سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٦٠ - سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!

سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!

کد مطلب: ٥٤٢٣ تاریخ انتشار: ٢١ اسفند ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٢٣٤٠ سخنراني ها » شبکه ولايت سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
حبل المتين ٩٠/١٢/٢١

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٩٠/١٢/٢١

مجري:

يكي ازموانع تقريب اين است كه سني ها معتقدند شيعه صحابه را لعن وتكفير مي كنند وآنها را مرتد مي دانند واين مباحث، كفر آميز مي باشد؛ لذا ما بايد شيعان را تكفير كنيم. بنابراين از محضر استاد عزيز خواهشمندم در اين مورد توضيح بفرمايند.

استاد قزويني :

قبل از جواب سؤال شما چند نكته را خدمت بينندگان عزيز چه شيعه و چه سني و همچنين خدمت كارشناسان شبكه هاي وهابي عرض كنم آقايان معمولاً وقتي صبحت مي كنند مي گويند: آقايان شيعه ها يك در ميلون احتمال بدهند كه خطا رفته اند آيا اين سبب نمي شود كه از مذهب شان دست بر دارند و به مذهب حق نائل آيند و يا براي شما عرض كنم مثل طلسم شكنان كه از قضيه بر گشتند و رفتند.

من در اينجا چند تا نكته را عرض مي كنم :

در اين كه با يد هر كسي نسبت به مذهبش تحقيقاتي داشته باشد و نسبت به معتقدات خودش با تحقيق جلو رفته باشد جاي هيچ شك و شبه نيست؛ همچنانكه خدا در قران در سوره سبأ آيه ٢٤، خطاب به نبي مكرم (ص) كه حق مطلق و افتخار انبياء و نگين عالم هستي است، مي فرمايد :

وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَي هُدًي أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ

خطاب به مشركين مي گويد: يكي از ما حق هستيم و ديگري باطل و در اين هيچ شك و شبه نيست. وهمچنين در سوره زمر آيه ١٨ مي فرمايد :

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

ولي من اين نكته را مي خواهم عرض كنم كه بهترين روش براي تشخيص اين كه آيا اين مذهب حق است يا باطل، آنچه صاحبان مذهب در اين با زار پر تلاطم و پرغوغاي فرهنگي دارند، فرهنگ خودشان را عرضه مي كنند و ديگر مثل گذشته نيست كه امثال ابن تيميه بيايد در گوشه اي از حران دمشق يك سري حرف هايي را بزند و يك عده هم بيايند حرفهاي او را بپذيرند و يا شيعه حرفي بزند وعده اي بيايند حرفهاي آن را بپذيرند امروز دنيا دنياي رسانه است و هر يكي از صاحبان مذهب، كالاي مذهبي خود شان را دارند ارائه مي دهند مردم دارند مي بينند و اين بهترين راه براي تشخيص است و ما در مقام جسارت نيستيم ولي اگر كسي بيايد يك هفته حرفهاي شبكه ولايت را ببيند كه مستند و مستدل با ذكر جلد و صفحه بيان مي شود به حقيقت پي مي برد.

اينها مي گويند: فلاني اتوكيو درست كرده است و بنده در ابتدا به يكي از تماس گيرنده ها گفتم كه اين آقا نمي داند ولي اگر يك مجري كه الفباي رسانه را خبر ندارد بايد به عقل اين آقايان فاتحه خواند وقضيه اتوكيو فقط براي يك فايل محدودهست كه درمسائل خبري قابل استفاده است نه در برنامه هاي كه ما داريم كه عمدتا بانرم افزارهاي مختلف داريم كار مي كنيم كه اصلا تا اكنون درصنعت رسانه واتوكيو موفق نبوده وبعيد هم است كه موفق باشد

و يا فرض ما به مانتور نگاه مي كنيم خوب شما هم براي كارشناس هايتان يك مانتور ده متر در بيست متر بگذاريد تا نگاه بكنند. كارشناس هاي شما از روي قرآن، دارد قرآن را غلط مي خوانند. اين آقايي كه از پشت ديوار ويرانه هاي سقيفه، تصويرش هم كه نيست آنجا از رو كاغذ مي خواند پنجاه مورد غلط قرآن دوستان از او گرفته اند.

آن زمان كه ما از شبكه سلام برنامه داشتيم مي گفتند: قزويني ده دوازده تا از شاگردانش كنارش هست هر سؤالي كه مي شود و او مستند جواب مي دهد، به خاطراين است كه شاگردانش سريع آماده مي كنند و وقتي هم كه برنامه زنده شد ديدند ما به دوربين نگاه مي كنيم و هر وقتي هم كه نياز باشد به مانتور نگاه مي كنيم اين هيچ عيب نيست ولي ما كه خبرنداريم كه چه كسي چي چيزي سوال مي كند و اين پاسخ هاي كه مستدل و مستند داده مي شود با جلد صفحه.

چه اشكال دارد شما هم بياييد براي كارشناس ها يتان يك مانتور بگذاريد و كامپيوتر كه منحصر به فرد نيست و اين كارشناس ها هم بيايند از اين فن استفاده بكنند و مستند و مستدل حرفشان را بيان بكنند و چرنديات نبافند؛ مثلا ديشب درمورد جنگ جمل مي گفت: عائشه براي صلح رفته بود نه جنگ در حالي كه كسي نيست از اين آقا سوال بكند براي كدام صلح رفته بود و چه كسي دعوا كرده بود كه عائشه رفته بود براي صلح در بصره. از طرفي مي گويند كه حضرت عائشه توبه كرد اگر براي صلح رفته بود توبه براي چه و توبه معني ندارد؛ يعني براي كاري خير توبه كرده است در دو دقيقه آن قدر تناقض در حرفهاي اين آقا است كه هر مخاطبي مي تواند تشخيص بدهيد كه اين آقا حق است يا باطل. اصلاً نيازي به دقت بشتري نيست حتي يك بچه هم تشخيص مي دهد كه اين قضايا چه هست .

نكته ديگر اينكه ما اعلام كرديم طبق منطق قرآن كه درآيه مباهله وقتي اينها حق نيستند پيامبر(ص) اينها را به مناظره و مباهله دعوت مي كند :

قل هاتو برهانكم ان كنتم صادقين

ِ سوره البقرة آيه ١١١

دليل تان را بياريد به ما بگويد اگر راست مي گوييد.

ماهم گفتيم بياييد با هم بنشينيم صحبت كنيم يا بيايند اينجا، يا ترتيب بدهيد ما بياييم آنجا و يا استديو به استديو.

اينها يك روز مي گويند: ما مناظره مي كنيم و يك روزهم مي گويند شرط مي گذاريم، يك روز هم مي گويند شرط فلاني را قبول مي كنيم و يك روز هم مي گويند ما مناظره نمي كنيم چون فلاني دورغ مي گويد. خوب بياييد دورغ هاي مارا ثابت كنيد اين كه بهتراست با آدم دورغ گو مناظره كردن ديگر خود به خود وسيله پيروزي شما هست.

بياييد ده تا و يا بيست تا از اين دورغ هاي را كه ما مي گويم براي مردم ثابت كنيد.

يك روز مي گويند ما مي ترسيم حتي از عكس ايشان هم مي ترسيم و تعابر بسيار وقيحي به كار مي برند؛ مثل مارمولك و غيره كه گويا عكس خودش را در آينه نگاه مي كنند و قيافه خودش را براي ديگران ترسيم مي كنند ما كه نمي دانيم قضيه چه هست.

ما خواهش كرديم و التماس كرديم هر شرطي شما گفتيد و هر موضوعي كه شما بيان كرديد، ما قبول داريم و گفتيم اگر ما ترسناك هستيم شاگردان و ساير دوستان كه اعلام آمادگي كرده اند، ترسناك نيستند و آيا همه وحشتناك هستند و همه غير عادي هستند و همه مارمولك هستند.

حتي شما اين اندازه توانايي نداريد يك سري افرادي عادي كه مي آيند مثل خانم صفايي كه كارمند بهزيستي است و يا آقاي زارعي و شريفي كه مدرك سكل بشتر ندارد شما حتي تحمل سوالات اينها را نداريد.

ما واقعا آمادگي داريم و رسماً اعلام مي كنيم جناب حيدري يك طرف قرار بگيرد و خانم صفاي و آقاي شريفي يك طرف. اين ها سؤال كنند و حيدري جواب بدهد و به صورت مناظره هم نباشد، مردم مردم قضاوت كنند و يك برنامه بگذارند نيم ساعته و يك ساعته يكي از سه چهار نفر بيايد سؤال بپرسند.

اما وقتي مثلا آقاي زارعي زنگ مي زند پشت سرش فوراً زنگ مي زنند فحش مي دهند و اين دليل بر اين است كه شما حق هستيد و واقعاً از اين بهتر دليل براي حقانيت نيست؛ چون يكي از نشانه هاي حقانيت، فحش دادن است و اجداد شما جناب معاويه از اين ترفند و فرمول استفاده كرده بود. و يا نسبت به خانم صفايي و سايرين اهانت ها، جسارت ها و فحاشي ها انجام مي دهند. خوب اين دليل بر اين است كه شما شكست خورده و باطل هستيد، ديگر نيازي به اين مسائل نيست.

نكته ديگر: همين كه شما اجازه نمي دهيد يك بچه شيعه بيايد در آنجا آزادانه حرفش را بزند و تا كسي مي آيد يك شبهه وارد مي كند، بلا فاصله شروع مي كنيد سؤال پيچ كردن و وسط حرفش مي پريد و شروع مي كنيد توهين كردن و جسارت كردن. ولي برخي افرادي كه خودشان اعتراف مي كنند (اگر عاقل باشند اقرار العقلاء علي انفسهم جايز)، ما خر بوديم خر تر از همه بوديم اينها مي آيند ده دقيقه يك ربع آزادانه هر چه مي خواهند حرف مي زنند. خوب اين كه اشكال ندارد؛ چون كبوتر با كبوتر باز با باز، كند هم جنس با هم جنس پرواز.

همين كه شما اجازه نمي دهيد يك بچه شيعه يك كارمند بهزيستي و يك شخص داراي مدرك سكل، حرفشان را بزنند آيا نشانه باطل بودن شما نيست؟ اين بهترين راه نيست، حد اقل سر عقل بياييد و يا مخاطبين شما يك جور فكر بكنند وجدان خدا دادي را به كار ببندند، ببينند حق چيست؟ و يا احتمال بدهيد اين كارهاي شما نشانه بطلان شما و نشانه ناحق بودن شما است و يك درهزار هم احتمال بدهيد كافي است كه از فرقه و مذهب باطل دست برداريد و مخاطبين شما يك مقدار وجدان و عقل شان را به كار بيندازند.

و يا وقتي مياييد از آيات و روايت، انتخاب گزينشي مي كنيد مي آييد فرمول مي دهيد كه يا از قرآن باشد و يا ازسنت باشد. و ما روايت داريم و روايت يك سند دارد و يك متن، اگرسند روايت را بررسي نكنيم ارزش ندارد؛ در حاليكه شما همانجا بلا فاصله ده روايت از كتب شيعه مي خوانيد اگر راست مي گوييد و وجدان داريد بياييد دو سه تا روايت از كتب شيعه بخوانيد و آن را هم از لحاظ سندي طبق مباني جرح تعديل شيعه بررسي بكنيد و هم از نگاه فقه الحديث و متنش يك بررسي كنيد؛ نه اينكه بگوييد اگر كسي از كتاب هاي شما بر عليه شما اقدام كند بايد بررسي سند شود و مي گوييد چون حديث بدون سند مثل ماشين و خانه بدون سند است كه ارزشي ندارد.

ولي اگر چنانچه شما بخواهيد حرف بزنيد براي اثبات مذهب باطل خودتان به هر روايت تمسك مي كنيد كه نه آدرس مي دهيد و نه سند ارائه مي دهيد و نه متن مي خوانيد.

و يا مي خواهيد به شيعه حمله كنيد. ما نديديم در اين هجمه ها، يك روايت از بحار بخوانيد و بگوييد كه اين روايت از لحاظ سند در نزد شيعه اين گونه است در حالي كه روايتي را كه شيعه قبول ندارد و سند و متنش اشكال دارد ، در شبكه تان نشان مي دهيد. آيا اين دليل بر بطلان نيست. حد اقل وجدان خودتان را قاضي قرار بدهيد.

از بينندگان شما من به عنوان يك برادر كوچك مي خواهم يك لحظه فكر كنند و روش اين آقايان را ببينيد؛ آيا اينها دليل بر بطلان اين آقايان و دليل بر بطلان معتقدات و مذهب اين آقايان نيست؟

و تا به كي تعصبات باطل ، ما را به انحراف بكشاند، اين پرده هاي ضخيم تعصب هر روز بيش تر از پيش به عمق اين بطلان فرو ببرد.

برادران و خواهران عزيز ! اين را بدانيد يك بار به دنياء آمديد وقتي كه ملك الموت ميايد ديگر آنجا گفتن :

قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ

(سوره مومنون/ ٩٩ )

لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا

(سوره مومنون/١٠٠ )

معني ندارد، هر چه التماس و خواهش كيند حتي يك ثانيه ملك الموت به شما اجازه تأخير نمي دهد :

فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ

(سوره اعراف/ ٣٤ )

نكند اول مرگ شما، اول ندامت ، پشماني ، بدبختي و تأسف باشد؛ در حاليكه اعتراف بكنيد فلاني در شبكه ولايت گفت ولي

غلبت علينا شقوتنا ؛

يعني بيچارگي و شقاوت ما باعث بدبختي ما شد. و بعضي شبكه هاي وهابي ما را گمراه كردند ولي خدا به شما عقل داده هيچ نمي خواهد جز اين كه يك هفته برنامه هاي شبكه ولايت را ببينيد و برنامه هاي شبكه آنها را نيز نگاه بكنيد

در شبكه ما آقايان تماس مي گيرند حتي فحش مي دهند و با نام هاي مثل : حسن ،ام اسماء و ابوخالد و... كه همگي جعلي مي باشند

در حالي كه تقيه را نفاق مي دانند؛ اما بعد مي آيند افتخار مي كنند كه ما از تقيه اينها استفاده كرديم و اسم خودمان را عوض كرديم به آنها فحش داديم ما كه فحش دادن شما را پخش مي كنيم و اصلاً فحش دادن هنر است و اگر هنر است ما حاضريم هنرهاي شما را در اين شبكه به نمايش بگذاريم هيچ ابائي هم نداريم. اين فحش دليل ذلت ، بيچارگي، بدبختي و بطلان شما است و اگر كسي دليل داشته باشد و حرف براي زدن داشته باشد، فحش نمي دهد و اين معاويه و اتباعش و ابن تيميه و اتباعش مي باشند كه متوسل به فحش و امثال اين ها مي شوند.

اما در رابطه به گفته اينها كه مي گويند: شيخ الاسلام ابن تيميه، شيعه را اصلاً كافر نداسته است و مي گويد مذهب شيعه يكي از مذاهب اسلامي است .

ما نمي دانيم كه اينها آثار ابن تيميه را حد اقل ده صفحه مطالعه كرده اند يانه ؟

مثلاً ايشان در كتاب الصارم المسلول در جواب شيعيان مي گويد :

إلي ان زعمانهم ارتدوا بعد رسول الله الا نفرا قليلا لا يبلغون بضعة عشر نفسا أو انهم فسقوا عامتهم فهذا لا ريب ايضا في كفره فانه مكذب لما نصه القران في غير موضع من الرضي عنهم والثناء عليهم بل من يشك في كفر مثل هذا فان كفره متعين

يعني نه تنها ما شيعه را كافر مي دانيم؛ بلكه كساني كه شيعه را كافر نمي دانند نيز كافر مي دانيم.

الصارم المسلول علي شاتم الرسول، ج٣، ص ١١١٠

اگر مطلب اين است عزيزان دقت بكنند اين برنامه هاي كه اينها آورده اند و اين كتاب البداية والنهاية آقاي ابن كثير شما است كه مي فرمايد: شيعه معتقد است صحابه مرتد شده است به خاطر اين شيعه كافر است و هر كسي شيعه را كافر نداند خودش نيز كافر است پس در مورد اين روايت كه اين ها از عائشه نقل كرده اند چه مي گويند:

وقد روي هذا عن هشام بن عروة عن أبيه عن عائشة ومن حديث القاسم وعمرة عن عائشة قالت لما قبض رسول الله ارتدت العرب قاطبة

البداية والنهاية ، ج ٦ ، ص٣٠٤

يعني همه اعراب مرتد شدند و همين عبارت در لسان العرب نيز از عائشه نقل شده است:

وفي حديث عائشة ، رضي الله عنها : لما قبض سيدنا رسول الله ، صلي الله عليه وسلم ، ارتدت العرب قاطبة أي جميعهم

لسان العرب، ج ١، ص ٦٨١

يعني همه عرب مرتد شدند. اگر در كتب شيعه آمده است كه هفت و يا هشت نفر از صحابه مرتد نشده و باقي مانده است، اينها مي گويند اصلاً يك نفر هم نمانده است و اين مطلب در كتب مختلف مثل : النهاية في غريب الحديث و بحر المحيط آمده است.

و همچنين خود عائشه نقل مي كند وقتي پيامبر(ص) از دنيا رفت، جناب خليفه دوم شروع به صبحت كردن نمود و رسما اعلام كرد :

لقد خَوَّفَ عُمَرُ الناس

صحيح البخاري، ج ٣، ص١٣٤١

اين ديگر ربطي به اصحاب رده هم ندارد همان ابتداي امر تازه ابوبكر روز دوم و يا سوم آورده اند مسجد، عمر بالاي منبر خطبه خواند :

خَوَّفَ عُمَرُ الناس

يعني جناب عمر مردم را ترساند و اين مردم چه كسي هستند، يهودي ها يا مسيحي ها و يا توده مردم و صحابه

َإِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا

يعني در ميان اين مردم و صحابه منافق بودند و آيا اگر كسي بيايد و بگويد صحابه منافق بود، حكمش چيست؟ آقاي ابن تيميه! شما مي گويد: شيعه گفته صحابه مرتد شد، الا پنج و ده نفر، به خاطر همين ما بايد بگويم شيعه كافر است و اگر كسي نگويد شيعه كافر است ما او را هم كافر مي دانيم.

عزيزان در اين جا دقت كنند در رابطه به بحث هايي كه اين آقايان آورده اند من از كتاب تاريخ الاسلام آقاي ذهبي مي خواهم بياورم در اينجا ايشان كاملا مطرح مي كند. در ترجمه يكي از روات ايشان مي گويد:

لما مات النبي صلي الله عليه وسلم كفر الناس إلا خمسة .

تاريخ الإسلام ، ج ١١، ص٢٨٠

مردم كافر شدند مگر پنج نفر؛ يعني تمام مردم كافر شدند غير از پنج نفر تمام مردم كافر شدند و اين ديگر مربوطه به اصحاب رده و غيره نيست يعني توده مردم و تمام صحابه آمده اند كافر شدند.

وقتي يكي آقايي مي گويد تمام صحابه كافر شدند غير ازپنج نفر، ما بايد بلا فاصله بگويم كه آقاي عمرو بن ثابت شما كه گفته اي: كفر الناس الا خمسة، تو غير ثقه هستي و به خاطر همين آقايان تضعيفش كرده اند.

ولي چنانچه در كافي و يا در بحار روايت بيايد، مي گويند: بررسي سندي لازم نيست هر چي در كتاب كافي آمده امام زمان حضرت مهدي(عج) گفته است كه:

الكافي كاف لشيعتنا.

ما نمي دانيم اين آقايان ابن مطلب را از كجا آورده اند؟ بزرگان ما چون محدث نوري مي گويد: اين مطلب حتي درروايت ضعيف هم نيامده است. واين را يك آدم بي سليقه به خاطر يك خوابي در مقدمه كتاب كافي آورده است و هيچ فقيه و عالمي آن را بيان نكرده است.

شما كه مي گوييد: ما فرمول داريم و فرمول حديث اين است كه از لحاظ سند بررسي شود؛ پس بياييد اين مطلب را كه حضرت مهدي (عج) گفته: الكافي كاف لشيعتنا، در كدام يك از كتاب هاي روائي ما آمده است و كدام يكي از فقهاء شيعه آن را با چه سندي آورده است؟

در اينجا آقاي عمرو بن ثابت مي گويد :

لما مات النبي صلي الله عليه وسلم كفر الناس إلا خمسة

و اين مطلب در كتب مختلف بيان شده است مثل كتاب تاريخ السلام ج١١، ص٢٨٠، و البداية والنهاية ابن كثيرج ٦، ص٨٣ و تهذيب الكمال آقاي مزي جلد٢١، ص٥٥٧و تهذيب التهذيب ابن حجر عسقلاني ج٨، ص٩

بنابراين هر كسي اين طور بگويد كافر است و اگر كسي آن را كافر نداند ما كفر آن را ثابت مي كنيم.

اين برنامه هاي كه حضرات مطرح مي كنند اين مسائل را نمي دانم اين مباحث را بدون هيچ گونه دليل و مدركي اين قضايا را مطرح مي كنند.

خوب شما وقتي مي گوييد هر كسي بگويد صحابه مرتد شده كافر است بفرماييد در مورد صحيح بخاري چه مي گوييد:

حدثني إِبْرَاهِيمُ بن الْمُنْذِرِ الْحِزَامِيُّ حدثنا محمد بن فُلَيْحٍ حدثنا أبي قال حدثني هِلَالُ عن عَطَاءِ بن يَسَارٍ عن أبي هُرَيرَةَ عن النبي

كه پيامبر (ص) مي فرمايد:

در روز قيامت مي بينم كه صحابه را مرا گروه گروه به سوي جهنم مي برند، مي گويم:

فقلت أَيْنَ

كجا مي بريد صحابه مرا

قال إلي النَّارِ

به سوي جهنم

والله قلت وما شَأْنُهُمْ

مگر چه گناهي كرده اند؟

قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ

گفته مي شود: اين ها بعد از شما مرتدشدند

علي أَدْبَارِهِمْ القهقري

بر گشتندبه همان دوران زمان جاهليت.

فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ

ج ٥، ص ٢٤٠٧، حديث ٦٢١٥

از اصحاب من جز اندكي از آتش جهنم نجات پيدا نمي كنيد؛ يعني صحابه (جز تعداد اندك) بعد از من مرتد شده اند.

اين ديگر سند هم نمي خواهد؛ چون حديث از صحيح بخاري است پس اين روايت را بخاري آورده و كافر است و اگر كسي بخاري را كافر نداند او هم كافر مي شود. آقايان اهل سنت مي گويند: تمام روايات صحيح بخاري، صحيح هستند و ملتزم هستند به مضمون اين روايت؛ پس آقاي ابن تيميه اهل سنت هم كافرند و هر كسي آن را كافر نداند، ما او را كافر مي دانيم.

خلاصه، اين مباحث را حضرات مطرح مي كنند و ما نمي دانيم كه قضيه از چه قرار است ولي حد أقل دقت كنند حرفهايي را كه مي زنند يك مقداري مستند باشد و دليلي را بيان كنند كه طرفداران خودشان اين ادله را بپذيرند

روايت ديگر نيز در اين زمينه در صحيح بخاري آمده است كه من از بينندگان عزيز خواهش مي كنم كه خوب دقت كنند :

حدثني أَحْمَدُ بن إِشْكَابٍ حدثنا محمد بن فُضَيْلٍ عن الْعَلَاءِ بن الْمُسَيَّبِ عن أبيه قال لَقِيتُ الْبَرَاءَ بن عَازِبٍ رضي الله عنهما فقلت طُوبَي لك صَحِبْتَ النبي صلي الله عليه وسلم وَبَايَعْتَهُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فقال يا بن أَخِي إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ

صحيح البخاري ج٤، ص٣٩٣٢

يعني خوش به حالت ابن عازب كه در بيعت رضوان با پيامبر (ص) بودي. ابن عازب مي گويد: پسر برادر نمي داني كه ما بعد از پيامبر (ص) چه بدعتهاي كه نگذاشتيم. نمي گويد: ما احدثت بلكه مي گويد ما احدثنا؛ يعني ما صحابه بعد از پيامبر (ص) چه بدعتهايي كه نگذاشتيم و آيا از اين بهتر اعتراف مي تواند وجود داشته باشد و يا براء ابن عازب جزء اصحاب رده و مرتدين است؟ و اگر چنين چيزي گفته بايد ابن عازب را كافر دانست و يا اگر كسي براء ابن عازب را كافر ندانست او را هم بايد كافر دانست؟

عزيزان باز هم دقت كنند اين ديگر كتاب الا صابه في تمييز الصحابه ، از ابن حجر اسقلاني است: از ابو سعيد خدري كه جايگاه و يژي دارد نقل شده است:

قلنا له هنيئا لك برؤية رسول الله صلي الله عليه وسلم وصحبته

به ابو سعيد خدري گفتيم، خوش به حالت كه رسول خدا را زيارت كردي و افتخار صحبت پيامبر (ص) را داشتي

قال إنك لا تدري ما أحدثنا بعده

ابو سعيد خدري گفت: آقاي مسيب خبر نداري كه ما بعد ازپيامبر اكرم (ص) چه بدعتها گذاشتيم

الإصابة في تمييز الصحابة ، ج٣، ص٧٩

اين نمونه هايي است كه آقايان خودشان در كتاب هايشان آورده اند؛ حتي از قول خود عائشه آمده است كه :

حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا أبو البحتري عبد الله بن محمد بن بشر العبدي ثنا إسماعيل بن أبي خالد عن قيس بن أبي حازم قال قالت عائشة رضي الله عنها وكانت تحدث نفسها أن تدفن في بيتها مع رسول الله صلي الله عليه وسلم وأبي بكر

يعني عائشه همواره خوشحال بود و در اين فكر بود كه در خانه خودش در كنار رسول خدا (ص) و ابوبكر دفن شود

فقالت إني أحدثت بعد رسول الله صلي الله عليه وسلم حدثا

من بدعت هاي بعد از رسول خدا گذاشتم

ادفنوني مع أزواجه

من را كنار پيامبر (ص) دفن نكنيد مرا ببريد در قبرستان بقيع در كنار همسران پيامبر (ص) دفن كنيد

فدفنت بالبقيع

بعد حاكم نشابوري مي گويد :

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه

اين حديث صحيح است وشرايط صيح بخاري وصحيح مسلم را دارد

المستدرك علي الصحيحين ، ج ٤ ، ص٧ ، ح ٦٧١٧

عزيزان اگر خوب دقت كنيد اين مطالب احتياج به توضيح ندارد و اينها بهترين دليل و حجت است

و الان الحمدالله صنعت پيشرفت كرده است ديگر نيازي به رفتن به حسنيه مسجد، دانشگاه و نماز جمعه فلان مولوي و فلان حجت الاسلام ، فلان آيت الله و فلان ما موستا نداريم؛ چون شبكه هاي ماهواره اي تمام اين مسائل را در درون خانه هاي مردم كشانده است. فقط يك مقدار بايد اين عقل و وجدان خدا دادي را به كار بي اندازد و تعصب را بگذارد، چه شيعه و چه سني و اگر شيعه مطالب خلافي عقيده اش مي شنود برود ببيند كه درست است يانه؟ و اگر تشخيص داد كه درست است برود ما هيچ گلايه اي نداريم و اگر يك برادر سني تشيخص داد كه حرفهاي كه ميزند باطل است و اگر آمد تغير مذهب داد ديگر نبايد هفت آسمان را بر سرش خراب بكنيم.

جلو زن و بچه اش نبايد پنجاه تا چاقو و قمه به او زد و او را قطعه قطعه كرد و يا او را جلاء وطن كرد و وادارش كرد كه زنش را طلاق بدهد و اموال و خانه اش را مصادره بكنند و حقوقش را قطع كنند و خانه اش را از دستش بگيرند.

حالا اين نمونه هايي است كه ما در خارج و داخل كشور مي بينيم به يك تغيير مذهب؛ البته ما بناء نداريم خيلي از مسائل را مطرح بكنيم اگر بناء باشد ما بحث مستبصرين و تلسم شكنان را راه بيندازيم، هيچ هفته اي نيست كه ده نفر ، بيست نفر و بعضا پنجاه نفر حتي بعضي از علما مي آيند اين جا كه از همه اينها ما فيلم داريم رسماً به مذهب شيعه مشرف مي شوند و هر كسي هم كه مي آيد ما مي پرسيم تحقيق كرده ايد يانه؟ مثلا چند مدت قبل تعدادي دانشجو از يكي از مناطق شرقي آمده بود در اينجا ما فيلمش را هم داريم و هر كسي هم كه بيايد ما مي گويم اينجا اگرمي خواهيد صحبت كنيد شرط اش اين است كه بايد مافليم برداري كنيم اگر نمي خواهي التماس دعا؛ چون بايد مستند باشد، فردا نه از طرف شما و نه از طرف ما حرفي جابه جا نشود.

اين ها گفتند كه ما مي خواهيم شيعه شويم ما گفتيم دليل شما چست؟ آيا تحقيق و بررسي كرده ايد يا نه؟ گفتند: نه. تحقيق نكرده ايم ولي ما در خوابگاهي كه زندگي مي كنيم چند تا از هم خوابگاهي شيعه داريم كه بسيار اخلاقشان خوب است اخلاق شان مارا جذب كرده است و مي خواهيم شيعه شويم

بنده گفتم اشتباه مي كنيد داريد شيعه مي شويد پاشو از اينجا برو، ديدم بسيار ناراحت شدند و رنگ صورتشان سرخ شد. گفتم: برادر عزيز اين كه نشد حرف؛ چون هم اطاقي من اخلاقش خوب است؛ پس من شيعه مي شوم. فردا رفتي يك هم اطاقي مسيحي پيدا كردي اخلاقش خوب بود مي روي مسيحي مي شوي و... انسان بايد دليل داشته باشد شما ده سال، بيست سال در يك مذهب مثل شافعي و مالكي و...بوديد و شما اگر مي خواهيد از مذهب تان دست برداريد بايد دليل داشته باشيد.

برويد هر وقت آمديد اينجا دليل قانع كننده اي داشتيد و چند تا سؤال بنده را جواب داديد من قبولت مي كنم و مي گويم كه از الان مي توانيد بگويد كه من شيعه هستم.

ما بارها گفته ايم كه هدف مان از اين برنامه ها، به هيچ وجه شيعه كردن سني و وهابي نيست، خدا مي داند كه اين آقايان وقتي مي آيند اينجا ما به اندازه سري سوزني احساس خوشحالي و شادي نمي كنيم و وظيفه ما فقط تبليغ كردن و اتمام حجت كردن است.

عزيزي از سنندج آمده بود وقتي بار اول مي خواست مثل شيعه وضو بگيرد آن قدر اشك شوق ريخت كه ما هم تحت تاثير قرار گرفتيم و موقع خدا حافظي هم با اشك از ما خدا حافظي كرد تا الان هم با ما در ارتباط است.

مبناي ما اين نيست كه اين قضايا را روي آنتن ببريم؛ مگر بعضي موارد مثل : قضيه شريف زاهدي كه خودشان نظر شان اين بود كه يك سري مطالب را بيان كند و حتي بعضي مولوي ها كه شيعه شدند و تبليغ مي كنند و حتي گفتند كه ما از اينها فيلم برداري كنيم من عرض كردم كه معذورهستم؛ چون فردا مي گويند فلاني اين بساط را باز كرده است تا مولوي هاي جوان ما را منحرف كند در حاليكه اصلا اين طوري نيست حتي ده تا از جوانان شيعه بيايد سني بشود بنده خيالم نيست البته به شرط اين كه حجت تمام بشود و اگر از روي هوا و هوس باشد ما اين را محكوم مي كنيم مثلاً فلاني جوان سني اخلاقش خوب بود رفته سني شده است اين كاملا محكوم است از ديدگاه ما چون قرآن مي گويد :

قل هاتو برهانكم ان كنتم صادقين

بقرة / آيه ١١١

يعني دليل تان را بياوريد اگر راست مي گوييد

نحن ابناء دليل

ما فرزند دليل هستيم

مجري:

آيا از ديدگاه فقهاء اهل سنت، سب صحابه و بغضشان موجب كفراست يانه ؟

استاد قزويني :

در اين زمينه فقهاء اهل سنت بر دو دسته هستند. بعضي مثل ابن تيميه، مجرد بغض صحابه و سب شان را موجب كفرمي دانند. ولي بعضي ديگر حرف منطقي مي زنند من اتفا قا يك روز در مدينه منوره با تعدادي از دانشجويان دانشگاه بين المللي مدينه در همان كتاب خانه كه در مورد عمربن خطاب است با اينها بحث مي كردم از اينها سؤال كردم شما به چه دليل شيعه را كافر مي دانيد؟

اينها جواب دادند به دليل سب صحابه. من هم يك عبارت از ابن حزم براي شان آوردم گفتم بفرماييد: شما اين عبارت حزم را چطور معني مي كنيد و عقيده ما هم در مورد صحابه همين گونه است.

در كتاب الفصل في الملل نوشته ابن حزم اندلسي است كه مورد تأييد همه مي باشد. خود ابن تيميه حراني ابن حزم را قبول دارد و در فتاوايش چندين جا به سخنان ابن حزم استناد كرده است.

ايشان مي گويد :

وأما من سب أحدا من الصحابة رضي الله عنهم

يعني كسي كه يكي از صحابه را فحش بدهد و ناسزا بگويد

من تقا ضا دارم از برادران اهل سنت كه خوب گوش بدهند اين ديگر حرف مجلسي و كليني نيست؛ بلكه حرف يك عالم سني است كه حرف منطقي مي زند و نظر بنده و ساير فقهاي شيعه نيز همين مي باشد.

فإن كان جاهلا فمعذور

اگر جاهل است و نمي داند كه فحش و سب صحابه گناه است چه بسا فكر بكند ثواب هم دارد، اين معذور است

وإن قامت عليه الحجة فتمادي غير معاند فهو فاسق

اگر حجت بر او تمام شد و مي داند كه خدا فردا به خاطر فحش به صحابه به جهنم هم مي برد ولي معاند نيست يعني از روي عناد اين كار را انجام نمي دهد، اين شحص فاسق است؛ چون مي داند كه سب صحابه گناه است و گناه هم مي كند

كمن زني وسرق

مثل كسي كه زنا مي كند و دزدي مي كند با اين كه مي داند كه زنا حرام است و آيا اين چنين شخص چون زنا كرده كافر است و يا فاسق؟

وأن عاند الله تعالي في ذلك ورسوله صلي الله عليه وسلم فهو كافر

الفصل في الملل، ج ٣، ص١٤٣

واگر كسي فحش مي دهد جاهل نيست و غير معاند هم نيست؛ بلكه اين مي خواهد با اين فحش به خدا دهن كجي كند؛ يعني خدايا چون اين صحابه پيامبر تو است، فحش مي دهم و يا مي خواهد دهن كجي به پيامبر بكند؛ يعني چون صحابه پيامبر (ص) است من فحش مي دهم.

فهو كافر

يعني در اين صورت چنين شخصي كافر مي باشد

من كمان نمي كنم كه هيچ عاقلي درروي كره زمين شما پيدا كنيد چه در فقها و چه از علماء و غير آن نظرش اين نباشد يعني اگر كسي به هر صحابه حتي نسبت به خالد ابن وليد كه مي آيد مالك ابن نوره را مي كشد و با زنش هم تجاوز مي كند فحش بدهد، به خاطراينكه با خدا عناد دارد و با پيامبر عناد دارد و اگر واقعا كسي نگويد اين چنين شخصي كافراست بايد در عقل و شعور ومذهبش شك كرد.

ابن حزم مي آيد فحش دهنده ها را سه دسته مي كند:

اگر فحش دهنده جاهل است، معذراست و اگر مي داند گناه است و گناه هم مي كند، فاسق است و اگر از روي عناد با خدا و پيامبر فحش بدهد، كافر است. ما هم بارها در اينجا اعلام كرديم كه اگر كسي بيايد به عمر، ابوبكر،عثمان و عائشه چون صحابه پيامبر(ص) بوده فحش بدهد و ناسزا بگويد، هر يك از فقهاي ما مي گويند اين كافراست ؛ يعني هر گونه اهانت به صحابه كه به پيامبر (ص) بر گردد هيچ شكي در كفرش نيست ولي شما كجا سراغ داريد كه يك شيعه بيايد به صحابه توهين كند و هدفش اين باشد كه به پيامبر (ص) جسارت كند. البته ما گفتيم كه هر گونه اهانت به مقدسات اهل سنت گناه نا بخشودني مي باشد.

بحث ما اين جا است كه آقاي ابن تيميه مي گويدهء چون شيعه معتقد است كه صحابه چنين و چنان هستند كافر است و هر كسي هم كه كفر شيعه را قبول نداشته باشد، او هم كافر است

در اينجا عبارتي است از يكي از فقهاي بزرگ اهل سنت به نام موصلي حنفي :

واتفقت الأمة علي تضليل أهل البدع أجمع وتخطئتهم

اتفاق دارند امت اسلام بر اين كه اهل بدعت گمراه است و خطاء كرده اند

وسب أحد من الصحابة وبغضه لا يكون كفرا

سب يكي از صحابه و بغضش كفر نيست

لكن يضلل

يعني گمراه است

الاختيار تعليل المختار، ج٤، ص١٦٠

شما كه مي گوييد: شيعه چنين و چينان مي كند و اينها كافرند، بي دين هستند و لا مذهب هستند و قتل شان واجب مي باشد و يكسري جوانان نادان و كله پوك را هم تحريك مي كنيد و به آنها كمر بند انفجاري مي بنديد در مسجد و در حسينيه و در عزا داري ها خودش را به درك اسفل جهنم واصل مي كند و هم ده ها شيعه را به شهادت مي رساند

بفرمايد اين براي چي است؟

در حالي كه اين روايت آمده:

وسب أحد من الصحابة وبغضه لا يكون كفرا

از اين واضح تر مي شود بيان كرد و اين ديگر شيعه هم نيست و همچنين آقاي سبكي هم همين تعبير را آورد است :

وسب أحد من الصحابة وبغضه لا يكون كفرا

فتاوي السبكي ج ٢ ، ص٥٧٦

واقاي ابن حجر هيثمي هم همين تعبير را مي آورد :

وسب أحد من الصحابة وبغضه لا يكون كفرا

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة ج١، ص ١٣٩

و غمز عيون البصائر شرح كتاب «الاشباه والنظائر» آقاي ابو العباس شهاب الدين حموي حنفي نيز چنين تعبيري را دارد :

ان سب احد من الصحابة وبغضه لايكون كفر ولكن يضلل

غمز عيون البصائر ج١ ، ص ٢٩١

يك فقه نيست؛ بلكه ده ها فقيه شما اين مسائل را مطرح كرده است و اين قضايا كاملاً واضح و روشن است

و همچنين خود ابن عابدين در حاشيه خود به صراحت آورده است :

اتفق الائمه و سب احد من الصحابة وبغضه لايكون كفر

حاشيه ج ٤، ص ٢٣٧

وقتي اين مطلب در كتاب هاي شما است پس آقاي هاشمي و حيدري! اين همه داد و بيداد و فرياد و عربده كشيدن اول برنامه و آخر برنامه شيعه را مورد تاخت تاز قرار مي دهيد براي چه؟ بفرماييد اينها را جواب بدهيد آيا اينها را هم شما كافر مي دانيد ؟

از اين آقايان بعيد نيست پشت ويرانه هاي بقيع قبل از اذان صبح خواب بيبنند كه ابن عابدين و غيره خودشان كافر هستند و آنچه ما مي گويم و ابن تيميه مي گويد درست است؛ چون ابن تيميه با لوح محفوظ مرتبط بوده است حتي ابن قيم جوزيه هم بر همين عقيده است كه ابن تيميه براي ما از غيب خبر مي داد و از حوادث آينده مرا هم غيب گويي كرد و همه هم درست در آمد و حتي در رابط به قضيه تاتار يك حرفي زد گفتم اگر قضاياي كه غيب گوي مي كني درست در نيايد آبرويت مي رود. جواب داد من اين مطالب را در لوح محفوظ دارم مي بينم در آينده چنين اتفاق مي افتد.

اگر ابن تيميه از لوح محفوظ خبر مي داد اين عين دين و تقوا است اما اگر اميرمؤمنان علي (ع) ، امام صادق (ع) و امام باقر(ع) چيزي از آينده خبر بدهد، هفت آسمان بايد ويران شود كه اين كفر بي ديني و لا مذهبي است.

بيننده: آقاي رجبي از شيراز

سوال بنده اين است: اگر مادري يكي از فرزندانش را عمداً بكشد، جزايش چيست؟

استاد: قزويني

اين قتل نفس است و هيچ شكي در آن نيست هر چند پدر و مادر به خاطر قتل فرزند كشته نمي شود ولي حكمش فرق نمي كند :

وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا (نساء/ ٩٣)

بيننده: آقاي رجبي از شيراز

پس با اين صحبتها حاج آقا تكليف ام المومنين كه با راه انداختن جنگ جمل كه ده هزار از فرزنداش را كشت چيست؟

استاد: قزويني

بنده اين را جواب نمي دهم چون معذورهستم شما به شبكه هاي وهابي زنگ بزنيد و از آنها سؤال بكنيد

بيننده: آقاي رجبي از شيراز

حاج آقا ما چند بار به اين شبكه ها زنگ زديم تا فهميدند رجبي هستم فوراً قطع كردند

استاد : قزويني

همين كه قطع كردند گويا جواب دادند

بيننده: آقا سعيد از خراسان (اهل سنت)

جناب استاد احاديث از كتب اهل سنت خواندند اگر دنباله حديث را محبت بكند بخواند بهتر است؛ چون گفته اند كساني كه سب صحابه مي كنند قاصر نيستند؛ بلكه گمراه مي باشند و دنباله اش هم در مورد سيدنا علي (ع) صحبت مي كرد و اولاً مي خواهم سؤال از خدمت استاد داشته باشم نظر ايشان و جامعه تشيع نسبت به امير معاويه چيست؟ كه بعضي از برادران تشيع در صحبت هاي شان دارند كه معاويه توصيه كرد بر روي چهل هزار منبر و به روايتي هفتاد هزار منبر سب سيدنا علي (ع) را بكند. البته اين را اهل سنت اكثرشان قبول ندارند حالا برادران تشيع اين حرف را مي زند نظر تشيع نسبت به معاويه چيست يا اين را كافر مي دانند يا خير و اگر كافر است دليل كفرش چيست؟

دوم اينكه حديثي كه جناب استاد خواندند دنبال حديث در مورد سيدنا علي صحبت مي كرد كه نتجه گرفته بود كه كسي كه سب صاحبه بكند، گمراه است؛ پس اگر كسي سب سيد نا علي (ع) را بكند در نتجه كا فر نمي شود

بيننده:علي آقا از دانمارك

تشكر مي كنم از برنامه خوب شما كه روشنگري مي كنيد وهابيت آمده تا تيشه به ريشه اسلام بزند كه آدم هاي بي گناه را در افغانستان ، پاكستان مي كشند و كتاب هاي خود شان را هم قبول ندارند و دست از جنايت شان بر نمي دارند اينها دشمن اهل بيت پيامبر(ص) مي باشند و از دورغ خودشان را مسلمان مي دانند. بدترين انسانها روي كره زمين مي باشند من از برادران اهل سنت خواهش مي كنم كه اين برنامه ها را نگاه بكنند و كتاب خودشان را نگاه كنند كه فردا نگويند كه كسي به ما چيز نگفته است و حقيقت را پيدا بكنند؛ چون اينها فردا مرگ دارند و بايد جواب گوي پيامبر (ص) باشند .

بيننده: آقا عبد الله از بوشهر (اهل سنت)

بنده سه سؤال و يك انتقاد داشتم اما سؤالات بنده : سوال اول در باره شخصيت شهيد استاد شيخ محمد صالح ضيايي پدر جنوب و نحو شهادت ايشان را از زبان استاد قزويني مي خواستم بدانم.

سؤال دوم : چرا اهل سنت چه درايران و چه در خارج از ايران اسم هاي فرزندان ، مساجد و مدارس شان را به اسم خلفاء راشيدن واهل بيت پيامبر (ص) مثل: ابوبكر ،عمر، عثمان ،علي ، حسن ،حسين ، فاطمه و... گذاشته اند ولي هرگز اسم هاي مثل فرعون ، نمرود ، و... در بين آنها پيدا نمي شود علت آن چيست؟

سؤال سوم : و آيا ائمه صداي ما را مي شنود يا نه و اگرمي شنود حديث صحيح از پيامبر (ص) و آيه از قرآن براي ما بياوريد

و اما انتقاد بنده نسبت به استاد قزويني و كياني اين بود كه شبكه جهاني نور را شبكه وهابي و مضر معرفي كرده اند در صورتيكه اين شبكه حتي آ زارش به مورچه هم نرسيده است و نه به شيعه توهين كرده است و نه به مراجع عظام و حتي يك كليپ هم از شما تا حالا پخش نكرده است و اين شبكه صد درصد اسلامي و قرآني است و استاد جبراني نه مجري اين شبكه است و نه كارشناس اين شبكه كه در بر نامه زنده شركت بكند و اين شبكه به همه مسلمان به يك چشم نگاه مي كند و همه مردم از كار اين شبكه راضي و خشنود هستند.

در پايان يك حديث از رسول اكرم (ص) كه در كتاب تبراني آمده است مي خوانم:

من فرق فليس منا

يعني هر كسي تفرقه بيندازد از ما نيست .

استاد : قزويني

آقاي عبدالله از بوشهر! من در مورد سؤال اخير تان چند تا سؤال از شما دارم :

يك : در اين شبكه كه من كليپ تاريخ ٨٨.٦.١٠ آن را هم دارم، يكي از كار شناس ها مي گويد : اين بارگاه امام رضا (ع) و غيره براي اين درست شده است كه مراجع ارتزاق بكنند همان طور كه مشركين زمان جاهليت مي دانستند شرك بد هست اما باز هم به راه شرك مي رفتند. آقايان علماء شيعه مي دانند كه حرم ساختن، شرك است با وجود اينكه اين مطلب را قبول دارند، باز هم دستور به ساخت قبور مي دهند، آيا اين توهين نيست؟

دو: در تاريخ ٨٨.٦.٢٣ تعبيرش اين بوده متأسفانه بت هاي زمان جاهليت امروزه، تبديل شده اند به بارگاه قبرهاي ائمه و اولياء، به جاي اينكه سراغ بت بروند، به دنبال قبر پرستي و.. از حرم ائمه (ع) به عنوان بت تعبير مي كند و آيا اهانت از اين بالاتر وجود دارد؟

در تاريخ ٨٩٠٢٠٢٣ آقاي حيدري مي گويد: اصحاب ائمه، خمار، مست و فاسق بودند آيا اين توهين به شيعه نيست؟

آقاي دراني كه كارشناس آن شبكه بود، در تاريخ٨٨٠٩٠٢١ نسبت به قضاياي فتنه ٨٨ گفتند: آنهايي كه در قضا يا كشته شدند، راه امام علي (ع) امام حسين (ع) را رفته اند، نمي دانم صدا و سيماي جمهوري اسلامي ضد بشري و اخلاقي و نظام استبدادي ولايت فقيه وامثال اين سخن .. آيا اينها توهين نيست؟

و بعد بر گشت گفت: من با كمال صراحت مي گويم (نستجير بالله و نستجير بالله و نستجير بالله يا امام زمان از شما عذر مي خواهم) مرده شور ببرد اين علي (ع) را كه نتواند از همسرش دفاع كند. آيا اين جسارت و اهانت به مقدسات چهار صد ميلون شيعه نيست؟ و ده ها از اين قضايا دارند. وقتي شما مي گوييد: آزارش به مورچه هم نرسيده است، من تعجب مي كنم از حضرت عالي بنده با كمال احترام كه نسبت به حضرت عالي دارم مي گويم ما كه نبايد مثل كبك سر مان را فرو كنيم در برف و همين طوري بگويم چنين و چنان است.

ما اين شبكه را شبكه وهابي و ضد شيعه مي دانيم و در توهينش هيچ شك نيست و هم چنين هيچ شكي نيست كه اين شبكه به مقدسات شيعه اهانت مي كند و ما هر شب تمام اين شبكه ها را رصد مي كنيم و اگر خواسته باشيد من در اينجا بيش از دو صد كليپ از همين شبكه كه شما نام برديد پخش كنم و مردم را به قضاوت فرا بخوانيم و اصلاً خودمان هيچ قضاوت نمي كنيم

بيننده: موسوي از ملاير (شيعه )

دو تاسؤال داشتم از خدمتان :

١- در مورد جريان غدير خم كه پيامبر(ص) دست علي (ع) را بالا بردند و صحبت كردند و اسم دوازده امام(ع) را معرفي كردند و آيا اين جريان به صورت كامل در كتاب اهل تسنن آمده است يانه؟

٢- در مورد كتاب منتهي الآمال شيخ عباس قمي است كه در مورد ام كلثوم مطلب نوشته است. آيا سنديت دارد يانه؟

بيننده: حميد الله از زاهدان (اهل سنت )

بنده يك سوال و يك گلايه از آقاي قزويني دارم :

گلايه اين است : شما چندي پيش در برنامه تان گروه تروريستي جند الله را نشان مي داديد، بعد گفتيد كه مولانا عبدالحميد در اعترافات شان اين ها را محكوم كرده اند. آيا اعترافات مترادف با اين نيست كه شما مولانا عبدالحميد را با آنها هم دست دانستيد و يا ايشان در سخنراني هايشان آنها را محكوم كرده است ؟

استاد: قزويني

نه برادر عزيز، بنده عرض كردم كه مولوي عبد الحميد اين ها را محكوم كرده اند يعني ايشان مطالبي گفته اند كه اين ها را محكوم مي كند و منظور بنده از اعترافات همان سخناني بود كه ايشان گفته بود، نه چيزي ديگر و اگر غير از اين باشد من پوزش مي طلبم .

بيننده: حميد الله از زاهدان (اهل سنت )

مي خواستم تشكر بكنم از دعوت مولي مرادزهي و جناب روحاني لاشاري در برنامه تان و ديدگاه ما اهل تسنن يك درجه تكان خورد و ديشب بود كه روحاني لاشاري فرمود : كه اهل تسنن با وهابيت بيش از هفت صد مورد تفاوت دارند كه آنها را رد مي كند.

سؤال بنده اين است كه حضرت عمر رضي الله عنه و حضرت ابوبكر رضي الله عنه اينها براي اهل تسنن خيلي محترم هستند و جزئي اعتقادات ما به حساب مي آيند و اگر كسي به اينها عمر و ابوبكر بگويد، به ما اهل تسنن اهانت كرده است. اينها را تصحيح بكنند و مثلا اهل تشيع مي آيند در شبكه ديگر به اينها حرفهاي بسيار بدي مي زنند كه كسانيكه در كنار رسول خدا (ص) بودند كارها اينها را زير سؤال مي برند. خواهشي كه دارم اين است به اينها شما گوش زد كنيد و بر نامه داشته باشيد در مورد شبكه هاي مثل شبكه الله ياري كه توهين به مقدسات اهل سنت مي كنند همچنان كه در مورد شبكه هاي وهابي صحبت مي كنيد ما در اينجا با اهل تشيع همسايه هستيم و هيچ مشكلي با هم نداريم شما خودتان بهتر مي دانيد اهل تسنن در ايران يك بخشي آن را تشكيل مي دهد لذا اينها را شما بايد كمي بشتر دقت كنيد.

استاد : قزويني

برادر بزرگوار! اين نكاتي را كه شما نسبت به مولانا عبدالحميد فرموديد، من اگر كلمه اعتراف گفتم و اين ايهام را داشته است كه ايشان همگاري داشته است با گروهك جندالله ، مرادم اين نبود؛ بلكه مرادم از كلمه اعتراف اين بود كه ايشان در يك برنامه رسماً اعلام كرده است و مراد از كلمه اعتراف، اعلام بوده است و اگر اشتباه صورت گرفته است من پوزش مي طلبم و سي دي اين برنامه را هم دارم اگر لازم باشد يك شب پخش مي كينم كه مولوي عبدالحميد و ده و پانزده تا از مولوي هاي تراز اول سيستان و پلوجستان كه تروريست را و عبد المالك ريگي را محكوم كردند و گفته اند كه عمل اينها ضد اسلامي و انساني است و من حدودي ده پانزده مورد از علماء تراز اول اهل سنت را دارم و سري فرصت پخش خواهيم كرد نسبت به مولوي عبد المجيد مرادي زهي كه از دوستان صميمي ما هستند و ما افتخار مي كنيم كه ايشان مي آيد اينجا و صحبت مي كنند و مرتب تلفني و غيره با ايشان ارتباط داريم و همين ديشب ايشان پيام گذشته است كه بنده به خاطر مشغله زياد تلفن همراهم نبود تا جواب بدهم لذا همين جا از ايشان عذر خواهي مي كنم كه نتوانستم جواب بدهم به ايشان و جناب مولوي لاشاري كه تشريف آوردند و واقعا گل كاشتند و آن مظلوميتي كه براي اهل سنت بود و اين شبكه هاي وهابي ايجاد كرده است به نظر بنده صحبت هاي جناب مولوي لاشاري دفاع جانانه بود از مظلوميت اهل سنت توسط شبكه هاي وهابي و مشت محكمي بود بر دهان اين ياوه سراها كه خودشان را نماينده اهل سنت مي دانستند و مي گفتند: كه اصلا وهابيت وجود ندارد. جالب اين است كه ما در اين دو سه روزه، پيام ها و اميل هاي از اهل سنت داريم كه از برنامه جناب مولوي لاشاري تشكر كرده است و برايشان دست مريزا گفته اند.

نسبت با آن شبكه كه حضرت عالي فرموديد، ظاهراً هر شب برنامه هاي مرا نمي بيند ما بيش از پنجاه مورد محكوم كرديم نقل كرديم و الآن يكي از اعتراض به ما همين است كه شما الله ياري را محكوم مي كنيد ما با ايشان كه پدر كشتگي نداريم، ما مي گوييم روش ايشان روش اهل بيت (ع) و مراجع عظام نيست اگر يكي از مراجع عظام تقليد مثل حضرت آيت الله سيستاني و آيت الله وحيد خراساني و آيت الله مكارم شيرازي و... يكي از اينها بگويند نگاه كردن به اين شبكه شرعا جايز است ما از تمام حرف مان بر مي گرديم. ديگر از اين بهتر ما به والله با هيچ كسي پدر كشتگي نداريم و قسم به صديقه طاهره هر چه اين شبكه هاي شيعي بشتر شود ما بشتر خوشحال مي شويم هر چه معارف بيشتر به گوش مردم برسد ما بشتر خوشحال مي شويم؛ يعني كسي اگر از نشر معارف اهل بيت (ع) در مضيقه باشد ما در مسلمان بودن و عاقل بودنش هم شك مي كنيم ولي اينكه ما بيايم در يك شبكه به نام شيعه شروع بكنيم بر خلاف مسلك اهل بيت (ع) و بر خلاف نظر مراجع و امروز آنچه كه بارها ما گفتيم مي تواند نظر مذهب شيعه را بيان كند گفتار مراجع تقليد مي باشد اگر يكي فقيه مثلا آيت الله مكارم شيرازي يك اهانت بكند بله ما درآنجا مي گويم كه اين اهانت اهانتي شيعه بود به اهل سنت ولي وقتي يك فردي عادي و يك طلبه كه مشخص هم نيست ... و ما نمي خواهيم زياد در اين زمينه صحبت بكنيم مي آيد يك سري حرفهايي مي زند و حتي همه مراجع هم محكومش مي كند.

فحشهايي كه اين آقا به مراجع داده است به نظر من والله در طول چهارده قرن بي سابقه بوده است.

بيننده: كوهستاني ازداراب

يك سوال داشتم در مورد قرآن : مي خواستم بدانم كساني كه در صدر اسلام كنيزي داشته و دارند آيا نسبت به آن شخص محرم بوده اند يانه ؟

و اگر كسي آن موقع غلام كسي را مي زد مي كشت آن طرف مي توانست هم خود طراف را قصاص بكند و يا غلام طرف را و آيا در قرآن هم آيه در اين رابطه وجود دارد يا نه ؟

استاد: قزويني

در اين رابطه اگر عزيزان ما از برنامه زمزم احكام سؤال بكند اين را مفصل جواب خواهند داد يعني بحثي كه كنيزي داشته كنيز محرم بوده يانه ؟

البته مي گويند در عربستان كنيز فعلاً زياد مي باشد و از كشورهاي عقب افتاده افرادي را مي آورند به عنوان كنيز. بحث كشتن غلام هم در بعضي موارد قطعاً يك حر را به خاطر كشتن يك غلام نمي كشند و بحث ديه پيش مي آيد كه اين عزيز به برنامه زمزم احكام در شنبه شب ها مراجعه بكند و برادران عزيز جواب خواهند داد.

بيننده: ملايي از سنندج (اهل سنت )

با سلام خدمت شما عزيزان و تشكر كه خيلي محترمانه صحبت مي كنيد من احترام كه براي عقيده خود قائل هستم براي ساير مذاهب نيز قائل مي باشم ولي من سوال از آقاي قزويني اين است كه در فقه جعفري كه مي گويد: عمر در محضر پيامبر(ص) بي ادبي كرده است و هميشه با پيامبر(ص) ضد و نقض بوده است و نگذاشته است كه پيامبر(ص) وصيت نامه اش را بنويسد، حالاسؤال اينجا است آيا قانون و حكومت و عظمت پيامبر كه در زمان خودش توان بر خورد با يكي از نيروهايش را و يا هر كسي كه در آن حكومت بوده نداشته باشد، حقيقتاً چه عقلي آن را مي پذيرد؟

البته عقيده اي كه در آن شر و شور باشد ما آن را قبول نمي كنيم همين جور كه جناب عالي و مجري محترم محترمانه صحبت مي كنيد. من بيننده برنامه ها تان هستم در حدي كه به هيچ يك از مذاهب اسلامي چه سني باشد و چه شيعه باشد و حتي ساير اديان كه وجود دارد توهين نمي كنيد.

بيننده:صادق از اراك

دو سه تا سوال داشتم و مدتي زيادي است كه شبكه شما را گوش مي دهم قبل از تأسيس شبكه ولايت من به شبكه اهل بيت را كه مرد افغاني هر چي دلش مي خواهد، مي گويد. و جديدا آقاي هدايتي نيز به آن اضافه شده است كه بدتر از او است. بنده از حاج آقاي قزويني اين سؤال را دارم كه ايشان با چه اجازه در همه دنيا پخش مي كند كه ولايت فقيه من در آوردي است و چنين چيزي وجود ندارد و هر كسي چنين چيزي بگويد، به هر درجه باشد جهنمي مي باشد.

مجري :

البته آقاي صادق حاج آقا در مورد اينها موضع گرفته است مطالب را بيان داشته است.

بيننده:صادق ازاراك

در مورد مرحب خيبري كه به تشيع توهين كرد، مي خواهم به برادران سني كه گوش مي گيرند اين مطالب را بگويم. كه بسياري از زنهاي سني با شيعه از دواج كرده اند؛ پس اگر اين طور باشد، شامل آنها هم مي شود. من فكر مي كنم كه خودش و خانواده اش اين طور است كه به شيعيان نسبت مي دهد

مجري :

البته شما كه گفتيد شيخ افغاني (توهين به ملت افغانستان نشود؛ چون ملت افغانستان واقعاً علماء بزرگ دارند كه نمونه هستند) بله اين آقاي شيخ كه دارد اين حرفها را مي زند.

بيننده : صادق از اراك

من حتي به اين شبكه به اسم امام حسين (ع) كمك كردم كه از خدا و امام حسين (ع) عذر مي خواهم كه چنين كمك كردم.

استاد: قزويني

به من اجازه بدهيد در مورد اين آقاي ملايي كه برادر عزيز ما است، كه بسيار مؤدب صحبت كردند، ما اميدواريم كه همه اين گونه باشيم چه شيعه و چه سني. ضمن اين كه ما مذهب مان را حق مي دانيم حدقل به مذاهب ديگر نيز احترام بگذاريم، مطالب علمي مان را مطرح بكنيم و در دفاع ازاهل بيت (ع) اگر كسي كوچكترين كوتاهي انجام بدهد، قطعاً خيانت كرده است و ما در دفاع از اهل بيت(ع) و دفاع از مظلوميت شان هيچ حد مرزي قائل نيستيم ولي اهانت به مقدسات ساير مذاهب را نيز گناه نا بخشودني مي دانيم همان طور كه دوست نداريم ديگران به مقدسات ما توهين كند، ما هم نبايد به مقدسات ديگران توهين كنيم روايت است كه شيعه و سني آن را نقل كرده است كه پيامبر(ص) فرمود :

نپسند براي ديگران آن چه براي خود نمي پسندي.

اما در رابطه با اين برنامه كه عزيز مان مطرح كرده است كه خليفه دوم در مقابل پيامبر (ص) توهين كرده است اين ديگر مربوط به ما نيست. اين را شما از شبكه هائي كه مدعي مدافع اين ايده هستند، سؤال كنيد؛ چون ما كه اين مطالب را نياورديم.

ظاهراً الآن براي بنده پيام دادند كه آقاي هدايتي امشب در شبكه اهل بيت (ع) (البته اهلبيت اين آقاي افغاني وخانواده اش نه اهلبيت پيامبر (ص) ) بر نامه دارد كه ما سر فرصت عرض خواهم كرد.

اين را كتاب صيح بخاري آورده است ما كه نياورديم:

حدثنا إِبْرَاهِيمُ بن مُوسَي أخبرنا هِشَامٌ عن مَعْمَرٍ عن الزُّهْرِيِّ عن عُبَيْدِ اللَّهِ بن عبد اللَّهِ عن بن عَبَّاسٍ قال لَمَّا حُضِرَ النبي صلي الله عليه وسلم قال وفي الْبَيْتِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ قال هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ قال عُمَرُ إِنَّ النبي صلي الله عليه وسلم غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ فَحَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ.

خوب اگر پدر شما و جد شما مي خواهد وصيت نامه بنوسد، يكي از افرادش و يكي از فرزندان و برادر زاده اش همچنين تعبيري را بگويد و مخالفت كند، آيا شما در اين جا چه مي فرماييد؟

پيامبر اكرم (ص) عصباني مي شود و مي فرمايد:

قال قُومُوا عَنِّي

يعني از خانه من بيرون برويد.

و يا ابن عباس مي گويد :

اِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ ما حَالَ بين رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلموَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ.

تمام مصيبت هايي جهان اسلام از آن زمان شروع شد كه نگذاشتند پيامبر(ص) اين وصيت نامه را بنوسد.

صحيح البخاري ج ٦، ص١٢٦

مجري :

سؤال بيننده اين بود كه چگونه مي شود پيامبر كه حكومت جهاني آورده است، نتواسته يك نفر را متقاعد كند كه اين حرف را نزند؟

استاد : قزويني

جواب ايشان را بازهم از صحيح بخاري عرض مي كنم :

عبدالله ابن ابي كه يك چهره شناخته شده سر كرده منافقين است. نسبت به پيامبر(ص) و مسلمان ها جسارت كرد خليفه دوم گفت:

ألا نقتل يا رسول الله هذا الخبيث لعبد الله

اي رسول خدا (ص) اجازه مي دهيد كه گردن اين خبيث را بزنيم؟

فقال النبي صلي الله عليه وسلم لا يتحدث الناس أنه كان يقتلأصحابه

اگر كردن عبدالله ابن ابي را بزنيد ما دشمن زياد داريم مي گويند كه پيامبر(ص) دارد گردن اصحابش را مي زند.

صحيح البخاري ، ج ٣، ص١٢٩٦

نسبت به عبدالله ابن ابي وقتي مي خواهد گردنش را بزند، پيامبر(ص) مي گويد: موقعيت ما اين طور نيست كه گردن بزنيم؛ چون در ميان مردم شايعه مي كنند كه پيامبر (ص) اصحابش را مي كشد.

در روايت ديگر پيامبر(ص) فرمود:

فقال النبي صلي الله عليه وسلم لَا يَتَحَدَّثُ الناس أَنَّ مُحَمَّدًا يَقْتُلُ أَصْحَابَهُ

صحيح البخاري ، ج ٤ ، ص١٨٦١

لابد ما از قبل علم غيب داريم كه چه چيزي از ما سوال مي كنند تا ما حديث صحيح بخاري بياريم و از قبل اين در اتو كيوي ما نوشته شده است

يعني وقتي عبدالله ابن ابي منافق را مي خواهد بكشد، پيامبر(ص) مي فرمايد: نكشيد؛ چون در ميان مردم شائعه مي كنند كه پيامبر(ص) دارد اصحاب اش را مي كشد.

از اين بالاتر، در قضيه اي كه پيامبر(ص) دارد از جنك تبوك بر مي گردد، دوازده نفر از مناقين كه در ميان اصحاب بودند، تصميم ترور پيامبر (ص) را داشتند.

عمار و حذيفه نزد پيامبر(ص) آمدند و گفتند:

يا رسول الله أفلا تأمر بقتلهم

دستور مي دهيد كه ما اين دوازده نفر را گردن بزنيم؟

فقال أكره أن يتحدث الناس أن محمدا يقتل أصحابه

رسول خدا (ص) فرمود: دوست ندارم مردم بگويند كه پيامبر(ص) دارد اصحابش را مي كشد.

البداية والنهاية، ج ٥، ص١٩

خوب نسبت به كساني كه قصد ترور پيامبر (ص) را داشتند و كسي كه قصد ترور پيامبر(ص) را داشته باشند، مهدور الدم است ولي مو قعيت به گونه اي نيست كه پيامبر (ص) بيايد هركسي را كه خطا كرد، بلا فاصله با شمشير گردنش را بزند.

اما نسبت به ولايت فقيه كه ساختگي است، پشه چيست كه كله پاچه اش باشد، اين حرفهايي كه اينها دارند مي زنند چه كسي مي خواهد براي حرف اينها تره خورد كند.

و اين كه ولايت فقيه ساختگي است يا نيست، شما چه كي هستيد و چه عددي هستيد؟ وقتي صاحب جواهر كه جواهر فقهاء است مي گويد: كسي كه ولايت فقيه را قبول نداشته باشد، مزه فقه شيعه را نچشيده است.

ما قول داده ايم كه كه در رابطه با بحث ولايت فقيه يك دو جلسه مفصلاً صحبت كنيم.

آقاي موسوي از ملاير كه زنگ زدند، در رابطه با ام كلثوم بارها سخن گفتيم و در رابطه با دوازده نفر از ائمه كه در غدير خم آمده باشد، در منابع اهل سنت بحث حديث ثقلين آمده است ولي اين كه دوازه نفر أئمه در منابع شيعه آمده است ولي در منابع اهل سنت؟ مثل آقاي جبيني كه استاد ذهبي بود و از شخصيت هاي برجسته است، نام أئمه از زبان پيامبر (ص) را نقل كرده است.

جناب حميد آقا را كه جواب داديم.

مجري :

سعيد از خراسان گفتند كه دنباله حديث را نخوانديد و معاويه كه سب علي (ع) مي كرد نظر شيعه در مورد كفر ايشان چيست؟ و نظر شما در مورد كفر معاويه چيست؟

استاد: قزويني

در كتب خود شما است، مثل زمخشري مي گويد : در زمان بني اميه بيش از هفتاد هزار منبر علي ابن طالب (ع) را لعن و سب مي كردند :

بما سنه لهم معاويه من ذالك

ربيع البرار، ج٢، ص١٨٦

اين چيزي نيست كه ما آن را آورده باشيم و اينها در كتاب هاي مفصل شان آورده است. مثل صحيح بخاري كه آقاي معاويه دستورمي داد كه حضرت علي (ع) را سب كند. در صحيح مسلم آمده است ج ٧، ص١٢٠، ح٦١١٤

اما در رابطه به كفر معاويه ما چه داريم ؟

اين را ما در ايام صفر مفصل دليل آورديم از خود كتاب نهج البلاغه اميرالمؤمنين قسم مي خورد به خداي عالم، قسم خيلي شديد وغليظ :

فو الذي فلق الحبة وبرأ النسمة ما أسلموا ولكن استسلموا

يعني معاويه مسلمان نشدند؛ بلكه تظاهر به اسلام كردند.

وأسروا الكفر

يعني كفر خودش را پنهان كرد.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) ج٣ ، ص ١٦ ، با تحقيق و شرح : الشيخ محمد عبده

اين عبارت صراحت دارد كه معاويه كافر است.

همين عبارت در كتاب مجمع الزوائد هيثمي از قول عمار است كه مي گويد:

قال قال عمار بن ياسر يوم صفين وذكر أمرهم وامر الصلح فقال والله ما أسلموا ولكن استسلموا وأسروا الكفر

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج١، ص١١٣

امروز ديده اند كه بازاري براي فروش كفر شان است، كفرشان را اعلام كردند و از نظر سند هم روايت كاملاً صحيح است در خود صحيح بخاري آمده است :

وَيَدْعُونَهُ إلي النَّارِ

صحيح البخاري، ج٣، ص١١٦

معاويه و دار دسته اش عمار را به سوي جهنم دعوت مي كردند.

مراد از

وَيَدْعُونَهُ إلي النَّارِ

چيست ؟ آيا از اين عبارت شما كفر معاويه را مي فهميد يا نه؟ اين ادله ما است اگر اشتباه كرديم اجتهاد كرديم و مجتهد اگر خطاء هم بكند، ثواب مي برد؛ چطور معاويه كه يكصد و ده هزار نفر را كشته و اميرالمؤمين (ع) را سب كرده است و چون اجتهاد كرده ثواب هم برد؛ اما ما اگر اجتهاد كرديم، ثواب كه نكرديم هيچ، كافر هم هستيم.

در رابطه با آقاي ضيايي اصلاً ايشان اعتراضي به ما ندارد. ما معتقد هستيم و روايات صحيح هم داريم و بارها شده است كه ما صدا كرديم و اينها (ائمه (ع) جواب ما را داده اند و هزاران بار متوسل شده ايم و از توسلات مان هم نه يك بار و دو بار و سه بار و... جواب هم گرفته ايم و تجربه بالاتر از علم است. الآن در جمكران شب هاي چهار شنبه بعضاً تا سيصد هزار نفر مي آيند و اگر مردم نتجه نگرفته باشند، شانزده ساعت نمي كوبند از شهرهاي مختلف به جمكران بيايند.


اللهم عجل لوليك الفرج