سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٧٣ - بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه

بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه

کد مطلب: ١١١١١ تاریخ انتشار: ٠٩ مرداد ١٣٩٠ - ١٤:٤٦ تعداد بازدید: ٤٠ سخنراني ها » شبکه ولايت بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
حبل المتین ٠٩ / ٠٥ / ٩٠

  

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ٠٩ / ٠٥ / ٩٠

مجری :

ممنونیم که برنامه ما را برای دیدن انتخاب کردید . قصد من و همکارانم در این برنامه این است که تاریخ اسلام را یک دور ، تحلیل و واکاوی نماییم و وقایعی که در صدر اسلام اتفاق افتاده که عمدتا منشأ آثار و اعتقادات برای مسلمان ها است ، بررسی کنیم . عمده مطالبی که خدمت شما عرض می کنیم ، از کتب اهل سنت است . در این خصوص هم قضاوتی نمی کنیم . بینندگان ما همه اهل شعور و منطق و تعقل هستند و خودشان تصمیم می گیرند و خودشان فکر می کنند .

ما ترس و واهمه ای از بیان علمی نداریم . بنده همیشه این تذکر را در ابتدای بحث بیان می کنم ؛ اما از جسارت و توهین و بی ادبی ، پرهیز می کنیم . همین تقاضا را هم از شما بیننده عزیزی که تماس می گیرید ، داریم .

ما در خدمت کارشناس عزیز و ارجمند برنامه ، آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده هم از همه بینندگان عزیز که در جای جای این کره خاکی ، ما را میهمان کانون گرم خانواده هایشان قرار داده اند ، سلام عرض می کنم . موفقیت همه عزیزان را از خداوند خواهانم .

حلول ماه مبارک رمضان را به همه مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم . من ناگزیرم نکته ای را اشاره کنم . برادر عزیزمان شب گذشته در رابطه با مسائل ثبوت ماه رمضان صحبت کردند ؛ ولی آن چه که مهم و اساسی است ، ماه رمضان با دیدن هلال ماه ثابت می شود نه در نوشتن در تقویم ها و امثال این . در بعضی از کشورها ، در عربستان سعودی و غیره ، دو سه روز مانده به ماه رمضان ، اعلام می کنند که فلان روز ماه رمضان است ، این خلاف شرع و نادرست است و به گفته آن ها نمی توان روزه گرفت و اگر کسی هم روزه بگیرد ، خلاف شرع کرده . باید انسان یا خودش ماه را ببیند یا افرادی که مورد اعتماد هستند ، ماه را ببینند . ولذا ما با توجه به اعلام نظر دفاتر مراجع عظام تقلید و اعتمادی که به آن ها داریم ، چه در ایران و چه در نجف ، که ماه برای آن ها با شهادت افراد مورد اعتماد ثابت می شود ، روزه می گیریم و آخر ماه مبارک هم روزه خود را می خوریم .

به همین دلیل اگر این بزرگواران اعلام نکردند ، فردا یوم الشک می شود . یوم الشک را هم به نیت ماه رمضان روزه بگیریم ، اشکال شرعی دارد .اما اگر کسی به نیت آخر شعبان روزه بگیرد ولو این که بعدا ثابت شود که ماه رمضان بوده ، جزء ماه رمضان محسوب می شود .

بنده به خاطر سؤالات متعددی که عزیزان دارند ، مطرح کردم .

مجری :

اگر بینندگان عزیز به خاطر داشته باشند ، در این برنامه مباحث ما به صورت سلسله وار و زنجیره ای بود ؛ اما چند جلسه ای است که ما به خاطر درخواست هایی که از طرف بینندگان می شود ، مبنی بر این که چون آن آقایان درخواست مناظره را نمی پذیرند تا بحث ها به صورت رو در رو انجام شود ، شما کلیپ هایی را که در آن شبهه ای را مطرح کرده اند ، پخش و به آن ها پاسخ دهید تا برای همه بینندگان عزیز روشنگری شود .

کلیپ ١ ) :

کارشناس وهابی :

ببینید چگونه از دخترش فاطمه (سلام الله علیها) دفاع می کند ، زمانی که می داند دخترش ناراحت است . در این جا وقتی حضرت علی (علیه السلام) از دختر ابو جهل خواستگاری می کند.

دوستان می توانند به علل الشرایع شیخ صدوق ، جلد ١ مراجعه کنند : اما علمت ان علیا قد خطب بنت ابی جهل ، فقال حق ما تقول ، به حضرت فاطمه خبر می دهند که حضرت علی از دختر ابوجهل خواستگاری کرده ، می گوید : وقتی این خبر را می شنوند ، حضرت زهرا خیلی ناراحت می شوند و می آید ، فاشتدّ غم فاطمه من ذلک و بقیه متفکر هی حتی امست و جاء اللیل حملت الحسن علی عاتقت الایمن و الحسین علی عاتقت الایسر و اخذت بید ام کلثوم عن یسری بید یمنی ثم تحولت الی هجرت ابیها .

حسن و حسین را بر دوش گرفت ، خیلی ناراحت بود . دلش را بغض گرفته بود که حضرت علی این گونه از دختر ابوجهل خواستگاری کرده و ام کلثوم را گرفت .

شاهد این جاست که حضرت رسول حتی اجازه نمی دهد که دخترش این ناراحتی را در ایشان ببیند و از او دفاع نکند . حضرت رسولمی آید و روی منبر می رود ...

چون وقت کم است ، می آید حضرت علی را که در مسجد خواب بود ، بیدار می کند و می گوید : قم یا ابا التراب . فکم ساکنا اضجعت . بلند شو ای ابو تراب ، چقدر انسان های ساکن که اذیت شدند . بعد در این جا حضرت رسولمی فرماید : فاطمه بضعه منی و انا منها ، فمن آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله .

شاهد این جا است که حضرت رسول هیچ کس را تنها نمی گذاشت ، کوچکترین ناراحتی را حس می کرد حتی اگر دخترش هم باشد ، می آید و می گوید : فاطمه بضعه منی ، فاطمه تکه گوشت من است ، هر کس فاطمه را اذیت کند ، من را اذیت کرده و هر کس من را اذیت کند ، خدا را اذیت کرده .

در بالای منبر می گوید : یا علی ام علمت . در این جا دفاع از حضرت زهرا کرد .

مجری :

حضرت استاد ! بعضی وقت ها خیلی ناجوانمردانه این آقایان ، صدر و ذیل روایت را می اندازند و یک قطعه از آن را انتخاب می کنند و سعی می کنند به صورتی آن ها را به هم وصل کنند تا کسی که بیننده و شنونده است آن را به صورت دیگری تصور کند .

اولا : این کارشناس ، سند روایت را نخواند . دوما : صدر روایت را حذف کرد . ثالثا : آخر روایت را که به ضرر آقایان است ، اصلا اشاره ای نکرد .

از شما تقاضا دارم که توضیحات لازم را در این باره بیان کنید .

پاسخ به شبهه خواستگاری امیرالمؤمنین (علیه السلام) از دختر ابو جهل !!!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

همان طور که شما فرمودید ، وقتی یک بیننده ای روایتی را از صحیح مسلم و صحیح بخاری می خواند ، این آقایان می گویند : سند روایت را بیان کنید . همان طور که خانه بی سند ارزش ندارد ، ماشین بدون سند ارزش ندارد ، روایت بی سند هم ارزش ندارد .

ما نمی دانیم چرا این آقایان یک بام و دو هوا هستند . وقتی از صحیح مسلمی که به قول خودشان ، صحیح ترین کتاب بعد از قرآن است ، سند می خواهند . اما اگر از کتاب های شیعه روایت نقل کنند ، اصلا کاری به سند روایت ندارند . مشخص است کهاین روش ، روش عاقلانه و منصفانه نیست .

البته این کار به نفع شیعه است و اگر این آقایان سند را از کتاب های شیعه بخوانند ، سند مخدوش است و این روایت نزد شیعه ، اعتباری ندارند .

از بینندگان عزیز به خصوص ، برادران اهل سنت و جوانان وهابی تقاضا دارم توجه کنند و ببینند که این آقایان چه روشی دارند . البته این روش ، روش جدیدی نیست که این شبکه ها دارند ، این روش را ابن تیمیه ، ابن قیم ، ابن کثیر ، محمد بن عبد الوهاب ، بن باز و دیگر آقایان وهابی همین روش مغلطه کردن را در چند صد سال اخیر داشته اند . به صورتی که باطل را حق نشان می دهند و حق را می پوشانند .

ما هم طبق تکلیفی که داریم به صورت روشن و واضح ، روش و مسلک این آقایان را به بینندگان عزیز نشان خواهیم داد .

این روایتی که آقایان نشان دادند ، در کتاب علل الشرایع ، تألیف شیخ صدوق (ره ) ، جلد ١ ، صفحه١٨٥ نقل شده است . روایت را شیخ صدوق (ره ) نقل می کند که در سلسله راویان آن ابن ابی مقدام است که مرحوم علامه حلی (ره) می فرماید :ضعيف جدا. هم چنین آقای زیاد بن عبد الله ، مجهول است .

از همه این ها مهمتر ، تعبیری است که این آقای کارشناس ، در زمان خواندن داشت . به این صورت که صدر روایت را نخواند . روایت از امام صادق (علیه السلام) است که می فرماید :

انه جاء شقي من الاشقياء الي فاطمة بنت رسول الله ’ فقال لها : اما علمت ان عليا قد خطب بنت ابي جهل فقالت : حقا ما تقول ؟ فقال : حقاما اقول ثلاث مرات ....

فقال يا رسول الله ’ يا علي ! اما علمت اني فاطمة بضعة مني وانا منها فمن آذاها فقد آذاني من آذاني فقد آذي الله ....

فقال علي بلي يا رسول الله ’ قال فما دعاك الي ما صنعت ؟ فقال علي والذي بعثك بالحق نبيا ما كان مني مما بلغها شيء ولا حدثت بها نفسي ، فقال النيي صدقت وصدقت ففرحت فاطمة عليها السلام ...

یک انسان پست و شقی از اشقیا ، خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) آمد و گفت : خبر نداری که حضرت علی (علیه السلام) از دختر ابوجهل خواستگاری کرده است .

این که در این جا گفته شقی از اشقیا آمده و این خبر را داده ، اگر این کارشناس مریض نیست ؛ چرا شقی من الاشقیاء را نمی خواند . یعنی یک فردی از همان دودمان بنی امیه آمده و این خبر را می دهد .

حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نزد حضرت فاطمه می آید . به مسجد می رود که حضرت علی (علیه السلام) مشغول نماز بودند . حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) می فرمايند : فاطمه پاره تن من است . هر کس او را اذیت کند ، مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند ، خدا را اذیت کرده است .

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید : بله ، این را می دانم و به آن معتقد هستم . حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) می فرماید : چنین قضیه ای را خبر دادند که تو به خواستگاری دختر ابوجهل رفته ای؟

وقتي آقایان این این مطلب را نمی آورند ، قلب انسان به درد می آید . نمی دانیم که این کار ، نفاق است یا مرض !!!

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام) می فرمایند : قسم به خداوندی که تو را به پیامبری مبعوث کرد ، چنین قضیه ای اتفاق نیافتاده و حتی از ذهن من هم چنین قضیه ای خطور نکرده .

آقای کارشناس ! به تعبیر امام سجاد (علیه السلام) :أمن الانصاف یابن الطلقاء ؟!!!!

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند : تو راست می گویی . حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم خوشحال شد و رفت .

شیخ صدوق (ره) ، علل الشرایع ، ج ١ ، ص ١٨٥

نکته دوم این که ، چرا این ها را بیان نمی کنید ؟ صدر و ذیل روایت به هم مرتبط است . شقی از اشقیا خبر می دهد که حضرت امیر (علیه السلام) به خواستگاری دختر ابوجهلرفته . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) خودشان می دانند که قضیه چیست ؛ اما برای این که به مردم ثابت کنند که این قضیه دروغ است و برای دیگران روشن شود که بعد ها انسان های مریض این ماجرا را ملاکی علیه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها ) یا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)قرار ندهند !!!!

نکته سوم : مطلبی بود که این آقای کارشناس آن را در ذیل روایت اشاره نکرد ، این بود :

فلما مرضت فاطمة مرضها الذي ماتت فيه آتياها ...

در همان بیماری که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) از دنیا رفتند ، ابوبکر و عمر برای عیادت حضرت آمدند . حضرت زهرا (سلام الله علیها ) به آن ها اجازه ورود به خانه را نداد و فرمودند : من اجازه نمی دهم ، در زیر سقفی که من هستم ، ابوبکر و عمر ، به خاطر ظلمی که در حق من کردند ، جمع شوم .

تا این که این دو نزد حضرت امیر (علیه السلام) آمدند و او را واسطه قرار دادند . حضرت زهرا (سلام الله علیها ) فرمودند : یا علی ! خانه ، خانه ما است و من هم كنيز تو هستم . اگر شما دستور می دهید ، از دستور شما تبعیت می کنم .

در بخش بعد روایت بیان می کند :

فلما وقع بصرهما علي فاطمة ÷ سلما عليها فلم ترد عليهما حولت وجهها عنهما فتحولا واستقبلا وجهها حتي فعلت مرارا ...

فقال ابوبكر : يا بنت رسول الله انما آتيناك ابتغاء مرضاتك واجنتاب سخطك نسألك ان تغفرني لنا وتصفحي عما كان منا اليك ، قالت لا اكلمكما من رأسي كلمة واحدة ابدا حتي القي ابي واشكوكما اليه واشكو صنيعكما وفعالكما وما ارتكبكما مني . قالا : انا جئنا معتذرين مبتقين مرضاتك فاغفري واصفحي عنا ولا تؤاخذينا بما كان منا .

فالتفتت الي علي × وقالت : اني لا اكلمهما من رأسي كلمة حتي اسألهما عن شيء سمعاه من رسول الله ..

هل سمعتما النبي صلي الله عليه وآله يقول : فاطمة بضعة مني وانا منها . من آذاها فقد آذاني ومن آذاني فقد آذي الله ....

قالا اللهم نعم قالت الحمد الله ثم قالت اللهم اني اشهدك فاشهدوا يا من حضرني انهما قد آذياني في حياتي وعند موتي ....

فدعا ابوبكر بالويل والتبور وقال ليت امي لم تلدني فقال عمر : عجبا للناس كيف ولوك امورهم وانت شيخ قد خرفت تجزع لغضب امرأة وتفرح برضاها وما لمن اغضب امرأة وقاما و خرجا .

زمانی که چشم این دو نفر به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) افتاد ، به ایشان سلام کردند . حضرت زهرا (سلام الله علیها ) جواب سلام آن ها را نداد و صورتشان را از ابوبکر و عمر برگرداند . این دو به همان سمتی رفتند که حضرت رو برگردانده بود تا رو به روی حضرت باشند . اما باز هم حضرت رو برگرداند . چندین بار جای خود را تغییر دادند تا رو در روی حضرت باشند ؛ اما باز هم حضرت صورت بر می گرداندند و حاضر نشد با آن ها رو در رو شوند .

نکته دیگری که این کارشناس آن را از روایت حذف کرد ، این بود :

ابوبكرگفت : ای دختر رسول خدا ! ما آمدیم رضایت تو را به دست بیاوریم و از شما بخواهیم که ناراحتی که از ما داشتید ، را ببخشی و بگذری از ظلمی که ما در حق تو انجام دادیم .

حضرت فرمود : من با شما سخن نخواهم گفت ، تا روزی که پدرم ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را ملاقات کنم و از دست شما به خاطر ظلمی که به من کردید ، شکایت کنم .

گفتند : ما آمدیم که از شما عذر خواهی کنیم و شما به ما رضایت دهی و از آن ظلمی که به تو روا داشتیم ، بگذری .

حضرت زهرا (سلام الله علیها )به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) رو كردند و فرمودند : من با این ها سخن نمی گویم ؛ اما تو از این ها سؤال کن ، آیا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود : فاطمه (سلام الله علیها ) پاره تن من است و من از او هستم . هر کس او را اذیت کند ، مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند ، خدا را اذیت کرده .

حضرت امیر (علیه السلام ) سؤال کرد و آن ها گفتند : بله ،فاطمه (سلام الله علیها ) پاره تن من است و من از او هستم . هر کس او را اذیت کند ، مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند ، خدا را اذیت کرده .

حضرت زهرا (سلام الله علیها ) فرمودند : خدا رو شکر که اعتراف کردید . سپس فرمودند : خدایا تو را و همه کسانی را که در این خانه هستند ، شاهد می گیرم که این دو نفر مرا اذیت کردند .

جالب این جاست که :

ابوبکر شروع به ناله و فریاد کرد و گفت : ای کاش مادر مرا به دنیا نمی آورد که امروز حضرت زهرا (سلام الله علیها ) مرا نفرین می کند . عمر گفت : ابوبکر تعجب می کنم که مردم تو را خلیفه کردند ، در حالی که تو یک پیرمرد خرفت هستی که به غضب یک زن این همه عجز و ناله می کنی و با رضایت او خوشحال می شویی . سپس هر دو بلند شدند و از خانه خارج شدند .

این ها در ذیل روایت بیان شده ، ما که نمی خواهیم آن ها را نقل کنیم . شما ما را وادار به بیان می کنید .

این قضیه را ابن قتیبه دینوری در کتاب الامامه و السیاسه ، صفحه ٢١ به صورت مفصل بیان کرده ؛ حتی در آن جا نوشته که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) به ابوبکر گفت :

والله لأدعون اللهعليك في كل صلاة أصليها...

ای ابوبکر ! به خدا سوگند بعد از هر نمازی تو را نفرین می کنم .

دینوری ، ابن قتیبه ، الامامه والسیاسه ، ص ٢١

این گونه سخن گفتن که یک روایت را نقل می کنید ، به سند آن اشاره نمی کنید ، اول و آخر روایت را حذف می کنید ، به ضرر خودتان است . شما هر نتیجه ای را که می خواهید بگیرید ، صدر و ذیل روایت را بخوانید . اگر صدر روایت مستقل باشد ، ذیل آن هم مستقل باشد . وقتی را این آقایان روایت کاذبا ، قادرا ، خائنا ، را می خوانند ، کارشناسشان می گوید : اول روایترا هم بخوان .

اول روایت ، ارتباطی به عبارت جناب عمر ندارد که می گوید :یا علی ! وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) از دنیا رفت ، ابوبکر گفت : من خلیفه پیامبر (صلی الله علیه و آله) هستم.

فرأيتما آثما كاذبا قادرا خائنا .

نظر شما این بود که ابوبکر دروغگو ، مکار ، خائن و حیله گر است .

شما بفرمایید ، اول روایت چه ارتباطی به این دارد ؟ اگر اول روایت را هم بخوانیم ، باز هم به ضرر شما است .

آقای کارشناس ! اول روایت از عباس که به حضرت امیر (علیه السلام) جسارت می کند. شما که می گویید :صحابه کلهم عدول.

ثانیا : گفتار عباس ، عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای ما ارزشی ندارد . چیزی که برای ما ارزش دارد ، نظر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)، امام معصوم (علیه السلام ) يا به عنوان خليفهچهارم ،است. ما به این تکه از روایاتی که ارتباطی به اول ندارد ، اولش هم بیاورید ، باز هم به ضرر شما است . شما باید پاسخ دهید که این ها چگونه نسبت به حضرت امیر (علیه السلام) که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود :علي مع الحق والحق مع علي يدور معه حيثما دار.چنین عبارتی را گفته است .

اما به سادگی از کنار این قضیه عبور می کنید و این کار درستی نیست !!!

این هم خلاصه ای از مطالبی که این کارشناس بیان کرده بود . این آقای کارشناس زمانی که در شبکه نور بود ، عبارتی را از کتاب امالی شیخ صدوق (ره ) آورد که بنده با تلفنی که داشتم ، به ایشان اعتراض کردم . آن عبارت را دیگر نمی آورند .

حال بد نیست که کارشناسان عزیز این عبارت خواستگاری از دختر ابوجهل را هم داشته باشند که در علل الشرایع ، این گونه بیان شده است . اما آقایان قسمتی را بیان کردند و ما به صورت واضح و روشن ، آن را بیان نمودیم . مردم هم در این زمینه قضاوت می کنند .

اما در مورد روایت امالی شیخ صدوق (ره) ، در آن جا بنده دیدم که این کارشناس با آب و تاب می گفت :

ارادان يتزوج ابنة ابي جهل علي فاطمة عليها السلام ....

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) شنیدند که حضرت علی (علیه السلام) از دختر ابی جهل خواستگاری کرده . بالای منبر رفت و فرمود : فاطمه پاره تن من است . هر کس او را اذیت کند ، مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند ، خدا را اذیت اذیت کرده ....

همان جا هم صدر روایت را رها می کند . امام صادق (علیه السلام) در صدر روایت بيان مي كنند که مردم چه ظلم هایی را نسبت به انبیاء انجام دادند تا این که در مورد نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند که به ایشان نسبت دروغگو و ساحر را دادند .

... وماقالوا في الاوصياء (عليهم السلام ) اكثر من ذلك ...

الم ينسبوا الي انه (عليه السلام ) اراد ان يتزوج ابنة ابي جهل علي فاطمة (عليها السلام )

آن اندازه ای که مردم به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ناسزا گفتند (ساحر ، کذاب و مجنون ) ، به اوصیاء الهی بیش از این گفته اند . یکی از افتراهایی که به حضرت امیر (علیه السلام) بسته اند ، این است که حضرت علی (علیه السلام)دنیا پرست و ریاست طلب است . خونریزی می کند ، اگر چنانچه انسان خوبی بود ، ابوبکر به خالد دستور نمی داد که گردن او را در حال نماز بزنند .

آیا به علی بن ابیطالب (علیه السلام)نسبت ندادند بر این که تصمیم گرفته با دختر ابی جهل ازدواج كند ؟

امالی ، شیخ صدوق (ره)

در این جا امام صادق (علیه السلام) می فرماید : یکی از خیانت ها و افتراهای مردمدر راستای افترائاتی که به انبیاء بسته اند ، به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم این افتراء را بستند که آن حضرت قصد خواستگاری از دختر ابی جهل را دارد .

امام صادق (علیه السلام) می فرماید : این قضیه را به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) افتراء بستند . آقایان کارشناس ، این قسمت افتراء بستن را حذف می کنند . این روش ، روش درستی نیست . يا نسبت به حضرت امير (عليهالسلام ) می گویند که حضرت در فلان خطبه می فرمایند :فلست بفوق من اخطأ، این مطلب را فرمودند ؛ اما در ذیل آن هم فرمودند :الا انيکفينی الله،خدای عالم مراحفظ می کند.یا مثل قولي كه مي فرمايد :انا بشر مثلکم ،يوحی الیّ .

اگريوحی الیّرا برداریم ،انا بشر مثلکم، معنایی ندارد . حضرت یوسف می گوید :

إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِإِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي ... يوسف/ ٥٣

شمااگر رحم ربّی، را برداریم ، صدر آیه از بین می رود و معنای آیه را از هم می پاشد . جمله حضرت امير (عليهالسلام ) هم این است که می فرمایند : من فراتر از این نیستم که خطا کنم ، جز این که خدای عالم اصلا اجازه نمی دهد که من خطا کنم ، خداوند مرا یاری و خطاهای مرا کفایت می کند .

آقایان ، اول عبارت را که یک جمله هم هست ، حذف می کنند و با آب و تاب می گویند : خود علی بن ابیطالب (علیه السلام) می گوید : من معصوم نیستم .

علي اي حال، بنده به این برادران گرامی توصیه می کنم تا دیر نشده ، از خواب غفلت بیدار شوید . این روش ها ، ظلم در حق امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . مخفی کردن وزیر سؤال بردنفضائل علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، یکی از نشانه های نصب و يكي از نشانه های نفاقاست .

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند :یا علی ! جز مؤمن ، کسی تو را دوست نمی دارد و جز منافق ، کسی تو را دشمن نمی دارد.

خدای نکرده قبل از این که مرگ فرا برسد و حقایق روشن شود و ظلمت ها و تاریکی ها به خاطر ظلمی که در حق امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کردید ، نمایان شود ، از خواب بیدار شوید .

شما یک شبکه دارید ، در رابطه با احکام و تفاسیر خود صحبت کنید ، این گونه با مقدسات شیعه بازی نکنید ، اگر این کار را دوباره انجام دهید ، قسم به ذات اقدس ربوبی به ضرر خودتان است .

وقتی شما این کار را انجام می دهید ، ما که نمی توانیم ساکت بنشینیم . ما ساکت نشستن را ، خیانت می دانیم .

ما روایت صحیح داریم : وقتی فتنه آغاز می شود ،فعلی العالم انيظهر علمه والا فعليه لعنةالله

عالم موظف است که علمش را آشکار کند و در برابر بدعت قیام کند و آن را معرفی نماید ، و اگر این کار را نکند ، گرفتار لعنت خداوند می شود .

بدانید که شیعه بیدار است و همیشه در صحنه می باشد . ده ها شبکه به زبان های مختلف در اختیار جوان های شیعه است که تمام برنامه های شما را رصد می کنند و همه به دنبال این هستند که حقایق را به مردم ، معرفی کنند .

ما که کاری به شما نداشتیم و به مباحث خود می پرداختیم ؛ اما دیدیم به مقدسات ، مراجع و امامان شیعه اهانت می کنید . به شما ارتباطی ندارد که شیعه چه مقدار طلا به حرم های امام حسین یا امام رضا یا امامین عسکریین (علیهم السلام) داده اند ؟ اگر از حق شما برداشتند ، می توانید اعتراض کنید .

به قول شما اگر به فکر گرسنه ها هستید ، ولخرجی هایی را که آل سعود می کنند ، به آن ها تذکر دهید. این آقایان صدها برابر حرم های ائمه (علیهم السلام)، در کشورهای اروپایی ،ولخرجی می کنند.

مجري :

اينآقایان خودشان سبب می شوند که ما حرف هایی را بزنیم که شاید قصدمان نباشد . مثلا ذیل همین روایتی که شما بیان کردید ، واقعا بسیار تکان دهنده بود و شاید باعث بیان خطوط قرمزی شود که اصلا قصد بیان آن ها را نداریم و تا به حال هم مطرح نکردیم .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده خود در کلاس های درسی که دارم به شاگردان خود توصیه می کنم که بیان این مطالب خلاف شرع است ؛ چون امکان دارد ، توهین به مقدسات اهل سنت محسوب شود . ما هم این مطالب را مطرح نمی کنیم ؛ اما خودشان ما را مجبور به بیان این مطالب می کند . حال اگر آقایان صلاح می دانند ، ادامه دهند تا ما هم پاسخشان را بدهیم .

ما هم به هیچ عنوان از مقدسان خود کوتاه نیامده و قسم یاد می کنیم که تا آخرین لحظه زندگی و حیاتمان ، در دفاع از اهل بیت (علیهم السلام ) به حول و قوه الهی و با عنایت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) ادامه خواهیم داد .

مجری :

حضرت استاد ! قضیه خواستگاری دختر ابوجهل را روشن کنید که چه داستانی داشته است ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

ما این قضیه را چندین بار بیان کردیم که در صحیح بخاری و مسلم از فردی به نام مسور بن مخرمه نقل شده و غیر از این فرد هم ، ما راوی دیگری پیدا نکردیم . عمده سند های آقایان به مسور بن مخرمه می رسد . ابن حجر عسقلانی در کتاب الاصابه ، جلد ٦ ، صفحه ٩٤ در شرح حال همین مصور می گوید :

ولد المسور بعد الهجرة بسنتين .

مسور دو سال بعد از هجرت به دنیا آمد .

ابن حجر عسقلانی ، الاصابه ، ج ٦ ، ص ٩٤

یعنی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) که از دنیا رفنتند ، ایشان هشت ساله بوده .

جالب این است که آقای ابو علم از علمای مصر ، کتابی به نام فاطمه الزهرا (سلام الله علیها ) دارد که در صفحه ١٧٠ این کتاب می گوید :

این قضیه خواستگاری که مطرح شده ، مربوط به سال دوم هجرت است.

ابو علم ، فاطمه الزهرا (ع ) ، ص ١٧٠

اگر این راوی (مسور بن مخرمه ) در آخر سال دوم به دنیا آمده باشد ، خواستگاری قبل از ولادتش بوده . اگر اول سال دوم هجری به دنیا آمده باشد ، در حال شیرخوردن بوده که این خواستگاری انجام شده است .

حال شما پاسخ دهید !!!!

این آقایان در مورد حدیث قرطاس می گویند : این روایت را ابن عباس نقل کرده . در صورتی که آن زمان ، ابن عباس بیشتر از ده سال نداشته . ما چطور روایت یک نوجوان ده ساله را قبول کنیم !!!

حال آن که ابن عباس در آن زمان ، ١٤ الی ١٥ سال سن داشته . علاوه بر این ، از ابن عباس حدود ٥٠٠ روایت نقل می کنند ؛ اما در این جا طور دیگری برخورد می کنند .

در صحیح مسلم ، جلد اول ، صفحه ١٦٤ ، حدیث ٦٦٠نقل می کند که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این شخص که شلوار که به تن نداشته ، لونگی بوده که آن هم در مقابل پیامبر (صلی الله علیه و آله) کنار رفته و هر آن چه که نباید دیده شود ، نمایان می گردد . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید :

ارجع الي ثوبك فخذه ولاتمش عوراتك

مسور برو شلوارت را بپوش و لخت و عریان راه نرو .

صحیح مسلم ، ج ١ ، ص ١٦٤ ، ح ٦٦٠

این شخص با این وضعیت خود ، قضیه خواستگاری دختر ابی جهل را مطرح می کند و آقایان هم گویا فتح الفتوح کرده باشند ، آن را بیان می کنند . از طرف دیگر ، در همین جا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید :

لاتجتمع بنت رسول الله ’ و بنت عدو الله عند رجل واحد ابدا

اگر علی بن ابیطالب (علیه السلام) می خواهد دختر ابوجهل را بگیرد ، دختر دشمن خدا و دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) يك جا جمع نمي شود .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج ٧ ، ص ٢٤٥

ابن عبد البر ، الاستیعاب ، ج ٤ ، ص ١٥٥٢

اگر این حکم است ، به ما پاسخ دهید ، عثمان چطور بین رقیه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یا ام کلثوم دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و بین رمله دختر شیبه که در بدر کشته شد ، جمع کرد . عثمان در همان زمان که دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را داشت ، دختر ولید بن عبد شمس را هم که کافر بود و در فتح مکه مسلمان شد را هم داشت . در این جا یا عثمان به این حکم عمل نکرده یا این که زنان عثمان دختران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیستند ؟

یا این خانمی را که قضیه آن را درست کردند که حضرت امیر (علیه السلام) به خواستگاری ایشان رفته ،جویریه بنت ابی جهل بوده ، اصلا مکه را ندیده و در سال فتح مکه ، تازه مسلمان شده . همان زمان هم که مسلمان شده ، با عتاب بن اسيد ازدواج کرده .

ابن سعد ، طبقات الکبری ، ج ٨ ، ص ٢٦١

مزّی ، تهذیب الکمال ، ج ١٩ ، ص ٢٨٣

این ها همه افسانه درافسانه است که اگر تا آخر داستان را برویم ، متوجه دروغ بودن و افسانه بودن آن می شویم .

کلیپ ٢ ) :

مجری وهابی :

استاد در بحث متعه ، حدیثی دارم که یک بار دیگر هم آن را ذکر کرده بودم . انسان می ماند که آیا بحث متعه با طبیعت و فطرت اسلامی و انسانی ، سازگاری دارد ؟

سند ، کتاب کافی ، شیخ کلینی ، جلد ٥ ، صفحه ٤٥٢ در این جا می گوید : عن ابی عبد الله (علیه السلام) قال ذکرت له المتعه أهيمن الاربعه ، ذکر شد نزد ابی عبد الله (علیه السلام) که آیاچهار متعه می توان گرفت ؟ ابی عبد الله گفت : تزوج منهن الفا . اصلا هزار تا زن متعه داشته باش . فانّ هنّ مستأجرات ، زیرا این ها زنان کرایه ای هستند .

یعنی تصور این که متعه و این قضیه ، با یک انسان مثل یک زن کرایه ای رفتار کردن . یعنی یک انسان را کرایه گرفتن برای یک مطلب . حقیقتا با فطرت انسان جور در نمی آید . یعنی انسان می تواند یک زن را یک ساعت داشته باشد ، کرایه اش را بدهد و مرخصش کند . زن دیگر را یک ساعت دیگر بگیرد ، کرایه اش را بدهد و مرخصش کند و همین طور در شب فرضا می تواند ، سی یا چهل نفر را اگر وقت داشته باشد ، همین طور بگیرد و کرایه دهد .

مجری :

ما واقعا تعجب می کنیم از این آقایان که به این صورت احکام الهی را مورد هتاکی و سخره قرار می دهند و مغلطه وار می گویند : این با فطرت اسلام و فطرت انسانی سازگار نیست .

فانّ هنّ مستأجرات یعنی چه ؟ یعنی یک ساعت می گیرد ، بعد نفر بعدی ...

حضرت استاد ! در این خصوص توضیحاتی را بیان کنید .

پاسخ به شبهه ای که شبکه های وهابی :زنان متعه ، زن های اجاره ای هستند !!!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

آقایان این روایت را در دو سه ماه گذشته ، شاید سی چهل بار این روایت را روی آنتن بردند که در کافی روایتی است که این زن ها ، اجاره ای هستند . این آقای کارشناس می گوید : صیغه و متعه با فطرت بشری ، سازگاری ندارد و توهین و جسارت به زن ها ، محسوب می شوند .

ما بارها این قضیه را بیان کردیم ؛ حتی دوستان به ما گفتند که بحث متعه را تمام کنید ، به اندازه کافی مطرح شده است . اما این آقایان دست بر نمی دارند و هر روز معرکه جدیدی را به پا میکنند . با این که ما در این زمینه صحبت کردیم و آیه ٢٤ سوره نساء را در باره آن خواندیم :

وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَفَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا.نساء / ٢٤

آقای قرطبی می گوید :جمهور اهل سنت ، معتقد هستند که منظور در آیه ، نکاح متعه بوده که در صدر اسلام انجام می دادند.

تفسیر قرطبی ، ج ٥ ، ص ١٢٠

جابر بن عبد الله انصاری می گوید :در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و زمان ابوبکر ، ما زن ها را با آرد یا یک مشت خرما ، متعه می کردیم.

صحیح مسلم ، ج ٤ ، ص ١٣١ ، ح ٣٣٠٣

اگر واقعا با فطرت بشری نمی سازد و توهین به زن محسوب می شود ، از کسانی که در این زمینه ثابت قدم و پیشکسوت بودند ، اسماء بنت ابی بکر ، دختر خلیفه اول شما است . قبلا گفتیم که آقای طیالیسی در مسند خود ، صفحه ٢٢٧ ، حدیث ١٦٣٧ صراحتا می گوید :

اسماء می گفت : ما در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) متعه می شدیم و به آن عمل می کردیم .

مسند طیالیسی ، ص ٢٢٧ ، ح ١٦٣٧

آقای نسائی در سنن کبری ، جلد ٣ ، صفحه ٣٢٦ روایتی را نقل می کند که سند آن هم صحیح است ؛ چون دو راوی بیشتر ندارد . شعبه بن حجاج است که در باره او می گویند :اميرالمؤمنين فی الحديث، مسند قرّی هم هست که نسائی در مورد او می گوید :ثقة .

تهذیب التهذیب ، ج ١٠ ، ص ١٢٤

این قضایا کاملا روشن و واضح است . علاوه بر این ها ، ما رعایت می کنیم که وارد خطوط قرمز ها نشویم . این کارشناس می گوید : متعه با فطرت بشری ، سازگاری ندارد . اما این که متعه در صدر اسلام جایز بوده ، هیچ کس نمی تواند انکار کند . بیش از دویست روایت در صحیح ترین کتاب های خود دارید که این قضیه جایز بوده .

جالب این است که آقای مسلم در صحیح خود از ربیعه بن سبعه از پدرش نقل می کند :

أَنَّ نَبِيَّ اللَّهِeعَامَ فَتْحِ مَكَّةَ أَمَرَ أَصْحَابَهُبِالتَّمَتُّعِ من النِّسَاءِ قال فَخَرَجْتُ أنا وَصَاحِبٌ لي من بَنِي سُلَيْمٍ حتى وَجَدْنَا جَارِيَةً من بَنِي عَامِرٍ كَأَنَّهَا بَكْرَةٌ عَيْطَاءُ فَخَطَبْنَاهَا إلى نَفْسِهَا وَعَرَضْنَا عليها بُرْدَيْنَا فَجَعَلَتْ تَنْظُرُ فَتَرَانِي أَجْمَلَ من صَاحِبِي وَتَرَى بُرْدَ صَاحِبِي أَحْسَنَ من بُرْدِي فَآمَرَتْ نَفْسَهَا سَاعَةً ثُمَّ اخْتَارَتْنِي على صَاحِبِي فَكُنَّ مَعَنَا ثَلَاثًا ثُمَّ أَمَرَنَا رسول اللَّهِeبِفِرَاقِهِنَّ .

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در سال فتح مکه ، به اصحابش دستور داد که با زن ها متعه کنند.

یعنی نستجیر بالله رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سال فتح مکه به زن ها جسارت و توهین کرد و به کاری خلاف اسلام و خلاف فطرت دستور دادند ؟ آیا می دانید که این توهین به نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) است ؟ شما که این ها سر و صدا می کنید که آقایان به اصحاب و به ناموس پیامبر (صلی الله علیه و آله) توهین می کنند ، در این جا به خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) اهانت می کنید .

در ادامه روایت ، سبره بن معبد می گوید : من و رفیقم که از بنی سلیم بود ، رفتیم و خانمی را از قبیله بنی عامر برای صیغه شدن پیدا کردیم . آن زن خوش قد و قامتو بسیار جست و چابک بود . به او گفتیم : صیغه ما می شویی ؟ گفت : مهریه به من چه می دهید ؟ گفتیم : عبایی که بر تن داریم ، به عنوان مهریه به تو می دهیم . آن زن دید من از رفیقم زیباتر هستم و رفیقم عبایش با ارزش تر است . رفقیم گفت : عبای من با ارزشتر است . آن زن گفت : درست است که عبای این مرد کهنه است ؛ ولی خودش چهره زیبایی دارد . همین به درد من می خورد .

رفقیم را کنار زد و من را انتخاب کرد . تا سه روز هم با این خانم همراه بودیم . تا این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داد : هر کس زن صیغه ای دارد ، از او جدا شود .

صحیح مسلم ، ح ٣٣١٥

این روایت صحیح مسلم است و هیچ ارتباطی به ما ندارد . در صحیح بخاری و مسلم است که در بعضی از جنگ ها ـ بنده خجالت می کشم این ها را بگویم ـ صحابه از نداشتن زن ، زجر می کشیدند . به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفتند : این وضعیت ( بدون زن ) برای ما قابل تحمل نیست ، اجازه می دهید که ما خود را ( اخته کنیم ) از مردانگی بیاندازیم .

برادر گرامی ! این مطالب را در کتاب های خود بخوانید که تا این اندازه به آقایان فشار آمده که می گویند : ما حاضریم خود را از مردانگی بیاندازیم .

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند : خود را از مردانگی نیاندازید ، بروید این زن هایی را که مشکلی ندارند ، صیغه و متعه کنید .

این مسائل در کتاب های خودتان آمده است . اما از جهت این که آقایان کارشناس می گویند : با فطرت انسانی و اسلامی سازگار نیست ، در حقیقت توهین به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می کند . همین آقایانی که می گویند : پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ خیبر حرام کرد ، پس جایز بوده که حرام کرده . نمی شود که جایز نبوده باشد ، بعد آن را حرام کند .

این عبارت بحار را که آقای کارشناس می خواند ، در این دو ماه چندین بار بیان کردیم که جناب کارشناس ! شما جاهل هستید و سواد آن را ندارید که عبارت را بخوانید ، گناه شیعه چیست ؟ فانّ هنّ مستأجرات ، نمی خواهد بگوید که این زن ها کرایه ای هستند !!!!

اولا : سند روایت ، ضعیف است ؛ چون در سند روایت ، سودا ؟؟ بن مسلم است که مرحوم نجاشی و شیخ ، او را توثیق نکردند و چیزی در باره او نگفتند . مرحوم میرداماد حرفی گفته که ما کاری به ایشان نداریم . اما استوانه های رجالی ما ، شیخ طوسی ، نجاشی ، مرحوم کشی (ره) ، به هیچ وجهی ایشان را توثیق نکرده است .

ثانیا : کلمه مستأجرات به معنای کرایه نیست . این جا اشاره به اجرت و مهریه است . فماستمتعتم به منهنّ فآتوهنّ اجورهنّ ، این جا مستأجرات به معنای این است که اجر و مهری که بنا است به آن ها داده شود ، بدهند . یعنی اگر زنی را مدتی متعه کردی ، مهر و اجرتش را دادی ، تمام می شود .

علاوه بر این ، آقای کارشناس اصلا نمی تواند عبارت را به درستی بخواند . اهی من الاربع ، آیا متعه چهار تا است ؟!!!

جناب کارشناس ! ما از شما که فارغ التحصیل دانشگاه محمد بن سعود هستید ، انتظار نداریم . اهی من الاربع یعنی این متعه را هم مثل زن های آزاد ، چهار تا فقط بگیریم و بیش از چهار تا حرام است ؟ چون زن حر و آزاد را بیش از چهار تا نمی توان گرفت .

فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ.نساء/ ٣

آیا متعه هم مثل همان حر و آزاد ، چهار تا است ؟ یعنی اگر کسی چهار متعه داشته باشد ، مثل حر و آزاد ، گرفتن پنجمی حرام است ؟ حضرت می فرماید : اشکالی ندارد ؛ چون این ها در برابر متعه کردن ، اجرتو مهری برایشان در نظر گرفته می شود و این کفایت می کند . شما می توانید هزار متعه داشته باشید ، مهریه اش را که دادید و مدت تمام شد ، دیگر زن شما نیست .

این جا کلمه مستأجرات به معنای اجاره نیست . در سوره نساء ، آیه ٢٥ می فرماید :

فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ

زن های های مؤمنی که شما با آن ها ازدواج می کنید ، اجرتشان را بدهید . نساء / ٢٥

به نظر شما یعنی این زن ها اجاره ای هستند ؟ آتوهن اجورهن یعنی حق الاجاره آن ها را بدهید ؟ یا در سوره ممتحنه ، آیه ١٠ در رابطه با زنانی که هجرت می کنند :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآَتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّإِذَا آَتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ....ممتحنه / ١٠

زن هایی که از مکه هجرت می کنند ، شما می توانید با این زن ها ازدواج کنید و اجرت آن ها را بدهید .

اجرتشان را بدهید ، یعنی این ها زن های اجاره ای هستند . از همه این ها بالاتر ، آیه ای در سوره احزاب ، است که در مورد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می باشد .

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّإِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آَتَيْتَ أُجُورَهُنَّ ...

ای پیامبر ما برای تو حلال کردیم زنانی را که تو اجرت آن ها را دادی . احزاب / ٥٠

نستجیر بالله امهات مؤمنات ، زن های کرایه ای بودند ؟ یا این که ، مراد از کلمه اجر و اجاره در این جا ، مهریه است . تمام بزرگان شما از جمله جناب سرخسی در مبسوط خود به صراحت بیان می کند :

قال تعالى :فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن( ٢٤سمى المهر أجراولو قال أمهرتك كذا لأزني بك لم يجب الحد فكذلك إذا قال استأجرتك توضيحه أن هذا الفعل ليس بزنا .

خداوند عالم از مهریه ، به معنای اجرت نام برده . اگر کسی به زنی بگوید : من این مقدار مهر قرار می دهم تا با تو زنا کنم ، در این جا حد ، جایز نیست ...

سرخسی ، مبسوط ، ج ٩ ، ص ٥٨

آقایان از کرخی هم نقل می کند :                                                                                                 

وَلَا يَنْعَقِدُ النِّكَاحُ بِلَفْظِ الْإِجَارَةِ عِنْدَ عَامَّةِ مَشَايِخِنَا .... وَحُكِيَ عن الْكَرْخِيِّ أَنَّهُ يَنْعَقِدُ بِلَفْظِ الاجارة....

حتی اگر کسی با زنی می خواست ازدواج کند ، بگوید : من تو را در برابر این مهر ، اجاره می کنم ، این عقد صحیح است .

کاشانی ، بدایع و الصنایع ، ج ٢ ، ص ٢٣٠

در ذیل همین آیه ، آقای ابن کثیر در تفسیر خود می گوید :

وقوله تعالى ( فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فريضة ) أي كما تستمتعون بهنفآتوهن مهورهنفي مقابلة ذلك ...

مهر های این ها را بدهید .

ابن کثیر ، تفسیر ابن کثیر ، ج ١ ، ص ٤٧٥

جالب است که امام راحل (ره) در کتاب البیع خود می گویند :

فهليختر ببال احد من قوله تزوجن منهنّ (مثلا الف فانّ هنّ مستأجرات ) ...

آیا کسی به ذهنش خطور می کند که در این جا مراد از « فانّ هنّ مستأجرات » زن های کرایه ای هستند ؟ ایشان می فرماید : در این جا به معنای کرایه و اجاره نیست ؛ بلکه همان طور که در موارد اجاره ، شما می توانید هزار تا خانه را می توانید اجاره کنید ، در مسأله زن های صیغه ای و متعه ، در این قسمت که عددی شرط نیست نه در تمام قضایا ، مثلا در بعضی از روایات هست که این زن ها به منزله کنیز هستند . نستجیر بالله کسی بگوید : امام صادق (علیه السلام) به زن ها توهین کرده و گفته : زن هایی که صیغه می شوند ، به منزله کنیز هستند .

نه در یک قسمت شبیه کنیز است یعنی همان طور که انسان مي تواند ده تا یا صدتا یا هزار تا ،کنیز داشته باشد ، می تواند هزار تا متعه هم داشته باشد . در این قسمت که عدد ، شرط نیست ، با کنیز یکی هستند .

در خصوص مستأجرات هم امام راحل (ره) می فرماید : در این که در اجاره ، عددی شرط نیست و انسان می تواند ده تا بیست تا خانه را اجاره کند ،    در این قسمت زن های صیغه ای و متعه ، شبیه به عقد اجاره است . والا اگر تمام روایات شیعه را نگاه کنیم ، تمام شرایطی که برای عقد دائم است ، برای عقد موقت هم بیان شده است . فقط تنهای فرقی که وجود دارد ، مسأله توارث بین زوجین است . اگر مرد و زنی ، عقد موقت باشند ، از یکدیگر ارث نمی برند ، مگر این که شرط کنند که در آن صورت اگر یکی از زوجین بمیرند از دیگری ارث می برد .

هم چنین ، بحث نفقه است که در عقد موقت ، نفقه واجب نیست . مگر این که شرط کنند . اگر ضمن عقد ، شرط نفقه را هم داشته باشند ، نفقه واجب می شود . همان طور که شما در ازدواج مسیار می گویید : نفقه بر عهده مرد نیست . در عقد موقت و متعه ، نفقه بر عهده مرد نیست .

مسأله دیگر این که از چهار شب ، یک شب حق همخوابگی دارد . این را شارع مقدس به دلائلی حذف کرده . شما هم در نکاح مسیار ، همین مطلب را دارید .

همین چند مسأله در عقد موقت یا متعه وجود داشت ، وگرنه در بقیه مسائل با عقد دائم فرقی ندارد.

مجری :

بنده در یکی از سایت های اهل سنت مطلبی را دیدم که نوشته بودند : شیعه که قضیه متعه را مطرح می کنند ، فقط به خاطر جذب جوانان اهل سنت است . چون وضیعت فعلی جامعه که این همه فساد رواج پیدا کرده ، جوان مسلمان برای این که جوابگوی هوا و هوس خود باشد و از جهت اعتقادی هم خیالش راحت باشد ، وقتی مسأله متعه را می شنود ، می گوید : شیعه در این زمینه حرفی برای گفتن دارد ، به همین دلیل شیعه می شوند . تنها چیزی که در مورد قضیه متعه توانستند بگویند ، همین مطلب است .

حضرت استاد ! یک سؤال اساسی وجود دارد و آن این که ، روایتی در کتب اهل سنت در مورد عمر بن خطاب است که نقل می کند : اگر کسی نعوذ بالله زنا کند ، ولی پولش را بدهد ، اشکالی ندارد .

خیلی عجیب است ، به نظر من این برای جوان ها جذاب تر است که بخواهند سنی شوند . لطف کنید و این روایت را برای ما و بینندگان عزیز توضیح دهید .

پاسخ به روایت خلیفه دوم : اگر کسی زنا کند و پولش را بدهد ، اشکالی ندارد !!!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

من بنا نداشتم که در این زمینه ها وارد شوم ؛ چون اهانت به مقدسات اهل سنت را گناهی بزرگ می دانیم و برای احساسات اهل سنت ، احترام قائل هستیم . چندین بار هم گفتم ، وقتی دو شبکه شروع به توهین به اهل سنت کردند ، مراجع ما محکوم کردند . اما ما تا به حال ندیدیم آقایان اهل سنت در مقابل هتاکی هایی که شبکه های وهابی به مقدسات شیعیان می کنند ، سخنی بگویند . ما مجبوریم خودمان پاسخگو باشیم . شاید این پاسخ ها گاهی به اهل سنت هم بر بخورد .

اگر ما بدانیم که آقایان اهل سنت ، حوزه علمیه زاهدان اطلاعیه علیه این شبکه ها بدهد و اعلام کند که این شبکه ها به اهل سنت ، ارتباطی ندارد ، قول می دهیم که نه کلیپی علیه این آقایان پخش کنیم و نه متعرض این آقایان شویم .

اما در مورد روایتی که شما از خلیفه دوم نقل کردید که اگر کسی زنا کند و پولش را بدهد ، اشکالی ندارد ، از همان حرف های عجیب و غریب است و شاید اگر ما مدرکی ارائه ندهیم ، آقایان فکر می کنند ما جسارت می کنیم .

این روایت را عبد الرزاق صنعانی در کتاب مصنف صنعانی ، جلد ٧ ، صفحه ٤٠٧ ، حدیث ١٣٦٥٣ نقل می کند . عبد الرزاق صنعانی که مورد وثوق است که ابن معین می گوید :لو ارتدّ عبد الرزاق عن دينه ، ما ترکنا حديثه،اگر عبد الرزاق مرتد هم شود ، ما از ذکر حدیث او دست بر نمی داریم .

ابن عیینه که سفیان بن عیینه است که امام امیرالمؤمنین است . ولید بن عبد الله که ولید بن جمی است که ابن حجر توثیقش را از ده ها نفر از علمای اهل سنت بیان کرده . بنده هم از دوازده نفر از علمای اهل سنت در رابطه با محلای ابن حزم دارم که ابن سعد ، ابن حبان ، مزی ، توثیقش را از علما بیان کرده است . ابو طفیل هم که از صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله) است .

سند از نظر آقایان اهل سنت ، کاملا صحیح است .

عبد الرزاق عن بن عيينة عن الوليد بن عبد الله عن أبي الطفيلأن امرأة أصابها جوع فأتتراعيا فسألته ( ١ ) الطعام فأبى عليها حتى تعطيه نفسها قالت فحثى لي ثلاث حثيات من تمر وذكرت أنها كانت جهدت من الجوع فأخبرت عمر فكبر وقال مهر مهر مهر كل حفنة مهر ودرأ عنها الحد ( ٢ )

عبد الرزاق از ابن عیینه از ولید بن عبد الله از ابی طفیل نقل می کند که زنی در بیابان دچار گرسنگی شد ، در بیابان به چوپانی رسید و از او طعام خواست . چوپان گفت : من به تو غذا نمی دهم ، مگر این که خودت را در اختیار من قرار دهی و من با تو زنا کنم . آن زن گفت : چوپان به من سه مشت خرما به من داد ، به خاطر این که گرسنگی بر من خیلی سخت بود ، من هم خودم را در اختیار او قرار دادم .

این مسأله را به عمر بن خطاب گفتم . عمر سه بار تکبیر گفت و گفت : آن سه مشت خرما ، مهریه تو بود و هر مشت خرما برای تو یک مهر حساب می شود و حد را از آن خانم بر داشت .

مصنف عبد الرزاق ، ج ٧ ، ص ٤٠٧

بنده از دوستانم تقاضا می کنم کلیپ بعدی را پخش کنند تا سؤالی را در رابطه با همین روایت مطرح کنم .

کلیپ ٣ ) :

کارشناس وهابی :

مسأله متعه و صیغه ، بذاته توهین به زن است . شما اگر در جامعه ای مطرح کنید و بگویید این جزء سنت متبع است ، چقدر برای خانم ها چندش آور است که این طور از آن ها سوء استفاده شود . یا ازدواج یا نه !! که ازدواج ، بنده عرض می کنم که اسمش را ازدواج دائم هم گذاشتند . این کلمه دائم به خطر موقت آمده و الا ازدواج همان ازدواج شرعی است . یا ازدواج یا نه !! چهار چوب ازدواج این است که دو شاهد باشد ، اجازه ولی باشد ، مهر المثل باشد و صیغه در این جا قبول می شود . این ازدواج رسمی است .

یا این که انسان اصلا ازدواج نکند . اما ازدواج به این شکلی که یک ساعت باشد . موقت به وقت باشد که یک روز یا یک ماه باشد ، معنی این را می دهد که توهین در شأن زن هست و خداوند منع کرده ما را به این که به زن توهینکنیم .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

این آقای کارشناس گفت : یا ازدواج یا نه !!!

ایشان با توجه به روایتی که آوردیم ، بگویند : یا ازدواج یا زنا ، به شرط این که پولش را بدهد . این روایت را که ما بیان کردیم و سند آن هم صحیح است و هیچ مشکلی هم ندارد . عمر بن خطاب هم گفت : هر مشت از خرمایی که به تو داده ، یک مهر است .

این کارشناس می گوید : شرط ازدواج این است که باید دو شاهد باشد .

این خانم که در بیابان خود را در اختیار چوپان گذاشت ، شاهدی بود ؟ اجازه ولی بود ؟ آیا ایجاب و قبولی خوانده شد ؟ به ما پاسخ بدهید .

همین روایتی که از عبد الرزاق صنعانی ، نقل کردیم را کنز العمال متقی هندی ، جلد ٥ ، صفحه ٤١٧ و ابن حزم اندلسی در محلا ، جلد ١١ ، صفحه ٢٥٠ نقل می کند .

جالب این که ابن حزم روایت دیگری را در همان صفحه ٢٥٠ نقل می کند :

زنی می گوید : من در بیابان گوسفند می چراندم که مردی آمد و پولی را به من داد و با من زنا کرد.

حفن لی حفنة من تمر ثم اصابني فقال عمر : ما قلت ؟ فاعادت ، فقال عمر بن خطاب : يشير بيده مهر

(در آن روایت سه مشت بود ) یک مشت خرما به من داد و با من زنا کرد . عمر گفت : تو چه می گویی ؟ دو باره تکرار کرد که من در بیابان گوسفند می چراندم ، مردی آمد و به من یک مشت خرما داد و با من زنا کرد . عمر بن خطاب گفت : همین یک مشت خرمایی که به تو داد ، مهرت است و اشکالی ندارد.

ابن حزم ، محلّی ، ج ١١ ، ص ٢٥٠

نووی ، مجموع ، ج ٢٠ ، ص ٢٥

جالب تر این که ، تعدادی از علمای اهل سنت ، به استناد همین روایت ، فتوا دادند :

رجل استأجر امرأة ليزني بها ، فلا حد عليهما في قول ابي حنيفة

اگر کسی زنی را اجاره کند تا با او زنا کند ،ابو حنيفهگفته هیچ حدی نه به زن و نه به مرد ، زده نمی شود .

سرخسی ، مبسوط ، ج ٩ ،نشر دار المعرفه بیروت ،ص ٥٨

ابن قدامه ، المغنی ، ج ٩ ، چاپ دار الفکر بیروت ، ص ٣٧

ابو مظفر حنبلی ، اختلاف الائمه العلماء ، ج ٢ ، ص ٢٥٩

سبط ابن جوزی این مطلب را نقل کرده و دیگران هم تمام این قضایا را آورده اند . در کتاب مجمع الانهر که یکی از کتاب های مبسوط فقهی اهل سنت است ، در جلد دوم، صفحه ٣٤٩نقل می کند :

من استأجرها ليزني بهافإنه لا يحد عند الإمام لأنه روي أن امرأة سألت رجلا مالا فأبى أن يعطيها حتى تمكنه من نفسها فدرأ عمر الحد عنها وقال هذا مهرها ...

زنی را برای این که با او زنا کنند ، کرایه کرده اند . نزد امام اعظم ابو حنیفه ، این زن ، حد زده نمی شود . برای این که روایت داریم که خانمی که با او زنا کرده و یک مشت خرما به او داده بودند ، عمر گفت : حدی بر او نیست ؛ چون یک مشت خرما ، مهر او بوده است .

عبد الرحمن کلیبولی ، مجمع الانهر ، ج ٢ ، با تحقیق خلیل عمران منصور ، نشر دار الکتب بیروت ، ص ٣٤٩

در کتاب الفتاوی الهندیه که فتاوای آقایان احناف را بیان کرده ، به صراحت می گوید :

كَذَا في الْمُحِيطِاسْتَأْجَرَ امْرَأَةً لِيَزْنِيَ بها أولِيَطَأَهَا أو قال خُذِي هذه الدَّرَاهِمَ لِأَطَأَكِ أو قال مَكِّنِينِي بِكَذَا فَفَعَلَتْ لم يُحَدَّ ...

کسی زنی را برای این که زنا کند ، کرایه کرده و به او می گوید : این درهم ها را بگیر ، در مقابل خودت را در اختیار من قرار بده . زن هم این کار را انجام دهد . برای او حدی نیست .

فتاوی الهندیه ، ج ٢ ، ص ١٤٩

به نظر شما اگر این مطالب منتشر شود ، آبرویی برای انسان می ماند ؟ یعنی اگر کسی با زنی زنا کند ، پول دهد ، اشکالی ندارد !!!

همه مراکز فساد در دنیا ، همین کار را انجام می دهند . کسی با زن بدکاره ای ، زنا می کند و در مقابل به او پول می دهد . این مسأله بنابر فتاوای بعضی از فقهای شما ، اشکالی ندارد . شما هم حق اعتراض کردن نداری .

بنده چند سال قبل مکه رفته بودم . دوستان همان نزدیکی بیت الله الحرام که نماز تراویی می خواندند ، آن طرف تر تعدادی از زن های بدکاره بودند که جوان های مکه می آمدند و بر سر قیمت چانه می زدند ، قیت را معین می کردند و با خود می بردند .

پس اگر شما نگران شرافت و جایگاه زن هستید ، به فکر این فتاوای و مراکز فساد باشید که در کشورهای عربی به اوج رسیده . در جامعه شیعه و در کشور های شیعه ، به آیات و روایات عمل می کنند ، حداقلش این است که علمای شیعه اجتهاد کردند و گفتند : عقد موقت ، اشکالی ندارد .

شما که می گویید : اگر کسی اجتهاد کند و در اجتهادش خطا هم کند ، خداوند یک ثواب به او می دهد . آیا اجتهاد فقهای شیعه به اندازه اجتهاد آقایان در جمل نیست ؟ به اندازه اجتهاد خالد نیست که مالک بن نویره را کشت و با زنش در همان شب ، زنا کرد ؟ جناب خلیفه اول هم گفت :ان خالد تعوّل فاخطأ.

البته در این زمینه حرف زیاد است ؛ اما بنده می ترسم که عزیزان اهل سنت ، آزرده خاطر شوند . نکته آخر در مورد نکاح به نیت طلاق بگویم ، تمام فقهای اهل سنت آن را جایز می دانند .

آقایان کتاب المغنی ، تألیف ابن قدامه مقدسی ، جلد ٦ ، صفحه ٦٤٥و هم چنین حاشیه ابن عابدین ( از فقهای بنام احناف ، جلد ٢ ، صفحه ٣٠١ و نیل الاوتاد ، تألیف شوکانی ، جلد ٦ ، صفحه ٢٧٠ ، فتح الباری، تألیف ابن حجر ، جلد ٩ ، صفحه ١٥٠ همه فتوا داده اند که نکاح به نیت طلاق ، اشکالی ندارد .

مجری :

حضرت استاد ! یعنی به چه صورت باشد ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

به این صورت که فردی با زنی ازدواج می کند ، با این نیت که یک ساعت ، نیم ساعت ، یک روز ، دیگر طلاق می دهم .

مجری :

این چه فرقی با متعه دارد ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

یعنی یک نفر در یک شب به قول این کارشناس ، اگر زورش برسد ، با سی یا چهل زن ازدواج می کند . مثلا با یک خانم ، نیم ساعت ، بعد از آن طلاق می دهد . دوباره با خانم دیگر ، دوباره طلاق می دهد . در یک شب می تواند با سی یا چهل خانم ، اگر مقلد آقای ابن جریج باشد ، می تواند با این تعداد خانم ازدواج کند با نیت طلاق ، هیچ اشکالی ندارد .

حال اگر شخصی با زنی ازدواج کرد به نیت طلاق ، یک ساعت بعد زن را طلاق داد و رفت . این خانم حامله شد ، آدرسی هم از این شوهر ندارد ، در این صورت چه کار کند ؟

شما فقط می توانید در مورد متعه صحبت کنید ، در این زمینه هم صحبت کنید . آیا این مورد با فطرت بشری ، سازگاری دارد ؟

آقای شوکانی می گوید :

ولو نوي عند العقد ان يفارق بعد مدة ، صح نكاحه

فرقی نمی کند در عقد که بعد از مدتی جدا شود ، ازدواجش صحیح می باشد .

بعد مده ، به یک دقیقه هم مدت می گوید ، به یک سال هم مدت می گویند .

ابن عابدین می گوید: نکاح مدت معینی ندارد . می تواند یک روزیا یک ماه یا یک سال باشد .

یک ماه با یک زن ازدواج می کند ، بعد یک ماه دیگر با یک خانم دیگر ، در یک سال می تواند با ١٢ زن ازدواج کند و بعد از یک ماه طلاق می دهد و می رود .

حال اگر یک خانم حامله شد ، آدرسی هم از آن مرد ندارد . وقتی بچه اش به دنیا آمد ، مشکلات بچه هم وجود دارد ، شما در این جا چه جوابی دارید ؟ هر جوابی را که دادید ، ما هم در جواب متعه ، به شما همان را می دهیم .

مجری :

حضرت استاد ! جالب است این هایی که می گویند : با فطرت انسانی ، سازگاری ندارد و به دنبال احترام به زن هستند ، چرا در عربستان ، اجازه حق رأی به خانم ها نمی دهند ؟ آن جا فطرت انسانی ، مشکلی ندارد .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

عزیزان اهل سنت و عزیزان وهابی ! ببینید که این آقایان چه اندازه ارزش برای زن قائل هستند . جناب ابو مظفر شیبانی ، از فقهای اهل سنت و متوفای ٥٦٠ هـ ، در کتاب اختلاف العلماء می گوید :

اگر کسی کنیزش را شوهر دهد ، بعد با او زنا کند ، اشکالی ندارد و هیچ حدی هم ندارد .

اذا وطأ امته المزوجة فهل عليه الحد ؟ فقال ابوحنيفة ومالك والشافعي : لا حد عليه .

اگر مردی با کنیزش که شوهر دار است ، زنا کند ، آیا بر او حدی هست ؟ ابو حنیفه و مالک و شافعی گفتند : حدی بر او جاری نمی شود .

ابو مظفر شیبانی ، اختلاف ائمه العلماء ، با تحقیق سید احمد یوسف احمد ، ج ٢ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت در سال ٢٠٠٢ ،ص٢٥٩

در این خصوص چه پاسخی دارید ؟ آیا این جا اشکالی ندارد ؟

آقای ابن قدامه مقدسی ، متوفای ٦٢٠ هـ ، از بزرگان اهل سنت حنبلی است که آقایان وهابی به ایشان ارادت خاصی دارند . ایشان می گوید :

اگر کسی با کنیز مشترک یا کنیزی که شوهر دارد یا کنیز پسرش ، زنا کند ، هیچ اشکالی ندارد و حدی هم بر او جاری نیست .

ابن قدامه ، المغنی ، ج ٩ ، ص١٤٨

نووی ، منهاج الطالبین ، ج ١ ، ص ١٣٢

شمس الدین مقدسی ، الفروع بتصحیح الفروع ، متوفای ٧٦٢ هـ ، ج ٦ ، ص ٧٨

بینندگان عزیز این مطلب را از علمای اهل سنت دیدید ، حال به کتاب کافی ، جلد ٧ ، صفحه ١٩٦ ، امام صادق (علیه السلام) می فرماید :

في رجل زوج امته رجلا ، ثم وقع عليها يضرب الحد

اگر مردی ، کنیزش را شوهر داد و با او زنا کند ، حد زده می شود و باید سنگسار شود .

کافی ، ج ٧ ، ص ١٩٦

مرحوم صاحب جواهر ، از فقهای بنام شیعه است ، می گوید :

من زوج امته من غيره ولو كان عبد ثم وطأها ، فعليه الحد كملا ، جلدا او رجما بلاخلاف ولا اشكال

اگر کنیزش را شوهر دهد ولو به عقد بنده اش در بیاورد ، بعد با او نزدیکی کند ، یا باید سنگسار شود یا این که باید حد بخورد و کشته شود . علمای شیعه در این خصوص هیچ اختلافی با هم ندارند .

جواهر ، ج ٤١ ، ص ٣٧٣

مجری :

به نظر بنده اگر کسی از ابتدای بحث امشب با ما همراه بوده ، بحث متعه را به صورت کامل متوجه شده و تمام شبهات و اشکالات پیرامون آن ، توسط حضرت عالی ، پاسخ داده شد . امیدواریم که بینندگان عزیز ، استفاده کافی و وافی را برده باشند .

حضرت استاد ! یک سؤال دیگر باقی می ماند و آن این است که ، دیدگاه اهل سنت در مورد ازدواج دائم ، بیشتر از چهار تا را جایز می دانند یا خیر ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

در این زمینه آیه قرآن است که می فرماید :

فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَفَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً...نساء/ ٣

البته بعضی از آقایان تا نه زن را جایز می دانند . جناب آقای زیعلی ، متوفای ٧٤٣ هـ ، می گوید :

تا نه زن اشکالی ندارد .

چون آیه قرآن می فرماید : دو تا و سه تا و چهار تا .اگر هم ترسیدید که عدالت را برقرار نکردید ، یک زن بگیرید ...

خداوند در این جا گفته یا دو تا یا سه تا یا چهار تا ؛ پس مجموع این هامی شود نه تا .

تبیین الحقایق شرح کنز الدقائق ، ج ٢ ، چاپ دار الکتب الاسلامی قاهره در سال ١٣١٣، ص ١١٢

فخر رازی در تفسیر کبیر خود ، جلد ٩ ، صفحه ١٤٩ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، می گوید :

يجوز التزوج بأي عدد أريد، واحتجوا بالقرآن والخبر ، أما القرآن فقد تمسكوا بهذه الآية من ثلاثة أوجه : الأول : أن قوله : )فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُمْ مّنَ النّسَاء( إطلاق في جميع الأعداد بدليل أنه لا عدد إلا ويصح استثناؤه منه ، وحكم الاستثناء إخراج ما لولاه لكان داخلا . والثاني : أن قوله : )مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ( لا يصلح تخصيصا لذلك العموم ...

بعضی از علمای اهل سنت در بعضی از اقوام می گویند : جایز است نکاح دائم از یک تا بی نهایت باشد ، یعنی برای آن عددی را معین نکردند . مبنای فقهی آن ها از قرآن ، آیه ٣ سوره نساء که می فرماید فانکحوا ما طاب لکم من النساء ، هر چه می توانید ، زن بگیرید .

در ذیل آیه هم گفته : یا دو تا یا سه تا یا چهار تا . و این (مثنی و ثلاث و رباع ) نمی تواند عمومی که گفته : هر چه می توانید ، زن بگیرید را ، تخصص بزند .

فخر رازی ، تفسیر کبیر ، ج ٩ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ١٤٩

جالب است که آقای نظام اعرج ، متوفای ٧٢٨ هـ ، در کتاب تفسیر غرائب القرآن ، جلد ٢ ، صفحه ٣٤٧ می گوید :

ذهب جماعة إلى أنهيجوز التزوج بأي عدد أريدلأن قوله : )فانكحوا ما طاب لكم من النساء( إطلاق في جميع الأعداد لصحة استثناء كل عدد منه , وقوله : )مثنى وثلاث ورباع( لا يصلح مخصصاً لذلك العموم ....

تعدادی از اهل سنت فتوا دادند : به هر اندازه که می توانید ، زن بگیرید .

خداوند در آیه گفته : هر تعداد که می توانید زن بگیرید . این عمومیت شامل همه است و دلیلی که بیاید این عموم را تخصیص بزند ، صلاحیت ندارد .

نظام اعرج ، تفسیر غرائب القرآن ، ج ٢ ، ص ٣٤٧

تماس بینندگان

بیننده : آقای اثنی عشری از خوزستان

بنده به این آقایان توصیه می کنم که با مقدسات شیعه بازی نکنند که به خداوند سوگند ، خودتان ضرر می کنید .

این شبکه های وهابی که تا این حد در مورد متعه صحبت میکنند ، در حالی که متعه یک از احکام فقهی در دین است . این آقایان در مورد همجنس بازی چه پاسخی می دهند ؟ مسئولان دانشگاه هایی که این آقایان کارشناس در آن درس خوانده اند ، در انگلستان به چه جرمی زندانی هستند ؟ پاسخ این سؤال را هم می توانند بیان کنند .

بیننده : شیعه

حضرت استاد ! بعد از ١٢٠٠ سال عده ای از این آقایان متوجه شدند که صحاح سته، صحیح نیست و می خواهند از روی عقل خود دین را درک کنند . به نظر بنده این ها اهل سنت هم نیستند .

یکی از کارشناس وهابی از بیننده پرسید پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) شیعه بوده یا خیر ؟ بیننده پاسخ داد : اول شیعه حضرت آدم (علیه السلام) بود و اول اهل سنت ، شیطان بود .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

ما به هیچ عنوان نسبت به اهل سنت ، جسارت نمی کنیم و با آن ها به صورت علمی بحث می کنیم . علاوه بر این ، ما کارشناسان این شبکه ها را اهل سنت نمی دانیم ؛ چون این آقایان توسل را قبول ندارند و کسی که توسل را قبول نکند یعنی سخن قرآن را رد کرده است .

ما معتقدیم که تشیع با دین اسلام متولد شده و اسلام و تشیع ، دو روی یک سکه هستند . ما ٤٢ روایت از منابع اهل سنت داریم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به علی بن ابیطالب (علیه السلام) نسبت به شيعيانشبه ایشان بشارت دادند .

يا علي انت وشيعتك هم الفائزون

انت و شيعتك في الجنة

٤٢ روایت در این زمینه که شیعه علی بن ابیطالب (علیه السلام) را اولین بار از زبان خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیده شد .

بیننده : از سیستان و بلوچستان ـ شیعه

این آقایانی که به متعه و صیغه شیعه اشکال می گیرند ، وقتی ازدواج می کنند ، مهریه زن را می دهند و زمانی که می خواهند طلاق دهند ، با سه سنگ زن خود را طلاق می دهند .

بنده واقعا از شنیدن این سخنان تأسف می خوردم . من در سیستان و بلوچستان زندگی می کنیم و این ها را از نزدیک می بینم . این ها باید اول اشکالات خود را رفع کنند ، بعد به ما اشکال کنند .

بیننده : از کردستان ـ اهل سنت

بنده می خواستم در مورد بیانان حضرت استاد نکاتی را بیان کنم . ایشان در مورد چند همسری در اهل سنت ، مطالبی را بیان کردند .

نکته اول این که ، چنین چیزی در قرائت رسمی اهل سنت وجود ندارد . شما یک عالمی را از مجموع علمای اهل سنت انتخاب کردید و مطلبی از او را خواندید . بنده یک مثال منطقی می زنم .

مهمترین چیزی که ما چنین مسأله ای را قبول کنیم ، جامعه است . مثلا مسأله ای که متعه را در جامعه شیعه ، حلال می کند ، وجودش در میان شیعیان است . حال بنده از شما می خواهم که در میان اهل سنت و علمای آن ها در ١٠٠٠ سال گذشته ، بگردید . می توانید کسی را پیدا کنید که چند همسری را قبول داشته باشد .

مجری :

یعنی ما هیچ عالم سنی را نداریم که چند همسر داشته باشد ؟

بیننده :

بنده چند همسری را به عنوان یک قرائت رسمی در اهل سنت ، قبول ندارم .

مجری :

یعنی همه یک همسر دارند ؟

بیننده :

یک همسر تا چهار همسر دارند . آن چیزی که حضرت استاد از چند همسری بیشتر از چهار همسر ، چنین چیزی در قرائت رسمی اهل سنت وجود ندارد .

نکته دوم : در مورد کرایه زن ، اگر چنین چیزی در میان اهل سنت می بود ، علمای اهل سنت آن را مباح می کردند و در مناطق ما هم باید وجود داشت . چرا علمای ما در مورد زنا و مسائل جنسی نهی می کنند و چنین چیز هایی را انکار می کنند .

این مسأله را که شما به عالم درجه چندم اهل سنت نسبت می دهید ، چنین چیزی قرائت رسمی اهل سنت نیست .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

برادر عزیز ! من که نگفتم اهل سنت چنین عقیده ای دارند . بنده گفتم : این آقایان در این کتاب ها ، این مطلب را بیان کردند . اصلا نامی از اهل سنت نبردم . گفتم : بعضی از علمای اهل سنت این عقیده را دارند . عین عبارت را هم خواندم و در نرم افزار جامع الکبیر که توسط خود آقایان درست شده ، موجود است .

بیننده :

در مورد نکاح شقار هم ، هیچ یک از علمای اهل سنت آن را به عنوان قرائت رسمی قبول ندارند ، حال اگر یک عالم دسته چندم این سخن را بیان کند ، دلیل نمی شود .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

البته ما با دوستان شافعی ، موارد مشترک زیادی داریم . چندین بار هم با علمای شافعی تماس گرفته و از آن ها تقاضا کردم که به شبکه ما بیایند و حاضریم از این ها برنامه ضبط و پخش کنیم .

بیننده :

بنده یک گلایه از شما دارم ، بعضی از شبکه های برادران شیعه می گویند : نظر علمای اهل سنت هم در مورد اهل بیت (علیهم السلام) نظر خوبی ندارند .

در صورتی که از اهل سنت کسی نیست که نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) بی ادبی کنند .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

ما فقط ناصبی ها را دشمن اهل بیت (علیهم السلام) می دانیم و اگر در ابتدای برنامه لعنت می فرستیم ، می گوییم : لعنت الله علی اعدائهم اعداء الله ، با این شرط لعنت می کنیم .

ما نواصب را یعنی کسانی که نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) ناسزا می گویند را مسلمان نمی دانیم و از یهود و نصارا هم آن ها را بدتر می دانیم .

در حال حاضر هم ما نواصب نداریم . حتی نسبت به خوارج عصر ما نه عصر اميرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که در کشور عمان هستند و بنده ارتباط زیادی با آن ها دارم که کتابی به نام المصنف دارند که ٤٣ جلد است كه من همه اين ٤٣ جلد را خواندم و بینی و بین الله ، بنده هیچ عبارتی علیه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) و سائر ائمه معصومین (علیهم السلام) پیدا نکردم .

ما به هیچ عنوان اهل سنت را دشمن اهل بیت (علیهم السلام) نمی دانیم ؛ بلکه آن ها را محب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می دانیم .

بیننده :

در کلیپی که از شما شبکه وصال پخش می کردند ، شما روایتی را از کتاب المجروح آقای ابن حبان قرائت کردید ، مبنی بر این که در روز قیامت ، ندا می آید که اصحاب محمد (صلی الله علیه و آله) را صدا کنید . خلیفه اول و دوم و سوم و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می خوانند . به ابوبکر می گویند : هر کس را که میخواهی به جهنم و هر کس را که می خواهی به بهشت ببر .

آن ها می گفتند : شما یک روایت ضعیف را به استناد کتاب المجروح ابن حبان خواندید .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بر فرض که ما گفتیم ضعیف است ، آن ها هر روز روایات ضعیف از کتاب های ما می خوانند . ما امشب چند مورد از این روایات را خواندیم . آیا این آقایان می آیند ، بگویند : این روایت صحیح است .

البته بنده گفتم که چنین روایتی در کتاب های دیگر هم بیان شده است . بعضی از منصفینشان گفته بودند که این روایت ضعیف است .

در رابطه با قضیه خوخه ابوبکر ، آقایان از یک طرف می گویند : اصلا ابوبکر در مدینه خانه نداشت . از طرف دیگر می گوید : پیامبر (صلی الله علیه و آله) همه در های صحابه را بست مگر یک سوارخی از در صحابه .

یا این که در برابر روایت انت منی بمنزله هارون و موسی ، روایت دیگری آوردند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده : ابوبکر برای من به منزله ابراهیم است . عمر به منزله ، حضرت نوح است و عثمان به منزله ، حضرت زکریا است . بعضی از منصفین ، این روایات را تضعیف کردند . ما این را قبول داریم ؛ اما آیا این روایات در کتاب های آن ها وجود دارد یا ندارد ؟

اگر در کتاب های آن ها وجود دارد ، چطور این آقای کارشناس ، روایت سحر النبی را از کتاب بحار الانوار می خواند . عبارت علامه مجلسی (ره) که می گوید : هر کس عقل داشته باشد ، این روایت را قبول نمی کند . کسی که عقل ندارد ، می گوید پیامبر (صلی الله علیه و آله) مسحور شده .

اما این مطالب را نمی خوانند ؛ ولی همان عبارتی که گفته شده پیامبر (صلی الله علیه و آله) مسحور شده را می خواند . به قولی جواب های ، هوی است .

روزی مؤمن الطاق ( از اصحاب جلیل القدر امام صادق (علیه السلام) است )و ابو حنیفه در مورد متعه مناظره می کردند .ابوحنیفه به مؤمن الطاق گفت : شما که متعه را قبول دارید ، چرا به دختر و زن خود نمی گویی که متعه شوند و برای تو منبع در آمدی شود . مؤمن الطاق گفت : آقای ابو حنیفه شما معتقد هستید نبیز که قسمی از شراب است ، اشکال ندارد . پس چرا به زنت اجازه نمی دهی که دکان شراب فروشی باز کند تا برای تو کسب در آمد کند .

ابو حنیفه گفت : این سخن تو تیری بود در مقابل سخن من ؛ البته تیر تو بسیار برنده تر بود .

برادر عزیز ! در برابر موشک ، موشک است و در برابر گلوله ، گلوله است .

بیننده : آقای اشجع از اصفهان ـ شیعه

بنده در جواب این برادری که گفت : تعدد زوجات بیش از چهار زن ، وجود ندارد . در تاریخ جهان گشایی آقای جوینی نوشته شده که در فتح بغداد که توسط هلاکو خان مغول انجام شد ، از سرای معتصم ، خلیفه عباسی ، هفتصد زن و هزار و سیصد کنیز خارج کردند .

این خلیفه مسلمین هفتصد زن را چگونه عقد کرده است ؟!!!

وقتی می گویند : در جامعه اهل سنت نیست ، ما که در تک تک خانه های اهل سنت را جستجو نمی کنیم که ببینیمهست یا نه ؟

نکته دوم این که ، هیچ گاه اسلام نخواسته که غریزه انسانی را محدود و زندانی کنیم . تحت قوانینی مجاز شمرده است . شما از یک زن بیوه که شوهرش را ده سال قبل از دست داده ، بپرسید متعه برای او خوب است یا بد ؟ آیا با فطرت انسانی زن ، سازگار است یا خیر ؟

بیننده : از اصفهان

بنده سؤالی در رابطه با توسل به اهل بیت (علیهم السلام) بپرسم وآن این که ظاهر بعضی از آیات این را می رساند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) شاهد اعمال امت نیست ؟ به این معنا که خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از اعمال امت خبر ندارد . اگر این ثابت شود ، هم توسل زیر سؤال می رود و هم شاهد اعمال بودن ائمه اطهار (علیهم السلام) زیر سؤال می رود .

هم چنین بعضی از آیات قرآن دال بر این است که شخص زمانی که از دنیا می رود ، در واقع ارتباطش با عالم ماده قطع می شود . مثلا در سوره توبه ، آیه ١٠١ می فرماید :

وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَالْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ.توبه / ١٠١

این آیه تقریبا صریح می گوید : پیامبر (صلی الله علیه و آله) از احوال بعضی از منافقین مدینه ، خبر نداشته . باز در آیه ١٠٩ سوره مائده می فرماید :

يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ . مائده / ١٠٩

وقتی روز قیامت می شود و خداوند از پیامبران می پرسد که از امت چه جوابی شنیدید . آن ها جواب می دهند : ما اطلاعی نداریم .

باز آیات دیگری است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) اطلاعی ندارد . مثلا در آیه ٩ سوره احقاف می فرماید :

قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ. احقاف / ٩

این آیه صریح در این است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می گوید : من اصلا نمی دانم که چه اتفاقی برای من می افتد و چه اتفاقی برای شما می افتد .

یا در آیه ٢٥٩ سوره بقره که در مورد عزیر نبی (علیه السلام) صحبت می کند که عزیر از دنیا می رود و زمانی کهدو باره زنده می شود ، از او می پرسند :

قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ .... بقره/ ٢٥٩

چه مقدار درنگ کردی ؟ می گوید : یک روز یا مقداری از یک روز را درنگ کردم .

این نشان دهنده آن است که ارتباط شخص بعد از این که از دنیا می رود ، با عالم ماده قطع شده . به همین خاطر است که عزیر نمی داند که چند روز در عالم برزخ بوده .

اگر ما شاهد اعمال بودن ائمه (علیهم السلام ) راآن هم شاهد اعمال بودن ظاهری در دنیا بگیریم ، این خیلی بهتر است . هم چنانکه در آیه ١١٧ سوره مائده از قول حضرت عیسی (علیه السلام) می گوید :

مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْوَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًامَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ.مائده / ١١٧

من مادامی که در میان امتم بودم ، شاهدشان بودم .

از حضرت استاد می خواستم بپرسم در مورد این آیات چه جوابی دارند ؟ در واقع معنی اظهر آیه ، خیلی مهم است .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

برادر عزیز ! ما که نمی توانیم بعضی از آیات را بگیریم و بعضی دیگر را رها کنیم . به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) وحی می شود :

وَاسْأَلْ مَنْأَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَاأَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آَلِهَةً يُعْبَدُونَ.زخرف / ٤٥

از پیامبران گذشته بپرس .

واسأل من ارسلنا من قبلک من رسلنا ، چه معنایی دارد ؟

در کنار این آیات ، ده ها آیه دیگر است . تمام علمای اهل سنت در مورد آیه ٦٤ سوره نساء گفتند که این آیه هم شامل حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می شود و هم شامل بعد از حیات ایشان است.

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَوَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا. نساء / ٦٤

بنده بیش از ٢٠٠ نفر از علمای اهل سنت را سراغ دارم که با استدلال به این آیه توسل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را جایز دانسته و به همه مسلمانان از شیعه و سنی توصیه می کند ، در زمان زیارت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) این آیه را بخوانند و به ایشان توسل کنند .

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) یا می شنود یا نمی شنود . اگر نمی شنود ، چرا در نماز می گوییم السلام علیک یا ایها النبی ورحمه الله و برکاته ، معنا نمی دهد .

اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می شنود ، همان طور که سلام دادن مستحب است ، جواب دادن آن هم واجب است .

علاوه بر این ، خود آقایان اهل سنت با سند صحیح از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل کردند:

حياتي خير لكم تحدثونويحدث لكم فإذا أنا مت كانت وفاتي خيرا لكم تعرض علي أعمالكم فإذا رأيت خيرا حمدت الله وإن رأيت شرا استغفرت الله لكم

هم حیات و هم مرگم برای شما مفیید است . زمانی که از دنیا رفتم ، اعمال شما را به من عرضه می کنند و من شاهد اعمال شما هستم . اگر اعمال شما خوب باشد ، خدا را شکر می کنم و اگر اعمال شما بد بود ، از خداوند برای شما طلب مغفرت می کنم .

سیوطی ، جامع الصغیر ، ج ۱ ، ص ۵۸۲

سقاف ، الاغاثه

جالب این است که آقای هیثمی در مجمع الزوائد ، جلد ۹ ، صفحه ۲۴ می گوید :رجال این روایت ، رجال صحیح است .

هیثمی ، مجمع الزوائد ، ج ٩ ، ص ٢٤

این مسائل واضح و روشن هستند . آقایان اهل سنت در رابطه با بلال بن حارث که از صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است ، این گونه بیان می کنند :

بلال بن حارث ، کنار قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) آمده و به ایشان توسل می کند . می گوید :يا رسول الله قد هلك الناس فاستسق لامتك.پیامبر مردم هلاک شدند ، برای امتت طلب مغفرت کن.

آقای ابن حجر عسقلانی در فتح الباری ، جلد ٢ ، صفحه ٤١٢ می گوید :روایت صحیح است.

ابن کثیر دمشقی در البدایه و النهایه ، جلد٧ ، صفحه ١٢٠ می گوید :روایت صحیح است.

این مطالب هم وجود دارد . ما نمی توانیم بعضی از آیات قرآن را بگیریم و بعضی دیگر را رها کنیم . آیات قرآن ، یکدیگر را تفسیر می کنند .

وَقُلِ اعْمَلُوافَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. توبه / ١٠٥

شما عمل کنید و عمل شما را خدا و رسول و مؤمنون می بینند . امام صادق (علیه السلام) می فرماید : مراد از مؤمنون ، ما ائمه (علیهم السلام) هستیم .

مجری :

ایشان می گویند : زمانی که از دنیا می روند ، ارتباطشان با عالم ماده قطع می شود . آیه قرآن می فرماید :

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْأَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ. آل عمران / ١٦٩

این ها مرده نیستند، این ها زنده هستند .

پس باید این عالم می تواند ارتباط داشته باشد .

بیننده :

شما آیه ١٠٥ سوره توبه را خواندید ، در حالی که آیه ١٠١ همین سوره را ببینید ، خداوند به پیامبرش می فرماید :لاتعلموهم .

آیه ٦٤ سوره نساء ،ولو انهم اذ ظلموا جاؤوک... برای زمان حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است .

السلام عليک ايها النبی ورحمه الله وبرکاتهرا هم که فرمودید ، بعد از آن می گوییم :السلام علينا... وقتی سلام بر خودمان می کنیم ، ضمیر نا ، آیا جمع مؤمنین نیستند ؟ اگر ما به خودمان سلام می کنیم

که آن ها نمی شنوند . شما برالسلام عليک... استدلال می کنید ، در حالی که باید سلام بعدی هم همین طور باشد و همه باید بشنوند ؛ اما همه نمی شنوند .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

برادر من ! این که من می گویم : سلام بر ما ، به کسی سلام نمی کنم که بشنود . اگر ما السلام علیک ... سلام خطاب است در صورتی که السلام علینا ... سلام خطاب نیست . این در حقیقت تعظیم فرد است .

بیننده :

بنده از اهل سنت دفاع نمی کنم ؛ اما می گویم اهل سنت هم اگر سخنی گفتند ، مخالف قرآن گفتند . اگر امروز این اختلافات وجود دارد ، به خاطر این است که به غیر کتاب خدا مراجعه کردیم . به نظر من هم شیعه و هم اهل سنت نسبت به قرآن کوتاهی کردیم و اگر بخواهیم محور واحدی را انتخاب کردیم ، قرآن است .

مجری :

یعنی شما قائل هستید که توسل در قرآن وجود ندارد ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

اتفاقا بنده معتقدم هرکس دم از قرآن می زند ، این حرف ، حرف شیطانی است . ما در روایات داریم که چون در قرآن بیان شده :انا انزلنا اليک الذکر لتبين للناس ،اگر چنانچه این ذکر را بگیرید و تبیین پیامبر (صلی الله علیه و آله) را رها کنیم ، این انکار قرآن است . خود اهل سنت هم دارند ، کسی که دم از قرآن بزند و بگوید ما نیازی به سنت نداریم ، بدانیدهو ضال مضل، هم گمراه است و هم گمراه کننده .

شما برای من ثابت کن که در کجای قرآن بیان شده : نماز ظهر بخوانید .

بیننده :

بحث بنده نسبت به این مسائلی که قرآن در مورد آن ها مسکوت است ، نمی باشد .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

برادر من ! مگر شما نمی گویید ، شیعه و سنی از قرآن فاصله گرفته ؟ بنده می خواهم بپرسم ، شما که نماز صبح می خوانی ، در کجای آن این را دستور داده ؟

بیننده :

به این کیفیت ندارد ؛ اما بیان شده که فسبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس و قبل الغروب .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

این صلاه نیست . یعنی من قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب بگویم : سبحان الله و الحمدلله ، کفایت می کند .

برادر من ! این افکاری را که به شما القاء می کنند ، افکار شرک و ضد قرآنی است و می خواهند قرآن را از جامعه حذف کنند و با این سخنان مردم را از قرآن ، فراری دهند .

قرآن در یک جا می گوید :ان لايتوفی الانفس حین موتها. خداوند عالم بشر را قبض روح می کند.

شما که می گویید : عزرائیل قبض روح می کند . این که خلاف آیه قرآن است .

ما که نمی توانیم قرآن را یک چشمی ببینیم . در صورتی که در سوره سجده می فرماید :

قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِيوُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ. سجده / ١١

ملک الموتی که از طرف خداوند وکیل است ، شما را قبض روح می کند .

در سوره نساء می فرمايد :وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ

، تمام کار های شما را خداوند می نویسد .نساء / ٨١

از طرفی هم می گوید :ورسلنا لديهميکتبون،این فرستادگان و ملائکه ما در نزد شما هستند و می نویسند.

این آیات را باید در کنار هم قرار دهیم تا بتوانیم استفاده کنیم .

این آقایان که به ما اشکال می گیرند که چرا از امام حسین (علیه السلام) شفا می خواهید ؟در سوره توبه ، آیه ٧٤ می فرماید :

وَمَا نَقَمُوا إِلَّاأَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ. توبه / ٧٤

علت اين كه اين هاپیامبر (صلی الله علیه و آله) انتقام می گیرند ، این است که ایشان مسلمانان را از فضلش ، بی نیاز کرده است .

یعنی خدا از فضلش ، پیامبر هم از فضلش در عرض هم هستند .

خيلي جالب است كهدر سوره ٥٧ سوره توبه می فرماید :

سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ. توبه / ٥٧

خدای عالم از فضل خود و از فضل رسولش به شما کرم می کند .

زمانی که خدای عالم از فضل خود و از فضل رسول (صلی الله علیه و آله) کرمکند ، فرقی نمی کند که من از خدا حاجتم را بخواهم یا این که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بخواهم .

بیننده : شیعه

این هایی که الان مخالفت می کنند ، مخالفت هایشان از زمان گوساله سامری شروع شده . الان هم دستور از شیطان دارند که با پیامبران مخالفت کنند . در این زمان هم حق مشخص است و هم باطل .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

نکته آخر در مورد آقایانی که می گویند : رفتن به در خانه اهل بیت (علیهم السلام) بر خلاف ایاک نعبد و ایاک نستعین است . در آیه ٤٥ سوره بقره خداوند می فرماید :

وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ. بقره / ٤٥

از نماز و روزه هم کمک بگیرید .

اگر واقعا استعانت از غیر خدا ، شرک است ، پس نعوذ بالله این هم شرک است .

خدایا تو را قسم می دهیم به آبروی محمد وآل محمد هر چه سریعتر لباس فرج بر اندام مولایمان بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) بپوشان .

خدایا به آبروی محمد و آل محمد ما را از انصار خاص آن حضرت قرا ر بده .

رفع گرفتاری از گرفتاران بنما .

جوائج حاجتمندان روا بفرما .

مجری :

خیلی تشکر می کنیم از شما استاد عزیز و هم چنین از شما بینندگان عزیز و ارجمند که ما را در این برنامه همراهی کردید .

اللهم عجل لولیک الفرج .