سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٦٣ - لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت

لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت

کد مطلب: ٥٢٩٥ تاریخ انتشار: ٢٤ آذر ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٢٢٠٦ سخنراني ها » شبکه ولايت لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
حبل المتين ٩٠/٠٩/٢٤

لينک دانلود
       بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ ٩٠/٠٩/٢٤

مجري:

خدمت بينندگان عزيز سلام عرض مي كنم. قصد ما از برنامه حبل المتين در شبكه جهاني ولايت اين است كه در واكاوي تاريخ اسلام بتوانيم حقائق تاريخ اسلام را خدمت شما تقديم كنيم و ان شاء الله قضاوت را هم به عهده شما عزيزان خواهيم گذاشت.

و به همين خاطر از جسارت ، بي ادبي يا توهين پرهيز مي كنيم. گر چه برخي مباحث علمي ممكن است قدري تند باشد ولي اين تندي باعث نمي شود كه ما بخواهيم از آن مباحث دست برداريم. با رعايت ادب و حدود، مطالب علمي مان را بيان مي كنيم و قضاوتش را هم به عهده شما عزيزان مي گذاريم. انشاءالله آن عزيزاني كه با ما ارتباط برقرار مي كنند و قصد دارند با اين برنامه همكاري و صحبت كنند لطف كنند اينگونه باشند چون اين دستور موالي ما است. خدمت استاد عزيز حضرت آيت الله دكتر حسيني قزويني سلام و عرض ادب دارم.

استاد حسيني قزويني:

سلام عليكم و رحمت الله و بركاته، بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز سلام و درود تقديم مي كنم و موفقيت همه عزيزان و بزرگواران را از خداي منان خواهانم.

مجري:

مباحث ما در ايام محرم بصورت سلسله وار پيرامون قضيه عاشورا و شبهاتي است كه آقايان وهابي در شبكه هايشان مطرح مي كنند. سوالات به اينجا رسيد كه يزيد با اين همه جنايت از سگ بازي و زنا و ظلم و قتل صحابه و قتل امام حسين فرزند رسول خدا، چگونه مورد دفاع وهابيها قرار مي گيرد؟!

آقايان وقتي يزيد را تأييد و از او دفاع مي كنند، دفاع اينها از افرادي مثل صدام هم نبايد خيلي دور از انتظار باشد. خواستيم لطف كنيد براي بينندگان عزيزمان بيان كنيد كه يزيد از نظر علماي اهل سنت چه كسي است؟ آيا علماي اهل سنت يزيد را لعن مي كردند يا نه؟

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم من قبل از اينكه به سوال حضرتعالي پاسخ بدهم چند نكته را خدمت بينندگان عزيز اشاره كنم. ما اهل سنت را از وهابيت كاملا جدا مي دانيم و حتي خود وهابيت تكفيري و تند رو را با وهابيت معتدل كاملا جدا مي دانيم. عمدتا بحث هاي ما متوجه وهابيت تكفيري است. ما نسبت به اهل سنت همان نظري را داريم كه مراجع و بزرگان ما دارند، ائمه ما توصيه كرده اند احترامشان مي گذاريم، ازدواج با آنها را با شرائطي كه مراجع ما معين كرده اند جايز مي دانيم. آنها را پاك مي دانيم، ذبيحه آنها را حلال مي دانيم و دهها قضاياي ديگر كه عملا امروز در سراسر جهان برادران اهل سنت شاهد تعامل شيعه با آنها هستند. به فرمايش حضرت آيت الله العظمي سيستاني كه فرمود نگوييد برادران اهل سنت بلكه بگوييد عزيزان اهل سنت. ما اهانت و ناسزاگويي به مقدسات اهل سنت را گناهي بزرگ و نابخشودني مي دانيم.

ولي اين مانع آن نيست كه ما حقائق تاريخ را بيان نكنيم در دفاع از مظلوميت اهل بيت ساكت بنشينيم وقتي ما مي بينيم مثلا يك يا دو تا ماهواره شيعه نسبت به اهل سنت هتاكي مي كنند. مراجع ما وارد مي شوند اينها را محكوم مي كنند و انتظار ما هم اين بود علماي اهل سنت، بزرگان اهل سنت در داخل ايران و خارج ايران نسبت به برخي از شبكه هاي وهابي كه ثابت كردند ناصبي هستند نسبت به اهل بيت اهانت مي كنند، نسبت به مراجع عظام شيعه جسارت و هتاكي مي كنند از آنها به عنوان چرنده و درنده تعبير مي كنند اينها هم اعلام برائت كنند. ولي متأسفانه ما تا كنون نديده ايم و نشنيده ايم كه علماي اهل سنت در داخل و خارج نسبت به اين شبكه هاي هتاك موضع گيري داشته باشند.

بلكه بعضي از افراد مثل آقاي عبد الحميد با اينها برنامه هاي زنده دارند و عملا اينها را تأييد مي كنند و رسما به ظاهر و پشت پرده حمايت خودشان را اعلام مي كنند و ما ناگزير هستيم يك سري مسائلي را مطرح كنيم. وقتي اينها مي آيند روايات ضعيفي از بحارالانوار يا كتابهاي ديگر را روي آنتن مي برند و احساسات اهل سنت را عليه شيعه تحريك مي كنند و زمينه ساز قتل شيعه مي شوند و كشت و كشتار و ترورهاي شيعه را فراهم و مردم را به مذهب شيعه و يا به اهل بيت بدبين مي كنند، عزيزان اهل سنت انتظار نداشته باشند كه ما ساكت بنشينيم. ديگر گذشت آن زمان كه شيعه بخواهد در برابر اين هتاكي ها سكوت اختيار كند ما با تمام توان و با همه قدرت تا آخرين قطره خونمان و تا آخرين نفسمان از مظلوميت اهل بيت و از كيان تشيع به عنوان يك مذهب پويا و بالنده در سطح بين الملل دفاع مي كنيم و هيچ ابايي از هر گونه اتهام و فحش و ناسزا نداريم.

ما فحش شنيدن را از مولايمان اميرالمومنين ارث برده ايم، ما كتك خوردن را از مادرمان صديقه طاهره ارث برده ايم. ما پرپر شدن عزيزانمان را از سالار شهيدان ارث برده ايم . ما مذهبمان، دينمان و آيينمان مديون خون شهدايمان است و اين همه كشتن در اين ٣٠ يا ٤٠ سال اخير جز در صحنه مقاوم كردن شيعه و گسترده كردن مراسم عزاداري حسيني ، هيچ فايده و سودي براي اين نواصب نداشت. اينكه ما در بعضي از برنامه ها مطالبي نسبت به ام المومنين عايشه مطرح كرديم فرياد اينها درآمده و گريه هاي تصنَعي راه مي اندازند براي تحريك احساسات ، مطالبي است كه ما از كتابهاي اهل سنت آورده ايم و هيچ قضاوت و نتيجه گيري هم نكرده ايم. عزيزان ببينند ما در طول اين برنامه ها چه در برنامه حبل المتين و چه قضاوت با شما و چه كلمه طيبه آيا ما خودمان نسبت به اين روايات قضاوت كرده ايم؟ يا حكم صادر كرده ايم؟

فقط گفته ايم اي كساني كه اينچنين هتاكي مي كنيد الان نزديك چند ماهي است در هر برنامه شيعه را متهم مي كنيد كه به ناموس پيغمبر اهانت و جسارت مي كند، در كدام دين، ناموس پيغمبر اهانت مي شود؟ دين يهود؟ دين زرتشت؟ حال شما اهل سنت به ما حق بدهيد. ما گفته ايم اگر بنا است اهانت بشود بدترين اهانت در كتاب هاي معتبر شما در خود صحيح مسلم، صحيح بخاري و ديگر كتابها است و ما به هيچ وجهي عبارتهايي از كتب شيعه بيان نكرده ايم و نظرمان را هم گفته ايم كه به باور ما همه اين روايتها ساخته و پرداخته دودمان نحث بني اميه و شجره ملعونه در قرآن است و ما از عزيزان اهل سنت، از بزرگان اهل سنت، و منصفين درخواست كرده ايم بيايند يك قدم جلو بگذارند و خط شكني كنند و اعلام كنند اين رواياتي كه توسط بني اميه ساخته شده است براي زير سوال بردن قداست نبي مكرم، قداست همسران نبي مكرم، از اين روايات اعلام برائت كنند، اعلام بيزاري كنند. عقيده ما اين است كه تمامي اين روايات جعلي است ولو در صحيح بخاري آمده باشد، ساخته و پرداخته بني اميه است ولو در صحيح مسلم، سنن ابن ماجه، سنن ابو داود، سنن نسائي و ديگر صحاح سته عزيزان اهل سنت آمده است.

اين كتابها احتياج به پالايش دارد. احتياج به جرأت شجاعت دارد كه منصفين اهل سنت بيايند جلو و از اين دسته روايات اعلام برائت كنند. اگر نه ما آنچه را كه روي آنتن برده ايم شايد ١٠ درصد قضايا است. ما ٩٠ درصد مسائل را فعلا صلاح نديده ايم كه روي آنتن برود. مطالبي داريم و مسائلي در سينه ما است و ما را در فشار قرار داده و قلب ما را به درد آورده كه اگر اينها بخواهند بي حيايي را از حد بگذرانند منتظر آن روزي باشند كه ما خيلي از مسائل را روي آنتن ببريم و قداست اين نواصب را زير سوال خواهيم برد.

اما نسبت به سوال عزيزمان در رابطه با يزيد الحمد لله اينها ماهيتشان را نشان دادند و از يزيد بن معاويه قاتل امام حسين و قاتل بيش از ٧٠٠ نفر از صحابه حمايت علني كردند. خدا را شاكر هستيم. به تعبير مشهور:

الحمد الذي جعل اعدائنا من الحمقي

خيلي از آقايان اهل سنت باور نمي كردند كه اينها شبكه هاي اهل سنت باشد و حال آنكه من تا بحال نديده ام هيچ سني نسبت به اهل بيت اينطور بخواهد جسارت كند يا از يزيد بخواهد دفاع كند مگر كسي مي تواند گوينده

لا اله الا الله

باشد معتقد به قرآن و معتقد به آيه

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

سوره شوري، آيه ٣٣

باشد بيايد از يزيد خبيث لعين دفاع كند؟! در رابطه با لعن يزيد سخن خيلي زياد است خيلي از بزرگان هم -همانطور كه من در جلسه گذشته اشاره كردم- مانند آقاي تفتازاني در شرح مقاصد ج ٥ ص ٣١٢ مي گويد ما يزيد را مستحق لعن و بالاتر از لعن مي دانيم ولي مي ترسيم اگر لعن يزيد رواج پيدا كند اينها سرايت كند به افرادي مثل پدرش و كساني كه در روي كار آمدن معاويه و يزيد نقش داشتند و دخيل بودند. جناب آقاي شبراوي از علماي بزرگ اهل سنت است متوفي ١١٧٢ هجري قمري است، ايشان نقل مي كند از ابن جوزي مشهور، متوفي ٥٩٧، كه احمد بن حنبل نسبت به يزيد گفت:

و لم لا تلعن من لعنه اللّه تعالي في كتابه

كسي كه خدا در كتابش او را لعنت كرده، چرا ما لعن نكنيم؟

فرزندش گفت:

أين لعن اللّه يزيد في كتابه

خداي عالم در كجاي قرآن يزيد را لعن كرده است؟

احمد حنبل، آيه ٢٢ سوره محمد صلي الله عليه و آله و سلم را خواند:

َهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ أُولئِكَ اَلَّذِينَ لَعَنَهُمُ اَللّهُ

آنهايي كه پشت كردند به همه چيز و فساد عرضه كردند و قطع رحم كردند آنها را خدا لعنت كرده است.

بعد احمد بن حنبل گفت:

و هل يكون فساد أعظم من قتل الحسين رضي اللّه عنه؟

آيا فسادي بالاتر از قتل امام حسين وجود دارد؟

خداي عالم در سوره احزاب آيه ي ٥٧ به صراحت مي گويد:

إِنَّ اَلَّذِينَ يُؤْذُونَ اَللهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اَللّهُ فِي اَلدُّنْيا وَ اَلْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذٰاباً مُهِيناً

بعد احمد بن حنبل گفت:

و أيّ أذي أشدّ علي محمّد صلّي اللّه عليه و آله و سلّم من قتل الحسين ، الّذي هو له، و لبنته البتول قرة عين

كدام اذيتي بالاتر از قتل امام حسين است. حسيني كه قره العين پيغمبر و قره العين حضرت زهرا است.

الاتحاف بحب الاشراف، ص١٧٠، ١٧١

جالب اين است كه خود ابن تيميه در غالب كتابهايش من جمله در كتاب رأس الحسين شبيه همين مطلب احمد بن حنبل را نقل كرده است. اگر دوستان مانيتور من را به آنتن بدهند ممنون مي شوم. عزيزان ملاحظه كنند كتاب رأس الحسين ج ١ ص ٢٠٥ از آقاي ابن تيميه، كه مي گويد:

ويزيد بن معاوية: قد أتي أمورا منكرة

يزيد بن معاويه امور منكري انجام داد.

از جمله واقعه حره بود - كه ان شاء الله من اشاره خواهم كرد و در حقيقت يك بدعتي در مدينه گذاشت كه پيغمبر اكرم فرمود:

من أحدث فيها حدثا، أو آوي محدثا فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين

هر كس در مدينه بدعتي بگذارد و اتفاق ناگواري در آنجا به راه بياندازد لعنت خدا و ملائكه و همه مردم بر او باد.

بعد مي گويد به امام احمد بن حنبل گفتند:

أتكتب الحديث عن يزيد ؟

آيا مي توانيم روايتي از يزيد نقل كنيم در سند روايت؟

ايشان جواب داد:

لا و لا كرامة.

اصلا ارزشي ندارد يزيد.

أو ليس هو الذي فعل بأهل الحرة ما فعل؟

آيا يزيد آن كسي نبود كه نسبت به صحابه آن همه جنايت در حادثه حره كرد؟

و قيل له إن قوما يقولون إنا نحبّ يزيد.

مي گويد بعضي از اوقات ما مي شنويم بعضي از اقوام مي گويند ما يزيد را دوست داريم.

يعني معلوم مي شود آن زمان هم بوده اند.

و قال: وهل يحب يزيد أحد يؤمن بالله واليوم الآخر ؟

احمد بن حنبل گفت: كسي كه به خدا و قيامت ايمان نداشته باشد يزيد را دوست دارد.

فقيل: فلماذا لا تلعنه؟

چرا پس لعنتش نميكني.

گفت آيا ديده اي كه پدرت تا به حال كسي را لعنت كند؟ اين مطلبي است كه خود ابن تيميه در كتاب راس الحسين دارد. بعد جالب اين است كه ابن عماد حنبلي مطالب خيلي زيبايي دارد ايشان نقل مي گويد: بزرگان اهل سنت نسبت به يزيد بن معاويه اتفاق نظر دارند بر اينكه مي شود او را لعن كرد. به دليل جناياتي مثل مسئله واقعه حره و قتل امام حسين سلام الله عليه استحقاق لعن دارد.

اين عبارتي است كه آقاي ابن عماد حنبلي در شذرات الذهب ج ١ ص ٢٧٧، آقاي مناوي در فيض القدير ج ٣ ص ٨٤، نقل مي كند و مي گويد:

وقال التّفتازاني في «شرح العقائد النسفية» : اتفقوا علي جواز اللعن علي من قتل الحسين، أو أمر به، أو أجازه، أو رضي به.

علماي اهل سنت اتفاق نظر دارند بر اينكه جايز است لعن كسي كه امام حسين را كشته يا كسي كه امر كرده يا اجازه داده است و يا راضي شده است.

و الحق أن رضا يزيد بقتل الحسين مما تواتر معناه.

حقيقت هم اين است رضايت يزيد از شهادت امام حسين. و خوشحال شدنش به اين قضيه و اهانتش به اهل بيت پيغمبر از نظر معنا كاملا متواتر است اگر چه تفصيلش آحاد است.

يعني ايشان با صراحت مي گويد اينكه يزيد امام حسين را به قتل رساند، كاملا محرز است و علماي اهل سنت هم بر لعن يزيد اتفاق نظر دارند. جالب اين است كه آلوسي يك عبارتي دارد خيلي عبارت تند و زيبا كه من جلسه قبل هم قول دادم براي بينندگان عزيز عبارتش را بياورم.

مجري:

آلوسي متوفي چه وقتي است؟

استاد حسيني قزويني:

متوفي ١٢٧٠ است. ايشان مفصل در رابطه با قضيه لعن يزيد بن معاويه خيلي مفصل تر از ديگران وارد شده است. آلوسي هم فردي است وهابي و ضد شيعه و هيچ شبهه اي در آن نيست. مطلبي را آلوسي نقل مي كند در روح المعاني ج ٢٦ ص ٧٢، - آدرس كتاب هم از نرم افزار جامع الكبير است كه خود آقايان اهل سنت نوشته اند. از نرم افزار مكتبه اهل بيت نيست كه بگويند شيعه ها از خودشان درآورده اند!-

مجري:

ما يك تشكري هم مي كنيم كه اين نرم افزار را درست كرده اند.

استاد حسيني قزويني:

بله! ما واقعا از آن آقاياني كه در اردن اين نرم افزار را نوشته اند تشكر مي كنيم كه فعلا كار را خيلي راحت كرده اند. يك نرم افزار خيلي راحتي است. البته دوستان مرتب به ما زنگ مي زنند كه نرم افزار را ما از كجا تهيه كنيم؟ دوستان مي توانند از همين موسسه تحقيقاتي ولي عصر با پيش شماره قم همين شماره اي كه ما براي اهل سنت اختصاص داده ايم. ٣٧٧٣٥٨٣١ ، اگر اين شماره را بگيرند اينجا هماهنگي كنند با دوستان اين نرم افزار جامع الكبير را براي كساني كه بخواهند چه در داخل كشور چه در خارج كشور برايشان ارسال ميكنند. يا در قم پاساژ قدس نزديك حرم حضرت معصومه سلام الله عليها فروشگاههاي متعدد اين نرم افزار الجامع الكبير و مكتبه شامله و همچنين نرم افزار مكتبه اهل البيت را دارند و دوستان مي توانند تهيه كنند.

آلوسي مي گويد:

لا توقف في لعن يزيد لكثرة أوصافه و ارتكابه الكبائر في جميع أيام تكليفه.

ديگر جاي توقف در لعن يزيد نيست به خاطر جناياتي كه او كرده و گناهان كبيره اي كه ايشان انجام داده است جايز است لعن يزيد و توقفي در اين نيست.

بعد مي گويد: در رابطه با ظلمي كه يزيد به اهل مدينه كرد و به سند حسن طبراني روايت آورده كه هر كس به مردم مدينه ظلم كند و آنها را بترساند لعنت خدا و ملائكه و جميع مردم بر او باشد و در آخر مي گويد:

و رضاه بقتل الحسين

رضايت يزيد از شهادت امام حسين سلام الله عليه و خوشحالي او و اهانتش به اهل بيت پيغمبر ، كاملا واضح و روشن و ثابت است و از نظر معنا كاملا اين قضيه محرز است.

بعد جالب اينجا است كه مي گويد:

و قد جزم بكفره و صرح بلعنه و صرح بلعنه جماعة من العلماء منهم الحافظ ناصر السنة ابن الجوزي.

جماعتي و گروهي از علماي اهل سنت قطع كرده اند به كفر و تصريح كرده اند به لعن يزيد يكي از آنها آقاي ابن جوزي است.

و قبل از ابن جوزي قاضي ابويعلي كه خودش از حنبليها و اهل حديث است قاطعانه گفته است لعن يزيد جايز است. علامه تفتازاني گفته است.

لا نتوقف في شأنه بل في إيمانه لعنة الله تعالي و علي أنصاره و أعوانه.

نسبت به يزيد جاي توقف و جاي شك نيست اصلا در مورد ايمان يزيد هم ما شك نداريم كه اين لامذهب و بي ايمان است. لعنت خدا بر يزيد لعنت خدا بر انصار يزيد و لعنت خدا بر اعوان يزيد.

حالا ما يك چيزي هم اضافه كنيم، لعنت خدا بر مدافعين و حاميان يزيد، بعد ايشان مي گويد:

و ممن صرح بلعنه

از كساني كه تصريح كرده اند به لعن يزيد

جلال الدين سيوطي است و همچنين در تاريخ ابن الوردي و كتاب الوافي بالوافيات و امثال اين آمده است: جناياتي كه يزيد انجام داده است ذريه اميرالمومنين و امام حسين را كشته است و سر شهدا را بر نيزه زده است و بر لبها و دندانهاي آقا امام حسين سلام الله عليه چوب خيزران زده، اينها مطالبي است كاملا قطعي و واضح و روشن، بينندگان عزيز كتاب روح المعاني ج ٢٦ ص ٧٢ را ببينند. اين آقايان كار شناسان حالا ما نمي دانيم يا خبر دارند و يا ندارند.

و إن كنت تدري و تلك مصيبة و إن كنت لا تدري فلمصيبة أعظموا.

اگر واقعا خبر دارند اينها را نمي گويند مصيبت است و اگر خبر ندارند، مصيبت خيلي فراتر است.

چون در اين صورت شما حتي كتابهاي خودتان، كتابهاي وهابيها را نداريد. كامپيوتر درجلوي شماست ما هم از نرم افزارهاي خودتان نقل مي كنيم تا به ما فوري اتهام نبنديد كه كتابي كه قزويني نشان مي دهد جلد كتاب صحيح بخاري را نشان مي دهد ولي صفحاتي كه خودشان چاپ كرده اند را براي مردم مي خواند! ما گفته ايم آقا اگر يك مورد پيدا كنيد كه اين آدرسهايي كه ما مي دهيم دروغ است و ثابت كنيد شما كه اعلام كرده ايد كه هر اشتباهي كه از قزويني بگيرند ١٠ هزار تومان جايزه مي دهيد ما هم ٥٠ هزار تومان جايزه مي دهيم مي شود ٦٠ هزار تومان جايزه. اين افرادي كه در اين شبكه ها رجز مي خوانند و عليه ما و شبكه ما و شيعه شعر مي گويند، يادآور همان نسبتهايي است كه در عصر پيغمبر نسبت به رسول الله بسته اند. اينها يك مورد بگويند كه فلاني آمد از صحيح بخاري نقل كرد و چنين روايتي در صحيح بخاري وجود ندارد. ما آمادگي داريم براي هر موردي، ٥٠ هزار تومان بدهيم-چون جيب ما بيشتر از ٥٠ هزار تومان ندارد- اين آقايان جوايز ٦٠ ميليوني يا ٥٠ ميليوني قرار داده اند. البته ما نمي دانيم اين جوائز و هداياي ميلياردي آنها را نگاه كنيم و يا اينكه كاسه ي گداييشان را باز كرده اند كه اي مردم كمك كنيد كه شبكه ما در گالكسي ١٩ به مشكل برخورده است! حالا قضيه از چه قرار است نمي دانيم؟ حالا شما گفته ايد اگر كسي از كتاب توحيد محمد بن عبد الوهاب اشكال بگيرد ما ٦٠ ميليون جايزه مي دهيم ما از يك صفحه اش ٦ تا اشكال گرفته ايم بجاي اين جايزه اي كه بنا بود به ما بدهيد، پول ٢ ماه اجاره هات برد خودتان را بدهيد! يا گفته ايد چند ميليارد ما جايزه مي دهيم ٧٠ ميليارد يا ٩٠ ميليارد جايزه مي دهيم. آقاي ابوالقاسمي و آقاي يزداني ثابت كرده اند حالا اين جوائز ميلياردي را به جاي اينكه شما به اين شكل به ذلت بيفتيد و از مردم تقاضاي مساعده كنيد، براي شبكه تان نگه داريد! اينها همه خيمه شب بازي است.

اينها مي خواهند ثابت كنند كه وابسته به نفت عربستان سعودي نيستند براي اينكه يك مقداري غريب بازي در بياورند و مظلوم نمايي كنند وگر نه اينها الان در ٤ يا ٥ تا ماهواره برنامه دارند و روزي ٧ يا ٨ ساعت برنامه زنده دارند. ولي اين آقايان بيايند يك مورد از ما اشتباه بگيرند من بارها گفته ام يك مورد بگويند در شبكه ولايت يك روايتي از كتب اهل سنت آمد و آن روايت در كتابهاي ما نيست. حالا اين را بارها گفته ايم چاپها فرق مي كند. ما در كتابخانه مرعشي نجفي ٢ سال صحيح بخاري را مقابله مي كرديم كه ببينيم در طول ١٠٠ سال اخير چقدر از روايات در فضل اميرالمومنين و اهل بيت يا در مطاعن خلفا حذف كرده اند! ما از صحيح بخاري فقط ١٧ نسخه و ١٧ چاپ در كتابخانه حضرت آيت الله مرعشي نجفي داشتيم. بنده خودم در كتابخانه ام حدود ٦ چاپ مختلف دارم يك جلدي، سه جلدي و هشت جلدي و جلد ها فرق مي كنند.

و من خودم بعد از اين شبهه افكني هاي آقايان مقيد هستم از نرم افزارهايي كه مال خودشان است نمايش بدهيم كه اين نرم افزار ديگر نسخه ٤ جلدي يا ٥ جلدي ندارد اين نرم افزار در اختيار همه است بارها هم گفته ايم ما اين نرم افزار را از اينترنت و از سايت خود آقايان دانلود كرديم و خودشان هم گفته اند كه استفاده كردن و دانلود كردن اين نرم افزار براي عموم آزاد است. مي توانند آقايان تهيه كنند برنامه را و تلاش مي كنيم كه چيزي كه مربوط به بحثمان است مطرح كنيم. اگر اين آقايان انتظارشان اين است كه يك مطلبي را سه صفحه قبل و سه صفحه بعد را ما توضيح بدهيم اين امكان در برنامه نيست. ولي اگر بگويند فلاني روايات را تقطيع مي كند مطلبي در صفحه قبل يا بعد مطلب بوده كه بحثش را نقض كرد، ما آمادگي داريم به اينها جواب بدهيم.

و لذا اين مسائلي كه آقايان آورده اند خيلي واضح و روشن است و هيچ مشكلي ندارد. آقاي ابن حجر هيثمي مكي از علماي بزرگ شافعيه مي گويد بعد از اين كه يزيد به درك واصل شد، معاويه پسر يزيد، بالاي منبر رفت و شروع كرد به خطبه خواندن، -البته اين مطلب در ٣٠ يا ٤٠ منبع از منابع اهل سنت مانند البدء و التاريخ ، تاريخ مختصر الدول و النجوم الزاهره آمده است. معاويه پسر يزيد، آدم ظاهر الصلاحي بود بعد از اينكه به خلافت رسيد رفت بالاي منبر و گفت:

إن هذه الخلافة حبل الله و إن جدي معاوية نازع الأمر أهله و من هو أحق به من علي بن أبي طالب.

اين خلافت حبل الله است . اي مردم جد من معاويه در امر خلافت با كسي جنگيد كه اهليت داشت و كسي كه حق خلافت را داشت ، يعني با علي بن ابي طالب جنگيد.

جالب است مي گويد جد من معاويه با علي بن ابي طالب كه اهل خلافت و حق خلافت با او بود جنگيد.

و ركب بكم ما تعلمون.

و بلايي به سر شما آورد كه مي دانيد.

حتي اينكه مرگ او را فرا گرفت و وارد قبر شد و در قبرش با گناهانش فعلا قرين است.

فصار في قبره رهينا بذنوبه. ثم قلد أبي الأمر و كان غير أهل له و نازع ابن بنت رسول الله و صار في قبره رهينا بذنوبه. ثم بكي و قال إن من أعظم الأمور علينا علمنا بسوء مصرعه و بئس منقلبه و قد قتل عترة رسول الله و أباح الحرم و خرب الكعبة.

جد من معاويه الان در قبر گرفتار گناهان خودش است. پدر من يزيد خلافت را به دست گرفت. اهليت براي خلافت نداشت. با فرزند دختر پيغمبر (امام حسين عليه السلام) جنگيد. خداي عالم عمر او را قطع كرد و او را نابود كرد. پدر من يزيد الان در قبرش گرفتار گناهانش است. شروع كرد معاويه پسر يزيد بالاي منبر گريه كردن. يكي از مصيبتهاي بزرگ اين است كه ما مي دانيم فعلا پدرم جايگاه بدي دارد و الان گرفتار عاقبت خيلي بدي شده است. پدر من عترت پيغمبر را به شهادت رساند. حرمت حرم پيغمبر را شكست. بيت الله الحرام را هم ويران كرد.

اينها را ديگر خود معاويه فرزند يزيد، مي گويد.

اهل البيت ادري بما في البيت

و شيريني خلافت را هم نچشيد و من تلخي خلافت را از او حاضر نيستم بپذيرم و بعد از منبر پايين آمد و مشهور است كه او را مسموم كردند و بعد از چند روزي از دنيا رفت. آقايان مراجعه كنند الصواعق المحرقه ج ٢ ص ٦٤١، چاپ جديد بيروت است. البدء و التاريخ نوشته مطهر بن طاهر مقدسي ايشان در ج ٦ ص ١٧، تاريخ مختصر الدول نوشته ابن العبري متوفي ٦٨٥ در ج ١ ص ١١١، النجوم الزاهره نوشته آقاي اتابكي در ج ١ ص ١٦٤، سمط النجوم نوشته عصامي مكي ج ٣ ص ٢١٢ و دهها كتاب ديگر اهل سنت، همه اين قضيه و سخنان پسر يزيد، معاويه بن يزيد را آورده اند. آقايان لطف كنند مراجعه كنند ببينند واقعا وقتي خود معاويه پسر يزيد نوهي معاويه بن ابي سفيان مي گويد جدم معاويه با علي كه حق خلافت را داشت جنگيد و امروز در قبرش گرفتار گناهانش است. به خاطر كشتن عترت پيغمبر و شكستن حرمت مدينه منوره و خراب كردن كعبه، پدرم امروز در قبرش گرفتار گناهانش است. حالا ٤ نفر امروز شروع كرده اند در رسانه هاي جهاني از اين يزيد خبيث با اين جنايت و با اين پرونده سياه، دفاع كردن! اينها وقتي وارد قبر بشوند يك كسي هم بايد باشد از فرزندانشان بيايد بگويد كه بله پدر يا جد ما از يزيد دفاع كرد و الان در قبرش گرفتار گناهان او است!

مجري:

حاج آقا! از صدام هم كه اينطور دفاع مي كنند ديگر اين چيزي نيست.

استاد حسيني قزويني:

عاقلان دانند. قضاوت با بينندگان عزيز.

مجري:

معاويه پسر يزيد اينطور اعتراف مي كند. به آقايان وهابي كه حالا بعد از هزار و چند صد سال از يزيد شارب الخمر جنايت كار، دفاع مي كنند، بايد بگوييم حداقل حرف فرزند يزيد را نگاه بكنند و اين هم در كتب اهل سنت است و نه در كتب شيعه. ببينند چطور دارد از پدرش تعريف مي كند و از جدش كه جنايتهايي كرده اند. حاج آقا! حضرتعالي در بين فرمايشاتتان بحث حَرّه و جنايات يزيد لعنت الله عليه در مدينه را مطرح كرديد. لطفا واقعه حرّه را در ٥ دقيقه براي ما توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

اگر دوستان مانيتور من را به آنتن بدهند، من از ج٨ كتاب البدايه و النهايه ص٢٣٨ از ابن كثير دمشقي متوفي ٧٧٤، كه سلفي و مورد احترام وهابيهاست مطالبي را بيان كنم.

و قال يزيد لمسلم بن عقبة.

يزيد بن معاويه به مسلم بن عقبه گفته.

كه اهل مدينه را ٣ روز دعوت كن كه به طاعت من در بيايند و در غير اين صورت با اينها بجنگ.

و إذا ظهرت عليهم فأبح المدينة ثلاثة،

٣ شبانه روز ناموس مسلمانها را براي سپاهيان خود حلال كن.

يعني به هر كسي تجاوز كردند ٣ روز كاملا مباح است!

بعد اينجا را عزيزان دقت كنند كه مي گويد:

ولدت ألف امرأة من أهل المدينة بعد وقعة الحرة من غير زوج.

البدايه و النهايه، ج٨، ص٢٤١

مي گويد بعد از قضيه حره كه يزيد به مسلم بن عقبه دستور داد ناموس مسلمانها را بر سپاهيانش حلال كند به ناموس مسلمانها به ناموس مهاجرين به ناموس انصار تجاوز كردند و اينها هزار تا فرزند نا مشروع در مدينه به وجود آوردند.

اينجا را عزيزان دقت كنند مي گويد: مردي از اهل مدينه از آقاي شهاب الدين زهري سوال كرد.

كم كان القتلي يوم الحرة؟ قال سبعمائة من وجوه الناس من المهاجرين و الأنصار.

البدايه و النهايه، ج٨، ص٢٤٢

آمار كشتار در حادثه حره در مدينه چه قدر بود؟ ٧٠٠ نفر از مهاجرين و انصار به دستور يزيد قتل عام شدند.

اين آقايان وهابي كه اين همه سنگ صحابه را به سينه مي زنند. به ما جواب بدهند در برابر اين ٧٠٠ مهاجر و انصار كه به دستور يزيد قتل عام كردند، چه جوابي دارند؟ آيا قتل عام اينها قابل دفاع است؟ چه جوابي دارند؟ به ما بگويند. بگويند آقاي يزيد بن معاويه اولي الامر بوده حق داشت بيايد ٧٠٠ نفر از مهاجرين را قتل عام كند.

و وجوه الموالي و ممن لا أعرف من حرّ و عبد و غيرهم عشرة آلاف.

البدايه و النهايه، ج٨، ص٢٤٢

غير از مهاجرين و انصار افرادي كه ما نمي شناسيم ١٠ هزار نفر هم از آنها كشتند.

يعني آمار كشته ها ١٠ هزار نفر است كه ٧٠٠ نفر آنها از مهاجرين و انصار بودند.

آقاياني كه از معاويه دفاع مي كنند، براي معاويه رضي الله عنه مي گويند اين مطلب را هم گوش كنند اين عبارتي است كه ما از كتاب البدايه و النهايه ج ٨ ص ٢٢١ نقل مي كنيم. راوي مي گويد يكي از اشياخ اهل مدينه اين طور حديث مي كرد:

إن معاويه لما حضرته الوفاة دعا ابنه يزيد فقال له إن لك من أهل المدينة يوما فان فعلوا فارمهم بمسلم ابن عقبة.

البدايه و النهايه، ج٨، ص٢٤٢

معاويه وقتي كه داشت مي مرد فرزندش يزيد را خواست پسرم روزي مردم مدينه در برابر تو قيام مي كنند. اگر مردم مدينه در برابرت قيام كردند تنها كسي كه اينها را تار و مار كند مسلم بن عقبه است.

پس تمام اين قضايا با سفارش معاويه و با دستور يزيد و با عمل مسلم بن عقبه انجام شده است. ٧٠٠ نفر از مهاجرين و انصار، ١٠ هزار نفر از مردم مدينه، ١٠٠٠ فرزند نامشروع، يعني افرادي كه مورد تجاوز قرار گرفتند -عذر مي خواهم- و بچه به دنيا آورده اند. حالا آنهايي كه مورد تجاوز قرار گرفته اند چه قدر بوده؟ الله اعلم، آيا اين جنايتها ارزش رضي الله عنه و حضرت گفتن را دارد؟ نه، مردم قضاوت كنند اين مطالب هم از كتاب بحار الانوار و كافي نيست، از كتاب البدايه و النهايه است.

تماس بينندگان

بيننده:

سلام عليكم.

مجري:

و عليكم السلام، از كردستان از برادران اهل سنت، ممنون هستيم.

بيننده:

آقاي محسني به خدمتتان عرض كنم من هفته گذشته هم زنگ زدم كه يكشنبه بود به نظرم بعد ٣ شنبه قرار بود تماس بگيريم من گفتم اگر اين حديث درست باشد. حديثي كه در خصوص حضرت معاويه آمده ، در آنجا مجادله و مناقشه آمده.

مجري:

لعن معاويه كه به سعد گفته است كه چرا ابو تراب را لعنت نمي كنيد.

بيننده:

بله ابو تراب حضرت علي است.

مجري:

معاويه به سعد گفته است ديگر،

بيننده:

تسبً مورد مجادله و مناقشه است نه مسئله لعن.

بعد من به اين مسئله كار دارم اينكه عرض كردم خدمتتان حديث بايد واقعيت را بيان بكند. حالا قرآن هم گفته است بين دو مسلمان كه درگيري مي شود بايد مصلحت را انجام داد در سوره حجرات است آيه ٦ يا ٩ است. مسئله بعد اينكه اهل سنت را با وهابيت جدا بگيريد.

مجري:

ما هم جدا مي گيريم.

بيننده:

نه جدا نگرفته ايد. عرض كردم توهين هايي كه به حضرت عمر يا به حضرت ابو بكر صديق يا به حضرت عايشه، مي شود؛ حديثي كه جوانها رفته اند خانه عايشه نه، در صورتي كه،

مجري:

جناب آقا امير ما غير از اين است كه از كتاب خودتان مطرح كرديم؟

بيننده:

ما بايد واقعيت را ببينيم.

مجري:

ما واقعيت را گفتيم.

بيننده:

اجازه بدهيد. اصلا از خانه اش يك لحاف زرد رنگي به او دادند. كنيزي رفته كه شستن لباسي كه با او خوابيده و در حال شستنش بوده، كسي پرسيده: چطور شده؟ گفته است كه بله اين شسته است چون محتلم شده است.

مجري:

شما اول بحث صحبت حاج آقا را گوش كرديد.

بيننده:

بله گوش كردم.

مجري:

حاج آقا چه گفتند؟

بيننده:

كدام حرف؟

مجري:

بحثي كه ايشان گفتند كه هر چه كه در مورد عايشه گفته شده است ما هم قبول نداريم ما مي گوييم سلسله خبيثه بني اميه اينها را نقل كرده اند. ايشان در خواست كردند از علماي اهل سنت بيايند اينها را تصفيه بكنند.

بيننده:

همين را هم كه مي فرماييد در جنگ جمل هم بفرماييد.

مجري:

حاج آقا گفتند.

بيننده:

خيلي مسائل است من اين را عرض كردم شما حداقل آن آيه ٣٣ تطهير را كه مي فرمايد در خصوص خاندان پيغمبر است شما اصلا مي فرماييد برادران اين را تفسير مي كنند كه چون مذكر شده است اين فعل ها كه مذكر شده است شما مي فرماييد. اينها كلا در خصوص خاندان پيغمبر است.

استاد حسيني قزويني:

جناب امير آقا! من از شما خواهش مي كنم مطالبتان را قبل از تماس با شبكه با دقت بنويسيد ، چون من خيلي از فرمايشات حضرتعالي را متوجه نشدم. اگر آقايي كنيد مرقوم بفرماييد امشب آخر وقت يا شب دوشنبه، ما به شما وقت مي دهيم تا ٥ دقيقه يا بيشتر صحبت كنيد. از روي كاغذ با دقت بنويسد الان داريد صحبت مي كنيد چون برنامه دارد پخش مي شود يك مقداري هول مي شويد من خيلي از مطالب تان را متوجه نشدم.

بيننده:

عرض كنم، آيه ي ٣٣ در خصوص،

مجري:

سوره ي چه؟

بيننده:

آيه ي ٣٣ سوره

استاد حسيني قزويني:

اينها كه به موضوع بحث ما ربطي ندارد. شما برويد روي يك بحث و آن را تمام بكنيد و بعد روي موضوع ديگر تشريف ببريد.

مجري:

خيلي ممنون هستيم آقاي امير آقا، شما پراكنده بحث مي كنيد من خواهش مي كنم از بينندگان عزيز اگر مي خواهند موضوعي را مطرح بكنند در دامنه بحث ما قرار بگيرد و اگر هم سوالي مجزا دارند بگويند از قبلش اگر فرصتي بود ما در خدمتشان باشيم و اگر نه موضوع بحثمان را ادامه مي دهيم.

استاد حسيني قزويني:

در رابطه با قضيه سبّ عرض كرديم

امر معاويه

به ما بگويند اين مفعول به چه است كه حذف شده است؟ مسلم حذف كرده است.

امر معاوية بن أبي سفيان سعدا.

معاويه به سعد دستور داد. ببينيد ابن تيميه در منهاج السنه گفته است كه ما هم نمايش داديم ج ٣ ص ١٥، ايشان مي گويد:

أمر معاوية فقال ما منعك ان تسبً علي بن أبي طالب.

صحيح مسلم، ج٤، ص١٨٧١

دستور داد علي را سبً كند چرا تو علي را نا سزا نمي گويي؟

همچنين آقاي عبد الله بن غنيمان از بزرگان اهل سنت است رئيس بخش سطوح عالي دانشگاه مدينه است. ايشان در مختصر منهاج السنه ج ١ ص ٢٤٣ مي گويد معاويه دستور داد كه علي را سبّ كن، آقاي موسي شاهين از علماي اهل سنت است در كتاب فتح المنعم شرح صحيح مسلم ج ٩ ص ٣٣٢ كه مي گويد:

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا المأمور به محذوف.

مامور به را آقاي مسلم حذف كرده است. چرا؟

لصيانة اللسان

براي اين كه زبانها را نسبت به معاويه صيانت كند.

يعني ناسزا گفتن به علي از زبان معاويه به مشكل برنخورد.

و تقديره أمره بسبه علي رضي الله عنه.

تقديرش اين است.

شما مراجعه كنيد ديگر علامه مجلسي نيست، فتح المنعم شرح صحيح مسلم ج ٩ ص ٣٣٢، ملا علي قاري در مرقات المفاتيح ج ٩ ص ٣٩٦٢، مي گويد معاويه دستور داد به سعد كه به علي ناسزا بگويد. ابن كثير دمشقي سلفي در البدايه و النهايه ج ٧ ص ٣٧٦، مي گويد:

لما حج معاوية و أخذ بيد سعد بن أبي وقاص،

شروع كرد نسبت به علي بن ابي طالب ناسزا گفتن. سعد اعتراض كرد.

گفت:

أدخلتني دارك و أجلستني علي سريرك ثم وقعت في علي تشتمه؟!

معاويه من را آورده اي خانه ات در كنارت نشانده اي روي صندلي داري به علي ناسزا مي گويي؟!

بفرماييد! اينكه ديگر از علامه مجلسي نيست، ابن كثير دمشقي است در البدايه و النهايه ج ٧ ص ٣٧٦.

مجري:

حاج آقا نفهميديم اين مناقشه يعني چه اينجا؟ اگر سبّ گفتن مشكلي نيست ما از اين جهت مي گوييم شيعيان هم سب بكنند. اشكال ندارد ديگر وقتي مي گويند مناقشه است مشكلي ندارد اگر اينطور است ما شيعيان هم سب بكنيم.

استاد حسيني قزويني:

اگر واقعا اينطور است كه اشكالي ندارد سبّ صحابه، به فرمايش حضرت عالي، چرا به خاطر اين فتواي قتل شيعه را صادر مي كنند؟ چطور شد معاويه اي كه از ابناء طلقا است مجتهد بود اجتهاد كرد و گفت قتل علي جايز است. سبّ علي جايز است ولي اگر يك شيعه بلند شد سبّ كرد - ما محكوم مي كنيم ما قبول هم نداريم - شما حداقل بگوييد اشتباه كرده است اجتهاد كرده است. يا اصلا از معاويه تبعيت كرده است. مگر شما نمي گوييد پيغمبر فرموده:

أصحابي كالنجوم بأيهم إقتديتم إهتديتم.

الحاوي الكبير، ج١، ص٣١

حالا كسي بيايد به معاويه اقتدا كند و سب كند. آيا شما در اينجا هم جوابي داريد يا نه؟

مجري:

خيلي متشكريم. سلام شب شما به خير آقاي خير اللهي از يزد.

بيننده:

دو سوال داشتم از محضر شما.

سوال اول طبق اعتقاد شيعه بر بدن امام معصوم بايد معصوم نماز بخواند و او را به خاك بسپارد. اما در لهوف ابن طاووس ص٨٥، ارشاد ج ٢ ص ١١٤، اعلام الوري ج١، ص٤٧٠، بحار الانوار ج ٤٥ ص١٠٧و ١٠٨ آمده است كه

ولما انفصل ابن سعد عن كربلا خرج قوم من بني أسد فصلوا علي تلك الجثث الطواهر المرملة بالدماء ، ودفنوها

قوم بنياسد بر بدن حضرت سيد الشهدا نماز خواندند و بدن مطهر را به خاك سپردند. در اين مورد توضيح بفرماييد.

سوال دوم يك كتابي دارد آقاي برقعي به نام خرافات الوفور في زيارات القبور، آيا اين كتاب نقد شده و كسي به آن پاسخ داده است ؟ يك سوالي هم از اين كتاب مطرح بكنم صفحه ي ٤٦ اين كتاب ذيل آيه شريفه:

ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون فرحين بما آتاهم الله من فضله ويستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم ألا خوف عليهم ولا هم يحزنون يستبشرون بنعمة من الله وفضل وأن الله لا يضيع أجر المؤمنين

سوره ي آل عمران آيه ي ١٦٩ تا ١٧١، ايشان اين شبهه را مطرح كرده اند كه اين آيه دلالت دارد كه شهدا و در رأس آنها پيامبر از همه جا خبر ندارد. چرا؟ و به جايي مي رود كه

ألا خوف عليهم.

بوده و ترس و اندوهي بر ايشان نيست، اگر شهدا و در رأس آنها پيامبر ازحال مردم بيچاره بد كار مطلع باشد از غم و اندوه ناراحت مي شوند و اگر از دردها و رنجها و گرفتاري زوارشان مطلع گردند از غصه دق مي كنند و دار السلام آنها به دارالحزن تبديل مي شود. مي خواستم حاج آقا يك توضيحي بدهند.

مجري:

آقاي محمد عمر از زاهدان از برادران اهل تسنن،

بيننده:

بنده از آقاي قزويني يك سوال مي خواهم بپرسم و يك جواب قانع كننده مي خواهم. سوال من اين است كه چرا در پايتخت ايران كه تقريبا ٢٠ ميليون اهل سنت است!

مجري:

در پايتخت ايران؟ ٢٠ ميليون؟! كلً جمعيت تهران ٨ ميليون است! ٢٠ ميليون آنجا اهل سنت داريم؟!

بيننده:

بله ٢٠ ميليون در ايران حداقل اهل سنت است!

مجري:

اين آمار را از كجا گرفته ايد؟

بيننده:

آمار را همه مي دانند!

مجري:

نه! آمار استناد مي خواهد.

بيننده:

تمام مرزهاي ايران برادران اهل سنت هستند.

مجري:

اينها استناد مي خواهد. من هم مي توانم بگويم شيعيان ٢٠٠ ميليون هستند.

بيننده:

به نظر شما چند ميليون است؟

مجري:

ما آمار نداريم كه بگوييم.

استاد حسيني قزويني:

آماري كه ما از اهل سنت ايران داريم حدود ٧ ميليون نفر است.

بيننده:

مسجد اهل سنت در پايتخت ايران كه ادعاي مسلماني مي كند و اسلام ناب محمدي دارد چرا ممنوع است؟ بنا به چه دليل؟ مي توانيد مدرك بدهيد مي توانيد دليل بياوريد؟

مجري:

به همان دليلي كه در مكه ما مسجد شيعه نداريم.

بيننده:

بله هست. چه كسي مي گويند كه نيست؟

مجري:

هست؟ آدرسش را بدهيد تا ما اينجا اعلام كنيم شيعيان بروند.

بيننده:

تمام مناطق اهل سنت!

مجري:

آدرس مسجد در مكه را بدهيد ما كه رفتيم نديديم.

استاد حسيني قزويني:

آقاي محمد عمر شما اگر چنانچه يك مسجد در مدينه يا در مكه، براي شيعه براي ما آدرس فرستاديد بنده تعهد مي كنم ١٠ ميليون تومان به شما جايزه بدهم.

بيننده:

من ميليونش را نمي خواهم. من ديده ام است كه هست.

استاد حسيني قزويني:

كجا؟ كدام خيابان؟

مجري:

خيلي ممنون هستيم آقاي محمد عمر، متشكريم ما بيشتر دوست داريم عزيزانمان سوالات اعتقادي بكنند، سوالاتي كه اصلا نه جزء اعتقادات ما است و نه جزء مسائل دينيمان قرار مي گيرد. چه سودي دارد؟ اينكه در مكه و مدينه نيست و در تهران هم نيست. در هر صورت اينها يك مصالحي است كه هر كشوري بر اساس آن قوانين خودش اين كار را مي كند. در تمام شهرهايي كه اهل سنت هستند طبق آماري كه مي دادند براي هر ٢٠٠ نفر يك مسجد است.

استاد حسيني قزويني:

حدود ١٠ هزار مسجد براي اهل سنت است و الان علماي اهل سنت تقريبا ٢٠ هزار عالم اهل سنت تحت پوشش بيمه هستند همانطوري كه علماي شيعه از بيمه استفاده مي كنند.

مجري:

آنها هم دارند استفاده مي كنند. همان بيمه اي كه خدمات بيمه طلاب است.

استاد حسيني قزويني:

الان در سطح كشور نزديك به ١٨ هزار طلبه و عالم سني تحت پوشش حمايت خدمات حوزه است. اگر خواستيد ما مدركش را همينجا اعلام مي كنيم. چون برادر عزيزمان جناب آقاي رباني ديوار به ديوار ما هستند. ما با مسئول بيمه همسايه هستيم. ما مي گوييم اصلا يك روز ايشان بياييد اينجا توضيح بدهد علماي اهل سنت امروز چه خدماتي دارند. الان فقط در سيستان و بلوچستان در روزهاي جمعه ٢٥٦ نماز جمعه برگزار مي شود و حال آنكه شيعيان ٥ تا نماز جمعه بيشتر ندارند. حدود ٢ هزار و اندي امام جمعه اهل سنت در ايران است و همه آنها حقوق بگير هستند. يك امام جمعه بيايد اينجا اعلام كند من از حكومت جمهوري اسلامي حقوق نمي گيرم ما در اينجا حرفمان را پس مي گيريم.

مجري:

خيلي ممنون حاج آقا، سلام عرض مي كنم سر كار خانم احمدي از شيراز.

بيننده:

يك سوالي داشتم. در شبكه حرمله يك كليپي را پخش مي كنند در آن كليپ صحبتهاي حضرت آيت الله قزويني را با حضور ٢٠٠ نفر از طلاب حوزه علميه در مكه، و اينكه براي حداقل ٣٠ نفر از آنها پس از برگشت به ايران شبهات قوي در رابطه با وهابيت بوجود آمده و اين را مرتب نشان مي دهند. از آقاي دكتر قزويني خواهش مي كنم توضيح بدهند كه آيا واقعا٣٠ نفر از طلاب حوزه علميه با تبليغ وهابيها سني شدند؟

مجري:

البته خيلي قديمي است و حاج آقا هم چندين بار جوابشان را داده اند. ولي حالا به هر صورت جواب خواهند داد.

مجري:

سلام جناب آقاي حصيري از كرمان از برادران اهل سنت، سلام عرض مي كنم جناب آقاي حصيري.

بيننده:

من از برادران اهل سنت هستم و مادرم شيعه است و بنده هم در ماه رمضان مشرف شدم به مشهد مقدس آنجا هم بعد از ٢ روز به قدرت خداوند و به قول معروف از ديدگاه برادران اهل سنت كه نمي شود بگويم از ديدگاه خودمان آن دوست خدايي كه آنجا نشسته بودند ما را نجات دادند و خلاصه ما به سلامتي خوب شديم و شفا گرفتيم. اين را با چشمهاي خودم ديدم به برادران اهل سنت هم كه صداي من را مي شنوند مي گويم خلاصه توهين نكنند كه به هر حال همه از يك خانواده هستيم فقط چيزي را كه واقعا اين خوارج كه مي خواهند بين ما اختلاف بيندازند.

مجري:

ما واقعا خيلي خوشحال هستيم كه برادران اهل سنت ما تماس مي گيرند مثل همين جناب آقاي حصيري كه حالا مشرف شده اند امام رضا و آنجا هم شفا گرفته اند با اين كه مادرشان شيعه و پدرشان اهل سنت است ولي در خانواده اي با هم دارند زندگي مي كنند و اينطور برادران اهل سنت به اهل بيت محبت دارند و واقعا اينطور است و طبق اعتراف خود جناب آقاي حصيري مي گويند اين آقايان خوارج يعني وهابيت را دارد به خوارج صدا مي زند كه چرا اينطور دارند توهين مي كنند. خيلي ممنون هستيم جناب آقاي حصيري.

بيننده:

يك عرضي داشتم اين كه آقاي الله ياري به رهبري توهين مي كند اين چطور است؟

مجري:

ايشان تقريبا به همه مراجع توهين مي كند. ما ايشان را مدافع شيعه نمي دانيم. مدافع اهل بيت نمي دانيم بلكه ايشان دارد به اهل بيت خيانت مي كند.

بيننده:

بله توهين مي كند.

مجري:

حضرت استاد بارها و بارها برنامه داشتند و بخوبي مطالب را مطرح كرده اند و ان شاء الله شما هم آگاه باشيد كه اينها واقعا آن امر و جريان شيعه نيست. خيلي ممنون هستيم جناب آقاي حصيري. سلام خانم هاشمي از اردبيل، سلام عرض مي كنم.

بيننده:

ديشب زنگ زده بودم از استاد محمدي يك سوال پرسيديم در مورد عايشه زن پيامبر، خدايي نكرده من نخواستم جسارتي به پيامبر يا زنهاي پيامبر كرده باشم بعد از سوال من يك آقايي از دانمارك به شبكه وهابيت زنگ زده است و گفته است حتما در منبر و مسجدهاي اينها اين حرفها است كه چنين سوالهايي مي شود. سوال من هم در مورد اين اهانت بود كه اصلا چه وقت صورت گرفته است؟ بعد از پيامبر؟ زمان رحلت پيامبر؟ بعدا من مي خواستم بگويم من خودم شيعه هستم و تا به حال هم چه در خانواده ام و چه در مسجد و چه در منبر هيچ جا اهانتي به پيامبر يا زنان پيامبر بشود نشنيده ام. تا به اين حال هم نشنيده ام و قسم مي خورم. اينها از سوالهاي ما به نفع خودشان، سوء استفاده مي كنند من فقط مي خواستم همين را بگويم.

مجري:

جناب آقاي سليماني از بندر عباس از برادران اهل تسنن، ممنون هستيم كه برنامه ي ما را انتخاب كرده ايد جناب آقاي سليماني.

بيننده:

آقاي قزويني! من شبكه كلمه را نگاه مي كنم و شبكه شما را هم نگاه مي كنم به عنوان يك طلبه و يك دانش آموز شما، نگاه كنيد شبكه كلمه برنامه اي دارند در رابطه با يزيد و معاويه. ما از ديدگاه اهل سنت يزيد را آدم درست و مومني نمي دانيم. اينكه يزيد در قتل امام حسين هم شركت داشته است ما هيچ شكي نداريم ولي قلبا آقاي يزيد راضي نبود كه امام حسين كشته بشود. شبكه كلمه كه هيچ وقت از يزيد دفاع نكرده است! اصلا دفاع نكرده است. حتي ما اهل سنت روايتها و حكايتهايي داريم از ابن عباس، از عبد الله بن عمر خيلي از صحابه به امام حسين گفتند - تنها يادگار حضرت رسول اكرم حضرت حسين بوده، حضرت امام حسن بوده، ولي ما بر اين نظر هستيم كه تمام بزرگان صحابه مانع رفتن امام حسين شدند مخصوصا عبد الله بن عباس كه گفت: اگر زشت نبود من ريش امام حسين را مي گرفتم تا نرود.

عبد الله بن عمر به امام حسين گفت يا حسين جد تو رسول الله دنيا را نخواسته تو مي خواهي بروي با معاويه؟ نرو نرو پشيماني در كار داريد. اگر مي روي خانواده ات را نبر. ما اهل سنت امام حسن و امام حسين را نور چشم خود مي دانيم و اينكه مثلا شما وهابي مي گوييد اصلا هيچ كس به نام وهابي و اينطور چيزها بر ما نيست، در حالي كه شيعه باشد پيرو حكم خدا و سنت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم باشد. حتي اهل سنت، اهل سنتي كه پيرو حكم خدا و سنت رسول خدا نباشد اصلا به درد نمي خورد.

من مي خواهم عقيده اهل سنت واقعي را بگويم. اهل سنت بر اين عقيده هستند كه هر چه مي شود از الله مي شود غير از الله از مخلوق هيچ نمي شود. امام حسين و امام حسن بندگان خدا هستند و از آنها هم هيچ چيز صادر نمي شود ولي اينها مورد احترام هستند ما خيلي آنها را دوست داريم ولي اينها بنده خدا هستند و هر كس بگويد يا حسين به نظر اهل سنت اين شرك است.

استاد حسيني قزويني:

برادر بزرگوار آقاي سليماني، بزرگواري كنيد اين حرفهاي بي اساس وهابيت را به اهل سنت نسبت ندهيد. همه اهل سنت توسل به اهل بيت را جايز مي دانند. گوش كن برادر من! همين حرفهاي تو حرفهاي وهابي است اين چرنديات مال وهابيها است. اين خرافات مال وهابيها است. قرآن در آيه ي ٦٤ سوره نساء مي گويد:

إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما.

اگر پيغمبر را واسطه قرار بدهيد براي شما طلب مغفرت كند خدا مي بخشد.

در تمام كتابهاي فقهي اهل سنت، مغني ابن قدامه، مجموع نووي، مبسوط سرخسي، ابن عابدين و ديگران آمده است كه كسي كه مي خواهد برود زيارت قبر پيغمبر اين آيه را بخواند. اين آيه ٦٤ سوره نساء را و بعد بگويد يا رسول الله من آمده ام نزد تو و تو را بين خودم و خدا شفيع قرار مي دهم. از خدا بخواه حاجت من را برآورده كند. در سوره يوسف آيه ي ٩٧،

قالوا يا أبانا استغفر لنا ذنوبنا إنا كنا خاطئين.

شما يا قرآن نخوانده ايد يا اين حرفهاي بي اساس وهابيت را مي گوييد. مي گوييد اهل سنت جايز نمي دانند. اين تفكرات سياه خودتان را بزرگواري كنيد به اهل سنت نسبت ندهيد ما در اين زمينه مفصل بحث كرده ايم. توسّل امام شافعي و ابو حنيفه و ديگران به بزرگان، ائمه و پيغمبر اكرم، تمام اين قضايا ثابت و قطعي است. اينها حرفهاي بي اساسي است كه اين وهابيها مطرح كرده اند. راست مي گويند اين آقايان اگر واقعا ريگي در كفششان نيست چرا حاضر نمي شوند براي مناظره؟ چرا حاضر نمي شوند براي گفتگوي دوستانه علمي؟ اگر واقعا توسل شرك است مراجع ما چندين بار گفته اند بياييد با هم مناظره كنيم. اينها نيامدند. ما گفتيم بياييد مناظره كنيد، نيامدند. چرا نمي آيند؟ آيا اين دليل بر اين نيست كه اينها باطل هستند؟ قرآن صراحت دارد:

قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين.

سوره بقره، آيه ١١١

از پشت خرابه هاي سقيفه سر و صدا راه مي اندازند. اهانت و توهين مي كنند. فحش مي دهند، ناسزا مي گويند، افترا مي بندند. همين خواهرمان كه از شيراز زنگ زده بودند در رابطه با همين بحثي كه از من شنيده اند، نقل كرده اند كه من گفته ام ٢٠٠ نفر طلبه را به مكه برده اند و ٤٠ تا تلفات داده ايم! خدا لعنت كند دروغگويان را، اين را من نقل كردم از قول آقاي رباني كه معلم قرآن است. ايشان روزي به موسسه آمد و گفت ما رفته بوديم ٣٠ يا ٤٠ نفر از اين ٢٠٠ طلبه شبهاتي در ذهنشان آمد و من هم اين را جواب دادم اين مطالب را مفصّل مطرح كردم. آقايان اول و آخر بحث من را قطع كرده اند، گفته ام وهابيها حرف براي زدن ندارند من با مفتي اعظم رفتم در طائف بحث كردم ديدم تمام حرفهايش يك كليشه اي مثل نوار ضبط صوت است تا آخر مي آيد و برمي گردد به عقب! بله اين را ما گفته ايم طلبه هاي ما طلبه اي كه تازه وارد حوزه شده است، معلمين ما دبير هاي ما از شبهات وهابيت خبر ندارند. جواب آماده ندارند.

آن آقاياني كه مي برند مكه بايد مقداري از شبهات وهابيت گفته بشود و جواب شبهات در اختيارشان داده بشود وقتي مي روند آنجا محكم و دندان شكن به آنها جواب بدهند. بله ما اين مشكلات را داريم بر اينكه چه در حوزه و چه در غير حوزه آن اندازه اي كه آنها دارند شبهات منتشر مي كنند ما اهميت به پاسخ شبهات براي عموم مردم نداريم. بنده خودم در مكه بودم. دانشجويي به من گفت: يكي از اين مفتي ها ما را به منزلش برد و نوار كاست، سي دي و يك سري هدايايي به ما داد. يك سري حرفهايي براي ما گفت و من ذهنم خيلي مشوش شده است . من با يك نيت پاك و نوراني آمده بودم الان اين شبهات ذهن من را تاريك كرده است. يك مقداري من صحبت كردم با ايشان، ديدم ذهن ايشان يك سابقه خاصي دارد گفتم مي توانيد آن مفتي را اينجا بياوريد، ما با هم بحث كنيم شما هم شاهد باشيد. گفت من مي توانم بياورم. آن آقا را برداشت آورد يك شب من بودم آيت آلله طبسي بود، آيت الله سند هم بود ما بحث كرديم ٣ شب هم با ايشان صحبت داشتيم شب سوم اصلا آن جوان دانشجو به گريه افتاد! گفت خدا شما را جزاي خير بدهد اين شبهاتي كه اين آقا براي من مطرح مي كرد من احساس مي كردم كه درست است ولي در اين ٣ شب جز رسوايي براي خودش نداشت. هيچ جوابي در برابر شما نداشت. با من مثل بلبل حرف مي زد آمد اينجا مثل موش مرده در برابر شما جواب نداشت.

سوال مي كرديم مي گفت نمي دانم! آدرس مي داديم مي گفت نخوانده ام! مطالبي سوال مي كرديم مي گفت: هنوز مطالعه نكرده ام! كسي كه نه مطالعه دارد و نه جواب آماده دارد! اين قضايا را وقتي به يك جوان يا به يك طلبه مبتدي مي گويند ما طلبه هايمان حتي اساتيد مان، هر كسي در يك رشته خاصي تخصص دارد. يكي در فقه است، يكي در تفسير است، يكي در تبليغ است، در اصول است، حالا ما هم به جاي پرداختن به فقه، اصول و غيره ٣٠ سال عمرمان ٩٠ درصد گذاشته ايم براي پاسخگويي به شبهات، مشخص است آن طور كه بنده دارم جواب مي دهم يا دوستاني كه در حوزه درسي ما بودند قطعا ديگران نمي توانند به اين شكل جواب بدهند اين ديگر طبيعي است.

مجري:

خيلي ممنون، به عنوان آخرين بيننده سلام عرض مي كنم سركار خانم محمدي،

بيننده:

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت برادران عزيز شبكه جهاني ولايت،

سلام دارم به همه مسلمانهاي آزاد انديش، سلام دارم به تمامي وجدانهاي بيدار و سلام دارم به تمامي انسانهايي كه حرف را مي شنوند و خوب گوش مي دهند و خوب تصميم مي گيرند كه اين دنيا خيلي سريع مي گذرد. آقاي دكتر قزويني مدتي پيش شنيديم كه اين علماي وهابي شبكه كلمه به علت حاضر نشدن جهت مناظره با برادران شيعه، خواهران عالمه اعلام آمادگي كردند جهت مناظره، با اين افراد بزدل و عالم نما. حاج آقا عرضي داشتم اين آقايان سابقه طولاني دارند كه در صورت نداشتن منطق حتي بر روي زنها سيلي مي زنند و بي حرمتي مي كنند كه تاريخ ثبت كرده است و همه انسانهاي عاقل مي دانند كه اينها از مناظره با شما ترس دارند و حتي با بچه هاي ١٠ الي ١٢ ساله شيعه كه مختصري آشنا به اعتقادات شيعه باشند حاضر به مناظره نمي باشند.

چون اگر كسي هوشمندانه يك ماه برنامه هاي شبكه كلمه را نگاه بكند مي بيند كه تمامي صحبتهايشان بي دليل مي باشد و حرفهاي تكراري دارند كه بعد از تمام شدن دوباره همان حرفها را شروع مي كنند. در پايان اگر اجازه بدهيد يك سوال دارم.

آيا علمايي از وهابيون هستند كه دستور قتل و يا تكفير يا لعن شيعه را داده باشد؟

اللهم عجل لوليك الفرج.

مجري:

سوالات عزيزان را شنيديم حاج آقا، اولين سوال را آقاي امير داشتند كه شما همانجا پاسخ داديد. آقاي خير اللهي از يزد بودند كه سوال كردند مگر بنا نيست كه بر هر معصوم يك معصوم ديگر بيايد نماز بخواند و دفن بكند؟

استاد حسيني قزويني:

حدود ٨ سال قبل در يكي از شماره هاي مجله حوزه يك مقاله اي آمده بود كه اين مسأله را مورد تهديد قرار داده بودند من يك جواب مفصلي نوشتم و حديث

الإمام يغسله الإمام.

الكافي، ج١، ص٣٨٤

امام را حتما بايد امام غسل دهد.

معصوم را فقط بايد معصوم غسل بدهد معصوم بر او نماز بخواند و دفن كند و نه كس ديگر ، آنجا من موارد متعدد با سند هاي صحيح آورده ام. آقايان اگر مراجعه كنند كتاب كافي ج ١ ص ٣٨٤، اصلا يك بابي دارد مرحوم كليني با عنوان:

إن الإمام لا يغسله إلا إمام من الأئمه عليهم السلام.

امام معصوم را غير از معصوم نمي تواند دفن بكند.

آنجا من سندهاي صحيح را عنوان كردم، بررسي سندي كردم. ظاهرا آن مقاله در شماره ٣٩ يا ٤٠ بوده و در شماره ٤١ من جواب دادم. آنجا من سندهاي متعدد و روايتهاي صحيح آورده ام بر اينكه حضرت زهرا را حضرت امير غسل داد، امام حسن را امام حسين غسل داد، خود امام حسين را موقعي كه خواستند دفن كنند آقا امام سجاد سلام الله عليه با طي الارض همان طي الارضي كه قرآن براي آصف بن برخيا در قرآن ثبت كرده است كه در يك طرفه العيني تمام بساط بلقيس را پيش حضرت سليمان آورده. روايت صحيحي داريم كه حضرت سجاد از زندان كوفه با طي الارض براي دفن و نماز آقا امام حسين تشريف برد. آقا امام كاظم سلام الله عليه كه در بغداد به شهادت رسيد حضرت رضا براي مراسم غسل و دفن پدر بزرگوارشان حضرت كاظم، با طي الارض از مدينه به بغداد آمد. آقا امام رضا كه در طوس به شهادت رسيد آقا جواد الائمه سلام الله عليه از مدينه آمد.

و لذا اين قضايا حتي در رابطه با امام عسگري سلام الله عليه كه وقتي جعفر كذاب آمد نماز بخواند حضرت ولي عصر ارواحنا فداه آمد فرمود: عمو برو كنار من بايد نماز بخوانم. اين قضيه قطعي است در عقيده شيعه بلكه بعضي از فقهاي ما ادعا كرده اند از ضروريات فقه شيعه است.

مجري:

درباره كتاب خرافات الوفور آقاي برقعي سوال كردند كه آيا كسي به آن جواب داده است يا نه؟

استاد حسيني قزويني:

در سايت قرآنيان جناب آقاي حسيني ورجاني كه ١٨ سال شاگرد برقعي، قلمداران و طباطبائي ناصبي بوده ولي اخيرا برگشته است و خوب دارد كار مي كند ما هم ٢ يا ٣ برنامه از ايشان ضبط كرده ايم ايشان مفصل در رابطه با اين خرافات وفور برقعي در اين سايتشان جواب دادند. دوستان مي توانند به آنجا مراجعه كنند. در رابطه با شبهه اي هم كه داشتند در رابطه با قضيه آيات قرآن، كتاب

الآيات البينات في عدم سماع الاموات.

از نعمان بن محمود آلوسي متوفاي١٣١٧، نه آلوسي مشهور، ايشان مي گويد:

و أما حياة الأنبيا عليهم السلام الحياة البرزخيه التي هو فوق حياة شهداء.

اين فوق حيات شهدا است.

و أمره ثابت بالأحاديث صحيحه،

الآيات البينات في عدم سماع الأموات ج١/ص٣٩

در رابطه با اينكه آيا شهدا يا پيغمبر با شنيدن صداي كارهاي زشت ديگران ناراحت مي شوند اين آقا آمده پاكان را قياس از خود گرفته است. روايات صحيح ما داريم اهل سنت نقل كرده اند آقايان مراجعه كنند كتاب مجمع الزوائد هيثمي ج ٩ ص ٢٤، روايتي آورده است پيغمبر اكرم فرمود:

حياتي خير لكم تحدثون و تحدث لكم و وفاتي خير لكم تعرض علي اعمالكم فما رأيت خير حمدت الله عليه و ما رأيت من شر استغفرت الله لكم.

من در زمان حياتم با من حرف مي زنيد من براي شما حرف مي زنم. رحلت من وفات من هم مايه خير شما است.

اعمال شما امت را بر من عرضه مي كنند. اعمال خوب شما را وقتي به من عرضه مي كنند كارهاي خوب شما را مي بينم خدا را شكر مي كنم. من اگر كار بدي از شما ببينم از خدا براي شما طلب مغفرت مي كنم.

همين كه پيغمبر دارد طلب مغفرت مي كند و مايه بخشش گناهان امت را فراهم مي كند اين براي نبي مكرم مايه آرامش است. بعد مي گويد:

رواه البزار و رجاله رجال الصحيح.

روايتش صحيح هم هست.

و همچنين روايات متعددي با سندهاي صحيح آورده ام پيغمبر ميگويد:

ما من أحد يسلم علي إلا رد الله علي روحي حتي أرد عليه السلام

سنن ابي داود، ج١، ص٤٥٣

هر كس به من سلام بگويد در هر كجاي كره زمين سلام او به من بر مي گردد و من جواب سلام مردم را هم مي دهم.

البته ما در دلالت اين روايت قبلا هم اشكال كرده ايم.

مجري:

آقاي سليماني از بندر عباس سوالات عجيب و غريبي كردند كه حالا دور از تناقضاتي كه داشتند ما فكر نمي كنيم هيچ اهل سنتي يزيد را آدم خوبي بداند و فقط آقايان وهابيها هستند كه اينطور مي گويند.

استاد حسيني قزويني:

مي گفت در شبكه وهابي از يزيد دفاع نكردند. خود شما الان دفاع كرديد، كليپ شان را پخش كرديم و خود شما مي گوييد راضي به قتل نبود. ما امشب ديديم دهها عالم سني لعن كرده اند، لعنت معاويه را آورده اند به خاطر قتل يزيد و ما آنجا ١٠ يا ١٢ كتاب از اهل سنت آورده ايم.

مجري:

من توصيه مي كنم آقاي سليماني يك بار ديگر تكرار برنامه ما را ببينند.

خانم محمدي سوال داشتند كه آيا علماي وهابيت دستور قتل و تكفير شيعه را داده اند يا نه؟

استاد حسيني قزويني:

در رابطه با اين مسئله تقريبا يك ماه قبل مفصل بحث كرديم كه ابن تيميه كه تئوريسين وهابيت است، ليدر وهابيت است ايشان در مجموعه الفتاوي ج ٢٨ ص ٤٨٢، مي گويد آنهايي كه هواپرست هستند و امثال اينها مثل رافضه

أحق بالقتال من الخوارج.

شيعه ها شايسته تر هستند براي كشته شدن از خوارج.

يعني آنهايي كه قتل خوارج را جايز مي دانند به طريق اولي قتل شيعه را هم جايز مي دانند. و ابن تيميه در همين كتاب، ج ٢٨ ص ٤٨٦، مي گويد همان كاري را كه ابو بكر داشت براي مانعين زكات و دستور قتل داد همان ملاك در قتل شيعه هم است. همان ملاكي كه براي كشتن خوارج براي كشتن يهود، براي كشتن نصارا است براي كشتن شيعه هم جايز است. الان اين همه كشت و كشتار و غيره همه اينها معلول اين فتاواي غلط و نادرست ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب و بن باز و ديگران و امروز اين مفتيان است. به قول يك نفر اينها واقعا مفتي هستند مجاني هستند، نه به عنوان فتوا دهنده . هر روز فتواي قتل صادر مي كنند.

حتي كار به جايي رسيد كه تقريبا ٢ سال يا ٣ سال قبل بود ملك عبد الله صراحتا گفت ما نمي دانيم از دست اين مفتياني كه شب مي خوابند و صبح فتواي تكفير صادر مي كنند چه كنيم!

من حفر بئر لأخيه اوقع الله فيه.

هر كس چاهي براي برادر دينيش بكند خداي عالم او را در خود آن چاه قرار مي دهد.

وقتي آقايان وهابيها ابن تيميه و ديگران فتواي قتل شيعه را صادر كردند و در طول ٨٠٠ سال شيعه را قتل عام كردند هيچ حرفي نزدند حالا امروز همين مفتيان، همين مجانيها فتوا داده اند بر كفر دولت عربستان سعودي! حالا خودشان وقتي در معرض قتل و فتواي تكفير قرار گرفته اند سر و صدا ايجاد كرده اند بيانيه صادر كرده اند كه نمي شود به اين سادگي حكم تكفير و قتل صادر كرد. حالا ان شاء الله ما اين بحثهايمان را در اين مسائل را به حول و قوه الهي بعد از ماه محرم ادامه خواهيم داد.

من يك نكته را در رابطه با آن برادرم كه گفت اين سبّ معاويه چه بود؟ در اين شبكه وهابي كه اين آقايان كارشناسهايشان در توجيه حرف معاويه كه دستور سبّ داده گفته اند سب به معناي اعتراض است يعني گفته اند آقاي سعد بن ابي وقاص چرا اعتراض به علي بن ابي طالب نمي كنيد؟ اگر واقعا سبّ به معناي فحش نيست به معناي اعتراض است همه جا بايد اين باشد ولي اگر چنانچه معاويه دستور سبّ بدهد به معناي فحش نيست ولي اگر يك شيعه بيايد حتي روايتهاي شما را ببرد روي آنتن اينها استحقاق تعبيرات بدي مثل جانور و وحشي و امثال اين را دارند! بعد بردارند شروع كنند گريه هاي تصنعي و امثال اينها. شما اگر مرد هستيد، مردانگي داريد، سواد داريد، بيايد جواب بدهيد. ما كه داريم مي گوييم اينها دروغ است. ما كه اعتراض مي كنيم. اول بياييد آن حرفي كه ما داريم بزنيد.