سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٢٥ - تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها ١١

تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها ١١

کد مطلب: ٥٤٨٩ تاریخ انتشار: ٠٧ شهریور ١٣٨٩ تعداد بازدید: ١٦٠٠ سخنراني ها » شبکه ولايت تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها ١١
حبل المتين ٨٩/٠٦/٠٧

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٧ / ٠٦ / ٨٩

آقاي كاشاني

چگونه مي توان براي اثبات امامت ائمه (عليهم السلام) از قرآن استفاده و استدلال كرد؟

استاد حسيني قزويني

سؤال خوبي بود كه آيا مي توانيم از آيات قرآن براي امامت أهل بيت (عليهم السلام) استفاده كنيم يا خير؟

شايد اين سؤال در ذهن بينندگان عزيز، حتي عزيزان شيعه هم باشد. در كتاب صحيح بخاري، جلد ٤، صفحه ١٣٨، حديث ٣٤٣١، باب قول الله تعالي و إذكر في الكتاب مريم ...، آقاي بخاري تفسير آيه ٣٣ سوره آل عمران را مطرح مي كند:

إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَي آَدَمَ وَ نُوحًا وَ آَلَ إِبْرَاهِيمَ وَ آَلَ عِمْرَانَ عَلَي الْعَالَمِينَ

خداوند انتخاب كرد آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را براي رسالت بر جهانيان.

قبلاً هم گفته بوديم كه جعل امامت به دست خداوند است؛ همان گونه كه جعل نبوت هم به دست خداوند است.

در آيه ١٢٤ سوره بقره هم خداوند به حضرت ابراهيم (عليه السلام) مي فرمايد:

قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

من تو را امام بر مردم قرار مي دهم.

قرآن به مردم نمي گويد كه شما بياييد امام را انتخاب كنيد؛ يا نمي گويد كه انتخاب امام، شورايي است، يا با نظر أهل حلّ و عقد.

جالب اين كه در همين آيه، وقتي حضرت ابراهيم (عليه السلام) جايگاه امامت را خيلي رفيع مي بيند، مي فرمايد:

وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي

آيا اين امامت به ذريه من هم خواهد رسيد يا خير؟

خداوند نفرمود كه مي رسد يا نمي رسد، بلكه فرمود:

لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

أولاً: خداوند از امامت به عنوان عهد الله تعبير مي كند؛ يعني امامت چيزي نيست كه مردم بخواهند كسي را به عنوان امام انتخاب بكنند.

ثانياً: اين عهد الله به هر كسي نمي رسد و افرادي كه متلبّس به ظلم باشند، ولو يك آنْ در عمر خود ظالم بوده باشند، به آنها نخواهد رسيد.

ثالثاً: افردي كه ظالم نيستند و شايستگي دارند، امامت به آنها خواهند رسيد.

در آيه ٣٣ سوره آل عمران هم مي فرمايد:

خداوند انتخاب كرد آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را براي رسالت بر جهانيان.

خود جناب بخاري در صحيح بخاري ـ كه برادران أهل سنت معتقدند صحيح ترين كتاب ها بعد از قرآن است ـ در تفسير آيه ٣٣ سوره آل عمران مي گويد:

قال ابن عباس: «وَ آَلَ عِمْرَانَ» المؤمنون من آل إبراهيم و آل عمران و آل ياسين و آل محمد صلي الله عليه و سلم.

مراد از آل عمران، آل ياسين و آل محمد صلي الله عليه و سلم است.

يعني:

إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَي آَدَمَ وَ نُوحًا وَ آَلَ إِبْرَاهِيمَ وَ آَلَ عِمْرَانَ «و آل محمد» عَلَي الْعَالَمِينَ

من گمان نمي كنم بهتر از اين بتوان شاهد آورد.

در ادامه هم مي گويد:

يقول: «إن أولي الناس بإبراهيم للذين اتبعوه» و هم المؤمنون.

بهترين كسي كه شايسته است راه حضرت ابراهيم (عليه السلام) را ادامه دهد، كساني هستند كه از او تبعيت مي كنند و يكي از كساني كه از حضرت ابراهيم (عليه السلام) تبعيت كرده است، رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه هدي (عليهم السلام) هستند.

امام رضا (عليه السلام) با علماء أهل سنت از عراق و خراسان، در حضور مأمون عباسي محاجّه مي كردند و بحث بر اين بود كه از امام رضا (عليه السلام) سؤال شد:

آيا از خود قرآن مي توانيد براي امامت أهل بيت (عليهم السلام) استدلال كنيد يا خير؟

يكي از روش هاي مناظره اين است كه ابتداء از طرف مقابل، اعتراف بگيريم و روي اعتراف او، استدلال مان را بنا كنيم تا نتواند منكر شود. امام رضا (عليه السلام) از آنها سؤال كرد:

أخبروني عن قول الله عز وجل: « يس/وَ الْقُرْآَنِ الْحَكِيمِ/إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ/عَلَي صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» فمن عني بقوله يس؟

مراد از يس در اين آيه چيست؟

قالت العلماء: يس محمد (صلي الله عليه و آله)، لم يشك فيه أحد.

قال أبو الحسن: فإن الله عز وجل أعطي محمدا و آل محمد من ذلك فضلا لا يبلغ أحد كنه وصفه إلا من عقله و ذلك أن الله عز وجل لم يسلم علي أحد إلا علي الأنبياء صلوات الله عليهم، فقال تبارك و تعالي: «سلام علي نوح في العالمين(صافات/٧٩)» و قال: «سلام علي إبراهيم (صافات/١٠٩)» و قال: «سلام علي موسي و هارون(صافات/١٢٠)» و لم يقل: «سلام علي آل نوح» و لم يقل: «سلام علي آل إبراهيم» و لا قال: «سلام علي آل موسي و هارون» و قال عز وجل: «سلام علي آل يس(صافات/١٣٠)»، يعني آل محمد صلوات الله عليهم. فقال المأمون: لقد علمت أن في معدن النبوة شرح هذا و بيانه.

علماء گفتند: مراد از يس، محمد (صلي الله عليه و آله) است و كسي در آن شكي ندارد. امام رضا (عليه السلام) فرمود: خداوند به محمد و آل محمد فضيلتي داده است كه أحدي به آن نمي رسد. خداوند بر هيچ كس به غير از أنبياء (صلوات الله عليهم) سلام نگفته است. خداوند فرمود: «سلام بر نوح»، «سلام بر ابراهيم»، «سلام بر موسي و هارون» و نفرمود: «سلام بر آل نوح»، «سلام بر آل ابراهيم»، « سلام بر آل موسي و هارون». ولي خداوند فرموده است: «سلام بر آل يس»، يعني سلام بر آل محمد (صلوات الله عليهم).

عيون أخبار الرضا للشيخ الصدوق، ج٢، ص٢١٤ ـ الأمالي للشيخ الصدوق، ص٦٢٢

يعني خداوند، آل محمد (صلوات الله عليهم) را هم رديف حضرت نوح و حضرت ابراهيم و حضرت موسي و حضرت هارون (عليهم السلام) و بالاتر از آل نوح، ابراهيم، موسي و هارون قرار داده است.

جالب اين است كه إبن حجر هيثمي از علماء بزرگ أهل سنت در كتاب الصواعق المحرقة ـ كه در ردّ شيعه نوشته است ـ از فخر رازي نقل مي كند:

 

إن أهل بيته (صلي الله عليه و سلم) يساوونه في خمسة أشياء:

[١] في السلام، قال: «السلام عليك أيها النبي» و قال: «سلام علي آل ياسين(صافات/١٣٠)»، [٢] و في الصلاة عليه و عليهم في التشهد، [٣] و في الطهارة، قال تعالي: «طه (طه/١)» [أي] يا طاهر و قال: «و يطهركم تطهيرا(أحزاب/٣٣)»، [٤] و في تحريم الصدقة، [٥] و في المحبة، قال تعالي: «قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله (آل عمران/٣١)» و قال: «قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربي (شوري/٢٣)».

أهل بيت (عليهم السلام) در ٥ چيز با پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مساوي هستند:

[١] در سلام. خداوند به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: «سلام بر تو اي نبي» و در مورد أهل بيت (عليهم السلام) فرمود: «سلام بر آل يس»؛ [٢] در صلوات بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و أهل بيت (عليهم السلام) در تشهد نماز؛ [٣] در طهارت، خداوند فرمود: «طه»، يعني اي پاكيزه و در مورد أهل بيت (عليهم السلام) فرمود: «و شما را پاك و پاكيزه نمايد»؛ [٤] در حرام بودن صدقه بر آنها؛ [٥] در محبت، خداوند در مورد پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: «بگو: اگر شما دوست دار خدا مي باشيد، مرا پيروي مرا كنيد، خدا شما را دوست مي دارد» و در مورد أهل بيت (عليهم السلام) فرمود: «بگو: من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نمي كنم، جز دوست داشتن نزديكانم ».

الصواعق المحرقة إبن حجر الهيثمي، چاپ جديد ٢ جلدي نشر موسسه الرسالة لبنان با تحقيق عبد الرحمن بن أميه عبد الله، ج٢، ص٤٣٦ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٤٣٥ ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج٢، ص٢٢٠

اينها نشان مي دهد بر اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و أهل بيت (عليهم السلام) در ٥ مسئله با هم شريك و هم سطح هستند. پس با توجه با اين مطالب ذكر شده، امامت أهل بيت (عليهم السلام) و هم سطح بودن أهل بيت (عليهم السلام) با أنبياء (عليهم السلام)، صراحتاً در قرآن ياد شده است.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

يكي از اشكالاتي كه آقاي قرضاوي نسبت به شيعيان مطرح كرده، اين است كه مي گويد: «شيعيان، ائمه (عليهم السلام) را حتي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم بالاتر مي دانند». در اين زمينه چه توضيحي داريد.

استاد حسيني قزويني

نكته اول:

ما بارها گفته ايم كه ائمه (عليهم السلام) هر چه دارند، از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) دارند. تمام فضائلي كه براي حضرت علي (عليه السلام) و ساير ائمه (عليهم السلام) ذكر مي كنيم، سايه سار فضيلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است و حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايد:

أنا عبد من عبيد محمد (صلي الله عليه و آله).

من، بنده اي از بندگان محمد (صلي الله عليه و آله) هستم.

الكافي للشيخ الكليني، ج١، ص٩٠ ـ الإحتجاج للشيخ الطبرسي، ج١، ص٣١٣

هر كس هم چنين مطلبي را نسبت به شيعيان بگويد، قطعاً إفتراء و بهتان است و فرداي قيامت، ميلياردها شيعه در محضر عدل إلهي از او بازخواست خواهد كرد. شما حتي يك روايت ضعيف و مرسل از منابع شيعه به ما نشان بدهيد كه ائمه (عليهم السلام) گفته باشند ـ نستجير بالله ـ از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بالاتر هستند؛ ما اين را نوعي كفر مي دانيم. خود ائمه (عليهم السلام) هم بارها گفته اند: «ما را از مقامي كه داريم، بالاتر نبريد».

نكته دوم:

اما كساني كه نسبت غلوّ به ما مي دهند كه ما نسبت به ائمه (عليهم السلام) غلوّ مي كنيم و آنها را بالاتر از أنبياء (عليهم السلام) مي دانيم، بايد بگوييم بله، ما معتقد هستيم مقام أمير المؤمنين (عليه السلام) از أنبياء (عليهم السلام) بالاتر است و با سربلندي تمام هم اين را عرض مي كنيم و دليل مان هم آيه مباهله است. در آيه مباهله، خداوند، حضرت علي (عليه السلام) را نفْس و هم سطح پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در فضيلت شمرده است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) أفضل از تمام أنبياء (عليهم السلام) است و حضرت علي (عليه السلام) هم كه هم سطح پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، أفضل از أنبياء (عليهم السلام) است. روايات متعددي هم داريم كه مي فرمايد:

جايگاه من نزد خداوند، از ديگر أنبياء (عليهم السلام) بالاتر است.

نكته سوم:

مضافاً كه اين مطلب در منابع أهل سنت هم آمده است.

روايت اول:

در تفسير ثعلبي و تاريخ مدينة دمشق، روايتي در ذيل آيه ٤٥ سوره زخرف آمده است كه من آن را مي خوانم:

وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا

اي پيامبر! از رسولاني كه قبل از تو فرستاديم بپرس.

در ذيل آيه آمده است كه إبن مسعود نقل مي كند:

يا محمد! «وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا» علي ما بعثوا؟ قال: قلت: علي ما بعثوا؟ قال: علي ولايتك و ولاية علي بن أبي طالب.

اي محمد! از أنبياء قبل از خود سؤال كن كه بر چه چيزي مبعوث شده اند؟ گفتم: بر چه مبعوث شده اند؟ فرمود: بر ولايت تو و ولايت علي بن أبي طالب مبعوث شده اند.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٢٤١ ـ تفسير الثعلبي، ج٨، ص٣٣٨ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص٢٢٣ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص٣١٢

روايت دوم:

از أبو هريره نقل مي كنند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

لما أسري بي في ليلة المعراج، فاجتمع علي الأنبياء في السماء، فأوحي الله ـ تعالي ـإلي: سلهم يا محمد بماذا بعثتم؟ فقالوا: بعثنا علي شهادة أن لا الله إلا الله وحده و علي الإقرار بنبوتك و الولاية لعلي بن أبي طالب.

وقتي من به معراج رفتم، تمام أنبياء دور من جمع شدند و خداوند به من وحي كرد: اي محمد! از آنها سؤال كن كه بر چه چيزي مبعوث شده اند؟ من هم سؤال كردم و آنها گفتند: مبعوث شده ايم بر شهادت بر يگانگي خداوند و اقرار به نبوت تو و ولايت علي بن أبي طالب.

فردوس الأخبار، ج٣، ص٣٩٩ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٢٤٦

روايت سوم:

هم چنين در ذيل آيه شريفه ٢٤ سوره صافات:

وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ

در كتاب الصواعق المحرقة إبن حجر هيثمي، جلد ٢، صفحه ٤٣٧ به نقل از أبو سعيد خُدري آمده است:

«وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ» عن ولاية علي بن أبي طالب.

مراد از اين آيه، سؤال از ولايت علي بن أبي طالب است.

شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص١٦١ ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص٣١٢ ـ الأمالي للشيخ الطوسي، ص٢٩٠

روايت چهارم:

جناب آقاي آلوسي كه از استوانه هاي علمي أهل سنت و وهابيت است، در تفسير روح المعاني، جلد ٢٣، صفحه ٨٠ مي گويد:

«وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ» ... و أولي هذه الأقوال أن السؤال عن العقائد و الأعمال و رأس ذلك لا إله إلا الله و من أجله ولاية علي كرم الله تعالي وجهه

بهترين أقوال، سؤال از عقائد و أعمال است و در رأس آن عقائد، لا إله إلا الله و ولايت علي (كرم الله تعالي وجهه) است.

روايت پنجم:

بزرگان أهل سنت مانند هيثمي، طبراني، إبن أبي حاتم و ديگران آورده اند:

والذي نفسي بيده! لولا أن يقول فيك طوائف من أمتي بما قالت النصاري في عيسي، لقلت فيك اليوم مقالاً لا تمر بأحد من المسلمين إلا أخذ التراب من أثر قدميك يطلب به البركة.

قسم به خدايي كه جانم در دست اوست! اگر نمي ترسيدم كه أمت من در حق تو غلوّ كنند (و إدعاي ألوهيت كنند)، همان طوري كه مسيحيان در حق عيسي گفتند، امروز سخني در فضيلت تو مي گفتم كه هر كجا مي رفتي، أمت من، خاك زير پاي تو را به عنوان تبرك و بركت (و در بعضي روايات: براي شفا) برمي داشتند.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٩، ص١٣١ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١، ص٣٢٠ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص١٢٩ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج١، ص ٢٠٠

آقاي خوارزمي در كتاب المناقب خود، اين عبارت را هم در ادامه آورده است:

و من فضل طهورك، يستشفون به ولكن حسبك أن تكون مني و أنا منك، ترثني و أرثك و أنت مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي.

از زيادي آب وضوي تو، طلب شفا مي كردند. ولي همين بس است كه تو از من هستي و من هم از تو هستم و از همديگر ارث مي بريم و ... .

 

المناقب للموفق الخوارزمي، ص١٥٨، ح١٨٨

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

حضرت علي (عليه السلام) ٢٥ سال از عمرش را در زمان حكومت خلفاء ثلاثه، أبو بكر، عمر و عثمان گذرانده است و در اين ٢٥ سال، بنا به دلائلي كه شيعيان ذكر مي كنند، سكوت كرد و تقابل آن چناني نداشت كه شمشير بكشد و إحقاق حق بكند. آيا حضرت علي (عليه السلام) پشت سر اين خلفاء نماز مي خواند؟

جواب:

أولاً:

در اين رابطه، ما روايات متعددي داريم و از ضروريات عقائد أهل سنت است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) پشت سر أبو بكر، عمر و عثمان نماز مي خواندند. ما هم رواياتي داريم كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به مسجد مي آمد و پشت سر أبو بكر مي ايستاد.

ثانياً:

ولي مرحوم قمي (ره) در تفسيرشان ـ كه تمام راويانش ثقه هستند و خود حضرت آيت ا... العظمي خوئي (ره) هم بر وثاقت روات اين تفسير استدلال مي كند ـ جلد ٢، صفحه ١٥٨ مي گويد:

حضر المسجد و وقف خلف أبي بكر و صلي لنفسه.

أمير المؤمنين (عليه السلام) به مسجد مي آمد و پشت سر أبو بكر هم مي ايستاد، ولي نماز خودش را مي خواند و إقتداء نمي كرد.

تفسير القمي لعلي بن إبراهيم القمي، ج٢، ص١٥٩ ـ تفسير نور الثقلين للشيخ الحويزي، ج٤، ص١٨٨

در كتاب وسائل الشيعة هم آمده است:

كان الحسن و الحسين عليهما السلام يقرآن خلف الإمام.

امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) خودشان قرائت شان را پشت سر امام جماعت مي خواندند.

وسائل الشيعة (الإسلامية) للحر العاملي، ج٥، ص٤٣٠

اگر امام حسن (عليه السلام) يا امام حسين (عليه السلام) پشت سر مسئولين و دست اندركاران بني أميه در مسجد حضور پيدا مي كردند، نماز خودشان را مي خواندند.

ثالثاً:

آقايان أهل سنت، نماز خواندن پشت كسي را فضيلت نمي دانند. چون اينها نماز خواندن پشت سر هر فاسق و فاجري را جايز مي دانند. أبو جعفر طحاوي ـ كه از علماء بزرگ أهل سنت است و كتاب عقيده طحاوي اش مورد تائيد همه مذاهب أهل سنت است، ـ در شرح عقيده طحاويه آورده است:

و في صحيح البخاري أن عبد الله بن عمر رضي الله عنه كان يصلي خلف الحجاج بن يوسف الثقفي و كذا أنس بن مالك و كان الحجاج فاسقا ظالما

در صحيح بخاري آمده است كه عبد الله بن عمر پشت سر حَجّاج بن يوسف ثقفي نماز مي خواند و أنس بن مالك هم پشت سر او نماز مي خواند؛ با اين كه حجاج، هم فاسق بود و هم ظالم.

شرح العقيدة الطحاوية لإبن أبي العز الحنفي، ص٤٢١

جناب سرخسي، از استوانه هاي فقهي حنفي مذهب ها، در كتاب المبسوط ـ كه مفصل ترين كتاب حنفي هاست ـ ، جلد ١، صفحه ٤٠ مي گويد:

و قال صلي الله عليه و سلم: «صلوا خلف كل بر و فاجر» و لان الصحابة و التابعين كانوا لا يمتنعون من الاقتداء بالحجاج في صلاة الجمعة و غيرها، مع أنه كان أفسق أهل زمانه. حتي قال الحسن رحمه الله تعالي: لو جاء كل أمة بخبيثاتها و نحن جئنا بأبي محمد، لغلبناهم.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: «پشت سر هر شخص نيك و بد نماز بخوانيد». زيرا صحابه و تابعين پشت سر حَجّاج در نماز جمعه و غير آن نماز مي خواندند و إبائي هم نداشتند؛ با اين كه حجاج، فاسق ترين شخص زمان خودش بود. حتي حسن بصري گفته است: اگر فرداي قيامت، تمام أمت ها، خبيث ترين افرادشان را بياورند و در يك كفه بگذارند و ما هم حجاج را در يك كفه بگذاريم، كفه ما سنگين تر خواهد بود.

بنابراين، آقايان أهل سنت، نماز خواندن پشت سر كسي را فضيلت نمي دانند.

* * * * * * *

سؤال:

اگر خلفاء راشدين به قول شما شيعيان، خلافت را به دست نمي گرفتند و زمامت امور به دست اينها نمي افتاد و بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، خليفه بلا فصل ايشان، أمير المؤمنين (عليه السلام) مي شد و بعد از او هم امام حسن (عليه السلام) بود تا ائمه إثني عشري كه شيعه معتقد است، بعد از اين ١٢ امام، حكومت به دست مردم مي افتاد. پس چرا شما مي گوييد كه خلفاء بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ١٢ نفر هستند؟

جواب:

ما بر اين عقيده هستيم و أدله محكمي هم از منابع أهل سنت بر اين عقيده داريم كه اگر بنا بود بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، خلافت به حضرت علي (عليه السلام) برسد و بعد از او هم به امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) برسد، دنيا گلستان مي شد و هيچ گمراهي در جهان پيدا نمي شد.

روايت اول:

به دليل حديث ثقلين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله و عترتي أهل بيتي، إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي.

من دو چيز گران بهاء نزد شما به يادگار مي گذارم: كتاب خدا و أهل بيتم؛ اگر به اين دو تمسك كنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٣ ـ مسند احمد، ج٣، ص١٤ ـ المستدرك في الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٤٨ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج٧، ص٣٠ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٥، ص٥١ ـ مسند أبي يعلي، ج٢، ص٢٩٧ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٣، ص٦٦ ـ سنن الترمذي، ج٥، ص٣٢٩

اگر كتاب خدا و أهل بيت (عليهم السلام) بودند، هيچ گمراهي نبود و دنيا گلستان مي شد و بعد از اينها هم بحث قيامت پيش مي آمد.

روايت دوم:

ما در روايات متعددي از عزيزان أهل سنت داريم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إن تؤمروا عليا (رضي الله عنه) و لا أراكم فاعلين، تجدوه هاديا مهديا يأخذ بكم الطريق المستقيم.

اگر بعد از من، علي را امير خودتان قرار بدهيد، گرچه مي دانم اين كار را نمي كنيد، او را هدايت شده و هدايت كننده خواهيد يافت كه تمام شما أمت اسلامي را به صراط مستقيم خواهد كشاند.

مسند احمد، ج١، ص١٠٩ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٥، ص١٧٦ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦٣٠ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٤٢١ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٤، ص٤٦٨ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٧، ص٣٩٧

احمد بن حنبل مي گويد:

هر روايتي را كه در مسند من نيافتيد، بدانيد كه آن روايت صحيح نيست.

روايت سوم:

آقاي إبن حبان مي گويد:

إن تؤمروا عليا و لا أظنكم فاعلين، تجدوه هاديا مهديا يسلك بكم الطريق.

اگر بعد از من، علي را امير خودتان قرار بدهيد، گرچه ظن من اين است كه اين كار را نمي كنيد، او را هدايت شده و هدايت كننده خواهيد يافت كه تمام شما را به صراط مستقيم هدايت مي كند.

كتاب المجروحين لإبن حبان، ج٢، ص٢١٠ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج٣، ص٣٦٣

روايت چهارم:

آقاي أبو نعيم اصفهاني در كتاب حلية الأولياء مي گويد:

إن تستخلفوا عليا و ما أراكم فاعلين، تجدوه هاديا مهديا يحملكم علي المحجة البيضاء.

اگر بعد از من، علي را امير خودتان قرار بدهيد، گرچه مي دانم اين كار را نمي كنيد، او را هدايت شده و هدايت كننده خواهيد يافت كه شما را به دنياي بدون گناه و معصيت و آن مدينه فاضله هدايت مي كند.

حلية الأولياء لأبو نعيم اصفهاني، ج١، ص٦٤ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦٣٠

روايت پنجم:

آقاي حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين روايتي را نقل مي كند و مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين و لم يخرجاه.

اين روايت، شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارد و صحيح است، ولي آن دو، اين روايت را نياورده اند.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٤٢

روايت اين است:

و إن وليتموها عليا، فهاد مهتد يقيمكم علي صراط مستقيم.

اگر علي را به عنوان ولي أمرتان قرار بدهيد، او هدايت كننده و هدايت شونده است و شما را به صراط مستقيم مي رساند.

روايت ششم:

اما نسبت به ائمه (عليهم السلام) كه قبلاً هم حديث خلفائي اثنا عشر را آورديم، آقاي إبن حجر عسقلاني در كتاب فتح الباري في شرح صحيح البخاري و آقاي ابن كثير دمشقي در كتاب البداية و النهاية در مورد أهل بيت (عليهم السلام) آورده اند:

لا يهلك هذه الأمة حتي يكون فيها إثنا عشر خليفة، كلهم يعمل بالهدي و دين الحق.

اين أمت نابود نمي شود تا روزي كه ١٢ خليفه بر اينها حكومت كند و تمام اين ١٢ خليفه، به هدايت و دين حق عمل مي كردند.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج١٣، ص١٨٤ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٦، ص٢٨٠ ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج٢٤، ص٢٨٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٥، ص١٨٩ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٤، ص٢٥٨

آقاي إبن كثير دمشقي در تفسير خود مي گويد:

معني هذا الحديث البشارة بوجود إثني عشر خليفة صالحا يقيم الحق و يعدل فيهم.

معني اين حديث، بشارتي است به وجود ١٢ خليفه صالح كه حق را اقامه مي كنند و عدالت را در ميان مردم پياده مي كنند.

تفسير إبن كثير، ج٢، ص٣٤ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٦، ص٢٢١ ـ تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي للمباركفوري، ج٦، ص٣٩٣ ـ عون المعبود شرح سنن أبي داود للعظيم آبادي، ج١١، ص٢٤٧

در الصواعق المحرقة إبن حجر هيثمي آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

في كل خلوف من أمتي عدول من أهل بيتي، ينفون عن هذا الدين تحريف الغالين و انتحال المبطلين و تأويل الجاهلين ... .

در هر نسلي از أمت من، افراد عادلي از أهل بيت من هستند كه تحريف غلوّ كنندگان را برطرف مي كنند ...

الصواعق المحرقة لإبن حجر الهيثمي، ص٢٣٤، چاپ مصر ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص١١٤ ـ شرف النبي للحاكم النيشابوري، ص٢٨٧ ـ المعيار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافي، ص٢٠٤

يعني در هر عصري از أمت من، افرادي از أهل بيت من هستند كه از شريعت اسلامي پاسداري مي كنند.

* * * * * * *

سؤال:

من با تعدادي از برادران أهل سنت بحث داشتم و سؤالاتي را پرسيده اند كه نتوانستم جواب بدهم. لطفا اين سؤالات را جواب بدهيد:

١. چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نوشتن خلافت حضرت علي (عليه السلام) را براي دقيقه ٩٠ گذاشت؟ آيا در آن لحظه اتفاقي افتاد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود براي من قلم و كاغذ بياوريد؟

٢. آيا أمير المؤمنين (عليه السلام) در جنگ هاي خلفاء شركت داشتند؟

جواب:

من توصيه مي كنم به حضرت عالي و ديگر عزيزاني كه از بنده حرف شنوي دارند، در برخورد با أهل سنت، نهايت ادب را كه شايسته مكتب أهل بيت (عليهم السلام) است را مراعات كنيد.

١. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از اولين روزي كه بعثت خود را اعلام كرد:

وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ

سوره شعراء/آيه٢١٤

از همان جا هم خلافت حضرت علي (عليه السلام) را مطرح كرد تا آخرين لحظه عمرش كه در سال دهم هجري بود، در همايشي كه بيش از ١٢٤ هزار نفر شركت داشتند، خلافت حضرت علي (عليه السلام) را مطرح كردند و بحث خلافت حضرت علي (عليه السلام) را به دقيقه ٩٠ نگذاشتند. اما اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در آخرين وقت عمرش، مي خواست اين مسئله را بنويسد، رسم دنيا و عقلاء بر اين است كه وصيت شان را در آخرين لحظات عمرشان مي نويسند و حساس ترين مطالب شان را در آخرين لحظات مي نويسند تا بعد از او، آن كارها انجام شود. لذا، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در اينجا كه احساس كردند آخرين لحظه از لحظات عمرش بود، فرمود:

إئتوني بقلم و كتف أكتب لكم كتابا لن تضلوا بعدي

مضافاً كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) خودش هم مي دانست كه قلم و كاغذي به دست ايشان نخواهند داد و قطعاً خودش مي دانست كه نسبت هذيان به ايشان خواهند داد. شايد يكي از فلسفه هاي اين كار اين بود كه مردم بدانند كساني كه بعد از او، أمر خلافت را بر عهده مي گيرند، چه برخوردي نسبت به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) داشتند و آيه قرآن را كه مي فرمايد:

وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي / إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم/آيه٤ـ٣

تا چقدر قبول داشتند؟ شايد اين يك اعلام خطر و هشداري بود از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به أمت اسلامي، نسبت به كساني كه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي خواهند زمام امور را به دست بگيرند.

٢. شيعه و سني اتفاق نظر دارند كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به هيچ وجهي در هيچ يك از جنگ هاي بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شركت نداشتند. اگر هم شركت داشتند، اين آقايان بايد دليل بياورند، نه اين كه ما دليل بياوريم. اين آقاياني كه مي گويند شركت داشته، بايد دليل، روايت و سند بياورند. به تعبير مرحوم شهيد مطهري (ره):

أمير المؤمنين (عليه السلام) در هيچ يك از جنگ ها شركت نكرد و در هيچ يك از كارهاي خلفاء همكاري نكرد. حتي در إمارة الجاج هم به عنوان رئيس كاروان حج نرفت.

قبول يك مسئوليتي از طرف خلفاء، به منزله ناديده گرفتن مسئله غصب خلافت و ناديده گرفتن آن تراث حضرت علي (عليه السلام) و خلافت و امامت به تاراج رفته بود.

لذا أمير المؤمنين (عليه السلام) هيچ مسئوليتي نپذيرفت. حتي اين كه مي گويند امام حسن (عليه السلام) در بعضي از جنگ ها، مانند جنگ ايران شركت داشت، هيچ سند درستي ندارد و روايات جعلي و ضعيف در بعضي از منابع آمده است و بزرگان و مراجع عظام تقليد ما، به ويژه امام خميني (ره) در كتاب بيع و مكاسب محرمه شان در بحث أرض سواد مي فرمايد:

هيچ دليلي بر شركت امام حسن (عليه السلام) در جنگ هاي بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در دوران خلفاء نداريم.

* * * * * * *

سؤال:

چند سال پيش كه به حج رفته بودم، در كنار قبرستان بقيع، به يكي از علماء أهل سنت برخورد كردم كه مي گفت:

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

سوره فاتحه/آيه٥

هذا ميت، حتي رسول الله ميت.

همه را ميت مي گفت. يكي از ايراني هايي كه عربي مي دانست را پيدا كردم و شروع كردم با آن عالم سني بحث كردن.

گفتم: در قرآن آمده است:

وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

سوره آل عمران/آيه١٦٩

منظور قرآن از اين آيه، چه كساني هستند كه قرآن مي فرمايد آنها زنده هستند؟

گفت: منظور قرآن، كساني هستند كه همراه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند و در جنگ ها كشته شدند.

گفتم: آيا جنگ بدر و أحد هم مي تواند شامل اين آيه باشد؟

گفت: بله، آنها هم هستند.

گفتم: آيا شهداي بدر و أحد هم مي تواند شامل اين آيه باشند؟

گفت: بله.

گفتم: آيا حمزه سيد الشهداء هم مشمول اين آيه هست؟

گفت: بله.

گفتم: يك لطفي در حق من بكنيد و من الآن مي خواهم به قبرستان أحد بروم و يك نامه اي به من بدهيد تا آن نامه را به حمزه سيد الشهداء كه زنده است، بدهم و به ايشان متوسل شوم. شما هم كه مي گوييد مي توان به زنده متوسل شد، به همكاران تان بگوييد تا مرا اذيت نكنند.

مغز ايشان چند ثانيه اي هنگ كرد و حتي آب دهانش را هم نمي توانست قورت بدهد. بعد از لحظاتي، اولين حرفي كه زد، اين بود: «أنت مشرك». بعد هم دو نفر از مأمورين شان آمدند تا مرا با خود ببرند. در اينجا، اين دوست عرب زبان ايراني ما هم با تسلط كامل به اينها توضيح داد كه ايشان يك سؤالي از اين عالم كرد و اين عالم هم گفت كه ايشان مشرك است. سپس ما را رها كردند و رفتند.

سؤال من از برادران أهل سنت داخل ايران اين است كه اين زنده ها چه كساني هستند؟

جواب:

اينهايي كه مي گويند:

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

شما بايد آيه ٤٥ سوره بقره را بخوانيد كه مي فرمايد:

وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ

به صبر (كه همان روزه است) و نماز استعانت بجوييد.

اگر واقعا فقط استعانت منحصر به خداوند است، آن طور كه آنها برداشت مي كنند، پس اين آيه بايد كفر و شرك باشد.

جواب حلّي آن اين است:

استعانت استقلالي، مختص خداوند است. حتي اگر شما به فرزند خود بگوييد كه براي من آب بياور، به اين نيت كه او مستقلاً با حول و قوه خودش مي رود براي شما آب مي آورد، اين شرك و كفر است. حتي در زندگي عادي هم اگر از كسي، كاري را طلب كنيد كه عقيده داشته باشيد ايشان مستقلاً آن كار را انجام دهد، اين شرك است. اما اگر با اين عقيده از كسي كاري را بخواهيد كه با آن حول و قوه اي كه خداوند به او داده است، اين كار را انجام مي دهد:

وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ مَا تَعْمَلُونَ

خداوند، هم شما را و هم فعل شما را خلق كرده است.

 

سوره صافات/آيه٩٦

لا حول و لا قوة إلا بالله العلي العظيم.

مشكلي ندارد.

به دريا بنگرم، دريا تو بينم به صحرا بنگرم، صحرا تو بينم

به هر جا بنگرم كوه و در و دشت نشان از صنع زيباي تو بينم

لذا، استعانت استقلالي، مختص خداوند است و استعانت با واسطه، هم در اختيار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و هم در اختيار ديگران است.

اگر خداوند به كسي دستور بدهد كه در برابر فلان شخص سجده كنيد، اين كار، عين سجده در برابر خداوند است. مانند سجده ملائكه كه خداوند فرمود:

وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآَدَمَ

سوره بقره/آيه٣٤

اين كار، با «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» منافات دارد؛ ولي چون سجده ملائكه بر آدم، كه از مصاديق بارز عبادت است و به أمر خداوند بوده است، عين عبادت الله است. در استعانت به أولياء و أنبياء (عليهم السلام) و افراد ديگر هم اگر به اين نيت باشد كه حول و قوه اينها از خداوند است و به إذن الله تبارك و تعالي هم قادر بر قضاي حوائج ما يا شفا دادن مرضاي ما يا زنده كردن مرده هاي ما هستند، هيچ مشكلي ندارد. مانند حضرت عيسي (عليه السلام) كه مي فرمايد:

أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِي الْمَوْتَي بِإِذْنِ اللَّهِ

 

سوره آل عمران/آيه٤٩

* * * * * * *

سؤال:

من مقلد حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي هستم و مسئله ٢٦٨توضيح المسائل ايشان، براي من خيلي مشكل است و نمي توانم درك بكنم. در اين مسئله نوشته است:

براي وضو، شستن صورت و دست ها مرتبه اوّل واجب است و احتياط واجب، ترك مرتبه دوّم است و امّا سوّم و بيشتر حرام است.

اين را براي من توضيح بفرماييد.

جواب:

نظر ايشان و ديگر مراجع عظام تقليد، مانند حضرت آيت ا... العظمي سيستاني را اگر جويا شويد، فرمايش ايشان را مي توانيد بفهميد. بعضي ها معتقدند كه مثلا اگر ١٠ مشت آب بر روي صورت يا دست ها بريزيد و يك مرتبه بشوييد، يك مرتبه شستن به حساب مي آيد. ولي حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) و حضرت آيت ا... العظمي سيستاني معتقدند شما اگر ٣ مشت آب بر روي صورت و دست ها بريزيد و اين آب، تمام محل وضو را فرا گرفت، اگر دوباره آب بريزيد، مرتبه دوم شستن حساب مي شود.

* * * * * * *

سؤال:

١. شبكه نفاق و ظلمت (شبكه نور) در برنامه اي كه لحظاتي پيش تمام شد، شبهات خيلي عجيبي را مطرح مي كردند و كارشناس شان در مورد زيارت جامعه كبيره صحبت مي كرد كه: «ما شيعيان أمير المؤمنين (عليه السلام) را قسيم النار و الجنة معرفي كرده ايم، در حالي كه اين از صفات لا يزال إلهي است و به هيچ كس ديگري داده نمي شود». خودشان اظهار مي كردند: «وقتي ما اين سؤال را از عالم شيعي سؤال كرديم، جواب داده است كه خداوند، اين صفت را به أمير المؤمنين (عليه السلام) إعطاء كرده است، در حالي كه طبق اين حديث، خود أمير المؤمنين (عليه السلام) آنجا نشسته است و هر كسي را كه بخواهد به بهشت مي فرستد. ولي اين از صفات خداوند است براي كسي ديگر نيست».

٢. هم چنين در مورد بعضي از قسمت هاي زيارت جامعه كبيره گفتند كه در اين زيارت آمده است كه انسان بعد از مرگ، رجعت مي كند به طرف أولياء و اين خلاف آيات قرآن است؛ چون در قرآن آمده است كه انسان بعد از مرگ، به طرف خداوند رجعت مي كند.

جواب:

١. جواب ما اين است كه شما به كتاب هاي خودتان مراجعه كنيد؛ جداي از اين كه اين گونه مطالب در كتاب هاي شيعه آمده يا نيامده است.

آقاي قاضي عياض، از استوانه هاي كلامي و از بزرگان أهل سنت در كتاب الشفا بتعريف حقوق المصطفي آورده است:

أنه قسيم النار يدخل أولياؤه الجنة و أعداؤه النار.

 

الشفا بتعريف حقوق المصطفي للقاضي عياض، ج١، ص٣٣٩

هم چنين اين روايت به قدري وارد فرهنگ مردم شده است و در ميان مردم، جزء مسلّمات بوده است كه وارد كتاب هاي لغت شده است. من اين را بارها عرض كرده ام كه حديث يا واژه اي وارد كتاب هاي لغت نمي شود، مگر اين كه وارد فرهنگ توده مردم شده باشد. در كتاب النهاية في غريب الحديث آقاي إبن أثير، جلد ٤، صفحه ٦١ در ماده قسم آمده است:

و في حديث علي أنا قسيم النار.

جناب آقاي زمخشري در كتاب الفايق في غريب الحديث مي گويد كه أمير المؤمنين (عليه السلام) فرموده است:

أنا قسيم النار.

الفايق في غريب الحديث للزمخشري، ج٣، ص٩٧

آقاي زبيدي در تاج العروس، جلد ١٧، صفحه ٥٦٩ همين روايت را از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند.

آقاي إبن منظور در لسان العرب، جلد ١٢، صفحه ٤٧٩ همين روايت را از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند.

آقاي إبن حجر هيثمي در كتاب الصواعق المحرقة ـ كه عليه شيعه نوشته است ـ ، جلد ٢، صفحه ٣٦٩ همين روايت را نقل مي كند.

جالب اين است كه كسي آمد نزد احمد بن حنبل ـ رئيس حنابله ـ و سؤال كرد:

آيا اين روايتي كه نقل مي كنند كه حضرت علي (عليه السلام) فرموده است:

أنا قسيم النار و الجنة.

درست است؟

قال احمد: و ما تنكرون هذا الحديث، أ ليس روينا أن النبي قال لعلي: لا يحبك إلا مؤمن و لا يبغضك إلا منافق؟

احمد گفت: چرا اين حديث را انكار مي كنيد؟ آيا مگر ما نقل نكرده ايم كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به علي فرمود: جز مؤمن، كسي تو را دوست نمي دارد و جز منافق، كسي تو را دشمن نمي دارد.

قالوا: بليٰ. قال: فأين المنافق؟ قلنا: إلي النار. قال: فعلي قسيم النار.

گفتيم: بله. گفت: در روز قيامت، منافقين در كجا هستند؟ گفتيم: در جهنم. گفت: پس علي، تقسيم كننده جهنم است.

طبقات الحنابلة لأبي يعلي، ج١، ص٣٢٠ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٢٩٨ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص١٥١

جواب نقضي:

آقاي إبن حبان در كتاب المجروحين، جلد ١، صفحه ١٤٥ مي گويد: «آقاي أبو بكر، تقسيم كننده بهشت و جهنم است». چطور شد كه اگر كسي هم چنين روايتي را درباره أبو بكر بگويد، كسي حق ندارد بگويد بالاي چشمت ابروست، ولي اگر درباره أمير المؤمنين (عليه السلام)، با سندهاي صحيح و در كتاب هاي معتبر و قطعي آمده باشد، شما اشكال مي كنيد.

٢. اما در مورد بحث رجعت، اين بحث، چيزي نيست كه بتوانيم در يكي دو دقيقه جواب بدهيم. إن شاء ا... در فرصت مناسب، يكي دو جلسه در رابطه با رجعت صحبت مي كنيم. در ٢ سال پيش در مدرسه فيضيه قم، در جلساتي كه در روزهاي پنجشنبه داشتيم، مفصل در مورد رجعت از منظر قرآن و سنت و از منظر شيعه و سني بحث كرده ايم.

آقايان أهل سنت و حضرات وهابيون در اين شبكه نفاق يا ظلمت يا نور به اين آيه جواب بدهند:

در سوره نمل، آيه ٨٣ آمده است:

وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآَيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ

به خاطر بياور روزي را كه ما از هر أمتي، گروهي از كساني را كه آيات ما را تكذيب مي كردند محشور مي كنيم و آنها را نگه مي داريم تا به يكدگر ملحق شوند.

اين آيه براي چه زماني است؟ آيا براي روز قيامت است؟ در روز قيامت كه همه مردم محشور مي شوند! پس مشخص مي شود كه اين حشر، در جايي غير از قيامت است كه از قومي، تعدادي محشور مي شوند.

در سوره نمل، آيه ٨٧ آمده است:

وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ

به خاطر بياوريد روزي را كه در صور دميده مي شود و تمام كساني كه در آسمان ها و زمين هستند، در وحشت فرو مي روند، جز كساني كه خدا بخواهد و همگي با خضوع در پيشگاه او حاضر مي شوند.

يعني حشر در روز قيامت، عمومي است و همه در روز قيامت، محشور مي شوند و اين نشان گر اين است كه آيه ٨٣ سوره نمل، ارتباطي به روز قيامت ندارد. در آيه ٤٧ سوره كهف هم آمده است:

وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَدا

و همه آنها (انسان ها) را محشور مي كنيم و أحدي را فروگذار نخواهيم كرد.

با توجه به اين، آيه ٨٣ سوره نمل ارتباطي به روز قيامت ندارد.

در آيه ١١ سوره غافر آمده است:

قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْن

آنها مي گويند: پروردگارا! ما را دو بار ميراندي و دو بار زنده كردي.

آقايان وهابي ها به اين آيه جواب بدهند كه اين ٢ مرتبه، آيا غير از اين است كه افرادي كه رجعت مي كنند، يك مرتبه كه مرده بودند، با رجعت شان زنده مي شوند و دوباره مي ميرند و دوباره در قيامت هم زنده مي شوند؟

اينها چيزي نيست كه بگوييم رجعت، از اعتقادات شيعه است و شيعه، كافر و مشرك است؛ اين از آيات قرآن است.

در مورد رجعت هم، روايات زيادي داريم.

* * * * * * *

سؤال:

ما با يك سني بحث مي كرديم و به ما مي گفت: «شما كه براي حضرت علي (عليه السلام) مراسم مي گيريد، بدعت حساب مي شود». طبق آيه ٢٩ سوره فتح، سوره توبه و آيه ٨ و ٩ سوره حشر به ما گفتند: «اين كار، بدعت حساب مي شود. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، عمويش را از دست داد، آن سال را عام الحزن قرار داد و بيش از ٣ روز عزا نگرفتند و شما نبايد ساليان سال، اين مراسم عزا را انجام دهيد».

جواب:

اين آقايان مراجعه كنند به مراسماتي كه خود آقايان أهل سنت براي بزرگان خودشان انجام مي دادند تا بدانند بدعت است يا خير. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و حضرت علي (عليه السلام) براي امام حسين (عليه السلام) عزاداري كرده اند؛ حضرت آدم (عليه السلام) براي امام حسين (عليه السلام) عزاداري كرده است. إن شاء ا... در بحث عزاداري، يك شب مفصل در اين زمينه بحث خواهيم كرد كه بحث عزاداري براي أهل بيت (عليهم السلام)، چيزي است كه سنت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بر آن شهادت مي دهد.

* * * * * * *

سؤال:

در هفته گذشته، تعدادي از سايت هاي بزرگ شيعي، توسط وهابيت هك شدند و ظاهرا سايت تلويزيون شما هم هك شده بود. برادران أهل سنت، أهل اين كارها نيستند. آنهايي كه مخالف علم هستند و نمي خواهند از جهالت خودشان دست بردارند و به جاي اين كه مطالعه كنند و حقايق را پيدا كنند و با حقايق آشنا بشوند، هك مي كنند. ما هم مي توانيم سايت ها را هك بكنيم؛ ولي شيعه چنين مرامي ندارد. اگر آنها دست از اين كار خودشان برندارند، ما هم جواب خواهيم داد.

جواب:

من مطالبي با آقايان وهابي ها بيان كنم كه نسبت به شيعيان اين همه مطالب مي گويند و اهانت مي كنند و معتقدند كه ما عقب افتاده هستيم و بدعت گزار هستيم:

فتاوايي از وهابيت نشان گر عقب افتادگي علمي آنهاست

تعدادي از بزرگان و علماء وهابيت: هك كردن سايت هاي اينترنتي جايز است.

آقاي شيخ محمد علي فركوس، مكنيٰ به أبو عبد العزيز، مفتي الجزايري: خوردن زولبيا در ماه رمضان، حرام است.

آقاي عبد المحسن: إهداء گل به بيمار (براي عيادت) حرام است.

آقاي بن عثيمين: آموزش لغت انگليسي به كودكان و نوجوانان حرام است. چون لغت انگليسي، لغت كفار است و اگر فرزندان مان لغت انگليسي را ياد بگيرند، به طرف كفار متمايل مي شوند.

فتواي لجنه دائم إفتاء عربستان سعودي

آقاي بن باز: اگر كسي معتقد باشد كره زمين گرد است و به دور خود مي چرخد، كافر، مشرك و مرتدّ است. چون اگر كره زمين گرد باشد و بچرخد، قبله بر هم مي ريزد و ما هم به آسمان پرتاب مي شويم.

سايت اينترنتي بن باز

آقاي عبد الكريم بن صالح الحنيد: فتواي آقاي بن باز در حرمت اعتقاد به كرويت زمين، درست است.

هداية الحيران في مسئلة الدوران، ص١٢

بن عثيمين: اعتقاد به كرويت زمين، حرام است.

مجموع فتاويٰ، ج٣، ص١٥٣

...: احترام نظامي ميان نظاميان حرام است.

آقاي شيخ ناصر الفهد: هرگونه كف زدن، حتي در مجالس عروسي، حرام است.

آقاي شيخ عبد الله النجدي: بازي كردن فوتبال حرام است.

آقاي شيخ علي الخضير: اگر كسي عليه غير سني (شيعه و مسيحي) قسم دروغ و شهادت دروغ بگويد، اشكال ندارد.

هيئت كبار علماء: بازي هاي رايانه اي، حرام است.

خانم أم أنس، از مفتيات وهابي: استفاده از مبل، حرام است؛ چون آن را كفار ساخته اند و وارد كرده اند.

آقاي عثمان الخميس، از ليدرهاي وهابيت و سعد الغامدي، رئيس هيئت أمر به معروف و نهي از منكر عربستان سعودي: استفاده كردن از اينترنت براي زنان حرام است.

آقاي حمود بن عقلاء: كارت شناسايي براي زنان حرام است.

مفتيان القاعده: خريد و فروش خيار براي زنان حرام است؛ چون موجب تحريك شان مي شود.

شوراي فتواي مالزي: پوشيدن شلوار براي زنان حرام است.

آقاي عبد المحسن عبيكان، از مفتيان مشهور عربستان سعودي: در جاهايي كه برق زياد قطع و وصل مي شود، چون موجب زحمت مي شود، روزه گرفتن اشكال دارد.

آقاي عبد الله سعد المطيري: خريد و فروش خانه و ملك به شيعيان حرام است.

اينها نمونه اي از فتاواي حضرات وهابيان است و من مقداري از اينها را خواندم. اين سايت ها و شبكه هاي وهابيت كه سراب به مردم نشان مي دهند، اگر ما بخواهيم نمونه هايي از مطالب شان را براي مردم به نمايش بگذاريم، مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود.

پس اين فتواي «جواز هك كردن سايت هاي اينترنتي» از طرف آقايان وهابي ها، چيز تازه اي نيست و الآن وهابيت، چهره اسلام را چهره اي خشن و عقب افتاده و به عنوان يك دين ترور و آدم كش معرفي مي كند. الآن اين روحيه اسلام زدايي كه در كشورهاي اروپايي و غربي كه ايجاد شده، فقط به خاطر تندوري ها و برداشت هاي غلط و نادرست وهابيت از قرآن و سنت است.

* * * * * * *

سؤال:

نظر أهل سنت نسبت به آيه ٥٥ سوره مائده چيست؟

جواب:

ما بارها عرض كرده ايم كه بزرگان أهل سنت مانند سيوطي در كتاب الدر المنثور، جلد ٢، صفحه ٢٩٣ و آقاي امام قرطبي در تفسير القرطبي، جلد ٦، صفحه ٢٢١ و إبن جوزي در زاد المسير، جلد ٢، صفحه ٢٩٢ و آقاي طبراني المعجم الأوسط، جلد ٦، صفحه ٢١٨ و ده ها مفسر ديگر نقل كرده اند كه اين آيه درباره أمير المؤمنين (عليه السلام) نازل شده است در حالي كه انگشتر خودشان را به سائل دادند. هم چنين جناب آقاي آلوسي، از بزرگان أهل سنت و وهابيت مي گويد:

و غالب الأخباريين علي أنها نزلت في علي كرم الله تعالي وجهه.

نظر غالب اخباريون و أهل حديث اين است كه اين آيه در حق علي (كرم الله تعالي وجهه) نازل شده است.

تفسير روح المعاني الآلوسي، ج ٦ ص ١٦٧

در همين كتاب تفسير آمده است:

و الآية عند معظم المحدثين نزلت في علي كرم الله تعالي وجهه.

نظر اكثر محدثين أهل سنت اين است كه اين آيه در حق علي (كرم الله تعالي وجهه) نازل شده است.

تفسير روح المعاني الآلوسي، ج ٦ ص ١٨٦

* * * * * * *

سؤال:

نظر أهل سنت در مورد جنگ حضرت علي (عليه السلام) با عايشه كه كدام يك بر حق بودند، چيست؟

جواب:

در اين مورد، اعتقاد ما بر اين است كه أهل سنت، مقداري برخورد دوگانه دارند و برخلاف جنگ حضرت علي (عليه السلام) با معاويه اعتقاد دارند. چون در مورد جنگ صفين مي گويند كه حق با حضرت علي (عليه السلام) بود و معاويه اجتهاد كرد و «إجتهد و أخطا و له أجر واحد»؛ يعني ١١٠ هزار نفر كشته، به خاطر اجتهاد ايشان. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

عمار تقتله الفئة الباغية عمار يدعوهم إلي الله و يدعونه إلي النار.

صحيح البخاري، ج٣، ص٢٠٧ ـ صحيح مسلم، ج٨، ص١٨٦

يعني پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، معاويه را جزء «الأئمة الدعاة إلي النار» معرفي مي كند، ولي آقايان أهل سنت مي گويند كه معاويه اجتهاد كرده است.

نسبت به عايشه هم مي گويند كه آمده بود انتقام خون قاتلين عثمان را بگيرد. اين كه آيا عايشه، فرزند عثمان بود، خواهر عثمان بود، ولي دم عثمان بود، معلوم نيست و إن شاء ا... بعدها به صورت مفصل و خيلي آرام و بدون هيچ گونه تنش، عرض خواهيم كرد كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) از جنگ حضرت علي (عليه السلام) با خوارج، مارقين و ناكثين سخن گفته بود و حتي به عايشه اخطار كرده بود: «روزي تو با حضرت علي (عليه السلام) جنگ مي كني و أنت ظالمة : تو ظالم هستي» و خود عايشه هم بارها گريه مي كرد و مي گفت: اي كاش ! من به دنيا نيامده بودم و نسياً منسياً بودم و اين جنگ جمل را به پا نمي كردم.

عقيده ما بر اين است كه اينها حدأقل در برابر خليفه به حق و منتخب مردم، قيام كردند و در خود صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است:

من خرج عن طاعة امام فمات، مات ميتة جاهلية.

هر كس در برابر خليفه و امام بر حق قيام كند و بميرد، مرگش به مرگ جاهلي است.

صحيح البخاري، ج٨، ص٨٧ ـ صحيح مسلم، ج٦، ص٢١و٢٢

آقايان أهل سنت و وهابيت اين را براي ما توضيح بدهند و اين كه چرا كساني كه در برابر أبو بكر قيام كردند، در حدّي كه زكات شان را به أبو بكر نمي دادند، آصحاب ردّه شدند و مستحق آتش جهنم، ولي افرادي كه در برابر حضرت علي (عليه السلام) قيام كردند، مجتهد و مجتهده بودند و خطا كردند و پاداش هم دارند؟ در حالي كه كشته شدن ٣٠ هزار انسان، نتيجه كشته شدن در جنگ جمل بود و كشته شدن ١١٠ هزار انسان هم نتيجه كشته شدن در جنگ صفين بود. اين همه انسان بي گناه از طرفين جنگ كشته شدند، ولي افرادي كه عامل و باعث اين جنگ بودند، اجتهاد كردند. اگر اين گونه باشد، بايد گفت تمام شورش هايي كه در سراسر جهان انجام مي گيرد، بر اساس اجتهادشان است و أجر واحدي هم دارند.

* * * * * * *

سؤال:

تولّي و تبرّي چيست و كدام يك مقدم تر است؟

من أكثراً شبكه هاي ماهواره اي شيعه را نگاه مي كنم. چند شب پيش استاد حسيني قزويني فرمودند كه بعضي از شبكه ها به بزرگان أهل سنت ناسزا مي گويند. اگر منظور اين است كه حقايق را طبق روايات و احاديث كتب صحاح سته خودشان بيان مي كنند و احوالات خلفاء ثلاثه را مي گويند و اينها را خودشان در كتب خودشان نوشته اند، مقصر ما أهل تشيع نيستيم. آيا عمر، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را بين در و ديوار قرار داد يا نه؟ آيا سيلي به صورت آن پاره تن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) زد يا نه؟ آيا سينه و پهلوي آن بزرگوار را شكست يا نه؟ آيا قنفذ، غلام عمر، تازيانه به بازوي آن ناموس خدا زد يا نه؟ آيا خلافت حقه، كه حق حضرت علي (عليه السلام) و فرزندانش بود، مورد غصب قرار گرفت يا نه؟ آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، أمر نكرده بود كه به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و اولادش ظلم و ستم نكنند؟ اينها در كتب خودشان آمده است؟ آيا امام زمان (عليه السلام) كه ظهور مي كند، به أبو بكر و عمر، دست مريزاد مي گويد كه با پدر و مادرم چنين رفتار كرديد؟ آيا محل دفن أبو بكر و عمر، غصبي هست يا نه؟

جواب:

ببين برادر عزيزم! نوع گفتن فرق مي كند. «بنشين و بتمرگ و بفرما»، هر سه، يك معنا را دارد، ولي تفاوت از زمين تا آسمان است. ما هم اين مسائل و مظلوميت أهل بيت (عليهم السلام) را نقل مي كنيم، ولي يك دفعه هم آقايان أهل سنت از ما گلايه نكرده اند. ما خيلي محترمانه و مؤدبانه، از منابع خودشان، روايات صحيح را با سند و بررسي رجالي مطرح مي كنيم؛ نه رواياتي كه خود أهل سنت مي گويند آن روايات، جعلي و ضعيف است. ما اين مسائل را نه تنها در شبكه جهاني ولايت، در شبكه ماهواره اي المستقلة كه مدعي هستند ٧٠ ميليون بيننده دارند، در سال گذشته، ٣ شب در رابطه با شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و ظلم به ايشان و هجوم به خانه ايشان از منابع أهل سنت آوردم و خيلي محترمانه و مؤدبانه مطرح كردم. در شب سوم هم آقاي دكتر أبو شوارب كه يك استاد وهابي است و از دانشگاه اسكندريه مصر آمده بود، رسماً گفت: «ما از فلاني تشكر مي كنيم كه خيلي مؤدبانه حرف زد». ما هم همان حرف ها را مي زنيم، ولي با كلمه «بفرما و بنشين» مطرح مي كنيم. ما خيلي حرف ها را عليه وهابيت بيان مي كنيم و گمان نمي كنيم كسي در رسانه ها به اندازه بنده نسبت به وهابيت حرف زده باشد. الآن هم در سايت هاي اينترنتي اگر بخواهيد جستجو كنيد، كلمه «قزويني و وهابيت» را بنويسيد، اسم ما با وهابيت قرين شده است، ولي يك دفعه هم نگفته ايم «آنهايي كه از طويله وهابيت يونجه مي خورند»، اين تعبير براي من روحاني زشت و قبيح است كه بخواهم اين تعابير را به كار ببرم. قرآن مي فرمايد: «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا(سوره بقره/آيه٨٣)» و نمي فرمايد: «قولوا للشيعة حسنا».

در اين كه بايد از أهل بيت (عليهم السلام) دفاع شود، ما براي خودمان حدّ و مرزي نمي شناسيم و اين را بارها گفته ايم و اين كه مسائلي بايد نسبت به مظلوميت أهل بيت (عليهم السلام) بازگو شود، آنجا هم حدّ و مرزي نمي شناسيم، ولي در چهارچوب ادبياتي كه ائمه (عليهم السلام) به ما آموخته اند بيان مي كنيم. وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه ٢٠٦ نهج البلاغه مي فرمايد:

إني أكره لكم أن تكونوا سبابين و لكنكم لو وصفتم أعمالهم و ذكرتم حالهم كان أصوب في القول و أبلغ في العذر و قلتم مكان سبكم إياهم.

دوست ندارم كه شما جزء ناسزا گوينده ها (به معاويه و دشمنان) باشيد و به جاي آن، اعمال نادرست شان را براي مردم بيان كنيد و حقيقت را بازگو كنيد ... .

ما با تبيين مظلوميت أهل بيت (عليهم السلام)، نه تنها مخالف نيستيم، بلكه ذره ذره وجود ما، ولايت أهل بيت (عليهم السلام) و تبرّي از دشمنان أهل بيت (عليهم السلام) است؛ ولي نحوه بيان كردن مطالبي كه مربوط به مقدسات أهل سنت است، تفاوت مي كند. اگر من بخواهم چند تا جوان أهل سنت را نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) خوش بين كنم، بيايم به عمر، معاويه و أبو بكر فحش بدهم و تار و پود فكري ايشان را زير سؤال ببرم و شخصيت او را له كنم و به مقدساتش توهين كنم و انتظار هم داشته باشم كه اين آقايان سني، نسبت به شيعه خوش بين باشند و از من حرف شنوي داشته باشد، درست نيست. ما با فحش دادن و اهانت مخالف هستيم، ولي با تببين حقايق، نه تنها مخالف نيستيم، بلكه شعارمان هم تببين حقايق و دفاع از مظلوميت أهل بيت (عليهم السلام) است، ولي در چهارچوبي كه ائمه (عليهم السلام) براي ما بيان كرده اند. ما حتي تبرّي را مقدم بر تبرّي مي دانيم. من نه تنها در اين شبكه، بلكه در شبكه يك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در برنامه اين شب ها كه شايد تنها برنامه اي بود كه ٢ مرتبه تكرار شد، از من سؤال كردند و من هم گفتم كه تبرّي را مقدم بر تولّي مي دانيم. همان طور كه در «لا إله إلا الله»، «لا إله» مقدم بر «إلا الله» است. ولي اين كه ما بياييم و بالاي منبر يا پشت تريبون بنشينيم و شروع كنيم به فحاشي و اهانت كردن، ما با اينها مخالف هستيم.

ما با ديگر شبكه ها كاري نداريم و هر شبكه اي مسئولي دارد و مسئول آن شبكه، پاسخ گوي آن است. در شبكه جهاني ولايت كه مسئوليتش با بنده است و زير نظر برخي از مراجع عظام تقليد است، هرگونه اهانت و تندي نسبت به أهل سنت و مقدسات أهل سنت را حرام مي دانيم و اين هم برداشت ما از آيات قرآن و روايات أهل بيت (عليهم السلام) است.

* * * * * * *

سؤال:

يكي از كارشناسان شبكه نور يا ظلمت مي گفت: «اين شيعيان كه مي گويند حضرت علي (عليه السلام) و فرزندان امام هستند، در كجاي قرآن آمده است و چرا خداوند اين را نفرستاده و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم اين را اعلام نكرده است؟». سؤال من اين است كه آيا واقعا اينها نمي دانند يا خيلي تعصب دارند؟

جواب:

اين آقايان در رابطه با أبو بكر كه مي گويند آيه غار در رابطه با أبو بكر نازل شده است:

إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ

سوره توبه/آيه٤٠

نام أبو بكر در كجاي اين آيه آمده است؟ همان آقاياني كه مي گويند طبق شأن نزول اين آيه و طبق رواياتي كه آورده اند، اين آيه درباره أبو بكر است، ما هم طبق همين روش مي گوييم آيه ٥٥ سوره مائده:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ

درباره علي بن أبي طالب (عليه السلام) است. اگر بنا است كه بگويند شأن نزول ارزشي ندارد، پس اعتقاد آقايان أهل سنت مبني بر اين كه شأن نزول آيه غار درباره أبو بكر است هم ارزشي ندارد. آقايان أهل سنت مي گويند: «كسي كه منكر اين باشد كه آيه غار درباره أبو بكر است، كفر است». گرچه در اين آيه هيچ گونه فضيلتي براي أبو بكر قابل اثبات نيست.

* * * * * * *

سؤال:

در مورد نامه ٦نهج البلاغه حضرت علي (عليه السلام) به معاويه توضيح بفرماييد.

جواب:

ما اين را مفصل جواب داده ايم و قول مي دهيم كه إن شاء ا... در رابطه با نامه ٦نهج البلاغه كه مي فرمايد:

إنه بايعني القوم الذين بايعوا أبا بكر و عمر و عثمان علي ما بايعوهم عليه.

يك جلسه مفصل با بينندگان صحبت كنيم. در اين خطبه، أمير المؤمنين (عليه السلام) از باب إلزام خصم با معاويه صحبت مي كند و مي فرمايد:

اگر تو، أبو بكر، عمر و عثمان را قبول داري، به خاطر اين كه مردم آنها را تائيد كردند و با آنها بيعت كردند، پس چرا از بيعت با من استنكاف مي كني؟ مرا هم مردم انتخاب كردند و با من بيعت كردند.

أمير المؤمنين (عليه السلام) به معاويه چه بگويد؟ بگويد كه خداوند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مرا نصب كرده اند؟ معاويه كه گوشش به اين حرف ها بدهكار نيست. در همين نامه كه أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد: «علي ما بايعوهم عليه»، يك دنيا مطلب در زير اين حرف خوابيده است. حتي ما عرض كرديم كه بعضي از بزرگان أهل سنت، تصريح دارند بر اين كه نامه علي بن أبي طالب (عليه السلام)، از باب إلزام خصم و اتمام حجت بر معاويه است و ما قول مي دهيم اين را إن شاء ا... مفصل صحبت كنيم.

* * * * * * *

سؤال:

وهابيت به اين آيه:

وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا

سوره جن/آيه١٨

استناد مي كنند و مي گويند: «شما نبايد بگوييد «يا علي» و «يا محمد»». ما مي گوييم منظور از دعا، خواندن نيست و عبادت است. آنها مي گويند: «شما كه در شب هاي قدر در مساجد مي گوييد «بمحمد» يا «بعلي»، عبادت است يا نه؟ همين كه شما عبادت غير خدا را مي كنيد، شرك است». جواب اينها چيست؟

جواب:

يكي از سؤالاتي كه در هفته گذشته هم زياد آن را پرسيدند و در پيام گير تلفن هم ضبط شده بود و در ايميل ها هم آمده بود، آيات شريفه ٩٤ تا ٩٨ سوره أعراف بود:

إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ

أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آَذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنْظِرُونِ

وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لَا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ

وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَي الْهُدَي لَا يَسْمَعُوا وَ تَرَاهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لَا يُبْصِرُونَ

در اينجا كلمه «دُونِ» به معناي بدل آمده است؛ يعني به جاي خدا، غير خدا را بپرستند. مثلا در آيه ١٤٤ سوره نساء آمده است:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ

يعني: شما، كفار را به جاي مؤمنين، ولي خودتان قرار ندهيد.

در آيه ٨١ سوره أعراف هم آمده است:

إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ

و كلمه «دُونِ» به معناي بدل است.

خداوند كه مي فرمايد:

الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ

كساني كه به جاي خدا، غير خدا را مي خوانند.

كسي كه به سراغ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يا حضرت علي (عليه السلام) مي رود، غير خدا را نمي خواند و مي گويد:

يا وجيها عند الله! إشفع لنا عند الله.

يعني وجود مقدس أمير المؤمنين (عليه السلام) يا امام حسين (عليه السلام) را نزد خداوند واسطه مي كند. پس غير خدا را نمي خواند و خدا را با يك واسطه مي خواند؛ طبق آيه شريفه:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

سوره مائده/آيه٣٥

مضافاً كه اين آقايان معناي دعا را نفهميده اند. هر دعايي، شرك و كفر نيست. حضرت نوح (عليه السلام) مي فرمايد:

قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ نَهَارًا

(نوح) گفت: پروردگارا! من قوم خود را شبانه روز (به سوي تو) دعوت كردم.

سوره نوح/آيه٥

آيا كلمه دعا در اينجا به معني عبادت است؟

در آيه ١٥٣ سوره آل عمران آمده است:

إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلي أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْراكُمْ

(به خاطر بياوريد) هنگامي كه (در جنگ احد به هنگام فرار، از كوه) بالا مي رفتيد و به هيچ كس توجّه نمي كرديد، (در حالي كه) پيامبر شما را از پشت سرتان فرا مي خواند (كه به جاي خود برگرديد).

آيا «يَدْعُوكُمْ» يعني پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آنها را عبادت مي كند؟

در آيه ٦٣ سوره نور آمده است:

لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضا

آن گونه كه يكديگر را صدا مي زنيد، پيامبر را صدا نزنيد.

يعني آيا مردم، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را مي پرستيدند؟

اين آقايان توجه ندارند كه دعا و خواندن در هر كجا، به معناي عبادت نيست. بلكه در اينجا كه خداوند مي فرمايد:

وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا

الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ

مراد از دعا، دعايي است كه مدعوّ به عنوان خدا باشد، نه اين كه مدعوّ، چيز ديگري باشد. مثلا در آيه ١٠١ سوره هود قرآن صراحت دارد:

فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آَلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جَاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَمَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ

پس (آن) خداياني كه به جاي «اللَّه» مي خواندند، سودي به حال آنان نبخشيد و آنان را جز ضرر و هلاكت چيزي نيفزودند.

در آيه ٣ سوره زمر مي فرمايد:

مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَي اللَّهِ زُلْفي

(بت پرستان مي گفتند:) ما آنها را عبادت نمي كنيم، مگر براي آن كه ما را هر چه بيش تر به خدا نزديك كنند.

كدام شيعه است كه ـ نستجير بالله ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت علي (عليه السلام) يا امام حسين (عليه السلام) را عبادت كند؟! همين شيعه اي كه كنار قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي آيد و متوسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي شود، هر روز در نمازش، چندين مرتبه مي گويد:

أشهد أن محمد رسول الله، أشهد أن محمد عبده رسوله.

اينها سوراخ دعا را گم كرده اند.

من از اين كارشناسان شبكه نور سؤال مي كنم و به ما جواب بدهند:

خداوند در آيه ٩٨ سوره أنبياء مي فرمايد:

إِنَّكُمْ وَ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ

(به بت پرستان گفته مي شود:) همانا شما و هر آنچه كه غير از خدا مي پرستيد، هيزم دوزخ خواهد بود (و قطعاً) در آن وارد خواهيد شد.

خب، اگر شما مي گوييد ما پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يا امام حسين (عليه السلام) را عبادت مي كنيم، پس ما و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام حسين (عليه السلام) با هم وارد آتش جهنم مي شويم! شما اين را براي ما معنا كنيد.

شما كه تمام آيات «الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» را به توسل شيعه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) تطبيق مي كنيد و ما هم به اين توسل مان و «يا زهراء»، «يا علي» و «يا حسين» گفتن مان افتخار مي كنيم، آيا شما معتقديد كه ما و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، حضرت علي (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) وارد آتش جهنم مي شويم؟

شما يك آيه را مي گيريد و آيات ديگر را رها مي كنيد، اين همان روش منافقين است:

أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ

سوره بقره/آيه٨٥

آقايان بيايند آيات ٩٨ و ٩٩ و ١٠٠ سوره أنبياء را براي ما معنا كنند و بگذارند كنار آيات «الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» و ببينند چه نتيجه اي مي دهد؟

* * * * * * *

سؤال:

در شبكه ظلمت گفته بودند: «شيعيان واقعي، شيعيان علوي و شيعيان زيدي هستند». اينها چه فرقه اي هستند؟ در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب:

شيعيان علوي، شيعياني هستند كه الآن در تركيه هستند و نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) غلوّ دارند و اشتباهات زيادي هم دارند و شيعيان زيدي هم كساني هستند كه عمدتاً در يمن و جنوب عربستان سعودي هستند و معتقد به امامت امام سجاد (عليه السلام) هستند و بعد از ايشان، امامت امام باقر (عليه السلام) تا امام زمان (عليه السلام) را قبول ندارند و خيلي از شيعيان زيدي، أبو بكر، عمر و عثمان را به عنوان خليفه قبول دارند و به خاطر همين، به مذاق آقايان شبكه نور خوش آمده است و لذا آنها را تعريف مي كنند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»