سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٦٦٠ - دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!

دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!

کد مطلب: ٩٧٩٨ تاریخ انتشار: ١٠ مرداد ١٣٩٥ - ١٠:٠٢ تعداد بازدید: ١٣٣٩ سخنراني ها » شبکه ولايت دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
حبل المتین ٩٥/٠٥/١٠

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ٩٥/٠٥/١٠

خلاصه آنچه در این برنامه خواهید دید...

دیدگاه ائمه(علیهم السلام)در نحوه برخورد با صحابه!

دیدگاه امام صادقدر زمینه برخورد با اهل سنت:«تَنْظُرُونَ إِلَی أَئِمَّتِکمُ الَّذِینَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا یصْنَعُونَ»فرمودند: ببینید امامان شما با اهل سنت چه برخوردی دارند و شما هم از ائمه الگو بگیرید.«فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَیعُودُونَ مَرْضَاهُمْ وَ یشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ وَ یقِیمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَیهِمْ وَ یؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَیهِمْ»والله قسم زمانی که اهل سنت مریض می‌شوند امامان شما به عیادت آنان می‌روند، زمانی که از دنیا می‌روند در تشییع جنازه آنان شرکت می‌کنند، زمانی که در محکمه احتیاج به شهادت دارند برای آنان شهادت می‌دهند، اگر اهل سنت امانتی به دست امامان شما بسپارند برای آنان امانت داری می‌کنند.الکافی؛ کلینی، محمد بن یعقوب، ج ٢، ص ٦٣٦، ح ٤

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:«اقْرَأْ عَلَی مَنْ تَرَی أَنَّهُ یطِیعُنِی مِنْهُمْ وَ یأْخُذُ بِقَوْلِی السَّلَامَ وَ أُوصِیکم»به شیعیانی که از ما حرف شنوی دارند و از ما اطاعت می‌کنند سلام برسانید و بگویید:«صِلُوا عَشَائِرَکمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمفَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّی الْأَمَانَة»در تشییع جنازه اهل سنت حاضر شوید، مریض‌هایشان را عیادت کنید، حقوقشان را ادا کنید، برخوردتان با آنان برخورد خوبی باشد.«وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِی فَیسُرُّنِی ذَلِک»اگر این کار را کردید می‌گویند: این تربیت شده مکتب امام صادق است و این کار شما ما را خوشحال می‌کند.«وَ یدْخُلُ عَلَی مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَر»قلب من از برخورد خوب شما با اهل سنت شاد می‌شود و می‌گویند: امام صادق این افراد را خوب تربیت کرده است.الکافی؛ کلینی، محمد بن یعقوب، ج ٢، ص ٦٣٦، ح ٥

دیدگاه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)پیرامون صحابه:«لَقَدْ رَأَیتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ فَمَا أَرَی أَحَداً یشْبِهُهُمْ مِنْکمْ»من اصحاب پیغمبر اکرم را دیدم و هیچکدام از شما شبیه اصحاب پیغمبر اکرم نیستید.«لَقَدْ کانُوا یصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِیاماً یرَاوِحُونَ‌»آن‌ها شب تا صبح مشغول عبادت بودند، در اثر عبادت آثار خستگی در سیمای آنان معلوم بود و شب تا صبح در سجده و قیام بودند.«بَینَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ وَ یقِفُونَ عَلَی مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِکرِ مَعَادِهِمْ»زمانی که می‌خواستند بخوابند با ذکر خداوند می‌خوابیدند.نهج البلاغة؛ شریف الرضی، خطبه ٩٧

دیدگاه امام سجاد(سلام الله علیه)پیرامون صحابه:«اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّةً الَّذِینَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَةَ وَ الَّذِینَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِی نَصْرِهِ»خدایا اصحاب پیغمبر کسانی که حق صحابه بودن را ادا کردند و در نصرت پیغمبر بلاها و مصائب را تحمل کردند.الصحیفة السجادیة؛ ص ٤٣

ما عدالت همه صحابه را قبول نداریم!افرادی که وحدت را مطرح می‌کنند و به صحابه احترام دارند بدانند که ما همه صحابه را عادل نمی‌دانیم، بلکه دیدگاه قرآن کریم هم این مطلب را اثبات می‌کند. قرآن کریم به صراحت می‌فرماید:(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا)هان ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر فاسقی خبری برایتان آورد تحقیق کنید.سوره حجرات (٤٩): آیه ٦

یا در جای می‌فرماید:(إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِینا)خدا آن کسانی را که او و پیامبرش را اذیت می‌کنند، در دنیا و آخرت لعنت کرده، و عذابی خوار کننده برای ایشان مهیا نموده.سوره احزاب (٣٣): آیه ٥٧

ما صحابه را به دو دسته تقسیم کردیم: اصحابی که عادل بودند، اصحابی که تابع پیغمبر اکرم بودند، صحابی که با رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) مخالفت نکردند که به تعبیر شیخ طوسی ما از آنان انتظار شفاعت داریم.

اصحابی که خون به دل پیغمبر اکرم کردند، اصحابی که با مخالفتشان باعث شدند ٧٠ تن از عزیزان پیغمبر اکرم در جنگ احد به شهادت رسیدند، صحابه‌ای که در برابر سخن پیغمبر اکرم می‌ایستادند که به تعبیر پیغمبر اکرم معصیت کار بودند؛ این افراد را عادل نمی‌دانیم.

«عایشه» که برای اهل سنت بسیار محترم است در جایی خطاب به پیغمبر اکرم می‌گوید:«من أَغْضَبَک أَغْضَبَهُ اللَّهُ»یا رسول الله چه کسی تو را غضبناک کرده است؟ خدا او را غضبناک کند.

اکثریت صحابه برای ما قابل احترام هستند!دسته دیگری از صحابه که در اکثریت بودند و در رکاب امیرالمؤمنین بودند، به آنان احترام می‌گذاریم و برای ما عزیز هستند. در کتاب «أمالی شیخ طوسی» مجلس ٤٤ وارد شده است که:«شَهِدَ مَعَ عَلِی (عَلَیهِ السَّلَامُ) یوْمَ الْجَمَلِ ثَمَانُونَ مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ»هشتاد نفر از صحابه‌ای که در جنگ بدر شرکت کرده بودند در رکاب امیرالمؤمنین بودند.«وَ أَلْفٌ وَ خَمْسُ مِائَةٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ)»و هزار و پانصد نفر از اصحاب پیغمبر در رکاب امیرالمؤمنین در جنگ جمل شرکت کردند.الأمالی؛ طوسی، محمد بن الحسن، ص ٧٢٦، ح ١٥٢٧ – ٢، [٤٤]

همچنین آقای «ذهبی» در کتاب «تاریخ الإسلام» جلد اول می‌نویسد:«وقال سعید بن جبیر: کان مع علی یوم وقعة الجمل ثمانمائة من الأنصار وأربعمائة ممن شهدوا بیعة الرضوان»سعید بن جبیر می‌گوید: در جنگ جمل هشتصد نفر از انصار و چهارصد نفر از کسانی که در بیعت رضوان شرکت کرده بودند در رکاب امیرالمؤمنین بودند.

دیدگاه امام صادق(سلام الله علیه)پیرامون صحابه!«فَأَخْبِرْنِی عَنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَدَقُوا عَلَی مُحَمَّدٍ أَمْ کذَبُوا»اصحاب رسول اکرم نسبت به پیغمبر اکرم صادق بودند یا کاذب بودند؟«قَالَ بَلْ صَدَقُوا»فرمود: بله صادق بودند.الکافی؛ کلینی، محمد بن یعقوب، ج ١، ص ٦٥، ح ٣٦٥

فرمایش دیگری از امام صادق(سلام الله علیه)پیرامون احترام به صحابه!«عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ أَثْبَتُکمْ عَلَی الصِّرَاطِ أَشَدُّکمْ حُبّاً لِأَهْلِ بَیتِی وَ لِأَصْحَابِی»امام صادق (علیه السلام) از پیغمبر اکرم نقل می‌کند: کسانی که در صراط ثابت قدم می‌مانند و در جهنم نمی‌افتند کسانی هستند که به اهل بیت و اصحاب من محبت زیادی دارند.بحار الأنوار؛ العلامة المجلسی، ج ٢٧، ص ١٣٣، ح ١٢٨

«کانَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ اثْنَی عَشَرَ أَلْفاً»اصحاب پیغمبر اکرم که قابل احترام ما هستند دوازده هزار نفر هستند.«ثَمَانِیةُ آلَافٍ مِنَ الْمَدِینَةِ وَ أَلْفَانِ مِنْ مَکةَ وَ أَلْفَانِ مِنَ الطُّلَقَاءِ»هشت هزار نفر از این افراد اهل مدینه بودند، دو هزار نفر اهل مکه بودند و دو هزار نفر هم اهل طلقاء بودند.«وَ لَمْ یرَ فِیهِمْ قَدَرِی وَ لَا مُرْجِئٌ وَ لَا حَرُورِی وَ لَا مُعْتَزِلِی»در میان این افراد نه قدری هستند، نه مرجی هستند، نه خوارج هستند و نه معتزلی هستند.«وَ لَا صَاحِبُ رَأْی»این افراد خودرأی نبودند،«کانُوا یبْکونَ اللَّیلَ وَ النَّهَارَ وَ یقُولُونَ اقْبِضْ أَرْوَاحَنَا مِنْ قَبْلِ أَنْ نَأْکلَ خُبْزَ الْخَمِیرِ»این اصحاب شبانه روز گریه می‌کردند و می‌گفتند: خدایا قبل از اینکه ما دچار انحراف شویم ما را قبض روح کن.الخصال؛ ابن بابویه، محمد بن علی، ج ٢، ص ٦٤٠، ح ١٥

آیا شیعیان معتقدند که بعد از رحلت پیغمبر، همه اصحاب مرتد شدند!؟مطلب دیگری که مطرح کردن آن را ضروری می‌دانم، این است که کارشناسان وهابی در برنامه‌ای که شب گذشته داشتند و ما هم گاهی اوقات برای رفع خستگی آن‌ها را نگاه می‌کنیم؛ این است که می‌گویند:"شیعیان گفتند: بعد از رسول الله همه مردم به جز چهار یا پنج نفر کافر شدند."

دیدگاه «عایشه» همسر پیغمبر:«عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ ارْتَدَتِ الْعَرَبُ قَاطِبَةً وَاشْرَأَبَّ النِّفَاقُ»از عایشه نقل شده است: بعد از اینکه رسول الله از دنیا رفت تمام عرب مرتد شدند و نفاق از میان صحابه بلند شد.البدایة والنهایة، المؤلف: أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی (المتوفی: ٧٧٤ هـ)، تحقیق: عبد الله بن عبد المحسن الترکی، الناشر: دار هجر للطباعة والنشر والتوزیع والإعلان، الطبعة: الأولی، ١٤١٨ هـ - ١٩٩٧ م، ج ٩، ص ٤٢٢

دیدگاه «حذیفة» صاحب سر پیغمبر:«فإنه قال کان علی عهد النبی نفاق وقد ذهب ولم یبق إلا کفر بعد إیمان»در زمان پیغمبر اکرم عده‌ای از صحابه منافق بودند،«وقد ذهب ولم یبق إلا کفر بعد إیمان»دوران نفاق هم گذشت و بعد از پیغمبر اکرم غیر از کفر بعد از ایمان چیز دیگری نیست.المحرر الوجیز، المؤلف: أبو محمد عبدالحق بن غالب بن عبدالرحمن ابن تمام بن عطیة المحاربی، ج ٥، ص ٨٨، باب ٥٥

دیدگاه «ابوهریره» پُر روایت ترین راوی اهل سنت:«أن أبا هریرة رضی الله عنه تلا:»زمانی که ابوهریره این آیه را تلاوت کرد:(إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَیتَ النَّاسَ یدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْواجا)منتظر باش که وقتی نصرت و فتح از ناحیه خدا برسد و ببینی که مردم گروه گروه به دین اسلام در می‌آیند.«فقال: "والذی نفسی بیده إن الناس لیخرجون الیوم من دینهم أفواجا کما دخلوا فیه أفواجا"»گفت: قسم به خدایی که جان من در قبضه قدرت اوست امروز مسلمانان دسته دسته از دین بیرون می‌روند همان‌طوری که زمان پیغمبر اکرم دسته دسته وارد دین می‌شدند.مفید المستفید فی کفر تارک التوحید؛ المؤلف: محمد بن عبد الوهاب بن سلیمان التمیمی النجدی (المتوفی: ١٢٠٦ هـ)، المحقق: إسماعیل بن محمد الأنصاری، الناشر: جامعة الأمام محمد بن سعود، الریاض، المماکة العریبة السعودیة، ج ١، ص ٣٢٢

دیدگاه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)پیرامون صحابه!«عَنِ النَّبِی قَالَ «لَیرِدَنَّ عَلَی نَاسٌ مِنْ أَصْحَابِی الْحَوْضَ»پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید: تعدادی از اصحاب من در کنار حوض کوثر بر من وارد می‌شوند،«حَتَّی عَرَفْتُهُمُ اخْتُلِجُوا دُونِی»سپس آن‌ها را از من دور می‌کنند و به طرف جهنم می‌برند.«فَأَقُولُ أَصْحَابِی»من می‌گویم: خدایا آن‌ها اصحاب من بودند چرا از من دور می‌کنید؟«فَیقُولُ لاَ تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَک»خداوند متعال می‌فرماید: پیغمبر نمی‌دانی بعد از تو این افراد چه بدعت‌هایی گذاشتند!صحیح البخاری، المؤلف: محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری، أبو عبد الله، مصدر الکتاب: موقع وزارة الأوقاف المصریة، ج ٢١، ص ٤٨٨، ح ٦٥٨٢

روایاتی که دهان وهابیت را برای همیشه می بندد!!«طُوبَی لَک صَحِبْتَ النَّبِی وَبَایعْتَهُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ»خوشا به حالت که از اصحاب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) بودی و در بیعت رضوان حضور داشتی.«فَقَالَ یا ابْنَ أَخِی إِنَّک لاَ تَدْرِی مَا أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ»برادرزاده‌ام خبر نداری که بعد از پیغبمبر اکرم چه بدعت‌ها گذاشتیم.صحیح البخاری، المؤلف: محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری، أبو عبد الله، مصدر الکتاب: موقع وزارة الأوقاف المصریة، ج ١٤، ص ٦٢، ح ٤١٧٠

شیوه مبارزاتی امام صادق(علیه السلام)در رویارویی با شبهه‌افکنان:در اینجا دو نکته وجود دارد؛ نکته اول این است که ما روایاتی از امام صادق (علیه السلام) در دست داریم مبنی بر اینکه ایشان شیعیان را برای پاسخگویی به شبهات منافقین و خوارج و نواصب و سایر کسانی که شبهه‌افکنی می‌کنند تشویق و ترغیب کرده است.«عُلَمَاءُ شِیعَتِنَا مُرَابِطُونَ بِالثَّغْرِ الَّذِی یلِی إِبْلِیسُ وَ عَفَارِیتُهُ یمْنَعُونَهُمْ»علمای شیعه ما مرزدارانی هستند که مراقب شیاطین و عفریت‌ها هستند.«یمْنَعُونَهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلَی ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا وَ عَنْ أَنْ یتَسَلَّطَ عَلَیهِمْ إِبْلِیسُ وَ شِیعَتُهُ النَّوَاصِب»و مانع از تسلط شیاطین و نواصب بر آن دسته از شیعیان و جوانان ما که عقیده قوی ندارند می‌شوند.«أَلَا فَمَنِ انْتَصَبَ لِذَلِک مِنْ شِیعَتِنَا کانَ أَفْضَلَ مِمَّنْ جَاهَدَ الرُّومَ وَ التُّرْک وَ الْخَزَرَ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ لِأَنَّهُ یدْفَعُ عَنْ أَدْیانِ مُحِبِّینَا وَ ذَلِک یدْفَعُ عَنْ أَبْدَانِهِمْ»هرکسی که در حوزه دفاع از شیعه و پاسخ‌گویی به شبهات کار کند پاداش او از یک میلیون رزمنده و مجاهدی که در میدان جنگ می‌جنگد بالاتر است. زیرا او از دین دوستداران ما دفاع می کند ولی آن دیگری از جسمشان دفاع می کند.بحار الأنوار؛ مجلسی، محمد باقر، ج ٢، ص ٥، ح ٨

همچنین امام صادق (علیه السلام) در همین کتاب «بحارالانوار» جلد دوم صفحه ١٠ می‌فرماید:«مَنْ کانَ هَمُّهُ فِی کسْرِ النَّوَاصِبِ عَنِ الْمَسَاکینِ مِنْ شِیعَتِنَا الْمُوَالِینَ لَنَا أَهْلَ الْبَیتِ یکسِرُهُمْ عَنْهُمْ وَ یکشِفُ عَنْ مَخَازِیهِمْ وَ یبَینُ عَوْرَاتِهِمْ»هر کدام از شیعیان ما به دنبال این باشد که کمر خوارج و نواصب را بشکند و از اهلبیت دفاع کند و نواصب را خوار و ذلیل کند و آنان را رسوا کند،«وَ یفَخِّمُ أَمْرَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِمْ جَعَلَ اللَّهُ هِمَّةَ أَمْلَاک الْجِنَانِ فِی بِنَاءِ قُصُورِهِ»خداوند عالم به ازای دفاع از اهلبیت و رسوا کردن وهابیت پلید تکفیری و خوارج و شیاطین در بهشت بهترین قصرها را برای آنان بنا می‌کند و بهترین خانه‌های مجلل را به آنان می‌دهند،«وَ دُورِهِ یسْتَعْمِلُ بِکلِّ حَرْفٍ مِنْ حُرُوفِ حُجَجِهِ عَلَی أَعْدَاءِ اللَّهِ أَکثَرَ مِنْ عَدَدِ أَهْلِ الدُّنْیا أَمْلَاکاً قُوَّةُ کلِّ وَاحِدٍ تَفْضُلُ عَنْ حَمْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ »و هر حرفی که در دفاع از شیعه و پاسخ به شبهات بزنند خداوند عالم به اندازه تمام ثروت مردم دنیا به آن‌ها کرم می‌کند.بحار الأنوار؛ مجلسی، محمد باقر، ج ٢، ص ١٠، ح ١٩

فتاوای قابل تأملی از بزرگان اهل سنت!«من تَزَوَّجَ أُمَّهُ آلتی وَلَدَتْهُ»هرکس با مادری که او را به دنیا آورده ازدواج کند،«وَابْنَتَهُ وَأُخْتَه وَجَدَّتَهُ وَعَمَّتَهُ وَخَالَتَهُ وَبِنْتَ أَخِیهِ وَبِنْتَ أُخْتِهِ»یا با دخترش، یا خواهرش، یا مادربزرگش، یا عمه‌اش، یا خاله‌اش، یا دختر برادرش و یا با دختر خواهرش ازدواج کند،«عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ منه»در حالی که از رابطه خویشاوندی آنان با خود آگاه است،«عَالِمًا بِتَحْرِیمِهِنَّ علیه»و می‌داند که ازدواج با این خویشاوندان حرام است،«وَوَطِئَهُنَّ کلَّهُنَّ»با این افراد ازدواج کند و همبستر شود«فَالْوَلَدُ لا حق بِهِ»و از آنان صاحب فرزند شد فرزند به خود او تعلق دارد و زنازاده نیست.«وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ علیه»و مهریه او را هم باید بدهد،«وَلَیسَ علیه إِلاَّ التَّعْزِیرُ»و غیر از تعزیر حکم دیگری ندارد.المحلی، اسم المؤلف: علی بن أحمد بن سعید بن حزم الظاهری أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، تحقیق: لجنة إحیاء التراث العربی، ج ١١، ص ٢٥٣، باب ٢٢١٥

در کتاب «بدائع الصنائع» اثر آقای «کاشانی حنفی» متوفای ٥٨٧ است. ایشان در جلد هفتم این کتاب همین روایت را می‌آورد و می‌گوید:«إذَا نَکحَ مَحَارِمَهُ أو الْخَامِسَةَ أو أُخْتَ امْرَأَتِهِ فَوَطِئَهَا لَا حَدَّ علیه عِنْدَ أبی حَنِیفَةَ وَإِنْ عَلِمَ بِالْحُرْمَةِ وَعَلَیهِ التَّعْزِیرُ»اگر کسی با محارم خود ازدواج کند و همبستر بشود طبق فتوای ابوحنیفه حد ندارد اگرچه عالم به حرمت هم باشد.بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، اسم المؤلف: علاء الدین الکاسانی، دار النشر: دار الکتاب العربی - بیروت - ١٩٨٢، الطبعة: الثانیة، ج ٧، ص ٣٥، فَصْلٌ وَأَمَّا بَیانُ أَسْبَابِ وجوب‌ها

در صفحه ١٥٦ می‌گوید:«وَلاَ یحُدُّونَ واطیء (((واطئ))) الْبَهِیمَةِ»کسی که با حیوان همبستر شود حد ندارد،«وَلاَ الْمَرْأَةَ تَحْمِلُ علی نفس‌ها کلْبًا»همچنین زنی که با سگ همبستر بشود حد ندارد.«وَکلُّ ذلک إبَاحَةُ فَرْجٍ بِالْبَاطِلِ»این زن کار باطلی انجام داده است و نباید خود را در اختیار سگ قرار دهد.«وَلاَ یحُدُّونَ آلتی تزنی وَهِی عَاقِلَةٌ بَالِغَةٌ مُخْتَارَةٌ بِصَبِی لم یبْلُغْ وَیحُدُّونَ الرَّجُلَ إذَا زَنَی بِصَبِیةٍ من سِنِّ ذلک الصَّبِی»زنی که با حیوان همبستر شود و یا سگی را بیاورد و با او همبستر شود حد شامل این عملاو نمی‌شود.المحلی، اسم المؤلف: علی بن أحمد بن سعید بن حزم الظاهری أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، تحقیق: لجنة إحیاء التراث العربی، ج ١١، ص ١٥٦، باب ٢١٧٩

تفصیل مطالب این برنامه:

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که جان می‌دهد

زبان را به گفتن توان می‌دهد

الهی:(إِیاک نَعْبُدُ وَ إِیاک نَسْتَعِین)

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین و الأئمة المعصومین (علیهم السلام).

سلام و درود خدمت شما بینندگان عزیز و گرامی «شبکه جهانی ولایت» و همراهان خوب و دوست داشتنی برنامه زنده «حبل المتین»؛ امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید و هرکجا که هستید زیر سایه قرآن و اهلبیت زندگی سرشار از نور و معنویت داشته باشید.

خیلی خوشحالیم که خداوند متعال بازهم به ما عمر و توفیقی داد و بازهم در این روزها و شب‌های گرم تابستان مهمان خانه‌های شما شدیم. ان‌شاءالله گرمایی شبیه گرمای تابستان همیشه در زندگی شما باشد.

خیلی خوشحال می‌شویم تا از طریق راه‌های ارتباطی که آقای کیا زحمت کشیدند برای زیرنویس کردند با ما ارتباط برقرار کنید. سامانه پیام کوتاه ما «٣٠٠٠١٢٠٣» که در ذهن شریف و مبارک شما هست، برای عزیزانی است که از ایران اسلامی بیننده برنامه ما هستند.

شماره‌های دیگری هم در اختیار شما قرار دارد و در فضای مجازی از طریق برنامه‌های واتس آپ، تلگرام و وایبر می‌توانید به ما پیام بدهید و ما با افتخار پذیرای پیام‌های شما هستیم.

اگر از عشق و ارادت و محبتتان به ساحت نورانی و ملکوتی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برای ما بگویید خیلی خوشحال می‌شویم و بسیار لذت می‌بریم.

اگر در ذهن شریفتان باشد به مناسبت ایام شهادت ششمین امام همام شیعیان امام جعفر صادق پنج‌شنبه شب در برنامه زنده «حبل المتین» که به صورت ویژه با نام «عش قلم» تقدیم شد بحثی را در خصوص شخصیت نورانی و بافضیلت شیخ الأئمه امام صادق آغاز کردیم.

بحث جلسه گذشته ما در خصوص شخصیت نورانی امام صادق (علیه السلام) ناتمام ماند؛ به همین جهت به شما قول دادیم در برنامه بعدی «حبل المتین» این موضوع را ادامه بدهیم.

قرار است امشب این بحث را با حضور استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی ادامه بدهیم. استاد سلام علیکم و رحمة الله:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این کره خاکی بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفا و با طراوت خانواده خودشان قرار دادند خالصانه‌ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت بیش از پیش تقدیم می‌کنم.

خدا را به آبروی امام صادق (علیه السلام) سوگند می‌دهم فرج فرزند بزرگوارش مولای ما بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) را نزدیک نموده و همه ما و شما گرامیان را از یاران باوفا و از سربازان مخلص و فداکار آن بزرگوار قرار بدهد.

خدا را به آبروی امام صادق قسم می‌دهم رفع گرفتاری از همه گرفتاران به ویژه ما و شما عزیزان بنماید، حوائج همه ما و شما را به آبروی امام صادق (علیه السلام) برآورده کند، دعاهای ما را به اجابت مقرون کند ان‌شاءالله.

مجری:

ان‌شاءالله؛ چقدر خوب است که همیشه در برنامه زنده «حبل المتین» ابتدا و انتهای برنامه از زبان حاج آقا دعا داریم و در اواسط برنامه مباحث علمی مطرح می‌شود. ان‌شاءالله این دعاها به درجه استجابت می‌رسد و دل شما دوستان خوب بیننده خوش می‌شود.

هرکجا که هستید ان‌شاءالله دلتان خوش باشد و دلتان سبز و سرتان آبی آسمانی باشد و هیچ‌وقت سختی‌ها و مشکلات دل مهربان شما را نرنجاند.

ما در گذشته مباحثی در مورد امام صادق (علیه السلام) و جایگاه ایشان مطرح کردیم، به دلیل اینکه بحث ما ناتمام ماند قول دادیم در این برنامه بحث را ادامه بدهیم.

استاد یکی از شبهاتی که وهابیت تکفیری مطرح می‌کنند این است که شیعه به صحابه سب و شتم می‌کند، آنان توهین‌ها و جسارت‌ها را به شیعیان منتسب می‌کنند؛ حال آنکه رئیس مذهب ما وجود نازنین امام صادق (علیه السلام) کاملاً با این موضوع مخالف بودند.

می‌خواهیم شما نظر امام صادق (علیه السلام) به عنوان محور و رئیس مذهب بفرمایید؛ همچنین فقهای بزرگ شیعه نسبت به صحابه چه نظری داشتند؟!

دیدگاه ائمه(علیهم السلام)در نحوه برخورد با صحابه!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

فرمایش حضرت‌عالی فرمایش خوب و زیبایی است که واقعاً امروز بحث در این رابطه ضروری است. امروزه وهابیت تکفیری تلاش می‌کنند با نقل بعضی از مطالب یا بعضی از روایات ضعیف در کتب شیعیان، میان شیعه و سنی اختلاف ایجاد کنند.

امروزه در این بحرانی که در کشورهای اسلامی به وجود آمده، وهابیت تلاش می‌کنند برای داعش نیرو جمع کنند و در اصل خواسته آنان این است. این افراد اجیر شده و مزدور هستند و هدفی غیر از این ندارند.

اگر کسی به شبکه‌های وهابی زنگ می‌زند و درخواست بررسی سندی دارد، شروع به توهین کردن می‌کنند و اهانت و جسارت می‌کنند.

من در برنامه‌های گذشته هم عرض کردم عزیزان شیعه که برنامه ما را می‌بینند، اگر توانایی علمی کافی ندارند با این شبکه‌های شیطانی تماس نگیرند. عزیزان می‌توانند برنامه‌های «شبکه جهانی ولایت» را گوش کنند و به صورت مستدل و مستند با آنان صحبت کنند.

عزیزان شیعه که با شبکه‌های وهابی تماس می‌گیرند قطعاً هدف مقدسی دارند و می‌خواهند از شیعه دفاع کند؛ اما زمانی که نمی‌تواند پاسخ آنان را بدهند آبروی شیعیان و مکتب امام صادق (علیه السلام) را می‌برند.

ما بارها مطرح کردیم کسی که الفبای مبانی شیعه را بلد نیست غلط می‌کند به این شبکه‌های شیطانی زنگ می‌زند که از تماس شما به عنوان وسیله‌ای برای تضعیف مذهب شیعه استفاده کنند.

امام عسکری (علیه السلام) فرمود: آن دسته از شیعیان ما که با مخالفین بحث می‌کنند و توانایی علمی ندارند

«فَذَلِک حَرَامٌ عَلَی شِیعَتِنَا أَنْ یصِیرُوا فِتْنَةً عَلَی ضُعَفَاءِ إِخْوَانِهِمْ وَ عَلَی الْمُبْطِلِین»

شیعیان ما کار خلاف شرع انجام می‌دهند و این باعث می‌شود یک دسته از جوانان شیعه که اطلاعات بالایی ندارند دچار فتنه شوند.

بحار الأنوار؛ مجلسی، محمد باقر، ج ٢، ص ١٢٥، ح ٢

خلاف شرع و حرام است؛ ما بارها این مطلب را گفتیم برای شخصی که توانایی بحث ندارد رفتن روی خط شیاطین خلاف شرع و حرام است.

این عزیزان باید اول الفبای مبانی شیعه را یاد بگیرند؛ یا حداقل باید با کارشناسان «شبکه جهانی ولایت» تماس بگیرند و اول مطالب مورد نظر خودشان را از کارشناسان ما بپرسند و پاسخ درست را از دوستان ما بشنوند.

دوستان ما تمام وقت در اختیار شما عزیزان شیعه هستند. کارشناسان وهابی از مناظره با کارشناسان شیعه مثل سگ فرار می‌کنند؛ زیرا می‌دانند آمدن به مناظره مساوی با رسوا شدن آنان است و منافع سرازیر شده از عربستان سعودی به خانه‌های آنان قطع می‌شود.

بنابراین کارشناسان وهابی به دنبال این هستند که شیعیان ناوارد را سؤال‌پیچ کنند. همان‌طوری که حضرت‌عالی اشاره کردید این افراد به دنبال این هستند که بگویند: کار شیعیان سب و شتم و ارتداد صحابه است.

من دو نکته را خدمت بینندگان عزیز عرض می‌کنم و از عزیزان شیعه و جوانانی که عشق اهلبیت (علیهم السلام) دارند و می‌خواهند روی خط شیاطین بروند تقاضا می‌کنم به این مطالب خوب دقت کنند.

دیدگاه امام صادق(سلام الله علیه)در زمینه برخورد با اهل سنت:

ما جلسه گذشته هم عرض کردیم زمانی که از امام صادق (علیه السلام) سؤال می‌کنند: یابن رسول الله! برخورد ما با اهل سنت چگونه باشد؟! فرمودند:

«تَنْظُرُونَ إِلَی أَئِمَّتِکمُ الَّذِینَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا یصْنَعُونَ»

فرمودند: ببینید امامان شما با اهل سنت چه برخوردی دارند و شما هم از ائمه الگو بگیرید.

«فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَیعُودُونَ مَرْضَاهُمْ وَ یشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ وَ یقِیمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَیهِمْ وَ یؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَیهِمْ»

والله قسم زمانی که اهل سنت مریض می‌شوند امامان شما به عیادت آنان می‌روند، زمانی که از دنیا می‌روند در تشییع جنازه آنان شرکت می‌کنند، زمانی که در محکمه احتیاج به شهادت دارند برای آنان شهادت می‌دهند، اگر اهل سنت امانتی به دست امامان شما بسپارند برای آنان امانت داری می‌کنند.

الکافی؛ کلینی، محمد بن یعقوب، ج ٢، ص ٦٣٦، ح ٤

اگر در حق این روایت نگوییم «صحیحه اعلایی» است، حتماً «صحیحه» است. این سیره و روش ائمه طاهرین بوده است.

امام صادق (علیه السلام) در حدیث بعدی به «زید شحام» می‌فرماید:

«اقْرَأْ عَلَی مَنْ تَرَی أَنَّهُ یطِیعُنِی مِنْهُمْ وَ یأْخُذُ بِقَوْلِی السَّلَامَ وَ أُوصِیکم»

به شیعیانی که از ما حرف شنوی دارند و از ما اطاعت می‌کنند سلام برسانید و بگویید:

«صِلُوا عَشَائِرَکمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمفَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّی الْأَمَانَة»

در تشییع جنازه اهل سنت حاضر شوید، مریض‌هایشان را عیادت کنید، حقوقشان را ادا کنید، برخوردتان با آنان برخورد خوبی باشد.

«وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِی فَیسُرُّنِی ذَلِک»

اگر این کار را کردید می‌گویند: این تربیت شده مکتب امام صادق است و این کار شما ما را خوشحال می‌کند.

«وَ یدْخُلُ عَلَی مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَر»

قلب من از برخورد خوب شما با اهل سنت شاد می‌شود و می‌گویند: امام صادق این افراد را خوب تربیت کرده است.

الکافی؛ کلینی، محمد بن یعقوب، ج ٢، ص ٦٣٦، ح ٥

این روایت را من یا مرجع تقلید خاصی نگفته‌ایم؛ بلکه فرمایش امام صادق (علیه السلام) خطاب به شیعیان در مقام برخورد با اهل سنت است. اگر می‌خواهید امام زمان خودتان را خوشحال کنید به فرمایش آنان عمل کنید.

این روایت را امام صادق (علیه السلام) که در سال ١١٤ به امامت رسیده و سال ١٤٨ به شهادت رسیده است فرموده است؛ به عبارتی این روایت مربوط به قرن دوم هجری است و به دیروز یا امروز تعلق ندارد.

کتاب «کافی» اثر آقای «کلینی» متوفای ٣٢٩ هجری است و کتاب «کلینی» کتابی نیست که خودش نوشته باشد؛ روایاتی که در کتاب «کافی» جمع آوری شده روایاتی است که زمان ائمه طاهرین (علیهم السلام) به رشته تحریر درآمده است.

در حقیقت آقای «کلینی» اصول ٤٠٠ گانه‌ای که در زمان ائمه طاهرین نوشته شده بود و از اصحاب امیرالمؤمنین تا اصحاب امام عسکری (علیه السلام) باقی مانده بود را به صورت خلاصه و مهذب شده در کتاب «کافی» جمع آوری کرده است.

در مورد دیدگاه امام صادق (علیه السلام) نسبت به صحابه قبلاً هم مباحثی را بیان کردیم که برخورد حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با صحابه چگونه بوده است.

دیدگاه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)پیرامون صحابه:

امیرالمؤمنین در «نهج البلاغه» خطبه ٩٧ خطاب به اصحاب می‌فرمایند:

«لَقَدْ رَأَیتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ فَمَا أَرَی أَحَداً یشْبِهُهُمْ مِنْکمْ»

من اصحاب پیغمبر اکرم را دیدم و هیچکدام از شما شبیه اصحاب پیغمبر اکرم نیستید.

«لَقَدْ کانُوا یصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِیاماً یرَاوِحُونَ‌»

آن‌ها شب تا صبح مشغول عبادت بودند، در اثر عبادت آثار خستگی در سیمای آنان معلوم بود و شب تا صبح در سجده و قیام بودند.

«بَینَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ وَ یقِفُونَ عَلَی مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِکرِ مَعَادِهِمْ»

زمانی که می‌خواستند بخوابند با ذکر خداوند می‌خوابیدند.

نهج البلاغة؛ شریف الرضی، خطبه ٩٧

این سخن امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است؛ در این مورد از ایشان ده‌ها روایت موجود است.

دیدگاه امام سجاد(سلام الله علیه)پیرامون صحابه:

امام سجاد (علیه السلام) در کتاب «صحیفه سجادیه» مطالبی بیان فرمودند. این مطالب را نقل می‌کنیم تا هم برای شیعیان تندرو حجت باشد، هم برای کارشناسان وهابی! کارشناسان شبکه‌های وهابی که اصلاً معلوم نیست نسب دارند یا نه نسبت به ائمه طاهرین (علیهم السلام) و شیعیان جسارت می‌کنند.

امام سجاد (علیه السلام) در کتاب «صحیفه سجادیه» صفحه ٤٣ می‌فرمایند:

«اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّةً الَّذِینَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَةَ وَ الَّذِینَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِی نَصْرِهِ»

خدایا اصحاب پیغمبر کسانی که حق صحابه بودن را ادا کردند و در نصرت پیغمبر بلاها و مصائب را تحمل کردند.

الصحیفة السجادیة؛ ص ٤٣

ببینید این سخن امام سجاد (علیه السلام) است؛ همچنین در کتاب «بحارالانوار» جلد ٨٧ چاپ بیروت روایتی وارد شده که می‌گوید:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیینَ وَ تَمَامِ عِدَّةِ الْمُرْسَلِینَ وَ عَلَی آلِهِ الطَّیبِینَ الطَّاهِرِینَ وَ أَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِینَ»

بحار الأنوار؛ مجلسی، محمد باقر، ج ٨٧، ص ١٨٨، ح ٢٧

مطلب را از این بهتر و بالاتر بیان کنند؟!

همچنین کتاب «مصباح المتهجد» اثر «شیخ طوسی» متوفای ٤٦٠ است و این کتاب نزدیک به هزار سال قبل نوشته شده است. ایشان در این کتاب می‌نویسند:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیتِهِ الطَّیبِینَ وَ عَلَی أَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِینَ وَ عَلَی أَزْوَاجِهِ الْمُطَهَّرَاتِ»

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، نویسنده: طوسی، محمد بن الحسن، ج ١، ص ٢٢٢، باب دُعَاءٌ آخَرُ مِنْ رِوَایةِ مُعَاوِیةَ بْنِ عَمَّارٍ فِی أَعْقَابِ الصَّلَوَات

این مطالب چیست؟! آقایان کارنشناسان شبکه‌های شیطانی که دائماً همانند خرمگس به دنبال این هستند که روایت ضعیف و اهانتی وجود دارد که به مردم نشان بدهند، این مطالب را مشاهده کنند! حداقل بگویید: "در کتب شیعه این روایات هم وارد شده است."

ما عدالت همه صحابه را قبول نداریم!

افرادی که وحدت را مطرح می‌کنند و به صحابه احترام دارند بدانند که ما همه صحابه را عادل نمی‌دانیم، بلکه دیدگاه قرآن کریم هم این مطلب را اثبات می‌کند. قرآن کریم به صراحت می‌فرماید:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا)

هان ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر فاسقی خبری برایتان آورد تحقیق کنید.

سوره حجرات (٤٩): آیه ٦

یا در جای می‌فرماید:

(إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِینا)

خدا آن کسانی را که او و پیامبرش را اذیت می‌کنند، در دنیا و آخرت لعنت کرده، و عذابی خوار کننده برای ایشان مهیا نموده.

سوره احزاب (٣٣): آیه ٥٧

کاملاً مشخص است و تمام مفسرین گفتند: این آیه در حق صحابه‌ای که جزو «عشره مبشره» هستند، نازل شده است. ما صحابه را به دو دسته تقسیم کردیم: اصحابی که عادل بودند، اصحابی که تابع پیغمبر اکرم بودند، صحابی که با رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) مخالفت نکردند که به تعبیر شیخ طوسی ما از آنان انتظار شفاعت داریم.

اصحابی که خون به دل پیغمبر اکرم کردند، اصحابی که با مخالفتشان باعث شدند ٧٠ تن از عزیزان پیغمبر اکرم در جنگ احد به شهادت رسیدند، صحابه‌ای که در برابر سخن پیغمبر اکرم می‌ایستادند که به تعبیر پیغمبر اکرم معصیت کار بودند؛ این افراد را عادل نمی‌دانیم.

شخص پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در این افراد را معصیت کار خطاب می‌کند، ما هم نمی‌توانیم بگوییم پیغمبر اکرم نستجیر بالله اشتباه کرده است!!

در ماجرای صلح حدیبیه «ام سلمه» نقل می‌کند: زمانی که پیغمبر اکرم فرمودند از احرام بیرون بیایید و قربانی بکشید یک نفر سخن پیغمبر اکرم را قبول نکرد، پیغمبر اکرم ناراحت شدند و نزد ام سلمه آمدند.

ام سلمه از رسول گرامی اسلام پرسیدند: یا رسول الله! چه کسی تو را غضبناک کرده است؟! خدا او را وارد آتش جهنم کند! ما نمی‌توانیم بگوییم أم المؤمنین «ام سلمه» اشتباه کرده است.

در ماجرای حج زمانی که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) به اصحاب فرمودند: "از احرام بیرون بیایید"، نستجیر بالله پیغمبر اکرم را مسخره کردند و مطالبی گفتند که من حتی از بیان آن هم شرم می‌کنم.

«عایشه» که برای اهل سنت بسیار محترم است در جایی خطاب به پیغمبر اکرم می‌گوید:

«من أَغْضَبَک أَغْضَبَهُ اللَّهُ»

یا رسول الله چه کسی تو را غضبناک کرده است؟ خدا او را غضبناک کند.

نیل الأوطار، المؤلف: محمد بن علی الشوکانی (المتوفی: ١٢٥٠ هـ)، تحقیق: عصام الدین الصبابطی، الناشر: دار الحدیث، مصر، الطبعة: الأولی، ١٤١٣ هـ - ج ٤، ص ٣٨٨، ح ١٨٧٦

یهودیان و نصاری و منافقین نبودند که با پیغمبر اکرم در مراسم حج شرکت کردند، بلکه اصحاب و اطرافیان رسول الله بودند. ما این افراد را عادل نمی‌دانیم؛ البته این دسته از صحابه در اقلیت بودند.

اکثریت صحابه برای ما قابل احترام هستند!

دسته دیگری از صحابه که در اکثریت بودند و در رکاب امیرالمؤمنین بودند، به آنان احترام می‌گذاریم و برای ما عزیز هستند. در کتاب «أمالی شیخ طوسی» مجلس ٤٤ وارد شده است که:

«شَهِدَ مَعَ عَلِی (عَلَیهِ السَّلَامُ) یوْمَ الْجَمَلِ ثَمَانُونَ مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ»

هشتاد نفر از صحابه‌ای که در جنگ بدر شرکت کرده بودند در رکاب امیرالمؤمنین بودند.

«وَ أَلْفٌ وَ خَمْسُ مِائَةٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ)»

و هزار و پانصد نفر از اصحاب پیغمبر در رکاب امیرالمؤمنین در جنگ جمل شرکت کردند.

الأمالی؛ طوسی، محمد بن الحسن، ص ٧٢٦، ح ١٥٢٧ – ٢، [٤٤]

همچنین آقای «ذهبی» در کتاب «تاریخ الإسلام» جلد اول می‌نویسد:

«وقال سعید بن جبیر: کان مع علی یوم وقعة الجمل ثمانمائة من الأنصار وأربعمائة ممن شهدوا بیعة الرضوان»

سعید بن جبیر می‌گوید: در جنگ جمل هشتصد نفر از انصار و چهارصد نفر از کسانی که در بیعت رضوان شرکت کرده بودند در رکاب امیرالمؤمنین بودند.

«شهد مع علی یوم الجمل مائة وثلاثون بدریا وسبعمائة من أصحاب النبی صلی الله علیه و سلم»

صد و سی نفر از بدریون و هفتاد نفر از اصحاب رسول الله در رکاب امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بودند.

«وقتل بینهما ثلاثون ألفا»

و سی هزار نفر در جنگ جمل کشته شدند.

تاريخ الإسلام؛ اسم المؤلف:شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي، دار النشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - ١٤٠٧هـ - ١٩٨٧م، الطبعة : الأولى، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى؛ ج ٣، ص ٤٨٤

آقای «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد یک تعبیری با این مضمون دارد:

«وکان ممن شهد صفین مع علی من أصحاب بدر سبعة وثمانون رجلاً»

افرادی که در جنگ صفین با علی بودند هشتاد و هفت نفر از اصحاب بدر بودند،

«منهم سبعة عشر من المهاجرین، وسبعون من الأنصار»

هفده نفر از مهاجرین و هفتاد نفر از انصار بودند،

«وشهد معه من الأنصار ممن بایع تحت الشجرة وهی بیعة الرضوان من المهاجرین والأنصار من أصحاب رسول الله تسعمائة»

همچنین از انصار و بیعت رضوان از مهاجرین و انصار نهصد نفر در رکاب امیرالمؤمنین بودند.

«وکان جمیع من شهد معه من الصحابة ألفینا وثمانمائة»

جمیعاً دو هزار و هشتصد نفر از اصحاب رسول الله در رکاب امیرالمؤمنین بودند.

مروج الذهب، اسم المؤلف: أبو الحسن علی بن الحسین بن علی المسعودی (المتوفی: ٣٤٦ هـ)، ج ١، ص ٣١٤، باب ذکر نسبه ولمع من أخباره وسیره

همه این اصحاب در نزد ما مقدس و محترم هستند و ما برای این افراد نزد خداوند عالم طلب مقام عالی می‌کنیم و از این اصحاب توقع شفاعت داریم.

هرزه‌گویان شبکه‌های وهابی که می‌گویند: "شیعیان گفته‌اند: بعد از رسول اکرم همه افراد به غیر از سه نفر کافر شدند." جواب این مطالب و روایات را بدهند.

اگر شما واقعاً خرمگس نیستید این مطالب را بخوانید و بگویید: در کتب شیعیان این مطالب هم وارد شده است. آقایان شیعه که حرف ما را گوش می‌دهید این مطالب را هم گوش کنید!!

مجری:

استاد شاید توقعشان این است همان کسانی که صحابه بودند و در مقابل امیرالمؤمنین در جنگ جمل و صفین و نهروان ایستادند را عادل بشماریم؛ درصورتی‌که این توقع بی‌جایی است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله این توقع بیجایی است. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

«یا عَلِی حَرْبُک حَرْبِی وَ حَرْبِی حَرْبُ اللَّهِ‌»

ای علی جنگ با تو، جنگ با من است و جنگ با من، جنگ با خداست.

بحارالأنوار، مجلسی محمد باقر، ج ٢٦، ص ٣٤٨، ح ٢١٦

«قَالَ: رَسُولُ اللَّهِ: «مَنْ فَارَقَنِی فَقَدْ فَارَقَ اللَّهَ وَ مَنْ فَارَقَ عَلِیاً فَقَدْ فَارَقَنِی»

پیغمبر فرمود هر کس از من جدا شود، از خداوند جدا شده است. و هر کس از علی جدا شود، از من جدا شده است.

المستدرك على الصحيحين ، اسم المؤلف:محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١١هـ - ١٩٩٠م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا؛ ج٣، ص ١٣٣، ح ٤٦٢٤

ما نه تنها برای این دسته از اصحاب طلب مغفرت نمی‌کنیم، بلکه آن‌ها را طبق روایات متواترمان اشخاصی منحرف می‌دانیم. کاملاً مشخص است که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به دستور پیغمبر اکرم با ناکثین و مارقین و قاسطین جنگیده است.

خیلی عجیب است؛ ما اشخاص وهابی که نسب مشخصی ندارند، پرسیدیم: اگر در زمان جنگ صفین بودید در سپاه علی (علیه السلام) می‌رفتید یا در سپاه معاویه می‌رفتید؟! می‌گوید: در سپاه علی (علیه السلام) می‌رفتم.

سپس زمانی که از ایشان پرسیدیم: اگر در سپاه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بودید و امیرالمؤمنین دستور می‌داد معاویه را بکش آیا معاویه بهشتی را می‌کشتید یا معاویه جهنمی را می‌کشتید؟! جوابی نداشت بگوید!! ما این سؤال را هزار بار پرسیدیم اما جوابی ندارند.

اگر معاویه را کشتید و او مؤمن اهل بهشت است:

(وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فی‌ها)

و هر کس مؤمنی را به عمد بکشد جزایش جهنم است که جاودانه در آن باشد.

سوره نساء (٤): آیه ٩٣

و اگر کافر و بی دین است چرا می‌گویید: "معاویه (رضی الله عنه)؟!" آن‌ها با کمال وقاحت می‌گویند: خون تمام کسانی که در جنگ جمل و صفین کشته شدند به عهده علی (علیه السلام) است.

اگر خونش به عهده علی (علیه السلام) است تو با پدر و مادرت غلط می‌کنی در صف علی (علیه السلام) بیایی!! بنابراین اگر بخواهی در صف امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بیایی خون آنان به گردن تو هم هست.

وهابی‌ها به قدری نامربوط صحبت می‌کنند که کاملاً مشخص است به نوعی می‌خواهند عداوت و دشمنی خودشان را با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اثبات کنند. آدم حیران می‌ماند این افراد چگونه بشری هستند!

ما یقین داریم اگر امروز امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) زنده بشود و معاویه در مقابل ایشان قرار بگیرد تمام این افراد در صف معاویه قرار می‌گیرند و با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌جنگند!!

والله اگر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بگوید: "قبر معاویه را خراب کنید!" همه در برابر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شمشیر می‌کشند و در این مورد هیچ شک و شبهه‌ای نداریم.

«علوش»خبیث که به درک واصل شد رسماً اعلام کرد: ما می‌خواهیم در شام حکومت بنی امیه تأسیس کنیم. او به طور علنی اعلام کرد: ما به خون شیعیان تشنه هستیم و خون شما را می‌ریزیم.

دیدگاه امام صادق(سلام الله علیه)پیرامون صحابه!

در کتاب «کافی» جلد اول صفحه ٦٥ از امام صادق (علیه السلام) سؤال می‌کنند:

«فَأَخْبِرْنِی عَنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَدَقُوا عَلَی مُحَمَّدٍ أَمْ کذَبُوا»

اصحاب رسول اکرم نسبت به پیغمبر اکرم صادق بودند یا کاذب بودند؟

«قَالَ بَلْ صَدَقُوا»

فرمود: بله صادق بودند.

الکافی؛ کلینی، محمد بن یعقوب، ج ١، ص ٦٥، ح ٣٦٥

این روایت از امام صادق است؛ روایت هم هیچ مشکل سندی ندارد و نظر امام صادق (علیه السلام) این است. همچنین «علامه مجلسی» در کتاب «مراة العقول» جلد اول صفحه ٢١٦ می‌گوید:

«الحدیث الثالث: حسن»

حدیث سوم معتبر است

مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول؛ مجلسی، محمد باقر، ج ١، ص ٢١٦، ح ٤

روایت حسن از دیدگاه ما با روایت صحیح در عمل هیچ تفاوتی ندارد؛ همان‌طور که نسبت به آنان هم همین‌طور است. تمام راویان این روایت هم بررسی شده است و همگی ثقه هستند.

در کتاب «صحیفه صادقیه» اثر مرحوم «باقر شریف قرشی» صفحه ٢٤٨ امام صادق (علیه السلام) نسبت به صحابه می‌فرماید:

«صل علی محمد عبدک ورسولک، وعلی آله وأصحابه المنتجبین»

الصحیفة الصادقیة؛ الشیخ باقر شریف القرشی، ص ٢٤٨، باب ١٠

این سخن امام صادق (علیه السلام) نسبت به صحابه است؛ امام صادق (علیه السلام) که می‌فرماید:

«ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ النَّبِی إِلَّا ثَلَاثَةَ نَفَر»

بعد از رحلت پیغمبر همه اصحاب مرتد شدند به غیر از سه نفر

بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ج ٣٤، ص ٢٧٤، ح ١٠١٧

این صلوات را نیز بر اصحاب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرستاده است.

همچنین در «کافی» جلد ٢ صفحه ٤١ می‌فرماید:

«وَ قَالَ وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ»

خداوند فرمود پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و آنها كه به نيكى از آنها پيروى كردند، خداوند از آنها خشنود و آنها (نيز) از او خشنود شدند.

سپس می‌فرمایند:

«فَبَدَأَ بِالْمُهَاجِرِینَ الْأَوَّلِینَ عَلَی دَرَجَةِ سَبْقِهِمْ»

خداوند عالم سابقون اولین را در قرآن برطبق درجات سبقت آنان به ایمان به پیغمبر اکرم مدح کرده است.

«ثُمَّ ثَنَّی بِالْأَنْصَارِ»

مرتبه دوم از انصار مدح کرده است،

«ثُمَّ ثَلَّثَ بِالتَّابِعِینَ لَهُمْ بِإِحْسَانٍ»

و مرتبه سوم کسانی که از مهاجرین و انصار به خوبی تبعیت می‌کنند.

«فَوَضَعَ کلَّ قَوْمٍ عَلَی قَدْرِ دَرَجَاتِهِمْ وَ مَنَازِلِهِمْ عِنْدَهُ‌»

خداوند متعال هرکسی را به اندازه درجات و جایگاهش مدح کرده است.

الكافي؛ كلينى، محمد بن يعقوب‏، ج ٢، ص ٤١، بَابُ السَّبْقِ إِلَى الْإِيمَان‏، ح ١

خداوند متعال کسانی که درجات و منازلی داشتند را مدح کرده است و کسانی که درجات و منازلی نداشتند فاسق هستند. اصحابی که مصداق بارز آیه شریفه:

(إِنْ جاءَکمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا)

اگر فاسقی خبری برایتان آورد تحقیق کنید.

سوره حجرات (٤٩): آیه ٦

هستند؛ همچنین اصحابی که مصداق بارز آیه شریفه:

(وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیها وَ تَرَکوک قائِما)

و چون در بین نماز از تجارت و لهوی با خبر می‌شوند به سوی آن متفرق گشته تو را در حال خطبه سر پا رها می‌کنند.

سوره جمعه (٦٢): آیه ١١

قطعاً امام صادق برای این اصحاب طلب مغفرت نمی‌کنند!

لذا ما می‌بینیم در کتاب «بحارالانوار» جلد ٢٢ روایت زیبایی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل شده است که حضرت فرمودند:

«أُوصِیکمْ بِأَصْحَابِ نَبِیکم»

توصیه می‌کنم به اصحاب پیغمبر اکرم احترام بگذارید.

«لَا تَسُبُّوهُمْ»

به آنان ناسزا نگویید.

«وَ هُمُ الَّذِینَ لَمْ یحْدِثُوا بَعْدَهُ حَدَثاً»

کسانی که بعد از پیغمبر اکرم گرفتار بدعت نشدند،

«وَ لَمْ یؤْوُوا مُحْدِثاً»

و بدعت‌گزاران را پناه ندادند.

«فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ أَوْصَی بِهِم»

پیغمبر اکرم وصیت کرده است به این افراد احترام بگذارید.

بحار الأنوار؛ العلامة المجلسی، ج ٢٢، ص ٣٠٦، ح ٤

این مطالب هم در کتاب «بحارالانوار» وجود دارد؛ وهابیت چرا این مطالب را مطرح نمی‌کنند؟!

فرمایش دیگری از امام صادق(سلام الله علیه)پیرامون احترام به صحابه!

در همین کتاب جلد ٢٧ می‌نویسد:

«عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ أَثْبَتُکمْ عَلَی الصِّرَاطِ أَشَدُّکمْ حُبّاً لِأَهْلِ بَیتِی وَ لِأَصْحَابِی»

امام صادق (علیه السلام) از پیغمبر اکرم نقل می‌کند: کسانی که در صراط ثابت قدم می‌مانند و در جهنم نمی‌افتند کسانی هستند که به اهل بیت و اصحاب من محبت زیادی دارند.

بحار الأنوار؛ العلامة المجلسی، ج ٢٧، ص ١٣٣، ح ١٢٨

این مطالب هم از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است. همچنین در کتاب «خصال» اثر «شیخ صدوق» از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که:

«کانَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ اثْنَی عَشَرَ أَلْفاً»

اصحاب پیغمبر اکرم که قابل احترام ما هستند دوازده هزار نفر هستند.

«ثَمَانِیةُ آلَافٍ مِنَ الْمَدِینَةِ وَ أَلْفَانِ مِنْ مَکةَ وَ أَلْفَانِ مِنَ الطُّلَقَاءِ»

هشت هزار نفر از این افراد اهل مدینه بودند، دو هزار نفر اهل مکه بودند و دو هزار نفر هم اهل طلقاء بودند.

«وَ لَمْ یرَ فِیهِمْ قَدَرِی وَ لَا مُرْجِئٌ وَ لَا حَرُورِی وَ لَا مُعْتَزِلِی»

در میان این افراد نه قدری هستند، نه مرجی هستند، نه خوارج هستند و نه معتزلی هستند.

«وَ لَا صَاحِبُ رَأْی»

این افراد خودرأی نبودند،

«کانُوا یبْکونَ اللَّیلَ وَ النَّهَارَ وَ یقُولُونَ اقْبِضْ أَرْوَاحَنَا مِنْ قَبْلِ أَنْ نَأْکلَ خُبْزَ الْخَمِیرِ»

این اصحاب شبانه روز گریه می‌کردند و می‌گفتند: خدایا قبل از اینکه ما دچار انحراف شویم ما را قبض روح کن.

الخصال؛ ابن بابویه، محمد بن علی، ج ٢، ص ٦٤٠، ح ١٥

این فرمایش هم از امام صادق (علیه السلام) است، اما از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) هم روایات فراوانی وجود دارد.

آیا شیعیان معتقدند که بعد از رحلت پیغمبر، همه اصحاب مرتد شدند!؟

مطلب دیگری که مطرح کردن آن را ضروری می‌دانم، این است که کارشناسان وهابی در برنامه‌ای که شب گذشته داشتند و ما هم گاهی اوقات برای رفع خستگی آن‌ها را نگاه می‌کنیم؛ این است که می‌گویند:

"شیعیان گفتند: بعد از رسول الله همه مردم به جز چهار یا پنج نفر کافر شدند."

یک شخص شیعه بی‌سواد هم با آنان تماس می‌گیرد و می‌گوید: این مطلب در کتب اهل سنت هم وجود دارد، آن‌ها می‌گویند: یک روایت به ما نشان بدهید که نشان از ارتداد صحابه دارد. این بنده خدا هم اطلاع ندارد و می‌گوید: من اطلاعات حدیثی ندارم!!

خوب اگر اطلاعات ندارید اشتباه می‌کنید با شبکه‌های وهابی تماس می‌گیرید. برادر عزیزم! اگر از این کار توبه نکنید والله فردای قیامت گرفتار هستید. بیننده‌ای که دیشب با شبکه‌های وهابی تماس گرفته بودید، اگر دفعه بعد خواستید زنگ بزنید این روایت را به آنان بگویید:

دیدگاه «عایشه» همسر پیغمبر:

کتاب «البدایة و النهایة» اثر «ابن کثیر دمشقی» متوفای ٧٧٤ شاگرد «ابن تیمیه» متوفای ٧٢٨ است. این کتاب با تحقیق «دکتر ترکی» از علمای بزرگ عربستان سعودی است که در جلد ٩ روایتی از عایشه نقل می‌کند و می‌گوید:

«عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ ارْتَدَتِ الْعَرَبُ قَاطِبَةً وَاشْرَأَبَّ النِّفَاقُ»

از عایشه نقل شده است: بعد از اینکه رسول الله از دنیا رفت تمام عرب مرتد شدند و نفاق از میان صحابه بلند شد.

البدایة والنهایة، المؤلف: أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی (المتوفی: ٧٧٤ هـ)، تحقیق: عبد الله بن عبد المحسن الترکی، الناشر: دار هجر للطباعة والنشر والتوزیع والإعلان، الطبعة: الأولی، ١٤١٨ هـ - ١٩٩٧ م، ج ٩، ص ٤٢٢

اگر در کتب شیعیان نقل شده است بعد از رسول الله چهار یا پنج نفر مسلمان باقی ماندند، کتب اهل سنت تمام مردم عرب را بعد از رسول الله کافر معرفی می‌کند. این روایات نشانگر چیست؟!

دیدگاه «حذیفة» صاحب سر پیغمبر:

همچنین «ابن عطیه» در کتاب «المحرر الوجیز» از «حذیفه» نقل می‌کند:

«فإنه قال کان علی عهد النبی نفاق وقد ذهب ولم یبق إلا کفر بعد إیمان»

در زمان پیغمبر اکرم عده‌ای از صحابه منافق بودند،

«وقد ذهب ولم یبق إلا کفر بعد إیمان»

دوران نفاق هم گذشت و بعد از پیغمبر اکرم غیر از کفر بعد از ایمان چیز دیگری نیست.

المحرر الوجیز، المؤلف: أبو محمد عبدالحق بن غالب بن عبدالرحمن ابن تمام بن عطیة المحاربی، ج ٥، ص ٨٨، باب ٥٥

او به صراحت می‌گوید: صحابه مؤمن بودند اما بعد از ایمان آوردن کفر به سراغ صحابه آمد. مطلب از این واضح‌تر بیان کنیم؟! بفرمایید جواب این روایات را بدهید!

دیدگاه «ابوهریره» پُر روایت ترین راوی اهل سنت:

در کتاب «مفید المستفید فی کفر تارک التوحید» اثر «محمد بن عبدالوهاب» خدای وهابیت است که از «ابوهریره» نقل می‌کند:

«أن أبا هریرة رضی الله عنه تلا:»

زمانی که ابوهریره این آیه را تلاوت کرد:

(إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَیتَ النَّاسَ یدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْواجا)

منتظر باش که وقتی نصرت و فتح از ناحیه خدا برسد و ببینی که مردم گروه گروه به دین اسلام در می‌آیند.

سوره نصر (١١٠): آیه ١ و ٢

«فقال: "والذی نفسی بیده إن الناس لیخرجون الیوم من دینهم أفواجا کما دخلوا فیه أفواجا"»

گفت: قسم به خدایی که جان من در قبضه قدرت اوست امروز مسلمانان دسته دسته از دین بیرون می‌روند همان‌طوری که زمان پیغمبر اکرم دسته دسته وارد دین می‌شدند.

مفید المستفید فی کفر تارک التوحید؛ المؤلف: محمد بن عبد الوهاب بن سلیمان التمیمی النجدی (المتوفی: ١٢٠٦ هـ)، المحقق: إسماعیل بن محمد الأنصاری، الناشر: جامعة الأمام محمد بن سعود، الریاض، المماکة العریبة السعودیة، ج ١، ص ٣٢٢

بنابراین تاکنون در مورد کفر صحابه روایتی از عایشه نقل شد، روایتی از «حذیفه» صاحب سر نبی مکرم اسلام و همچنین روایتی از «ابوهریره» نقل کردیم که تمامی راویان برای وهابیت محترم است.

این روایت را خدای وهابیت «محمد بن عبدالوهاب» نقل می‌کند و نه تنها این روایت را رد نمی‌کند؛ بلکه تعلیقه می‌زند و می‌گوید:

«قف تأمل رحمک الله إذا کان هذا فی زمن التابعین بحضرة أواخر الصحابة»

در زمان تابعین و اواخر صحابه آنان دسته دسته از اسلام بیرون می‌رفتند وای به حال زمان ما!!

مفید المستفید فی کفر تارک التوحید؛ المؤلف: محمد بن عبد الوهاب بن سلیمان التمیمی النجدی (المتوفی: ١٢٠٦ هـ)، المحقق: إسماعیل بن محمد الأنصاری، الناشر: جامعة الأمام محمد بن سعود، الریاض، المماکة العریبة السعودیة، ج ١، ص ٣٢٢

مجری:

استاد این روایت از «محمد بن عبدالوهاب» بود یا «ابن تیمیه» بود؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

«محمد بن عبدالوهاب» بود و در کتاب خود از «ابوهریره» نقل می‌کند که در زمان پیغمبر اکرم مردم دسته دسته وارد اسلام می‌شدند، اما زمان ما دسته دسته از دین خارج می‌شوند.

برادر بزرگوارم این روایات را یادداشت کنید و اگر احتیاج بود تکرار برنامه را هم ببینید و اگر لازم باشد سفارش می‌کنم این قسمت را سریع روی سایت بگذارند تا دوستان بتوانند دانلود کنند.

کارشناسان وهابی می‌گویند: "یک روایت از ما بیاورید که نشانگر ارتداد صحابه باشد" و ما این روایات را از «عایشه»، «حذیفه» و «ابوهریره» آوردیم.

دیدگاه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)پیرامون صحابه!

من از عزیزان اهل سنت خیلی معذرت می‌خواهم و قصد توهین به کسی ندارم؛ اما زمانی که این شیاطین وهابی عقاید شیعه را به این صورت زیر سؤال می‌برند مجبوریم به کتب اهل سنت ورود پیدا کنیم.

در کتاب «صحیح بخاری» روایتی وارد شده است که می‌گوید:

«عَنِ النَّبِی قَالَ «لَیرِدَنَّ عَلَی نَاسٌ مِنْ أَصْحَابِی الْحَوْضَ»

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید: تعدادی از اصحاب من در کنار حوض کوثر بر من وارد می‌شوند،

«حَتَّی عَرَفْتُهُمُ اخْتُلِجُوا دُونِی»

سپس آن‌ها را از من دور می‌کنند و به طرف جهنم می‌برند.

«فَأَقُولُ أَصْحَابِی»

من می‌گویم: خدایا آن‌ها اصحاب من بودند چرا از من دور می‌کنید؟

«فَیقُولُ لاَ تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَک»

خداوند متعال می‌فرماید: پیغمبر نمی‌دانی بعد از تو این افراد چه بدعت‌هایی گذاشتند!

صحیح البخاری، المؤلف: محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری، أبو عبد الله، مصدر الکتاب: موقع وزارة الأوقاف المصریة، ج ٢١، ص ٤٨٨، ح ٦٥٨٢

در حدیث بعد وارد شده است:

«لَیرِدَنَّ عَلَی أَقْوَامٌ أَعْرِفُهُمْ وَیعْرِفُونِی، ثُمَّ یحَالُ بَینِی وَبَینَهُمْ»

من آن‌ها را می‌شناسم و آن‌ها هم من را می‌شناسند، اما نمی‌گذارند دستشان به من برسد.

صحیح البخاری، المؤلف: محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری، أبو عبد الله، مصدر الکتاب: موقع وزارة الأوقاف المصریة، ج ٢١، ص ٤٨٩، ح ٦٥٨٣

در نتیجه اگر دست شخصی به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) نرسید، آن شخص راهی جهنم است.

در حدیث بعد از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) چنین نقل می‌کند:

«فَأَقُولُ إِنَّهُمْ مِنِّی»

خدایا این افراد از من هستند و صحابه من هستند؛

«فَیقَالُ إِنَّک لاَ تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَک»

خداوند متعال می‌فرماید: نمی‌دانی این افراد چه بدعت‌هایی گذاشتند.

«فَأَقُولُ سُحْقًا سُحْقًا لِمَنْ غَیرَ بَعْدِی»

سپس پیغمبر اکرم می‌فرماید: مرگ بر افرادی که بعد از من تغییر کردند.

صحیح البخاری، المؤلف: محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری، أبو عبد الله، مصدر الکتاب: موقع وزارة الأوقاف المصریة، ج ٢١، ص ٤٩٠، ح ٦٥٨٤

همچنین در روایت بعدی از قول پیغمبر اکرم می‌نویسد:

«إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا عَلَی أَدْبَارِهِمُ الْقَهْقَرَی»

صحابه مرتد شدند و به دوران جاهلیت برگشتند.

صحیح البخاری، المؤلف: محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری، أبو عبد الله، مصدر الکتاب: موقع وزارة الأوقاف المصریة، ج ٢١، ص ٤٩١، ح ٦٥٨٥

همچنین در حدیث دیگری نقل می‌کند:

«عَنِ النَّبِی - صلی الله علیه وسلم - قَالَ «بَینَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّی إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَینِی وَبَینِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ»

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید: من در کنار حوض کوثر به طرف من می‌آیند اما آن‌ها را از من دور می‌کنند و به طرف آتش جهنم می‌برند.

«فَقُلْتُ أَینَ»

پرسیدم: کجا می‌برید؟

«قَالَ إِلَی النَّارِ وَاللَّهِ»

می‌گویند: به خدا قسم آن‌ها را به طرف آتش می‌بریم.

«قُلْتُ وَمَا شَأْنُهُمْ»

پرسیدم: مگر آن‌ها چکار کردند؟

«قَالَ إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَک عَلَی أَدْبَارِهِمُ الْقَهْقَرَی»

جواب دادند: آن‌ها بعد از تو مرتد شدند و به دوران جاهلیت برگشتند.

آن‌ها به دنبال یک روایت می‌گردند؛ درحالی‌که ما چندین روایت برای آنان آوردیم. در ادامه روایت می‌گوید: دسته‌های دیگر را به همین ترتیب می‌آورند تا جایی که می‌گوید:

«فَلاَ أُرَاهُ یخْلُصُ مِنْهُمْ إِلاَّ مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»

از اصحاب من جز تعداد اندکی که نجات پیدا می‌کنند و وارد بهشت می‌شوند همه به جهنم می‌روند.

صحیح البخاری، المؤلف: محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری، أبو عبد الله، مصدر الکتاب: موقع وزارة الأوقاف المصریة، ج ٢١، ص ٤٩٣، ح ٦٥٨٧

وهابیت باید به این روایات جواب بدهند؛ مخصوصاً اینکه روایات اخیر از کتاب «صحیح بخاری» نقل شده است. اگر می‌خواهید بگویید: "این افراد اصحاب رده بودند"، باید بیان کنیم که اصحاب رده عده کمی بودند.

روایت از پیغمبر اکرم نقل می‌کند و می‌گوید: از اصحاب من جز تعداد اندک پیدا نمی‌کنند. افرادی گفتند: حدیث حوض مربوط به اصحاب رده است! مگر اصحاب رده چند نفر بودند؟! در مجموع ١٢٤ هزار صحابه پنج درصد آنان جزو اصحاب رده بودند، نه همه آنان!!

پیغمبر اکرم در روایت می‌فرماید: جز تعداد اندکی از اصحاب من نجات پیدا نمی‌کنند. همچنین مضمون روایت بعدی هم به همین شکل است. بعضی افراد گفتند: مراد از صحابه، امت هستند!! در جواب این آقایان روایتی از کتاب «صحیح بخاری» می‌آوریم که می‌گوید:

«أَلاَ وَإِنَّهُ یجَاءُ بِرِجَالٍ مِنْ أُمَّتِی فَیؤْخَذُ بِهِمْ ذَاتَ الشِّمَالِ»

تعدادی از مردان امت من می‌آیند اما آن‌ها را به طرف جهنم می‌برند.

«فَأَقُولُ یا رَبِّ أُصَیحَابِی»

می‌گویم: خدایا این افراد اصحاب من بودند

«فَیقَالُ إِنَّک لاَ تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَک»

خداوند متعال می‌فرمایند: تو نمی‌دانی این افراد چه بدعت‌هایی گذاشتند.

سپس می‌فرماید:

«إِنَّ هَؤُلاَءِ لَمْ یزَالُوا مُرْتَدِّینَ عَلَی أَعْقَابِهِمْ مُنْذُ فَارَقْتَهُمْ»

ای پیغمبر زمانی که از آن‌ها مفارقت کردی آن‌ها مرتد شدند.

صحیح البخاری، المؤلف: محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری، أبو عبد الله، مصدر الکتاب: موقع وزارة الأوقاف المصریة، ج ١٥، ص ٢٠١، ح ٤٦٢٥

مجری:

بعد از رحلت پیغمبر اکرم؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله؛ آقایان به این مطالب جواب بدهند؛ ما این روایات را از کتب مشهور اهل سنت آوردیم. همچنین در حدیث دیگری می‌گوید:

«لَمْ یزَالُوا مُرْتَدِّینَ عَلَی أَعْقَابِهِمْ مُنْذُ فَارَقْتَهُمْ»

پیغمبر! از زمانی که مفارقت کردی این افراد مرتد شدند.

صحیح البخاری، المؤلف: محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری، أبو عبد الله، مصدر الکتاب: موقع وزارة الأوقاف المصریة، ج ١٢، ص ١٦، ح ٣٣٤٩

اگر کارشناسان وهابی یک روایت ضعیف از کتاب «کافی» می‌آورند، ما از کتاب‌های معتبر آن‌ها روایاتی آوردیم. بیایید به این روایات جواب بدهید؛ کسی که خانه شیشه‌ای دارد سنگ پرت نمی‌کند!!

روایاتی که دهان وهابیت را برای همیشه می بندد!!

نکته مهمی باید بگویم؛ ممکن است وهابیت بگویند: "روایات مربوط به افرادی بودند که خیلی شناخته شده نبودند و اواخر حیات پیغمبر اکرم ایمان آورده بودند یا مربوط به اصحاب رده بودند"؛ روایتی می‌آورم تا دهان وهابیت برای همیشه بسته شود.

در کتاب «صحیح بخاری» روایتی وارد شده است که راوی به شخصی به نام «براء بن عازب» که از اصحاب بزرگوار پیغمبر اکرم و از صحابه جلیل القدر و شخصیتی برجسته است، می‌گوید:

«طُوبَی لَک صَحِبْتَ النَّبِی وَبَایعْتَهُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ»

خوشا به حالت که از اصحاب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) بودی و در بیعت رضوان حضور داشتی.

«فَقَالَ یا ابْنَ أَخِی إِنَّک لاَ تَدْرِی مَا أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ»

برادرزاده‌ام خبر نداری که بعد از پیغبمبر اکرم چه بدعت‌ها گذاشتیم.

صحیح البخاری، المؤلف: محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری، أبو عبد الله، مصدر الکتاب: موقع وزارة الأوقاف المصریة، ج ١٤، ص ٦٢، ح ٤١٧٠

آیا «براء بن عازب» هم جزو اصحاب رده بوده است؟! وهابیون می‌گویند: او جزو صحابه‌ای بوده که نام و نشان و مقام بالایی نداشته است!!

همچنین «ابو سعید خدری» که در کتاب «الاصابة فی تمییز الصحابة» او را چنین توصیف می‌کند:

«لم یکن أحد من أحداث أصحاب رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه وسلم أفقه من أبی سعید الخدری»

در میان اصحاب کم سن و سال پیغمبر اکرم کسی اعلم و افقه از ابو سعید خدری نبود.

الإصابة فی تمییز الصحابة، المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی (المتوفی: ٨٥٢ هـ)، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی - ١٤١٥ هـ، ج ٣، ص ٦٦، ح ٣٢٠٤

در همین کتاب از قول «ابو سعید خدری» روایتی نقل شده است که می‌گوید:

«هنیئا له برؤیة رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه وسلم وصحبته»

گوارا باد که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را دیدی و هم صحبت او بودی.

«قال: إنک لا تدری ما أحدثنا بعده»

گفت: خبر نداری که ما بعد از پیغمبر اکرم چه بدعت‌هایی گذاشتیم.

الإصابة فی تمییز الصحابة، المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی (المتوفی: ٨٥٢ هـ)، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی - ١٤١٥ هـ، ج ٣، ص ٦٧، ح ٣٢٠٦

آیا نستجیر بالله «ابو سعید خدری» جزو اصحاب رده بوده است؟! یا «براء بن عازب» جزو اصحاب رده بوده است؟! عزیزان به این مطالب خوب دقت کنند تا وهابیت نتوانند این‌قدر مانور بدهند.

عزیزانی که عقیده دارند فتاوای «ابوحنیفه» یا روایات اخلاقی و روایت تفسیری بگویند تا هم شیعیان از آن مطالب استفاده کنند و هم اهل سنت این مطالب را مورد استفاده قرار دهند.

مباحثی که واقعاً برای مردم مفید است به کار ببرید؛ نه اینکه بیایید شروع کنید روایت ضعیفی از کتب شیعیان نقل کنید و ادعا کنید که در کتب ما یک روایت درباره ارتداد صحابه یافت نمی‌شود!! وهابیونی که این حرف‌ها را می‌زنند به این مطالب خوب دقت کنند.

امیدواریم این افراد این‌قدر غیرت داشته باشند تا هفته آینده شب یکشنبه مطالب امشب ما را نقد کنند. احتمالاً هفته آینده شب دوشنبه ما مسافرت باشیم، اما اگر بودیم و برنامه داشتیم قول می‌دهم اگر آنان شنبه شب در جواب عرایض من مطالبی آوردند مطالب این افراد را نقل و نقد کنم.

تقاضا دارم کارشناسان شبکه‌های وهابی به طور واضح و روشن عرایض بخش اول و دوم برنامه امشب ما که سخنان اهلبیت (علیهم السلام) و همچنین بزرگان شیعه بود نگاه کنند و همین سخنان را مطرح کنند تا ببینیم چه جوابی برای گفتن دارند!

من در خدمت شما هستم؛ بحث امشب ما مقداری طولانی شد اما به گمانم طرح این مباحث ضرورت داشت.

مجری:

خیلی عالی بود؛ استاد من یک سؤال دیگر هم دارم که اگر بتوانید جواب این سؤال را به صورت خلاصه‌تر بفرمایید ممنونم. این دو جلسه مباحثی پیرامون سخنان امام صادق (علیه السلام) هست و شاید از جلسات بعد ادامه مباحث خودمان را مطرح کنیم.

شیوه مبارزاتی امام صادق(علیه السلام)در رویارویی با شبهه‌افکنان

مباحث این جلسه ما هنوز رنگ و بوی نام مقدس و زیبای امام صادق (علیه السلام) را به خود گرفته است.

یکی از کارهایی که ما داریم در «شبکه جهانی ولایت» پیرو راه امام صادق (علیه السلام) هستیم و از زندگی آن حضرت الگو گرفتیم این است که ایشان نیروهای توانمندی را برای مناظره و پاسخگویی به شبهات تربیت می‌کردند.

به عنوان مثال در زمان امام صادق (علیه السلام) اگر شخصی برای پاسخ سؤالی به ایشان مراجعه می‌کرد، آن حضرت یکی از اصحاب خودشان را به او معرفی می‌کردند و می‌فرمودند: سراغ آن شخص برود.

استاد اگر برای شما مقدور است در این باره مطالبی به صورت خلاصه توضیح بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در اینجا دو نکته وجود دارد؛ نکته اول این است که ما روایاتی از امام صادق (علیه السلام) در دست داریم مبنی بر اینکه ایشان شیعیان را برای پاسخگویی به شبهات منافقین و خوارج و نواصب و سایر کسانی که شبهه‌افکنی می‌کنند تشویق و ترغیب کرده است.

ما می‌بینیم در کتاب «بحارالانوار» جلد ٢ روایتی از امام صادق (علیه السلام) وجود دارد که ایشان می‌فرماید:

«عُلَمَاءُ شِیعَتِنَا مُرَابِطُونَ بِالثَّغْرِ الَّذِی یلِی إِبْلِیسُ وَ عَفَارِیتُهُ یمْنَعُونَهُمْ»

علمای شیعه ما مرزدارانی هستند که مراقب شیاطین و عفریت‌ها هستند.

در دوران معاصر ما کارشناسان شبکه‌های شیطانی وهابی مصداق بارز ابلیس و عفریت هستند که به نام کارشناس شبهه‌افکنی می‌کنند.

«یمْنَعُونَهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلَی ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا وَ عَنْ أَنْ یتَسَلَّطَ عَلَیهِمْ إِبْلِیسُ وَ شِیعَتُهُ النَّوَاصِب»

و مانع از تسلط شیاطین و نواصب بر آن دسته از شیعیان و جوانان ما که عقیده قوی ندارند می‌شوند.

بینندگان عزیز بحث دیشب کارشناسان وهابی را مشاهده کنید که از اول تا آخر حرف‌های بی‌اساس و بی‌پایه بدون بررسی سندی تنها شعار می‌دهند.

بحث امشب ما را هم مشاهده کنید که تک تک روایات را بررسی سندی انجام دادیم و از علمای بزرگی از جمله «ابن اکثیر» و کتب معروف اهل سنت از جمله «صحیح بخاری» مطالبی بیان کردیم.

سپس در ادامه روایت پاداش شیعیانی که پاسخگویی به شبهات نواصب را فرا بگیرند را بیان می‌فرماید.

طبق فرموده امام صادق پاداش جوانان شیعه ما که از طریق «شبکه جهانی ولایت» این مطالب را یاد می‌گیرند و در فضای مجازی منتشر می‌کنند تا با شیاطین بی اصل و نسبی که به نوامیس ائمه طاهرین (علیهم السلام) جسارت می‌کنند مقابله کنند این است:

«أَلَا فَمَنِ انْتَصَبَ لِذَلِک مِنْ شِیعَتِنَا کانَ أَفْضَلَ مِمَّنْ جَاهَدَ الرُّومَ وَ التُّرْک وَ الْخَزَرَ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ لِأَنَّهُ یدْفَعُ عَنْ أَدْیانِ مُحِبِّینَا وَ ذَلِک یدْفَعُ عَنْ أَبْدَانِهِمْ»

هرکسی که در حوزه دفاع از شیعه و پاسخ‌گویی به شبهات کار کند پاداش او از یک میلیون رزمنده و مجاهدی که در میدان جنگ می‌جنگد بالاتر است. زیرا او از دین دوستداران ما دفاع می کند ولی آن دیگری از جسمشان دفاع می کند.

بحار الأنوار؛ مجلسی، محمد باقر، ج ٢، ص ٥، ح ٨

عزیزانی که از حرم ائمه طاهرین رفته‌اند مقام بالایی در مقابل شهادتشان نزد خداوند متعال دارند. مدافعین حرم زینبی (سلام الله علیها) بسیاری از عزیزان ما از جمله عزیزان افغانستانی و پاکستانی ما را سربلند کردند و ثابت کردند برای دفاع از اهلبیت جانانه وارد می‌شوند.

ما واقعاً به حال مدافعین حرم غبطه می‌خوریم؛ اما کسانی که در حوزه پاسخگویی به شبهات نواصب باشد به فرموده امام صادق (علیه السلام) پاداشش از یک میلیون رزمنده بالاتر است.

همچنین امام صادق (علیه السلام) در همین کتاب «بحارالانوار» جلد دوم صفحه ١٠ می‌فرماید:

«مَنْ کانَ هَمُّهُ فِی کسْرِ النَّوَاصِبِ عَنِ الْمَسَاکینِ مِنْ شِیعَتِنَا الْمُوَالِینَ لَنَا أَهْلَ الْبَیتِ یکسِرُهُمْ عَنْهُمْ وَ یکشِفُ عَنْ مَخَازِیهِمْ وَ یبَینُ عَوْرَاتِهِمْ»

هر کدام از شیعیان ما به دنبال این باشد که کمر خوارج و نواصب را بشکند و از اهلبیت دفاع کند و نواصب را خوار و ذلیل کند و آنان را رسوا کند،

«وَ یفَخِّمُ أَمْرَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِمْ جَعَلَ اللَّهُ هِمَّةَ أَمْلَاک الْجِنَانِ فِی بِنَاءِ قُصُورِهِ»

خداوند عالم به ازای دفاع از اهلبیت و رسوا کردن وهابیت پلید تکفیری و خوارج و شیاطین در بهشت بهترین قصرها را برای آنان بنا می‌کند و بهترین خانه‌های مجلل را به آنان می‌دهند،

«وَ دُورِهِ یسْتَعْمِلُ بِکلِّ حَرْفٍ مِنْ حُرُوفِ حُجَجِهِ عَلَی أَعْدَاءِ اللَّهِ أَکثَرَ مِنْ عَدَدِ أَهْلِ الدُّنْیا أَمْلَاکاً قُوَّةُ کلِّ وَاحِدٍ تَفْضُلُ عَنْ حَمْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ »

و هر حرفی که در دفاع از شیعه و پاسخ به شبهات بزنند خداوند عالم به اندازه تمام ثروت مردم دنیا به آن‌ها کرم می‌کند.

بحار الأنوار؛ مجلسی، محمد باقر، ج ٢، ص ١٠، ح ١٩

در این روایت دو جمله بیان شده است؛ جمله اول«یکشِفُ عَنْ مَخَازِیهِمْ»که بیانگر نصب و عداوت و دشمنی با دشمنان اهلبیت است. جمله دوم«یبَینُ عَوْرَاتِهِمْ»که بیانگر رسوا کردن دشمنان اهلبیت است.

کسانی که در فضای مجازی به نوامیس ائمه طاهرین (علیهم السلام) اهانت می‌کنند و بچه شیعه‌ها مطالبی بر علیه بزرگان و علمای آن‌ها که علمای بدعت هستند را منتشر می‌کنند. اقدام شیعیان و جوانان ما که تصاویر کارهای خلاف شرع علمای بدعت از جمله شراب خوردن و رابطه نامشروع آنان و یا رابطه نامشروع همسران و معشوقه‌های آنان را منتشر می‌کنند مصداق بارز سخن امام صادق (علیه السلام) است.

امام صادق (علیه السلام) در روایت به صراحت بیان فرموده است کسانی که نسبت به ائمه طاهرین (علیهم السلام)، عقاید اهلبیت (علیها السلام) و عقاید شیعیان جسارت می‌کنند باید رسوا شوند.

شیعیان باید در جایی که احتیاج به سخن محکم وجود دارد سخن محکم بزنند، جایی که باید استدلال بیان شود استدلال بیان کنند و جایی که احتیاج به مناظره است با علمای ناصبی مناظره کنند؛ اما در کنار این افعال ذلت و رسوایی آن‌ها را برای مردم روشن کنند.

عزیزان ما در مورد آقای «کالکراب» همین اقدام را انجام دادند. این شخص بسیار تفرعن می‌کرد و زمانی که طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) با او برخورد کردند دیگر جرئت حرف زدن پیدا نکرد و کارهای خود را کنار گذاشت.

به نکته دیگری از فرمایشات امام صادق (علیه السلام) اشاره می‌کنم. در کتاب «بحارالانوار» جلد ٤٧ صفحه ٤٠٧ داستان مفصلی بیان شده است:

شخصی از شام و دیار نواصب نزد امام صادق (علیه السلام) می‌آید و به ایشان عرض می‌کند: من می‌خواهم با شما مناظره کنم. امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: در چه زمینه‌ای می‌خواهی مناظره کنی؟!

من از عزیزان شیعه تقاضا دارم اگر قصد مناظره با وهابیت را دارند در یک یا دو جلسه شرایط مناظره و آداب مناظره را فرا بگیرند.

به عنوان مثال شما روایتی از «ابن حجر» می‌آورید، اما آنان با ترفندهای خاصی همان عبارت را ضعیف نقل می‌کنند؛ یا مثلاً شما می‌گویید: طبق بیان «ألبانی» روایت ضعیف است و او طبق حرف یکی از پیروان وهابی صحت روایت را اثبات می‌کند.

مناظره باید دارای قواعد، نظام و شرایطی باشد؛ لذا امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: در چه زمینه‌ای قصد مناظره دارید؟! شخص می‌گوید: من در رابطه با علوم قرآنی قصد مناظره دارم.

حضرت می‌فرماید: «حمران» بلند شو و با این شخص مناظره کن! و خطاب به «حمران» می‌فرماید:

«حُمْرَانُ دُونَک الرَّجُل»

فرمایش امام صادق (علیه السلام) مرد شامی را عصبانی می‌کند و می‌گوید:

«إِنَّمَا أُرِیدُک أَنْتَ لَا حُمْرَان»

من می‌خواهم با شما مناظره کنم، نه با حمران.

سپس امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:

«إِنْ غَلَبْتَ حُمْرَانَ فَقَدْ غَلَبْتَنِی»

اگر بر حمران پیروز شدی، بر من پیروز گشته‌ای.

بچه شیعه‌های عزیز! دانشجویان، طلاب و فضلای گرامی و بزرگوار! من دست تک تک شما را می‌بوسم و از شما تقاضا دارم در بحث دفاع از اهلبیت (علیهم السلام) هم سرمایه علمی و هم قواعد مناظره را بیاموزید.

شما باید طوری قواعد مناظره را بیاموزید تا امام زمان (علیه السلام) همانند امام صادق (علیه السلام) که در حق «حمران» این مطلب را فرمودند، در حق شما بفرمایند: "اگر شما شکست خوردید، من شکست خورده‌ام!!" این حرف بسیار ارزشمند است.

شخص ناصبی در ادامه می‌گوید: من می‌خواهم در رابطه با فقه مناظره کنم، حضرت خطاب به «زراره» می‌فرماید: «زراره» بلند شو! زمانی که می‌گوید: من می‌خواهم در زمینه قواعد علم عرب مناظره کنم، حضرت می‌فرماید: «أبان بن تغلب» بلند شو و مناظره کن!

امام صادق (علیه السلام) در هر حوزه‌ای که مرد شامی نام می‌برد، متخصصی تربیت کرده بود. این‌طور نیست که ما بگوییم در علم کلام، فقه، اصول، تاریخ و سایر علوم تخصص داریم؛ بلکه انسان باید یک رشته را انتخاب کند و در آن رشته متخصص شود.

متخصصین امام صادق (علیه السلام) همگی مرد شامی را شکست می‌دهند، تا زمانی که مرد می‌گوید: من می‌خواهم در رابطه با امامت با شما مناظره کنم. او تصور می‌کرد اگر در این رشته مناظره کند به تلافی تمام شکست‌هایش امام صادق را شکست خواهد داد.

سپس امام صادق (علیه السلام) خطاب به «هشام بن حکم» که جوانی ١٨ ساله بود می‌فرماید: پسرم بلند شو و با این شخص مناظره کن. مرد شامی خوشحال می‌شود و خیال می‌کند به راحتی می‌تواند این جوان را شکست دهد.

«هشام بن حکم» جوان بلند می‌شود و آنچنان به زیبایی با مرد شامی مناظره می‌کند و تمام راه‌ها را بر او می‌بندد به طوری که امام صادق (علیه السلام) خطاب به مرد شامی می‌فرماید:

«أَمَّا هِشَامُ بْنُ الْحَکمِ فَتَکلَّمَ بِالْحَقِّ فَمَا سَوَّغَک بِرِیقِک»

هشام بن حکم آنچنان عرصه را بر تو تنگ کرد به طوری که توان فروبردن آب دهان را از تو گرفت.

بحار الأنوار؛ مجلسی، محمد باقر، ج ٤٧، ص ٤٠٧، ح ١١

امام صادق (علیه السلام) این کارها را انجام داده تا راه را به ما نشان بدهد که اگر خواستیم با منافقین و نواصب معاصر خودمان که مصداق بارز آن وهابیت هستند مناظره کنیم در همان رشته علم و فن و تخصص داشته باشیم و با نیت خالص و توکل بر خداوند متعال مناظره کنیم.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد فرمایشات بخش اول و دوم شما خیلی عالی بود. شاید حال دوستان خوب بیننده با روایتی که از امام صادق (علیه السلام) بیان کردید و اجر ایستادگی در برابر شبهات را بیان کردید خیلی خوب شد.

الحمدلله «شبکه جهانی ولایت» و همچنین «مؤسسه حضرت ولی عصر» در این مسیر پیشرفت چشمگیری داشته‌اند. شما اگر به «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» مراجعه کنید هر شبهه‌ای که تایپ کنید به طور سریع پاسخ داده خواهد شد.

این اقدام خیلی ارزشمند است؛ ان‌شاءالله ما بتوانیم در این مسیر رهرو راه امام صادق (علیه السلام) باشیم.

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

خیلی ممنونم از لطف و عنایتی که شما بینندگان عزیز نسبت به «شبکه جهانی ولایت» داشتید.

در همان ابتدای برنامه عزیزی با شماره «٦٢٧٩-٠٩١٣» پیام فرستادند و گفتند: ما امشب حاضریم! ایشان حاضری خودشان را در برنامه «حبل المتین» زدند. از لطف شما عزیزی که خودتان را برای ما معرفی نکردید و فقط شماره شما را داریم متشکرم.

بسیاری از بیندگان عزیز تشکر کردند که به علت کمبود وقت فرصت خواندن پیام‌های عزیزان را نداریم. آقای محمدعلی یعقوبی از تهران پیام فرستادند که از ایشان سپاسگذارم، بسیاری از عزیزان التماس دعا گفتند.

علی آقا از خوزستان نوشتند: با عرض سلام خدمت مجری گرامی آقای اسماعیلی و فخر شیعیان آیت الله قزوینی؛ با تشکر از برنامه‌های خوب شما که رسوا کننده وهابیت بیش از پیش می‌شوید و آبروی آن‌ها را می‌برید و باعث سربلندی شیعیان می‌شوید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ظاهراً شما با علی نام‌ها رابطه خوبی دارید.

مجری:

بله استاد ما لذت می‌بریم از اینکه می‌بینیم عزیزانی بر روی فرزندان خودشان نام زیبای علی را گذاشتند. خداوند رحمت کند هر پدر و مادری که این نام زیبا را در خانه احیا کرده است و این نام را برای فرزندان خود انتخاب کردند.

ان‌شاءالله تنها به این نام اکتفا نکنیم. من علی اسماعیلی و هرکسی که نام زیبای علی دارد ان‌شاءالله در سیره و رفتار و کردارمان هم بتوانیم برای آقا و مولایمان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) الگو باشیم.

ما باید طوری رفتار کنیم که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به ما افتخار کند و به همگان فخر بفروشد که این شیعه و محب و عاشق من است.

بعد از تمام صحبت‌های شیرین که از محضر استاد شنیدیم یک میان برنامه زیبا بشنویم تا دل هر عاشق و شیفته و ارادتمند و محب مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را خنک می‌کند. اگر تشنه شدید و دلتان داغ شده می‌توانید یک «یا علی» بگویید تا دلتان خنک شود.

دشمنان اهلبیت و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با «یا علی» گفتن شما شیعیان و محبان خیلی مشکل دارند. این‌قدر باید ذکر «یا علی» را تکرار کنیم تا دشمنان مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از فرط ناراحتی بمیرند.

حل شود صد مشکلم با گفتن یک «یا علی»

قلب من خورده گره از روز اول با علی

مُحرم میقات را گفتم: چه گوئی زیر لب؟

عاشقانه یک تبسم کرد و گفتا: «یا علی»!

ذکر «یا علی مدد» پخش شد که بسیار لذت‌بخش و شیرین است و به وجود ما آرامش می‌بخشد. ما شیعیان گاهی اوقات که می‌خواهیم از همدیگر خداحافظی کنیم عبارات خدانگهدار و خدا پشت و پناهت را به کار می‌بریم.

ما شیعیان گاهی اوقات که محبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در دلمان موج می‌زند «یا علی مدد» می‌گوییم و با هم خداحافظی می‌کنیم.

وجود نازنین حضرت حق به قدری امیرالمؤمنین و محب امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دوست دارد که این محبت ما هم به محبت حضرت حق گره خورده است. خدا را به جهت عشق و ارادت و محبت امیرالمؤمنین در دل‌هایمان شاکریم.

مسلمانان، شیعیان و اهل سنت که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دوست دارید و با شنیدن نام زیبایش وجودتان آرامش پیدا می‌کنید و مثل بعضی‌ها که نمی‌توانند نام «علی» را بشنوند و ذکر «یا علی» را تحمل کنند، نیستید قدر خودتان را بدانید.

عشق و ارادت و محبتی که به آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خیلی ارزشمند است؛ الهی به حق امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که این‌قدر پیش خدا و رسول گرامی او آبرو دارد این آقای مهربان در لحظه آخر زندگی ما را تنها نگذارد.

ان‌شاءالله در شب اول قبر که سنگ لحد را می‌گذارند و خاک‌ها را می‌ریزند و عزیزان ما، کسانی که ما را دوست دارند و ما هم آن‌ها را دوست داریم می‌روند و تنها یک نفر به فریاد ما برسد.

در روایت هم داریم زمانی که انسان را در قبر می‌گذارند چند نور مقدس در کنار ما قرار می‌گیرد و یکی از آن‌ها از همه نورانی‌تر است و آن نور همان ولایت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است که ان‌شاءالله نجات‌بخش همه ما باشد.

تماس بینندگان برنامه:

از این لحظه در خدمت دوستان خوب بیننده هستیم و می‌خواهیم صدای گرمشان را بشنویم. هرچند وقت کمی داریم اما خواهشمندیم عزیزانی که ارتباطشان برقرار می‌شود بزرگواری بفرمایید مختصر و مفید مطالبتان را مطرح کنید تا جوابگوی تلفن‌های بیشتری باشیم.

آقای زارعی از دیار همدان اولین بیننده ما هستند؛ آقای زارعی سلام و درود به شما:

بیننده(آقای زارعی از همدان – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله؛ بسم الله الرحمن الرحیم:

«قَالَ الصَّادِقُ عَلَیهِ السَّلَامُ: َإِنَّ اللَّهَ لَمْ یخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْکلْبِ وَ إِنَّ النَّاصِبَ لَنَا أَهْلَ الْبَیتِ لَأَنْجَسُ مِنْهُ»

خدمت شما عرض ادب و احترام دارم و از محضرتان اجازه می‌خواهم تا دو سؤال مطرح کنم. استاد قزوینی ما خیلی وقت بود روی خط نیامده بودیم و دلمان برای شما تنگ شده بود. دو سؤال مطرح می‌کنم اگر بزرگواری بفرمایید جواب بدهید. حضرت‌عالی که با حوصله پاسخگوی سؤالات اهل سنت حتی وهابیت هستید اگر سؤالات بنده را جواب بدهید ممنونم.

سؤال من این است که آیا از اینکه برخی از ائمه اهل سنت همانند آقای «ابوحنیفه» بیان کرده باشند کسی با مادر خودش اگر همبستر بشود این حدی ندارد و حتی مهریه او را هم باید بدهد؛ آیا این روایت صحت دارد یا خیر؟!

سؤال دوم من این است که می‌گویند در برخی از فتاوی ائمه اهل سنت همانند «امام مالک» گفته شده است: زنی که با سگ همبستر بشود حد و اشکال ندارد!! می‌خواستم ببینم آیا این فتاوی در میان فتاوی بزرگان اهل سنت وارد شده است یا خیر؟! جناب استاد این مطالب در منابع و فتاوی اهل سنت وجود دارد یا نه؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

روی خط می‌مانید یا تلفن را قطع می‌کنید؟!

مجری:

نه با ایشان خداحافظی می‌کنیم.

بیننده:

آقای اسماعیلی اجازه بدهید بنده سؤالاتم را مطرح کنم و استاد قدم به قدم جواب من را بدهند؛ یک شب من را وهابی فرض کنید. خواهشا من را مخالف فرض کنید ولی بیشتر به من وقت بدهید.

مجری:

اشکال ندارد پشت خط باشید.

فتاوای قابل تأملی از بزرگان اهل سنت!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

این عبارت در کتاب «المحلی» اثر آقای «ابن حزم اندلسی» متوفای ٣٤٥ است؛ البته خود «ابن تیمیه» هم در «منهاج السنة النبویة» چندین جا فتاوی خود را به قول «ابن حزم اندلسی» مستند کرده است و این به معنای آن است که مورد تأیید آن‌ها هم هست.

در جلد یازدهم صفحه ٢٥٣ می‌نویسد:

«من تَزَوَّجَ أُمَّهُ آلتی وَلَدَتْهُ»

هرکس با مادری که او را به دنیا آورده ازدواج کند،

«وَابْنَتَهُ وَأُخْتَه وَجَدَّتَهُ وَعَمَّتَهُ وَخَالَتَهُ وَبِنْتَ أَخِیهِ وَبِنْتَ أُخْتِهِ»

یا با دخترش، یا خواهرش، یا مادربزرگش، یا عمه‌اش، یا خاله‌اش، یا دختر برادرش و یا با دختر خواهرش ازدواج کند،

«عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ منه»

در حالی که از رابطه خویشاوندی آنان با خود آگاه است،

«عَالِمًا بِتَحْرِیمِهِنَّ علیه»

و می‌داند که ازدواج با این خویشاوندان حرام است،

«وَوَطِئَهُنَّ کلَّهُنَّ»

با این افراد ازدواج کند و همبستر شود

«فَالْوَلَدُ لا حق بِهِ»

و از آنان صاحب فرزند شد فرزند به خود او تعلق دارد و زنازاده نیست.

«وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ علیه»

و مهریه او را هم باید بدهد،

«وَلَیسَ علیه إِلاَّ التَّعْزِیرُ»

و غیر از تعزیر حکم دیگری ندارد.

المحلی، اسم المؤلف: علی بن أحمد بن سعید بن حزم الظاهری أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، تحقیق: لجنة إحیاء التراث العربی، ج ١١، ص ٢٥٣، باب ٢٢١٥

من از عزیزان اهل سنت معذرت می‌خواهم؛ به‌هرحال ایشان این سؤال را مطرح کردند و اگر این جمله را نمی‌گفت که ما را وهابی فرض کنید من این مطالب را نمی‌آوردم.

در کتاب «بدائع الصنائع» اثر آقای «کاشانی حنفی» متوفای ٥٨٧ است. ایشان در جلد هفتم این کتاب همین روایت را می‌آورد و می‌گوید:

«إذَا نَکحَ مَحَارِمَهُ أو الْخَامِسَةَ أو أُخْتَ امْرَأَتِهِ فَوَطِئَهَا لَا حَدَّ علیه عِنْدَ أبی حَنِیفَةَ وَإِنْ عَلِمَ بِالْحُرْمَةِ وَعَلَیهِ التَّعْزِیرُ»

اگر کسی با محارم خود ازدواج کند و همبستر بشود طبق فتوای ابوحنیفه حد ندارد اگرچه عالم به حرمت هم باشد.

بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، اسم المؤلف: علاء الدین الکاسانی، دار النشر: دار الکتاب العربی - بیروت - ١٩٨٢، الطبعة: الثانیة، ج ٧، ص ٣٥، فَصْلٌ وَأَمَّا بَیانُ أَسْبَابِ وجوب‌ها

اما برای جواب سؤال دوم ایشان باز هم از آقای «ابن حزم اندلسی» در کتاب «المحلی» جلد یازدهم روایت نقل می‌کنیم.

مجری:

استاد این مطالب به عنوان فتوا مطرح می‌شود؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله فتواست و روایت نیست.

مجری:

این مطلب خیلی مهم است؛ ممکن است عده‌ای بگویند: "این روایت است و سند ندارد" که در جواب باید بگوییم: مطالب بیان شده فتواست.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در صفحه ١٥٦ می‌گوید:

«وَلاَ یحُدُّونَ واطیء (((واطئ))) الْبَهِیمَةِ»

کسی که با حیوان همبستر شود حد ندارد،

«وَلاَ الْمَرْأَةَ تَحْمِلُ علی نفس‌ها کلْبًا»

همچنین زنی که با سگ همبستر بشود حد ندارد.

الان نگهداری سگ در خانه‌ها رواج شده است، اما در گذشته به این صورت نبوده است و این فتوا به این صورت بیان شده است.

«وَکلُّ ذلک إبَاحَةُ فَرْجٍ بِالْبَاطِلِ»

این زن کار باطلی انجام داده است و نباید خود را در اختیار سگ قرار دهد.

«وَلاَ یحُدُّونَ آلتی تزنی وَهِی عَاقِلَةٌ بَالِغَةٌ مُخْتَارَةٌ بِصَبِی لم یبْلُغْ وَیحُدُّونَ الرَّجُلَ إذَا زَنَی بِصَبِیةٍ من سِنِّ ذلک الصَّبِی»

زنی که با حیوان همبستر شود و یا سگی را بیاورد و با او همبستر شود حد شامل این عملاو نمی‌شود.

المحلی، اسم المؤلف: علی بن أحمد بن سعید بن حزم الظاهری أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، تحقیق: لجنة إحیاء التراث العربی، ج ١١، ص ١٥٦، باب ٢١٧٩

جناب آقای زارعی«ثم ماذا»؟!

بیننده:

جناب استاد خیلی ممنونم که به صورت مستند مطالب را نشان دادید. من می‌خواهم با توجه به مطالبی که شما از کتب مخالفین ما نشان دادید و فتاوی مخالفین ما می‌خواهم چند سؤال مطرح کنم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بفرمایید.

بیننده:

قبل از اینکه سؤالاتم را مطرح کنم مطلبی بیان کنم و آن این است که ما اگر بخواهیم از کتب شیعه نقل کنیم به این صورت است:

«مَا یحِبُّنَا مُخَنَّثٌ، وَ لَا دَیوثٌ، وَ لَا وَلَدُ زِنًا، وَ لَا مَنْ حَمَلَتْ بِهِ أُمُّهُ فِی حیض‌ها»

کسانی که ما را دوست ندارند کسانی هستند که یا زن صفت هستند، یا نسبت به ناموس خودشان بی غیرت هستند، یا ولد زنا هستند یا کسانی هستند که نطفه آن‌ها در حالت حیض منعقد شده است.

بحار الأنوار؛ مجلسی، محمد باقر، ج ٢٧، ص ١٤٨، ح ١١

ما این مطالب را مطرح نمی‌کنیم و می‌گوییم در کتب شیعیان این مطالب به این صورت بیان شده است؛ اما در کتب اهل سنت از جمله کتاب «مناقب الأسد الغالب» اثر آقای «ابن اثیر جزری» در جلد ١ صفحه ١٩ چنین می‌گوید:

حدیث معروفی که از زمان پیغمبر با این مضمون نقل شده است:

«کنا نبور أولادنا بحب علی بن أبی طالب»

اگر می‌خواستند ببینند فرزندانشان حلال زاده است یانه با حب علی بن ابی طالب امتحان می‌کردند.

«فإذا رأینا أحدهم لا یحب علی بن أبی طالب علمنا أنه لیس منا»

اگر می‌فهمیدیم علی بن ابی طالب را دوست ندارد می‌فهمیدیم از ما نیست.

در ادامه خیلی زیبا می‌گوید. این حدیث در جاهای مختلفی آمده است؛ اما تعلیقی که آقای «ابن اثیر» به این حدیث زده است بسیار زیباست. ایشان می‌گوید:

«قوله لِغَیرِ رِشْدِهِ هو بکسر الراء وإسکان الشین المعجمة، أی: ولد زنا»

معنای «غَیرِ رِشْدِهِ» با کسر راء و سکون شین در مجموع معنای ولد الزنا می‌دهد.

«وهذا مشهور من قبل وإلی الیوم، معروف أنه ما یبغض علیا رضی الله عنه إلا ولد زنا»

و این قول مشهور و معروفی از گذشته تا حال است که کسی بغض علی (علیه السلام) را ندارد مگر ولد الزنا.

مناقب الأسد الغالب مُمزق الکتائب ومُظهر العجائب لیث بن غالب أمیر المؤمنین أبی الحسن علی بن أبی طالب رضی الله عنه، المؤلف: شمس الدین أبو الخیر ابن الجزری، محمد بن محمد بن یوسف (المتوفی: ٨٣٣ هـ)، المحقق: طارق الطنطاوی، الناشر: مکتبة القرآن، الطبعة: الأولی ١٩٩٤، ج ١، ص ١٩، ح ١١

یکی از افرادی که ما شک نداریم که ایشان از نسل پدرش نیست، آقایی است که دزدی‌هایی را در کنار هتاکی‌هایش در شبکه‌های معلوم الحال انجام داده آقای ورشکسته «انصاری» است که حتی استاد او در حق او می‌گوید: "در نفاق نظیر ندارد!"

متأسفانه ایشان و پیروانش چند وقتی است که در فضای مجازی هتاکی‌ها و توهین‌های بی‌سابقه‌ای را به ساحت مقدس اهلبیت (علیهم السلام) بیان کردند.

آن‌ها حرف‌هایشان را براساس یک سری روایات ضعیف و بی‌سند از کتب شیعه بیان کردند؛ اما روایات ما مستند و صریح و صحیح از کتب اهل سنت است که آن‌ها را بیان می‌کنیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقای زارعی این افراد بی‌ادب هستند، اما ما باید اخلاقی علوی‌مان را باید رعایت کنیم. اگر حرف می‌زنیم و مؤدبانه حرف بزنیم.

بیننده:

استاد قزوینی ما اگر از فتاوی بزرگان این آقایان و ائمه آنان مطلبی را نقل کنیم بعید می‌دانم بی‌ادبی باشد؛ مگر اینکه آن‌ها بگویند ائمه ما بی‌ادب بودند و ادب نداشتند! بنابراین ما مطالبی را که خود این افراد بیان کردند مطرح می‌کنیم.

مجری:

وقت ما تمام شد، خیلی متشکرم.

بیننده:

آقای اسماعیلی اجازه بدهید عرض من تمام بشود، در عرض یک دقیقه تمام می‌کنم. من می‌خواهم از آقای «انصاری» سؤال کنم: شما که به این مسائل معتقدید و این فتاوی را قبول دارید آیا واقعاً از نسل پدرتان هستید یا خیر؟!

آیا شما طبق فتوایی که امشب بیان شد که حتی اگر کسی علم به این داشته باشد که آن شخص مادرش هست آیا پدر شما با مادرش همبستر نشده که شما متولد شده‌اید؟ این بحث کاملاً مشخص است.

سؤالی که برای ما شیعیان مطرح است و با توجه به سابقه شما خیلی برای ما جای سؤال است این است که می‌خواهیم سؤال کنیم آیا پدر شما هم مثل شما مهریه مادر شما را دزدیده است یا نه مهریه او را پرداخت کرده است؟!

در مقام فتوای دومی که از «امام مالک» اشاره کردم و استاد هم مطالب آن را نشان دادند می‌خواهم سؤال کنم ببینم در مسافرت‌هایی که پدر شما می‌رفتند شاید اتفاقی افتاده باشد و خدای ناکرده مادر شما با سگی همبستر شده باشد و شما متولد شده باشید؟!

استاد قزوینی این افراد به مقدسات ما، ائمه طاهرین و اهلبیت (علیهم السلام) که اهل سنت هم آن‌ها را دوست دارند بدترین توهین‌ها را کردند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اگر آن‌ها توهین کردند ما نباید توهین کنیم.

مجری:

آقای زارعی خیلی متشکرم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما از شما تقاضا داریم که با خود ایشان تماس بگیرید و این سؤالات را مطرح کنید. اگر شما به همین شبکه‌های باطل تماس بگیرید و با توجه به اینکه ما تصاویر کتاب‌ها را نشان دادیم گمان نمی‌کنم کسی بتواند انکار کند.

شما این سؤالات را از خود ایشان بپرسید تا ایشان جواب بدهند؛ زیرا ما که نمی‌توانیم از طرف ایشان جواب بدهیم. توصیه ما به دوستانمان این است که در این برخوردها اخلاق علوی را رعایت کنیم، اگر آن‌ها هتاکی کنند ما نباید هتاکی کنیم.

(وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً)

و چون جهالت پیشگان، خطابشان کنند سخن ملایم گویند

سوره فرقان (٢٧): آیه ٦٣

ایشان اصلاً آدم نیستند و به نظر من به تعبیر قرآن اگر به این افراد بگوییم:

(فَمَثَلُهُ کمَثَلِ الْکلْب)

حکایت وی حکایت سگ است.

سوره اعراف (٧): آیه ١٧٦

و اگر بگوییم:

(کمَثَلِ الْحِمار)

در مثل به حماری ماند.

سوره جمعه (٦٢): آیه ٥

به الاغ توهین کرده‌ایم. تعبیر ایشان همان تعبیر قرآن کریم است که می‌فرماید:

(أُولئِک کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل)

ایشان چون چارپایانند بلکه آنان گمراه‌ترند.

سوره اعراف (٧): آیه ١٧٩

این عقیده ما نسبت به آنان است، اما ان‌شاءالله حضرت‌عالی بزرگواری کنید این سؤالات را از خودشان سؤال بفرمایید و قطعاً به شما جواب خواهند داد.

مجری:

از آقای زارعی متشکریم و از محضر استاد هم ممنون و سپاسگذاریم. استاد دوستان می‌گویند: اصلاً فرصت نداریم؛ اما دل ما نمی‌آید جلسه بدون دعا ختم شود. در حد یکی دو دعا بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا به حق محمد و آل محمد فرج مولای ما امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک بگردان، ما را از یاران آن حضرت قرار بده، رفع گرفتاری از همگان بگردان، حوائج همگی ما و شما و بینندگان عزیز را برآورده نما، دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

از توجه و عنایت شما دوستان خوب بیننده خیلی ممنونم که امشب هم با برنامه زنده «حبل المتین» همراه بودید. یا علی مدد، خدانگهدار