سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٦٠ - ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود

ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود

کد مطلب: ٥٢٩٢ تاریخ انتشار: ٠٤ دي ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٦٦٣٢ سخنراني ها » شبکه ولايت ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
حبل المتين ٩٠/١٠/٠٤


لينک دانلود

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ٩٠/١٠/٠٤

مجري:

سلام عرض مي كنم خدمت بينندگان عزيز. جناب استاد! در اين چند روز گويا به هر صورت جناب آقاي حيدري تصميم گرفته اند انشاء الله با برنامه ما همكاري بكنند و همان مناظره اي كه قول داده بودند را با حضرتعالي داشته باشند. اميدواريم كه اين اتفاق بيفتد و براي مردم مسلمان انشاء الله قابل استفاده باشد.

حاج آقا اجازه بفرماييد قبل از اينكه وارد بحث بشويم كليپي كه دوستان ما آماده كرده اند را ببينيم سپس چند تا سوال بپرسيم.

كليپ:

گوينده:

بسم الله الرحمن الرحيم.

و أوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا.

و به عهد و پيمان خود وفا كنيد كه در مورد آن از شما بازخواست خواهد شد.

همانطور كه مستحضريد بيش از يك سال از ادعاي مناظره توسط آقاي عبدالله حيدري و قبول شرائط مناظره از جانب آيت الله حسيني قزويني و ايشان مي گذرد ولي متأسفانه هنوز جناب آقاي حيدري از پشت ويرانه هاي سقيفه بيرون نيامده اند. اما ظاهرا پس از اين مدت طولاني بالاخره با تفحص بسيار دليل موجهي براي عدم مناظره با آيت الله حسيني قزويني پيدا نموده اند!

آقاي حيدري:

به هر حال الان بنده ادعاي مناظره فعلا نكرده ام، يك بار ادعاي مناظره در ٢ سال گذشته كردم با آقاي قزويني اما بعدها كه من بحثهاي ايشان را دنبال كردم و يادداشت كردم به حدي دروغ در صحبتهاي ايشان من ملاحظه كردم كه واقعا خجالت كشيدم، و الله قسم خجالت كشيدم كه من با كسي صحبت كنم كه اين همه دروغ مي گويد، همين ديشب گفت كه اصلا مسئله ازدواج ام كلثوم با عمر چنين چيزي اصلا اتفاق نيفتاده است. اصلا به هيچ عنوان، اگر كسي ثابت كند ما جايزه مي دهيم . اينها را من يادداشت كردم.

كسي كه واقعا اين همه دروغ مي گويد يك آيت الله، يك روحاني، يك شخصيتي كه شهرت جهاني دارد اين همه وقتي دروغ مي گويد من چطور با يك چنين كسي بروم بنشينم و صحبت كنم!

آقاي هاشمي:

يعني واقعا منكر شدند! من نمي دانم در اين دنيا گاها انسان به گوش و چشم و همه چيز خودش شك مي كند ، يعني گفتند كه اصلا چنين چيزي وجود نداشته؟

آقاي حيدري:

ديشب من حرف ايشان را يادداشت كردم گفتند اصلا چنين چيزي اتفاق نيفتاده، اميدوارم اگر دوستان ما اين صحبت جلسه ديشب ايشان را ضبط كرده باشند حتما اين قسمت را، اين كليپ را لطف كنند پيدا كنند، ايشان گفت اصلا چنين چيزي اتفاق نيفتاده است و اگر كسي آن را ثابت كند ما جايزه مي دهيم . فقط گفتند ٢ تا مورد ٢ تا روايت اصول كافي و روايت خواستگاري است كه اين هم روايت كافي ج ٤ به قول ايشان يا ج ٥ اگر اين هم درست باشد كه به ضرر آقايان است، با اين منطق، ما چطور حرف كسي كه با اين صراحت و اينگونه علني و آشكارا دروغ مي گويد را باور كنيم؟ چطور واقعا باور كنيم كسي بنشيند و حرف دين بزند.

گوينده:

ادعاي آقاي عبد الله حيدري را ديديم و شنيديم حال سخنان استاد قزويني را در برنامه مورد اشاره آقاي حيدري به اتفاق مي بينيم.

برنامه قضاوت با شما:

بيننده:

در كتاب كافي ج ٥ ص ٣٤٦، نوشته است عمر داماد حضرت امام علي بودند آيا اين روايت صحيح مي باشد يا ضعيف و يا وجود ندارد؟ لطف كنيد نشان بدهيد از كتاب اگر وقت داريد.

مجري:

بسيار خوب اگر دوستان ما در اتاق فرمان پيدا كرده اند حديث را به ما خواهند داد.

استاد حسيني قزويني:

روايت هم صحيح است، ولي در آنجا نيامده است كه اين دختر حضرت زهرا بوده، ببينيد هر دو روايت صحيح است برادر عزيز ولي ما گفتيم اگر كسي يك روايت صحيح پيدا كند در كتابهاي شيعه كه بگويد اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا بوده به او جايزه مي دهيم. هر قدر هم معين بكند جايزه مي دهيم . ما و دوستانمان گشتيم و رسما اعلام مي كنيم در هيچ روايتي از كتابهاي شيعه نداريم كه ام كلثوم دختر حضرت زهرا سلام الله عليها بوده، و ما هم نقل كرديم از جناب آقاي نووي و ديگران كه اين دختري كه در خانه حضرت امير بوده به نام ام كلثوم دختر ابوبكر بوده بعد از مرگ ابوبكر آمد در خانه علي بزرگ شد. مثل محمدبن ابي بكر.

گوينده:

البته جالب است كه براي اولين بار در شبكه وهابي كلمه پس از لو رفتن يك دروغ برنامه هاي عادي اين شبكه قطع و آقاي حيدري دوباره به صحنه مي آيد اما اين بار با اعتراف به دروغ اول.

آقاي حيدري:

ما يك تسويه حسابي با شما بينندگان عزيز هم كرده باشيم و با كساني كه از ما نقل قول كرده اند. ما معصوم نيستيم و بنده علتش اين است كه وقتي كه از بيرون آمدم و ناگهان شبكه را باز كردم ديدم كه در شبكه ولايت ايشان صحبت مي كند بنده اين مطلب را از ايشان در برنامه پريشب ايشان اشتباهي فهميدم، ايشان منكر ازدواج نشده است در آن كليپ اما منكر اين شده است كه حضرت ام كلثوم دختر فاطمه زهرا باشد، يعني علي بن ابيطالب از همسر گراميشان حضرت زهرا به ادعاي ايشان صاحب دختري نبوده اند كه اسمش ام كلثوم باشد كه حضرت عمر با او ازدواج كرده باشد.

گوينده:

ملاحظه فرموديد كه جناب آقاي حيدري براي اين كه دروغ گذشته خود را بپوشانند و توجيه نمايند مجبور شدند دروغ ديگري بگويند و تهمت ديگري را به آيت الله دكتر حسيني قزويني بزنند.

آقاي حيدري:

خدمت شما بينندگان عزيز عرض خواهم كرد و همينجا نقد ثابت مي كنم كه ايشان در دروغگويي دست بسيار بالايي دارند. ايشان يك ماهر و يك هنرمند به تمام معنا است، در دروغگويي ايشان بسيار ماهرانه دروغ مي گويند من از كتب انساب الان شروع مي كنم علاوه بر كتب انساب ما از كتب روايي اربعه شيعه ١١ تا روايت درباره ازدواج حضرت عمر فاروق با حضرت ام كلثوم دختر فاطمه زهرا وجود دارد.

گوينده:

همانطور كه ملاحظه فرموديد جناب آقاي حيدري پس از اهانت و تهمتهاي فراوان به آيت الله حسيني قزويني ادعا مي كنند كه در كتب اربعه شيعه ١١ روايت در رابطه با ازدواج خليفه دوم با حضرت ام كلثوم دختر گرامي حضرت فاطمه سلام الله عليها وجود دارد. كه اميدواريم ايشان بتوانند اين ادعاي خود را ثابت نموده و جايزه ويژه اي از آيت الله دكتر حسيني قزويني دريافت نمايند. اما متأسفانه دوباره پس از فاصله اي كوتاه جناب آقاي حيدري از گفته قبلي خود عدول كرده و براي فرار از ارائه روايات يازده گانه مورد ادعاي ايشان از كتب اربعه شيعه اينبار مجددا دروغ دوم خود را با كمال ادب و احترام به عنوان موضوع مناظره با آيت الله قزويني مطرح مي نمايند.

آقاي حيدري:

من به خاطر اينكه ثابت بشود ايشان يك دروغگو ي مكار و بسيار ماهر است، -عذر مي خواهم من تا به حال به اين لحن صحبت نكرده ام- من مي خواهم بگويم ايشان يك دروغگوي مكار و ماهر است و فكر مي كند كه شايد مردم متوجه نشوند كه ايشان چه مي گويد. من از همينجا از اين برنامه خدمت ايشان، ايشان را به مناظره دعوت مي كنم در همين موضوع، در اين موضوع كه آيا علي بن ابيطالب و فاطمه زهرا دختري به نام ام كلثوم داشته اند يا نداشته اند؟ من در همين موضوع با ايشان مناظره مي كنم .

من نمي توانم با ايشان مناظره رو در رو كنم . حقيقتش مي ترسم. اما از همين طريق شبكه بنده الان اعلام مي كنم.

گوينده:

هر چند آزموده را آزمودن خطا است اما خرسنديم كه جناب استاد حيدري پس از يك سال و اندي مجددا ادعاي مناظره با آيت الله دكتر حسيني قزويني را مطرح نموده اند لذا شبكه جهاني ولايت و در رأس آن آيت الله دكتر حسيني قزويني جهت هر گونه مناظره و همچنين مناظره در موضوع اصلي مورد ادعا آمادگي خود را اعلام مي نمايند. و همانطور كه مستحضر هستيد موضوع اصلي مورد ادعا آوردن حتي يك حديث صحيح از كتب معتبر شيعه كه اثبات نمايد اين ام كلثوم كه خليفه دوم از امير المومنين حضرت علي عليه السلام خواستگاري و سپس با او ازدواج نموده است همان حضرت ام كلثوم فرزند گرامي حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بوده اند.

استاد حسيني قزويني:

هر دو روايت صحيح است روايت اول مي گويد عمر آمد از حضرت علي نسبت به ام كلثوم خواستگاري كرد، ولي آيا اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا است؟ ما گفته ايم اگر يك روايت صحيح پيدا كنند در كتابهاي شيعه كه بگويند اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا بوده ما جايزه مي دهيم به ايشان، هر قدر هم معين كنند جايزه مي دهيم .

گوينده:

اميدواريم كه حداقل اين بار جناب آقاي عبد الله حيدري بر روي ادعاي مناظره خود مردانه ايستاده و زمينه را براي مناظره اي عادلانه، مؤدبانه و به دور از هرگونه گرايش سياسي فراهم نموده و قضاوت را به شما شيعيان گرامي و عزيزان اهل سنت واگذار نماييم.

تلفن گويا:

با تشكر از تماس با شبكه جهاني كلمه، پرسش هاي تاريخي و شرعي، شماره ١، پيشنهادات و انتقادات شماره ٢، همكاري با شبكه شماره ٣، ارتباط با مديريت شماره ٤، تماس با اپراتور شماره ٠،

آقاي هاشمي:

الو.

آقاي كياني:

سلام عليكم.

آقاي هاشمي:

سلام عليكم و رحمت الله.

آقاي كياني:

جناب آقاي هاشمي؟

آقاي هاشمي:

بله بفرماييد.

آقاي كياني:

حال شما خوب است انشاء الله ،

آقاي هاشمي:

ممنون بفرماييد.

آقاي كياني:

جناب آقاي هاشمي كياني هستم، از شبكه جهاني ولايت مزاحمتان مي شوم . خوب هستيد؟

آقاي هاشمي:

ممنون بفرماييد.

آقاي كياني:

زنده باشيد، آقاي هاشمي! ديروز جناب استاد حيدري در برنامه اي كه شما داشتيد لطف كردند و فرمودند آماده هستند در موضوعي كه مطرح شده است مناظره اي را با حضرت آيت الله قزويني داشته باشند. مزاحم وقت حضرتعالي شدم كه وعده بگذاريم و نوع مناظره را تعيين بكنيم تا انشاء الله اين مسئله خيلي زود اتفاق بيفتد. اول نظر حضرتعالي را من بشنوم آيا اين مناظره قرار است اتفاق بيفتد يا خير؟

آقاي هاشمي:

حتما من انشاء الله به شما خبر خواهم داد، شما اگر زحمت مي شود چون شماره شما در گوشي نيفتاده است. شماره بدهيد من الان در استوديو هستم تا دقايقي ديگر برنامه زنده مان شروع مي شود اگر لطف كنيد ايميل يا شماره تماسي از شما داشته باشيم. انشاء الله من به شما خبر خواهم داد.

آقاي كياني:

بزرگواريد. سلامت باشيد. شماره اي كه من الان عرض مي كنم يادداشت مي فرماييد؟

آقاي هاشمي:

بفرماييد.

آقاي كياني:

خواهش مي كنم . ٠٠٩٨ ايران كه هيچ، ٢٥١٧٧.

آقاي هاشمي:

اين شماره همراهتان است؟

آقاي كياني:

اين شماره اي است كه در شبكه مستقيما به دفتر بنده وصل مي شود. اگر شماره همراهم را مي خواهيد من خدمتتان تقديم مي كنم .

آقاي هاشمي:

بله، ٠٠٩٨ من اول بخوانم شماره اي كه داديد. ببينم درست يادداشت كرده ام. ٠٠٩٨٢٥١٧٧.

آقاي كياني:

بله.

آقاي هاشمي:

خودتان شماره را جواب مي دهيد؟

آقاي كياني:

بله خودم جواب مي دهم . فقط من مي توانم شماره آقاي حيدري را هم از حضرتعالي بگيرم كه با ايشان هم تماسي داشته باشيم.

آقاي هاشمي:

من از خودشان اجازه مي گيرم حتما، اجازه دادند حتما در اختيارتان قرار خواهيم داد.

آقاي كياني:

تمنا مي كنم . متشكرم از شما پس من منتظر تماس جنابعالي هستم.

آقاي هاشمي:

انشاء الله با شما تماس خواهيم گرفت.

آقاي كياني:

امروز من منتظر باشم؟

آقاي هاشمي:

و الله الان من سر برنامه زنده هستم، از برنامه زنده بيايم بيرون توانستم با ايشان و دوستان صحبت كنم حتما با شما تماس خواهم گرفت، امروز تماس مي گيريم.

آقاي كياني:

چون امشب ما برنامه زنده داريم. برنامه حبل المتين است اگر امكان پذير باشد ما همين امشب حاضر هستيم كه در خدمت استاد حيدري باشيم. اگر امكان نداشته باشد براي سه شنبه كه برنامه قضاوت با شما را داريم آمادگي را اعلام مي كنيم .

آقاي هاشمي:

بله. شما اجازه بدهيد ٢٤ ساعتي كه بالاخره با خود استاد حيدري من هماهنگ بكنم چگونگي اين مناظره و از ايشان بپرسم. حتما انشاء الله به اطلاع شما خواهم رسيد.

آقاي كياني:

خواهش مي كنم . از لحاظ امكانات فني هم به هر صورتي كه دوستان بخواهند ما مي توانيم اين مناظره را برگزار بكنيم. چه استوديو به استوديو بخواهد برگزار بشود و چه به صورت تلفني، و به هر صورتي كه نظر حضرتعالي و جناب آقاي حيدري باشد ما امكاناتش را فراهم مي كنيم .

آقاي هاشمي:

حتما مزاحمتان خواهم شد.

آقاي كياني:

متشكرم از شما. شما را به خدا مي سپارم. خدانگهدار،

مجري:

خيلي ممنون هستيم از همكاران عزيز كه اين كليپ را آماده كردند. انصافا خيلي زيبا بود، مخصوصا آقاي كياني كه اين زحمت را كشيده اند. به هر صورت اميدواريم تا ٢٤ ساعت آينده حاج آقا اينها تكليف ما را روشن كنند. ببينيم واقعا مناظره مي كنند يا نه؟ و از اين ١١ حديثي كه از كتب اربعه آماده كرده اند و مي خواهند بگويند لا اقل يك حديث را بگويند و جايزه از شما بگيرند.

حاج آقا من چند تا سوال دارم اينجا ، اولا واقعا متأسف هستم از اين كه جناب آقاي حيدري انقدر ديگر گستاخانه بي ادبي كردند و واقعا خودم ناراحت شدم، به هر صورت شما روحاني هستيد، ما هم روحاني هستيم، از ادبيات و الفاظ صحيحي بايد استفاده بكينم اصلا عبارت دروغگوي مكار و ماهر دور از شأن و ادب است و واقعا نمي دانيم وسيله دروغگويي ايشان جزئي از كتابهاي اهل سنت باز مي كند ، صحيح مسلم را باز مي كند ، صحيح بخاري را باز مي كند ، آيا شعبده باز است ايشان؟ پس اين آيت الله ما شعبده باز است. كتاب وسيله شعبده بازي اش هم همين كتب اهل سنت است ديگر صحاح سته، صحيح مسلم و بخاري؟ و اينكه اينطور جسارت مي شود، نمي دانم مكار، دورغ گوي ماهر و اينها ، واقعا من خجالت كشيدم.

استاد حسيني قزويني:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. و به نستعين و هو خير ناصر و معين الحمد لله و الصلاة علي رسول الله و علي رسول الله آله آل الله لا سيما علي مولانا علي بقية الله. و لعن الدائم علي اعدائهم اعداء الله الي يوم لقاء الله. و فوذ امري الي الله ان الله بصير بالعباد. حسبنا الله و نعم الوكيل نعم المولا و نعم النصير. يا ابا صالح المهدي ادركنا. يا وجيه عند الله إشفع لنا عند الله.

من از عزيزان تدوين و اتاق فرمان تشكر مي كنم كه اين كليپ را به اين زيبايي و خيلي مستدل و مستند و منظم تهيه كرده اند و پخش كرده اند. مرتبه دوم از جناب آقاي حيدري هم ما تشكر مي كنيم و نه يك تشكر بلكه دو تا تشكر داريم از ايشان، يكي اينكه بعد از يك سال و نيم خلاصه عاقبت به اين نتيجه رسيده اند كه مي توانند با يك دروغگو كنار هم بنشينند و مناظره كنند. البته ايشان در بخشي مي گويد من خيلي از آقاي قزويني مي ترسم حاضر نيستم با ايشان مناظره رو در رو داشته باشم. حالا ما نمي دانيم چه است. حالا انشاء الله در اين رابطه من بعدها صحبت خواهم كرد، ولي همين كه ايشان به اين نتيجه رسيده اند كه با ما مي توانند مناظره كنند ما از ايشان سپاسگزاريم و سپاس دوم اينكه ايشان آمده اند با آن عبارتهاي شديد و غليظ كه من يادداشت كرده ام ٢ مرتبه و ٣ مرتبه يادداشت كرده ام و اينكه ايشان اصلا منكر اين ازدواج بوده و بعد آمده اند گفته اند كه من اشتباه كرده ام.

و اينكه ايشان آمده اند به شكل ديگري عبارت ما را تصحيف كرده اند تدليس كرده اند جاي تعجب است. جمله من كاملا واضح و روشن است و من فارسي حرف زدم. گفته اند اين ام كلثومي كه با عمر ازدواج كرده است روايات صحيح از كتب شيعه ايشان به ما بدهند كه واقعا اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا سلام الله عليها بوده، اينها را ما نمي دانيم اگر ايشان فارسي خوب متوجه نمي شوند دوباره مي خواهند بيايند بگويند من هم اشتباه نقل كرده ام، به هر لغتي به ايشان عربي بگوييم، تركي بگوييم، لري بگوييم، گيلكي بگوييم، انگليسي، فرانسوي، آلماني، هر جمله اي و زباني ايشان معين كنند ما در خدمت ايشان هستيم كه اين عبارتمان را ما بيان كنيم. اين ام كلثومي كه شما مدعي هستيد كه با خليفه دوم ازدواج كرده آيا اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا سلام الله عليها بوده يا نه؟ ما گفته ايم يك روايت صحيح براي ما از كتب شيعه اعلام كنند. ايشان رفت يك سري كتابهايي از اهل سنت آن شب رديف كرد.

مجري:

حاج آقا! آيا اصلا اين مطلب را قبول داريم كه حضرت زهرا دختري به نام ام كلثوم داشته اند؟

استاد حسيني قزويني:

بنده خودم معتقد هستم كه حضرت زهرا سلام الله عليها ام كلثوم داشته ولي بعضي از علما چه شيعه و چه سني بر اين عقيده هستند كه حضرت زهرا سلام الله عليها دختري به نام ام كلثوم نداشته است.

مجري:

يعني ام كلثوم همان حضرت زينب بوده؟

استاد حسيني قزويني:

بله . الان من فقط اين را به عنوان يك نقل قول عرض مي كنم. از علماي شيعه جناب رضي الدين حلي از علماي قرن ٨ هجري است، ايشان وقتي اولاد حضرت زهرا را مي شمارد مي گويد اولاد حضرت زهرا حسن بود، حسين بود،

زينب الكبري المكنّاة بام كلثوم من فاطمة بنت رسول الله.

زينب كبري كه كنيه اش ام كلثوم بوده.

آقايان مي توانند كتاب العدد القويه ص ٢٤٢ را مراجعه كنند و از متأخرين حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي ايشان در كتاب شرح احقاق الحق ج ٣٠ ص ١٧٢، مصرّ هست كه حضرت زهرا دختري به نام ام كلثوم نداشته، جناب آقاي باقر شريف قريشي از محققين به نام شيعه است و ساكن نجف است. ايشان كتابي دارد به نام حيات سيده النساء فاطمه، در ص ٢١٩، ايشان در آنجا هم مدعي است كه حضرت زهرا دختري به نام ام كلثوم نداشته است. از علماي اهل سنت آقاي صالحي شامي متوفي ٩٤٢ هجري كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است در كتاب سبل الهدي و الرشاد ج ١١ ص ٢٤٢، مي گويد فرزندان حضرت زهرا سلام الله عليها حسن بود، حسين بود، محسن كه بعضي محَسن هم آورده اند و زينب كبري، ايشان اسمي از ام كلثوم نمي آورد.

و همچنين آقاي سيوطي ايشان هم در كتابي كه دارد حاشيه غليوبي بر جلال الدين سيوطي بر محلاي منهاج الطالبين ج ٣ ص ٢٣٦، آنجا هم ايشان مي گويد فاطمه زهرا فقط حسن و حسين و زينب را داشته است اسمي از ام كلثوم نيست. جناب آقاي شيخ محمد خضري از دانشمندان اهل سنت است كتابي دارد به نام نور اليقين في سيرة سيد المرسلين ج ١ ص ١١١، ايشان در آنجا مي گويد حضرت زهرا دختري به نام ام كلثوم نداشته است. اينها مواردي است كه بزرگان شيعه و سني قائل هستند. سال گذشته اگر اين آقايان برنامه هاي بنده را ديده باشند من نقل كرده ام و گفته ام نظر من خلاف اين است، و من معتقد هستم كه حضرت زهرا سلام الله دختري به نام ام كلثوم داشته است اين مطلب را بارها گفته ايم و بر آن اصرار داشته ايم با اينكه دوستانمان جناب آقاي يزداني و ابوالقاسمي در برنامه اي كه داشتند ايشان ادله متعددي آوردند كه حضرت زهرا دختري به نام ام كلثوم نداشته، آقاي ابوالقاسمي هم ٨ دليل آورد.

رواياتي كه در كتب شيعه آمده است كه حضرت زهرا دختري به نام ام كلثوم داشته گفته اند اين رواياتش ضعيف است و راويان مجهول دارد ولي هيچ كدام از ادله اين دو دوستمان ، ما را قانع نكرد البته ما در اينجا عقيده مان را تحميل نمي كنيم و لو به بهترين و عزيزترين شاگردانمان. اينها را ما آزاد مي گذاريم كه با روح اجتهاد و فقاهت بزرگ بشوند و اين دو بزرگوار نظر شان بر اين است و ادله اي هم دارند. و روي سايت هم گذاشته ايم ادله شان را. آنچه كه مهم است و بدان اشاره كرده ايم اين است كه خود آقاي نووي از استوانه هاي علمي و شخصيتهاي بر جسته اهل سنت در كتاب تهذيب الاسماء و اللغات در شماره ي ١٢٣٩، مي گويد عايشه ٢ تا خواهر داشت موقعي كه (يكي از آنها) از دنيا مي رفت به عايشه گفت كه آن بچه اي كه در رحم مادرت است، خواهر تو ست، -و در حقيقت يك غيبگويي هم اينجا داشته اند!- اين بچه به دنيا آمد، اين تعبير آقاي نووي است اسمش را گذاشتند ام كلثوم، مي گويد:

و ام كلثوم هذه تزوجها عمر بن الخطاب رضي الله عنه .

اين ام كلثوم هست كه عمر بن الخطاب با او ازدواج كرده است.

اين ديگر حرف ما نيست حرف آقاي نووي از علماي بزرگ اهل سنت است. ايشان وقتي به اين شكل مطرح مي كند ديگر ما مشكلي نداريم خود نووي هم از علماي قرن ٧ هجري است، يعني متوفي ٦٧٦ هجري همان سالي كه مرحوم محقق حلي استاد علامه از دنيا رفته است. اين مسائل را اين آقايان خودشان آورده اند كه اين ام كلثوم دختر ابو بكر بوده نه دختر علي بن ابيطالب، مگر اين كه اين آقايان بيايند بگويند عمر ٢ تا زن داشته به نام ام كلثوم، يكي ام كلثوم دختر ابو بكر و ديگري ام كلثوم دختر امير المومنين سلام الله عليه، حالا ما به اينها كار نداريم، اين را ما بارها گفته ايم يكي از اين دوستان هم در يكي از جلسات گفت اين را از كجا شما مي گوييد؟ ما هم اين كتاب را برديم روي آنتن.

مجري:

البته ايشان (اقاي حيدري) گفت: از كتب شيعه دليل مي آوريم، ١١ دليل هم مي آوريم.

استاد حسيني قزويني:

بله! واقعا من نمي دانم اين آقا به چه دليلي اينطور مي گويد. حالا ايشان مدعي است در همين كليپي هم كه پخش شد گفت من ١١ تا روايت از كتب اربعه شيعه مي آورم كه اين ام كلثومي كه با عمر ازدواج كرده است اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا سلام الله عليها بوده است. و نكته جالبي در صحبت ايشان است كه اگر دوستان ما كليپ شماره ي ١٧١ را پخش كنند آن را خواهم گفت.

كليپ:

آقاي حيدري:

١١ تا روايت در كتب اربعه در باره ازدواج حضرت عمر فاروق با حضرت ام كلثوم دختر فاطمه زهرا وجود دارد.

در باره ٣ كتاب ديگر يعني استبصار، تهذيب، اصول كافي رواياتي وجود دارد كه اين ازدواج را ثابت مي كند .

عن هشام بن سالم عن أبي عبدالله عليه السلام قال لما خطب إليه قال له أميرالمومنين إنها صبيه قال فلقي العباس فقال له ما لي أبي بأس؟ قال و ما ذاك قال خطب إلي ابن أخيك.

وقتي كه عمر بن الخطاب رضي الله عنه درخواست ازدواج با حضرت ام كلثوم دختر علي بن ابيطالب و فاطمه زهرا نمودند علي بن ابيطالب در ابتدا فرمودند كه دختر من كوچك است، اين طبيعي است معمولا اينطور نيست كه هر كس آمد خواستگاري بكند بلا فاصله بگويد كه بفرما، هر پدر و مادري و هر خانواده اي يك ترتيبي يك مشاوره اي با همديگر دارند. بنابراين حضرت عمر به حضرت عباس فرمود كه من مشكلي دارم؟ چه شده است كه من خواستگاري كرده ام آن هم به برادرت،

خطبت إلي إبن أخيك فردني.

من از فرزند برادرت علي بن ابيطالب دخترش را خواستگاري كرده ام ايشان فعلا به من جواب منفي داده است. علت چيست؟ به هر حال حضرت عباس در اين وسط پا در مياني كرده اند و اين ازدواج صورت گرفته است.

استاد حسيني قزويني:

ايشان به ما مي گويد: دروغگوي مكار! حال ببينيم دروغگوي مكار كيست؟ اگر دوستان مانيتور من را به آنتن بدهند ممنون مي شوم . اين ديگر روايتي است كه اين آقا آن را خواند.

من هشام بن سالم.

البته تلفظ صحيح هِشام است و هُشام كه ايشان تلفظ مي كند، غلط است. حالا زياد مهم نيست.

زرارة عن أبي عبد الله

را هم مي خواند:

زرارة بن أبي عبد الله!

واقعا الحق و الانصاف جا خوردم من در اين ٣٠ و ٣٥ سال راوي به نام زراره بن ابي عبدالله نديده ام! و اصلا وجود ندارد!

زرارة عن أبي عبد الله

ايشان مي آيد روايت را مي خواند. امام صادق فرمود كه،

لما خطب إليه.

يعني عمر از ام كلثوم خواستگاري كرد امير المومنين فرمود:

إنها صبية.

اين بچه كوچك است.

فلقي العباس فقال له ما لي أبي بأس.

من چه هستم؟ عيب دارم؟

بعد جالب اين است كه ايشان مي گويد: خواستگاري صورت مي گيرد با هم مشورت مي كنند. از كجاي اين روايت اين مشورت را آورد؟ حضرت امير اگر مي خواست اين را قبول كند مي گفت آقاي عمر حالا فردا بياييد يا پس فردا بياييد ما يك مشورتي بكنيم. آيا اين دروغ و افترا به امير المومنين نيست؟ افترا به خانواده امير المومنين نيست؟ بعد جالب اين است بلافاصله مي آيد و مي گويد:

خطبت إلي ابن أخيك فردني.

به من جواب نفي داده.

از آن طرف اين آقا مي گويد كه حضرت علي مي خواست با اهل بيت و زن و بچه اش مشورت كند. از اين طرف خود ايشان مي گويد:

فردني

جواب نهي داده است.

نكته سوم، ايشان چرا ادامه روايت را نخواندند؟ آيا اين خيانت و تدليس و تزوير هست يا نه؟ ادامه روايت را هم مي خواندند كه عمر به عباس گفت:

أما و الله لأعورن زمزم و لا أدع لكم مكرمة إلا هدمتها و لأقيمن عليه شاهدين بأنه سرق و لأقطعن يمينه.

به خدا سوگند زمزم را ويران مي كنم . هيچ فضيلتي براي شما بني هاشم باقي نمي گذارم. تمام فضائلتان را نابود مي كنم . من دو شاهد درست مي كنم بيايند شهادت بدهند كه علي دزدي كرده! من دست علي را به جرم دزدي كردن قطع مي كنم!

مجري:

خواندن اين روايت كه خيلي بد شد! عدالت خليفه دوم هم زير سوال رفت.

استاد حسيني قزويني:

همه چيزش رفت زير سوال! به قول آقاي هاشمي مي گويد كه با اين صحبتي كه از فلاني نقل كرديد ما چشم و گوش و به همه چيزمان شك مي كنيم . حالا اينجا ديگر همه چيز زير سوال مي رود. يعني واقعا ما سوال مي كنيم از اين بزرگواران آيا واقعا يك خليفه كه بايد حافظ ناموس مردم باشد اگر كسي بخواهد ظلم كند بايد جلوي او را بگيرد نه اينكه خودش پيشتاز ظلم باشد. امير المومنين كه مي گويد بچه ام كوچك است.

إنها صبية

گفتيم كه اين دختر ٧ يا ٩ سال بيشتر نداشته و وقت شوهر دادنش نبوده است. وقتي پدرش مي گويد كه من رد كردم و خودش هم مي گويد:

فردني

رد كرد و نهي كرد جواب نفي به من داد.

فأتاه العباس فأخبره.

عباس آمد به علي گفت عمر چنين حرفي زده است.

باز ببينيد علي بن ابيطالب با توجه به تهديد عمر بن الخطاب ترتيب اثر نداد. بر همان حرف خودش مصرّ است.

و سأله أن يجعل الأمر إليه فجعله إليه.

عباس گفت كه علي امر ازدواج را به من واگذار كن و آن حضرت امر ازدواج را به عباس واگذار كرد.

اولا در اينجا نداريم اين ازدواج صورت گرفت.

فجعله إليه.

خيلي از بزرگان شيعه مي گويند اصلا اين ازدواج صورت نگرفته به دليل اينكه اگر ازدواج صورت مي گرفت در روايت مي آمد:

فجعله إليه فزوجه

ولي چنين نيامده است.

مجري:

كجا نوشته است كه دختر حضرت زهرا است؟

استاد حسيني قزويني:

در كجاي اين روايت است؟ از اين ١١ روايتي كه ايشان مي گويد در كتب اربعه است كه ام كلثوم دختر حضرت زهرا بوده، ايشان مي گويد من ١١ تا روايت دارم، ٢ تا روايت را ايشان مي خواند. اين روايت اول و روايت دوم را،

فقال إن ذلك فرج غصبناه.

آقاي حيدري! كلمه فرج يعني ناموسي بوده كه از ما غصب شد، آن تعبير و ترجمه اي كه شما مي كنيد يك مقداري برويد دقت كنيد حداقل درايه الحديث و فهم الحديثتان را ببريد بالا، پس بنابراين، ايشان مي گويد من ١١ تا روايت در كتب اربعه دارم ولي فقط ٢ روايت را مي خواند آن هم به اين شكل دست و پا بريده! حالا من از آقاي هاشمي سوال مي كنم كه مي گويد فلاني صدر روايات ما را مي خواند و ذيلش را نمي خواند و سر و صدا ايجاد كرده اند كه ما دروغگو هستيم. حالا بفرماييد مردم قضاوت كنند ما هيچ چيز نمي گوييم اينها دروغگو و مكار هستند، ماهر هستند، خود دوستان بيننده شيعه و سني ببينند ما روايت را آورده ايم روي آنتن آقايان ديدند، كافي ج ٥ ص ٣٤٦، در اين چاپ جديدي كه دار الكتب العلميه آخوندي چاپ كرده است، البته ٣ يا ٤ تا چاپ شده است ولي الان آن كه مشهور است و در نرم افزار مكتبه اهل بيت هم آمده همين است.

اين روايت نه ازدواج را ثابت كرد و نه اينكه اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا سلام الله عليها بوده است را.

مجري:

سوال ديگر اين بود كه آقاي هاشمي گفتند.

استاد حسيني قزويني:

آن سوال شما را بعدا جواب مي دهم . اين سوال شما طلب بينندگان عزيز كه ايشان مي گويد فلاني پرخاشگر شده است و تازگيها به ما توهين مي كند! اين را من بعدا در خدمت بينندگان عزيز توضيح مي دهم انشاء الله .

مجري:

سوال بعدي اينكه چند روز قبل از آقاي هاشمي سوالي كرده بودند يعني حرفي زدند نقل قول از حضرتعالي كه حاج آقا گفته اند كه عمر با جن ازدواج كرده است يعني دختري كه گذاشته اند يك تمسكي شده است در اين قضيه و يك نفر را آورده اند به صورت جن و به صورت دختر حضرت علي عليه السلام و دختر را داده اند و رفته با عمر ازدواج كرده است! اين را توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

ايشان كه ديگر ماشاءالله كليپهاي ما را دارند. اين را هم من يك توضيحي بدهم خدمت دوستان. اين كليپي كه ايشان چند مرتبه از بنده پخش كرده است كليپي است كه سخنراني من در دانشگاه فردوسي مشهد بوده، در آمفي تئاتر دانشكده فني مهندسي كه بزرگترين آمفي تئاتر دانشگاه فردوسي مشهد است. و جمعيت هم انشاء الله نشان مي دهيم مملو از دانشجويان و اساتيد همه حضور داشتند و اگر آقاي هاشمي به من مي گفت كه من ٥ ميليون مي گيرم و اين كليپ شما را پخش كنم من مي دادم به او، يعني انقدر ارزش دارد كه اين را مي گويند :

يخربون بيوتهم بأيديهم.

كه چنين عبارتي از كافي نقل بشود.

مجري:

سبب خير شدند ديگر.

استاد حسيني قزويني:

ديگر حالا ما نمي گوييم عدو شود سبب خير، اينها مي گويند پرخاشگر شده است. دوست شده است سبب خير و واقعا اين كليپ به نظر من يكي از بهترين خدمتها را كرد، كه هزاران بيننده اينها عبارت كافي را ببينند كه عمر آمده با تهديد آن هم چه تهديدي، مي گويد اگر دختر ندهي مي روم شاهد دروغين درست مي كنم ، اين واقعا مصيبت است، فاجعه است، بايد بگوييم.

إنا لله و إنا إليه راجعون.

يك حاكم اسلامي آن هم يك حاكم ٥٧ ساله بخواهد با يك دختر ٧ ساله يا ٩ ساله ازدواج بكند، اين هم به اين تعبير،

لأقيمن عليه شاهدين و لأقطعن يمينه.

واقعا آدم متحيّر مي شود!

مجري:

زمزم را خراب مي كنند.

استاد حسيني قزويني:

بله. ايشان همين چند شب قبل بود، بله ايشان گفته است كه بله با جني ازدواج كرده است، جناب آقاي هاشمي ! تمام سخنرانيهاي من روي سايت وليعصر است هم بصورت صوتي و هم به صورت متني، اگر چنين چيزي از بنده شما پيدا كرديد كه من يكجا گفته ام كه حضرت امير آمده بود براي خواستگاري دخترش يك اجنه اي را وادار كردند با عمر ازدواج كند. من حاضر هستم يك ماه هزينه شبكه شما را بپردازم. هر قدر باشد. هم هزينه هات بردتان را مي پردازم ٢٧ هزار يورو، و هم هزينه گالكسيتان را مي پردازم، هم اگر چيز ديگري هست پيدا كنيد. به عكس من اين را در برنامه هايي كه در مدرسه فيضيه داشتم پاسخ به جديدترين شبهات وهابيت اين عبارت را نقل كردم از كتاب الخرائج و الجرايح قطب الدين راوندي، ج ٢ ص ٨٢٥ ، و توصيه كردم به طلبه ها كه اين روايت ضعيف است، جعلي است اين را به هيچ وجه نقل نكنيد، نقل اينطور روايات آبرو و حيثيت شيعه را از بين مي برد. وقتي ما دليل محكم و قطعي داريم چرا چنين عبارتي را دليل بياوريم؟ آقاي شيخ حسن در بعضي از شبكه ها در يك جلسه اي چنين عبارتي گفته بود اين آقايان مسخره كردند، و من گفتم اين مسخره كردن نمي خواهد خود آقايان اهل سنت هم مشابه اين را دارند. آقايان به كتاب

نزهة المجالس و منتخب النفائس

ج ٢ ص ٢٦٢، نوشته آقاي عبد الرحمن صفوري مراجعه كنند. ايشان در آنجا در رابطه با قضيه زليخا و آسيه مي گويد از آنجايي كه خداي عالم زليخا را براي حضرت يوسف سلام الله عليه كانديد كرده بود مي خواست او را به حال باكره و دست نخورده حفظ كند، هر وقت عزيز مصر مي خواست با زليخا نزديكي كند خداي عالم يك جنّ را به صورت زليخا در مي آورد عزيز مصر با او نزديكي مي كرد!نسبت به آسيه هم مي گويد آسيه از آنجايي كه از زوجات پيغمبر است و بنا است در بهشت همسر حضرت موسي باشد هر وقت فرعون مي خواست با آسيه نزديكي كند خدا يك جني را به صورت آسيه در مي آورد و عزيز مصر با آن جنّ نزديكي مي كرد! گفتم اگر آقايان ايراد بگيرند به اين قضيه ما هم جوابمان اين است اگر اين را فرض بگيريم، اين آقايان نمي توانند ايراد بگيرند.

اين روايت اصلا مرسل است، اين روايت اصلا به هيچ وجه صحيح نيست و اصلا ما گفتيم اين روايت با آبروي شيعه نمي سازد، هر كجا من نقل كردم به طلبه ها توصيه كردم اين عبارت را جايي نقل نكنيد. چون در حقيقت با دست خودتان براي خودتان مشكل درست مي كنيد، و اينطور قضايا امروز در جامعه قابل پذيرش نيست.

مجري:

سوال ديگر اينكه اين آقايان در شبكه هايشان مي گويند در رابطه با ازدواج اجباري ام كلثوم با عمر است كه آيا اين ازدواج دليل بر روابط حسنه است؟ اين را هم لطفا توضيح بدهيد كه ازدواج اجباري بوده يا نه؟ يك مطالب ديگر هم اگر يادتان باشد مي فرموديد درباره آن كار اجباري كه عمر كرده بود درباره يك خانم، اگر صلاح مي دانيد آن را هم توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

بله! همين روايتي كه نقل كرديم از كافي ج ٥ ص ٣٤٦، اين ديگر كاملا نشان مي دهد كه اين قضيه واقعا اجباري بوده و در آن هيچ شك و شبهه اي نيست، و قضاياي اجباري آقايان در كتابهايشان الي ماشاءالله اين مسائل را آورده اند كه خود جناب خليفه دوم در مسائل ازدواج اجباري برنامه هايي داشتند. اين را ديگر ما نمي گوييم آقاي ابن سعد در طبقات ، سيوطي در جامع الاحاديث و متقي هندي در كنزالعمال اين روايت را نقل مي كند كه عاتكه دختر زيد همسر عبدالله بن ابي بكر بوده، وقتي كه عبدالله از دنيا رفت ايشان شرط كرد كه بعد از او به هيچ وجه ازدواج نكند، خلاصه هر كس مي رفت خواستگاريش، او با توجه به آن شرط و تعهدي كه كرده بود، رد مي كرد. پدرش پيش عمر آمد و شكايت كرد. عمر گفت:

اذكرني لها فذكره لها فأبت عمر أيضا. فقال عمر زوجنيها.

بگو من خواستگار تو هستم من حاضر هستم با تو ازدواج كنم. گفت كه عمر خليفه است امير المومنين است مي خواهد با شما ازدواج كند. گفت من با خود عمر هم ازدواج نمي كنم. عمر گفت: اين دختر را به عقد من در بياور شما چه كار داريد كه اين دختر شما راضي هست يا نيست!

اولا اگر دختر راضي نباشد آيا پدر مي تواند يك دختري كه باكره نيست و عاقله هم هست را به عقد كسي درآورد؟ ما نمي دانيم از ديدگاه آقايان درست است يا نه؟

فزوجه إياها فأتاها عمر. فدخل عليها فعاركها

اين آقاي زيد دخترش عاتكه را به عقد عمر درآورد. جناب عمر آمد. رفت پيش او در حجله، وقتي ديد اين دختر تمكين نمي كند. با او زد و خورد كرد

در حجله گاه زد و خورد شروع شد.

حتي غلبها علي نفسها فنكحها. فلما فرغ قال أف أف أف.

تا اينكه عمر بعد از زد و خورد به خانم عاتكه غلبه كرد. با او نزديكي كرد. وقتي از اتاق آمد بيرون، گفت تف تف تف بر چنين زني!

حالا چه اتفاقاتي آنجا افتاده بود ما نمي دانيم. همچنين اين قضيه را آقاي سيوطي در جامع الاحاديث ج ١٩ ص ٢٩ آورده است كه:

فأتاها عمر فدخل عليها فعاركها حتي غلبها علي نفسها فنكحها.

زد و خورد كرد تا اينكه پيروز شد.

آقاي متقي هندي هم در كنز العمال ج ١٣ ص ٢٧٣ اين روايت را نقل كرده است. اگر در كتب شيعه آمده كه اين ازدواج به زور صورت گرفته مشابه اين در كتابهاي شما اهل سنت هم آمده است. البته قضاياي ازدواج با زور آقايان زياد دارند، در اخبار النساء دارد آقاي ابن جوزي ص ٦٥، كه حجاج بن يوسف ثقفي دختر عبدالله جعفر را خواستگاري كرد و مانع شد، گفت يا دختر به من بده يا با اين شمشير گردنت را مي زنم! همينطور در بلاغات النساء آقاي ابن ابي طيفور ص ١١٠، همين قضايا است.

اما اينكه مي فرماييد آيا اين ازدواج دليل بر روابط حسنه است يا نه؟ شما ببينيد حضرت رسول اكرم با ام حبيبه سال ٦ هجري ازدواج كرده در آن سال پدر ام حبيبه، ابوسفيان به عنوان كافر حربي در برابر پيغمبر بوده، آيا اين ازدواج پيغمبر با ام حبيبه دليل بر روابط حسنه پيغمبر اكرم با ابوسفيان يا با خانواده ام حبيبه است؟

آقاي ابوالعاص بن ربيع داماد پيغمبر ، شوهر زينب دختر پيغمبر است و خود ابوالعاص در جنگ بدر شمشير به روي پيغمبر كشيده و جزء اسراي بدر است حتي بعد از اين كه اسير شد دوباره قضاياي مفصلي دارد، آزاد هم شد باز ايشان مسلمان نشد. اين قضايا كاملا واضح و روشن است.

در قرآن آمده است كه حضرت لوط به قومش مي گويد:

يا قوم هؤلاء بناتي هنّ أطهر لكم.

اين دختران من براي شما كفار هست.

صفيه دختر حيي بن اخطب كه به عنوان يك سركرده يهوديها بود همان روزي كه پدرش به دست پيغمبر و به دستور پيغمبر كشته مي شود، با صفيه ازدواج مي كند . اينها نمي تواند روابط حسنه باشد. لذا به نظر من اين آقايان اين مشكلاتشان را به جاي اين همه توهين بيايند خوب بررسي كنند كه آيا واقعا اين مسائل چه تحليلي دارد؟

ما به اين آقاياني كه مي گويند بين امير المومنين و خليفه اول يا خليفه دوم روابط حسنه بوده، وزيرش بوده، مشاورش بوده، پشت سرش نماز مي خوانده، اين روايت صحيح مسلم را معرفي مي كنيم در نرم افزار مكتبه اهلبيت ج ٥ ص ١٥٢ و در چاپ يك جلدي حديث شماره ٤٤٦٨ است. ولي در اين صحيح مسلمي كه در نرم افزار الجامع الكبير است ج ٣ ص ١٣٧٨، است من از اين آقايان كارشناس سوالي دارم كه شايد به صورت كليپ و سوال هفته هم دربيايد. مي گويد در بعد از قضيه رحلت نبي مكرم ابو بكر گفت:

قال رسول الله ما نورث ما تركناه صدقة.

پيغمبر فرموده كه ما چيزي به ارث نمي گذاريم هر چه به ارث بگذاريم همه صدقه است.

اين را چه كسي مي گويد؟ عمر بن الخطاب ، خطاب به علي عليه السلام و عباس

قال ابو بكر انا وليّ رسول الله فجئتما تطلب ميراثك من ابن أخيك و يطلب هذا ميراث امرأته من أبيها.

بعد از اينكه پيغمبر از دنيا رفت ابو بكر گفت من خليفه پيغمبر هستم. وليّ منصوب پيغمبر هستم.

و اين روايت را خواند:

فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا.

راي تو اي علي نسبت به ابو بكر اين بود. كه ابو بكر دروغگو است، گناهكار است، غادر است، حيله گر است و خائن است.

حالا ما عباس را معصوم نمي دانيم و اگر مي خواهيد ابتداي روايت را مطرح كنيد در حقيقت روابط نادرست بين عباس و علي عليه السلام را تثبيت مي كند. جناب آقاي عبدالله حيدري كه مي گويد فلاني دروغگوي مكار و ماهر است دقت كند كه اين روايت موضع امير المومنين نسبت به خليفه اول را بيان مي كند. بعد عمر مي گويد:

و الله يعلم إنه لصادق بار راشد تابع للحق.

خدا مي داند كه ابو بكر اينطور نيست كه شما مي گوييد. صادق است ، خوب است و تابع حق است.

نظر عمر نسبت به ابو بكر اين بوده و نظر علي هم نسبت به ابو بكر اين است. بعد مي گويد:

ثم توفي ابو بكر و أنا وليّ رسول الله و وليّ أبي بكر.

وقتي كه ابو بكر از دنيا رفت گفت من هم جانشين پيغمبر هستم و هم امروز جانشين ابو بكر هستم.

فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا.

رأي تو اي علي و راي تو اي عباس اين است كه من گنهكار هستم، دروغگو هستم، حيله گر هستم و خائن هم هستم.

و الله يعلم إني لصادق بار راشد تابع للحق.

خدا مي داند كه من اينطور نيستم.

جالب اين است كه در چند جا همين روايت را بخاري مي آورد به جاي،

كاذبا آثما غادرا خائنا

كلمه

كذا و كذا

مي گذارد! كه الان فرصت تحليلش نيست.

مجري:

حاج آقا يك سوال را شما پاسخ نداديد و آن اينكه گفتند اخيرا جناب آقاي حسيني پرخاشگر شده اند.

استاد حسيني قزويني:

ما نمي دانيم! من چند مورد خود آقاي هاشمي، قبلا هم پخش كرديم كه ايشان گفت آقاي حسيني خيلي آدم مؤدبي است . البته من مي گويم ما نسبت به اهل سنت نه پرخاشگري و نه اهانت و نه جسارت داريم و اين فحاشيهايي كه اين آقايان مي كنند يا آن آقايان و خانمهايي كه اجير كرده اند ركيكترين عبارتها را مي گويند، بنده اگر چنانچه يك مورد در اين شبكه از خودم خواستم دفاع كنم آقايان اعتراض كنند كه فلاني شما از خودتان دفاع كردي، من به هيچ وجهي نسبت به اين فحشها، اهانتها، دفاع نمي كنم . من اينها را به حساب حضرت امير مي نويسم و بارها هم گفته ام حتي اينها زنگ مي زنند و تهديد مي كنند، فحش مي دهند، به خانه ما زنگ مي زنند بعضي وقتها عبارتهاي ركيك مي گويند. هميشه هم به خانواده ام و هم به دوستانم گفته ام ما از حضرت امير سلام الله عليه، نه از عدالتش نه از تقوا و نه از نمازش چيزي كه بتوانيم واقعا شبيه حضرت امير باشيم نداريم حداقل در فحش خوردن يك شباهتي به حضرت امير داشته باشيم. حتي من يكي از وصيتهايم اين است كه تعدادي از اين فحشهايي كه براي من فرستاده اند را موقع دفن كردنم داخل كفن من بگذارند كه فرداي قيامت بگويم يا علي من فقط به خاطر دفاع از تو اين همه فحشها شنيده ام و يقين دارم كه اينجا هيچ اخلاصي هم نمي خواهد.

اما آن روزي كه ما نزديك ٧ ماه يا ٨ ماه برنامه مان را خودمان اجرا مي كرديم، كاري هم با شما (شبكه هاي وهابي) نداشتيم، و حتي نسبت به ابن تيميه، محمد بن عبد الوهاب و ديگران اصلا ما جسارتي هم نداشتيم ولي وقتي اينها آمدند به مقدس ترين مقدسات جسارت كردند، نسبت به حضرت ولي عصر ركيكترين عبارتها را گفتند، كسي كه انسانيتي ندارد مي گويد همه چيز بالا است و امام زمان اينها در چاه است و نجاست... بعد اين آقاي حيدري مي آيد شروع مي كند حرفهاي وقيح و زشت او را تأييد كردن، حالا اگر يك آدم احمقي مي آيد حرف مي زند ما گلايه نداريم ولي ايشان وقتي مي آيد تأييد مي كند ، اينها بيايند يك روايت، يك نقل قول از شيعه بگويند كه نستجير بالله امام زمان در چاه است.

با اين جسارتها ما ساكت نمي نشينيم. اين آقايان دروغ مي گويند ، افترا مي بندند، تهمت مي زنند، بر مبناي تهمت هم شروع مي كنند به هتاكي كردن و مورد تاخت و تاز قرار دادن عقائد شيعه. مثل همين آقاي حيدري مي گويد قزويني گفته است كه اين ازدواج صورت نگرفته است. دوباره گفتند نه حضرت زهرا چنين دختري نداشته، بر مبناي يك افترا و تهمت شرط مناظره هم قرار داده است!

البته من اين را اعلام مي كنم اينجا به اين بزرگوار كه ما موضوع را به عهده ايشان واگذار مي كنيم . ايشان بيايد پاي مناظره، اصلا اسمش را مناظره هم نمي گذاريم. مي گوييم آقا گفتگوي دوستانه، حالا مي خواهند اين آقا تشريف ببرند در امارات، دبي آنجا استوديوي شبكه كلمه، اگر مشكل پولي هم باشد ما حاضريم هزينه پرواز رفت و برگشت اين آقا به امارات را هم بدهيم. اگر مي خواهند به صورت مستقيم استوديو به استوديو باشد خط برگشتي به ما بدهند و ما هم خط برگشتي به آقايان مي دهيم با تقريبا ٣ دهم ثانيه تأخير ما حاضر به انجام مناظره ايم. يا اگر آقايان مشكل خط برگشتي دارند از طريق اينترنت ما برايشان يك اينكودري كه واقعا پيشرفته ترين اينكودرها است مي فرستيم با هزينه خودمان، بگذارند آنجا ما هم يك اينكودري اينجا مي گذاريم با همديگر از طريق اينترنت با تقريبا ٤ يا ٥ ثانيه تأخير ما حاضريم اين مناظره را انجام بدهيم.

يا اينكه اين آقا همانطور كه با اين شبكه تلفني صحبت مي كند از مدينه بيايد روي خط ما ١٠ دقيقه مثل همان مناظره اي كه با آقاي مرادزهي و يا ملازاده داشتيم. ١٠ دقيقه ايشان صحبت كند و ١٠ دقيقه هم بنده صحبت مي كنم . حالا مجري ما جناب آقاي محسني باشد يا جناب آقاي كياني باشد حق دخالت در موضوع به هيچ وجهي ندارد. فقط موظف است مجري وقت را معين كند و در پايان وقت هم بيايد بگويد آقا وقت شما تمام است. مثل آن شبكه المستقله يا مثل همين آقاي هاشمي يا در شبكه وصال عربي نيست كه مجري خودش را نخود هر آش مي كند و وقتي مي بيند طرف شيعه دارد مسائل را روشن مي كند و آبرو و حيثيت اينها را مي برد فوري وسط حرفش مي پرند و حرفش را قطع مي كنند.

اگر يك نفر از موضوع خارج شد تذكر مي دهد . حالا اگر آن طرف به تذكر مجري گوش داد يا گوش نداد او كاري ندارد . قضاوت را هم به عهده بينندگان مي گذاريم. اين جواب سوال حضرتعالي است وقتي اين آقايان آمدند نسبت به حضرت ولي عصر اهانت كردند، نسبت به حضرت زهرا گفتند كه حضرت زهرا و حضرت علي با هم خواهر و برادر رضاعي بودند و ... -كه توهين به خود نبي مكرم است- يا نسبت به امام حسين نسبت ساده لوحي دادند كه ساده لوحي يعني احمق، ببينيد اينها به اين وحشيگري عبارتها را مطرح كرده اند. يا از يزيد آنطور دفاع كردند، در برابر اين قداستهاي ما كه مورد هجمه قرار مي دهند اينها انتظار نداشته باشند ما بياييم بگوييم حضرت آيت الله مولوي، بزرگوار، آقاي فلان، نخير ! اينگونه نيست.

خود قرآن اهل كتاب را به وحدت دعوت مي كند، نسبت به اهل كتاب مي گويد:

قل يا أهل الكتاب تعالوا إلي كلمة سواء بيننا و بينكم ألا نعبد إلا الله و لا نشرك به شيئا.

بياييد با هم يك كلمه مساوي كه بين ما و بين شما است قرار بدهيم.

ولي همين خدايي كه اين عبارت را در سوره آل عمران آيه ٦٣ دارد وقتي به سران فتنه از اهل كتاب مي رسد لحن كلامش عوض شده و تندترين عبارتها را نسبت به سران اهل كتاب كه توطئه مي كنند بيان مي فرمايد:

مثل الذين حمّلوا التورات ثم لم يحملوها كمثل الحمار.

آن دسته از سران يهود كه دارند توطئه گري مي كنند آنهايي كه دارند اذهان مردم را مشوش مي كنند و كار خلاف مي كنند داستان اينها همانند داستان الاغ است.

يعني آمده علماي يهود و سران يهود آنهايي كه در رأس فتنه هستند را تشبيه به الاغ مي كند . يا در سوره اعراف آيه ي ١٧٦، نسبت به قضيه بلعم باعورا مي گويد:

ولو شئنا لرفعناه بها ولكنه أخلد إلي الأرض واتبع هواه فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث أو تتركه يلهث ذلك مثل القوم الذين كذبوا بآياتنا فاقصص القصص لعلهم يتفكرون.

اين آقايي كه راس فتنه است و فتنه گري مي كند همانند يك سگي است. اگر بخواهيد به او كار داشته باشيد گاز مي گيرد و اگر هم كاري به او نداشته باشيد باز گاز مي گيرد.

قرآن كه مي گويد:

قولوا للناس حسنا.

با مردم به نيكويي سخن بگوييد.

وقتي به سران فتنه مي رسد تعبيرش عوض مي شود ما هم نسبت به عموم اهل سنت حتي نسبت به خود وهابيها، آنهايي كه واقعا پيرو هستند و فتنه گر نيستند كمال احترام را داريم. ولي آنهايي كه در رأس فتنه هستند و فتنه گري مي كنند اذهان را مشوش مي كنند، شبهه مطرح مي كنند، همان لحن قرآن را داريم. يا امير المومنين سلام الله عليه در خطبه ي ٢٠٧ كه نسبت به معاويه مي گويد:

إني أكره لكم ان تكونوا سبّابين.

در خطبه ١٩ ببينيد به سران فتنه تعبيرش چيست ؟ وقتي حضرت امير بالاي منبر خطبه مي خواند و اشعث بن قيس شروع مي كند به حضرت امير اعتراض كردن، مي گويد:

ما يدريك ما عليّ من ما لي

تو چه مي فهمي چه به خير من است و چه به ضرر من است؟

عليك لعنة الله و لعنة اللاعنين.

جمعيت نشسته در مسجد و مملو از جمعيت است علي بالاي منبر خطاب به اشعث مي گويد لعنت خدا بر تو باد لعنت، لعنت كنندگان بر تو باد،

حائك بن حائك، منافق بن بن كافر.

اي فرزند متكبر، متكبر فرزند متكبر، منافق فرزند كافر.

و بعد پرونده اش را رو مي كند:

و الله لقد أسرك الكفر مرة و الإسلام.

ببينيد اين روش آقا امير المومنين سلام الله عليه است كه وقتي مي آيد آن عبارت را نسبت به معاويه مي گويد ولي نسبت به اينكه رأس فتنه است و فتنه گري مي كند تعبير امير المومنين عوض مي شود. شما قداست شيعه را مورد تاخت و تاز قرار ندهيد، عقائد خودتان را بگوييد. شما كاري نداشته باشيد كه در فلان صفحه بحار الانوار فلان مطلب آمده است . شروع مي كنيد نسبت به علي اصغر سلام الله عليه كليپ مي سازيد و توهين مي كنيد. احساسات و عواطف شيعه را جريحه دار مي كنيد. اگر منتظر هستيد كه ما به شما به به و چه چه بگوييم! نه اين اشتباه است. چنين انتظاري از ما نداشته باشيد. اگر چنانچه مقدسات شيعه را مورد تاخت و تاز قرار داديد يقينا هم لحن ما پرخاشگري خواهد بود نسبت به شما، و هم اينكه مقدسات شما را مورد تاخت و تاز قرار خواهيم داد. ولي ما حساب وهابيت را از حساب اهل سنت كاملا جدا مي كنيم . و ما بارها هم گفته ايم اگر چنانچه در اين ٨ سالي كه من در ماهواره هاي مختلف فارسي و عربي بوده ام يك مورد بياورند كه من نسبت به اهل سنت جسارتي و يا اهانتي كرده باشم بنده حاضرم بپذيرم و رسما پوزش بطلبم و عذرخواهي كنم. يك مورد بياوريد. يا همين آقا كه مي گويد دروغگوي ماهر است بيايد بزرگواري كند چند تا از اين دروغهاي ما را بياورد.

ما گفتيم هر كس اين رواياتي كه ما مي گوييم ثابت كند كه اين روايات دروغ بوده، براي هر موردش حاضر هستيم ٥٠ هزار تومان جايزه بدهيم. من در خدمت شما هستم.

تماس بينندگان

مجري:

متشكر هستيم. حاج آقا پشت خطي هايمان خيلي زيادند. سلام عرض مي كنم خدمت آقاي توكلي از تهران،

بيننده:

با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد.

مجري:

عليكم السلام.

اللهم صل علي محمد و آل محمد.

بيننده:

من ٣ تا سوال از استاد بزرگوار داشتم، يكي كميل بن زياد نخعي چرا در واقعه كربلا حضور نداشت؟ دوم اينكه ابراهيم پسر مالك اشتر چرا در كربلا حضور نداشت؟ بعد از شهادت مختار چه سرنوشتي داشت؟ سوم اينكه در سايت حضرت استاد من يك برنامه ديدم به نام برنامه الرجال، آيا اين برنامه به صورت فارسي است؟ من هم نرم افزار شامله را دارم و هم نرم افزار اهلبيت را ولي به زبان عربي زياد مسلّط نيستم. براي همين مي خواستم بدانم الرجال براي نقد و بررسي رجال احاديث آيا اين برنامه به درد من مي خورد يا نه؟

مجري:

انشاءالله توضيح مي دهيم. متشكريم . سلام عليكم جناب آقاي رضايي از بهبهان از برادران اهل سنت، سلام عرض مي كنم خدمت شما،

بيننده:

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت آقاي محسني و آقاي آيت الله قزويني . در واقعه كربلا چرا عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر شوهر حضرت زينب و محمد بن حنفيه حضور نداشتند؟ ايشان هم هاشميون بودند و هاشميون از ايشان انتظار داشتند چرا حضور نداشتند؟ و سوال دوم من اين است كه، چرا حضرت علي پايتخت خلافت را از مدينه به كوفه برد؟ خدا نگهدار.

مجري:

خدا نگهدار، متشكريم ، جناب آقاي امير از ايتاليا سلام عرض مي كنم .

بيننده:

سلام عليكم. ببخشيد يك سوال داشتم راجع به آيه ي ٣٣ سوره احزاب، كه معروف است به آيه تطهير، اهل تشيع مي گويند كه منظور از يك قسمت اين آيه همان پنج تن است، يعني پيامبر و حضرت علي و حضرت فاطمه و حضرت امام حسن و امام حسين، ولي من داشتم با يكي از دوستان اهل سنت صحبت مي كردم ايشان گفت كه چون قسمت اول آيه درباره همسران پيغمبر است، پس آن اهل بيت هم علاوه بر آن ٥ تن شامل همسران پيامبر هم مي شود و يا حتي خطاب آيه فقط همسران پيغمبر است. مي خواستم بدانم در منابع تشيع خطابش چيست؟ و در منابع اهل تسنن آيا چيزي هست كه مشخصا بگويد همسران پيغمبر است يا مشخصا بگويد ٥ تني است كه ما خودمان هم عقيده داريم يا نه؟

مجري:

خيلي ممنون هستيم. آقاي حسين نژاد سلام عرض مي كنم از پيرانشهر، از برادران اهل تسنن

بيننده:

خدمت شما عرض سلام و ادب و ارادت دارم.

لطف كنيد از امانتداري براي ما توضيح بدهيد. بعد از آن آيا حضرت علي امانتدار خوبي بودند يا نه؟ اگر امانتدار خوبي بودند چرا دختر ابو بكر ام كلثوم را به قول خود ايشان دادند به يك نفري كه دشمنشان بود؟ يا محمدبن ابو بكر در خانه حضرت علي چكار مي كرد؟ خود حضرت علي به قول شما دشمن ابو بكر بود؟ اينها را مگر بزرگ نكرده است حضرت علي؟

مجري:

ايشان مادرشان اسماء بودند.

بيننده:

من نمي گويم مادرشان اسماء بوده، حاج آقا گفتند ام كلثوم دختر ابو بكر بودند در خانه حضرت علي بودند و حضرت علي اصل امانتداري را رعايت كرده اند؟ البته من نعوذ بالله چنين تهمتي به حضرت علي نمي زنم چون خاك پايش هم هستم تا روز قيامت، اما مي خواهم اين را بگويم اصل امانتداري اين است كه يك امام معصوم يك دختري كه پيش آن امانت است به يك نفري بدهد كه خودش اصلا قبولش ندارد؟

مجري:

حتي اگر با زور بيايد و بخواهند بگيرند؟

بيننده:

اينها بچه گانه است.

مجري:

احاديث ما بچه گانه مي شود ولي احاديث شما بچه گانه نيست!

بيننده:

به خدا اينطور نيست.

مجري:

آقاي حيدري خودشان اين حديث را خواندند.

بيننده:

ببينيد حديث هم بالاخره بايد مشخص باشد چه حديثي را مي خوانيد.

مجري:

پس بالاخره حديث را بايد ببينيم بايد بخوانيم تصحيح كنيم و درست كنيم.

بيننده:

بله مسلّما اين است، اين ٢ تا بچه در خانه حضرت علي چكار مي كردند؟ كه دشمن بودند به قول شما! اما من اعتقاد ندارم به چنين چيزي، نه اين كه منكر باشم، بالاخره الان در نظام حكومت ايران خيلي با هم مشكل دارند و مشكلاتشان عقيدتي نيست اما بالاخره اختلاف سليقه است.

مجري:

به هر صورت اگر دختر ابو بكر باشد، عمر و ابو بكر كه با همديگر اختلافي نداشتند. چه اشكالي داشته؟

بيننده:

نه، خانه حضرت علي بودند و حضرت علي امانتداري را رعايت نكرده اند.

مجري:

ابوبكر كه دشمن عمر كه نبوده است.

بيننده:

نه آخر در زماني كه ابو بكر در قيد حيات نبودند و خانه حضرت علي بودند حضرت علي داده به عمر.

مجري:

دختر دوستش را داده به دوستش، هيچ اشكالي ندارد.

بيننده:

امانتداري يك چيز ديگر است. به همين سادگي شما داريد به حضرت علي توهين مي كنيد.

مجري:

يعني چه؟ آقا جان مگر عمر با ابو بكر دوست نبودند؟ مگر جانشينش نبود؟ در همين صحيح مسلم مگر نمي گويد خودش من ولي ابو بكر شدم؟

بيننده:

بعد از ابو بكر اين اتفاق افتاده است.

مجري:

مگر ابو بكر امانت داده است كه اين را به عمر نده؟

بيننده:

نه، مسئله اين نيست، شما كه مثلا مي گوييد.

مجري:

خيلي ممنون هستيم جناب آقاي حسين نژاد، متشكريم و جواب سوالتان را مطرح مي كنيم .

استاد حسيني قزويني:

البته ما اين را خودمان هم چيزي نگفتيم كه نظرمان اين است، ببينيد جناب آقاي حسين نژاد عزيز من به هيچ وجهي خودم نگفتم نظر شخص من اين است، محبت كنيد عبارتهايي كه ما داريم نقل مي كنيم از منابع اهل سنت، از آقاي نووي نقل كرديم كه ايشان مي گويد اين دختري كه عمر با او ازدواج كرد ام كلثوم دختر ابو بكر بوده، اگر با اين مسئله مشكل داريد با آقاي نووي مشكلتان را حل كنيد. ما نظرمان غير از اينها است.

مجري:

سلام عرض مي كنم سركار خانم يوسفي از اهواز،

بيننده:

سلام خسته نباشيد. عذر مي خواهم اولي الامر در آيه

أطيعوا الله و أطيعوا الرسول

براي شيعيان مشخص است كه چه كساني هستند. ولي اين شبكه هاي اهل سنت و يا همان وهابي ها را نگاه مي كنم جواب اين را من براي اهل سنت ندارم من نمي دانم اينها نظرشان در رابطه با اولي الامر چه است؟ فقط اين را شنيده ام كه مي گويند فرمانده كه اصلا بعيد مي دانم كه خداوند به برادرها و خواهرها بگويد در قرآن كه من را اطاعت كنيد و فرمانده ها، چون معني نمي دهد يعني بعيد مي دانم.

مجري:

اهل سنت مي گويند فرمانده ها را اطاعت كنيد؟

بيننده:

اين را من در يكي از اين شبكه ها گفت. ولي خود اهل سنت،

مجري:

هر فرمانده اي حتي اگر صدام هم باشد اشكال ندارد؟

البته آقاي هاشمي هم در خود شبكه گفتند كه حتي يزيد هم از اولي الامر است.

بيننده:

يكي از دوستانم سني است در حقيقت من مي خواهم جواب براي او بياورم. اول جناب ابو بكر بوده و عمر و بعد عثمان و بعد حضرت علي و غيره، حالا خدا لعنت مي كند آن معاويه و يزيد را، و خلفايي كه بودند، حالا بعد از آن مثلا خداوند براي ما چه آورده است. حالا خداوند به ما كه ظلم نكرده است. آمده براي اجداد ما مشخص كرده تا مثلا خليفه آخري حالا هر كه بوده يك تعدادي خلفا بوده اند، بعدش چه؟ مثلا خليفه عربستان را اطاعت كنيم؟ يا بحرين؟ يا غير آنها؟ از كدام بايد اطاعت بكنيم؟ آيا به نظر شما خدا به ما ظلم نكرده؟ چون آن زمان حالا جناب ابو بكر و عمر خوب بودند الان چه؟

مجري:

متشكريم ، انشاء الله ، جواب شما را هم مي دهيم . آقاي محمود از عراق، از برادران اهل سنت، سلام جناب آقاي محمود.

بيننده:

سلام عليكم، آقاي قزويني برادر عزيز! اينطور نمي شود بايد يكي از جماعت سنت بياوريد بنشينيد صحبت كنيد. من مسلط هستم به زبان عربي.

استاد حسيني قزويني:

شما عربي بفرماييد ما ترجمه مي كنيم . آقاي آقا محمود شما يك مقدار مشكل زبان فارسي داريد اگر عربي صحبت كنيد ما ترجمه مي كنيم براي بينندگان.

مجري:

متشكريم . حاج آقا فرصت نداريم. ما هم دوست داريم واقعا تفرقه نباشد، ما هم دوست داريم آقايان بيايند بنشينند كنار ما و حرفهايمان را بزنيم. ولي واقعا اگر حرفهاي همديگر را به صورت منطقي بشنويم و به دور از توهين و بي ادبي و تزوير و بدون متهم كردن خيلي بيشتر و راحتتر مي توانيم به حقائق برسيم. ما هم همين نظر را داريم. ما هم نظر شما را قبول داريم، ولي متأسفانه چه كنيم كه بعضي از دوستان قائل به اين مسائل نيستند.

استاد حسيني قزويني:

البته شبكه المستقله را پيش كشيد. برادر عزيزم جناب آقا محمود بزرگوار در شبكه المستقله به تعبير يكي از اعاظم بحث اولا مناظره شيعه و سني نبود. شيعه را در برابر سني قرار ندادند. بحث شيعه و وهابيها بوده، يك مورد آقايان نيامدند يك عالم سني از الازهر يا از عراق يا از ايران بياورند با علماي شيعه به مناظره دعوت كنند. هميشه رفته اند وهابيها را آورده اند. البته تمام هزينه هاي شبكه المستقله را عربستان سعودي مي دهد و آنها هم منتظر هستند هر مسئله اي را آنها ديكته كنند آقاي دكتر هاشمي هم اجرا كند. نكته دوم از همان تقريبا ٨ سال قبل مناظرات شروع شد آقاي هاشمي مجري نبود آنجا در حقيقت خودش كارشناس بود و اضافه كارشناسي كه هر كجا دلش مي خواست حرف شيعه را قطع مي كرد. وهابي مي خواهد صحبت كند ١٠ دقيقه يا ١٥ دقيقه، اصلا يك به به و چه چهي مي گفت، مثل آقاي هاشم زهي شبكه كلمه، ولي آن وقتي كه شيعه مي خواست صحبت كند بلافاصله وسط حرفش مي دويد، قطع مي كرد و اجازه نمي داد.

بنده خودم آنجا رفته ام آقايان ديده اند شب سوم ٢ ساعت و نيم مناظره شد ٢٠ دقيقه به من وقت دادند. در ٢ ساعت و نيم، و هر چه خواستم حرف بزنم بلافاصله حرف من را قطع كرد، گفتم من نيستم. گفتم من پشيمانم از اين كه در شبكه شما حضور پيدا كردم. بعد هم آقاي هاشمي من نامه اش را نشان دادم اينجا ، براي من نامه نوشت و نامه اش نزد من موجود است، گفت ما آمادگي داريم شما بياييد لندن ٢٠ روز الي ١ ماه شبكه المستقله را در اختيار شما قرار بدهيم يا بياييد نقد عقائد محمد بن عبد الوهاب يا شيعه را معرفي كنيد و به شرط اين كه نيم ساعت آخر مخاطبين ما تماس بگيرند شما به سوالاتشان جواب بدهيد. من با بسياري از بزرگان و مراجع مشورت كردم گفتند به هيچ وجه صلاح نيست چون هاشمي اجازه نمي دهد شما حرف بزنيد.

بله اگر غير از هاشمي يك فرد و يك آدم منصفي باشد بيايد آنجا وقت را منصفانه و عادلانه تقسيم كند خيلي خوب است يعني فرصت طلائي است. شما ديديد در همين شبكه هاي وهابي وصال عربي و غيره وقتي شيعه ها مي آيند آن آقايي كه آنجا است فرصت نمي دهد كه شيعه حرف بزند. اصلا مأموريت دارد كه حرف شيعه را قطع كند و يك جمله اي كه مي خواهد استدلال كند و مي خواهد به نتيجه برسد فوري يك حرف ديگري را مطرح مي كند . آن را مي خواهد به نتيجه برساند حرف ديگري مي زند، تا به حال آقايان در شبكه شيعه نيامده اند براي مناظره، ما الان نزديك ٢ سال و اندي داريم بحث مي كنيم ولي نيامده اند . آقايان ديده اند ما ٢ تا مناظره در شبكه سلام برگزار كرديم بيايند مقايسه كنند اين مناظره را با مناظره هايي كه در شبكه المستقله بوده.

ببينيد آيا مجري كوچكترين دخالتي در موضوع كرد؟ يك مرتبه آمد حرف مثلا ملا زاده يا جناب آقاي مرادزهي را قطع كند؟ حداقل انتظاري كه از مناظره است اين است كه مجري دخالت در موضوع نكند، حرف هيچ كدام از طرفين را هم قطع نكند. من در خدمت حضرتعالي هستم.

مجري:

حاج آقا چند تا سوال داريم و فرصتمان تقريبا ١٤ دقيقه است. آقاي توكلي از تهران سوال كردند كميل بن زياد چرا در كربلا نبودند؟

استاد حسيني قزويني:

البته در آن زمان رسانه اي نبوده و قضايا به اين شكل كه همه با خبر باشند و بيايند نبود، آقا امام حسين سلام الله عليه كه از مدينه حركت كردند، برادر عزيزمان آقاي رضايي هم همين سوال را داشتند، مثلا عبدالله بن جعفر نيامد، عبدالله جعفر تصور نمي كرد كه امام حسين كشته خواهد شد ولي ٣ تا از فرزندانش را از زينب كبري در ركاب حضرت امام حسين سلام الله عليه فرستاد آن جا و ٢ تا از فرزندانشان را فرستاد در ركاب امام حسين، به شهادت رسيدند، عون و جعفر، و همچنين محمد حنفيه مريض بودند اصلا زمينگير بودند توانايي مسافرت نداشتند. در رابطه با ابراهيم بن مالك و غيره اينها جزء دوستداران اهلبيت عليهم السلام بودند آن زمان ايشان زندان بود و مختار هم آن زمان در زندان بوده، اينكه سرنوشت ابراهيم بن مالك چه شد؟ -البته ما انتظار داشتيم در اين سريال مختارنامه قضايا را مطرح كنند حالا نمي دانم اين قضايا در اين مختارنامه به چه دليلي بود به نمايش گذاشته نشد- ولي آنچه كه ما از تاريخ خبر داريم اين است كه همين آقاي ابراهيم بن مالك با مصعب برادر عبدالله زبير دست به دست هم دادند و مختار را به شهادت رساندند.

انشاء الله يك روزي قول داديم بحث خواهيم كرد كه اينكه آقايان مي گويند: مختار ادعاي نبوت كرده و دروغگو بوده تمام اينها افترا است، افترا كار آقايان است، ما در سايتمان هم ثابت كرديم كه مختار جزء صحابه بوده، اين آقايان وقتي كه يك صحابه مثل ابو طفيل چون مي آيد به عنوان شيعه حضرت امير مطرح است شروع مي كنند هتاكي و اهانت كردن، همچنين نسبت به ابوذر. ذهبي نسبت به عمار مي گويد كه عمار پير شده بود خرفت شده بود. ولي اگر كسي تعبير خرفت شدن را درباره صحابه مورد نظر آقايان بگويد آقايان چكار مي كنند؟ هفت آسمان را بر سرش ويران مي كنند!

مجري:

حاج آقا گفتند در رجال چگونه مي توانيم؟

استاد حسيني قزويني:

نرم افزار كشف الرجال كه ما داريم در حقيقت محصول هزاران ساعت تلاش ما بوده و حدود ٧ يا ٦ سال قبل در نمايشگاه بين المللي نرم افزار به عنوان نرم افزار نمونه كشوري شناخته شد و خود وزارت ارشاد يك هدايايي براي آن نرم افزارها مي دادند كه براي موسسه ما هم دادند ما در اين نرم افزار كشف الرجال تمام آن فنون رجالي را كه يك محقق مثلا با ١٠ ساعت يا ١٥ ساعت تحقيق مي تواند انجام بدهد هم قسمت طبقات را آنجا حل كرديم و هم ترجمه را، ترجمه افراد را آنجا خيلي ساده آورديم. متن٧٠ كتاب از كتب رجالي شيعه و سني را در آنجا گذاشته ايم. ولي ما هنوز به خاطر بعضي از مسائل نتوانسته ايم ورژن بعدي آن را ارائه بدهيم.

كشف الرجال عربي است. اين برادرمان مي گويد من مكتبه شامله و الجامع الكبير را دارم اينها همه عربي است اگر از آنها مي توانند استفاده كنند از كشف الرجال ما هم مي توانند استفاده كنند.

مجري:

چرا حضرت امير عليه السلام پايتخت حكومتشان را از مدينه به كوفه آوردند؟

استاد حسيني قزويني:

در رابطه با قضيه جنگ جمل در حقيقت كوفه شده بود محل توطئه، و ابوموسي اشعري هم رأس فتنه و توطئه گران بود، و لذا امير المومنين بعد از جنگ جمل كه برگشتند صلاح ديدند كه اين مركز كه يك مركز ثقلي براي حكومت اسلامي است و شايد افرادي توطئه كنند و افرادي را تحريك كنند عليه حكومت مركزي و مدينه ، براي همين امير المومنين كوفه را به عنوان مركز ثقل و پايتخت و مقرّ حكومت قرار دادند.

مجري:

آقاي امير از ايتاليا در مورد آيه تطهير سوال كردند كه شيعيان مي گويند كه اين درباره ٥ تن بوده ولي اهل سنت مي گويند چون سياق آيه در مورد زنان پيغمبر است به زنان مربوط مي شود.

استاد حسيني قزويني:

بله اين را بطور مفصّل قبلا هم توضيح داده ايم كه در صحيح مسلم آمده است البته صحيح مسلم كه ايشان آدرس داده بود از نرم افزار الجامع الكبير بوده، ولي در نرم افزار مكتبه اهل بيت ج ٧ ص ١٣٠، حديث ٦٥٥٥، آنجا از قول عايشه نقل مي كند كه عايشه مي گويد پيغمبر اكرم آن عبايي كه داشتند پهن كردند، امير المومنين آمد و امير المومنين را زير عبا قرار داد و بعد حسين عليه السلام و حسن عليه السلام و بعد فاطمه زهرا آمد، اين ٤ بزرگوار را زير عبا قرار داد و فرمود:

إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهرّكم تطيهرا.

آقايان به ما بگويند آيا در يك روايت ولو ضعيف پيامبر اكرم عايشه را هم زير عبا برده است يا ام حبيبه را زير عبا برده است يا حفصه را زير عبا برده؟ از طرفي در خود صحيح مسلم ج ٧ ص ١٢٣ ح ٦١٢٢، از زيد بن ارقم صحابه خود پيغمبر است از او سوال كردند.

من أهل بيته؟ نساءه؟

چه كسي است اهل بيت پيغمبر؟ زنان پيغمبر هم اهل بيت هستند؟

قال: لا

نخير اهلبيت پيغمبر نيستند.

قسم به خدا يك زني با يك مرد يك عمري زندگي مي كند و بعد طلاق مي دهد مي رود خانه اش، اين ديگر خيلي واضح و روشن است. زيد بن ارقم صحابه پيغمبر است. اينها مي گويند زيد بن ارقم غلط كرده است ! اشتباه كرده است! اول گفتندچنين چيزي نگفته است آن آقايان گفتند دروغ مي گوييد شما، نقل دروغ مي كنيد و به مسلم افترا مي بنديد، بعد از اين مشخص شد كه در صحيح مسلم است اينطور گفته اند . يا در رابطه با قضيه ام سلمه به پيغمبر مي گويدكه

يا رسول الله ألست من أهل البيت و قال إنك علي خير أنت من أزواج النبي.

ام سلمه گفت يا رسول الله من هم از اهل بيت هستم؟ گفت نه تو آدم خوبي هستي.

أنت من أزواج نبي.

تو از زنان پيغمبر هستي.

مراجعه بفرماييد تفسير ابن كثير را ببينيد ج ٣ ص ٤٩٣، تفسير طبري ج ٢٢ ص ١١، تفسير آلوسي ج ٢٢ ص ١٤، و دهها مصادر ديگر در خود معجم اوسط طبراني پيغمبر مي گويد:

نزلت هذه الآيه في خمسة

اين آيه در حق ٥ نفر نازل شده است.

فيه و في علي و فاطمه و الحسن و الحسين.

آقا شما يك روايت بياورد كه عايشه گفته باشد من جزء مشمول آيه تطهير هستم. يك روايت براي ما بياوريد. شما كه ٢٢١٠ آورده ايد، به قول يكي از آقايان اهل سنت مي گفت عايشه اي كه تمام فضائل خودش را كوچه و بازار در ملأ و غير ملأ مطرح مي كرده ما يك روايت ضعيف هم نداريم كه عايشه گفته است من جزء آيه تطهير هستم. ولي به عكس از آن طرف ما مي بينيم آقا امام حسن سلام الله عليه ادعا كرده است كه من جزء آيه تطهير هستم. آقايان مراجعه كنند معجم اوسط طبراني ج ٢ ص ٣٣٧ ، امام سجاد خيلي جالب است، فردا اولين روز ورود اهل بيت عصمت و طهارت به شام هست. ابن كثير دمشقي سلفي، در ج ٣ ص ٤٩٤، نقل مي كند: وقتي كه مردم شام شماتت مي كردند آقا امام سجاد فرمود شما آيا آيه ٣٣ سوره احزاب را نخوانده ايد كه قرآن مي گويد:

إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت؟

قال نعم. و لأنتم هم. قال نعم.

خوانده ايم. آيا شما جزء اهل بيت هستيد؟ امام سجاد فرمود بله من جزء اهل بيت هستم.

و همچنين خود آقاي آلوسي كه ديگر شما قبول داريد آلوسي را، صراحتا در تفسيرش ج ٢٢ ص ١٧ مي گويد:

إن النساء المطهرات غير داخلات في أهل البيت الذين هم أحد الثقلين.

زنان پيغمبر داخل در اهل بيتي كه يكي از ثقلين هستند نيستند.

اين ديگر شهادت آقاي آلوسي است. شما بهتر مي فهميد يا آلوسي؟ آقاي طحاوي در مشكل الآثار ج ١ ص ٢٣٠، به صراحت مي گويد اين آيه ٣٣ سوره احزاب در حق علي، فاطمه، حسن و حسين،

دون ما سواهم.

در حق غير از اينها وارد نشده.

و دهها قضاياي ديگر كه آقايان آورده اند و الان فرصت بيان آنها نيست.

مجري:

بله خيلي ممنون حاج آقا، آقاي حسين نژاد هم از پيرانشهر كه سوالاتي داشتند كه آن جا جواب شان را داديم و خانم يوسفي هم كه سوالشان از اولي الامر بود كه بحثهايش هم مفصل بود و اگر بخواهيم وارد بشويم طول مي كشد.

استاد حسيني قزويني:

نسبت به اولي الامر كه آقايان اهل سنت مي گويند ما كاري نداريم. يكي از محققين ما حدود ٣ ماه يا ٤ ماه در رابطه با آيه اولي الامر از ديدگاه اهل سنت تحقيقي انجام دادند من ديدم اشكالاتي داشت و قرار شد اشكالات برطرف بشود و در سايت گذاشته شود ولي در رابطه با اين آيه ٥٩ سوره نساء،

يا أيها الذين آمنوا أطيعوا الله و أطيعو الرسول و اولي الامر منكم.

از پيامبر اكرم سوال كردند كه اولي الامر چه كساني هستند؟

حضرت فرمود:

علي امير المومنين و الأئمة من أولاده عليهم السلام.

آقايان مي توانند مراجعه كنند شواهد التنزيل آقاي حصكاني كه مي گويد من روايات صحيح را در اين كتاب آورده ام ج ١ ص ١٤٨، فرائد السمتين آقاي جويني استاد ذهبي، ج ١ ص ٣٠٤، تفسير فخر رازي ج ٣ ص ٣٥٧، چاپ مصر ، اين آقايان آورده اند كه مراد از اولي الامر امير المومنين و اولاد امير المومنين بوده است.