سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٥٦٧ - جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/٣١)

جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/٣١)

کد مطلب: ٧٠٦١ تاریخ انتشار: ١٠ آذر ١٣٩٢ - ١٨:١٧ تعداد بازدید: ٢١٣٤ سخنراني ها » شبکه ولايت جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/٣١)
حبل المتین ٩٢/٠٩/١٠

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ٩٢/٠٩/١٠

مجری:

بسم الله الرحمن الرحيم.

سلام عرض می‌کنم خدمت بینندگان عزیز و همچنین خدمت استاد عزیز.

مباحث ما در مورد دلائل عقلی امامت و سه شاخصه علم، شجاعت و عدالت برای امام بود که اهل سنت آنها را مطرح کرده‌اند. ما این مباحث طولانی را در جلسات متعدد به اتمام رساندیم.

حالا سوال من این است که آیا درباره جایگاه علمی جناب ابوبکر  و خلیفه دوم آقای عمر در کتب اهل سنت مطالب صریحی آمده است یا نه؟

 استاد حسینی قزوینی:

بسم الله الرحمن الرحيم. يا ابا صالح المهدی ادرکنا.

من هم به شما و همه بینندگان عزیز عرض سلام و ادب دارم. ما نسبت به جایگاه علمی و مرجعیت علمی امیرالمومنین سلام الله علیه حدیث مدینة العلم را مطرح کردیم با تصحیح سندی و گواهی بیش از ١٢ تن از علمای بزرگ اهل سنت و همچنین اعلمیت حضرت امیر را از زبان نبی مکرم مطرح کردیم ؛ از زبان صحابه مثل ابن عباس و سعد بن ابی وقاص و دیگران مطرح کردیم ؛ اعلمیت امیرالمومنین را از زبان تابعین و نیز از زبان علمای بزرگ مطرح کردیم و دیگر نیازی به تکرار نیست.

فقط این را عرض کنم که تعبیر سعد بن ابی وقاص درباره علم امیرالمومنین این است:

ألم يکن اعلم الناس.

آیا علی بن ابیطالب  عالمترین انسانها نیست؟

مستدرک حاکم، ج٣، ص٥٠٠

 و این را حاکم نیشابوری با شرط شیخین نقل می‌کند .

خلیفه دوم به علی بن ابیطالب می‌گوید:

أنت أعلمهم و أفضلهم.

طبقات الفقهاء، ج١، ص٤٢

در صحیح بخاری آمده است که:

و أقضانا علی

صحیح بخاری، ج٥، ص١٤٩

و قاضی‌ترین و عالمترین صحابه به امور قضاوت علی بن ابیطالب  سلام الله علیه است.

ابن عباس می‌گوید نود درصد علم نزد علی بن ابیطالب است و ده درصد دیگر در اختیار دیگران و به خدا سوگند در آن ده درصد هم امیرالمومنین سهیم است.

اسد الغابه، ج٤، ص١٠٩

ابن مسعود می‌‌گوید:

أعلم أهل المدينة بالفرائض علی بن ابیطالب .

استیعاب، ج٣، ص١١٠٥

أسود بن یزید می‌گوید:

لم أر بالکوفه من أصحاب محمد أعلم من علي بن ابیطالب.

تاریخ مدینه دمشق، ج٣٩، ص٦٣

من در بین اصحاب پیغمبر عالمتر از علی بن ابیطالب ندیدم.

ابو طفیل که مسن‌ترین صحابه نبی مکرم هست اعلمیت حضرت امیر را مطرح می‌کند . از تابعین شعبی می‌گوید قویترین انسانها در علم علی بن ابیطالب است. از عطاء بن ابی رباح که از فقهای مشهور اهل سنت است سوال می‌کنند آیا در اصحاب پیغمبر کسی هست که از علی اعلم باشد؟ می‌گوید :

لا و الله ما أعلمه.

استیعاب، ج٢، ص١١٠٤

به خدا سوگند من در میان اصحاب پیغمبر عالمتر از علی سراغ ندارم.

ذهبی هم در رابطه با عطاء می‌گوید:

الإمام شيخ الإسلام مفتي الحرم.

سیر اعلام النبلاء، ج٥، ص٧٨

سعید بن مسیب می‌گوید غیر از علی بن ابیطالب کسی نگفت:

سلونی

اسد الغابه، ج٤، ص١٠٩

از من هر چه می‌خواهید سوال کنید.

این جایگاه علمی امیرالمومنین است. به نظر دانشمندان اهل سنت مثل عضد الدین ایجی و تفتازانی اولین شاخصه در انتخاب خلیفه اعلمیت است.  بحث اعلمیت مهمترین مسئله است چون اولین وظیفه یک خلیفه حفاظت و حراست از دین است و اگر واقعا آگاهی به دین نداشته باشد نمی‌تواند و هر کسی می‌آید به نام دین حرفی می‌زند و دین می‌شود یک کاروانسرا! لذا باید خلیفه و حاکم اعلم الناس به مسائل دینی باشد تا بتواند تحریف، تحریفگران ، غلو، غالین و کوتاهی تفریط‌گران را از دین دور کند.

اما نسبت به جایگاه علمی خلفا در کتب اهل سنت ما تنها نقال هستیم و از کتابهای اهل سنت نقل می‌کنیم. هیچگونه اظهار نظری هم نمی‌کنیم. این قضاوت را به عهده بینندگان عزیز می‌گذاریم . بحث ما هم بحث علمی است قصد اهانت نسبت به مقدسات اهل سنت نیست. باید بحث علمی باشد مردم باید آگاه باشند یا حداقل جوانهای شیعه و عزیزان شیعه که پای گیرنده‌ها هستند این ادله را داشته باشند و این مطالب را بدانند اگر افرادی آمدند و خواستند عقائدشان را متزلزل کنند، عقائدشان با این مطالب کاملا تقویت بشود و متزلزل نشود و اگر شیاطینی آمدند و خواستند آنها را از راه راست منحرف کنند توانایی دفاع از خود را داشته باشند.

وظیفه یک خلیفه این است که نسبت به آیات قرآن تسلط داشته باشد که قرآن به لغت آنها نازل شده است و اول من خوطب هم صحابه بودند یعنی طرف خطاب آیات قرآن صحابه هستند. پیغمبر اینها را برای مردم بیان می‌کرد. طبق همان آیه شریفه ٤٤ سوره نحل که

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ

پیغمبر مبین بوده است

ابن ابی شیبه که استاد بخاری و متوفی ٢٣٥ است از ابراهیم تیمی نقل می‌کند که از جناب خلیفه اول درباره آیه ٣١ سوره عبس سوال کردند:

أن أبابكر سئل عن { فاكهة و أبا } فقال أيّ سماء تظلني و أيّ أرض تقلني إذا قلت في كتاب الله ما لا أعلم .

مراد از أبا چیست؟ گفت من نمی‌دانم! کدام آسمانی به من سایه بیفکند؟! کدام زمینی مرا بردارد؟! اگر در کتاب خدا حرفی بزنم و مطلبی بگویم که نمی‌دانم.

مصنف ابن ابی شیبه، ج٦، ص١٣٦ ؛ تفسیر بغوی جلد ١ ص ٣٥، روح المعانی، آلوسی ج ٣ ص ٤٧،

 کاش آقایان وهابیها هم به همین سیره و سنت جناب ابوبکر عمل می‌کردند و وقتی چیزی را نمی‌دانند خود را به در و دیوار نزنند و بگویند نمی‌دانیم. ابوبکر می‌گوید من معنای این آیه را نمی‌دانم.

اما من برای اینکه این قضیه یک مقداری روشن بشود

و فاکهة و أبا

را همراه با ترجمه‌اش برای عزیزان عرض می‌کنم. خدای تعالی در سوره عبس از آیه ٢٤ تا ٣٢ می‌فرماید:

فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ  أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا  ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا فَأَنْبَتْنَا فِيهَا حَبًّا  وَ عِنَبًا وَ قَضْبًا وَ زَيْتُونًا وَ نَخْلًا  وَ حَدَائِقَ غُلْبًا وَ فَاكِهَةً وَ أَبًّا  مَتَاعًا لَكُمْ وَ لِأَنْعَامِكُمْ

انسان به طعام خودش نگاه کند ما باران را فرستادیم. زمین را هم شکافتیم -یعنی گیاهان در اثر شکاف زمین بیرون آمده‌اند- ما دانه‌ها را در آنجا رویاندیم و ما در زمین انگور و سبزیهای خوردنی رویاندیم و زیتون و خرما و باغهای پر درخت برای مردم رویاندیم و میوه‌هایی و علفهایی. اینهایی که ما رویاندیم میوه‌ها و گیاهان، میوه‌ها برای شما و گیاهان برای حیوانات شما است.

آقای ابن حجر عسقلانی شافعی متوفی ٨٥٢، ایشان از ابراهیم نخعی نقل می‌کند که ابوبکر این آیه را خواند

فقيل ما الأب فقيل كذا وكذا فقال أبوبكر انّ هذا له التكلف أيّ أرض تقلني أو أيّ سماء تظلني إذا قلت في كتاب الله بما لا أعلم و هذا منقطع بين النخعي و الصديق

فتح الباری، ج١٣، ص٢٧١

از آقای ابوبکر سوال کرد: منظور از أبّا چیست؟ بعضی از مردم گفتند مراد از أبّا این است بعضی دیگر چیز دیگری گفتند. ابوبکر گفت: این حرفهایی که شما می‌زنید در رابطه با معنای أبّا در حقیقت خود به زحمت انداختن، تکلّف و زورگویی است. کدام زمین من را   برمی‌دارد و کدام آسمانی بر سر من سایه بیفکند؟

به عبارت دیگر اگر من زیر زمین بروم بهتر از این است که سخنی از روی نادانی بگویم . هرگاه خواستم سخنی بگویم که نمی‌دانم زیر زمین برای من از روی زمین بهتر است. جالب این است که آقای ابن حجر می‌گوید : این روایت بین نخعی و ابوبکر صدیق منقطع است از طریق ابراهیم تیمی هم آمده است.

لکن أحدهما يقوّي الآخر.

این دو روایت یکدیگر را تقویت می‌کنند و بحث کاملا ثابت است.

ابن ابی العز حنفی متوفی ٧٩٢ در قرنی زندگی می‌کرده که ابن کثیر دمشقی و ابن تیمیه حرّانی هم در آن قرن بوده‌اند. او می‌گوید :

و کيف تعلم أصول دين الاسلام من غير کتاب الله.

شرح العقائد الطحاویه، ج١، ص٢١٠

چگونه ما می‌توانیم اصول دین اسلام را از غیر کتاب و سنت پیغمبر فرا بگیریم؟!

ببینید این آقایانی که می‌گویند اگر امامت از اصول دین است چرا در قرآن نیامده است؟ این آقا می‌گوید ما باید اصول دین را از کتاب و سنت بگیریم.

و کيف يفسّر کتاب الله بغير ما فسّره به رسوله.

ما چگونه می‌خواهیم قرآن را تفسیر کنیم به غیر از تفسیری که پیغمبر کرده؟

این آقایانی که می‌گویند ملاک برای ما قرآن است فقط از قرآن برای ما بیاورید! طبق گفته ابن ابی العز ، قرآن منهای تفسیر پیغمبر، قرآن نیست.

و أصحابه رضوان الله عليهم الذين نزل القرآن بلغتهم.

اگر ما بخواهیم قرآن را بفهمیم باید ببینیم پیغمبر چگونه تفسیر کرده است و صحابه‌ای که مخاطب اولیه قرآن بودند چگونه تفسیر کرده‌اند؟ در ادامه می‌گوید پیغمبر فرمود:

من قال في القرآن برأيه فليتبوّأ مقعده من النار.

هر کس به رای خودش و به عقل و به فکر خودش بخواهد قرآن را تفسیر کند جایگاهش در آتش است.

به عبارت دیگر هر کس تفسیر به رأی می‌کند و با عقل و فکر خودش بدون توجه به تفسیر پیغمبر و صحابه می‌خواهد قرآن را معنا کند در حقیقت دارد جایگاه خودش را در آتش فراهم می‌کند . در روایت دیگر آمده است:

من قال في القرآن بغير علم فليتبوّء مقعده من النار و سئل ابوبکر رضي الله عنه عن قوله تعالی و فاکهة و أبا.

کسی که علم تفسیر و قرآن بلد نیست اگر درباره آیات قرآن حرفی بزند جایگاه خودش را در آتش جهنم می‌بیند. -بعد ایشان نسبت به این مسئله مثال می‌زند و می‌گوید:- از ابوبکر نسبت به این آیه سوال کردند گفت من زیر کدام آسمان زندگی کنم بر روی کدام زمین راه بروم اگر بخواهم در قرآن سخنی بگویم که نمی‌دانم .

 عزیزان دقت کنند که در عبارت آقای ابن ابی العز حنفی ٤ نکته‌ هست. ١) اصول دین را باید از کتاب و سنت بگیریم نه فقط از کتاب.

٢) تفسیر قرآن باید آنگونه‌ای که پیغمبر تفسیر کرده و یا صحابه تفسیر کرده‌اند باشد.

٣) اگر کسی تفسیر به رأی یا تفسیر به غیر علم بکند جایگاهش آتش است. بعضیها که می‌گویند ما کاری به روایت نداریم ما می‌خواهیم از قرآن استفاده کنیم. اصلا نه به شیعه کار داریم و نه به سنی! یعنی دنبال این هستند که اسلام را فقط از قرآن استفاده کنند.

آنها کاری به خلیفه بودن ابوبکر یا خلیفه بودن امیرالمومنین ندارند. در حقیقت همین بحثی که دکتر مصطفی شکعه و دیگران به عنوان

اسلام بلا مذاهب

دارند هست که کاملا حرف بی‌اساسی است. چون ممکن نیست که شما بدون پایبندی به یکی از مذاهب اسلامی بخواهید به اسلام عمل کنید.

ابن ابی العز می‌گوید هر کس بخواهد از پیش خودش بدون سخن پیغمبر و سخن مفسرین قرآن را تفسیر کند، جایگاهش آتش است. البته ایشان می‌گوید صحابه -حالا ما در رابطه با صحابه حرف زیاد داریم- اگر هم بنا باشد مطالب را از صحابه بگیریم همانطوری که از عایشه همسر پیغمبر نقل کردیم

اعلم الناس بالسنة

علی بن ابیطالب است. اول کسی که باید بیاید تفسیر قرآن بگوید علی بن ابیطالب است. طبق عبارات بزرگان اهل سنت علی بن ابیطالب فرمود: هیچ آیه‌ای نیست مگر اینکه من می‌دانم در روز نازل شده است یا در شب. در شهر نازل شده است یا در بیابان. تمام اینها در نزد امیرالمومنین است.

اعلم الناس

علی بن ابیطالب است.

در رابطه با این آقایانی که یک قرآن به دستشان می‌گیرند و می‌گویند با این قرآن با ما حرف بزنید! در این قرآن اینطور آمده! من مطلب جالبی را از آقای ترمذی و سپس مطلب دیگری را از ابن تیمیه نقل می‌کنم. بینندگان عزیز ما، این مطالب را نه از من شنیده‌اند و نه از دوستان من . شاید برای اولین بار باشد و تقاضا دارم خوب دقت کنند. ابتدا آقای ترمذی در سنن از ابن عباس نقل می‌کند که پیغمبر فرمود:

فمن کذب علیّ متعمّدا فليتبوّأ مقعده من النّار... من قال في القرآن برأيه فأصاب فقد أخطأ.

سنن ترمذی، ج٥، ص١٩٩

هر کس به من دروغ بگوید جایگاه خودش را در آتش فراهم می‌کند و هر کس در قرآن به رأی خودش بخواهد بگوید جایگاهش در آتش جهنم است... هر کس از پیش خودش قرآن را تفسیر کند هرچند تفسیرش درست باشد، باز هم اشتباه و معصیت کرده است.

قرآن حتما باید پشتوانه سنتی داشته باشد.

من قال في القرآن برأيه فأصاب فقد أخطأ.

هر کس با رأی خودش از پیش خودش قرآن را تفسیر کند و درست هم تفسیر کند بدون پشتوانه سنت به تحقیق خطا رفته است.

سیوطی، تعبیر قشنگی دارد. می‌گوید:

و لا يجوز تفسير القرآن بمجرد الرأي و الاجتهاد من غير أصل قال تعالى ( و لا تقف ما ليس لك به علم )  و قال ( و أن تقولوا على الله ما لا تعلمون ) و قال ( لتبين للناس ما نزل إليهم ) فأضاف البيان إليه و قال صلى الله عليه وسلم (من تكلم في القرآن برأيه فأصاب فقد أخطأ)

الاتقان، ج٢، ص٢٧٢

بدون اینکه ما اصل و ریشه سنتی داشته باشیم تفسیر قرآن بمجرد رأی و اجتهاد جائز نیست. خداوند می‌فرماید: از چیزی که به آن علم نداری پیروی نکن و می‌فرماید: هرگز نسبت به خدا چیزی نگویید که علم به آن ندارید. خود قرآن می‌گوید تفسیر قرآن به عهده پیغمبر است. پیغمبر اکرم می‌فرماید : هر کس در قرآن به رأی خودش حرفی بزند حتی اگر درست از آب درآید در حقیقت راه خطا رفته است.

ابن تیمیه چه می‌گوید؟ ابن تیمیه دیگر در اینجا  سنگ تمام گذاشته است و بر تمام حرفهای بی اساسی که هم خودش و هم فرزندانش درباره قرآن گفته‌اند خط بطلان کشیده‌است. – فرزندان و پیروانش مثلا یک آیه را مطرح می‌کنند که ما کوهها را از بالا به صورت میخ قرار دادیم تا کوهنوردها جایی برای کوهنوردی داشته باشند! واقعا بهتر از این دیگر آدم نمی‌تواند تفسیر قرآن بکند یا آن یکی می‌آید می‌گوید در لایه ازون چه ستاره‌هایی وجود دارد! -

ابن تیمیه می‌گوید پیغمبر اکرم فرموده:

من قال في القرآن برأيه فأصاب فقد أخطأ.

الرد علی الاخنایی، ج١، ص١٠

هر کس در قرآن به رأی خودش حرفی بزند حتی اگر درست باشد خطا کرده است.

به هر حال وقتی از خلیفه اول از یک آیه قرآن سوال می‌کنند می‌گوید: من زیر کدام آسمان زندگی کنم و بر بالای کدام زمین راه بروم اگر درباره قرآن سخنی بگویم که نمی‌دانم . شما بیاورید این عبارت جناب آقای ابوبکر را مقایسه کنید با فرمایشی که از امیرالمومنین سلام الله علیه وارد شده است که فرمود من به تمام آیات قرآن دانا هستم. هیچ آیه‌ای نیست مگر اینکه من می‌دانم در شب نازل شده است و یا در روز، در صحرا، در دریا، در شهر، در روستا یا بیابان نازل شده است. هر کس هر سوالی دارد از من بپرسد.

مجری:

بسیار زیبا بود و استفاده کردیم و من خواهش می‌کنم. از بینندگان عزیز مخصوصا اهل سنت‌ که به این مباحث توجه می‌کنند بدانند که مباحث علمی است و قصد توهین و جسارت و بی‌ادبی نیست بلکه بین ملکه و عدم، ملکه بودن یک مبحث علمی است وقتی ما می‌گوییم یا شب است یا روز به هر صورت اگر کسی عالم است و بحث بین حق و باطل پیش می‌آید ما به هر صورت باید انتخاب بکنیم.

حالا سوال دیگر من این است که آیا برای خلیفه دوم هم در ارتباط با آیه

فاکهة و أبا

جریانی اتفاق افتاده است که بگوید می‌دانم یا نمی‌دانم؟

استاد حسینی قزوینی:

بله! نسبت به جناب خلیفه دوم در کتب اهل سنت یک مقدار قضیه تندتر هم آمده است. البته ما قضاوت را به عهده بینندگان عزیز می‌گذاریم . ابن حجر عسقلانی به عنوان یک امر مسلّم و قطعی نقل می‌کند که:

 انّ رجلا سأل عمر عن و فاکهة و أبّا فلما رآهم عمر يقولون أقبل عليهم بالدرة.

فتح الباری، ج١٣، ص٢٧١

یک مردی آمد در رابطه با آیه «و فاکهة و ابّا» سوال کرد جناب عمر شلاقش را گرفت به طرف اینها – که شما چه حقی دارید در رابطه با این آیه می‌خواهید از من سوال کنید!

از انس نقل شده است که: 

انه سمع عمر بن الخطاب قرأ هذه الآیه ثمّ قال کلّ هذا قد عرفنا فما الأب؟ ثم رفع عصا کانت بيده و قال هذا لعمر الله التکلف و ما عليک يا ابن أم عمر أن لا تدري ما الأب. ثم قال اتبعوا ما تبين لکم من هذا الکتاب و ما لا فدعوه!

تفسیر بغوی ج ٤ ص ٤٤٩

جناب عمر بن الخطاب این آیه را خواند و بعد انس به او گفت همه را فهمیدیم ولی معنای أبّ چه هست؟ عمر عصایش را برداشت و گفت: این در حقیقت یک تکلف و یک زحمت بیجا است! - اصلا لازم نیست که ما بفهمیم أبّا به چه معناست! نه دین ما درست می‌شود  و نه دنیای ما و نه آخرت ما، سپس گفت: به شما چه که اصلا معنای أبا چیست؟! هر چه که روشن شده است برای شما در این کتاب پیغمبر معنا کرده است از آن تبعیت کنید و هر چه که روشن نشده است آن را رها کنید!

حاکم نیشابوری نیز همین تعبیر را نقل می‌کند  و بعد می‌گوید :

هذا حديث صحيح علی شرط الشيخين.

المستدرک علی الصحیحین، ج٢، ص ٥٥٩

جناب شوکانی هم در فتح القدیر ج ٥، ص٣٨٧ همین تعبیر را نقل می‌کند و می‌گوید ابن سعد و سعید بن منصور و ابن جریر و حاکم -که روایت را تصحیح کرده ‌است- و بیهقی و خطیب، این روایت را نقل کرده اند.

ابن تیمیه می‌گوید از ابوبکر  صدیق سوال کردند از

فاکهة و أبا

گفت من زیر کدام آسمان زندگی کنم و بر روی کدام زمین راه بروم اگر حرفی بزنم که نمی‌دانم! از خود عمر سوال کردند عمر گفت این زورگویی و تکلف است و این زحمت بی‌خودی است. بعد جالب این است که آقای ابن تیمیه می‌گوید اینکه جناب آقای خلیفه دوم گفته ‌است که من نمی‌دانم و این تکلف است نه به این خاطر است که آقای عمر یا جناب آقای ابوبکر اینها را نمی‌دانستند! بلکه

و هذا کلّه محمول علی أنهما رضي الله عنهما إنما أرادا أستکشاف علم کيفية الأب!

مجموع الفتاوی، ج١٣، ص٣٧١، ٣٧٢

اینها می‌خواستند کشف کنند کیفیت گیاه را!

حالا ما نمی‌دانیم کشف کیفیت گیاه یعنی چه؟! آیا می‌خواستند کشف کنند که این گیاه مثلا از چه اجزایی تشکیل شده‌ است؟ مثلا گیاه دارای ریشه و ساقه و برگ است وظائف هر یک از ساقه ، برگ یا ریشه چیست؟ اینها از چه موادی تشکیل شده‌اند؟ واقعا خنده دار است! ابن تیمیه می‌خواهد ابرو را درست کند ولی می‌زند چشم را هم کور می‌کند!

مجری:

خیلی ممنون و سپاسگزار  هستیم. همانطور که فرمودید آقای خلیفه دوم برخورد بدتری نسبت به خلیفه اول داشتند و ایشان با شلاق جواب دادند و حتی اجازه سوال و اجازه دریافت علم را ندادند. در واقع در این قضیه سانسور خبری شد! برخورد کردند. آیا برخوردهای دیگری هم از طرف ایشان نسبت به صحابه انجام شده است؟

استاد حسینی قزوینی:

در رابطه با این قضیه باز هم عرض می‌کنم که قصد جسارت نیست. در همان مسئله خلافت خلیفه دوم هم ما بارها آورده‌ایم که صحابه آمدند و به ابوبکر اعتراض کردند و گفتند که جناب ابوبکر! چرا شما فردی را به ما تحمیل می‌کنید که بد اخلاق است؟ ابن ابی شیبه می‌گوید وقتی مرگ ابابکر فرارسید افرادی را به سوی عمر فرستاد که او را خلیفه قرار بدهد مردم گفتند که

تستخلف علينا فظا غليظا؟! و لو قد ولینا کان افظّ و اغلظ! فما تقول لربک إذا لقيته و قد استخلفت علينا عمر؟!

مصنف ابن ابی شیبه، ج٨ ، ص٥٧٤

آیا می‌خواهی یک فرد بد اخلاق و تندخو را برای ما خلیفه کنی؟ اگر خلیفه بشود و بر ما ولایت پیدا بکند بدتر هم خواهد شد!

بله جواب خدا را چه خواهی داد که یک آدم بد اخلاق و تندی را بر ما خلیفه کردی؟

سند این روایت هم کاملا صحیح است.

 همچنین سعد در طبقات جلد ٣، ص١٩٦ آورده است که جناب امیرالمومنین و طلحه وارد بر ابوبکر شدند و گفتند که شنیده‌ایم عمر را خلیفه قرار دادی! جواب خدا را چه خواهی داد؟ اعتراض کردند.

 ابن قتیبه در الامامه و السیاسه ج٦ ص٣٧ اعتراض مهاجرین و انصار را ذکر می‌کند و حتی ابن تیمیه هم در منهاج السنه، ج٦‌ ص١٥٥ صراحت دارد که در رابطه با خلافت عمر یعنی نصب عمر بر خلافت به ابوبکر اعتراض کردند. این آقایانی که می‌گویند ابوبکر مشورت کرد و خلافت با مشورت بود حرفشان کاملا دروغ و افتراست و این سندهای محکمی است که ما خدمت عزیزان بارها  گفته‌ایم و ابن تیمیه هم در روایت نتوانسته است که ساکت باشد.

بعضی از آقایان مثل جناب آقای گرگیج در نماز جمعه می‌گویند حرفی که نسبت به خلیفه دوم گفته شده دروغ و افترا و بی‌اساس است!

حالا یا این آقا سواد ندارد و یا خبر ندارد و یا عناد دارد. اینکه به افرادی تشبیه بشود را ما محکوم می‌کنیم ولی اینکه این آقا قضایا را انکار بکند این انکار، انکار نادرستی است.

در صحیح مسلم جلد ٢ صفحه ١٦٩٦، حدیث ٢١٥٤، آمده است که ابوموسی اشعری پشت در خانه خلیفه دوم ٣ مرتبه سلام داد ولی کسی جواب نداد و به او اجازه ورود نداد. ابوموسی اشعری برگشت. بعد از اینکه برگشت خلیفه دوم او را احضار کرد که

ما ردّك كنا في شغل قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول الاستئذان ثلاث فان اذن لك و الّا فراجع قال لتأتيني على هذا ببيّنة و الّا فعلت وفعلت

ما مشغول صحبت بودیم. چرا برگشتی؟ ابو موسی اشعری یک روایتی خواند. گفت پیغمبر فرمود: اگر می‌خواهید در خانه‌ای وارد شوید، ٣ مرتبه اجازه بگیرید. اگر اجازه دادند وارد خانه بشوید در غیر این صورت برگردید. عمر به ابو موسی اشعری گفت این حرفی که از پیغمبر آوردی باید برایش شاهد بیاوری!

ابو موسی اشعری از دیدگاه آقایان جایگاه خیلی رفیعی دارد از صحابه پیغمبر است. گرچه برخوردش با امیرالمومنین سلام الله علیه برای ما مسئله دار و زیر سوال است. اینکه عمر به ابوموسی می‌گوید برو شاهد بیاور، یعنی خلیفه دوم صحابه را صادق نمی‌داند . می‌گوید شاید دروغ می‌گویند . این آقایانی که این همه دم از صحابه و غیره می‌زنند خوب توجه کنند. حالا ما برنامه‌ای خواهیم گذاشت با عنوان دفاع از صحابه، شما بفرمایید جناب خلیفه دوم سخن ابو موسی اشعری را که از پیغمبر نقل می‌کند  قبول ندارد. می‌گوید  باید بروی شاهد برای من بیاوری اگر شاهد نیاوری تو را چنین و چنان خواهم کرد!

خلاصه آقای ابو موسی اشعری به این طرف و آن طرف سراغ صحابه رفت تا اینکه پیش آقای أبی بن کعب و ابو طفیل عامر بن واثله رفت و اینها گفتند بله ما شنیده‌ایم که پیغمبر چنین روایتی را مطرح کرده است. بعد از اینکه مطرح کردند آقای خلیفه دوم ابو موسی اشعری را رها کرد. أبی بن کعب گفت:

يا بن الخطاب فلا تکوننّ عذابا علی أصحاب رسول الله!

آقای عمر بن الخطاب! بر اصحاب پیغمبر عذاب نباش.

عزیزان یک مقداری دقت کنند. اینجا ابو موسی اشعری روایتی از پیغمبر نقل می‌کند خلیفه دوم قبول ندارد ابو موسی به زحمت می‌افتد و به دنبال صحابه می‌رود تا ٢ تا شاهد می‌آورد که پیغمبر چنین حرفی گفته است. حالا اگر این ابو موسی اشعری نمی‌توانست شاهد بیاورد، چه کار می‌کرد؟! بدبخت شده بود! بیچاره شده بود! به قول جناب عمر هم

فعلت و فعلت.

چنین و چنان می‌کنم .

این مسئله حاکی از آن است که برخورد جناب خلیفه دوم حتی با صحابه تا این حدّ تند است.

در قضیه دیگری آمده است که فردی به نام صبیغ به مدینه آمد

فجعل يسأل عن متشابه القرآن

از متشابهات قرآن سوال می‌کرد.

آیا نباید از متشابهات قرآن سوال کنیم؟! باید سوال کنیم ببینیم که مراد از آیات متشابه چیست تا مبادا جزء کسانی باشیم که در قلبشان انحراف است و از متشابهات تبعیت می‌کنند. این آقای صبیغ گناهش این بود که از متشبهات قرآن سوال می‌کرد!

فبلغ ذلك عمر فبعث إليه و قد أعدّ له عراجين النخل فلما دخل عليه جلس فقال من أنت قال أنا عبد الله صبيغ فقال عمر و أنا عبد الله عمر ثم أهوى إليه فجعل يضربه بتلك العراجين فما زال يضربه حتى شجّه فجعل الدّم يسيل على وجهه فقال حسبك يا أميرالمؤمنين فقد و الله ذهب الذي كنت أجده في رأسي

سنن دارمی ج١ ص ١٤٠

خبر صبیغ به خلیفه دوم رسید. جناب خلیفه دوم او را احضار کرد که تو به چه حقی از متشابهات قرآن می‌پرسی؟ جناب خلیفه دوم از برگه‌های خرما –که ضربه‌اش از هر شلاقی دردناکتر است- آماده کرده بود!گفت:تو که هستی؟ صبیغ گفت: من بنده خدا صبیغ هستم. عمر هم گفت من هم بنده خدا عمر بن الخطاب هستم!سپس به قدری با این ساقه‌های خرما بر او زد که از سر این بدبخت خون جاری شد! صبیغ گفت یا امیرالمومنین! دیگر بس است. هر چه در سرم بود همه رفت. دیگر چیزی در سرم نماند!

این روایت را سیوطی و ١٠ یا ١٢ تا از کتب اهل سنت هم آورده‌اند که فردی از مصر به مدینه آمده بوده و در رابطه با بعضی از مسائل قرآنی سوال می کرد. جناب عمر او را خواست.

فضربه بها، حتی ترک ظهره دبرة،

جامع الاحادیث، ج٢٥، ص٤٩٧و ٤٩٨

عمر به قدری صبیغ را زد که کمر او زخم شد.

دبرة

تقریبا ضرب المثلی است برای شتری که بار زیادی بر او سوار می‌کنند و جهازش ناجور است و زخمی می‌شود. بقدری با این چوبها زد که پشت صبیغ زخم شد.

ثم ترکه حتی برأ.

گفت ببرید مداوا کنید.

آن زمان هم مداوا مثل پانسمانهای امروزی نبود. ١٠ روز یا ٢٠ روز یا یک ماه مداوا کردند تا خوب شد. سپس برای بار دوم او را احضار کرد و آنقدر او را زد که پشتش مثل بار اول زخم شد و بعد گفت ببرید و مداوایش کنید! پس از مدتی که مداوا شد برای بار سوم او را احضار کرد و شروع کرد به زدن او! این بنده خدا گفت:

يا أمير المؤمنين! إن كنت تريد قتلى فاقتلنى قتلا جميلا ، و إن كنت تريد أن تداوينى فقد و الله برأت

اگر می‌خواهی من را بکشی مرد و مردانه خیلی زیبا من را بکش! و اگر می‌خواهی من را مداوا کنی بخدا قسم زخمها برطرف شد! هرچه در سرم بود رفت! دیگر از قرآن سوال نمی‌کنم!

ببینید! این عبارتی است که این بزرگواران در کتابهای خودشان آورده‌اند. روایت بعدی که خیلی جالب است و من تقاضا دارم عزیزان خوب دقت کنند این است که صبیغ نزد خلیفه دوم رفت و گفت:

يا أمير المؤمنين! أخبرني عن الذاريات ذروا فقال رضي الله عنه هي الرياح و لولا أنى سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقوله ما قلته قال : فأخبرني عن المقسمات أمرا قال رضي الله عنه هي الملائكة و لولا أني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقوله ما قلته قال فأخبرني عن الجاريات يسرا قال رضي الله عنه هي السفن  و لولا أني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقوله ما قلته ثم أمر بضربه فضرب مائة وجعل في بيت فلما برأ دعا به فضربه مائة أخرى وحمله على قتب و كتب إلى أبي موسى الأشعري رضي الله عنه امنع الناس من مجالسته

تفسیر ابن کثیر، ج٤، ص٢٤٨

مراد از الذاریات ذروا چیست؟ عمر گفت: مراد بادهایی است که می‌وزد و اگر از پیغمبر نشنیده بودم که مراد بادها است قطعا نمی‌گفتم . -ببینید خود خلیفه دوم می‌گوید از پیغمبر این را شنیده‌ام اگر پیغمبر نگفته بود من هم نمی‌گفتم- صبیغ ادامه داد: مراد از الحاملات وقرا چیست؟ عمر گفت: مراد ابرهایی است که در بالای سر ما این طرف و آن طرف می‌روند و باران را بر ما می‌بارانند و اگر از پیغمبر نشنیده بودم این را هم نمی‌گفتم . صبیغ گفت: منظور از الجاريات يسرا چیست؟ گفت کشتیها هستند و اگر از پیغمبر نشنیده بودم نمی‌گفتم . صبیغ سوال کرد: منظور از المقسمات أمرا چیست؟ عمر گفت ملائکه هستند و اگر از پیغمبر نشنیده بودم نمی‌گفتم. سپس دستور داد که صد ضربه شلاق به او بزنند و  او را در یک اتاقی زندانی کردند. وقتی که خوب شد صد ضربه دیگر به او شلاق زد. بعد هم به حاکم مصر که در آن زمان ابو موسی اشعری بود نامه نوشت که وقتی صبیغ به مصر آمد هیچکس اجازه ندارد با او تماس بگیرد.

چون وقتی از تفاسیر قرآن سوال می‌کند این باعث گمراهی مردم است! یک یا دو روایت نیست بلکه حداقل ١٠ یا ١٢ تا روایت است و به تعبیر ابن تیمیه اگر ناقلان این روایات فجار و فساق هم باشند مطلب کاملا تمام و علم‌آور است.

يقوّي بعضها بعضا.

مجموعه فتاوی ج ١٨ ص ٢٦

البته خلیفه دوم برخوردهای دیگری هم دارد ابن عباس می‌گوید من یک مطلبی می‌خواستم از خلیفه دوم بپرسم یک سال دنبال فرصت بودم چون از خلیفه دوم می‌ترسیدم! ابوهریره می‌گوید اگر چنین روایتی که الان در زمان عثمان نقل می‌کنم را در زمان عمر نقل می‌کردم، سر من را می‌شکافت و یا با آن شلاقش مرا می‌زد! اینها نمونه‌هایی است که در کتابهای اهل سنت با اسانید متعدد و بعضی از اسانید کاملا صحیح نقل کرده‌اند .

حال شما این برخورد خلیفه دوم را با برخورد امیرالمومنین سلام الله علیه مقایسه کنید و ببینید فاصله از کجا تا کجا است!

مجری:

از شما استاد عزیز ممنون و سپاسگزار هستیم . اینها فقط مباحث علمی بود که ما مطرح کردیم و به هر صورت به برادران اهل سنت و به مقدساتشان احترام می‌گذاریم. اینها مباحث عقلی است که اصلا جدای از روایات چه کسی را به عنوان خلیفه مسلمین انتخاب می‌کنیم ؟

تماس بینندگان

جناب آقای علی رضا از مشهد مقدس سلام و عرض ادب داریم.

بیننده:

سلام عرض می‌کنم خدمت شما . بنده خودم دوست اهل سنت داشتم و دارم اینها بسیار مؤدب هستند. حالا ما و عزیزان اهل سنت باید درباره حقیقتی که آیةالله حسینی قزوینی می‌گویند فکر کنیم و بهترین تصمیم را بگیریم. بر فرض محال پیامبر هیچ توصیه‌ای درباره خلافت نکرده باشند چرا خلیفه جاهل بر خلیفه عالم مقدم شد؟ اگر نام این، تقدیم مفضول بر فاضل -که جلسات قبل در موردش بحث شد- نیست ، پس چه هست؟ مگر امیرالمومنین نفرمود:

سلونی قبل أن تفقدونی

نهج البلاغه، ج٢، ص١٣٠ خطبه ١٨٩

هر چه می‌خواهید از من بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید.

به خدا قسم من به آسمان داناتر هستم. چه کسی در طول تاریخ چنین ادعایی کرده است؟! پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌و‌آله فرمودند: من شهر علم هستم و علی دروازه آن است. اگر خدا حکیم است اگر پیامبر به اینجا  رسیده‌اند که حکمت خدا است برای رسیدن به علم پیامبر هیچ راهی جز خود امام علی نیست.

 سوال من این است که آیا درست است که در بعضی از موارد قرآن موافق نظریه خلیفه دوم نازل می‌شد؟ اگر نازل می‌شده به چه کیفیتی بوده است؟

مجری:

خیلی متشکر. جناب آقای نارویی از زاهدان از برادران اهل سنت،

بیننده:

سلام خدمت حاج آقا محسنی و خدمت آیةالله حسینی قزوینی،

می‌خواستم درباره احادیثی که درباره حضرت عمر نقل کردید بگویم سخگیری حضرت عمر تأثیری هم داشت چون پیامبر فرمودند کسی که متعمدا احادیثی به دروغ از من نقل کند جای خودش را در جهنم آماده کند. ایشان هم سختگیریش بیجا نبود چون در زمان ایشان و حضرت ابوبکر  کسانی بودند که شاید جعل می‌کردند.

مجری:

نه! الان اعتراف خلیفه اول و  خلیفه دوم نشان می‌دهد که به این آیات و شأن نزولشان آگاهی نداشتند.

بیننده:

نکته بعد درباره تفاسیر اهل تشیع، در همان تفاسیر می‌بینیم مثل تفسیر آیه حمد در اصول کافی، تفسیر می‌کند که

الحمد لله ربّ العالمين.

یعنی اصلا امام حسن و امام حسین. آیا این تفسیر آیا تفسیر به رأی است یا نه؟ یا طبق قرآن است؟

استاد حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم! اینها روایتی را که نقل می‌کنند از ائمه علیهم السلام نقل می‌کنند. از خودشان که نیست. اگر روایت صحیح بود ما قبول می‌کنیم ولی اگر روایت صحیح نبود قبول نمی‌کنیم.

بیننده:

من در کتاب خیلی از علما دیده‌ام که گفته‌اند اصول کافی صحیح است.

استاد حسینی قزوینی:

کدام یک از علمای ما گفته‌اند اصول کافی صحیح است؟

بیننده:

آقای مازندرانی در شرح اصول کافی صفحه ٢٦ گفته است:

الکافی کاف لشيعتنا.

یا شیخ مفید، علامه مجلسی، آقای خوئی.

مجری:

اجازه بدهید تا استاد اینها را یکی یکی جواب بدهند.

استاد حسینی قزوینی:

عزیز من در رابطه با این روایت که فردی در مقدمه کافی آورده است می‌گوییم نه سند دارد و نه مدرک. بزرگان شیعه مثل مرحوم نوری و دیگران می‌گویند این

الکافی کاف لشيعتنا.

حتی در حدیث ضعیف مرسل هم وارد نشده است! مثل دهها روایت ساختگی دیگر که مثلا پیغمبر فرمود:

لو لم ابعث لبعث عمر بن الخطاب!

اگر من مبعوث نمی‌شدم عمر بن الخطاب مبعوث می‌شد!

این روایتی هم که حضرتعالی می‌فرمایید جعلی و دروغ است.

بیننده:

در کتابهای اهل تشیع است. آیا شما نمی‌توانید بر یک کتاب جمع بشوید و بگویید که آن صحیح است. آقای عاملی درباره کتاب کافی می‌گوید صحیح است. آیةالله خوئی می‌گوید صحیح است و  مناقشه در کافی کار عاجزان است.

استاد حسینی قزوینی:

آقای خوئی در کجا گفته است که کتاب کافی صحیح است؟ اگر عبارتی آوردید که آقای خوئی گفته باشد کافی صحیح است من ١٠ میلیون تومان به حضرتعالی جایزه می‌دهم! من ١٠ تا کلام از آقای خوئی برای شما نقل می‌کنم که می‌فرماید همه روایات کافی صحیح نیست. کافی هم روایت صحیح دارد و هم ضعیف.

بیننده:

استاد! چرا علمای تشیع جمع نمی‌شوند یک کتاب تفسیر بنویسد که این تفسیر اهل بیت است؟ در کتابهای خودما آمده که دینتان را از اهل بیت را بگیرید. حالا ما از کدام اصول بگیریم. آیا درباره تفاسیری از فاطمه زهرا یا حضرت زینب، نباید یک کتاب صحیح نوشته بشود؟!

مجری:

یک سوال از شما. الان شما کتاب صحیح دارید درست است؟

بیننده:

بله صحیح مسلم و صحیح بخاری را داریم.

مجری:

یعنی صحیح مسلم و بخاری دیگر صحیح هستند؟

بیننده:

بیشتر علما گفته‌اند این دو کتاب صحیح هستند.

مجری:

پس چرا آقایان وهابی بخاطر  بعضی احادیثی که در بخاری یا مسلم هست مناقشه می‌کنند؟ چرا الان می‌گویند که آیا سند فلان حدیث صحیح است؟ یا مثلا می‌گویند زید بن ارقم اشبتاه کرده است؟!

بیننده:

نه! من وظیفه خودم این است که اگر در صحیح بخاری هر حدیثی مخالف قرآن باشد من قبول نکنم .

مجری:

پس شما هم کتاب صحیح ندارید. شما جواب ما را دادید.

استاد حسینی قزوینی:

شما خودت جواب خودت را دادی! شما (اهل سنت) یک شعری فرموده‌اید در قافیه‌اش هم گیر کرده‌اید. گفته‌اید: صحیحترین کتابها بعد از قرآن، صحیح بخاری است. در صحیح بخاری دهها روایت جعلی و دروغ وجود دارد. مثلا بخاری روایت می‌کند پیغمبر اکرم دو یا سه مرتبه بر بالای کوه رفته و –نستجیر بالله- می‌خواسته خودکشی کند! یک جوان سنی یا یک جوان شیعی وقتی این را بفهمد که پیغمبر تصمیم به خودکشی داشته آیا نمی‌گوید پیغمبری که برای نجات امت آمده ولی خودش تصمیم بر خودکشی بگیرد چگونه می‌خواهد ناجی امت باشد؟

یا این روایت که پیغمبر در یک شب با ١١ تا از خانمهایش همبستر می‌شده است! عزیز من! این مطالب خجالت دارد! آدم نمی‌تواند مطرح بکند! آیا پیغمبر خودش این مطلب را گفته است؟! این خلاف غیرت است که یک مردی بیاید (مسائل خصوصی خانوادگیش را) بگوید. آیا نستجیر بالله همسران پیغمبر گفته‌اند؟! باز خلاف است. آیا انس بن مالک از درز در نگاه کرده است؟! برادر عزیزم شما یک شعری فرموده‌اید و در قافیه‌اش گیر کرده‌اید!

افزون بر این تمام کتابهای شما که صحیح نیست یک صحیح مسلم و یک صحیح بخاری دارید همانها را هم خود حضرتعالی می‌فرماید که هر چه در این دو کتاب خلاف قرآن است من قبول ندارم.

برادر بنیانگذار اخوان المسلمین نزدیک به  ٧٠ درصد صحیح بخاری را ناصحیح می‌دانست. شما در رابطه با مسند احمد، سنن ابن ماجه، سنن نسائی، موطأ مالک، نظرتان چیست؟ چرا اینها را تصحیح نکرده‌اید؟ یا احادیث صحیح مسند احمد بن حنبل که نزدیک به ٣٠ هزار روایت است. شما بیایید اینها را تفکیک کنید و بگویید مثلا از این ٣٠ هزار روایت ٥ هزار تا صحیح است. اصلا آن آقایانی که گفته‌اند صحیح بخاری و مسلم صددرصد صحیح است شما می‌گویید اشتباه کرده‌اند. ما یک قواعد رجالی داریم هر کس حدیث شناس است می‌رود قواعد رجالی را می‌خواند به هر روایتی رسید اگر با قواعد رجالی تطبیق می‌دهد می‌گوید این روایت معتبر است. اگر تطبیق نکرد می‌گوید معتبر نیست. بعضی از راویها هستند که مثلا ابن حجر درباره‌ آنها می‌گوید ثقه است ولی ذهبی می‌گوید ضعیف است. یحیی بن معین می‌گوید ضعیف است. خطیب بغدادی می‌گوید ثقه است. این دیگر توانایی آن عالمی است که به آن کتابها مراجعه می‌کند اجتهاد می‌کند که این روایت به اجتهاد من صحیح است. بر طبق همان هم عمل می‌کند . اگر دید یک روایت صحیح نیست بر طبق آن عمل نمی‌کند . این قاعده صحیح است.

 نه اینکه ما بیایم یک کتابی برداریم بگویم آقا صحیح است. من گفتم صحیح است. شاید آقای دیگری اجتهاد کند این روایت صحیح نیست. آن بنده خدا چه کار کند؟! بیاید از من تقلید کند؟! در اجتهاد را ببندیم؟

مجری:

خیلی ممنون. جناب آقای ناصر از آبدانان سلام و عرض ادب داریم خدمت شما.

بیننده:

سلام عرض می‌کنم. در سوره هود آمده است:

أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ

سوره هود، آیه١٧

بالاتفاق در تفسیر ثعلبی ، جامع البیان طبری ، تفسیر در المنثور سیوطی ، جامع الاحکام  و شواهد التنزیل تمام این علمای اهل سنت اجماع دارند که منظور از بیّنه در این آیه حضرت رسول خدا است و منظور از شاهد حضرت علی بن ابیطالب است. این هم یکی از فضائل بی‌شمار مولایمان حضرت علی است. که ما افتخار می‌کنیم  پیرو این مرد راستین هستیم. من یک سوالی از جناب آقای قزوینی دارم. آیا در صحیح مسلم آمده که امامت و جانشینی پیامبر ابلاغی است؟ چون فکر کنم اینطور روایتی را دیدم که مردی آمده خدمت حضرت رسول که من را جانشین خود قرار بده بعد حضرت رسول به او گفته‌اند امر الهی را به شما واگذار نمی‌کنم . آیا چنین چیزی وجود دارد؟ اگر وجود دارد آدرس دقیقش را به بنده نشان بدهید.

مجری:

درود بر شما. جناب آقای ابراهیمی نژاد از کرمان. سلام و عرض ادب دارم خدمتتان.

بیننده:

سلام علیکم. ضمن عرض تسلیت ایام شهادت آقا امام حسین علیه السلام و امام سجاد و همچنین اسارت اهل بیت عصمت و طهارت به شما دست‌اندرکاران دانشگاه ولایت. چند روز قبل به این شبکه وهابی کلمه که شبهه ایجاد می‌کرد که مگر در اطراف امام حسین آب نبود؟! چرا آقا امام حسین آب برنداشت؟ زنگ زدم و در جوابشان گفتم که شما قدرت انبیا را که همه آن از قدرت خدا بوده خداوند در قرآن به قوم طالوت می‌گوید وقتی که به آب رسیدید خدا شرط کرده است که اگر از آب نخورید ایمان دارید. تمام انبیاء به قدرت خدا توانستند کن فیکون کنند. ببینید! خداوند به اینها تشنگی داده ، گرسنگی داده و اسیری داده و با توجه به تقدیر الهی پیش می‌رفتند. در جواب این آقا گفتم که شما چرا انقدر از معاویه که به قول خودتان در تمام تفاسیرتان در آیه ٦٠ سوره اسراء می‌گوید اینها شجره ملعونه در قرآن هستند حمایت می‌کنید ولی درباره اهل بیت عصمت و طهارت که قرآن می‌گوید :

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى

سوره شوری، آیه٢٣

شبهه ایجاد می‌کنید . برداشت شما از اسلام مثل برداشتی است که شیطان داشته است. زمانی که خداوند می‌خواست آدم را خلق کند رو کرد به تمام ملائک که در مقابل این انسان سجده کنید. همه سجده کردند ولی ابلیس به خدا گفت من سجده‌ای برای تو بکنم که ٣ هزار سال طول بکشد همین حرفی که امروز وهابیت می‌گوید. برداشت شما از دین فرق می‌کند با برداشتی که خدا دارد. چون پیغمبر هیچ حرفی را از خودش نمی‌زند. تمام حرف پیغمبر وحی است و امروز شما برای اهل بیت شبهه ایجاد می‌کنید در مقابل حمایت می‌کنید از شجره ملعونه در قرآن. در جواب من حرفهای بچه‌گانه‌ای زد و گفت آیا اسم معاویه در مناطق سنی نشین بیشتر است یا اسم حضرت علی؟ من سوادی ندارم ولی ببینید چه استدلالی می‌کنند! یا به من گفت که چرا امام حسن علیه السلام با معاویه صلح کرد؟ مگر پیامبر معظم اسلام با مشرکان مکه صلح نکرد؟ آیا مشرکان مکه آدمهای خوبی بودند؟ و تمام این جریانات امروز فقط شبهه است یا اینکه می‌خواهند ما شیعیان را تهدید کنند و امروز من به تمام شیعیان دنیا بگویم که این عزاداری  ما یک خار چشمی برای وهابیهاست.

آنها از عزاداری ما بسیار می‌ترسند. من سوادی ندارم ولی این را می‌فهمم که تمام کارهایی که اینها با ماهواره و سایت و ایمیل می‌کنند در یک دهه عاشورا با عزاداری ما برای امام حسین علیه السلام از بین می‌رود. امام حسین قدرتش این بود که پیغمبر می‌گوید  حسین از من است و من از حسین.

مجری:

سپاسگزاری می‌کنم. جناب آقای موسوی از سنندج از برادران اهل سنت. سلام و عرض ادب داریم.

بیننده:

بنده هم سلام عرض می‌کنم. جناب آقای قزوینی بنده طی ٢ یا ٣ ماه اخیر در رابطه با عملیات انتحاری تحقیقی کردم. بعد از راه افتادن این شبکه‌های به اصطلاح توحیدی حالا چه ولایت، کلمه، وصال، اهل بیت، امام حسین آمار این عملیات انتحاری ٣٧ برابر شده است! الان علت چه هست که ما می‌آییم مثلا شبکه براه می‌اندازیم و مردم را به راه راست به راه توحید دعوت می‌کنیم. اما در یک طرف هم باعث ایجاد تفرقه می‌شویم. یعنی قبل از این شبکه‌ها اگر در ماه مثلا ١٠ نفر کشته شده است وقتی که این شبکه‌ها آمده‌اند ٣٧٠ نفر کشته شده‌اند. آیا این دامن زدن به اختلافات نیست؟

استاد حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم! من از حضرتعالی سوال می‌کنم در این شبکه‌ها کدام شبکه برای تکفیر و کشتن و انتحار تحریک می‌کند؟ آیا حضرتعالی در شبکه ولایت تا به حال شنیده‌اید که بگویند کشتن سنی واجب است کشتن وهابی واجب است و کشتن مسیحی واجب است؟ یا مثلا سنی کافر، وهابی کافر است؟

بیننده:

نه! بنده ندیده‌ام.

استاد حسینی قزوینی:

حتی آن کسی که اسلحه گرفته است که ما را بکشد از باب دفاع از خود کشتنش واجب است ولی ما او را کافر هم نمی‌دانیم می‌گوییم مسلمان است. غسلش می‌دهیم و نماز هم بر او می‌خوانیم در قبرستان مسلمین هم دفنش می‌کنیم .

 در همین شبکه‌های وهابی که شما دیده‌اید اینها دکتر دیلمی را آوردند آنجا به صراحت چندین بار گفت أیها الناس شیعه کافر است، شیعه کافر است، شیعه کافر است. قتل کافر هم که واجب است. این آقایان بارها در شبکه‌هایشان می‌گویند مذهب شیعه از مذهب فلان پرستهای هند هم بدتر است! مذهب متعفّن است!

وقتی به این شکل می‌آیند مطرح می‌کنند نتیجه‌ای غیر از ترور، انتحار و امثال این ندارد. ولی اگر شبکه ولایت نبود و این اطلاع رسانی را نمی‌کرد عملیات انتحاری شاید ٣٧٠ برابر می شد. باز به برکت شبکه ولایت که آمده اطلاع رسانی کرده است هم شیعه را روشن کرده است و هم سنیها را روشن کرده است. تعدادی از افرادی وهابی بودند مثل سلمان حدادی که می‌گوید  من ٥٠٠ نفر را وهابی کرده بودم، با شنیدن بحثهای ما از وهابی‌گری دست برداشته‌اند. مسلمان و شیعه شده‌اند. مثل سلمان حدادی که یک آدم مؤدب، معتدل است و در حال نشر مکتب شیعه است بدون اینکه بگوید سنی یا وهابی کافر است .

شما بزرگواری کنید در شبکه با دوستانمان آقای یزدانی و آقای ابوالقاسمی در برنامه‌شان تماس بگیرید تا بخشهایی از کلیپهای اینها و فتواهایشان به کفر و قتل شیعه و حتی به کفر و قتل اهل سنت را همراه با تاریخ صحبتشان برایتان نشان دهند. شما هم به عنوان یک سنی معتدل و مؤدب به همین شبکه‌ها زنگ بزنید و بگویید نتیجه این حرفهای شما این همه کشت و کشتار بوده است.

مجری:

در این کتابهایی که امسال در حج داده‌اند به صراحت گفته شده است که  قتل شیعه واجب است. شیعه باید کشته بشود.

بیننده:

من حرف شما را تأیید می‌کنم. من می‌دانم که یکی از بندهای اساسنامه دین آنها ایجاد تفرقه است. من این را خوب می‌دانم . اما شما هم یک مقدار به این تفرقه‌ها دامن می‌زنید!

استاد حسینی قزوینی:

مثلا یک نمونه بگویید.

بیننده:

چشم. نگاه کنید مثلا شما می‌آیید در این تریبون با صراحت اعلام می‌کنید که مثلا خلفا غاصب خلافت بودند. حالا به این کار ندارم که غاصب بودند یا نبودند. آیا مطرح کردن این در این شبکه به اختلافات دامن می‌زند یا نه؟

مجری:

نه! بحث ما در جایگاه امامت است و ما از کتابهای خود شما شناسه‌هایی را مطرح می‌کنیم و خیلی هم عذرخواهی می‌کنیم. آیا این جسارت است؟

استاد حسینی قزوینی:

آقای موسوی عزیز! وقتی در خود صحیح مسلم که از صحیحترین کتابهای شماست از قول خلیفه دوم نقل می‌کند که نظر علی بن ابیطالب نسبت به ابوبکر و عمر این بود که اینها گناهکار، دروغگو، خائن و حیله‌گر بودند، پس اولین کسی که اختلاف انداخته آقای مسلم است! شما با این می‌خواهید چه کار کنید؟

بیننده:

خواسته یا ناخواسته به اختلافات دامن می‌زند یا نه؟

استاد حسینی قزوینی:

شما این کتابها را می‌خواهید چه کار کنید؟ این کتابهای شما است کتابهای صحیح شماست. یعنی اگر کسی بیاید از صحیح مسلم یک روایتی را نقل کند اگر خود این روایت در صحیح مسلم باشد این اختلاف نیست؟

بیننده:

بله. ولی اگر شما این را مطرح نکنید بیشتر به این اختلافات دامن نمی‌زند و باعث ریختن خون مردم نمی‌شود.

مجری:

ما که قضاوتی که نمی‌کنیم آقای موسوی! ما احترام هم می‌کنیم  می‌گوییم به مقدسات اهل سنت احترام می‌گذاریم . فقط بخاطر  کسی که بخواهد تحقیق بکند مطرح می‌کنیم و باید خودش تصمیم بگیرد. ما که نمی‌خواهیم خدایی نکرده برای کسی وظیفه‌ای مشخص بکنیم و یا قاعده‌ای مشخص بکنیم.

بیننده:

تشکر می‌کنم از برنامه خوبتان.

استاد حسینی قزوینی:

من از ادب و متانت شما سپاسگزارم. اگر ما این مطالب را از کتب شیعه نقل کردیم شما حق دارید گلایه کنید. در صحیح بخاری جلد ٥ صفحه ٨٢ حدیث ٤٢٤٠، آمده است که امیرالمومنین به ابوبکر می‌گوید:

إنک إستبددت علينا بالأمر.

 تو در حق ما استبداد کردی.

این دیگر صحیح بخاری است! چطور اگر بخاری بیاید بگوید اختلاف نیست ولی اگر در شبکه ولایت مطرح بشود اینها اختلاف است؟‍! و اضافه بر این ما مورد هجمه و مورد ظلم قرار گرفته‌ایم. اینها شبانه روز دارند علیه ما مطلب پخش می‌کنند. ما داریم از خودمان دفاع می‌کنیم . ضمن اینکه ما احترام می‌کنیم حتی وقتی اسم ابوبکر را می‌آوریم می‌گوییم جناب ابوبکر ، جناب عمر، اسم عایشه را می‌آوریم می‌گوییم امّ المومنین. دیگر چه کار کنیم؟ اینها  را هم نگوییم؟ شما در کدام یک از شبکه‌های شیعی دیده‌اید که اسم خلفا را با احترام ببرند؟

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، جناب آقای انصاری ازگیلان. سلام و عرض ادب داریم خدمت شما.

بیننده:

سلام علیکم. اخیرا در یکی از شبکه‌ها در ارتباط با نقد زیارت جامعه کبیره بحثی را مطرح کرده‌اند و اینکه حتی علمای شیعی هم نقدهایی بر این زیارت نوشته‌اند. از جمله یکی از علمای بزرگ شیعی که از میرزای آَشتیانی هم اجازه اجتهاد دارند در کتاب نقد کتب و حدیث به این پرداخته‌اند. می‌خواستم دراین‌باره توضیحی بدهید. سوال دیگر هم اینکه درباره سند حدیث رفع القلم درباره نهم ربیع توضیح بفرمایید.

استاد حسینی قزوینی:

حدیث رفع القلم درباره نهم ربیع باطل و ضعیف است. در رابطه با زیارت جامعه کبیره ما شکی در صحت زیارت جامعه کبیره نداریم. علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه با سند صحیح نقل می‌کند . آیةالله العظمی خوئی به صحت زیارت جامعه کبیره نظر داده‌اند. سیره علما و مراجع ما عمل به زیارت جامعه کبیره بوده‌ است. در این هیچ شک و شبهه‌ای وجود ندارد و تمام مضامین این روایت با آیات قرآن و روایات صحیح تطبیق دارد. اگر یک آدم احمق و بی‌سوادی بگوید این زیارت، کفریات است، بخاطر بی‌سوادیش است. اگر بگوید که با عبارت

فصل الخطاب عندکم

من لایحضره الفقیه، ج٢، ص٦١٢

پس خدای عالم دیگر نستجیر بالله بیکار شده است و امثال این مشکل خودش است که نمی‌فهمد. ما چه کار کنیم؟! قرآن هم نخوانده است که خدا در قرآن درباره حضرت داود می‌فرماید:

وَآَتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ

سوره ص، آیه٢٠

ما به حضرت داود فصل الخطاب دادیم.

فصل الخطاب یعنی مرتبه قضاوت. آیا اینکه علی بن ابیطالب علیه السلام مرتبه قضاوت داشته باشد و به علم قضا آگاه باشد برای امیرالمومنین زیاد است؟! و یا بحث

و إياب الخلق الیکم و حسابهم عليکم

من لایحضره الفقیه، ج٢، ص٦١٢

به هیچ وجه با قرآن منافات ندارد ولی اینها نمی‌فهمند. اینها  چون نه قرآن خوانده‌اند و نه به سنت پیغمبر آگاهی دارند. از یک طرف قرآن می‌فرماید:

اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا

سوره زمر، آیه٤٤

خدا انسانها را قبض روح می‌کند .

از طرف دیگر هم می‌فرماید:

قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ

سوره سجده، آیه ١١

بگو ملک الموت که موکل بر شماست شما را قبض روح می‌کند.

آیا قبض روح کردن عزرائیل با آیه قبض روح کردن خدا منافات دارد؟!

تمام قضایایی که در عالم صورت می‌گیرد هیچ حول و قوه‌ای محقق نمی‌شود مگر باذن الله. نسبت دادن تمام امور به خدای عالم استقلالی است ولی نسبت به غیر خدای عالم غیراستقلالی است. الان که بنده دارم حرف می‌زنم اگر معتقد باشم این من هستم که مستقل از خدا با حول و قوه خودم دارم حرف می‌زنم، این کفر است ولی اگر بگویم باذن الله و به قدرت خدا حرف می‌زنم این عین توحید است.

وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى

سوره انفال، آیه١٧

اینجا هم

ما رمیت

آمده و هم

رمیت

آمده است.

و ما رميت

استقلالا بلکه

اللَّهَ رَمَى

اذ رميت

غیر استقلالی و اعطائی. این دیگر خیلی واضح و روشن است.

مجری:

جناب آقا رسول از ساری از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب داریم.

بیننده:

سلام علیکم. تشکر می‌کنم از شما، واقعا این شبکه ولایت یک دانشگاه شده است بخصوص برای من. واقعا از شما و از ادب و از شخصیت شما تشکر می‌کنم . دستبوس حاج آقای قزوینی هستم. دستانشان را می‌بوسم.

استاد حسینی قزوینی:

شما بزرگوارید! آقا و عزیز ما هستید.

بیننده:

از سندهایی که ارائه می‌دهند حاج آقا به خدا من واقعا روشن شدم الان ٥٠ تا ٦٠ جلسه است که من از اکثر استادهایی که از قم صحبت می‌کنند استفاده می‌کنم و واقعا روشن شدم. من خودم از اهل سنت حنفی هستم و خود بنده و خیلی از دوستانم ابوحنیفه را تا دیروز نمی‌شناختیم.

دیروز در مورد علت منع حدیث در زمان بعد پیغمبر مطالعه می‌کردم هم از منابع اهل سنت و هم از منابع شیعه . به یک بحث جالبی رسیدم که واقعا برای من جای تعجب بود که چرا منع احادیث شده است؟ علت چه بوده؟ با وجودی که حاکمان آن زمان بعد از پیغمبر و خلفا، خلفای اهل سنت بودند برای چه اینجا منع احادیث شده است؟ برای من خیلی مهم است که جوابش را بدانم.

استاد حسینی قزوینی:

چون فرصت ما بسیار کوتاه است، من فقط به آقا رسول عزیز آدرسهایی می‌دهم. به این آدرسها مراجعه و مطالعه کنند. کتاب تقیید العلم از آقای خطیب بغدادی صفحه ٥٤ . از علمای معاصر هم دکتر محمد عجّاج خطیب از اساتید دانشگاه الازهر کتابی دارد به نام اصول الحدیث، در صفحه ١٥٥ در رابطه با منع حدیث می‌گوید از عبدالله بن مسعود و غیره یک کتابی به دست ما رسید از مکه یا یمن

فيها أحاديث في أهل البيت ثم دعا بتست فيها ماء فجعل يميثها فيها

احادیثی در آن در فضائل اهل بیت بوده. سپس گفت تشتی بیاورید (تشتی آوردند که) در آن آب بود. این کتاب را داخل آب ریخت! همینطور با دستش مالش می‌داد!

به او گفتند:

فإن فيها أحاديث حسانا.

در این کتاب احادیث حسن و خوبی است.

ولی قبول نکرد و همه را در آب خمیر کرد!

آقا رسول بزرگوار! من گمان می‌کنم دیگر در خانه کس است یک حرف بس است! در کتاب الاغانی ابو الفرج هم آمده است که خالد قسری یکی از ولات بنی امیه به کسی دستور داد که سیره صحابه را بنویسد. آن شخص به خالد گفت:

فإنّه يمرّ بي الشيء من سير علي بن أبي طالب ، فأذكره ؟ فقال خالد : لا ، إلا أن تراه في قعر الجحيم

الاغانی، ج٢٢، ص١٥

در رابطه با شجاعت علی، در رابطه با سخاوت علی، عبادت علی، زهد علی، سیره علی بن ابیطالب به مطالب و احادیثی برمی‌خورم. آیا این احادیث را هم بنویسم؟ خالد قسری در پاسخ گفت: اگر یک مطلبی است که علی بن ابیطالب  را نستجیر بالله در قعر جهنم نشان می‌دهد بیاور!

یعنی اگر در رابطه با مذمت علی بن ابیطالب مطلبی هست، بیاور، ولی اگر در فضائل علی هست، نیاور!

اما در مورد سوال آن عزیزمان که آیا خلافت به دست خدای عالم است عرض می‌کنیم: بنی عامر خدمت رسول اکرم رسیدند و گفتند: یا رسول الله ما حاضر هستیم مسلمان بشویم ولی به شرط اینکه ما خلیفه بعد از تو باشیم! پیغمبر فرمود:

الأمر إلی الله يضعه حيث يشاء.

ثقات ابن حبان، ج١، ص٨٢

امر امامت بدست خداست هر کجا که خدا بخواهد قرار می‌دهد .

در صحیح مسلم آمده است که مسیلمه به رسول اکرم عرض کرد: حاضر هستم مسلمان بشوم به شرط اینکه خلافت بعد از تو به عهده من باشد! پیغمبر فرمود:

و لن أتعدی أمر الله فيک.

صحیح مسلم، ج٤، ص١٧٨٠

من امر الهی خلافت بعد از خودم را به هیچ وجه نمی‌توانم درباره تو اعمال کنم.

نووی هم می‌گوید:

فمعنی الأول لن أعدو أنا أمر الله فيک من أنّی لا أجيبک إلی ما طلبته ممّا لا ينبغي لک من الاستخلاف.

شرح النووی علی صحیح مسلم، ج١٥، ص٢٢

منظور از امر الهی، خلافت و جانشینی است.

سیوطی و قاضی عیاض هم همین تعبیر را دارند.

مجری:

ممنون و سپاسگزار هستیم.

اللهم عجل لوليک الفرج .

التماس دعا و خدا نگهدار.