سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٦٢٠ - اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)

اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)

کد مطلب: ٨٦٧٩ تاریخ انتشار: ٣٠ مرداد ١٣٩٠ - ١٢:٠٥ تعداد بازدید: ٣١٤ سخنراني ها » شبکه ولايت اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
حبل المتين ٩٠/٠٥/٣٠

  بسم الله الرحمن الرحيم تاريخ : ٣٠ / ٠٥ / ٩٠

مجري :

السلام عليک يا اميرالمؤمنين ، السلام عليک يا امام المتقين ، السلام عليک يا سيد المرسلين ، السلام عليک يا وصي رسول رب العالمين ، السلام عليک ورحمه الله و برکاته .

         در اين شب جانسوز ، شب شهادت مولاي متقيان ، اميرالمؤمنان علي بن ابيطالب (عليه السلام) ، عرض تسليت به پيشگاه مقدس بقيه الله الاعظم روحي وارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء ، دارم .

        آجرک الله يابن رسول الله ! يا مهدي زهرا ! در شب شهادت جد بزرگوارت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) به شما سر سلامتي مي گوييم .

       اميدواريم که در اين سال و در اين شب قدر ، خداوند ظهور تو را مقدر کند و در سالي که در پيش رو داريم ، سال ظهور تو باشد . ان شاء الله آن روز بيايد که براي آمدن تو جشن بگيريم ، مولاي ما مهدي جان !

ممنونيم که برنامه ما را براي ديدن انتخاب کرديد . قصد من و همکارانم در اين برنامه اين است که تاريخ اسلام را يک دور ، تحليل و واکاوي نماييم و وقايعي که در صدر اسلام اتفاق افتاده که عمدتا منشأ آثار و اعتقادات براي مسلمان ها است ، بررسي کنيم . عمده مطالبي که خدمت شما عرض مي کنيم ، از کتب اهل سنت است . در اين خصوص هم قضاوتي نمي کنيم . بينندگان ما همه اهل شعور و منطق و تعقل هستند و خودشان تصميم مي گيرند و خودشان فکر مي کنند .

ما ترس و واهمه اي از بيان علمي نداريم . بنده هميشه اين تذکر را در ابتداي بحث بيان مي کنم ؛ اما از جسارت و توهين و بي ادبي ، پرهيز مي کنيم . همين تقاضا را هم از شما بيننده عزيزي که تماس مي گيريد ، داريم .

ما در خدمت کارشناس عزيز و ارجمند برنامه ، آيت الله دکتر حسيني قزويني هستيم .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز که در کجاي اين کره خاکي بيننده برنامه خودشان هستند ، سلام عرض مي کنم و موفقيت همه بزرگواران را از خداي منان خواهانم و از همه عزيزان التماس دعا داريم . شهادت جانسوز اول مظلوم عالم ، اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را به پيشگاه مقدس  حضرت بقيه الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) و همه دلباختگان خاندان عصمت و طهارت (عليهم السلام) تسليت عرض مي کنم .

خدا را قسم مي دهم پاداش ما را ظهور و فرج مولايمان حضرت حجت (عليه السلام) قرار دهد. ان شاء الله از همه عزيزان در هر کجا اين کره خاکي که بيننده اين برنامه هستند ، براي يک لحظه هم که شده ، قلب هايتان را به کوفه ، خانه پر غوغا و مملوء از ضجه و گريه و زاري براي اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) ببريد . به قول يکي از شعرا که گفت :

امشب اندر خانه مولا غير درد و غم نبود

هيچ کس مظلوم تر از او در اين عالم نبود

اشک بود و آه بود و سوز بود و شور بود

بود بيمار و طبيب اما کمي مرهم نبود

وقت گفتار وصايا بود هنگام وداع

حال فرزند بزرگش ظاهرا در هم نبود

غير عباس و حسين و زينبين و مجتبي

آشنا و محرمي در حلقه ماتم نبود

صحبت از دشت بلا بود و غريبي حسين

غير سقاي حرم کس بر عطش ملزم نبود

کي توان گفتا در اين محفل پرشور و شين

دختر دردانه پيغمبر اکرم نبود

چون سوي زهرا بود نائل زين سبب

از علي خوشحال تر امشب در اين عالم نبود

مجري :

      حضرت استاد ! با توجه به اين که امشب شب شهادت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) است ، مقداري در باره فضائل اميرالمؤمنين (عليه السلام) و مقايسه آن با ديگر صحابه ، توضيحاتي را بيان کنيد .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

در رابطه با فضائل اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) و مقايسه آن با ديگر صحابه ، مثل اين که شما بخواهيد خورشيد را با ذرات خاک و ريگ هاي کره زمين مقايسه کنيد . من فقط عبارتي را از احمد بن حنبل ، رئيس حنابله مي خوانم :

الإمام أحمد يقول 

 

ما لأحد من الصحابة من 

الفضائل بالأسانيد الصحاح ما لعلي رضي الله عنه

امام احمد مي گويد : در مقايسه فضائل علي بن ابيطالب (عليه السلام) با ديگران ، هيچ يک از صحابه احاديثي در فضيلتشان با سند صحيح نيامده است ، همان گونه که براي علي بن ابيطالب (عليه السلام) آمده است .

ابن جوزي ، مناقب احمد بن حنبل ، ص ١٦٣

ابن عبد البر ، الاستيعاب ، ج ٣ ، ص ٥١

ابن حجر ، تهذيب التهذيب ، ج ٧ ، ص ٢٩٧

حاکم نيشابوري ، المستدرک ، ج ٣ ، ص ١٠٧

يا در عبارتي که عبد الله پسر احمد بن حنبل نقل مي کند :

ما تقول في التفضيل ؟ ويهك ! علي من اهل البيت لايقاس بهم ،  علي مع رسول الله في درجة .

من از پدرم در مورد حديث سفينه پرسيدم . نظرتان در مورد تفضيل چيست ؟ وقتي ما اصحاب را مي شمرديم ، مي گفتيم : اول ابوبکر ، دوم عمر ، سوم عثمان ، نظر شما چيست ؟ گفت : واي بر تو ! علي بن ابيطالب (عليه السلام) از اهل بيت (عليهم السلام) است . اين ها را كه نمي توان با ابوبكر و عمر و عثمان مقايسه نمي شود . علي بن ابيطالب (عليه السلام) هم درجه پيامبر (صلي الله عليه و آله) است .

حسکاني ، شواهد التنزيل ، ص ٢٧٠

از همين باب است که جناب خوارزمي در کتاب المناقب ، صفحه ١٨ از ابن عباس نقل مي کند :

عن ابن عباس ( رض ) قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله : لو أن الغياض أقلام ، والبحر مداد ، والجن حساب ، والانس كتاب ما أحصوا فضائل علي بن أبي طالب عليه السلام

اگر تمام گياهان دنيا و تمام جنگل ها قلم و تمام دريا ها ، مرکب و تمام جن و انس ، نويسنده شوند ، نمي توانند فضائل علي بن ابيطالب (عليه السلام) را بنويسند .

خوارزمي ، المناقب ، ص ١٨

حمويني ، فرائد السمطين ، ج ١ ، ص ١٦

جويني ، تذکره ، ص ٨

يا تعبيري که از خليفه دوم نقل مي کنند :

عجزت النساء عن تلدن مثل علي بن ابي طالب

زن هاي عالم عاجز هستند از اين که فرزندي مانند علي بن ابيطالب (عليه السلام) به دنيا بياورند .

اين ها نمونه هايي بود که ما بيان کرديم و نتيجه مي گيريم که فضائل اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) در مقايسه با ديگران ، اصلا نه قابل مقايسه و نه قابل شمارش است . اين فضائلي که آقايان براي خلفاء آورده اند ، بي پرده مي گوييم و قصد جسارت هم نداريم . اين ها همه در دوران بني اميه ، اين شجره ملعونه در قرآن ، جعل و ساخته شده ؛ حتي احاديثي که در بخاري و مسلم آمده . بخاري که مي گويد از ميان ٦٠٠ هزار روايت ، دوهزار و هفتصد روايت را توانستم انتخاب کنم . اين ها هم بعدا ساخته شده . اگر يکي از اين احاديث واقعا از زبان پيامبر (صلي الله عليه و آله) صادر شده بود ، در سقيفه به او استناد مي کردند . جناب ابوبکر و عمر بالاي منبر به يکي از اين روايات استشهاد مي کرد . چطور ما يک سند درست نداريم که اين آقايان از اين احاديث سخني گفته باشند ؟

مجري :

حضرت استاد ! شما با اين سابقه طولاني که در تحقيق کتب تاريخي و حديثي داريد ، مهمترين حديثي که در فضائل اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) تا به حال ديده ايد ، به نظر شما چه حديثي است ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

در رابطه با احاديث که انسان بخواهد انتخاب کند ، کار بسيار سختي است . چون هر حديثي براي خود پيامي دارد . مثل اين که انسان بگويد : کدام ستاره از ديگري بهتر است . اما در منابع شيعه ، در مختصر بصائر الدرجات ،تأليف حسن بن سليمان حلي ،  صفحه ١٣٥ است :

وقال رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) : يا علي ! ما عرف الله - تعالى - إلاّ أنا وأنت ، وما عرفني إلاّ الله وأنت ، وما عرفك إلاّ الله وأنا

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمود : يا علي ! خدا را جز من و تو ، کسي نشناخت و مرا ، جز تو و خدا ، نشناخت . تو را ، جز من و خدا ، کسي نشناخت .

 حسن بن سليمان حلي ، مختصر بصائر الدرجات ، ص ١٣٥

اگر اين است ، مشخص مي شود که چيست . يعني کسي بايد از علي بن ابيطالب (عليه السلام) دم بزند که خود از سر چشمه وحي ، علم نوشيده باشد . ما منتظريم تا ان شاء الله آقاي ولي عصر ، فرزند غيور امير المؤمنين علي بن ابيطالب (عليهم السلام) بيايد . او که علمش متصل به علم لدني و علم وحياني است ، در مورد علي بن ابيطالب (عليه السلام) سخن بگويد .

اما در منابع اهل سنت در کتاب السنه ، تأليف عمرو بن بني عاصم که ملتزم است که تمام رواياتش صحيح باشد ، در آن جا پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد :

قال يا ابن أبي طالب قد برئت فلا بأس عليك ما سألت الله عز وجل شيأ إلا سألت لك مثله ولا سألت الله شيئا إلا أعطانيه إلا أنه قال لي لا نبي بعدك قال القاضي لا أعرف في فضيلة علي حديثا أفضل منه

علي جان من هر چه براي خودم خواستم ، براي تو هم خواستم . يعني هر مقامي که قرار است خداوند براي من مقدر کند ، از خدا خواستم براي تو هم مقدر کند . الا اين که پيامبر بعد از من نيست .

يعني جز نبوت ، حضرت امير (عليه السلام) در تمام مقام و در تمام ويژگي همسنگ رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) است . جالب اين است که جناب قاضي عياض از استوانه هاي فقهي اهل سنت مي گويد :

در فضيلت از علي بن ابيطالب (عليه السلام) بالاتر از اين حديث ، روايتي را نديدم . يعني کسي که همسنگ پيامبر (صلي الله عليه و آله) باشد .

ابن ابي  عاصم ، السنه ، ص ٥٨٢

          طبراني ، معجم الاوسط ، ج ٨ ،ص ٤٧

هيثمي ، مجمع الزوائد ، ج ٩ ، ص ١١٠

حديث ديگري که در زبان ها مشهور است :

علي خير بشر فمن ابا فقد كفر

من ابتدا فکر مي کردم ، اين چيزي است که فقط بر زبان شيعه ها مي چرخد . بعد مراجعه کرديم ، ديدم در منابع اهل سنت با عبارت هاي مختلف بيان شده ؛ حتي از زبان خود عايشه هم نقل شده که درباره علي بن ابيطالب (عليه السلام) سؤال کردند :

ذاك خير البشر لايشك فيه الا كافر

علي بن ابيطالب (عليه السلام) بهترين بشر است . جز کافر در اين قضيه شک نمي کند .

متقي هندي ، کنزالعمال ، ج ١١ ، ص ٦٢٥

ابن مردويه که از استوانه هاي علمي  اهل سنت است ، از عطا با سند صحيح نقل مي کند :

سئلت عائشة عن علي قال ذلك من خير البرية ولا يشك فيه الا الكافر .

علي بن ابيطالب (عليه السلام) بهترين بشر است . جز کافر کسي در آن شک نمي کند .

ابن مردويه ، مناقب ، ص ١١٠

هم چنين از ابن عساکر در تاريخ دمشق ، جلد ٤٢ ،صفحه ١٧٣  از جابر نقل مي کند :

علي خير البشر ، لا يشك فيه الا المنافق .

علي بن ابيطالب (عليه السلام) بهترين انسان ها است و جز منافق کسي در بهتر بودن ايشان شک نمي کند .

ابن عساکر ، تاريخ دمشق ، ج ٤٢ ،ص ١٧٣

در مناقب ابن مردويه در صفحه ١٠٩ از حذيفه نقل مي کند :

          قال رسول الله علي خير البشر فمن ابي فقد كفر .

رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد : علي بن ابيطالب (عليه السلام) بهترين بشر است ، هر کس زير بار نرفت و قبول نکرد ، قطعا کافر است .

ابن مردويه ، المناقب ، ص ١٠٩

جناب خطيب بغدادي در تاريخ خود ، جلد ٣ ، صفحه ١٩٢، حديث ١٢٣٤ :

  عن عبد الله عن على قال قال رسول الله صلي الله عليه وآله من لم يقل على خير الناس فقد كفر

از عبد الله بن عباس  از علي بن ابيطالب (عليه السلام) نقل مي کند که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود : کسي که نگويد علي بن ابيطالب (عليه السلام) بهترين مردم است ، کافر است .

تاريخ بغداد ، ج ٣ ، ص ١٩٣ ، ح ١٢٣٤

مجري :

آيا در منابع اهل سنت حديثي آمده که بغض علي بن ابيطالب (عليه السلام) را هر که داشته باشد ، باعث نفاق استيا خير ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

البته اين که مشهور است ، آقايان هم در صحيح مسلم ، حديث ١٣١ ، جلد اول ، صفحه ١٢٠ که اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) فرمودند :

عن علي بن أبي طالب قال والذي فلق الحبة وبرأ النسمة انه لعهد النبي الأمي إلي أنه لا يحبني إلا مؤمن ولا يبغضني إلا منافق .

قسم به خدايي که دانه را شکافت و بشر را آفريد ، پيامبر (صلي الله عليه و آله) به من فرمود : يا علي جز مؤمن ، کسي تو را دوست نمي دارد و جز منافق کسي تو را دشمن نمي دارد .

صحيح مسلم ، ج اول ، ص ١٢٠ ، ح ١٣١

جناب آقاي قرطبي از بزرگان اهل سنت است که در تفسيرشان ، جلد اول ، صفحه ١٦٧ مي گويد :

روي عن جماعة من الصحابة أنهم قالوا : ما كنا نعرف المنافقين على عهد رسول الله صلي الله عليه وآله إلا ببغضهم لعليعليه السلام .  

     از گروهي از صحابه نقل شده که گفتند : ما در زمان پيامبر (صلي الله عليه و آله) منافقين را مي خواستيم بشناسيم ، با آن ها که صحبت مي کرديم ، اگر مي ديديم که بغض و کينه علي بن ابيطالب (عليه السلام) را دارند ، متوجه مي شديم که او منافق است .

تفسير قرطبي ، ج اول ، ص ١٦٧

داشتن بغض و کينه اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) يکي از نشانه هاي منافق بودن در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بوده .

مجري :

آيا در کتب اهل سنت روايتي است که داشتن محبت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) ، نشانه حلال زادگي است يا خير ؟

اين ها سؤالاتي است که در مجامع جوان ها ، پرسيده مي شود .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

بله ، در منابع شيعه که هست . آقايان در منابع اهل سنت هم آورده اند . از ابو سعيد خدري که نقل مي کند :

عن أبي سعيد الخدري : ( كنا معاشر الأنصار نبور أولادنا بحبهم عليا عليه السلام ، فإذا ولد فينا مولود فلم يحبه عرفنا أنه ليس منا

ما گروه انصار ، فرزندانمان را با محبت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) آزمايش مي کرديم . اگر فرزندي از ما به دنيا مي آمد ، مقداري که بزرگ مي شد ، مي گفتيم : اين مرد (اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را دوست داري ؟ اگر مي گفت : دوست ندارم ، مي فهميديم که اين فرزند از نسل ما نيست و زنا زاده است .

گنجي ، کفايه الطالب ، ص ٧٠

جالب اين است که در فرهنگ عرب و در کتاب هاي لغت وارد شده . در نهايه ، تأليف ابن اثير جزري ، ماده بور ، لسان العرب ابن منظور ، ماده بور ، جلد ٤ ، صفحه ٨٨ ، تاج العروس زبيدي ، جلد ٣ ، ص ٦١ ، همه اين عبارت را آورده اند :

كنا معاشر الأنصار نبور أولادنا بحبهم عليا عليه السلام

محبت علي بن ابيطالب (عليه السلام) نشانه حلال زادگي و عدم محبت علي بن ابيطالب (عليه السلام) نشانه زنازادگي بوده است . اين چيزي است که در کتاب هاي لغت هم آمده .

جناب ابن مردويه با سند صحيح از عبد الله بن احمد نقل مي کند :

. ابن مردويه ، عن أحمد بن محمّد بن الصباح النيسابوري ، عن عبد الله بن أحمد بن حنبل ، عن أحمد ، قال : سمعت الشافعي يقول : سمعت مالك بن أنس يقول : قال أنس بن مالك : ما كنّا نعرف الرجل لغير أبيه إلاّ ببغض عليّ ابن أبي طالب.

از شافعي شنيدم که مي گفت : مالک بن انس ، خادم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) گفت : اگر چنانچه ما مي خواستيم بشناسيم که اين فرزند از نسل پدرش نيست ، امتحان مي کرديم که علي بن ابيطالب (عليه السلام) را دوست دارد يا ندارد . اگر دوست نداشت ، مي فهميديم که اين شخص ، مشکلي در نطفه دارد .  

ابن مردويه ، المناقب ، ص ٧٦

مجري :

آيا در منابع اهل سنت روايتي آمده که گفته باشد ، شرط ورود به بهشت ، داشتن ولايت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) است ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

اين مورد در کتاب هاي مختلف آمده . جناب آقاي خوارزمي در کتاب مناقبشان ، صفحه ٦٧ نقل مي کند . بنده اين روايت را در مناظره اي که در شبکه المستقله داشتم ، گفتم ؛ اما اين آقايان هيچ کدام نتوانستند نقد و اعتراضي داشته باشند .  

عن

علي بن أبي طالب عليه السلام ، عن النبي صلى الله عليه وآله أنه قال لعلي :

يا علي لو أن عبدا " عبد الله عز وجل مثل ما قام نوح في قومه وكان له مثل أحد ذهبا " فأنفقه في سبيل الله ومد في عمره حتى حج الف عام على قدميه ثم قتل بين الصفا والمروة مظلوما " ثم لم يوالك يا علي لم يشم رائحة الجنة ولم يدخلها.

پيامبر (صلي الله عليه و آله) به علي بن ابيطالب (عليه السلام) مي گويد : يا علي ! اگر فردي به اندازه عمر نوح در عبادت باشد (مراد از عمر نوح ، يا طول نبوت ايشان است که ٩٥٠ سال طول کشيد . يا اين که طول عمر حضرت نوح است که بيشتر از هزار سال مي باشد ) و مثل کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا صدقه دهد و خداي عالم به حدي به او عمر دهد که هزار مرتبه و هزار سال خانه خدا را زيارت کند و در ميان صفا و مروه مظلومانه به شهادت برسد . با اين عملش ، تو را دوست نداشته باشد ، نه بوي بهشت به مشامش مي رسد و نه وارد بهشت مي شود . 

خوارزمي ، مناقب ، ص ٦٧

قندوزي حنفي ، ينابيع الموده ، ج ٢ ، ص ٢٩٣

اين شخص با اين همه اعمال ، اگر ولايت تو يا علي را نداشته باشد ، جز راه جهنم ، راه ديگري ندارد . اين روايت را ما نقل نمي کنيم .

هم چنين ابن عساکر در تاريخ دمشق هم عبارتي دارد که البته با اين عبارت مقداري تفاوت دارد که مي گويد :

قال رسول الله صلي الله عليه وآله إن الله خلق الأنبياء من أشجار شتى وخلقني وعليا من شجرة واحدة فأنا أصلها وعلي فرعها والحسن والحسين ثمارها وأشياعنا أوراقها فمن تعلق بغصن من أغصانها نجا ومن زاغ هوى ولو أن عبدا عبد الله عز وجل بين الصفا والمروة ألف عام ثم ألف عام ثم ألف عام ولم يدرك محبتنا إلا كبه الله عز وجل على منخريه في النار ح ثم تلا ) قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى

اگر عبدي هزار سال عبادت کند  ، هزار سال به عبادت خانه خدا برود ، اما محبت ما اهل بيت (عليهم السلام) را نداشته باشد ، خدا با کله او را وارد آتش جهنم مي کند . در ادامه هم اين آيه را مي خواند : بگو من از شما پاداشي نمي خواهم مگر اين که محبت اهل بيتم را داشته باشيد .

ابن عساکر ، تاريخ دمشق ، ج ٤١ ،ص  ٣٣٥

حسكاني ، شواهد التنزيل ، ج ٢ ، ص ٢٠٤

خوارزمي ، مناقب ، ص ٨٧

جويني ، فرائد السمطين ، ص ٣٣١

فرائد السمطين ، باز هم در جلد اول ، صفحه ٢٨٩ تعبيري از اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) دارد که پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند :

عن علي عليه السلام ، قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم إذا جمع الله الأولين والآخرين يوم القيامة ونصب الصراط على جسر جهنم لم يجز بها أحد إلا من كانت معه براءة بولاية علي بن أبي طالب عليه السلام .

فرداي قيامت همه خلائق جمع مي شوند و در روي جهن پلي زده مي شود . کسي از روي اين پل نمي تواند عبور کند ، مگر اين که برگ برائت از آتش ، به ولايت علي بن ابيطالب (عليه السلام) داشته باشد .

جويني ، فرائد السمطين ، ج اول ، ص ٢٨٩

رياض النضره ، ج ٣ ، ص ١١٦

قندوزي حنفي ، ينابيع الموده ، ج اول ، ص ٣٣٥

و مصادر متعدد ديگر .....

مجري :

به دشمن علي بگو نماز خود قضا کند .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

با اين روايتي که خوانديم صد بار قضا کردن هم فايده اي ندارد .

مجري :

حضرت استاد ! امشب شب شهادت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) است . بنده مي خواستم بحث امشب را در مورد مظلوميت حضرت ، قرار دهيم . بنده مي خواستم بدانم حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) خبر از مظلوميت حضرت امير (عليه السلام) داده بودند يا خير ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

سؤال زيبايي است . آقايان به کتاب معجم کبير طبراني ، جلد ١١ ، صفحه ٦٠  مراجعه کنند . مجمع الزوائد هيثمي ، جلد ٩ ، صفحه ١١٨ روايت طولاني است که اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) مي فرمايند :

وعن علي ابن أبي طالب قال بينا رسول الله صلى الله عليه وسلم آخذ بيدي ونحن نمشي في بعض سكك المدينة إذ اتينا على حديقة فقلت يا رسول الله ما أحسنها من حديقة فقال إن لك في الجنة أحسن منها ثم مررنا بأخرى فقلت يا رسول الله ما أحسنها من حديقة قال لك في الجنة أحسن منها حتى مررنا بسبع حدائق كل ذلك أقول ما أحسنها ويقول لك في الجنة أحسن منها فلما خلالي الطريق اعتنقني ثم أجهش باكيا قلت يا رسول الله ما يبكيك قال ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك الا من بعدي قال قلت يا رسول الله في سلامة من ديني قال في سلامة من دينك .

به همراه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در باغي خارج از مدينه بوديم . حضرت چشمش به من افتاد ، ديدم قطرات اشکش جاري شد . گفتم يا رسول الله ! چرا گريه مي کني ؟ فرمودند : کينه هايي را در سينه هاي اقوامي مي بينم که اين کينه ها را الان نمي توانند اظهار کنند ؛ ولي بعد از من اين کينه ها را اظهار خواهند کرد . گفتم : آيا در آن زمان که اين کينه ها عليه من شعله ور مي شود ، دين من سالم هست ؟ حضرت فرمودند : بله ، تو در دينت سالم هستي .

 طبراني ، معجم الکبير ، ج ١١ ، ص ٦٠

هيثمي ، مجمع الزوائد ، ج ٩ ، ص ١١٨

يعني اين کينه ها باعث نمي شود من از صراط مستقيم خارج شوم .

در روايت ديگري ، حاکم نيشابوري در مستدرک ، جلد ٣ ، صفحه ١٤٠ نقل مي کند ، مي گويد :

هذا حديث صحيح الاسناد

 عن علي . قال : مما عهد إلي النبي صلى الله عليه وآله وسلم : أن الأمة ستغدر بك من بعدي .

يكي از وصاياي پيامبر (صلي الله عليه و آله) به من اين بود که امت من بعد از من در حق تو حيله و کينه و  ظلم مي کنند .  

         حاكم نيشابوري ، مستدرک ، ج ٣ ، ص ١٤٠

و ده ها روايت ديگر که فکر مي کنم ، همين دو مورد کفايت مي کند .

 مجري :

حضرت استاد ! آيا خود اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) در مورد مظلوميت خود سخني گفته اند ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

البته سخن گفتن در اين باره بسيار سخت است . مخصوصا امشب که شب شهادت اولين مظلوم عالم است . اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) تعابير مختلفي از مظلوميت خود دارد . بعد از شهادت صديقه طاهره (سلام الله عليها ) عرضه مي دارد :

اللهم إني أستعديك على قريش ، فإنهم أضمروا لرسولك صلى الله عليه وآله وسلم ضروباً من الشر والغدر فعجزوا عنها وحلت بينهم وبينها ، فكانت الوجبة بي ، والدائرة علي . اللهم احفظ حسناً وحسيناً ...  

خدايا مرا در برابر قريش ياري کن . آنها تصميم گرفتند بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) حيله ها کنند و او را به قتل برسانند و نقشه ها کشيدند . از اين نقش هاي عليه پيامبر (صلي الله عليه و آله) عاجز ماندند. . خدايا تو بين اين قريش و توطئه شان حائل شدند . بعد از پيامبر (صلي الله عليه و آله) انتقامشان را از من گرفتند و مرا خانه نشين کردند و در مقابل چشمانم همسرم را کتک زدند . عاقبت همسر جوانم را که هجده بهار از عمرش گذشته بود ، به شهادت رساندند محسنم را شهيد کردند . بعد دستان مبارک را بلند کرده و مي گويند : خدايا حسن و حسينم را از شر قريش حفظ کن .

ابن حزم ، المحلي ، ج ١١ ، ص ٢٢٤

قد روى أخبارا فيها ان أبا بكر وعمر وعثمان وطلحة وسعد بن أبى وقاص رضى الله عنهم أرادوا قتل النبي ( ص ) وإلقاءه من العقبة في تبوك

قريش ٢١ سال جنگ تمام عيار بر عليه پيامبر تو داشتند . در زمان برگشت از جنگ تبوک مي خواستند حضرت را ترور کنند و مي خواستند شتر حضرت را از بالاي گردنه به پايين پرتاب کنند .

ابن حزم ، المحلي ، ج ٩ ، ص ٢٢٤ ، کتاب الحد ، باب حد المرتد

ابن طيفور که از  علماي بزرگ اهل سنت است ، در بلاغات النساء ، صفحه ٢٠ مي گويد :  

وما الذي نقموا من أبي الحسن نقموا والله منه نكير سيفه وشدة وطأته ونكال وقعته وتنمره في ذات الله ...

حضرت زهرا (سلام الله عليها ) به مسجد آمدند و فرمودند : اين ها چرا از علي بن ابيطالب (عليه السلام) انتقام مي گيرند . علي بن ابيطالب (عليه السلام) مگر چه گناهي کرده  است ؟ آيا علي بن ابيطالب (عليه السلام) جز اطاعت خدا و اطاعت پيامبر (صلي الله عليه وآله ) کار ديگري کرده است .

ابن طيفور ، بلاغات النساء ، ص ٢٠

خود علي بن ابيطالب (عليه السلام) در شرح نهج البلاغه ، جلد ٢٠ ، صفحه ٣٢٨ مي فرمايد :

ما لي ولقريش إنما وترتهم بأمر الله وأمر رسوله ، أفهذا جزاء من أطاع الله ورسوله إن كانوا مسلمين عجباً ....

اين قريش از جان من چه مي خواهند ؟ اگر من سران اين ها را به خاک مذلت انداختم و به درک واصل کردم ، به دستور خدا و پيامبر (صلي الله عليه و آله) بوده . اي مردم پاداش کسي که از خدا و پيامبر (صلي الله عليه و آله) اطاعت کند ، همين است که اين ها انجام مي دهند ؟ 

شرح نهج البلاغه ، ج ٢٠ ، ص ٣٢٨

ابو نعيم اصفهاني در کتاب معرفه الصحابه خود ، تعبير عجيبي از قول عثمان دارد :  

 فما ذنبي والله ما تحبكم قريش أبدا بعد سبعين رجلا قتلتم منهم يوم بدر كأنهم شنوف الذهب .

گناه من چيست که قريش تو را دوست ندارد . تو که در يک روز بدر ، هفتاد تن از مردان قريش را به قتل رساندي ، انتظار داري بر اين که قريش نسبت به تو محبت داشته باشند .

ابو نعيم اصفهاني ، معرفه الصحابه  

يا تعبير ديگري که حضرت امير (عليه السلام) در مورد مظلوميت خود دارند ، فرمودند :

از روزي که پيامبر (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفتند ، مظلوميت با من عجين شده تا به امروز .

شرح نهج البلاغه ، ج ٢٠ ، ص ٢٨٣

يا نسبت به امام حسن مجتبي (عليه السلام) مي فرمايند :

وأيم الله يا بني ما زلت مبغيا على منذ هلك جدك ...

قسم به خدا ، فرزندم از روزي که جدت از دنيا رفته ، در حد من ظلم بي داد مي کند .

ابن قتيبه دينوري ، الامامه و السياسه ، ج اول ،ص ٦٨

يک جمله زيبا و درد آوري است که ابن ابي الحديد نقل مي کند :

بينا علي عليه السلام يخطب إذ قام أعرابي ، فصاح : وا مظلمتاه ! فاستدناه علي عليه السلام ، فلما دنا قال له : إنما لك مظلمة واحدة ، وأنا قد ظلمت عدد المدر والوبر . قال : وفي رواية عباد بن يعقوب ، أنه دعاه فقال له : ويحك ! وأنا والله مظلوم أيضا ، هات فلندع على من ظلمنا.

اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) مشغول سخنراني بود ، عربي وارد شد . در مسجد فرياد کشيد که اي مردم در حق من ظلم شده ، به فريادم برسيد . اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) فرمودند : نزديک بيا . اي عرب ! در حق تو يک ظلم شده ، در صورتي که به من به تعداد انسان هاي روي زمين ، در حقم ظلم شده . اين مرد عرب ! به خدا قسم من هم مظلوم هستم . بيا نزديک ، نسبت به کساني که به ما ظلم کرده اند ، نفرين کنيم .

الغارات سقفي ، ج ٢ ، ص٧٦٨

شرح نهج البلاغه ، ج ٤ ، ص ١٠٦

المدر والوبر يعني تمام مردم شهر نشين و چادر  نشين و روستا نشين . اگر در حق تو يک ظلم شده ، در حق من به اندازه تمام جمعيت کره زمين ، ظلم شده .

يا همين تعبيري که اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) در نهج البلاغه دارد :

فصبرت وفي العين قذى . وفي الحلق شجا

صبر كردم در حالي که خار در چشم و استخوان در گلو داشتم .

نهج البلاغه ، خطبه سوم.

امثال اين قضايا از اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) ، در نهج البلاغه و جاهاي ديگر بسيار فراوان آمده است .

مجري :

حضرت استاد ! اوج مظلوميت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را در چه مي بينيد ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

در رابطه با اين که اوج مظلوميت حضرت امير (عليه السلام) در چيست ، سخن زياد است . اما بنده در يک جمله بگويم : دوستان ، عزيزان ، شيعيان ، برادران اهل سنت ، آقايان وهابي ! مظلوميت علي بن ابيطالب (عليه السلام) اين نبود که ٢٥ سال خانه نشين بود . مظلوميت علي بن ابيطالب (عليه السلام) اين نبود که در مقابل چشمانش همسرش را کتک زدند و محسنش را شهيد کردند و او را دست بسته به مسجد بردند . مظلوميت علي بن ابيطالب (عليه السلام) در اين نبود كه بعد از رسيدن به خلافت ، جنگ ها و فتنه ها عليه او بر پا کردند . مظلوميت علي بن ابيطالب (عليه السلام) اين نبود که مظلومانه در شب نوزده ماه مبارک رمضان ، محراب به خونش آغشته شد . مظلوميت علي بن ابيطالب (عليه السلام) اين نبود که در شب بيست و يک ماه مبارک رمضان غريبانه و مظلومانه ، چهار نفر جنازه مبارکش را دفن کردند .

مظلوميت علي بن ابيطالب (عليه السلام) اين است که مردم ، علي بن ابيطالب (عليه السلام) را نشناختند . مظلوميت علي بن ابيطالب (عليه السلام) اين است که الان بعد از ١٤٠٠ سال ، هنوز مردم ما  علي بن ابيطالب (عليه السلام) را نمي شناسند . تأسف مي خوريم که بگوييم بهترين کتابي که در باره علي بن ابيطالب (عليه السلام) نوشته شده ، جورج جوداق مسيحي نوشته .

مخالفين ، معاندين ، مسيحي ها و يهودي ها  و لائيک ها ، چنان با عظمت در باره  علي بن ابيطالب (عليه السلام) ياد مي  کنند که انسان مبهوت مي ماند . در اين ماهواره ها داد مي زنند که علي بن ابيطالب (عليه السلام) چنين است و چنان است . اگر علي بن ابيطالب (عليه السلام) خليفه پيامبر بود ،  چرا پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله ) چنين و چنان نگفت .

بنده مي خواهم امشب فهرستي را بگويم که پيامبر (صلي الله عليه و آله) با چه زبان ، با چه فرهنگ و با چه ادبياتي با مردم سخن بگويند که آن ها بفهمند و متوجه شوند که قضيه چيست ؟ اميدوارم که آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) و آقا اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) در کلام ما اثر بگذارند و عنايت ويژه داشته باشند و من مغز و عقلم را به خداي عالم مي سپارم و سخن مي گويم .

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در جنگ تبوک حديث منزلت را بيان کردند. اين تعبير را در باره چه کسي دارد :

٤١٥٤ حدثنا مُسَدَّدٌ حدثنا يحيى عن شُعْبَةَ عن الْحَكَمِ عن مُصْعَبِ بن سَعْدٍ عن أبيه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم خَرَجَ إلى تَبُوكَ وَاسْتَخْلَفَ عَلِيًّا فقال أَتُخَلِّفُنِي في الصِّبْيَانِ وَالنِّسَاءِ قال ألا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى إلا أَنَّهُ ليس نَبِيٌّ بَعْدِي

 جايگاه تو نسبت به من مثل جايگاه هارون به موسي است جز اين که پيامبري بعد از من نيست . (يعني علي بن ابيطالب (عليه السلام) مي ماند و بعد از من همان خلافت ثابت که قرآن براي هارون بيان کرده بود ، دارد . )

صحيح بخاري ، ج ٥ ، ح ٤٤١٦

يا تعبيري که در همان قضيه جنگ تبوک فرمودند :

لاينبغي ان اذهب وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي

من مي روم ؛ اما تو خليفه بعد از من بر تمام مؤمنين هستي .

در باره صحت آن ، آقاي الباني روايت را صحيح مي داند .

سنه ابن ابي عاصم ، ص ٥٥١

حاکم نيشابوري و ذهبي مي گويند :

روايت صحيح است .

حاکم نيشابوري ، مستدرک ، ج ٣  ، ص ١٣٣

حديث ولايت است که حضرت مي فرمايد :

وهو ولي کل مؤمن من بعدي

آقاي حاکم نيشابوري و ذهب مي گويند :

روايت ، صحيح است .

حاکم نيشابوري ، مستدرک ، ج ٣ ،ص ١١٠

يا تعبير ديگري که در قضيه حديث دار آمده :

إن هذا أخي ووصي وخليفتي فيكم

برادر من ، وصي و جانشين من بر شما است بعد از من .

تاريخ طبري ، ج ٢ ، ص ٦٢

ابن اثير ، الکامل ، ج ٢ ، ص ٤٤٨

بزرگان اهل سنت اين روايت را تصحيح کرده اند .

متقي هندي ، کنزالعمال ، ج ١٣ ،ص  ١٢٨

حاکم نيشابوري ، مستدرک ، ج ٣ ، ص ١٣٢

حديث امامت است که حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند :

انت امام کل مؤمن ومؤمنة

علي جان ! تو امام همه مردان و زنان مؤمن بعد از من هستي .

خوارزمي ، مناقب ، ص ٦١

يا تعبير اين که : تو امام المتقين هستي .

ابن اثير ، اسد الغابه ، ج ٣ ، ص ١٧٣

علي اميرالمؤمنين

ابو نعيم اصفهاني ، حليه الاولياء ، ج ١ ،ص ٦٣

يا در رابطه با حديث غدير مي فرمايند :

الستم تشهدون عني اولي بكل مؤمن ومؤمنة قالوا بلي وقال من كنت وليه فعلي وليه

آيا شهادت نمي دهيد که من بر هر مرد و زن مؤمني اولي هستم . هم گفتند : بله ،  فرمودند : هر کس من ولي امر او هستم ، علي هم ولي امر او است .

احمد بن حنبل ، فضائل الصحابه ، ج ١٥

يا اين که خود عمر بن خطاب بعد از آن به اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) تبريک گفتند :

فقال عمر بن الخطاب : يا ابن أَبي طالب ، أَصبحت اليومَ وَلِيّ كل مؤمن .

يا علي ! تو امروز ولي تمام مؤمنين هستي .

ابن کثير ، البدايه و النهايه ، ج ٧ ، ص ٣٥٠

اگر بنا بر محبت است ، اين واژه عمر بن خطاب به چه معنا است ؟

مي گويند :  علي بن ابيطالب (عليه السلام) استدلال نکرد . در کتاب هاي معتبر خودتان ، آقاي ابن کثير دمشقي در البدايه و النهايه ، جلد ٥ ، صفحه ٢٣٠ مي گويد :

فقام الناس كثير

علي بن ابيطالب (عليه السلام) مردم را قسم داد و فرمود : اي مردم ! پيامبر (صلي الله عليه و آله) در روز عيد غدير اين .... را گفت يا خير ؟ عده زيادي از مردم بلند شدند و گفتند : بله ، پيامبر (صلي الله عليه و آله) اين تعبير را به کار برد .

ابن کثير ، البدايه والنهايه ، ج ٥ ، ص ٢٣٠

ابن اثير ، اسد الغابه ، ج ٤ ، ص ٢٠٠

احمد بن حنبل ، مسند ، ج ٤ ، ص ٣٧٠

تعابير ديگري که پيامبر (صلي الله عليه و آله) در مورد حديث غدير به کار برده :

هذا ولي من انأ مولاه

علي بن ابيطالب (عليه السلام ) ولي هر کسي است که من مولاي او هستم .

الباني مي گويد : روايت ، صحيح است .

صحيح ابن ماجه ، ج اول ، ص ٤٣

من کنت وليه فانّ عليا وليه

هر کس من ولي او هستم ، علي بن ابيطالب (عليه السلام) هم ، ولي او است .

مسند بزار ، ج ٤ ، ص ٤١

هيثمي مي گويد : روايت ، صحيح است .

هيثمي ، مجمع الزوائد ، ج ٩ ، ص ١٠٧

من كنت وليه فهذا وليه

هر کس من ولي او هستم ، علي بن ابيطالب (عليه السلام) هم ولي او است .

حاکم نيشابوري و ذهبي مي گويد : روايت ، صحيح است .

حاکم نيشابوري ، مستدرک ، ج ٣ ، ص ١١٨

ابن كثير ، البدايه و النهايه ، ج ٥ ، ص ٢٠٩

من كنت اولي به من نفسه فعلي وليه

هر کس من اولي به نفس او هستم ، علي بن ابيطالب (عليه السلام) ولي امر او است .

طبراني ، معجم کبير ، ج ٥ ، ص ١٦٠

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) ديگر چه عبارتي به کار ببرد که مردم عذري نداشته باشند . در حالي که اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) اين موقعيت را دارند ، انصاف است که اين گونه بر خورد کنيد .

بلاذري نقل مي کند :

قال بعث أبو بكر عمر بن الخطاب إلى عليّ حين قعد عن بيعته وقال : ائتني به بأعنف العنف

ابوبکر به عمر دستور داد برويد و علي بن ابيطالب (عليه السلام) را با بدتري و فجيع ترين وضع براي بيعت بياوريد .

بلاذري ، انساب الاشراف ، ج اول ، ص ٥٨٠

آيا با آن سخنان پيامبر (صلي الله عليه و آله) اين انصاف است ؟  

ثم أخرجهم بتلابيبهم يساقون سوقا عنيفا حتى بايعوا أبا بكر

علي بن ابيطالب (عليه السلام) را از خانه بيرون کشاندند و عباي ايشان را بر گردنش پيچاندند و او را کشان کشان براي بيعت با ابوبکر مي برند .

جوهري ، السقيفه و فدک ، ص ٧٣

واجتمع الناس ينظرون ، وامتلأت شوارع المدينة بالرجال

وقتي علي بن ابيطالب (عليه السلام) را کشان کشان به طرف مسجد مي بردند ، کوچه مدينه از مردم موج مي زد .

جوهري ، السقيفه وفدک ، ص ٧٠

اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) در پاسخ به معاويه که گفت : آيا تو فراموش کردي آن روزي را که مثل شتر افسار زده ، تو را کشان کشان براي بيعت با ابوبکر آوردند . حضرت در پاسخ به او فرمودند :

وقلت إني كنت أقاد كما يقاد الجمل المخشوش حتى أبايع ولعمر الله لقد أردت أن تذم فمدحت ، وأن تفضح فافتضحت . وما على المسلم من غضاضة في أن يكون مظلوما

تو گفتي من همانند شتر افسار کشيده و سر کش براي بيعت بردند . خواستي مرا مذمت کني ، ولي من را مدح کني . خواستي مرا مفتضح کني ، اما خودت مفتضح شدي . مظلوميت براي يک مرد عيب نيست و اين که کسي ظالم است و مرا ظالمانه کشان کشان براي بيعت بردند ، اين ها همه عيب است .

ابن قتيبه دينوري مي گويد :

قي عمر ومعه قوم ، فأخرجوا عليا ، فمضوا به إلى أبي بكر ، فقالوا له : بايع ، فقال : إن أنا لم أفعل فمه ؟ قالوا : إذا والله الذي لا إله إلا هو نضرت عنقك

وقتي علي بن ابيطالب (عليه السلام) را کشان کشان به مسجد آوردند . به ايشان گفتند بايد با ابوبکر بيعت کني . حضرت فرمود : اگر بيعت نکنم چه مي شود ؟  عمر گفت : قسم به خداي لاشريک له ، اگر بيعت نکني ، گردنت را مي زنيم .

ابن قتيبه دينوري ، الامامه والسياسه ، ص ١٢

آيا اين انصاف است ؟ آيا پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) چنين بيعت به زور و عنف گرفته بود ؟ اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام ) فرمودند :

، قال : إذا تقتلون عبد الله وأخا رسوله ، قال عمر : أما عبد الله فنعم ، وأما أخو رسوله فلا  ، وأبو بكر ساكت لا يتكلم ، فقال له عمر : إلا تأمر فيه بأمرك ، فقال : لا أكرهه على شئ ما كانت فاطمة إلى جنبه ، فلحق علي بقبر رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - يصبح ويبكي ، وينادي ( يا ابن أم إن القوم استضعفوني وكادوا يقتلونني )

اگر مرا بکشيد ، يک بنده خدا و برادر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را کشته ايد . عمر گفت : اين که يک بنده خدايي را به خاطر بيعت کشتيم ، حرفي نيست ؛ اما اين که تو برادر پيامبري نه ! ابوبکر هم ساکت است و هيچ نمي گويد . عمر به ابوبکر اعتراض کرد ، دستور نمي دهي که گردن  علي بن ابيطالب (عليه السلام) را بزني ؟ علي را ما مجبور نمي کنيم تا زماني که حمايت کننده اي مانند فاطمه زهرا (سلام الله عليها ) داشته باشد .

يعني اگر مي خواهيد علي بن ابيطالب (عليه السلام) را از بين ببريد ، اول فاطمه زهرا (سلام الله عليها ) را برداريد . اميرالمؤمنيني که فاتح خيبر و بدر و حنين است و مردم جز شجاعت و مردانگي از علي بن ابيطالب (عليه السلام) نديدند . از علي بن ابيطالب (عليه السلام) تا به حال گريه و ناله نديده اند . يک دفعه ديدند :

علي بن ابيطالب (عليه السلام) به طرف قبر پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) رفت و ضجه و فرياد مي زد و مي گفت : اي پيامبر ! بعد از تو اين ها تصميم گرفتند که مرا تضعيف کنند و امروز مي خواهند مرا بکشند .

ابن قتيبه دينوري ، الامامه و السياسه ، باب کيف کانت بيعة علي.

بعد از اين هم کاري نکردند و حدود هفتاد سال روي منبر ها ، ناسزاگويي به اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را رسم کردند . مگر علي بن ابيطالب (عليه السلام) خليفه چهارم ، داماد پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، اول من اسلم ، فاتح تمام جنگ ها ، نبود از اين ها گذشته ، مگر علي بن ابيطالب (عليه السلام) مسلمان نبود ؟ آيا فحش دادن به يک مسلمان روي منبر ها بيشتر از هفتاد سال ا من الانصاف يابن الطلقاء ؟ آيا مظلوميت نيست که علي بن ابيطالب (عليه السلام) با آن سوابق و افتخارات با معاويه بن ابوسفيان که به تعبير آن حضرت :

والَّذى فلق الحبّة وبرىء النّسمة ما اسلموا ولكن استسلموه اسرّوا الكفر فلمّا وجدوا عليه أعوانا  

 يک لحظه هم به خدا ايمان نياورده و اسلام را نپذيرفته ، همان کفر قبل از اسلام را پرده اسلام بر آن کشيده .

آيا اين اوج مظلوميت علي بن ابيطالب (عليه السلام) نيست که امروز سريال براي پاک کردن جنايات و کثافت کاري هاي معاويه و يزيد بن معاويه ، بسازند و اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) و امام حسن و امام حسين (عليهم السلام) را به عنوان مدافع خلفاء و معاويه قرار دهند ؟

مجري :

واقعا احاديث تکان دهنده اي بود که هر بيننده اي بشنود ، بايد قلبش تکان بخورد که اين همه احاديث درباره اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) داريم و اين گونه مظلوميت که مي فرمايند : ان هاهنا جنبا جنبا ، واقعا انسان غصه مي خورد .

سؤال ديگري که از خدمت شما داشتم اين است که آيا پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) از شهادت حضرت امير (عليه السلام) خبري دادند يا خير ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

بنده به اين سؤال ، پاسخ مختصري مي دهم . در روايات متعدد داريم که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله ) از شهادت آقا اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) خبر داد . خود حضرت امير (عليه السلام) هم دارد که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) يک روز به من فرمودند :

إِن الشهادة من وراءك ، فكيف صبرك إِذا خضبت هذه من هذه بدم وأَهوى بيده إِلى لحيته ورأْسه ، فقال ، علي : يا رسول الله ، إِما أَن تثبت لي ما أَثبت ، فليس ذلك من مواطن الصبر ، ولكن من مواطن البشرى والكرمة .

شهادت به دنبال تو است . چگونه است که از خون فرقت آغشته به خون بشود . اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) فرمودند : يا رسول الله ! جز صبر چيز  ديگري از من نمي بينيد .

ابن اثير ، اسد الغابه ، ج ٤ ، ص ١١٠  

يا در روايتي که عايشه نقل مي کند :

عن عائشة قالت رأيت النبي صلى الله عليه وسلم التزم عليا وقبله ويقول بأبي الوحيد الشهيد بأبي الوحيد الشهيد .

رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را ديدم که علي بن ابيطالب (عليه السلام) را در آغوش گرفته و گريه مي کند و مي فرمايد : پدرم فداي علي بن ابيطالب (عليه السلام ) تنها و غريب كه مظلومانه به شهادت مي رسد .

مسند ابي يعلي ، ج ٤ ، ص ٣١٨

و ده ها روايت از اين قبيل که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) از شهادت حضرت امير (عليه السلام) خبر دادند .

مجري :

حضرت استاد ! خود حضرت امير (عليه السلام) خبر از شهادت خودشان داده اند يا نداده اند ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

 حضرت امير (عليه السلام) در روايات مختلف خبر شهادت خود را داده اند . در کتاب مسند احمد ، جلد اول ، صفحه ١٩٧ مي گويد :

فقال له اتَّقِ اللَّهَ يا علي فَإِنَّكَ مَيِّتٌ فقال علي رضي الله عنه بَلْ مَقْتُولٌ ضَرْبَةٌ على هذا تَخْضِبُ هذه يَعْنِى لِحْيَتَهُ من رَأْسِهِ عَهْدٌ مَعْهُودٌ وَقَضَاءٌ مقضي وقد خَابَ مَنِ افْتَرَى وَعَاتَبَهُ في لِبَاسِهِ فقال ما لَكُمْ وَلِلِّبَاسِ هو أَبَعْدُ مِنَ الْكِبْرِ وَأَجْدَرُ أَنْ يَقْتَدِىَ بي الْمُسْلِمُ

يکي از صحابه به حضرت امير (عليه السلام) گفت : يا علي اگر به فلان جا برويد ، کشته مي شويد . حضرت فرمودند : من کشته نمي شوم ؛ چون پيامبر (صلي الله عليه و آله) به من خبر داد بر اين که روزي خواهد رسيد . آن روز هنوز نرسيده که محاسنم از خون سرم خضاب شود .

مسند احمد ، ج اول  ص ١٩٧

احمد بن حنبل ، فضائل الصحابه ، ج اول ، ص ٥٥٣

روايات متعدد ديگري از جمله البدايه و النهايه ابن کثير دمشقي ، جلد ٧ ، صفحه ٣٢٤ که فرمودند :

 قال علي والذي فلق الحبة وبرأ النسمة لتخضبن هذه من هذه للحيته من رأسه ...

به خدايي که دانه را شکافت و بشر را آفريد ، يک روزي خواهد رسيد که محاسنم از خون سرم خضاب خواهد شد .

ابن کثير ، البدايه و النهايه ، ج ٧ ، ص ٣٢٤

مجري :

حضرت استاد ! در منابع اهل سنت سخني از قاتل اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) آمده يا خير ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

از قاتل اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) در کتاب هاي اهل سنت دو نوع سخن آمده است . ابن حزم اندلسي مي گويد :  

أن عبد الرحمن ابن ملجم لم يقتل عليا رضي الله عنه الا متأولا مجتهدا مقدرا انه على صواب ، وفى ذلك .

اگر عبد الرحمن ، علي بن ابيطالب (عليه السلام) را کشت ، نظرش اين بوده و اجتهاد کرده و ثوابي هم برده .

ابن حزم ، المحلي ، ج ١٠ ،ص  ٤٨٤

هم چنين ابن تيميه در منهاج السنه هم در جلد اول ، صفحه ١٥٣ و هم در جلد ٥ ،صفحه ٤٧ مفصل دارد :

قتله واحد منهم وهو عبدالرحمن بن ملجم المرادي مع كونه كان من أعبد الناس وأهل العلم

اگر عبد الرحمن بن ملجم مرادي ، علي بن ابيطالب (عليه السلام) را کشت ، او از عابدترين مردم و از اهل علم بوده .

ابن تيميه ، منهاج السنه ، ج اول ، ص ١٥٣

ابن تيميه ، منهاج السنه ، ج ٥ ، ص ٤٧

اين هم قضاوت ابن حزم اندلسي و ابن تيميه ، امام وهابي ها بود . اما اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) نسبت به قاتلش مي گويد :

أخبرني الصادق المصدوق صلى الله عليه وسلم انى لا أموت حتى اضرب على هذه وأشار إلى مقدم رأسه الأيسر فتخضب هذه منها بدم وأخذ بلحيته وقال يقتلك أشقى هذه الأمة

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) به من خبر داده که از دنيا نخواهم رفت ، جز روزي که از فرق سرم خون جاري شود و محاسنم خضاب شود . يا علي ! شقي ترين افراد اين امت تو را خواهند کشت .

مسند ابي يعلي ، ج ١ ، ص ٤٣١

طبراني ، معجم کبير ، ج ۸ ، ص ۳۸

متقي هندي ، کنز العمال ، ج ۱۳ ، ص ۱۹۲

پيامبر (صلي الله عليه و آله) به قاتل علي بن ابيطالب (عليه السلام) مي گويد : شقي ترين اين امت ؛ اما ابن تيميه مي گويد : من  اعبد الناس و اهل العلم ، ابن حزم هم مي گويد : کان مجتهدا متأولا متعهدا علي انه علي صواب .

 مصادر ديگر با سند هاي صحيح در اين زمينه موجود است . مجمع الزوائد هيثمي ، در جلد اول ، صفحه ۱۳۶ صراحت دارد که اين روايت کاملا صحيح است و از نظر سند هيچ مشکلي ندارد .

مجري :

حضرت استاد ! آخرين سخني که حضرت امير (صلي الله عليه و آله) در هنگام ضربت خوردن بيان کردند ، فزت ورب الکعبه بود . اين هم نشان از ايمان و عمق توحيد حضرت امير (عليه السلام) است که منتظر چه قضيه اي هستند كه اين پيام عجيب و ماندگاري در تاريخ گفتند .

بنده مي خواستم مقايسه اي داشته باشيم . اين کلام مولاي ما بود که در آخرين لحظات عمر شريفشان بيان کردند . خلفاي ديگر در آخرين لحظات عمر خود چه گفته اند ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

همان طور که حضرت عالي اشاره کرديد ، وقتي شمشير عبد الرحمن بن ملجم ، بر فرق مبارکشان خورد ، به قدري از لقاي پروردگار خوشحال بود ، گفت :

فزت ورب الکعبه ، قسم به خداي کعبه من رستگار شدم و به آرزويم رسيدم .

اما آقايان اهل سنت در کتاب هاي معتبرشان مي گويند :

 وثلاث تركتهن وددت أنى فعلتهن وثلاث وددت أنى سألت عنهن رسول الله صلى الله عليه وسلم فأما الثلاث اللاتي وددت أنى تركتهن فوددت أنى لم أكشف بيت فاطمة عن شئ وإن كانوا قد غلقوه على الحرب

وقتي ابوبکر مي خواست از دنيا برود ، مردم به عيادتش مي آمدند و مي گويد : من چند کار انجام دادم که از انجام آن پشيمانم و تأسف مي خورم که اي کاش انجام نداده بودم . اي کاش من دستور حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله عليها ) را نداده بودم . اگر چه خانه حضرت زهرا (سلام الله عليها ) به عنوان سنگر جنگي بسته شده بود .

ذهبي ، تاريخ الاسلام ، ج اول ، ص ٣٨٨

تاريخ طبري ، ج ٢  ، ص ٦١٩

از خليفه دوم ، آقايان از جمله سنن کبراي بيهقي ، جلد ١٠ ،صفحه ٩٧ نقل کرده :

قال سمعت بن عباس رضي الله عنه يقول لما طعن عمر بن الخطاب رضي الله عنه دخلت عليه فقلت أبشر يا أمير المؤمنين فإن الله تعالى قد مصر بك الأمصار ودفع بك النفاق وأفشى بك الرزق فقال عمر أفي الإمارة تثني علي يا بن عباس قال نعم يا أمير المؤمنين وفي غيرها قال فوالذي نفسي بيده لوددت أني خرجت منها كما دخلت فيها لا أجر ولا وزر

وقتي مردم به هنگام مردن خليفه دوم به عيادت او رفته بودند ، گفتند : خوشا به سعادتت که شما کارهاي خوبي انجام داده بودي . خليفه دوم گفت : ابن عباس ! من در طول عمرم به قدري کارهايي انجام داده ام که اگر کار خوب کردم با کار هاي بدم يکسان شود ، پاداشي از خداوند نمي خواهم .

بيهقي ، سنن کبري ، ج ١٠ ،ص  ٩٧            

ابن عساکر ، تاريخ مدينه دمشق ، ج ٤ ، ص ٤٢٤

ابن شبه نميري ، تاريخ مدينه منوره ، ج ٣ ، ص ٩١٣

 اين آرزوي خليفه دوم است که مي گويد : روزي که من خلافت را به دست گرفتم ، هر کار خوبي که کردم ، در برابر کار هاي بدم جبران کند . من از خداوند چيزي نمي خواهم ؛ اما مرا روز قيامت گرفتار آتش جهنم نکند .

علاوه بر اين آقايان مطالبي را نقل کرده اند . اگر من اين تعبير را به کار مي برم، از برادران و خواهران عزيز اهل سنت عذر مي خواهم . اين قضيه در کتاب ها معتبر شما آمده است .

 ٣٠ قَالَ أَبُو بَكْرٍ الصديقُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَنَظَرَ إِلاى عُصْفُورٍ : ( طُوبَى لَكَ يَا عُصْفُورُ تَأْكُلُ مِنَ الثمَارِ ، وَتَطِيرُ فِي الأَشْجَارِ ، لاَ حِسَابَ عَلَيْكَ وَلاَ عَذَابَ ، وَاللَّهِ لَوَدَدْتُ أَني كَبْشٌ يُسَمنُنِي أَهْلِي ، فَإِذا كُنْتُ أَعْظَمَ مَا كُنْتُ وَأَسْمَنَهُ يَذْبَحُونِي فَيَجْعَلُونِي بَعْضِي شِوَاءً وَبَعْضِي قَدِيدَاً ، ثُمَّ أَكَلُونِي ثُمَّ أَلْقُونِي عَذِرَةً فِي الْحَش ، وَأَني لَمْ أَكُنْ خُلِقْتُ بَشَرَاً ) ( ابن زنجويه في الْوجل )

ابوبکر در آخرين لحظات عمرش به گنجشکي نگاه کرد که روي درخت بود . گفت : اي گنجشک خوشا به حالت از ميوه ها مي خوري و روي درخت ها پرواز مي کني ، حساب و کتاب و عذابي هم نيست . اي کاش من گوسفندي بودم و فاميلم مرا چاق و سپس ذبح مي کردند . بخشي از گوشتم را آبگوشت و بخش ديگر را کباب مي کردند . سپس مرا مي خوردند و مرا به صورت مدفوع در توالتي پرت مي کردند .

سيوطي ، جامع الاحاديث ، ج ١٣ ، ص ٥١

متقي هندي ، کنز العمال ، ج ١٢ ، ص ٢٣٨ و ٢٧٧

ابو نعيم اصفهاني . حليه الاولياء ، ج ١ ، ص ٥٢

اين آرزوي خليفه اول است كه در کتاب هاي اهل سنت نقل کرده است . اين را با عبارتي از حضرت امير (عليه السلام) مقايسه کنيد که در آخرين لحظات زندگيشان بيان کردند . بعد قضاوت کنيد که انصاف است که به اين شکل بخواهد طلا را بگذارد و سراغ چيزي برود که با طلا قابل مقايسه نيست .

مجري :

حضرت استاد ! شما به آخرين کلام حضرت امير (عليه السلام) اشاره کرديد . لطف کنيد آخرين سخني را که در بستر شهادت فرمودند ، چه بود ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

در رابطه با آخرين جمله اي که اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) در بستر شهادت فرمودند ، ابن اثير جزري ، در اسد الغابه ، جلد ٤ ، صفحه ١١٤ ، حديث ٣٧٨٩ مي گويد :

. قال : إِني مفارقكم . فبكت أَم كلثوم من وراء الحجاب ، فقال لها : اسكتي ، فلو ترين ماذا أَرى لما بكيت . قال فقلت : يا أَمير المؤمنين ، ما ترى ؟ قال : هذه الملائكة وفود ، والنبييون ، وهذا محمد يقول : يا علي ، أَبْشِر ، فما تصير إِليه خَيرٌ مما أَنت فيه .

        خدمت حضرت امير (عليه السلام) رفتم . حضرت رو به فرزندانش کرد كه زينبين در پشت پرده بودند و امام حسن و امام حسين و حضرت عباس و ديگر فرزندانشان حضور داشتند . حضرت فرمود : فرزندان من ! وقت خداحافظي و فراغ است . ديديم صداي ضجه و گريه ام کلثوم از پشت پرده بلند شد . حضرت فرمود : دخترم آرام باش . دخترم اگر آن چه را که من مي بينم ، مي ديدي ، گريه نمي کردي .

گفتم : يا اميرالمؤمنين چه مي بيني ؟ فرمودند : مي بينم ملائکه را که صف به صف به استقبالم آمده اند . پيامبران صف به صف به استقبال من آمده اند . پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) جلوتر از پيامبران ايستاده اند و مي فرمايند : يا علي ! بشارت باد . هر چه سريعتر بيا . ما منتظر قدوم تو هستيم .

ابن اثير جزري ، اسد الغابه ، ج ٤ ، ص ١١٤ ، ح ٣٧٨٩

روايتي را آقاي زمخشري نقل مي کند که خيلي جانسوز  است . مي گويد :

قال : أسماء بنت عميس أنا لعند علي بن أبي طالب عليه السلام بعد ما ضربه ابن ملجم لعنه الله إذا شهق شهقة ثم أغمي عليه ثم أفاق فقال : مرحبا الحمد لله الذي صدقنا وعده وأورثنا الجنة فقيل له : ما ترى ؟ قال هذا رسول الله صلى الله عليه وسلم وأخي جعفر وعمي حمزة وأبواب السماء مفتحة والملائكة ينزلون يسلمون علي ويبشرون هذه فاطمة قد أطاف بها وصايفها من الحور وهذه منازلي في الجنة لمثل هذا فليعمل العاملون

وقتي ابن ملجم مرادي ضربه زد . اسماء بنت عميس نقل مي کند که شب بيست و يک ماه رمضان بود . ديديم که حضرت امير (عليه السلام) فريادي كشيد و ناله اي زد و از هوش رفت . وقتي به هوش آمد ، فرمود : خدا رو شکر که به وعده اش عمل کرد و ما را وارث بهشت کرد . گفتند : يا علي ! چه مي بينيد ؟ فرمودند : اين برادرم رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) است . اين برادر ديگرم جعفر بن ابيطالب است . اين عمويم حمزه است که به اين جا آمده اند . مي بينم که در هاي آسمان گشوده شده و منتظر ورود من است. ملائکه دسته دسته مي آيند و به من سلام مي دهند و به من بشارت مي دهند .

اسماء بنت عميس جمله ديگري از اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) نقل مي کنند :

اين فاطمه زهرا (سلام الله عليها ) است که در کنار ملائکه به استقبال من آمده است . 

شايد علي بن ابيطالب (عليه السلام) در طول ٣٠ سالي كه بعد از حضرت زهرا (سلام الله عليها ) زنده بودند ، ابن عباس مي گويد : در جنگ صفين حنا گذاشته بودم ، به ايشان گفتم : علي جان ! محاسنت سفيد شده . ما حنا تهيه کرديم ، از اين حنا شما هم استفاده کنيد . حضرت فرمودند : ابن عباس ! آيا خبر نداري که من هنوز عزادار فاطمه زهرا (سلام الله عليه ) هستم . هنوز مصيبت ايشان از دل ما بيرون نرفته . اما وقتي در چنين شبي حضرت امير (عليه السلام) مي خواهند از اين دنيا پيش خدا عالم برود ، مشاهده مي کند که فاطمه زهرا ﴿سلام الله عليها ﴾ به استقبالش آمده :

علي دست خدا امشب به جنت مي نهد پا را

پيمبر آورد از بهر استقبال زهرا را

ملاقات علي و قاطمه باشد تماشايي

ز مظلومي کند ، مظلومه اي امشب پذيرايي

نشان بر هم دهند از چشم احمد دور ، سر بسته

       علي فرقش شکسته فاطمه پهلوي بشکسته

خدايا تورا قسم مي دهيم به پهلوي بشکسته زهرا ، به فرق بشکافته  علي ، هر چه سريعتر فرج مولاي ما حجت ابن الحسن را نزديک نموده  و ما را از ياران ويژه آن حضرت قرار بده .

خدايا امشب که شب قدر است ، به آبروي علي و زهرا (عليهم السلام ) گناهان ما را ببخش و بيامرز .

خدايا اگر به خاطر گناهانمان قرار است که از افراد شقي باشيم ، به آبروي زهرا و علي (عليهم السلام) ، ما را جزء سعداء قرار بده .

مجري :

از شما استاد عزيز و شما بيننده گرامي که در اين شب قدر همراه ما بوديد ، تشکر مي کنيم .

اللهم عجل لوليک الفرج