سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٠٦ - پاسخ به شبهات غدير ٠٢

پاسخ به شبهات غدير ٠٢

کد مطلب: ٥٤٧٠ تاریخ انتشار: ٣٠ آبان ١٣٨٩ - ١١:٠٠ تعداد بازدید: ٢٠٤٣ سخنراني ها » شبکه ولايت پاسخ به شبهات غدير ٠٢
حبل المتين ٨٩/٠٨/٣٠

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ  : ٣٠ / ٠٨ / ٨٩

آقاي محسني

در جلسات قبل فرموديد كه حكومت ها از نقل و بيان أحاديثي كه پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام) است، ممانعت مي كردند. سؤال اينجاست كه آيا اين سياست، در عملكرد علماء أهل سنت تأثيري گذاشته است؟

استاد حسيني قزويني

همان طور كه حضرت عالي اشاره فرموديد، در ٢ جلسه گذشته پيرامون بعضي از شبهات كه ناجوانمردانه توسط بعضي از كوته فكران و عقب ماندگان فكري نسبت به غدير داشتند، مطرح شد و حتي بعضي ها به تبعيت از رهبران شان همانند إبن تيميه و محمد بن عبد الوهاب، غدير را به عنوان سياه ترين روز تاريخ اسلام خوانده بودند. ما وارد اين شبهات شديم و اين كه چرا أحاديث غدير، با اين كه بيش از يكصد صحابه آن را نقل كرده اند، مظلوم ترين حديث است. با توجه به اين كه بيش از يكصد هزار نفر در آن همايش بزرگ غدير حضور داشتند، فقط يك درصد آنها اين حديث را نقل كرده اند و انتظار بود كه خيلي بيش از اين باشد.

در جلسه گذشته به اينجا رسيديم كه حكومت ها وحشت داشتند از اين كه حديث غدير نقل و بيان شود. چون ذكر حديث غدير در مجامع علمي و عمومي، پايه هاي حكومت حاكمان را متزلزل مي كرد و تثبيت مي كرد كه صاحب ولايت، أمير المؤمنين (عليه السلام) است. بعضي ها هم به خاطر ترس از جان و مال و آبروي شان، تن به اين مسئله مي دادند.

اين كه اين قضايا چقدر در ميان أهل سنت در نقل فضائل أمير المؤمنين (عليه السلام) تأثير داشت؟ من چند نمونه را براي بينندگان عزيز عرض مي كنم و تقاضا دارم كه با دقت بيشتري در اين زمينه عنايت داشته باشند.

آقاي أوزاعي (متوفاي ١٥٧ هجري) و آقاي زهري (متوفاي ١٢٤ هجري) كه از شخصيت هاي برجسته أهل سنت هستند، آقاي إبن اثير در كتاب أسد الغابة في معرفة الصحابة كه از كتاب هاي معتبر أهل سنت است و در شرح حال صحابه آمده است، در جلد ٢، صفحه ٢٠ روايتي را از اين ٢ نفر در فضيلت أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند و مي گويد:

إن الأوزاعي لم يرو في الفضائل حديثا غير هذا و كذلك الزهري لم يرو فيها إلا حديثا واحدا، كانا يخافان بني أمية.

أوزاعي جز اين يك روايت، روايتي را در فضيلت علي نقل نكرده است و زهري هم يك روايت در فضيلت علي نقل نكرده است. اين ٢ از بني أميه وحشت داشتند كه أحاديثي در فضيلت علي نقل كنند.

آن آقاياني كه فدايي بني أميه هستند و اسم سران بني أميه را با عبارت حضرت و رضي الله عنه و أمثال اين مي گويند و از طرفي هم مدعي محبت أهل بيت (عليهم السلام) و أمير المؤمنين (عليه السلام) هستند، در مورد اين حديث چه جوابي دارند؟

جناب سعيد بن جبير (متوفاي ٩٥ هجري) كه از شخصيت هاي برجسته اسلامي است، حاكم نيشابوري از مالك بن دينار نقل مي كند و مي گويد:

سألت سعيد بن جبير فقلت: يا أبا عبد الله! من كان حامل راية رسول الله صلي الله عليه و آله؟ قال: فنظر إلي و قال: كأنك رخي البال، فغضبت و شكوته إلي إخوانه من القراء فقلت: ألا تعجبون من سعيد؟! إني سألته من كان حامل راية رسول الله صلي الله عليه و آله فنظر إلي و قال: إنك لرخي البال، قالوا: إنك سألته و هو خائف من الحجاج و قد لاذ بالبيت، فسله الآن فسألته فقال: كان حاملها علي رضي الله عنه، هكذا سمعته من عبد الله بن عباس.

هذا حديث صحيح الاسناد و لم يخرجاه.

از سعيد بن جبير سؤال كردم: پرچم دار رسول الله (صلي الله عليه و آله) چه كسي بود؟ به من نگاهي كرد و گفت: مثل اين كه تو آدم بي فكري هست. خيلي ناراحت و عصباني شدم و به برادران سعيد بن جبير شكايت كردم و گفتم: من از برادر شما درباره پرچم دار رسول الله (صلي الله عليه و آله) سؤال كردم و او مي گويد تو يك آدم بي فكري هستي! برادران سعيد بن جبير گفتند: تو از او سؤال كردي، ولي او از بني أميه و حجاج كه حاكم است مي ترسد و خانه نشين شده است. الآن برو از او سؤال كن. من هم رفتم از او پرسيدم و گفت: پرچم دار رسول الله (صلي الله عليه و آله) علي بود و من از عبد الله بن عباس اين چنين شنيدم.

حاكم نيشابوري مي گويد: اين روايت صحيح است و در صحيح بخاري و صحيح مسلم نيامده است.

حاكم نيشابوري سپس مي گويد:

و لهذا الحديث شاهد من حديث زنفل العرفي و فيه طول فلم أخرجه.

اين روايت شواهد ديگري داد كه طولاني است و آن را نياوردم.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٣٧

اين نشان مي دهد افرادي همانند سعيد بن جبير، از ترس حكومت، خانه نشين شده اند و حتي از بيان اين كه پرچم دار رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت علي (عليه السلام) است، وحشت دارد. حتي در بعضي از جاها ديده ام كه مي آيد از صحابه سؤال مي كند:

آيا علي در جنگ بدر هم حضور داشت يا در خانه نشسته بود؟

ببينيد كه كار به كجا رسيده است؟

آقاي حسن بصري (متوفاي ١١٠ هجري) جزء كساني بود كه در تقويت دولت بني أميه نقش بسزايي داشته است. در تهذيب الكمال في أسماء الرجال مزي آمده است كه فردي سؤال مي كند در رابطه با رواياتي كه حسن بصري نقل مي كند و مي گويد:

سألت الحسن، قلت: يا أبا سعيد! إنك تقول: قال رسول الله صلي الله عليه و سلم و إنك لم تدركه. قال: يا إبن أخي! لقد سألتني عن شئ ما سألني عنه أحد قبلك و لولا منزلتك مني ما أخبرتك، إني في زمان كما تري ـ و كان في عمل الحجاج ـ كل شئ سمعتني أقول: قال رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهو عن علي بن أبي طالب، غير أني في زمان لا أستطيع أن أذكر عليا.

از حسن بصري پرسيدم: اي أبا سعيد! تو مي گويي: «رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فرمود»، در حالي كه او را درك نكرده اي؟ حسن بصري گفت: اي برادر زاده! از چيزي سؤال كردي كه تا به حال كسي قبل از تو از من سؤال نكرده بود و اگر از تو خاطر جمع نبودم، جوابت را نمي دادم. من در زماني هستم كه مي بيني نمي توانم حق را بگويم. هر چيزي را كه از من شنيدي گفتم: «رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فرمود»، آن سخن رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نيست و سخن علي بن أبي طالب است. ولي در زماني زندگي مي كنم كه توان و قدرت اين را ندارم كه نام علي را بر زبان بياورم.

تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٦، ص ١٢٤ ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج ٤، ص ٥٧١ ـ السيرة الحلبية للحلبي، ج ٢، ص ٢٨٩

در جلسه گذشته هم عرض كردم كه اگر كسي در دوران بني أميه، نام فرزندش را علي مي گذاشت، توسط بني أميه كشته مي شد.

حتي در جاهايي آمده است كه حسن بصري در بعضي موارد مي گفت:

قال أبو زينب.

بعضي به او گفتند أبو زينب كيست؟ و جواب داد:

حقن دمي من هولاء الجبابرة يعني بني الأمية.

به خاطر حفظ جانم از دست اين جباران و ستمگران است.

الحسن البصري لأبو الفرج إبن الجوزي، ص ٧

جالب اين است كه مغيرة بن سعيد از صعصعة بن سوهان كه از اصحاب ويژه أمير المؤمنين (عليه السلام) است، سؤال مي كند:

إياك أن يبلغني عنك أنك تعيب عثمان عند أحد من الناس و إياك أن يبلغني عنك أنك تظهر شيئا من فضل علي علانية! فإنك لست بذاكر من فضل علي شيئا أجهله، بل أنا أعلم بذلك و لكن هذا السلطان قد ظهر و قد أخذنا بإظهار عيبه للناس، فنحن ندع كثيرا مما أمرنا به و نذكر الشئ الذي لا نجد منه بدا ندفع به هؤلاء القوم عن أنفسنا تقية، فإن كنت ذاكرا فضله فاذكره بينك و بين أصحابك و في منازلكم سرا و أما علانية في المسجد فإن هذا لا يحتمله الخليفة لنا و لا يعذرنا فيه.

مبادا به گوش من برسد كه مطلبي در عيب عثمان گفته باشي و مبادا به گوش من برسد كه مطلبي در فضيلت علي گفته باشي! تو مطلبي از عيب عثمان و فضيلت علي نمي گويي كه ما نشنيده باشيم و همه آنها را مي دانيم. ولي از ترس سلطان نمي توانيم بيان كنيم و خيلي از چيزهايي كه به ما دستور داده اند بگوييم، از ترس حاكمان جور نمي توانيم بگوييم ... . اگر فضيلت علي را مي خواهي بگويي، بين خودت و يارانت و در داخل خانه و پشت درهاي بسته و به صورت مخفي باشد و اگر بخواهي اين مطالب را به صورت علني بگويي، خليفه و حاكم اجازه و فرصت اين را به ما نمي دهد.

تاريخ الطبري، ج ٤، ص ١٤٤ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٣، ص ٤٣٠ ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص ١٠٠

حتي بعضي ها هم اگر در خواب مي ديدند كه نام حضرت علي (عليه السلام) ذكر مي شود، وحشت مي كردند. ببينيد كه وحشت به كجا رسيده است كه ناقلين حديث و علماء در خواب هم وحشت داشتند كه نام حضرت علي (عليه السلام) و فضائل او را ذكر كنند.

جناب خطيب بغدادي در تاريخ بغداد، جلد ١٣، صفحه ٣٨٢ نقل مي كند از فتح بن شخرف:

فحملتني عيني فنمت، فبينا أنا نائم إذا أنا بشخصين، فقلت للذي يقرب مني: من أنت يا هذا؟ فقال لي: من ولد آدم، قلت: كلنا من ولد آدم، قلت: فما الذي وراءك؟ قال لي: علي بن أبي طالب، قال: قلت له: أنت قريب منه و لا تسأله، قال: أخشي أن يقول الناس إني رافضي.

خوابيدم و در خواب ديدم كه ٢ نفر مي آيند و به كسي كه نزديك تر به من بود گفتم: تو چه كسي هستي؟ به من گفت: از فرزندان آدم هستم. گفتم: همه ما از فرزندان آدم هستيم. آن كسي كه پشت سر توست، كيست؟ گفت: علي بن أبي طالب است. به او گفتم: تو نزديك او هستي و از او سؤال نمي كني؟ گفت: مي ترسم اگر نزديك علي بشوم و از او سؤال كنم و مردم به من بگويند كه رافضي هستي.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٨، ص ٢٣٣

يعني اينها در خواب هم از أمير المؤمنين (عليه السلام) و نزديك شدن به ايشان و سؤال از ايشان وحشت داشتند.

ما اگر بخواهيم از اين مطالب نقل كنيم، مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود. ولي غرض اين كه حكومت ها، به ويژه حكومت نحس بني أميه، اين شجره ملعونه در قرآن كه در رأسش أبو سفيان و معاويه هستند، جنايت هايي در حق أمير المؤمنين (عليه السلام) كردند كه بايد انسان صدها جلسه در اين زمينه سخن بگويد تا حق مطلب را بتواند أداء كند و به مردم نشان بدهد كه اين قضايا چه بوده است.

* * * * * * *

آقاي محسني

با اين توضيحاتي كه فرموديد، آيا محدثين و علماء أهل سنت هم واهمه و ترس داشتند از اين كه نقل كنند أحاديثي را كه پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام) بود، به خصوص حديث غدير؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با غدير، ما موارد متعددي داريم و مي بينيم كه شخصيت هاي برجسته اي از صحابه، از نقل غدير و حديث غدير واهمه داشتند؛ با اين كه شاهد غدير بودند و در همايش بزرگ غدير حضور داشتند.

روايت اول:

آقاي احمد بن حنبل (متوفاي ٢٤١ هجري) رئيس جنابله در كتاب مسند خود كه از كتاب هاي معتبر أهل سنت است و خودش هم مي گويد «اگر روايتي را در كتاب من نيافتيد، آن روايت معتبر نيست»، در جلد ٤، صفحه ٣٦٨ به صراحت نقل مي كند كه عطيه عوفي مي گويد:

سألت زيد بن أرقم فقلت له: إن ختنا لي حدثني عنك بحديث في شأن علي رضي الله تعالي عنه يوم غدير خم، فأنا أحب أن أسمعه منك فقال: إنكم معشر أهل العراق! فيكم ما فيكم، فقلت له: ليس عليك مني بأس، فقال: نعم، كنا بالجحفة فخرج رسول الله صلي الله عليه و سلم إلينا ظهرا و هو آخذ بعضد علي رضي الله تعالي عنه، فقال: «يا أيها الناس! ألستم تعلمون أني أولي بالمؤمنين من أنفسهم؟» قالوا: بلي، قال: «فمن كنت مولاه فعلي مولاه».

از زيد بن أرقم سؤال كردم و به او گفتم: دامادي داشتم كه حديثي از شما براي من نقل كرد كه در شأن علي (رضي الله عنه) بود در روز غدير خم. من دوست دارم آن را از تو بشنوم. زيد بن أرقم گفت: اي مردم عراق! بيمار هستيد و به دنبال درد سر درست كردن هستيد. به او گفتم: از من خاطر جمع باش كه جاسوس حكومتي نيستم و براي تو درد سر درست نمي كنم. گفت: قبول، آن حديث را نقل مي كنم. ما در جحفه بوديم كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) آمد و دست علي (رضي الله عنه) را گرفت و فرمود: «اي مردم! آيا مي دانيد كه من به شما مؤمنين از خودتان أولي تر هستم؟». مردم گفتند: بله. حضرت فرمود: «پس هر كس كه من مولاي اويم، علي هم مولاي اوست».

فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل، ج ٢، ص ٥٨٦

مي بينيد كه زيد بن أرقم، صحابه جليل القدر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه حديث غدير به صورت ناقص در صحيح مسلم از ايشان نقل شده است، مي ترسد كه مبادا با نقل كردن حديث غدير، برايش دردسر درست شود.

روايت دوم:

آقاي عبد الله بن علاء مي گويد:

من در شام بودم و ديدم جناب شهاب الدين زهري (متوفاي ١٢٤ هجري) مطلبي را گفت و در ذيلش به حديث غدير اشاره كرد و گفتم:

لا تحدث بهذا بالشأم و أنت تسمع ملء أذنيك سب علي، فقال: والله! إن عندي من فضائل علي ما لو تحدثت بها لقتلت.

در منطقه شامات سخن از علي و حديث غديرنكن و مي بيني كه سبّ و ناسزا گفتن به علي در فضاي شام طنين انداز است. سپس گفت: به خدا قسم! در رابطه با فضائل علي به قدري حديث دارم كه اگر من آنها را بگويم، قطعاً مرا مي كشند.

أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ١، ص ٣٠٨

روايت سوم:

از آقاي سعيد بن مسيب (متوفاي ٩٤ هجري) نقل شده است:

قلت لسعد بن أبي وقاص: إني أريد أن أسألك عن شئ و إني أتقيك. قال: سل عما بدا لك فإنما أنا عمك. قال: قلت: مقام رسول الله (ص) فيكم يوم غدير خم. قال: نعم، قام فينا بالظهيرة، فأخذ بيد علي بن أبي طالب فقال: «من كنت مولاه فعلي مولاه، أللهم وال من والاه و عاد من عاداه».

به سعد بن أبي وقاص گفتم: مي خواهم سؤالي را از تو بپرسم، ولي از تو مي ترسم. گفت: هر چه را كه به ذهنت مي رسد، سؤال كن. من عمويت هستم و نگران نباش. گفتم: جايگاه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در ميان شما در روز غدير خم چگونه بود؟ گفت: بله، در روز غدير خم پيامبر (صلي الله عليه و سلم) ايستاد و از دست علي بن أبي طالب گرفت و گفت: «هر كس كه من مولاي اويم، علي نيز مولاي اوست ... ».

كفاية الطالب في مناقب علي بن أبي طالب للكنجي الشافعي، ص ٦٢

روايت چهارم:

درست است كه اينها از شخصيت هاي برجسته أهل سنت بودند، ولي آنچه كه براي من خيلي دردآور است، اين است كه آقاي أبو بكر خَلّال در كتاب السنة ـ كه ذهبي در مورد آقاي خَلّال مي گويد:

الإمام العلامة الحافظ الفقيه.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ١٤، ص ٢٩٧

هم چنين آقاي ذهبي در مورد او مي گويد:

و من نظر في كتاب السنة لأبي بكر الخلّال رأي فيه علما غزيرا ونقلا كثيرا.

هر كس به كتاب السنة أبو بكر خلّال نگاه كند، در آن علم گرانمايه و أحاديث زيادي خواهد ديد.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ١١، ص ٢٩١

ـ در جلد ٢، صفحه ٣٤٦، حديث ٤٥٨ مي گويد كه زكريا بن يحيي نقل مي كند:

فردي از احمد بن حنبل سؤال كرد در مورد سخن پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در غدير خم كه فرمود:

قول النبي صلي الله عليه و سلم لعلي «من كنت مولاه فعلي مولاه» ما وجهه: قال: لا تكلم في هذا، دع الحديث كما جاء.

معناي اين سخن پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در روز غدير چيست؟ گفت: در مورد حديث غدير اصلاً صحبت نكن. همان طور كه در جامعه مطرح است، تو هم به همان گونه با آن برخورد كن.

ببينيد! احمد بن حنبل دستور مي دهد كه شما حق نداريد درباره حديث غدير و حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه» حرف بزنيد. ما نمي دانيم كه قضيه چيست؟ ولي به همين اندازه كه احمد بن حنبل، تربيع حضرت علي (عليه السلام) و خليفه چهارم بودنش را در جامعه ترويج مي دهد، از شاهكارهاي ايشان است. يعني تا زمان احمد بن حنبل، أمير المؤمنين (عليه السلام) را به عنوان خليفه چهارم هم در جامعه قبول نداشتند و تلاش احمد بن حنبل بود كه توانست در جامعه ثابت كه علي بن أبي طالب (عليه السلام) خليفه چهارم است. ولي با همه اينها، وقتي به حديث غدير مي رسد، مي گويد: «لا تكلم في هذا».

واقعاً در اينجا بايد بگوييم كه بايد براي مظلوميت أمير المؤمنين (عليه السلام) گريه كرد؛ نه يك ساعت و ٢ ساعت، بلكه به تعبير علامه اميني (ره) كه مي فرمود:

اي كاش! خداوند از اول تا آخر دنيا به من عمر بدهد تا براي مظلوميت أمير المؤمنين (عليه السلام) گريه كنم.

همان طور كه خود أمير المؤمنين (عليه السلام) هم فرمود:

ما زلت مظلوما منذ ولدتني أمي.

از روزي كه مادرم مرا به دنيا آورد، مظلوميت همواره قرين من بود.

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ١٢، ص ١٢٤ ـ علل الشرائع للشيخ الصدوق، ج ١، ص ٤٥ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج ١٦، ص ٩٦

هم چنين به امام حسن (عليه السلام) مي فرمايد:

ما زلت مظلوما منذ قبض جدك.

از روزي كه جدت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت، مظلوميت از من جدا نشده است.

* * * * * * *

آقاي محسني

حاكمان بني أميه و أموي با ناقلين أحاديث فضيلت أمير المؤمنين (عليه السلام)، خصوصاً حديث غدير، چه برخوردي داشتند؟

استاد حسيني قزويني

ما قبلاً هم در اين رابطه اشاره اي داشتيم و اگر بخواهيم وارد اين بحث شويم، بايد مفصل بحث كنيم كه در طول تاريخ، به ويژه در زمان بني أميه و بني عباس، نه با افراد عادي، بلكه با شخصيت هاي علمي أهل سنت كه ناقل فضائل حضرت علي (عليه السلام) بودند يا از نقل فضائل معاويه خودداري مي كردند، چه مي كردند؟

أولاً:

آقاي نسائي (متوفاي ٣٠٣ هجري) صاحب كتاب السنن است كه يكي از صحاح سته أهل سنت است و خود إبن كثير دمشقي سلفي درباره او مي گويد:

الإمام في عصره.

پيشواي أهل سنت در عصر خودش بود.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج ١١، ص ١٤٠

تمام شخصيت هاي رجالي و تاريخي أهل سنت هم او را تائيد مي كنند و حتي آقاي إبن جوزي در كتاب المنتظم،جلد ٦، صفحه ١٣١ و ذهبي در سير أعلام النبلاء، جلد ١٤، صفحه ١٣٢ نقل مي كنند كه ايشان در شام، فضائل أمير المؤمنين (عليه السلام) را نقل مي كند و از او خواستند كه درباره فضائل معاويه هم صحبت كند و ايشان گفت:

ألا يرضي رأسا برأس؟

فما زالوا يدفعون في خصيته حتي أخرج من المسجد، ثم حمل إلي مكة فتوفي بها.

آيا نمي خواهيد به همين اندازه كه خودش را در برابر علي قرار داده، إكتفاء كنيد؟

او را به طوري لگد زدند كه به خصيتينش خورد و او را از مسجد بيرون انداختند و در انتقال به مكه، در وسط راه از دنيا رفت.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج ٢، ص ٧٠٠ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٢٣، ص ١٠٩ ـ معجم البلدان للحموي، ج ٥، ص ٢٨٢

اين روش برخورد اينهاست با كساني كه فضائل حضرت علي (عليه السلام) را نقل مي كنند و از نقل فضائل معاويه خودداري مي كنند.

ما نمي دانيم كه معاويه چه دارد كه اينها براي او به دنبال فضيلت هستند؟! خود إبن تيميه صراحت دارد كه «يك روايت صحيح درباره معاويه وجود ندارد»، جز نفرين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرمود:

لا أشبع الله بطنه.

خداوند شكمش را هرگز سير نكند.

صحيح مسلم، ج ٨، ص ٢٧ ـ مسند أبي داود الطيالسي، ص ٣٥٩ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج ٣، ص ١٤٢١ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٤، ص ٣٨٦ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٢٢، ص ٣٤٤ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج ٣، ص ٢٣٩ ـ تاريخ الطبري، ج ٨، ص ١٨٦ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٦، ص ١٨٩

حتي خود بخاري هم وقتي مي خواهد فضائل صحابه را نقل كند، وقتي به معاويه مي رسد، مي نويسد: «باب ذكر معاوية» و نمي نويسد: «باب ذكر فضائل معاوية».

صحيح البخاري، ج ٤، ص ٢١٩

ثانياً:

حجاج بن يوسف به عبد الرحمن بن أبي ليلي كه شخصيتي برجسته و قاضي عصر بني أميه است، دستور مي دهد كه بايد به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا بگويد. وقتي او خودداري مي كند، او را مي خواباند و تا جايي كه مي تواند، به او شلاق مي زند.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٤، ص ٢٦٧

ثالثاً:

جناب إبن سقاء كه از او تعبير مي كنند:

الحافظ الإمام.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج ٣، ص ٩٦٥

بالاي منبر رفت و حديث طير را مطرح كرد. حديث طير هم اين است كه براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، پرنده اي كباب شده آورده بودند و حضرت فرمود:

خدايا! محبوب ترين خلائقت را برسان تا با من هم غذا و هم سفره شود. در همين حين، علي بن أبي طالب آمد.

وقتي آقاي إبن سقاء اين حديث طير را بالاي منبر گفت، مردم نتوانستند تحمل كنند:

فوثبوا به و أقاموه و غسلوا موضعه.

او را از منبر پايين كشيدند و جايي را كه او بر منبر نشسته بود، آب كشيدند.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج ٣، ص ٩٦٦ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ١٦، ص ٣٥٢

يعني منبري كه فضيلت حضرت علي (عليه السلام) گفته شود، ـ نستجير بالله ـ نجس شده است! ببينيد!

رابعاً:

آقاي حاكم نيشابوري كه شخصيت برجسته أهل سنت است و صاحب كتاب المستدرك علي الصحيحين، در رابطه با او نقل شده است:

كسروا منبره و منعوه من الخروج.

منبر او را شكستند و او را در خانه زنداني كردند.

راوي مي گويد:

فقلت له: لو خرجت و أمليت في فضائل هذا الرجل حديثا، لاسترحت من المحنة، فقال: لا يجئ من قلبي، لا يجئ من قلبي.

به حاكم نيشابوري گفتم: اگر بروي بيرون و از فضائل معاويه سخن بگويي، از اين شكنجه خلاص مي شوي. گفت: دلم نمي آيد كه درباره او صحبت كنم.

يعني نمي توانم به دروغ درباره معاويه اي كه اين همه جنايت كرده است، حديث بگويم.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ١٧، ص ١٧٥ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٢٨، ص ١٣٢ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج ٣، ص ٢٦٠

پس كاملاً مشخص و روشن و واضح است و نمونه ها در اين زمينه زياد است كه در طول تاريخ به خاطر نقل رواياتي در فضائل أمير المؤمنين (عليه السلام) و أهل بيت (عليهم السلام) جناياتي را بر علماء بزرگ أهل سنت انجام دادند و اگر بخواهم همه آنها را نقل كنيم، شايد مثنوي هفتاد من كاغذ شود.

* * * * * * *

آقاي محسني

به بينندگان عزيز قول داده بوديم كه بعضي از كليپ هاي شبكه نور يا ظلمت را پخش كنيم. ما قصد داريم امشب ٢ كليپ را پخش كنيم كه درباره آيه إكمال است.

پخش كليپ اول شبكه نور

كارشناس:

اگر قرار باشد آيه اين چنين باشد:

اليوم اكملت لكم دينكم بإمامة علي بن أبي طالب

يا:

بوصاية علي بن أبي طالب

يا:

بخليفة علي بن أبي طالب بعد رسول الله (صلي الله عليه و سلم)

خيلي آيه واضح و روشني بود و از آيات محكمات بود و حضرت علي (عليه السلام) به طور قطعي جانشني رسول الله (صلي الله عليه و سلم) بود. ولي هم چنين چيزي نشده است جناب آقاي هاشمي.

[پايان كليپ]

آقاي محسني

سؤال من اين است كه چرا اسم حضرت علي (عليه السلام) با صراحت در قرآن ذكر نشده است؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه بايد ٢ نكته را براي بينندگان عزيز شرح بدهم:

نكته اول:

مي خواهم اشاره كنم به حديث قرطاس. گرچه اين شب ها، شب هاي عيد شيعيان است و دهه ولايت نام گرفته است و من نمي خواهم قلوب شيعيان را مكدّر كنم. ولي حديث قرطاس يك دردي است بر قلب هر مسلمان؛ به ويژه شيعيان. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه ٢٣ سال زحمت كشيد و اين عرب را با آن زندگي غير متمدنش، به عنوان يك انسان متمدن قرار داد و آنهايي كه در برابر بت كُرنش و عبادت مي كردند، آنها را آورد در برابر خداوند عالم به عنوان عباد الله قرار داد، هنگامي كه آخرين لحظات زندگي اش را سپري مي كند، مي فرمايد:

قلم و كاغذي بياوريد تا وصيتي بنويسم تا هرگز گمراه نشويد.

يعني وصيت من، معمولي و عادي نيست و اگر به مضمون وصيت من عمل شود، براي هميشه درب گمراهي به روي شما بسته مي شود و براي هميشه از هرگونه گمراهي بيمه هستيد؛ يعني يك بيمه نامه جاوداني و أبدي تا قيام قيامت.

در صحيح بخاري هم آمده است كه إبن عباس گفت:

يوم الخميس و ما يوم الخميس؟ ثم بكي حتي خضب دمعه الحصباء، فقال: إشتد برسول الله صلي الله عليه و سلم وجعه يوم الخميس، فقال: إئتوني بكتاب أكتب لكم كتابا لن تضلوا بعده ابدا، فتنازعوا و لا ينبغي عند نبي تنازع. فقالوا: هجر رسول الله صلي الله عليه و سلم.

روز پنجشنبه، چه روز پنجشنبه اي بود؟ سپس به قدري گريه كرد كه قطرات اشكش، سنگريزه هاي روي زمين را تر كردند و گفت: در روز پنجشنبه بود كه مريضي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شدت گرفت و فرمود: «قلم و كاغذي براي من بياوريد تا چيزي را براي شما بنوسم كه هرگز گمراه نشويد». ولي صحابه با يكديگر اختلاف كردند، در حالي كه نبايد نزد پيامبر (صلي الله عليه و سلم) منازعه و اختلاف مي كردند. صحابه گفتند: پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هذيان مي گويد.

صحيح البخاري، ج ٤، ص ٣١ و ٦٥ و ج ٥، ص ١٣٧ ـ صحيح مسلم، ج ٥، ص ٧٥

قرآن مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ

سوره حجرات / آيه ٢

ولي اين صحابه با هم نزاع كردند، در حالي كه كسي حق ندارد نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نزاع كند.

خود بزرگان أهل سنت هم مي گويند كه منشأ اين قضايا، خليفه دوم بوده است، ولي براي حفظ شخصيت جناب خليفه دوم گفتند:

قد غلبه الوجع.

يعني بيماري به قدري بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) غلبه كرده است كه نمي فهمد چه مي گويد. با اين كه قرآن مي فرمايد:

وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي / إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم / آيات ٤ـ٣

خود إبن حجر عسقلاني در ذيل اين آيه مي گويد:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از روي هوي و هوس سخن نمي گفت و هر چه مي گفت، حق بود؛ چه در صحت و چه در مرض و چه به صورت جدي و چه به صورت شوخي.

اين صحابه:

فذهبوا يردون عليه.

سخن پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را ردّ مي كردند.

صحيح البخاري، ج ٥، ص ١٣٧، ح ٤٤٣١

اين خيلي دردآور است! يعني در برابر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ايستاده بودند!

فاختلفوا و كثر اللغط. قال: قوموا عني و لا ينبغي عندي التنازع.

اين صحابه با هم اختلاف كردند و داد و فرياد، تمام فضاي منزل را گرفت و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم فرمود: از منزل من خارج شويد و نزاع كردن در نزد من سزاوار نيست.

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٧

ببينيد! پيامبري كه مفتخر است به:

وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ

سوره قلم / آيه ٤

چقدر برايش دردآور است كه به صحابه بفرمايد از خانه من بيرون برويد!

بعد هم إبن عباس مي گويد:

إن الرزيئة كل الرزيئة ما حال بين رسول الله صلي الله عليه و سلم و بين كتابه.

مصيبت، تمام مصيبت ها از آنجايي شروع شد كه نگذاشتند پيامبر (صلي الله عليه و سلم) آن وصيت نامه اش را بنويسد.

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٧

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چه چيزي را مي خواست در وصيت نامه بنويسد؟

سؤالي كه در اينجا مطرح است، اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چه چيزي را مي خواست در اين وصيت نامه بنويسد؟

من در اينجا مي خواهم دست شما را به دست شارحين صحيح بخاري و صحيح مسلم بسپارم تا ببينيم اينها در اين مورد چه مي گويند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چه چيزي را مي خواست بنويسد تا أمت اسلامي براي هميشه از گمراهي بيمه دائمي و أبدي شود؟

١. نووي

جناب نووي (متوفاي ٦٧٦ هجري) شارح صحيح مسلم مي گويد:

فقد إختلف العلماء في الكتاب الذي هم النبي (صلي الله عليه و سلم) به فقيل أراد أن ينص علي الخلافة في إنسان معين لئلا يقع نزاع و فتن و قيل أراد كتابا يبين فيه مهمات الأحكام ملخصة ليرتفع النزاع فيها ويحصل الاتفاق علي المنصوص عليه

علماء اختلاف كرده اند كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) چه چيزي را مي خواست در آن وصيت نامه بنويسد. گفته شده است كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي خواست خليفه بعد از خودش را با ذكر نام معين كند تا اين كه اختلاف و فتنه ايجاد نشود.

شرح صحيح مسلم للنووي، ج ١١، ص ٩٠

٢. إبن حجر عسقلاني

آقاي إبن حجر عسقلاني (متوفاي ٨٥٢ هجري) مي گويد:

فقيل كان أراد أن يكتب كتابا ينص فيه علي الاحكام ليرتفع الإختلاف و قيل بل أراد أن ينص علي أسامي الخلفاء بعده حتي لا يقع بينهم الإختلاف، قاله سفيان بن عيينة.

گفته شده است: مي خواست بنويسد احكامي را كه اختلافات را برطرف كند و گفته شده است: مي خواست اسامي خلفاء بعد از خودش را بنويسد تا در ميان أمت اسلامي اختلاف نيفتد. اين مطلب را سفيان بن عيينه (از شخصيت هاي برجسته فقهي أهل سنت) گفته است.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ١، ص ١٨٦

٣. علامه عيني

همين مطلب را آقاي عيني در عمدة القاري شرح صحيح البخاري، جلد ٢، صفحه ١٧١ از سفيان بن عيينه نقل مي كند:

و قال سفيان بن عيينة: أراد أن ينص علي أسامي الخلفاء بعده حتي لا يقع منهم الاختلاف.

٤. قسطلاني

آقاي قسطلاني (متوفاي ٩٢٣ هجري) در كتاب إرشاد الساري شرح صحيح البخاري، جلد ١، صفحه ٢٠٧ مي گويد:

أكتب لكم فيه النص علي الأئمه بعدي.

مي خواهم وصيت نامه اي براي شما بنويسم تا در آنجا اسامي بعد از خودم را ذكر كنم.

٥. احمد امين مصري

آقاي احمد امين مصري (متوفاي ١٣٧٣ هجري) از علماء أهل سنت معاصر و شخصيت پر آوازه أهل سنت در كتاب يوم الإسلام، صفحه ٤١ مي گويد:

و قد أراد الرسول (صلي الله عليه و سلم) في مرضه الذي مات أن يعين من يلي الأمر من بعده.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در آن بيماري كه از دنيا رفت، مي خواست معين كند كه چه كسي ولايت و خلافت بعد از خودش را بر عهده دارد.

مي بينيم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بعد از خودش مي خواست خلفاء بعد از خودش را تعيين كند. ولي مردم چه كار كردند؟:

 

فقالوا: هجر رسول الله صلي الله عليه و سلم.

صحابه گفتند: پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هذيان مي گويد.

صحيح البخاري، ج ٤، ص ٣١ و ٦٥ و ج ٥، ص ١٣٧ ـ صحيح مسلم، ج ٥، ص ٧٥

اگر در اينجا آمده بود:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ بولاية علي بن أبي طالب.

آيا اين آقايان نسبت هذيان به جبرئيل نمي دادند؟! آيا نسبت اشتباه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي دادند و در اينجا آيه غرانيق دومي درست نمي كردند؟! آيا ـ نستجير بالله ـ كار به جسارت ذات اقدس ربوبي نمي كشيد؟! وقتي اينها به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نسبت هذيان مي دهند:

 

فقالوا: هجر رسول الله صلي الله عليه و سلم.

با اين كه خداوند در قرآن مي فرمايد:

وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي / إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم / آيات ٤ـ٣

پس نسبت به خداوند و جبرئيل چه مي كردند اگر ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) و خلفاء بعد از خودش در قرآن تصريح مي شد؟! اگر در قرآن هم اين مطالب ذكر مي شد، آيا همين آقايان مي گذاشتند كه قرآن مصون از تحريف بماند؟! قطعاً اين طوري نبود. اينهايي كه اينقدر در برابر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي ايستند و به تعبير إبن عباس:

إن الرزيئة كل الرزيئة ما حال بين رسول الله صلي الله عليه و سلم و بين كتابه.

مصيبت، تمام مصيبت ها از آنجايي شروع شد كه نگذاشتند پيامبر (صلي الله عليه و سلم) آن وصيت نامه اش را بنويسد.

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٧

اگر هم چنين چيزي بود، آنها اجازه مي دادند؟!

نكته دوم:

مگر شما وقتي در رابطه با آيه غار مي گوييد كه مراد از اين آيه، أبو بكر است و كسي كه منكر همراهي أبو بكر با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) باشد، كافر است و در رابطه با آيه إفك مي گوييد كه مرادش عايشه است، از كجا اين مطالب را درآورديد؟! آيا اسمي از أبو بكر در آيه غار هست و اسمي از عايشه در آيه إفك آمده است؟ يا اين كه به كمك روايات اين استفاده را كرده ايد؟ اگر اين گونه است، پس سنت، مبيّن قرآن است و:

وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر / آيه ٧

درباره آيه ٦٧ سوره مائده كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

خود فخر رازي كه از علماء بزرگ أهل سنت است، در تفسيرش، جلد ١٢، صفحه ٤٩ در ذيل همين آيه شريفه صراحت دارد:

نزلت الآية في فضل علي بن أبي طالب عليه السلام و لما نزلت هذه الآية أخذ بيده و قال: « من كنت مولاه فعلي مولاه، أللهم وال من والاه و عاد من عاداه» فلقيه عمر رضي الله عنه فقال: هنيئا لك يا إبن طالب! أصبحت مولاي و مولي كل مؤمن و مؤمنة.

آقاي سيوطي هم اين تعبير را دارد:

و أخرج إبن أبي حاتم و إبن مردويه و إبن عساكر عن أبي سعيد الخدري قال: نزلت هذه الآية «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» علي رسول الله صلي الله عليه و سلم يوم غدير خم في علي بن أبي طالب.

الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٢، ص ٢٩٨ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٢٣٧

آيا از اين بهتر؟! بائك تجر و بائي لا تجر؟!

جناب آقاي خدمتي! جناب آقاي هاشمي! جناب آقايان و ديگر كارشناسان! چطور مي شود كه شما در مورد أبو بكر و عايشه و ديگر فضائل صحابه مي آييد با آب و تاب و سر و صدا، آسمان و ريسمان را به هم مي پيونديد و به كمك چند روايت مي گوييد كه مراد از آيه غار أبو بكر است؟! ولي وقتي ده ها روايت را خودتان نقل كرده ايد كه آيه إكمال دين مربوط به علي بن أبي طالب (عليه السلام) است، از ما قبول نمي كنيد؟! من در جلسات گذشته هم عرض كردم كه آقاي سيوطي و ديگران آورده اند از عبد الله بن مسعود كه مي گويد:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ "أن عليا مولي المؤمنين" وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ».

ما در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) اين آيه را اين گونه مي خوانديم: ... .

الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٢، ص ٢٩٨ ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص ٢٣٩

آيا شما اين كتاب ها را ديده ايد يا نديده ايد؟! اگر واقعاً ديده ايد و نقل نمي كنيد، اين خيانت است و اگر نديده ايد، شمايي كه به عنوان يك كارشناس مي آييد در يك شبكه جهاني اين گونه مطرح مي كنيد، اين بدتر از خيانت است!

إن كنت تدري فذاك مصيبة و إن كنت لا تدري فالمصيبة أعظم.

بدبختي اين است اين آقايان اسم اين برنامه شان را گذاشته اند «حقيقت هاي پنهان تاريخ»! اينها بايد اين اسم را براي اين برنامه شان مي گذاشتند: «پنهان كردن حقيقت هاي تاريخ» و اين خيلي مناسب با اين برنامه شان است. اين مطالبي را كه ما نقل كرديم، از كتاب هاي خودتان است و حدأقل انصاف إقتضاء مي كند كه شما بگوييد بله، در كتاب هاي ما اين مطالب آمده است و بياييد نقد علمي بكنيد. اگر واقعاً سرمايه و توان علمي داريد و در اين زمينه مشكلي نداريد، بياييد اينها را نقل كنيد و براي مردم نقد كنيد تا مردم از شما استفاده كنند. وقتي شما اين گونه مي گوييد و از ما و ديگران هم مي شنوند كه أمثال آقاي سيوطي در الدر المنثور، جلد ٢، صفحه ٢٩٨ و آقاي شوكاني در فتح القدير، جلد ٢، صفحه ٦٠ و آقاي رشيد رضا در تفسير المنار، جلد ٦، صفحه ٤٦٣ صراحت دارد و مي گويند:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ "أن عليا مولي المؤمنين" وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ».

آيا از اين بهتر و واضح تر؟! شما مي گوييد كه چرا نگفته است؟ خوب اين آقا مي گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) گفته است.

آقاي آلوسي وهابي هم در كتاب تفسير روح المعاني، جلد ٦، صفحه ١٩٣ نقل مي كند كه عبد الله بن مسعود مي گويد:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ "إن عليا ولي المؤمنين" وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ».

ما در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) اين آيه را اين گونه مي خوانديم: ... .

آيا از اين بهتر و واضح تر و صريح تر؟!

البته بعضي از دوستان پيامك داده بودند كه آيا اين روايات، دليل بر تحريف قرآن نيست؟

اگر تحريف هم باشد، به ما ربطي ندارد، اين آقايان اين گونه نقل كرده اند؛ مال خوب يا بد، بيخ ريش صاحبش. ما هم از باب:

وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ

سوره نحل / آيه ١٢٥

و از باب قاعده إلزام اين مطالب را مي گوييم و اين آقايي كه مي گويد اگر اين طوري آمده بود، مسئله حلّ بود، ما هم از عبد الله بن مسعود آورديم كه اين طوري آمده است:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ "إن عليا ولي المؤمنين" وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ».

يا شما بياييد بگوييد كه عبد الله بن مسعود دروغ گفته است يا بياييد بگوييد كه مفسريني مانند سيوطي و آلوسي و شوكاني و رشيد رضا دروغ گفته اند و اگر دروغ نيست و حقيقت دارد، اين طور در حق حضرت علي (عليه السلام) ظلم نكنيد! ديگر كافي است كه ١٤ قرن در حق حضرت علي (عليه السلام) ظلم كرده ايد! ديگر بس است و به حول و قوه إلهي، ما ديگر اجازه نمي دهيم اين حرف هاي بي پايه و اساس تان را در ماهواره ها مطرح كنيد. امروز خداوند به بركت أهل بيت (عليهم السلام)، اين امكانات را به ما داده است و الحمد لله خدا را شاكر هستيم كه بتوانيم از اين آنتن ماهواره، صداي مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) را به تمام دنيا برسانيم و دفاع از أمير المؤمنين (عليه السلام) را به گوش تك تك مسلمانان شيعه و سني و وهابي برسانيم و اينها بدانند كه در طول تاريخ، در حق حضرت علي (عليه السلام) چه شده است و امروز شما چه كار مي كنيد؟! أ من الإنصاف يابن الطلقاء؟! آيا اين انصاف است كه اين طوري برخورد مي كنيد؟!

* * * * * * *

آقاي محسني

اجازه بدهيد يك كليپي ديگر خدمت شما پخش شود تا سؤال مان را مطرح كنيم.

پخش كليپي از شبكه نور

كارشناس:

خطبه حجة الوداع طبق ٣ تا اسمي كه براي آن گذاشته اند، هيچ نشانه اي براي اين كه كسي بعد از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) جانشين شود، در آن نيست. اين يك مسئله ظاهر است و احتياجي به عناد هم ندارد و أظهر من الشمس است. يعني آن چيزي كه در آيات مي فرمايد، در آيه ٣ سوره مائده «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ»، يك پسوندي دارد و يك مقدماتي دارد. به مقدماتش برگرديد، از اول سوره مائده در رابطه با يك سري قراردادهايي صحبت مي كند، «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ». بعد هم مي فرمايد در رابطه با موضوع اين كه امروز شما به يك قدرتي رسيده ايد با اين جمع عظيم، اين كنگره جهاني براي اولين بار در زمان رسول الله (صلي الله عليه و سلم) با اين تعداد عظيم تشكيل مي شد كه سابقه نداشت. پس امروز ديگر مشركين نااميد شدند از اين كه شما را برگردانند به دين خودشان يا شما را مرتدّ كنند يا از اين كه شما از دين برگرديد، «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ» و از اين كه شما از دين برگرديد و مرتدّ شويد، نااميد شدند. حالا فهميدند كه اسلام ديگر محكم جاي گرفته است و دارد جهاني مي شود. پس بنابراين حالا امروز اسلام تكميل شده و آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ»، دنباله همين است وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ».

[پايان كليپ]

آقاي محسني

در اينجا چند سؤال بود و من بخشي از آن را از شما سؤال مي كنم:

ايشان عقيده شان بر اين است كه اين آيه «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ»، كفار كه از دين شما مأيوس شدند، به خاطر آن جمعيت و شوكتي و آن اجتماع بزرگ روز عرفه بوده است. در اين رابطه توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه بايد براي بينندگان عزيز مقداري توضيح بدهم و إن شاء ا... در جلسات بعدي هم توضيحات مفصلي در رابطه با همين آيه شريفه و روايتي كه از خليفه دوم آوردند كه آيه إكمال مربوط به روز عرفه است خواهم گفت كه اينها از دروغ هاي شاخ دار تاريخ است و بايد افرادي كه با حقايق تاريخي بازي كردند ، معرفي شوند.

در ابتداء آيه ٣ سوره مائده آمده است:

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ مَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلَي النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ

گوشت مردار و خون و گوشت خوك و حيواناتي كه به غير نام خدا ذبح شوند و حيوانات خفه شده و به زجر كشته شده و حيواناتي كه بر اثر پرت شدن از بلندي بميرند و حيواناتي كه به ضرب شاخ حيوان ديگري مرده باشند و باقيمانده صيد حيوان درنده، مگر آنكه (به موقع بر آن حيوان برسيد و) آن را سر ببريد و حيواناتي كه روي بت ها (يا در برابر آنها) ذبح شوند، (همگي) بر شما حرام است و (هم چنين) قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبه هاي تير مخصوص بخت آزمايي، تمام اين اعمال فسق و گناه است. «امروز كافران از (زوال) آئين شما مايوس شدند، بنابراين از آنها نترسيد و از (مخالفت) من بترسيد». «امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين (جاودان) شما پذيرفتم». اما آنها كه در حال گرسنگي دست شان به غذاي ديگري نرسد و متمايل به گناه نباشند، (مانعي ندارد كه از گوشت هاي ممنوع بخورند) خداوند آمرزنده و مهربان است.

خداوند در اينجا ٤ نكته را مطرح كرده است:

١. الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ

امروز كافران از (زوال) آئين شما مايوس شدند.

٢. الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ

امروز دين شما را كامل كردم.

٣. وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي

و امروز نعمت خود را بر شما تكميل نمودم.

٤. وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا

و امروز اسلام را به عنوان آئين (جاودان) شما پذيرفتم.

بايد ببينيم كه اين چه روزي است كه داراي اين ٤ ويژگي است؟ آيا با توجه به اين كه اين آقايان، سياق آيات را مي گيرند، اگر بنا باشد سياق و سباق آيات را بگيريم، به اين معني مي شود:

امروز كه گوشت مردار، خون، گوشت خوك، حيواناتي كه به غير نام خدا ذبح شوند، حيوانات خفه شده و به زجر كشته شده و غيره حرام شد، دين شما كامل شد.

اگر ما اين را بگوييم، اهانت به دين است؛ قبلاً اين احكام نازل شده بود.

اين آقايان مي گويند كه حجة الودع در روز عرفه بوده است و انبوهي از جمعيت آمدند و از شوكت مسلمانان، دين كامل شد. مگر در اينجا چه اتفاقي افتاد؟ بايد در روز عرفه يك اتفاق مهمي افتاده باشد كه با اين اتفاق مهم، دين كامل شود و كفار هم مأيوس شوند؟ اگر شوكت مسلمانان است، اين كه در مكه هم بود و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه از مدينه حركت كرد با بيش از صد هزار نفر، اين ْشوكت را همه ديدند. نماد واقعي اين شوكت، در مكه بود، نه در عرفه. ولي چطور شد كه در عرفه بايد اكمال دين معرفي شود، نه مكه؟ پس مشخص است كه قضيه شوكت و حشمت مسلمانان، در غير از اين هم بوده است.

اين آقايان كه مي گويند كفار امروز مأيوس شدند، اي كاش معين مي كردند كه مراد از اين كافر چه كساني هستند؟ اين كه مشركين از دين شما مأيوس شدند، اگر مرادشان مشركين قريش است، اينها كه در روز فتح مكه نااميد شدند و بعد از فتح مكه، مشركين دست از همه چيز شستند.

بينندگان عزيز دقت كنند ما ضمن احترام به اين عزيزان، مي خواهيم يك بحث علمي بكنيم.

اگر مراد شما از اين كه «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ»، يعني كساني كه در مكه بودند و مشركين و كفار مكه، اينها كه در فتح مكه همه شان نااميد شدند و برگشتند و بعد از آن هم «وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(نصر / ٢)».

و اگر مراد شما مشركين عرب است، وقتي كه در سال نهم هجري، سوره برائت نازل شد، در آن زمان مُهر نااميدي و يأس بر سينه و قلب مشركين عرب زده شد. يعني يأس كفار عرب مربوط به سال نهم هجري است، نه امروز كه سال دهم هجري است.

و اگر مراد شما اين است كه تمام مشركين و كفار عالم از دين اسلام نااميد شدند، اين دروغ است. حال آن كه در همان زمان عرفه، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به مدينه مي آيد و يكي از بزرگ ترين دغدغه هاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كفار روم است و دستور مي دهد تا جيش اسامه را مجهز كنند و بروند با كفار روم بجنگند و مي فرمايد:

جهزوا جيش أسامة لعن الله من تخلف عنه.

الملل و النحل للشهرستاني، ج ١، ص ٢٣

و قضيه كفار ايران هم دغدغه بزرگي براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود.

شما براي ما معين كنيد كه مراد از يأس، كدام يأس است و مراد از يأس مشركين و كفار، كدام مشركين و كفار است؟ هر كدام را كه بگوييد، ما يك سؤال طرح مي كنيم.

شما براي توضيح اين مطلب مي توانيد به تفسير گران سنگ الميزان في تفسير القرآن، جلد ٥، صفحه ١٦٨ مراجعه كنيد كه در اين زمينه، خيلي عالي قلم فرسايي كرده است. خداوند روح علامه طباطبائي را اگر شاد است، شادتر و مقامش را اگر عالي است، عالي تر بگرداند.

پس اين آقاياني كه مي گويند در روز عرفه بوده است، به هيچ وجه معنا ندارد.

مضافاً كه اين آقايان مي گويند بعد از نزول اين آيه، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ٨١ روز زنده بودند. پس اين آقايان اين سؤال را براي ما جواب بدهند:

از روز عرفه تا ١٢ ربيع كه به قول اين آقايان، روز وفات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، اگر توانستند اين را براي ما جواب بدهند، ما به آنها جايزه مي دهيم.

إن شاء ا... ما مفصل بعداً بحث خواهيم كرد در اين مورد. ما اگر مي گوييم كه آيه إكمال مربوط به غدير خم است با معرفي أمير المؤمنين (عليه السلام) به عنوان خليفه و امام، به اين دليل است كه كفار به دنبال اين بودند كه با رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، بساط اسلام جمع مي شود و وضع جامعه عرب به دوران جاهليت برمي گردد و همان آش و همان كاسه مي شود. ولي وقتي ديدند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در روز غدير خم، فردي را كه شايسته ترين افراد و نمونه ترين افراد در ميان مسلمانان است در علم و تقوا و عدالت را به عنوان خليفه بعد از خويش معين كرد كه استمرار رسالت است، ديگر نااميد شدند و آن آرزوهايي را كه براي بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) داشتند، تمام آن آرزوها را به گور بردند. در اين زمينه هم مي توانيد به كتاب تفسير نمونه كه من معمولا عربي آن را مطالعه مي كنم، كتاب الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل، جلد ٣، صفحه ٥٩٤ مراجعه كنيد.

مضافاً كه روايات متعددي داريم بر اين كه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» درباره غدير خم، بعد از نصب حضرت علي (عليه السلام) براي خلافت نازل شده است.

تاريخ بغداد، ج ٨، ص ٢٨٩

آقاي سيوطي هم از قول آقاي إبن مردويه از أبو سعيد خدري نقل مي كند:

أنها نزلت يوم غدير خم.

اين آيه در روز غدير خم نازل شده است كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، علي را به عنوان خليفه و جانشين معين كرد.

الإتقان في علوم القرآن للسيوطي، ج ١، ص ٦٠ ـ أسباب النزول للواحدي النيشابوري، ص ١٣٥ ـ تذكرة الخواص للسبط إبن الجوزي، ص ٣٠، چاپ حيدرية هند ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ١٥٧ ـ تاريخ مدينة دمشق إبن عساكر، ترجمه أمير المؤمنين (عليه السلام)، ج ٢، ص ٧٥ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٢، ص ٢٥٩ ـ فرائد السمطين للجويني، ج ١، ص ٧٢ ـ مقتل الحسين للخوارزمي، ج ١، ص ٤٧ ـ مناقب خوارزمي حنفي، ص ٨٠

و ده ها مصادر ديگر كه نقل كرده اند آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» در روز ١٨ ذي الحجه و بعد از نصب أمير المؤمنين (عليه السلام) براي خلافت نازل شده است.

اگر شما انصاف داريد، بياييد اينها را نقل كنيد و بگوييد در كتاب هاي ما اين مطالب هم آمده است و جواب ما هم اين است؛ اگر واقعاً مي خواهيد حقيقت هاي پنهان تاريخ را مطرح كنيد. اگر هم مي خواهيد حقيقت هاي تاريخ را پنهان كنيد، واقعاً هم جز اين چيز ديگري نيست.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

اينها مي گويند اگر واقعاً غدير اتفاق افتاده است و حضرت علي (عليه السلام) پس از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) خلافت را به دست نگرفت، پس خلاف فرمان خداوند و رسولش عمل كرده است. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ١ :

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه از خداوند بالاتر نيست. خداوند در هزاران آيه، واجبات و محرمات را دستور داده است و مسلمانان هم واجبات إلهي را ترك مي كنند و محرمات إلهي را مرتكب مي شوند. قضيه خلافت آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) بالاتر از حديث قرطاس نيست كه جلوي چشم خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «قلم و كاغذ بياوريد»، گفتند: «پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هذيان مي گويد».

صحيح البخاريع ج ٤، ص ٣١

حالا هم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بعد از رحلتش در ميان مردم نيست تا ناظر باشد. هم چنين جلوي چشم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تخلفاتي را انجام مي دادند، از جمله اين كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

جهزوا جيش أسامة لعن الله من تخلف عنه.

خداوند لعنت كند كساني را كه از جيش اسامه تخلف كند.

الملل و النحل للشهرستاني، ج ١، ص ٢٣

برخي تخلف كردند.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

آيا اين فرقه هاي بهائيت و بابيت با فرقه وهابيت هم ريشه هستند يا جدا هستند؟

جواب ٢ :

در قرن ١١ و ١٢ هجري، استعمار از اسلام سيلي خورده بود. به ويژه دولت بزرگ عثماني به دنبال اين بود كه جامعه اسلامي را فرقه فرقه كند. آنها آمدند در ايران، علي محمد باب را در فارس عَلَم كردند و ايشان هم فرقه بابيت و بهائيت را تأسيس كرد و آمدند در عراق هم بحث اخباري گري را مطرح كردند و در عربستان سعودي هم وهابيت را به رهبري محمد بن عبد الوهاب تأسيس كردند. اين فرقه ها از يك آبشخور سرچشمه گرفته است و هدف از اين وهابيت و بابيت و بهائيت و اخباري گري اين بود كه جامعه اسلامي و جامعه شيعي را از بين ببرند.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

شبكه ظلمت مطالبي را مي گويند كه ما مجبوريم زحمت جواب آن را بر گردن استاد حسيني قزويني بياندازيم:

١. يكي از سؤالاتي كه اين كارشناس و دانشمند اين شبكه مطرح مي كردند، اين بود اگر أمير المؤمنين (عليه السلام) جانشين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي شدند، چه اتفاقي مي افتاد كه آقايان شيعيان هم چنين إصراري دارند؟

٢. اين كارشناس شبكه ظلمت گلايه داشتند كه تلويزيون هاي شيعي در شب شهادت امام باقر (عليه السلام) از أم فروه، همسر امام باقر (عليه السلام) كه نوه أبو بكر صديق است، چيزي نفرمودند؟ در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

جواب ٣ :

١. خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جواب اينها را فرموده است و خود اين آقايان هم جواب اين را در كتاب هاي خودشان نقل كرده اند.

آقاي حاكم نيشابوري در روايتي صحيح كه مي گويد شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارد، نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إن وليتموها عليا فهاد مهتد يقيمكم علي صراط مستقيم.

اگر علي را ولي أمر خود و جانشين من قرار بدهيد، او را هدايت شده و هدايت كننده خواهيد يافت كه تمام شما را به صراط مستقيم هدايت مي كند.

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين و لم يخرجاه.

اين روايت بنابر شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم صحيح است، ولي آن دو نياورده اند.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٤٢ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ٨٥ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج ٥، ص ٣١٣ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج ٤، ص ٧٠ ـ أنساب الأشراف للبلاذري، ص ١٠٢ ـ مسند احمد بن حنبل، ج ١، ص ١٠٩ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٧، ص ٣٩٧ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج ٤، ص ٤٦٨ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٤، ص ٣١ ـ تفسير الثعلبي، ج ٥، ص ٢٧٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٤١٩ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي،ج ٥، ص ١٧٦ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج ٢، ص ٣٤١

ما هم هر روز در نماز مي گوييم:

اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ

سوره حمد / آيه ٦

تنها كسي كه از ميان صحابه، بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين مسئوليت و رسالت را مي تواند انجام دهد و به دوش بگيرد كه مسلمانان را به صراط مستقيم بكشاند، علي بن أبي طالب (عليه السلام) است.

٢. در هيچ كجا رسم نيست كه وقتي از شخصيتي سخن مي گويند، از پدر او، مادر او يا حدأقل از فرزندان او صحبت كنند. ولي اين كه همسرش چه كسي بود و چه كاره بود، رسم نيست مطرح كنند. بله، در شب شهادت امام صادق (عليه السلام) بايد از مادرش سخن گفته شود و در آن هيچ شكي نيست.

اين آقايان كه از ما گلايه مي كنند، ما از اينها چند سؤال داريم:

شما كه اين همه از أبو بكر سخن مي گوييد و فضائلش را نقل مي كنيد، چرا از فرزندش محمد كه فدايي حضرت علي (عليه السلام) بود، سخن نمي گوييد؟! وقتي از أبو بكر سخن مي گوييد، بايد از فرزندش محمد بن أبو بكر هم سخن بگوييد. شما كه اين همه از عايشه صحبت مي كنيد و سر و صدا به راه مي اندازيد، چرا يك دفعه هم از برادرش محمد بن أبو بكر نام نمي بريد؟ به اين دليل كه برادرش مدافع أمير المؤمنين (عليه السلام) است. اين آقايان نسبت به قاتلين عثمان اين همه سر و صدا به پا كردند كه كفار و ملعون هستند، چرا نمي گويند كه يكي از قاتلين و زمينه سازان قتل عثمان، آقازاده خليفه اول، محمد بن أبو بكر بوده است؟ چرا وقتي از معاويه سخن مي گوييد، نمي گوييد كه يكي از جنايات معاويه اين بود كه محمد بن أبو بكر را كه پسر خليفه اول بود و برادر أم المؤمنين عايشه، با فجيع ترين وضع به شهادت رساند؟ قلب هر انساني، حتي كفار از شنيدن شهادت جانسور محمد بن أبو بكر به درد مي آيد و اشك خود أم المؤمنين عايشه هم در اين قضيه درآمد و معاويه را نفرين كرد. اي كاش وقتي از معاويه حرف مي زنيد، اين مطالب را هم بگوييد! و ده ها سؤال ديگر.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

اين شبكه هاي وهابي با كمال پر روئي بيان مي كنند و مي گويند:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي معرفي أهل بيت (عليهم السلام) كه اينها را زير عباء برد و عايشه و حفصه را زير عباء نبرد، به اين دليل بود كه حضرت علي (عليه السلام) نامحرم بود به زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله).

از يك طرف مي گويند عايشه أم المؤمنين است و مادر مؤمنين است و از يك طرف هم مي گويند كه حضرت علي (عليه السلام) به زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نامحرم بود؟

جواب ٤ :

سؤال خيلي زيبا و جديدي بود. إن شاء ا... اميدواريم اين آقايان بشنوند و به شما جواب بدهند.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. در برنامه هاي شبكه نور شنيده ام كه در حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه» كلمه مولا را به دوست دار و محب حضرت علي (عليه السلام) معني كرده اند. در اين مورد توضيح بفرماييد.

٢. آقاي علي محمد باب كه بابي گري و بهائيت را به راه انداخت، با محمد بن عبد الوهاب كه وهابيت را به راه انداخت، حدود ٢ قرن فاصله دارند. آيا فكر نمي كنيد كه اينها به هم ربطي نداشته باشند؟ در اين مورد توضيح بفرماييد.

٣. اين كه بعد از مراسم منا و عرفات، اين طواف نساء را كه اين آقايان أهل سنت انجام نمي دهند، بر چه مبنايي است؟

جواب ٥ :

١. من اين را قبلاً هم عرض كرده ام. اين آقايان كه مي گويند «مولانا عبد الحميد»، «مولانا عبد العزيز» و «مولانا محمد عمر»، كلمه مولانا در اين عبارات به چه معناست؟ آيا به معناي اين است كه آقاي عبد الحميد دوست ماست يا به اين معني است كه رهبر ماست؟ آيا أمير المؤمنين (عليه السلام) به مقام مولانا نرسيده است؟

٢. إن شاء ا... بعد از ماه محرم يكي از دوستان مان در اين مورد يك نقد علمي از تاريخ شخيت و بابيت و بهائيت خواهند داشت. البته بنده حدود يكي دو ساعت در مسجد مقدس جمكران براي حدود ٤٠٠ ، ٥٠٠ نفر از اساتيد فرهيخته دانشگاه در مورد تاريخ شيخيه و بابيت و بهائيت صحبت كردم و اگر آن را هم ببينيد، من خلاصه اي از تاريخ اينها را در آنجا مطرح كرده ام.

٣. آقايان أهل سنت يك طواف زيارت يا طواف وداع دارند كه هيچ فرقي نمي كند. اين كه بعضي مي گويند اينها طواف نساء انجام نمي دهند و زنان شان حرام است و غيره، به نظر من حرف خيلي نادرستي است و صحيح نيست و به اين شكل هجمه كردن، به صلاح ما نيست؛ مخصوصاً در اين برهه كه دشمن به دنبال اين است كه ميان شيعه و سني اختلاف بياندازد. دشمنان اسلام نه دل شان به حال شيعه سوخته است و نه به حال سني و هيچ فرقي به حال آنها نمي كند و آنها مي خواهند هيچ مسلماني در كره زمين نباشد. اگر قرآن را آتش مي زنند و كاريكاتور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را مي كشند و مسخره و توهين مي كنند و ده ها مسائل ديگر را انجام مي دهند، به اين دليل است كه اينها با اسلام دشمني دارند.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

١. در تاريخ الطبري آمده است:

لقب فاروق را أهل كتاب به عمر دادند.

و مشخصاً از يهود نام برده است، نه از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله). در اين مورد توضيح بفرماييد.

٢. أهل سنت، خصوصاً در شبكه ظلمت مي گويند كه عايشه مانع از جنگ أهل بيت (عليهم السلام) با حكّام أموي در بحث دفن مولا امام حسن (عليه السلام) شد و اگر عايشه نبود، تمام أهل بيت (عليهم السلام) از بين مي رفتند. در مورد واقعيت اين مطلب توضيح بفرماييد.

جواب ٦ :

١. اين مربوط به ما نيست. آقايان أهل سنت در كتاب هاي خودشان اين مسئله را مطرح كرده اند:

أن أهل الكتاب كانوا أول من قال لعمر الفاروق و كان المسلمون يأثرون ذلك من قولهم و لم يبلغنا أن رسول الله صلي الله عليه و سلم ذكر من ذلك شيئا.

اولين كسي كه لقب فاروق را به عمر داد، أهل كتاب بود و مسلمانان هم از آنها تأثير گرفتند و چيزي به ما نرسيده است كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در اين مورد مطلبي گفته باشد.

تاريخ المدينة لإ بن شبة النميري، ج ٢، ص ٦٦٢ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج ٣، ص ٢٧٠ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٤، ص ٥١ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٤، ص ٥٧ ـ تاريخ الطبري، ج ٣، ص ٢٦٧ ـ حياة الصحابة، ج ٢، ص ٢٢ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٣، ص ٥٣

آقاي إبن كثير دمشقي هم مي گويد:

الملقب بالفاروق قيل لقبه بذلك أهل الكتاب.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٧، ص ١٥٠

اين آقايان بايد اين مسئله را جواب بدهند و ارتباطي هم به ما ندارد؛ مال خوب و بد، بيخ ريش صاحبش. من دوست داريم اين آقاياني كه مي گويند ما حقايقي از تاريخ پنهان را بيان مي كنيم، اينها را هم مطرح كنند و جواب بدهند و ما هم از اين كارشناسان اين آقايان ياد بگيريم تا وقتي در دانشگاه يا حوزه علميه از ما سؤال مي كنند، همان جواب را بدهيم.

٢. خير، اين طوري هم نبود. آقاي ذهبي از استوانه هاي علمي أهل سنت در سير أعلام النبلاء، جلد ٣، صفحه ٢٧٦ مي گويد:

كسي كه مانع دفن حسن بن علي در خانه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شد، عايشه بود و گفت:

إنه لبيتي.

اينجا خانه من است و من اجازه نمي دهم فرزند پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در اين خانه دفن شود.

الإستيعاب لإبن عبد البر، ج ١، ص ٣٧٠ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ١٣، ص ٢٩٣

عايشه نگذاشت اين كار انجام شود. البته مروان هم آتش بيار معركه شد و شمشيرها كشيده شد و آقا امام حسين (عليه السلام) هم فرمود:

 

برادرم وصيت كرد كه به گمانم عايشه كه موافقت كرد من در خانه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) دفن شوم، در رو دربايستي قرار گرفته است و از من خجالت كشيد كه جواب ردّ بدهد. حسين جان! اگر اختلاف افتاد، مرا در بقيع دفن كن و نگذار خوني از بيني كسي ريخته شود.

* * * * * * *

سؤال ٧ :

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا

سوره آل عمران / آيه ١٠٣

و:

قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ

سوره انعام / آيه ٩١

ما اگر پيرامون توحيد و لا إله إلا الله حرف بزنيم، همه مسائل و مشكلات أمت اسلام برطرف شده است. البته الآن چون بحث غدير و حج و اين مسائل است، سؤال من اين است كه شما ملاحظه مي فرماييد كه قرآن به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

وَ شَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ

سوره آل عمران / آيه ١٥٩

كلمه أمر در اينجا آمده است و بعد هم به مؤمنين مي فرمايد:

وَ أَمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ

سوره شوري / آيه ٣٨

يعني أمر دنيايي و كار دنيايي و اجتماعي شان ميان خودشان انتخابات است و در نهايت مي فرمايد:

أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

سوره نساء / آيه ٥٩

باز هم كلمه أمر در اينجا تكرار شده است و مِنْكُمْ يعني از خودتان انتخاب كرده ايد.

اگر قرآن مي گويد كارهاي مردم، شورايي و انتخاباتي است، پس چرا ما بايد بگوييم كه خداوند كسي را تعيين كرده است و ولايت و امامت هست؟

در نهج البلاغه كه ما خودمان به آن اعتقاد داريم و سيد رضي (ره) تنظيم كرده اند، هيچ كلمه غدير نداريم كه در مقابل معاويه بگويد:

اي معاويه! من از طرف خدا در روز غدير خم امام مسلمين شدم.

در حالي كه مي گويد:

من هم مانند بقيه، بيعت كردند با من و من هم خليفه و امام شدم و شما هم قبول كن و به طرف من بيا.

اين طوري استدلال مي كنند.

ما يك حج داريم كه زيارت گاه أمت اسلام است و قبله گاه همه است براي اين كه توحيد، عملي شود. از كسي سؤال كردند كه «شما كه به خانه خدا رفتيد، چه خير؟ گفت: خدا را شكر كه ما رفتيم و قبر خدا را هم زيارت كرديم». يعني وقتي ما مي گوييم كربلاء و نجف و امام رضا (عليه السلام) و اينها، اينها همه قبله مي شود براي ما و تفرقه به وجود مي آيد و شرك ايجاد مي كند. من از حاج آقا مي خواهم براي أمت اسلام بگويد كه وقتي سوره نوح را مي خوانيم، ٥ اسم در آنجا برده شده است:

لَا تَذَرُنَّ آَلِهَتَكُمْ وَ لَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لَا سُوَاعًا وَ لَا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْرًا

سوره نوح / آيه ٢٣

آيا اينها أولياء نبودند؟ آيا اينها امامان قبلي مردم نبودند كه گنبد و بارگاه براي شان درست كرده بودند و آنها را مي پرستيدند؟

در زمان حضرت نوح (عليه السلام) چه شركي داشتند كه ٩٥٠ سال براي مردم گفت و آخر هم اينها قبول نكردند؟ همين گنبد و بارگاه بود. توحيد از بين رفته بود. ما اگر اين مسائل را به مردم بگوييم، مي گويند اينها بت بودند.

أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّي / وَ مَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَي

سوره نجم / آيه ٢٠ ـ ١٩

اينها آدم بودند، اينها أولياء بودند و خادم خانه خدا بودند كه مردم اينها را مي پرستيدند. حالا هم ما همين كارها را مي كنيم. اگر غدير درست است، چرا حضرت علي (عليه السلام) در نهج البلاغه يك بار هم استناد نكرده است به اين قضيه؟

جواب ٧ :

در نهج البلاغه سيد رضي (ره)، خطبه هاي أمير المؤمنين (عليه السلام) كه جنبه بلاغت داشته است، آمده است. اگر شما دنبال اين مطلب هستيد كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به غدير استدلال كرده باشد، شما به كتاب مسند احمد بن حنبل، جلد ١، صفحه ١١٩ مراجعه كنيد كه أمير المؤمنين (عليه السلام) در رحبه، در حضور انبوهي از صحابه، صحابه را قسم مي دهد به خدا و مي فرمايد:

أنشد الله! من سمع رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول يوم غدير خم: «من كنت مولاه فعلي مولاه» لما قام فشهد. قال عبد الرحمن: فقام إثنا عشر بدريا كأني أنظر إلي أحدهم فقالوا: نشهد أنا سمعنا رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول يوم غدير خم: «ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم ... » فقلنا: بلي يا رسول الله! قال: «فمن كنت مولاه فعلي مولاه، أللهم وال من والاه و عاد من عاداه».

شما را به خدا سوگند مي دهم! هر كس از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شنيد كه در غدير خم فرمود: «هر كه من مولاي اويم، علي مولاي اوست»، بلند شود و شهادت دهد. تعدادي از مردم بلند مي شوند و شهادت مي دهند.

در مسند احمد بن حنبل، جلد ٤، صفحه ٣٧٠ آمده است:

فقام ناس كثير فشهدوا حين أخذ بيده فقال للناس: «أتعلمون أني أولي بالمؤمنين من أنفسهم» قالوا: نعم يا رسول الله! قال: «من كنت مولاه فهذا مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه».

جمعيت زيادي بلند شدند و شهادت دادند كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در غدير فرمود: « ... هر كه من مولاي اويم، علي مولاي اوست ... ».

اگر به دنبال استدلال أمير المؤمنين (عليه السلام) به غدير مي گرديد، بفرماييد، اين هم استدلال أمير المؤمنين (عليه السلام). در منابع زير هم آمده است:

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ١٠٥ و ١٠٦ ـ مسند أبي يعلي، ج ١، ص ٤٢٩ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج ٥، ص ١٧٥ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج ١٤، ص ٢٣٩ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٢٠٦ و ٢٠٧ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٤، ص ٢٨ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٧، ص ٣٨٣

ده ها روايت داريم با سندهاي صحيح كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به حديث غدير استناد كرده است و مناشده كرده است. حتي در خلافت أمير المؤمنين (عليه السلام) هم مردم اختلاف داشتند و أمير المؤمنين (عليه السلام) به حديث غدير استدلال كرده است. نه يك روايت، نه دو روايت، بلكه ده ها روايت ما داريم كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به حديث غدير استدلال كرده است. إن شاء ا... اينها را در ايام غدير به اينها اشاره خواهيم كرد.

[... قطعي صدا]

در خطبه ٨٨نهج البلاغه آمده است:

فيا عجبي! فما لي لا أعجب من خطأ هذه الفرق علي إختلاف حججها في دينها، لا يقتصون أثر نبي، لا يقتدون بعمل وصي.

در شگفتم! چرا در شگفت نباشم از خطاي گروه هاي پراكنده با دلايل مختلف كه هر يك در مذهب خود دارند، نه گام بر جاي گام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي نهند و نه از رفتار جانشين او (كه من باشم) پيروي مي كنند.

در خطبه ٦ هم مي فرمايد:

فوالله! ما زلت مدفوعا عن حقي مستأثرا علي منذ قبض الله نبيه صلي الله عليه و سلم حتي يؤم الناس هذا.

پس سوگند به خدا! من همواره از حق خويش محروم ماندم و از هنگام وفات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تا امروز حق مرا از من باز داشته و به ديگري اختصاص دادند.

شما يكه تازي مي كنيد و يك جانبه به ميدان مي رويد و يك جانبه به قاضي مي رويد و حرف هاي خرافي از ديگران ياد گرفته ايد و تصور مي كنيد كه علامه دهر شده ايد و مي گوييد: «وَ أَمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ». إن شاء ا... ما در رابطه با بحث شورا به حول و قوه إلهي بعد از ماه محرم و صفر، حدود ٧ ، ٨ جلسه بحث خواهيم كرد و حق مطلب را أداء خواهيم كرد. من تحدّي مي كنم و شايد دوستان هم چنين مطالبي را تا به حال از شورا نشنيده باشند و من حدوداً بيش از ٥٠٠ ساعت شخصاً روي اين قضيه كار كرده ام و إن شاء ا... اين بحث شورا و نقش شورا در انتخاب را براي بينندگان عزيز، به ويژه عزيزان طلبه شيعه و سني و وهابي عرض خواهيم كرد. آن وقت است كه خواهند ديد مسئله شورا در قرآن و سنت و گذر تاريخ، چه سرنوشت ها و چه مطالبي داشته است.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»