سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٨٨ - پاسخ به شبهات عيد نوروز

پاسخ به شبهات عيد نوروز

کد مطلب: ٥٤٥٢ تاریخ انتشار: ٢٩ اسفند ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٨١٦٠ سخنراني ها » شبکه ولايت پاسخ به شبهات عيد نوروز
حبل المتين ٨٩/١٢/٢٩

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تاریخ : ٢٩ / ١٢ / ٨٩

آقاي محسني

آقايان وهابي ها به هر بهانه اي مي خواهند عليه شيعه اقدام كنند يا شبهه مطرح كنند. در مورد بحث عيد نوروز و جشن ها و لباس نو پوشيدن ها هم مي گويند ما هم چنين چيزي در دين نداريم و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم چنين كاري نكرده است. آيا وهابيت نسبت به مراسم عيد نوروز هم شبهاتي مطرح كرده اند؟

استاد حسيني قزويني

آقايان وهابي ها همين طور در كمين نشسته اند تا قضيه اي را از شيعيان و اعمالي كه در جامعه شيعي صورت مي گيرد، زير ذره بين بگيرند و شبهاتي را مطرح كنند. از جمله آنها، قضيه عيد نوروز است و در سايت هاي مختلف وهابي ها و أهل سنت نوشته اند و حتي در مسجد دار العلوم مكي زاهدان هم آقايان خطباء و علماء أهل سنت رسماً اعلام كرده اند كه عيد نوروز بدعت است.

ما كاري با اينها نداريم، ولي آنچه كه در سايت نوار اسلام و اسلام تيْپ هست، يك مقاله اي هست كه عيد نوروز را زير سؤال برده است و من بعضي از قسمت هايش را عرض مي كنم و بينندگان عزيز ببينند كه اين آقايان همانند مگس دنبال اين هستند كه جايي را پيدا كنند تا بتوانند شبهه افكني كنند و ذهن خواننده را مشوش كنند با يك سري مطالبي كه كاملاً مخدوش است و اصلاً و ابداً با مباني اسلامي سازگاري ندارد.

شبهه اول:

در اين مقاله آمده است:

ما در ايران مي بينيم كه عيد قربان يك روز و عيد نوروز ١٥ روز است.

اين يكي از شبهات شان است كه به عنوان يك اشكال اساسي و مهم مطرح كرده اند!!!

شما أهل سنت هم عيد فطر را يك هفته تعطيل مي كنيد، حال آن كه در اسلام، يك روز بيشتر عيد نيست. در كشورهاي عربي و در عربستان سعودي، نزديك به يك هفته تعطيل مي كنند و در بعضي از كشورها ١٠ روز تعطيل مي كنند. هم چنين در اول ماه محرم كه عيد نيست، شما حدود ١٠ روز به عنوان عيد تعطيل مي كنيد. اين چه ارتباطي به اين قضيه دارد؟

شبهه دوم:

در اين مقاله آمده است:

علماء مذهب شيعه چون با اسلام كينه دارند، سعي در رايج كردن اين عيد داشته، حتي برايش دعا و غسل ساخته اند و باز مي گويند بدعت نيست.

اين واقعاً خيلي عجيب است! ما نمي دانيم كه واقعاً بايد به حرف اينها بخنديم يا به بدبختي و بيچارگي اينها گريه كنيم؟! و فقط مي توانيم بگوييم:

الحمد لله الذي جعل أعدائنا من الجهلاء.

يا به تعبير امام سجاد (عليه السلام):

الحمد لله الذي جعل أعدائنا من الحمقاء.

اگر شيعه براي عيد نوروز، دعا يا غسل آورده است، برگرفته از مكتب أهل بيت (عليهم السلام) است و با سندهاي صحيح، بزرگان و فقهاء ما به اين روايات عمل كرده اند و برگرفته از أهل بيتي است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آنها را عِدْل قرآن قرار داده است.

شما آمده ايد به خاطر عداوتي كه با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) داريد و خيلي واضح و روشن است، براي جشن ولادت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) گفته ايد كه «اين از بدعت هاي محْدثه در دين است». آيا اين يك نوع عداوت با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟

در كتاب مجموع فتاواي بن باز، جلد ١، صفحه ١٨٣ آمده است:

لا يجوز الإحتفال بمولد الرسول و لا غيره، لأن ذلك من البدع المحدثة في الدين.

كسي كه عشق به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دارد و مي خواهد عشق به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را با يك جشن ميلاد گرفتن اظهار كند، آيا اين بدعت است؟ روز ١٢ ربيع الأول كه روز ميلاد نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است، در تمام جوامع أهل سنت عيد برقرار مي كنند و اين يكي از شعائر ديني است و طبق آيه شريفه:

و َعَزَّرُوهُ

سوره أعراف / آيه ١٥٧

اين كار، تعزير و تكريم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است. با اين حال، آيا علماء شيعه با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عداوت دارند يا علماء وهابي؟

وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفته است، مردم عزادار هستند، ولي ايشان مي گويد:

لا يجوز الإحتفال بمن مات من الأنبياء و الصالحين و لا إحياء ذكراهم بالموالد و رفع الاعلام و لا بوضع السرج و الشموع علي قبورهم و لا ببناء القباب و المساجد علي أضرحتهم أو كسوتها، لأن جميع ما ذكر من البدع المحدثة في الدين و من وسائل الشرك.

جايز نيست كسي در رحلت انبياء و صالحين مجلس عزاداري برقرار كند و ... بدعت است و از وسائل شرك است.

ولي اگر كسي بيايد براي آقاي ألباني به عنوان يك عالم، مجلس بزرگداشت در عربستان سعودي بگيرد، هيچ اشكالي ندارد؛ چون ألباني از علماء وهابي است و خدماتي به آقايان وهابي ها كرده است و چند كتاب نوشته است. ولي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كاري نكرده است براي وهابي ها، جز اين كه بشارت داده است از منطقه شرق، از درعيه، شاخ شيطان برمي خيزد و نسبت به دين و قرآن هتاكي مي كند. چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از ظهور اينها پيشگويي كرده است و از اينها به عنوان شاخ شيطان تعبير كرده است. إن شاء الله اگر فرصت شود، اين روايات را مفصل مي خوانيم و دقيقاً جز با وهابي ها تطبيق نمي كند. حتي آقاي زيني دحلان، از علماء بزرگ أهل سنت مي گويد:

اگر نبود در مذمت وهابي ها، مگر همين يك روايت از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، كافي بود كه ما بدانيم اينها چقدر با دين عداوت دارند.

آقاي بزرگوار مقاله نويس! آقاي خطيبي كه مي گويي علماء شيعه با اسلام عداوت دارند و تعطيلات عيد نوروز را بيش از تعطيلات عيد قربان قرار داده اند! آيا علماء شيعه عداوت دارند يا علماء وهابي كه رسماً فتوا داده اند:

اگر كسي قبل و وسط و بعد از اذان بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) صلوات بفرستد، بدعت در دين است.

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث و الإفتاء، ج ٢، ص ٥٠١، فتواي شماره ٩٦٩٦ ـ فتاواي اسلاميه بن باز، ج ١، ص ٢٥١

آقاي زيني دحلان (متوفاي ١٣٠٤ هجري) كه مفتي مكه مكرمه بود، در كتاب فتنة الوهابية، صفحه ٢٠ مي گويد:

محمد بن عبد الوهاب (كه از مؤسسين سياسي وهابيت است) دستور داده بود كسي حق ندارد بر بالاي منبر و بعد از اذان بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) صلوات بفرستد:

حتي أن رجلا صالحا كان أعمي و كان مؤذنا و صلي علي النبي صلي الله عليه و سلم بعد الأذان بعد أن كان المنع منهم، فأتوا به إلي إبن عبد الوهاب فأمر به أن يقتل فقتل.

يك مردي صالح كه نابينا بود، اذان مي گفت و بعد از اين كه دستور داده شد بعد از اذان نبايد بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) صلوات فرستاد، بعد از اذان بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) صلوات فرستاد. او را نزد محمد بن عبد الوهاب آوردند و محمد بن عبد الوهاب دستور قتل او را داد و او را كشتند.

آقاي بزرگوار! علماء شيعه با دين و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عداوت دارند يا علماء شما؟

اين آقاياني كه فتوا صادر مي كنند:

كسي كه مكه مي رود، اگر زياد به حرم پيامبر (صلي الله عليه و سلم) برود و بيرون بيايد، بدعت است.

آيا اين عداوت نيست؟ كسي كه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عشق دارد و سراسر وجودش لبريز از محبت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و سال ها در نوبت بوده و در انتظار بوده و توفيق رفتن به مدينه منوره را پيدا كرده و مي رود حرم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را مي بيند و عشق مي كند. بعضي از افراد بودند كه بعد از نماز صبح، صبحانه مي خوردند و باز به حرم نبوي (صلي الله عليه و آله) مي رفتند و تا نماز ظهر آنجا بودند و ظهر برمي گشتند به هتل و غذايي مي خوردند و مي رفتند تا آخرين لحظه اي كه حرم بسته مي شد، در آنجا بودند.

من در يكي از ايام ماه رمضان كه در مدينه منوره بودم، حدوداً بعد از ساعت ١٢ به حرم مي رفتم و مي ديدم تعداد زيادي از أهل سنت مي آمدند و فقط مي نشستند و مانند نگاه يك عاشق دلباخته به معشوق، ضريح مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را تماشا مي كردند و قطرات اشك شان مي ريخت. آن وقت اين آقا فتوا مي دهد:

كسي كه مكه مي رود، اگر زياد به حرم پيامبر (صلي الله عليه و سلم) برود و بيرون بيايد، بدعت است.

اگر به اين عنوان برود آنجا دعا كند تا شايد به خاطر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) دعايش به اجابت برسد، بدعت است.

اين فتواي آقاي صالح فوزان، عضو لجنه دائم إفتاء و عضو هيئت كبار علماء و جزء مفتيان و اساتيد طراز اول عربستان سعودي است در مجلة الدعوة، صفحه ١٠٧، شماره ١٦١٢.

علماء شيعه عداوت با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دارند يا علماء شما؟

مي گويند:

اگر كسي صلوات بفرستد يا آيه قرآن بخواند و به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هديه كند، حرام و بدعت است.

من نمي دانم اين فتاوي را از كجا در مي آورند؟! فتوا بايد يا مستند به آيه اي باشد يا مستند به يك روايتي باشد يا مستند به يك سيره اي باشد. اين آقايان همين طوري شب مي نشينند و صبح فتوا صادر مي كنند:

اگر كسي صلواتي بفرستد يا آيه قرآني بخواند و به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هديه كند، حرام و بدعت است.

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث و الإفتاء، ج ٩، ص ٥٨، فتواي شماره ٣٥٨٢

اينها دنبال چه مي گردند؟ قضيه چيست؟ آيا اينها به دنبال اين هستند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را در ميان مسلمانان غريب كنند و فاصله بياندازند بين مردم و حقائق ديني؟

فتوا مي دهند:

رفتن به غار حراء بدعت است.

با اين كه خود قرآن مي فرمايد:

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ

سوره أحزاب / آيه ٢١

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به غار حراء مي رفت و ما هم به تبعيت از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به غار حراء مي رويم. اين كجايش بدعت است؟

مي گويند:

من ضرايع الشرك بالله.

رفتن به غار حراء، از وسائل شرك به خداست.

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث و الإفتاء، فتواي شماره ٥٣٠٢

من نمي دانم اگر كسي كه به غار حراء مي رود، براي خداوند شريك قائل مي شود؟ كسي كه به غار حراء مي رود و محل عبادت و خشوع و خضوع پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را و محل نزول قرآن را مي بيند، عشق مي كند و به خدا نزديك مي شود. چرا بايد اين كار شرك باشد؟

جالب اين است كه آقاي بن عثيمين فتوا داده است در كتاب مجموع الفتاوي، شماره ٣٦٦ و مي گويد:

اگر كسي به ضريح پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و پرده كعبه دست بكشد، بدعت است.

آقاياني كه مشرف شده اند به مدينه منوره و مكه مكرمه، مي بينند كه تعدادي از شرطه ها در آنجا ايستاده اند تا اگر كسي دست به پرده كعبه بزند، او را توبيخ مي كنند. ولي شما ببينيد آقاي ملك عبد الله كه چند روز قبل از بيمارستان اروپا به عربستان سعودي برگشته بود و تلويزيون هم نشان مي داد، شخصيت هاي برجسته و مفتيان عربستان سعودي مي آمدند به عباي آقاي ملك عبد الله دست مي كشيدند و دستش را مي بوسيدند. اگر كسي دست بكشد به عباي پادشاه، هيچ اشكالي ندارد و عين عبادت است، ولي اگر دست بكشد به پرده كعبه، عين شرك است!!!

در سال ١٤٢٦ هجري كه ملك فهد از دنيا رفته بود و مي آمدند با ملك عبد الله بيعت مي كردند، من خودم هر روز شاهد تلويزيون هاي عربستان سعودي بودم و مي ديدم كه شخصيت هاي طراز اول مي آمدند دست و پيشاني و عباي آقاي ملك عبد الله را مي بوسيدند. اينها عين عبادت است، ولي اگر كسي بيايد به پرده كعبه و ضريح نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) دست بكشد، عين شرك است!!! ما واقعاً نمي دانيم كه اينها چه هدفي را دنبال مي كنند!!!

* * * * * * *

آقاي محسني

وهابي ها مي گويند:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) عيد نوروز را جشن نگرفته و اهميت نداده و غسل نكرده است و شيعيان خلاف سيره پيامبر (صلي الله عليه و سلم) عمل مي كنند و اينها از بدعت هايي است كه شيعيان از خودشان ساخته اند.

در اين مورد توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

با توجه به سؤالي كه حضرت عالي كرديد، واقعاً آدم نمي داند چه كند؟! در همين مقاله اي كه اين آقايان آورده اند، اين تعبير را به كار برده اند:

آيا رسول الله (صلي الله عليه و سلم) روز نوروز را غسل نوروز مي كردند؟ شايد شيعه بگويد نوروز پيش ما يك جشن ملي است. در حالي كه اعياد .؟. مذهبي است و جواب اين است: خير، نوروز يك عيد ديني است. باور نداريد، از زرتشتي ها بپرسيد.

خيلي جالب است! اين نهايت عقل اين آقا را مي رساند.

اين افرادي كه اين مقاله را نوشته اند، ظاهراً در ايران زندگي مي كنند و يك عمر در كنار ايراني ها بودند يا در افغانستان يا در كشورهاي ديگر. آيا تا به حال از يك بچه شيعه يا از يك پير زن شنيده اند كه بيايند عيد نوروز را گرامي بدارند به نيت يك عيد مذهبي؟!!! يا به نيت اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) گفته است، ما اين عيد نوروز را جشن بگيريم؟!!! اين آقا از الفباي عُرفيات جامعه ايراني يا افغاني يا تاجيكي يا كشورهاي ديگري كه عيد نوروز را گرامي مي دارند، خبر ندارد. همان طور كه وهابي ها فتوا دادند:

اگر كسي روز معلم را عيد بگيرد، اشكالي ندارد. اگر كسي روز ارتش را عيد بگيرد، اشكالي ندارد.

ما هم عيد نوروز را جشن مي گيريم. بنده در كتاب وهابيت از منظر عقل و شرع تمام مداركش را آورده ام. در اينجا هيچ اشكالي ندارد، چون عربستان سعودي و آقايان وهابي ها اين روزها را عيد مي گيرد. ولي اگر كسي در جامعه شيعي عيد نوروز را عيد بگيرد، اشكال دارد و اين آقايان علم غيب هم دارند كه ما به خاطر عيد مذهبي، نوروز را عيد مي گيريم و اگر قبول نداريم، بايد برويم از زرتشتي ها سؤال كنيم!!! ما هم مي گوييم اين كارهايي كه شما وهابي ها انجام مي دهيد، همه اش ضد دين است، اگر قبول نداريد، برويد از يهوديان بپرسيد؛ ما اين را با دليل ثابت كرده ايم. اگر شما وهابي ها قبول نداريد كه با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و آثار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و أهل بيت (عليهم السلام) مبارزه مي كنيد و مي خواهيد ميان مردم و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فاصله بياندازيد، برويد از يهوديان بپرسيد.

* * * * * * *

آقاي محسني

امشب هم توفيق داريم براي آغاز سال نو شمسي، با حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي ارتباط برقرار كنيم و از ايشان بخواهيم يك پيامي در اين آخرين لحظات سال ١٣٨٩ و در آغازين لحظات سال جديدمان بفرمايند.

من سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي! از حضرت عالي درخواست مي كنيم كه در اين لحظات پاياني سال ١٣٨٩ و آغاز سال ١٣٩٠، پيامي را براي بينندگان عزيزمان بيان بفرماييد تا إن شاء الله برنامه ما با پيام حضرت عالي مزين شود.

حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي

سلام عليكم

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين.

من پيشاپيش حلول سال نو را به همه شما عزيزان در شرق و غرب جهان و در هر كجا هستيد، تبريك عرض مي كنم و اميدوارم سالي خوش و خرم و توأم با سلامتي، توفيق، پيروزي و خوش دلي إن شاء الله داشته باشيد و نيز اميدواريم به لطف پروردگار، مشكلاتي كه براي برادران و خواهران ما در كشورهاي اسلامي به وجود آمده، إن شاء الله همه آنها هم به زودي حل بشود.

مي دانيم كه مراسم سال نو، همان طور كه برادران عزيز براي شما بيان كرده اند، يك مراسم مذهبي و ديني نيست، بلكه يك سنت ملي و عرفي است. تمام كساني كه ارتباط دارند با كشور ما و با كشورهايي كه به فارسي صحبت مي كنند، از اين مسئله با خبر هستند.

هماهنگ با آغاز بهار است، نو شدن زندگي در جهان طبيعت است. ما هم مي خواهيم هماهنگ با بهار و نو شدن جهان طبيعت، روحي نو و افكاري نو و برنامه اي نو براي زندگي داشته باشيم.

اين مراسم و سنتي كه در ايران و كشورهاي فارسي زبان هست، نكات بسيار مثبت فراواني دارد كه اگر إن شاء الله از بعضي از خرافات كه با آن آميخته شده، تهي گردد، هماهنگ با دستورات كلي اسلام است. اسلام دستور به طهارت و نظافت و پاكي مي دهد، در سال نو همه به سراغ آن مي روند؛ خانه تكاني مي كنند، نظافت جسم، نظافت لباس. اسلام دستور به محبت مي دهد، سال نو كه مي رسد، همه به هم تبريك مي گويند، ابراز محبت مي كنند. صله رحم يكي از برنامه هاي مهم اسلام است كه در قرآن و روايات بيان شده است. صله رحم طول عمر مي آورد و شهرها را آباد مي كند؛ مخصوصاً روي اين دو تا، در روايات تكيه شده است:

منماة للعدد.

نهج البلاغة، حكمت ٢٥٢ ـ علل الشرائع للشيخ الصدوق، ج ١، ص ٢٤٨ ـ من لا يحضره الفقيه للشيخ الصدوق، ج ٣، ص ٥٦٨

جمعيت را نمو مي دهد و باعث آبادي شهرها مي شود. شاد كردن دل ها يكي از اصول كلي اسلام است كه در اين سنت عيد و سال نو هست؛ فراموش كردن نامهرباني ها، كينه ها، افرادي كه قهر هستند با هم آشتي مي كنند، چه در فاميل و چه در خارج فاميل. رفتن به نقاط مختلف و آثار عظمت خدا و آثار تاريخي گذشتگان را ديدن، كه تمام اينها براي ما درس عبرت است. اين هم يكي از نكات مثبتي است كه قرآن به عنوان:

قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ

سوره انعام / آيه ١١

در روي زمين حركت بكنيد و آثار خدا را ببينيد، آثار گذشتگان را ببينيد. در اين برنامه هاي مسافرتي كه به مناسبت سال نو مي آيد، اگر توجه باشيد، اين آثار و بركات هست. بنابراين يك آيين و سنت ملي و عرفي است كه نكات بسيار مثبت در آن جمع است و مبارزه با آن، مبارزه با تمام اين اصولي است كه عرض كردم در اسلام با آن هماهنگ است.

از همه مهم تر توجه به ساحت قدس پروردگار در لحظه سال تحويل است كه همه هر كجا هستند، بالأخره به يك مركز مذهبي مي روند دعا مي كنند. دعا از دستوراتي است كه در اسلام خيلي به آن تأكيد شده و تكيه شده است. خدا را به قدرت توصيف مي كنند به سه جهت:

اول مي گويند: «اي كسي كه «مقلب القلوب و الأبصار» هستي!»، تمام دل ها در دست توست.

بعد مي گويند: «اي كسي كه تدبير كننده شب و روزي!» عالم هستي، نظام جهان، زمين و آسمان در دست توست.

بعد هم مي گويند: «اي كسي كه آمد و شد سال و ماه در اختيار توست!» تو بر همه چيز قادري. ما از تو يك تقاضا داريم كه «أحسن الحال»، «بهترين حالات را به ما بده».

در اينجا اين سؤال پيش مي آيد كه «أحسن الحال» چيست؟ بهترين حالات چيست كه ما از خدا مي خواهيم؟ من مي خواهم براي شما عزيزان، به إتكاء بعضي آيات قرآن، «أحسن الحال» را تفسير كنم. در أواخر سوره فجر ٤ آيه داريم:

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ / ارْجِعِي إِلَي رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً / فَادْخُلِي فِي عِبَادِي / وَ ادْخُلِي جَنَّتِي

اين «أحسن الحال» را خداوند در اين ٤ آيه آخر سوره فجر بيان كرده است. اول مي گويد: «اي كسي كه صاحب نفس مطمئنه هستي!» يعني مسلط بر هوي و هوس هاي خود گشته اي و شيطان به وسيله هوي و هوس نمي تواند در تو نفوذ پيدا كند. بعد مي گويد: «ارْجِعِي إِلَي رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً»، هم تو از خدا راضي باش و آنچه قسمتت كرده، راضي باش و ناشكري نكن و هم چنان كن كه خدا از تو راضي باشد؛ راضي بودن ما از پروردگار و راضي بودن خدا از ما. اينها مقدمات «أحسن الحال» است. مرحله چهارم مي گويد: «فَادْخُلِي فِي عِبَادِي»، جزء عباد من باش. بنده خدا كسي است كه تسليم مطلق در برابر فرمان خدا باشد. اگر تسليم مطلق در مقابل فرمان خدا بوديم، داخل در «عِبَادِي» هستيم. سرانجام: «وَ ادْخُلِي جَنَّتِي»، بهشت من در انتظار توست. آيا اين «أحسن الحال» نيست؟

ولي مي خواهم يك جمله ديگر عرض كنم و سخنم را كوتاه كنم. عزيزان! دعا كه مي كنيم، براي اجابت دعا بايد زمينه ها را در خودمان فراهم كنيم. وقتي ما مي خواهيم رزق و روزي پر بركتي داشته باشيم، زمين را شخم مي زنيم، بذرافشاني مي كنيم، سمپاشي مي كنيم، آبياري مي كنيم، به موقع نگهداري مي كنيم، به موقع درو مي كنيم، بعد هم دعا مي كنيم: «خدايا به اين رزق و روزي ما بركت بده». زمينه هاي «أحسن الحال» را در خودمان إن شاء الله فراهم كنيم، «نفس مطمئنه» إن شاء الله پيدا بكنيم. از خدا راضي باشيم، كاري كنيم كه خدا هم از ما راضي باشد. در مقابل خدا، عبد تسليم باشيم و إن شاء الله نتيجه اش «وَ ادْخُلِي جَنَّتِي» باشد.

بار ديگر از خداي بزرگ براي همه شما عزيزان بيننده، در اين شبي كه نزديك است به شروع سال نو، به همه شما تبريك عرض مي كنم و از درگاه خداوند عالم مي خواهم كه همه تان سالم و خوشبخت و پيروز و موفق باشيد. واقعاً از صميم دل براي تان دعا مي كنم و از همه شما خواهش مي كنم مرا با وظيفه سنگيني كه بر عهده دارم، فراموش نكنيد و مشمول دعاي خيرتان بفرماييد.

و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

استاد حسيني قزويني

ما خيلي تشكر مي كنيم از اين بزرگواري و بذل عنايتي كه داريد. خدا إن شاء الله حضرت عالي را موفق بدارد و ما و بينندگان مان را إن شاء الله حضرت مستطاب عالي از دعاي خير فراموش نفرماييد.

حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي

إن شاء الله خداوند اين برنامه هاي تان را روز به روز موفق تر بدارد و با اين برنامه هاي خوب، مشمول عنايات حق باشيد.

* * * * * * *

آقاي محسني

يكي از اساسي ترين سؤالات ما در اين بخش اين سؤال است كه آيا ائمه (عليهم السلام) در رابطه با عيد نوروز رواياتي را مطرح كرده اند يا نه؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با عيد نوروز، ما رواياتي از ائمه (عليهم السلام) داريم و بعضي از اينها روايات صحيح هستند و هيچ مشكلي ندراند و اگر صحيح هم نباشند، در حدّ مستفيض هستند.

روايت اول:

مرحوم شيخ صدوق (ره) در من لا يحضره الفقيه، جلد ٣، صفحه ٣٠٠، حديث ٤٠٧٣ روايتي را نقل مي كند:

أتي علي (عليه السلام) بهدية النيروز، فقال (عليه السلام): ما هذا؟ قالوا: يا أمير المؤمنين! اليوم النيروز، فقال (عليه السلام): إصنعوا لنا كل يوم نيروزا.

خدمت أمير المؤمنين (عليه السلام) يك هديه روز نوروز آوردند و آن حضرت فرمود: اين چيست؟ گفتند: اي أمير المؤمنين! امروز روز نوروز است. حضرت فرمود: (اگر قرار است هديه بياوريد) شما هر روز را براي ما نوروز قرار بدهيد.

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ١٧، ص ٢٨٨

يعني هر روزتان نوروز باد. أمير المؤمنين (عليه السلام) نه تنها مخالفتي با عيد نوروز نكرده است، بلكه تائيد عملي و قولي هم فرموده اند.

روايت دوم:

مرحوم محدث نوري (ره) در مستدرك الوسائل، جلد ٦، صفحه ١٥٤، حديث ٦٦٧٩ روايتي از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند كه فرمود:

اليوم لنا عيد و غدا لنا عيد و كل يوم لا نعصي الله فيه فهو لنا عيد.

امروز براي ما عيد است و فردا هم عيد است و هر روزي كه ما خدا را معصيت نكنيم، آن روز عيد است.

پيام اين روايت اين است كه اگر كسي در شب عيد نوروز يا روز عيد نوروز به بطالت و لهو و لعب و گناه و معصيت بگذراند، نه تنها روز عيد نيست، بلكه روز بدبختي و مصيبت براي اوست. اگر امروز با لهو و لعب و گناه لذت مي برد، ولي روزي فرا خواهد رسيد كه در برابر همين يك گناه، سال ها در جهنم عذاب مي كشد. امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد:

إن العبد ليحبس علي ذنب من ذنوبه مائة عام و إنه لينظر إلي أزواجه في الجنة يتنعمن.

چه بسا فرداي قيامت، يك بنده به خاطر يك گناه، يكصد سال در جهنم بماند، در حالي كه خانواده اش در بهشت غرق در نعمت هستند.

الكافي للشيخ الكليني، ج ٢، ص ٢٧٢ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ١٥، ص ٣٠٠ ـ الأمالي للشيخ الصدوق، ص ٤٩٧ ـ مستدرك سفينة البحار للشيخ علي النمازي الشاهرودي، ج ٣، ص ٤٥٢

پيام روايت أمير المؤمنين (عليه السلام) اين است كه روز عيد، روزي است كه ما در آن روز گناه نكنيم. همان طور كه فقيه عالي قدر حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي اشاره كردند، روزي است كه ما بتوانيم سنت هاي اسلامي را در اين روز إحياء كنيم و آن كينه هاي ديرينه اي كه از برادران ديني و از أقرباء و خويشاوندان داريم، كنار بگذاريم و صله رحم كنيم و هدايايي براي پدر و مادر و فرزندان و خواهران و برادران و دوستان مان ببريم. روز عيد، در حقيقت، روز إحياء سنت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است.

روايت سوم:

مرحوم شيخ طوسي (ره) در مصباح المتهجد از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كند و روايت از معلي بن خنيس است. البته بعضي از بزرگواران نسبت به معلي بن خنيس اشكال مي كنند و إن شاء الله عرض خواهم كرد كه نه تنها ايشان مورد اشكال نيست، بلكه مورد تائيد هم هست. در اين روايت آمده است:

إذا كان يوم النيروز فاغتسل و البس أنظف ثيابك و تطيب بأطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائما، فإذا صليت النوافل و الظهر و العصر، فصل بعد ذلك أربع ركعات، تقرأ في أول كل ركعة فاتحة الكتاب و عشر مرات «إنا أنزلناه في ليلة القدر» و في الثانية فاتحة الكتاب و عشر مرات «قل يا أيها الكافرون» و في الثالثة فاتحة الكتاب و عشر مرات «قل هو الله أحد» و في الرابعة فاتحة الكتاب و عشر مرات المعوذتين و تسجد بعد فراغك من الركعات سجدة الشكر و تدعو فيها يغفر لك ذنوب خمسين سنة.

وقتي روز نوروز شد، غسل كن و پاكيزه ترين لباس هايت را بپوش و بهترين عطرهايت را استفاده كند و اين روز را روزه بگير و وقتي نماز ظهر و عصر و نوافل را خواندي، يك نماز ٤ ركعتي هم بخوان و در ركعت اول، سوره فاتحة الكتاب و ده مرتبه سوره قدر را بخوان و در ركعت دوم هم سوره فاتحة الكتاب و ده مرتبه سوره كافرون و در ركعت سوم هم سوره فاتحة الكتاب و ده مرتبه سوره توحيد و در ركعت چهارم هم سوره فاتحة الكتاب و ده مرتبه سوره ناس و فلق را بخوان و بعد از نماز هم سجده شكر بجا بياور و در سجده دعا كن تا خداوند گناهان ٥٠ سالت را بيامرزد.

مصباح المتهجد، ص ٧٩٠ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ٨، ص ١٧٣

اين نشان مي دهد كه ائمه (عليهم السلام) نه تنها نسبت به عيد نوروز مخالفتي نداشتند، بلكه تشويق هم داشتند و غسلي هم براي اين روز معين كرده اند و فقهاء ما طبق همين روايات، غسل در عيد نوروز را يكي از غسل هاي مستحبي دانسته اند. اين آقايان وهابي ها كه حرف هاي بي پايه و اساس مي زنند كه شيعه براي اين روز غسل قرار داده، بدانند كه ما رواياتي از أهل بيت (عليهم السلام) داريم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم اين أهل بيت (عليهم السلام) را عِدْل قرآن قرار داده است. اين كه شما دست تان از دامن أهل بيت (عليهم السلام) بريده شده است، گناه ما چيست؟

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا عيد نوروز با عيد غدير مصادف بوده است؟

استاد حسيني قزويني

البته در همين كابل و در آمريكا هم در مسجد امام علي (عليه السلام) تعدادي زيادي از مسلمانان افغانستان و پاكستان و كشورهاي ديگر، در روز عيد غدير، پرچم أمير المؤمنين (عليه السلام) را بلند مي كنند. حتي در جلسات درس هم از من زياد سؤال مي كردند كه آيا واقعاً روز عيد نوروز مصادف بود با روز غدير يا نه؟

در اينجا دو مسئله است:

١. محاسبه با تقويم

بايد ببينيم كه از نظر محاسبات سالي و تقويمي، آيا اين دو روز با هم مصادف هستند يا خير؟

بنده خودم همين امروز برنامه هاي مختلفي را براي تبديل تاريخ ديدم. اين موضوع را هم جستجو كردم كه روز ١٨ ذي الحجه سال ١٠ هجري قمري مطابق با چه روزي از تاريخ هجري شمسي خواهد بود؟ دقيقاً ديدم كه روز چهارشنبه كه عيد غدير سال ١٠ هجري قمري بود، مصادف بود با روز اول فروردين سال ١١ هجري شمسي. برنامه هاي كامپيوتري هم شايد يك يا دو روز اشتباه كند، ولي اين طور نيست كه ده ها روز اشتباه كند.

در روايات هم داريم كه مرحوم إبن فهد حلي (ره) كه از فقهاء نامدار شيعه و از شخصيت هاي برجسته است، در كتاب المهذب البارع كه از كتاب هاي فقهي معتبر شيعه است، نقل مي كند كه امام صادق (عليه السلام) به معلي بن خنيس فرمود:

إن يوم النيروز هو اليوم الذي أخذ فيه النبي (صلي الله عليه و آله) لأمير المؤمنين (عليه السلام) العهود بغدير خم، فأقروا له بالولاية، فطوبي لمن ثبت عليها و الويل لمن نكثها.

روز نوروز روزي بود كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در غدير خم، أمير المؤمنين (عليه السلام) را به عنوان ولي أمر مسلمين معرفي كرد و از مسلمانان عهد گرفت. خوشا به حال كسي كه بر ولايت حضرت علي (عليه السلام) ثابت قدم بماند و واي بر كساني كه ولايت حضرت علي (عليه السلام) را بشكنند و عهدشكني كنند.

المهذب البارع لإبن فهد الحلي، ج ١، ص ١٩٠ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ٨، ص ١٧٣ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج ٧، ص ٤٢١

مرحوم علامه مجلسي (ره) خيلي مفصل نقل مي كند و مي گويد:

رأيت في بعض الكتب المعتبرة ...

در بعضي از كتب معتبر ديدم ...

... عن معلي بن خنيس، قال: دخلت علي الصادق جعفر بن محمد (عليه السلام) يوم النيروز، فقال (عليه السلام): أتعرف هذا اليوم؟ قلت: جعلت فداك، هذا يوم تعظمه العجم و تتهادي فيه. فقال أبو عبد الله الصادق (عليه السلام): و البيت العتيق الذي بمكة ما هذا إلا لأمر قديم، أفسره لك حتي تفهمه. قلت: يا سيدي! إن علم هذا من عندك أحب إلي من أن يعيش أمواتي و تموت أعدائي! فقال: يا معلي! إن يوم النيروز هو اليوم الذي أخذ الله فيه مواثيق العباد أن يعبدوه و لا يشركوا به شيئا و أن يؤمنوا برسله و حججه و أن يؤمنوا بالأئمة (عليهم السلام) و هو أول يوم طلعت فيه الشمس و هبت به الرياح و خلقت فيه زهرة الأرض و هو اليوم الذي استوت فيه سفينة نوح (عليه السلام) علي الجودي و هو اليوم الذي أحيي الله فيه الذين خرجوا من ديارهم و هم ألوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم أحياهم.

معلي بن خنيس مي گويد: روز عيد نوروز خدمت امام صادق (عليه السلام) رسيدم و حضرت فرمود: آيا اين روز را مي شناسي؟ گفت: فدايت شوم! روزي است كه عجم ها بزرگش مي دارند و به هم هديه مي دهند. فرمود: قسم به كعبه اي كه در مكّه است! اين شيوه براي امريست ديرين كه تفسيرش كنم برايت تا بفهمي. گفتم: اي آقايم! اگر آن را از شما ياد بگيرم، بهتر است نزد من از اين كه مرده هايم زنده شوند و دشمنانم بميرند. حضرت فرمود: در نوروز بود كه خدا از بنده هايش پيمان گرفت تا او را بپرستند و چيزي را شريك با او نسازند و به رسولان و حججش ايمان بياورند و به ائمه (عليهم السلام) ايمان بياورند. نوروز نخستين روزي است كه خورشيد در آن تابيده و باد وزيده و گل در زمين شكفته شد، روزي است كه كشتي نوح (عليه السلام) بر كوه جودي استوار شد و روزي است كه خدا در آن هزاران نفر را كه از ترس مرگ گريخته و مرده بودند، زنده كرد.

و هو اليوم الذي نزل فيه جبرئيل علي النبي (صلي الله عليه و آله) و هو اليوم الذي حمل فيه رسول الله (صلي الله عليه و آله) أمير المؤمنين (عليه السلام) علي منكبه، حتي رمي أصنام قريش من فوق البيت الحرام فهشمها و كذلك إبراهيم (عليه السلام) و هو اليوم الذي أمر النبي (صلي الله عليه و آله) أصحابه أن يبايعوا عليا (عليه السلام) بإمرة المؤمنين و هو اليوم الذي وجه النبي (صلي الله عليه و آله) عليا (عليه السلام) إلي وادي الجن يأخذ عليهم البيعة له و هو اليوم الذي بويع لأمير المؤمنين (عليه السلام) فيه البيعة الثانية و هو اليوم الذي ظفر فيه بأهل النهروان و قتل ذا الثدية و هو اليوم الذي يظهر فيه قائمنا و ولاة الأمر و هو اليوم الذي يظفر فيه قائمنا بالدجال فيصلبه علي كناسة الكوفة و ما من يوم نيروز إلا و نحن نتوقع فيه الفرج، لأنه من أيامنا و أيام شيعتنا، حفظته العجم و ضيعتموه أنتم و ...

روزي است كه جبرئيل به رسول الله (صلي الله عليه و آله) فرود آمد و روزي است كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) علي (عليه السلام) را بر دوش گرفت تا بت هاي قريش را از فراز كعبه افكند و خُرد كرد و روزي است ابراهيم (عليه السلام) هم چنين كاري كرد با بت ها و روزي است كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) فرمود تا اصحابش با أمير المؤمنين (عليه السلام) بيعت كردند و روزي است كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) علي (عليه السلام) را به وادي جنيان فرستاد تا از آنها بيعت گيرد و روزي است كه دوباره مردم با علي (عليه السلام) بيعت كردند و روزي است كه بر خوارج نهروان پيروز شد و ذو الثدية را كشت و روزي است كه قائم ما ظهور مي كند و روزي است كه قائم ما بر دجّال پيروز مي شود و او را در زباله دان كوفه بر دار زند و نوروزي نيايد جز اين كه ما توقع فرج داريم؛ زيرا از روزهاي ما و روزهاي شيعيان ما است، عجم و فارس ها آن روز را نگه داشتند و شما آن را ضايع كرديد و ... .

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٥٦، ص ٩١

جايگاه معلي بن خنيس

اما در رابطه با معلي بن خنيس حرف خيلي زياد است. يكي از بزرگواران هم مي گفتند كه إبن غضائري او را تضعيف كرده است. بنده افتخار داشتم كه ٢٠ سال در حوزه علميه، تدريس رجال داشتم و اگر بنا باشد كسي در حوزه علميه كتاب هاي رجالي را ورق زده باشد، بنده بيش از ديگران ورق زده ام. در رابطه با اصل كتاب إبن غضائري بحث است كه آيا اين كتاب براي إبن غضائري است يا براي دشمنان شيعه؟ حتي بعضي از بزرگان مانند شيخ آقا بزرگ تهراني بحثي دارد كه يكي از دشمنان شيعه اين كتاب را به نام شيعه و در زير پوشش إبن غضائري نوشته است و خود مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره) هم در جاي جاي معجم رجال الحديث هم مي گويد انتساب اين كتاب به إبن غضائري براي ما روشن نيست.

مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره) در معجم رجال الحديث، جلد ١٩، صفحه ٢٥٨ در رابطه با معلي بن خنيس حدود ١٢ صفحه بحث كرده است و روايات متعددي در مدح و ثناء معلي بن خنيس از ائمه (عليهم السلام) آورده است و بررسي كرده كه اين روايت كلاً صحيح است. رواياتي هم در مذمت معلي بن خنيس آورده و تك تك آنها را ردّ كرده و سپس مي گويد:

و الذي تحصل لنا مما تقدم أن الرجل جليل القدر و من خالصي شيعة أبي عبد الله، فإن الروايات في مدحه متضافرة، علي أن جملة منها صحاح كما مر و فيها التصريح بأنه كان من أهل الجنة قتله داود بن علي و يظهر من ذلك أنه كان خيرا في نفسه و مستحقا لدخول الجنة و لو أن داود بن علي لم يقتله. نعم، لا مضايقه في أن تكون له درجة لا ينالها إلا بالقتل، كما صرح به في بعض ما تقدم من الروايات و مقتضي ذلك أنه كان رجلا صدوقا، إذ كيف يمكن أن يكون الكذاب مستحقا للجنة و يكون موردا لعناية الصادق (عليه السلام) و يؤكد ذلك شهادة الشيخ بأنه كان من السفراء الممدوحين و أنه مضي علي منهاج الصادق (عليه السلام).

از آنچه كه درباره معلي بن خنيس مقدم شد، نتيجه اش اين است كه مردي با جايگاه ويژه است و مقام والايي دارد و از شيعيان خالص امام صادق (عليه السلام) بود و روايات در مدح او زياد است، ... معلي بن خنيس يك مرد صادق و راستگو بوده است. زيرا چگونه ممكن است معلي بن خنيس كذاب باشد و امام صادق (عليه السلام) به او بشارت بهشت بدهد و مورد عنايت امام صادق (عليه السلام) باشد. مضافاً كه شيخ طوسي (ره) شهادت داده است كه معلي بن خنيس از سفراء و نمايندگان ويژه امام صادق (عليه السلام) بوده و بر روش و سنت امام صادق (عليه السلام) از دنيا رفته است.

معجم رجال الحديث للسيد الخوئي، ج ١٩، ص ٢٦٨

* * * * * * *

آقاي محسني

در برخي از روايات ائمه (عليهم السلام) وارد شده است كه عيد نوروز را ردّ كرده اند. به اين روايات اشاره و در اين مورد توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

روايت اول:

مرحوم إبن شهر آشوب (ره) (متوفاي ٥٨٨ هجري) روايتي را از امام كاظم (عليه السلام) نقل مي كند:

و حكي أن المنصور تقدم إلي موسي بن جعفر بالجلوس للتهنئة في يوم النيروز و قبض ما يحمل إليه، فقال (ع): إني قد فتشت الأخبار عن جدي رسول الله صلي الله عليه و آله فلم أجد لهذا العيد خبرا و انه سنة للفرس و محاها الاسلام و معاذ الله أن نحيي ما محاه الاسلام.

منصور دوانيقي در روز عيد نوروز از آن حضرت درخواست كرد كه بيايد در جايي بنشيند تا ارتش رژه برود و مردم هم بيايند تبريك بگويند. امام كاظم (عليه السلام) هم فرمود: من تمام روايات جدم رسول الله (صلي الله عليه و آله) را بررسي كردم و براي اين عيد نوروز روايتي را نيافتم و اين سنت فارس بود و اسلام آن را محو كرد و پناه بر خدا كه من بخواهم سنتي را كه اسلام محو كرده، إحياء كنم.

فقال المنصور: إنما نفعل هذا سياسة للجند، فسألتك بالله العظيم إلا جلست، فجلس و دخلت عليه الملوك و الأمراء و الأجناد يهنونه و يحملونه إليه الهدايا.

منصور دوانيقي گفت: ما اين كار را به خاطر سياست و تقويت بنيه ارتش انجام مي دهيم. شما را به خداي عظيم قسم مي دهم كه در اين جلسه حاضر شويد. حضرت هم قبول كرد و رفت نشست و بزرگان و مسئولين و ارتش و مردم آمدند تبريك گفتند و هدايايي دادند.

فدخل في آخر الناس رجل شيخ كبير السن فقال له: يا إبن بنت رسول الله! إنني رجل صعلوك لا مال لي، أتحفك بثلاث أبيات قالها جدي في جدك الحسين بن علي:

عجبت لمصقول علاك فرندهيوم الهياج و قد علاك غبار

و لا سهم نفذتك دون حرائريدعون جدك و الدموع غزار

إلا تقضقضت السهام و عاقهاعن جسمك الاجلال و الاكبار

قال: قبلت هديتك، إجلس بارك الله فيك و رفع رأسه إلي الخادم و قال: إمض إلي أمير المؤمنين و عرفه بهذا المال و ما يصنع به؟ فمضي الخادم و عاد و هو يقول: كلها هبة مني له يفعل به ما أراد، فقال موسي للشيخ: إقبض جميع هذا المال، فهو هبة مني لك.

و يك پيرمردي آمد گفت: من مال ندارم تا هديه اي به شما بدهم و فقط ٣ بيت شعر دارم كه جدم درباره جدت امام حسين (عليه السلام) گفته است و آن را بيان مي كنم:

. . .

حضرت هم او را تشويق كرد و به منصور دوانيقي پيام داد كه اين هدايا را مي خواهي چه كني؟ منصور دوانيقي گفت: تمام هدايا متعلق به شماست. حضرت هم تمام هدايا را به آن پيرمردي داد كه جدش ٣ بيت شعر در مدح امام حسين (عليه السلام) گفته بود.

مناقب آل أبي طالب لإبن شهر آشوب، ج ٣، ص ٤٣٣ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٤٨، ص ١٠٨ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج ١٢، ص ٥٦٧

نكته:

عزيزان دقت كنند كه ما تابع سند هستيم و اگر روايتي سند نداشته باشد يا راوياني ثقه داشته باشد، ولي سندش به معصوم (عليه السلام) نرسد، براي ما ارزشي ندارد. مرحوم إبن شهر آشوب (ره) در اين روايت مي گويد:

و حكي أن المنصور تقدم إلي موسي بن جعفر ... .

و حكايت شده است كه منصور خدمت موسي بن جعفر رفت ... .

يعني سند ندارد و فقط حكايت شده است. پس نمي توانيم اين روايت را به معصوم (عليه السلام) نسبت بدهيم و اين روايت مرسل است. مرحوم إبن شهر آشوب (ره) متوفاي ٥٨٨ هجري است و امام كاظم (عليه السلام) مستشهد سال ١٨٣ هجري است و ٤٠٥ سال فاصله ميان اين دو بزرگوار است و حدود ١٢ واسطه از سلسله سند اين روايت افتاده است. پس اين روايت از نظر سندي مخدوش است و به هيچ وجه قابل استناد نيست.

روايت دوم:

روايت ديگر را مرحوم قطب راوندي (ره) (متوفاي ٥٧٣ هجري) در لب اللباب (كه در دسترس نيست) نقل مي كند و مي گويد:

و عن رسول الله (صلي الله عليه و آله).

يعني بدون سند است.

قال: إن الله أبدلكم بيومين يومين، بيوم النيروز و المهرجان، الفطر و الأضحي.

حضرت فرمود: خداوند دو روز را به جاي دو روز ديگر براي شما قرار داد و به جاي روز نوروز و مهرگان، روز عيد فطر و قربان را قرار داد.

مستدرك الوسائل للميرزا النوري، ج ٦، ص ١٥٣، ح ٦٦٧٦ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج ٦، ص ٣١٠

اين دو روايت در اين زمينه وجود دارد و هر دو روايت مرسل هستند و قابل استناد به معصوم (عليه السلام) نيستند و معتبر نيستند و ضعيف هستند و در برابر رواياتي كه ما عرض كرديم، نمي توانند قرار بگيرند. جالب اين كه فقهاء ما هم طبق آن روايات قبلي فتوا داده اند، نه طبق اين دو روايت مرسل.

* * * * * * *

آقاي محسني

نظر فقهاء شيعه نسبت به عيد نوروز چيست؟

استاد حسيني قزويني

غالب فقهاء ما از زمان شيخ طوسي (ره) تا عصر حاضر، همه فتوا داده اند به استحباب غسل در روز عيد نوروز.

١. إبن فهد حلي (ره)

مرحوم إبن فهد حلي (ره) (متوفاي ٨٤١ هجري) كه از استوانه هاي فقهي شيعه است، در المهذب البارع اين تعبير را دارد:

يوم النوروز يوم جليل القدر.

روز عيد نوروز، روز جليل القدري است.

المهذب البارع لإبن فهد الحلي، ج ١، ص ١٩٠

در مورد عيد نوروز هم مطالبي را مطرح مي كند و بعد هم مي گويد اختلاف است كه چه روزي از سال عيد نوروز است و مي گويد:

لكن المتعارف عليه الآن أن النيروز أول يوم من فروردين أول السنة الشمسية الموافق للواحد و العشرين من آذار.

نوروز همان اولين روز فروردين از سال شمسي است كه مطابق با ٢١ آذار است.

و اختاره المجلسي في بحاره و العلامة رضي الدين القزويني صاحب الخواص.

علامه مجلسي (ره) و علامه رضي الدين قزويني (ره) اين نظر را دارند.

المعلي بن خنيس لحسين الساعدي، ص ٢١١ ـ كتاب الطهارة (ط.ق) للشيخ الأنصاري، ج ٢، ص ٣٢٨

٢. حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره)

از مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره) سؤال كردند:

نظر شما نسبت به بعضي از اعمال در عيد نوروز چيست؟

فرمودند:

لا بأس بالإتيان بالأعمال المذكورة رجاءً

اگر كسي رجاءً اين اعمال عيد نوروز را انجام بدهد، اشكال ندارد.

صراط النجاة للميرزا جواد التبريزي، ج ٢، ص ٤٢٦

٣. حضرت آيت الله العظمي سيستاني

از حضرت آيت الله العظمي سيستاني (حفظه الله تعالي) سؤال كردند:

هل يعد اعتبار النيروز عيدا من البدع في الدين؟

آيا عيد نوروز را معتبر دانستن، بدعت در دين است؟

فرمودند:

لا يعد بدعة.

خير، بدعت نيست.

استفتاءات للسيد السيستاني، ص ٤١٣

٤. علامه حلي (ره)

هم چنين علامه حلي (ره) در منتهي المطلب، جلد ١، صفحه ١٠٣ فتوا به استحباب غسل در عيد نوروز داده است.

٥. صاحب جواهر (ره)

مرحوم صاحب جواهر (ره) كه از استوانه هاي فقهي شيعه است، مي فرمايد:

و أما غسل يوم النيروز فعلي المشهور بين المتأخرين بل لم أعثر علي مخالف فيه.

غسل روز عيد نوروز مستحب است و اين مشهور بين متأخرين است، بلكه مخالفي هم ندارد.

جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام للشيخ الجواهري، ج ٥، ص ٤١

نكته:

در پايان بايد بگويم كه يكي از مردان خدا و أولياء الله كه من خدمت ايشان ارادت دارم و افتخار شاگرديش را دارم، توصيه مي فرمودند:

در هنگام سال تحويل، اين ٤ اسم مقدس خدا را ٧٥ مرتبه بخوانيد.

حتي من يادم است كه چند سال پيش، قبل از عيد، حضرت آيت الله ميلاني به من زنگ زد و گفت:

اين جمله اي كه آن بزرگوار فرموده بود، چيست؟

من در ذهنم نبود و زنگ زدم و دوباره سؤال كردم و يادداشت كردم. اگر كسي ٧٥ بار اين ٤ اسم مقدس را بگويد، إن شاء الله تا پايان آن سال، از هرگونه اتفاقات بد محفوظ مي ماند و خداوند به بركت اين ٤ اسم مقدس، روزهاي خوش و با بركتي را براي او مي نويسد. اين ٤ اسم اينها هستند:

الله الرقيب الرئوف الرحيم.

٧٥ مرتبه اين اسامي را پشت سر هم و به همين شكل در هنگام سال تحويل بخوانند.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

١. در آيه ٥٣ سوره احزاب خداوند مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ

اين اجازه گرفتن شامل بعد از رحلت رسول الله (صلي الله عليه و آله) مي شود؟

٢. با توجه به اين آيه مبارك، تَرَكه رسول الله (صلي الله عليه و آله) كه بعد از رحلتش به ورثه منتقل مي شود، چه جاي حقوقي و شرعي داشته كه نوه رسول الله (صلي الله عليه و آله) نتوانند در كنار جدشان دفن شوند، ولي خليفه اول و خليفه دوم بر چه مبناي شرعي و مذهبي و ديني در كنارش دفن شدند؟

جواب ١ :

١. بله، شامل مي شود.

٢. ما اين را در جلسه ديگري پاسخ مي دهيم و چون شب عيد است، نمي خواهيم وارد اين مسئله شويم. ولي رواياتي از خود أبو بكر نقل شده و سيوطي و ديگران هم آورده اند:

فقام إليه رجل فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله؟ قال: بيوت الأنبياء، فقام إليه أبو بكر فقال: يا رسول الله! هذا البيت منها لبيت علي و فاطمة؟ قال: نعم، من أفاضلها.

شخصي از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) سؤال كرد: منظور از اين خانه هاي پيامبر، كدام خانه هاست؟ حضرت فرمود: خانه هاي أنبياء. أبو بكر بلند شد و سؤال كرد: يا رسول الله! آيا خانه علي و فاطمه هم جزء خانه هاي أنبياء است؟ حضرت فرمود: بله، از بهترين و برترين آن خانه هاست.

الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٥، ص ٥٠ ـ تفسير الثعلبي، ج ٧، ص ١٠٧ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ٥٣٤ ـ تفسير الآلوسي، ج ١٨، ص ١٧٤

* * * * * * *

سؤال ٢ :

شبكه صفا دو سه هفته اي است كه خيلي توهين مي كند و من خودم را خيلي كنترل كرده ام تا خداي ناكرده مذهب شيعه زير سؤال نرود. اينها چيزهايي زيرنويس مي كنند يا بحث هايي را مطرح مي كنند كه «نيروهاي عربستان سعودي كه بحرين حمله كرده اند، صاحب الزمان از ترس آنها در سرداب ـ نستجير بالله ـ إسهال گرفته است». واقعاً يك سري خرافات و مسائلي را مي نويسند كه من از استاد حسيني قزويني سؤال مي كنم كه آيا هيچ برخوردي براي شبكه هاي اين چنيني در برنامه شان نيست؟ آيا جمهوري اسلامي ايران مي توانند اين شبكه ها را تحت كنترل داشته باشند؟ اين شبكه ها تأثير زيادي روي عرب هاي جنوب مانند عسلويه و استان بوشهر و هرمزگان گذاشته است. آيا راهي براي كنترل اين شبكه ها در اين مناطق هست يا خير؟

متأسفانه دولت عربستان سعودي و امارات، ميليون ها دلار هزينه اين شبكه ها مي كنند، با وجود اين كه بدهكار مردم هستند. من شخصاً از پسر حاكم امارات، ٣ ميليارد تومان طلبكار هستم و دادگاه دوبي هم حكم كرده است بر محكوميت او و پرداخت مبلغ و وزارت امور خارجه كشورمان هم در جريان هستند. اينها هزينه هايي را انجام مي دهند، ولي متأسفانه براي حق و حقوق مردم كه حق شرعي و قانوني است، پرداخت نمي كنند. به شبكه نور ميليون ها دلار پرداخت مي كنند تا عليه مذهب برنامه درست كنند. اينها كه مي گويند تابع حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) و قرآن هستند، دروغ مي گويند. من خودم با شبكه المستقلة مناظره داشتم و صحبت كردم و اينها اصول و فقه خودشان و بعضي از أحاديث خودشان را هم قبول ندارند. لطفا در مورد اين مسائل بيشتر توضيح بفرماييد.

جواب ٢ :

اين شبكه ها، چه شبكه الخليجية باشد و چه شبكه وصال باشد و چه ساير شبكه ها، ما بحث هاي اين شبكه ها را ضبط مي كنيم و تكه هايي را براي جواب دادن آماده كرده ايم و إن شاء الله در جلسات بعدي از شبكه وهابي نور و صفا و وصال هم كليپ هايي را پخش مي كنيم و جواب مي دهيم.

فحش دادن و اهانت كردن كه هنر نيست. اين كار أراذل و أوباش و هتاكان است. «المؤمن لا يكون سبابا»، مؤمن فحش نمي دهد و كسي كه فحش مي دهد، معلوم است حرفي براي زدن ندارد. اگر راست مي گويند، بيايند مناظره كنند. ما بارها اعلام كرده ايم و رسماً هم گفته ايم كه اگر آقايان بخواهند به ايران بيايند، ما همه هزينه هاي آنها را متقبل مي شويم و اگر مي خواهند به وسيله تلفن بحث كنند، بيايند و ما كاملاً آمادگي براي گفت وگوي علمي داريم و شرط هم كرده ايم كه در اين مناظره وارد بحث هاي سياسي نشوند ـ چون ما مرد سياسي نيستيم ـ و به طرف مقابل اهانت نكنند. اگر واقعاً حاضر هستند به اين دو شرط عمل كنند، بيايند. اگر هم مي خواهند هتاكي كنند، به قدري فحش بدهند تا حنجره شان پاره شود و به قدري فحاشي كنند تا شكم شان بتركد.

الحمد لله شيعه هر روز رو به گسترش است و شخصيت هاي زيادي از علماء بزرگ وهابي و أهل سنت و دانشجويان آنها، فوج فوج به طرف مذهب شيعه كشيده مي شوند. چند روز پيش كه در افغانستان بودم، شخصي كه پزشك بود و از نروژ آمده بود، نقل مي كرد:

من بحث هاي شما را دنبال مي كنم و از اين مثلث شما [اشاره به سه بحث: حديث ثقلينو حديث «من مات بلا امام، مات ميتة جاهلية» و حديث إفتراق أمت] خيلي استفاده كردم. اينها را با علماء أهل سنت و وهابي بحث مي كنم و تعدادي از علماء أهل سنت را به بركت بحث هاي شما شيعه كرده ام. رئيس دفتر صدام به آنجا آمده بود و من با استفاده از بحث هاي شما، چند جلسه با ايشان صحبت كردم و شيعه شد.

اينها هر چه بيشتر فحش بدهند، به نفع ماست. چون دوست و دشمن، همه مي فهمند كه فحش براي أراذل و أوباش است، فحش براي كساني است كه حرف براي زدن ندارند.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

در شبكه آقايان، آقاي كشتكار مطالبي را گفتند كه اگر بخواهيم همه اين مطالب را جواب بدهيم، بايد كار و زندگي مان را زمين بگذاريم و به اينها جواب بدهيم. ايشان مي گفت:

جناب أبو بكر در پايان عمر كه احساس كردند عمرشان رو به اتمام است، بايد جانشيني را براي خودشان تعيين بكنند و لذا با مردم و صحابه مشورت كردند و آنها همه گفتند شما هر كس را تشخيص بدهيد. ايشان هم گفت عمر.

من مي خواهم بگويم كه آقاي كشتكار! جناب أبو بكر شما از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بالاتر است؟ چون شما مي فرماييد أبو بكر به فكر جانشيني خودش بود، ولي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نبود.

جواب ٣ :

در خود صحيح بخاري، جلد ٨، صفحه ٢٦، حديث ٢٨٣٠ آمده است كه خود عمر مي گويد:

حين توفي الله نبيه (صلي الله عليه و سلم) إلا أن الأنصار خالفونا ... و خالف عنا علي و الزبير و من معهما.

وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، انصار با ما مخالفت كردند ... و علي و زبير و كساني كه با اين دو بودند هم با ما مخالفت كردند.

هم چنين خيلي ها اعتراض كردند بر أبو بكر و گفتند:

ماذا تقول لربك اذا لاقيته و قد إستخلفت علينا إبن الخطاب؟

وقتي به ملاقات خدا مي روي، چه جوابي داري براي اين كه عمر را به زور بر ما تحميل كردي؟

السنن الكبري للبيهقي، ج ٨، ص ١٤٩ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج ٧، ص ٤٨٥ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ١٢، ص ٥٣٥ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج ٣، ص ٢٧٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٣٠، ص ٤١٣ ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج ٢، ص ٦٦٦

اينها روشن و مشخص است و احتياجي به تفصيل زياد ندارد.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

١. در مورد صله رحم سؤال داشتم. ما هر وقت به منزل عموي خود مي رويم، هميشه بايد به ما نيش و كنايه بزند.

٢. دعاي يا «مقلب القلوب و الأبصار» كه در إبتداء سال خوانده مي شود، از چه كسي است؟

٣. يك شبكه تندرو شيعه بود كه الآن توهين مي كند، يكي ديگر هم اضافه شد كه شبكه ياسر حبيبي است.

جواب ٤ :

١. ارزش انسان همين است كه به صله رحم برود و نه تنها از او تشكر نكنند، بلكه طعنه هم بزند:

بدي را بدي سهل باشد جزااگر مردي «أحسِن إلي من عَصيٰ»

٢. تكه هايي از اين دعا در روايات معصومين در ادعيه آمده است، ولي بنده روايتي به اين تعبير پيدا نكردم.

٣. اين شبكه ها از قبل بودند و جسارت به مراجع عظام تقليد مي كنند. حتي اين شيرازي ديوانه نسبت به حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره) ـ كه شيعه و سني و مسيحي و يهودي او را قبول داشتند ـ جسارت كرد و تعبير وقيحانه ملحد و بي دين به كار برد. حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره) واقعاً كسي بود كه الگو و مجسمه تقوا و زهد بود. ولي نسبت به ايشان وقيحانه ترين عبارت را به كار برده اند. وقتي دوستان اين مطلب را به من گفتند، من قبول نمي كردم كه كسي، آن هم روحاني به ايشان جسارت كرده باشد. ولي وقتي نوار و فيلمش را برايم آوردند و ديدم، باورم شد. وقتي كسي اين گونه وقيحانه و بي شرمانه به مراجع عظام تقليد اهانت مي كند، فردا هم در برابر آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) جسارت خواهد كرد. اين مصيبتي است كه ما گرفتار آن شده ايم. ما و مراجع عظام تقليد رسماً اعلام كرده ايم كه هر شبكه اي، حتي شبكه جهاني ولايت اگر روزي آمد به جاي استفاده از استدلال، از فحش استفاده كند و به جاي برهان، از اهانت استفاده كند و به أهل سنت و مسيحيت و غيره فحش دهد، بدانيد كه اين شبكه جهاني ولايت از مسير أهل بيت (عليهم السلام) و مسير مرجعيت بيرون رفته است.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

أهل سنت در مكه، وقتي سوره حمد تمام مي شود، «آمين» مي گويند. به ما هم گفته شده است كه بگوييم: «الحمدلله رب العالمين». فرق «آمين» و «الحمدلله رب العالمين» چيست؟

جواب ٥ :

ما در بحث فقه مقارن بحث كرديم كه «آمين» از كجا آمده است. اين آقايان يك روايت درست و حسابي كه بتوان به آن إكتفاء كرد، غير از روايتي كه از أبو هريره نقل مي كنند، ندارند. أبو هريره هم كاملاً وضعيتش مشخص است و در صحيح بخاري، جلد ٦، صفحه ١٩٠، حديث ٥٣٥٥، كتاب النفقات، باب وجوب النفقة علي الأهل و العيال، همين آقاي أبو هريره روزي مي آيد مي گويد:

قال النبي صلي الله عليه و سلم: أفضل الصدقة ما ترك غني و اليد العليا، خير من اليد السفلي و ابدأ بمن تعول المرأة إما أن تطعمني و إما أن تطلقني و يقول العبد أطعمني و استعملني و يقول الإبن أطعمني إلي من تدعني، فقالوا: يا أبا هريرة! سمعت هذا من رسول الله صلي الله عليه و سلم؟ قال: لا، هذا من كيس أبي هريرة.

روايتي را از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند كه مردم تعجب كردند و به او گفتند:

اي أبو هريره! آيا اين روايت را از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شنيدي؟ گفت: نه، اين روايت از كيسه أبو هريره است.

اين روايت در صحيح بخاري است و ما جاي دوري نمي رويم و آقايان هم مراجعه كنند و ببينند اگر دروغ است، بيايند روي خط و بگويند فلاني روايت دروغي از صحيح بخاري نقل كرد.

اينها يك حديث صحيحي در مورد «آمين» بعد از سوره حمد، غير از روايت أبو هريره ندارند. ما احساس مي كنيم كه اين مطالب به دليل دوري از أهل بيت (عليهم السلام) بيان شده است.

اما فرق ميان «آمين» و «الحمدلله رب العالمين» اين است كه وقتي ما مي گوييم «الحمدلله رب العالمين»، يعني خداوند دعاي ما را به اجابت رسانده است و ما در صراط مستقيم و أهل بيت (عليهم السلام) هستيم و در صراط كساني كه خداوند بر آنها غضب كرده و يا آنها را به خودشان واگذار كرده است، نبوديم.

* * * * * * *

نكات پاياني استاد حسيني قزويني

نكته اول:

عزيزاني كه إن شاء الله در ساعت تحويل سال به مساجد مي روند يا به حرم ائمه (عليهم السلام) يا به تكايا و حسينيه ها مي روند، دقت داشته باشند كه اولين كارشان إستغفار باشد از گناهاني كه كرده اند. چون با وجود سايه انداختن گناه بر وجود انسان، قطعاً دعا به جايي نمي رسد. يكي از بهترين راه هاي اجابت دعا، إستغفار از گناه است. البته إستغفار واقعي كه با تمام وجود از گناهاني كه كرده ايم در پيشگاه خداوند اظهار ندامت كنيم و تصميم قاطع داشته باشيم كه ديگر گناه نكنيم.

نكته دوم:

وقتي مي خواهيم دعا كنيم، در صدر دعاها، فرج امام زمان (عليه السلام) را در نظر بگيريم. چون خودشان فرمودند:

أكثروا الدعاء بتعجيل الفرج، فإنه في ذلك فرجكم.

براي فرج مهدي زياد دعا كنيد؛ زيرا فرج شما در اين دعا است.

كمال الدين و تمام النعمة للشيخ الصدوق، ص ٤٨٥ ـ الغيبة للشيخ الطوسي، ص ٢٩٢ ـ الاحتجاج للشيخ الطبرسي، ج ٢، ص ٢٨٤

شما اگر براي آقا امام زمان (عليه السلام) از صميم قلب دعا كنيد، قطعاً آقا امام زمان (عليه السلام) هم براي شما دعا مي كند. معلوم نيست كه دعاي شما در حق شما به اجابت برسد. ولي دعاي آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) قطعاً در حق شما به اجابت مي رسد.

نكته سوم:

به جاي اين كه براي خودتان دعا كنيد، براي پدر و مادرتان، خواهر و برادرتان، دوستان و مريضان و آشنايان دعا كنيد. به صورت كلي دعا نكنيد و تك تك نام اين افراد را بر زبان بياوريد كه فلاني را از گرفتاري برهان و مريضي فلاني را شفا بده و حاجت فلاني را برآورده كن.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

هر كس براي برادر ديني دعا كند، ملائكه براي او دعا مي كنند. چون معلوم نيست دعا شما در حق شما به اجابت برسد، ولي دعاي ملائكه در حق شما حتماً به اجابت مي رسد.

لذا تلاش كنيد براي دعا كردن براي برادران و خواهران ديني، بعد هم براي خودتان دعا كنيد.

نكته چهارم:

من نمي گويم براي دنيا دعا نكنيد.

من لا معاش له، لا معاد له.

كسي كه زندگي دنيوي خوبي نداشته باشد، آخرت خوبي هم نخواهد داشت.

اول دعا كنيد براي دين و ايمان خودتان كه خداوند به شما ايمان كامل بدهد تا شما را از گناه و معصيت دور بدارد و شما را با أهل بيت (عليهم السلام) محشور كند.

يكي از اساتيد ما ـ اگر در قيد حيات است، خداوند حفظش كند و اگر از دنيا رفته است، خداوند او را با محمد و آل محمد (عليهم السلام) محشور كند ـ مي گفت:

من حدود ٤٠ سال است كه زيارت عاشوراء را مي خوانم. فقط اميدوارم در اين ٤٠ سال، يك بار اين دعايم كه در زيارت عاشوراء آمده است، به اجابت رسيده باشد:

أللهم اجعل محياي محيا محمد و آل محمد و مماتي ممات محمد و آل محمد.

خدايا! زندگي و مرگ من را زندگي و مرگ محمد و آل محمد (عليهم السلام) قرار بده.

تلاش كنيد عاقبت به خيري و عافيت و امنيت را از خداوند بخواهيد.

نكته پنجم:

از خداوند بخواهيد اين نا امني كه در منطقه ايجاد شده براي برادران ديني و ايماني و اسلامي ما در مصر و ليبي و بحرين و يمن و كشورهاي ديگر برطرف شود و اتفاقات به آن گونه اي كه صلاح دين و دنيا و آخرت اين عزيزان است، رقم بخورد.

نكته ششم:

از خداوند بخواهيد آن تعبيري را كه در دعاي روز عيد فطر و عيد قربان مي خوانيم:

أللهم! إني أسألك خير ما سألك به عبادك الصالحون و أعوذ بك مما استعاذ منه عبادك الصالحون.

خدايا! هر چه را كه به خوبان مي دهي، به ما هم بده و هر چه را كه از خوبان برطرف مي كني، از ما هم برطرف كن.

و أن تدخلني في كل خير أدخلت فيه محمدا و آل محمد و أن تخرجني من كل سوء أخرجت منه محمدا و آل محمد صلواتك عليه و عليهم.

لذا تلاش كنيد كه در دعاهاي خود همت والايي داشته باشيد. چون از خداوندي كه مالك آسمان و زمين است و خالق هستي است درخواست مي كنيد و تلاش كنيد نان و پنير و آلونك درخواست نكنيد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

خداوند دوست دارد كه مؤمن، همت والايي داشته باشد.

همت والا داشتن، توصيه اي است از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام).

اگر صلاح ديديد، ما را هم دعا كنيد و شبكه جهاني ولايت را هم دعا كنيد تا در خط أهل بيت (عليهم السلام) باشد و از رهنمود مراجع عظام تقليد هم تخطي نكند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»