سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٩٠ - خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟

خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟

کد مطلب: ٥٣٢٢ تاریخ انتشار: ٠٨ فروردين ١٣٩٢ تعداد بازدید: ١٦٩٤ سخنراني ها » شبکه ولايت خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
حبل المتين ٩٢/٠١/٠٨

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ٩٢/٠١/٠٨

مجري:

اگر لطف كنيد و خلاصه اي از مباحث قبل را مطرح كنيد، از شما ممنون خواهم شد.

استاد قزويني:

ضمن عرض تسليت ايام فاطميه، سال جديد را هم به همه عزيزان تبريك عرض مي كنم.

قبل از پاسخ به درخواست جناب آقاي محسني، به برخي از مباحثي كه امروز مطرح است، بپردازيم.

وهابيت هر روز بر جناياتي كه دارند، جنايت ديگري را اضافه مي كنند و بر صفحات سياه و ننگين تاريخ خودشان، صفحه سياه ديگري را مي افزايند.

ما در يكي از جلسات گذشته عرض كرديم كه يكي از مفتي هايشان فتوا داد: اشرار و تروريست هايي كه در سوريه مي جنگند و اين كساني كه دم از اسلام مي زنند؛ ولي امروز با يهود و نصاري و با آمريكا و صهيونيست دست به دست هم دادند و مسلمانان را مي كشند و به بهانه مبارزه با ظلم، فتوا داده بودند كه تمام زنان هاي علوي ها و شيعه ها براي مقاتلين و جهادگران حلال است و نيازي به عقد و ازدواج نيست.

اين ها اسراء جنگي هستند.

هنوز لكه ننگ اين، از صفحات سايت ها پاك نشده بود و مردم فراموش نكرده بودند كه فتواي يكي از جنايت پيشه گان شان، به نام محمد العريفي كه همواره عربده هاي مستانه، براي ايجاد اختلاف و تحريك اشرار در سوريه، در شبكه ها مي كشد، صادر كرد و عنوان آن را جهاد نكاح گذاشت.

در اين سايت هايي كه عزيزان مي بينند، فتوا داده است كه جهاد ديگري وجود دارد، به نام جهاد نكاح.

زن ها و دخترهايي كه بالاي ١٤ سال دارند كه يا ازدواج نكرده اند و يا طلاق گرفته اند، اين ها در كنار اشرار و تروريست هايي كه در سوريه مي جنگند بروند و نيازهاي جنسي رزمندگان را برطرف كنند.

اين خودش يك نوع جهاد است.

ما شنيده بوديم «جهاد المرأة حسن التبعل»؛ ولي جهاد المرأة حسن الفساد والفجور را نشنيده بوديم.

من گمان مي كنم كه براي همه دنيا و مسلمان ها و بعضي از اهل سنتي كه هنوز در غفلت هستند، قضيه را كاملا روشن كرده است.

گمان مي كنم كه بالاي ٤٠٠ تا از سايت ها با عكس اين عريفي فاسد و پليد، اين فتواي ايشان را روي سايت ها گذاشته اند.

بعضي از آقايان اهل سنتي كه غفلت دارند و مي گويند: اين ها وهابي نيستند و با ما اهل سنت يكي هستند.

اين جنايت و ظلم در حق اهل سنت است كه اين پليدها و اشرار را جزء اهل سنت بشمارند.

من گمانم كه براي آقاي عريفي اين فتوا نيازي نبود، اين ها كه ديشب آقاي عبد الشيطان دمشقيه را آورده بودند، ايشان فتوا مي داد.

خود ايشان اعتراف كرده بود كه من در دوران جواني همجنس باز بودم.

ما فيلم آن را هم پخش كرديم.

اگر اين رزمندگان بخواهند به فتواي اين آقا عمل كنند، نيازي به اين جهاد نكاح نيست.

اين آقا يك سري حرف هاي چرندي مي زند كه مثلا امام حسين سيد نبوده است و امام حسن سيد بوده است.

اين چرنديات به تو چه ربطي دارد.

شما برو پرونده ننگيني كه در زندگي ات رقم خورده است را درست كن.

اين ها خجالت هم نمي كشند.

ما گفتيم با اين كليپي كه از خودش پخش كرديم و اين برگي كه براي دانشگاه الازهر بود و نشان داديم كه مي گفت اين شخص فساد اخلاقي دارد، اين شخص خجالت مي كشد و ديگر نمي آيد؛ ولي اين ها به سنگ پاي قزوين هم گفته اند: زكي.

ما خدا را شاكر هستيم كه شخصيت هايي كه امروز عليه شيعه حرف مي زنند و بين شيعه و سني اختلاف مي اندازند و تحريك بر آدم كشي مي كنند، افرادي هستند كه اين چنين پرونده هاي ننگيني در تاريخ زندگي شان ثبت شده است.

مي خواستيم اين را اشاره كنيم كه بينندگان عزيز ما دقت كنند كه مخالفين ما اين ها هستند.

دشمنان اهل بيت اين چنين كساني هستند كه چنين فتاوا و سخناني دارند.

در رابطه با صحبت آقاي محسني كه بحث خلافت انتخاب يا انتصاب است، يكي از بحث هايي اساسي است كه من انتظار دارم كه عزيزان ما اين بحث را قشنگ دقت كنند.

ما در ١٠ مطلب داريم.

بعضي از مطالب را در جلسات گذشته كه جناب آقاي محسني براي صله ارحام به وطن رفته بودند، مطرح شد؛ اگر چه ما سوغاتي خرم آباد و بروجرد را نخورديم.

من خلاصه مطلب را عرض مي كنم.

بحث آيه خلافت حضرت آدم و داود، در بحث خلافت اصل است كه آيه ٣٠ سوره بقره و ٢٦ سوره ص به آن اشاره دارد كه خداي عالم نسبت به حضرت آدم مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً

سوره بقره آيه ٣٠

من هستم كه در روي زمين خليفه قرار مي دهيم.

جعل و نصب خليفه را خدا به خودش نسبت مي دهد.

نمي فرمايد: ملائكه، شما خليفه تعيين كنيد يا مردم شما خليفه را مشخص كنيد.

در رابطه با حضرت داود مي فرمايد: ما تو را خليفه قرار داديم، نه اين كه تو خليفه از طرف مردم هستي.

جناب قرطبي هم مي گويد: اين آيه، اصل در نصب امام و خليفه واجب الاطاعة است.

همين حرف را محمد امين شنقيطي كه مورد تأييد حضرات وهابييون است، ايشان هم مطرح مي كند و مي گويد: بحث امامت و خلافت، ركني از اركان دين است.

اين يكي از بحث هايي بود كه ما مطرح كرديم.

بحث ديگري كه ما مطرح كرديم، قضيه حضرت موسي بود كه از خداي عالم مي خواهد كه برادرشا را به عنوان خليفه و وزير نصب كند.

مي فرمايد:

وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي

سوره طه آيه ٢٩-٣٢

خدايا از خانواده من، برادر هارون را براي من وزير قرار بده.

نمي فرمايد: اي مردم من مي خواهم برادرم را خليفه قرار دهم يا اين كه اي مردم جمع شويد و براي من خليفه معين كنيد.

از خدا طلب مي كند.

بحث خلافت و وزارت به يد الله است، نه به يد الناس و نه به يد النبي.

خداي عالم هم مي فرمايد:

قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَي

سوره طه آيه ٣٦

موسي درخواست تو را ما به اجابت رسانديم و برادرت را وزير تو قرار داديم.

بعد از اين حضرت موسي به برادرش مي فرمايد:

اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي

سوره اعراف آيه ١٤٢

خليفه من در قوم من باش.

بحث سوم، قضيه حضرت طالوت بود كه بعد از رحلت حضرت موسي علي نبينا وآله وعليه السلام و تشتت اوضاع بني اسرائيل و حمله اي كه از سوي دشمنان بني اسرائيل بود، اين ها نزد يكي از پيامبران به نام اشمعيل آمدند و از او خواستند كه:

ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ

سوره بقره آيه ٢٤٦

يك فرمانده براي انتخاب كن كه ما در راه خدا تحت فرماندهي او بجنگيم و از كشور و شهر و ديار خودمان دفاع كنيم.

اشمعيل پيغمبر نفرمود: خودتان برويد كسي را انتخاب كنيد يا اين كه من انتخاب مي كنم؛ بلكه فرمود:

وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا

سوره بقره آيه ٢٤٧

خداي عالم جناب طالوت را به عنوان فرمانده انتخاب كرد.

اين ها اعتراض كردند و گفتند: اين كه ثروت آن چناني ندارد.

چرا اين خليفه و امير و فرمانده شود؟

قرآن از قول پيغمبر مي فرمايد:

إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ

سوره بقره آيه ٢٤٧

خداي عالم اين را براي شما انتخاب كرده است.

آنچه كه براي يك فرمانده وجود دارد از نظر تعهد و تخصص، ايشان واجد آن است.

بزرگان اهل سنت هم مثل ابو حيان اندلسي و ابن كثير دمشقي مي گويند:

أختاره لكم من بينكم والله أعلم به منكم لست أنا الذي عينته من تلقاء نفسي بل الله أمرني به لما طلبتم مني ذلك

تفسير ابن كثير، ج ١، ص ٣٠٢

خداي عالم اين فرمانده را انتخاب كرده است و او آگاه به امور شما است.

اشماعيل پيغمبر مي فرمايد: من از ناحيه خودم اين را انتخاب نكردم؛ بلكه خدا به من دستور داده است.

همين قضايا را ما در رابطه با حضرت امير داريم.

در آيه ٦٧ سوره مائده كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

ما عرض كرديم كه در كتاب روح المعاني آقاي آلوسي از قول عبد الله بن مسعود نقل مي كند كه ما در زمان نبي مكرم اين آيه را اين طور مي خوانديم:

ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

روح المعاني، ج ٦، ص ١٩٣ و الدر المنثور، ج ٣، ص ١١٧

به مردم برسان كه علي ولي امر مؤمنين است و اگر نرساني، رسالت نا تمام است.

در آنجا هم مي فرمايد: پيغمبر تو به مردم برسان.

آقاي شوكاني در كتاب البدر الطالع جلد ٢ صفحه ٦٠ مي گويد:

بلغ ما أنزل اليك من ربك أن عليا مولي المؤمنين

آنچه كه آلوسي دارد اين است:

ربك إن عليا ولي المؤمنين

روح المعاني، ج ٦، ص ١٩٣

نمي فرمايد: پيغمبر تو جانشين را انتخاب كن؛ بلكه مي فرمايد: به مردم برسان.

اگرچه پيغمبر هر چيزي كه بگويد:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم آيه ٣ و ٤

ما به اين نتيجه رسيديم كه قضيه حضرت آدم و داود و طالوت، اين ها انتخاب از ناحيه خداي عالم بود.

آخرين سؤالي كه برادر عزيزمان آقاي اسماعيلي در رابطه با انتخاب ابراهيم براي امامت؛ همانند انتخاب براي نبوت داشتند، گفتيم: خداي عالم در سوره مريم آيه ٤٩ و سوره بقره آيه ١٢٤ هم نسبت به نبوت حضرت ابراهيم مي فرمايد: ما نبوت حضرت ابراهيم را جعل كرديم و او را نبي قرار داديم و مي فرمايد:

وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا

سوره مريم آيه ٤٩

هم نسبت به امامت حضرت ابراهيم مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره آيه ١٢٤

در اينجا خداي عالم ابراهيم را امام قرار داده است.

نفرموده است:

ايها الناس واجعلوا ابراهيم اماما

مردم ابراهيم را امام كنيد.

نفرمود: ابراهيم خودت را به عنوان امام معرفي كن.

حضرت ابراهيم كه ديد اين مقام امامت خيلي مقام شامخ و با ارزشي است، اين مقام را براي ذريه اش درخواست كرد و خداي عالم هم نفرمود: اين ذريه ات امام مي شوند يا نه.

فرمود:

لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره آيه ١٢٤

خداي عالم از امامت به عنوان عهد استفاده كرده است و فرمود: عهد من به ظالمين نمي رسد.

اين امامت كه عهد الله است، ظالمين از آن محروم هستند.

اين خلاصه بحث ما بود.

مجري:

قضيه حضرت ابراهيم را براي بينندگان مطرح كنيد.

استاد قزويني:

در رابطه با قضيه حضرت ابراهيم، خداي عالم حضرت ابراهيم متعدد امتحان مي كند.

وَإِذِ ابْتَلَي إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ

سوره بقره آيه ١٢٤

وقتي از امتحان ها سر بلند بيرون مي آيد، خداي عالم مي فرمايد:

قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره آيه ١٢٤

ما در يك بحثي ثابت خواهيم كرد كه مقام امامت، خيلي بالاتر از مقام نبوت است؛ چون حضرت ابراهيم در همان دوران جواني به امامت رسيده است.

وقتي كه بت ها را شكسته شد و دنبال متهم مي گشتند، يك جواني كه ابراهيم نام داشت و حال آن كه حضرت ابراهيم تا پيري فرزند نداشت و فرزندان حضرت ابراهيم بعد از دوران پيري به دنيا آمدند.

اين نشان مي دهد كه حضرت ابراهيم كه از دوران جواني خداي عالم نبوت را به او ارزاني داشته است، امتحان هاي متعددي داشته است و گرفتار قضاياي حضرت سارا و حضرت هاجر بوده است و قضيه كشتن فرزندش اسماعيل بوده است كه داستان خيلي مفصلي دارد.

بعد از اين كه از همه امتحان ها سر بلند بيرون مي آيد، خداي عالم به او اين جايگاه را عنايت مي كند.

بلا فاصله بعد از اين، حضرت ابراهيم اين را براي فرزندان خودش طلب مي كند.

قرآن مي فرمايد:

لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره آيه ١٢٤

نمي فرمايد: امامت.

مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي

سوره بقره آيه ١٢٤

ما تو را امام قرار داديم، آيا از ذريه من هم به اين مقام مي رسند؟

خدا نمي فرمايد كه مي رسند يا نمي رسند.

نمي فرمايد: آن دسته از ذريه خوب تو مي رسند و ذريه بد تو نمي رسند.

امامت را هم مطرح نمي كند.

مي فرمايد:

قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره آيه ١٢٤

اين عهد من به ظالمين نمي رسد.

مراد از عهد همان امامت است.

امامت عهد الله است.

امامت يك چيزي است كه بايد از ناحيه خداي عالم معين شود؛ مثل نبوت است.

بعضي از بزرگان اهل سنت مثل جناب آقاي بيضاوي كه متوفاي ٦٨٥ است، مي گويد: اين قسمت آيه در حقيقت جوابي است بر درخواست حضرت ابراهيم كه اين ذريه ظالم او:

لا ينالون الإمامة لأنها أمانة من الله تعالي وعهد والظالم لا يصلح لها وإنما ينالها البررة الأتقياء منهم وفيه دليل علي عصمة الأنبياء من الكبائر قبل البعثة وأن الفاسق لا يصلح للإمامة.

تفسير البيضاوي، ج ١، ص ٣٩٨

كسي كه ظالم باشد و كوچك ترين ظلم از او صادر شده باشد و معصوم نباشد، اين به مقام امامت و خلافت نمي رسد؛ چون امامت و خلافت امانت و عهد الهي است و آن كسي كه ظلم كرده است، براي آن صلاحيت ندارد.

يكي از مصاديق ظلم شرك است.

كسي كه در دوران عمرش براي يك لحظه بت پرستي كرده است نمي تواند امام باشد.

إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ

سوره لقمان آيه ١٣

اگر يك آن بت پرست و مشرك بوده است، اين صلاحيت براي امامت را ندارد.

اين خيلي واضح و روشن است.

من انتظار دارم كه آن وجدان هاي خفته يك مقداري خودشان را تكان دهند.

جناب طبري از مجاهد مفسر نامي اهل سنت نقل مي كند:

لا ينال عهدي الظالمين قال لا يكون إمام ظالما

تفسير الطبري، ج ١، ص ٥٣٠

امام نمي تواند ظلم كند.

شما اين را كنار آن عبارتي كه ابي كعب مي گويد بگذاريد كه به خليفه دوم مي گويد:

لا تكونن عذابا علي أصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم قال سبحان الله إنما سمعت شيئا فأحببت أن أتثبت

الأذكار، ج ١، ص ٢٦١

آيا اين ظلم است؟

ما دنبال قضاياي ديگر نمي گرديم، اين را كنار حديث صحيح مسلم بگذاريد كه مي گويد:

كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٣٧٨

آيا اين ها با هم مي سازد؟

ابن كثير دمشقي به صراحت مي گويد: خداي عالم از اين آيه، جايگاه رفيع و والاي حضرت ابراهيم را نشان مي دهد كه او را بعد از سپري كردن عمري در نبوت و پشت سر گذاشتن يك سري از امتحانات سخت، او را براي مردم امام قرار داده است.

اين مطلب در كتاب تفسير ابن كثير در جلد ١ صفحه ١٦٩ آمده است.

حضرت رضا سلام الله عليه در روايتي كه در كتاب كافي مي فرمايد:

فَقَالَ الْخَلِيلُ سُرُوراً بِهَا ومِنْ ذُرِّيَّتِي

الكافي (مُشَكَّل)، الشيخ الكليني، ج ١، ص ١٩٩

وقتي خداي عالم حضرت ابراهيم را به عنوان امام معين كرد، خيلي خوشحال و مسرور شد.

جايگاه، يك جايگاه خيلي خوبي است.

هر پدري دوست دارد كه چيز خوبش به فرزندانش برسد، آيا اين براي فرزندان من هم است؟

آن آقاياني كه مي گويند: بحث امامت در ائمه خانوادگي است، يك مقداري چشم هاي غشاوت كشيده شان را باز كنند و پنبه هايي را كه در گوش شان گذاشته اند، بيرون كنند.

بعد مي فرمايد:

قَالَ اللَّه تَبَارَكَ وتَعَالَي: لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ فَأَبْطَلَتْ هَذِه الآيَةُ إِمَامَةَ كُلِّ ظَالِمٍ إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ

الكافي (مُشَكَّل)، الشيخ الكليني، ج ١، ص ١٩٩

بعد حضرت رضا مي فرمايد:

فَأَبْطَلَتْ هَذِه الآيَةُ إِمَامَةَ كُلِّ ظَالِمٍ إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ

الكافي (مُشَكَّل)، الشيخ الكليني، ج ١، ص ١٩٩

اين آيه امامت تمام ظالمين و ستمگران را تا قيامت باطل كرد.

وصَارَتْ فِي الصَّفْوَةِ

الكافي (مُشَكَّل)، الشيخ الكليني، ج ١، ص ١٩٩

آن كساني كه خداي عالم بايد آن ها را انتخاب كند.

مجري:

چرا خداوند در اينجا مشخص نكرد كه آيا به فرزندان حضرت ابراهيم امامت مي رسد يا اين كه امامت نمي رسد؟

استاد قزويني:

خداي عالم در اينجا مي خواهد كه يك قانوني را معين كند.

مشخص است كه بعد از نبي مكرم، جمعيت و مسلمان ها دچار انحراف خواهند شد.

حديث افتراق امت را كه با سند صحيح بيان كردند مثل ترمذي در جلد ٤ و در صفحه ١٣٤ و در صفحه ١٣٥ نقل كرده است و حاكم نيشابوري در كتاب مستدرك در جلد اول صفحه ٦ نقل مي كند يا در صفحه ١٢٩ نقل مي كند، اين ها نشان مي دهد كه امت اسلامي بعد از نبي مكرم دچار تفرقه و چند دسته گي و انحراف خواهند شد.

براي همين خداي عالم در اينجا مي خواهد كه اتمام حجت كند.

مي فرمايد: بحث امامت و بحث خلافت يك بحث عادي و مردمي نيست.

اين بحث فقط در اختيار خداوند است.

اين امامت عهد الله است و به عنوان يك پيمان الهي است كه به هر كسي نمي رسد.

لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره آيه ١٢٤

نفرموده است:

لا ينال عهدي الفاسقين يا الكافرين والمشركين

كسي كه كوچك ترين ظلمي از او صادر شده باشد، به او نمي رسد.

چه اين ظلم به خودش باشد يا به ديگران باشد.

وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ

سوره طلاق آيه ١

هر كس حد الهي را تجاوز كند، در حق خودش ظلم كرده است.

إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ

سوره لقمان آيه ١٣

كسي كه داراي مقام عصمت نباشد و از طرف خداي عالم مؤيد به روح القدس نباشد، قطعا دچار ظلم و لغزش خواهد شد.

خداي عالم در اينجا مثل همان آيه اطيعوا الله و اطيعوا الرسول واولي الامر منكم، كه فخر رازي مي گويد: اين آيه به صراحت دلالت بر عصمت اولي الامر مي كند؛ چون اگر اولي الامر معصوم نباشند و يك رأي خلاف از روي اشتباه و خطا يا از روي عمد دهند، اين تناقض در كلام خدا است كه خدا مي فرمايد: اين را بدون چون و چرا اطاعت كنيد و از آن طرف اين شخص دستور خلاف شريعت دهد؛ يعني خدا مي گويد: اين خلاف شريعت را عمل كن.

اين تناقض در حكمت الهي است و فلسفه بعث انبياء با اين منافات دارد كه خداي عالم يك پيغمبري را بفرستد و بعد بفرمايد: هرچه كه اين گفت، عمل كنيد؛ ولي اين نه مصون از اشتباه است و نه مصون از خطا و نه سهو و نه گناه است.

كلمه عهد الله كه به ظالم نمي رسد، عهد الله يك شرايطي دارد.

آن شخص بايد از نظر تقوا و ديانت و ايمان، به يك مرحله اي برسد كه به هيچ وجهي نه در پرونده گذشته او و نه حال او و نه آينده او كوچك ترين آلودگي به ظلم و گناه نباشد.

كسي كه دروغ مي گويد، آيا مصداق تجاوز از حدود الهي است يا نه؟

كسي كه غيبت مي كند، كسي كه يك خانم از ترس او وضع حمل مي كند، كسي كه شلاق برمي دارد و صحابه را مي زند يا صحابه را عذاب مي كند يا كسي كه در آخر عمرش پشيمان مي شود كه من دستور دادم فلان شخص را در آتش بسوزانند و دستور دادم كه به خانه حضرت زهرا به زور وارد شوند، اين ها از مصاديق ظلم است.

ظلم كه شاخ و دم ندارد.

اين كاملا اين قضيه را تثبيت و روشن مي كند.

خداي عالم مطالبش را بيان مي كند.

فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ

سوره يوسف آيه ٢٩

آن كه مهم است، اتمام حجت است.

الحمد لله امروز به بركت اين شبكه ها به ويژه شبكه ولايت، من گمان نمي كنم كه براي احدي حجت تمام نشده باشد.

الان اين قضايا در درون تمام خانه ها رفته است و ما هم آماده شنيدن سؤالات و اشكالات و انتقادات دوستان هستيم.

الان بيش از ٢ سال است كه التماس و تقاضا مي كنيم كه بياييد با هم به صورت دوستانه حرف بزنيم.

اگر تصور مي كنيد كه شيعه مشرك و لا مذهب و بي دين است، بياييد تا با هم صحبت كنيم.

من يكي از بحث هاي آقاي حيدري را كه براي اوائل هفته بود و براي من فرستاده بودند، نگاه مي كردم و ديدم كه در يك سخنراني بيش از ٤٠ فحش و توهين دارد.

اين دليل بر اين است كه اين آقا حرفي براي زدن ندارد.

از مناظره فرار مي كند و از گفتگو فرار مي كند و در بحث رجال، الفباي علم رجال را بلد نيست و در زباله داني مي افتد و در كشي (به فتح كاف) و كشي (به كسر كاف) گير مي كند.

واقفي و فتحي سر جاي خودش.

اگر بنا است كه ملاك، نظر بزرگان اهل سنت باشد، از اصحاب اجماع است.

بزرگان ما اتفاق نظر بر وثاقت اين شخص دارند.

مي گويد: اين آقا در رابطه با تحريف قرآن روايت آورده است و فلان آقا هم گفته است: اگر كسي معتقد به تحريف قرآن باشد كافر است، علي بن ابراهيم هم كافر است.

بنازم به اين استدلال.

با اين استدلالت عمه ات به قربانت برود.

انسان نمي داند كه به عقل اين آقايان بخندد يا گريه كند.

آن وقت به حضرت ولي عصر ارواحنا فداه و عقيده بيش از ٥٠٠ ميليون شيعه اهانت و جسارت مي كنند.

اگر جسارت هم نكنند و فحش ندهند، جاي تعجب است؛ چون با آن سوابقي كه ما از اين آقا پخش كرديم، از آن مشنگ و ملنگ، بايد هم اين آقا اين طوري باشد و اگر غير از اين باشد خلاف طبيعت است.

ما گفتيم: اگر راست مي گوييد كه شيعه مشرك است و مذهب شيعه، مذهب بي خودي است و مهدويت موهوم است، بياييد صحبت كنيم.

انتخاب موضوع را هم به عهده شما گذاشتيم.

الان هم كه بحث آمدن به ايران با آن پرونده ننگيني كه شما داريد، منتفي است.

شما كه دم از ايراني بودن مي زنيد؛ ولي به نظر همه وطن فروش هستيد و شما نبايد از ايراني بودن دم بزنيد.

شما بياييد به صورت استديو به استديو بحث را شروع كنيم و مردم دنيا هم به قضاوت بنشينند.

ميليون ها بيننده بحث ها را مي بينند.

الان آن زمان نيست كه مثل ابن تيميه اي كه به تعبير علماي بزرگ، منافق و پليد و كسي است كه امامش شيطان است، چند نفر از عوام را گير بياورد و افكار آن ها را تخدير كند.

الحمد لله امروز، خداي عالم با اين امكاناتي كه در اختيار ما قرار داده است، حجت را بر همه روشن و واضح كرده است.

مجري:

آيا اين عهد به صالحين ذريه حضرت ابراهيم مي رسد يا خير؟

استاد قزويني:

خدا در آيه ١٢٤ فقط جنبه نفي آن را مطرح كرد.

فرمود : به ظالمين نمي رسد، مفهوم آن اين است كه كساني كه ظالم نباشند، مي رسد.

شايد كسي بگويد: مفهوم كه حجت نيست.

در آيه ٧٢ سوره انبياء مي فرمايد:

وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ

ما حضرت اسحاق و يعقوب را به حضرت ابراهيم بخشيديم و اين ها را صالح قرار داديم.

در آيه مي فرمود:

لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره آيه ١٢٤

در اينجا مي فرمايد:

وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ

سوره انبياء آيه ٧٢

جعلنا صالحين يعني عصمت.

العصمة بيد الله، العصمة من عصمه الله

ما اين ها را صالح قرار داديم.

وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا

سوره انبياء آيه ٧٣

در آنجا مي فرمايد:

لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره آيه ١٢٤

در اينجا مي فرمايد:

وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا

سوره انبياء آيه ٧٣

در رابطه با نبي مكرم، از فرزندان حضرت ابراهيم است و بهترين و شايسته ترين و لايق ترين فرزند حضرت آدم علي نبينا وآله وعليه السلام است كه هم صالح است و هم شايستگي براي امامت دارد.

إِنَّ أَوْلَي النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آَمَنُوا وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ

سوره آل عمران آيه ٦٨

ما در روايات متعدد داريم كه مراد از الذين آمنوا، ائمه عليهم السلام هستند.

اين طور نيست كه ما بگوييم: همه مؤمنين؛ مؤمنين هم صالح و هم طالح دارند.

بخاري هم در صحيح خودش يك روايتي دارد كه خيلي جالب است.

مي گويد:

إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَي آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إبراهيم وَآلَ عِمْرَانَ علي الْعَالَمِينَ إلي قَوْلِهِ يَرْزُقُ من يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٢٦٤

خدا آدم و نوح را انتخاب كرده است؛ نه اين كه مردم انتخاب كرده است.

٢ نفر از پيامبران نام برده است و ٢ نفر هم از آل پيامبران.

خداوند آل ابراهيم و آل عمران را انتخاب كرده است.

ابن عباس مي گويد:

وَآلُ عِمْرَانَ الْمُؤْمِنُونَ من آلِ إبراهيم وَآلِ عِمْرَانَ وَآلِ يَاسِينَ وَآلِ مُحَمَّدٍ صلي الله عليه وسلم يقول إِنَّ أَوْلَي الناس بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهُمْ الْمُؤْمِنُونَ وَيُقَالُ آلُ يَعْقُوبَ أَهْلُ يَعْقُوبَ فإذا صَغَّرُوا آلَ ثُمَّ رَدُّوهُ إلي الْأَصْلِ قالوا أُهَيْلٌ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٢٦٤

مي گويد: همين آل محمد هستند كه مؤمن هستند، نه هر كسي.

خيلي زيبا است.

مرحوم كليني هم از امام باقر سلام الله عليه نقل مي كند كه مراد از والذين آمنوا كه در آيه شريفه اي كه ما آورديم:

هم الأئمة عليهم السلام

الكافي، الشيخ الكليني، ج ١، ص ٤١٦

اين ها ائمه عليهم السلام هستند نه هر كس ديگري.

طبري هم از قتاده نقل مي كند:

إن الله اصطفي آدم ونوحا وآل إبراهيم وآل عمران علي العالمين عليهم السلام قال ذكر الله أهل بيتين صالحين ورجلين صالحين ففضلهم علي العالمين

تفسير الطبري، ج ٣، ص ٢٣٤

خدا ٢ دودمان صالح كه آل ابراهيم و آل عمران باشند و ٢ مرد صالح را نام مي برد.

حضرت موسي را مطرح مي كند و اين ها را به عنوان آل عمران مطرح مي كند و مي گويد: نبي مكرم هم از اين ها هستند.

بعد مي گويد:

فكان محمد من آل إبراهيم

تفسير الطبري، ج ٣، ص ٢٣٤

محمد از آل ابراهيم است.

در حديث بخاري مي گفت: مراد از آل عمران آل محمد هم هستند.

اينجا مي گويد:

فكان محمد من آل إبراهيم

تفسير الطبري، ج ٣، ص ٢٣٤

قرطبي هم مي گويد:

وأن محمدا صلي الله عليه وسلم من آل إبراهيم

تفسير القرطبي، ج ٤، ص ٦٢

ابو حيان اندلسي هم كه صاحب تفسير البحر المحيط است، مي گويد:

وقيل: ياسين هو اسم محمد صلي الله عليه وسلم

تفسير البحر المحيط، ج ٧، ص ٣٥٨

ما اينجا در رابطه با بحث آل ياسين بحث زياد داريم كه متأسفانه در قرآن هاي موجود، ال ياسين نوشته اند.

ان شاء الله ما در جلسه بعدي در اين رابطه صحبت خواهيم كرد.

اگر به سوره صافات آيه ١٣٠ مراجعه كنند، در آنجا از بيش از ٥٠ كتاب اهل سنت ثابت مي كنيم كه مراد از كلمه ال ياسين، آل ياسين است.

بيننده آقا خير الله از تبريز:

من دارم منفجر مي شوم.

(بيننده تركي صحبت مي كند)

با برخي از مشكلاتي كه ما داريم، بعضي از وقت ها از شدت غم زانوي غم بغل مي گيريم؛ اما وقتي كلام معصومين عليهم السلام را مي شنويم و اين طور بحث اثبات ولايت و امامت ائمه مان را از آيت الله قزويني مي شنويم، واقعا پرواز مي كنيم.

من مي توانم به راحتي بگويم: من ٤ ماه است كه شاگرد شبكه ولايت هستم و برنامه هاي شما را؛ مخصوصا برنامه قضاوت با شما و تريبون آزاد و سراب وهابيت و كلمه طيبه را ضبط مي كنم و خلاصه برداري مي كنم.

بعد در فيس بوك يا در جاي ديگر با اهل سنت و وهابيت صحبت مي كنم.

ديشب شبكه كلمه داشت به خانم فاطمه زهرا توهين مي كرد و بعضي از شبهات را وارد مي كرد.

من ديشب زنگ زدم و با يك مقدمه مي خواستم سؤالم را بپرسم كه من را در همان مقدمه قطع كردند.

جناب علامه قزويني يك حرفي زدند كه خيلي هم زيبا است و گفتند: خدا را شكر كه دشمنان ما اين طور افراد هستند.

آقاي دمشقيه اقرار كردند كه من همجنس باز بودم.

مثال ديگر آن كلهر است كه خودشان هم به صورت علني همجنس بازي خودشان را اقرار كردند.

الحمد لله الله الذي جعل أعدائنا من الحمقا وبلها

خدا را شكر مي كنم كه در دين و مذهب شيعه ما كساني مثل علامه قزويني و آقاي ابوالقاسمي و كسان ديگري است.

من از شبكه ولايت متشكر هستم.

خدا شما را خير دهد.

من دست تك تك شما را مي بوسم.

بيننده آقاي نوري از سنندج از اهل سنت:

من چند روز پيش يك سؤالاتي از شما كردم.

مجري:

بحث وضو بود كه شما گفتيد: همه مباحث حل شده است؛ ولي قضيه وضو كه چرا ارجلكم منصوب است، براي شما حل نشده است.

بيننده:

من الان هم همان سؤال را دارم.

ارجلكم در نص قرآن به فاغسلوا برمي گردد يا خير؟

اگر به به فاغسلوا برمي گردد كه وضوي ما اهل سنت درست است.

اگر غير از اين است دليل شما چيست؟

شما گفتيد: به عقيده شما صحابه من خوطب است.

شما من را به يك جايي فرستاديد كه اگر من سؤالم را بپرسم مشخص مي شود كه پيشگويي شما در رابطه با من صحيح نبود.

من اگرچه از شما سؤالاتي مي پرسم، از صحابه هم سؤالاتي پرسيدم؛ ولي به نتيجه نرسيدم.

من بارها گفتم كه اين عقيده و حرف دل من است.

خداوند در قرآن مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

سوره نساء آيه ٥٩

اطاعت رسول در كنار خداوند بر مؤمنين يا صحابه واجب شده است.

خداوند همان جا به رسولش امر مي كند:

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

سوره شوري آيه ٢٣

من از آقايان صحابه سؤال كردم: دوستي شما با رسول كجا بوده است؟

اگر دوست بوديد و به فرزندان پيغمبر مودت داشتيد، قبر دختر پيامبر كجا است؟

چرا حضرت علي كه خليفه چهارم ما بود، چند سال قبرش مخفي بود؟

جنازه اش ٢ روز در زمين ماند.

چرا جنازه امام حسن تيرباران شده است؟

جنازه حضرت حسين كه صلوات و سلام خدا بر او باد، اين را چه عرض كنم.

در مورد فرزندان شان هم سؤال كردم كه به نتيجه اي نرسيدم.

در كتاب سليم بن قيص آمده است كه همه صحابه مرتد شدند به جز ٥ نفر.

ام المؤمنين عائشه گفته است: همه مرتد شده است و اين ٥ نفر را هم استثناء نكرده است.

در سوره احزاب نقاب از چهره اين ها برمي دارد.

من از اين اشخاص بپرسم كه وضو چه طور است؟

من چون در قرآن آمده است به اين استناد مي كنم و اين قشنگ هم است؛ مگر اين كه شما با دليل قاطع بيان كنيد.

استاد قزويني:

من امشب كاري مي كنم كه حضرت عالي با خيال راحت بخوابيد.

اگر نماز مغرب و عشاء را با پاي شسته خوانديد، دوباره وضو بگيرد و با مسح پا نماز بخوانيد.

شما بزرگواري كنيد و اين مطالبي را كه بيان مي كنم يادداشت كنيد.

متأسفانه پاورپوينت نيست و به صورت آفيس است؛ ولي مسئله خيلي روشن و واضح است.

شما اهل علم و فضل هستيد.

در آيه ٦ سوره مائده مي فرمايد:

فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَي الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَي الْكَعْبَيْنِ

يك فاغسلوا داريم كه يك فعل است و يك وامسحوا داريم كه فعل ديگري است.

شما ٢ عامل داريد كه يك معمول برءوسكم و يك معمول هم أرجلكم است.

از نظر ادبيات عرب، اگر ٢ عامل بر يك معمول تنازع كنند، مي گويند: أقرب عامل بايد عمل كند.

شيعه مي گويد: وامسحوا عمل كرده است و سني مي گويد: فاغسلوا عمل كرده است.

هر دو هم صلاحيت دارد.

فخر رازي مي گويد:

لكن العاملان إذا اجتمعا علي معمول واحد كان إعمال الأقرب أولي

التفسير الكبير، ج ١١، ص ١٢٧

اگر ٢ عامل بر يك معمول جمع شود، آن عاملي كه نزديك است بايد عمل كند.

وامسحوا بايد عمل كند نه فاغسلوا.

فوجب أن يكون عامل النصب في قوله وَأَرْجُلَكُمْ هو قوله وَامْسَحُواْ فثبت أن قراءة وَأَرْجُلَكُمْ بنصب اللام توجب المسح أيضاً

التفسير الكبير، ج ١١، ص ١٢٧ و ١٢٨

واجب است كه وامسحوا در ارجل عمل كند، اگر ما ارجل را به نصب هم بخوانيم، باز هم واجب است كه مسح كنيم.

جناب آقاي انباري و ديگر كتب مي گويند:

عطف الارجل علي الأيدي يترتب عليه الفصل بين العامل والمعمول بأجنبي بلا ضرورة

شما اگر بخواهيد بگوييد: فاغسلوا به ارجلكم عمل كرده است، شما ببينيد كه وجوهكم و أيديكم و الي المرافق و وامسحوا و برءوسكم، تمامي اين ها بين عامل و معمول فاصله شده است.

فاصله شدن بين عامل و معمول، بدون ضرورت صورت نمي گيرد و معمولا در ضرورت شعري مي گويند: اشكالي ندارد و اگر ضرورت اقتضاء نكند، اين باطل است.

خداي عالم مي فرمود:

فاغسلوا وجوهكم و أيديكم الي المرافق و أرجلكم

بعد مي فرمود:

وامسحوا برءوسكم

اين چه اشكالي داشت؟

ارجلكم را جلو مي آورد كه فاغسلوا در او عمل كند.

تعدادي از قراء سبعه ارجلكم به كسر لام ارجل خوانده اند و به فتح نخوانده اند؛ چون اگر ارجل به فتح بخوانيم، عطف بر محل برءوسكم است.

برءوسكم جار و مجرور است كه محلا منصوب است و مفعول به با واسطه وامسحوا است كه ظاهرا مجرور است؛ ولي محلا منصوب است.

ارجل هم به محل برءوسكم عطف شده است.

آقاي احمد بن موسي بن عباس تميمي كه متوفاي ٣٢٤ است، مي گويد:

فقرأ ابن كثير وحمزة وأبو عمرو وأرجلكم خفضا

السبعة في القراءات، ج ١، ص ٢٤٢

ابن كثير ابو معبد كه متوفاي ١٢٠ است و ابو عمرو تميمي كه متوفاي ١٥٤ است و حمزه بن حبيب تميمي كه متوفاي ٥٦ است كه هر ٣ از قراء سبعه قرآن است.

اين ها ارجلكم را به كسر ارجل خوانده اند.

آقاي ابوبكر از عاصم نقل كرده است:

وروي أبو بكر عن عاصم وأرجلكم خفضا

السبعة في القراءات، ج ١، ص ٢٤٣

اگر چه بعضي ها از عاصم به فتح ارجلكم را هم نقل كردند.

اين مطلب در كتاب الحجة للقراء السبعة در جلد ٣ صفحه ٢١٤ و در كتاب الكشف الوجوع القرائات السبعة عللها وحججها در جلد ١ صفحه ٤٠٦ كه براي آقاي ابو محمد مكي بن ابي طالب است و متوفاي ٤٣٧ است هم آمده است.

آقاي ابو زرعة بن زنجله كه حدودا متوفاي ٤٠٣ است، مي گويد:

وقرأ ابن كثير وأبو عمرو وحمزة وأبو بكر وأرجلكم خفضا عطفا علي الرؤوس وحجتهم في ذلك ما روي عن ابن عباس أنه قال الوضوء غسلتان ومسحتان

حجة القراءات، ج ١، ص ٢٢٣

وضو ٢ تا شستشو دارد و ٢ تا غسل دارد.

شعبي هم مي گويد:

نزل جبرائيل بالمسح ألا تري أنه أهمل ما كان مسحا ومسح ما كان غسلا في التيمم

حجة القراءات، ج ١، ص ٢٢٣

جبرئيل كه آيه را آورده است، مسح پا را آورده است، آيا شما نمي بينيد كه در جايي كه در وضو مسح مي كشيم، در تيمم ترك شده است و جاي غسل آمده است.

شما در تيمم، دست تان را به خاك مي زنيد و به صورت و دست تان مي كشيد.

جايي كه در وضو مي شستيد، بايد مسح كنيد و جايي كه در وضو مسح مي كرديد، در تيمم ترك مي شود.

آقاي دكتر محمد حبش، كتابي دارد به نام القرائات المتواترة وأثرها في الرسم القرآني.

اين شخص از دانشجويان بزرگ جامعة القران الكريم سودان است و اين كتاب رسالة دكتراي ايشان بوده است كه مقدمه آن را دكتر وهبه زحيلي رئيس بخش فقه اسلامي دانشگاه دمشق نوشته است.

ايشان هم در اين كتاب مي گويد: ٥ نفر از قراء وارجلكم به كسر خوانده اند.

ابن عطيه اندلسي مي گويد:

وقرأ ابن كثير وأبو عمرو وحمزة وأرجلكم خفضا وقرأ نافع وابن عامر والكسائي وأرجلكم نصبا وروي أبو بكر عن عاصم الخفض وروي عنه حفص النصب وقرأ الحسن والأعمش وأرجلكم بالرفع

المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، ج ٢، ص ١٦٣

ابن كثير و ابو عمرو و حمزه به كسر ارجلكم خوانده اند.

نافع و ابن عامر و كسائي به فتح خوانده اند.

بعضي ها مثل حسن بصري و أعمش به رفع خوانده اند.

در اين كه ارجلكم را به فتح و كسر و رفع بخوانيم، بين بزرگان اختلاف بوده است.

اين كه الان به فتح مي خوانيم، در زمان پيغمبر اكرم، قرآن نه نقطه داشته است و نه اعراب داشته است.

بعدا قرآن را اعراب گذاري كردند.

اگر شما دليل آورديد كه زمان نبي مكرم پيغمبر فرموده است كه فتح بخوانيد، ما از شما قبول مي كنيم.

جناب آقاي ازهري كه از علماي بزرگ لغت است و متوفاي ٣٧٠ است، ايشان هم مي گويد: به كسر است و ابن كثير و ابو عمرو و ابوبكر از عاصم و حمزه نقل مي كند كه به كسر خوانده اند.

جناب نووي در تهذيب الاسماء مي گويد: به كسر ارجلكم است.

ابن منظور كه از بزرگان لغت نويس است، آقاي زبيدي حنفي كه متوفاي ١٢٠٥ است، اين ها مي گويند: به كسر ارجلكم است و اين را به ابن كثير و ابو عمرو و ابوبكر و حمزه نسبت داده اند.

آقاي ابن تيميه هم مي گويد:

ومن قال إنه عطف علي محل الجار والمجرور يكون المعني وامسحوا برؤوسكم وامسحوا أرجلكم إلي الكعبين

منهاج السنة النبوية، ج ٤، ص ١٧٥ و ١٧٦

آن كساني كه گفتند: ارجلكم عطف بر محل جار و مجرور است، در حقيقت يك وامسحوا در اينجا در تقدير است.

آقاي عبد الله بن عمرو عاص كه من آن هفته هم خواندم، مي گويد: ما در يكي از مسافرت ها مي رفتيم و وضو مي گرفتيم:

فَجَعَلْنَا نَمْسَحُ علي أَرْجُلِنَا فَنَادَي بِأَعْلَي صَوْتِهِ وَيْلٌ لِلْأَعْقَابِ من النَّارِ مَرَّتَيْنِ أو ثَلَاثًا

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٣ و صحيح البخاري، ج ١، ص ٤٨ و صحيح مسلم، ج ١، ص ٢١٤

جلوي چشم پيغمبر، پيغمبر هم نمي فرمايد: صحابه چرا شما مسح مي كشيد.

اگر مسح حرام و باطل بود، پيغمبر مي فرمود: اي صحابه، شما كه مسح كشيديد، وضوي شما باطل است.

پيغمبر فرمود: واي بر آن نسل هاي آينده از آتش جهنم.

ويل براي كساني است كه نسبت به نمازشان سهل انگاري مي كنند.

جبرئيل براي پيغمبر وضو را آموزش مي دهد.

جبرئيل در همان ابتداي بعث آمد:

فتوضأ ومحمد ينظر إليه فغسل وجهه ويديه إلي المرفقين ومسح رأسه ورجليه إلي الكعبين

دلائل النبوة، ج ٢، ص ١٤٥ و تاريخ الإسلام، ج ١، ص ١٢٩ و الخصائص الكبري، ج ١، ص ١٥٩

پيغمبر هم به جبرئيل نگاه مي كند كه چه طور وضو مي گيرد.

جبرئيل دست و صورتش را تا به مرفق شست و سر و پايش را مسح كشيد.

صالحي شامي مي گويد: اين كه جبرئيل آموزش مي داده است:

وهذه الطرق يقوي بعضها بعضا ويدل علي أن للقصة أصلا

سبل الهدي والرشاد، ج ٢، ص ٢٩٦

همديگر را تقويت مي كند.

ابن ماجه قزويني از رفاعة بن رافع از پيغمبر اكرم نقل مي كند:

لَا تَتِمُّ صَلَاةٌ لِأَحَدٍ حتي يُسْبِغَ الْوُضُوءَ كما أَمَرَهُ الله تَعَالَي يَغْسِلُ وَجْهَهُ وَيَدَيْهِ إلي الْمِرْفَقَيْنِ وَيَمْسَحُ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ إلي الْكَعْبَيْنِ

سنن ابن ماجه، ج ١، ص ١٥٦ و سنن أبي داود، ج ١، ص ٢٢٦ و المعجم الكبير، ج ٥، ص ٣٨ و سنن النسائي الكبري، ج ١، ص ٢٤١ و شرح معاني الآثار، ج ١، ص ٣٥ و تفسير القرطبي، ج ١، ص ٣٤٨

هيچ نمازي قبول نيست؛ مگر اين كه وضوي كامل گرفته باشد؛ همان طوري كه خدا دستور داده است.

اين سخن پيغمبر است.

صورت و دستش را تا به مرفق بشويد و سر و پايش را مسح كشد.

حاكم نيشابوري هم در كتاب مستدرك علي الصحيحين مي گويد: اين روايت صحيح است و شرائط صحيح بخاري و مسلم را دارد.

ذهبي هم مي گويد: اين روايت صحيح است.

در اين روايت مي فرمايد:

وَيَمْسَحُ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ إلي الْكَعْبَيْنِ

سنن ابن ماجه، ج ١، ص ١٥٦ و سنن أبي داود، ج ١، ص ٢٢٦ و المعجم الكبير، ج ٥، ص ٣٨ و سنن النسائي الكبري، ج ١، ص ٢٤١ و شرح معاني الآثار، ج ١، ص ٣٥ و تفسير القرطبي، ج ١، ص ٣٤٨

جناب بدر الدين عيني مي گويد:

حسنه أبو علي الطوسي الحافظ وأبو عيسي الترمذي وأبو بكر البزار وصححه الحافظ ابن حبان وابن حزم

عمدة القاري، ج ٢، ص ٢٤٠

ابو علي طوسي و ابو عيسي ترمذي و ابوبكر بزاز، گفته اند اين روايت حسن است و ابن حبان و ابن حزم هم گفته اند: اين روايت صحيح است.

اين سنت پيغمبر در مسح است.

آقاي حميدي روايتي را از اميرالمؤمنين نقل مي كند:

إني رأيت رسول الله صلي الله عليه وسلم مسح علي ظهورهما

مسند الحميدي، ج ١، ص ٢٦

پيغمبر بر روي پاهايشان مسح كرد.

آقاي ذهبي اين روايت را نقل مي كند و محقق كتاب مي گويد:

رجاله ثقات

همين روايت را ابن حجر نقل مي كند و مي گويد:

واسناده صحيح

ابن ابي شيبه نقل مي كند كه عثمان در دوران خلافتش آبي خواست و وضو گرفت:

دَعَا عُثْمَانَ بِمَاءٍ فَتَوَضَّأَ ثُمَّ ضَحِكَ فقال ألا تَسْأَلُونِي مِمَّا أَضْحَكُ قالوا يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ما اضحكك قال رَأَيْت رَسُولَ اللهِ صلي الله عليه وسلم تَوَضَّأَ كما تَوَضَّأْت فَمَضْمَضَ وَاسْتَنْشَقَ وَغَسَلَ وَجْهَهُ ثَلاَثًا وَيَدَيْهِ ثَلاَثًا وَمَسَحَ بِرَأْسِهِ وَظَهْرِ قَدَمَيْهِ

مصنف ابن أبي شيبة، ج ١، ص ١٦ و مسند أحمد بن حنبل، ج ١، ص ٥٨

خنديد و گفت: از من سؤال نمي كنيد كه چرا نمي خندم؟

گفتند: يا اميرالمؤمنين چرا مي خنديد؟

گفت: ديدم كه پيغمبر وضو مي گيرد؛ همان طوري كه الان من وضو مي گيرم.

مض مضه كرد و استنشاق كرد و پيغمبر سر و روي پايش را مسح كشيد.

هيثمي مي گويد:

رواه البزار ورجاله رجال الصحيح

مجمع الزوائد، ج ١، ص ٢٢٩

بزار اين روايت را نقل كرده است و رجالش صحيح است.

عبد المعتيق قلعچي مي گويد: روايت صحيح است.

عباد بن تميم مي گويد: ما پيغمبر را ديديم:

يَتَوَضَّأُ وَيَمْسَحُ بِالْمَاءِ علي رِجْلَيْهِ

مسند أحمد بن حنبل، ج ٤، ص ٤٠

پيغمبر بر روي پايش مسح مي كشيده است.

ابن حجر هم مي گويد:

رجاله ثقات

الإصابة في تمييز الصحابة، ج ١، ص ٣٧٠

عباد از عمويش مي گويد: من ديدم كه پيغمبر وضو گرفت:

وَمَسَحَ علي الْقَدَمَيْنِ

شرح معاني الآثار، ج ١، ص ٣٥ و العلل المتناهية، ج ١، ص ٣٤٩

ابن عبد البر مي گويد: اين صحيح است.

آقاي عيني هم از ابن خزيمه نقل مي كند و مي گويد: روايت صحيح است.

آقاي اوس بن ابي اوس نقل مي كند:

فتوضأ ومسح علي قدميه

تفسير الطبري، ج ٦، ص ١٣٤ و المعجم الكبير، ج ١، ص ٢٢١ و كنز العمال، ج ٩، ص ٢٠٩

ابن تيميه هم در منهاج السنة مي گويد: تفسير طبري از تفاسيري است:

متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير

منهاج السنة النبوية، ج ٧، ص ١٧٩

طبراني نقل مي كند كه ما ديديم كه پيغمبر:

ومسح علي قدميه

المعجم الأوسط، ج ٥، ص ٢٨٢ و المعجم الكبير، ج ١، ص ٢٢١

آقاي شوكاني روايت را مي آورد و مي گويد: روايت صحيح است.

اين سنت پيغمبر است.

پيغمبر اكرم سنت و سيره اش قابل مناقشه نيست.

شما يك مقداري فكر كنيد، ان شاء الله ما در جلسات بعدي كه توفيق داشتيم و در خدمت شما بوديم، تشريف بياوريد و ببينيد كه اين رواياتي كه ما خوانديم، چقدر در روح نازنين و پاك و لطيف شما تأثير گذاشت.

اميرالمؤمنين هم مسح مي كشيد كه ابي مطر و نزال بن سبره روايت كرده اند.

اگر وضوي علي بن ابي طالب براي شما ملاك باشد، اميرالمؤمنين هم وقتي وضو مي گرفتند، پاي مبارك شان را مسح مي كشيدند.

ما براي آقاي نوري احترام گذاشتيم كه اين همه مطلب ارائه داديم.

اگر شما به سايت ولي عصر مراجعه كنيد، بحثي كه ما در سال گذشته در فقه مقارن داشتيم، شايد بالاي ٤٠ جلسه در رابطه با وضو و مسح وضو بحث كرديم كه روي سايت وجود دارد.

شما مي توانيد از آنجا دانلود كنيد.

تمام اشكالاتي كه علماي اهل سنت به شيعه گرفته اند، از ابن كثير و ابن تيميه و ابن حجر و ديگران، همه را آورده ايم.

يكي از اين بزرگان مي گويد: قرآن و سنت مي فرمايند: مسح؛ ولي چه كار كنيم كه تابعين خلفاء و علماي مي گويند: غسل.

ما مانده ايم كه چه كار كنيم؛ ولي چون علماي ما مي گويند: غسل، ناگزير هستيم كه از قرآن و سنت دست برداريم.

بايد گفت:

انا لله وانا اليه راجعون

بيننده آقاي رضايي فر از آمل:

من امشب داشتم در رابطه حضرت زهرا صلوات الله عليها و اميرالمؤمنين فكر مي كردم كه به درب منزل مهاجر و انصار مي رفتند و با آن ها وصيت پيامبر را يادآوري مي كردند؛ ولي آن ها يا بهانه مي آوردند و يا ساكت مي آوردند و يا مي گفتند: اگر زودتر مي آمدي با تو بيعت مي كرديم؛ چون ما با ابوبكر قبل از شما بيعت كرديم.

فكر مي كردم كه اين مردم چقدر بدبخت بوده اند كه در آن موقعيت و در آن زمان قرار داشتند؛ ولي وقتي بيشتر فكر كردم، گفتم: همين الان هم ميليون ها نفر بيشتر از آن مردم هستند كه نداي فاطمه را از تلويزيون ها و شبكه ها و علماء و از همه جا و از علماي خودشان مي شنوند و از كتب خودشان مي بينند؛ ولي چرا باز به نداي فاطمه زهرا لبيك نمي گويند؟

چرا به خليفه رجوع مي كنند؟

اين ها را چه شده است؟

از علامه بزرگوار آقاي كاظم قزويني نقل مي كنند: مسئله حضرت فاطمه زهرا، پايه اصلي شيعه است.

شيعه با مسئله حضرت زهرا شروع مي شود؛ ولي من نمي دانم كه اين درست است كه علماي ما بر اين امور مسلط هستند؛ ولي عوام و بچه شيعه هايي كه در كوچه و خيابان هستند را مي بينم، نمي دانند كه حضرت زهرا چگونه به شهادت رسيده است.

نمي دانند كه چه اتفاقي افتاده است.

آن قدر كه در مورد عاشورا از ريز و درشت آن مي دانند، در رابطه با شهادت حضرت فاطمه زهرا چيزي نمي دانند.

من فكر مي كنم كه شهادت حضرت فاطمه زهرا از عاشورا مهم تر است.

ياد اين جمله آقاي فاطمي نيا كه در يكي از سخنراني ها مي گفتند، مي افتم كه مي گفت: علامه اميني شير ولايت بود، به نظرم حضرت فاطمه زهرا شير ولايت بود.

اولين نفري كه قرباني ولايت شد، حضرت فاطمه زهرا بود.

چند وقت پيش شبكه منحوس كلمه را كه نگاه مي كردم، يكي از برادران شيعه سؤال علامه اميني را كرد.

علامه اميني از علامه مجلسي نقل مي كند.

سؤال كرد آقاي هاشمي، حضرت زهرا اين حديث را از پيامبر شنيد كه مي فرمود: هر كس امام زمان خويش را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است؟

من مي خواهم آقاي هاشمي از شما سؤال كنم كه امام حضرت زهرا چه كسي بوده است؟

آيا حضرت زهرا وقتي از دنيا رفت، امام خودش را مي شناخت؟

اگر مي خواهيد بگوييد: امامش ابوبكر بود كه حضرت زهرا تا آخر عمر با اين شخص قهر بود كه در صحيح بخاري هم آمده است.

مگر مي شود كه حضرت زهرا با امام خودش قهر كند و از دنيا رود؟

آقاي هاشمي يك قرآن كنار دستش بلند كرد و گفت: امام حضرت زهرا اين قرآن بوده است.

من مي خواستم بگويم: آقاي هاشمي، اگر قرآن امام حضرت زهرا بوده است، چرا پيغمبر نفرمود: هر كس قرآن را كامل نشناسد، به مرگ جاهليت مي ميرد.

چرا فرمود: امام؟

آقاي آيت الله قزويني، از شما مي خواهم كه پاسخي براي آقاي هاشمي بدهيد.

اگر اين پاسخي كه من مي دهم درست است، كه هيچ و اگر اشتباه است، شما عالم هستيد يك پاسخ ديگري دهيد.

براي اهل سنتي كه اين ارجيف را مي شنوند بدهيد.

يكي از شب هاي ماه رمضان شما يك مهماني به نام آقاي احمد حنيف از كانادا داشتيد.

ايشان در يك جمله مسئله را گفتند كه در اين چند سال در دل من بود.

اين را استاد حصام العماد نقل كرد.

خيلي جمله مهمي بود.

هر دو اين جمله را گفتند.

چون اين ها ايراني نبودند و از خارج آمدند اين جمله را گفتند، من مي خواهم كه جمله اين ها را آويزه گوشم كنم.

برادران شيعه و اهل سنت كه دارند توي دام وهابيت مي افتند توجه كنند.

مجري از ايشان سؤال كرد: نظر شما در رابطه با وهابيت چيست؟

گفت: به نظر من امروز اهل سنت با وهابيت يك خط بيشتر فاصله ندارند و نمي شود كه خوب اين ها را تفكيك كرد.

اين قدر جذب شدند.

بعضي از آن ها هوشيار هستند؛ ولي اكثريت آن ها جذب شدند.

كساني كه به شما تماس مي گيرند، چقدر از شبكه هاي وهابي دفاع مي كنند.

مجري:

همه اين طور نيستند.

خيلي ها مثل آقاي نوري هستند كه خطوط خود را از وهابيت جدا مي كنند.

بيننده:

همچين برادران اهل سنتي هم داريم.

بيشتر تكيه تان روي فاطمه زهرا باشد.

اين جور سؤالاتي كه به آقاي نوري جواب داديد، درست است كه يك سؤال علمي است؛ ولي وقت برنامه را زياد مي گيرد.

اصل سؤال اين است كه قبر حضرت فاطمه زهرا كجا است و چه بر سر فاطمه زهرا آمده است.

از اين سؤالات نبايد به راحتي بگذريم.

بچه هاي شيعه اين ها را خوب نمي دانند.

بيننده آقا رضا از اروميه:

خدمت اساتيد دانشگاه ولايت عرض سلام دارم؛ مخصوصا بزرگ استاد اين دانشگاه آيت الله دكتر قزويني و تمامي حق جويان اين دانشگاه در سرتاسر گيتي.

چندي پيش، يكي از اولاد خلف معاويه شعري در يكي از اين شبكه هاي بني اميه قرائت مي كرد كه مضمون آن اين بود كه كسي نمي آيد.

اگر اجازه دهيد، در قالب شعر جواب اين آقا را بدهم.

اي زاده لات تو در خواب غفلتي مي آيد كسي

از پناه عزا دمي بيرون بيا مي آيد كسي

همچو تو در توهم غرق بود اجداد تو ليك آمد كسي

وعده انجيل و تورات شد محقق آمد كسي

پاك شد كعبه از لوس خدايان بي زبان آمد نبي

شد ملعون در قرآن اجداد تو چون آمد كسي

وعده حقت كافران در دوزخ اند شد دربست جدت دوزخي چون آمد كسي

نگر بر سفيان آل او آن امام اولت منفور آدم و عالم شد تا ابد چون آمد كسي

همچون اخلافت غرق در جهل و غفلتي بي نصيب از فضل حق چو داند مي آيد كسي

غريق منجلاب چو داند آب زمزم چيست آن كه محروم از اين چشمه بود، چو داند مي آيد كسي

اي سوار اسب ذلت مقصد كجاست از جهالت اندرون آتش رفتند چون داند مي آيد كسي

در بيابان جهالت پا برهنه چون روي بر كام مرگ آن كه دست از؟؟ شويد در بلا گويد مي آيد كسي

از جهالت سالها در قعر چاه ذلتي گر نهي يك دم سرت بيرون چاه مي آيد كسي

در پي هر شب تار روز روشن آيه حق بود غافل از آيات حق چو داند مي آيد كسي

اي غافل از سر خدا تو بنداري جهان بي صاحب است هست عالم را طبيبي قاتلان گويند نمي آيد كسي

جاهلا در لباس جهل فهم تو از انتظار مشكل است بنه عقل را بر جاي جهل داني مي آيد كسي

من تشكر مي كنم.

شما مي دانيد كه آذربايجان ها با توجه به گستره وسيع جغرافيايي و جمعيتي كه دارند، انتظار ما اين است كه يك شبكه مخصوصي براي ترك زبان ها چه در داخل و چه در خارج از كشور راه اندازي شود.

ما مشتاقانه اين را پي گير مي شويم.

استاد قزويني:

دعا كنيد كه ما اين نايل ست مان را مستقل خواهيم كه در آنجا هم برنامه عربي خواهيم داشت و هم برنامه آذري.

شبكه نايل ست را به اين كار اختصاص خواهيم داد.

در آينده هم به كمك عزيزان ولايت ياور، ان شاء الله ما بتوانيم يك شبكه مستقل عربي كه هم در هاتبرد و گالكسي ١٩ و نايل ست هم فارسي و هم آذري داشته باشيم.

دوستان اگر خوب ما را دعا كنند، دعاي دوستان براي ما بهترين راه موفقيت است و زمينه پيروزي و رسيدن ما به آن آرزوهايمان است.

بيننده:

من مراودات اجتماعي زيادي با ديگران دارم.

به جرأت مي توانم بگم كه كل شبكه ها را كنار گذاشتند و فقط حق را مي خواهند از اين دانشگاه بگيرند.

استاد قزويني:

ما وقتي در آذربايجان شوروي بوديم، از ما در گرجستان و تركيه ديگر مناطق تقاضا مي كردند.

ان شاء الله عزيزان آذري ما بيايند در اين بخش ولايت ياوران همت كنند و آستين بالا بزنند و هزينه هايش را چند نفر از اين عاشقان اهل بيت و آقا قمر بني هاشم به عهده بگيرند.

شبكه اي كه الان باز كرديم، از اول به فكر هزينه اش هم بوديم و مشكلي هم نداريم؛ ولي اگر بخواهيم توسعه دهيم، نياز است كه شما بزرگواري كنيد و به ميدان بياييد و مقدمات مالي اش را فراهم كنيد و ما هم شبكه را راه اندازي مي كنيم.

الحمد لله در حوزه علميه قم و دانشگاه عزيزان آذري زبان داريم كه از اساتيد هستند؛ همان طوري كه ما در بخش فارسي نيروهاي قدري داريم كه وهابيت را مفتضح كرده اند، در حوزه زبان آذري و تركي هم، عزيزان خيلي خوبي داريم.

بيننده آقاي علوي از شيراز:

ايام عيد را به شما تبريك مي گويم و ايام سوگواري حضرت فاطمه را به شما تسليت عرض مي كنم.

من يك سري مباحثي در شهر شيراز با يك سري از برادران اهل سنت و وهابي داشتم، مي خواستم به برادران بگويم: ما احاديث را كنار بگذاريم و يك مقداري به منطق و فكر و عقل كه حضرت علي بن ابي طالب فرموده اند: تعقل و تدبر كنيد، يك لحظه ما خودمان را روي اين قسمت قرار دهيم.

من چند بار با شبكه كلمه تماس گرفتم؛ ولي سؤال من را جواب ندادند.

يك سؤال كلي و اساسي از آقاي هاشمي و حيدري داشتم.

شما فرض كنيد كه يك خانواده تشكيل داده ايد و يك زمين داشته ايد كه آن را به يك باغ تبديل كرده ايد و يك زندگي تشكيل داده ايد و قصد سفر داريد و مي خواهيد جايي بروديد، آيا شما زندگي و باغي كه ٢٣ سال براي آن زحمت كشيديد، اين را همين طور رها مي كنيد و مي گوييد: من مي روم و بعد از اين كه من رفتم، اين زمين و اين باغ را هر كسي كه توانست اداره كند و سرپرستي زن و بچه من را به عهده بگيرد؟

آيا مي شود چنين چيزي را تصور كرد؟

آيا آقاي هاشمي يا حيدري زن و بچه و زمين و باغ و زندگي را همين طور رها مي كنند و به مسافرت مي روند؟

آيا نبايد يك انسان كامل و عاقل و بالغ و شجاع را بالاي سر خانواده شان نگه دارد كه از خانواده شان محافظت كند و از اين ثمره زندگي كه با زحمت و مشقت به دست آورده است، حمايت كند؟

مي خواستم اين سؤال را از آقاي هاشمي و از تمام برادران اهل سنت و وهابي ها بپرسم كه پيامبري كه ٢٣ سال زحمت اين دين را كشيد و رنج ها برد و توهين ها را شنيد، آيا مي تواند مردم را به اين شكل رها كند و بگويد: بعد از من شما هر كسي را كه خواستيد انتخاب كنيد؟

مجري:

سؤال آقاي علوي را در يك دقيقه پاسخ دهيد.

آقاي رضايي هم بحث قضيه حضرت زهرا را مطرح كردند.

استاد قزويني:

نكاتي خوبي را دوستان مان مخصوصا اين عزيز آخر مطرح كردند.

مسلم از حفصه دختر عمر همسر نبي مكرم كه از امهات المؤمنين است نقل مي كند.

ما نسبت به تمام همسران نبي مكرم با چشم ام المؤمنين نگاه مي كنيم به اين معنا كه اين ها مادران همه مؤمنين هستند و هيچ مؤمني حق ازدواج با اين ها ندارد.

عبد الله عمر مي گويد: پيش حفصه رفته بودم و او گفت: شنيدم كه پدرت نمي خواهد كسي را خليفه معين كند.

از قول من به او برسان و بگو:

لو كان لك رَاعِي إِبِلٍ أو رَاعِي غَنَمٍ ثُمَّ جَاءَكَ وَتَرَكَهَا رَأَيْتَ أَنْ قد ضَيَّعَ فَرِعَايَةُ الناس أَشَدُّ

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٤٥٥

اگر يك چوپاني يا شتر چران يا گاو چران داشته باشي، اگر اين گاو چران يا شتر چران، شترهاي تو را در بيان بگذارد و بيايد، آيا اين شترها نابود مي شود يا نه؟

آقاي خليفه دوم جناب آقاي عمر، اين مردم احترام شان از گله و شتر بيشتر است؛ همان طوري كه اگر يك چوپان بدون اين كه كسي را به عنوان جانشين معين كند كه از گله نگهداري كند و برود، مورد اعتراض قرار مي گيرد.

تو چه طور مي خواهي امت اسلامي را بدون چوپان و بدون خليفه رها كني؟

آيا حفصه دلسوزتر از پيامبر است؟

ابوبكر دلسوزتر از پيامبر است؟

عائشه دلسوزتر از پيامبر است؟

تفسير قرطبي هم همين تعبير را با عبارت ديگري مي آورد.

از قول عائشه همسر پيغمبر نقل شده است كه عائشه به عبد الله عمر مي گويد:

أبلغ عمر سلامي وقل له لا تدع أمة محمد بلا راع استخلف عليهم ولا تدعهم بعدك هملا فإني أخشي عليهم الفتنة

الإمامة والسياسة، ج ١، ص ٢٥

سلام من را به عمر برسان و به او بگو: امت محمد را بدون چوپان نگذار و كسي را به عنوان خليفه معين كن و بعد از خودت اين ها را بدون چوپان و بي سرپرست قرار نده، من مي ترسم كه اگر بدون خليفه از دنيا روي و چوپاني براي امت معين نكني، فتنه امت اسلامي را فرا گيرد.

اين را عائشه متوجه بود؛ ولي پيغمبر اكرم متوجه نبود؟

اين وجدان هاي خفته يا نيمه بيدار اين مطالب را مي بينند؟

از عزيزان بيننده، تقاضا داريم كه به اين حرف ها دقت كنند.

يك شير زني از ديار غرب و از آمريكا كه چند شب قبل تماس گرفت، مي گفت: من قبلا وحشت داشتم كه با يك سني يا با يك وهابي هم كلام شوم.

مي ترسيدم كه سؤالي كند و من نتوانم جواب دهم.

الان با اين بحث هايي كه از شبكه ولايت گرفتم، دنبال اهل سنت و وهابي مي گردم تا با اين ها بحث كنم و اين ها را محكوم كنم و بطلان مذهب شان و حقانيت مذهب شيعه را ثابت كنم.

ما دوست داريم كه عزيزان بيننده شيعه، نه به آن شكلي كه اين خواهرمان مطرح كردند؛ ولي يك شيعه از نظر اعتقادي، هم از نظر آيات قرآن و هم از نظر روايات و هم از نظر عقل، طوري حقانيت مذهب برايش ثابت شود كه مثل آفتاب در روز روشن باشد؛ همان طوري كه در وجود آفتاب در روز روشن كوچك ترين شبهه اي نمي كنند، براي حقانيت مذهب شيعه و اين كه مذهب شيعه تنها مذهب برخواسته از متن قرآن و منطبق با سنت راستين نبي مكرم است، اين چنين باشد، ضمن اين كه به معتقدات اهل سنت احترام بگذارند.

درست است كه ما عقيده خودمان را حق مي دانيم؛ ولي به مذهب اهل سنت و مقدسات آ ن ها جسارت نمي كنيم و آن ها را به باد فحش و ناسزا نمي گيرم.

ما دنبال شيعياني هستيم كه اين چنين معتدل و مؤدب منطقي باشند.

ان شاء الله ما يك طرح مسابقه اي داريم كه ما امروز با دوستان نشستيم و ٢ ساعت صحبت كرديم، من مژده مي دهم كه در آينده برنامه مسابقات انجام شود، كاري خواهيم كرد كه قضيه حقانيت مذهب شيعه براي همه فرهنگ باشد.

هر خانمي در هر خانه و هر آقا و هر پير و جواني، حقانيت مذهبش را مثل بلبل از كتب شيعه و سني؛ همان طوري كه حمد و سوره را حفظ است، حفظ كرده باشد، ان شاء الله.

پايان.