سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٥٨٨ - (من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت

(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت

کد مطلب: ٧٥٣٣ تاریخ انتشار: ٢٣ تير ١٣٩٠ - ١٣:٣٩ تعداد بازدید: ٤٨٠٩ سخنراني ها » شبکه ولايت (من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
حبل المتين ٩٠/٠٤/٢٣

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاريخ : ٩٠/٠٤/٢٣

مجري :

السلام عليك يا باب الله وديان دينه ، السلام عليك يا خليفة الله وناصر حقه ، السلام عليك يا حجة الله ودليل ارادته .

در آستانه ميلاد باسعادت منجي عالم بشريت ، حضرت حجت بن الحسن العسکري (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) هستيم . اميدواريم خداوند عيدي ما را ، فرج مولايمان قرار دهد و ان شاء الله جهان را به نور خودش و به نور خدايش ، روشن بگرداند ،واشرقت الارض بنور ربها.

اميدواريم که خداوند تعجيل در فرج مولايمان قرار دهد و چشمان ما را به نور جمال امام زمان (عليه السلام) روشن کند . ممنونيم که برنامه ما را در اين ايام ميلاد ، انتخاب کرديد . ان شاء الله خداوند به ما توفيق دهد که ما منتظري براي صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) باشيم .

برنامه اي که تقديم حضور شما مي شود ، برنامه اي است که قصد و تلاش ما بر اين است که حقائق و علوم اهل بيت (عليهم السلام) در آن بيان مي شود . ما در اين برنامه مي خواهيم تاريخ اسلام را واکاوي کنيم . عمده مطالبي را که تقديم شما مي کنيم ، از کتب اهل سنت است. ما هم هيچ گونه قضاوتي را در باره اين مطالب نداريم ، قضاوت را بر عهده بينندگان عزيز قرار مي دهيم .

ما از بي ادبي و جسارت و توهين به ساير اديان پرهيز مي کنيم ، از شما عزيزي هم که با ما تماس مي گيريد ، خواهش مي کنم که اين گونه باشيد .

در محضر استاد عزيز و فرزانه ، آيت الله دکتر حسيني قزويني هستيم .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز که در جاي جاي اين کره خاکي ، ما را ميهمان کانون گرم خانواده هايشان قرار داده‌اند ، سلام عرض مي کنم . موفقيت همه عزيزان را از خداوند خواهانم و پيشاپيش فرا رسيدن ميلاد خجسته و مبارک ، آقا ولي عصر ، بقيه الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) ، عصاره عالم وجود و سليمان هستي را به پيشگاه همه مسلمانان و آزاد انديشان و منتظران قدومش ، تبريک عرض مي کنم .

خداوند را بر آن نازنين وجود سوگند مي دهم که عيدي ما را فرج سريع مولايمان قرار دهد . ان شاء الله .

مجري :

چند شبي است که برنامه هاي ما کليپي شده است . شما هر چه تقاضاي مناظره کرديد ، کسي به اين تقاضا پاسخ نداد . به همين دليل مجبور شديم که آقايان را بالاجبار در برنامه بياوريم و به صورت غير مستقيم ، تکه هايي را پخش کنيم . اگر شما اجازه دهيد ، چند کليپ را در اين زمينه پخش کنيم .

کليپ ١ ) :

کار شناس وهابي :

من بنده خدا هستم . دو اصل در دين است : ا) شناخت خدا . ٢ ) خدمت به خلق خدا . اين دو چيز است . شما چرا مسائل را کش مي دهيد که امام زمان را نشناخت ، به مرگ جاهلي مرده . شما چرا نمي گوييد که اگر پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) را نشناخت به مرگ جاهلي مرده . اصل خدا است و رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مبلغ دين است .

بيننده :

شما مي گوييد پيامبر (صلي الله عليه و آله) چنين روايتي را نقل نکرده ؟

کارشناس وهابي :

نه خير ، نقل نکرده

بيننده :

اين روايت هست يا نيست .

کارشناس وهابي :

نه خير ، نيست .

بيننده :

اي داد ! واقعا که بايد از دست شما به خداوند پناه برد . شما اين روايت را منکر مي شويد !!!

کارشناس وهابي :

نيست ، اگر بود که من روي سر مي گذاشتم . ما تابع خدا و پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله)هستيم .

بيننده :

اين همه روايت در کتاب هاي خودتان در صحيح بخاري نقل شده . ان شاء الله به حق محمد و آل محمد (صلي الله عليه و آله) شبکه ولايت از همين صحبت من و شما ، کليپي مي سازد و آدرس اين روايت را پخش مي کند و شما خواهيد ديد ...

وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍاجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ. ابراهيم/٢٦

ومثل سخني ناپاک چون درختي ناپاک است که از روي زمين کنده شده و قراري ندارد .

مجري :

حضرت استاد ! براي بنده بسيار عجيب است که اين روايتمن مات ولميعرف امام زمانه ، مات ميتةجاهلية،را انکار کردند و با صراحت و قوت گفتند که اين روايت در کتب اهل سنت نيست . در اين خصوص توضيحاتي را بيان کنيد .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

بنده قبل از اين که پاسخ جنابعالي را بدهم ، چند نکته را بيان کنم . نکته اول اين که ، بعضي از دوستان مي گفتند : اين چنين مواجه دو شبکه ماهواره اي و پرداختن به اين شبهات ، شايد بزرگ کردن اين شبهات و معروف کردن يک شبکه ضد شيعي ـ وهابي باشد .

بينندگان عزيز توجه دارند که ما در طول هفته ، بيشتر از صد برنامه پخش مي شود و دو يا سه برنامه هم اختصاص به پاسخ به شبهات دارد . نمي شود اين آقايان شبهاتي را مطرح کنند يا کتاب هاي شيعه را روي آنتن ببرند و تحريف کنند . عبارت هايي را بخوانند و کلام علامه مجلسي (ره) را نخوانند يا مطالب دروغي را به بزرگان ، علما و ائمه (عليهم السلام)، نسبت بدهند و ما احساس تکليف نکنيم. ما اين را براي خود از واجبات مثل نماز و روزه دانستيم و اين کار ما ، عمل به تکليف است . در عمل به تکليف هم ملامت کسي در روحيه ما تأثير نمي گذارد .

نکته دوم اين که ، ما بارها گفتيم که خوشحال مي شويم که اگر يک شبکه ماهواره اي متعلق به اهل سنت باشد ، بيايند و مباني فقهي ، تفسيري ، اعتقادي و تاريخي اهل سنت را بيان کنند ، ما هم به آن ها کمک مي کنيم . بنده بارها از علماياهل سنت خواستم به شبکه جهاني ولايت بيايند و بحث تفسيري ، فقهي از نگاه اهل سنت در اين جا مطرح کنند و مادامي که تعرضي به عقائد شيعه نباشد ؛ حتي ما آن را به نقد هم نمي کشيم .

نکته سوم ، مي گويند : چرا شماولعنةالله علي اعدائهم اعداء الله، مي گوييد .ماچه کنيم ؟ ما دشمنان آل محمد (صلي الله عليه و آله ) را لعن نکنيم . براي اين که به بعضي از نواصب بر مي خورد !!!

آيا اين که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در روز غدير فرمودند :اللهم عاد من عاداه،خدايا هر کس که با علي بن ابيطالب (عليه السلام) دشمن است ، دشمن باش.

اين عبارت صحيح بخاري است که مي گويد :کيف لا العن من لعنه رسول الله،چگونه کسي را که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) لعن کرده ، لعن نکنم.

ما به هيچ عنوان ، مصداق را معين نمي کنيم و اين که شما مصداق معين مي کنيد ، در حقيقت منحرف کردن قضيه است . ما در همه اعمالي که انجام مي دهيم ، در نماز ها ، دعاها ، عبادات و در صلوات هايي که مي فرستيم ، غالبا مي گوييماللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم والعن اعدائهم. اين اعداء چه کساني باشند ، مصداق براي خودشان است .

نکته چهارم اين که ، آقايان مي گويند : شما مطالبي را که بيان مي کنيد ، شايد مقداري تند باشد .

برادران عزيز و سروران گرامي ! ما که کاري به کار شما نداشتيم . شما که در شبکه نور بوديد ، مباحث علمي را به صورت مؤدبانه مطرح مي کرديد . ما هم گاها مطالبي را مؤدبانه بيان کرديم . ولي شما به شبکه خبيثه کلمه آمديد و شمشير را از رو بستيد و مقدسات شيعه ، مراقد و ضرائح ائمه (عليهم السلام)را مورد هجمه قرار مي دهيد . به فقها و علماي شيعه ، اهانت و جسارت مي کنيد . به آقا ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) که مقدس ترين مقدسات ٤٠٠ ميليون شيعه است ، شما در روز چندين بار ، اهانت و جسارت مي کنيد . با اين حال شما انتظار داريد که ما هيچ عکس العملي از خود نشان ندهيم .

قطعا شبکه اي که به اعتقادات ٤٠٠ ميليون شيعه اهانت کند، بايد پاسخ خود را بگيرد. آن‌ها آقا ابوطالب (عليه السلام) که از صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را کافر و جهنمي مي‌کنند و عبارت هاي ركيك و وقيحي به كار مي برند . چگونه است که جناب عمر که در سال دهم بعثت ، تازه مسلمان شده و ده سال مسلمان ها را شکنجه مي کرده، از مقدسات شما شده ؛ اما آقا ابوطالب (عليه السلام) که از ابتداي بعثت از حاميان بزرگ رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بودند، کافر و جهنمي باشند . ما ده ها روايت از شيعه و سنيدر زمينه ايمان آقا ابوطالب (عليه السلام) و قداست ايشان ، نقل کرديم.

با اين حال شما هر روز نسبت به ايشان ، جسارت مي کنيد . انتظار هم داريد که ما آرام بنشينيم . ما که چيزي نگفتيم ، گفتيم اين مطالبي را که بيان مي کنيد ، دليل بر جهل و بي سوادي شمااست. شايد شما توقع داريد که ما بگوييم همه کارهايي که انجام مي دهيد ، عين سواد و مخالف جهل است !!!

اين کليپي که امشب پخش شد ، بيننده عزيز سؤال مي کند :من مات ولميعرف امام زمانه مات ميتةالجاهلية، در کجا هست ؟

پاسخ مي دهيد : چنين چيزي وجود ندارد و رسول خدا (صلي الله عليه و آله) چنين مطلبي را بيان نکردند!!!

برادر محترم ! اگر خبر نداريد ، بگوييد من خبر ندارم . شما اين روايت را بياوريد و نقل کنيد تا اين که ما اظهار نظر کنيم . نه اين که بگوييد : چنين روايتي نيست ، دروغ است ، پيامبر چنين عبارتي را نقل نکرده است .

اين دور از شأن يک کارشناس است . اگر شخصي در مسجدي يا در خانه اي در يک جلسه خصوصي ،اين حرف ها را بزند ، مسأله اي نيست . اما شما در يک شبکه جهاني که مدعي هستيد ٢٥ ميليون بيننده داريد ، اين گونه انکار مي کنيد ، دور از شأن يک کارشناس است . ما هم که جسارت نکرديم ، گفتيم : اين کار شما از روي جهل و بي سوادي شما است . به نظر شما ، ما اشتباه کرديم يا دروغ گفتيم؟ !!

بزرگان اهل سنت مثل آقاي تفتازاني ، يکي از شخصيت هاي برجسته و ارکان اعتقادي اهل سنتاست. شرح مقاصد ايشان در همان نرم افزاري که هر روز در برنامه تان نشان مي دهيد ، وجود دارد که در آن نقل شده ، رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد :

من مات ولم يعرف إمامزمانه مات ميتة جاهلية

کسي که بميرد و امام زمانش را نشناسد ، به مرگ جاهليت مرده است .

تفتازاني ، شرح مقاصد في علم الکلام ، ج ٢ ، ص٢٧٥

ايشان که مخالف شما نيست ، ايشان يک شخصيت علمي و يک شخصيت برجسته اهل سنت است.

جناب قندوزي حنفي ، در کتاب ينابيع الموده مي گويد :

قال رسول الله(ص) : من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية .

قندوزي حنفي ، ينابيع الموده

اينچيزي نيست که ما از خود مان ساخته باشيم . ما در روايات داريم که شيخ مفيد (ره ) ادعاي تواتر مي کند و مي گويد :

من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية .

اين روايت ، از روايات متواتر است .

يا در روايت ديگري جناب ملا علي قاري مي گويد :

في صحيح مسلم من مات ولم يعرف إمام زمانه، مات ميتة جاهلية

ملا علي قاري ، الجواهر المضيعه ، ج ٢ ، ص ٤٥٧

اين کارشناس محترم به ما نشان دهد که اين روايت در کجاي صحيح مسلم است . يا بايد بگوييد: ملاعلي قاري که از علماي بزرگ اهل سنت است ، دروغ مي گويد . يا اين که اين روايت در صحيح مسلم بوده ؛ اما در چاپ هاي اخير ، آن را حذف کرده اند .

آقاي ابو جعفر اسکافي معاصر شيخ مفيد (ره) بوده ، مي گويد :

عن صحيح مسلم من مات ولا امام له ، مات ميتة جاهلية .

اسكافي، ابو جعفر ، کتاب خلاصه نقض کتاب العثماني للجاهز ، ص ٢٩

هم چنين در کتاب الجواهر المضيئه همين مطلب آمده است . مرحوم محقق تستري و آيت الله نجفي مرعشي در ملحقات احقاق الحق ، جلد ١٤ ، صفحه ٢ از ايشان نقل مي کند :

في صحيح مسلم من مات ولم يعرف امام زمانه ، مات ميتة الجاهلية

ملحقات احقاق الحق . ج ١٤ . ص ٢

اين چيزي است که در کتاب هاي شما با اين تعبير بيان شده است . در کتاب صحيح مسلم که اين شخص مي گويد ، اين گونه بيان شده :

من مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مَيْتَةً جَاهِلِيَّةً

صحيح مسلم . ج ٦ ، ص ٢٢ ، ح ٤٦٨٦

جالب اين است که شب گذشته فرد ديگري بلافاصله با اين شبکه تماس گرفت و گفت : اين که شما منکر روايت هستيد و مي گوييد : چنين روايتي نيست ، اين روايت در صحيح مسلم است . آن کارشناس وهابي پرسيد : در کجاي صحيح مسلم آمده ؟ گفت : جلد ٦ ، صفحه ٢٢ ، حديث ٤٦٨٦ بيان شده . کارشناس وهابي فورا از ايشان سند خواستن را شروع کرد . بنده تقاضا مي کنم ، اين کليپ را نشان دهند تا توضيحات خود را بعد از آن بيان کنم .

کليپ ٢ ) :

بيننده :

شما الان گفتيد اين حديث من مات ولم يعرف امام زمانه ، مات ميته الجاهليه ، در هيچ کدام ازکتب اهل سنت نقل نشده ؟

کارشناس وهابي :

بله ، بنده همين صحبت را کردم .

بيننده :

در صورتي که اين روايت در صحيح مسلم ، جلد ٦ ، صفحه ٢٢ ، حديث ٤٦٨٦ بيان شده .

کارشناس وهابي :

همين روايتي را که در صحيح مسلم نقل شده را با سند آن بخوانيد ؛ چون من در اين جا کتابي ندارم . از سند بخوان مثلا حدثني استادش

بيننده :

اين روايت در مسند حنبل که از کتاب هاي معتبر شما است درجلد ٤ ، صفحه ٩٦ نقل شده است . در صورتي که شما گفته بوديد : اين روايت در هيچ يک از کتاب هاي اهل سنت بيان نشده است .

کارشناس وهابي :

الان صحبت ما از امام نيست و هم چنين در مورد مسائل اجتماعي نيست . من از شما مي خواهم که آن روايت را با سند آن بخوان . امام مسلم مي گويد : حدثني ... آن را بخوان .

بيننده :

من مات بغير امام ...

کارشناس وهابي :

اين را که شما مي خوانيد ، متن روايت است . سند روايت را بياوريد .

بيننده :

اين شبکه جهاني است و همه دنيا آن را مي بينند و همه مي توانند به آدرس روايت مراجعه کنند . صحيح مسلم ، جلد ٦ ، صفحه ٢٢ ، حديث ٤٦٨٦ . مسند احمد حنبل ، جلد ٤ ، صفحه ٩٦

کارشناس وهابي :

ما يک متن روايت داريم و يک سند روايت . سند ، راويان حديث هستند . شما لطفا سند حديث را بخوان . بعد از آن متن حديث را بخوان .

وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْمِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ. ابراهيم/٢٦

ومثل سخني ناپاک چون درختي ناپاک است که از روي زمين کنده شده و قراري ندارد .

مجري :

خيلي جالب بود که روي سند روايت کليک کرده بود و فقط همان را از بيننده مي خواست .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

نکته اي را در اين جا بيان کنم ، اين که يکي از کار هايي که خلاف انتظار است و براي يک عالم ديني زيبنده نيست ، وقتي روايت از کتاب هاي شيعه مي خوانند ، نه سند آن را نقل مي کنند و نه حتي توضيحي که آن عالم شيعي براي روايت بيان کرده که مثلا روايت ضعيف يا مجهول يا موضوع يا اين روايت شاذ است ، اين ها را نمي خوانند .

برادر بزرگوار ! خودتان گفتيد که ديگر زمان فريب دادن مردم گذشته . در صحيح مسلم و صحيح بخاري ، چه کسي سند خواسته که شما مي خواهيد ؟ اگر شما سند بخواهيد ، ديگر کلمه صحيح در اين بين ، به چه معنا است ؟ شما در همايش هاي زاهدان دوره هاي صحيح خواني داريد و مي گوييد : هر گونه تحقيق در مورد صحيح بخاري و غيره ، بدعت است و هر کس را که در مورد اين دو کتاب تحقيق کند را زنديق مي دانيد .

از طرف ديگر روايت از کتاب صحيح مسلم مي آورد و شما سند مي خواهيد . بر فرض که سند هم داد ، آيا بررسي سند صحيح مسلم ، دليل بر اسلوب و منهج صحيح نيست ؟ شما اسم اين را چه مي گذاريد ؟ همان اسم را به ما بگوييد که از اين به بعد ، اگر از شما دروغ يا خلاف يا از اين فريب کاري از شما ديديم ، همان اسم را در مورد شما به کار ببريم .

البته دوستان به ما پيشنهاد کردند که ما برنامه اي تحت عنوان « قضاوت با شما» داشته باشيم ، اصلا چيزي نگوييم ، فقط عبارتي را که اين آقايان بيان مي کنند ، بگوييم . سپس متن کتاب را هم نشان دهيم .

بنده کتاب صحيح مسلم ، صفحه ٩٤٢ ، حديث ٤٦٨٦ را به شما نشان مي دهم . شما سند خواستيد ، بنده هم سند را بيان مي کنم . مي خواهم بدانم شما مي توانيد در مورد اين سند اظهار نظري داشته باشيد که ما هم استفاده کنيم .

حدثنا عُبَيْدُ اللَّهِ بن مُعَاذٍ الْعَنْبَرِيُّ حدثنا أبي حدثنا عَاصِمٌ وهو بن مُحَمَّدِ بن زَيْدٍ عن زَيْدِ بن مُحَمَّدٍ عن نَافِعٍ قال جاء عبد اللَّهِ بن عُمَرَ إلى عبد اللَّهِ بن مُطِيعٍ حين كان من أَمْرِ الْحَرَّةِ ما كان زَمَنَ يَزِيدَ بن مُعَاوِيَةَ فقال اطْرَحُوا لِأَبِي عبد الرحمن وِسَادَةً فقال إني لم آتِكَ لِأَجْلِسَ أَتَيْتُكَ لِأُحَدِّثَكَ حَدِيثًا سمعت رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُهُ سمعت رَسُولَ اللَّهِ (ص) يقول من خَلَعَ يَدًا من طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يوم الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ له وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً

روايت بسيار عجيب و جالب است و بنده اين را از الطاف خفيه الهي مي دانم .

روايت از عبد الله بن عمر ، پسر خليفه دوم ، در رابطه با يزيد است . افرادي از صحابه ، مهاجرين و انصار که ضد يزيد در قضيه حره ، قيام کرده بودند . عبد الله بن عمر گفت : بر عليه يزيد قيام نکنيد : چون از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شنيدم که فرمودند : چنانچه کسي از طاعت امير ،( امامي مثل يزيد بن معاويه ، شارب الخمر و کسي که ميمون باز و سگ باز است و با مادر و خواهر خود زنا ميکند و قاتل فرزند رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) و قاتل هفتصد نفر از مهاجرين و انصار در قضيه حره است و هم چنين خانه خدا را به دستور او به آتش کشيدند ) بيرون برود ، فرداي قيامت بدون حجت محشور مي شود . هر کس از دنيا برود و بر گردنش بيعتي نباشد ، مرگش ، مرگ جاهلي است .

صحيح مسلم ، ص ٩٤٢ ، ح ٤٦٨٦

در مسند احمد هم در جلد ٤ ، صفحه ٩٦ بيان شده :

من ماتبغير امام ، مات ميتة جاهلية .

مسند احمد ، ج ٤ ، ص ٩٦

هيثمي ، مجمع الزوائد ، ج ٥ ، ص ٢١٨

مسند ابو داود ، ص ٢٥٢

طبراني ، معجم الکبير ، ج ١٩ ، ص ٣٨٨

ابن حبان ، الاحسان ، ج ٧ ، ص ٤٩

اين ها واضح و روشن است . جالب است که در کتاب السنه ، تأليف عمرو بن ابي عاصم ، نقل شده که پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود :

من مات وليس عليه امام ، مات ميتة جاهلية .

عمرو بن ابي عاصم ، السنه ، ج ٢ ، ص ٥٠٣

آقاي الباني ، بخاري دوران ، به تعبير بن باز مفتي عربستان سعودي ، امام الحديث مي گويد :

اسناده حسن .

سند روايت ، حسن است . (روايت حسن و صحيح ، مورد تأييد شما است .)

عمرو بن ابي عاصم ، السنه ، ص ٤٨٩، ح ١٠٥٧

در کتاب صحيح ابن حبان که کاملا صحيح است (به قول اين آقا از اين کتاب هاي پيش پا افتاده نيست) . کتاب موضوعات ابن جوزي ، کتاب ضعفاي کبير ابن عقيلي نيست . صحيح ابن حبان است که مي گويد:

من مات وليس له امام مات ميتة جاهلية .

هر کس بميرد و امامي نداشته باشد ، به مرگ جاهلي مرده است .

صحيح ابن حبان ، ج ١٠ ، با تحقيق شعيب الارنؤوط وهابي . چاپ مؤسسه الرساله بيروت ، ص ٣٤٣

خيلي جالب است که چند روز پيش بيننده اي با اين شبکه تماس گرفت و حديث خلفاي اثني عشر را مطرح کرد که پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود :

خلفاي بعد از من دوازده نفر است .

اين آقاي وهابي ، براي اين روايت پاسخي نداشت . به همين دليل يک مطلب مضحک و خنده داري را مطرح کرد و گفت : پيامبر (صلي الله عليه و آله) نفرموده : ائمه بعد از من دوازده نفر هستند ؛ بلکه فرموده : خلفاي بعد از من دوازده نفر هستند . بين ائمه و خليفه تفاوت زيادي است . در صورتي که شما معتقد به دوازده امام هستيد.

بنده واقعا نمي دانم در مقابل اين ها چه بگويم ، فقط قضاوت را به عهده مردم مي گذارم .

آيا ما بايد پاسخگوي ضعف علمي شما باشيم؟!!! آقاي عضد الدين ايجي ، از استوانه هاي کلامي و اعتقادي اهل سنت است . ايشان در بحث امامت و خلافت مي گويد :

الامامة هي خلافة الرسول

امامت همان خلافت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) است .

ايجي ، عضد الدين ، شرح مواقف ، ج ٧ ، ص ٢٨

تفتازاني ، شرح مقاصد ، ج ٢ ، ص ٢٧٢

آقاي ابو الحسن ماوردي از کلاميين مشهور اهل سنت ، در کتاب الاحکام السلطانيه ، صفحه ٢٩ همين تعبير را دارد که مي گويد :

الامامة موضوعة لخلافة نبوة

امامت براي خلافت نبوت ، وضع شده است .      

ماوردي ، الاحکام السلطانيه ، ص ٢٩

جالب اين است که اين آقا در ابتداي بحث مي گويد : رکن و اساس دين ، خدا شناسي و خدمت به خلق است . اين مطلب يک بحث جديد بود که آقايان اهل سنت در اين جا بايد پاسخگو باشند . ما مي‌گوييم قضاوت با اهل سنت نه قضاوت با شيعه ها .

در صحيح بخاري ، جلد اول ، حديث ٧ ، ٨ ، ٩ و ١٠ مخصوصا حديث ٨ ، از عبد الله بن عمر نقل مي کند :

حدثنا عُبَيْدُ اللَّهِ بن مُوسَى قال أخبرنا حَنْظَلَةُ بن أبي سُفْيَانَ عن عِكْرِمَةَ بن خَالِدٍ عن بن عُمَرَ رضي الله عنهما قال قال رسول اللَّهِ (ص) بُنِيَ الْإِسْلَامُ على خَمْسٍ شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله وَأَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ وَالْحَجِّ وَصَوْمِ رَمَضَانَ

اسلام پنج رکن دارد : شهادت به يگانگي خداوند ، شهادت به نبوت رسول الله (صلي الله عليه و آله) ، اقامه نماز ، پرداخت زکات ، حج و روزه ماه مبارک رمضان .

صحيح بخاري ، ج ١ ، ص ١٢ ، ح ٨

در صورتي که اين آقا مي گويد : دين دو رکن دارد : خداشناسي و خدمت به خلق !!! اي کاش اين آقا روايتي را نقل مي کردند ، فرقي نمي کرد اگر از موضوعات ابن جوزي هم بود ، اشکالي نداشت ، ما هم مي توانستيم از آن استفاده کنيم . به قول بعضي ها که مي گويند : عبادت به جز خدمت خلق نيست .

اين جملات در اشعار بعضي از شعرا آمده ؛ اما اين که بزرگواري به عنوان کارشناس يک شبکه ، اين فرمايشات را داشته باشند ، به نظر ما دور از شأن يک کارشناس و محقق نيست . نمي گوييم هم که شما جاهل هستيد و جهلتان را به نمايش مي گذاريد ، عذر مي خواهيم . ما فقط مي گوييم مردم ، شما قضاوت کنيد . اهل سنت شما قضاوت کنيد ، شيعيان شما قضاوت کنيد و براي کار اين کارشناس يک اسم قرار دهيد ، ما هيچ اسمي براي اين ها نمي گذاريم .

مجري :

حضرت استاد ! در جلسات قبل خانمي از اهل سنت سؤالاتي را پرسيده بودند که قول داديم در اين جلسه پاسخ دهيم . سؤال اول ايشان اين بود که کلمه امامت در کجاي قرآن آمده است ؟

کليپ ٣ ) :

بيننده :

در مورد همان مناظره اي که گفتيد ، آقاي قزويني گفتند : ما بارها از آن ها خواستيم که مناظره کنيم ؛ اما قبول نکردند .

مجري وهابي :

شما به قزويني بفرماييد ما هم اعلام کرديم براي مناظره بايد بدانيم که در مورد چه موضوعي مناظره کنيم . به همين خاطر قبل از اين که وارد مناظره شويم ، يک آيه از قرآن دليل بر امامت بياورد تا وارد مناظره شويم . هنوز ما نمي دانيم که مناظره حول چه مطلب و موضوعي است ، بايد مناظره مشخص شود . براي اين که موضوع مشخص شود ، امامت از ديدگاه قرآن ، يک آيه از قرآن استاد حيدري از ٢٥ خرداد اعلام کردند . استاد حيدري از دو سال قبل که بعد از آن مجبور شدند ، ٥٠ ميليون جايزه قرار دهند که شايد اين جايزه در بعضي ها باعث تحرک شود ؛ اما تا به امروز يک آيه مبني بر امامت کسي ارائه نداد تا اين مناظره برگزار شود . ما هم منتظر هستيم و لحظه شماري مي کنيم . الان دو سال است که گذشته و ما منتظريم که يک آيه ارائه دهند تا اين که مناظره برگزار شود . ما هم منتظر مناظره هستيم ؛ اما چون امامت اصلي از اصول دين است ، يک آيه مي خواهد . جزئيات را اصلا نمي خواهيم و براي ما مهم نيست که چند نفر هستند ، چند ساله هستند . اين ها را نمي خواهم ، فقط کليات باشد که يک آيه از قرآن بياورند تا اين که مناظره شروع شود .

بيننده :

ايشان گفتند اصلا حاضر به مناظره نيستند .

مجري وهابي :

حاضر به مناظره نيستند ، شما ان شاء الله قزويني را حاضر کنيد تا مناظره کنند . ما که اعلام آمادگي کرديم . شما که با آن ها در تماس هستيد ، سعي کنيد که آقاي قزويني را قانع کنيد که حاضر به مشارکت باشند .

وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍاجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ. ابراهيم/٢٦

ومثل سخني ناپاک چون درختي ناپاک است که از روي زمين کنده شده و قراري ندارد .

مجري :

از پخش اين کليپ تشکر مي کنم و بايد گفت : أين الإنصاف؟ واقعا خيلي عجيب است . حضرت استاد در اين جا شبانه روز ، اعلام مناظره مي کنند . بعد اين مجري وهابي مي گويند : شما آقاي قزويني را راضي کنيد . حضرت استاد شايد تا به حال ٤٠ بار باشد که اعلام کردند ، حتي هزينه رفت و برگشت آن ها را مي دهند يا اين که با هزينه خود آن جا مي آييم . اما اين که اين شخص با بي انصافي اين مسأله را منکر مي شود ، براي بنده بسيار عجيب است .

اين شخص پيش شرطي گذاشتند که قبلا اين پيش شرط ها را نداشتند . من احساس مي کنم تعليق به يک محال مي کنند و به زعم خود مي دانند که چنين چيزي هم اتفاق نخواهد افتاد ، بعد آن اتفاق نيافتد . مثلا مي گويند : اگر شما توانستيد شب را روز کنيد ، ما مناظره مي کنيم . چنين تعليقي مي کنند . ما در اعلام مي کنيم که حضرت استاد هر کجا و هر مکاني که شما بخواهيد که ما در خدمت شما باشيم و چه شما لطف کنيد و حضرت استاد را دعوت کنيد ، براي مناظره آماده هستند .

حضرت استاد در جلسه قبل هم بحث مناظره را مطرح کردند ، من تعجب مي کنم که اين مجري وهابي چنين سخني را مي گويند . ما يک کليپ ديگر هم داريم که بعد از آن ، سؤالات را مطرح مي کنيم.

کليپ ٤ ) :

مجري وهابي :

مطمئن باشيد در اين شبکه مناظره هايعلمي ، مباحث و موضوعات علمي با اطياف مختلف جامعه ، احزاب ، گروه ها و افکار متعدد ان شاء الله در حد توان ، برگزار خواهيم کرد .

دکتر قزويني از من خواسته ، بله ، قطعا ايشان شخص محترم و بزرگواري هستند . مطالبي ارائه دادند و تماس گرفتند و زماني که بنده در شبکه نور بودم ، خواستند که در شبکه نور مشارکت داشته باشند ؛ ولي آن وقت در شبکه نور ، متأسفانه امکانات اجازه نمي داد . من هم از ايشان خواستم که در شبکه ملي و صدا و سيماني جمهوري اسلامي ايران که متعلق به تمامي اقشار جامعه است ، اگر قرار باشد که اين قضايا را مطرح نکند ، چه چيزي را مي خواهد مطرح کند . از ايشان خواستم که زماني را بدهند که ما در شبکه هاي ملي بتوانيم صحبت کنيم . نه اين که من مزاحم ايشان بشوم که بر ايشان سنگيني کند و نه ايشان ، تشريف ببرد به شبکه ما که به نحويي شبکه ما جوابگوي فرمايشات ايشان باشد و آن سيستم هاي فني نتواند آن نياز ها را رفع کند . از ايشان خواستيم که در صداو سيماي ملي مناظره را انجام دهيم که متأسفانه ايشان قبول نکردند و گفتند اين غير ممکن است و من در خواست کردم ؛ اما اجازه نمي دهند .

وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍاجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ. ابراهيم/٢٦

ومثل سخني ناپاک چون درختي ناپاک است که از روي زمين کنده شده و قراري ندارد .

مجري :

بينندگان عزيز شما خود مشاهده کرديد ، بنده هيچ قضاوتي نمي کنم.

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

اين برادر عزيز همان طور که اشاره کرد ، بنده دو سه مرتبه تماس گرفتم و از ايشان خواستم که حداقل ده دقيقه به بنده فرصت بدهند ، بحث مناظره هم نبود . گفتم : شما يک بحث آزاد داريد که افرادي در آن شرکت مي کنند . ده دقيقه هم به بنده فرصت بدهيد . يک و نيم ساعت کارشناسانتان صحبت مي کنند ، ده دقيقه هم ما صحبت کنيم . ايشان گفتند : ما چنين امکاناتي نداريم ، بدهکاريم و مشکل داريم . من گفتم : ما که از شما يک بحث فوق العاده نخواسته‌ايم که بگذاريد . شما از اين يک ساعت و نيم دو ساعت که بحث زنده داريد ، شيعه ، سني ، وهابي . ايراني و غير ايراني ، همه مي آيند . ده دقيقه هم به ما فرصت صحبت بدهيد .ايشان گفت : شما شاگردانتان براي صحبت بفرستيد . البته ما به يکي از شاگردانمان گفتيم و ايشان يک شب رفتند و آن ها در بين صحبت ، تماسشان را قطع کردند و به ايشان برخورد و گفت که اين ها اصلا اسلوب صحيح و عدالت را رعايت نمي کنند .

اما اين که اين مجري وهابي مي گويند : از شبکه ملي جمهوري اسلامي وقت بگيرند ، به ما ارتباطي ندارد . ايشان در آن زمان ، صاحب يک شبکه بود و ما هم از ايشان در خواست کرديم . در شبکه ملي جمهوري اسلامي ، نه ما تصميم گيرنده هستيم و نه ذي نفوذ . البته بنده اين را بارها گفتم و الان هم عرض مي کنم ، آن زمان که جناب لاريجاني رئيس صدا و سيما بودند ، خدمت ايشان رفتم و از ايشان مصرانه خواستم که جلسات گفتگوي دوستانه ميان انديشمندان شيعه و اهل سنت برگزار کنيد ، اين کار به صلاح است .ايشان گفت : فکر مي کنيم . اما خبري نشد .

چندي قبل خدمت مهندس ضرغامي رفتم که واقعا يک جوان متدين و متعهد است . اين عقيده بنده در مورد ايشان است . از ايشان هم درخواست کردم که از انديشمندان شيعه و سني و حتي وهابي دعوت کنند که به اين رسانه ملي بيايند . با اين کار مردم از سر درگمي بيرون مي آيند . يک جواني پاي صحبت يک عالم شيعي مي نشيند و به به و چه چه مي کند . پاي صحبت يک عالم سني هم که مي نشيند هم به به و چه چه مي کند .

اگر ما اين بحث ها را در يک جلسه چهره به چهره بگنجانيم ، خيلي از قضايا حل مي شود . بنده با ايشان شوخي هم کردم و گفتم : اگر اين جريان فتنه اي هم داشته باشد ، از آن فتنه اي که کشور را به هم ريخت ، بيشتر نخواهد بود . ايشان هم وعده دادند که فکر کنند و مقدمات آن را فراهم کنند .

از طرفي شبکه ولايت و ثامن اعلام آمادگي کردند که اين مناظرات را پخش کنند .

نسبت به قضيه آقاي حيدري ، ايشان در ابتدا پيش شرطهايي را قرار دادند . شرط اول اين که مناظره عربي باشد . از کتاب باشد ، از استديوي شبکه نور باشد .

گفتيم : شما که مي گوييد از کتاب باشد ، شما که اهل کتاب نيستيد . شما مسلمان و اهل سنت هستيد . از طرف ديگر شما مي گوييد که مناظره عربي باشد ، بيننده هاي شما و ما که همه فارسي زبان هستند . اگر دلتان به حال ما مي سوزد که ما در فارسي صحبت کردن ، کم بياوريم و بيننده ها به ما بخندند ، اشکالي ندارد ، ما قبول داريم .

شما گفتيد که در استديوي شبکه نور باشد ، فعلا که ما خواستيم براي کار ضروري به امارات برويم ، گفتند : امنيت امارات شما را ممنوع الورود کرده . شما که اين هم پيش آن آقايان آبرو داريد و به شما احترام مي گذارند ، شما ممنوع الورود بودن ما را بر طرف کنيد . ما با هزينه خودمان به شبکه نور مي آييم تا اين مناظره صورت بگيرد .

يا اگر شما نمي توانيد اين کار را انجام دهيد و مشکلات قانوني نداريد ، ما حاضريم هزينه هاي سفر شما را پرداخت کنيم تا در استديوي شبکه ولايت حاضر شويد و مناظره صورت بگيرد .

اگر اين هم براي شما مقدور نيست ، همان گونه که شما از مدينه به صورت تلفني تماس مي گيريد و صحبت مي کنيد ، با شبکه ولايت هم تماس بگيريد ، فرمايشات خود را بيان کنيد . ده دقيقه يا يک ربع شما صحبت کنيد ، ده دقيقه يا يک ربع هم ما صحبت مي کنيم .

الان هم بنده و شاگردانم رسما اعلام کردند که ما حاضريم موضوع بحث ما آيات ولايت باشد . شما مي گوييد : يک آيه از قرآن براي ولايت بياوريد .

ما مي خواهيم موضوع مناظره را آيات ولايت قرار دهيم . بيننده شما برايتان روايت از صحيح مسلم مي خواند ، مي گوييد : دروغ مي گويي ، کلمه لا نيست ، کلمه نعم را در آن جا به کار برده شده .

يا اين که آن شخص مي گويد : زيد بن ارقم گفته : زنان پيامبر (صلي الله عليه و آله) جزء اهل بيت نيستند . مي گويد : زيد بن ارقم خطا کرده ، اشتباه کرده . مي گويد : قرطبي اين مطلب را در کتابش نقل کرده .

اگر ما هم ده دليل بياوريم ، چون چهره به چهره نيستيم ، شما مي گوييد : آن فرد دروغ گفته . اين کتاب ها هم کتاب هايي جعلي و ساختگي است .

ما اعلام مي کنيم که آيات مربوط به ولايت را موضوع مناظره قرار مي دهيم . کارشناس هاي شما در استديوي خودتان ، ما هم در استديوي خودمان ، نيمي از تصوير براي شما و نيمي ديگر براي ما باشد . ما رسما اعلان آمادگي مي کنيم که يا در شب جمعه آينده يا اين که در شب هاي ماه مبارک رمضان ، فرصت خوبي است که هم شما و هم ما حرف خود را بزنيم . قصد ما هم اين نيست که بخواهيم حقانيت شيعه يا بطلان اهل سنت و وهابيت را ثابت کنيم . ما فقط مي خواهيم حرف خود را بزنيم ، شما هم حرف خود را . قضاوت را هم به عهده مردم قرار مي دهيم .

اين که شما هزاران مطالب ، شيعه صفوي ، شيعه نبوي مي گوييد . از طرف ديگر مي گوييد : اين ها خرافات دارند ، ضرائح ائمه (عليهم السلام) چنين و چنان است . مردم پول ندارند که نان بخورند ، براي ضريحامامعسکري (عليه السلام)چنين مي کنند . اين مطالب به شما چه ارتباطي دارد؟ مگر از شما گرفتند؟ يک شيعه عشق به امام عسکري (عليه السلام) يا امام حسين (عليه السلام) يا حضرت ابوالفضل (عليهالسلام ) دارد و طلاي خود را هديه مي دهد يا اين از نان خود مي زندو با عشقي که به اين عزيزان دارند ، پول هديه مي کنند . شما مي خواهيد با عشق مردم و مقدسات شيعه بازي کنيد .

علي اي حال ما اين موضوع را انتخاب کرديم ، اگر نتوانستيم آيه اي در اين زمينه بياوريم ، مردم قضاوت مي کنند . شما که نبايد از الان قضاوت کنيد . چه بسا ما نتوانستيم بياوريم و جوانان شيعه ما ، سني شدند .

آيت الله مکارم شيرازي ، آيت الله نوري همداني اعلام کردند که بزرگان وهابي براي مناظره بيايند . در شب سيزده رجب ، آيت الله مکارم فرمودند : اگر شما نمي توانيد ، خودتان بياييد ، نمايندگاني را معرفي کنيد . جناب آل شيخ مفتي اعظم عربستان سعودي ، نماينده اي معرفي کند ، آقايان مراجع هم نماينده معرفي کنند . اگر واقعا شما راست مي گوييد ، اين مناظره درستي است .

اما اين که ايشان مانور مي دهند که ما يک آيه در مورد ولايت و امامت نداريم . بنده چند سؤال از اين آقايان دارم . ما مؤدبانه سؤال مي کنيم ، اميدواريم که شهامت اين را داشته باشيد که پاسخ ما را بدهيد. آقاي ابن تيميه (ايشان که زيد بن ارقم نيست که اشتباه کرده باشد ، يا آقاي قرطبي هم نيست که بگوييم خطا کرده . اگر جرأت داريد بگوييدابن تيميه اشتباه کرده ، شما را زنده نمي گذارند . چون اگر به پيامبر (صلي الله عليه و آله) توهين کند ، شايد براي شما اهميتي نداشته باشد که به ابن تيميه جسارت کنيم .

ايشان کتاب به نام السياسه الشرعيه ، صفحه ٣٦٥ مي گويد :

أن ولاية أمر الناس من أعظم واجبات الدين بل لا قيام للدين

مسئله ولايت امر مردم از بزرگترين واجبات دين است . بلکه قوام دين به امامت است .

ابن تيميه ، السياسه الشرعيه ، ص ٣٦٥

ابن تيميه اين مطلب را از کجا بيان کرده ؟ از کجا استفاده کرده که ولايت امرمردم از اعظم واجبات دين است .

آقاي ابن حجر عسقلاني ، جزء سه نفري است که عيال اهل سنت از آن بزرگواران هستند . ايشان مي گويد :

وأجمعوا على انه يجب نصب خليفة وعلى ان وجوبه بالشرع لا بالعقل

نصب خليفه از واجبات شرعي است نه عقلي .

عسقلاني ، ابن حجر ، فتح الباري ، ج١٣ ، ص ١٧٨

اين که مي گويد : نصب خليفه از واجبات است ، در کجاي قرآن آمده که يا ايها الذين آمنوا عليکم نصب خليفه ؟!!!

جناب عضد الدين ايجي ، از استوانه هاي کلامي اهل سنت ، مي گويد :

نصب الإمام عندنا واجب علينا سمعا

نصب امام نزد ما واجب شرعي است نه عقلي (يعني با کتاب و سنت ) .

ايجي ، مواقف ، ج ٣ ، ص ٥٧٤

بنده از شما مي پرسم ، نصب الامام واجب ، در کجاي قرآن نقل شده است که اين ها استفاده کردند ؟

آقاي تفتازاني مي گويد :

نصب الإمام واجب على الخلق سمعا

نصب امام ، بر خلائق واجب شرعي است .

تفتازاني ، شرح مقاصد ، ج ٥ ، ص٢٣٢

اين مورد را از کجاي قرآن استفاده کرده است ؟

آقاي ابن حزم که شما اين همه به ايشان احترام مي گذاريد . ابن تيميه به کرات در منهاج السنه از ايشان مطلب نقل مي کند . ايشان مي گويد :

لايحل بقاء ليلة دون بيعة

هيچ کس حق ندارد سر به رختخواب بگذارد ، بدون اين که با امام بيعت کند .

ابن حزم ، الفصل في الملل والاحوال و النحل ، ج ٤ ، ص ٧٤

اين يک سؤال که از کجاي قرآن اين مطلب را استنباط کرده اند ؟

      آقايان کارشناسان شبکه کلمه ! بفرماييد که فقهاي شما فتوا داده اند : هر کس منکر خلافت ابي بکر و خلافت عمر باشد ، کافر است .

جناب فرعاني در کتاب فتاوي الهنديه ، جلد ٢ ،صفحه ٢٦٣ مي گويد :

من انكر خلافة ابي بكر فهو كافر

هر کس خلافت ابي بکر را انکار کند ، کافر است .

فرعاني ، فتاوي الهنديه ، ج ٢ ، ص ٢٦٣

ابن نجيم مصري ، متوفاي ٩٧٠ هـ ، در کتاب البحر الراعد ، جلد ١ ، صفحه ٦١١ اين تعبير را دارد . جناب محي الدين نووي در کتاب روضه الطالبين ، جلد ٨ ، صفحه٢١٥ همين تعبير را دارد .

آقاي ابن عابدين که احناف ارادت ويژه اي به ايشان دارند ، مي گويد :

من انكر الصديق او عمر فهو كافر

هر کس خلافت ابوبکر و عمر را انکار کند ، کافر است .

ابن عابدين ، حاشيه رد المختار ، ج ١ ، ص ٥٦١

آقاي تقي الدين سبکي شافعي ، مي گويد :

فمذهب ابي حنيفة من انكر خلافة الصديق فهو كافر وكذلك من انكر خلافة عمربن الخطاب ومنهم من لم يحك في ذلك خلافا

در مذهب ابي حنيفه است که هر کس خلافت ابوبکر را انکار کند ، کافر است . هم چنين کسي که خلافت عمر بن خطاب را انکار کند هم کافر است . اين مطالب اختلافي نيست ؛ بلکه اجماعي است .

سبکي ، فتاوي السبکي ، متوفاي ٧٧١ هـ ، ج ١ ، چاپ دار المعرفه بيروت ، ص ٥٧٢

همين تعبير را ابن حجر هيثمي در کتاب الصواعق المحرقه ، جلد اول ، صفحه ١٣٨ نقل مي کند .

بزرگواران در کجاي قرآن آمده که ابوبکر خليفه است ؟

هيچ روزي نيست که اين آقايان بحث کنند و اين مسأله را پيش نکشند . اما به ما مي گويند : شما آيه اي در مورد امامت بياوريد . ما هم مي گوييم : شما يک آيه در مورد خلافت ابوبکر بياوريد که ما بدانيم طبق اين آيه فقهاي شما که اشاره کرديم ،انکار امامت ابو بکر و عمر ، کفر است.

سؤال سوم ، اميدوارم کارشناسان آن شبکه ، اين عبارت بنده را جدي بگيرند . امام قرطبي ، از شخصيت هاي اهل سنت که عموم آن ها ايشان را به عنوان امام در حوزه تفسير ، قبول دارند . تفسير آقاي قرطبي ، عصاره تفسير شش قرن اول اسلام است . ايشان در ذيل تفسير آيه شريفه :

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَلِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةًقَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ

مي گويد :

هذه الآية أصل في نصب إمام وخليفة يسمع له ويطاع ... ولا خلاف في وجوب ذلك بين الأمة ولا بين الأئمة.

اين آيه « اني جاعل في الارض خليفه ... » اصل در نصب امام و نصب خليفه اي که از او حرف شنويي داشته باشند و از او پيروي کنند ، است .... هيچ اختلافي نيست در اين که اين آيه ، بين امت و ائمه اسلامي ، اصل در امامت است .

يعني بين علما و بزرگان اختلافي نيست . مگر اين که شما بگوييد ما و بزرگان ما ، امت اسلامي نيستيم .

تفسير قرطبي ، ج ١ ، ص ٢٦٤

در صفحه ٢٦٥ ادامه مي دهد :

وأنها ركن من أركان الدين الذي به قوام المسلمين ...

امامت ، رکني از ارکان دين است که قوام جامعه اسلامي به آن است .

تفسير قرطبي ، ج ١ ، ص ٢٦٥

شايد اين آقايان کارشناس بگويند : ما امام قرطبي را قبول نداريم ، يک مصدر ديگر نشان مي دهم که آقايان قطعا آن را قبول دارند . يکي از وهابي هاي شناسنامه دار و سر شناس قرن اخير ، متوفاي ١٣٩٣آقاي محمد امين شنقيطي است . ايشان هم ، همين عبارت را در کتاب اضواء البيان ، جلد اول ،صفحه ٢١ نقل مي کند . جالب اين جا است که همين شخص ، که از اول تا آخر کتاب ، به شدت از آقاي ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب ، طرفداري مي کند .

بنده زماني که با خيلي از دانشجو هاي وهابي در عربستان بحث مي کرديم ، خيلي اصرار داشتند که شما به جاي استناد به فخر رازي و طبري ، از آقاي شنقيطي براي ما مطلب نقل کنيد ؛ چون ايشان حرف هاي روز ما است .

آقاي شنقيطي در جلد اول از کتاب اضواء البيان ، صفحه ۲۱ مي گويد :

من الواضح المعلوم من ضرورة الدين أن المسلمين يجب عليهم نصب إمام تجتمع به الكلمة وتنفذ به أحكام الله في أرضه . ولم يخالف في هذا إلا من لا يعتد به

واضح و روشن است که از ضروريات دين است که بر مسلمين واجب است که امام نصب کنند . مخالفين ما در اين زمينه ، کساني نيستند که براي ما قابل اعتنا باشند .

شنقيطي ، اضواء البيان ، ج ١ ، ص ٢١

آقاي شنقيطي اين عبارت را از کجا آورده ؟ شما به ما مي گوييد : امامت از اصول دين است . آقاي بيضاوي از شخصيت هاي شما است که گمان نمي کنم اين ها جرأت کنند ، بگويند : ايشان را هم اشتباه کردند . آقاي بيضاوي کتابي به نام منهاج الاصول في معرفه علم الاصول در حاشيه الابتهاج بتخريج حديثه المنهاج ، صفحه ١٦٧ مي گويد :

ان مسألة الامامة من اعظم مسائل اصول الدين

مسأله امامت از بزرگترين مسائل اصول دين است .

بيضاوي ، منهاج الاصول ، ص ١٦٧

آقاي کارشناس ! اميدوارم آنقدر جرأت داشته باشيد که پاسخ اين عبارت را بدهيد و از کنار آن به سادگي عبور نکنيد .

جالب اين است که در کتاب الابهاج في شرح المنهاج ، جلد ٢ ، صفحه ٢٩٦ بعد از بحث هاي زيادي که مي کند ، مي گويد :

بخلاف الإمامة فإنها من الأصول ومخالفتها بدعة ومؤثرة في الفتن...

از اصول دين امامت است . هر کس در اين قضيه مخالفت کند ، دچار بدعت مي شود و در حقيقت اين شخص فتنه را در بين مردم منتشر کرده است .

سبکي ، ج ٢ ، ص ٢٩٦

اين آقايان مي گويند : امامت از اصول دين است . فقهاي ما که چنين سخني را بيان نکردند ؛ بلکهامامت از اصول مذهب است . حداقل مطلبي را که از شيعه نقل مي کنيد ، از ادبيات ، کتاب هاي شيعه بيان کنيد . امام راحل (ره) در کتاب الطهاره خود ، جلد ٣ ،صفحه ٣٢٣ به صراحت بيان مي کند :

فالامامة من اصول المذهب لا الدين ...

امامت از اصول مذهب است نه از اصول دين .

امام خميني (ره) ، کتاب الطهاره ، ج ٣ ، ص ٣٢٣

امام خميني (ره) ، کتاب الطهاره ، ج ١، چاپ طبعه الآداب نجف اشرف ، ص ٨٥

آقاي خويي (ره) که از بزرگان فقهاي شيعه است ، ايشان هم بيان مي کنند :

نعم الولاية بمعني الخلافة من ضروريات المذهب لا من ضروريات الدين

امامتبه معناي خلافت از ضروريات مذهب است نه از ضروريات دين .

آقاي خويي (ره) ، کتاب الطهاره ، ج ٢ ، چاپ مطبعه الآداب نجف اشرف ،ص ٨٣

اين قضايا هست . اگر بنا شد به حول و قوه الهي ، وارد آيات ولايت شويم ، ان شاء الله به صورت مفصل در آن مناظره و گفتگو ، مربوط به آن چه که از روايات و آيات فقهاي ما استفاده کردند ، هم از کتاب هم از سنت ، بيان خواهيم کرد .

چند روز قبل اين آقايان روي آيه منزلت ، خيلي بي انصافي کردند . من گمان نمي کنم کسي در حق اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) اين گونه بي انصافي کردهباشد . يعني واقعا من احساس مي کنم صداي هل من ناصر آقا اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) از در و ديوار بر خواسته بود . اين ها در روز روشن ، در يک شبکه ماهواره اي مي گويد : اين قضيه حديث منزلت که اين همه بال و پر مي دهيد ، اين گونه نبوده . پيامبر (صلي الله عليه و آله) علي بن ابيطالب (عليه السلام) در جنگ تبوک، خليفه بين خانواده اش گذاشته بود . آن ها را به دست اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) سپرده بود و خودش به جنگ تبوک رفته بود که قضيه مهمي هم نبود .

سؤال مي کنند که چرا ابوبکر را جاي خود نگذاشته بود ؟ برادر من ! اين حديث در صحيح بخاري نقل شده . چرا اين کار را مي کنيد ؟ والله نمي توانيد روز قيامت پاسخگو باشيد ؟

در جنگ تبوک همه مردان مدينه به جنگ رفته بودند ، پيامبر (صلي الله عليه و آله) به همين خاطر اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را در مدينه جانشين خود قرار داد .

بر فرض هم براي خانواده خود ، قرار داده بود ، مورد که مخصص نمي شود .پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود :

أن النبي (ص) قال لعلي ألا ترضى بأن تكون مني بمنزلة هارون من موسى الا انه ليس نبيبعدي .

اشکال مي کند که حضرت هارون قبل از حضرت موسي (عليه السلام) از دنيا رفت .

پيامبر (صلي الله عليه و آله) هم اين مطلب را مي داند . فهميدن اين روايت فهم و شعور مي خواهد. اين عبارتالا انه ليس نبي بعدي، به اين معنا است :

يا علي همان گونه که هارون خليفه حضرت موسي (عليه السلام) بود؛ ولي بعد از ايشان نماند ، تو مي ماني و تمام منازل هارون را تو داري غير از اين که بعد از من ديگر نبوتي نيست .

صحيح بخاري ، ج ٥ ، ص ١٢٩ ، ح ٤٤١٦

اين عبارت مي خواهد چه کار کند ؟ يعني تمام جايگاه هارون براي تو ثابت است و بعد از من هم مي ماني . فقط بعد از من نبوتي نمي آيد .

هم چنين در صحيح مسلم ، حديث ٦١١٤ ، زماني که معاويه به سعد بن وقاص دستور مي دهد به علي بن ابيطالب (عليه السلام) ناسزا بگو. در مقابل اين روايت مي گويند : ما هيچ جا سراغ نداريم که معاويه نسبت به علي بن ابيطالب (عليه السلام) جسارت کرده باشد .

ما اين مطلب را بارها در اين شبکه بيان کرديم . اين روايت در صحيح مسلم نقل شده ، اين که ديگر کتاب کافي نيست يا اين که موضوعات ابن جوزي نيست که بگوييد در اين جا روايات جعلي آوردند .

صحيح مسلم . جلد ٧ ، صفحه ١٢٠ ، حديث ٦١١٤نقل مي کند :

قال أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بن أبي سُفْيَانَ سَعْدًا فقال ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فقال أَمَّا ما ذَكَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ له رسول اللَّهِ (ص) فَلَنْ اسبه لان تَكُونَ لي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ الي من حُمْرِ النَّعَمِ سمعت رَسُولَ اللَّهِ (ص) يقول له خَلَّفَهُ في بَعْضِ مَغَازِيهِ فقال له عَلِيٌّ يا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِي مع النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ فقال له رسول اللَّهِ (ص) أَمَا تَرْضَى ان تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى الا انه لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي ...

معاويه به سعد بن ابي وقاص دستور داد (که ابن تيميه مي گويد : در اين جا دستورش بر سب علي بن ابيطالب (عليه السلام) بوده ) که چرا به علي بن ابيطالب (عليهالسلام) فحش نمي دهي ؟ سعد بن ابي وقاص که صحابي پيامبر (صلي الله عليه و آله) است ، مي گويد : علي بن ابيطالب (عليه السلام) سه فضيلت دارد که اگر يکي از آن ها در من باشد ، از تمام ثروت هاي دنيا برايم بهتر است (البته اين ضرب المثلي بود که در آن زمان بيان مي کردند که شتر هاي سرخ موي به عنوان يک ضرب المثل و يک سرمايه به کار برده مي شد ). از جمله اين که در بعضي از جنگ ها رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به ايشان مي فرمود : تو براي من به منزله هارون براي موسي هستي مگر اين که بعد از من نبوتي نيست .

صحيح مسلم ، ج ٧ ، ص ١٢٠ ، ح ٦١١٤

علاوه بر اين ، فکر نمي کنم کتاب احمد بن حنبل را ، يک کتاب غير معتبر بدانيد . در اين کتاب ، جلد اول ، صفحه ٣٣١ ، چاپ دار الصادر بيروت ، مي گويد :      

أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى الا أَنَّكَ لَسْتَ بنبي انه لاَ ينبغي أَنْ أَذْهَبَ الا وَأَنْتَ خليفتي

مسند احمد بن حنبل ، ج ١ ، چاپ دار الصادر بيروت ، ص ٣٣١

بنده از شما تقاضا دارم که به اين عبارت احمد بن حنبل توجه کنيد . از اين عبارت هم واضح تر مي توان چيزي گفت . در کجا پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، کلمه خليفتي را بيان کرده است ؟

آقاي هيثمي هم در مجمع الزوائد ، جلد ٩ ، صفحه ١٢٠ روايت را توثيق کرده و گفته :

روايت صحيح است .

هيثمي ، مجمع الزوائد ، ج ٩ ، ص ١٢٠

هم چنين آقاي الباني ، بخاري معاصر شما ، در کتاب السنه ابن ابي عاصم ، صفحه ٥٥١ ، چاپ مکتبه الاسلامي بيروت ، مي گويد :

اين روايت ، صحيح است .

حال روايت چيست ؟

قال رسول الله (ص) لعلي أنت مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنك لست نبيا إنه لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي

علاوه بر روايتي که در صحيح بخاري نقل شده ، مي گويد :

جز اين که تو خليفه من بر تمام مؤمنين بعد از من هستي .

اگر شما مي گوييد : روايت بر سر ما است ، اين هم روايتي است که ما خوانديم .

السنه ابن ابي عاصم ، ص ٥٥١ ، چاپ مکتبه الاسلامي بيروت

آقاي حاکم نيشابوري در مستدرک ، جلد ٣ ، صفحه ١٣٣ و هم چنين آقاي ذهبي مي گويد :

روايت ، صحيح است .

حاکم نيشابوري ، مستدرک ، ج ٣ ، ص ١٣٣

مگر حديث منزلت فقط جنگ تبوک است ؟!!! بنده بيست مورد براي شما مي گويم :

١ ) پيامبر (صلي الله عليه و آله) قبل از آمدن به مدينه ، بين مسلمان هاي مکه اخوت ايجاد مي کند ، حديث منزلت را مي خواند .

٢ ) در خانه ام السلمه اين روايت را خوانده است .

٣ ) بعد از قضيه خيبر اين را روايت را خوانده است .

و چندين مورد ديگر از منابع اهل سنت ، با سند صحيح پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) حديث منزلت را خوانده است.

آيا در روز روشن آفتاب را انکار کردن ، هنر است ؟!!!

برادران عزيز ! گذشت آن زمان که اجازه ندهند ، صداي مظلوميت حضرت زهرا (سلام الله عليها ) از خانه اش بيرون رود . گذشت آن زمان که مظلوميت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) فرا گير نشود . الحمد لله رب العالمين اين امکاناتي که براي شيعه وجود دارد ، ديگر اين ناله اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) که فرمودند :

صبرت و في العين قذي و في الحلق شجا أري تراثي نهبا.

من در طول اين ٢٥ سال دوران خلافت ابوبکر و عمر و عثمان ، صبر کردم در حالي که خار در چشمم و استخوان در گلويم بود .

يا ابا الحسن ! اميدواريم که با اين کار هاي خود ، خار از چشم اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) خارج کنيم و استخوان از گلوي آن حضرت بيرون بياوريم . علي جان ! ديگر امروز مظلوم نيستي . امروز حقانيت تو روي آنتن هاي ماهواره ها در سراسر جهان طنين افکن است . اگر افراد واقعا از نسل بني اميه ، همان شجره ملعونه در قرآن ، در بعضي از شبکه ها به شما جفا مي کنند ، ما شبانه روز نمي خوابيم . قسم به جانت يا علي ، قسم به روحت و قسم به همسرت زهراي مرضيه (سلام الله عليها ) و قسم به جان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) تا آخرين نفس و تا آخرين قطره خود از مظلوميت تو دفاع مي کنيم و نمي گذاريم که تاريخ تکرار شود .

نمي گذاريم ناله هاي جانسوزت فقط در درون خانه يا در مسجد کوفه ، طنين افکن شود . باشد که بتوانيم اداي فرزندي زهراي مرضيه (عليها سلام ) و اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را يک در ميليارد ادا کرده باشيم .

مجري :

همان خواهرمان از اهل سنت صحبت مي کردند ، تتمه صحبت هايشان سؤالي را مطرح نمودند که در ايران مساجد اهل سنت را خراب مي کنند و علماي اهل سنت را مي کشند ...

کليپ ٥ ) :

مجري وهابي :

من مطمئن هستم که تمامي عقلا مي دانند که چه اهانت هايي به صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي شود . آيا اين مقدسات نيست ؟ چه اهانت هايي به زنان پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي شود ، آيا اين مقدسات نيست ؟ چه اهانت هايي به شعائر ديني مي شود ، آيا اين ازمقدسات نيست ؟

اجازه عبادت به بندگان خدا ، در پايتخت يک کشور که ادعا مي کنند بزرگترين کشور اسلامي جهان است ، مي خواهند فقط سر به سجده بگذارند . حتي مي توانند در پارکي يک نماز جماعت دسته جمعي بر گذار کنند ، اجازه داده نمي شود . کتاب عقيدتي خود را مي خواهند چاپ کنند ، اجازه نمي دهند .

علماي آن ها به ضرب گلوله تير باران مي شوند . اگر در ليست قتل هاي زنجيره اي نگاه کنيم ، ببينيد که چند نفر از علماي اهل سنت قرار گرفته اند .

با اين همه اهانت ، کسي حق ندارد حداقل از اين قضايا دفاع کند . اگر دفاع کرد ، به جرم وهابيت به جرم تفرقه و به جرم ايجاد خلل در نظم ملي ، اين برچسب ها بر ايشان زده مي شود . من مطمئنم که اين خاک پاک ايران ، چيزي جز پاک از او نرويد و اين فرهنگ تحميلي جبل آمل صفوي را ان شاء الله از اين خاک نهايتا پاک خواهد شد .

وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍاجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ. ابراهيم/٢٦

ومثل سخني ناپاک چون درختي ناپاک است که از روي زمين کنده شده و قراري ندارد .

مجري :

شتر در خواب بيند ، پنبه دانه . گهي مشت مشت خورد ، گه دانه دانه .

واقعا بعضي از اوقات سخناني را مي شنويم که بسيار عجيب است . ما صفوي و جبل آملي و نا پاک هستيم و بايد از اين خاک پاک شويم !!!!

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

البته بنده قبلا هم اشاره اي به اين موضوع داشتم . اين آقايان در مظلوم نمايي و بزرگ نمايي بعضي از کار ها ، يد طولايي دارند و اين کار را هم از مکتب ابن تيميه فرا گرفته اند . اين ها هر روز اين را تکرار مي کنند که صفوي ها اين کار را کردند و يا سخن را گفتند و از اين قبيل کار ها ...

ولي آيا يک بار هم شهامت داشتيد ، بگوييد : اين عبد الرحمن خان رذل و کثيف در افغانستان ، ٦٢ در صد از شيعيان را قتل عام کرد و زنان و دختران شيعه را به عنوان برده و کنيز به کشورهاي آسيايي و اروپايي فروخت . آيا اين هم گفتن دارد يا ندارد ؟

در دولت عثماني طبق فتوايي که آن افندي منحرف داد که فقط در يک شهر حلب ، چهل هزار شيعه را قتل عام کردند ، اين ها گفتن دارد يا ندارد ؟

علي اي حال ، برادران عزيز در داخل و خارج کشور ، من آماري که حدود شش سال قبل در يکي از مراکز آمار دقيق ، داده بودند که حنفي هاي کشور ، ٢٩٦٤٩٥٧ نفر هستند ؛ البته حنفي ها هم شامل ترکمن صحرا مي شود که ٨٩٠٠٠٠ نفر هستند و هم بلوک حنفي مي شود که ٢٧٤٠٠٠ نفر مي شود. شافعي ها ، کرد شافعي ، ٢٨٩٧٠٠٠ . تالش شافعي ، ١١٩٠٠٠ ، آذري شافعي ٢١٥٣١٣ هستند . در جنوب کشور ٣٢٣ نفر ، در تهران ٢٠٠٠٠٠ نفر که مجموعا ٣٦١٣٧٣٧ شافعي در ايران زندگي مي کنند که هيچ نارضايتي هم ندارند .

بنده خيلي از اين آقايان را مي شناسم که شوهر سني است و همسرش شيعه است يا بالعکس که با هم زندگي مي کنند و اگر وهابي ها آن ها را راحت بگذارند ، در کمال امينت باهم زندگي مي کنند .

اين ها مي گويند : در ايران طلبه ها و علماي ما را مي کشند . در ايران ٧٢ حوزه براي شافعي ها داريم با ٣٨٩٤ طلبه مي باشند . حنفي ها ١٥٨ حوزه علميه با ١٧٢٤٧ طلبه ، دارند .

در ايران ده هزار مسجد براي اهل سنت است ، اين آمار براي سه سال قبل است . يعني ما هفت ميليون اهل سنت در سيزده استان ، ده هزار مسجد دارند . جالب اين است که در سيستان و بلوچستان ٣٥٤٦ مسجد ، در کردستان ١٧٦٨ مسجد ، آذر بايجان غربي ١٤٦٥ مسجد ، در هرمزگان ١٠٣٢ مسجد ، گلستان ١٠١٧ مسجد ، خراسان ٧٤٦ مسجد ، در کرمانشاه ٣٤١ مسجد ، در بوشهر ١٠٦ مسجد ، گيلان ٧٩ مسجد ، وجود دارد و آن طور که در آمار نوشته شده بود ، هر ٥٠٠ سني در ايران يک مسجد دارد .

اما شيعيان ، از هر ١١٠٠ نفر يک مسجد دارد . يعني آمار مساجد اهل سنت در مقايسه با جمعيت آن ها ، دو برابر شيعيان مسجد دارند .

حال اگر چند مسجد را مسجد ضرار مي کنند ، چه مسجد شيعه باشد و چه مسجد سني باشد . هر حکومتي براي خود مقرراتي دارد و بايد به قوانين آن کشور احترام گذاشت .

اين آقايان مي گويند : شيعيان در همه جهان ، مسجد دارند .

بنده از شما مي پرسم : مسجد شيعيان در مدينه ، در مکه ، در رياض کجاست ؟ در قطيف و احساء مسجد شيعيان کجاست ؟ حتي شيعيان در خانه هاي خود نماز جماعت مي خوانند ، آن ها را دستگير مي کنند و خانه را تخريب کرده اند . در بحرين اين همه از مساجد شيعه را ويران کردند و قرآن ها را آتش زدند ، صداي هيچ کدام از شما در نيامد .

هر کشوري براي خود قوانيتي دارد . ما که نمي توانيم براي حکومت ها تعيين تکليف کنيم . در مدينه در باغي که براي آقاي عمري بود ، چه تعداد زيادي شيعه ، شب ها نماز جماعت مي خواندند . بارها شده که دوستان ما هنگام رفتن، دستگير شدند ، هنگام خارج شدن ، دستگير شدند . اگر راست مي گوييد ، اجازه دهيد که شيعيان در آن جا مسجد بسازند .

آقا زاده آقاي عمري خودش به بنده گفت : زماني که ملک عبد الله به پاشاهي رسيد ، هيئتي براي تبريک نزد ايشان رفتيم و از ايشان خواستيم که به ما اجازه تشکيل کلاس آموزش قرآن دهند ، ملک عبد الله قبول کردند . با حاکم مدينه هم چندين بار صحبت کرديم ؛ اما حتي يک جلسه را هم اجازه ندادند .

اين هم عربستان شما است که اين همه به آن افتخار مي کنيد . در صورتي که در همين سيستان و بلوچستان ، در هر جمعه ٢٥٦ نماز جمعه برگزار مي شود ؛ اما شيعيان در همين استان ، ١١ نماز جمعه برقرار مي شود .

در استان کردستان حتي يک نماز جمعه براي شيعيان وجود ندارد . ما بايد اعتراض کنيم که چرا در اين استان نماز جمعه براي شيعه تشکيل نمي شود .

آقايان مي گويند : به مقدسات اهل سنت توهين مي شود . به ايشان عرض مي کنم ، مگر حرم هاي ائمه (عليهم السلام) از مقدسات شيعه نيست که شما بارها گفته ايد ، رفتن به حرم هاي ائمه (عليهم السلام) مانند رفتن به بتکده است . ما يقين داريم که اگر امام رضا (عليه السلام) زنده بود ، دستور به تخريب اين گنبد و حرم ، مي داد . ما نمي گوييم که آن جا بمبگذاري کنيد (در اين حرف شيطنت خود را هم نشان مي دهند ) .

آيا اين ها از مقدسات شيعه نيستند ؟ ما در پخش نماز جماعت حرم توسط آيت الله مکارم شيرازي ، تعمد داريم که حتما نشان داده شود . جمعيتي که شب ها در اين مکان مقدس ، شرکت مي کنند ، سي هزار نفر است يعني سه برابر جمعيتي که در مسجد الحرام است . ما با اين کار مي خواهيم اين آقايان را رسواکنيم که مي گويند حرم امام رضا (عليه السلام) بتکده شده . مگر نماز خواندن بت پرستي است .

يا در مورد حرم هاي مطهر امام حسين (عليه السلام) و حضرت ابوالفضل العباس (عليه السلام) چنين و چنان است . يا اين هم توهين و جسارتي كه به حضرت ابوطالب (عليه السلام) داشتيد ، اين ها مقدسات شيعه نيستند ؟ !!!!

تماس بينندگان

بيننده : آقاي منعمي از خوزستان

بنده چند مورد تناقض در صحبت هاي اين کارشناسان وهابي يادداشت کرده ام که مي خواهم پاسخ سؤالاتشان را از صحبت هاي خودشان دهيم .

در ابتدا به برادران اهل سنت اين نکته را عرض مي کنم که مقداري تاريخ زمان خليفه چهارم خود ، اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را بخوانيد. دست هايي که در اين برنامه ها قرآن را بالا مي برند ، همان نيزه هايي هستند که قرآن ها را بر آن زدند .

نکته دوم ، همين امشب اين کارشناس وهابي در مورد آيه تطهير که در شأن اهل بيت (عليهم السلام) نازل شده ، مي گفت : از کجا معلوم که اين ها مطهر بودند که اين آيه در موردشان نازل شده ؟!!! از طرف ديگر مي گويند آيه اي كهدر مورد برائت از عايشه نازل شده ، دليل بر عظمت عايشه است .

از اين تناقض گويي ها در برنامه هاي اين ها زياد ديده مي شود .

بيننده : آقاي نظري

بنده از برنامه شما انتقاد داشتم که چرا دو برنامه در يک هفته کم است و به سؤالات به صورت کامل پاسخ داده نمي شود . بنده مي خواستم يکي از دروغ هاي کارشناس وهابي را بگويم . در برنامه اي اين کارشناس وهابي مي گفت : حضرت علي (عليه السلام) و زبير بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) وارد شدند و گفتند : ابوبکر يار غار پيامبر (صلي الله عليه و آله ) است . منبع آن را هم نهج البلاغه بيان کردند که کارشناس با خوشحالي گفتند لب تاپم را نشان دهيد ، غافلاز اين که بالاي صفحه شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد نوشته شده بود .

در مورد جنجالي که به راه انداختند در زمينه اين که زنان پيامبر (صلي الله عليه و آله) هم شامل آيه تطهير مي شود و هر طور که بخواهند آيه را تفسير مي کنند . در اين خصوص استدلالي داشتم که اين قضيه را رد مي کند .

وقتي پيامبر (صلي الله عليه و آله) در حديث ثقلين فرمودند :

من دو چيز را در ميان شما به امانت مي گذارم ، يکي قرآن و ديگري عترتم .

اگر ما عترت و اهل بيت را زنان پيامبر (صلي الله عليه و آله) بدانيم ، يکي از زنان پيامبر بعد از آن حضرت مرتد شد و به ازدواج عکرمه بن ابي جهل که يکي از مشرکين بود ، در آمد . چگونه است که اين ها نبايد از هم جدا شوند ؛ اما بعد از پيامبر (صلي الله عليه و آله) يکي از اين زن هامرتد مي شود .

شبهه ديگري را که مطرح کردند اين بود ، چون اهل بيت در قرآن مذکر است ، در آيه تطهير هم ضمير مذکر آمده . در اين خصوص توضيحاتي را بيان کنيد .

بيننده :

بنده از حضرت استاد چند سؤال داشتم . اول اين که با توجه به اين که اسلام و تشيع ، صوفيه و عرفا را منع مي کنند ، مي خواستم بدانم جايگاه افرادي مثل سيد علي قاضي در کجا قرار دارد ؟ بنده اين سؤال را از يکي از علما کردم که ايشان فرمودند : سيد ابو الحسن اصفهاني ، شهريه سيد علي قاضي و شاگردانش را به همين دليل قطع کرده بود .

بيننده : اهل سنت از سنندج

بنده در مورد صحبت هاي حضرت استاد که در پاسخ به سخنان کارشناس شبکه وهابي گفته بود ، مطالبي را مي خواستم بيان کنم . مشکلاتي را که اين کارشناس گفتند ، چنين چيزي نيست . با توجه به شرائط کشور هاي عربي منطقه ، بنده هم قبول دارم که همه در حد خودشان از جانب حکومت به اقليت مي شود . اين واقعيتي است که همه حکومت ها مي پذيرند . ما هم به عنوان اهل سنت ايراني تا حدودي در اقليت هستيم و از جهت کاري و شغلي دچار مشکلاتي هم شديم . ما بايد به کجا رجوع کنيم ، وقتي که احساس مي کنم اعتقاداتمان را نمي توانيم در ناحيه حاکميت ، ابراز کنيم .

اين مشکلات از جانب هر حکومت وجود دارد و بايد آن را بپذيريم . اما اين که ما را با شيعيان در مدينه مقايسه مي کنيد ، واقعا درست نيست ؛ چون ما ايراني هستيم و ما بايد درست باشيم .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

برادر بزرگوار ! بنده از شما سؤالي داشتم . آيا شما اين مشکلات را به خاطر اين که سني هستيد ، داريد ؟

بيننده :

بله ، به همين دليل اين مشکلات را داريم . اگر اسم بنده را ببريد ، دوستان شما بنده را خوب مي شناسند . کساني که مسؤل گروه هاي اهل سنت هستند ، خوب مي دانند که چه مشکلاتي را براي بنده ايجاد کرده اند ؟ به علت اين که من به جلسات اهل قرآن تهران رفتم .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

کدام اهل قرآن را مي گوييد ؟

بيننده :

بنده به جلسات اخوان المسليمن و جلسات جماعت دعوت به اسلام مي رفتم .

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

برادر عزيز ! شما خودت را رسوا کردي . در حال حاضر جلساتي که مربوط به اخوان المسلمين يا جماعت دعوت به اسلام و طباطبايي و غيره هستند ، اين ها به نام قرآن ، عليه نظام توطئه مي کنند . بنده هم کاملا از اين جريانان مطلع هستم . نه تنها جناب عالي ، اگر بنده هم چهار بار در جلسات قرآني اين آقايان شرکت کنم ، فردا روز براي خودم هم مشکل ايجاد مي شود .

هر حکومتي براي خودش خط قرمزي دارد . جلسات اهل سنت چه چيزي کمدارد که شما در جلسات اخوان المسلمين يا جماعت الدعوه ...شرکت کنيد .

بيننده :

حضرت استاد ! در اين جلسات کار حرامي که انجام ندادم . شما با اين جلسات مشکل داريد . اما شايد از نظر ما قابل قبول باشد .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

شما فرض کنيد در سنندج علماي اهل سنت در يکي از مناطق ، جلسه قرآني دارد . آيا کسي به شما مي گويد که چرا به جلسات اين آقايان رفته ايد ؟

بيننده :

نه کسي حرفي نمي زند .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

هر حکومتي براي خودش خط قرمز هايي دارد . زماني که شما در جلساتي مثل طباطبايي که به کل مقدسات شيعه ، توهين مي کند و بدترين عبارت ها را نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها ) به کار مي برد يا اين که نسبت به حکومت توطئه شود ، هر حکومتي که باشد ، حساسيت نشان مي دهد .

نه تنها شما ، بعضي از جلسات مربوط به علماي شيعه مثل جلسات اين آقاي يعقوبي منحرف که روحاني و معمم است ؛ اما يک انسان فاسد و منحرف است و چه بسا مورد تأييد بعضي ها هم هست . اگر کسي از بنده بپرسد که رفتن به اين جلسات چگونه است ؟ مي گويم : رفتن به جلسات اين آقا خلاف شرع و حرام است . اين آقايان تقريبا بخشي از بابيت را رواج مي دهند .

يا تعدادي از اين آقاياني که به تازگي دستگير شده اند و به فکر به راه انداختن يک بهائيت جديد هستند . اين ها که سني نيستند ، همه شيعه هستند .

بنده در مقام دفاع نيستم و شبکه ما شبکه سياسي نيست . اما هر حکومتي براي خود خط قرمز هايي دارد که بايد به آن احترام گذاشت . اگر شما به جرم اين که سني هستيد ، براي شما محدوديت ايجاد مي کنند و شما را از شرکت در مجالس مربوط به اهل سنت ، منع مي کنند . ما به صراحت محکوم مي کنيم که اين خلاف است هم خلاف شرع و هم خلاف عقل مي باشد .

اما در حال حاضر در جلسات شما در مساجد ، علنا عقائد وهابيت تدريس مي شود . الفباي وهابيت يعني الفباي براندازي هر نوع حکومت شيعي . شما مي خواهيد به اين شکل انجام دهيد و حکومت هم هيچ عکس العملي از خود انجام ندهد؟ .

بيننده : آقاي زارعي ـ شيعه

چند روز است که در شبکه وهابي کلمه توهين ها و جسارت هاي زيادي به علماي شيعه مي شود ، بنده با اين شبکه تماس گرفتم و مي خواستم انتقاد کنم که اجازه ندادند و تماس بنده را قطع کردند .به همين دليل مي خواهم اين انتقاد ها را از شبکه شما به گوش کارشناسان وهابي شبکه کلمه برسانم .

شما کارشناس وهابي ! چند روز است که دروغ هاي شما به صورت تصوير و فيلم در شبکه ولايت به نمايش در آمد و شما را هم امر به معروف و نهي از منکر کردند که چرا دروغ مي گوييد ؟ شما اگر به يک فرد نا صالح هم تذکر دهيد که چرا دروغ مي گوييد ، آيا بايد هتاک شود يا آيا فحاش مي شود آيا بي سواد خطاب مي شود ؟ آيا شما بايد به اين شخص بگوييد ، اول عربي را ياد بگيريد . اگر توانستيد يک صفحه از قرآن را بدون غلط بخواني ، ادعاي مناظره کنيد .

شما دو روز است که بيشتر از حد و اندازه اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام)را مورد حمله قرار داده ايد ؟ به چه علت اين کار را انجام مي دهيد ؟

آقاي قزويني از مدافعين حريم ولايت است و ما بايد خاک کف پاي ايشان را طوطياي چشم خود کنيم و بايد از ايشان دفاع کنيم . شما به چه علت ايشان را هتاک مي خوانيد ؟

يکي از بيننده هاي شما گفت : شبکه کلمه به کوري چشم دکتر قزويني کار مي کند .

در صورتي که دکتر قزويني چند سال پيش با شبکه اي همکاري مي کردند و چيزي که برايشان مثل نماز صبح ، مهم بود ، به خاطر اهل سنت رها کرد و نرفتند . شما اين کار دکتر قزويني را در شبکه خود اعلام کرديد ؟

ايشان در رابطه با شبکه اي که از آمريکا پخش مي شود ، بارها موضع گيري کردند .

آيا شما در مقابل شبکه وصالي که امام زمان (عليه السلام) را موهوم و خيالي مي داند ، صحبتي داشتيد ؟

آيا شما در مقابل شبکه وصالي که علماي شيعه را معممين وحش و شيعيان را وحشي گران خطاب مي کند ، مراجع شيعه را روباه مي خواند . با اين حال مدير شبکه شما مي گويد : شبکه وصال راه حق را طي مي کند . يعني مي خواهند تأييدي بر اين کلمات باشند .

آيا انصاف شما در همين حد است ؟

بيننده :

بنده جلسه قبل سه سؤال مطرح کردم که فرموديد جلسه بعد آن ها را پاسخ مي دهيم .

سؤال اول ، طبق رواياتي که نقل شده ، زماني که حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) درحال احتضار بودند ، مي خواستند نامه اي بنويسند که عمر مانع نوشتن اين نامه شد . اين نامه را به دستور خداوند مي خواستند بنويسند يا اين که خودشان مي خواستند . چرا پيامبر (صلي الله عليه و آله) اين نامه را ننوشتند ؟

سؤال دوم ، روز غدير ١١٠ هزار نفر در جريان معرفي اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) به عنوان خليفه حضور داشتند . مگر اين ١١٠ هزار نفر آن روز در مدينه حضور نداشتند که شهادت به آن دهند؟

سؤال سوم ، حضرت علي (عليه السلام) چرا زماني که خلافت را به دست داشتند ، امام حسن (عليه السلام) را به عنوان امام بعد از خودشان معرفي نکردند ؟

سؤال چهارم اين که در نهج البلاغه نقل شده که مردم مثل گوسفند به در خانه ام ريختند و نزديک بود حسنين (عليهم السلام) زير دست و پا له شوند .من علي رغم ميلم ، خلافت را پذيرفتم . سؤال بنده اين است که اگر اين دستور خداوند بود ، چرا حضرت علي (عليه السلام) اين مسأله را به زور پذيرفتند ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

در مورد سؤال اول ايشان ، در مورد حديث قرطاس هم در منابع اهل سنت و هم در منابع شيعه ، روايات زيادي وجود دارد . ما هم در اين زمينه ، کليپ هايي آماده کرديم که گفتند : ابن عباس ده ساله بوده که حديث قرطاس را نقل کرد . عمر به کساني که باعث سر و صدا شدند ، اعتراض کرده . اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) هم با رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مخالفت کردند .

اين ها بدترين جسارت ها را نسبت به اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) داشتند . بنده اين مطالب را به صورت مفصل بيان مي کنم که هم در روايات شيعه و هم در روايات اهل سنت است که عباس ، عموي پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، بعد از رفتن همه خدمت نبي گرامي (صلي الله عليه و آله) عرض کرد : يا رسول الله ! حال که اين ها رفته اند ، بنويسيد . حضرت فرمودند :

بعد ما قال ؟

بعد از اين که مرا متهم به هذيان گويي کردند ، نوشتن من فايده اي ندارد . بعد ها مي گويند : پيامبر (صلي الله عليه و آله) اين سخنان را در حالت هذيان گفته است .

اما اين که چرا پيامبر (صلي الله عليه و آله) که حکومت اسلامي در دستانشان بود به راحتي از نوشتن نامه دست کشيدند ، صحيح بخاري روشن مي کند :

پيامبر (صلي الله عليه و آله) در حال بيماري است . با اين حالت مي گويد : براي من کاغذ و قلمي بياوريد . عمر مي گويد :

قالوا : انه ليهجر

گفتند : ايشان هذيان مي گويد .

عُتْبَةَ عن بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما قال لَمَّا حُضِرَ رسول اللَّهِ (ص) وفي الْبَيْتِ رِجَالٌ فقال النبي (ص) هَلُمُّوا أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تضلون بَعْدَهُ فقال بَعْضُهُمْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قد غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ فَاخْتَلَفَ أَهْلُ الْبَيْتِ وَاخْتَصَمُوا فَمِنْهُمْ من يقول قَرِّبُوا يَكْتُبُ لَكُمْ كِتَابًا لَا تضلون بَعْدَهُ وَمِنْهُمْ من يقول غير ذلك فلما أَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَالِاخْتِلَافَ قال رسول اللَّهِ (ص) قُومُوا قال عُبَيْدُ اللَّهِ فَكَانَ يقول بن عَبَّاسٍ إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ ما حَالَ بين رسول اللَّهِ (ص) وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لهم ذلك الْكِتَابَ لِاخْتِلَافِهِمْ وَلَغَطِهِمْ

عده اي در خانه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جمع شده بودند که پيامبر (صلي الله عليه و آله) گفتند : قلم و کاغذي بياوريد تا بنويسم که عمر گفت : بيماري بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) غلبه کرده و نعوذ بالله هذيان مي گويد . قرآن براي ما کفايت مي کند . در خانه بين افرادي که آن جا حضور داشتند ، اختلاف ايجاد شد . عده اي گفتند : همان تعبير عمر را تکرار کردند . عده اي ديگر گفتند : کاغذ بياوريد تا پيامبر (صلي الله عليه و آله) بنويسد و شروع به سر و صدا کردند .

اين جا ديگر بحث ، بحث اختلاف داخلي است . پيامبر (صلي الله عليه و آله) حتي در مورد عبد الله بن ابي که جنايت کرده بود ، عمر گفت : اجازه بده من گردنش را بزنم . پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند :

الناس يقولون ان محمد يقتل اصحابه

مردم مي گويند : پيامبر (صلي الله عليه و آله) اصحاب خود را مي کشد .

اين عبارت شايد در ٥٠ جاي کتاب هاي اهل سنت نقل شده است . پيامبر (صلي الله عليه و آله) حتي نسبت به منافقين دستور به در گيري داخلي ندادند و خواستند اين حکومت نوپاي اسلامي حفظ شود .

اما همين که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند :

از خانه من بيرون برويد .

صحيح بخاري ، ج ١ ، ح ١٦١٢

اين عبارت خود کفايت نمي کند که پيامبر (صلي الله عليه و آله) در اين جا ناراحت و اذيت شد .در مورد سؤال دوم که چرا اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) نسبت به امام حسن (عليه السلام) وصيت نکردند ، اين مطالب از دروغ هاي باور نکردني است که اين شبکه ها آن را بيان مي کنند . ابن کثير دمشقي سلفيکه وهابي ها براي او بسيار ارزش قائلند ، در کتاب البدايه و النهايه ، جلد ٦ ، صفحه ٢٤٩ مي گويد :

ثم بعدهم الحسن بن علي كما وقع لأن عليا أوصى إليه وبايعه ...

بعد از علي بن ابيطالب (عليه السلام) ، حسن بن علي (عليهم السلام) خليفه است . براي اين که علي بن ابيطالب (عليه السلام ) وصيت كرد که مردم با امام حسن (عليه السلام) كه خليفه بعد از ايشان است ،بيعت کنند.

ابن کثير ، البدايه و النهايه ، ج ٦ ، ص ٢٤٩

ابن اعثم ، الفتوح ، ج ٤ ، ص ٢٨٨

ابوالفرج اصفهاني ، الاغاني ، ج ١٢ ،ص ٣٨٠

در اين جا ، آن چه براي ما مهم است ، سخن ابن کثير دمشقي است . در صورتي که اين آقايان بدون هيچ دليلي مي گويند : امام حسن (عليه السلام) فرموده :لا آمرکم ولا انهاکم

مجري وهابي مي گويد : مدرک آن کجاست ؟ مي گويد : در کامپيوتر جستجو کن ، پيدا مي شود . که پيدا نمي کند .

برادر من ! شما که پاسخ مي دهيد ، آدرس را دقيق بيان کنيد . همان کاري که ما انجام مي دهيم .

در مورد سؤال سوم ، که آن ١١٠ نفر که در غدير بودند ، چرادر مدينه شهادت ندادند ؟

ما در اين خصوص به صورت مفصل در دو جلسه قبل مطالبي را بيان کرديم .اينگونه نبود ؛ چون انصار يا بعضي از انصار گفتند :لانبايع الا عليا،ما غير از علي بن ابيطالب (عليه السلام) با کس ديگري بيعت نمي کنيم.

اين کاملا واضح و روشن بود . يا مخالفيني که با ابوبکر بيعت نکردند و اين ها يک نفر دو نفر نبودند ، اين ها افراد زيادي بودند که ما اين مباحث را به صورت مفصل در جلسات قبل بيان کرديم .

فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبي بَكْرٍ في ذلك فَهَجَرَتْهُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى تُوُفِّيَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ النبي (ص) سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى عليها وكان لِعَلِيٍّ من الناس وَجْهٌ حَيَاةَ فَاطِمَةَ فلما تُوُفِّيَتْ اسْتَنْكَرَ عَلِيٌّ وُجُوهَ الناس فَالْتَمَسَ مُصَالَحَةَ أبي بَكْرٍ وَمُبَايَعَتَهُ ولم يَكُنْ يُبَايِعُ تِلْكَ الْأَشْهُرَ

عايشه مي گويد : فاطمه (سلام الله عليها ) شش ماه بعد از پيامبر (صلي الله عليه و آله) زنده بودند . و علي بن ابيطالب (عليه السلام ) در اين شش ماه با ابوبکر بيعت نکرد .

صحيح بخاري ، ج ٥ ، ص ٨٢ ، ح ٤٢٤٠

فقال رجل للزهري : فلم يبايعه علي ستة اشهر ؟ قال : لا ، ولا احد من بني هاشم .

مردي به زهري گفت : علي بن ابيطالب (عليه السلام) در اين شش ماه بيعت نکردند ؟ گفت نه ،تنها علي بن ابيطالب (عليه السلام) بيعت نکرد ؛ بلکه احدي از بني هاشم هم بيعت نکردند .

         مصنف عبد الرزاق ، ج ٥ ، ص ٤٧٢

ابن اثير جزري ، در اسد الغابه مي گويد :

وتخلف عن بيعته : عَلِيُّ ، وبنو هاشم ، والزُّبَيْر بن العَوَّام ، وخالد بن سعيد بن العاص ، وسَعْدُ بن عُبَادة الأنصاري . ثم إن الجميع بايعوا بعد موت فاطمةَ بنتِ رسول الله صلى الله عليه وسلّم إلا سَعْدَ بن عُبَادة فإنه لم يبايع أحداً إلى أن مات . وكانت بيعتهم بعد ستة أشهر على القول الصحيح ، وقابل غير ذلك .

ابن اثير جزري ، اسد الغابه ، ج ٣ ، ص ٢٢٢

قال ابن اثير وتخلف ... وطلحة عن البيعة .

ابن اثير مي گويد :طلحه از بيعت خود داري و تخلف کرد .

ابن اثير ، الکامل في التاريخ ، ج ٢ ، ص ٣٢٥

وتأخر ... وابان بن سعيد عن بيعة ابي بكر . تخلف ... كالعباس والمقداد ...

ابان بن سعيد ، عباس و مقداد هم از بيعت با ابوبکر تخلف کردند .

ابن اثير ، اسد الغابه ، ج ٢ ، ص ٨٢

وتأخر خالد وابان عن بيعة ابي بكر . خالد بن سعيد من السابقين الاولين .

خالد و ابان از بيعت با ابوبکر خودداري کردند .

ابن اثير ، اسد الغابه ، ج ٢ ، ص ٤٥٩

وتخلف سعد بن عبادة عن بيعة ابي بكر .

سعد بن عباده هم تا آخر عمر از بيعت با ابوبکر خود داري کرد .

تهذيب الکمال ، ج ١٠ ،ص ٢٨١

اين روايات کفايت نمي کند که اين آقا مي گويند : کسي مخالفت نکرد . ابن اثير جزري مي گويد :

فقالت الانصار او بعض الانصار : لانبايع الا عليا .

کل انصار يا عده اي از آن ها گفتند : ما غير از علي بن ابيطالب (عليه السلام) با کسي بيعت نمي کنيم .

ابن اثير ، الکامل في التاريخ ، ج ٢ ، ص ٣٤٥

تاريخ طبري ، ج ٢ ، ص ٤٤٣

ابن تيميه حراني مي گويد :

كان اكثر بني عبد مناف من بني أمية و بني هاشم و غيرهملهم ميل قوي إلى عليبن أبي طالب يختارون ولايته

اكثر فرزندان عبد مناف از بني اميه و بني هاشم و غير از آن ها ميل شديدي به علي بن ابيطالب (عليه السلام) داشتند و ولايت او را انتخاب کردند .

ابن تيميه ، منهاج السنه ، ج ٧ ، ص ٤٩

من نمي دانم اين آقايان مي خواهند چه کنند ؟

زبير بن بکار مي گويد :

وكان عامة المهاجرين وجل الأنصار لا يشكون أن علياً هو صاحب الأمر بعد رسول الله (ص)

عموم مهاجرين و اکثر انصار ، شک نداشتند که خلافت بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) براي علي بن ابيطالب (عليه السلام) است .

ابن بکار ، موفقيات ، ص ٥٨٠

اين آقايان در روز روشن ، انکار خورشيد مي کنند ، مي خواهند اينقافله را به کجا ببرند ؟

در مورد سؤال چهارمي که اين برادر عزيز کردند ، اين سؤال را پاسخ داده ايم و باز هم خواهيم داد . اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) در ٢٥ سال حکومتي که اين آقايان داشتند ، هر طور که مي خواستند ، عمل مي کردند ، مخصوصا در زمان عثمان که بدعت هاي زيادي در دين رسوخ کرد و تصرفات نادرست و حيف و ميل بيت المال صورت مي گرفت ، به جايي رسيد که طلحه و زبير در خانه آن حضرت با ايشان بيعت کردند تا از حضرت باج بگيرند. اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) فرمودند : من از شما بيعت نمي گيرم مگر در مسجد . حضرت به مجلس آمد و فرمودند : اگر مي خواهيد با شرايطي که با ابو بکر و عمر و عثمان بيعت کرديد ، با من هم بيعت کنيد :

دعوني ولا التمسوا غيري

سراغ ديگران برويد و من اين خلافت را که شما به من تحميل مي کنيد ، نمي خواهم .

شما در آينده شاهد يک سري انحرافات و اعوجاجات و مارقين و قاسطين و ناکثين مي شويد .

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) همه اين ها را به اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) خبر داده بود.

خدايا تو را قسم مي دهيم به آبروي محمد وآل محمد هر چه سريعتر لباس فرج بر اندام مولايمان بقيه الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) بپوشان .

خدايا به آبروي محمد و آل محمد ما را از انصار خاص آن حضرت قرا ر بده .

رفع گرفتاري از گرفتاران بنما .

جوائج حاجتمندان روا بفرما .

مجري :

خيلي تشکر مي کنيم از شما استاد عزيز و هم چنين از شما بينندگان عزيز و ارجمند که ما را در اين برنامه همراهي کرديد .

اللهم عجل لوليک الفرج