سؤالم از آقاي ظهرابي اين بود .، و من بعد از اون هرچه تماس گرفتم تا صحبت كنم نتوانستم . و من مي خوام از اين آقايان بپرسم كه اين مساله يك بام و دو هوا را چه طور مي خواهد جواب دهد ؟ اين همه علماي اهل سنت قائل بر اين هستند كه هركس لعن و سب كند يكي از خلفاي راشدين از دايره اسلام خارج ميشود از جمله آقاي هوسترفسي در اصول خودش خودش جلد ٢ ص ١٣٤ مي گويد هركس در باره خلفا حرف و يا سخني بگويد كه در آن اعتراض باشد ملحد و بي دين است و از مسلماني خارج شده است و دواي چنين شخصي اگر توبه نكند شمشير است . خيلي ممنون آقاي محسني از شما .

بيننده : محمود از كانادا (اهل سنت)

خدمت جناب آقاي قزويني چند سؤال دارم كه مختصربيان مي كنم :

موقعي كه خداوند پيامبر اسلام را فرستاد آيا پيامبر اسلام سني بود يا شيعه بود ؟ ايشان نه سني بود و نه شيعه بلكه يك رهبر بزرگوار بود كه خداوند او را فرستاد براي رهبري بندگان خود تا به صراط مستقيم باز گردند ، خداوند تمام پيامبران را فرستاده تا بندگان خدا را به راه يكتا پرستي هدايت كند و در آيه هاي قرآن هم آمده كه جدل و تخاصم نكنيد زيرا بوي گند شما منتشر مي شود و در جاي ديگر هم خداوند بزرگوار مي فرمايد :

صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ

سوره أنعام - ص ١٥٣

صراط مستقيم همان راهي است كه خداي متعال نازل كرده است و به دست پيغمبر داده است بعد از پيغمبر اسلام علماي اهل دين حالا چه اهل سنت باشد و چه شيعه همه دانشمندان اهل سنت و شيعه در برابر دين اسلام و در برابر دادگاه خداوند مسئول اند و بخواهند يا نخواهند مسئول هستند و به جاي اين بحث علي و عمر و معاويه و... اگر توحيد و دين اسلام را بحث كند بهتر نيست ؟ و اينكه نامگذاري سني و شيعه اصلا در اسلام وجود ندارد به غير از اينكه مذاهب چيزهايي آمده است . آيا مسلمانان اگر يك راه و يكنواخت باشند و دست بگيرند به قرآن و سنت پيامبر و آنچه كه پيامبر انجام داده است نه به آنچه كه ديگران مي گويند

استاد قزويني:

جناب آقاي محمود اجازه مي دهيد ٢ تا سؤال از حضرت عالي بكنم ؟

بيننده :

بفرماييد :

استاد قزويني :

حضرت عالي خودتان از اهل سنت هستيد يا نه ؟

بيننده :

من مسلمانم من به آن راهي عقيده دارم كه حضرت محمد انجام داده است

استاد قزويني:

پس اين آقايان اهل سنت كه الان حدود يك ميليارد و خرده اي هستند و مي گويند ما سني هستيم اينها را خارج از اسلام مي دانيد شما ؟

بيننده :

من نه سني را و نه شيعه را خارج از اسلام نمي دانم

استاد قزويني :

حالا ما با شيعه كاري نداريم . سؤال من خيلي واضح است به عبارت ديگر اگر كسي بگويد من سني هستم آيا اين را خارج از اسلام شما مي شماريد ؟

بيننده :

نه خير من خارج از اسلام نمي دانم

استاد قزويني :

خوب پيغمبر سني نبود پس چرا يك ميليارد مي گويند ما سني هستيم ؟

بيننده :

آقاي قزويني شما داريد با فلسفه به ميدان مي آييد اگر مي خواهيد با فلسفه بحث كنيد بنده هم فلسفه را بلدم عرض كردم من نه شيعه و نه سني را از اسلام خارج نمي دانم ولي مي گويم اين بحث و جدل خدمت به يهودي ها و مسيحي ها مي كند

استاد قزويني:

حالا اجازه بدهيد . ما حدود ٤١ يا ٤٢ تا روايت داريم در منابع اهل سنت كه پيامبر اكرم به علي بن ابيطالب گفت:

والذي نفسي بيده

قسم به خدايي كه جان من در اختيار اوست

ان عليا و شيعته لهم الفائزون يوم القيامة

علي و شيعيانش جزو رستگاران روز قيامت هستند و بزرگان اهل سنت هم مثل حسكاني كه ملتزم هست در شواهد التنزيلش روايات صحيح را بياورد

شواهد التنزيل حسكاني - ج ٢ - ص ٤٦٨

سيوطي در درالمنثور - ج ٦ - ص ٣٧٩ آورده

إبن حجر هيثمي در صواعق المحرقة - ص ١٦١ آورده

آقاي آلوسي همين روايت را در روح المعاني - ج ٣٠ - ص ٢٠٧ آورده

آقاي طبري كه إبن تيميه مي گويد تفسيرش از تفاسير و كتب معتبر است در ج ٣٠ - ص ٣٣٥ آورده .

حضرت عالي اين ٤٠ روايت را كه ملاحظه كنيد برداشت شما از اين ٤٠ روايت چيست ؟

بيننده :

آقاي قزويني خدمتتان عرض كنم هر روايتي كه چه از سني باشد و چه از شيعه باشد بدون هيچ گونه فرقي اگر مخالف با قرآن و رفتار و گفتار پيامبر باشد من از آن برئ هستم

استاد قزويني :

آيا اين ٤٠ روايت مخالف قرآن است ؟

بيننده :

كسي كه حضرت علي را قبول ندارد من او را مسلمان نمي دانم ولي بنده اين را عرض كنم كه الان ديگر يهودي ها و مسيحي ها كاري به اسلام ندارند چون شيعه و سني به جان هم افتادند و آنها كنار ايستادند و گوش مي گيرند و بايد به جاي اينكه اين اختلافات را به وجود بياوريد آيا اگر دعوت به توحيد كنيد بهتر نيست ؟

استاد قزويني :

ببينيد عزيز دل من اولاً ما در شبكه خود مباحث توحيدي داريم مباحث اخلاقي و تفسيري داريم و در طول هفته هر روز ٨ ساعت برنامه كه از اين هفته به ١٠ ساعت مي رسد اين ٨ ساعت برنامه اي كه ما داريم در طول هفته مي شود ٥٦ ساعت ، از اين ٥٦ ساعت ٧٥-٨٠ درصد مطالب اخلاقي ، صحيفه سجاديه و تفسير قرآن و ٢٠ -٢٥ درصد به شبهات اختصاص دايم و وقتي كه مي بينيم كه اينها دارند شبهه مي كنند و دارند ذهن جوانان ما را مشوش مي كنند و القاء شبهه مي كنند و مثل اين است كه كسي به خانه اش هجوم آورده و دارد از مهاجمين دفاع مي كند . شما اين عبارت را بفرماييد به آن آقاياني كه شبهه افكني مي كنند ما در طول تاريخ شيعه قبل از آنكه مهاجم باشد هميشه مدافع بوده مدافع مظلوم است و خود قرآن هم اين را دارد كه خداي عالم راضي نيست

الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ

سوره نساء - آيه ١٤٨

و ما فعلا مظلوم قرار گرفتيم به مقدسات و مباني فكري ما توهين مي شود اهانت مي شود ، همين برادر عزيزمان جناب آقاي باقري اتفاقا اون روز من مشغول كار بودم تلويزيون هم روشن بود داشتم گوش مي كردم كه گفت آقاي عطية عوفي ثقه است من ديدم آقاي هاشمي رفت روي مانيتور و چند مورد آمد كه عطية عوفي ثقة با روايت صحيح است سريع رد شد وبعد آْقاي باقري گفتند كه همين موردي را كه داريد رد مي كنيد گفته كه عطيه عوفي روايتش صحيح است بعد هاشمي گفت از كجا معلوم اين عطيه عوفي همين عطيه باشد ؟ بابا عطيه عوفي ١٠ تا ٢٠تا نداريم يك عطيه عوفي بيشتر نيست ، هماني كه از ابو سعيد خدري روايت نقل مي كند ، از كلبي مفسر نقل مي كند و جالب اين است كه اين برنامه را اگر جناب آقاي باقري و شريفي و دوستان ديگر ديده باشند چون ما تعدادي از رواياتي داريم در فضائل أميرالمؤمنين عليه السلام در رابطه با امامت كه سند به عطيه عوفي مي رسد و اين آقايان در آنجا به تصور خودشان طوفان مي كنند آقاي إبن سعد در طبقات كه امروز هم ما خوانديم مي گويد براينكه

ثقة انشاالله

همين روايت را آقاي إبن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب ج ٧ - ص ٢٠١ نقل مي كند كه آقاي إبن سعد گفت :

ثقة

آقاي عجلي مي گويد:

عطيه عوفي كوفي تابعي ثقة

به نام الثقات - ج ٢ - ص ١٤٠

خوب از اين واضح تر ؟

در كتاب من كلام زكريا يحيي كه در همين نرم افزاري كه اين آقا آورده بود اين را هم آورد و هي پايين و بالا كرد ملا علي قاري مي گويد عطيه عوفي ثقه است ، خود آقاي الباني مراجعه كنيد سنن إبن ماجة ج ٢ - ص ١٣٢٩ حديث ٤٠١١ عطيه عوفي در سندش قرار گرفته مي گويد :

قال الشيخ الالباني صحيح

من حدود همان شب داشتم سرچ مي كردم نزديك به ١٠-١٢ مورد كه الباني آمده و عطية عوفي در سندش قرار گرفته و مي گويد :

صحيح

صحيح است اين روايت . مگر هركسي را گفتند منكر الحديث است روايتش را مي گذارند كنار؟ حداقل برو

ميزان الاعتدال ذهبي - ج ١ - ص ١١٨

را نگاه كن كه مي گويد :

ليس ما كل من روي المناكير يضعف

اين طور نيست كه هركس حديث منكر نقل كند اين آقا ضعيف باشد . بعد جالب اين است كه إبن حجر در لسان الميزان در ترجمه حسن بن فضل بجلي مي گويد :

فلو كان كل من روي شيئا منكرا استحق ان يذكر في الضعفاء لما سلم من المحدّثين أحد

لسان الميزان - ج٢ - ص ٣٠٨

اگر بنا باشد هركس حديث منكر نقل كرد بگوييم ضعيف است هيچ كدام از محدّثين سالم نمي مانند و همه مي شوند ضعيف . ببينيد اين آقايان

حفظت شيئا و نسيت اشيائا

مجري:

حاج آقا وقت تمام شده است اگر صحبت مهمي داريد بفرماييد

استاد قزويني :

جواب اون برادر كه گفت در زيارت عاشورا لعن به اولي دومي و سومي و... شده است اولاً عزيزم اگر بنا بود كه معلوم شود كه اين ها كه هستند خود حضرت بيان مي نمودند و اضافه خود شيخ طوسي را احضار كردند علماي اهل سنت و سعايت كرده بودند و به ايشان مي گويند :

اولي ابوبكر و دومي عمر و سومي عثمان است

آقاي شيخ طوسي مي گويد مراد از اولي قاتل حضرت هابيل قابيل بوده است و مراد از دومي اون كسي است كه ذكريا را بين درخت قرار داد و با ارّه تكه تكه كرد و مراد از سومي آن كسي است كه شتر صالح را پي كرد و مراد از چهارم هم قاتل حضرت علي عليه السلام است و مجلس به خوبي پايان پذيرفت و اينكه بنا نيست كه هرچه كه خداي عالم بخواهد به صورت تشريعي عملي شود خود قرآن جواب شما را داده :

لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآَمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا

سوره يونس - آيه ٩٩

اگر خدا بخواهد تمام مردم روي زمين مؤمن مي شوند بنا نيست كه همه چيز را ما به گردن خدا بياندازيم ، اگر خدا مي خواست علي امام مي شد و اگر بنا باشد همه چيز بدين گونه باشد اصلا نيازي به پيغمبر فرستادن نيست خداي عالم

انما امْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ

سوره يس - آيه ٨٢

خداي عالم بايك اشاره مي تواند تمام مردم را عابد و زاهد و متدين بدهد.

مجري :

مضاف براينكه حضرت نوح ١٠٠٠سال عمر كرد و بعدش هم هر ١٠٠سال يك نفر و آخرش هم عذاب نازل شد و اگر بخواهيم اين گونه حساب كنيم كه اصلا درست نيست.


اللهم عجل لوليك الفرج