سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٥١٣ - پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
کد مطلب: ٥٧١٤ تاریخ انتشار: ١٠ مرداد ١٣٨٥ تعداد بازدید: ٤٤٥٥ سخنراني ها » شبکه سلام پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقتشبكه سلام ٨٥/٠٥/١٠
بسم الله الرحمن الرحيم
تاریخ : ١٠ / ٠٥ / ٨٥
آقاي هدايتي
يكي از بينندگان تماس گرفتند و گفتند كه شما فرموديد: عمر، قرآن را تحريف كرده است. ولي خداوند وعده داده است كه قرآن را حفظ مي كند.
آيا شما چنين جمله اي را فرموده ايد يا نه؟ اگر فرموده ايد، توضيح بدهيد.
استاد حسيني قزويني
بنده در رابطه با عبارتي كه از خليفه دوم نقل كردم، عزيزي آمد مطرح كرد كه مرحوم نوري (ره) در كتاب فصل الخطاب، معتقد به تحريف قرآن است و رواياتي در رابطه با تحريف قرآن آورده است. بنده هم عرض كردم كه اگر بنا باشد وجود يك روايت در يك كتاب، دليل باشد كه صاحب آن كتاب يا صاحبان آن مذهب، معتقد به تحريف قرآن هستند، اولين كسي كه معتقد به تحريف قرآن است، جناب خليفه دوم است. سيوطي در الإتقان في علوم القرآن از قول عمر بن خطاب مي گويد:
القرآن ألف ألف حرف و سبعة و عشرون ألف.
قرآن، داراي ١ ميليون و ٢٧ هزار حرف بوده است.
الإتقان في علوم القرآن للسيوطي، ج١، ص١٩٠ - الدر المنثور للسيوطي، ج٦، ص٤٢٢
با اين كه قرآن موجود، بنابر آنچه كه بزرگان اهل سنت مانند امام قرطبي و ديگران مي گويند، بيش از ٣٤٠ هزار و ٧٤٠ حرف بيشتر نيست. من هم گفتم كه اگر وجود روايت، دليل بر تحريف باشد، رواياتي كه دلالت بر تحريف مي كند، در كتب اهل سنت بيش از اين است. ولي عقيده ما اين است كه اگر در كتب ما هم اين روايات باشد، ضعيف است و قبول نمي كنيم. گرچه عموم اين رواياتي كه در كافي و مانند آن است، تحريف قرآن نيست و عباراتي است كه در تفسير و تأويل و توجيه يا شأن نزول آيات آورده اند و بعضا در درون حديث و در كنار آيات قرار گرفته شده و افرادي كه علم الحديث نمي دانند، تصور مي كنند كه اين، كلام معصوم است و قرآن به اين شكل است. در آن شب هم عرض كردم كه اين تعبير در كتب اهل سنت هست كه ابن مسعود مي گويد:
كنا نقرأ في زمن رسول الله: «يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك» بأن عليا مولي المؤمنين.
ما در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، اين گونه قرائت مي كرديم ... .
الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص٢٩٨ - فتح القدير للشوكاني، ج٢، ص٦٠ - مناقب علي بن أبي طالب (ع) لإبن مردويه، ص٢٣٩
هم چنين عرض كردم كه خود سيوطي در الدر المنثور و حاكم نيشابوري در مستدركالصحيحين، روايات متعددي از جناب عمر بن خطاب و حذيفة و أبيّ بن كعب و عايشه آورده اند:
سوره احزاب كه الان ٧٣ آيه دارد، در زمان رسول الله (صلي الله عليه و سلم):
كانت لتقارب سورة البقرة.
همانند سوره بقره - ٢٨٣ آيه - بود.
الدر المنثور للسيوطي، ج٥، ص١٨٠ - مستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٢، ص٤١٥
ما بر اين عقيده هم هستيم كه اين رواياتي كه در كتب اهل سنت آمده، يا ضعيف است يا جعلي و يا شايد توجيهات ديگري دارد و هم چنين اگر در كتب شيعه باشد. ولي متأسفانه مي بينيم كه بزرگان اهل سنت نسبت به رواياتي كه در كتب خودشان در رابطه با تحريف آمده، توجيه مي كنند و مي گويند اين آياتي است كه در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بوده است و اصل آيات نسخ شده و قرائت آيات، حكمش مانده است. حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره) جواب داده است:
اگر اين نسخ در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) صورت گرفته است، بايد روايتي داشته باشيم كه بر اين دلالت كند و اگر اين نسخ، بعد از زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) صورت گرفته است، همان تحريف است و فرقي نمي كند.
ما به هيچ وجه نگفتيم كه جناب خليفه دوم معتقد به تحريف قرآن است. مي گوييم كه ايشان هم چنين عبارتي را دارد و اگر برادران اهل سنت ملتزم باشند، بايد معتقد باشند طبق نظر اهل سنت، دو سوم قرآن موجود حذف شده است.
* * * * * * *
آقاي هدايتي
در رابطه با ازدواج موقت هم توضيحي را بفرمائيد.
استاد حسيني قزويني
نكته اول:
در رابطه با ازدواج موقت يا همان متعه و صيغه، قرآن مي فرمايد:
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً
سوره نساء/آيه٢٤
امام قرطبي - كه از اعلام اهل سنت است و همه مذاهب او را قبول دارند - در تفسير خودش مي گويد:
و قال الجمهور المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام.
عموم اهل سنت بر اين عقيده هستند كه مراد از اين، همان ازدواج موقت و متعه اي است كه در صدر اسلام بود.
تفسير القرطبي، ج٥، ص١٣٠
سيوطي در الدر المنثور، جلد٢، صفحه١٤٠ و طبري در جامع البيان، جلد٥، صفحه١٨ و تفسير أبو حيان، جلد٣، صفحه٢١٨ و شوكاني در فتح القدير، جلد١، صفحه ٤٤٩ و در تفسير إبن كثير، جلد١، صفحه٤٨٦ همين مطلب را آورده اند كه مراد از اين آيه، نكاح متعه است.
نكته دوم:
علماء اهل سنت در كتاب هاي معتبر خودشان آورده اند از قول عمر بن خطاب كه مي گويد:
متعتان كانتا علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم أنا أنهي عنهما و أعاقب عليهما: متعة النساء و متعة الحج.
دو متعه در زمان رسول الله صلي الله عليه و سلم بود و من نهي مي كنم و بر انجام دهنده آن هم عقاب مي كنم: متعة زنان و متعه حج.
مسند احمد، ج٣، ص٣٢٥ - الاستذكار لإبن عبد البر، ج٥، ص٥٠٥ - كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٦، ص٥١٩ - تفسير الرازي، ج٥، ص١٦٧ - تفسير القرطبي، ج٢، ص٣٩٢ - تاريخ الإسلام للذهبي، ج١٥، ص٤١٨ - السنن الكبري للبيهقي، ج٧، ص٢٠٦ - تذكرة الحفاظ للذهبي، ج١، ص٣٦٦ - أحكام القرآن للجصاص، ج١، ص٣٥٢ - الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص١٤١
آقاي سرخسي - از علماي بزرگ اهل سنت - مي گويد:
و قد صح أن عمر رضي الله عنه نهي الناس عن المتعة، فقال: متعتان كانتا علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أنا أنهي الناس عنهما: متعة النساء و متعة الحج.
صحيح است در تاريخ كه عمر، مردم را از متعه نهي كرد و گفت: دو متعه در زمان رسول الله صلي الله عليه و سلم بود و من نهي مي كنم و انجام دهنده آن را هم عقاب مي كنم: متعة زنان و متعه حج.
المبسوط للسرخسي، ج٤، ص٢٧
آقاي ابن قدامه - از علماي حنفي مذهب و مورد قبول وهابيت كه در تمام دار الإفتاء هاي بيت الله الحرام، دوره كامل فقه ايشان به نام المغني موجود است - در كتاب المغني مي گويد:
أن عمر قال: متعتان كانتا علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم أفأنهي عنهما و أعاقب عليهما: متعة النساء و متعة الحج.
المغني لإبن قدامه، ج٧، ص٥٧٢
نكته سوم:
آقايان اهل سنت در كتاب هاي معتبرشان آورده اند كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود:
لولا أن عمر نهي عن المتعة ما زني إلا شقي.
اگر عمر نهي نمي كرد ازدواج موقت را، جز افراد شقي و پست فطرت، كسي گرفتار زنا نمي شد.
جامع البيان لإبن جرير الطبري، ج٥، ص١٩ - تفسير الرازي، ج١٠، ص٥٠ - تفسير القرطبي، ج٥، ص١٣٠ - شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج١٢، ص٢٥٣ - تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج٣، ص٢٢٦ - الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص١٤٠ - تفسير الثعلبي، ج٣، ص٢٨٦ - المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج٧، ص٤٩٦ و ٥٠٠
نكته چهارم:
در ميان صحابه و تابعين، افراد زيادي بودند كه معتقد به متعه بودند و به آن عمل مي كردند. ابن حزم آندلسي در كتاب المحلي مي گويد:
و قد ثبت علي تحليلها بعد رسول الله صلي الله عليه و سلم جماعة من السلف رضي الله عنهم، منهم من الصحابة رضي الله عنهم أسماء بنت أبي بكر الصديق و جابر بن عبد الله و ابن مسعود و ابن عباس و معاوية بن أبي سفيان و عمرو بن حريث و أبو سعيد الخدري و سلمة و معبد أبناء أمية بن خلف
حلال بودن نكاح متعه بعد از رسول الله صلي الله عليه و سلم ثابت شده است به وسيله جماعتي از صحابه؛ مانند أسماء دختر أبوبكر و جابر بن عبد الله و ابن مسعود و ابن عباس و معاوية بن أبوسفيان و عمرو بن حريث و ... .
المحلي لإبن حزم، ج٩، ص٥١٩
نكته پنجم:
در ميان تابعين، آقاي عبد الملك بن عبد العزيز بن جُريْج - متوفاي ١٥٠ هجري - كه ذهبي درباره او مي گويد:
مجمع علي ثقته.
تمام علماي اهل سنت اجماع دارند كه ابن جريج، ثقه و مورد اطمينان است.
در شرح حال ايشان، تمام علماي رجال آورده اند:
قد تزوج نحوا من سبعين إمرأة نكاح المتعة.
ايشان ٧٠ زن متعه اي داشته است.
ميزان الإعتدال للذهبي، ج٢، ص٦٥٩ - تهذيب الكمال للمزي، ج٤، ص٥٤٤ - سير اعلام النبلاء للذهبي، ج٦، ص٣٣١ - تاريخ بغداد للخطيب بغدادي، ج٧، ص٢٥٥
هنگام مردن هم به فرزندان خود وصيت كرد:
زناني را كه در وصيت نامه نام برده ام، مادران شما هستند و با آنها ازدواج نكنيد.
نكته ششم:
بنده در بحثي كه با جناب شيخ عبد العزيز آل شيخ - مفتي اعظم عربستان سعودي - در طائف داشتم، يكي از بحث هايي كه با او داشتم، بحث نكاح متعه و نكاح مِسْيار بود كه اخيرا در آقايان اهل سنت رواج پيدا كرده است. معروف است كه مي گويند خودش را بياور و اسمش را نياور. نكاح مِسْيار كه اهل سنت و وهابيت بر آن معتقد است، همان نكاح متعه است؛ يعني يك دختر خانمي در خانه پدر و مادرش مي تواند با يك مردي عقد ببندند و تمام هزينه ها و مخارج زندگي اين خانم به عهده پدر و مادر خودش است و هيچ حقوقي ندارد و فقط با هم يك رفاقت دوستانه با استفاده هاي آن چناني از همديگر را دارند. ايشان در ابتداء زير بار نرفت و از ايشان سوال كردم:
نظرتان در مورد نكاح به نيت طلاق چيست؟ يعني يك مردي با زني ازدواج مي كند به شرط اين كه بعد از مثلا ٥ ماه، اين زن را طلاق بدهد. گفت: مشروع است. گفتم: فرقي بين اين كار و متعه نيست. ايشان گفت: پيامبر (صلي الله عليه و سلم) متعه را در جنگ خيبر حرام كرده است. گفتم: جناب ابن حجر عسقلاني كه از استوانه هاي علمي اهل سنت شماست، صراحت دارد: كساني كه مي گويند پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در جنگ خيبر، متعه را حرام كرد، اينها نه علم به سيره و تاريخ دارند و نه علم به روايت.
فتح الباري لإبن حجر، ج٩، ص١٤٥
بعد ايشان مي گويد كه ابن عبد البر و ديگران هم بر اين عقيده بودند اين كه مي گويند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) متعه را در غزوه خيبر حرام كرده است، نبوده است.
* * * * * * *
سؤالات بينندگان
سوال:
چرا در مورد نكاح متعه، فقط از منابع اهل سنت روايت مي گوييد و از شيعه نمي گوييد؟
جواب:
براي اين كه هيچ اختلافي در شيعه در اين مورد نيست. اهل سنت در اين مورد با ما اختلاف دارند. مثلا شيخ طوسي (ره) در اين مورد مي فرمايد:
ازدواج موقت، از ضروريات فقه شيعه است.
لذا احتياجي به توضيح ندارد.
* * * * * * *
* * * * * * *
* * * * * * *
«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»