سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٦٠٩ - آیه مباهله (١)

آیه مباهله (١)

کد مطلب: ٨٦٢٩ تاریخ انتشار: ٢٦ شهریور ١٣٩٤ - ١٣:٥٢ تعداد بازدید: ١٩٩٨ سخنراني ها » شبکه ولايت آیه مباهله (١)
ویژه برنامه امامت و ولایت ٩٤/٠٦/٢٦


 لینک دانلود

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ٩٤/٠٦/٢٦

خلاصه مطالب ابن برنامه

در بیان ابعاد شخصیتی آیةالله خزعلی(ره)

استاد بی نظیر مکاسب!

بنده تقریبا در این چهل و هفت هشت سال عمر حوزوی ام، کمتر شخصی را من همانند ایشان عالم، زاهد، متدین، پاک و بی غرض یافتم. من از سال ١٣٥٢ با ایشان ارتباط داشتیم. در بحث هایشان شرکت می کردیم. مخصوصاً درس «مکاسب» ایشان را که من شرکت کردم و البته درس مکاسب اساتید زیادی ما رفتیم، ولی به حق تنها درس مکاسب که چشم ما را گرفت و واقعاً مطالب شیخ انصاری را هم خوب فهمیده بود و هم خوب می فهماند؛ محضر ایشان بود.

تأثیر گذاری فوق العاده در روح و روان!

مخصوصاً روزهای چهارشنبه، ایشان ده دقیقه، یک ربع، مباحث اخلاقی می گفت. خدا را من گواه می گیرم ندیدم هیچ یک از اساتید اخلاق را که این چنین در روح و روان و مغز و فکر انسان تأثیرگذار باشد.

عشق وافر به امیرالمؤمنین!

من این مرد را به حق، یک عالم ربانی یافتم و و شیفته و دلباخته ی امیرالمومنین یافتم، اول کلامشان «علی» بود، وسط کلامشان «علی» بود، آخر کلامشان «علی» بود.

توجه جدی به نظم در کارها!

ایشان، هم حافظ قرآن بود و هم حافظ «نهج البلاغه» بود. و هم حافظ غالب دعاهای «صحیفه ی سجادیه» بود و همچنین ایشان در مسئله «نظم»، واقعاً می شود گفت زبانزد عام و خاص بود. مثلاً بعضی وقت بنا بود ساعت دوازده تشریف بیاورند منزل ما. مثلا ده دقیقه زودتر می آمدند. داخل ماشین می نشستند، عقربه ی ساعت را نگاه می کردند وقتی ساعت دوازده می شد، زنگ خانه ما را می زدند.

تواضع و اخلاص بالا!

در مورد تواضع ایشان باید عرض کنم که، ما با ایشان خدمت حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی بودیم، ایشان آنجا می خواست مثلاً ما را به ایشان معرفی کند، گفت آقای قزوینی، در «مکاسب» شاگرد من بود ولی من در «رجال» شاگرد ایشان هستم! یعنی در این حد ایشان از نظر تواضع و اخلاص بالا بودند.

دغدغه مهم آیة الله خزعلی:

ایشان دغدغه ای داشت و می گفت که: «ای کاش ما بتوانیم «غدیر» را همانند «عاشورا» برای مردم فرهنگ کنیم.

«ابن تیمیه»؛ شیخ الإسلام؛ یا رأس المنافقین!؟

حافظ ابوالفیض احمد بن محمد الصدیق الغماری الحسنی - از علمای اردن متوفی ١٣٨٠ هجری - در کتابش «علی ابن ابی طالب امام العارفین»، آنگاه که به نقد سخنان ابن تیمیه می پردازند می گوید:«وما دل أنه رأس المنافقین فی عصره،...»اینها همه نشانه این است که او (ابن تیمیه)پیشوای منافقان در زمان خودش بوده استعلی ابن ابی طالب امام العارفین(البرهان الجلی فی تحقیق انتساب الصوفیه الی علی)، ص ٥٥؛ الطبعة الأولی ١٣٨٩، القاهره

محبوبترین افراد نزد پیامبر اکرم کیست؟

«اسْتَأْذَنَ أَبُو بَكْرٍ عَلَى رَسُولِ اللهِ فَسَمِعَ صَوْتَ عَائِشَةَ عَالِياً وَهِىَ تَقُولُ والله لقد عَرَفْتُ ان عَلِيًّا أَحَبُّ إِلَيْكَ من أبي وَ مِنِّى»ابوبکر اجازه خواست که بر پیغمبر وارد بشود. در این حال شنید که عایشه با صدای بلند می گوید به خدا قسم فهمیدم که علی در نزد تو محبوب تر از من و پدرم است.مسند الإمام أحمد بن حنبل، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، (متوفای ٢٤١)، دار النشر: مؤسسة قرطبة، مصر، ج٤، ص ٢٧٥، حدیث ١٨٤٤٤

مخالفت توده مردم با انتصاب عمر بن خطاب به خلافت!

«أن أبابكر حين حضره الموت أرسل إلى عمر يستخلفه فقال الناس: تستخلف علينا فظاً غليظاً، ولو قد ولينا كان أفظ وأغلظ، فما تقول لربك إذا لقيته قال أبو بكر: أبربّي تخوّفونني؟»

وقتی ابوبکر در حال مرگ بود، عمر را به عنوان خلیفه معرفی کرد. مردم گفتند: مرد خشن و بداخلاق و تندخوئی را بر ما خلیفه کردی! اگر این عمر خلیفه بشود، خشن تر و بداخلاق تر هم خواهد شد. ای ابوبکر! چه جوابی به پروردگارت خواهی داد وقتی که او را ملاقات کردی؟ ابوبکر گفت: آیا مرا از خدا می ترسانید!؟المصنف في الأحاديث والآثار، أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي، (متوفای٢٣٥)، دار النشر: مكتبة الرشد، الرياض - ١٤٠٩ ، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج٦، ص٣٥٨.

توهین عجیب «ابن تیمیه» به تمام اهل سنت!

«فَإِنَّهُ مَتَى اعْتَقَدَ أَنَّهُ يَجِبُ عَلَى النَّاسِ اتِّبَاعُ وَاحِدٍ بِعَيْنِهِ مِنْ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةِ دُونَ الْإِمَامِ الْآخَرِ فَإِنَّهُ يَجِبُ أَنْ يُسْتَتَابَ فَإِنْ تَابَ وَ إِلَّا قُتِلَ»اگرکسی معتقدباشد که فقط تبعیت فلام امام مشخص از ائمه اربعه، بر مردم واجب است،نه امام دیگری، چنین شخصی واجب است که توبه داده شود اگر توبه نکرد باید کشته شود.مجموع الفتاوی ابن تیمیه ج ٢٢ ص ٢٤٩؛دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

حدیث معروف «سفینه»:

«حدث أبي بحديث سفينة فقلت: يا أبة ما تقول في التفضيل؟ قال: في الخلافة أبو بكر و عمر و عثمان. فقلت: فعلي بن أبي طالب؟ قال: يا بني! علي بن أبي طالب من أهل بيتٍ لا يقاس بهم أحد.»عبدالله بن احمد حنبل می گوید از پدرم در مورد حدیث سفینه پرسیدم و گفتم: به نظر تو چه کسی افضل از همه بود؟ پدرم گفت: در خلافت، ابوبکر از همه افضل بود. بعد از او عمر و بعد از او عثمان. پرسیدم: پس علی بن ابیطالب؟ گفت: پسرم! علی بن ابیطالب، از اهل بیت بود و هیچ کس با اهل بیت مقایسه نمی شود.مناقب احمد بن حنبل، ابن جوزی، باب العشرون، ص٢١٩؛ المحقق: د. عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: دار هجر، الطبعة: الثانية، ١٤٠٩ هـ

حدیث شریف «نفس»!

در روایتی که سیوطی نقل می کند که:« لَمَّا قَدِمْتُ مِنْ غَزْوَةِ ذَاتِ السَّلاَسِلِ وَكُنْتُ أَظُنُّ أَنْ لَيْسَ أَحَدٌ أَحَبَّ إِلى رسولِ اللّهِ مِني ، فَقُلْتُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيْكَ ؟ قَالَ: عَائِشَةُ، قَالَ: إِني لَسْتُ أَسْأَلُكَ عَنِ النسَاءِ ، قَالَ: أَبُوهَا إِذَنْ، قُلْتُ: فَأَيُّ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيْكَ بَعْدَ أَبِي بَكْرٍ رضيَ اللَّهُ عنهُ؟ قَالَ: حَفْصَةُ، قُلْتُ: لَسْتُ أَسْأَلُكَ عَنِ النسَاءِ، قَالَ: فَأَبُوهَا إِذَنْ، قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللّهِ فَأَيْنَ عَلِيٌّ رضيَ اللَّهُ عنهُ؟ فَالْتَفَتَ إِلى أَصْحَابِهِ فَقَالَ: إِنَّ هَذَا يَسْأَلُنِي عَنْ النَّفْسِ »عمرو عاص می گوید: وقتی من از غزوه ذات السلاسل برگشتم، با خودم می گفتم که الآن محبوب تر از من در پیش پیغمبر کسی نیست. به پیغمبر گفتم: محبوب ترین افراد در نزد شما کیست؟ گفت: عایشه. گفتم: من از زنان نپرسیدم. گفت: پدر عایشه! در این هنگام گفتم: بعد از ابوبکر چه کسی محبوب تر است؟ گفت: حفصه. گفتم: من از زنان نپرسیدم. گفت: پدر حفصه. در این هنگام گفتم: ای رسول خدا! پس علی چه شد؟ حضرت نگاهی به اصحاب کرد و گفت: این مرد از نفس سؤال می کند.جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي (متوفای ٩١١)، ج٢١، ص٨٧، مسند عمرو بن العاص، ح١٨٤٦٢

اللآلىء المصنوعة في الأحاديث الموضوعة، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي (متوفای٩١١)، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٧ هـ - ١٩٩٦م ، الطبعة : الأولى، تحقيق : أبو عبد الرحمن صلاح بن محمد بن عويضة، ج١، ص٣٤٨

كنز العمال، ج ١٣، ص ٦٢، ح ٣٦٤٤٦؛ دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٩هـ-١٩٩٨م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي

خیانتی آشکار، در نقل قضیه مباهله!

«ولما انزل الله سبحانه آية المباهلة (فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم) دعا النبي فاطمة و حسنا و حسينا و خرج للمباهلة»وقتی خداوند آیه مباهله را نازل کرد. پیامبر فاطمه و حسن و حسین را خواند و با این ها رفت برای مباهله.جلاء الأفهام في فضل الصلاة على محمد خير الأنام، محمد بن أبي بكر أيوب الزرعي أبو عبد الله (متوفای ٧٥١)، دار النشر: دار العروبة - الكويت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثانية، تحقيق: شعيب الأرناؤوط - عبد القادر الأرناؤوط، ج١، ص٢٦٤

ببینید که صحبتی از علی (علیه السلام) نیست

تفصیل مطالب این برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما خوبان؛ بینندگان عزیز شبکه ی جهانی ولایت، پنج شنبه شب هست و بیننده ی برنامه ی «امامت و ولایت» هستید. در این برنامه طبق معمول پنج شنبه ها در خدمت استاد عزیز و ارجمند آیت الله دکتر «سید محمد حسینی قزوینی» هستیم. بنده به نمایندگی از شما خوبان،  عرض سلام و ادب و احترام خواهم داشت خدمت استاد و بعد ان شاء لله ورود پیدا خواهیم کرد به بحث امشب. استاد عزیز سلام علیکم و رحمت الله.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. بنده هم خدمت همه ی بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هر کجای این کره ی خاکی بیننده ی این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده ی خودشان قرار داده اند، خالصانه ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت تقدیم می کنم. خدا را به آبروی محمد و آل محمد سوگند می دهم فرج مولایمان بقیة الله الاعظم را نزدیک نموده، همه ی ما را از یاران خاص آن بزرگوار قرار بدهد.

همه ی ما و شما گرامیان را حاجت روا نموده، دغدغه های فکری و گرفتاری های ما را برطرف کند. دعاهای همه ی ما را به اجابت مقرون کند. ان شاء لله.

مجری:

انشالله متشکرم از شما حضرت استاد. بینندگان عزیز و ارجمندی که با برنامه ی امامت و ولایت در هفته ی گذشته همراه بودند، می دانند که به چه موضوعی پرداخت شد. استاد عزیز، توضیح فرمودند که در مورد پاسخی که «ابن تیمیه» به حدیث «طیر» داده بود و یکی از مطالبی که مطرح کرده بود حدیث طیر را مقابل روایتی از «عایشه» گذاشته بود که در آن آمده بود: «محبوبترین افراد نزد پیامبر، ابوبکر است»!!. که استاد عزیز لطف کردند هفته ی گذشته توضیحات مفصلی در این خصوص را فرمودند.

اما از آنجایی که دوست داریم انشالله یادآوری بشود برای آن عزیزانی که دیده اند و آن دسته از عزیزانی که هفته ی گذشته به هر نحو موفق نشدند این برنامه را ببینند، مطالب گفته بشود تا انشالله بحث را ادامه بدهیم از استاد عزیز درخواست می کنم که توضیح مختصر راجع به آن مطلب بفرمایند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم،

 بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين و هو خير ناصر و معين.

الحمدلله و الصلاة علي رسول الله و علي آله آل الله لاسيما علي مولانا بقية الله و اللعن الدائم علي اعدائهم اعداء الله الي يوم لقاء الله.

 الحمدُللّه الَّذِي هَدَانا لِهذا و ما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أن هَدانا اللّه أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللهِ إِنَّ اللهَ بَصيرٌ بِالْعِباد. حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

در بیان ابعاد شخصیتی آیةالله خزعلی(ره)

قبل از آنکه سوال عزیزم جناب آقای حسینی را پاسخ بدهم. رحلت و درگذشت عالم فرزانه و فقیه بزرگوار و ولایتمدار کم نظیر عصر، حضرت «آیت الله خزعلی» را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر و همه ی علاقه مندان به اهل بیت عصمت و طهارت، و شاگردان و دوستان و خانواده ی ایشان تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

استاد بی نظیر مکاسب!

بنده تقریبا در این چهل و هفت هشت سال عمر حوزوی ام، کمتر شخصی را من همانند ایشان عالم، زاهد، متدین، پاک و بی غرض یافتم. من از سال ١٣٥٢ با ایشان ارتباط داشتیم. در بحث هایشان شرکت می کردیم. مخصوصاً درس «مکاسب» ایشان را که من شرکت کردم و البته درس مکاسب اساتید زیادی ما رفتیم، ولی به حق تنها درس مکاسب که چشم ما را گرفت و واقعاً مطالب شیخ انصاری را هم خوب فهمیده بود و هم خوب می فهماند؛ محضر ایشان بود.

تأثیر گذاری فوق العاده در روح و روان!

مخصوصاً روزهای چهارشنبه، ایشان ده دقیقه، یک ربع، مباحث اخلاقی می گفت. خدا را من گواه می گیرم ندیدم هیچ یک از اساتید اخلاق را که این چنین در روح و روان و مغز و فکر انسان تأثیرگذار باشد. ایشان که صحبت می کردند، آدم احساس می کرد تمام رگ های بدن آدم به لرزه در می آمد. و بنده خودم، علت که افتادم در فاز ولایت و دفاع از اهل بیت(علیهم السلام)، به عنوان یک سرباز امیرالمومنین(سلام الله علیه)، - بنا به گفته ی دیگران -  شاید عمدتاً نتیجه تلمذ این مرد بزرگوار بوده است. بعد از ایشان هم، ما مؤسسه ی تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) را در سال ٧٠ تأسیس کردیم. مؤسس مؤسسه ی تحقیقاتی ولی عصر، ایشان و بنده بودم. ایشان به عنوان ناظر و بنده به عنوان مدیر و یا رئیس هیأت مدیره و یا مدیر عامل.

در طول این حدود سی، سی و پنج سال، من هر چه به ایشان نزدیک شدم، جز صفا و اخلاص از این مرد ندیدم. معمولاً انسان با بعضی از شخصیت ها از دور که آشنا می شود، یک تصوری دارد و قداستی در نظرش هست، ولی وقتی نزدیک می شود، بعضاً آدم می بیند آن قداست هایی که در حد بالا بود در او نمی یابد. ولی من هر چه به ایشان نزدیک تر شدم، قداستش در نزد من بیشتر شد. و شاید ما با ایشان یکی بودیم که وقتی قم می آمد، جز منزل ما هیج جا نمی رفتند با این که نوه هایشان هم در قم بودند.

عشق وافر به امیرالمؤمنین!

من این مرد را به حق، یک عالم ربانی یافتم و و شیفته و دلباخته ی امیرالمومنین یافتم، اول کلامشان «علی» بود، وسط کلامشان «علی» بود، آخر کلامشان «علی» بود. ایشان «بنیاد بین المللی غدیر» را که تأسیس کردند، با این که من معمولاً در کارهای اجرایی به هیچ وجه حاضر نیستم که وارد بشوم - چون بر خودم ظلم می دانم که کارهای علمی را بگذاریم و به کارهای اجرایی برسیم - ولی طبق اوامر ایشان، الآن نزدیک ده سال است که، عضو هیأت امنای «بنیاد بین المللی غدیر» هستم. و الان دو دوره ی سه ساله هم عضو هیأت مدیره ی این بنیاد هستیم و واقعاً جز عشق ما به این بزرگوار که برگرفته از عشق به مولا امیرالمومنین بود، هیچ غرضی نبود و انشالله خداوند روح ایشان را که شاد هست، شادتر بگرداند و ایشان را مهمان کنار سفره ی امیرالمومنین(سلام الله علیه) قرار بدهد.

توجه جدی به نظم در کارها!

در بیان ابعاد دیگر شخصیت آیةالله خزعلی، باید عرض کنم که ایشان، هم حافظ قرآن بود و هم حافظ «نهج البلاغه» بود. و هم حافظ غالب دعاهای «صحیفه ی سجادیه» بود و همچنین ایشان در مسئله «نظم»، واقعاً می شود گفت زبانزد عام و خاص بود. مثلاً بعضی وقت بنا بود ساعت دوازده تشریف بیاورند منزل ما. مثلا ده دقیقه زودتر می آمدند. داخل ماشین می نشستند، عقربه ی ساعت را نگاه می کردند وقتی ساعت دوازده می شد، زنگ خانه ما را می زدند. ما به ایشان می گفتیم مانعی نیست زودتر تشریف بیاورید. ولی می گفت: نه؛ چون گفتم ساعت دوازده، حتی حاضر نیستم یک دقیقه زودتر از دوازده یا یک دقیقه دیرتر از دوازده بیایم! ایشان در «نظم»، واقعاً همان جمله ی مولا امیرالمومنین که به امام مجتبی(سلام الله علیه) فرمود:

«أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ»

همه شما فرزندانم و خانواده ام و هر کسی که این نوشته من به او می رسد را به رعایت تقوای الهی و داشتن نظم در کارها توصیه و سفارش می کنم.

نهج البلاغه، نامه ٤٧

ایشان به حق این فرمایش حضرت را رعایت می کردند.

تواضع و اخلاص بالا!

در مورد تواضع ایشان باید عرض کنم که، ما با ایشان خدمت حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی بودیم، ایشان آنجا می خواست مثلاً ما را به ایشان معرفی کند، گفت آقای قزوینی، در «مکاسب» شاگرد من بود ولی من در «رجال» شاگرد ایشان هستم! یعنی در این حد ایشان از نظر تواضع و اخلاص بالا بودند.

با این که من امروز در جلسه ی دکترین غدیر، - که یک محفل خیلی مفصلی بود - ساعت ده تا یازده و نیم، سخنرانی داشتم، ولی من به احترام این بزرگوار، حاضر شدم این سخنرانی را لغو کنم و در تشیع جنازه ی این بزرگوار شرکت کنم که انشالله عزیزان مشهدی ما هم، حتما توجه داشته باشند که فردا از «مهدیه مشهد» به طرف آستان قدس رضوی تشیع می شود و در «دارالزهد»، در کنار قبور علما و بزرگان دفن خواهد شد و در کنار سفره ی آقا امام رئوف علی بن موسی(سلام الله علیه)، متنعم خواهند شد.

دغدغه مهم آیة الله خزعلی:

من خواستم اولاً یک حق شاگردی را نسبت به این بزرگوار ادا کرده باشم. و این که عشق ایشان به مولا امیرالمومنین را بیان کرده باشم و همچنین عرض کنم که ایشان دغدغه ای داشت و می گفت که: «ای کاش ما بتوانیم «غدیر» را همانند «عاشورا» برای مردم فرهنگ کنیم. همانطوری که ایام عاشورا، مرد و زن و کودک و بزرگ و شیعه و سنی و مسیحی نمی شناسد، و همه با آمدن عاشورا آماده می شوند و به پیشواز عاشورا می روند و مراسم عاشورا را با شکوه تر برگزار می کنند؛ قضیه ی غدیر هم همانند عاشورا برای مردم فرهنگ بشود.»

ادامه بحث جلسه گذشته...

اما نسبت به سوالی که عزیزم داشتند. همانطوری که اشاره فرمودند ما در جلسات گذشته بحثی را داشتیم در رابطه با بحث امامت و ولایت که رسیدیم به بحث «وصایت در اشعار شعرای بزرگ» و از آنجا به مناسبتی به تحریفاتی که در شعر «فضل بن عباس» بود رسیدیم و عبارت «ابن تیمیه حرانی»، امام المنافقین یا رأس المنافقین فی عصره! به تعبیر بزرگان اهل سنت.

«ابن تیمیه»؛ شیخ الإسلام؛ یا رأس المنافقین!؟

حافظ ابوالفیض احمد بن محمد الصدیق الغماری الحسنی - از علمای اردن متوفی ١٣٨٠ هجری - در کتابش «علی ابن ابی طالب امام العارفین»، آنگاه که به نقد سخنان ابن تیمیه می پردازند می گوید:

«وما دل أنه رأس المنافقین فی عصره،...»

اینها همه نشانه این است که او (ابن تیمیه)پیشوای منافقان در زمان خودش بوده است

 علی ابن ابی طالب امام العارفین(البرهان الجلی فی تحقیق انتساب الصوفیه الی علی)، ص ٥٥؛ الطبعة الأولی ١٣٨٩، القاهره

محبوبترین افراد نزد پیامبر اکرم کیست؟ ابوبکر؛ یا امیرالمؤمنین؟

«ابن تیمیه» آمد و حدیث طیر را انکار کرد. حدیث طیر، که از فضایل بی نظیری است که برای امیرالمومنین(سلام الله علیه) که در تاریخ ثبت شده است، این را ایشان انکار کرد و حدیثی را که در بعضی از کتب عزیزان اهل سنت آمده است از قول ام المومنین عایشه، این را نقل کرد که همسر پیغمبر، می گوید از پیغمبر سوال کردیم که چه کسی در نزد تو محبوب هست؛ گفت: تو ای عایشه! گفتند از مردان چه کسی؟ گفت: از مردان، پدر تو!

البته این را ما از منابع متعدد اهل سنت نقل کردیم و اشاره کردیم جناب آقای «مقدسی» در کتاب «الاحادیث المختاره» وقتی این روایت را مطرح می کند، به صراحت اعلام می کند بر این که این روایت معلول و ضعیف است:

«عن أنس أن النبي سئل أي الناس أحب إليك قال عائشة فقالوا لسنا نعني النساء قال فأبوها»

انس بن مالک می گوید از پیامبر پرسیدند که محبوبترین افراد در نزد تو کیست؟ فرمود عایشه. گفتند: منظور ما از زنان نبود. فرمود: پدر عایشه.

الأحاديث المختارة، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي، (متوفای ٦٤٣)، دار النشر: مكتبة النهضة الحديثة، مكة المكرمة، ١٤١٠، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الملك بن عبد الله بن دهيش، ج٢، ص٣٩١، حدیث ١٩٣٩

ایشان در ادامه روایت می نویسد:

« إذا إسناده معلول.»

سند این روایت، معلول است.

روایت معلول هم، روایت غیر معتبر است. در حدیث ١٩٤٠ هم می گوید «اسناده معلول» و همچنین در حدیث ١٩٤١ باز می گوید: «اسناده معلول».

از آن طرف هم ما روایات متعددی را آوردیم از جمله از «مسند احمد بن حنبل» با تحقیق آقای «حمزه احمد زین» که نقل کرده بود:

«اسْتَأْذَنَ أَبُو بَكْرٍ عَلَى رَسُولِ اللهِ فَسَمِعَ صَوْتَ عَائِشَةَ عَالِياً وَهِىَ تَقُولُ والله لقد عَرَفْتُ ان عَلِيًّا أَحَبُّ إِلَيْكَ من أبي وَ مِنِّى»

ابوبکر اجازه خواست که بر پیغمبر وارد بشود. در این حال شنید که عایشه با صدای بلند می گوید به خدا قسم فهمیدم که علی در نزد تو محبوب تر از من و پدرم است.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، (متوفای ٢٤١)، دار النشر: مؤسسة قرطبة، مصر، ج٤، ص ٢٧٥، حدیث ١٨٤٤٤

در پاورقی هم محقق می گوید: «اسناده صحیح.»

همچنین در کتاب های متعدد دیگر مثل «فتح الباری» ابن حجر عسقلانی هم آوردیم که نقل کرده بود:

«واخرج أحمد وأبو داود والنسائي بسند صحيح عن النعمان بن بشير قال استأذن أبو بكر على النبي صلى الله عليه وسلم فسمع صوت عائشة عاليا وهي تقول والله لقد علمت ان عليا احب إليك من أبي»

احمد، ابو داوود و نسایی به سند صحیح از نعمان بن بشیر نقل کرده اند که گفت ابابکر اجازه خواست که بر پیغمبر وارد بشود. در این حال شنید که عایشه با صدای بلند می گوید به خدا قسم فهمیدم که علی در نزد تو محبوب تر از من و پدرم است.

فتح الباري شرح صحيح البخاري، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي (متوفای ٨٥٢)، دار النشر: دار المعرفة، بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج٧، ص٢٧، ح ٣٤٦٢

در پاورقی هم محقق می گوید: « اسناده صحیح»

گفتیم این روایت، روایت محبوبترین فرد ابوبکر و عایشه هست را کاملاً رد می کند و مشخص هست بر این که آن روایت ساختگی است.

یک سؤال جدی و مهم!

برای من این به عنوان یک مسئله ی جدی مطرح است. بارها هم سوال کردیم ولی جوابی نشنیدیم. سؤال ما این است که این همه فضایلی که در «صحیح بخاری»، «صحیح مسلم»، «مسند احمد» و... برای آقای «ابوبکر» و «عمر بن الخطاب» نقل می کنند، آنهم با این تعابیر خیلی بزرگ، اگر این احادیث واقعاً صحیح بود و اگر واقعاً خود ابوبکر این ها را از پیامبر شنیده بود یا خود «عمر» شنیده بود؛ اینها را حتماً بیان می کردند.

چون معمولاً اگر روایتی نقل می شد، اول کسی که متوجه می شد، خود صاحب فضل بود. نه دیگران. اینها در «سقیفه ی بنی ساعده» که انصار و مهاجرین، به سر و کله ی هم دیگر می کوبیدند و دندان «حباب منذر» را خرد می کردند. و یا «عمر» می گفت که سعد منافق است و خدا او را بکشد و...:

««قَالَ قَائِلٌ قَتَلْتُمْ سَعْدًا، فَقَالَ عُمَرُ: قَتَلَهُ اللَّهُ! إِنَّهُ مُنَافِقٌ»

شخصی گفت: سعد را کشتید. عمر گفت: خدا او را بکشد. او منافق است!

تاريخ الطبري، لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري، (متوفای ٣١٠)، دار النشر : دار الكتب العلمية – بيروت، ج٢، ص٢٤٤

و یا اینکه «انصار» می گفتند ما فضیلتمان بیشتر است چون ما بودیم که پیغمبر را از مکه به اینجا آوردیم، ما بودیم که نصرت دادیم، ما بودیم که در جنگ ها کمک کردیم. اگر واقعاً این فضایل درست و صحیح بود و نبی مکرم این ها را بیان فرموده بود، یکی از انصار، یکی از مهاجرین، این روایات را نقل می کردند!! چرا نقل نکردند؟

یا خود جناب خلیفه ی اول یا دوم، این روایت ها را نقل می کردند که ای مردم! چرا دارید با ما در بحث خلافت مناقشه می کنید؟ پیغمبر مگر نبود، برگشت و گفت که مثلاً «احب الناس الیّ ابوبکر» و... ابوبکر می توانست بگوید که وقتی من محبوبترین انسان ها پیش پیغمبر هستم، دیگر نوبت به دیگران نمی رسد.

مخالفت توده مردم با انتصاب عمر بن خطاب به خلافت!

ولی ما می بینیم هیچ کدام از این روایتها، در «سقیفه ی بنی ساعده» مورد احتجاج قرار نمی گیرد و در قضیه ی انتخاب خلیفه ی دوم برای خلافت، صحابه اعتراض می کنند. امیرالمومنین اعتراض می کند. طلحه اعتراض می کند. مهاجرین و انصار به ابوبکر اعتراض می کنند، توده مردم اعتراض می کنند:

«أن أبابكر حين حضره الموت أرسل إلى عمر يستخلفه فقال الناس: تستخلف علينا فظاً غليظاً، ولو قد ولينا كان أفظ وأغلظ، فما تقول لربك إذا لقيته قال أبو بكر: أبربّي تخوّفونني؟»

وقتی ابوبکر در حال مرگ بود، عمر را به عنوان خلیفه معرفی کرد. مردم گفتند: مرد خشن و بداخلاق و تندخوئی را بر ما خلیفه کردی! اگر این عمر خلیفه بشود، خشن تر و بداخلاق تر هم خواهد شد. ای ابوبکر! چه جوابی به پروردگارت خواهی داد وقتی که او را ملاقات کردی؟ ابوبکر گفت: آیا مرا از خدا می ترسانید!؟

المصنف في الأحاديث والآثار، أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي، (متوفای٢٣٥)، دار النشر: مكتبة الرشد، الرياض - ١٤٠٩ ، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج٦، ص٣٥٨.

منهاج السنة النبوية، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس (متوفای ٧٢٨)، دار النشر : مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم، ج٦، ص١٥٥

اگر واقعاً این روایت ها درست بود، جناب «ابوبکر» یکی از این روایت ها را آنجا مطرح می کرد!

مجری:

ایشان به مطالب پایین تر از این، احتجاج کرده است. در قضیه سقیفه وقتی مطلب به این خوبی داشتند چرا بروند سراغ بحث قریش و مسائل دیگر.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، همین! فقط گفتند که پیغمبر گفته که «الإمامة فی قریش» یا در اعتراضشان می گفتند پیامبر فرموده که:

« لَوْ لَمْ أُبْعَثْ فِيكُمْ لَبُعِثَ عُمَرُ بن الخَطاب.»

اگر من برای نبوت مبعوث نمی شدم، حتماً عمربن الخطاب مبعوث می شد.

فضائل الصحابة، أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني، (متوفای٢٤١)، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤٠٣ - ١٩٨٣ ، الطبعة: الأولى ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس، ج١، ص٤٢٨

اگر واقعاً همچین روایتی پیغمبر فرموده بود، اینها در برابر اعتراض مردم به آقای ابوبکر، یک همچنین روایتی را مطرح می کردند و دیگر قضیه تمام می شد و می رفت و این سند در تاریخ نمی ماند. و این که بعضی از افراد معلوم الحال که از «لوس آنجلس» می آیند روی خطهای شبکه های وهابی و چرندیات می بافد و من واقعاً تعجب می کنم که این ها چطور این شبکه را در اختیار افرادی قرار می دهند که الفبای اخلاق انسانی را رعایت نمی کنند. نه حتی اخلاق اسلامی!

همین چند شب قبل بود که یکی این شبکه ها می گفت بله، آقای ابوبکر آمد یک کمیته ای را معین کرد و آنجا گفت نظر شما چه کسی هست؟ و چه کسی را انتخاب کنیم؟ همه به اتفاق گفتند بهترین فرد برای خلافت «عمر» است. یک نفر هم اعتراض نکرد!!

من نمی دانم اینها، این دروغ ها را از کجا می آوردند؟! مبنا هم که ندارند. یک روایتی بیاورند، حداقل از کتاب الموضوعات «ابن جوزی» روایتی بیاورند. یا از «اللآلی المصنوعه» سیوطی بیاورند تا حداقل مردم بدانند که اینها حرف هایشان مستند است و یک روایتی هست ولو جعلی هست!

می گویند نظر همه ی مسلمانها این بود که ابوبکر، آقای عمر را انتخاب کند و یک نفر هم اعتراض نکرد. این کمیته چنین بود، چنان بود. اگر علی بن ابی طالب با شورای شش نفره مخالف بود چرا اعتراض نکرد!؟

شما ببینید این نهج البلاغه است که از اول تا آخرش اعتراض علی است. در خطبه ی سوم می گوید:

«فَيالَلّهِ وَ لِلشُّورى! »

پناه می برم به خدا از شرّ شورای شش نفره.

و یا «ابن عباس» به «علی بن ابی طالب» می گوید که برای چه داری می روی به شوری؟ نتیجه ی شورا مشخص هست که چه کسی انتخاب می شود! حضرت می فرماید: ابن عباس! من می خواهم بروم آنجا، این را ثابت کنم که در سقیفه نگذاشتند من خلیفه بشوم و گفتند که:

 «لا تجتمع النبوه و الخلافه فی بیت واحد»

هرگز نبوت و خلافت در یک قبیله از یک شجره مثل قریش جمع نمی شود.

نمی شود هم نبوت از بنی هاشم باشد و هم خلافت از بنی هاشم باشد. این حرفی که آقای عمر زد، در اینجا با اینکه من را کاندید کرده است، حرف خودش را نقص می کند. من در این شورا شرکت می کنم تا ثابت بشود که این حرف، حرف دروغی بوده است، حرف خلافی بوده است.

حالا انشالله اگر ما رسیدیم به بحث شورا آنجا ما مفصل مصادر را از منابع شیعه، از منابع عزیزان اهل سنت مطرح می کنیم تا بینندگان قضاوت کنند که این دروغ پردازان که امروز در این رسانه ها می آیند و دروغ پردازی می کنند، چه می کنند!

البته حرف هایشان هم مشتری ندارد، چون به قدری وضع اخلاقیشان - آن گونه که در رسانه ها و در فضای مجازی مطرح می کنند و خودشان هم اعتراف دارند - خراب است و مشکلات اخلاقی دارند که کسی راغب اینها نیست! حالا ما نمی دانیم و ما به هیچ وجهی اظهار نظری نمی کنیم. نستجیر بالله.

اینها با این وضعیت می خواهند بیایند و بیانگر حقایق تاریخی باشند! این ها می خواهند بحث عقاید اسلامی را برای مردم بیان کنند! البته شماره تلفن هایی هم گذاشته اند آنجا، خیلی از افراد پیامک زدند که شماره ها همه الکی هست و ما هر چه می زنیم اصلاً کسی بر نمی دارد.

مجری:

استاد شاید یکی از علت هایش این هست که برنامه های بازپخش را به عنوان زنده پخش می کنند! یعنی برنامه هایی که برای گذشته بوده حالا یا آرم زنده را نمی گذارند یا با آرم زنده، ولی برنامه مربوط به چند ماه گذشته هست که ما در آرشیو داریم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، اینها از این کارها می کنند. برنامه را خودم دیده ام. یک برنامه ای که مثلاً دو هفته قبل بوده است، پخش می کنند و کنارش هم می نویسند: «زنده»! و تلفنها را هم می گذارند آنجا، ولی هیچ کدام از تلفن ها را هم، جواب نمی دهند! این هم یک روش جدیدی است.

من واقعاً تأسف می خورند که بعضی از عزیزان اهل سنت که به اینها به عنوان یک رسانه ی سنی نگاه می کنند در حالی که این رفتار اینها مایه ی ننگ برای اهل سنت است. این آقایان باید خط خودشان را کاملاً از خط وهابیت تکفیری جدا کنند.

ما از دوستان هم خواستیم که این فحاشی هایی که اینها در این شبکه ها داشتند، توهین هایی که به اهل سنت داشتند، اینها را آقایان بیایند مطرح بکنند، تا اهل سنت بدانند که اینها چطور آدمهائی هستند.

توهین عجیب «ابن تیمیه» به تمام اهل سنت!

اهل سنت ما، چهار فرقه هستند. «حنفی»، مقلدین امام ابوحنیفه، «مالکی»، مقلدین مالک بن انس، «شافعی» ها، محمد بن ادریس، و «حنبلی» ها، مقلدین احمد.

این وهابی ها، علناً می گویند آنهایی که دارند تقلید می کنند، مثل سگی است که قلاده به گردنش انداخته باشند! مثل الاغی است که افسار زده باشند! به نظر من بالاتر از این دیگر نمی شود توهین کرد!! آیا واقعاً همین است که اینها می گویند؟ یا خود «ابن تیمیه» می گوید آنهایی که تقلید می کنند از یکی از ائمه و می گویند نظر این ائمه بهتر از نظر دیگران است، اینها باید توبه داده بشوند!! در غیر این صورت باید گردنشان زده بشود!!

«فَإِنَّهُ مَتَى اعْتَقَدَ أَنَّهُ يَجِبُ عَلَى النَّاسِ اتِّبَاعُ وَاحِدٍ بِعَيْنِهِ مِنْ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةِ دُونَ الْإِمَامِ الْآخَرِ فَإِنَّهُ يَجِبُ أَنْ يُسْتَتَابَ فَإِنْ تَابَ وَ إِلَّا قُتِلَ»

اگرکسی معتقدباشد که فقط تبعیت فلام امام مشخص از ائمه اربعه، بر مردم واجب است،نه امام دیگری، چنین شخصی واجب است که توبه داده شود اگر توبه نکرد باید کشته شود.

مجموع الفتاوی ابن تیمیه ج ٢٢ ص ٢٤٩؛دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

این نظر «ابن تیمیه» است. آقایان اهل سنت عزیز ما، بیایند موضعشان را روشن کنند. آیا این حرفی که ابن تیمیه زده است و الان هم داعش و ... همین نظریات ابن تیمیه را دارند اجرا می کنند، شیعه و سنی را قتل عام می کنند و خودشان هم می گویند به قول شیخ الاسلام ما ابن تیمیه این طوری فتوا داده است؛ این درست یا نیست!؟

حدیث معروف «سفینه»:

در هر صورت؛ این کتاب «مناقب احمد بن حنبل» است. عزیزان من تقاضا دارم بزرگواری کنند این را خوب دقت بکنند. که احمد بن حنبل می گوید پدرم حدیث «سفینه» را مطرح کرد در رابطه با تفضیل خلفاء:

«حدث أبي بحديث سفينة فقلت: يا أبة ما تقول في التفضيل؟ قال: في الخلافة أبو بكر و عمر و عثمان. فقلت: فعلي بن أبي طالب؟ قال: يا بني! علي بن أبي طالب من أهل بيتٍ لا يقاس بهم أحد.»

عبدالله بن احمد حنبل می گوید از پدرم در مورد حدیث سفینه پرسیدم و گفتم: به نظر تو چه کسی افضل از همه بود؟ پدرم گفت: در خلافت، ابوبکر از همه افضل بود. بعد از او عمر و بعد از او عثمان. پرسیدم: پس علی بن ابیطالب؟ گفت: پسرم! علی بن ابیطالب، از اهل بیت بود و هیچ کس با اهل بیت مقایسه نمی شود.

مناقب احمد بن حنبل، ابن جوزی، باب العشرون، ص٢١٩؛ المحقق: د. عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: دار هجر، الطبعة: الثانية، ١٤٠٩ هـ

این آقایان که می آیند به ترتیب می گویند اول آقای ابوبکر، عمر، عثمان، و بعد هم علی؛ این در حقیقت ظلم و خیانت و جفاست! اولاً به امیرالمومنین و ثانیاً به این تُراثی است که از اهل سنت باقی مانده است.

 یا از خود «عبدالله عمر» در «شواهد التنزیل» این را مفصل آوردیم. بر این که:

«قال ابن عمر: إنا إذا عددنا قلنا: أبو بكر و عمر، و عثمان. فقال له رجل: يا ابا عبد الرحمان فعلي؟ قال ابن عمر: ويحك علي من أهل البيت لا يقاس بهم، علیٌّ مع رسول الله فی درجته.»

ابن عمر می گوید ما وقتی خلفا را بر مبانی تفضیل می شمردیم، می گفتیم ابوبکر، عمر و عثمان. شخصی گفت: پس علی چه شد؟ عبدالله عمر گفت وای بر تو، علی جزء اهل بیت است اصلا با اینها نمی شود مقایسه کرد. علی در درجه و ارزش،با پیغمبر هم درجه است.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، الحاكم الحسكاني، تحقيق: الشيخ محمد باقر المحمودي، چاپ: الأولى، ١٤١١، ناشر: مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي، طهران، ج٢، ص٢٧١.

این کاملاً مشخص است. آن روز هم دیدم یکی از این وهابی ها می گفت: من آرزو می کنم که در بهشت زن عثمان باشم! گفتند: چرا نمی خواهی زن پیغمبر باشی؟ گفت چون هووی عایشه می شوم و من نمی خواهم که هووی عایشه باشم!! من نمی دانم که اینها دنبال چه چیزی هستند؟ من در خدمت حضرتعالی هستم!

مجری:

از شما استاد عزیز متشکرم. بینندگان عزیزی که با ما همراه هستند، دیدند که جلسه ی گذشته این بحث بسیار مفصل مطرح شد. آن دسته از دوستان که دوست دارند مفصل ببینند می توانند به آرشیو سایت شبکه جهانی ولایت مراجعه کنند و برنامه ی هفته ی گذشته را ببینند. اما استاد عزیز! شما عبارتی را فرمودید از زبان نبی مکرم اسلام، که هم عبارت خیلی دقیق و لطیف بود و هم خیلی جالب و پر مغز! از این هایی که خیلی شیعیان آقا امیرالمومنین وقتی می بینند، خلاصه یک حالی به آنها دست می دهد، که نبی مکرم اسلام اینگونه راجع به اهل بیت فرمودند و آن هم این بود که در پاسخ سوالی که از نبی مکرم اسلام شده بود، ایشان فرموده بودند که « لا یسأل عن النفس»! در این مورد لطف بفرمایید برای ما بیشتر توضیح بدهید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در جلسه ی گذشته قسمت های را برای بینندگان عزیز نقل کردم. یک نکته ی خیلی زیبا و ارزشمندی بود.

حدیث شریف «نفس»!

در روایتی که سیوطی نقل می کند که:

« لَمَّا قَدِمْتُ مِنْ غَزْوَةِ ذَاتِ السَّلاَسِلِ وَكُنْتُ أَظُنُّ أَنْ لَيْسَ أَحَدٌ أَحَبَّ إِلى رسولِ اللّهِ مِني ، فَقُلْتُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيْكَ ؟ قَالَ: عَائِشَةُ، قَالَ: إِني لَسْتُ أَسْأَلُكَ عَنِ النسَاءِ ، قَالَ: أَبُوهَا إِذَنْ، قُلْتُ: فَأَيُّ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيْكَ بَعْدَ أَبِي بَكْرٍ رضيَ اللَّهُ عنهُ؟ قَالَ: حَفْصَةُ، قُلْتُ: لَسْتُ أَسْأَلُكَ عَنِ النسَاءِ، قَالَ: فَأَبُوهَا إِذَنْ، قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللّهِ فَأَيْنَ عَلِيٌّ رضيَ اللَّهُ عنهُ؟ فَالْتَفَتَ إِلى أَصْحَابِهِ فَقَالَ: إِنَّ هَذَا يَسْأَلُنِي عَنْ النَّفْسِ »

عمرو عاص می گوید: وقتی من از غزوه ذات السلاسل برگشتم، با خودم می گفتم که الآن محبوب تر از من در پیش پیغمبر کسی نیست. به پیغمبر گفتم: محبوب ترین افراد در نزد شما کیست؟ گفت: عایشه. گفتم: من از زنان نپرسیدم. گفت: پدر عایشه! در این هنگام گفتم: بعد از ابوبکر چه کسی محبوب تر است؟ گفت: حفصه. گفتم: من از زنان نپرسیدم. گفت: پدر حفصه. در این هنگام گفتم: ای رسول خدا! پس علی چه شد؟ حضرت نگاهی به اصحاب کرد و گفت: این مرد از نفس سؤال می کند.

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي (متوفای ٩١١)، ج٢١، ص٨٧، مسند عمرو بن العاص، ح١٨٤٦٢

اللآلىء المصنوعة في الأحاديث الموضوعة، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي (متوفای٩١١)، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٧ هـ - ١٩٩٦م ، الطبعة : الأولى، تحقيق : أبو عبد الرحمن صلاح بن محمد بن عويضة، ج١، ص٣٤٨

كنز العمال، ج ١٣، ص ٦٢، ح ٣٦٤٤٦؛ دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٩هـ-١٩٩٨م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي

سیوطی در روایت بالا، بحث افضلیت ابوبکر و عمر و عثمان را می آورد. وقتی در مورد حضرت علی (علیه السلام) سوال می کنند، پیغمبر با تعجب به یارانش نگاه می کند و می فرماید که او دارد از «نفس» سوال می کند. از «جان» سوال می کند. علی جان من است. او گفت افضل اصحاب چه کسی است، من جواب دادم که فلانی و فلانی. ولی نگفت که جان تو چه کسی است؟ نفس تو چه کسی است؟ یا چقدر خودت را دوست داری؟

یا در «شواهد التنزیل» جناب حسکانی می آید و مطرح می کند و می گوید:

«ما ظننت أن أحدا يسأل عن نفسه»

من گمان نمی کردم کسی بیاید از یک فردی از نفس و جانش سوال بکند.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، الحاكم الحسكاني، تحقيق: الشيخ محمد باقر المحمودي، چاپ: الأولى، ١٤١١، ناشر: مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي، طهران، ج٢، ص٢٧٢

جناب «بیهقی»، ابراهیم بن محمد بیهقی، ایشان باز یک روایت خیلی زیبایی را مطرح می کند. سوال می کنند بر این که:

«يا أبا عبد الرحمن من أفضل أصحاب رسول الله، صلى الله عليه وسلم؟ فقال: أبو بكر وعمر وعثمان و... فقال له: فأين علي بن أبي طالب، رضي الله عنه؟ قال: يا هذا تستفتي عن أصحابه أم عن نفسه؟ قال: بل عن أصحابه. قال: إن الله تبارك وتعالى يقول: «قل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم»، فكيف يكون أصحابه مثل نفسه؟»

ای ابا عبدالرحمن! افضل اصحاب پیامبر کیست؟ گفت: ابوبکر و عمر و عثمان و... به او گفت: پس علی چه؟ او را نگفتی؟ گفت: ای مرد! تو از اصحاب پیغمبر پرسیدی یا از نفس پیغمبر؟ گفت: من از اصحاب او پرسیدم. گفت خداوند فرموده است: به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. چگونه اصحاب پیامبر مثل نفس پیغمبر هستند؟

المحاسن والمساوئ، إبراهيم بن محمد البيهقي (متوفای ٣٢٠)، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت/ لبنان - ١٤٢٠هـ - ١٩٩٩م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق: عدنان علي، ج١، ص٣٨

البته عبارت خیلی مفصلی دارد. این در حقیقت یک بخشی از بحثی است که در رابطه با حدیث «نفس» است. ما در رابطه با حدیث نفس؛ روایات خیلی زیادی داریم شاید بیش از سی روایت ما داریم. قبلا هم ما گفته ایم که پیغمبر فرمود:

«عَلِيٌّ مِني وَأَنَا مِنْ عَلِيَ، وَعَلِيٌّ وَلِيُّ كُل مُؤْمِنٍ بَعْدِي»

علی از من است و من نیز از علی هستم. و علی بعد از من سرپرست تمام مؤمنان است.

المستدرک علی الصحیحین، ج٣، ص ١١٩، كِتَابُ مَعْرِفَةِ الصَّحَابَةِ، وَمِنِ مَنَاقِبِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ، ح ٤٥٧٩

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي (متوفای ٩١١)، ج٥، ص٢١١

كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي ( متوفای ٩٧٥)، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٩هـ-١٩٩٨م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ج١١، ص٢٧٩

و یا فرمود که «علیٌ کنفسی»:

«لَيَنْتَهِيَنَّ بَنُو وَلِيعَةَ، أَوْ لأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلا كَنَفْسِي،

یا قبیله بنوولیعه قضیه را تمام می کند، یا اینکه فردی را که نفس من است را به سوی آنها خواهم فرستاد.

السنن الكبري، النسائي، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعيب بن علي (متوفاي٣٠٣ هـ)، ج تحقيق: د.عبد الغفار سليمان البنداري، سيد كسروي حسن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤١١ - ١٩٩١؛ ٥ ص ١٢٧، ح٨٤٥٧،

 یا در رابطه با آیات اول سوره ی برائت فرمود:

« أُمِرْتُ أَنْ لاَ يبلغه إِلاَّ أنا أو رَجُلٌ مني »

من مأمور هستم که این آیات را یا خودم ابلاغ بکنم و یا مردی که از من است ابلاغ کند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني (متوفای ٢٤١)، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج١، ص٣

یعنی کلمه ای که امیرالمومنین (سلام الله علیه) در موارد متعددی به عنوان نفس پیغمبر و جان پیغمبر شمرده شده است، مفصل در منابع عزیزان اهل سنت آمده است.

مجری:

متشکرم از شما. استاد عزیز آیا می شود به عنوان یکی از بهترین مصادری که آقا امیرالمومنین علی(علیه السلام) را نفس پیامبر دانسته است از آیه ی مباهله هم یاد بکنیم و این را هم یادآوری بشوید؟ چون قرآن قطعی الصدور هست دیگر قطعیت و یقین هم برای همه ی انشالله به وجود بیاید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با مباهله – که من گمان می کنم هفته ی آینده شب مباهله است - ما شاید شب مباهله مفصل روی این قضیه کار کنیم. حالا انشالله این را ما تنظیم می کنیم بر این که مفصل در آن شب بحث کنیم.

ولی من برای این که سوال حضرتعالی بی جواب نماند به بعضی از قسمت های آیه ی مباهله را اشاره می کنم و شاید همه ی بحث ها را امشب نتوانیم برسیم. آیه ی مباهله را اگر شروع کردیم من نظرم این هست که یک جلسه، دو جلسه ی دیگر هم، پیرامون آیه مباهله و شبهاتی که وهابی ها داشتند، بحث کنیم تا قضیه کاملاً مشخص بشود و همچنین بعضی از کلیپ هایی که از این شبکه های شیطانی وهابی بودند پخش کنیم که مردم ببینند که این ها با احادیث فضایل اهل بیت چکار دارند می کنند!

نکاتی پیرامون «آیه مباهله»!

در رابطه با آیه ی مباهله، اولاً این در کتاب «صحیح مسلم» آمده است:

«وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ ﴿فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ﴾ دَعَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي»

وقتی که این آیه نازل شد، پیغمبر علی و فاطمه و حسن و حسین را فرا خواند و گفت: خدایا اینها اهل بیت من هستند.

صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري (متوفای ٢٦١)، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج٤، ص ١٨٧١، حدیث ٢٤٠٤

عزیزان دقت کنند در چاپ های مختلف شماره ی حدیث فرق می کند. این آدرس ما از نرم افزار «الجامع الکبیر» بود.

«ابناءنا»حسن و حسین،« نساءنا»فاطمه،« انفسنا»علی بن ابی طالب. سپس فرمود:«اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي»این ها اهل من هستند.

در تفسیر بغوی (متوفای ٥١٦) از تفاسیر مورد اعتماد از تفاسیر مورد اعتماد اهل سنت هست یک نکته ی ظریفی اینجا دارد و می نویسد:

﴿أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا و أنفسكم﴾ قيل أبناءنا الحسن والحسين و نساءنا فاطمة وأنفسنا عنى نفسه و عليا»

گفته شده که مراد از «ابناءنا» حسن و حسین است. «نساءنا» فاطمه است. و از «انفسنا» نبی مکرم، نفس خودش و علی را قصد کرده است.

تفسير البغوي، البغوي (متوفای ٥١٦)، دار النشر: دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : خالد عبد الرحمن العك، ج١، ص٣١٠

ایشان یک بحثی را مطرح می کند و می گوید نصارای نجران بعد از این که با نبی مکرم مناظره کردند و زیر بار سخنان نبی مکرم نرفتند؛ بنا شد اینها بیایند و با هم مباهله کنند یعنی همدیگر را لعنت کنند که اگر ما باطل بودیم، خدای عالم بلای خودش را بر ما نازل بکند. و مشخص هم هست که واژه  «بلا» در حقیقت یک نوع عذاب هست. من در یکی از این شبکه های شیطانی دیدم در رابطه با شهید «شحاته»، یک مباهله از او نقل می کنند و بعد هم این جنایاتی که نسبت به شهادتش بوده است را مطرح می کنند که ایشان مباهله کرد و اینطوری هم کشته شد!!

مجری:

یعنی او مباهله کرد و ما کشتیمش!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، او مباهله کرد و ما کشتیم!! در مباهله بلای آسمانی می آید و نابودشان می کند. قرآن درباره ی شهادت می گوید:

﴿وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون‏﴾

(اى پيامبر) هرگز گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شده‏اند مردگانند، بلكه آنها زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.

سوره آل عمران(٣): آیه ١٦٩

و در آیه بعدی می فرماید:

﴿ فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون ‏﴾

  آنها بخاطر نعمتهاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به آنها بخشيده است خوشحالند و بخاطر كسانى كه (مجاهدانى كه) بعد از آنها به آنان ملحق نشدند (نيز) خوشوقتند (زيرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان مى‏بينند و مى‏دانند) كه نه ترسى بر آنها است و نه غمى خواهند داشت.

سوره آل عمران(٣): آیه ١٧٠

البته این را من در مورد قضیه ی شهید شحاته بارها گفته ام که ایشان اگر تندی هایی نسبت به مقدسات اهل سنت داشت، آن تندی ها، کاملاً از دیدگاه ما مردود است. محکوم است و در آن هیچ شک و شبهه ای نیست. حالا شهید شحاته نشد بالاتر از او باشد. هر کس بخواهد به رموز اهل سنت و مقدسات اهل سنت بخواهد توهین بکند محکوم است. ولی خب این معنایش این نیست که چهار تا آدم وحشی درنده، از جنگل آمازون در آمده، بریزند جلوی زن و بچه اش، با چوب و چماق او را بکشند و جنازه اش را هم بیاورند در خیابان ها بکشند!!

آیا پیغمبر اکرم همچین کاری با مخالفین کرد؟ ابوبکر و عمر همچین کاری کردند؟ امیرالمومنین همچین کاری کرده است؟ حتی سپاه مغول که وحشی ترین سپاه ها و چنگیز مغول، همچین وحشیگری نکردند که اینها نسبت به شهید شحاته، اینچنین برخورد ناجوانمردانه کردند!!

ایشان آمده توهین کرده است، دادگاهی هست، می برند دادگاه محاکمه اش می کنند. فرضاً به او  می گویند شما همچین کاری کردی باید بروی شلاق بخوری! یا همچین کاری کردی، حکم تو اعدام است، می برند و اعدام می کنند! نه این که چند نفر جانور وحشی بیایند و توی خانه و جلوی زن و بچه، و به این شکل فجیع و جنازه اش را طناب ببندند در خیابان ها بچرخانند. وحشی ها نسبت به همنوعشان همچین کاری نمی کنند. آن وقت این را هم اسمش را می گذارند «مباهله»! «مباهله»، چیزی است که خدای عالم به خاطر آن عذابی می فرستد.

شیطنت در مباهله دانشگاه کردستان!

همین قضیه ی مباهله ای که در «کردستان» انجام شد که برادرمان آقای «راعفی پور» هم مطرح کردند؛ این ها یک قضیه ی مباهله در یکی از دانشگاه ها گذاشته بودند و یک ماشین دم درب گذاشته بودند که این دختر خانمی که مباهله کرد وقتی آمد بیرون با ماشین بزنند و بکشند و بگویند چون مباهله کرده بود، بلای آسمانی نازل شد و ما مجری بلای آسمانی بودیم. البته به آن دختر خانم گفته بودند از در دیگری رفته بود. تیرشان به هدف نرسیده بود. همین هم باعث شد که تعداد زیادی از افراد، به مذهب اهل بیت کشیده شدند.

جریان مباهله، به نقل «تفسیر بغوی»!

در بحث مباهله پیامبر با مسیحیان، اینها می آیند و با نبی مکرم بحث می کنند و در آخر می گویند که ما حاضر هستیم ما با همدیگر مباهله می کنیم و بعد منتظر عذاب خدای عالم خواهیم بود. بعد اینها قرار گذاشتند بر این که فردا بیایند بیرون مدینه، آنجا آنها عزیزترینشان را بیاورند و پیامبر هم عزیزترینشان را بیاورد:

«فأتوا رسول الله وقد غدا رسول الله محتضنا للحسين آخذا بيد الحسن و فاطمة تمشي خلفه وعلي خلفها»

این ها آمدند پیش پیغمبر برای مباهله و فردا صبح دیدند پیغمبر از خانه بیرون آمد دست حسن و حسین را گرفته است. فاطمه زهرا پشت سر پیامبر، امیرالمومنین پشت سر فاطمه

تفسير البغوي، ج١، ص٣١٠؛ دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: خالد عبد الرحمن العك

و پیغمبر به اینها فرمود:

«وهو يقول لهم إذا أنا دعوت فأمنوا فقال أسقف نجران يا معشر النصارى إني لأرى وجوها لو سألوا الله أن يزيل جبلا من مكانه لأزاله فلا تبتهلوا فتهلكوا ولا يبقى على وجه الأرض نصراني إلى يوم القيامة»

پیامبر به همراهان خود گفت: هرگاه من نفرین کردم شما آمین بگویید. وقتی این منظره را دیدند اسقف نجران و عالم نصارای نجران گفت ای گروه انصار من یک چهره هایی دارم می بینم [نگاه کرد به چهره ی رسول اکرم، چهره ی امیرالمومنین، چهره ی صدیقه ی طاهره، چهره ی این دو تا نازدانه، امام حسن و امام حسین.] اگر اینها از خدا بخواهند یک کوهی را از جا بکند کوه کنده خواهد شد. مبادا مباهله کنید که تمامی شما هلاک می شوید اگر مباهله کنید این چهره ها آمین بگویند تا قیام قیامت یک دانه نصرانی در روی زمین پیدا نخواهد شد.

تفسير البغوي، ج١، ص٣١٠؛ دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: خالد عبد الرحمن العك

بعضی ها، چه بازی هایی سر این تعابیر در آورده اند!

مجری:

معرفت این فرد نصاری چقدر بیشتر از برخی از مسلمان هاست!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

واقعاً همین طور است. مسیحیان سپس گفتند:

«فقالوا يا أبا القاسم قد رأينا أن لا نلاعنك و أن نتركك على دينك و نثبت على ديننا»

مسیحیان گفتند: ای محمد! ما نظرمان این است که مباهله نکنیم. و تو را بر دین خودت رها کنیم. و خودمان بر دین خودمان باشیم.

تفسير البغوي، ج١، ص٣١٠؛ دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: خالد عبد الرحمن العك

همان آیه ی شریفه ی که فرمود:

﴿لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دين‏﴾

دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم

سوره کافرون(١٠٩): آیه ٦

در ادامه نقل می کندکه:

«فقال رسول الله فإن أبيتم المباهلة فأسلموا يكن لكم ما للمسلمين و عليكم ما عليهم فأبوا فقال فإني أنابذكم فقالوا ما لنا بحرب العرب طاقة ولكنا نصالحك على أن لا تغزونا ولا تخيفنا ولا تردنا عن ديننا أن نؤدي إليك كل عام ألفي حلة ألفا في صفر وألفا في رجب فصالحهم رسول الله على ذلك وقال والذي نفسي بيده إن العذاب قد تدلى على أهل نجران ولو تلاعنوا لمسخوا قردة وخنازير ولاضطرم عليهم الوادي نارا ولاستأصل الله نجران وأهله حتى الطير على الشجر ولما حال الحول على النصارى كلهم حتى هلكوا»

پیغمبر فرمود حال که مباهله نمی کنید مسلمان بشوید و هر چه که مسلمان ها امتیاز دارند شما هم داشته باشید. گفتند نه ما حاضر نیستیم. فرمود: در اینصورت با شما می جنگیم. گفتند ما طاقت جنگ با عرب ها را نداریم، ولی مصالحه می کنیم بر این که با ما نجنگید ما را نترسانید و ما را از دینمان بر نگردانید هر سال دو هزار حله، هزار تا در صفر هزار تا در رجب به شما می دهیم. پیامبر به این شیوه با آنها مصالحه کرد. بعد پیغمبر اکرم فرمود به خدایی که جانم در دست اوست، عذاب بالای سر نصارای نجران بود. [این را می گویند مباهله] اگر این ها مباهله می کردند تمام این ها به صورت خوک و به صورت میمون در می آمدند. این دره ای که اینجا هستند خدا آتشی می فرستاد همه را می سوزاند.

تفسير البغوي، ج١، ص٣١٠ و ٣١١؛ دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: خالد عبد الرحمن العك

این را می گویند مباهله! نه این که بیایند یک کسی را بکشند و جنازه اش را در خیابانها بکشند و بعد بگویند ایشان مباهله کرد و ما کشتیم.

یا اصلاً در قضیه ی جنگ احد، می توانند بگویند که پیغمبر با ما مباهله کرد و ما آمدیم و هفتاد نفر از عزیزان پیغمبر را کشتیم!!

خیانتی آشکار، در نقل قضیه مباهله!

من فقط یک جمله می خواهم به عزیزان بگویم، من هفته ی آینده این را توضیح می دهم. در تمام مصادر اهل سنت در قضیه مباهله اسم اشخاص ذکر شده است. در صحیح مسلم ما آوردیم که اسم همراهان پیامبر را ذکر کرده بود. یعنی حضرت علی، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین و نبی مکرم.

ببینید این وهابی ها چکار می کنند! من هیچ قضاوتی نمی کنم. «ابن قیم جوزیه» تنها شاگرد «ابن تیمیه» که مبلغ افکار ابن تیمیه هست، عزیزان دقت کنید. شما ببینید در مقابل این حرف او، چی می خواهید بگویید. نفرین کنید، لعن کنید، عذاب خدا را چندین برابر بخواهید. در دل هر کس هر چه افتاد. یا نه، بعضی ها می گویند آقا دعا کنند رحمت کند که آمده و علی را حذف کرده است. 

کتاب «جلاء الافهام فی فضل الصلاة و السلام علی خیر الانام». ببینید کتاب هم اسمش چی هست! یعنی صفا دادن ذهنها در فضیلت درود و سلام بر بهترین بشر! تألیف الامام ابی عبدالله ابن قیم الجوزیه، شاگرد ابن تیمیه (متوفای ٧٥١) ببینید چه می گوید؛ عزیزان قشنگ دقت کنید.

عزیزان اهل سنت دقت کنید که این هست کار وهابیت! ببینید که می گوید:

«ولما انزل الله سبحانه آية المباهلة (فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم) دعا النبي فاطمة و حسنا و حسينا و خرج للمباهلة»

وقتی خداوند آیه مباهله را نازل کرد. پیامبر فاطمه و حسن و حسین را خواند و با این ها رفت برای مباهله.

جلاء الأفهام في فضل الصلاة على محمد خير الأنام، محمد بن أبي بكر أيوب الزرعي أبو عبد الله (متوفای ٧٥١)، دار النشر: دار العروبة - الكويت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثانية، تحقيق: شعيب الأرناؤوط - عبد القادر الأرناؤوط، ج١، ص٢٦٤

ببینید که صحبتی از علی (علیه السلام) نیست.این «صحیح مسلم» بود که ما گفتیم. حالا یک دفعه در کتاب های دست سه و چهار باشد، صحبتی نیست. ولی این دیگر صحیح مسلم بود که ما برای عزیزان خواندیم.

اما در کتاب ابن قیم جلاء الافهام و سه چاپ دیگر که آوردیم اسم علی نیست. در هر سه چاپ «دعا النبی فاطمة و حسنا و حسیناً» آمده است.

این کار وهابیت هست! این روش وهابیت است! این که نام حضرت علی در مباهله بیاید، این ها برایشان قابل تحمل نیست. چرا؟ چون بغض امیرالمومنین که در دل اینها، و در وجود اینها هست، این بغض، و این عداوت نمی گذارد که اسم علی را حتی در آیه ی مباهله بیاورند که در صحیح مسلم آمده است!

اصلاً ما روایت های ابن کثیر و غیره که حاکم نیشابوری ادعای تواتر می کند. انشالله در جلسه ی بعد، حضرتعالی در ذهنتان باشد، یادآوری بکنید من کل کسانی که حدیث آیه ی مباهله و قضیه ی رفتن این چهار بزرگوار برای مباهله را ما می آوریم، ببینید آیا یک جا پیدا می کنید که خالی از «علی بن ابی طالب» باشد. غیر از این کتاب های وهابی ها؟

مجری:

متشکرم از شما حضرتعالی سوال دیگری را فکر نمی کنم زمان داشته باشیم که از محضرتان بپرسم. فقط یک کلیپ هست که اگر حضرت استاد اجازه می دهید ببینیم. یکی از شبکه های وهابی می خواهد این حدیث را بخواند ببینیم چطوری خوانده است. کلیپ شماره ی دو را اتاق فرمان محبت کنید پخش کنید که گوینده آقای «نبیل العوضی» هستند. ایشان آیه را می خواند، در آیه تحریف می کند و بخش «انفسنا» را از آیه حذف می کند. و قبل از آن حدیث را که می خواند و آقا امیرالمومنین اصلا اسمی از ایشان نمی آورد برای این که مصداق هم در مورد آیه آقا امیرالمومنین هست ذیل انفسنا، آیه را هم تحریف می کند.

با همدیگر ببینید تحریف یک وهابی در یک رسانه ی وهابی را که هم روایت را تحریف می کند و هم آیه قرآن را!

متن کلیپ:

«فدعاهم النبی صلی الله علیه و آله للمباهله...نادی النبی الحسن و الحسین و فاطمه(رضی الله عنهم اجمعین)... الآیه التی انزالها الرب عزوجل: فقل تعالوا ندعوا ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین»

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله این آقا در آیه که می خواند «انفسنا» را بیان نمی کند. عزیزان ملاحظه کنند که این آقا چکار می کند.

مجری:

اگر انفسنا را بیاورد باید بگوید انفسنا چه کسی هست اینجا؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله ببینید عزیزان این آیه ی قرآن هست. ﴿فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ﴾

این آقا « و انفسنا و انفسکم» را از قرآن حذف می کند. نمی دانیم اصلاً خجالت نمی کشند. حیا نمی کنند. اصلاً تصور نمی کنند مردم حداقل قرآن را بلد هستند بخوانند. حالا حدیث را بلد نیستند. مردم شبانه روز دارند این قرآن را می خوانند. یک نفر هم آنجا نیست بگوید ای آدم احمق، آدم منافق، دشمن علی، چرا قرآن را تحریف می کنید شما؟! یک نفر هم نیست آنجا به او اعتراض کند. درد بی درمان این است. که یک نفر بلند شود و بگوید این «انفسنا» را چکار کردی؟

ابن قیم جوزیه می آید و حدیث را تحریف می کند این آقا در روز روشن در عصر رسانه، می آید و آیه را تحریف می کند!

مجری:

ممنونیم از شما خوبان که با ما همراه هستید. تاکید ما بر آن دسته از عزیزانی که حتما سوالی در ذهن مبارکشان هست. تماس بگیرند بخصوص سوالی که در موضوع برنامه هست و بپرسید. در بخش دوم برنامه با شما خواهیم بود.

عرض سلام دوباره خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند، برویم سراغ تماس های شما:

آقا امین از بوشهر هستند از عزیزان اهل سنت؛ سلام علیکم و رحمة الله

تماس بینندگان:

بيننده: آقاي امین از بوشهر ـ اهل سنت:

سلام علیکم و رحمة الله. خسته نباشید.احوال شما چطور است؟ جناب آقای قزوینی چطورند؟ خدا توفیق دهد به شما خدمتگذاران به اسلام. من می خواستم بگویم که در مسایلی که الان در جهان اسلام واقع شده است مخصوصاً این داعش و این گروه های افراطی که در مذهب و سنت ما و در ادیان دیگر دارند دخالت می کنند، اینها را مسلمان ها به عنوان مسلمان قرار ندهند. ما اینجا اهل سنت و شیعه الان سالهاست که در کنار هم زندگی می کنیم. به علمای هم احترام می گذاریم همدیگر را دوست داریم این باعث نشود که متأسفانه بعضی از افراد به عنوان مذهب یا به عنوان مسلکی باعث بشوند که توهینی به مقدسات مذاهب مختلف بشود.

خدمت آقای قزوینی که از علمای واقعی اسلام هستند و او را چه اهل سنت و چه شیعه ی واقعی دوست دارند به عنوان شیخ الشیوخ که واقعا عمرشان را در راه اسلام گذاشته اند ارادت قلبی داریم. من از برادران اهل سنت خودم می خواهم که ما همیشه باید واقع بین باشیم. و هیچ گونه تعصب در مسئله ی دینی جایز نیست، هیچ گونه بدعت در دین شریف اسلام جایز نیست. متاسفانه الان گروه های هستند در استان ما که از طرف وهابیون بسیج شده اند تا باعث اختلاف شوند و متاسفانه جامعه ی ما را به سوی بی راهه می کشند. گروه های داعش و این ها اصلا به هیچ وجه به قوانین الهی پایبند نیستند.

ما این را خدمت جناب آقای قزوینی بگویم که درست است که ما اهل سنت با شیعیان برادریم و در تمام طول تاریخ بوده و هست. و ارادت قلبی این جانب به آقای قزوینی بعضی موقع ها باعث مشکل بنده هم شده است ولی واقعا انسان وقتی می خواهد حقایق را در نظر بگیرد و بخواهد بفهمد، حقیقت روشن هست حالا ما در طول تاریخ مسائلی اتفاق افتاده است این ها را نباید به حساب دشمنی گذاشت. به حساب روشنگری. قرآن می گوید ﴿فَبَشِّرْ عِباد. الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ... ﴾[سوریه زمر، آیه ١٨]

بشارت باد بر بندگان ما، کسانی که سخن حق را می شنوند و پیروی می کنند. حالا در طول تاریخ برادران شیعه ی ما زحمت می کشند و افکارشان را می گویند اهل سنت هم افکارشان را می گویند این را نباید ما مدنظر قرار بدهیم که باعث اختلاف و دشمنی بشود. دین اسلام دین روشنگری هست، دین اسلام دین اختلاف نیست. دین اسلام دین برادری هست. من از راه دور دست و پای شما را می بوسم و از شما خواهش می کنم که در مورد اهل سنت واقعاً هر حقیقتی هست، بیان بشود.

مجری:

انشالله اینچنین خواهد بود آقا امین عزیز.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما واقعا از انصاف حضرتعالی و از نگاه خیلی تقریبی و بزرگورانه حضرتعالی تشکر می کنیم. ای کاش این روش و این نگاهی که حضرتعالی دارید همه ی عزیزان اهل سنت و همچنین عزیزان شیعه داشته باشند. جناب آقا امین! ما افراد افراطی در هر دو فرقه داریم. ما نمی خواهیم بگوییم در میان شیعه ها تندرو نداریم ولی ما به هیچ وجهی این تندروها را قبول نداریم ؛ و این ها را مطرود می کنیم مراجع ما این ها را طرد می کنند.

ما انتظار داریم عزیزان اهل سنت، علمای بزرگوار اهل سنت هم مثل جنابعالی بیایند تندروهای اینها را هم، حالا اصلا وهابی ها و داعشی ها را که اصلا ما اهل سنت نمی دانیم. من حتی تقاضایم این هست که بعضی از عزیزان اهل سنت ما هم که یک مقدار حالت تندی دارند و افراطی فکر می کنند عزیزان و علمای بزرگوار اینها را نصیحت کنند ما هر چه باشد بنده ی یک خدا هستیم و یک پیامبر را قبول داریم و به سوی یک مکه نماز می خوانیم و مشترکاتمان الحمدلله الی ماشالله است. اختلاف هم داریم ولی این اختلافمان در حدی نیست که بخواهیم همدیگر را تکفیر کنیم و لعن کنیم و سب کنیم و به جان هم بیفتیم به جان هم افتادن شیعه و سنی چه کسی منفعت می برد. غیر از دشمنان، غیر از معاندین، غیر از مخالفین و از این نگاه حضرتعالی تشکر می کنیم.

مجری:

ممنونیم از شما آقا امین عزیز و بزرگوار! شما را به خداوند می سپاریم و متشکریم از تماس شما. وان شاءالله که خدا به همه بینش عمیق عطا بفرماید.

بيننده : آقاي عبدالحمید از زاهدان ـ اهل سنت:

سلام علیکم. خدمت شما و خدمت آیةالله قزوینی سلام و عرض ادب دارم. خدمتتان عرض کنم که مدت دو سال هست که شب و روز برنامه ی شما را گوش می کنم و از اهل سنت هم هستم و این را خدمتتان عرض کنم که ما در سیستان و بلوچستان چیزی به نام شیعه یا سنی نداریم که اختلافی بین ما باشد. حالا می خواهم این را بگویم به برادران عزیز که از دو چیز از برنامه ی شما و مذهب شما خوشم می آید. من این را رک می گویم. یکی این که همه ی صحابه را شما معصوم نمی دانید و دومین مورد هم این که شما همه ی نویسندگان را معصوم نمی دانید و می گوید آنها هم شاید خطا کرده باشند.

چندین سال هست که ما برنامه ی شما را گوش می کنیم. اگر بگوییم شبکه های دیگر را گوش نمی کنیم دروغ می گوییم ولی انصافاً به خاطر خدا بگویم، یقیناً بگویم در برنامه ی شما صداقت و حقیقت و مودت و برادری بیشتر وجود دارد و الان شما نشان دادید که این آقا حدیث و آیه و روایت را برعکس خواند و اشتباه خواند و یا این که آن را سانسور کرد. اما چند سال هست که ما برنامه ی شما را نگاه می کنیم به خدا قسم به یقین می گویم که من از پدر خودم تو را بیشتر قبول دارم شاید چشم من خطا کرده باشد ولی من از شما خطایی ندیدم آقای قزوینی.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدا جزای خیرتان بدهد.

ادامه صحبت بیننده:

این یک مورد، مورد بعدی یک سوالی داشتم. همین کلمه ی مولی، برای ما یک مقداری می گویند چندین معنا دارد پانزده شانزده معنا دارد. در این مورد برای ما توضیح می دادید ممنون و متشکر می شوم. باز دستتان و پیشانیتان را بوس می کنم به خاطر انصاف و ایمانی که شما دارید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ممنونم از بزرگواری شما جناب آقای عبدالحمید عزیز، و واقعا ما تشکر می کنیم از این انصاف شما و از نگاه بزرگوارانه ی شما.

ادامه صحبت بیننده:

شما به توهین نکرده اید آن کسی که توهین کردند نویسندگانی هستند که به اسم اهل سنت الان دارند کتاب چاپ می کنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما واقعا به وجود امثال شما آقای عبدالحمید، آقای امین افتخار می کنیم ای کاش این روش شما و این برنامه ی شما الگو باشد نه تنها برای اهل سنت، برای شیعه های ما هم الگو باشد. بعضی از شیعه های تندروی ما بیایند و همان برخوردی که شما دارید و همان نگاهی که شما دارید اینها هم این نگاه را داشته باشند. ما دیگر اختلافی نخواهیم داشت.

ادامه صحبت بیننده:

حاج آقا همین مفتی مصر، از ایشان سوالی پرسیدم که شما مذهب تشیع را چطور می دانید. گفت اسلام پنج مذهب دارد یکی از مذهب های پنجگانه ی اسلام مذهب تشیع است. بخشنامه کردند داخل مدارس ما زدند در سیستان و بلوچستان که با هم ازدواج می کنند چه اشکالی دارد. گفتند مثل این که پول را از این جیب بذاری. داخل آن جیب به عنوان مثال. ما خیلی از شما راضی هستیم. ما هر شب مطالب شما را گوش می کنیم. چندین مورد سند مطالب را چک کردم من اشکال و ایرادی ندیدم. شاید اشکال لفظی پیش آمده باشد ولی از نظر متن حدیث و روایت من اشکالی داخل این ها ندیدم و انصافا و یقیناً باز هم میگویم یقیناً، انصافاً شما صادق تر هستید نسبت به شبکه های که ناحق خودشان را اهل سنت جا می زنند و قصد دارند ما را بدبین کنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدا جزای خیرتان بدهد. خدا موفقتان بدارد. ببینید آقای عبدالحمید اولاً بر این که من رسما دارم عرض می کنم و بارها هم گفته ام ما معصوم نیستیم اشتباه کردیم، می کنیم و خواهیم کرد. ولی اگر یک جا محرز بشود اشتباه کردیم اولا عذرخواهی می کنیم و اشتباه مان را جبران می کنیم در حد توان خودمان. یعنی این را صراحتاً داریم عرض می کنیم. حتی ما غیر از آن چهارده نور پاک، رسول اکرم و حضرت امیر و زهرای مرضیه و یازده فرزندشان، ما کسی را معصوم نمی دانیم. معصوم علی الاطلاق آن چهارده نفر هستند و بس.

بعد از او حتی مراجع ما هم معصوم نیستند. ما یک قاعده ی کلی داریم شیعه و سنی:

«المجتهد اذا اجتهد فاصاب و له اجران»

ما بالاترین مقاممان مراجع ما هستند بالاترین مقام اهل سنت مفتیانشان هستند می گوید یک مفتی، یک مجتهد اگر اجتهاد کرد، اجتهادش درست بود خدا دو اجر به او می دهد یکی به خاطر اجتهادش و یکی هم به خاطر اینکه به هدف رسیده است.

«وإذا أخطأ فله أجر»

اگر اجتهاد کرد و خطا کرد خداوند یک اجرش می دهد.

البته اگر شرایط اجتهاد داشته باشد. فرض آن آقایانی که می آیند در لا به لای کتاب ها می گردند در بحار و کافی و وسائل یک روایتی پیدا می کنند و شروع می کنند این را در شبکه ها بزرگ کردن، کتاب می نویسند که شیعه ها چنین هستند و چنان هستند!

نهایتش این است که اجتهاد کرده و اشتباه کرده است. شما خودتان هم می گویید کسی که اشتباه کند یک پاداش دارد. نهایتش این است که یک پاداش دارد. خود ابن تیمیه می گوید اگر کسی بیاید اشتباهاً اجتهاد کند و به این نتیجه برسد و یک آیه از قرآن را انکار کند و یک سوره ای را انکار کند. عبدالله مسعود می گفت معوذتین یعنی ﴿قل اعوذ برب الناس ﴾ و ﴿ قل اعوذ برب الفلق ﴾اصلا جز قرآن نیست. اصلاً او منکر این دو تا سوره بود!

می گوید ایشان اجتهاد کرده و یک پاداش هم دارد. بالاتر از این که نیست.

می گوید زراره چنین و چنان هست. فلان آقا رفته و در زباله دانی مرده است و فلان آقا قائل به تحریف قرآن است و کافر هست. پس شما هم اول بیا و کفر آقای عبدالله مسعود و دیگران را اثبات کن و حرف دیگر ابن تیمیه هست. شما که ابن حجر و دیگران را قبول ندارد ولی ابن تیمیه ی شما صراحتا می گوید کسی منکر یک آیه ی قرآن باشد ما نمی توانیم بلافاصله تکفیرش بکنیم.

همچنین در مورد «مولی» که فرمودید انشالله در ایام غدیر مطرح خواهیم کرد، اما اینجا مختصر بگویم  در آیه ی شریفه ی ١٥ سوره حدید قرآن نسبت به اهل معصیت می گوید:

« مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ »

مأوای شما آتش هست و این مولای شماست.

«بخاری» در تفسیر «مولاکم» می گوید:

«(مَوْلَاكُمْ) أَوْلَى بِكُمْ»

مولاکم یعنی اولویت دارد بر شما.

صحیح البخاری، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، (متوفای ٢٥٦)، دار النشر : دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج٤، ص١٨٥١

اولی به معنای چی هست؟ اولویت، نه به معنای محبت. این که می گویند مولا به معنای محبت هست. یعنی « مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ » جایگاه شما آتش هست و آتش شما را دوست دارد ولی دوست دارد شما را می سوزاند. آیا این معنای آیه است؟ اگر شما مولا را به معنای دوستی بگیرید شما باید از خدای عالم بخواهید خود را به آتش ببر، چون آتش ما را دوست دارد!

من گمانم همین یک روایت صحیح بخاری کفایت می کند. البته ما دهها دلیل دیگری هم داریم ولی صحیح بخاری مولی به معنای اولی بکم هست. یعنی ولایت دارد بر شما. یعنی همانطوری که یک ولیّ صغیر بر او ولایت دارد. تمام کارهای او تحت سرپرستی او هست. و بدون او هیچ کاری نمی تواند بکند. آتش هم بر شما ولایت و استیلا دارد یعنی شما تحت ولایت آتش هستید. آتش هست که هر بلایی به سر شما می آورد.

مجری:

این هم پاسخ آقای عبدالحمید. انشالله منتظر باشید در ایام عید غدیر مفصل قرار است درباره ی این مطالب و مسایل گفتگو بشود، کلیپ ها پخش بشود. پاسخ داده بشود و نقد و بررسی انشالله تقدیم حضورتان خواهد شد.

بيننده: آقاي محمد جواد از فارس ـ شیعه:

با عرض سلام خدمت مجری محترم آقای حسینی و حضرت آیةالله قزوینی. سوالی داشتم خدمت حضرت آقای قزوینی. یک مدت پیش تماس گرفتم دفتر آیت الله مکارم در مورد ماهواره و شبکه ی ولایت و اینها سوال کردم که فقط از ماهواره پخش می شود و ماهواره هم که گفته اند که جایز نیست. کارشناس گفت جایز نیست. گفتم شبکه ی ولایت است که زیر نظر خود آیت الله مکارم هست. گفتند نه، شبکه ی ولایت برای افراد کار خارج ایران پخش می شود. من می خواهم نظر آیت الله قزوینی را بدانیم. من از آن روز شبکه ولایت را نگاه نکردم گفتند جایز نیست. ما از شبکه ی ولایت و حاج آقا قزوینی خیلی استفاده می کنیم. می خواستم از شما این را بپرسم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خود درس حاج آقا مکارم هر روز زنده از شبکه ی ولایت پخش می شود. و عمده هم طلبه های داخل کشور هم دارند نگاه می کنند و ایشان در روز اول درس یعنی شانزدهم شهریور که درسشان شروع شد. ایشان به اندازه ی هفت هشت دقیقه پیام دادند برای همه ی حوزه های علمیه. و گفتند بحث من را در شهرهای مختلف می بینند. اصلاً بحث خارج از کشور نبود. الان بحث من را در شهرهای مختلف و حوزه های علمیه می شنوند.

برادر بزرگوارم! الان ماهواره یک وسیله ای شده است در خیلی از خانه ها. وقتی می آید خیلی از فرکانس ها موجب فساد خانواده ها هست، و لذا اگر بیایند و بگویند ماهواره آزاد هست، فردا همه به بهانه ی اینکه فلان مرجع گفته است آزاد است، و ما دیگر نمی توانیم بگوییم آزاد هست یعنی شما فلان برنامه درست هست یا فلان برنامه نادرست هست؛

ما در منزل ایشان در صفائیه ماهواره نصب کردیم. خودشان ماهواره می دیدند. این دیگر مربوط به خودشان هست. از ایشان سوال کردند از همین شیراز سوال کردند، ورامین سوال کردند. بحث اخلاق خوبان داشت. گفتند ما می توانیم وجوهات شرعیمان را بدهیم به شبکه ی ولایت؟ ایشان گفت بلامانع هست. الان هر کس وجوهاتش را می دهد حاج آقای مکارم، یعنی تنها جایی که صد در صد وجوهات را اجازه می دهد، برای شبکه ی ولایت است. ایشان در هیچ جا، حتی برای حوزه های علمیه، ایشان حداکثر پنجاه درصد اجازه می دهد. رؤسا، مدیران حوزه های علمیه اگر وجوهاتی می آورند خدمت آیت الله مکارم شیرازی، پنجاه درصدش را ایشان بر می دارد برای شهریه ی طلبه ها، پنجاه درصد هم به مدیر حوزه می دهد ولی ما می رویم آنجا وجوهات خدمتشان تقدیم می کنیم، اصلاً وجوهات هم نمی دهیم می گوییم حاج آقا فلانی چهارصد میلیون تمام کمک کرده بود. رسید نوشتیم و ما هم دادیم خدمت آن بزرگوار و رسیدش هم اینجا به مردم نشان دادیم.

و این مردم که وجوهات دادند و امضای رسید حاج آقای مکارم را به ایشان دادیم. یک ریالش را هم حاج آقا برای شهریه ی طلبه ها بر نداشتند. صد در صد در اختیار بنده قرار دادند.

ما خودمان هم به دوستان می گوییم الان وزارت ارشاد برای شهرستان ها و جاهای دیگر که استفاده نامشروع نمی کنند، خود وزارت ارشاد مجوز می دهد. بنده خودم حدود دوازده سال قبل همان زمانی که ما در شبکه ی سلام، البته قبل از آن بود، ما خواستیم ماهواره تهیه بکنیم. اول نامه نوشتیم. آن زمان هم اگر اشتباه نکنم وزیر ارشاد جناب آقای مسجد جامعی بود. یک مجوز گرفتیم و بعد تهیه کردیم. 

الان هم در استان های مختلف مدیران کل ارشاد هماهنگی کنند این دوستان مجوز بدهند دیگر مشکلی ایجاد نمی کند. شبکه از طریق اینترنت هم قابل پخش هست. دوستان در اینترنتwww.velayattv.com بزنند. با هر کیفیتی حتی اینترنت به قول معروف در پیتی هم باشد، با کیفیت پایین پخش می کند و همچنین گوشی موبایل شما اگر چنانچه برنامه ی «جی پی آر اس» کاملا تحت پوشش شبکه هست. و شبکه از طریق گوشی های موبایل کاملا قابل دریافت هست.

شاید بعضی از آقایان مثلاً خجالت بکشند بالای پشت بامشان دیش ماهواره باشد. کامپیوتر در خانه ها هست. گوشی موبایل هم که همه دارند. حداقل یک گوشی موبایل در خانه ها هست.

مجری:

اگر خیلی هم بخواهید احتیاط بفرمایید می توانید از طریق اینترنت بیننده ی شبکه باشید.

بيننده : آقاي ایوب از زاهدان ـ اهل سنت:

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام دارم خدمت جناب آقای قزوینی و جناب آقای حسینی، یک سوالی داشتم خدمت حاج آقا قزوینی می خواستم بدانم این حدیثی که می گویند «لولا علی لهلک عمر»اگر حضرت امیر نبود حضرت عمر هلاک می شد، آیا این حدیث در کتب معتبر اهل سنت هست که برای ما نشان بدهند و مسئله ی دومی که می خواستم بگوییم این هست که شبکه هایی که به اصطلاح به عنوان ماهواره خودشان را به اهل سنت می چسبانند از نظر بنده، اهل سنت ارتباطی با آنها ندارند و ما به هیچ وجه آنها را نماینده های خود نمی دانیم و می دانیم که نیت آنها این هست که در داخل کشور تفرقه بین بین شیعه و سنی بیندازند و در واقع مثل عراق و سوریه و جاهای دیگر که جنگ و خونریزی به پا کردند ما دیدیم علنا داعش را تأیید کردند آنها به هیچ وجه نماینده های ما نیستند و اصلا ما آنها را به عنوان نماینده های اهل سنت قبول نداریم.

مسئله ی دیگری هم که می خواستم عنوان بفرمایم این هست که در واقع کسانی که معاویه را به عنوان خال المومنین می شناسند از اهل سنت، در واقع بنده با تحقیقاتی که داشته ام بنده چنین نظری ندارم. با توجه به این که ایشان در مقابل خلیفه ی وقت حضرت علی (رضی الله عنه) جنگیده و می دانیم که فرزند پلیدش را جانشین خودش کرده است که باعث جنایت ها شد، بنده به هیچ وجه معاویه را خال المومنین نمی دانم. اما بی احترامی هم بهش نمی کنم. چون در اسلام بی احترامی اکیداً منع شده است. اما به هیچ وجه حب معاویه در دل بنده به عنوان یک اهل سنت نیست از حاج آقا در مورد آن سوال اولم اگر توضیح بفرمایند ممنون می شود از حاج آقا.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید برادر بزرگوارم در کتاب «الاستیعاب» آمده است:

« كان عمر يتعوذ بالله من معضلة ليس لها أبو الحسن ... فكان عمر يقول لولا على لهلك عمر»

عمر همواره به خدا پناه می برد از مشکلی که ابوالحسن در آنجا نباشد... عمر همیشه می گفت: اگر علی نبود، عمر هلاک شده بود.

الاستيعاب في معرفة الأصحاب، يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (متوفای٤٦٣)، دار النشر: دار الجيل، بيروت، ١٤١٢، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي، ج٣، ص١١٠٣

«فکان عمر» «کان» دلیل بر استمرار است، یعنی همیشه عمر می گفت: لولا علی لهلک عمر و تمام راویانش هم راویان «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» هستند.

و همچنین در این کتابها می توانید این حدیث را ببینید:

کتاب المبسوط، شمس الدين السرخسي (متوفای ٤٨٣)، دار النشر: دار المعرفة – بيروت، ج٦، ص٤٥ و تأويل مختلف الحديث، عبدالله بن مسلم بن قتيبة أبو محمد الدينوري ( متوفای٢٧٦)، دار النشر: دار الجيل، بيروت، ١٣٩٣ - ١٩٧٢، تحقيق : محمد زهري النجار، ج١، ص١٦٢ و فيض القدير شرح الجامع الصغير، عبد الرؤوف المناوي الوفاة: ١٠٣١ هـ ، دار النشر : المكتبة التجارية الكبرى - مصر - ١٣٥٦هـ ، الطبعة : الأولى، ج٤، ص ٣٥٧ و همچنین در كتاب المواقف، عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد الإيجي (متوفای ٧٥٦)، دار النشر: دار الجيل، لبنان، بيروت - ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الرحمن عميرة، ج٣، ص٦٢٧

ادامه صحبت بیننده:

بنده همسرم شیعه هست و خودم هم دارم تحقیق می کنم. در واقع آن اوایل بنده برای جناب معاویه خیلی احترام قایل بودم و خیلی حب ایشان در دلم بود اما در برنامه های شما چیزهای منطقی دیدم. یعنی صحبتهای های منطقی که در برنامه های شما بود این که آدم فردا می میرد نباید پا روی حق بگذارد. از برنامه شما تشکر می کنم.

یکی دوبار زنگ زدم به شبکه ی کلمه، که بار اول صحبت های من را قطع کردند. من گفتم چرا شما می خواهید در ایران تفرقه بیندازید؟ چه نیتی دارید؟ چرا کمک های سیاسی می کنید؟ یکبار قطع کردند و بار دوم هم با توهینی که به بنده کردم من دیگر زنگ نمی زنم به آنها. اما تشکر می کنم از برنامه ی بسیار خوبتان و از حاج آقا قزوینی اگر فرمایشی ندارید بنده مرخص می شوم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

موفق و موید باشید آقا ایوب عزیز. ما امشب واقعاً دوستان عزیز اهل سنت یکی یکی می آیند روی خط ، الحق خستگی ما را از تنمان در می آید.

اول اذان صبح که ما حرکت کردیم و رفتیم تهران. ما تقریبا سه چهار تا جلسه تهران داشتیم. وقتی هم آمدیم قم. همینجا یکسره رفتیم جلسه و تقریبا نزدیک غروب بود که من رفتم منزل که یک مقداری مطالعه کنم. دیدم نه سری و نه چشمی و نه بدنی. خلاصه خسته و کوفته آمدم همینجا. الحق و الانصاف خیلی خسته بودم به دوستانم شوخی کردم و گفتم ما امشب خیلی خسته ایم و خود حضرت امیر کمکمان کنند ولی این دوستانی که آمدند روی خط، واقعا خستگی من از تن در آمد. خدا به حق حضرت زهرا انشالله همیشه ما را شیعه و سنی، به راهی که رضای خودش و رضای محمد و آل محمد در آن هست انشالله رهنمود کند.

مجری:

ان شاءالله. از آقا ایوب عزیز متشکرم و ان شاءالله هر چه که حق است، ما و شما به آن برسیم. و از رسیدن به حق لذت ببریم.

بيننده : آقاي امجدیان از تهران ـ شیعه:

سلام بر شما آقای حسینی، و سلام خدمت حاج آقا قزوینی پرچمدار اسلام شیعه. حاج آقا راجع به این وهابیت می خواستم بگویم که این ها اصلا معلوم نیست که چه مذهبی دارند و چه دینی دارند و از کدام فرقه هستند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اصلا دین دارند که بفرمایید کدام دین را دارند؟

مجری:

یکی از کارشناسانشان به صراحت گفتند من لامذهب هستم. خودشان گفتند.

ادامه صحبت بیننده:

البته این ها به قولی دست نشانده های اسرائیل هستند. چون می بینید هر جا حمله می کنند، تمدن اسلام را از بین می برند. آثار تاریخی را از بین می برند. از خدا نمی ترسند، بی حیا هستند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این ها دنبال این هستند که بعضی از آیات قرآن را هم حذف کنند. حالا اگر یک وقتی فرصتی بشود بعضی از کلیپ ها و بعضی از مدارکی دارم که این ها تصمیم دارند بعضی از آیات قرآن مثل آیه ی تطهیر را از قرآن حذف کنند. سوره ی منافقون، سوره کافرون را گفته اند باید از قرآن حذف بشود.

ادامه صحبت بیننده:

به نظر من وهابی ها شبیه آفتاب پرستند به هر کجا می رسند رنگ عوض می کنند. چند وقتی هم در شبکه هایشان بوق و شیپور دست گرفته اند که زائران عربستانی آمدند مشهد و مسموم شدند. و می خواهند فاجعه ی منا و کشته شده ها را پایمال کنند.

مجری:

بله، برنامه ای هم گذاشته اند در مقابل هجمه ای که افکار عمومی بر آل سعود وارد می کند فاجعه جرثقیل حداقل به خاطر سهل انگاری آنها. برنامه ای به نام «کاربرد بالابر در ایران در مقایسه با عربستان». عنوان برنامه ی رسانه ی وهابی این بوده است. قضایا را نگاه می کند و ارتباط دادن این موضوعات واقعاً معقول نیست همه هم می فهمند.. این ها با این کارها باعث می شوند که خودشان مفتضح تر بشوند.

ادامه صحبت بیننده:

این ها دیگر حنایشان هیچ رنگی ندارد.

مجری:

ما چند دقیقه ای فرصت داریم در خدمت استاد هستیم اگر دوست دارند جمع بندی و دعا بفرمایند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این خبرگزاری فارس هست که اهل موصل خبر دادند داعش سوره ی کافرون را از قرآن حذف کردند. یعنی قرآن که چاپ کردند در موصل و پخش کردند سوره ی کافرون در آن نبود. در یکی از خبرگزاری «تابناک» آمده است که داعش گفته اند که ما در آینده ی نزدیک سوره های همچون کافرون و آیه تطهیر را باید از قرآن حذف کنیم.

در خبرگزاری «انتخاب»، باز در اینجا هم همینطور. گفته اند از تغییرات در قرآن کریم و تخریب کعبه خبر دادند و گفتند ما سوره ی کافرون و آیه ی تطهیر را از قرآن حذف می کنیم.  حالا آیه ی تطهیر را حق دارند چون آیه ی تطهیر زیر بنای اعتقادیشان را به هم می زند. ولی سوره ی کافرون را چرا می خواهند حذف کنند، این یک مسأله ای هست.

برادر عزیزم به طور کلی قبل از وهابیت، دودمان «بنی امیه» و «بنی مروان» اصلاً هدفشان و بالاترین آرزویشان این بود که نام رسول الله را از زبان ها بیاندازد. خود معاویه در رابطه با مغیرة بن شعبه رسماً اعلام می کند و می گوید مادامی که من می شنوم بالای مناره ها می گویند اشهد ان محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نمی توانم تحمل کنم. من مادامی که نام پیغمبر را از زبان ها نیاندازم آرام نمی گیرم. خود یزید می گوید:

 « لعب هاشم بالملک فلا               خبر جاء ولا وحی نزل »

پیغمبر آمد یک بازیچه ای بود یک بازیی کردند نه خبری بود نه وحی ای بود.

شذرات الذهب في أخبار من ذهب، عبد الحي بن أحمد بن محمد العكري الحنبلي (متوفای١٠٨٩)، دار النشر: دار بن كثير - دمشق - ١٤٠٦هـ، الطبعة : ط١ ، تحقيق : عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط، ج١، ص٦٩.

اگر خون پاک امام حسین نبود، برای پایان قرن اول، اصلی از اسلام نبود. اثری از قرآن نبود. نامی از نبی مکرم نبود. این خون پاک آقا امام حسین(سلام الله علیه ) بود که اینها را رسوا کرد و اسلام را جاودانه کرد که پیغمبر فرمود:

«حسین منی و انا من حسین»

المستدرك على الصحيحين، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري (متوفای ٤٠٥)، دار النشر: دار الكتب العلمية، بيروت - ١٤١١هـ - ١٩٩٠م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج٣، ص١٩٤، ح٤٨٢٠

من واقعاً از این عزیزان اهل سنت که امشب آمدند روی خط، از این ها تشکر می کنم و به حق خستگی ما را از تن ما بیرون کردند خدا جزای خیرشان بدهد. امیدواریم که انشالله عزیزان اهل سنت ما اینچنین فکر کنند. شیعه را دشمن خودشان نداند. شیعه را هم سنی را دشمن خودش قرار ندهد. همه ی ما مسلمان هستیم.

من در برنامه ی جناب اقای یزدانی بود که یک اقایی از افغانستان آمده بود روی خط و گفت که ما وهابی ها با اهل سنت یکی هستیم. حالا این آقا هم دچار توهم شده بنده ی خدا! من برای ایشان واقعا دعا کردم که خدا یک مقداری بینش به ایشان بدهد. یک مقداری بینایی به ایشان بدهد. این حقایق را نگاه کنند و ببینند. و این همه علمای بزرگ اهل سنت را ببینند. شما دیده اید اگر نمادش اهل سنت را بخواهید معرفی کنید آقای دکتر طیب هست. شیخ الازهر هست. وقتی می آید و به وهابیت می رسد. می گوید: «این وهابیت و این سلفی ها خوارج اصل ما هستند.»

در کفر خوارج که کسی شکی ندارد یا مفتی اعظم مصر می گوید: «اینها کلاب اهل نار هستند» این وهابی های عصر ما سگ های آتش جهنم هستند. من نمی دانم این آقا می گوید شما دارید تفرقه می اندازید میان اهل سنت و وهابیت. من برای این عزیزم واقعاً سلامتی آرزو می کنم.

واقعاً بعضی وقت ها تأسف می خورم برای افرادی که این طور متحجر هستند. بسته فکر می کنند. حداقل بیایند روی سایت های اینترنتی بینند که علمای اهل سنت چه موضعی درباره ی وهابیت دارند. از همان عصر ابن تیمیه، از قرن هفتم و هشتم امام سبکی در وثاقتش در امامیتش، در اینکه شخصیت برجسته اهل سنت هست، همه قبول دارند امام سبکی را. می گوید ابن تیمیه اصلاً از اسلام خارج هست! از هفتاد و سه فرقه خارج است. حصنی دمشقی می گوید امامش شیطان هست! و آن وقت این برادر عزیزمان اینطور فکر می کند واقعاً ما تأسف می خوریم. ما همان تعبیری را که نبی مکرم در جنگ احد داشت که وقتی سنگ بر پیشانی مبارکشان می خورد و دندان مبارکشان را می شکستند می فرمود: خدایا این ها را مورد بخشش قرار بده به اینها رحم کن «انهم یفعلون ما لا یعلمون» اینها از روی جهل این کار را می کنند و این عزیزان ما هم جزء جهل و بی اطلاعی از حقایق این وهابیت چیز دیگری من احساس می کنم نیست.

خدایا تو را قسمت می دهیم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما ولی عصر بقیة الله الاعظم نزدیک بگردان. قلب نازنینش با ظهورش مسرور بگردان، و قلب مقدسش از ما راضی و خشنود بگردان.

ما را مشمول دعاها و عنایات ویژه ی آن بزرگوار قرار بده. خدا به آبروی محمد و آل محمد ما را از یاران ویژه ی آن نازنین وجود، قرار بده. بر تمام بیماران، به ویژه بیماران مورد نظر شفاء عاجل کرم فرما. خدایا به حق محمد و آل محمد، حوائج حاجتمندان، به ویژه حوائج ما، و حوائج دست اندرکاران شبکه جهانی ولایتف حوائج بینندگان عزیز، مخصوصاً حوائج عزیزان ولایت یاور، به حق محمد و آل محمد برآورده نما، دعاهای ما را به اجابت برسان. والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.

مجری:

ممنونم از شما حضرت استاد و ممنونم از شما خوبانی که با ما همراه بودید. ان شاءالله که از برنامه امشب استفاده کرده باشید. شب جمعه است و التماس دعا داریم از همه شما خوبان و دعای همیشگی ما: اللهم عجل لولیک الفرج.