سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣١٢ - وهابيت و توحيد ٠٦

وهابيت و توحيد ٠٦

کد مطلب: ٥٤٧٦ تاریخ انتشار: ٠٢ آبان ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٢٣٧٥ سخنراني ها » شبکه ولايت وهابيت و توحيد ٠٦
حبل المتين ٨٩/٠٨/٠٢

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٢ / ٠٨ / ٨٩

آقاي محسني

بحث ما پيرامون توحيد وهابيت بود و بحث ما در جلسه قبل ناقص ماند. من ادامه بحث جلسه گذشته را مطرح مي كنم و پيرامون آن حديثي كه در بحث تجسيم، وهابيت ـ نستجير بالله ـ مي گويند: «خداوند بالاي عرش است»، مطالبي ماند. لطفا تكمله آن مباحث را توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

همان طوري كه حضرت عالي اشاره فرموديد، بحث ما در رابطه با توحيد وهابيت و عقيده به تجسيم است كه از طريق حنابله، به ويژه توسط بزرگ نظريه پرداز وهابيت، إبن تيميه مطرح شده است. قبلاً اشاره كرديم كه إبن تيميه در كتاب التأسيس في ردّ اساس التقديس كه نقدي بر كتاب فخر رازي است، در جلد ١، صفحه ١٠١ صراحتا اعلام مي كند:

ليس في كتاب الله و لا سنة رسوله و لا قول أحد من سلف الأمة و ائمتها أنه ليس بجسم و أن صفاته ليست أجساما و أعراضا ... .

نه در كتاب خدا و نه در سنت پيامبر و نه در سخن صحابه و بزرگان نيامده است كه خداوند، جسم نيست.

خيلي عجيب است و واقعا ادعايي شاخ دار است!

هم چنين در كتاب مجموع فتاواي إبن تيميه كه اخيرا در عربستان سعودي چاپ شده، در جلد ٥، صفحه ٦١ مفصل صحبت مي كند كه:

إن الله عز و جل سميع بصير ... يتكلم و يرضي و يغضب و يسخط و يعجب و يضحك و ينزل كل ليلة إلي سماء الدنيا كيف شاء ... فيقول: هل من داع فاستجيب له؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ حتي يطلع الفجر ...

خداوند، مي شنود و مي بينيد و صحبت مي كند و راضي مي شود و مسخره مي كند و تعجب مي كند و مي خندد و هر روز از عرش به آسمان دنيا مي آيد ... و مي گويد: آيا دعا كننده اي هست تا دعايش را به اجابت برسانم؟ آيا استغفار كننده اي هست تا گناهش را ببخشم؟ تا اين كه فجر طلوع مي كند و خداوند به آسمان برمي گردد ...

در زماني كه عقيده بطلميوسي در علم هيئت و نجوم و فلكيات حكومت مي كرد و معتقد بودند كه آسمان ها به صورت پوسته پياز است و بر روي هم انباشته شده و كره زمين ثابت است و خورشيد مي چرخد، شايد اين حرف ها خريدار داشت. ولي با به هم ريختن عقيده بطلميوسي و اثبات حركت كره زمين، در هر لحظه از شبانه روز، يك نقطه از نقاط كره زمين، طلوع فجر است. الآن مثلا در اينجا طلوع فجر است و لحظاتي ديگر در شهري ديگر و اين طلوع فجر، به هيچ وجه از كره زمين، منفك نمي شود. به قول يكي از علماء أهل سنت:

اگر بنا باشد كه خداوند يك بار از عرش به كره زمين بيايد، زنداني مي شود و ديگر نمي تواند به آسمان برگردد.

إبن بطوطه در كتاب رحلة، صفحه ١١٣ مي گويد:

من خودم در مسجد دمشق شاهد بودم كه إبن تيميه در بالاي منبر در رابطه با تجسيم سخن گفت و گفت: خداوند از آسمان به زمين مي آيد. سپس از پله هاي منبر پايبن آمد و گفت: همين طور كه من از اين پله ها پايين مي آيم، خداوند هم از آسمان به زمين مي آيد. خيلي ها به او اعتراض كردند و او را بردند به محكمه و ... .

علماء برجسته أهل سنت، منكر تجسيم خداوند

سؤال آخر جلسه قبل اين بود كه آيا علماء و استوانه هاي علمي أهل سنت با اين عقيده تجسيم موافق هستند يا خير؟

١. إبن حجر عسقلاني

عرض كرديم كه يكي از استوانه هاي علمي أهل سنت، إبن حجر عسقلاني (متوفاي ٨٥٢ هجري) است و يكي از شارحين توانمند صحيح بخاري است و در كتاب فتح الباري في شرح صحيح البخاري وقتي اين روايت را از صحيح بخاري مي آورد:

ينزل ربنا تبارك و تعالي كل ليلة إلي سماء الدنيا حين يبقي ثلث الليل الآخر يقول: من يدعوني فأستجيب له؟ من يسألني فأعطيه؟ من يستغفرني فأغفر له؟

صحيح بخاري، ج٢، ص٤٧

مي گويد:

استدل به من أثبت الجهة و قال هي جهة العلو و أنكر ذلك الجمهور، لأن القول بذلك يفضي إلي التحيز تعالي الله عن ذلك.

بعضي ها آمده اند با استدلال به اين روايت، براي خداوند، جهت و علوّ درست كرده اند، جمهور أهل سنت، منكر اين هستند؛ زيرا كسي كه قائل به جهت و علوّ شد، يعني خداوند داراي جسم است و در جايي قرار گرفته است و نياز به مكان و حركت دارد، ولي خداوند منزه از اينها است.

 

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٣، ص٢٥

٢. بدر الدين عيني

هم چنين علامه بدر الدين عيني، در كتاب عمدة القاري شرح صحيح البخاري، جلد ٧، صفحه ١٩٩ مي گويد:

احتج به قوم علي إثبات الجهة لله تعالي و قالوا: هي جهة العلو ... و أنكر ذلك جمهور العلماء لأن القول بالجهة يؤدي إلي تحيز و إحاطة و قد تعالي الله عن ذلك.

عموم علماء أهل سنت، منكر تجسيم هستند كه خداوند در عرش نشسته است و ... ؛ زيرا اگر بگوييم كه خداوند، داراي جهت است و مي رود و مي آيد، احتياج به يك مكان دارد كه بر خداوند احاطه داشته باشد و خداوند هم منزّه از اين است.

٣. قرطبي

علامه قرطبي كه از ائمه تفسير أهل سنت است، در تفسير القرطبي، جلد ١٨، صفحه ٢١٦ صراحت دارد:

اين مباحثي كه اين آقايان مطرح مي كنند، خلاف قرآن و گفتار خداوند است. و:

و إنما ترفع الأيدي بالدعاء إلي السماء لان السماء مهبط الوحي و منزل القطر و محل القدس و معدن المطهرين من الملائكة و إليها ترفع أعمال العباد.

اگر ما دست هاي مان را به هنگام دعا، به طرف بالا مي گيريم، براي اين است كه آسمان، قبله دعا و مهبط وحي و نازل كننده قطرات باران و رحمت إلهي و محل قدس و معدن مطهرين از ملائكه است و اعمال بندگان به سمت آسمان، بالا مي رود.

٤. أبو حامد غزالي

آقاي أبو حامد غزالي كه از علماء بزرگ أهل سنت است و جايگاه ويژه اي دارد، در كتاب الإقتصاد في الإعتقاد، صفحه ٧١ مي گويد:

أن صانع العالم ليس بجوهر متحيز، لو كان متحيزا لا يخلو عن الحركة في حيزه أو السكون.

خداوند و آفريننده هستي، جوهر و داراي جسم نيست كه بتواند جايي را إشغال كند و اگر اين گونه باشد، بايد در جايش حركت كند و بايستد.

و اين نشان گر حادث بودن خداوند است و ـ نستجير بالله ـ حادث بودن خداوند، تمام بساط توحيد را بر هم مي زند. چون اگر خداوند حادث باشد، بايد خداي ديگري باشد تا او را بيافريند.

٥. سعد الدين تفتازاني

جناب سعد الدين تفتازاني كه از استوانه هاي كلامي أهل سنت است، در شرح مقاصد، جلد ٤، صفحه ٤٣ مي گويد:

ليس بجسم و لا جوهر و لا عرض و لا مكان و لا جهة.

خدايي كه قرآن به ما معرفي كرده است، نه جسم است و نه جوهر است و نه عرض است و نه مكان دارد و نه در جهتي است.

٦. شهاب الدين كلابي

آقاي شهاب الدين كلابي كه از استوانه هاي علمي شافعي هاست، وقتي به اين قضيه مي رسد، تعبير خيلي تندي عليه وهابيت و حشويه دارد و مي گويد:

مذهب الحشوية في إثبات الجهة مذهب واه ساقط يظهر فساده من مجرد تصوره، حتي قالت الأئمة لو لا إغترار العامة بهم لما صرف إليهم عنان الفكر و لا خط القلم في الرد عليهم ... ، لسحت يأكله أو حطام يأخذه أو هوي يجمع عليه الطغام الجهلة و الرعاع السفلة ... .

اين عقيده حشويه كه معتقدند خداوند در جهتي است، مذهبي نهايت ضعيف و بي ارزش است و به مجرد تصور اين نوع توحيد، فساد اين نوع عقيده روشن مي شود.

چون آن خدايي كه از آسمان به زمين مي آيد و سوار الاغ مي شود و ريش ندارد و مو فرفري است و غيره، خداي آفريننده نيست.

اين عقيده اي كه اينها در ميان مردم منتشر كرده اند، كارهاي زشتي است كه نمي شود بر زبان جاري كرد و آتش پاره هايي است كه درست كرده اند و به خورد مردم داده اند و اگر احساس مي كرديم مردم فريب اينها را نمي خورند، به بدعت و ضلالت اينها نمي پرداختيم.

طبقات الشافعية للسبكي، ج٩، ص٣٦

كلمه «سحت»، «يعني كل حرام قبيح الذكر».

آقاي سبكي بعد از نقل اين قضايا، در طبقات الشافعية، جلد ٩، صفحه ٧١ مي گويد:

اين گفتاري كه امروز درباره جسمانيت خداوند است:

مأخوذة من تلامذة اليهود و المشركين و ضلال الصابئين.

برگرفته از شاگردان يهود و مشركين و از گمراهان فرقه صابئين است.

بعد مي گويد:

و حكي عن عبد القادر الجيلي أنه قال: الله بجهة العلو مستو علي عرشه، فليت شعري لم احتج بكلامه و ترك مثل جعفر الصادق والشبلي والجنيد وذي النون المصري و جعفر بن أبي نصير و أضرابهم رضي الله عنهم.

از عبد القادر جيلاني نقل شده است: اين كه در قرآن آمده خداوند بر روي عرش است، نشان گر قدرت و إحاطه خداوند است بر تمام هستي. چرا اين آقايان به كلام او احتجاج كرده اند و سخن جعفر صادق و شبلي و جنيد و ذو النون مصري و جعفر بن أبي نصير و أمثال اينها را كنار گذاشته اند كه سخن شان با قرآن و سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مطابقت دارد.

طبقات الشافعية للسبكي، ج٩، ص٧٨

* * * * * * *

آقاي محسني

وقتي اينها اين گونه قائل به تجسيم هستند و مي گويند خداوند از بالا به پايين مي آيد و يك مبدأ و مقصد براي او مشخص مي كنند و جا و مكان دارد و غيره، از نظر فيزيكي، وقتي كسي در جايي باشد، ديگر نمي تواند در جايي ديگر باشد. اين را چگونه مي تواند از ديدگاه قرآن مطرح كرد؟

استاد حسيني قزويني

در جلسات قبل اشاره كرده ام كه از هيئت عالي إفتاء عربستان سعودي (كه بزرگ ترين مصدر نقل فتاواي وهابيت در كره زمين است و در رأسش مفتي اعظم عربستان سعودي است و يك قائم مقام دارد و چند نفر از مفتيان سرشناس عربستان سعودي هم هستند) سؤال كرده اند:

اگر كسي معتقد باشد خداوند در همه جا هست، چه حكمي دارد؟

اگر بگوييم كه إبن تيميه براي ٧٠٠ سال قبل است و محمد بن عبد الوهاب براي ٢٠٠ سال قبل است، هيئت عالي إفتاء عربستان سعودي براي امروز است. اينها رسماً فتوا دادند:

من اعتقد أن الله في كل مكان، فهو من الحلولية ...

اگر كسي معتقد باشد كه خداوند در همه جا هست، او معتقد است كه خداوند در داخل اجسام، حلول كرده است. بايد با آيات و روايات، با او محاجّه كرد و او را قانع كرد. اگر قانع نشد و دست از اين عقيده اش بر نداشت:

فهو كافر مرتد عن الإسلام.

او كافر و مرتد از اسلام است.

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء، ج٣، ص١٦

اين كتاب در غالب سايت هاي اينترنتي وجود دارد.

آياتي از قرآن كه مخالف جسمانيت و جهت و مكان داشتن خداوند است

آياتي كه ما در قرآن داريم، بر خلاف اين نظر آقايان است.

١. آيه ١١ سوره شوري:

لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ

كسي كه مي گويد خداوند در عرش نشسته و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم در كنارش است و به زمين مي آيد و غيره، در حقيقت براي خداوند، يك مثْل و شئ تصور كرده اند كه قابل حركت است و ريش ندارد و مويش فرفري است. در اين شكي نيست كه اينها خالق را با مخلوق، اشتباه گرفته اند.

٢. آيه ١١٥ سوره بقره:

وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ

شرق و غرب هستي، براي خداوند است و هر كجا رو كنيد، آنجا وجه خداوند است.

من نمي دانم آقايان وهابيت اين را مي خواهند چه كنند؟ بر فرض، ما كه در اينجا هستيم و بعضي در آمريكا و كانادا و استراليا و چين يا در كره ماه و كرات ديگر هستند، مگر خداوند چند وجه دارد؟ ـ نستجير بالله ـ بايد براي خداوند به تعداد خلائق، قائل به وجه باشيم.

آقاي فخر رازي كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، وقتي به اين آيه شريفه مي رسد، مي گويد:

الآية من أقوي الدلائل علي نفي التجسيم و إثبات التنزيه.

اين آيه، قوي ترين دليل است بر بطلان تجسيم و اثبات منزه بودن خداوند از جسمانيت.

تفسير الرازي، ج٤، ص٢٣

هم چنين در مورد اين آيه مي گويد:

لا يوجد جهة محددة تختص بالباري عز و جل، بل أينما يتوجه الإنسان فهو متوجه لوجه الله عز و جل

انسان به هر كجا رو مي كند، وجه الله را مي بيند.

تفسير الرازي، ج٤، ص٢٣

به قول آن شاعر كه مي گويد:

مردان خدا پرده پندار دريدند يعني همه جا غير خدا هيچ نديدند

هم چنين بابا طاهر عريان مي گويد:

به دريا بنگرم، دريا تو بينم به صحرا بنگرم، صحرا تو بينم

به هرجا بنگرم كوه و در و دشت نشان از صنع زيباي تو بينم

٣. آيه ٣ سوره أنعام:

وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَ فِي الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ

و او همان خدايي است كه در آسمان ها و زمين است

اين آقايان كه مي گويند خداوند در آسمان است و در زمين نيست، در مورد اين آيه چه مي گويند؟ اين آيه مي فرمايد همان كه در آسمان ها خدا است، در زمين هم خدا است. در شرق و غرب عالم، همان خدا است. خداوند داراي جسم نيست و هرگونه جسمانيت و عوارض جسم را كه بخواهيم براي خداوند قائل شويم، آن خدا، خدايي كه قرآن توصيف شده نيست و ساخته و پرداخته ذهن آقاي إبن تيميه و امثال اين آقايان است.

٤. آيه ٤ سوره حديد:

هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَي عَلَي الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ مَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَ مَا يَعْرُجُ فِيهَا وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

اوست خدايي كه آسمان ها و زمين را در ٦ روز خلق كرد ... و هر كجا كه باشيد، او با شماست ...

اين آيه، عقيده وهابيت را از بيخ و بن مي زند. من از بينندگان عزيز تقاضا دارم به اين آيه دقت كنند. هيئت عالي إفتاء عربستان سعودي (كه امروز بالاترين مرجع و مركز علمي وهابي ها است و از سراسر دنيا، هر وهابي كه مي خواهد مطلبي را سؤال كند و حكم شرعي را در حوزه اعتقادات و احكام جويا شود، از مركز سؤال مي كنند،) كه به صراحت اعلام مي كند:

من اعتقد أن الله في كل مكان، فهو من الحلولية ... فهو كافر مرتد عن الإسلام.

اگر كسي معتقد باشد كه خداوند در همه جا هست، او معتقد است كه خداوند در داخل اجسام، حلول كرده است ... و اگر از اين عقيده برنگردد، كافر و مرتد از اسلام است.

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء، ج٣، ص١٦

با اين آيه مي خواهند چه كنند؟ وقتي خود خداوند مي فرمايد: «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ»، چرا شما مي گوييد: «اگر كسي معتقد باشد كه خداوند در همه جا هست، كافر و مرتد است»؟

روزي در يكي از مجلات خواندم كه چند نفر در شب ٢١ و ٢٣ قدر، در مسجد دعا مي كردند. يك نفر ديد كه كسي مي گويد: «خدايا! ١٠ هزار تومان قرض دارم. تو را به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) قسم! به ملائكه قسم! اين قرض ما را بده». اين بنده خدا هم كه حاجت بزرگ تري داشت، ١٠ هزار تومان از جيبش درآورد و به او داد و گفت: «سر خدا را شلوغ نكن و اين ١٠ هزار تومان را بگير و برو و بگذار من مشكلم را به خدا بگويم».

٥. آيه ١٦ سوره ق :

وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

من از رگ گردن، به بشر نزديك تر هستم.

خداوند خودش صراحت دارد. يعني خداوند اين قدر به ما نزديك است. البته اين نزديكي، نزديك جسماني نيست. خود امام قرطبي در تفسير القرطبي، جلد ١٧، صفحه ٩ وقتي به اين آيه مي رسد، نقل مي كند:

و هذا تمثيل للقرب، أي نحن أقرب إليه من حبل وريده الذي هو منه و ليس علي وجه قرب المسافة.

اين آيه، مثالي براي نزديكي خداوند به بشر است. يعني همان طور كه نزديك ترين چيز براي بشر، رگ گردن اوست، خداوند از آن هم به بشر نزديك تر است و اين نزديكي، نزديكي مسافتي نيست.

يعني همان طور كه رگ گردن تو، رشته حياتي توست، تمام رشته حياتي انسان هم به خدا بستگي دارد و تمام آنچه كه از خواطر و ذهن و قلب انسان مي گذرد، خداوند به همه چيز آگاه است.

* * * * * * *

آقاي محسني

ما توحيد وهابيت را از زبان مبارك شما شنيديم. نظر أهل بيت (عليهم السلام) نسبت به جسمانيت خداوند چيست؟ در اين مورد توضيح بفرماييد تا بينندگان هم بدانند.

استاد حسيني قزويني

اگر بخواهيم راجع به نظر أهل بيت (عليهم السلام) در مورد جسمانيت خداوند بحث كنيم، خيلي مفصل است و اگر بخواهيم رواياتي را كه از أمير المؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه است و رواياتي را كه از امام رضا (عليه السلام) در عيون اخبار الرضا و هم چنين از امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) در كتاب توحيد كافي است، توضيح بدهيم، ٣٠ ، ٤٠ جلسه يا ٢ ترم ٢ واحدي طول مي كشد طول مي كشد تا بتوانيم نظر أهل بيت (عليهم السلام) را در رابطه با توحيد و تنزيه خداوند از جسمانيت بيان كنيم. من فقط چند نمونه از روايات ائمه (عليهم السلام) عرض مي كنم و از خواهران و برادران عزيز بيننده شيعه و سني سراسر دنيا تقاضا دارم دقت كنند. ما سخنان وهابيت را خوانديم و سخنان علماء أهل سنت را هم ديديم. حالا هم سخن ائمه (عليهم السلام) را بشنويد و مقايسه كنيد با قرآن و عرضه كنيد بر قرآن و ببينيد آيا آنچه كه مطابق با قرآن است، نظر أهل بيت (عليهم السلام) است، يا نظر آقاي إبن تيميه؟

نظر أهل بيت (عليهم السلام) درباره جسمانيت خداوند

١. امام صادق (عليه السلام)

در كافي، جلد ١، صفحه ١٠٤ از حمزة بن محمد آمده است:

كتبت إلي أبي الحسن عليه السلام، أسئله عن الجسم و الصورة، فكتب: سبحان من ليس كمثله شئ، لا جسم و لا صورة.

به امام كاظم (عليه السلام) نامه نوشتم و درباره جسم و صورت خداوند سؤال كردم و حضرت پاسخ داد: منزّه است خدايي كه مثل و مانند ندارد و جسم و صورت هم ندارد.

٢. امام هادي (عليه السلام)

آقاي صقر بن دُلَف مي گويد:

در رابطه با مباحثي كه از هشام بن حكم مشهور بود، از امام هادي (عليه السلام) سؤال كردم و حضرت جواب داد:

ليس منا من زعم أن الله جسم و نحن منه براء في الدنيا و الآخرة. يا بن دلف! إن الجسم محدث و الله محدثه و مجسمه.

كسي كه معتقد باشد خداوند جسم است، از ما نيست و ما از اين چنين شخصي برائت مي جوييم در دنيا و آخرت. اين إبن دلف! جسم، چيزي حادث است و سابقه عدميت دارد و خداوند است كه جسم را ايجاد مي كند و به آن جسمانيت داده است.

الأمالي للشيخ الصدوق، ص٣٥١ ـ التوحيد للشيخ الصدوق، ص١٠٤ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٣، ص٢٩١

٣. امام باقر (عليه السلام)

عبارت امام باقر (عليه السلام) خيلي زيبا است و من از بينندگان تقاضا دارم اگر امشب، از اين عرائض ما، چيزي در ذهن شان نماند، مگر اين روايت، بدانند كه توحيد أهل بيت (عليهم السلام) چيست! توحيد عِدْل قرآن و توحيد ناب اين است. امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:

كلما ميزتموه بأوهامكم في أدق معانيه، مخلوق مصنوع مثلكم، مردود إليكم.

هر آنچه كه در مورد خداوند در ذهن تان تصور كنيد، با دقيق ترين معاني، آفريده و ساخته ذهن شماست و مانند شماست و به خود شما برمي گردد.

يعني اين كه اگر در مورد خداوند تصور كنيد دست دارد و چشم دارد و گوش دارد، حتي اگر بگوييد اينها را دارد، ولي نه مثل دست و چشم و گوش ديگران، همه اش باطل است و ساخته و پرداخته ذهن شماست و خداوند فراتر از تصورات ذهني شماست.

سپس امام باقر (عليه السلام) يك مثال مي زند:

و لعل النمل الصغار تتوهم أن لله تعالي زبانيتين فان ذلك كمالها و يتوهم أن عدمها نقصان لمن لا يتصف بهما.

مورچه هاي كوچك تصور مي كنند كه خداوند ـ نستجير بالله ـ ٢ شاخ دارد، زيرا بالاترين كمالي كه براي مورچه است، داشتن ٢ شاخ است و تصور مي كنند كسي كه اين دو شاخ را نداشته باشد، ناقص است.

يعني هر مورچه اي كه ٢ شاخ داشته باشد، از ديدگاه خود مورچه ها، گويا كامل ترين و با قدرت ترين و با فضيلت ترين مورچه است.

و هذا حال العقلاء فيما يصفون الله تعالي به.

عقلاء عالم هم كه مي خواهند با عقل شان، خداوند را توصيف كنند، اين گونه توصيف مي كنند.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٦٦، ص٢٩٣

مرحومه مجتهده بانو أمين اصفهاني كه از زنان مجتهده اي بود كه چند سال قبل به رحمت ايزدي پيوست و آثار زيادي دارد، در تفسير سوره حمد و نماز، نكته اي زيبا دارد و در ذهنم هست كه از سال ١٣٥١ يا ١٣٥٢ تا الآن، هر وقت نماز مي خوانم، اين عبارت ايشان در ذهنم مي آيد. ايشان مي گويد:

وقتي تسبيحات اربعه مي گوييم: «سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أكبر»، يعني «خداوند منزه است از هر عيبي كه ما تصور مي كنيم و خداوند تمام كمالاتي را كه تصور بشود داراست و آن خدايي كه از هر عيبي منزه است و تمام كمالات را دارد، فقط منحصر به ذات أقدس ربوبي است و خداوند بالاتر و فراتر از تصوراتي است كه درباره او گفته شده است»

نكته اي ديگري از سوره حمد كه از بعضي از اساتيدمان فراگرفته ايم، مخصوصا حضرت آيت ا... خزعلي، اين است كه معمولا در تفسير اين آيه:

إهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ / صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ

آمده است كه:

خدايا! ما را به راه مستقيم هدايت كن، آن راهي را كه بر اولياء خود نعمت داده اي و آنها را گرامي داشته اي. خدايا! مرا به راه آنهايي كه بر آنها غضب كردي و گمراه شدند، هدايت نكن.

حال آن كه اگر اين گونه باشد، حرف راء در كلمه غير را بايد با فتحه بگوييم:

غَيْرَ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ

در حقيقت، «غَيْرَ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ»، عطف بر «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» است؛ يعني:

خدايا! آنها را كه نعمت هدايت بر آنها دادي، مانند محمد و آل محمد، يك لحظه هم خلاف نظر تو را نرفتند تا گرفتار غضب تو بشوند و هميشه از دست آنها گرفته اي و در راه هدايت، سرگردان نشدند.

علامه طباطبائي (ره)، اشاره ريز و كوچكي به اين موضوع دارد.

خلاصه اين شد كه از امام باقر (عليه السلام) نقل كرديم آنچه را كه از كمالات و تنزيهات، در مورد خداوند تصور كنيم، برداشت خودمان است. يعني آنچه را كه ذهن ما كمال مي داند، ما آن را براي خداوند مي آوريم و تصور و توصيف مي كنيم. ذهن ما نمي تواند آن كمال مطلق را درك كنيم و كمال مطلق را فقط خود مطلق مي تواند درك كند.

امام سجاد (عليه السلام) هم در مناجات ذاكرين مي فرمايد:

إلهي لو لا الواجب من قبول أمرك، لنزهتك من ذكري إياك علي أن ذكري لك بقدري لا بقدرك.

اگر نبود كه تو به من دستور داده اي تا تو را تسبيح بگويم، تو را منزه از تسبيح و ذكر خودم مي دانستم؛ چون تسبيح و ذكري كه مي گويم، به اندازه خودم است، نه لايق و در شأن تو.

أنت كما سبحت لنفسك.

تو همان گونه اي هستي كه بر خودت تسبيح گفتي.

* * * * * * *

آقاي محسني

از نظر أهل سنت، حكم كساني كه قائل به جسمانيت خداوند هستند، چيست؟ آيا آنها مسلمان مي دانند يا كافر؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه، اگر به كتاب هاي كلامي و تفسيري مراجعه كنيد، مي بينيد كه بزرگان و استوانه هاي علمي أهل سنت وقتي به اين گروه مي رسند، تعبير خيلي تندي دارند.

١. امام قرطبي

امام قرطبي (متوفاي ٦٧١ هجري) كه از استوانه هاي علمي و تفسيري أهل سنت است، در تفسير القرطبي، جلد ٤، صفحه ١٤ به صراحت مي گويد:

و الصحيح القول بتكفيرهم، إذ لا فرق بينهم و بين عباد الأصنام و الصور و يستتابون فإن تابوا و إلا قتلوا كما يفعل بمن ارتد.

صحيح اين است: كساني كه قائل به جسمانيت خدا هستند، كافر هستند؛ زيرا هيچ فرقي بين مجسِّمه و بت پرستان و صورت پرستان نيست. بايد توبه داده شوند و اگر توبه كردند كه هيچ، و اگر توبه نكردند، بايد كشته شوند؛ همان طور كه مرتد را بايد كشت.

اين آقاياني كه مي گويند رفتن به حرم ائمه (عليهم السلام)، مانند رفتن به بت كده است، بايد جواب بدهند.

٢. علامه نووي

آقاي نووي (متوفاي ٦٧٦ هجري) از استوانه هاي علمي أهل سنت، وقتي به مجسِّمه مي رسد، مي گويد:

فممن يكفر من يجسِّم تجسيما صريحا.

كساني را كه قائل به جسمانيت خداوند هستند، بايد تكفير كرد.

المجموع للنووي، ج٤، ص٢٥٣

٣. عبد القاهر بغدادي

آقاي عبد القاهر بغدادي (متوفاي ٤٢٩ هجري) از متكلمين بنام أهل سنت، در مورد كساني كه قائل به جسمانيت خداوند هستند، مي گويد:

فتكفيرهم واجب، لقولهم: بأن الله تعالي له حد و نهاية من جهة السفل.

تكفير آنها واجب است؛ زيرا آنها قائل هستند كه خداوند، حدّ و نهايتي دارد از جهت پايين.

اصول الدين لعبد القاهر البغدادي، ص٣٣٧ ـ التنديد بمن عدد التوحيد لحسن بن علي السقاف، ص٥٢

براي زير خدا و سمت چپ و راست خدا كه ٤ انگشت بزرگ تر از عرش است، نهايت قائل هستند، ولي براي بالاي خدا، نهايتي قائل نيستند كه تا كجا هست.

واقعا انسان از گفتن اينها خجالت مي كشد. خدا مي داند بعضي وقت ها كه اين تعابير را بر زبان مي آوريم، اگر مجبور نبوديم اين مطالب را بگوييم و افشاءگري بكنيم و در اختيار عموم قرار بدهيم، اصلا نقل اين مطالب را نادرست و جسارت به ساحت مقدس ربوبي مي دانيم.

و أجمعوا علي أنه لا يحويه مكان و لا يجري عليه زمان، علي خلاف قول من زعم من الهشامية و الكرامية أنه مماس لعرشه و قد قال أمير المؤمنين علي رضي الله عنه: «إن الله تعالي خلق العرش إظهارا لقدرته، لا مكانا لذاته».

علماء أهل سنت إجماع دارند كه خداوند در مكاني قرار نگرفته است و زمان بر او جاري نمي شود ... أمير المؤمنين (رضي الله عنه) مي فرمايد: «خداوند، عرش را آفريده تا قدرت نمايي كند، نه ايكه براي خودش جايي درست كند».

الفَرْق بين الفِرَق، ص٤١ ـ صحيح شرح العقيدة الطحاوية لحسن بن علي السقاف، ص١٩١

٤. إبن نُجِيْم مصري

آقاي إبن نجيم مصري (متوفاي ٩٧٠ هجري و معاصر با شهيد ثاني (ره) و مقدس اردبيلي (ره)) از فقهاء بنام شافعي مصري مي گويد:

و المشبه إن قال: إن لله يدا أو رجلا كما للعباد، فهو كافر و إن قال: إنه جسم لا كالأجسام، فهو مبتدع.

آنهايي كه مشبهه هستند و مي گويند: «خداوند، دست و پا دارد مانند انسان»، كافر هستند و اگر بگويند: «خداوند، جسم است، ولي نه مانند ساير أجسام»، بدعت گزار است.

البحر الرائق لإبن نجيم المصري، ج١، ص٦١١

٥. أبو حامد غزالي

جناب أبو حامد غزالي كه يك چهره شناخته شده براي همه أهل سنت است، مي گويد:

فإن خطر بباله أن الله جسم مركب من أعضاء، فهو عابد صنم. فإن كل جسم مخلوق و عبادة المخلوق كفر و عبادة الصنم كانت كفرا.

هر بنده اي كه به ذهنش خطور كند كه خداوند، جسمي مركب از چند جزء [مانند دست و پا و چشم و گوش] است، او بت پرست است؛ زيرا هر جسمي، مخلوق است و پرستيدن مخلوق و بت، كفر است.

آقايان وهابي ها بشنوند و تحويل بگيرند.

ايشان در ادامه مي گويد:

فمن عبد جسما، فهو كافر بإجماع الأئمة، السلف منهم و الخلف.

هر كسي كه جسمي را بپرستد، به إجماع علماء متقدم و متأخر، كافر است.

الجمام العوام عن علم الكلام، ص٢٠٩

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

١. در مورد تعريف هايي كه در بعضي از كتاب ها از آقاي حسن بصري مي شود كه چه مقامي داشته و چگونه بوده است، توضيح بفرماييد. در تذكرة الأولياء عطار آمده است: «هنگامي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به كوفه آمدند، منبر همه را شكستند، به غير از حسن بصري». ولي من در كتابي ديگر خواندم كه أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمودند: «هر قومي، يك سامري دارد و حسن بصري، سامري مسلمانان است».

٢. قضيه مرقّع پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه وصيت كردند بعد از ايشان، به دست اويس قرني برسد و قضيه شفاعت امت به وسيله اين ٢ آيه اويس قرني را توضيح بفرماييد.

جواب:

١. ما حسن بصري را ثقه نمي دانيم و به رواياتش عمل نمي كنيم و اين مطالبي كه از ايشان گفته شده، مورد تائيد فقهاء ما نيست. در سند روايت هم اگر حسن بصري باشد، ما آن روايت را ضعيف مي دانيم.

٢. آنچه كه در تواريخ ثابت شده است، حتي يكي از بزگواران از علماء گلپايگان، كتابي مفصل در رابطه با أويس قرن نوشته است؛ أويس قرن به خاطر عشق و علاقه اي كه به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) داشت، از مادرشان اجازه گرفتند و از يمن به مدينه آمدند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را نديدند، ولي چون مادرش اجازه نداده بود بيش از يك روز در مدينه بماند، بدون آنكه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ببيند، برگشت و وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه ظاهرا در سفر بود، برگشت و فرمود: «أشم رائحة الجنة» و فرمود: «از قول من به اويس بشارت بدهيد». وقتي اويس اين را شنيد، با آب و تاب عزم سفر كرد تا خدمت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) برسد، ولي وقتي به مدينه رسيد كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفته بودند. اويس قرني از صحابه جليل القدر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و در ركاب أمير المؤمنين (عليه السلام) به شهادت رسيدند.

* * * * * * *

سؤال:

پنجشنبه شب، ساعت ١١:٣٠ كه برنامه شما تمام شد، شبكه ماهواره اي نور در زير نويس خودشان نوشته بودند كه آقاي علي از لندن: «در سايت آقاي سيستاني نوشته بود كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت علي (عليه السلام) مي گويد: شما مي تواني بعد از مرگ من، هر زني را كه خواستي، طلاق بدهي. حضرت علي (عليه السلام) هم بعد از شهادت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، عايشه را طلاق مي دهند و مي گويند جزء أهل بيت (عليهم السلام) نيست». شبكه ماهواره اي نور هم در جواب اين موضوع، هزار چيز نوشته بود و به صورت غير مستقيم، به آقاي سيستاني توهين كرده بودند. آيا هم چنين موردي در سايت آقاي سيستاني هست؟

جواب:

در روايات داريم كه «تمام اختيارات نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به أمير المؤمنين (عليه السلام) واگذار شده است» و در روايات داريم و ما معتقديم كه: «حتي أمير المؤمنين (عليه السلام)، اختيار طلاق زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را داشت»؛ هر كسي مي خواهد قبول بكند يا قبول نكند. ولي أمير المؤمنين (عليه السلام) در اين زمينه، اقدامي نكردند. در بعضي از منابع هم آمده كه بعد از جنگ جمل كه إن شاء ا... پرونده آن را هم باز خواهيم كرد، أمير المؤمنين (عليه السلام) به عايشه فرمودند: «سريعا بساط تان را جمع كنيد و به مدينه برويد»؛ ولي عايشه قبول نكرد. أمير المؤمنين (عليه السلام)، إبن عباس را فرستاد و إبن عباس هم به عايشه گفت: «حضرت علي (عليه السلام) مي گويد: سريعا از اينجا برو كه اين فتنه گران و آشوب گران، اطراف تو جمع مي شوند و دوباره فتنه جديدي را به پا مي كنند». باز هم عايشه زير بار نرفت. راوي مي گويد: «من نشسته بود كه ديدم امام حسن (عليه السلام) وارد شدند و عايشه هم در اين هنگام، موهاي خود را مي بافت؛ بخشي از موهاي خود را بافته بود و بخشي را هنوز نبافته بود. آمد امام حسن (عليه السلام) زير گوش عايشه مطلبي را فرمود و عايشه خيلي تكان خورد و موهايش را رها كرد و وسائلش را جمع كرد تا به طرف مدينه حركت كند. اين قضيه گذشت و من از امام حسن (عليه السلام) سؤال كردم: چه شد كه أمير المؤمنين (عليه السلام) گفت و أم المؤمنين عايشه توجه نكرد و إبن عباس گفت و او توجه نكرد، ولي شما چه گفتي كه ايشان قبول كرد؟ امام حسن (عليه السلام) فرمود: من به او گفتم: پدرم حضرت علي (عليه السلام) فرمود: آيا به ياد داري كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: طلاق تو را به دست من گذاشت؟ اگر حركت نكني و فتنه ديگري درست بشود، من رسما طلاق تو را خواهم داد و از أم المؤمنين بودن ساقط خواهي شد و آن جايگاهي را كه داري، از دست خواهي داد. عايشه هم گفت: بله، يادم هست». لذا سريعا عايشه به مدينه آمد و قضاياي مفصلي دارد و به حضرت علي (عليه السلام) پيام فرستاد كه به او بگوييد: «من انتظار نداشتم حضرت علي (عليه السلام)، همسر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را با مردان أجنبي به مدينه بفرستد». بعد اينها صورت خود را باز كردند و عايشه ديد اين ٤٠ نفري كه أمير المؤمنين (عليه السلام) آنها را مامور همراهي عايشه تا مدينه كرده است، همه شان زن هستند و لباس مردانه پوشيده اند.

هم چنين تعابيري در بعضي از كتب هست و اين كه صحت و سقم آن چگونه است، بنده مطلبي نمي گويم. ولي خواستم بگويم كه ما هم چنين مطلبي را در كتاب ها داريم. اين را آقايان وهابي ها بدانند: «هر روايتي كه در كتاب هاي شيعه مي آيد، به اين معنا نيست كه شيعه، مضمون آن روايت را ١٠٠٪ قبول دارد. كتب اربعه ما، هم روايات صحيح دارد و هستند روايات ضعيف. ما روايات صحيح آنها را قبول مي كنيم و طبق آنها، فتوا صادر مي كنيم و حكم مي دهيم و طبق آنها، عقيده خودمان را درست مي كنيم و اصلاح مي كنيم و روايات ضعيف را هم كنار مي گذاريم».

* * * * * * *

سؤال:

١. در كتاب سليم بن قيس هلالي خواندم كه روزي أم المؤمنين عايشه به همراه أم المؤمنين حفصه، نزد عثمان مي آيند و ادعاي ارث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي كنند و گويا حضرت علي (عليه السلام) هم در آنجا تشريف داشتند. عثمان نگاهي به أم المؤمنين عايشه مي كنند و مي گويند: «مگر تو نبودي كه به همراه مردي كه خودش را نجس مي كرد، نزد پدرتان آمديد و شهادت داديد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «ما ارث نمي گذاريم»؟ بلند شو برو». هم عايشه را و هم حفصه را از خودشان راندند و بيرون كردند.

سؤال من اين است كه اينهايي كه اين قدر احساس غيرت مي كنند نسبت به أم المؤمنين، چرا يقه عثمان را نمي گيريد كه چرا اين كار را با عايشه كرد؟ آيا در كتاب هاي خودشان هم اين مطلب آمده است؟

٢. استاد حسيني قزويني مي گويند: «چرا شما مي گوييد شبكه هاي عمري و وهابي؟». استاد حسيني قزويني! اگر شما شبكه هاي وصال و صفا را ببينيد، هيچ وقت شيعه نمي گويند و هميشه زيرنويس مي كنند «رافضي و مجوسي» و مخصوصا مي گويند مجوسي كه در بين عوام الناس خودشان، آتش پرست تداعي بشود. چه اشكالي دارد كه ما هم بگوييم «شبكه هاي عمري و قُنفُزي»؟ تا بين عوام الناس ما هم اين گونه تداعي شود؟

جواب:

١. در اين رابطه، در صحيح بخاري آمده است:

عن عروة عن عائشة رضي الله عنها: أن أزواج النبي صلي الله عليه و سلم حين توفي رسول الله صلي الله عليه و سلم أردن أن يبعثن عثمان إلي أبي بكر يسألنه ميراثهن، فقالت عائشة: أ ليس قال رسول الله صلي الله عليه و سلم لا نورث، ما تركنا صدقة؟

عروة بن زبير از عايشه نقل مي كند: وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، همسران پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نزد عثمان رفتند تا او را نزد أبو بكر بفرستند تا ارث شان از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را طلب كنند. عايشه به آنها گفت: آيا نشنيده ايد كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرموده است: ما إرث نمي گذاريم و هر چه از ما مي ماند، صدقه است؟

صحيح بخاري، ج٨، ص٥

ولي ما سؤال داريم:

سؤال اول: وقتي اين عزيزان مي گويند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

نحن معاشر الأنبياء لا نورث، ما تركنا صدقة

آيا از اين ١٢٤هزار پيامبر، در يك روايت ضعيفي آمده است كه اين أنبياء (عليهم السلام) ارث نمي گذاشتند؟ اگر واقعا اين حديث صحيح است، بايد از يكي از پيامبران (عليهم السلام) از قول نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) يا از قول صحابه يا در كتاب هاي گذشتگان، جامعه، مطلبي را شنيده باشند!

سؤال دوم: آيا اين خانه هايي كه زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در آن بودند، ملك پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود يا ملك زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود؟ اگر شما مي گوييد اينها ملك زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آنها را بخشيده بود، ما از شما دليل مي خواهيم و يك روايت ضعيف به ما نشان بدهيد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه مثلا خانه عايشه را به او بخشيده است، يا خانه حفصه و أم حبيبه و أم سلمه را به خودشان بخشيده است. اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نبخشيده است و آنها آن خانه را مالك شده اند، آيا اين ارث نيست؟ چطور مي شود كه زن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ارث ببرد، ولي دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ارث نبرد؟!

٢. برادر عزيزم! اگر شما به تازه گي شبكه هاي وصال و صفا را ديده باشيد، بنده از همان هفته اول كه اين ماهواره ها روي آنتن رفتند، اينها را مي ديدم و الآن شايد صدها فيلم هم از اينها ضبط كرده ام از اهانت ها و جسارت ها به ائمه (عليهم السلام) و مراجع عظام تقليد. در اين ماه رمضان هم مخصوصا ٨ ، ٩ شبكه را كه عليه شيعيان واقعا فحاشي مي كردند، من مرتب مي ديدم. ولي ما مدعي هستيم كه پرورش يافته أهل بيت (عليهم السلام) هستيم. أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

و لا تتكلموا بالفحش، فإنه لا يليق بنا و لا بشيتعتنا.

سخن فحش از زبان شما خارج نشود، چون زيبنده ما است و نه زيبنده شيعيان ما.

دعائم الإسلام للقاضي النعمان المغربي، ج٢، ص٣٥٢ ـ مستدرك الوسائل للميرزا النوري، ج١٢، ص٨٢ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج١٣، ص٤٣٢

أمير المؤمنين (عليه السلام) نسبت به كساني كه به معاويه فحش مي دادند، مي فرمايد:

إني أكره لكم أن تكونوا سبابين و لكنكم لو وصفتم أعمالهم و ذكرتم حالهم كان أصوب في القول و أبلغ في العذر و قلتم مكان سبكم إياهم.

من دوست ندارم كه شما شيعيان جزء سبّ كنندگان باشيد. به جاي اين كار، إفشاء گري كنيد و اعمال و كردار نادرست معاويه را براي مردم بازگو كنيد.

نهج البلاغه، خطبه ٢٠٦

برادر من! اگر آنها فحش دادند و ما هم فحش بدهيم، پس فرق ميان ما و آنها چيست؟ پس اين آيه شريفه را كه مي فرمايد:

وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا

سوره فرقان/آيه٦٣

آنها عمل نمي كنند و اگر ما هم عمل نكنيم، فرداي قيامت، آيا همين آيه از ما شكايت و گلايه نمي كند؟ لذا اين تعابيري را كه بعضي ها مي گويند «بكري و عمري»، خلاف قرآن است:

وَ لَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ

سوره حجرات/آيه١١

خود قرآن نهي كرده است از اين كارها. اگر هدف ما اين است كه عقده دل مان را خالي كنيم و عقده گشايي كنيم، هيچ حرفي نيست؛ اين آقايان بيايند در ماهواره ها و به قدري فحش بدهند تا مانند شبكه فدك شوند كه شبكه فحش و برائت است و اين قدر فحش بدهند تا خسته شوند. آيا با اين فحش دادن، جايي را فتح مي كنند و مشكلي را حلّ مي كنند و آيا فردي از أهل سنت را با أهل بيت (عليهم السلام) آشتي مي دهند يا كسي از أهل سنت با ولايت أهل بيت (عليهم السلام) آشنا مي شود با اين كار؟ يا نه، با اين كار، بعض و عداوت ميان شيعه و سني بيشتر مي شود؟ دشمنان ما هم همين را مي خواهند كه من به جان سني بيفتم و سني هم به جان من بيفتند و يك شخصي در فلان شبكه به أهل سنت فحش بدهد و امثال ملازاده ها و افرادي كه الفباي اسلام را نفهميده اند بيايند به شيعه فحش بدهند و اختلاف ايجاد كنند و يكي از اين طرفداري كند و يك از آن. و إلا، والله! بالله! تالله! نه ما مخالف برائت هستيم و نه مدافع خلفاء راشدين و أبو بكر و عمر و عايشه هستيم. وظيفه ما، دفاع از أهل بيت (عليهم السلام) است و با هيچ شبكه هاي هم عداوت و پدر كُشتگي نداريم. هفته گذشته، تعداد زيادي پيامك آمده بود كه مثلا چرا نسبت به فلان شبكه، بد مي گوييد؟ گفتم: والله! اين طوري نيست؛ نه با شبكه ماهواره اي سلام و نه با شبكه أهل البيت و نه با شبكه ثامن و نه با شبكه امام حسين (عليه السلام) مشكل نداريم. والله! تالله! قسم به تمام مقدسات! اين شبكه هاي شيعي، هر چه بيشتر رونق پيدا كنند، بنده خوشحال مي شوم. زماني بود كه ما تك و تنها در اين ميدان بوديم و كسي نبود. حالا هم آقاي هدايتي و دوستان شان، شبكه ماهواره اي سلام را ٤ سال در اختيار ما قرار دادند و ما در آنجا، يكّه تاز ميدان بوديم و مباحث وهابيت را به آن گونه اي كه احساس مي كرديم زيبنده بود، مطرح كرديم و اثرات زيادي داشت و ما يك مناظره اي با خود ملازاده داشتيم و آقايان گفتند كه در همان شب، ٢٠٠ نفر از جوانان وهابي در آمريكا شيعه شده بودند. من نمي خواهم آمار بدهم، چون مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود. مسئولين شبكه ماهواره اي سلام در آن زماني خدمت كردند كه صدايي از شيعه برنمي خواست. ما ارتباط مان را با آنها قطع كرديم و اين يك اختلاف ميان ٢ برادر و ميان أهل يك خانواده بود. ما تقاضايي كه از آن آقايان داشتيم، همان تقاضايي است كه الآن از همه شبكه هاي شيعي داريم و به عنوان دست بوس و خادم آقايان، اين است كه أولاً به هيچ وجه وارد مسائل سياسي نشويم و شبكه هاي سياسي، خيلي زياد است. چون اگر وارد سياست شديم و از حكومتي طرفداري كرديم، مي گويند جيره خوار آن حكومت است و اگر نسبت به آن حكومت بدگويي كرديم، مي گويند ايشان معاند و مخالف است. ثانياً خواهش مي كنيم نسبت به أهل سنت، هر آنچه كه در تاريخ و كتاب ها آمده و مرحوم علامه اميني (ره) و مرحوم سلطان الواعظين شيرازي (ره) و مرحوم سيد محسن امين (ره) و علامه شرف الدين (ره) در كتب خود آورده اند را براي مردم بگويند؛ ولي با اهانت گفته نشود و هدف اصلي ما اين است. من به آقاي اللهياري هم زنگ زدم و گفتم من دست شما را مي بوسم، ولي اين ٢ مطلب را رعايت كنيد. ايشان هم چند روز اينها را رعايت كرد، ولي دوباره افرادي زنگ زدند و تحريك كردند و باز هم ايشان شروع كردند به ادامه روال قبلي.

البته گفتني است كه در هفته گذشته، حدود ١٠ شبكه از شبكه هاي وهابي بسته شود؛ از جمله شبكه وصال و صفا را بستند به خاطر اعتراضاتي كه شيعيان كردند و اهانت هايي كه آنها به شيعه كرده بودند. من به همه دوستان شيعه اعلام مي كنم، شبكه ماهواره اي سلام و شبكه أهل البيت و شبكه ثامن و شبكه امام حسين (عليه السلام) و ديگر شبكه ها مانند الأنوار و الكوثر، اينها توطئه است و مقدمه است و چند شبكه وهابي را بستند تا بگويند چون اينها به شيعيان اهانت مي كردند، ما آنها را بستيم، حالا نوبت بستن شبكه هاي شماست. كاري نكنيم فردا روزي درب اين شبكه ها به روي مردم بسته شود.

* * * * * * *

سؤال:

اين وهابي ها و سني ها معتقدند كه «خداوند پايش را به درون جهنم مي گذارد»، آيا خداوند بعد از آن، پايش را پانسمان هم مي كند؟

جواب:

در كتاب صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است:

عن أنس رضي الله عنه عن النبي صلي الله عليه و سلم قال: يلقي في النار و تقول هل من مزيد؟ حتي يضع قدمه؛ فتقول: قط قط.

أنس از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نقل مي كند: در قيامت، افرادي را وارد آتش جهنم مي كنند و جهنم مي گويد: من هنوز سير نشده ام، آيا باز هم افرادي هستند درون آتش من بريزي؟ خداوند هم ـ نستجير بالله ـ پاي خودش را داخل جهنم مي گذارد و جهنم مي گويد: بس است، بس است.

صحيح بخاري، ج٦، ص٤٧ ـ صحيح مسلم، ج٨، ص١٥١

اين بالاترين اهانت به خداوند است. حالا به قول اين بيننده عزيز، اين كه پانسمان شده است يا خير؟ ما نمي دانيم. مضافا كه در اين روايت نيامده است كه آيا خداوند بعداً پايش را برمي دارد يا خير؟

* * * * * * *

سؤال:

در شبكه اي كه آقاي هاشمي در آنجا هست، در يكي از بحث هايش در حديثي گفت: «در زمان غدير، وقتي حضرت علي (عليه السلام) به يمن رفته بود، اصحاب برگشتند از حضرت علي (عليه السلام) نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شكايت كردند و حضرت هم فرمود: من از علي هستم و علي هم از من است. خدايا! دوست دار علي را دوست بدار و دشمن علي را دشمن بدار» و هم چنين به حديث موثق «أنا مدينة العلم و علي بابها» آقاي هاشمي خودش اقرار كرد. با توجه به اين، برمي گردد مي گويد معاويه رضي الله عنه. سؤال من اين است كه دلايل اين كار اينها چيست و آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از معاويه طرفداري كرده يا او را تشويق كرده كه از معاويه طرفداري مي كند؟ در مورد اين حديث «الحسن و الحسين سيدا شباب أهل الجنة» اقرار مي كرد و سپس مي گفت: «اين احاديث را بعداً وارد كردند». اينها به چه دلايلي مي گويند معاويه رضي الله عنه؟ جُرم خروج يك نفر بر أمير المؤمنين (عليه السلام) چيست؟

جواب:

إن شاء ا... در اين رابطه، در ايام غدير مفصل بحث خواهيم كرد.

در رابطه با اين كه چرا اينها از معاويه تجليل مي كنند؟ مشخص است كه بايد اينها از معاويه تجليل كنند. معاويه، خال المؤمنين و دائي مؤمنين است، ولي محمد بن أبو بكر، با اين كه برادر عايشه است، خال المومنين و دائي مؤمنين نيست؛ چون او دشمني با حضرت علي (عليه السلام) نداشت و با حضرت علي (عليه السلام) جنگ نكرد و سبّ و ناسزاي حضرت علي (عليه السلام) را به عنوان سنت، رايج نكرد و در ركاب حضرت علي (عليه السلام) بود و توسط معاويه هم با فجيع ترين وضع به شهادت رسيد. أمير المؤمنين (عليه السلام) هم صراحتا در نامه ١٦نهج البلاغه قسم ياد مي كند و مي فرمايد:

فوالذي فلق الحبة و برأ النسمة! ما أسلموا و لكن استسلموا و أسروا الكفر، فلما وجدوا أعوانا عليه أظهروه.

قسم به كسي كه دانه را شكافت و بشر را آفريد! معاويه و دار و دسته اش كه در فتح مكه مسلمان شدند، مسلمان نشدند و تظاهر به اسلام كردند و كفر ظاهري خودشان را مخفي كردند و امروز كه در جنگ صفين، اعواني براي كفرشان يافته اند، كفرشان را اظهار كرده اند.

اين سخن أمير المؤمنين (عليه السلام) درباره معاويه است و از اين بهتر نمي شود. ولي اين آقايان در دفاع از معاويه، كتاب ها مي نويسند و إن شاء ا... حساب شان با كرام الكاتبين است.

* * * * * * *

سؤال:

١. نرم افزاري كه شما همه منابع را به آن استناد مي كنيد، چيست؟ مي خواهيم اين نرم افزار را كه يا در بازار تهران يا در بازار قم است، تهيه كنيم و تحقيق و بررسي كنيم.

٢. دمكراسي را با تعريف فعلي، آيا مي توانيم مصداقش را صدر اسلام پيدا كنيم؟ منظورم اين است كه آيا مقبوليت مطرح بوده يا مشروعيت؟ نظر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چه بوده است؟

٣. يكي از علماء شيعه كه شايد علامه بحر العلوم باشد، در بحرين، دروس أهل سنت را تدريس مي كردند. در اين مورد توضيح بفرماييد.

٤. مناظره حُسْنيه آيا معتبر است يا نه؟ اين را در يكي از كتاب ها خواندم.

٥. علائم ظهور حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) را كه از كلام أمير المؤمنين (عليه السلام) در بعضي از شبكه ها مي گويند، معتبر است يا خير؟

جواب:

١. بنده از ٣ نرم افزار استفاده مي كنم:

نرم افزار مكتبة أهل بيت (عليه السلام) كه حدود ٥ هزار جلد كتاب از شيعه و سني در حوزه هاي مختلف فقه و اصول و تاريخ و رجال و درايه دارد و بهترين و پرسرعت ترين نرم افزاري است كه تا كنون آمده است. اين نرم افزار را دفتر حضرت آيت ا... العظمي گلپايگاني (ره) و دفتر حضرت آيت ا... العظمي سيستاني تهيه كرده اند.

در ميان نرم افزار هاي أهل سنت هم از نرم افزار الجامع الكبير و مكتبة الشاملة استفاده مي كنم.

اگر كسي نرم افزار مكتبة أهل بيت (عليه السلام) را داشته باشد، به نظر من كفايت مي كند.

٢. إن شاء ا... بعد از تمام شدن مباحث توحيد وهابيت، بعد از شهادت يا رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، از خود سقيفه آغاز مي كنيم كه چقدر در سقيفه، دمكراسي حاكم بوده است؟ يا اين كه حباب بن منذر را مي زنند و دهانش را خورد مي كنند و خليفه دوم مي گويد: «اقتلوه، فإنه منافق: سعد بن عباده را بكشيد، او منافق است» و او هم تا آخر عمرش با آنها بيعت نمي كند، آيا اين از مظاهر دمكراسي بوده يا خير؟ يا اين كه جناب عمر مي گويد: «فلما رأيت أسلم، فأيقنت بالنصر: وقتي قبيله أسلم را ديدم كه چماق به دست آمده اند و به زور براي أبو بكر بيعت مي گيرند، يقين به پيروزي كردم»، آيا دمكراسي است يا خير؟ إن شاء ا... اينها را از منابع معتبر أهل سنت، مفصل بحث خواهيم كرد.

٣. غالب فقهاء ما اين طور بودند و هم مرحوم بحر العلوم (ره) طبق فقه أهل سنت تدريس مي كردند و هم مرحوم علامه حلي (ره) و هم شيخ طوسي (ره) كه ٥ كرسي تدريس داشته و فقه شيعه و فقه شافعي و مالكي و حنفي و حنبلي را در بغداد تدريس مي كرد و وقتي به نجف برگشتند، فقط فقه شيعه را تدريس مي كرد.

٤. إن شاء ا... در اين هم صحبت خواهيم كرد و كاري به اين نداريم كه سندش صحيح است يا صحيح نيست. ولي مطالبي كه در آنجا آمده، دوستان ببينند كه در كتاب هاي معتبر هم آمده است يا نيامده است؟ «أنظروا إلي ما قال و لا تنظروا إلي من قال».

٥. بنده علم غيب ندارم كه بگويم كدام روايات از علائم ظهور بوده تا عرض كنم كه معتبر است يا نه. اگر شما اين روايات را براي ما ايميل بفرماييد، بنده بلا فاصله، به سندش مراجعه مي كنم و نتيجه را اعلام مي كنم. ولي در رابطه با علائم ظهور و غيره، روايات ضعيف زياد داريم. نمي گوييم كتاب روايات صحيح نداريم، روايات صحيح داريم، ولي در لابه لاي روايات صحيح، بعضي ها مطالبي را نقل كرده اند كه يا سندش را ذكر نكرده اند و يا اگر سند هم داشته، مرسل و مرفوع و مقطوع و موقوف بوده و با اينها نمي توان مسئله اعتقادي را اثبات كرد.

* * * * * * *

سؤال:

١. با توجه به اين كه هر كدام از ما، خانواده داريم، اگر بخواهيم معلمي را اختيار كنيم براي بچه مان، با توجه به دانشي كه يك معلم دارد، چند مطلب براي مان خيلي مهم است. يكي اين كه نيت اي معلم از اين كه مي آيد و به بچه ما درس مي دهد چيست؟ ديگر اين كه آيا با تمام علمي كه دارد، آيا معلمي كه پرخاشگر و تندخو باشد را براي بچه مان انتخاب مي كنيم؟ به هيچ عنوان. شبكه هاي تلويزيوني، معلمان ما هستند. ما اين شبكه ها را انتخاب كرده ايم و درب خانه مان را باز كرده ايم به روي معلمان. ما بعد از اتمام اين برنامه ها، مي خواهيم علم مان اضافه شود، نه اين كه در بحث و مناظره ياد بگيريم براي سركوب ديگري، از هر الفاظ و القابي استفاده كنيم؛ حتي اگر حق با ماست. من اين مطلب را براي برادران شيعه اي كه شبكه دارند عرض كردم. قصد ما از ديدن اين شبكه ها، فقط يادگيري علوم مذهبي و تاريخي اسلام است تا به علم مان اضافه شود.

٢. چرا بعضي از شبكه ها، به جاي اين كه اين برنامه ها را پخش كنند، شبكه ماهواره اي نور، با توجه به اين كه تاريخ را خيلي پيش پا افتاده تفسير مي كنند و مثلا كارشناس شان مي گويد: «در صحيح بخاري آمده است كه خانم حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) با أبو بكر صحبت نكرد تا زماني كه ايشان فوت فرمودند و ايشان در رابطه با مسئله فدك با أبو بكر صحبت نكرد». چرا فكر مي كنند كه ما آدم هايي هستيم كه شعور نداريم. در آخر برنامه هم عكس چند نفر را مي گذارند كه اينها شهيد شده اند. اگر نيت اينها از پخش اين گونه برنامه ها، سياسي است، اعلام كنند. اين خيلي زننده و كثيف است كه يك شبكه اي با استفاده از اسم دين، بيايد و اين گونه رفتار بكند. مانند اين است كه من معلمي را وارد خانه ام بكنم و بعد ببنيم بچه ام با من اختلاف دارد و من متوجه نباشم.

جواب:

١. اين شبكه ها، امروز، همان نقش پيامبران (عليهم السلام) و ائمه (عليهم السلام) را بازي مي كنند و اگر انحرافي در اينها صورت بگيرد، انحراف خطرناكي است و مانند معلم و استاد مي مانند و كوچك ترين اهانت و تندي و خشونت، در روحيه خانواده ها تأثير مي گذارد؛ ما اين را قبول داريم. ولي ما هر چه مي گوييم، اينها حمل مي كنند بر اين كه اينها رقيب هستند و حسادت دارند و غيره. إن شاء ا... فرداي قيامت مشخص مي شود كه چيست؟

٢. در رابطه با قضيه فدك، در صحيح بخاري، جلد ٤، صفحه ٤٢ آمده است:

إن فاطمة عليها السلام إبنة رسول الله صلي الله عليه و سلم سألت أبا بكر الصديق بعد وفاة رسول الله صلي الله عليه و سلم أن يقسم لها ميراثها ما ترك رسول الله صلي الله عليه و سلم مما أفاء الله عليه، فقال لها أبو بكر: إن رسول الله صلي الله عليه و سلم قال: «لا نورث ما تركنا صدقة»، فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهجرت أبا بكر، فلم تزل مهاجرته، حتي توفيت و عاشت بعد رسول الله صلي الله عليه و سلم ستة أشهر.

حضرت فاطمه وقتي در رابطه با ارث شان با أبو بكر بحث كردند، أبو بكر گفت: پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرموده است: «ما ارث باقي نمي گذاريم ... ». حضرت فاطمه غضبناك شد از برخورد أبو بكر و حضرت فاطمه از أبو بكر قهر كرد و اين قهر كردن تا آخرين لحظات حضرت فاطمه بود. تا اين كه حضرت فاطمه از دنيا رفت در حالي كه از دست غضبناك بود و با أبو بكر قهر بود و با او حرف نزد. حضرت فاطمه، فقط تا ٦ ماه بعد از رحلت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) زنده بود.

خود آقاي بخاري هم از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند:

فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها أغضبني.

فاطمه، پاره تن من است و هر كس او را به غضب آورد، مرا به غضب آورده است.

صحيح بخاري، ج٤، ص٢١٩

گفتار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مطلق بوده و نگفته است كه در مورد ارث باشد يا غيره باشد.

* * * * * * *

سؤال:

١. من سؤالي از أهل سنت پرسيدم كه جواب آن را نمي دانند. پدر عمر كيست؟

٢. در كتاب هاي خودشان نوشته شده است كه آيا عمر ناراحتي أبنه اي داشته است؟ [قطع صدا توسط مجري برنامه]

جواب:

مباحثي را كه به هيچ وجه به صلاح ما و شيعيان نيست، مطرح كردن آنها جايز نيست. مباحثي توسط بعضي از افراد جاهل و نادان و بعضي از مداحاني كه مي خواهند معركه بگيرند، بحث أبنه اي بودن را مطرح مي كنند. اينها نه سند دارد و نه مدرك و مطرح كردن اينها، دون شأن شيعه است. أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد: «مطرح كردن اينها، نوعي فحش است و فحش، زيبنده ما و شيعيان ما نيست».

* * * * * * *

سؤال:

در كتاب هاي أهل سنت، آيا درباره حمله به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اشاره اي شده است؟

جواب:

اين را مفصلاً در مناظره اي كه در شبكه ماهواره اي المستقلة داشتم و در مناظره اي كه با جناب مولوي مراد زهي داشتم، آوردم. خود ذهبي كه از استوانه هاي علمي و از شخصيت هاي برجسته أهل سنت است، در كتاب تاريخ الإسلام كه از كتاب هاي معتبر أهل سنت است، از قول خليفه اول نقل مي كند:

من از ٣ چيز پشيمان هستم و اي كاش آنها را انجام نمي دادم. يكي از آنها اين است:

فوددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمه و أن أغلق علي الحرب.

اي كاش! من به زور، دستور حمله به خانه فاطمه را نمي دادم، اگر چه خانه او به عنوان سنگر جنگي عليه من بود.

تاريخ الإسلام للذهبي، ج٣، ص١١٧ ـ تاريخ الطبري، ج٢، ص٦١٩ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١، ص٦٢ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٥، ص٢٠٣ ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج٢، ص٤٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٠، ص٤٢٠

آقاي ضياء الدين مقدسي مي گويد اين روايت صحيح است.

آقاي إبن أبي شيبه (استاد بخاري) در كتاب المصنف، جلد ٨، صفحه ٥٧٢ به نقل از خليفه دوم مي گويد:

و أيم الله! ... إن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت.

قسم به خداوند! كساني كه در خانه هستند، بايد بيايند بيعت كنند، وگرنه دستور مي دهم خانه را با ساكنانش به آتش بكشند.

أنساب الأشراف للبلاذري، ج١، ص٥٨٦

در تاريخ طبري آمده است:

والله! لأحرقن عليكم.

به خدا قسم! خانه را به آتش مي كشم.

تاريخ طبري، ج٢، ص٤٤٣

من از آقايان أهل سنت سؤال مي كنم:

اگر در زمان أمير المؤمنين (عليه السلام) كه عايشه در برابر حضرت علي (عليه السلام) ايستاد و قيام كرد، با اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اخطار داده بود كه يكي از زنان من در برابر حضرت علي (عليه السلام) مي ايستد «و هي ظالمة» و حتي به عايشه فرمود: «و أنت تقاتلي علي بن أبي طالب (عليه السلام)» و در منابع معتبر أهل سنت آمده، اگر حضرت علي (عليه السلام) دستور مي داد به خانه عايشه حمله مي كردند و به عايشه مي فرمود: «اگر بخواهي از خانه خارج شوي و بيايي جنگ جمل را به راه بياندازي و ٣٠ هزار انسان را به كشتن بدهي، خانه ات را به آتش مي كشيم» و تهديدي توسط حضرت علي (عليه السلام) عليه عايشه انجام مي شد، اين آقايان عليه أمير المؤمنين (عليه السلام) چه معركه هايي به پا مي كردند؟!

آقاي امام جويني (استاد ذهبي) از علماء أهل سنت، در رابطه با شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و شكستن پهلوي حضرت و شهادت حضرت محسن (عليه السلام) در كتاب فرائد السمطين، جلد ٢، صفحه ٣٤ مفصل اشاره كرده است.

* * * * * * *

سؤال:

فرزندم دوستاني از أهل سنت دارد كه با نقاشي و تجسيم، مخالف هستند و اعتقاد هم دارند. چطور در كتاب هاي شان اين مطالب را آورده اند؟

جواب:

من هر چه گفتم، از كتاب هاي خود اين آقايان گفته ام و مدرك هم دادم با ذكر جلد و صفحه و در بعضي از موارد هم سال چاپ را هم اشاره كردم. إن شاء ا... در جلسات بعدي با استفاده از نرم افزار، بعضي از مطالب را عرض مي كنم.

* * * * * * *

سؤال:

علاقي:

در رابطه با مسائلي كه چند روز پيش اتفاق افتاد، مي خواهم هم عذرخواهي كنم و هم مطالبي را عرض كنم.

مطلع هستند برادراني كه مباحثات يا مناظرات و محصولات فرهنگي شبكه جهاني ولايت را نگاه مي كنند، چند روز پيش مسائلي اتفاق افتاد و بنده ناراحت شدم و اين ناراحتي را مي خواهم توضيح بدهم. البته پيشاپيش خدمت برادران مسلمان و هم وطن و أهل تشيع، نهايت عذرخواهي را داشته باشم كه نبايد بنده، تحمل و صبر خودم را از دست مي دادم. البته اين ناراحتي بنده، توجيهات لازم را دارد كه خدمت تان عرض مي كنم. برادري كه زنگ زده بود و من اسمش را يادم نيست، مادران مؤمنان را با لفظ موهن ياد كرد. اين علت اصلي ناراحتي بنده شد و بنده را به دو روئي و نفاق متهم كرد و اين برادر بايد در قيامت و در پيشگاه خداي تبارك و تعالي، در رابطه با اين دو موضوع، جواب گو باشد.

برادر محترم مجري هم كه در مناظره حضور داشتند، بايد بلافاصله بعد از توهين، ارتباط اين شخص را قطع مي كرد. تفاوت اصلي و ماهوي اين شبكه با شبكه هايي كه موهن هستند و ادبيات ركيك را استفاده مي كنند در صحبت هاي شان، اين است كه شبكه جهاني ولايت از ادبيات موهن استفاده نمي كند. بنده به دليل اين كه صبر خود را از دست دادم، خدمت برادران شيعه و شخص جناب آقاي دكتر قزويني و جناب عالي برادر مجري محترم و تمامي أمت اسلامي، خصوصا برادران شيعه، عذرخواهي مي كنم و إن شاء ا... مرا ببخشند.

در رابطه با مسائلي كه آقاي دكتر قزويني فرمودند در رابطه با تاريخ اسلام و حديث قرطاس و اين مسائل، من چنين تصور مي كنم كه أهل سنت توجيهات لازم و كامل را دارند. ولي من هميشه عرض مي كنم كه اين مسائل به صورت يك طرفه، هيچ گاه قابل حلّ نيست و اگر به صورت ميزگرد و مناظره زنده باشد، قطعاً امكان دارد مشكل حل شود.

جواب:

اين عبارتي كه ايشان مي گويند موهن بود، خير، عبارت موهني نبود و خود مجري هم جناب آقاي نقوي هم كه بودند، بعداً من به ايشان گفتم كه بايد تلفن او را قطع مي كرديد، ولو اين كه ايهامي نسبت به أهل سنت و مقدسات أهل سنت باشد، ما نمي گذاريم پخش شود. ايشان گفت: اين تعبيري را كه ايشان به كار برد، ما در اصطلاح پاكستان، به زني مي گوييم كه نازا باشد و بچه زا نباشد و من احساس نكردم كه اين توهين است و اگر قطع نكردم، به اين دليل بود. من همين ديشب هم تا آخرين لحظه برنامه آقاي نقوي را ديدم و يكي دو مورد بود كه به نظر من، ايشان بايد قطع مي كردند. من به ايشان گفتم كه اگر مشابه اين موارد پيش مي آيد، قطع كنند؛ حتي اگر اهانت نباشد و بوي اهانت بيايد. ما با كارشناسان مان صحبت كرده ايم تا با ادبياتي كه خودمان در اين مدت ٢٥ سالي كه در رسانه ها بوديم، صحبت كنند. كارشناسان ما معصوم نيستند و بنده خودم هم ادعاي عصمت ندارم. چه بسا بنده خودم هم اشتباها مطلبي را بدون توجه بيان كنم؛ ولي اين را هم گفته ايم كه ما هرگونه اهانت به أهل سنت و مقدسات أهل سنت را خط قرمز، خلاف شرع، «ذنب لا يغفر» و خيانت به شيعه مي دانيم. وقتي يك جوان شيعي از من عالِم شيعي مي شنود كه من فحش مي دهم و اهانت مي كنم، به طور كلي از تشيع زده مي شود و به خودي خود فكر مي كند كه اگر شيعه، دليلي براي گفتن دارد، چرا فلان عالم شيعه فحش مي دهد و اهانت مي كند. يعني اين كار، ضربه اش براي ما، بيش از ضربه به أهل سنت است؛ ولي بعضي از دوستان توجهي به اين موضوع ندارند.

از همه بينندگان عزيز، ملتمسانه تقاضا مي كنم و عاجزانه خواهش مي كنم وقتي با اين شبكه تماس مي گيريد، با ادبياتي صحبت كنيد كه امام صادق (عليه السلام) فرمود:

كونوا لنا زينا.

زينت ما و مايه افتخار ما باشيد.

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج١٢، ص٨

وقتي در رابطه با أهل سنت حرف مي زنيد و أهل سنت حرف شما را مي شنوند، بر من امام صادق (عليه السلام) دعا كنند و بگويند:

رحم الله جعفر، أدب أصحابه، فأحسن تأديبهم.

خداوند، جعفر را رحمت كند كه اصحابش را ادب كرده و زيبا هم تأديب كرده است.

وقتي شما در برخورد مي كنيد و أهل سنت هم برخورد زشت شما را مي بينند، مي گويد:

اينها تربيت شده امام صادق (عليه السلام) هستند و چقدر بد تربيت شده اند.

لذا، برادران عزيز! اگر آن ادبيات ويژه أهل بيت (عليهم السلام) را به كار نبريم، چه بسا فردا امام صادق (عليه السلام) گلايه مي كنند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»