سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٥٥ - استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير

استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير

کد مطلب: ٥٣٨٨ تاریخ انتشار: ٢٠ فروردين ١٣٩١ تعداد بازدید: ٣٤٩٣ سخنراني ها » شبکه ولايت استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
حبل المتين ٩١/٠١/٢٠

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ :٩١/٠١/٢٠

مجري:

سؤال نخست اين است كه علاوه بر اين كه خليفه دوم به حديث غدير و ولايت و امامت اميرالمؤمنينعليه السلام اعتراف كردند آيا از علماي اهل سنت كساني هستند كه با صراحت گفته باشند حديث غدير دلالت بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام دارد يا نه ؟

استاد سيد محمد قزويني:

با توجه به بحثي كه اين آقايان داشتند در رابطه با افسانه غدير؛ يعني همان سنت سيئه و خبيثه بني اميه و شجره ملعونه در قرآن را احيا كردند. بعضي از دوستان كه پيگير قضايا بودند خواستند كه اين مسئله روشن و واضح بشود. اينها شعار مي دادند بر اين كه اصلاً قضيه حديث غدير به خاطر شكايت سپاه يمن بود. ما گفتيم و سؤال طرح كرديم اما آنها جواب ندادند و نمي توانند هم جواب بدهند و جوابي هم ندارد؛ چون مي دانند عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد .

ما با دليل محكم و روايات صحيح نقل كرديم كه اين قضايايي كه آقايان نقل مي كنند مانند قضيه بريدة و خالد، ٢ سال قبل از غدير و در مدينه بوده است. اضافه بر آن، اينها همه بغض و عداوت صحابه را با امير المؤمنين عليه السلام را اثبات مي كند و موجب رنجش قلب نبي مكرم شد و رسول گرامي فرمود:

علي وليكم بعدي

ولي كل مؤمن بعدي

مسند أحمد - الإمام أحمد بن حنبل - ج ٤ ص ٤٣٨

ما چند تا سؤال طرح كرديم اما جواب ندادند و يقين هم داريم جواب ندارند بدهند چون همان شبهه در حقيقت وبال گردن آنها شد و وزري شد و شبهه اي شد عليه آنها. آمدند گفتند: اصلاً در غدير اتفاقي نيفتاده اصلاً پيغمبر درباره علي و غير علي عليه السلام سخني نگفته است.

ما اين را مفصل بحث كرديم. گفتند فرضاً بوده دلالتي بر ولايت و امامت اميرالمؤمنين عليه السلام نمي كند و ما گفتيم همين جمله نبي مكرم :

أ لست أولي بكم من أنفسهم

أسد الغابة - إبن الأثير - ج ٣ ص ١٤٧

با آيه ٦ سوره مائده خداي متعال همان ولايتي را كه براي نبي مكرم تثبيت كرده پيغمبر همان را براي امير المؤمنين عليه السلام ثابت فرمودند و حديث غدير با عبارات مختلف مطرح شد و تبريك خليفه دوم:

هنيئا لك! أصبحت وأمسيت مولي كل مؤمن ومؤمنة

السيرة النبوية - إبن كثير - ج ٤ ص ٤١٧

مطرح شد. گفتند علي عليه السلام حرفي از غدير نزده. در جلسه گذشته ما با سندهاي صحيح و غير قابل مناقشه نقل كرديم كه اميرالمؤمنين به حديث غدير احتجاج و مناشده كرده و مردم را سوگند و قسم داده بر اين كه هركس از نبي مكرم شنيده بلند شود و آن را بگويد و مردم زيادي برخاستند و شهادت دادند.

خوب اين آقايان چه مي خواهند آيا بيشتر از اين مي خواهند ؟

حالا سؤال امروز برادر عزيزمان جناب آقاي محسني كه آيا خود علماي اهل سنت در رابطه با دلالت حديث غدير بر ولايت و امامت اميرالمؤمنينعليه السلامسخن گفته اند ؟ يا نگفته اند ؟

اين هم باز يك نمونه و يكي از تأييداتي است بر دلالت حديث غدير بر امامت و ولايت مولايمان امير المؤمنين عليه السلام .

در رابطه با دلالت حديث غدير بر امامت و ولايت (همان طوري كه اشاره كرديم هم نوعي ولايت پيامبر با علي عليه السلام )، دعا و نفرين بر ياران و مخالفان ، حديث غدير با عبارات مختلف ، تبريك خليفه دوم به امير المؤمنين عليه السلام، مناشده و احتجاج حضرت امير به غدير ، علماي اهل سنت و دلالت حديث غدير .

در اينجا من چند مورد را با تحليل هايي آورده ام . دوستان خوب دقت كنند اينها هيچكدام از علماي شيعه نيستند بلكه از شخصيت هاي برجسته اهل سنت هستند.

مدرك اول

ابو حامد غزالي متوفي ٥٠٥

من خطبته في يوم عيد يزحم باتفاق الجميعوهو يقول:

خطبه اي كه پيامبر (ص) در غدير خم خوانده و همه امت اتفاق دارند بر آن فرمود :

من كنت مولاه فعلي مولاه.

بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولي كل مؤمن و مؤمنة.

خليفه دوم آمد تبريك گفت و گفت امروز مولاي من و مولاي همه مؤمنين و مؤمناتي

ابوحامد غزالي مي گويد :

فهذا تسليم ورضي وتحكيم

اينها در حقيقت سخن خليفه دوم تسليم در برابر حق است و راضي به امامت اميرالمؤمنين عليه السلام و در حقيقت يك نوع قبول به ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است .

ثم بعد هذا غلب الهوي.

بعد از اين هوا بر خليفه دوم غلبه كرد

تحب الرياسة.

به خاطر رياست طلبي

وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة

به خاطر اينكه مي خواست برنامه هايي كه انجام داده بودند و تصميم داشتند بعد از نبي مكرم پرچم خلافت را به دست بگيرند و آن عهد و پيماني كه بسته بودند بر گرفتن خلافت بعد از پيامبر

وخفقان الهوي في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوي

جناب خليفه در راستاي فتح كشورها شراب هوس را سر كشيد و به همان اختلافات اوليه با اسلام برگشت

اين ها حرف ما نيست بلكه سخن ابو حامد غزالي است

فعادوا إلي الخلاف الأول فنبذوه وراء ظهورهم

تمام آن عهد و پيمان و اين تبريكات و تسليم در برابر اميرالمؤمنين را پشت سر انداختند.

واشتروا به ثمناً قليلا.

اين عهد پيمان الهي را با قيمت اندك فروختند.

مجموع رسائل امام غزالي كتابسر العالمين و كشف ما في الدارين ج١ ص ١٨ طبق برنامه نرم افزار جامع الكبير

جالب اينجاست كه سبط إبن جوزي همين عبارت را بدون هيچ ردي نقل مي كند.

آقاي ذهبي در سير اعلام النبلاء جلد١٩ صفحه ٣٢٨ نقل مي كند و مي گويد :

وما أدري ما عذره في هذا.

نمي دانم با چه توجيهي آقاي ابوحامد غزالي همچنين جمله اي را گفته كه عمر قبول كرد خلافت و امامت را بعد به خاطر حب رياست و هوا پرستي همه را به هم زد .

والظاهر أنه رجع عنهوتبع الحق

دارد غيب گويي هم مي كند كه ظاهراً از اين حرف بر گشته است و از حق تبعيت كرده

حالا (و الظاهر) را آقاي ذهبي از كجا در آورده نمي دانيم . بعد مي گويد :

فإن الرجل من بحور العلم

ابوحامد غزالي درياي علم است

سير اعلام النبلاء ج١٩ ص٣٢٨

در اينكه سر العالمين براي غزالي هست يا نه؟

ذهبي در سير اعلام النبلاء همين آدرس و صفحه ٤٠٣

در لسان الميزان جلد٢ ص ٢١٥

و إبن جوزي در تزكية الخواص الامة ص ٦٢

اسماعيل پاشا در ايضاح المكنون

همه استناد كردند كه سر العالمين براي امام غزالي است .

اما شخصيت آقاي ابوحامد غزالي از ديدگاه اهل سنت :

جناب يافعي مي گويد:

وفضائل الإمام حجة الإسلام أبي حامد الغزالي - رضي الله تعالي عنه - أكثر من أن تحصي،

فضائل امام و حجّت الاسلام غزالي بزرگتر و بيشتر از آن است كه شمارش شود:

وأشهر من أن تشهر

مشهور تر از آن است كه ما بخواهيم شهرتش بدهيم بعد مي گويد :

وقد روينا عن الشيخ الفقيه الإمام العارف بالله ، رفيع المقام الذي اشتهرت كرامته العظيمة ، وترادفت ، وقال للشمس يوماً

مي گويد بر اينكه در كرامات ابو حامد همين بس كه يك روزي نمازشان در حال قضا شدن بود يا اين كه مي آمد به سمت منزل، ديد احتمال خطر در تاريكي وجود دارد به خورشيد گفت :

قفي

همان جا سر جايت بمان مبادا غروب كني . من بروم برسم به منزلم بعدا غروب كن

فوقفت

خورشيد در آسمان متوقف شد

حتي بلغ المنزل الذي يريد من مكان بعيد

از يك جاي دور كه مي خواست به منزل برود آقاي ابو حامد غزالي رسيد

مرآة الجنان وعبرة اليقظان - عبد الله بن أسعد اليافعي اليمني المكي - ج ٣ ص ١٤٤

حالا اگر ما در رابطه با قضيه رد شمس از حضرت امير عليه السلام آن هم با دعاي نبي مكرم (ص) نقل مي كنيم اين آقايان دادشان در ميايد و بغض و كينه خودشان را نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام به نمايش مي گذارند. حالا بفرماييد آيا يك نفر آمده اعتراض كند كه آقاي غزالي به خورشيد گفت ؟

آقاي خورشيد سر جايت بايست . ٢ساعت ،٣ ساعت ،٥ساعت تا من بروم به منزل برسم بعد غروب كن.

سيوطي مي گويد در رأس هر قرني يك فرد مجددي است . روايتي نقل مي كنند كه در راس قرن ٥ مجدد آقاي ابوحامد غزالي بوده ، بعد مي گويد بعضي ها گفته اند :

لو كان بعد النبي نبي لكان الغزالي

اگر بنا بود بعد از پيغمبر پيغمبري مبعوث شود اون آقاي غزالي بوده است

التنبئة بمن يبعثه الله علي رأس كل مائة للسيوطي ص ١٢

حالا من نمي دانم ديگر قضاوت را به عهده بينندگان عزيز مي گذاريم.

مدرك دوم

آقاي محمد بن طلحة شافعي است شرح حال اين آقا را هم من مي آورم . ايشان مي گويد:

فيكون معني الحديث من كنت أولي به ، أو ناصره ، أو وارثه ، أو عصبته ، أو حميمه ، أو صديقه فإن عليا منه كذلك.

هر كس را من پيامبر ولايت تامه دارم ، ناصر او هستم ، وارث او هستم ، فاميل او هستم ، حمايت گر او هستم و هر چه كه من هستم هر جايگاهي من براي مؤمنين دارم علي عليه السلام هم تمام اين جايگاه را براي مؤمنين دارد . بعد مي گويد :

و هذا صريح في تخصيصه لعلي بهذه المنقبه العلي و جعله لغيره كنفسه بما لم يجعله لغيره

اين حديث غدير نشان مي دهد اين منقبت عالي را پيغمبر اختصاص به علي عليه السلام داده و علي عليه السلام را همانند خودش قرار داده و كسي را غير از علي عليه السلام اين چنين قرار نداده است . بعد مي گويد :

وليعلم أن هذا الحديث هو من أسرار قوله تعالي

اين حديث از اسرار قول خداي عالم است

فإنه أولي بالمؤمنين ، وناصر المؤمنين ، وسيد المؤمنين ، وكل معني أمكن إثباته مما دل عليه لفظ المولي لرسول الله ( ص ) فقد جعله لعلي عليه السلام

معناي مولا هر آنچه كه ما فضيلت براي رسول الله بتوانيم تصور كنيم تمام اينها براي اميرالمؤمنين عليه السلام ثابت است كه من جمله آنها :

من كنت أولي به بالمؤمنين

ولايت تامه بر مؤمنين است

مطالب السؤول ص ٤٤

اما شخصيت آقاي محمد بن طلحه شافعي . شايد بيايند بگويند اين ها عبارت هاي يك آدم گمنامي است

آقاي ذهبي در رابطه با محمد بن طلحه شافعي مي گويد :

العلامة الاوحد

علامه بي نظير عصر خويش بوده.

كمال الدين أبو سالم محمد بن طلحة بن محمد بن حسن القرشي العدوي النصيبي الشافعي وبرع في المذهب وأصوله

هم در مذهب اسلامي و هم در فروع و اصول و در فنون كاملا يكه تاز ميدان بوده وسال ٦٥٢ از دنيا رفته

ايشان مي گويد :

العلامة الاوحد

علامه يگانه دهر خودش بوده.

سير اعلام النبلاء ج ٢٣ ص٢٩٣

آقاي أسنوي در طبقات الشافعيه مي گويد :

كان اماما

پيشواي اهل سنت بوده

بارعا في الفقه

متخصص در فقه بوده و همچنين در مسائل اختلافي

عالما بالأصلين

هم مسائل اعتقادي و كلامي و هم مسائل فقهي

رئيسا كبيرا معظما

طبقات الشافعية للأسنوي ج٢ ص ٥٠٣

برمي گرديم آقاي سبط بن جوزي معاني متعدده اي را براي مولا مي آورد . دهمين معنا مي گويد :

معني الاولي

معناي مولا اولويت است

المراد من الحديث

مراد از حديث غدير

الطاعة المخصوصة

اطاعت مخصوص است . يعني پيروي بي قيد و شرط همان طوري كه نسبت به رسول اكرم بوده كه مسلمانان بايد مطيع بي قيد و شرط باشند اين براي اميرالمؤمنينعليه السلام است .

فتعين العاشر

با توجه به توضيحي كه مي گويد ميگه كه معناي متعين مولي همان معناي دهم است كه اولويت است . معناش چه مي شود؟

ومعناه : من كنت أولي به من نفسه فعلي أولي به

نسبت به هر كسي من ولايت مطلقه دارم علي عليه السلام نيز نسبت به او ولايت مطلقه دارد.

ودل عليه أيضا قوله عليه السلام : ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم ؟

اين جمله ي پيغمبر كه قبل از من كنت مولاه فرمود الست اولي بالمؤمنين اين بهترين دليل است كه مي خواهد اون ولايت تامه خود را براي عليعليه السلام اثبات كند

وهذا نص صريح في إثبات إمامته وقبول طاعته

اين نص صريح است در قبول امامت عليعليه السلام و قبول طاعتش.

التذكرة لسبط بن الجوزي الحنفي ص ٢٠

در خانه اگر كس است يك حرف بس است ، بعد جالب اين است كه سبط بن جوزي ادامه مي دهد شعر حسان بن ثابت را كه شعر مفصلي است و من فقط ٢ بيت از آن را آورده ام كه مي گويد :

دليل اينكه مراد از سخن پيامبر امامت است شعر حسان بن ثابت است كه بعد از خطبه غدير حسان بن ثابت برخاست و گفت: يا رسول الله اجازه مي دهي من چند شعري بگويم ؟ فرمود بگو . حسان گفت:

يناديهم يوم الغدير نبيهم * بخم فأسمع بالرسول مناديا

پيغمبر اكرم در روز غدير مسلمانان را ندا داد . سخن دل پذير او را بشنويد و به اين نداي پيغمبر گوش فرا دهيد

فقال له قم يا علي فإنني

فرمود علي جان برخيز

رضيتك من بعدي إماما وهاديا

تو را بعد از خودم امام و هدايت گر قرار دادم.

خوب اگر مولا به معناي امام نبود آقاي حسان بن ثابت از كجا فهميد اين را ؟ بعد از اين كه اين شعر را گفت پيغمبر يك دعا كرد و گفت آقاي حسان :

يا حسان لا تزال مؤيدا بروح القدس ما نصرتنا أو نافحت عنا بلسانك

اي حسان مادامي كه با زبانت از ما دفاع مي كني همواره مشمول عنايات الهي و روح القدس باشي.

بعد إبن جوزي شعر قيس بن سعد بن عباده انصاري را مي خواند :

علي إمامنا وإمام * لسوانا به أتي التنزيل

علي عليه السلام امام ماست و امام غير ما كه قرآن بر او نازل شده

يوم قال النبي من كنت مولاه * فهذا مولاه خطب جليل

خوب اين هم واضح و روشن است كه سعد بن عباده مي گويد : امامت علي عليه السلام را پيغمبر اكرم در خطبه با عظمتي كه در غدير بيان كردند اثبات كردند بعد إبن جوزي مي آيد شعر كميت را نقل مي كند مي گويد :

و يوم الدوح غدير خم

دوح اشاره به آن درخت بزرگ و كهني است كه در غدير بوده ظاهراً هماني است كه سايبان درست كردند براي نبي مكرم كه از شدت گرما حضرت اذيت نشوند .

يوم الدوح دوح غدير خم * أبان له الولاية لو أطيعا

پيامبر اكرم ولايت علي عليه السلام را براي همه آشكار كرد، اي كاش از او اطاعت مي كردند

ولكن الرجال تبايعوها

ولكن صحابه اين ولايت علي عليه السلام را دفع كردند و پيمان شكني كردند

فلم أر مثلها خطرا مبيعا

من نديدم هيچ پيماني به اين بزرگي كه اينها پيمان شكسته باشند

بعد جالب اين است إبن جوزي مي گويد: استاد عمر بن صافي موصلي اين را بينندگان دقت كنند مي گويد: شخصي كه اين اشعار را سروده بود بعضي مي گويند خود كميت بوده ، شب اميرالمؤمنين را در خواب ديد حضرت فرمود: كميت اين شعر را براي من بخوان ، آمد رسيد به اين عبارتي كه گفتيم :

فلم ار مثلها خطرا مبيعا

من پيمان بزرگي همانند پيمان غدير نديدم

اميرالمؤمنين فرمود يك شعري هم من اضافه كنم

فلم ارأ مثل ذلك اليوم يوما

مانند روز غدير در تاريخ بشريت روز بزرگي نبوده

و لم ارأ مثله حقا أضيع

وهمانند روز غدير كه حق بزرگي ضايع كردند و زير پا گذاشتند سابقه نداشته اين را ايشان در تذكرة الخواص الامة ص ٣٠ تا ٣٤ ايشان نقل مي كند .

اما شخصيت إبن جوزي:

يك وقت آقايان نگويند كه اصلا از إبن جوزي نقل نكنيد كه آدم چنين و چنان است بفرماييد: آقا شما راست مي گوييد يا ذهبي راست مي گويد ؟ ذهبي درباره إبن جوزي مي گويد :

الامام

امام به هركس نمي گويند

الواعظ المورخ

تاريخ الإسلام - الذهبي - ج ٤٨ ص ١٨٣

تا اونجايي كه ايشان مي گويد

و كان اماما فقيها واعظا وحيدا في الوعظ

آقاي إبن جوزي امام فقيه واعظ و خطيب توانا و يگانه واعظ عصر خويش بوده

علامة في التاريخ و السير

علامه در تاريخ و سيره بزرگان بوده

وافر الحرمة صاحب قبول تام

داراي ارج و احترام ويژه و مورد قبول همه بوده

بفرماييد . آيا دليل و استدلال بهتر از اين مي خواهيد ؟ اين إبن جوزيه با اين دليل محكم . البته شخصيت هاي ديگر درباره إبن جوزي سخن زياد دارند من براي اختصار عبارت ذهبي را آورده ام كه ديگر آقايان نتوانند إن قلتي داشته باشند . بعد گنجي شافعي همين تعبير را دارد ، تقي الدين مقريزي همين تعبير را دارد. مولوي محمد اسماعيل دهلوي كه دارد برادر زاده عبد العزيز دهلوي صاحب كتاب تحفه إثني عشريه اون هم همين تعبير را دارد . اگر بخواهيم اين قضيه را بخواهيم ادامه دهيم من گمان مي كنم به سؤالات ديگري كه شما فراهم كرديد نمي رسيم . و همين اندازه ما إكتفا مي كنيم . در خانه اگر كس است يك حرف بس است ، البته براي كساني كه گوش شنوا و چشم بينا دارد مثل اونهايي كه

يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ

سوره بقره ص١٧١

مجري:

اميدواريم عزيزاني كه اين مطالب را شنيدند بروند مطالعه كنند و ببينند كه آيا اينها صحت دارد يا ندارد و خودشان قضاوت كنند تا اين مباحث برايشان قابل استفاده باشد . بحث اعترافاتي كه حضرت علي عليه السلام خودشان داشتند و اقراراتي كه نسبت به حديث غدير گرفته شده . اين آقايان هم خيلي مي گويند كه كجا داريم اميرالمؤمنين در ٥ سال خلافت چيزي گفته باشد؟ . بحث رحبة كه حياط مسجد بوده و حضرت اعتراف گرفته از صحابه كه كدام شما بوديد ، كجاست ؟ شما را قسم مي دهم ؟ كدام شما بوديد كه پيغمبر روز غدير خم دست من را بلند كرد و اين مباحث را گفت. من مي خواستم اين را سؤال كنم كه در بعضي روايات آمده كه بعضي از صحابه كتمان كردند كه پيامبر در غدير قضيه اي گفته باشد مانند آقاي زيد كه اميرالمؤمنين از او پرسيد شما نبوديد آنجا ؟ گفته من كهولت سن دارم فراموش كردم . آيا در تاريخ آمده است كه افرادي كه كتمان كردند حضرت علي عليه السلام آنها را نفرين كرده باشد؟

استاد قزويني:

سند اول:

آقاي احمد بن حنبل نقل مي كند كه وقتي مردم در رابطه با خلافت علي عليه السلام اعتراض داشتند اميرالمؤمنين نيامد بگويد: در انتخاب من صحابه اجماع كردند ، مهاجرين و انصار اجماع كردند ، شورا بوده؛ بلكه مردم را جمع كرد و آنها را قسم داد گفت: شما را به خدا قسم مي دهم هر كس در غدير آنچه كه از پيغمبر شنيده بلند شود و بگويد. روايت است كه :

ثلاثون من الناس

٣٠ نفر از مردم ، در برخي از روايات دارد كه ١٢ نفر آنها از بدريون بودند صحابه اي كه در جنگ بدر بودند و در بعضي از جاها دارد كه أبو نعيم دارد :

قال ناس كثير

تعداد زيادي برخاستند گفتند: پيغمبر اكرم در روز غدير فرمود :

أتعلموني أني أولي بالمؤمنين من أنفسهم

كه همان اشاره به ولايت تامه و بعد فرمود :

من كنت مولاه فهذا علي مولاه

مسند احمد ج ٤ ص٣٧٠

مجمع الزوائد هيثمي ج٩ ص١٠٤

مي گويد اين روايت صحيح است. ألباني هم مي گويد شرط صحيح بخاري را دارد . با توجه به اين قضيه ما مي رويم دنبال سؤالي كه جناب آقاي محسني كردند .

اميرالمؤمنين نسبت به كساني كه كتمان كردند نفرين كرد و نفرين علي عليه السلام هم آنها را گرفت . أحمد بن حنبل مي گويد اميرالمؤمنين در رحبه آمد گفت شما را به خدا قسم مي دهم هركس از شما شنيده در غدير پيغمبر در حق من چه گفته بلند شود و بگويد ، اينجا دارد كه ١٢ نفر بلند شدند بعد مي گويد :

فقام الا ثلاث

٣ نفر از صحابه كه در غدير بودند

لم يقوموا

برنخاستند

فدعا عليهم

علي عليه السلام به آنها نفرين كرد

فأصابتهم دعوته

نفرين علي عليه السلام هم آنها را گرفت

مسند احمد ج ١ ص ١١٩ حديث ٩٦٤ بر مبناي نرم افزار الجامع الكبير

همين عبارت را آقاي إبن كثير دمشقي در البداية و النهاية ج ٥ ص ٢١١ نقل مي كند . جناب مقدسي در احاديث المختارة در ج٢ ص٢٧٤ كه ملتزم به صحت رواياتش است كه إبن تيميه هم تصريح دارد نقل مي كند . اين يك سند

سند دوم

آقاي بلاذري اون ٣ نفري را كه آنجا بود نام مي برد . مي گويد كه اميرالمؤمنين بالاي منبر بوده ، يعني مشخص است چندين بار مردم را سوگند داده و احتجاج كرده . در اينجا مي گويد :

علي علي المنبر

در بالاي منبر بوده فرمود :

قسم مي دهم هركسي كه از پيغمبر در غدير خم هر چه شنيده بگويد ، مي گويد مردمي كه آنجا بودند بلند شدند همه شهادت دادند . زير منبر أنس بن مالك ، براء بن عازب و جرير بن عبدالله بوده اند

فأعادها فلم يجبه أحد ( منهم )

علي عليه السلام دوباره سوگند داد ولي اين ٣ نفر هيچكدام بلند نشدند . اميرالمؤمنين فرمود:

اللَّهمّ من كتم هذه الشهادة وهو يعرفها فلا تخرجه من الدنيا حتي تجعل به آية يعرف بها

خدايا آنهايي كه در غدير شنيدند سخن پيغمبر را و امروز شهادت ندادند به يك بلايي گرفتار كن كه همه ببينند آن بلا را .

بعد ابو وائل مي گويد :

فبرص أنس

أنس بن مالك به بيماري پيسي گرفتار شد . بيماري پيسي يك سفيدي زشتي است در صورت كه طرف را بي قيافه مي كند و به ميمون شبيه مي كند .

وعمي البراء

هم كور شد

ورجع جرير أعرابيا بعد هجرته

جرير بن عبدالله هم كل حافظه اش را از دست داد و در منزل مادرش جان به جان آفرين تسليم كرد رفت

انساب الاشراف بلاذري جلد ١ ص ٢٨٩بر مبناي الجامع الكبير

ج ٢ ص ١٥٦ بر مبناي مكتبة اهلبيت

من اين را آوردم براي اينكه دوستان بعضي مكتبة اهلبيت را دارند و بعضي الجامع الكبير

سند دوم :

إبن قتيبه دينوري مي گويد :

أنس بن مالك كان بوجهه برص

بيماري پيسي داشت

وذكرقوم ان عليا سأله عن قول رسول الله

علت اين پيسي قومي گفتند كه اميرالمؤمنين قسم داد گفت هركس در غدير بوده بلند شود و بگويد كه تعدادي بلند شدند ولي أنس بلند نشد حضرت علي عليه السلام گفت چرا بلند نمي شوي؟

فقالت كبرت سني و نسيت

پير شدم و فراموش كردم .

اميرالمؤمنين هم مي گويد خدايا اگر دروغ مي گويد او را به يك بيماري گرفتار كن كه با عمامه هم نتواند بپوشاند . به خاطر همين مرض پيسي گرفت . مرضي كه خيلي بد است و طرف را بد قيافه مي كند كه حتّي زن و بچه هم رغبت نمي كنند به صورت او نگاه كنند .

المعارف إبن قتيبة ج١ ص ٥٨٠ بر مبناي الجامع الكبير كه از كتابهاي معتبر اهل سنت است

سند سوم:

زيدبن أرقم كه يكي از شخصيت هاي برجسته صحابه است راوي هم طبراني است ، خلاصه قضيه مناشده و قسم دادن علي عليه السلام را مي آورد و زيد بن أرقم مي گويد :

فكنت فيمن كتم

من جزء كساني بودم كه علي عليه السلام مرا سوگند داد بلند شو و هرچه از پيغمبر شنيدي بگو ولي من بلند نشدم و كتمان كردم

فذهب بصري

چشمم را از دست دادم

و كان علي دعي علي من كتم

نفرين كرد بركسي كه حديث غدير را كتمان كند و شهادت ندهد . خوب اين آقايان بيايند جواب بدهند اگر راست مي گويند و واقعا مريض نيستند گرچه نفاقشان كاملاً براي ما روشن است چرا كه اينها همه از منابع اهل سنت است . معجم كبير طبراني ج٥ ص ١٧١ و همچنين در حديث ٤٩٨٥ و هم ٤٩٨٦. هيثمي هم مي گويد كه اين عبارت را در رجال أوسط آوردند كه همه ثقات هستند.

مجمع الزوائد ج ٩ ص١٠٦

سند چهارم:

إبن اثير جزري در اسد الغابه كه تنها كتاب مورد اعتماد اهل سنت است كه در بحث رجال و از شخصيت هاي صحابه روايت را نقل مي كند كه :

علي عليه السلام نشد الناس في الرحبة

در رحبه مردم را قسم داد كه هركس از پيغمبر حديث غدير را شنيده برخيزد و شهادت دهد .

وكتم قوم

تعدادي از صحابه كتمان كردند و بلند نشدند

فما خرجوا من الدنيا حتّي عمو

اينها از دنيا نرفتند جز اينكه خداي عالم به خاطر نفرين علي عليه السلام آنها را كور كرد

واصابتهم آفة

نفرين علي عليه السلام گرفت و گرفتار شدند از آنها يكي يزيد بن وديعه و عبد الرحمن بن مدلج است .

اسد الغابه ج ٣ ص ٥٠٨ بر مبناي الجامع الكبير كه نرم افزار اهل سنت است .

باز هم ما مي گوييم كه آقايان شيعه ها ، آقايان اهل سنت ، آقايان وهابيون قضاوت را به شما وا مي گذاريم . شما اينها را ببينيد اينها اگر راست مي گويند جواب بدهند . اگر بنا بر فحش است زنان فاحشه بهتر از اينها بلد هستند فحش بدهند . فحش دادن كه هنر نيست اراذل و اوباش هم بلد هستند فحش بدهند گرچه اين فحش دادن را اينها از جدشان و مولايشان معاويه به ارث بردند و ما انتظار غير از اين نداريم و اگر غير از اين بود ما بايد تعجب مي كرديم . از كوزه همان برون تراود كه در اوست. و ما هم خدا را شاكريم كه با همين فحش ها بهترين خدمت را به ما شيعه ها مي كنند . حتّي چندي قبل ٣-٤ تا از مولوي ها از اهل سنت كه مشرف به مذهب شيعه شده بودند آمدند دفتر شبكه صحبت بود . البته ٢هفته قبل همايشي بود كه حدود ٣٠-٤٠ نفر از مولوي هايي كه جديداَ شيعه شدند كه عمدتا هم به بركت همين شبكه هاي وهابي شيعه شدند اينها قبلاَ حرف هاي ما را يك طرفه مي شنيدند و مي گفتند كه علماي ما جواب دارند ولي وقتي اين شبكه هاي وهابي آمدند ميدان ما حرف زديم اينها هم حرف زدند ، ما نسبت به اهل سنت با تجليل و احترام ، ولي اينها شروع به فحاشي كردند. شايد با قاطعيت عرض كنم هفته اي ما از استان هاي مختلف و از كشورهاي مختلف مي آيند و مشرف به مذهب شيعه مي شوند و تعدادي از اينها مي گويند علت تشيع ما همين شبكه هاي وهابي است.

تعرف الاشياء بأضدادها

ما واقعا ممنون هستيم . پريشب حضرت آية الله مكارم تلفن كردند و كاري با بنده داشتند صحبت شد گفتم: اين آقايان مدتي است كه برنامه گذاشتند در رابطه با خمس كه آي مردم خمس ندهيد خمس خلاف است در كتاب هاي شيعه روايتي درباره خمس نداريم . حضرت آية الله مكارم شيرازي گفتند: از قول من به اينها بگوييد از روزي كه اينها عليه خمس برنامه گذاشتند مردم وجوهات بيشتري مي دهند به اينها بگوييد به برنامه هايتان ادامه دهيد اين به نفع ما است. چون مردم تصور مي كردند فقط در گذشته خمس دادن به عنوان وجوهات يك وظيفه شرعي است ولي امروز احساس مي كنند وجوهات و خمس دادن واقعا اينها را عصباني مي كند .

مجري:

چرا بعضي از علماي اهل سنت هراس داشتند فضائل حضرت امير (ع) را بگويند آيا همين خفقاني كه وجود داشته كه حتّي جلوي حضرت امير هم نمي گفتند يا اين كه بغضي داشتند نسبت به ايشان كه نمي توانستند فضائل را بگويند ؟

استاد قزويني:

اين را من يك اشاره اي مي كنم و در جلسه بعد مفصل بيان مي كنيم اين كه تعدادي از صحابه و تعدادي از محدثين وحشت داشتند از نقل حديث فضائل اميرالمؤمنين من از عزيزان اهل سنت تقاضا دارم به اين بخش از عرايض من گوش كنند و ببينند مظلوميت اميرالمؤمنين در چه حد بوده . وقتي ما در زيارتنامه علي عليه السلام مي خوانيم :

السلام عليك يا اول مظلوم ظلم حقه

يا اميرالمؤمنين مي گويد: حسن جان از روزي كه پيامبر (ص) از دنيا رفته مظلوميت از من جدا نشده است. يا آن عربي كه مي گويد: يا علي در حق من ظلم شده . حضرت مي فرمايد بيا نزديك منبر و مي فرمايد : اگر در حق تو يك ظلم شده در حق من به تعداد ريگ هاي بيابان ظلم شده است بيا با هم نفرين كنيم نسبت به كسي كه در حق ما ظلم كرده است .

ما معتقديم اهل سنت نسبت به اميرالمؤمنين و أهل بيت علاقمند هستند.

مدرك اول :

مغيره هست متوفي ٥٠ ، صعصعة بن صوحان متوفي٥٦ است كه تقريبا اوائل قرن اول زندگي مي كردند كه مغيره به صعصعة بن صوحان مي گويد :

وإياك أن يبلغني عنك أنك تظهر شيئا من فضل علي علانية

مبادا به گوش من برسد كه چيزي در فضل علي بن ابيطالب بيان كردي

أنا أعلم بذلك منك

من در رابطه با فضائل حضرت از تو اطلاعاتم بيشتر است

ولكن هذه السلطان قد ظهر

ولي اين معاويه ، اين شاهنشاه خالي از مهر بني اميه آمده و سلطنت را به دست گرفته

قد أخذنا بإظهار عيبه للناس

شروع كرد عيوباتي از علي عليه السلام براي مردم بيان مي كند بعد مي گويد:

فإن كنت ذاكرا فضله فاذكره بينك وبين أصحابك وفي منازلكم سرا

خيلي جالبه مي گويد: اگر بناست فضيلت علي عليه السلام را بيان كنيد برويد در پشت درهاي بسته منزلتان به صورت سرّي و مخفيانه در ميان فقط دوستان نزديك خود فضائل علي عليه السلام را مطرح كنيد

أما علانية في المسجد فان هذا لا يحتمله الخليفة لنا

اين آقاي معاويه به ما اجازه نمي دهد فضايل علي عليه السلام در مسجد بيان شود .

تاريخ طبري ج ٤ ص١٤٤

كامل إبن اثير ج ٣ ص ٤٠٣

دوستان شما بيايد قضاوت كنيد ما هيچ حرفي نمي زنيم .

مدرك دوم :

سعيد بن جبير متوفي ٩٥ حاكم نيشابوري با سند صحيح نقل مي كند مي گويد: مالك بن دينار از سعيد بن جبير سؤال كردم كه آن كسي كه پرچم دار پيغمبر بوده كي بوده؟

فنظر إلي وقال كأنك رخي البال

مثل اين كه تو سرت درد مي كند و دنبال دردسر مي گردي .

فغضبت

از اين حرف إبن جبير خيلي عصباني شدم

وشكوته إلي إخوانه

رفتم پيش بردرانش شكايت كردم

الا تعجبون من سعيد اني سألته من كان حامل راية رسول الله صلي الله عليه وآله فنظر إلي وقال إنك

لرخي البال قالوا انك سألته وهو خائف من الحجاج قالو انك سالته و هو خائف من الحجاج

گفتند كه او وحشت دارد از حجاج بن يوسف ثقفي .

خوب چه كرده مگرعلي بن ابي طالب ؟ سعيد بن جبير چي مي خواهد بگويد ؟ آقا پرچمدار پيغمبر چه كسي بوده ؟

بعد مي گويد الان برو از او سؤال كن كه حجاج به درك واصل شده ، رفتم سؤال كردم گفت :

كان حاملها علي رضي الله عنه

پرچمدار پيغمبر در جنگها علي بن ابيطالب بوده . حاكم نيشابوري هم مي گويد :

هذا صحيح الاسناد

مستدرك ج ٣ ص١٣٧

مدرك سوم:

حسن بصري است، ديگر من گمان مي كنم و اين فراتر از تعريف است ، راوي يونس بن عبيد است مي گويد :

سألت الحسن قلت يا أبا سعيد أنك تقول قال رسول الله قال رسول الله وأنك لم تدركه

هميشه از پيامبر نقل مي كني و قال رسول الله مي گويي، در حالي كه تو پيامبر را درك نكردي ، بعد حسن بصري مي گويد: بله من پيامبر را درك نكردم و هر روايتي از علي عليه السلام مي شنوم اين را از زبان پيامبر نقل مي كنم . چرا ؟

إني في زمان لا استطيع عن أذكر عليا

ما در يك عصري زندگي مي كنيم كه جرأت اين كه نام علي عليه السلام را به زبان بياوريم را نداريم آقايان اهل سنت شما بياييد و قضاوت كنيد .

تهذيب الكمال ج ٦ ص١٢٤

اين مطلب در بحار الانوار و مستدرك الوسائل نيست. تهذيب الكمال مزي از كتابهاي معتبر تراز اول رجال آقايان اهل سنت است حسن بصري هم از شخصيت هاي برجسته است و از اين افراد گمنام نيست مي گويد:

في زمان لا استطيع عن اذكر عليا

حتّي روايت از علي نمي توانم نقل كنم تمام رواياتي كه از علي عليه السلام شنيدم از زبان پيغمبر نقل مي كنم

آيا اين ها را براي شما گفتند ؟ آقايان مولوي ها ، آقايان ماموستاها ، آيا اين آقايان وهابي ها جرأت مي كنند اينها را بگويند ؟ اگر اينها را بگويند آبرو و حيثيتشان مي رود

مدرك چهارم :

آقاي اوزاعي است و زهري از شخصيت هاي برجسته و از كساني كه اينها همه علماي سلطنتي هستند إبن اثير روايتي را از اوزاعي در رابطه با حديث كسا نقل مي كند مي گويد كه :

ان الاوزاعي لم يرو في فضائل حديثا غير هذا

مي گويد كه اوزاعي غير از يك روايت هيچ روايتي در فضائل علي عليه السلام نقل نكرده

وكذلك زهري

و همچنين شهاب الدين زهري متوفي ١٢٤ يك روايت بيشتر در فضيلت علي عليه السلام نقل نكرده است . چرا ؟

كانا يخافان بني أميه

اينها از بني اميه لعنهم الله شجره ملعونه در قرآن وحشت داشتند

اسد الغابه إبن اثير جزريج ٢ ص ٢٠

دوستان عزيز اهل سنت شما بياييد قضاوت كنيد يك مقداري و به اندازه يك سر سوزن در اين مطالبي كه از منابع اهل سنت كه ١ مورد و ٢ مورد و ٣ مورد نيست، صدها مورد از اين ها هست و جالب اين است كه خطيب بغدادي يك داستاني نقل مي كند كه خيلي جالب است

مي گويد: فتح بن شخرف مي گويد كه من دو تن را در خواب ديدم به نفر اولي گفتم شخص پشت سر توست كيست ؟ گفت اين علي بن ابيطالب است . بعد خواستم سؤال از او كنم گفت : چرا از خود علي عليه السلام سؤال نمي كني؟ از خود علي عليه السلام سؤال بپرس . ميگويد :

أخشي ان يقول الناس أني رافضي

مي ترسم تو خواب از علي عليه السلام سؤال كنم فردا مردم به من رافضي بگويند.

ببينيد تو خواب هم مردم وحشت دارند از علي عليه السلام سؤال كنند جنايات بني اميه به كجا رسيده وحشت به كجا رسيده خفقان به كجا رسيده اين با كدام منطق عقلي شرعي ،ديني ،انساني تطابق دارد ؟ آيا در وحشيگري هاي جنگل آمازون هم همچنين وحشتي بوده ؟ بعد در رابطه با ابوحنيفه صحبت شد مي گويد كه حسن بصري هركجا از علي بن ابيطالب مي خواست مطلبي نقل كند مي گفت :

أبو زينب

از پدر زينب همچنين روايتي است . بفرماييد آيا اين قضايا چه هست؟ . أبان بن أبي عياش مي گويد : به حسن بصري گفتم كه اين برنامه ها چيست ؟ مي گويد كه اگر همچنين كاري نكنم حكومت گردن من را مي زند و اگر به اين شكل نباشم بالاي چوبه دار هستم .

اينها يك نمونه بود و انشا الله در جلسه بعدي اگر همين سؤال را ادامه دهيد توضيح مي دهم . آنچه ظلم هايي را كه بر علماي اهل سنت شده هر كدام خواستند يك شهامت به خرج بدهند يك كوچكترين جرأتي به خرج بدهند بدترين شكنجه ها و بدترين آزار ها را داده اند ، حتّي بعضي ها جرأت كردند رفتند بالاي منبر يك حديث در فضيلت اميرالمؤمنين گفتند كشاندنشان پايين كتك زدند و منبر را آب كشيدند . منبري كه فضائل حضرت علي عليه السلام در آنجا گفته شود نجس است . آقا اين ها را هم براي مردم بگوييد . حضرات مولوي ها ، حضرات ماموستاها ، آقايان مفتي ها آيا اين ها را نمي دانيد يا مي دانيد ؟ اگر واقعا مي دانيد و براي مردم نمي گوييد مصداق

يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا

سوره بقره آيه١٥٩

است. و اگر نمي دانيد عذر بدتر است

ان كنت تدري فتلك مصيبة

اگر واقعا مي دانيد و نمي گوييد اين واقعا مصيبتي است

وإن كنت لا تدري فمصيبة أعظم

اگر نمي دانيد مصيبت بزرگتر است كه اين مطالب را نمي دانيد حد اقل اگر امشب اين مطالب را شنيديد اين قضايا را برادران عزيز سروران من عزيزان من براي مردم بيان كنيد . آقايان اهل سنت از مولوي ها سؤال كنيد . اين آقاياني كه مي آيند در اين شبكه هاي نفاق صحبت مي كنند و فحش مي دهند به جاي اينها سؤال كنيد كه اينها در كتاب هاي ما است چرا اينها را بيان نمي كنيد ؟ آيا اين مصداق همان جمله اميرالمؤمنين نيست ؟

ما زلت مظلوما مذ ولدتني امي

از روزي كه مادر مرا زاييده مظلوميت از من جدا نشده

كار علي عليه السلام به كجا رسيد؟ مي گويد :

فصبرت وفي العين قذي . وفي الحلق شجا

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج ١ ص ٣١

در برابراين ظلم ها تحمل كردم در حالي كه خار در چشمم بود و استخوان در گلويم بود .

تمام مردم از ظلم حاكمان مي ترسيدند و لي من علي عليه السلام از ظلم ملت مي ترسم. اينها چيه ؟ كار علي عليه السلام به كجا رسيد كه مي گويد : خدايا مرگ علي عليه السلام را برسان از دست اين ملت راحت شوم . خدايا مرا به بهتر از اين ها نصيب كن و اين ها را به بدتر از من مبتلا كن . آيا اين مظلوميت علي عليه السلام گفتني نيست ؟ شنيدني و نقل كردني نيست ؟ امروز هم باز آن خفقان بني اميه مطرح است ؟ نمي دانم قضيه چه است ولي بدانند همه، اولين محكمه اي كه در فرداي قيامت به پا مي شود محكمه رسيدگي به مظلوميت علي عليه السلام است . آنهايي كه در عصر علي عليه السلام در حق علي عليه السلام ظلم كردند و آنهايي كه امروز در حق علي عليه السلام ظلم مي كنند و اين حقايق را بيان نمي كنند همه در محكمه عدل علي عليه السلام آنجا گرفتار و محاكمه خواهند شد بترسيد از روزي كه در محكمه داور خداي عالم قاضي پيامبر اكرم و مدعي امير المئومنين و أهل بيت سلام الله عليهم باشد .

بيننده اول : مشكور از آلمان

به محضر آيت الله عزيز و بزرگوار سيدنا و مولانا قزويني عزيز و خدمت شما آقاي محسني و ساير همكاران سلام و عرض ادب دارم

استاد قزويني:

اول خودتان را معرفي كنيد آقاي مشكور تا ما بيشتر بشناسيم

بيننده:

بنده افتخار دارم كه شاگرد آيت الله قزويني هستم و اين براي من افتخار است

استاد قزويني :

شما همان برادر بزرگواري هستيد كه ما در آلمان بوديم به زحمت افتاديد و در خدمتتان بوديم يا از فاميل هاي آقاي مشكور هستيد ؟

بيننده :

بله خودم هستم حاج آقا

استاد قزويني:

ما بعد از اون چند بار زنگ زديم تلفن حضرت عالي تا تشكر كنيم از اين بزرگواري هاي شما ، ما آلمان بوديم اين بزرگوار زحمت زياد كشيدند در مساجد و شهرهاي مختلف در خدمتشان بوديم براي سخنراني ، شايد بگويم ٩٠ درصد موفقيت هاي ما از حضور در مجامع اسلامي برادر عزيزمان جناب آقاي مشكور بودند من از اينجا رسماً از شما تشكر مي كنم و يقيناً حضرت عالي براي أهل بيت كار كرديد و ذكر خير شما هم در محضر برخي از مراجع عظام تقليد كه ما گزارش آلمان را مي داديم عرض كرديم . در خدمت شما هستيم آقاي مشكور:

بيننده:

اينكه شما محبّت فرموديد تماس گرفتيد و من نتوانستم دوباره عرض ادب كنم به هر صورت از دعاي خير شما و ذكر خيري كه در محضر پيشوايان مذهبي ما داشتيد به خودم مي بالم

نكته اول راجع به بحث امروز كه بعد از ٢٥سال طلبگي و زانو زدن در محضر مراجع تقليد و علماي بزرگ از جمله حضرت عالي خودم امروز به عنوان يك مسلمان فارغ از اين جوِّ جنجالي و پر چالشي كه در رسانه هاي وهابي و بقيه ايجاد شده اين نوري كه شبكه ولايت تحت نظر مرجعيت و ارشاد حضرت عالي است من احساس مي كنم كه در كنار اون فضاي آلوده كه رسانه هاي وهابي و تندروان ديگر ايجاد كردند آرامش را ، علم را ، معنويت را به خانه ها و محيط هاي اسلامي اعم از شيعه و سني دوباره رجعت داده است . من خواستم كه اولاً تشكر كنم از اين فضاي نوراني و معنوي و آرام كه صلح و عدالت رفتن به سوي قرآن و اسلام واقعي و أهل بيت است . واين برنامه را كه من امروز ديدم با خانواده و دوستان شايد براي اولين بار در يك رسانه اي كه ميليون ها انسان مسلمان اين ها را مي بينند حجّت را خداوند از زبان حضرت آية الله قزويني بر همگان تمام كرد و حجّت را بر علماي شيعه تمام كرد كه اينها مي توانند با اين برهان متين و با اين برهان قاطع و فرهنگي كه از أهل بيت صلوات الله عليهم به ارمغان گرفتيم و افتخار داريم در حالي كه شيعه مورد آماج حملات است ما در جامعه شيعه خودمان كسي را داريم مثل آيت الله قزويني كه از همين جا بنده و همه دوستاني كه در اين سمت كره خاكي در آلمان هستيم دست ايشان را مي بوسيم و دعا مي كنيم كه ايشان در زمان ظهور حضرت حجّت انشالله از سربازان خاص اين حضرت باشند و انشاالله كه همين امشب وجود مقدس امام زمان عنايت خاص و ويژه اي به شما بفرمايد . بنده به ياد يكي از شعرهايي افتادم كه اون شاعر عزيز فرموده بود كه :

اي معلم اي نفس در جان من اي معلم خون هر شريان من

اي معلم اي تجلي گاه من اي كه نورت پرتو ايمان من

وجود حضرت علامه قزويني و شاگردان ايشان و اين مكتب فكري و انديشه ايشان براي همه مسلمانان الگوست براي پيدا كردن حقيقت و در عين حال تاكيد بر دوستي و برادري با اهل سنت واقعي و همه دوستان و مسلمان كه براي عزّت و عظمت اسلام مي انديشند .

من ياد اون حديث حضرت امام صادق سلام الله عليه افتادم كه آقا فرمودند به جندب :

يا إبن جندب لو أن شيعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكة ، ولأظلهم الغمام ، و لأشرقوا نهارا ، ولأكلوا من فوقهم ومن تحت أرجلهم ، ولما سألوا الله شيئا إلا أعطاهم .

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) - ابن شعبة الحراني - ص ٣٠٢

انشاالله با اين شبكه ولايت من فكر كنم مرزهاي تعصب پاك خواهد شد و عزّت و عظمت براي مسلمين و پيروان أهل بيت باز خواهد گشت و در عين حال اين ياوه گويي هايي كه بعضي از اين شبكه هاي مشكوكي كه هيچ ارتباطي با مرجعيت و حوزه ندارند و مايه ننگي براي حفظات ما هستند متاسفانه از كانال هاي خاصي هم حمايت مي شوند اما ألحمدلله كانال ولايت را داريم و استاد قزويني را داريم و به شما دعاي خير مي كنم و از شما از طرف خودم و همه مؤمنيني كه در آلمان هستند كمال سپاسگذاري را مي كنم . اينجا خانواده همه جمع هستند و التماس دعا دارند خدمت شما .

استاد قزويني:

مويد و موفق باشيد انشاالله اگر ايران تشريف آورديد حتماً ما در ايران زيارتتان بكنيم جناب آقاي مشكور .

بيننده: عبدالله از عراق (اهل سنت)

تشكر مي كنم از استاد قزويني خيلي خوب صحبت مي كند . آقاي قزويني هرگاه مي گويند كه برادر اهل تسنن من خيلي خوشحال مي شوم اما اين اگر فقط حرف باشد به هيچ دردي نمي خورد آقاي عزيز . ما أهل بيت را دوست داريم آخر كي هست كه أهل بيت را دوست نداشته باشد فرداي قيامت اگر علي عليه السلام و حسين عليه السلام را دوست نداشته باشم چگونه جواب پيامبر را بدهم ؟ اما دينمان محبّت أهل بيت است ما هم حقايق را مي خواهيم ...

استاد قزويني:

جناب آقاي ابوزينب ما متشكريم از بزرگواري شما

مجري:

ايشان آقاي ابوزينب است ؟

استاد قزويني:

بله حالا خودشان متوجه شدند. از جناب ابوزينب ما تشكر مي كنيم اگر ما مي گوييم برادران اهل تسنن واقعا داريم مي گوييم برادران اهل تسنن ، بنده خودم با برادران اهل تسنن داخل ايران و خارج ايران ارتباط دارم و با بعضي آنها رفت و آمد دارم و اين عبارتي را كه مي گويم برادران اهل سنت كاملاً عملاً اثبات كردم و رسماً هم گفتم در طول اين ٦-٧سال اگر يك جمله از من نسبت به مقدسات اهل سنت اهانت شده باشد يك مورد به من بگويند

من اولاً جايزه گذاشته ام برايش و عذر خواهي مي كنم و استدراك هم مي كنيم و قول مي دهيم اگر جسارتي هم باشد هم از خود بنده و هم از ديگر كارشناسان شبكه جهاني ولايت اگر موردي يا جسارتي باشد ما رسماً اين را اعلام كرديم و مي كنيم و اين هم برادري مان را كاملاً ثابت كرديم ولي بحث وهابيت را ما به طور كلي از اهل سنت جدا مي دانيم .

بيننده: خانم اسلامي از كرج

سلام عرض مي كنم خدمت حضرت آية الله

استاد قزويني:

اولاً زيارت شما قبول خواهرم انشاالله حجّكم مقبول سعيكم مشكور . اونجا قطعاً ما را هم دعا كرديد .

بيننده:

ما همه را دعا كرديم آقاي قزويني و نائب الزيارة از همه شما بوديم

استاد قزويني:

حالا نمي دانم سلام ما را به عبدالله حيدري يا شهاب ابراهيمي رسانديد يا نه ؟

بيننده:

بله حالا خدمتتان عرض مي كنم . جناب آقاي قزويني بنده در يكي از برنامه هاي ضبط شده اي كه نگاه مي كردم آقاي حيدري گفته بودند كه اين شبكه را به ما بفروشيد چون ما اون زمان نبوديم اينجا و شما فرموديد كه : بيايند و شما چند تا سؤال از ايشان بپرسيد يا اينكه شاگردان شما يا چند تا از بينندگان را نام برديد كه از شما بيايند سؤال بپرسند مي خواستم خدمت شما عرض كنم كه ايشان جرأت روبرو شدن با هيچكدام از شيعيان را ندارند .

چون ما در مدينه دنبال آقاي حيدري زياد گشتيم و همسرم در مسجد النبي از هركسي كه سؤال كرده بود حتّي از علمايي كه اونجا بودند و به سؤالات مردم پاسخ مي دادند سؤال كردند ولي گفته بودند كه ايشان چهره شناخته شده اي نيستند و ما نمي شناسيمشان . بالاخره همسرم از خرما فروش هايي كه در اون اطراف بودند سؤال كرده بودند و مغازه ايشان را پيدا كردند . و به اتفاق شوهرم رفتيم در مغازه ايشان و يه آقايي بودند كه آنجا كار مي كردند و گفتيم كه مي خواهيم جناب آقاي حيدري را ببينيم گفتند كه بايد شماره تلفن بدهيد باهاتون تماس مي گيرند. از همين جا خدمت آقاي حيدري مي گويم آقاي محمد رضايي كه شماره تلفن داده بودند همسر بنده بودند و قرار هم شد كه با ما تماس بگيرند و ما هرچقدر كه اونجا منتظر شديم ايشان با ما تماسي نگرفتند مي خواهم اين را عرض كنم كه ايشان نه تنها از شما مي ترسند بلكه جرأت روبرو شدن با هيچ شيعه اي را ندارند . آدرسش را هم انشاالله خدمت شما مي دهيم .

مجري:

اين بنده خدا الان اون مغازه را هم مي فروشد و ميره يك جاي ديگر

بيننده:

فقط ايشان از پشت گوشي تلفن زياد مي خواند خدمت شما عرض كنم كه ايشان جرأت روبرو شدن با هيچكس را ندارند . ممنونم از وقتي كه به بنده داديد .

استاد قزويني:

حالا ما مي گوييم چنانچه از مقابله شدن با ما وحشت دارد و مي ترسد و مي گويد كه از عكس فلاني هم مي ترسم بعد مي گويد كه من بدم مي آيد از مارمولك . خوب ما گفتيم كه خود جناب خليفه مارمولك مي خورده شما چرا مي ترسي ؟ براي شما عرض كنم گفتيم حالا اگر از شاگردان ما هم مي ترسيد ما سركار عالي را و خانم صفايي را گفتيم اگر آقاي حيدري جرأت كند كه يقين هم داريم كه جرأت نمي كند ، ولي خوب يك مقداري ما در عقل و فكر و روان ايشان هم شك كرديم يعني يكي از اين دوستان كه روانپزشك هم بود گفت من برنامه هاي ايشان را ديدم كاملاً برنامه ها غير طبيعي و يك آدمي كه از نظر فكري و رواني سالم باشد نيست يكي از اين آقايان اون روز زنگ زده بود كه البته ما نگذاشتيم بياد روي ... البته شايد امشب بيايد و مطرح كند مي گفت : به جاي اين جايزه ها ايشان اگر بروند در يكي از اين بيمارستان هاي رواني ٢-٣ماه بستري شوند و حالشان جا بيايد و اين طوري ديگه كري نخوانند خوب اين خواهرمان مي گويد ما رفتيم پيدا كرديم و جرأت اينكه تلفن هم بكنند نداشتند . ما گفتيم در يك جلسه اگر ايشان واقعا مي خواهد شبكه را بخرد ما هم فروشنده هستيم بيايند اينجا ما گفتيم سركار عالي با خانم صفايي يك طرف بنشيند و آقاي حيدري هم يك طرف . ٥ تا سؤال مطرح كنيد اگر به ٣ سؤال شما جواب دادند ما حاضريم شبكه را واگذار كنيم به ايشان الان هم ألحمدلله آمارهايي كه داريم به ايشان از مراكز رصد شناسي تقريبا حدود ٥٠ ميليون بيننده داريم ما حاضريم اين شبكه را با تمام بيننده هامون تقديم كنيم ولي به شرط اينكه به ٣ تا سؤال ما جواب بدهند. البته قطعاً از باب :

ولن يدخل الجنة حتّي يلج الجمل في ثم الخياط

ما واقعا تشكر مي كنيم از خواهرمان خانم اسلامي از اينكه رفتند آنجا و دعا گوي ما بودند و مغازه ايشان را هم پيدا كردند البته آدرسشان را به ديگران ندهيد فردا اگر اتفاقي بيفتد مي گويند كه خانم اسلامي آمد و مغازه ما را ياد گرفت و فردا در مجامع بين المللي عليه شما اقامه دعوي مي كنند.

بيننده: محمد از مريوان (اهل سنت)

ما چند باري مزاحم آقاي قزويني شديم و يك مقداري هم سؤال پرسيديم و البته برادران اهل سنت هم يكي١-٢ بار بالاي تلويزيون آمدند و گفتند ايشان اهل سنت نيست . ما سؤال زيادي از آقاي قزويني داريم كه دانه دانه از ايشان مي پرسيم ، سؤال در مورد خلافت حضرت علي عليه السلام و ولايت ايشان را بهش بر نخوردم در ذهن خودم يا تحقيق كنم ولي چند تا سؤال كه پيش آمده در ذهن من كه خيلي هم آقاي قزويني كمكم كرده كه روشن شدم و حتّي شبكه هاي وهابي هم روشنم كردند . چند تا سؤال داشتم .

يكي از اين سؤالات اين بود كه داخل قرآن آمده كه صفات صحابه اين است كه در برابر كفر بايد بايستد . آيا جنگ جمل كه حضرت عايشه و حضرت زبير و طلحه شركت كردند اين همه مسلمان كشته شد آيا اينها كافر بودند ؟ اين سؤال را واقعا من از سلفي ها و وهابي ها دارم كه جواب من را بدهند .

سؤال بعد اين است كه در هرشخصي يك پدري كه فوت مي كند يك ارثيه به فرزندانش مي رسد آيا ارثيه خانه اي كه حضرت محمد به حضرت فاطمه مي رسيده ٢ وجب قبر نبوده كه او را در آنجا خاك كنند ؟

بعد قضيه باغ فدك را هم توضيح بدهند حاج آقا اگر وقت شد . يك سؤال ديگر هم دارم كه خارج از قضاياي تاريخي است اين را برادران اهل تسنن و شيعه و حتّي وهابيون گوش بكنند من چند بار عرض كردم در مورد اسلامي كه الان پيش آمده كه ٢ نوع اسلام داريم واقعا يك چيز ساده اي است كه اين ها دم مي زنند و مي گويند كه يهود و آمريكا و ايران و شيعه و كلاً مسلمانان دارند خلاف شرع مي كنند . يك سؤال دارم چرا پادشاه عربستان سرباز به اسرائيل نمي فرستد براي جنگيدن ؟ چرا اين قدر كشورهاي عربي سازش مي كنند با كشورهاي اسرائيل و آمريكا ؟ آيا دين حضرت محمد اين است ؟ مي گويند كه دين به سياست ربط ندارد والله ربط دارد اگر ربط ندارد اين همه جنگ و خونريزي به خاطر چيست ؟ ٢ روز عربستان سعودي نفتش را روي آمريكا ببندد خوب مگر كشور كافر نيست ؟ مگر همجنس بازي و لواط در آنجا قانون و رواج نيست ؟ خوب ما از چه كسي پيروي مي كنيم ؟ عربستان سعودي كه دم مي زند ؟ واقعا اين ها يك سؤالاتي است كه مردم بايد چند دقيقه روي آن فكر بكنند واقعا ما كانال هايي كه داريم از كجا اين هزينه ها مي آيد؟ مگر داخل بحرين جنگ نيست ؟ داخل سوريه هم همان جنگ است . چرا فقط مي نويسند سوريه سوريه ؟ چرا يمن را نمي نويسند ؟ فقط سوريه ؟ انشالله كه از بيانات حاج آقا فيض ببريم و انشاالله كه همه به راه راست هدايت شويم .

مجري:

ممنونيم كه شما اين قدر آزاده بحث مي كنيد و تعصّبي نسبت به مباحث نداريد . ممنونيم انشاالله كه خداوند شما را به آنچه كه خير و صلاح است هدايت كند .

بيننده: قاضي از خلجستان

عرض كنم كه وظيفه خودم مي دانم كه از حضرت استاد قزويني تشكر كنم به خاطر برنامه بسيار بسيار جالب امشب ، وقتي اين آقايان وهابي مي آيند و سؤال از ام كلثوم مي كنند و أهل بيت بودن عايشه مي كنند و امثالهم، مشخص است كه مي خواهند وقت استاد را اشغال كنند به جواب دادن به آن سؤالات تكراري تا به مطالب از اين دست نپردازند من بعيد مي دانم كه يك سني و يك وهابي اهل سنت منصف پيدا شود و اين مطالب را بشنود و بند دلش تكان نخورد. عرض كنم حضرت استاد محسني اگر اجازه بفرماييد من ٢ تا مطلب مي خواهم مطرح كنم :

يك سؤال كوتاه كه حضرت استاد خيلي وقت قبل فرمودند كه يكي از علماي اهل سنت گفتند كه علماي اهل سنت شايسته است دست حضرت آية الله سيستاني را ببوسد و ادعا كردند كه ايشان خدمات زيادي به اهل سنت عراق كردند اگر محبّت بفرمايند مستند اين فرمايشي را كه نقل كردند را ارائه بفرمايند تشكر مي كنيم.

بيننده: فاروق از اهواز (اهل سنت)

يك انتقادي داشتم از آقاي قزويني ، اينكه ايراد مي گيرند و مي گويند شما غير مقلد هستيد من خودم يك زماني درويش بودم ، درويش صوفي ، ما را دستگير كردند با فرقه قادريه و تحقيق كردم ديدم درست نيست داخل دين اسلام صوفي گري . آقاي قزويني كه مي گويد غير مقلديد من تحقيق كردم و به اين نتيجه رسيدم كه نه خدا گفته است و نه پيامبر خدا كه از ٤ تا فرقه بايد پيروي كرد ، حنفي و مالكي و شافعي و حنبلي . اين كجايش ايراد دارد كه آقاي قزويني ايراد مي گيرد ؟ و مي گويد غير مقلد هستيد .

استاد قزويني:

به نظرم اين آقا حرف هاي من را متوجه نشدند

مجري:

ما متوجه نشديم صحبت هاي شما را لطفا يك بار ديگر مطرح بفرماييد ؟

استاد قزويني:

يك كم روشن تر مطرح بفرماييد ما در خدمت شما هستيم عزيزم

بيننده:

بله آقاي قزويني مي گويد كه نشانه وهابيت كساني هستند كه غير مقلد هستند

استاد قزويني:

جناب آقاي فاروق بزرگوار الان ما در استان سيستان بلوچستان كلا آقايان اهل سنت چند دسته هستند يك سري از اينها ديو بندي هستند ، ديوبندي ها هم الان ٢ دسته شدند يك دسته تمايل به طرف سلفي گري دارند ، يك دسته هم همان روحيه صوفي گري البته نه قادريه بلكه نقش بنديه را دارند ، يك دسته هم آنجا هستند كه واقعا سلفي هستند و مشهور هستند به غير مقلد و اينها تابع إبن تيميه و محمد بن عبدالوهاب هستند كه تقليد را باطل مي داند ، الان در آنجا خود علماي اهل سنت دسته هاي مختلف عليه يكديگر كتاب نوشتند و نقد كردند و ما انشاء الله در هفته هاي آينده از علماي بزرگ اهل سنت كه انشاالله مي آيند اينجا و حضرت عالي زحمت بكشيد و از يكي از كساني كه به اينجا مي آيد اين سؤال را از آنها بپرسيد آنها بايد به شما جواب دهند اين آقاياني كه مي آيند كاملاً فرهنگ غير مقلدين را باطل مي دانند و كتاب نوشتند بر بطلان رأي غير مقلدين . اگر حضرت عالي از خود آقايان اهل سنت سؤال بفرماييد و به شما جواب دهند به نظرم خيلي عالي خواهد بود . متشكريم از آقاي فاروق .

بيننده: مجيد از اسلام شهر

من مي خواستم از محضر استاد اجازه بگيرم و يك مطلبي را عرض كنم ، يك حرف در دل من مانده مي خواستم كه خود استاد پاسخ من را بدهند . اجازه مي فرماييد ؟

استاد قزويني:

در خدمت شما هستيم جناب آقاي مجيد

بيننده:

استاد من معذرت مي خواهم شايد به من مربوط نباشد ولي ديشب در يك برنامه كه شما به زبان عربي صحبت مي كرديد يه آقايي گويا از لندن تماس گرفته بود به اسم ابوعمر بعد ايشان يك توهين و جسارتي به شما كرد البته من اول از تمام مراجع و علما و روحانيون عذر خواهي مي كنم مي خواستم يك چيزي بگويم . استاد اينها ما و علماي ما را به اسم مجوسي خطاب مي كنند مي خواستم حرف دلم را به اينها بگويم البته ولايت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب يك گنج است و خدا را شكر كه اين گنج نصيب ما شده من مي خواستم به اون آقاياني كه اين گونه زنگ مي زنند و اين توهين ها را مي كنند و اين جسارت ها را به علما و خود ما مي كنند بگويم كه ١٤٠٠ سال قبل پيغمبر خدا در همان حجاز عربستان براي راهنمايي بشر مبعوث شد ما چند هزار سال در ايران يكتا پرست بوديم و الان هم كه اينجا هستيم فقط به عشق أهل بيت نه به چيز ديگر آن وقت شما كارتان به جايي رسيده كه به خود اجازه مي دهيد اين گونه صحبت كنيد . حاج آقا انقدر ناراحت هستم انقدر استرس دارم نمي دانم چه بگويم عذر مي خواهم از همه روحانيون ولي اينها اين گونه هستند . بلند شدند با تاريخي كه اصلا ندارند مي آيند و همچين جسارات و توهين هايي را به ما مي كنند ما ايراني ها ايراني هستيم و به آن افتخار مي كنيم عاشق أهل بيت هستيم و اسلام را با أهل بيت شناختيم . خيلي متشكرم و وقتتان را بيشتر از اين نمي گيرم . از شما عذر خواهي مي كنم خدا حافظ شما .

استاد قزويني:

اگر عزيزان اطاق فرمان مانيتور بنده را نشان دهند به دنبال اين فرمايش برادر عزيزمان كه گفتند اين آقاي ابوعمر ما را مجوسي خوانده ، اين عكس آقاي كلباني است قيافه را خوب آقايان دقت كنند خطيب مكه مكرمه بود و منصوب از طرف ملك عبدالله ، ايشان در يكي از خطبه ها آمد و شيعه ها را مجوسي خواند و اعلام كرد همان گونه كه در واتيكان اجازه نمي دهند كسي مسجد بسازد ما هم اجازه نمي دهيم شيعه ها در عربستان سعودي براي خود مسجد درست كنند و فعاليت مذهبي كنند

تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل

من ديشب گفتم اگر اين آقايان هزار تا فحش بدهند به ما و اين انتظار را داشته باشند كه يك فحش هم ما بدهيم ما اين كار را نمي كنيم چون در مكتب ما أهل بيت فحش ندادند و ما هم فحش نمي دهيم ، فحش مي خوريم و اين حداقل چيزي است كه از اميرالمؤمنين به ارث برديم . از علم اميرالمؤمنين از تقوا و عدالت وعبادت ايشان كه ارث نبرديم حداقل اين فحش خوردن را از اميرالمؤمنين ما ارث برده باشيم و خدا را هم شاكر هستيم كه در اين زمينه خداي عالم اگر در ديگر قسمت ها ما را بي نصيب كرد در اين قسمت ما را بي نصيب نكرده است .

مجري:

حاج آقا محمد از مريوان چند سؤال داشتند اگر مي توانيد پاسخ ايشان را هم بدهيد .

استاد قزويني :

من خيلي به اختصار عرض كنم ايشان در رابطه با جنگ جمل صحبت كردند ما انشاالله در بحثي كه خواهيم كرد شايد ٣-٤ جلسه در رابطه با جنگ جمل صحبت مي كنيم و رواياتي كه نبي مكرم از جنگ جمل خبر داده است ، از قضيه ماء حوأب و عوعو كردن سگ ها به عايشه هشدار داده و عايشه هم آمد آنجا و گفت من برمي گردم ، خلاصه عبدالله زبير رفت و ٥٠ نفر را آورد و قسم دروغ خوردند كه اصلا اينجا حوأب نيست و اينكه قبل از رسيدن اميرالمؤمنين به بصره ريختند و عايشه دستور حمله را صادر كرد و حتّي نماينده اميرالمؤمنين را تمام موي صورتش را كندند ، بيت المال را طلحه و زبير تقسيم كردند قبل ازاينكه اميرالمؤمنين برسند به بصره . حالا اين ها را ما مفصل انشالله خدمت بينندگان عرض خواهيم كرد خيلي حقايق پنهان و مطالب نا گفتني كه حتّي عزيزان اهل سنت هم نشنيده اند عرض خواهيم كرد . بحث كفر و غير كفر را ما كاري نداريم .

در رابطه با قضيه ارث خانه پيامبر هم ما سال گذشته در رابطه با فدك مفصل بحث كرديم حالا شايد يك برنامه اي داشته باشيم در فاطميه دوم و به تلخيص بحث فدك و مطالباتي كه حضرت فاطمه زهرا داشتند كه اول آمد ادعا كرد كه اين ملك من است و پيغمبر بعد از نزول

وَآَتِ ذَا الْقُرْبَي حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ

سوره أسرا آيه ٢٦

به من داده است . منكر شدند بعد فرمود كه ملك شخصي من است و ارث به من رسيده است اون را هم منكر شدند بعد حضرت زهرا آمد به عنوان خمس گفت

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَي وَالْيَتَامَي وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آَمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا

سوره انفال آيه ٤١

حداقل اين ذي القربي من هستم و حق خمس من را بدهيد . اينها را انشالله مطرح مي كنيم البته ما در بحث خارج فقه مقارن الان تقريبا ١-٢-٣هفته است بحث خمس را شروع كرديم هم از منابع اهل سنت و هم منابع شيعه كه انشالله مفصل پخش خواهد شد .

در رابطه با قضيه سوريه و بحرين هم جديدا مفتي اعظم عربستان سعودي جناب آل شيخ رسماً فتوا داده است كه هرگونه كمك كردن به مخالفين بشار اسد از مصاديق جهاد است يعني كسي كه مي خواهد جهاد كند بايد به مخافين بشار اسد كمك كند البته ما اين را تبريك مي گوييم بايد بگوييم :

آمريكا +اسرائيل+ وهابي = پيوندتان مبارك

اين اتحاد را خدا تا قيام قيامت از شما نگيرد انشاالله ما دعا مي كنيم براين وحدتي كه ايجاد كرديد ولي اين را بدانيد :

ومن احتفر بئرا لأخيه ، أوقعه الله فيه

سير أعلام النبلاء - الذهبي - ج ٦ ص ٢٦٣

همين قضاياي سوريه باعث شده كه تظاهرات و مخالفت ها در عربستان سعودي اوج گرفته و هم در خود بحرين يعني اگر واقعا بناست در برابر حاكم ظالم قيام كرد خوب فرقي نمي كند چه بشار اسد باشد و چه ملك عبدالله باشد و چه آل خليفه فرقي نمي كند ، واگر در برابر حاكم ظالم قيام حرام هست پس نبايد بر عليه بشار أسد حرفي زده شود و اين را بدانيد اين كار شما خدمت بزرگي دارد به جوان هاي عربستان سعودي و بحرين و كويت و جوانان قطر و اردن و يمن مي كند . پس اين را كه تا به حال به ما مي گفتند در برابر حاكم اسلام بايد ساكت باشيد و روايت مسلم را براي ما نقل مي كردند كه پيغمبر فرمود : خلفايي بعد از من مي آيند كه جسمشان جسم انساني است و روحشان روح شيطاني است و اينها هيچ نشانه اي از دين و سنت من ندارد و وظيفه شما اطاعت كردن است و به شما مربوط نيست آنها چه كار مي كنند يا روايتي كه مي گفتيد كه پيغمبر گفته است :

خداوند عالم قلم تكليف را از حاكم اسلامي برداشته و اصلا ملكي براي اينكه گناهان خليفه را بنويسد در كنار خلفا نيستند و در حقيقت اين برنامه هاي شما خدمت بزرگي است و زمينه ساز خوبي است براي جهانيان و ما هم عرض كرديم چون بحث و شبكه ما سياسي نيست به هيچ وجه حاضرنيستيم وارد شويم ولي ما اين قضايايي كه پيش مي آيد و دوستان سؤال مي كنند مي گوييم اين مسائل شما مربوط به بحث ما نيست چون ما بحث علمي داريم نه بحث سياسي واين روايات شما را انشاالله يك شب مفصل من مي خوانم و حتّي فقهاي اينها فتوا داده اند و ادعاي اجماع كرده اند حاكم اسلامي هرچقدر هم كه فاسد و ظالم باشد ولي قيام در برابر حاكم اسلامي حرام است . نووي ادعاي اجماع مي كند . بحث علمي را ما انجام مي دهيم و اون عملياتش را خود جوان ها مي دانند ولي اين را ما داريم با توجه به اوضاع منطقه احساس مي كنيم ، اين آتشي كه آقايان در سوريه بلند كردند قبل از آنكه دودمان بشار اسد را بسوزاند دودمان خودشان را بيشتر خواهد سوزاند و خود قطر هم منتظر باشد كه همين آتش فردا پس فردا ، خلاصه اين شتر در خانه اين آقايان هم خواهد نشست .

برادر بزرگوارمان جناب آقاي قاضي ٢ تا سؤال داشتند در رابطه با اينكه گفته بود كه بايد دست آية الله سيستاني را بوسيد كه اين در همان زمان در سايت هاي مختلف اين قضايا مطرح شد و همه اين مسائل را مطرح كردند از قول يكي از بزرگان عربستان سعودي جمال خاشقچي تئوريسين و تحليل گر مسائل سياسي كشور سعودي و جالب اين است كه معاون سر دبير مجله اخبار العرب است كه به انگليسي پخش مي شود و اين كسي كه اين را گفت نه شيعه بود و نه سني بلكه وهابي بود ايشان رسماً اعلام كرد كه باتوجه به خدمتي كه آية الله سيستاني نسبت به اهل سنت كرده و جلوي قتل آنان را گرفته اين بالاترين خدمت است ، بعد ايشان مي گويد كه آيا شيعه نمي تواند مانند يك سني ماشيني در برابر مسجد سني ها آن هم روز جمعه منفجر كند و آدم بكشد و جز اينكه حضرت آية الله سيستاني جلوي اينها را گرفت هيچ كسي نبود ، بعد مي گويد آيا شايسته نيست رئيس دانشگاه الأزهر مفتي عربستان سعودي و شيخ قرضاوي به نجف بروند و دست آية الله العظمي سيستاني را ببوسند اين عبارتي است كه اين آقا نقل مي كند . اگر دوستان به اينترنت هم دسترسي داشته باشند الان من از طريق گوگيل اين عبارت را مي زنم : ( دست سيستاني ببوسند) شما ببينيد در چندين سايت شايد ٢٠٠ سايت آمده براينكه شيخ الأزهر و مفتي عربستان بايد دست آية الله سيستاني را ببوسند . حالا اينها مي آيند و يك جساراتي مي كنند و مطالب سايت را انكار مي كند و مي گويند كه آية الله سيستاني ٢٠٠ ميليارد دلار پول گرفته است . اينها براي شما و مفتيان شما كه جيره خوار حكومت هستيد ارزش دارد ألحمدلله مرجعيت شيعه از روز اول مستقل بودند بلكه دولت ها از مرجعيت استفاده مي كردند .


اللهم عجل لوليك الفرج