سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٨٥ - روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت

روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت

کد مطلب: ٥٣١٧ تاریخ انتشار: ٠١ ارديبهشت ١٣٩٢ تعداد بازدید: ٢٥٩٣ سخنراني ها » شبکه ولايت روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
حبل المتين ٩٢/٠٢/٠١

لينک دانلود
    بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ :٩٢/٠٢/٠١

مجري:

سلسله مباحثي كه تقديم شما عزيزان شد مباحث امامت بود كه ما به خاطر شهادت بي بي دوعالم حضرت زهرا سلام الله عليها ما پيرامون حضرت زهرا بحث داشتيم كه آن سلسله مباحث ما ماند و انشاءالله از امشب مي خواهيم مباحث را ادامه دهيم.

ما تا حديث منزلت آمديم و بحث انتصاب و انتخاب بود كه اين مباحث مطرح شد و من از حضرت استاد خواهش مي كنم كه يك خلاصه اي از مطالب گذشته ما كه در رابطه خلافت كه آيا انتخابي است يا انتصابي است را مطرح بفرماييد.

استاد قزويني:

همانطوري كه برادر عزيزم جناب آقاي محسني اشاره كردند ما در اين ٤-٥ ماه اخير كليه آياتي كه مربوط به خلافت و امامت اميرالمؤمنين سلام الله بوده از منظر قرآن مطرح كرديم و شهادت علما، مفسران و متكلمين بزرگ اهل سنت را هم در تفسير، تاويل و شان نزول آيات بيان كرديم.

و آن آقاياني كه شعار مي دادند چرا در قرآن به امامت و خلافت علي اشاره نشده است ما انتظار داشتيم كه نسبت به اين مطالبي كه بيان شد و لو يك دقيقه سخن بگويند، اظهار نظر كنند اگر نقد و نظري دارند ما نقد و نظر آنها را ببينيم ولي هرگز اينها ورود پيدا نكردند چون ديدند ادله شيعه بر امامت اميرالمؤمنين حتي از قرآن به حدي قوي و محكم و منطقي است كه اصلا ورود آنها به ضرر خودشان تمام مي شود.

از منظر سنت ما آمديم روايات متعددي را حديث وصيت، حديث خلافت، حديث امامت، حديث منزلت كه تك تك اينها كافي است حجت را بر همگان تمام كند و نبي گرامي صلي الله عليه و آله وسلم از همان روزهاي آغازين رسالت شان بحث نبوت خودشان را كه مطرح مي كردند بحث امامت و خلافت و جانشيني اميرالمؤمنين را در هر فرصت مناسب مطرح مي كردند.

و با الفاظ و عبارت هاي مختلف به تعبير صديقة طاهره سلام الله عليها

وهل ترك أبي يوم غدير خم لاحد عذرا

آيا پدرم در رابطه با خلافت علي عذري و راه گريزي و راه فراري و توجيهي براي كسي گذاشت؟

الخصال - الشيخ الصدوق - ص ١٧٣

باز ما انتظار داشتيم كه اين آقايان كارشناسان شبكه هاي وهابي كه فريادشان گوش عرشيان را كر كرده است و مي گويند از خلافت علي خبري نيست و پيامبر چيزي درباره خلافت علي نگفته است، اي كاش اينها براي يك لحظه هم كه بود پنبه از گوش خود بيرون مي كردند و انگشت از گوش خود كنار مي زدند و اين آيات و روايات را مي شنيدند و حداقل براي يك دقيقه هم كه شد اظهار نظر مي كردند ولي خلاصه هرگز ورود پيدا نكردند و ورود هم پيدا نمي كنند چون مي دانند با ورودشان جز بر طبل رسوايي خود كوبيدن چيز ديگري نيست.

همين جلسه شبه مناظره اي كه بين برادر عزيزمان جناب آقاي عباسي و جناب آقاي سجودي برقرار شد خب اين هم ما معتقديم از الطاف خفيه الهي بود حالا من بارها هم گفتم اصلا بحث پيروزي و شكست و برد و باخت مطرح نبود ولي آنچه كه مسلم بود ما توانستيم از تريبون وهابي ها خيلي از رواياتي كه بينندگان آنها يا حتي عزيزان اهل سنت در طول عمر خود اين روايات را نشنيده بودند و اصلا نمي دانستند حديث حوض يعني چه.

اين را الحمدلله ما توانستيم به گوش بينندگان آنها برسانيم و آنهايي كه اهل نظر و تحقيق و پژوهش هستند يقين داريم كه همين حديث حوض نقطه عطفي در زندگي شان خواهد بود كه چگونه اينها اهل بيت عصمت و طهارت را با اين همه آيات و روايات در حقانيت اينها هست به ويژه حديث ثقلين كه نبي مكرم در جاهاي مختلف مطرح كرده و امت را توصيه كرده است به كتاب و اهل بيت تمسك كنند.

اگر مي خواهند از ضلالت و گمراهي در امان باشند، اينكه يك عده اي اهل بيت را كنار گذاشتند و سراغ صحابه رفتند همين حديث حوض ثابت كرد آنهايي كه دين شان را از صحابه گرفته اند، احكام شان را از طريق صحابه گرفته اند حديث حوض به صراحت مي گويد اكثيريت صحابه بعد از نبي مكرم دچار ارتداد شدند و گرفتار آتش جهنم خواهند شد.

و اين سخن صحيح بخاري است

فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ

صحيح البخاري ج ٥،ص ٢٤٠٧

اين در حقيقت تلنگري است براي آن كساني كه دنبال تحقيق و بررسي هستند، حالا بعضي هايي كه به قول معتقد به

إِنَّا وَجَدْنَا آَبَاءَنَا عَلَي أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَي آَثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ

سوره زخرف آيه ٢٢

ما با اينها كاري نداريم و مهم تر از همه اينكه اينها الان نزديك ٢ سال خرده اي است در اين شبكه هاي وهابي در تمام برنامه هاي خود بلا استثنا چندين مرتبه مي گفتند شيعه نسبت به همسران پيامبر اهانت و جسارت مي كند و عايشه را مورد افتراء قرار مي دهد و اين همسر نبي گرامي را تهمت نارواي رابطه نامشروع و فحشاء مي زند ولي بينندگان شبكه كلمه وهابي و ديگر شبكه ها فهميدند كه بزرگترين اهانت را به ام المؤمنين عايشه آقايان اهل سنت در كتاب خود آن هم درصحيح بخاري آورده اند نه در كتاب بحار و تهذيب و كافي و وسائل.

اينكه نبي مكرم كه يك عمري با يك زني زندگي كرده است و از همسر خود خاطر جمع نيست، گفته هاي ديگران آنچنان نبي مكرم را تحت تاثير قرار مي دهد و به همسرش مي گويد اگر رابطه نامشروع داشتي به من بگو تا براي تو استغفار كنم.

اين بالاترين اهانت به نبي مكرم است فراتر از همسر نبي گرامي، پدر و مادر عايشه كه او را تربيت كرده اند و از هركسي بهتر به روحيه پدر و مادر اوست ولي طبق عبارت صحيح بخاري ام المؤمنين عايشه مي گويد وقتي من به پدر و مادرم مي گويم من رابطه نامشروع نداشتم از من باور نمي كنيد از من قبول نمي كنيد ولي اگر چنانچه ديگران نسبت به من حرف و حديث مي زنند و من را متهم به فحشا مي كنند آنها را تصديق مي كنيد.

خب اين ديگر بالاترين اهانت به عايشه ام المؤمنين است از اين بالاتر؟ يا عبارتي كه از ابوبكر نقل شد كه به نبي مكرم عرضه مي دارد يا رسول الله چرا منتظري و چرا طلاق عايشه را نمي دهي؟

خَانَتْكَ وَفَضَحَتْنِي

در حق تو خيانت كرد و مرا رسوا كرد

المعجم الكبير ج ٢٣، ص ١١٧

مجمع الزوائد ج ٩، ص ٢٢٩

المعجم الأوسط ج ٦، ص ٢٧١

در صحيح بخاري از اميرالمؤمنين سلام الله عليه وقتي پيامبر مشورت مي كند اميرالمؤمنين مي گويد يا رسول الله زن براي تو كه قحطي نيست عايشه را طلاق بده، بهتر از او نصيب تو خواهد شد.

حتي جالب اينجاست كه جناب آقاي قرطبي كه از او امام قرطبي تعبير مي كنند متوفاي ٦٧١ به صراحت مي گويد همين قضيه اي اميرالمؤمنين در مشورت پيامبر نظر داد به طلاق عايشه اين باعث كدورت هاي شديدي ميان اميرالمؤمنين و عايشه شد و اين سر از بعضي از قضاياي حادي در آورد.

انشاء الله به مناسبتي همين عبارت هايي كه هست را بيان خواهيم كرد. ما خدا را شاكريم كه اين قضايا از طريق اين شبكه هاي وهابي پخش شد و عزيزان اهل سنت برايشان ثابت شد كه اين شيعه نيست كه همسر نبي مكرم افتراء و تهمت فحشا و رابطه نامشروع مي زند اين در متن صحاح عزيزان اهل سنت آمده است.

اين اقايان وهابي ها كه مرتب دارند مي گويند شيعه نسبت به ناموس پيامبر جسارت مي كند مثل همان قضايايي است كه دزد دزدي كرده است و جلو تر از همه داد مي زند كه آهاي دزد را بگريد و ما واقعا خدا را سپاس مي گوييم كه اين فرصت را براي ما فراهم كرد يا حتي خيلي از افرادي كه اسم شبكه ولايت را نشنيده بودند مرتب بحث شبكه ولايت مطرح شد.

و نكته پاياني اينكه اين آقايان به قول اون آقاي حيدري گفت كه من از قزويني مي ترسم حتي از عكسش هم مي ترسم پس معلوم شد كه تنها بحث بنده نيست حتي از حاج آقاي عباسي هم مي ترسند، اينكه از شبكه ولايت هم مي ترسند حتي جرات نكردند كه بنويسند عباسي از شبكه ولايت يا حداقل بيايند تصوير آقاي عباسي را در شبكه خود پخش كنند ولي ما با كمال آزادي كاملا نصف مانيتور را اختصاص داديم به شبكه اين اقايان و تصوير كارشناس شان كه البته اول كارشناس بود بعد شد استاد و بعد شد شيعه هدايت يافته حالا ما نمي دانيم در آينده چه خواهد شد.

نداند به جز ذات پروردگار كه فردا چه بازي كند روزگار

اين آقايان با عقل هايي كه آنجا نشسته اند با اين چه خواهد شد.

به هر حال من اين چند نكته را عرض كردم و جالب اين بود كه اين آقا با اعتراض شديد بيننده هاي خودش قرار گرفت كه چرا تو جواب ندادي؟ اين همه شبهه و اين همه سوال؟ ايشان برگشت گفت كه فلاني در ٣ دقيقه ده ها سوال مطرح مي كرد براي من، من اگر عصاي موسي را هم داشتم نمي توانستم به اين سوالات جواب بدهم.

ما خدا را شاكريم كه:

شهد شاهد من اهلها

اين نشانه ضعف اين آقايان است حتي عصاي موسي را هم شما داشتيد و آن قدرت يد بيضايي او را هم كه داشتيد، قدرت احياي اموات عيسي را هم داشتيد جناب آقاي سجودي به قدري شبهات قوي و محكم بود نمي توانستيد حداقل مي توانستيد بگوييد آقا ده تا شبهه مطرح كرديد من ٢ تا راجواب مي دهم يا ٣ دقيقه وقت براي اين سوالات كافي نيست، من ٩ دقيقه صحبت مي كنم شما ٣ دقيقه صحبت بكنيد اين خيلي بهتر بود كه اين طور آبروريزي كنيد كه من اگر عصاي موسي را داشتم.

اگر دوستان اين كليپ را دارند لطفا پخش كنند و من عرائضم را شروع كنم.

پخش كليپ آقاي سجودي

عصاي موسي هم كه در اختيار من بود من در ٣ دقيقه نمي توانستم ١٩ شبهه را در ٣ دقيقه جواب بدهم.

استاد قزويني:

بحث ما در خلافت كه انتخابي است يا انتصابي است كه ما انشاءالله بعد از اين وارد مي شويم به ادله عزيزان اهل سنت نسبت به خلافت خليفه اول و دوم و سوم و چهارم.

ما در اينجا مطالبي را مطرح كرديم كه بينندگان عزيز با اين مطالب كاملا آشنا هستند بحث خلافت حضرت آدم و داوود را كه امام قرطبي و ديگران داشتند كه اصل در امامت و خلافت است.

قضيه طلب حضرت موسي از خدا براي انتخاب وزير بود

وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي

سوره طه آيه ٢٩-٣٠

قضيه حضرت طالوت رهبر بني اسرائيل بود كه با انتخاب خدا صورت گرفت.

انتخاب حضرت ابراهيم براي امامت همانند انتخاب او براي نبوت بود و بحث امامت به عنوان به عنوان عهد الهي نه انتخاب مردمي، وقتي حضرت ابراهيم جايگاه رفيع امامت را مي بيند عرضه مي داد خدايا

وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ

اين آيا به ذريه من هم مي رسد؟ كه خداوند مي فرمايد:

لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره آيه ١٢٤

نمي گويد اين امامت را به ظالمين نمي دهم اين عهد من و اين نشان مي دهد كه امامت عهد الله است نه چيزي كه منتخب مردم باشد.

بعد بحثي ما داشتيم امامت در فرزندان صالح حضرت ابراهيم كه نبي مكرم از فرزندان صالح او شمرده شده است و روايت امام هشتم بود بر همسنگ بودن امامان با پيامبران و قرائت آل ياسين به جاي الياسين در تفاسير اهل سنت بعد امامت مقامي بالاتر از نبوت بود كه ما اين بخش ٩ گانه را در ٣-٤ بحث گذشته مطرح كرديم و انشاءالله بعد از تمام شدن جناب آقاي محسني طبق وعده اي كه داده اند پاور پوينت آن را در سايت قرار مي دهند.

مجري:

وعده خوبان يكي وفا نكند همين است

استاد قزويني:

ما مي دانيم كه آقاي محسني از خوبان هستند و بينندگان هم مي دانند كه از خوبان هستيد.

مجري:

بله، حاج آقا اين مطالب را فرموديد من سوالم را اين جوري مطرح مي كنم كه آيا در سنت حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم اشاره شده به اينكه خلافت به دست خداست و حتي حضرت رسول صلي الله عليه و آله وسلم نمي توانند از جانب خود انتخابي كنند و فقط بايد از طرف خداوند باشد.

استاد قزويني:

نكته ظريفي است حالا اگر چنانچه آيات ابهامي داشته باشد يا قابل توجيه يا تاويل باشد ديگر روايت قابل توجيه نيست وقتي كه اميرالمؤمنين سلام الله عليه ابن عباس را مي خواهد براي مناظره با خوارج بفرستد مي فرمايد: ابن عباس با آيات به اينها احتجاج نكن.

ابن عباس مي گويد اگر از من خاطر جمع نيستي من تفاسير آيات در سينه ام است و تمام پيچ و خم ها و تفسير و شان نزول را ياد دارم، اميرالمؤمنين مي فرمايد خير ابن عباس از تو خاطر جمع هستم ولي آيات قرآن قابل تاويل است.

شما يك طور مي گوييد ولي او مي گويد نظر من اين است ولي شما به اينها با سنت محاجه كن با سنت مناظره كن و ديگر سنت قابل تاويل نيست.

ولذا بحث خلافت آيا انتخابي است يا انتصابي در روايات عزيزان اهل سنت در كتاب هاي معتبرشان مثل ثقات ابن حبان و ديگر آمده است كه جناب بني عامر بن سعسعة مورد دعوت نبي مكرم شد و نبي مكرم در مكه كه بودند در فرصت هايي كه براي او پيش مي آمد مي رفتند در صحرا در كنار اين باديه نشين ها، چادر نشين ها و ايلات و آنها را به اسلام دعوت مي كردند.

در يكي از روزها آمد بني عامر بن سعسعة كه از سران قبيله اي بود او را دعوت كرد به اسلام

فقال قائل منهم

يكي از افراد قبيله بني عامر عرض كرد يا رسول الله

إن اتبعناك وصدقناك فنصرك الله ثم أظهرك الله علي من خالفك

اگر ما از تو پيروي كنيم و تو را تصديق كنيم و ايمان بياوريم و خدا تو را ياري كند و بر مخالفينت پيروز شوي بعد از اينها از اين نمد براي ما هم كلاهي درست مي شود.

أيكون لنا الأمر من بعدك

آيا امارت و خلافت و جانشيني تو به ما مي رسد؟

فقال رسول الله الأمر إلي الله

امر جانشيني و خلافت بعد از من به دست خداست

يضعه حيث يشاء

هركس را كه بخواهد او را به عنوان جانشين براي من معين مي كند همانگونه اي كه حضرت موسي از خداي عالم مي خواهد برادرش هارون را به عنوان خليفه قرار بدهد در رابطه با حضرت ابراهيم قرآن مي گويد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره آيه ١٢٤

در رابطه با حضرت آدم و حضرت داوود مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً

سوره بقره آيه ٣٠

إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ

سوره ص آيه ٢٦

اينجا هم مي گويد امر خلافت به دست خداست و به دست من نيست

يضعه حيث يشاء

هر كس را صلاح بداند

قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره آيه ١٢٤

فقالوا

عزيزان ببينند اين جلمه نبي مكرم كه اين قبيله از اسلام آوردن منصرف شدند، كافي بود پيامبر اكرم بگويد انشاءالله، نه نبي مكرم قاطعانه چون از ديدگاه نبي گرامي هدف وسيله را توجيه نمي كند و اين جمله صريح پيامبر اكرم

الأمر إلي الله يضعه حيث يشاء

باعث شد

أنهدف نحورنا للعرب دونك

ما بياييم گردن هاي خودمان را در برابر شمشير عرب قرار بدهيم در حمايت از تو

فإذا ظهرت كان الأمر في غيرنا

تو پيروز شدي خليفه تو ديگران باشند

لا حاجة لنا في هذا من أمرك

ما احتياجي به اسلام تو نداريم

الثقات ج ١، ص ٨٩

تاريخ الإسلام ج ١، ص ٢٨٦

ببينيد چقدر زيباست، چقدر رساست، بحث بحث اسلام و كفر است آن هم يك قبيله بزرگي مثل قبيله بني عامر، اصلا قبيله نيست يك نفر است نبي مكرم مي گويد نه من همچين وعده اي نمي دهم و دست من نيست كه بيايم همچين قولي بدهم.

مورد بعدي آقاي بيحرة بن فراس است كه از شخصيت هاي برجسته عرب است بعد مي گويد وقتي كه با نبي مكرم مواجه مي شود مي گويد

والله لو أني أخذت هذا الفتي من قريش لأكلت به العرب

اگر ما پيامبر را داشته باشيم و هواي او را داشته باشيم مي توانيم تمام عرب را به تصرف خود در بياوريم.

يعني رياست بر كل عرب را به دست بياوريم

ثم قال أرأيت إن نحن بايعناك علي أمرك ثم أظهرك الله علي من خالفك

به نبي مكرم گفتند كه يا رسول الله اگر ما با تو بيعت كنيم و اسلام بياوريم و خدا هم تو را بر مخالفينت پيروز كند

أيكون لنا الأمر من بعدك

آيا امر خلافت و امامت به ما هم مي رسد

قال الأمر إلي الله

امر امامت و جانشيني به عهده خداست

يضعه حيث يشاء

هركس را اهل ببيند او را خليفه و امام و جانشين من خواهد كرد

باز هم اينها همان حرفي كه قبيله بني عامر زده بودند زدند

قال فقال له أفتهدف نحورنا للعرب دونك فإذا أظهرك الله

ما بياييم خودمان را در برابر شمشير دشمن قرار دهيم و خدا تو را پيروز كند

كان الأمر لغيرنا

اگر حضرت يك انشاءالله مي گفت همه چيز حل بود، بعد گفتند

لا حاجة لنا بأمرك فأبوا عليه

اينها اصلا از اسلام آوردن منصرف شدند

تاريخ الطبري ج ١، ص ٥٥٦

البداية والنهاية ج ٣، ص ١٣٩

و در عبارتي كه جناب آقاي واحدي نيشابوري در اسباب النزول دارد باز عين همين تعبير را از عامر بن طفيل نقل مي كند و مي گويد وقتي كه عامر بن طفيل آمد، عامر بن طفيل كسي است كه در حقيقت با مرتدين بوده است با مسيلمة كذاب بودند كه داستان مفصلي دارد كه اينها آمدند خدمت نبي مكرم و رئيس مشركين منطقه بوده است و آدم خيلي با نفوذي هم بوده كه عامر بن طفيل با عربد بن ربيعة مي آيند و مي گويد:

يا رسول الله هذاعامر بن طفيل

اين عامر بن طفيل رئيس مشركين است، شخصيت برجسته و آدم با نفوذي است

قد أقبل نحوك

دارد به سمت تو مي آيد، اميد اينكه او اسلام بياورد باعث مي شود كه قوم و قبيله زيادي در منطقه مسليمة كذاب ايمان خواهند آورد. پيامبر گفت: رها كنيد، ديدند كه براي مسلمان ها خيلي مهم بود كه يك شخصيت برجسته است، حضرت فرمود رها كنيد اگر خداي عالم اراده كرده باشد اينها را هدايت كند هدايت مي كند و اين قضيه هم جالب است در مدينه سال ٤ هجرت است، آن مواردي كه گفتيم براي مكه بود ولي اين براي مدينه است.

آمد جلو و گفت:

ما لي إن أسلمت

اگر من مسلمان شوم به من چه مي گويي؟ چه مقامي و چه جايگاهي اگر مسلمان شوم؟

حضرت فرمود:

لك ما للمسلمين وعليك ما عليهم

هر امتيازي كه مسلمان ها دارند تو هم آن را داري، بهره اي كه مسلمان ها از اسلام خود مي برند تو هم داري و آن بلايي كه سر آنها مي آمد و با اسلام آن بلا بر طرف شده است از سر تو هم بر طرف مي شود، بعد برگشت گفت كه:

تجعل لي الأمر بعدك

آيا امر خلافت و جانشيني را قول مي دهي بعد از خودت براي من باشد؟

قال

پيامبر فرمود خير

ليس ذلك

اين حق من نيست من نمي توانم خليفه بعد از خودم را معين كنم

خيلي جالب است

إنما ذلك إلي الله يجعله حيث يشاء

امر امامت و خلافت بعد از من به دست خداست هركس را شايسته ببيند

باز اين آقا دست بردار نبود گفت حالا بياييم تقسيم بكنيم

فتجعلني علي الوبر وأنت علي المدر

شهرها حكومتش با تو، باديه و كوه نشين ها و چادر نشين ها براي من

حضرت باز فرمود

لا

همچين حقي هم براي تو ندارم، حتي اگر بروي براي ١٠ تا چادر نشين پشت كوه هم بخواهي رياست كني همچين حقي نيست

قال فماذا تجعل لي

پس من اسلام بياورم چه امتيازي دارم

قال لك أعنة الخيل

لجام و افسار اسب ها و شتر ها در اختيار تو برو در راه خدا جهاد كن

قال أو ليس ذلك اليوم

مگر تا به حال افسر شتر ها دست من نبود؟

ببينيد يعني مي خواهد بگويد قبلا هم اگر مي خواستم جهاد كنم اسبي، شتري، قاطري را انتخاب مي كردم و لجام او را مي گرفتم و مي رفتم جهاد مي كردم و الان هم كه همان را مي گويي.

پيامبر فرمود خب غير از اين هم چيز ديگري من نمي توانم براي تو مطرح كنم.

تخريج الأحاديث والآثار ج ٢، ص ١٨٩

نكته بعدي باز دوستان عزيز دقت كنند جناب هوزة بن علي حنفي است از شعراي زبر دست عرب هست با اشعارش مردم را بسيج مي كند تحريك مي كند و مردم را وادار مي كند به هر چيز كه بخواهد چون شعر شاعر مي گويند در او سحري نهفته است كه بعضي از شعرها هست كه احساسات و عواطف افراد را آنچنان تحريك مي كند كه بدون ترس يك امري را قبول مي كند و لو اينكه خطر داشته باشد.

نبي مكرم نامه اي نوشت به آقاي هوزة بن علي

يدعوه إلي الإسلام

او را به اسلام دعوت كرد

وكتب إلي النبي ما أحسن ما تدعو إليه وأجمله

اين اسلامي كه يا پيامبر دعوت مي كني چه دين عالي و زيبايي است

وأنا شاعر قومي وخطيبهم

من شاعر قبيله خودم و سخنور قبيله هستم

والعرب تهاب مكاني

در ميان عرب جايگاه رفيعي دارم و يك فرد تاثير گذار هستم

فاجعل لي بعض الأمرأتبعك

حالا يا رسول الله با اين موقعيتي كه من دارم برخي از كارهاي خلافت بعد از خودت را به من بسپار تا من از تو تبعيت كنم

نبي مكرم چه گفت؟

لو سألني سيابة من الأرض ما فعلت

بعضي ها معنا كردند كه ثيابه يعني يك وجب زمين يا يك مشت زمين ولي آنچه كه من نظرم هست كه اگر بگويد يك نخلستاني هم ازم من بخواهد، يك نخلي يا ميوه يا درخت نخلي از من بخواهد چون ثيابه در حقيقت ميوه نخل است آن رطب هايي كه هنوز نرسيده و سفت است و معمولا حالت زردي دارد و سفت است.

مي گويد اگر چنانچه يك مشت خرما هم از من بخواهد در برابر اين اسلام بياورد مردم را به اسلام دعوت كند من همچين چيزي به آقاي هوزة و اين شاعر زبردست و خطيب تواناي عرب نخواهم داد.

الطبقات الكبري ج ١، ص ٢٦٢

سبل الهدي والرشاد ج ١١، ص ٣٥٧

السيرة الحلبية ج ٣، ص ٣٠٣

ببينيد اين چند مورد بود بينندگان عزيز نه يك مورد نه دو مورد، به قول آقايان كه مي گويند اگر چنانچه خود آقاي ابن تيميه مي گويد:

فإن تعدد الطرق وكثرتها يقوي بعضها بعضا حتي قد يحصل العلم بها ولو كان الناقلون فجارا فساقا

اگر چنانچه تعدد طرق در يك جا شد و لو اينكه روات آن فساق و فجار باشند علم براي انسان مي آيد.

مجموع الفتاوي ج ١٨، ص ٢٦

اگر به تعبير آقاي ابن تيميه راويان اين قضايا همه فجار و فساق هم باشند مطلب تمام است و نبي گرامي صلي الله عليه و آله وسلم در بحراني ترين وقت و در آن زماني كه نياز مبرم به نيرو دارد مخصوصا در مكه و آمدن اين قبايل تقويت شوكت اسلام است اضافه اينكه مسلمان مي شوند در برابر اين مشركيني كه كمر همت براي نابودي اسلام بسته اند و مسلمان ها را تحت شديدترين شكنجه ها عذاب مي كنند هر چه نيروي اسلامي بيشتر باشد به نفع اسلام است ولي در آن بحراني ترين وقت نبي مكرم حاضر نيست يك انشاءالله بگويد ولي قاطعانه مي فرمايد:

الامر ليس ، لي الامر الي الله، يضعه حيث يشاء

و امثال اين، اين همان مضمون آيه شريفه ٦٧ سوره مائده است:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

سوره مائده آيه ٦٧

اين عبارت جناب آلوسي است متوفاي ١٢٧٠ را به قدري ما گفتيم كه همه مخاطبين ما حفظ كردند حتي جناب آقاي محسني بزرگوار ما كه از عبدالله بن مسعود نقل مي كند:

ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين

عبدالله بن مسعود مي گويد ما اين آيه را زمان نبي مكرم اين چنين مي خوانديم پيامبر به مردم برسان علي ولي مومنين است

وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

اگر ولايت علي را به مردم معرفي نكني رسالت ناتمام است

روح المعاني ج ٦، ص ١٩٣

عبارت آقاي آلوسي ولي المؤمنين، البته اين آدرس ها را جناب آقاي محسني ما حفظ نكردند ولي من باز مي گويم و انشاءالله اينها را در جلسه بعد آقاي محسني مي فرمايد كه آقاي سيوطي در در المنثور و شوكاني در فتح القدير جلد ٢ صفحه ٦٠ از عبدالله بن مسعود مي آورد:

يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ( ان عليا مولي المؤمنين ) وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

الدر المنثور ج ٣، ص ١١٧

فتح القدير ج ٢، ص ٦٠

البته فرقي نمي كند كه چه مولي باشد چه ولي باشد به عبارت آقاي ابن اثير در غريب الحديث كه مي گويد مولي به معناي ولي و ولايت امر است.

ما در خدمت شما هستيم.

مجري:

اين مطالبي كه فرموديد و با صراحت گفته شد آيا اين مطالب در صحيح بخاري و صحيح مسلم هم آمده است يا خير؟

استاد قزويني:

در رابطه با اينكه آيا اين در صحيح بخاري يا مسلم آمده يا خير به قول اين رشته سر دراز دارد، حالا من يك تكه هايي را براي عزيزان بيننده هم در صحيح بخاري و هم در صحيح مسلم نكات عجيبي است.

بخاري نقل مي كند از جنادة بن ابي اميه مي گويد: رفته بوديم به عيادت عبادة بن صامت كه جزو كساني بود كه در بيعت عقبه با نبي مكرم بيعت كرده بودند. گفتيم كه:

أَصْلَحَكَ الله حَدِّثْ بِحَدِيثٍ

يك حديثي براي ما بگو خدا خيرت بدهد

عبادة بن صامت مي گويد:

دَعَانَا النبي

پيامبر ما را به اسلام دعوت كرد و ما به مكه رفتيم و دور از چشم مشركين در منطقه عقبه در منطقه مني با پيامبر اكرم بيعت كرديم.

فَبَايَعْنَاهُ فِيمَا أَخَذَ عَلَيْنَا

بيعت به چه كرديم؟ بيعت فقط به اسلام؟ بيعت كرديم

أَنْ بَايَعَنَا علي السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ في مَنْشَطِنَا وَمَكْرَهِنَا وَعُسْرِنَا وَيُسْرِنَا وَأَثَرَةً عَلَيْنَا

بيعت كرديم كه پيامبر هر حرفي زد حرف شنوي داشته باشيم و بدون چون و چرا از دستورات او پيروي كنيم چه خوش باشيم چه ناخوش، در دوران خوشي هم بايد تبعيت كنيم در ناخوشي ها هم تبعيت كنيم، در سختي ها هم تبعيت كنيم در راحتي ها تبعيت كنيم، پيامبر دستور داد اگر دستور پيامبر آمد و متضاد با خواسته هاي ما شد مي بايست خواسته پيامبر را از خواسته خود مقدم بداريم و اگر پيامبر دستوري داد و منفعت ما از بين مي رود ما دستور پيامبر را بر منافع و خواسته هاي خود مقدم مي داريم.

وَأَنْ لَا نُنَازِعَ الْأَمْرَ أَهْلَهُ

با پيامبر بيعت كرديم كه با كسي كه اهليت امامت و خلافت دارد اختلاف نكنيم.

صحيح البخاري ج ٦، ص ٢٥٨٨

نبي مكرم حتي قبل از هجرت خود با تعداد اندكي از مسلمان هاي مدينه مي گويد بايد بيعت كنيد آن كسي كه اهليت براي امامت دارد، روايات هم ما گفتيم كه اهليت را خدا تشخيص مي دهد

الامر الي الله يضعه حيث يشاء

به صحابه مي گويد آن كساني كه اهليت براي امامت دارند و خداي عالم آنها را انتخاب مي كند شما نبايد از او مخالفت كنيد بلكه لازم است تبعيت كنيد مانند قضيه حضرت هارون و ديگران نباشد.

مجري:

نظر شارحين صحيح بخاري و صحيح مسلم و يا ديگر علماي اهل سنت در رابطه با همين يك جمله زيبايي كه شما فرموديد:

وَأَنْ لَا نُنَازِعَ الْأَمْرَ أَهْلَهُ

اين را چه مي گفتند؟

استاد قزويني:

ابن حجر عسقلاني متوفاي ٨٥٢ يكي از شراح بزرگ صحيح بخاري است و از استوانه هاي علمي اهل سنت است مي گويد:

قوله وأن لا ننازع الأمر أهله

كه عبادة بن صامت مي گويد ما عهد و بيعت كرديم كه با كساني كه اهليت امر دارند با اون نزاع نكنيم مراد از امر چيست؟

أي الملك والإمارة

حاكميت و امارت، امامت و خلافت است

فتح الباري ج ١٣، ص ٨

جناب آقاي بدر الدين عيني كه شارح ديگر صحيح بخاري است ايشان هم مي گويد:

والمراد بالأمر الملك والإمارة

مراد از امر يعني آن كسي كه مي خواهد خلافت كند حاكم بر مردم باشد و بر مردم امارت بكند ما با او مخالفت نكنيم.

عمدة القاري ج ٢٤، ص ١٧٩

جمله زيبا از آقاي ابن عبدالبر اندلسي است متوفاي ٦٤٣ كه خيلي نكته ظريفي دارد مي گويد:

فقد اختلف الناس في ذلك

اينكه آيا

ألا ننازع الأمر أهله فقد اختلف الناس في ذلك

خلاصه مردم اختلاف كردند يعني علما اختلاف كردند

فقا فقال القائلون منهم أهله أهل العدل والإحسان والفضل والدين مع القوة علي القيام

پيامبر اكرم فرمود آن كساني كه اهل امارت و خلافت هستند با آنها ما مخالفت نكنيم و نزاع نكنيم مراد از آن يعني اهل عدل و احسان و فضل و دين

مع القوة علي القيام بذلك

با اين اون آقاياني كه مي گويند جايز است مفضول بر فاضل مقدم بشود با اين جمله تمام حرف هاي آنها پودر مي شود و روي هوا مي رود

فهؤلاء لا ينازعون

اينها حق كسي كه با آنها نزاع كند ندارد

لأنهم أهله

چون اينها اهل دين و فضل و احسان هستند

وأما أهل الجور والفسق والظلم

آنهايي كه فاسق هستند و اهل جور و ظلم هستند

فليسوا بأهل له

اينها اهليت براي خلافت ندارند.

و اينها آمدند احتجاج كردند اين اقاياني كه مي گويند نظرشان اين است به آيه ١٢٤ سوره بقره مراجعه كنند كه خداي عالم مي گويد:

اِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً

سوره بقره آيه ٣٠

وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره آيه ١٢٤

پس اينجا هم اين آقايان بر اين عقيده هستند مراد از :

ألا ننازع الأمر أهله

يعني

ألا ننازع الأمر الامامة

آنهايي كه اهليت براي امامت دارند و اهليتش هم خدا تشخيص مي دهد نه مردم نه نبي مكرم.

بعد مي گويد:

ذهب إلي هذا طائفة من السلف الصالح

الاستذكار ج ٥، ص ١٦

تعدادي از سلف صالح كه مراد از سلف صالح كه آقايان مي گويند همان خير القرون هست:

خير القرون قرنيالذين أنا فيهم ثم الذين يلونهم ثم الذين يلونهم

يعني قرن صحابه قرن تابعين قرن اتباع تابعين

المبسوط للسرخسي ج ١، ص ٣

هر كجا كلمه سلف صالح مي آيد اينها هستند و اين آقايان وهابي ها ديدند كه كه واژه وهابي يك واژه منفي و تنفر آور شده است گفتند همين آقاي بن باز كه مي گفت ما وهابي هستيم يا عثمان الخميس كه مي گفت ما افتخار وهابيت را داريم و بنده خودم با جناب شيخ محمد جميل از مفتيان مكه سال ٨٢ كه گفتگويي داشتيم ايشان به صراحت گفت ما وهابي هستيم و به آن افتخار مي كنيم و من كل داستانش را در اوايل كتاب قصة الحوار الهادي آورده ام ولي آقايان ديدند كه نه تمام دنيا وهابي برايشان شده هيولا و وقتي مي گويند وهابي يعني تروريسم يعني آدم كش و جاني و خائن، لذا گفتند ما وهابي نيستيم ما سلفي هستيم.

حالا اينها مي خواهند اسم عوض كنند نمي دانم آيا كار دست مي شود يا نه؟

يك شعاري آن زمان اواخر حكومت پهلوي مي گفتند كه در رابطه اظهاري مي گفتند:

ما مي گيم شاه نمي خوايم نخست وزير عوض مي شه

تا آخر، حالا اگر آقاي محسني خواستند بقيه اش را بخوانند.

مجري:

نه شان شبكه ما اين اجازه را نمي دهد.

استاد قزويني:

حالا بينندگان فهميدند منظورم چه بود و تا آخر قضيه رفتند. اين آقايان آمدند پالان رو عوض كردند و مي گويند كه ما سلفي هستيم، آقا سلفي بودن و وهابي بودن ملاك نيست بلكه آن تفكر ضد قرآني و ضد ديني شما مطرح است.

تفكر آدم كش و انتحار و انفجار شما وحشت آور است و شما بايد از اين تفكر دست برداريد و گرنه با اسم عوض كردن كار درست نمي شود.

تعدادي از سلف بر اين عقيده هستند و تعدادي هم از خلف از فضلا و قراء و علماي اهل مدينه و عراق عقيده شان بر اين است كه جائر و فاسق لياقت تصدي منصب خلافت را ندارد.

حالا انشاءالله ما نكاتي را عرض خواهيم كرد و آن آقاياني كه اعتراف مي كردند كه:

من شيطاني دارم

فإن لي شيطان يعتريني

مواظب باشيد با چنگم صورت و موي شما را نكنم

المعيار والموازنة - أبو جعفر الإسكافي - ص ٦١

حالا اين در كجا قرار مي گيرد ما قضاوت نمي كنيم. جناب آقاي محسني هم قضاوت نمي كنند و آن را به عهده بينندگان مي گذاريم.

بعد ايشان مي گويد: به همين مبنا است عبدالله زبير قيام كرد، امام حسين قيام كردند، مردان مدينه و عراقي ها در برابر يزيد بن معاويه قيام كردند و قضيه داستان حره كه منجر شد بيش از ٧٠٠ نفر از مهاجرين و انصار به شهادت رسيدند و هزاران نفر از مردم مدينه كشته شدند و آن جنايتي را كه يزيد لعنت الله عليه و لعنت الله علي محبيه آمد دستور داد ٣ شبانه روز ناموس مسلمان ها در اختيار سپاهيانش باشد به تعبير ابن كثير دمشقي در البداية و النهاية در حوادث ٦٢ هجري بيش از يك هزار فرزند نامشروع از اين كار يزيد بن معاويه درست شد.

اين آقاياني كه امروز اين مفتيان مفتكي و مزدور كه فتوا مي دهند آن كساني كه در سوريه دارند مي جنگند براي اينها جايز است زنان و دختران شيعه و علوي را تصرف كنند و نيازي هم به ازدواج نكاح ندارد. بعضي از دوستان تعجب مي كنند اين تعجب نيست وقتي اين آقايان مي گويند بعضي از گردان هايشان را يزيد و معاويه و ابوسفيان قرار مي دهند خب اين طور فتواي يزيدي هم از اينها هيچ مستبعد نيست.

و از اين بدتر حتي نسبت به نواميس اهل سنت فتوا دادند كه دختران بالاي ١٤ سال و زن هاي مطلقه اهل سنت بروند تحت عنوان جهاد نكاح عذر مي خواهم از بينندگان عزيز و خواهران و دختران كه پاي گيرنده نشسته اند خودشان را در اختيار رزمندگان و تروريست ها قرار بدهند و اين هم جهاد است.

ببينيد اين تفكر تفكر ضد انساني و قرآني است. شما ببينيد در وحشي ترين ارتش دنيا مثل ارتش هيتلر از اين گونه نظريات ضد بشري خبري نبود، در جاني ترين مهاجمين مانند مغول همچين جنايتي را مرتكب نشدند و امروز وهابيون دست هيتلر و مغول را از پشت بسته اند.

بدبختي اين است كه اينها خودشان را مسلمان و ديگران را نامسلمان مي دانند و بايد گفت:

اِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

سوره بقره آيه ١٥٦

بيننده: جواد از تهران

شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها مادر گرامي همه شيعيان را تسليت مي گويم.

ما الان مي خواهيم از تريبون شما به وهابي ها بگويم و مخصوصا به طرفدارشان آقاي مراد زهي كه ايشان با يكي كوچكترين حديثي كه از كتب خودشان خواندند اين گونه آتش گرفت حالا به والله قسم اگر همان شخص معذرت خواهي نكند ما ٢٠ تا معلم با هم تعهد كرديم كه نقاشي خانه يك متر در دو متر و محتلم شدن مردان را به بچه ها در مدارس آموزش دهيم.

مگر اينكه همين آقاي فلان زهي يا در شبكه ما يا در شبكه كلمه بيايد

مجري:

البته ما خواهش مي كنيم كه ما شما به هر صورت حضرت ائمه اطهار هستيد كه اينها سفارش كردند ما را كه ما نبايد سب و دشنام دهيم

بيننده:

چرا اينها قلب ما را به درد آوردند، توهين به حضرت زهرا را نمي توان تحمل كرد

مجري:

به هر صورت ما كار ايشان را محكوم مي كنيم ولي ما خودمان دست به همچين كارهايي نخواهيم زد و بايد با اخلاق و رفتارمان نشان دهيم كه پيرو ائمه هستيم و آنها از اين كار ناخوشايند هستند و ما نبايد اين كار را بكنيم، شما هم احساسات خود راكنترل بفرماييد به هر صورت همين شبكه نشان داده است و اين ناراحتي كه نشان مي دهند طبيعي است چون شبكه ما سد بزرگي شده است در برابر آمال و آرزو هاي آقايان كه پول هاي هنگفتي را كه دارند مي گيرند و هزينه مي كنند خب شما نبايد فكر كنيد كه بنشينند و كاري را صورت ندهند به هر صورت ما خواهش مي كنيم شما و همه عزيزاني كه مانند شما فكر مي كنند انشاءالله احساسات خود را كنترل كنند چون ما منطقي مي خواهيم پاسخ دهيم.

بيننده:

من دارم به صحبت هاي گوش مي دهم نگوييد كه وقتم تمام شد، ما به قول حاج آقا خط قرمزمان است و حداقل كاري كه بايد بكنند يا مراد زهي بيايد و معذرت مي كند از جانب شبكه هايي كه اهل سنت است يا ما در مدرسه همين اتاق يك متر در دو متر و مردان محتلم را به صورت نقاشي به بچه ها مي دهيم.

مجري:

ما به هر صورت هر چه گفتيم فايده نكرد

استاد قزويني:

وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَي اللَّهِ

سوره شوري آيه ٤٠

مجري:

سوال ديگري هم داريد؟

بيننده: محمد از ديوان دره (اهل سنت)

من يك انتقادي از شبكه شما دارم، از آن موقعي كه من آخرين باري كه زنگ زدم هميشه به شبكه شما زنگ مي زنم الحمدلله نه به اهل سنت و نه به تشيع توهيني هم نكردم ولي از آن موقعي كه آن علي عروس خليج فارس بود كه قرار بود روسري سر كند و كفش پاشنه بلند پاي خود كند و بيايد تهران و قرار بود شيعه شود و بعد زد زير همه چيز از آن موقع من هرچه تماس مي گيرم تلفن من را وصل نمي كنند مخصوصا اين آقاي دكتر قزويني هم كه مي آيد اين بچه كوچك من هم مي گويد بابا بابا اومد، مي خواهم زنگ بزنم مي گويند وصل مي كنيم بعد يك ساعت صبر مي كنم، نيم ساعت صبر مي كنم.

مجري:

من عذر خواهي مي كنم واقعا اين فقط مشكل شما نيست وقتي در تماس هاي ديگر و پيامك هايي كه به ما فرستاده مي شود عزيزان ما همين گلايه شما را دارند و واقعا عذر خواهي مي كنيم به هر صورت زمان محدود، خطوط هم محدود و ما خلاصه خيلي مي خواهيم شاهكار كنيم ٢٠ يا ١٥ تا از بينندگان عزيز را نمي توانيم روي خط بياوريم.

بيننده:

خواهش مي كنم، بعد يك سوال هم داشتم من هميشه زياد عراق مي روم خواستم بدانم از عراق چگونه با برنامه شما تماس بگيرم؟

مجري:

٠٠٩٨ را بگيريد مشكلي ندارد، اين حسن آقا بودند از عراق كه تماس مي گيرند و مدتي هست كه تماسش نگرفته است.

بيننده:

اون هم شايد مثل من تماس مي گيرد ولي وصل نمي شود، من چون الان تازه تلويزيون شما را روشن كردم و برنامه شما را نديدم و نفهميدم كه اون خانم بالاخره تهران آمد يا نيامد چون من عراق بودم ديگه نفهميدم.

استاد قزويني:

انشاالله قبل از ظهور حضرت مهدي مي آيند.

بيننده:

بنا بود كه كفش پاشنه بلند پا كند و به بيايد خيابان دانشگاه

استاد قزويني:

به هر حال آن آقا براي ما مرده است به قدري حرف هاي بي ربط و بي اساس و فحش و ناسزا اصلا ارزش ندارد، ايشان مي آمد لباس زنانه مي پوشيد كنار دانشگاه تهران به زنها توهين بود.

بيننده:

خيلي متشكرم خداحافظ

بيننده: غفران از زابل

سوالي داشتم از مولوي هاي اهل سنت اين كه خب پيامبر اگر نماز را به مردم تشريح كرده است چگونه است كه برخي دست را روي سينه مي بندند؟ روي ناف مي بندند، مالكي ها دست خود را باز مي گذارند، حنبلي ها را هم كه نمي دانم.

مگر مي شود نماز مسخره باشد كه يك دفعه روي شكم يك دفعه بالاي شكم يك دفعه دست را باز كنيم؟

مجري:

اين سوال را حضرت استاد جلسه قبل كردند كه اگر واقعا دين است پس چرا چند جور نماز بخوانيم و وضو بگيريم؟

بيننده:

سوال دوم من اين بود كه من تحقيقي كردم در مورد توسل چون خلفاي آنها شفاء ندادند و توسل و شفاعت اهل بيت ما را هم انكار مي كنند به خاطر اين من تحقيق كردم چون آنها متوسل مي شنوند ولي ما نشنيديم كه يكي از خلفاي آنها كسي را شفا داده باشد به خاطر اين هم در حرم امام رضا يك قسمتي است كه افراد اسامي شان را مي نويسند چه مسيحي باشد چه كليمي يا چه سني چه شيعه مي گويند دوستاني كه از آنجا عبور مي كنند و به زيارت آقا علي بن موسي الرضا مي روند مي توانند آگاهي بگيرند از كساني كه تا به حال شفا گرفتند.

خيلي ممنون ٢ سال است كه برنامه شما را مي بينم ولي اولين بار است كه تماسم وصل مي شود خيلي ممنونم و وقت شما را هم نمي گيرم خداحافظ.

بيننده: موسوي از سنندج

من چند وقت پيش از شما سوال كردم كه جناب آقاي قزويني البته قبلا فكر مي كردم كه وقتي كسي سوالي مي پرسد دوستان ديگر در استوديو هستند و در مورد آن مطلب جستجو مي كنند و آن مطلب را مي دهند به يك كامپيوتر كه روبروي شماست.

بنابر اين من از دكتر قزويني پرسيدم گفتم شما اين آدرس هايي كه مي دهيد حفظ هستيد گفتيد بله، من چند وقت پيش از شبكه وصال حق يك كليپي از آقاي قزويني ديدم كه ايشان داشتند در آن كليپ مي گفتند بالا بالا پايين پايين تر، مي خواستم بدانم جريان اين چيست؟ آيا شما واقعا

مجري:

من يك سوالي از شما مي پرسم، آيا همه مسائل اعتقادي شما حل شد حالا اين مسئله كامپيوتر حاج آقا از جهت مباحث اعتقادي جا مانده است؟

بيننده:

نه بحث راست گفتن است

مجري:

نه جدي ديگه خودمون هستيم

بيننده:

آخه من از ايشان پرسيدم شما اين آدرس ها را حفظ هستيد؟

استاد قزويني:

ببينيد جناب اقاي موسوي بزرگوار من الان عزيزاني كه در مشهد هستند حدود شايد ٢٠٠ تا دانشجو در يكي از اين برنامه هايي كه داشتم من ٢ روز قبل آنجا يك ساعت صحبت داشتم و نه كامپيوتر دستم بود نه موبايل دستم بود و حداقل ٣٠ - ٤٠ تا روايت از حفظ و همچنين در همايش مرحوم علامه شرف الدين حدود ٢٠٠ نفر از علماي بزرگ و حضرت آيت الله سيدان هم آنجا بودند و نوارش را اگر بيايند پخش بكنند حالا اينها فضيلت نيست برادر عزيزم حالا چه از حفظ بگويم چه از روي كامپيوتر و چه از روي كتاب بگويم ولي همين اندازه هنر ما اين است كه حرفي كه مي زنيم بلافاصله مدركش را هم مي گوييم.

و از اين آقايان حتي آقاي سجودي به او زنگ زدند گفتند چرا مدرك نمي دهي؟ گفت به هيچ كسي مربوط نيست و نمي خواهم مدرك بدهم خب وقتي كسي بخواهد هوايي حرف بزند خب حتي براي بينندگان خود هم ارزش قائل نيستند.

يك روزي آقاي هاشمي از اقاي خدمتي سوال كرد اين روايتي كه شما مي گوييد چرا مدركش را نمي گوييد عصباني شد و گفت آقاي هاشمي شما همه روايات را با جلد و صفحه مي گوييد ولي من همچين حافظه اي ندارم بلد نيستم اينها را.

خب برادر عزيزم اصلا گيريم كه ٢٠٠ نفر در اين استوديو نشستند و مطالب را آماده مي كنند اين هم خودش هنر است، اين آقايان هم بيايند ٢٠٠ نفر در استوديو خود بياورند و بنشانند.

ما تمام استوديويي كه اينجا داريم در حدي است كه ما اگر بخواهيم ٢ تا دكور درست كنيم جا نداريم، يعني حياط موسسه را برداشته ايم كه حدود ٤٠-٥٠ متر است را استوديو درست كرديم و همين الان كه من داشتم مي آمدم دوستان مي گفتند پاي شما به اين دوربين نخورد كه زمين بخوريد.

فرضا هم كه باشد هنر ما اين است كه هر روايتي كه مي گوييم اين روايت را با سند مي گوييم اصلا ٢٠٠٠ تا اجنه و فرشته ما را كمك مي كند.

بيننده:

فقط بحث من اينجاست كه من گفتم كه حرف من درست است شما گفتيد نه من همه اينها را حفظ هستم.

مجري:

حالا بخشي را كه حفظ هستند كفايت مي كند

بيننده:

خيلي ممنون من زياد وقت گرفتم

بيننده: خوانساري از قم

من تسليت عرض مي كنم ايام فاطمية شهادت حضرت صديقه كبري سلام الله عليها را.

راجع به خلافت بعد از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم حاج آقا من گمان مي كنم اگر تعصبات بدون كارشناسي كنار گذاشته شود مسئله خيلي روشن و واضح است، كتاب وفاء الوفا باخبار دار المصطفي اين كتابي كه در اختيار من است و در كتاب خانه مورد تاييد شوراي افتاء عربستان، الازهر مصر مطالبي را نقل كرده راجع به جريانات و اخبار خانه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم كه اگر نبود هيچ مطالبي كه الي ماشاالله راجع به روشن بودن قضيه بعد از پيامبر اكرم هست كه چه اتفاقي افتاده و فقط نقل همين مطالبي كه در اين كتاب است عزيزاني كه اهل تسنن هستند در هر گوشه اي از كره زمين كه صداي بنده را مي شنوند واقعا انصاف اين بود كه ديگر شك و شبهه اي راجع به روشن بودن بعد از پيامبر اكرم نيست.

شما ملاحظه بفرماييد حضرت آيت الله قزويني و مجري محترم كه خود حضرت عالي هم كارشناس بزرگي هستيد، عزيزان و علماي اهل تسنن واقعا آنهايي كه دلتان مي تپد براي اينكه حقيقت براي شما روشن شود من آن عزيزان كه حالا، لفظ عزيز را هم چون اين شبكه عادت دارد همه بينندگان و شنوندگان خودش را كه اهل توهين نباشد ادبيات روشني دارند ادبيات بسيار اسلامي، شما قضيه سد ابواب و بسته شدن درب هاي منازل و خانه هايي كه به مسجد باز مي شد به دستور پيامبر اكرم شما ببينيد چه غوغايي شد.

يعني اگر بنا بود پيامبر اكرم مصلحت انديشي بكنند بايد اين كار را نمي كردند، اگر بنا بود پيامبر اكرم براي تاليف قلوب كاري را انجام مي دانند بايد دستور نمي دادند. كه يك مرتبه افرادي كه به قول اينها بزرگان اسلام هستند از صحابي هستند كه اينها مي گويند خدايي نكرده به صحابي توهين نشود، ما توهين نمي كنيم ولي اين حقايق و وقايعي كه اتفاق افتاده است توهين نيست.

وقتي در همين كتاب كه مورد تاييد بزرگان و علماي اهل تسنن است كه دستور مي دهند پيامبر اكرم كه ببنديد درب ها را غير از علي بن ابيطالب مردم منقلب و ناراحت مي شنوند حتي در همين كتاب دارد كه وقت اجازه نمي دهد وقتي به محضر حمزه سيد الشهدا مي گويند آقا شما برادر رضاعي پيامبر هستيد عموي و بزرگ پيامبر هستيد، حتي درب خانه شما را هم بسته اند، عده اي مي گويند شايد علي داماد ايشان است

لاجل ابنته

براي دخترش

خلاصه اين پچ پچ ها، اين حرف هايي كه محضر پيامبر اكرم توسط حمزه سيد الشهدا سلام الله عليه مي رسد حضرت متاثر مي شود و غضب مي كنند به طوري كه پيشاني شان يك رگي متورم مي شود، قرمز مي شود حضرت مي فرمايد:

ما أنا فتحت بابه ولا سددت أبوابكم بل الله فتح بابه وسد أبوابكم

من دربي را نبستم من دربي را باز نكردم، خداست

كنز العمال ج ٥، ص ٢٨٨

جامع الأحاديث ج ١٢، ص ٥٥

عزيزان پس چه مي گوييد برادران خيلي قضيه روشن است، من فقط اين را مي خواهم عرض كنم كه خداشاهد است اين فرصت ها از دست مي رود من گاهي صحبت مي كنم با اين شبكه و شب اول قبر وقتي كه برويم اينها سوال و كتاب كشيده مي شود از ما، درب خانه علي را نبنديد عزيزان آنها بستند پيامبر اكرم گفتند باز كنيد به مسجد و مسجد شايد سنبلي است براي بشريت.

اين نظر من بود خداحافظ شما.

استاد قزويني:

خدا خيرتان بدهد.

بيننده: ساراني از گلستان

حاج آقا يك گلايه اي داشتم از آقاي قزويني كه من شب پنج شنبه بود كه با حاج آقا تماس گرفته بودم بعد از اينكه من صحبتم تمام شد حاج آقا يك حرفي به ما زدند و گفتند كه به شما چه ربطي دارد كه امام رضا شفا مي دهد يا نه. من آدمي هستم عوام و چيزي نمي دانم از مذهب خودم يا از مذهب اهل تشيع.

بعد مي خواستم بگويم كه من مي خواهم به اين راه بيايم و بخواهم حقيقت را بدانم حاج آقا يك صحبتي كردند كه حقيقتا به من برخورد و شايد به بينندگان عزيز ديگر هم برخورده باشد.

مجري:

مخاطب حاج آقا شما نبود، مخاطبش وهابي ها بودند. من يادم هست.

بيننده:

من حتي تكرار برنامه را هم نگاه كردم، خلاصه يك گلايه اي بود.

استاد قزويني:

جناب آقاي ساراني بزرگورا ما هركسي كه باشد بيايد شفاي ائمه را با شفاي گاو و گاوپرستان بخواهد مقايسه كند ما عذر مي خواهيم از شما اصلا ارزش انساني براي او قائل نيستيم.

ما يك خطوط قرمزي داريم حالا بحث داريم با عزيزان اهل سنت بحث علمي شما مي آييد مي گوييد من اين را قانع شدم يا نشدم و ما الزامي ندرايم كه كسي به حرف هايي مي زنيم قانع شود.

ما خاك زير پاي پيامبر هم نمي شويم قرآن به او مي گويد:

فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ

وظيفه تو فقط ابلاغ است

سوره آل عمران آيه ٢٠

اين گونه نيست كه پيامبر بيايد ولي خب وقتي بعضي از مطالب مي آيد جناب آقاي ساراني عزيز توهين به مقدسات ٥٠٠ ميليون شيعه است حتي شما اگر ابن تيميه را هم قبول داشته باشيد به تدريج در كتاب نبواتش و غيره مي آيد كرامات اوليا را مطرح مي كند مي گويد برخي از كوته فكران نيايند كرامات اوليا را با آنچه كه بعضي از بت پرستان يا آنهايي كه جن در اختيارشان است با اين اشتباه نگيرند اين منشا رحماني دارد و اون منشا شيطاني دارد.

وقتي يك عزيزي به عنوان سني روي خط مي آيد او روي چشم ما جا دارد ما به اين عزيزان اهل سنتي كه مي آيند مودب صحبت مي كنند افتخار مي كنيم شما خودتان هم مي بينيد كه عزيزان شيعه ٢-٣ دقيقه روي خط مي آيند و سريع قطع مي شوند ولي به عزيزان اهل سنت ٢٠ دقيقه ١٥ دقيقه به عزيزان اهل سنت وقت مي دهيم و احترام مي گذاريم.

يا همين آقايي كه عبدالله بود عبدالشيطان بود از آلمان زنگ مي زد خب وقتي اينجا نتوانست كاري انجام بدهد در برابر يك سوالي كه آقاي يزداني از او كرد معطل ماند خب الان رفته است در اين شبكه كلمه ركيك ترين عبارت ها را استفاده مي كند و همين قضيه كاريكاتور حضرت زهرا را اين آدم پست و رذل كه واقعا الان فكر كنم آنجا بگويد كه شبكه ولايت شبكه ناصبي است.

البته درست مي گويد اين واقعا اين حرف فرعون است كه در برابر حضرت موسي مي گفت:

إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ

من مي ترسم كه دين شما را حضرت موسي به هم بزند

أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ

سوره غافر آيه ٢٦

حتي جناب آقاي يزداني آنجا يك تعبيري داشت كه سگ ولگرد آلمان كه من به آقاي يزداني گفتم كه به سگ ها توهين نكنيد شما، اين جسارت را انجام ندهيد.

وقتي يك همچين افرادي كه ما هميشه به آنها احترام گذاشتيم و حرف هايشان را اجازه داديم بزنند خب يك فردي كه اين گونه حرف مي زند كه مي گويد آقايان مراجع در برابر شبكه ولايت موضع، بله آقايان مراجع موضع گرفتند همگي مي گويند كه شبكه ولايت امروز زبان گوياي شيعه است و اين را هم از خدا شاكر هستيم.

ما در خدمت شما هستيم.

بيننده:

من چون حقيقتش بين دوراهي اهل سنت و شيعه با اين شبكه هايي كه الان هستند به قول گفته شما حالا ما تا قبلا اهل سنت مي دانستيم اين شبكه كلمه را و الان هم چون ما مذهب مان اين است و دقيقا چون اطلاع خاصي نداريم و چند دقيقه قبل هم داشتم شبكه كلمه را نگاه مي كردم و چون شما داشتيد صحبت مي كرديد گفتم اون شبكه را هم بزنم نگاه كنم آقاي عبدالله از آلمان داشت صحبت مي كرد و مي گفت كه من همچين حرفي را به فاطمه زهرا نزدم و گفتم كه يك خانم ٦ ماهه اي اگر بيايد پشت در قرار بگيرد يا بالفرض اون ميخي كه ٢٠ سانت است اگر روي قفس سينه او حساب بكنيم ايشان نسبت به فاطمه زهرا سلام الله عليها اهانتي نكرد.

ما فاطمه زهرا را واقعا روي چشمان خودمان جا مي دهيم.

استاد قزويني:

نه ايشان گفته است كه فاطمه زهرا جده من است، نستجير بالله حتي اگر شيطان هم بخواهد جده ايشان باشد براي شيطان مايه ننگ است، كاريكاتور ايشان را همه ديدند برادر عزيزم جناب آقاي ساراني آن كساني كه كاريكاتور پيامبر را كشيدند چه بود؟

بيننده:

ده دقيقه پيش زنده پخش زنده بود من نگاه مي كردم و من هم الان نيامدم كه بحث كنم.

مجري:

آقاي ساراني من خواهش مي كنم كه از خودتان صحبت كنيد.

استاد قزويني:

حتي آقاي عباسي از آقاي سجودي خواست كه اين كاريكاتور را پخش كند گفت نه ما اين اهانت را پخش نمي كنيم.

بيننده:

الان پخش مستقيم بود. حالا يك سوالي داشتم شما مناظره اي كه گذاشتيد بين حاج آقاي عباسي و آقاي سجودي ببينيد سوالات را ما نگاه كرديم و ما طرف حق هستيم.

حاج آقاي عباسي در يك برنامه ٣-٤ تا سوال انجام مي داد و مي گفت شما مثلا بياييد اصحاب را رد كنيد يا عايشه، يا يك مناظره نمي توان اين مطالب را بيان كرد حداقل طوري باشد كه ما بدانيم قضيه چه است مثلا قضيه حضرت زهرا را شما بحث كنيد و اول تا آخر از حضرت فاطمه بيان كنيد نه اينكه شما بياييد در يك برنامه حداقل ما هم از اين گمراهي يا اينكه بخواهيم دين خود را محكم كنيم چنين رواياتي باشد كه حداقل هر دو طرف سندها صحيح باشد و ما هم حداقل بتوانيم چون ما هم در ايران زندگي مي كنيم و كشورمان آن قدر پافشاري در اين مذهب و دين ما انقدر هم زياد هست كه بتوانيم براي كوچكترين چيزي نشود در ايران.

بعد مي خواستم بگويم كه اين صحبتي كه شده بود در مورد امام زاده ها من به چند تا از مولوي ها زنگ زدم و گفتند كه جايز نيست، حالا ما حقيقتش مي خواهيم كه چند تا از مولوي هاي زاهدان را بياوريد و با هم مناظره كنيد پخش مستقيم كنيد در شبكه خودتان بياوريد و با هم مناظره رودررو باشد.

در ايران ما اهل سنت علماي زيادي داريم كه از علماي آنها بالاتر است و حداقل شما كاري كنيد كه ما از اين دوراهي بيرون بياييم.

استاد قزويني:

ما چكار كنيم ما الان ٣ سال است كه درخواست مي كنيم.

بيننده:

ما تماس گرفتيم شما هم همين كار را با آقاي مرادزهي با كساني كه در زاهدان هستند

مجري:

شما بزرگواري كنيد يكي از بزرگواران را به ما معرفي كنيد.

بيننده:

شما در شبكه ولايت يا شبكه سلام يا شبكه هاي ديگر يك صحبت مي كنيد و آنها هم در شبكه وصال و غيره يك صحبت مي كنند و ما متوجه نمي شويم و حداقل ما بين دوراهي نباشيم.

استاد قزويني:

ما كه هرچه دعوت كرديم نيامدند و حضرت عالي واسطه شويد و توسل كردن و واسطه كردن به زنده كه اشكال ندارد چون عمر مي گويد:

إِنَّا كنا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا

صحيح البخاري ج ١، ص ٣٤٢

ما هم به شما متوسل مي شويم به عنوان يك آدم صالح شما بزرگواري كنيد اين آقايان علماي بزرگوار اهل سنت را پيشاني شان را مي بوسيم و خواسته باشند با ماشين بيايند ماشين مي فرستيم و اگر بخواهند با هواپيما بيايند هواپيما مي فرستيم حضرت عالي وكيل تام الاختيار از طرف ما، اگر حرف حضرت عالي را قبول دارند هر كدام از اين بزرگواران تشريف بياورند اينجا قدمتان روي چشم ما با هم بنشينيم صحبت كنيم و بحث علمي داشته باشيم.

حتي برخي از علمايي كه تفكر وهابي دارند در ايران ما هيچ ابايي نداريم بيايند اينجا حرف هاي خود را بزنند هيچ مشكلي نيست اصلا و ابدا، همانطوري كه در كتب خود اين مطالب را مطرح مي كنند بيايند و اينجا بگويند.

حالا من انشاءالله در آينده يك بخشي مطالبي دارم نسبت به كتاب هايي كه در داخل كشور جمهوري اسلامي چاپ شده است و مطالب همان وهابي و ضد قرآني و ضد انساني كه دارند در آن است وحتي برخي از كتاب هاي درسي شان مطالب انفجار و آدم كشي و امثال اين را ترويج مي كنند.

انشاالله دانه دانه اين كتاب ها را مي آوريم و نشان مي دهيم و خود مردم را داور قرار مي دهيم.

بيننده: صابري از مشهد

من يك عرض داشتم يكي نسبت به بحث تبيين مباني كه نسبت به موضوعات مختلف با استفاده از منابع اهل سنت مي فرماييد كه بسيار مستند متقن است و حقا هم بايد همين طور باشد وقتي كه مخاطب شما هم از شيعيان هستند و هم از عزيزان اهل سنت واقعا بايد با استفاده از منابع مختلف مخصوصا منابع اهل سنت مكتب تبيين بشود و زحمت مي كشيد با اين استناد بسيار خوب.

ولي نكته اي مي خواهم عرض كنم به عنوان مثال خصوصا در اين ايام كه ايام فاطميه بود براي بحث حقانيت مظلوميت اميرالمؤمنين سلام الله عليه و حضرت صديقه سلام الله عليها كه اين مطالب را مي فرمويد خب وقتي از منابع اهل سنت استفاده مي شود مطالب آنها سبك است يعني در شان مقام اميرالمؤمنين سلام الله عليه و حضرت زهرا سلام الله عليها و اهل بيت عليهم السلام بالاخره مطالب را نهايتا تاريخي و بسيار سبك و بعضا تحريف شده بيان مي كنند.

ولي شما ناچار هستيد از منابع آنها كمك بگريد كه مطلب را باز بكنيد اين را مي خواستم عرض كنم كه ببينيد مطلب كه اين گونه بيان مي شود درست هست حقانيت روشن مي شود ولي براي شيعه اي كه بالاخره تار و پود وجودش را محبت اهل بيت بسته است آخر كار يك قدري سنگين مي آيد كه ما بايد بايستي با زحمت اثبات كنيم كه آمدند پشت در خانه حضرت و آن جسارت را كردند و حضرت زهرا ناچار شدند كه چه جور دفاع كنند.

مقام حضرت زهرا سلام الله عليها در نزد روايات شيعه بسيار بالاست و آنچه كه براي وجود شريف ايشان گفته شده با آنچه در منابع اهل سنت است زمين تا آسمان است، آخر كار ته دل شيعيان گرفته است كه چطور بايد اين مظلوميت را اين جور ثابت كرد و خدايي نكرده ممكن است اگر افرادي كه بيشتر مسائل را نگاه مي كنند يك ذره ته دلشان بماند كه واقعا همين قدر اثبات ميشود حقانيت حضرت اميرالمؤمنين سلام الله عليه و حضرت زهرا سلام الله عليها.

من يك پيشنهادي دارم كه مطلبي كه بيان مي فرماييد اگر محبت كنيد و صلاح دانستيد آخرالامر روايتي هم از روايات ناب شيعه بيان شود كه در شان و مقام آنها و در مظلوميت آنها كه به هر حال آخر كار يك آب خنكي بر دل شيعه ريخته شود كه بيان شود كه مقام اصلي اين است.

حالا در منابع اهل سنت اين حرف ها نيست و ما از همان ها مي توانيم ثابت كنيم حقانيت شيعه و بطلان مذهب مقابل چگونه است.

اين عرض بنده بود اگر صلاح بدانيد.

استاد قزويني:

جناب آقاي صابري اگر در ايام شهادت جانسوز صديقه طاهره برنامه هاي حداقل خود بنده را ديده باشيد يا حتي همين برنامه حبل المتين بنده در كنار بحثي كه از اهل سنت داشتم عبارت خطبه ٢٠٢ نهج البلاغه را مفصل كه آن مطالب جانسوز اميرالمؤمنين سلام الله عليه را خواندم، عبارت امام صادق عليه السلام را خواندم كه فرمود: گرچه قضيه شهادت امام حسين براي ما درد آور بوده ولي شهادت زهرا براي ما دردش بيشتر و تلخ تر از قضيه كربلا بوده

تمام اينها را ما از منابع شيعه خوانديم برادر عزيزم، عباراتي از خود سليم بن قيس خوانديم، ما در ايام فاطميه فقط مطالب كتب اهل سنت را نخوانيدم خيلي يعني شايد من در طول اين ٧-٨ ماه اخير غير از فاطميه كم روي منابع شيعه مي آيم ولي در قضيه حضرت زهرا خيلي عنايت دارم حتما مباحث شيعه مطرح شود.

بيننده:

مطلب حضرت عالي صحيح جناب عالي زحمت مي كشيد تا حالا روي صحبت بنده با بزرگواران ديگر هم بود كه زحمت مي كشند منتها بيشتر اوقات رجوع مي شود به كتب اهل سنت كه حقانيت قطعا اثبات مي شود و بالاخره براي طرف مقابل بايد همين باشد ولي آنكه براي دل شيعه نهايتا بايستي مدنظر باشد اينكه حالا يك روايت ناب از ائمه در انتهاي سخن گفته شود كه ديگر برگ برنده بر روي همه آنها باشد.

حالا آن قسمش براي ديگران كه انشاءالله هدايت شوند، خب من اگر اجازه بفرماييد مختصرا اين صلوات خاصه بر حضرت زهرا سلام الله عليها تيمنا و تباركا بگويم حالا كوتاه است:

اللهم ! صل علي الصديقة فاطمة الزكية حبيبة حبيبك ونبيك وأم أحبائك وأصفيائك التي انتجبتها وفضلتها واخترتها علي نساء العالمين . اللهم ! كن الطالب لها ممن ظلمها واستخف بحقها وكن الثائر اللهم ! بدم أولادها، اللهم ! وكما جعلتها أم أئمة الهدي وحليلة صاحب اللواء والكريمة عند الملأ الأعلي، فصل عليها وعلي أمها خديجة الكبري صلاة تكرم بها وجه أبيها محمد صلي الله عليه وآله وتقر بها أعين ذريتها، وأبلغهم عني في هذه الساعة أفضل التحية والسلام .

مصباح المتهجد - الشيخ الطوسي - ص ٤٠١

شما را به خداي بزرگ مي سپارم.

بيننده: فلاح از كرج (اهل سنت)

شهادت حضرت زهرا را به همه شيعيان و اهل سنت تسليت عرض مي كنم.

من يك چيزي مي خواستم بگويم كه مرتبط با بحث امشب نيست، چند شب قبل مناظره آقاي عباسي را با آقاي سجودي نگاه مي كردم كه گفتند كه همسر پيامبر با حالت قهر به خانه پدرش رفت و پيامبر يك ماه به او عتاب داشت تا اينكه از طرف الله وحي شد كه آقاي سجودي اين گونه گفت كه پيامبر از بي گناهي همسر خود اطلاع نداشت تا اينكه يك ماه بعد از طرف خدا به ايشان وحي شد و مطلع شد كه همسرش بي گناه است و او را بخشيد. درست است؟

استاد قزويني:

شما بفرماييد من خدمتتان عرض مي كنم

بيننده:

من مي خواستم اين را بگويم كه آقاي سجودي كه اين حرف را مي زنند با اين حرفشان نشان نمي دهد كه قرآن قديم نيست و حادث است؟

استاد قزويني:

چطور؟

مجري:

چون مي گويد تا يك ماه پيامبر نمي دانسته بعد وحي آمده است

بيننده:

حالا عقيده ايشان اين گونه است يا نه؟

استاد قزويني:

برادر بزرگوارم يكي از عنايات خداي عالم اين بود كه دراين شبكه متعلق به وهابي ها اين مطلب مطرح شد كه قضيه عايشه همسر نبي مكرم كه اين چنين مورد اهانت و جسارت قرار گرفت اين در منابع خود آقايان اهل سنت آمده حتي طوري است كه در بعضي از كتاب هاي اهل سنت آمده كه ايشان:

إن أباها طردها

پدر عايشه اصلا او را طرد كرد وقتي كه به خانه پدر آمد پدر به او گفت كه به خانه من نيا تو مطرود هستي

كما طردها الرسول

پيامبر هم او را طرد كرده بود

فانطلقت تجول لا يؤويها أحد

در كوچه ها سرگردان بود و هيچ كس او را پناه نمي داد

فتح الباري ج ٨، ص ٤٦٤

جالب اين است كه اين را آقاي ابن حجر عسقلاني در فتح الباري جلد ٨ صفحه ١٥٣، آقاي حلبي از علماي بزرگ اهل سنت است.

ما تا به حال اين قضيه را به خاطر احترام به اهل سنت نگفتيم ولي حالا كه شما اين را فرموديد من مجبورم عرض كنم كه حلبي در سيره خودجلد ٢ صفحه ٢٩٥ مي گويد: عايشه مطرود پيامبر، مطرود پدر و مادرش بود حتي

أن الهرة أيضاً كانت تبكي حالها

گربه هاي مدينه به حال عايشه گريه مي كردند.

حالا من نمي دانم اين تعبير چه است، اگر اين تعبير در كتاب كافي بود هزاران فحش و ناسزا به كليني مي گفتند، اگر اين تعبير در بحار بود ببين با مجلسي چكار مي كردند.

اين مسائل بوده و در آن هيچ شك و شبهه اي نيست ولي اينكه قهر كردن نبي مكرم اين خب متن صحيح بخاري است كه در متن صحيح بخاري آمده است و چيزي ندارد كه بر اينكه مي گويد:

وقد لَبِثَ شَهْرًا

پيامبر اكرم اصلا من را طرد كرد و يك ماه با من حرف نزد تا

لَا يُوحَي إليه في شاني بِشَيْءٍ

صحيح البخاري ج ٤، ص ١٥٢٠

كه البته ما معتقد هستيم كه اصلا آيه افك ارتباطي به عايشه ندارد، در رابطه با مارية قبطيه است ولي اين آقاياني كه اين شكلي آوردند اين حديث ٤١٤١ صحيح بخاري را ملاك قرار مي دهند خب اين نسبت به نبي مكرم اهانت مي كنند، نسبت به پدر و مادرش اهانت مي كنند، نسبت به امهات المؤمنين حتي اهانت مي كنند، اين درد آور تر از همه اينها اين است كه مي گويند زن هاي پيامبر امهات المؤمنين همگي نسبت به عايشه نظر بد داشتند و متهم بودند.

اين عبارت صحيح بخاري است حديث ٢٦٦١ كه مادر عايشه ام رمان مي گويد عايشه تو از ديگر زنان پيامبر زيباتر هستي، اگر چنانچه:

لَقَلَّمَا كانت امْرَأَةٌ قَطُّ وَضِيئَةً عِنْدَ رَجُلٍ يُحِبُّهَا لها ضَرَائِرُإلا أكثرن عليها

اين هووهاي تو، زنان پيامبر چه كساني هستند مگر ام المؤمنين نيستند؟ ماريه، ام سلمه، حفصه، ام حبيبة اينها ام المؤمنين نيستند؟ اين صحيح بخاري مي گويد امهات المؤمنين زن هاي پيامبر به عايشه افترا بستند.

صحيح البخاري ج ٤، ص ١٥١٩

اگر اين آقايان مي گويند نستجير بالله كساني كه افترا بستند همه منافق بودند خب در رابطه با اين روايت ٢٦٦١ صحيح بخاري چه مي گويند؟ و لذا ما همين اندازه خوشحاليم كه اين قضايايي كه اين حضرات يك عمري به بوق و كرنا زده اند و شيعه را متهم مي كنند كه نسبت به همسر پيامبر افتراء فحشاء و رابطه نامشروع مي زند اين در صحيح ترين كتابشان به بدترين وجه آمده است الا اينكه بگويند اين روايات صحيح بخاري جعلي و دروغ است و اينها را يهودي ها براي اينكه دامن نبي مكرم را آلوده كنند ديدند از پيامبر اكرم چيزي پيدا نكردند آمدند همسر پيامبر را به اين شكل افترا بستند.

وحال آنكه اجماع علماي شيعه است بر اينكه نه تنها همسر نبي مكرم بلكه همسران تمام انبياء از هر گونه رابطه نامشروع منزه و مبرا بودند.

مرحوم شيخ طوسي مي گويد:

وما زنت امرأة نبي قط

هيچ همسر پيامبري رابطه نامشروع نداشت چون اين رابطه نامشروع داشتن دامن پيامبر را آلوده مي كند و مردم را نسبت به پيامبر بدبين مي كند.

التبيان في تفسير القرآن - الشيخ الطوسي - ج ١٠ ص ٥٢

بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج ١١ ص ٣١٤

ولي خب شما در كنار اين ببينيد آقاي ابن جوزي از علماي بزرگ اهل سنت است كه مي گويد:

لم يكن ابنه

پسر نوح پسرش نبود، نستجير بالله زنا زاده بود

إن امرأته فجرت

همسر حضرت نوح نستجير بالله رابطه نامشروع داشته است

زاد المسير ج ٤، ص ١١٣

بعد مي گويد آقاي شعبي نظرش اين است، آقاي مجاهد اين است، آقاي ابن جريج اين است.

همين طور صف مي كند شما بياييد نظر علماي شيعه را ببينيد در كنار نظر علما و بزرگان اهل سنت آن وقت بعد بياييد قضاوت كنيد كه واقعا چه كسي حرمت همسران پيامبر را حفظ مي كند.

بله ما نسبت به عايشه اشكال داريم، ايشان بر خلاف آيه شريفه

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ

سوره احزاب آيه ٣٣

آمد بيرون با اميرالمؤمنين جنگيد و مسائل ديگر اينها مباحثي است و براي آن هم دليل داريم، فتنه جنگ جمل كه ٣٠ هزار نفر كشته شدند همه را به حساب عايشه همسر پيامبر مي دانيم ولي اينكه ما بياييم نسبت نستجير بالله رابطه نامشروع و غيره به هيچ وجهي در كتب شيعه آنچه كه ما ديديم و بزرگان و مراجع شيعه و فقهاي شيعه كه نظر اينها بيانگر نظر شيعه است ما پيدا نكرديم.

بيننده:

فقط جواب سوالم را دقيق نگرفتم، ببينيد من اشاره ام به اين بود كه آقاي سجودي جوري صحبت كردند كه قرآن حادث است حالا من مي خواهم بدانم كه اقاي سجودي واقعا اهل سنت است؟ واقعا مسلمان است كه مسلمان را مخلوق مي داند؟

استاد قزويني:

بحث اينكه قرآن حادث است يا قديم و اين فتنه خلق قرآن اينها يك بحثي است كه مفصل است و با اين ٥ دقيقه نمي توان مطرح كرد حالا اگر ما فرصتي داشته باشيم در رابطه با فتنه خلق قرآن كه ابوحنيفه را به زندان انداختند، احمد بن حنبل ها را زندان و شلاق و غيره و سياست ها، يك حاكمي مي آمد و مي گفت كه قرآن حادث است و هركس بگويد قديم است بكشيد.

فردا يكي مي آمد و مي گفت كه قرآن قديم است هركس گفته است كه حادث است بكشيد، اينها بازيچه هاي حكومت هاي عباسي بود جامعه را با اين مباحث مشغول كنند و خودشان حكومت كنند.

بيننده: محمد از يزد

ما مثل اينكه وقتي هم نداريم كه بالاخره يك صحبت و بحث علمي مي خواستيم بكنيم كه ظاهرا فرصتي نيست، من مي خواستم عرض كنم در رابطه با مناظره اي كه انجام شد يك چيزي شده كه آقاي سجودي را گفتند يك آدم عادي است من با اين ارتباطي كه داشتيم ايشان من مطمئن هستيم كه ديگر دومي ندارد. نه تو شبكه كلمه تو اين ٤ تا شبكه حالا آقاي سجودي را گفتند كه اينجوري ولي به هر حال كس ديگري مسلط تر از ايشان در شبكه ندارند ولي ايشان هم حقيقتا يك آدمي هستند كه بيشتر از همه تحمل دارند و اين احاديثي كه ما مي گوييم اگر ايشان جوابي هم نداشته باشند تحمل مي كنند و پخش مي كند.

ولي شما هم به هر صورت من فكر مي كنم كه حيف است كه ايشان را بخاطر اينكه حالا عالم نيستند و اينها كنار بزنيد و مناظره نشود و اينها مطمئنا با هركس كه مناظره كنند اول آقاي سجودي است بحثي هم روي اين نيست و قبلا هم كه مناظره كردند صف اول ايشان نشسته بودند براي مناظره.

به هر صورت حالا اين صحبت را مي خواستم عرض كنم يكي ديگه آقاي ملازاده است كه ايشان هم كه به هرحال مي دانيد كه چگونه است ايشان خودش دائم در حال فحش دادن و سر وصدا كردن است.

همين بنده خدايي كه زنگ زد به شما و گفت كه شما گفتيد كه بالا كنيد پايين كنيد، اينها همين صحبت هاي آقاي ملازاده است كه مي گويند آقاي قزويني اگر كامپيوتر را از جلويش برداري ديگر هيچ چيز بلد نيست و شما نشان داديد كه اينها همش الكي است.

اين بيننده ها ببينند و عبرت بگيرند كه اينها يك كلمه حرف درست نمي زنند من خودم باهاش ٣ جلسه صحبت كردم و ديگر صحبت نكردم، بار اول گفت برو با اسكايپ بيا، گفتم صحبت كن ديگه داريم حرف مي زنيم و ٤ تا سوال مي كنيم گفت نه نمي شود بايد با اسكايپ بيايي.

حالا ما كه شاگرد شما هم نيستيم و از همين بيننده ها هستيم و صحبت مي كنيم اين آقاي ملازاده است، چند تا مسئله مطرح كرديم كه اين مسئله اي كه مي گوييد صدقه اي كه از پيامبر مانده است اگر اين صدقه باشد همسران رسول الله هم نمي توانند در آن خانه بنشينند و حتي خلفاي اول و دوم هم كه مسئله دفن شان مشكل پيدا مي كند.

مي گويد شما همه چيز را رها كرديد و يك مشت خاك را گرفتيد و از اين صحبت ها، بعد مي گويد اين سجده اي كه امام پرستان و قبر پرستان مدعي تشيع فلان و فلان، يك بحث علمي بكن يه مثلي بزن ببينيم.

در هر صورت حاج آقا ببخشيد ما وقت شما را گرفتيم.

استاد قزويني:

من يك شعري از علامه قزويني سيد محمد بن سيد مهدي از بزرگان قزوين است متوفاي ١٣٣٥ كه شعري در رابطه با حضرت زهرا سلام الله عليها دارد كه مي گويد:

قال سليم قلت يا سلمان * هل دخلوا ولم يك استئذان

سليم بن قيس مي گويد از سلمان سوال كردم آيا به خانه زهرا بدون اجازه داخل شدند؟

فقال : إي وعزة الجبار

قسم به عزت خدا بدون خدا وارد خانه زهرا شدند

ليس علي الزهراء من خمار

حتي زهراي مرضيه برسرش چادرش و روسري نبود

لكنها لاذت وراء الباب

زهراي مرضيه رفت پشت در خود را مخفي كرد

رعاية للستر والحجاب

به خاطر اينكه بيگانگان او را به آن شكل نبينند

فمذ رأوها عصروها عصرة * كادت بروحي أن تموت حسرة

آن چنان او را پشت در فشار دادند كه نزديك بود روح از بدن زهرا جدا شود

تصيح يا فضة اسنديني

فرياد زد اي فضه به دادم برس

فقد وربي أسقطوا جنيني

به خدا سوگند محسنم را كشتند

فأسقطت بنت الهدي واحزنا * جنينها ذاك المسمي محسنا

مي گويد دختر پيامبر محسنش را سقط كرد و پشت در آن نازنين به شهادت رسيد.

الأسرار الفاطمية - الشيخ محمد فاضل المسعودي - ص ١٨٢

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي زهرا به آبروي زهرا به آبروي زهرا هر چه سريع تر در فرج فرزند زهرا حجة بن الحسن تعجيل بفرما و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.

اللهم عجل لوليك الفرج