سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٨٧ - شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟

شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟

کد مطلب: ٥٤٥١ تاریخ انتشار: ٢٠ مهر ١٣٩١ تعداد بازدید: ٣٨٦٨ سخنراني ها » شبکه ولايت شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
حبل المتين ٩١/٠٧/٢٠

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : ٢٠ / ٠٧ / ٩١

مجري:

شبهه اي كه آقايان وهابي ها مطرح كرده اند اين است كه اگر آيه :

الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.

سوره مائده ، آيه ٥٥

در شأن اميرالمؤمنين آمده است چرا با لفظ جمع آمده است؟ اين را لطفا براي بينندگان عزيز بيان بفرماييد.

استاد قزويني :

خدا را بر تمام نعمت هايش به ويژه نعمت ولايت، سپاس مي گوييم و اينكه ما را در سايه سار اهل بيت قرار داده است و با زبان الكن توفيق دفاع از حريم اين بزرگواران را كرم نموده است شكر ديگري اين هم از باب:

يا مبتدئا بالنعم ! قبل استحقاقها

مصباح المتهجد ، الشيخ الطوسي ، ص ٧٠

مي دانيم؛ ولي آنچه كه مطرح است و دوستان عزيز توجه دارند با اينكه نبي مكرم صلي الله عليه و آله وسلم در طول ٢٣ سال دوران رسالت خود بارها و بارها به مناسبت هاي مختلف در مواقع متعدد بحث ولايت و امامت و وصايت اميرالمؤمنين و خلافت ايشان را با بيان هاي مختلف و ما گفتيم كه هر لفظي كه آقايان مي خواهند انتخاب كنند تا ما از منابع اهل سنت همان لفظ را بياوريم. ولي چه بايد كرد اين هم يكي از موارد امتحان الهي است كه چه كساني تسليم محض خدا و پيامبر هستند:

إِذَا قَضَي اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا

سوره احزاب ، آيه ٣٦

در اينجا هيچ اختياري نداشته باشند.

أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ

سوره نساء ، آيه ٥٩

باشند و چه كساني با بهانه ها و توجيه ها و تأويلات نادرست بيايند اين قضايا را به مباحث ديگر حمل كنند.

من بارها گفته ام اين نكته را و به همه عزيزان عرض مي كنم هم به عزيزان شيعه و هم به عزيزان اهل سنت كه اعتقادات برخاسته از تقليد به درد نمي خورد و فايده اي ندارد و با كوچكترين وزش باد خزان شبهات پاييزي و زمستاني فرو مي ريزد.

شيعه بايد اعتقادات خود را هم در توحيد و هم در نبوت و هم در بحث امامت كه از اساسي ترين مباحث است كه ما توحيد و نبوت را از امامت گرفته ايم ، فقه و معاني قرآن را هم از محضر امامان گرفته ايم و خلاصه همه چيز ما به ائمه باز مي گردد خودشان فرمودند:

بنا عرف الله ، بنا عبد الله

منهاج الصالحين ، الشيخ وحيد الخراساني ، ج ١ ، ص ٣٨٩

الأنوار الساطعة في شرح زيارة الجامعة ، الشيخ جواد بن عباس الكربلائي ، ج ٣ ، ص ٤٢٤

من أراد الله بدا بكم و من وحّده قبل عنكم

لوامع صاحبقراني ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) ، محمد تقي المجلسي ( الأول ) ، ج ٨ ، ص ٧٣٤

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) ، الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني ) ، ج ٢ ، ص ٥٢٨

تمام چيزهايي كه ما داريم ؛ يعني توحيدي كه از مكتب امام صادق عليه السلام نيايد ما بر اين باور هستيم كه به درد نمي خورد. نبوتي كه از كانال اهل بيت نباشد و به از طريق آنها نباشد فايده اي ندارد. معادي كه از كانال اين بزرگواران نيايد كه يكي از ثقلين و عدل قرآن و قرآن ناطق هستند فايده اي ندارد براي اين هم از آيات و روايات چه در منابع شيعه و چه اهل سنت دليل قاطع داريم و اگر واقعا آقايان اشكالي در ادله ما دارند بيايند و رو در رو بايستيد استوديو و استوديو با هم حرف بزنيم اگر واقعا راست مي گويند كه يقين هم داريم راست نمي گويند مي ترسند و وحشت دارند چون مي دانند كه اساس اعتقاداتشان بر سراب هايي استوار شده است كه با كوچكترين رودر رويي با علماي شيعه و حتي با افراد عادي تمام اين خزان ها فرو مي ريزد و اين سراب واقعيت خود را نشان مي دهد.

ولي بهترين راه اين است كه در يك جلسات دوستانه گفتگويي و چهره به چهره اين مباحث گفته شود اگر واقعا آقايان معتقدند شيعه مشرك و منحرف است، ما داريم مي گوييم آماده ايم بياييم پاي بحث شما و روبه روي شما بنشينيم و براي ما ثابت كنيد كه ما مشرك و كافر و مرتد و مبتدع هستيم.

حداقل تعداد انبوهي از شيعه هايي كه دنبال سر ما و مراجع هستند با راهنمايي خود نجات دهيد، پس اينكه مدعي اسلام هستيد دروغ گفته ايد و اينكه مدعي تابع قرآن هستيد دروغ مي گوييد.

ما فرض گيريم از مشرك كه بالاتر نيستيم قرآن مي گويد:

قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ

سوره بقره ، آيه ١١١

بياييد در برابر براهين ما و چرا فرار مي كنيد؟ چرا توجيه مي كنيد؟آيا حاضر نيستيد براي مخاطبين خود ارزش قائل شويد؟ من نمي دانم از اين ابن تيميه چه ديده ايد و چه ره آوردي براي شما داشته است؟

ببينيد بزرگان شما درباره ابن تيميه چه مي گويند من در جايي ديدم كه اين آقا دريك جلسه ٥٠ بار گفت شيخ الإسلام ابن تيميه ، حالا ما نمي دانيم يا اينها خودشان را به نفهمي زده اند يا اينكه مخاطبين خود را بي ارزش مي كنند.

ما بارها عبارت محمد بن محمد بخاري را گفتيم كه متوفاي ٨٤١ است و هميشه در مجلس خود مي گفت :

من أطلق علي ابن تيمية أنه شيخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق كافر

هركس به اين تيميه مي گويد شيخ الإسلام او كافر است

الضوء اللامع ، ج ٩ ، ص ٢٩٢

البدر الطالع ، ج ٢ ، ص ٢٦٢

كسي اين سخن را گفته است كه از او تعبير مي كنند به امام محمد بن محمد بخاري و حنفي مذهب است و اين سخنان را علامه مجلسي و امام راحل و سيد خوئي كه نيست و از بزرگان شما است.

ابن حجر عسقلاني كه از اركان علمي شما است مي گويد:

قاضي شافعي دمشق دستور داد جار بكشند

من اعتقد عقيدة ابن تيمية حل دمه وماله

الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة ، ج ١ ، ص ١٧١

هركس عقائد ابن تيميه را داشته باشد جان و مال او هدر است.

هر روز روايت ديوار خراب كردن روي ناصبي را نشان مي دهد اين عبارت را هم نشان دهيد و بگوييد.

ابن حجر مكي كه شافعي است و از بزرگان شافعي ها هم است مي گويد:

ابن تيمية عبد خذلهالله وأضلَّه وأعماه وأصمه وأذلَّه

ابن تيميه كسي است كه خدا او را خار و گمراه و كر و ذليل كرده است.

وبذلك صرح الأئمة الذين بينوا فساد أحواله وكذب أقواله

آن دسته از پيشوايان اهل سنت كه حرف هاي ابن تيميه را بررسي كردند و فساد و كذب اقوال او را بررسي كردند به اين صراحت اعلام كردند

ويعتقد فيه أنه مبتدع ضالّ ومُضِّلّ جاهل غال

بايد در مورد ابن تيميه اين عقيده را داشت كه بدعت گذار و گمراه كننده و گمراه است

الفتاوي الحديثية ، ج ١ ، ص ٨٤

حصني دمشقي مي گويد كساني كه از ابن تيميه پيروي مي كنند تابعين دجال هستند و از ابن تيميه به دجال تعبير مي كند و مي گويد ابن تيميه تابع امامش شيطان است.

دفع الشبه عن الرسول ، ص ١٦٨

من نمي دانم ابن تيميه چه گلي به سر اينها زده است جز اينكه آمده است و بين مسلمان ها اختلاف انداخته و وحدت مسلمانان را به هم زده است و حكم به كفر همه مسلمان ها و حتي اهل سنت داده است ولي آقايان مي گويند: شيخ الإسلام اين طور گفت شيخ الإسلام اون طور گفت.

يعني انسان وقتي اين نحوه صحبت اينها را مي شنود واقعا چندش مي گيرد كه اينها چقدر آدم هاي ضعيف ، پست و رذل هستند كه اينها تمام علماي بزرگ خود را رها كردند و چسبيدند به ابن تيميه.

يكي از شبهاتي كه ايشان دارد همين قضيه است در منهاج البدعة ج ٧ ص ١٩ كه وقتي مي آيد و به قضيه آيه ٥٥ سوره مائده مي رسد :

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا

مي گويد

الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ

اين سياق

فهذا السياق مع أتيناه أتي بصيغة الجمع مما يوجب لمن تدبر ذلك علما يقينا لا يمكنه دفعه عن نفسه أن الآية عامة في كل المؤمنين.

منهاج السنة النبوية ، ج ٧ ، ص ٢٠

اين آيه چون به صيغه جمع آمده است شامل تمام مؤمنين مي شود.

ما از آقاياني كه شيخ الإسلام شيخ الإسلام رديف مي كنند يك سوال مي كنيم يك سوال عقلي و اصلا كاري با روايات نداريم ، ابن تيميه مي گويد اين آيه براي تمام مؤمنين است بيايند و اين آيه را براي ما معنا كنند:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

سوره مائده ، آيه ٥٥

ولي به چه معناست؟ اگر «ولي» به معناي ولي امر است خوب اتحاد ولي مولي عليه لازم مي آيد يعني معنايش اين مي شود كه :

آي مؤمنين شما خودتان ولي خودتان هستيد.

يعني واقعا بدتر از اين توهين به قرآن نمي توان كرد يعني :

وَلِيُّكُمُ

ولي شما مؤمنين شمايي هستيد كه نماز مي خوانيد.

و اضافه سوال ديگري هم داريم كه اگر اين آيه براي عموم مؤمنين باشد آيا عموم مؤمنين

يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

هستند؟ حالا ولي را به هر معنايي كه مي خواهيد بگيريد به معناي ولي امر يا دوست كه مي شود:

شما مؤمنين دوست خودتان هستيد.

خيلي جالب است يعني خداي عالم در اينجا يك كشف مهمي از ديدگاه ابن تيميه كرده است

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا

آنهايي است كه

الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ

يعني دوستان شما همين شماها هستيد.

اتحاد ناصر و منصور و اضافه اگر بنابر اين باشد اگر ولي را به معناي دوست بگيريم مي شود:

خداوند و رسول و كساني كه در حال ركوع صدقه مي دهند دوستان شما هستند.

يعني در اين ١٤ قرن هركسي كه در حال ركوع صدقه نداده است دوست شما نيست و دشمن شما است.

وقتي خداي عالم عقل آدم را از دست انسان بگيرد همين مي شود، شما بياوريد

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ

را قشنگ معنا كنيد.

اما در رابطه با سوالي كه حضرت عالي مطرح كرديد كه چرا خداي عالم اينجا صيغه جمع آورده است علماي اهل سنت قبل از اينكه ما جواب بدهيم جواب داده اند:

زمخشري مي گويد :

فإن قلت كيف صح ان يكون لعلي رضي الله عنه واللفظ لفظ جماعة.

اگر كسي بگويد چطور مي شود اين آيه براي اميرالمؤمنين باشد و حال آنكه لفظ لفظ جمع است مانند:

الذين ، يقيمون الصلاة ، و هم ، راكعون

٤ تا صيغه جمع آمده است

قلت

من جواب مي دهم به تو

جيء به علي لفظ الجمع وإن كان السبب فيه رجلا واحدا

گرچه سبب نزول اين آيه علي بن ابي طالب است ولي خدا در اين جا به صورت صيغه جمع آورده

ليرغب الناس في مثل فعله.

تا ديگران هم تشويق شوند و همچين كاري انجام دهند.

الكشاف ، ج ١ ، ص ٦٨٢

كه اگر جايي همچين اتفاقي افتاد و سائل و درمانده و بيچاره اي دستش از همه جا بريده و به مسلمانان پناه آورده، دست خالي نرود چه بسا زندگي او بسته به همين كمك شما است و بدون آن زندگي اش پاشيده مي شود:

ليرغب الناس في مثل فعله فينالوا مثل ثوابه ولينبه علي ان سجية المؤمنين يجب ان تكون علي هذه الغاية من الحرص علي البر والإحسان وتفقد الفقراء

خدا با صيغه جمع آورده است تا اينكه اعلام كند صفت يك مؤمن بايد اين چنين باشد و همواره حريص باشد و علاقمند باشد به كارهاي نيك.

حتي إن لزهم امر لا يقبل التأخير وهم في الصلاة لم يؤخروه إلي الفراغ منه

الكشاف ، ج ١ ، ص ٦٨٣

حتي اگر كمك به مستمند و فقير و نيازمند به قدري ضروري باشد كه اگر من نماز را تمام كنم چه بسا مشكلي براي فقير پيش بيايد يا نا اميد برگردد و دست من به او نرسد مي گويد حتي اگر مشغول نماز هم هستيد به قدري رسيدگي به فقرا و مستمندان و رعايت حال بيچاره گان از ديدگاه خداي عالم مهم است نمازي كه مخصوص خداي عالم است اگر در دل نماز هم همچنين اتفاقي افتاد من به تو نه تنها اجازه مي دهم تفقد كني بلكه مدح هم مي كنم و اين كار را كار شايسته هم مي دانم.

و لذا بينندگان عزيز شيعيان و اهل سنت دقت كنند كه اين تعبيري كه آقاي زمخشري دارد تعبير زيبايي است، نباشد در فاميل و بستگان ، همشهري هاي ما افراد نيازمندي باشد و ما شب به آسودگي بخوابيم ولي آنها از شدت درد و نياز خواب به چشمشان فرو نرود.

اميرالمؤمنين در نامه اش به عثمان بن حنيف مي گويد:

ولَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوْ الْيَمَامَةِ مَنْ لَا طَمَعَ لَه فِي الْقُرْصِ - ولَا عَهْدَ لَه بِالشِّبَعِ - أَوْ أَبِيتَ مِبْطَاناً وحَوْلِي بُطُونٌ غَرْثَي.

نهج البلاغة ، خطب الإمام علي ( ع ) ( تحقيق صالح ) ، ص ٤١٨

من علي شب سير بخوابم و در سرزمين اسلامي باشند كه سير بودنشان را يادشان نمي آيد؟

مردم ما والله مردم شريف و بزرگواري هستند اين را من قاطعانه مي گويم مردم شيعه در داخل و خارج به ويژه در ايران بنده با تمام قاطعيت عرض مي كنم قابل مقايسه با شيعيان زمان حضرت امير و امام حسن و حتي صحابه در زمان پيامبر نيستند.

شما ببينيد برخورد انها با نبي مكرم و اميرالمؤمنين و امام مجتبي و امام حسين چگونه بود ولي برخورد اين مردم روي عشقشان به اهل بيت و عشقان به نظام برخاسته از شيعه واقعا بايد قدر اين مردم و قدر اين عشق هاي شيعي را بدانيم و خدمتگذار اين مردم باشيم و بر اين خدمتگذاري هم افتخار كنيم و تلاش كنيم هر كسي به اندازه توان خودش نسبت به مستمندان و گرفتاران دستگيري كند به استناد همين آيه ٥٥ سوره مائده كه خداي عالم افرادي كه صدقه دادند زياد هستند ولي مانند علي خالصانه

لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا

سوره الإنسان ، آيه ٩

به شما احسان مي كند نه از شما پاداش مي خواهم و نه تشكر

دوستان اگر به كسي كمك مي كنيد و انتظار داريد آن شخص برگردد و بگويد دست شما درد نكند بدانيد عمل شما خالص براي خدا نيست يقين داشته باشيد.

اگر چنانچه احسان و خدمت كرديد به ديگران انتظار تشكر هم نداشتيد معلوم مي شود اين خالص براي خدا است. يكي از دوستان ما مي گفت در كميته امداد هستم و بعضي اوقات به دوستان مي گويم كه اگر وقتي كمك به افرادي مي كنيد گاهي آنها به خاطر شدت گرفتاري يا توقعاتي كه دارند به جاي تشكر طعنه هم مي زنند كه اين چيه كه براي ما آورديد؟ مي گفت لذتش همين است كه انسان احسان كند و طرف مقابل برگردد به جاي تشكر ٢ تا فحش هم بدهد كه آنجا انسان در برابر خدمتي كه مي كند نه تنها انتظار تشكر ندارد اگر اون طرف آمد برخورد خشن هم كرد اين برخورد خشن ما را از كوره در نبرد.

اين يك نكته كه جناب زمخشري گفت.

آلوسي كه وهابي است مي گويد:

وذكر علماء العربية أنه يكون لفائدتين : تعظيم الفاعل

صيغه جمع كه در اينجا آمده است ٢ تا فائده دادرد يكي تعظيم و ارزش عامل و كننده كار

وأن من أتي بذلكالفعل عظيم الشأن بمنزلة جماعة

آن كسي كه اين كار را انجام مي دهد به قدري اين كار ارزش دارد مانند واحد كالألف است؛ يعني علي بن ابي طالب با اين كار خود كار گروهي مي كند.

همانطوري كه خداوند مي فرمايد:

إِنَّ إِبْراهيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكينَ (نحل/١٢٠)

ابراهيم يك نفر است ولي از او به امت تعبير مي كند چون كار او كار امتي است

ليرغب الناس في الاتيان بمثل فعله

خداي عالم اينجا به صيغه جمع آورده است گرچه فاعل علي بن ابي طالب است چون كننده كار يك كار خيلي بزرگ و با عظمتي انجام داده

وتعظيم الفعل

خود اين عمل نزد خداي عالم ارزش دارد.

روح المعاني ، ج ٦ ، ص ١٦٧

خداي عالم در اينجا به صيغه جمع آورده است تا اينكه اعلام كند هر مؤمني بايد اين چنين باشد نه تنها علي ولي آنهايي كه

لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا

سوره الانسان ، آيه ٩

احتياجي به شكر گذاري نشود به قولي در بعضي از جاها است كه ديگران آمدند به سائل گفتند ما مي رويم در نماز و در ركوع بياييد ما انگشترمان را در مي آوريم تا در حق ما هم آيه نازل شود.

اين سوراخ دعا گم كردن است.

نكته سوم اين است كه مرحوم شرف الدين مي گويد علت اينكه اينجا جمع آمده است اين است كه جمع در حقيقت حالت توجيهي براي آنها داشت و اگر مفرد مي آورد و دايره مشخص مي شد براي دشمنان اميرالمؤمنين قابل تحمل نبود و به نوعي تلاش مي كردند حذف كنند؛ يعني همان هايي كه به پيامبر نسبت هذيان مي دانند از آنها بعيد نبود كه به جبرئيل هم نستجير بالله بگويند اشتباه كرده است.

و لذا ايشان مي گويد با توجه به آنچه كه دشمنان بني هاشم و آنهايي كه حسد داشتند و توانايي و تحمل شنيدن اين چنين مطلبي را نداشتند خداي عالم به صيغه جمع آورده تا اينكه آنها به همين جمع بودن دل خود را خوش كنند.

در روايت هم داريم كه عزيزان اهل سنت آوردند كه خود نبي مكرم مي فرمايد :

ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك إلا من بعدي

مسند أبي يعلي ، ج ١ ، ص ٤٢٦

تاريخ مدينة دمشق ، ج ٤٢ ، ص ٣٢٢

مجمع الزوائد ، ج ٩ ، ص ١١٨

پيامبر اكرم فرمود: علي جان كينه هايي در سينه هاي افراد مي بينم كه اينها بعد از من بروز مي كند.

هيثمي هم اين روايت را توثيق كرده و گفته روايان آن ثقه هستند.

يا در روايت ديگري حاكم نيشابوري نقل مي كند كه :

عن علي رضي الله عنه قال إن مما عهد إلي النبي أن الأمة ستغدر بي بعده

از وصاياي پيامبر اكرم به من اين بود كه امت بعد از نبي مكرم در حق من خيانت مي كنند.

هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه

المستدرك علي الصحيحين ، ج ٣ ، ص ٤٦٧٣

نكته چهارم اين آقاياني كه مي گويند چرا در اينجا صيغه جمع آمده ولي فرد اراده شده است خوب اين آقايان كه مي گويند ما اهل قرآن و كتاب هستيم حتي اون آقايي كه ما فقط با قرآن با شما مناظره مي كنيم ما گفتيم شما اهل قرآن نيستيد شما اهل سنت هستيد هروقت شما قبول كرديد اهل كتاب هستيد ما با كتاب با شما حرف مي زنيم حداقل اينهايي كه خودشان را اهل كتاب مي دانند و مي گويند با اين قرآن با ما حرف بزنيد به قرآن مراجعه كنند و ببينند موارد متعددي در قرآن طبق عبارات صريح كلمه جمع آمده است ولي فرد اراده شده است و اين يك استعمال شايع در قرآن است ، مثلا در رابطه با آيه مباهله :

فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ

پيغمبر به آنها بگو شما فرزندان خود را بياوريد ما هم فرزندان خود را مي آوريم

در اينجا مراد از ابناء حسن و حسين است

وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ

ما زنان خود را مي آوريم شما هم زنان خود را بياوريد

آيا غير از حضرت زهرا فرد ديگري هم بود؟

وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ

سوره آل عمران ، آيه ٦١

ما انفس و جان خود را مي آوريم شما هم جان خود را بياوريد

اينجا كلمه انفس استعمال شده است ولي اميرالمؤمنين اراده شده است ، نساء استعمال شده است ولي زهرا سلام الله عليها ارداه شده است ، ابناء استعمال شده است ولي مراد امام حسن و امام حسين سلام الله عليهم هستند.

خود ابن كثير دمشقي مي گويد: انفسنا و انفسكم رسول الله و علي بن ابيطالب هستند ، ابنائنا الحسن و الحسين ، نسائنا فاطمه است.

حاكم در مستدرك خود آورده است و گفته است كه صحيح است بر شرط مسلم.

مورد ديگر كه صيغه جمع استعمال شده و همسر سابق جناب ابي بكر اراده شده است ، آقاي ابي بكر در زمان جاهليت خانمي داشت به نام قتيله كه با او ازدواج كرد و سپس طلاق داد كه داستان مفصلي است ، خود بخاري نقل مي كند از اسماء دختر ابي بكر خواهر عايشه كه مادرش با مادر عايشه يكي نبود كه مي گويد : مادر من در زمان پيامبر براي من هدايايي آورده بود از پيامبر سوال كردم آيا اين هدايا را قبول كنم كه اين آيه نازل شد:

لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ

سوره ممتحنه ، آيه ٨

آنهايي كه با شما نجنگيدند و موجب خروج شما از مدينه نشدند اشكالي ندارد به آنها خوبي و احسان كنيد.

و خود فتاواي لجنه دائمه هم مي گويد:

وثبت عن الرسول صلي الله عليه وسلم أنه أمر أسماء بنت أبي بكر أن تصل أمها وكانت مشركة

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء ، أحمد بن عبد الرزاق الدويش ، ج ١ ، ص ٥٤١

روايتي را حاكم نيشابوري نقل مي كند كه روايت خوبي است از مصعب بن ثابت نوه زبير نقل مي كند كه :

قدمت قتيلة بنت العزي

قتيله دختر عزي بنت مالك كه در حقيقت مادر اسماء بنت ابي بكر بود

وكان أبو بكر طلقها في الجاهلية

قتيله را ابوبكر در زمان جاهليت طلاق داد

فقدمت علي ابنتها بهدايا

خانم قتيله با اينكه طلاق گرفته بود ولي دختري از ابوبكر به نام اسماء دارد كه آمد به مدينه و هدايايي براي اسماء آورد كه شامل :

ضبابا

سوسمار

وسمنا

روغن

وأقطا

يك سري كشك

فأبت أسماء أن تأخذ منها وتقبل منها وتدخلها منزلها

اسماء ابا كرد از اينكه اينها را قبول كند و مانع شد كه اين مادر وارد خانه خود شود و گفت چون مشرك هستي نه هداياي شما را قبول مي كنم نه اجازه مي دهم به خانه ام وارد شوي

حتي أرسلت إلي عائشة أن سلي عن هذا رسول الله

از پيامبر سوال كن كه چكار كنم

فأخبرته

عايشه به پيامبر خبر داد

فأمرها أنتقبل هداياها وتدخلها منزلها

پيامبر گفت به خواهرت بگو مادرت و لو اينكه مشرك است هدايايش را قبول كن و او را به خانه خود راه بده و در اينجا بود كه اين آيه نازل شد كه :

فأنزل الله عز وجللا ينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدينولم يخرجوكم من دياركم أن تبروهم هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه

المستدرك علي الصحيحين ، ج ٢ ، ص ١٦١

خوب اينجا لا ينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم ، لم يخرجوكم ، تبروهم اينجا ببينيد چند تا لفظ جمع آمده است و از آن يك نفر اراده شده است.

ببينيد اينها همه نشان مي دهد كه كاملا قضيه روشن و واضح است و هيچ اشكالي ندارد كه اگر چنانچه يك لفظ جمعي بيايد و از آن مفرد اراده شود اين خيلي واضح و روشن است.

مجري :

دوستان از بنده سوال كردند كه اين قضيه هدايايي كه همسر سابق ابوبكر براي دخترشان آوردند چه بوده است لفظي را شما به كار برديد با اينكه در زمان پيامبر بوده است براي چي سوسمار آورده است؟ آيا باغ وحش بوده است يا براي مباحث ديگر بوده است؟ اين قضيه سوسمار چيست؟

استاد قزويني :

اين قضيه سوسمار داستان مفصلي دارد كه در قبل از اسلام عرب ها خوردن سوسمار را جائز مي دانستند و در روايات خود شيعه هم است كه از آقا موسي بن جعفر سوال مي كنند كه آيا مي شود سوسمار خورد يا نه ؟ كه حضرت مي فرمايد حرام گوشت است و نمي توان خورد.

و همچنين در كافي ج ٦ ص ٢٤٥ از امام صادق سلام الله عليه است كه مي فرمايد : سوسمار و موش و ميمون و خوك جزء موجودات مسخ شده هستند و خوردن آنها جائز نيست.

البته خود آقايان اهل سنت هم جناب هيثمي در مجمع الزوائد ج ٤ ص ٣٧ تحقيق گسترده اي دارد ، ٧-٨ روايت مي آورد روايان آن را توثيق مي كند و مي گويد:

خوردن سوسمار جائز نيست و جزو حيوانات مسخ شده است.

ولي ما با توجه به اينكه نبي مكرم هم نهي كرده بودند و اين مسئله فقهي است و نمي خواهيم وارد شويم حتي خود آقايان نقل مي كنند از خليفه دوم كه خيلي علاقه خاصي براي خوردن سوسمار داشتند و مي گفت:

وددت أن في كل جحر ضب ضبين

اي كاش در لانه هر سوسمار ٢ تا سوسمار بود ما مي توانستيم استفاده كنيم.

كنز العمال ، ج ١٥ ، ص ١٩٠

جامع الأحاديث ، ج ١٥ ، ص ١٦

تهذيب الاثار مسند عمر بن الخطاب ، ج ١ ، ص ١٦٩

در كتاب تهذيب الآثار ج ١ ص ١٧٠ آمده است كه جناب خليفه دوم مي گويد:

قال عمر : ما أحب أن لي مئة ناقة ، كلها سود الحدقة ، بحظ العرب من الضباب

من اگر ١٠٠ تا شتر سياه چشم داشته باشم براي من انقدر لذت بخش نيست كه سوسمار خوردن لذت دارد.

يا در روايتي كه مصنف ابن ابي شيبه دارد كه جناب عمر مي گويد:

ضب أحبإلي من دجاجة

خوردن سوسمار براي من از خوردن مرغ خيلي بهتر و لذت بخش تر است.

مصنف ابن أبي شيبة ، ج ٥ ، ص ١٢٥

سندش هم كه آقايان مي دانند كه :

حدثنا ابوبكر

ابوبكر كه ثقه است و نمي توان گفت كسي اسمش ابوبكر باشد و ثقه نباشد البته مراد از اين ابوبكر جناب ابوبكر نيست همان ابن ابي شيبه است كه از اجلاي علماي اهل سنت است

حدثنا وكيع

وكيع بن جراح هم كه از علماي بزرگ اهل سنت است و طبقه ٩ است و وثاقت او قطعي است. شعبة بن جراح هم كه از طبقه اگر اشتباه نكنم ٥ است و از او تعبير مي كنند به اميرالمؤمنين در حديث. قتاده هم كه قتاده سدوسي است از بزرگان اهل سنت است كه در طبقه ٤ است سعيد بن مسيب هم كه از تابعين است در طبقه ٢ است .

پس سند كاملا به تعبير ما صحيحه اعلايي است يعني هيچ شبهه اي در سندش نيست كه اگر آقايان بگويند چون اخيرا در مانيتور هاي خود نشان مي دهندكه شيعيان احاديثي كه اهل سنت در زباله دان ريختند را نشان مي دهند.

بفرماييد وكيع است و شعبه و قتاده و سعيد بن مسيب كه همه از شخصيت هاي تراز اول اهل سنت هستند و كسي هم كوچكترين اشكالي بر وثاقت آنها نكرده است.

اون آقايي كه گفته بود من از قزويني مي ترسم گفته است من نگفتم از قزويني مي ترسم بلكه گفتم از مارمولك بدم مي آيد خوب اگر شما واقعا تابع جناب خليفه هستيد خليفه مي گويد:

ضب احب الي من دجاجة

آن وقت شما مي گوييد من از مارمولك بدم مي آيد؟ شما حداقل به اندازه غيرت ديني آقاي سجودي را داشته باش كه ايشان مي گويد : چون پيامبر گفته است كه اگر مگسي افتاد در غذا يا چايي يا آب و شربت آن را به هم بزنيد و بخوريد و من ملتزم به آن هستم چون پيامبر فرموده است خوب شما هم حداقل ملتزم باشيد به فرمايشات بزرگانتان تا اين گونه سوتي ندهيد كه آقاي خليفه مي گويد:

ضب احب الي من دجاجة

ولي شما مي گوييد من از مارمولك بدم مي آيد.

مجري :

حاج آقا آخرش متوجه نشديم آيا اين سوسمار را براي خوردن آورده بودند يا نه؟

استاد قزويني :

بله براي خوردن آورده بودند ، چون كشك آورده براي خوردن ، روغن آورده براي خوردن ، سوسمار آورده براي خوردن.

حالا من خيلي نمي خواهم وارد اين مسأله شويم و اگر لازم باشد يك شب بحث فقهي سوسمار و بعضي از حيوانات مانند سوسك و موش و غيره را بررسي كنيم كه خوردنش جائز است يا نه ، خلاصه اگر لازم باشد اينها را يك روزي فتاواي فقهايشان را مي خوانيم البته جك هم در اين قضايا هست.

من از عزيزان اهل سنت باز هم پوزش مي خواهم خلاصه اين جناب آقاي مولوي يا ماموستا محسني بعضي وقت ها ما را در سنگ لاخ مي گذارد.

مجري :

كساني كه برايم پي ام داده بودند مي خواستند بحث باز شود و ما فقط خواستيم به عنوان يك پرانتزي باشد.

آيا آيات ديگري هم در قرآن است كه جمع آمده باشد و اراده فرد شده باشد؟

استاد قزويني :

زياد است حاج آقاي محسني و اگر بخواهم به صورت فهرست وار عرض كنم كه دوستان بدانند چيست مثلا صيغه جمع آمده اراده جابر شده است

يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ

سوره نساء ، آيه ١٧٦

كه اينجا يستفتونك جمع است كه نقل شده است كه اين آيه :

نزلت في جابر بن عبدالله انصاري

اين آيه در جابر بن عبدالله انصاري نازل شده است

تفسير مقاتل بن سليمان ، ج ١ ، ص ٢٧٤

روح المعاني ، ج ٦ ، ص ٤٣

كنز العمال ، ج ٢ ، ص ١٦٨

ترمذي هم در يستفتونك مي گويد جابر مي گفت :

فِيَّ نَزَلَتْ

 

در باره من نازل شده است

سنن الترمذي ، ج ٤ ، ص ٤١٧

همچنين جناب طبري هم از قول جابر نقل مي كند كه اين آيه در حق من نازل شده است.

خوب اين را آقايان جواب دهند كه چطور اينجا يستفتونك صيغه جمع آمده و از او جابر بن عبدالله انصاري اراده شده است؟

مورد دوم اين است كه :

يسئلونك ماذا ينفقون نزلت في عمرو بن الجموح

يسئلون جمع است كه از آن عمرو بن جموح اراده شده است.

تفسير ثعلبي ، ج ٢ ، ص ١٣٦

در المنثور ، ج ١ ، ص ٢٤٣

تفسير آلوسي ، ج ٢ ، ص ١٠٥

تفسير بيضاوي ج ١ ص ٤٩٩

همه گفتند يسئلونك ماذا ينفقون، تمام اين صيغ جمع استعمال شده است در يك نفر نه جمع.

مورد بعدي كه صيغه جمع آمده و حي بن اخطب اراده شده است:

لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ

سوره آل عمران ، آيه ١٨١

كه الذين ، قالوا ، نحن و اغنياء صيغه جمع است و جناب قرطبي مي گويد قائل اين گفتار، حي بن اخطب بوده است.

ذكر لنا أنها نزلت في حيي بن أخطب

تفسير الطبري ، ج ٤ ، ص ١٩٥

تفسير البغوي ، ج ١ ، ص ٣٧٩

تفسير الثعالبي ، ج ٣ ، ص ٢٢٢

بعضي هم گفتند افراد ديگر بودند ولي قطعا آنكه به عنوان نظر اول آقاي قرطبي و ابن كثير و خازن ذكر كردند حي بن اخطب بوده است.

مورد ديگر :

وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ

وهذه الآية نزلت في عتاب بن قشير

تفسير القرطبي ، ج ٨ ، ص ١٩٢

نبتل بن الحارث أنه الذي نزل فيه ومنهم الذين يؤذون النبي ويقولون هو أذن

الإصابة في تمييز الصحابة ، ج ٦ ، ص ٨٦٨١

كه در اينجا منهم ، الذين ، يوذون و يقولون همه صيغه جمع است و اراده شده است يكي از منافقين كه يا جلاس بن سويد يا نبتل بن حارث يا عتاب بن قشير است.

باز آمده است كه :

إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَي

حاج آقاي محسني مثل اينكه حوصله شما سر رفته است

إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَي

سوره نساء ، آيه ١٠

در اينجا الذين ، ياكلون ، في بطونهم همه صيغه جمع است كه نازل شده است در مرثد بن زيد الغطفاني

أنه الذي نزل فيه إن الذين يأكلون أموال اليتامي

الإصابة في تمييز الصحابة ، ج ٦ ، ص ٦٧

نزلت في رجل من غطفان يقال له مرثد بن زيد

تفسير الثعلبي ، ج ٣ ، ص ٢٦٣

اسباب النزول هم دارد

اينها در حقيقت بخشي از آياتي است كه در قرآن صيغه جمع به كار رفته است و فرد اراده شده است .

اين آقاياني كه در آيه:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ

فريادشان بلند بلند شده است كه اين خلاف فصاحت است

من كان له علم بالعربيه

و چنين و چنان خوب بفرمايند اين چند نمونه را ما آورديم و اگر بخواهند من حداقل بيش از ٥٠- ٦٠ مورد دارم كه كلمه جمع در قرآن آمده و فرد اراده شده است طبق گواهي خود بزرگان اهل سنت.

مجري :

آقايان وهابي باز در بوق و كرنا مي كنند كه بله علي عليه السلام شخص فقيري بود و آنقدر مال نداشت كه زكات به او تعلق بگيرد چون در زكات بايد حد نصابي ايجاد شود مثلا مي گويند ٤٠ تاشتر بايد باشد يا ٤٠ تا گسفند و چند تا گاو يا گندم و خرما و كشمش و اين مباحث ، اين بايد به يك حد نصابي برسد كه مازادش را زكات بدهد و مي گويند اميرالمؤمنين عليه السلام شخص فقيري بوده است و مالي نداشت كه بخواهد به حد نصاب برسد و چگونه مي شود كه بخواهد سر نماز انگشتر را عطا كند و اين آيه نازل شود. و سوال ديگر هم درباره اين است كه نماز اگر بايد با خضوع و خشوع خوانده شود آيا منافات ندارد با اينكه انگشتر عطا شود به فقير ؟

استاد قزويني :

اگر بگذاريد هر دوي اينها را براي جلسه بعد چون حيف است ما شبهه اول را قشنگ و واضح و روشن توضيح داديم ، البته من فقط خلاصه چون شبهه مطرح شده است عرض مي كنم و تفصيل آن را در جلسه بعد عرض مي كنم.

ابن اثير دارد كه زكات در لغت به معناي طهارت و نمو و بركت و مدح است و تمام اينها در قرآن و حديث استعمال شده است يعني زكات به معناي طهارت ، زكات به معناي نمو ، زكات به معناي بركت و مدح و تمام اينها كاملا در قرآن آمده است و خود علماي اهل سنت تصريح دارند بر اينكه آيه :

ويؤتون الزكاة وهم راكعون يدل علي أن صدقة التطوع تسمي زكاة

در اينجا زكات به معناي صدقه و احسان است و نه به معناي زكات واجب نيست خود جساس مي گويد اينجا صدقه مستحبي است

لأن عليا تصدق بخاتمه تطوعا

انگشترش را يك صدقه مستحبي داد

وهو نظير قوله تعالي

از قرآن هم مي آورد

وما آتيتم من زكاة تريدون وجه الله فأولئك هم المضعفون

آنچه كه از زكات مي دهيد قربة الي الله در اينجا مراد از زكات زكات واجب نيست و مراد صدقه است.

أحكام القرآن للجصاص ، ج ٤ ، ص ١٠٢

خود قرطبي مي گويد :

يدل عليأن صدقة التطوع تسمي زكاة فإن عليا تصدق بخاتمه في الركوع وهو نظير قوله تعالي : وما آتيتم من زكاة تريدون وجه الله فأولئك هم المضعفون.

تفسير القرطبي ، ج ٦ ، ص ٢٢١

بيضاوي هم همين تعبير را دارد.

ابو السعود عمادي متوفاي ٩٥١ است مي گويد:

وفيه دلالة

اين آيه دلالت مي كند

علي أن صدقه التطوع تسمي زكاة

تفسير أبي السعود ، ج ٣ ، ص ٥٢

إرشاد العقل السليمإلي مزايا الكتاب الكريم

تفسير أبي السعود ، ج ١ ، ص ٦

اگر وهابي ها عقل سليم داشته باشند اين آقاي ابوالسعود عمادي مي گويد دلالت مي كند بر اينكه اين صدقه اميرالمؤمنين سلام الله عليه صدقه مستحبي بوده است و نه صدقه واجب .

همچنين ما آيات متعددي داريم كه كلمه «زكات» آمده است ولي از آن احسان اراده شده است :

در سوره اعلي است كه :

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّي

سوره اعلي ، آيه ١٤

آيا اين زكات يعني زكات واجب؟

الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآَخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ

سوره فصلت ، آيه ٧

آيا يوتون الزكات يعني زكات واجب ؟

اينها كه كفار هستند و اصلا به خدا ايمان ندارند آيا كسي كه به خدا كافر است زكات واجب دادن معنا دارد؟

الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ

سوره فصلت ، آيه ٧

احسان نمي كنند

وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ

سوره مؤمنون ، آيه ٤

تمام اين آيات كلمه زكات آمده است و صدقه اراده شده است.

مجري :

يك سوال ديگر هم ماند كه فرصت نيست كه بپرسيم و آن سوال اين بود كه آيا انگشتر دادن هنگام نماز به فقير با حضور قلب در نماز منافات ندارد؟

استاد قزويني :

يك جواب ساندويچي من بدهم كه اگر واقعا اين عمل با خضوع و خشوع منافات دارد خدا مدح نمي كرد ولي خدا مدح كرده است، مگر مي شود يك چيزي با خضوع منافات داشته باشد ولي خدا مدح كند؟

الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

سوره مائده ، آيه ٥٥

خدا در مقام مدح است يعني اين آقايان اين اندازه هم متوجه نيستند.

بيننده : احسان از كرمان

فقط امشب نمي دانم چه شد كه ديگه با توكل به خداوند و توسل به حضرت زهرا اولين نفر تماس بنده روي خط آمد.

مجري :

ما واقعا عذر خواهي مي كنيم ما تقريبا حدود ٣٠ خط داريم ولي براي بينندگان صحبت كردن آرزو شده است.

بيننده :

سوالي نداشتم و فقط يك عرضي داشتم اينكه مي خواستم اولا از حاج آقاي قزويني يك قول شفاعتي بگيرم بعد هم عرض كنم كه اين مباحثي كه مطرح مي شود يك حالتي تبييني و واضحي دارد براي همه جهان و مي خواستم بگويم كه بعضي از دوستان دست از تعصبات بي جا بردارند و آخرتي كه دارند براي خود مي سازند طوري نباشد كه بعدا پشيمان شوند و راه بازگشتي نباشد، به اين مباحث توجه كنند و از آنها استفاده كنند و اگر واقعا شبهه اي ايجاد شده باشد لا اقل اين شبهه را كه جواب داده مي شود را بپذيرند و از تعصبات خودشان كه احيانا يك وقتهايي وجود دارد دست بردارند.

و همچنين مي خواستم عرض كنم كه اين شبكه اي كه ايجاد شده به عنوان شبكه ولايت انشاء الله كه موفق و پيروز باشد.

عرض ديگري ندارم و خداحافظ.

بيننده : مراد زاده از كردستان (اهل سنت)

آقاي قزويني من از اهل سنت هستم و از كردستان تماس مي گيرم.

چرا برنامه اي را كه با آقاي ملازاده صحبت و مناظره كرديد را نشان نمي دهيد؟ اين را نشان دهيد تا بدانيم راست مي گوييد يا دروغ.

دوم اينكه آن آقاي مرادزهي را دعوت كرده بوديد درباره دين اهل تسنن و تشيع كه او خودش خودش را دعوت كرد و شما چرا دعوت نمي كنيد تا درباره اهل تسنن صحبت كنيد؟

استاد قزويني :

من متوجه فرمايش دوم شما نشدم

مجري :

مي گويند مرادزهي خودش خودش را دعوت كرد چرا شما خودتان دعوت نمي كنيد؟

بيننده :

خودش يك بار خودش را براي صحبت با شما دعوت كرد و با جنابعالي صحبت كرد و شما نتوانستيد جواب او را بدهيد ، چرا يك بار ديگر او را دعوت نمي كنيد تا درباره اهل تسنن صحبت كنيد؟

موقعي كه برادر اهل تسنن مي آيد در آنجا حرفي بزند شما مي آييد درباره وهابي صحبت مي كنيد چرا در باره اهل تسنن صحبت نمي كنيد ؟ چرا امام جمعه مهاباد با جنابعالي صحبت كردند چرا او را دعوت نمي كنيد ؟ آقاي ابوالقاسمي گفته بود من با فلاني ها صحبت كردم و شيعه شدند پس چرا آنها را نشان نمي دهيد؟

استاد قزويني :

حضرت عالي از طرف ما وكالت تام داريد هركدام از بزرگواران اهل تسنن كه مي خواهند صحبت بكنند ، دعوت كنيد تشريف بياورند تا ما پيشاني آنها را ببوسيم و دستشان را هم فشار دهيم و از آنها هم پذيرايي مي كنيم و با هم صحبت مي كنيم.

بيننده:

جنابعالي از من آنها را بهتر مي شناسي

استاد قزويني :

خوب وقتي ما مي گوييم ولي نمي آيند چكار كنيم؟

بيننده :

چرا اگر دعوت بكنيد مي آيند

استاد قزويني :

اولا حساب جناب مولوي مراد زهي از ديگران جدا است و ما با جناب مولوي دوست و رفيق هستيم و همين ديشب هم تقريبا حدود نيم ساعت با هم تلفني صحبت داشتيم و ما حسابمان با آقاي مرادزهي بحث يك عالم شيعه و سني نيست.

من بي پرده عرض كنم اگر ديگر علما مي آيند و ما آنها را به هتل و غيره مي بريم ولي آقاي مرادزهي مي آيد من ايشان را منزل خودم مي برم يعني به اين شكل با هم رفاقت داريم.

لطفا ديگر شما شلوغ نكن و ميانه ما را به هم نزن

ما براي وصل كردن آمديم ني براي فصل كردن آمديم

و اما اينكه گفتيد چرا آن برنامه را كه ما با آقاي ملازاده داشتيم را پخش نمي كنيم خوب ما يك محذوراتي داريم چون در يك شبكه اي پخش شد كه اگر بخواهيم برنامه آن شبكه را در شبكه ديگر پخش كنيم بايد مسئولين آن شبكه اجازه دهند و مجري مشكلاتي بعدا برايش پيش آمد و غيره و ما خودمان هم خيلي دوست داشتيم كه هم با آقاي ملازاده بحث داشتيم را پخش كنيم و هم با جناب مراد زهي بحث داشتيم ولي يك سري محذوراتي داريم كه به همين دليل ما را معذور بداريد جناب آقاي مراد زاده عزيز ولي ما آمادگي داريم هر كدام از بزرگان اهل سنت هركدامشان قدم رنجه بفرمايند واينجا تشريف بياورند بنا باشد در رابطه با مسائل اختلافي بين شيعه و سني با هم ديگر بحث دوستانه داشته باشيم ما ٢ شرط داريم:

اول اينكه وارد بحث سياسي نمي شويم و دوم هم اينكه نه به خودمان اجازه مي دهيم به مقدسات طرف مقابل اهانت كنيم و نه به او اجازه مي دهيم به مقدسات شيعه اهانت كند.

ما اين ٢ شرط را داريم هر كدام از عزيزان كه مي توانند ما در خدمت شان هستيم.

من به بيرجند حوزه علميه رفته بودم رسما از امام جمعه كه از دوستان حج ما بودند و از اساتيد آنها رسما دعوت كردم و هر كدام از بزرگواران كه اينجا تشريف مي آورند يا تلفني صحبت مي كنيم رسما از اين بزرگواران دعوت مي كنيم.

الان آنچه كه مهم است ديگر عزيزان اهل سنت است الان وهابيت شده است بلاي جان جهان اسلام و به نام اسلام و قرآن دارند شيعه و سني را مي كشند. اين انفجارها اين آدم كشي ها ، بچه هاي ١٢ ساله را مي برند بيابان شيعه ها را مي خوابانند و سربريدن را به بچه ها ياد مي دهند.

در فاجعه تاسوكي عبدالمالك ريگي دستور داد كه سر افراد را بريدند چه ارتباطي با خودش داشت ؟ ما كه نمي خواهيم خيلي از مسائل را مطرح كنيم

مسلحت نيست كه از پرده برون افتد راز

بعضي از مسائلي است كه واقعا گفتني نيست . هم شيعه و هم سني امروز از وهابيت ضربه مي بينند. الان در خود سوريه مگر همه شيعه هستند ؟ شما ببينيد شيعيان سوريه آيا در حد ١٠-١٥ درصد مردم سوريه شيعه هستند كه اين همه كشت و كشتار مي شود؟ علوي ها ، سني ها ، نصيري ها همه دارند در اين آتش فتنه مي سوزند.

اين خانه هايي كه ويران مي كنند آيا اول سوال مي كنند كه براي شيعه است يا خير ؟ اين بچه اي كه در دامن مادر است و او را مي زنند و جلوي چشم مادر بچه را پاره پاره مي كنند آيا در پيشاني آن بچه نوشته است كه شيعه است؟ يا سني و شيعه و همه را از دم مي كشند؟ بحث علمي ما با عزيزان اهل سنت آزاد است و هيچ مشكلي هم نداريم.

بيننده :

مي دانيد براي چه ناراحت هستم ؟ براي اين ناراحت هستم كه شما موقعي كه از اهل تسنن آنجا مي آيند شما مستقيم درباره وهابي صحبت مي كنيد و الا ما همگي برادر و مسلمان و انسان هستيم.

اگر حضرت عمر بيايد شخصي را بكشد من به او كافر مي گويم و من اصلا كشت و كشتار را قبول ندارم چون ما همگي انسان هستيم و خدا ما را درست كرده است و من هم راضي نيستم كه يك سني شيعه را بكشد.

استاد قزويني :

خدا اموات شما را بيامرزد

بيننده :

من دوست دارم شما يك روز با امام جمعه مهاباد يا با آقاي مراد زهي بنشينيد درباره اهل تسنن صحبت كنيد تا ببينم واقعا اين عمر و عثمان و ابوبكر كه ما قبول داريم شما براي چه قبول نداريد؟ حضرت علي و عمر و عثمان و ابوبكر و عايشه با هم فاميل بودند چرا كه عمر داماد حضرت علي بوده است حضرت محمد ٢ تا از دختران خود را به حضرت عثمان داده است ولي باز هم شما قبول نمي كنيد.

استاد قزويني :

اينها برداشت جنابعالي است آقاي مراد زاده !

بيننده :

اگر واقعا مي خواهيد دنبال حق برويد تعصب را رها كنيد

مجري :

ما مباجث اعتقادي و مباحثي كه علمي هست را نبايد به مباحث فاميلي گره زد حالا اگر من مثلا داماد فلاني باشم بايد من هم مانند ايشان باشم و يا اينكه هر طوري او هست من هم باشم ؟ اينها دليل علمي براي يك قضيه امامتي كه از طرف خداوند ثابت شده است نمي شود.

بيننده :

چرا مي شود ، اگر حضرت علي مي دانست حضرت عثمان خراب است چرا اسم پسر خود را عمر گذاشته است ؟

استاد قزويني :

اجازه بدهيد من ٢ تا سوال از جناب عالي بكنم

بيننده :

ارتباط بيننده قطع مي شود.

استاد قزويني :

در سال ششم هجرت ابوسفياني كه پرچمدار كفر و شرك است و جنگ علني بر عليه اسلام دارد پيامبر با ام حبيبه دختر او ازدواج كرد و ٢ سال بعد از آن بعد از فتح مكه ابوسفيان به زور مسلمان شد.

سعد بن ابي العاص داماد پيامبر است و دختر پيامبر را گرفت در حالي كه كافر بود .

٢ تا از فرزندان ابولهب به نام هاي عتبه و عتيبه داماد پيامبر بودند.

همانطوري كه آقاي محسني گفت ما نبايد بحث هاي علمي را با روابط فاميلي پيوند بزنيم ، خود اميرالمؤمنين مي گويد : من اسم بچه ام را عثمان گذاشتم چون به برادرم عثمان بن مظعون علاقه داشتم خودشان صراحتا مي گويد ولي مي گويند اميرالمؤمنين اشتباه كرده است كه اين گونه گفته است چون فقط به خاطر عثمان بن عفان اين نام را نهاده است و فرضا هم اگر باشد ما سوالي طرح كرديم اينكه :

شما يك روايت ضعيف بياوريد كه علي بن ابي طالب گفته باشد من اسم فرزندم را ابوبكر و عمر و عثمان گذاشتم به خاطر علاقه به اين ٣ نفر.

يا اينكه يك جمله از جناب ابوبكر و عمر و عثمان بياوريد كه علي اسم بچه اش را به خاطر علاقه اي كه به ما داشته است همنام ما گذاشته است.

نمي شود كه ما بعد از ١٤٠٠ سال بياييم از اينجا يك نورافكني بياندازيم و بگوييم اميرالمؤمنين به اين نيت اسم نهاده است اينها ملاك نيست و ملاك بحث هاي علمي با بحث هاي احساسي و عاطفي كاملا تفاوت دارد.

xv.بيننده : مهدي از مرودشت

من چند مدت پيش داشتم يكي از شبكه هاي وهابي را نگاه مي كردم كه سندي در مورد فيلم مختارنامه گذاشته بود كه ادعا مي كرد مختار به عمويش گفت و پيشنهاد داد كه سر امام حسن را به معاويه بدهيم و در مقابلش طلا مي پردازد، خيلي هم پافشاري مي كرد كه مختار اين حرف را زده است و تاييد هم مي كرد كه معاويه همچين پيشنهادي دارد.

واقعا اين سوال براي آدم پيش مي آيد كه روبروي حق باطل است و روبروي باطل حق است ، چطور پيش مي آيد كه حتي روايتي است در كتب اهل سنت كه امام حسين سيدشباب اهل جنت است و حتي پيامبر هم روايت است كه :

كه حسين از من است و حسين از من

چطور مي شود كه معاويه را خال المؤمنين مي ناميد؟ و حتي پافشاري هم مي كنيد و احترام مي گذارند و رضي الله عنه مي گويند. آيا به كسي رضي الله عنه نمي گويند كه مي خواست سر سرور جوانان بهشت را ببرد و آن را تحويل بگيرد؟ واقعا بايد اين سوالات را كارآگاهي تجزيه و تحليل كرد و محال است نمي شود كه جلوي حق حق باشد و هميشه متضاد حق باطل است و محال است كه ٢ طرف با هم بجنگند و هر دو حق باشند.

در شبكه كلمه هم خانمي است كه زنگ مي زند و مي گويد از مرودشت است به نام عايشه و خودش را اهل سنت مي نامد كه شعر و روايت مي خواند ، آقاي هاشمي هم چه چه و به به مي زند و او را تجليل مي كند و مي گويد اين خانم طلسم شكن شده است.

اين را من به تمام بينندگان و تمام دنيا اعلام كنم كه من تحقيق و جستجو كردم كه چنين نامي در مرودشت نداريم حتي در ثبت احوال هم تحقيق كردم و چنين نامي موجود نبود و اين اسامي همه ساختگي است و اين را من مطمئنم كه اينها از اتاق بغل دست آنها تماس مي گيرند.

اين را من مطمئنم و خيلي هم تحقيق كردم و خيلي وقت است كه مي خواهم با شما تماس بگيرم ولي نوبت به من نمي رسيد.
اصلا مرودشت اهل سنت ندارد اگر هم داشته باشد ايراني نيستند مقيم افغانستان هستند و اين را واقعا من مطمئنم و حاضرم براي شما تحقيق كنم.

مجري :

براي ما خيلي مهم نيست ولي ما مطمئنيم كه از همان اتاق بغلي كه شما مي فرماييد تماس مي گيرند مانند فرهاد و برهاد و مرهاد.

بيننده :

چطور است كه آقا فرهاد يك بار به شبكه مقدسه ولايت تماس نگرفته است؟

مجري :

اينها مشخص است و مهم هم نيست با همان ها محشور شوند و خوشحال بشوند.

بيننده :

يك چيز ديگر هم هست از شبكه كلمه اينكه آقاي سجودي برنامه زنده اش كه تمام مي شود نيم ساعت بعد از آن در شبكه نور است چگونه نيم ساعته از آلمان به شبكه نور كه در دوبي است مي رود ؟

استاد قزويني :

طي الارض دارند آقا مهدي

بيننده :

احتمالا از همان اجنه هايي كه براي حضرت سليمان كار مي كردند و با يك چشم به هم زدن حركت مي كردند احتمالا از همان ها داشتند.

انشاءالله كه موفق باشيد.

استاد قزويني :

در رابطه با مختار بله در كتاب ها آمده است كه مختار آمد و به عمويش پيشنهاد داد كه ما برويم امام حسن را تحويل بدهيم ، و اين را بزرگان نقل كردند كه مختار به عموي خود اعتماد نداشت خواست عموي خود را امتحان كند كه آيا واقعا عمويش اگر مسائل مالي و غيره پيش بيايد همچين كاري مي كند يا نه؟

بعد از اينكه عمويش جواب قاطع داد و گفت ما فرزند پيامبر را با چيزي عوض نمي كنيم مختار خيلي او را ثنا گفت و از او تجليل كرد.

البته اصل آن قضيه اش از بيخ روايات معتبري نيست ولي اون را هم كه نقل كردند اين گونه نقل كردند و ثانيا مختار خوب است يا بد است به ما چه مربوط است ؟

آقايان مي گويند مختار اصحاب پيامبر بوده است آقايان بيايند همين كتاب الاصابه في تمييز الصحابه ج ٦ ص ٣٥٠ مي گويد :

در حجة الوداع تمام كساني كه در طائف بودند از قريش و ثقيف همه در ركاب پيامبر حاضر شدند كه از جمله آنها مختار بوده است ، مختار در حجة الوداع در ركاب پيامبر بوده است كه سال اول هجرت هم به دنيا آمده است يعني در همان سالي كه آقاي عبدالله زبير به دنيا آمده است مختار هم به دنيا آمده است.

در قضيه حجة الوداع هم بوده است حالا ما نمي دانيم خود آقاي ابن حجر مي گويد :

وهذا القدر كاف في ثبوتصحبة هذا

الإصابة في تمييز الصحابة ، ج ٢ ، ص ٩٨

اين كه از اصحاب پيامبر است به اين دليل است كه در حجة الوداع در ركاب پيامبر بوده است

اگر ادعاي نبوت كرده ، كذاب بوده ، جنايتكار بوده ، آمده با عبدالله زبير جنگيده خوب صحابه پيامبر بوده است شما هر گلي بزنيد عاقبت به سر خودتان مي زنيد به ما ربطي ندارد.

بيننده : نوري از سنندج (اهل سنت)

من از راه دور دستان شما را مي بوسم و لبهاي شما را هم مي بوسم تا به شما بزرگواران اهل تشيع ثابت كنم كه اين بحث ها جز زيبايي هيچ گونه خللي در دل ما وارد نمي كند.

استاد قزويني :

خدا جزاي خير به شما بدهد.

بيننده :

ضمن اينكه اختلاف عقيدتي با هم داريم اما اين دليل نمي شود براي دشمني با هم جناب آقاي قزويني و محسني عزيز

مجري :

دو برادر هستيم ولي اختلاف عقيده هم داريم

بيننده :

قطعا همين طور است و من اگر تمام عالم به راهي بروند من آن راه را نمي روم مگر اينكه در آن راه حقي باشد

استاد قزويني :

احسنت

بيننده :

و مهم اين است كه ما شيعه و سني دشمن مشترك خود را بشناسيم كه هر دوي ما را مي كوبند و به هر دوي ما اهانت مي كند و آن كسي كه قرآن را انتقاد پذير مي داند من نمي دانم او دوست ما مي شود؟ يا اين بحث هايي كه در اين شبكه ها مطرح مي شود غير از شيعه كه شيوه بر مبناي پيامبران ما بوده است و هيچ گونه دليلي براي دشمني همديگر نداريم.

جناب آقاي قزويني عزيز سوالي دارم بدون هيچگونه تعصب و مانند شبكه هاي ديگر كه هروقت صحبت از حضرت عمر شود قبول كنم و وقتي صحبت از حضرت علي شود قبول نكنم نيستم و هر چهار نفر را خليفه مي دانم و براي هر ٤ نفر هم ارزش قائل هستم.

اگر شأن نزولي درباره حضرت علي باشد واقعا افتخار مي كنم ، درباره حضرت ابوبكر صديق هم باشد به آن افتخار مي كنم.

سوالم اين است كه كلمه امامت صحبتي كه شما مي فرمايد چرا در قرآن چيزي بيان نشده است ؟

استاد قزويني :

برادر بزرگوارم در آيه ١٢٤ سوره بقره كه مي فرمايد :

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

آيا اين نمي خواهد اثبات كند كه جعل امامت به دست خدا است؟

بيننده :

بله

استاد قزويني :

وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا

سوره انبيا ، آيه ٧٣

اينها را اماماني قرار داديم براي هدايت به امر ما

آيا اينها كفايت نمي كند؟ ما بارها از اين شبكه ها سوال كرديم و گفتيم كه يك آيه براي ما بياوريد در رابطه با اينكه نماز واجب است ولي نتوانستند بياورند.

اول ما سئلت عنه الصلاه

اولين چيزي كه از انسان سوال مي شود نماز است

ان قبلت فقبل

شما يك آيه براي ما بياوريد كه بگويد نماز بخوانيد.

ركعات نماز را نمي خواهم فقط بگويد كه نماز بخوانيد، اگر بگوييد در قرآن آمده است :

وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ

سوره بقره ، آيه ٤٣

مي گوييم از كجا معلوم كه به معناي نماز باشد؟ يك آيه بياوريد كه گفته باشد :

الصلاة واجبة

همين ، كلمات صلاة در آيات متعدد به معناي نماز نيست مانند :

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

سوره احزاب ، آيه ٥٦

آيا اينجا خدا به ما مي گويد بر پيامبر نماز بخوانيد؟ يا آيه ديگر كه مي فرمايد:

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ

سوره توبه ، آيه ١٠٣

آيا معني اين است كه هركس صدقه مي دهد بر او نماز بخوان ؟

ببينيد خود كلمه صلاة در قرآن به معين شما از رويات شما خودتان را بريده كنيد خودتان باشيد اين قرآن در آن يك آيه صريحي كه بگويد نماز واجب است يا اينكه نماز بخوانيد ، اقيموا الصلاة هم مي گويد نماز را به پا داريد نمي گويد كه نماز بخوانيد.

ببينيد برادر بزرگوارم آن كساني كه مي آيند مي گويند چرا در قرآن فلان نيامده است ، چرا امامت نيامده است مگر در خود قرآن يك آيه اي آمده كه بگويد اگر امامت در قرآن نيست پس امامت باطل است؟ اين را به من نشان دهيد.

مجري :

مضافا بر اينكه همين آيه

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ

سوره مائده ، آيه ٥٥

هست

استاد قزويني :

بله ببينيد همانطوري كه آيه ١١ سوره نور مي گويد در شأن عايشه است و حال آنكه اسم عايشه در آنجا نيامده است ولي مي گوييد روايات داريم كه اين آيه در حق ايشان نازل شده است.

آيه ٤٠ سوره توبه را مي گوييد در حق ابوبكر نازل شده است در كجاي اين آيه اسم ابوبكر آمده است ؟ شما به سبب شأن نزول مي گوييد در شأن ابوبكر است. قرآن در آيه ٤٤ سوره نمل مي گويد:

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ

سوره نحل ، آيه ٤٤

ولذا روي اين جهت ما بايد ببينيم قرآن وحي خداست سنت هم وحي خداست و بين اين ٢ فاصله گذاشتن خلاف است.

بيننده : سيد هادي از يزد

حاج آقا محسني من ٢ هفته قبل جمعه يك مطلبي را از كتاب وهابيت از منظر عقل و شرع كه براي آقاي قزويني است خوانده بودم زنگ زدم به آقاي خدمتي ، اولا بايد از آقاي قزويني معذرت خواهي كنم چون ٢ روز قبل از آن زنگ زدم به همان شبكه كلمه سند اين را از من پرسيدند ولي من پاورقي آن را نديدم در صورتي كه حضرت آيت الله نوشته بودند بعدا كه ديدم دوباره مجددا زنگ زدم و آقاي خدمتي هم در آن برنامه بي تربيتي كرد و وقتي كه من مطلب را از كتاب آيت الله قزويني خواندم به به كرد و من هم حقيقتا ناراحت شدم بعدا كه نگاه كردم ديدم اين قصور از من بوده است چون حضرت آيت الله قزويني آورده بود در پاورقي آن كتاب از كتاب البداية و النهاية ابن كثير دمشقي.

اين وهابي ها در اين مدتي كه برنامه آنها را ديده ايم مي گويند قبر پرستي شرك است از آقاي خدمتي پرسيدم كه ابن تيميه در شوال ٧٠٧ كه ابن عربي از او شكايت كرده بود و او را بردند گفته است :

استغاثه به خدا شرك است ولي توسل به پيامبر مشكلي ندارد.

حالا كه من از آقاي خدمتي پرسيدم متوجه نشدم آقاي خدمتي مي گويد اگر رفتي كنار قبر گفتي خدايا به حق صاحب اين قبر حاجت من را رفع كن هيچ مشكلي ندارد

الان سوال من اين است كه آيا مگر شيعيان غير از اين را مي گويند؟ شما شيعه هستيد ما هم هستيم.

ببينيد همه اهل سنت از قبل از ابن تيميه به توسل اعتقاد داشتند و هنوز هم اعتقاد دارند منتها اين آقايان كه مي گويند قبر پرستي شرك است ما اين سوال را داريم كه :

آقاي ابن تيميه كه شيخ الإسلام ، پيامبر ، خداي آنها است اين گونه گفته است و من هم وقتي از آقاي خدمتي سوال كردم حقيقتا متوجه نشدم كه توسلي كه آنها دارند با توسلي كه ما داريم چه فرقي دارد.

استاد قزويني :

بايد از خودشان سوال كنيد

چون قافيه تنگ آيد شاعر به جفنگ آيد

ابن تيميه وقتي گير مي افتاد و در محكمه حرفي مي زد مي آمد بيرون يك حرف ديگري مي زد حتي خود ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب بگويند خدا را هم به جاي پيامبر و به مقام و ذات پيامبر كسي قدم بدهد شرك و كفر و بدعت است اصلا اين مسائل را ندارند و اصلا بساط وهابيت براي اين تاسيس شده است كه بين امت اسلامي و رسول اكرم فاصله بيندازند.

آن علاقه و ارتباطي كه مردم با نبي مكرم دارند ببرند ، همين ٢ شب قبل بود كه يكي از آقايان ازمدينه زنگ زده بود و مي گفت اينجا مبلغين وهابي كنار قبر نبي مكرم اصلا اجازه نمي دهند كسي حضور قلب داشته باشد.

كتابهاي فارسي ، مزخرفات ، لاطائلات نوشته اند و به جوان هاي ايراني براي مطالعه عرضه مي كنند ، حداقل اگر واقعا راست مي گويند اجازه بدهند ما هم كتابهاي كاملا مؤدبانه و محترمانه پخش كنيم.

همين كتاب قصة الحوار الهادي كه بنده نوشته ام خيلي از جاها هم اسم خلفا را نوشتم و رضي الله هم آورده ام و همه مشكلات را به تن خود خريدم ولي چرا اجازه نمي دهند؟اين كتابها را كه به فرودگاه آنجا بردند به زور و سختي توانستند ٢-٣ تا از آنها را رد كنند و مابقي آن را گرفتند.

نه اهانتي است نه توهين و جسارتي است بلكه ترضي هم گفته ايم ، اينها از آگاه شدن و روشن شدن مردم وحشت دارند و اجازه نمي دهند و اگر واقعا راست مي گويند در همين ايام حج شيعه را آزاد بگذارند ببينند واقعا شيعه در ايام حج چكار مي كند.

بيننده : اميني از سقز (اهل سنت)

من چند شب تماس گرفتم و گله اي از آقاي قزويني كردم و امشب زنگ زدم تا از ايشان تشكر كنم بابت اينكه آن شبي كه من تماس گرفتم هرچي اسم خلفاي راشدين را مي آورند جناب را تلفظ مي كنند و بابت اين كارشان بسيار ممنون و سپاسگذارم.

استاد قزويني :

ما همين طوري بوديم برادر عزيزم اصلا روش من اين است شما ببينيد در همين درس خارج فقه ما همه طلبه ها نشستند بحث شبكه هم نيست حالا بعضي از وقتها مي گوييم جناب ابوبكر ، آقاي ابوبكر ، يك بار مي گوييم خليفه اول ، يك بار مي گوييم ابوبكر ولي ببينيد اگر ما نگفتيم جناب هدفمان اهانت نيست ما همانطوري كه بنده ببينم يك روحاني سني از امام صادق نام مي برد مثلا عليه السلام مي گويد يا حضرت صادق مي گويد اين روحاني در دل من مي نشيند و مي خواهم اين روحاني را بغل كنم كه از امام من با احترام تعبير مي كند و همين حال را هم ما براي عزيزان اهل سنت قائل هستيم.

مجري :

بحث ديگري داريد؟

بيننده :

اگر شما به خلفاي و بزرگان ما جناب بگوييد و با احترام نام ببريد و ما هم به ائمه شما با احترام نام ببريم و امام و عليه السلام بگوييم اين براي هر دوي ما جا مي افتد.

استاد قزويني :

بله بله كاملا درست است

بيننده :

موقعي كه حاج آقا قزويني مي فرمايند يه عالم بزرگ مي گويد : عمر

من هم كينه به دل مي گيرم كه مثلا بگويم : صادق مثلا و اين خيلي بد است و باب بدي است و من الان تماس گرفتم كه از اين بابت از شما تشكر كنم.

من يه سوال ٣ گزينه اي دارم اگر اجازه بدهيد بپرسم كه وقت برنامه تان را نگيرم .

مجري :

وقت برنامه كم است كوتاه بيان بفرماييد و اگر نتوانستيم جواب دهيم شرمنده شما نشويم ، تقريبا ٤ دقيقه به پايان برنامه وقت است اگر لطف كنيد يك سوال را مطرح كنيد و انشاءالله جلسات بعد در خدمت شما هستيم.

بيننده :

جناب محمد بن علي شهر آشوب مازندراني در كتاب المناقب جلد ٣ صفحه ٦٢ و جناب علامه طوسي در كتاب خود به نام تهذيب الأحكام جلد ٣ صفحه ٣٠٠ مي فرمايد كه امام جعفرعليه السلام از پدرش روايت كرده است كه ام كلثوم دختر حضرت علي با پسرش زيد بن عمر بن خطاب هر دو در يك سال فوت كردند و معلوم نبود كدام يك از آنها قبل از ديگري فوت كرده است لذا به هيچ يك از اين ٢ نفر ميراث داده نشده است ، هر دو با هم نماز ميت خوانده شده است.

يك مورد ديگر هم اگر اجازه بدهيد در كتاب علامه كليني جلد ٢ صفحه ٣١١ روايتش اين است كه معاويه بن عمار بن ياسر گفت من از ابي عبدالله امام حسين اين مساله ديني را پرسيدم كه زني اگر در خانه شوهرش فوت كند عده بگيرد يا هر جا كه خودش بخواهد ، فرمود در جايي كه بخواهد مي تواند عده بگيرد زيرا وقتي كه عمر وفات يافت علي آمد به دخترش ام كلثوم را كه زوجه عمر بود از خانه خود به خانه عمر برد.

اگر اين را توضيح بدهيد ممنون مي شوم.

استاد قزويني :

اين را ما بارها هم گفتيم بحث سر اين است كه آيا اين ام كلثومي كه در ازدواج جناب خليفه دوم در آمده است اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا بوده است يا نه . حضرت امير به قول آقايان مي گويند ٦-٧ تا زن داشته است و دختراني هم به نام ام كلثوم داشته است و شايد از زن ديگري بوده است و گفتيم كه نووي در تهذيب الأسماء مي گويد : اين دختري كه در خانه علي بود و متعلق بود به جناب خليفه اول در خانه علي بزرگ شده بود و از تمام اينها گذشته برادر بزرگوارم اصلا گيريم اين قضيه اتفاق افتاده است و دختر حضرت زهرا بوده است آيا ببينيم اين ازدواج دليل بر تعامل حسنه و علاقمندي و قبول كردن خلافت آقاي ابوبكر و عمر بوده است يا اعراض اميرالمؤمنين از خلافت حقه خود بوده يا نبوده است.

اين ازدواج همانطوري كه ما عرض كرديم قضاياي احساسي و عاطفي است .حضرت رسول اكرم عرض كرديم دخترش را به ابن ابي العاص داده است كه تا جنگ بدر هم مسلمان نبود و به جنگ پيامبر هم آمده بود.

داماد پيامبر است و دختر پيامبر در خانه اش است و به جنگ پيامبر آمده است ، و لذا اينها برادر بزرگوارم دليل بر حسن تعامل نيست و ما بايد بحث علمي داشته باشيم. شما اين روايت را مي بينيد ولي آن روايتي را كه مي گويد خليفه دوم به زور گفت اگر علي دختر به من ندهد من شاهد دروغين مي آورم كه علي دزدي كرده است و دست او را مي برم را نمي بينيد.

برادر بزرگوارم ما عرض كرديم باشد يا نباشد نه نبودن اين قضيه دليل بر عداوت است و نه بودن آن دليل بر مودت است خيلي از قضايايي در تاريخ داشتيم كه افراد به زور دختر دشمن خودشان را گرفتند و در اين قضيه نمونه زياد داريم.

خدايا قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد فرج مولا بقية الله الأعظم نزديك نموده و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.

اللهم عجل لوليك الفرج