سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٩٦ - علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت

علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت

کد مطلب: ٥٣٢٨ تاریخ انتشار: ٠٣ اسفند ١٣٩١ تعداد بازدید: ٤٣٢١ سخنراني ها » شبکه ولايت علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
حبل المتين ٩١/١٢/٠٣

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ٠٣ / ١٢ / ٩١

مجري:

وفات حضرت معصومه را به شما تسليت عرض مي كنيم.

استاد قزويني:

قبل از اين كه آقاي محسني بزرگوار سؤال خودشان را مطرح كنند، ناگزير هستم كه نكاتي را خدمت عزيزان تقديم كنم.

ما در يك عصر پر غوغايي زندگي مي كنيم كه هر دم از اين باغ بري مي رسد، تازه تر از تازه تري مي رسد.

اين وهابيين، نسل بني اميه و تخم تركه نواصب و خوارج، هر روز با يك رويكردي، شيعه و عقائد شيعه و حكومت هاي شيعه را مورد هجمه قرار مي دهند.

من بارها گفته ام: ما خدا را شاكر هستيم كه امروز مخالفين و دشمنان ما از جاهل ترين و نادان ترين افراد عصر ما هستند.

اين ها، «يخربون بيوته بايديهم»؛ خودشان به دست خود رسوا مي شوند.

من قبل از آمدن به اينجا، داشتم يكي از شبكه هاي فتنه و وهابي را مي ديدم، در رابطه با مسجد حاج فيض مشهد يك هفته برنامه گذاشتند و داد و بي داد و فريادشان گوش عرشيان را كر كرده بود كه مسجد ما اهل سنت را خراب كردند.

ما هيچ وقت در قضاياي سياسي وارد نمي شويم؛ چون شبكه ما، شبكه سياسي نيست و ما به شبهه هاي سياسي هم پاسخ نمي دهيم.

شبكه هاي ديگري هستند كه به اين طور مباحث مي پردازند.

براي من خيلي جالب بود كه ديدم از امام جماعت اين مسجد يك فيلمي پخش مي كردند كه قبل از اين كه اين مسجد را شهيد كنند.

معلوم شد كه مساجد اين آقايان هم به درجه شهادت نائل مي شوند.

اين هم تحفه جديدي است، اصطلاح جديدي است.

بايد از علماي خود سؤال كنند كه آيا اين بدعت است يا خير؟

آيا مي توانند به مسجد هم شهيد بگويند؟

براي آقايان واژه هاي قرآني احترام ندارند، احترام فقط اين ها دارند و عقائد اين ها و شخصيات مرتبط به اين ها.

حماقت اين آقا براي من جاي تعجب داشت كه مي گويد: من را ارگان هاي اطلاعاتي خواستند و گفتند: اگر ولي فقيه دستور بدهد كه اين مسجد را خراب كنند، نظر شما چيست؟

اگر اولي الأمر دستور دهد كه اين مسجد را خراب كنند، نظر شما چيست؟

گفتم: اولي الأمر هيچ، پيغمبر هم حق ندارند كه دستور دهد كه اين مسجد خراب شود. خاك بر سر اين تفكر، با اين همه جسارت به مقام رفيع نبي مكرم.

اگر واقعا اين امام جماعت آن مسجد بوده است، دست آن هايي كه اين مسجد را خراب كرده اند، درد نكند.

كسي كه اين قدر نسبت به نبي مكرم بي احترامي مي كند و مي گويد: پيغمبر هم همچين حقي ندارد.

اين احمق ها و اين افراد رذل و اين تفكرات بني اميه اي از كجا مي رويد؟ آيا اين ها قرآن خوانده اند يا خير؟

شايد قرآن شان مثل خوارج است كه از اين گوش مي گيرند و از آن گوش بيرون مي كنند.

قرآن به صراحت مي فرمايد:

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَي اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا

سوره احزاب آيه ٣٦

پيغمبر و خدا اگر دستور دهند، كسي حق سؤال گفتن ندارد.

فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّي يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

سوره نساء آيه ٦٥

من اگر بخواهم واژه مولوي را براي اين نواصب پليد و رذل بخواهم استعمال كنم، اين را اهانت مي دانم؛ چون به مولوي ها اهانت است.

مي گويد: پيغمبر هم همچين حقي ندارد كه دستور دهد كه مسجدي خراب شود.

اين ها آيه ١٠٧ و ١٠٨ سوره توبه را خوانده اند كه مي فرمايد:

وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَي وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَي التَّقْوَي مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ

همين افرادي كه مسجد ضرار ساختند، مثل همين امام جماعت اين مسجد مي گويند:

إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَي

ما مي خواستيم در اين مسجد نماز بخوانيم و خدمت كنيم، اين مسجد محل اجتماع اهل سنت ايران است.

شما بگوييد: محل اجتماع منافقين و نواصب ايران بوده است، اين خيلي بهتر است؛ ولي بدانيد:

وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ

خدا شهادت مي دهد كه همه شما دروغ مي گوييد و اهانت مي كنيد.

اين شبكه ها اين حرف كفر آميز و ارتداد آور را پخش مي كنند.

اگر شما از هر مسلماني سؤال كنيد كه اين جمله ارتداد آور است يا خير، به شما جواب مي دهد كه ارتداد آور است.

كسي بگويد: پيغمبر هم حق ندارد كه همچين كاري كند.

اين پيغمبري كه شما مي شناسيد و آن خداي الاغ سوار و اين پيغمبري كه چندين بار بالاي كوه براي خود كشي رفته است، بله آن پيغمبر شما نمي تواند همچين كاري كند.

پيغمبري كه شما ابن تيميه را از او بالاتر مي دانيد، بله اين پيغمبر همچين حقي ندارد؛ ولي در مورد پيغمبر مسلمين قرآن مي فرمايد:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

سوره احزاب آيه ٦

تمام مفسرين مي گويند:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ في كل شيء من أمور الدين والدنيا

الكشاف، ج ٣، ص ٥٣١ و عمدة القاري، ج ١٩، ص ١١٥ و فتح القدير، ج ٤، ص ٢٦١

اين تفسير بيضاوي و ديگران را نگاه بكنيد.

اين واقعا كفر آور و ارتداد آور است، اين كه پيغمبر هم نمي تواند البته آقايان حق دارند.

آقايان اين همه سر و صدا روي مساجد دارند، در مسجد ضرار، همين ١٢ نفري كه مسجد ضرار را بنيان گذاري كردند، طبري به صراحت در تفسيرشان مي گويد:

وكان الذين بنوه اثني عشر رجلا

تفسير الطبري، ج ١١، ص ٢٣

اين ها ١٢ نفر بودند كه از انصار بودند.

خذام بن خالد و ثعلبة بن حاطب، جزء كساني هستند كه مسجد ضرار را ساختند و ثعلبة بن حاطب جزء كساني است كه در جنگ بدر و احد بوده اند.

آقايان اگر به اسد الغابه ابن اثير جلد ١ صفحه ٢٣٧ مراجعه كنند، صراحت دارد كه آقاي ثعلبة بن حاطب از بنيان گذاران مسجد ضرار، اهل بدر بوده است.

قرآن مي فرمايد:

وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَي وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ

سوره توبه آيه ١٠٧

محارب خدا و رسول بودند.

اين عبارتي كه از حديث صحيح بخاري نقل مي كنند كه پيغمبر به اهل بدر نگاه كرد و گفت:

اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْتُ لَكُمْ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٠٩٥

هر كاري كه مي خواهيد انجام دهيد، انجام دهيد، قبل از اين كه شما بخواهيد گناه كنيد، هر زنا و قتلي و هر گناهي كه بخواهيد مرتكب شويد، قبلا من شما را بخشيده ام.

چرا اين قد غفرت لكم، شامل آقاي ثعلبة بن حاطب و خذام و ديگراني كه در بدر بودند، نشد.

الحمد لله الذي جعل أعدائنا من الجهلا والحمقاء

اين ها خودشان را رسوا مي كنند.

بنده تا كنون در رابطه با قضيه مسجد حاج فيض اظهار نظر نكرده بودم.

يك قضايايي است كه حكومت تشخيص مي دهد.

البته از ديدگاه آقايان، صدام و ملك عبد اللهي كه با رئيس جمهور آمريكا و نخست وزير اسرائيل شراب مي خورد، اولي الامر هستند.

رهبر ليبي و فرعون مصر اولي الامر است؛ ولي مسؤلين نظام و ولي فقيه ايران، اولي الامر نيست.

اين هم يك معمايي است كه آقايان نتوانستند پاسخ را پيدا كنند.

بعضي از علماي اهل سنت و از بعضي از محترمين كه در اين زمينه مطالبي را مطرح مي كنند يا از تريبون نماز جمعه سخناني را در رابطه با قضيه مسجد مي گويند، يك مقداري تجديد نظر كنند و ببينند كه اين حرف هايشان با قرآن تطبيق مي كند يا با عقائد اهل سنت نسبت به اولي الامر مطابق است يا خير.

مگر اين كه آقايان بگويند: اولي الامر براي صدام و فرعون مصر و ملك عبد الله تطبيق مي كند؛ ولي اگر حكومت شيعي بود؛ چون شيعه ها كافر و مشرك و مرتد هستند، اين ها را شامل نمي شود؛ اگر چه آقايان فتوا داده اند كه اگر حاكم اسلامي كافر هم باشد، قيام در برابر او جايز نيست و اطاعت از او واجب است.

مگر اين كه بگويند: شيعيان از كافر بدتر هستند.

مجري:

علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت

يكي از ويژگي هاي حديث منزلت، تنزيل و تشبيه حضرت علي عليه السلام به حضرت هارون علي نبينا وآله وعليه السلام است.

علت اين تنزيل و تشبيه چيست؟ چرا به اوصياي ديگر تشبيه نشده اند؟

استاد قزويني:

عرض كرديم كه اين حديث هم در جنگ تبوك و هم در غير جنگ تبوك مطرح شده است.

نبي گرامي فرموده است: جايگاه علي نسبت به من همانند جايگاه حضرت هارون نسبت به موسي است، غير از اين كه نبوت بعد از من نيست و علي خليفه من بعد از من براي هر مؤمن و مؤمنة است؛ مگر اين كه خودش را مؤمن يا مؤمنه تصور نكند.

اين كه چرا اين تشيبه فقط به حضرت هارون شده است، با اين كه ديگر انبياء هم وصي داشته اند.

ما قبلا در حديث وصيت مطرح كرديم كه شيث وصي حضرت آدم بوده است و حضرت سليمان وصي حضرت داود بوده است و حضرت شمعون وصي حضرت عيسي بوده است.

ليس من نبي الا وله وصي

سيرة ابن إسحاق، ج ٢، ص ١٠٥

ما اين روايت را بررسي سندي كرديم و ثابت كرديم كه اين روايت سندا صحيح است.

در بعضي روايات داريم:

وعلي خاتم الأوصياء

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٦٤٧ و المعجم الأوسط، ج ٢، ص ٣٣٦ و تاريخ مدينة دمشق، ج ٢٩، ص ٤ و البداية والنهاية، ج ٧، ص ١٦٨ و مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٤٦ و فتح الباري، ج ٨، ص ١٥٠

در اين ميان اين همه اوصياء، نبي گرامي علي را به حضرت هارون تشيبه مي كند.

علت اصلي آن اين است كه در ميان اوصياء الهي، تنها وصيي كه در قرآن به تفصيل سخن گفته شده است و تمام زواياي خلافت و وصايت او در قرآن مطرح شده است، وصي حضرت موسي، حضرت هارون سلام الله عليهما است.

در قرآن كريم، منازل و جايگاه و رتبه هايي كه براي حضرت هارون مطرح شده است، منزلت وزارت و اخوت و معاضدت و كمك كار و مشاركت در امر است.

در آيه ٢٩ تا ٣٢ سوره طه كه حضرت موسي از خداي عالم درخواست مي كند:

وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي

اينجا بحث وزارت حضرت هارون مطرح است.

وزير و كسي كه جايگزين من باشد و تمام امور من به عهده او باشد و سنگيني كار من را متقبل شود و انجام دهد، قرار بده؛ نه از افراد ديگر، برادرم را وزير قرار ده.

جايگاه اخوت و بيت نبوت، خودش يك بحثي است كه ان شاء الله اگر از سؤال هاي حاج آقاي محسني باشد، من اين را مفصل توضيح مي دهم.

بحث معاضدت و كمك كار كه مي فرمايد:

اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي

سوره طه آيه ٣١ و ٣٢

خدايا حضرت هارون را كمك كار من قرار بده و در امر رسالت، او را شريك و هم كار من بگردان تا من را كمك كند.

در اين آيات ٤ منزلت مطرح شده است:

١-وزارت

٢-اخوت

٣-معاضدت و كمك كاري

٤-مشاركت در امر

خداي عالم هم در خواست حضرت موسي را به اجابت مي رساند و مي فرمايد:

قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَي

سوره طه آيه ٣٦

ما در خواست تو را قبول كرديم و حاجت تو را برآورده كرديم.

در اينجا جعل وزارت و اخوت و وصايت را به عهده خدا گذاشته است.

حضرت موسي نمي فرمايد: خدايا من مي خواهم برادر را وصي و وزير خودم قرار دهم، اي مردم شما جمع شويد و برادر من يا يك شخصي را انتخاب كنيد كه به عنوان وزير و وصي و خليفه من باشد.

مي فرمايد: خدايا تو قرار بده؛ معلوم مي شود كه جعل وصايت و امامت از طرف خدا است.

در آيه ١٢٤ سوره بقره در رابطه با حضرت ابراهيم مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

ما تو را براي مردم امام قرار داديم، نمي گويد: اي مردم:

اجعلوا لكم اماما

در آيات ديگر مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً

سوره بقره آيه ٣٠

جعل خلافت و امامت به دست خدا است.

در اينجا هم وقتي بحث وصايت حضرت هارون مطرح مي شود، اين ٤ جايگاه را حضرت موسي از خدا مي خواهد و خدا هم مي فرمايد:

قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَي

سوره طه آيه ٣٦

ما در خواست تو را به اجابت رسانيدم.

ان شاء الله من روايتي را عرض خواهم كرد كه همين درخواست را نبي مكرم كرد كه خدايا برادر من از تو خواست تا برادرش هارون را وصي و خليفه او قرار دهيد، برادر من علي هم كمك كار من است، من مي خواهم او را به عنوان خليفه من قرار دهي.

خداي عالم وحي فرستاد كه اي رسول من، درخواست تو مورد اجابت واقع شد.

اين روايتي است كه فخر رازي و ديگران نقل كرده اند.

حاكم حسكاني اين روايت را نقل كرده است، ان شاء الله اين روايت را عرض خواهم كرد.

٤ جايگاه در آيه ٢٩ تا ٣٢ سوره طه مطرح است.

جايگاه خلافت:

وَقَالَ مُوسَي لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي

سوره اعراف آيه ١٤٢

هارون به عنوان خليفه حضرت موسي مطرح است. اگر نبي مكرم مي فرمايد:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي

يعني همان طوري كه هارون رتبه خلافت از حضرت موسي را داشت، علي هم رتبه خلافت را دارد.

وجوب اطاعت از هارون:

وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي.

سوره طه آيه ٩٠

به بني اسرائيل مي گويد: بايد از من تبعيت كنيد و بايد از دستورات من اطاعت كنيد.

اين ها نشان مي دهد كه اين واژه ها كه در قرآن آمده است، نبي گرامي هم با توجه به اين واژه ها، اميرالمؤمنين سلام الله عليه را تشبيه مي كند به حضرت هارون.

اين را دوستان داخل پرانتز از من داشته باشند؛ ولي در اين زمينه سؤالي نپرسند.

آن دفعه هم يك عزيز اهل سنت كه از بنده سؤال كرد، گفتم: من درسش را نخوانده ام.

انحراف قوم موسي در غياب حضرت موسي:

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَي فَنَسِيَ

سوره طه آيه ٨٨

سامري يك گوساله اي را درست كرد و از اين گوساله صدا درآمد و گفت: خداي شما اين گوساله است.

اي مردم اين طور صدا درمي آورد و حرف مي زند. مردم هم تمام دستورات حضرت موسي را ناديده گرفتند. هرچه حضرت هارون گفت:

فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي

سوره طه آيه ٩٠

به او گوش ندادند.

حضرت موسي يك چيزي گفت، فعلا سامري اين گوساله را درست كرده است.

هارون ديد جمعيت به طرف گوساله پرستي رفتند و توحيد و آن زحمات حضرت موسي و دستورات حضرت هارون، همه ناديده گرفته شد.

هارون نيامد با بعضي از دوستان قيام كند و در برابر گوساله پرستان جنگ و قيام به راه بيندازد. براي رعايت وحدت امت بني اسرائيل ساكت ماند.

حضرت موسي آمد و عصباني شد و از ريش برادرش گرفت و فرمود:

أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي

سوره طه آيه ٩٣

چرا دستورات من را عصيان كردي و چرا گذاشتي مردم گوساله پرست شوند و از توحيد برگشتند؟

حضرت هارون مي فرمايد:

قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي

سوره طه آيه ٩٤

اي فرزند مادرم (اين يك تعبير لطيفي است كه وقتي مي خواهند طرف را به رحم و ترحم بياورند، مي گويند: اي فرزند مادرم؛ يعني مي خواهد آن عطوفت و آن محبت و مهرباني مادر را به رخش بكشد) از ريش و سر من نگير، من ترسيدم كه اگر در برابر اين گوساله پرستان قيام كنم، بگويي: بين بني اسرائيل تفرقه انداختي.

من حرفم را زدم و اتمام حجت را كردم. گفتم كه از من اطاعت كنند.

تمام آن حرف هايي كه تو زده بودي و بحث توحيد را گفتم و گفتم: اين خلاف است و اين انحراف از آئين حضرت موسي است؛ ولي هيچ كس به حرف من گوش نكرد.

ديدم كه اگر در برابر اين ها قيام كنم، در ميان بني اسرائيل تفرقه مي افتد.

آن آقاياني كه مي گويند: چرا اميرالمؤمنين در برابر انحراف امت قيام نكرد، اين هم پاسخ آن.

آقاي ابن عبد البر سني در كتاب الاستيعاب جلد ٢ صفحه ٤٩٧ همين تعبير را دارد.

من اين مطلب را از نهج البلاغه نياورده ام. اين تعابير در خطبه هاي مختلف نهج البلاغه هم وجود دارد.

در كتاب سليم بن قيص وجود دارد و ابن ابي الحديد معتزلي هم اين ها را دارد.

ما اين ها را فعلا فاكتور مي گيريم.

استيعاب از كتب معتبر تراز اول است. مي گويد: اميرالمؤمنين فرمود:

إن الله عز وجل لما قبض رسوله صلي الله عليه وسلم قلنا نحن أهله وأولياؤه لا ينازعنا سلطانه أحد فأبي علينا قومنا فولوا غيرنا وأيم الله لولا مخافة الفرقة وأن يعود الكفر ويبوء الدين لغيرنا فصبرنا علي بعض الألم.

الاستيعاب، ج ٢، ص ٤٩٧

وقتي كه پيغمبر از دنيا رفت، ما گفتيم: ما هستيم اولياء و ولي امر بعد از پيغمبر، اين مقام خلافتي كه پيغمبر براي ما قرار داده است، كسي با ما مخالفت نمي كند. قوم ما قريش، با ما مخالفت كردند.

آن جايگاهي كه خدا و پيغمبر براي ما قرار داده بود، اين ها را به ما ندادند و ديگران را خليفه كردند.

قسم به خداي عالم اگر ترس اين را نداشتم كه ميان امت اسلامي تفرقه مي افتد و دوباره كفر بساطش را پهن مي كند و دين اسلام نابود مي شود، قطعا حكومت را تغيير مي دادم و در برابر هيئت حاكم مي ايستادم و همه را كنار مي زدم و خلافت را به دست مي گرفتم. به بعضي از دردها صبر كردم.

صبرت وفي العين قذي وفي الحلق شجي أري تراثي نهبا

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٨

صبر كردم صبري كه خار در چشم و استخوان در گلو است.

يكي از چيزهايي كه نبي مكرم صلي الله عليه وآله خلافت اميرالمؤمنين را به خلافت حضرت هارون تشبيه كرده است، شايد همين قضايايي است كه در قرآن در رابطه با انحراف امت حضرت موسي در غياب او صورت گرفته است، باشد.

اين هم يك مقدار درد آور است؛ ولي عزيزان اهل سنت اين را از ما در حد يك فرضيه داشته باشند.

ان شاء الله ما سر فرصت اين ها را مطرح مي كنيم.

يكي از نكاتي كه در رابطه با قوم بني اسرائيل است، اين است كه بني اسرائيل با همه آنچه كه از حضرت موسي ديده بودند، آن همه معجزات و آن همه نشانه ها و آن همه تبليغ و نجات از دست فرعونيان:

وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَي قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَي أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَي اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آَلِهَةٌ

سوره اعراف آيه ١٣٨

بني اسرائيل آمده است و درياي نيل كوچه كوچه شده است و همه آب ها ايستاده اند و بني اسرائيل حركت كرد و رفت و از آن طرف فرعونيان آمدند و غرق شدند.

چه معجزه مهمي رخ داده است؛ ولي وقتي كه از دريا رد شدند و از رود نيل آن طرف رفتند، ديدند كه يك عده بت پرست، يك بت هايي گذاشته اند و اطراف آن طواف مي كنند و آن ها را عبادت مي كنند.

گفتند: موسي تو كه آدم خوبي هستي و اين همه معجزه و كرامت داري و هرچه كه ما خواستيم به ما دادي، همان طوري كه اين ها بت مي پرستند و طواف مي كنند، يك بتي هم براي ما درست كن تا ما هم مشغول شويم.

نمي دانم اسم اين را چه بگذاريم؛ ولي قرآن مي فرمايد:

قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ

سوره اعراف آيه ١٣٨

شما قوم جاهلي هستيد.

همين قضايا را جناب ترمذي و ابن تيميه و ديگران با قطعيت در رابطه با امت اسلامي نقل مي كنند.

ان شاء الله اميدوار هستيم كه كارشناسان شبكه ها به جاي فحش دادن و اهانت كردن و جسارت كردن، بيايند اين ها را جواب دهند.

به جاي فرياد كشيدن و اين صداي شان را بالا ببرند، اطلاعات شان را بالا ببرند.

ترمذي با سند خودش از ابو واقد ليثي نقل مي كند:

أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لَمَّا خَرَجَ إلي خيبر مَرَّ بِشَجَرَةٍ لِلْمُشْرِكِينَ يُقَالُ لها ذَاتُ أَنْوَاطٍ يُعَلِّقُونَ عليها أَسْلِحَتَهُمْ فَقَالُوا يا رَسُولَ اللَّهِ اجْعَلْ لنا ذَاتَ أَنْوَاطٍ كما لهم ذَاتُ أَنْوَاطٍ فقال النبي صلي الله عليه وسلم سُبْحَانَ اللَّهِ هذا كما قال قَوْمُ مُوسَي أجعل لنا إِلَهًا كما لهم آلِهَةٌ

سنن الترمذي، ج ٤، ص ٤٧٥

در بعضي از روايات دارد كه اين قضيه براي بعد از فتح مكه است. پيغمبر اكرم ٢١ سال براي اين مردم زحمت كشيده است و تلاش كرده است. اگر خيبر هم باشد، ١٩ سال پيغمبر براي مردم زحمت كشيده است.

بعد از ١٩ سال، ديدند يك دسته از مشركين يك سري درخت دارند كه اطراف آن درخت ها اسلحه هايشان را انداخته اند و طواف مي كنند و اين درخت ها را عبادت مي كنند، گفتند: همان طوري كه اين ها درختي دارند و اطراف اين درخت طواف و عبادت مي كنند، براي ما هم يك درختي درست كن تا ما هم طواف و عبادت كنيم.

جناب آقاي هاشمي سبحان الله گفتن جايش اينجا است.

پيغمبر فرمود: اين همان سخني است كه قوم حضرت موسي از حضرت موسي خواستند. وقتي كه ديدند يك قومي يك بتي را مي پرستند، گفتند: براي ما هم همچين الهي درست كن.

عين همان حرفي كه قوم حضرت موسي از موسي خواستند، شما مسلمان ها و شما صحابه از من خواستيد. اين ها از صحابه بودند، اين ها كه از يهودي ها نبودند، اين ها به جنگ يهودي ها رفته بودند.

بعد پيغمبر فرمود:

وَالَّذِي نَفْسِي بيده لَتَرْكَبُنَّ سُنَّةَ من كان قَبْلَكُمْ

سنن الترمذي، ج ٤، ص ٤٧٥

قسم به خدايي كه جان من پيغمبر در قبضه قدرت او است، تمام سنت هاي زشتي كه در امم گذشته بود، در امت من قدم به قدم خواهد بود.

آقاي ترمذي مي گويد:

هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ

سنن الترمذي، ج ٤، ص ٤٧٥

آفتاب آمد دليل آفتاب.

اين هم بزرگواران در ذكر مبارك شان باشد. ما نمي خواهيم كه چيزي قبول كنند يا قبول نكنند؛ ولي حداقل اين را حمل بر اهانت و جسارت نكنند. اين ها هم خواندن دارند.

آن هايي كه گزارش تاريخي دارند و مي خواهند خيانت در گزارش تاريخي نكنند، اين ها را هم در نرم افزارهاي شان بياورند.

ابن تيميه به صورت قاطعانه مي گويد: صحابه از حضرت رسول اكرم همچين درخواستي كردند. شايد همين قضيه را بيش از ٢٠٠ كتاب از كتب عزيزان اهل سنت آورده اند كه من فقط يك نمونه اش را اينجا مطرح كردم.

ان شاء الله ما سر فرصت، اتفاقاتي كه بعد از پيغمبر براي امت اسلامي افتاد را خواستيم مطرح كنيم، اين را هم عرض مي كنيم و جملاتي كه آقاي محمد بن عبد الوهاب در رابطه با انحراف امت اسلامي دارد؛ حتي در عصر پيغمبر انحراف از توحيد داشتند، اين ها را ان شاء الله خواهيم گفت.

شايد بعضي از دوستان در رابطه با چيزي كه ما از سنن ترمذي آورديم، اين مطلبي است كه در صحيح بخاري آمده است؛ ولي آقايان يك مقداري صدر و ذيل قضيه را حذف كرده اند.

در صحيح بخاري نبي مكرم مي فرمايد:

أَنَّ النبي صلي الله عليه وسلم قال لَتَتَّبِعُنَّ سَنَنَ من قَبْلَكُمْ شِبْرًا بِشِبْرٍ وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ حتي لو سَلَكُوا جُحْرَ ضَبٍّ لَسَلَكْتُمُوهُ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٢٧٤

شما سنت گذشته گان را وجب به وجب عمل خواهيد كرد، قدم به قدم؛ حتي اگر در گذشته يك فردي در سوراخ سوسمار رفته بود، در امت من كسي در سوراخ سوسمار خواهد رفت.

خود جناب حاكم نيشابوري مي گويد:

لو أن أحدهم جامع امرأته بالطريق لفعلتموه

المستدرك علي الصحيحين، ج ٤، ص ٥٠٢

من اين را ترجمه نمي كنم.

آقايان هم اگر خواستند حرف ابن تيميه را ببينند، مي توانند به كتاب مجموعه فتاوي مراجعه كنند. در آنجا قضيه درخواست مسلمان ها و صحابه از پيغمبر كه براي براي ما ذات انواطي درست كن.

ايشان در آنجا مي گويد:

وحتي لو أن أحدهم جامع أمرأته في الطريق لفعلتموه

مجموع الفتاوي، ج ٢٧، ص ١٣٧

بيننده آقاي حيدري از شيراز:

جامعه بني اسرائيل صحابي پيامبرشان بودند و بين آن ها پيامبر زاده و افرادي كه منتسب به پيامبر بوده اند هم حضور داشته است.

من فكر مي كنم كه اين ها از نظر فرهنگي نسبت به مشركين و كفاري كه در زمان پيغمبر بودند، جلوتر بودند.

اين كارنشناسان شبكه هاي وهابي به جاي اين كه در اين قضيه، حضرت هارون را زير سؤال ببرند، بهتر است كه اين جمعيتي كه تحت عنوان صحابه و بني اسرائيل بودند، آن ها را زير سؤال ببريد.

اين ها مي گويند: وظيفه پيامبر در حد يك پيام رسان است و وظيفه او اين بوده است كه فقط يك پيامي برساند و بعد از مرگش هيچ رابطه اي با اين دنيا ندارد.

بنابراين آن جامعه اي هم كه پيام به ايشان رسانده شده بود و از قبل در آن جامعه پيامبراني بوده است و عملا اين ها از نواده هاي پيامبران قبل بوده اند، اين ها صحابي هاي خاص و صحابي هاي عام تشكيل مي دادند.

توهيني كه به شخص نبي مكرم از طريق اين شبكه هاي وهابي مي شود، مي خواستم برادران مسلمان اعم از شيعه و سني دقت بيشتري در اين قضيه داشته باشند؛ چون شخص نبي اكرم را به بدترين شكل و بدترين وجهي كه زبان از بيان آن قاصر است، زير سؤال مي برند.

اين ها قبل از سقيفه يك كودتاي قدرت انجام دادند.

اين ها مي گويند: مردم به حضرت علي رأي نداده اند؛ چون حضرت علي جنگ هايي داشته است و در آن جنگ ها تعدادي از خانواده هاي آن ها را كشته است.

حضرت علي در ركاب پيغمبر جنگيده است.

حضرت همراه با پيامبر شمشير مي كشيدند و تعدادي را از طرف مقابل كشته بودند.

اين ها كه در اين جنگ ها از بين رفته بودند، به دستور پيامبر مسلمان ها با اين ها وارد جنگ شده بودند.

بيننده آقا محمد از تهران از اهل سنت:

حاج آقاي قزويني الوعده وفا.

من هفته قبل تماس گرفتم؛ ولي بنده متأسفانه مجبور شدم كه با يك اسم ديگري بيايم.

من رضا هستم از سنندج يا همان محمد از تهران؛ ولي من چند روز است كه تماس مي گيرم و شماره من را به استديو راه نمي دهند، امروز ناچارا هم شماره ام را عوض كردم و هم با يك اسم ديگري آمدم به اميد اين كه به استديو راه پيدا كنم.

مجري:

اگر شما مي خواهيد با اين شگرد ها يك حقانيتي را براي خودتان ايجاد كنيد، ما در برنامه هايمان نشان داديم كه اشخاصي مانند شما و يا از شما بدتر صحبت كردند و روي خط آمدند و بارها آمده اند. اين شگردي كه شما به كار برديد، شگرد منصفانه اي نيست.

خيلي از بينندگان عزيز خودشان ديده اند و گفته اند و اين حرف شما خيلي جايي ندارد.

بيننده آقاي عليرضا از گلپايگان:

مي خواستم در مورد رجعت امام حسين و بقيه امام ها، از قرآن و از احاديث اهل سنت اگر چيزي هست نشان دهيد.

مي گفتند: اين ١٢ نفري كه در كتب اهل سنت آمده است كه خليفه روي زمين مي شوند و شيعه ها آن را به ١٢ امام منتسب مي كنند، اين ها به خلافت مي رسند؛ ولي حضرت امام حسين كه به خلافت نرسيده است؛ در صورتي كه شيعه ها اين ١٢ نفري كه در كتب اهل سنت آمده است كه خليفه حضرت محمد هستند و به حق هستند را به همان ١٢ امام خودشان وصل مي كنند.

اگر مي شود در اين رابطه توضيح دهيد.

استاد قزويني:

در رابطه با سؤال اول شما، عصر جمعه به برنامه به سوي ظهور تماس بگيريد. حضرت آيت الله طبسي و جناب آقاي كلباسي پاسخگو هستند. اين در حوزه تخصصي آقايان است. آن ها جواب داده اند.

من هفته گذشته بحث رجعت را از ديدگاه قرآن مفصل مطرح كردم.

شما مي توانيد فايل ورد برنامه را از سايت ولي عصر و سايت شبكه ولايت ببينيد.

در رابطه با ١٢ خليفه اي كه پيغمبر اكرم فرمود:

إِنَّ هذا الْأَمْرَ لَا يَنْقَضِي حتي يَمْضِيَ فِيهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٤٥٢

امر اسلام از بين نخواهد رفت، مگر اين كه ١٢ خليفه من بيايند.

نفرموده است: ١٢ نفر خلافت كنند. اين كه خليفه پيغمبر است، يك بحث است و اين كه اين ها خلافت كنند، اين يك بحث ديگري است.

ما رواياتي داريم كه تعبير كرده اند:

اثْنَا عَشَرَ كَعِدَّةِ نُقَبَاءِ بني إِسْرَائِيلَ

مسند أحمد بن حنبل، ج ١، ص ٣٩٨

آيا همه نقباء بني اسرائيل خلافت كردند؟

حضرت هارون كه به عنوان خليفه رسمي حضرت موسي بود، در غياب حضرت موسي توانست خلافت كند يا مشكلات ديگري داشت؟

در بعضي از موارد هم روايت آمده است كه نبي مكرم صلي الله عليه وآله فرمود: اين ١٢ نفري كه به عنوان خليفه من خواهند آمد، مردم در حق اين ها ظلم خواهند كرد.

لاَ يَضُرُّهُ من خَالَفَهُ أو فَارَقَهُ

مسند أحمد بن حنبل، ج ٥، ص ٩٩

اين ها خليفه من هستند و مخالفت مردم ضرر به خليفه بودن اين ها نمي زند و جدا شدن مردم از اين ها به خلافت اين ها ضرر نمي زند.

اين كه آيا اين ها خليفه پيغمبر بودند يا نبودند، اين امري است و اين كه مردم گذاشتن كه اين ها خلافت كنند يا خلافت نكنند، اين امر ديگري است.

نبي گرامي در مكه ١٣ سال بودند و پيغمبر هم بودند؛ ولي با آن همه اذيت و آزار پيغمبر نتوانست كه حرفش را به مردم برساند.

پيغمبر علاوه بر اين كه پيغمبر بود، امام بود و موظف بود كه حكومت اسلامي تشكيل دهد.

چرا نبي مكرم از اين اختيار خدا دادي خودش براي تأسيس حكومت در ١٣ سال مكه اقدام نكرد؛ ولي به مجرد اين كه به مدينه آمد، ديد زمينه فراهم است و مردم قبول مي كنند، حكومت تشكيل داد؟

ائمه عليهم السلام هم خليفه پيغمبر هستند؛ چه مردم بخواهند و چه نخواهند.

اگر زمينه در جامعه فراهم شود، اين ها مكلف هستند كه از طرف خداي عالم اقدام به خلافت و اقدام به دفع ظلم و اقامه عدل و تأسيس حكومت اسلامي كنند.

بيننده آقا رسول از كرمانشاه از اهل سنت:

شما از جريان هارون و سامري و موسي گفتيد، چرا حضرت موسي قبل از رفتن به كوه طور، دستور نداد كه سامري را بكشند يا زنداني كنند يا چرا خدا دستور نداد؟

استاد قزويني:

شما كه به ما گفتيد: قصاص قبل از جنايت حرام است.

بيننده:

علم كه داشتند.

استاد قزويني:

مگر آن ها موظف بودند كه به علم شان عمل كنند؟ پيغمبر اكرم هم علم داشت كه خالد بن وليد در جنگ احد از پشت حمله مي كند و ٧٠ نفر از عزيزانش را مي كشد.

قبل از جنايت كه نمي شود قصاص كرد. پيغمبر اكرم نسبت به آن كساني كه نسبت فحشاء به همسرشان دادند، به آن ها حد زد. كه از آن ها حسان بن ثابت و مسطح بن اساسة و خواهر زن خود است.

پيغمبر اكرم قبلا اين ها را شلاق مي زد يا مي كشت يا اين ها را در مدينه حبس مي كرد تا در آن قضيه سفر با اين ها نباشند. همه مي گويند: پيغمبر قصاص قبل از جنايت مي كند.

بيننده:

يعني علم داشته اند و اين كار را نمي كردند؟

خدا شيطان را به درگاه خودش راه داد و بعد هم دشمن آدم شد و بعد هم بيرونش كرد. نمي شود كه بگوييم: خدا علم نداشته است. خدا هم شيطان را راه داد و بعد هم بيرونش كرد.

استاد قزويني:

خدا از روز اول شيطان را نمي آفريد يا آن زماني كه در ميان ملائكه ها بود، به يكي از اين ملائكه مي فرمود: برو شيطان را خفه كن تا اين همه جنايت نكند.

بيننده:

در همين جريان ٤٠ روز خدا به حضرت موسي مي فرمايد:

قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ

سوره طه آيه ٨٥

گويا خدا موسي را خوانده است كه امت را گرفتار كند.

استاد قزويني:

دنيا، دنياي امتحان است.

أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آَمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ

سوره عنكبوت آيه ٢

آيا مردم تصور مي كنند كه ايمان آورده اند و امتحاني نيست.

دنيا، دنياي امتحان است. فرض كنيد الان يك امتحان براي بنده است كه آيا مي توانم آن حقايقي كه در سينه ام وجود دارد مي توانم بگويم يا خير. اگر كوتاهي كردم فرداي قيامت مسؤل هستم.

شما عزيز بزرگوار اين مطالبي را كه مي شنويد، ما نمي گوييم: قبول كنيد؛ ولي حداقل تحقيق و بررسي كنيد كه اين مطالب درست است يا خير. شما يك طور امتحان داري، بنده هم به صورت ديگري امتحان دارم.

بيننده:

من از علماء كه سؤال كردم، اين ها مي گويند: اين كه پيغمبر عائشه و حفصه را طلاق نداده است دليل بر اين است كه شيخ ابي بكر و عمر خوب هستند.

علت اين كه اين همه لعن و نفريني كه خدا در قرآن بر امت و صحابه موسي كرده است كه مي فرمايد:

ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآَيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ

سوره آل عمران آيه ١١٢

در حالي كه اين ها همه اولاد يعقوب پيغمبر بودند. علت اين كه اين ها را لعن و نفرين كرده است چيست؟ آيا خدا هم رافضي صفوي بوده است؟

استاد قزويني:

اين بحثي كه مطرح مي كنيد، يك بحثي است كه بايد يك مقداري دقت بيشتري شود.

اين كه از علماء سؤال مي كنيد، اگر حرف هاي اين علماء براي شما قانع كننده است، شما قبول كنيد؛ ولي اگر قانع كننده نيست، اين يك بحث ديگري است.

شما اين آيه قرآن را كه من مي خوانم از علماء بزرگوار خودتان سؤال كنيد.

در سوره تحريم آيه ٥ مي فرمايد:

عَسَي رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا

قضيه صغت قلوبكما، ما نمي خواهيم در اين باب برويم. اين خطاب به زنان پيغمبر و امهات المؤمنين است.

در اين كه اين ها امهات المؤمنين هستند، ما هيچ شك و شبهه اي نداريم. اگر كسي انكار كند كه همسر پيغمبر ام المؤمنين است، قرآن را انكار كرده است.

ما اين را خيلي بي پرده مي گوييم؛ فرقي نمي كند كه شيعه باشد يا سني يا وهابي.

اين ها مادران همه مؤمنين هستند كه حق ازدواج با اين ها را ندارند.

اگر امروز حضرت خديجه سلام الله عليها يا عائشه بيايد، هيچ مسلماني نمي تواند با او ازدواج كند. بر همه مسلمان ها تا قيام قيامت اين ها مادر هستند؛ ولي اين كه اين ها چون خوب بودند و از همه بهتر بودند و بهتر از اين ها نبود، اين با منطق قرآن سازگار نيست.

قرآن مي فرمايد:

عَسَي رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا

سوره تحريم آيه ٥

اي همسران پيغمبر، اگر پيغمبر را اذيت كنيد، پيغمبر شما را طلاق مي دهد و به جاي شما زن هاي بهتر از شما براي پيغمبر در نظر مي گيرد.

اگر اين ها بهترين زنان عصر بودند و از اين ها بهتر نبود، اين آيه چه مي فرمايد؟

فداي نبي مكرم شوم و قربانش شوم، اين ها قلب پيغمبر را خوشحال مي كند. اگر اين زن ها براي يك فرد عادي هم باشد قند در دل انسان آب مي شود.

بيننده:

ديشب يا ٢ شب قبل شخصي از شيعيان از آقاي ترشابي مي پرسيد: علماي يهود و نصارا براي اين كه امت شان مسلمان نشوند، اسم پيامبر ما را از تورات و انجيل حذف كردند.

گناه اين كار به گردن علماء است يا به گردن آن مردمي است كه الان به اسلام ايمان نمي آورند؟

بعد اين مسئله را مطرح كرد كه آيا ممكن است كه امامت در قرآن آمده بوده است؛ ولي آن هايي كه نگذاشتند كه پيامبر وصيت نامه بنويسد، حذف كرده باشند؟

من مي خواستم همين را بدانم كه ممكن است همچين مسئله باشد.

استاد قزويني:

ما نمي خواهيم بگوييم: بوده است يا خير.

من ٢ تا آدرس خدمت شما مي دهم، شما به كتاب در المنثور سيوطي و تفسير روح المعاني آلوسي ذيل آيه شريفه ٦٧ سوره مائده از عبد الله بن مسعود نقل مي كند:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله (صلي الله عليه و سلم) ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته.

روح المعاني، ج ٦، ص ١٩٣ و الدر المنثور، ج ٣، ص ١١٧ و فتح القدير، الشوكاني، ج ٢، ص ٦٠

اين آيه ٦٧ سوره مائده را ما زمان پيغمبر اين طور قرائت مي كرديم.

مي گويد: كنا، نمي گويد: كنت؛ ما صحابه در عصر پيغمبر اين آيه را اين طور قرائت مي كرديم كه اي پيغمبر به مردم ابلاغ كن كه علي بن ابي طالب ولي امر مؤمنين است و اگر ابلاغ نكني رسالت نا تمام است؛ ولي الان در قرآن هايي كه عزيزان اهل سنت دارند، از اين عبارت خبري نيست.

اين را از بزرگواران اهل سنت سؤال كنيد، جوابي را كه دادند براي ما بياوريد.

عبارت سيوطي و شوكاني اين است:

ان عليا مولي المؤمنين

الدر المنثور، ج ٣، ص ١١٧ و فتح القدير، الشوكاني، ج ٢، ص ٦٠

اين ٣ آدرسي كه الان در ذهن من بود و خدمت شما عرض كردم را بررسي كنيد.

جناب خليفه يا ام المؤمنين عائشه مي گويند: سوره احزاب كه ما در زمان پيغمبر مي خوانديم، به اندازه سوره بقره بود.

٢٠٠ آيه از سوره احزاب حذف شده است.

شايد در ميان اين ٢٠٠ آيه اي كه حذف شده است، چند آيه در رابطه با امامت ائمه و امامت اميرالمؤمنين بوده است.

اين آقايان به ما بگويند: اين ٢٠٠ آيه اي كه حذف شده است، اگر نسخ شده است، قرآن مي فرمايد:

مَا نَنْسَخْ مِنْ آَيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا

سوره بقره آيه ١٠٦

اگر نسخ كرديم، يك آيه اي مثل يا بهتر از آن مي آوريم.

آقايان مي گويند: اين آيات بوده است و قرائت آن نسخ شده است؛ ولي حكم آن مانده است. اين ٢٠٠ آيه اي كه از سوره احزاب حذف شده است، چه احكامي بوده است؟

به سند صحيح نقل مي كنند كه جناب عائشه مي گويد: يك آيه را در يك ورق گياهي نوشته بودم و زير فرشم بود، آقا بزه آمد و آيه را خورد.

شايد در اين برگه هم خلافت اميرالمؤمنين بوده است كه بز آن را خورده است.

از اين بزرگواران سؤال كنيد و جوابش را براي ما بياوريد.

بيننده:

امروز در برنامه اي صحبت در مورد حضرت ام المؤمنين عائشه بود، مي گفتند: ايشان به جنگ جمل رفته است؛ اما توبه كرده است و خدا او را بخشيده است.

ما كه اهل سنت هستيم، اين ها مي گويند: براي امامت فقط از قرآن دليل بياوريد.

بعد هم كه شما احاديث شيعه را آورديد، مي گويند: همه احاديث شيعه باطل است؛ به دليل اين كه يكي از شيعيان ممكن است اشكالي داشته باشد؛ در حالي كه تناقضات اين ها ما را خسته كرده است.

استاد قزويني:

شما از عقلا حرف بزنيد. از اين مولوي هاي عزيزي كه در منطقه شما هستند از اين ماموستاها صحبت كنيد.

بيننده:

تمام احاديث اهل سنت يا نصف آن از احاديث حضرت عائشه ام المؤمنين است.

جنگ جمل و پشيماني خود عائشه را دليل بر مشكل دار بودن احاديث نمي گيرند؛ ولي همه احاديث شيعه را به سبب كوچك ترين چيزي باطل اعلام مي كنند.

به كدام حرف اين ها مي شود اعتماد كرد. ما متحير شده ايم.

استاد قزويني:

اين كه همه احاديث اهل سنت از عائشه است، اين حرف باطلي است.

احاديثي كه آقايان اهل سنت آورده اند، بنابر آنچه كه جناب ابن حزم اندلسي خيلي دقيق آمار داده است، مي گويد: از عائشه ٢٢١٠ روايت داريم. اگر كسي بيش از دارد، بايد مدرك نشان دهد.

بيننده:

شما دعا كنيد كه خدا ما را از سرگرداني و حيرت نجات دهد.

استاد قزويني:

ان شاء الله خدا حق را براي همه ما روشن و توفيق تبعيت از حق را به ما كرم كند.

بيننده:

اگر در واقعيت علي به منزله هارون نسبت به موسي بوده است، چرا ابي بكر و عمر، اين ٢ شيخ بزرگواري كه نماز شب شان ترك نمي شده است و روزه و عبادت و جهاد و همه خوبي هاي از اين ها توقع نبوده است كه انحراف را در امت بيندازند.

الان اين همه اختلاف و افتراق باشد؛ وگرنه از يزيد كه مي گويند : شراب خور بوده است، توقعي نبوده است كه او بخواهد به حسين ظلم كند يا بكشد.

استاد قزويني:

پيغمبر اكرم فرموده است: من دارم مي روم و بعد از خودم كتاب خدا و اهل بيت خودم را مي گذارم. حتي اگر اين حديث درست هم باشد كه درست نيست، آقايان اهل سنت مي گويند:

اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله وسنتي

نفرموده است:

كتاب الله واصحابي

كتاب الله وابو بكر

كتاب الله وعمر

كتاب الله وعثمان

همچين چيزي نفرموده است.

فرداي قيامت عمل جناب آقاي ابو بكر و عمر نمي تواند براي شما حجت باشد.

سخن پيغمبر بايد حجت باشد. من با همه احترامي كه براي شما قائل هستم، در يكي از سايت هاي وهابي گفت: ابن تيميه گفته است: توسل به پيغمبر حرام است.

پيغمبر هم بگويد: توسل جايز است، ما قبول نمي كنيم.

امام جماعت مسجد فيض مي گويد: پيغمبر هم نمي تواند دستور دهد كه مسجد را خراب كنند. مشخص است كه نه دين براي اين ها مطرح است و نه قرآن و نه حرمت نبي مكرم.

بيننده سركار خانم قراقزلو از مشهد:

به خاطر شام غريبان حضرت معصومه عليها السلام عرض تسليت دارم.

سؤالي كه من مي خواهم بپرسم در مورد موضوع بحث شما نيست؛ ولي در مورد ولايت اميرالمؤمنين است.

سؤال من اين است كه مگر ولايت از طرف خداوند به امام واگذار نمي شود، پس چرا روز اولي كه پيغمبر مي خواستند تبليغ شان را علني كنند، آن مهماني را مي گيرند و در روز سوم مهماني كه موفق به صحبت كردن مي شوند، اين مقام را تعارف مي كنند و مي فرمايند: چه كسي حاضر است وصي و خليفه و جانشين من باشد كه بين همه آن ها فقط حضرت علي دست بلند مي كند؟ اين چه علتي داشته است؟

استاد قزويني:

اين در حقيقت اتمام حجت بود كه فردا قريشي كه مدعي رياست هستند و مدعي هستند كه ما بايد فرماندهي و رياست را داشته باشيم، فردا نگويند: اگر پيغمبر يك فضاي دمكراسي درست كرده بود، ما ايمان مي آورديم تا خلافت به ما برسد.

پيغمبر خدا از روز اول هم مي دانست كه به وحي الهي هيچ كسي در اين قضيه اقدام نمي كند و پاسخ نمي دهد و اين براي نبي مكرم واضح و روشن بود.

خواست براي مردم و آن ٤٠ نفر و سران قريش هم اثبات كند كه اگر يك فضاي دمكراسي بود و براي شما هم اين برنامه را داشتم، شما هم زير بار حق نمي رفتيد.

شما آدم هاي لجوج هستيد و اهل منطق نيستيد. فقط خواست براي آن ها اتمام حجت كند. همان طوري كه خدا از ما امتحان مي كند.

خدا مگر نمي داند كه شمر يا اباذر يا فرعون يا موسي چه كاره است؟

خدا همه را مي داند. براي اين كه براي اتمام حجت كند تا فردا فرعون نگويد: اگر براي ما پيغمبري فرستاده بودي، ما قبول مي كرديم.

پيغمبر را هم فرستاديم و تو زير بار نرفتي. براي همين رسول گرامي در آنجا يك فضاي دمكراسي درست كرد:

أَيُّكُمْ يواليني

مسند أحمد بن حنبل، ج ١، ص ٣٣٠

چه كسي است از شما كه چنين كاري را كند تا خليفه و وصي من باشد.

يك فضايي درست كرد و هيچ كسي جواب نداد. پيغمبر خواست بفرمايد: اگر دمكراسي و آزادي هم باشد، غير از علي هيچ كسي جواب نمي دهد.

بيننده:

در ابتداي امر بوده است و ايشان آن قدر از لحاظ اجتماعي و سياسي قدرتي نداشتند و به خاطر همين كسي قبول نكرده است؛ ولي بعدا كه اين اتفاق مي افتد و از لحاظ قدرت جايگاهي پيدا مي كنند، دوباره سر خلافت و ولايت دعوا مي شود، آنجا فضاي دمكراسي مطرح نيست؟

استاد قزويني:

شما تنها آن را نبايد ملاك قرار دهيد. بحث سران قريش، حساب شان از توده مردم جدا است.

سران قريشي كه سال ها ادعاي رياست بر مكه و فرماندهي و سياست و پرده داري كعبه را داشتند، نبي مكرم با اين ها اين چنين مي كند؛ ولي همين نبي مكرم وقتي با ديگران اقوام بحث رسالت شان را مطرح مي كند، اين ها مي گويند: يا رسول الله اگر ما بياييم با تو بيعت كنيم، آيا حاضر هستيد كه ما را به عنوان خليفه قرار دهيد؟

در رابطه با قبيله بني عامر كه يك قبيله خيلي بزرگي است، پيغمبر رسالتش را عرضه مي كند، مي گويند:

أيكون لنا الأمر من بعدك

تاريخ الطبري، ج ١، ص ٥٥٦

يا رسول الله اگر ما به تو ايمان بياوريم، خلافت بعد از تو نصيب ما خواهد شد؟

پيغمبر فرمود:

قال الأمر إلي الله يضعه حيث يشاء

تاريخ الطبري، ج ١، ص ٥٥٦

امر خلافت بعد از من كارش دست خدا است، هر كس را صلاح بداند انتخاب مي كند.

آن ها گفتند: نه ما حاضر نيستيم گردن مان در برابر شمشير مخالفين تو قرار دهيم:

فإذا ظهرت كان الأمر لغيرنا لا حاجة لنا في هذا من أمرك

تاريخ الطبري، ج ١، ص ٥٥٦ و الثقات، ج ١، ص ٩٠ و ٩١

وقتي كه تو غالب شدي و نبوتت جهاني شد، رياست و خلافت ما ديگري باشد، ما احتياجي به رسالت تو نداريم.

در قضيه حديث الدار، قرآن مي فرمايد نبي مكرم:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم آيه ٣ و ٤

آنجا به پيغمبر دستور مي دهد كه قريشي كه اين چنين ادعايي دارند، همچين طرح دمكراسي داشته باش؛ ولي نسبت به قبيله بني عامر و عامر بن طفيل و ديگر افرادي كه هستند، نسبت به آن ها مي فرمايد كه به اين شكل مطرح كن.

نسبت به هوذه شاعر زبردستي است كه مي گويد: يا رسول الله اگر من كه خطيب قوم و شاعر قوم هستم، مبلغ تو باشم، تمام مردم را به طرف اسلام دعوت مي كنم:

فاجعل لي بعض الأمر أتبعك

الطبقات الكبري، ج ١، ص ٢٦٢

پيغمبر! خلافت نه، يك قولي به ما بده كه از اين نمد براي ما كلاهي درست شود.

پيغمبر فرمود: اگر بگويد: من براي تو تبليغ مي كنم در عوض يك وجب از خاك ملك خودت را به من بده، من به او نخواهم داد.

بيننده آقا سعيد از زاهدان از اهل سنت:

چند شب قبل آقاي ابوالقاسمي و آقاي يزداني برنامه اي داشتند كه مطالبي از كتب اهل سنت مطرح مي كردند و جناب عمر و حضرت عائشه را زير سؤال مي بردند.

من از شما تقاضا دارم كه به حوزه علميه زاهدان زنگ بزنيد و از اين آدم ها دعوت كنيد تا ما بدانيم جريان اين روايت ها چه بوده است.

اين روايات جعلي است؟ چه كسي اين ها را در اين كتاب ها گذاشته است؟

مجري:

شما از طرف ما نيابت مي گيريد كه اين كار را انجام دهيد؟

بيننده:

شبكه اي صحبت كنيد يا تلفني صحبت كنيد تا ما حقيقت را بفهميم.

استاد قزويني:

آقا سعيد بزرگوار ما كه حرفي نداريم. اگر چنانچه هر كدام از اين بزرگواران اهل سنت كه سابقه حوزوي دارند، يا سابقه دانشگاهي دارند و فاضل هستند و اطلاعات دارند، بيايند، قدمشان روي چشم ما است.

ما در حد توان خودمان و در حد طلبگي از اين ها پذيرايي مي كنيم و احترام شان هم مي كنيم. يك جلسه، دو جلسه، ده جلسه هم باشد، ما آمادگي داريم.

يك بزرگواري از زاهدان اينجا تشريف بياورند، من به عنوان مسؤل شبكه قول مي دهم كه يك هفته، دو هفته اينجا بمانند، ما تمام برنامه هاي شبكه ولايت را تعطيل مي كنيم و هر شب با اين بزرگواران دو، سه ساعت با يكديگر صحبت دوستانه مي كنيم.

حالا اسمش را مناظره نمي گذاريم، مي گوييم صحبت كاملأ دوستانه علمي.

ما حرفي مي زنيم و اين بزرگواران بيايند و حرفي بزنند، مردم قضاوت كنند.

البته ما هيچ شرطي غير از آن دو شرط هميشگي كه داشتيم كه وارد سياست نشوند و يك مقدار هم محترمانه و مؤدبانه نسبت به يكديگر حرف بزنيم.

ما اين را بارها گفتيم و الان هم به احترام آقا سعيد گل رسما اعلام مي كنيم كه هر كدام از بزرگواراني كه تشريف بياورند قدمشان روي چشم ما است.

بيننده:

حاج آقا خدا خيرت بدهد. مي خواستم به اين شاگردان تان آقاي ابوالقاسمي و آقاي يزداني يك تذكري بدهيد. ما به خدا ناراحت مي شويم.

ما در كشور هستيم و برادر هستيم و با هم فرقي نمي كنيم. ما نمي توانيم جواب اين ها را بدهيم؛ چون ما عالم نيستيم؛ ولي وقتي ما از تلويزيون مي شنويم واقعا ناراحت مي شويم.

استاد قزويني:

چشم.

مجري:

ما مباحث خودمان را به صورت علمي مطرح مي كنيم و به هيچ كس هم هيچ اهانتي نمي كنيم.

استاد قزويني:

شما ٢ تا تقاضا كرديد، اجازه دهيد كه من هم از شما تقاضا كنم.

اين بحث هايي كه دوستان ما آقاي ابوالقاسمي و آقاي يزداني مي كنند، شما مي توانيد اين را ضبط كنيد و اگر نمي توانيد ضبط كنيد، قطعا با اينترنت سر و كار داريد، صحبت هاي اين ها روي سايت گذاشته مي شود و بعضي از قسمت ها هم تايپ مي شود.

اين ها را اگر بزرگواري كنيد و يادداشت كنيد و از علماي بزرگ آنجا سؤال كنيد.

شما نگوييد: من براي شبكه ولايت مي خواهم؛ چون شايد به شما جواب ندهند.

اين ها را از اين علماي بزرگوار و از اين مولوي ها سؤال كنيد و جواب شان را از روي كاغذ براي ما بخوانيد.

عين جملاتش را بخوانيد كه خدايي ناكرده جلو و عقب نشود.

فردا مي گويند: آقا سعيد آمد پيش ما و حرفي زديم رفت، حرف ما را تقطيع كرد.

ما اين را از شما داريم آقا سعيد عزيز.

اين مطالب دوستان و يا مطالبي را كه من مطرح مي كنم فرقي نمي كند، اين ها را يادداشت كنيد و از اين عزيزان و از اين محترمين و بزرگواران، آن هايي كه اهل فضل هستند، سؤال كنيد و جوابش را براي ما بياوريد و بخوانيد.

بيننده آقا احمد از افغانستان:

من واقعا به شما وشبكه شما افتخار مي كنم.

گرچه مدت زيادي نيست، در حدود يك ماه است كه برنامه شما را دنبال مي كنم، صادقانه مي خواهم بگويم: پي بردم كه عالم كجا و عابد كجا؟

سؤالي داشتم كه هر چند مربوط به موضوع برنامه نيست؛ ولي چندان دور هم نيست. اينجا در شهر مزار شريف زيارتگاهي داريم منسوب به حضرت علي بن ابي طالب خليفه چهارم است.

تا جايي كه من تحقيق كردم شخصي بوده به نام علي، سيدي بوده كه نام پدرش هم ابي طالب بوده است كه بعد از ١٠ نسل به امام زين العابدين مي رسد.

مي خواستم بدانم كه شما در اين مورد چه مي گوييد؟

من قبول دارم كه حضرت علي در نجف دفن هستند، بنا به روايتي كه اگر اشتباه نكنم امام جعفر صادق بودند كه قبر ايشان را پيدا كردند و به مردم ابلاغ كردند ولي باز هم تنها چيزي كه ما را به شك انداخته است، صفت مظهر العجائب حضرت علي است.

استاد قزويني:

اين مقاماتي كه براي ائمه عليهم السلام، در بعضي از جاها براي حضرت زينب هم در دمشق است و هم در مصر است و يا رأس الحسين هم در دمشق است و هم در مصر و هم در كربلا است.

الان ما ١٤٠٠ سال از صدر اسلام فاصله داريم. تاريخ ها جا به جا شده است و هر حكومتي كه آمده است، طبق نظر خودش تاريخ نوشته است و كتاب هاي قبلي را از بين برده است.

در حمله هايي كه بوده است؛ چه حمله مغول و چه حمله اي كه ايوبيين داشته اند، كتابخانه ها را سوزاندند و كتاب ها را از بين بردند. خيلي از مسائل به دست ما نرسيده است.

اين كه قبر مطهر اميرالمؤمنين سلام الله عليه، فداي غبار حرمش، در نجف است، در آن شك و شبهه اي نيست.

اين كه مي گوييد: امام صادق كشف كرد، قبر اميرالمؤمنين را امام حسن و امام حسين زيارت مي كرده اند.

امام سجاد و امام باقر و امام صادق هم همين طور؛ ولي از ترس حكومت علني نبود.

در عصر امام صادق سلام الله عليه؛ حتي امام باقر، تعدادي از صحابه را با خودشان به زيارت قبر مطهر اميرالمؤمنين سلام الله عليه بردند.

اين كه مي گوييد: اين آقا علي بوده است و پدرش ابو طالب بوده است و با ١٠ نسل به امام سجاد منتصب است، ما اين مشكلات را داشتيم.

خدا حفظ كند حضرت آيت الله حسن زاده آملي استاد بزرگوار ما را، بنده يك بخشي از فلسفه را محضر ايشان خواندم.

بعضي از كتاب هاي بو علي سينا مثل اشارات را هم خدمت ايشان تلمذ كرديم.

اين بزرگوار هم حق بزرگي به گردن ما دارد.

ايشان يك روزي در همان بحث اشارات بو علي سينا كه خدمت شان در مسجد معصوميه بوديم، صحبت اين مناجات منظومه اميرالمؤمنين كه مي فرمايد:

لَك الحَمْدُ يا ذا الجُودِ وَالمَجْد ِوَالعُلي تَبارَكْتَ تُعْطِي مَنْ تَشاءُ وَتَمْنَعُ

إِلهِي وَخَلاّقِي وَحِرْزِي وَمَوْئِلي إِلَيْكَ لَدي الاِعْسارِ وَاليُسْرِ أَفْزَعُ

مفاتيح الجنان (عربي)، الشيخ عباس القمي (مترجم: نجفي)، ص ٢٢٥

اولين شعر عربي كه حفظ كردم همين مناجات منظومه است.

اين مناجات منصوب به اميرالمؤمنين است.

ايشان مي گفت: من تحقيق كردم و ديدم كه يكي از اين شعراء بوده است كه مال قرن ٣ يا ٤ بوده است كه اسمش علي بوده است و اسم پدرش هم ابو طالب بوده است.

اين ها تصور كردند كه هر كسي اسمش علي باشد و پدرش ابو طالب باشد، اميرالمؤمنين است.

اين منسوب به اميرالمؤمنين است.

ظاهرا اين شعر مال آقا اميرالمؤمنين عليه السلام نيست.

من اين جمله را مي خواهم عرض كنم، در هر كجاي دنيا اگر پرچمي به نام علي زده شود، آنجا علي را مورد زيارت قرار دهند، قطعا مرضي اميرالمؤمنين است.

آن عالم مسيحي مي گويد: اگر امام حسين براي ما بود، در هر شهر و در هر كوي و در هر جايي پرچمي به نام حسين مي زديم و منبري به نام حسين اقامه مي كرديم و مردم را با نام حسين به طرف مسيحيت دعوت مي كرديم.

من از شما كه ١ ماه است با برنامه هاي آشنا شديد، تقاضا دارم، بعضي از دوستان ما مي گويند: ٢ است كه با برنامه آشنا شديم، اگر بزرگواري كنيد و بعضي از عزيزان؛ چه شيعه و چه سني كه در جريان نيستند، پيامك دهيد يا تماس بگيريد و آدرس شبكه را بدهيد كه ما بتوانيم از محضر اين بزرگواران استفاده كنيم.

اين سفره اهل بيتي كه ما پهن كرديم، ما بتوانيم بيننده بيشتر و استفاده كننده بيشتري داشته باشيم.

بيننده آقا محمد از امارات:

٢ تا سؤال براي من پيش آمده بود كه خيلي برايم مهم بود كه مي خواستم از شما بپرسم.

استاد قزويني:

آقا محمد هميشه آخر مي آيد و سؤالاتي را هم مطرح مي كند كه فرصت پاسخ دادن به آن را نداريم. نمي دانم كه اين ترفند آقا محمد است كه آخر وقت تماس مي گيرند يا اتفاقي اين طور مي شود.

بيننده:

دفعه قبلي هم تماس گرفته بودم، سؤالم را يك مقداري انحراف داديد.

اولين سؤال بنده اين است كه مي خواستم بدونم از نظر شما مقام كربلا بالاتر است يا مقام كعبه شريفه و بيت الله الحرام؟

استاد قزويني:

مقام كعبه بالاتر است. زيارت كعبه واجب است، زيارت امام حسين مستحب است.

اگر كسي ١٠ هزار مرتبه به زيارتش برود، حج واجب از گردن او ساقط نمي شود.

اين از نظر فقهي است.

اين كه كربلا به خاطر انتسابش به امام حسين يك جايگاه ويژه اي داشته باشد؛ همان طوري كه اهل سنت مي گويند: مدينه به مراتب از مكه بالاتر است. آن يك بحث ديگري است.

بيننده:

سؤال من اين است كه علت اين كه در شبكه شما و در كل شبكه هاي صدا و سيماي ايران، از كعبه شريفه و بيت الله الحرام پخش مستقيم نمي شود چيست؟

سؤال دوم من اين است كه شما در برنامه هايتان بارها تأكيد كرديد كه ما با اهل سنت برادر ديني هستيم. حكومتي كه امروز در ايران حاكم است، آيا شما اين حكومت را يك حكومت شرعي مي دانيد يا خير؟

استاد قزويني:

شما سؤال خودتان را بپرسيد. بنا نيست كه شما از ما اعتراف بگيريد، جلسه محاكمه كه نيست.

بيننده:

از نظر شما حكومتي كه در ايران حاكم است، حكومت شرعي است؟

استاد قزويني:

بله ما حكومت اسلامي مي دانيم؛ ولي حكومت اسلامي كه به آن هم نقد و اشكالات هم داريم. شايد نقد و اشكالات ما به مسؤلين، ١٠ برابر اشكالاتي است كه آقاي محمد آقاي اماراتي داشته باشد.

بيننده:

شما بارها در برنامه تان مي گوييد: ما با اهل سنت برادر هستيم. شما خودتان با خبر هستيد كه در تهران اهل سنت زندگي مي كنند. رهبر شما هم عالم و روحاني هستند.

مجلس خبرگان را هم علماء تشكيل مي دهد. علت عدم همكاري شما با اهل سنت كه در تهران داراي مسجد شوند چيست؟

اگر آيت الله خامنه اي حكم صادر كند كه اهل سنت بايد در تهران مسجد داشته باشند، هيچ كسي مانع اين حكم نمي شود.

علت عدم همكاري علماي شما با اهل سنت كه در تهران داراي مسجد شوند چيست؟

استاد قزويني:

آيا شما حكومت آل سعود را حكومت اسلامي مي دانيد؟

اگر حكومت اسلامي نمي دانيد كه هيچ. اگر حكومت اسلامي مي دانيد، اين همه شيعه در مدينه زندگي مي كنند. چرا اجازه نمي دهند كه شيعيان يك مسجد در مدينه براي خودشان درست كنند.

در خود مكه شيعه هاي زيادي زندگي مي كنند. چرا اجازه نمي دهند كه در مكه براي اين ها مسجد درست شود. در احصاء و قطيف و دمام، ٦٠ درصد شيعه هستند.

شيعيان در اين شهرها چند تا مسجد دارند؟ شيعيان در رياض چند تا مسجد دارند؟

در بحرين حكومت چند تا از مساجد را خراب كرده است؟ آيا حكومت بحرين يك حكومت اسلامي است؟

شما در امارات هستيد، غير از دبي در آن ٥ شهر ديگر، چند مسجد براي شيعيان است؟

اگر شما مي گوييد: شيعه ندارد، بنده تعداد شيعياني كه در كل امارات غير از دبي هستند را آمار مي دهم. چرا حكومت امارات اجازه نمي دهد كه اين ها مسجد داشته باشند؟

اگر بنا بود كه حكومت ايران با اهل سنت مشكل داشته باشد، در هيچ كجا نبايد اجازه دهد كه مسجد داشته باشند.

الان در سيستان و بلوچستان، آقايان اهل سنت چقدر مسجد دارند و چقدر نماز جمعه دارند؟ شيعيان در اين استان چند تا امام جمعه دارند؟

اگر بنا بود كه حكومت با آقايان اهل سنت به مخالفت برخيزد اجازه نمي دادند كه اين مساجد را داشته باشند. من آماري كه دارم اهل سنت ١٠ هزار مسجد در سراسر ايران دارند.

اين آمار مال ١٠ سال قبل است. هر ٥٠٠ سني يك مسجد دارند.

با توجه به آماري كه شيعيان در ايران دارند، هر ١١٠٠ شيعه يك مسجد دارند.

ما آمار عزيزان اهل سنت را با آمار شيعيان مقايسه كنيم، سني ها ٢ برابر شيعه ها در ايران مسجد دارند.

اگر بنا باشد كه حكومت با مساجد اهل سنت مقابله كند، نمي گذارد كه هيچ مسجدي درست شود؛ همان طوري كه در عربستان نمي گذارند.

اين حرف را شما نگوييد.

اگر نظر ولي فقيه و ولي امر و اولي الامر را واجب مي دانند، اين ها چندين بار در زمان امام راحل و در زمان بعد از امام خواستند، اولي الامر مسلمين مي گويد: ما صلاح نمي دانيم.

اين آقايان موظف هستند كه در برابر نظر اولي الامر تبعيت كنند؛ مگر اين كه بگويند: ما شيعيان را اولي الامر نمي دانيم و از كافر هم بدتر مي دانيم.

اين يك بحث ديگري مي شود.

اين آماري كه بنده دادم، براي ١٤ اسفند ١٣٨٧ است.

در سايت هاي مختلف اين آمار آمده است و مورد تأييد همه است؛ حتي آمار دادند كه ما در استان سيستان و بلوچستان ٣٥٤٦ مسجد داريم.

در آذربايجان غربي ١٧٦٨ مسجد داريم.

در استان هرمزگان ١٠٣٢ و گلستان ١٠١٧ مسجد داريم.

در استان خراسان و گيلان و در خود بوشهر ١٠٦ مسجد داريم.

در كرمانشاه ٣٤١ مسجد داريم.

در استان خراسان اهل سنت ٧٤٦ مسجد داريم.

وقتي شما اين مطالب را مطرح مي كنيد، يك مقداري منصفانه مطرح كنيد.

فرض كنيم كه آقاي ولي فقيه مسلمين اجتهاد كرده است و در اجتهاد خود هم اشتباه كرده است كه اجازه نمي دهد كه سني ها در تهران مسجد داشته باشند.

شما كه مي گوييد: مجتهد اگر اشتباه كند، يك ثوابي هم دارد. ولي امر مسلمين اجتهاد كرده است و اشتباه كرده است و يك ثوابي هم مي برد. شما حق اعتراض نداريد.

پايان.