سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٧٠ - عزاداري امام حسين (عليه السلام) ٠١

عزاداري امام حسين (عليه السلام) ٠١

کد مطلب: ٥٣٠٢ تاریخ انتشار: ٢١ آذر ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٦٦٢٢ سخنراني ها » شبکه ولايت عزاداري امام حسين (عليه السلام) ٠١
حبل المتين ٨٩/٠٩/٢١

لينک دانلود

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢١ / ٠٩ / ٨٩

آقاي محسني

وقتي تاريخ اسلام را نگاه مي كنيم، مي بينيم كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) رحلت مي كند و از دنيا مي رود، چقدر زود جريان تغيير پيدا مي كند و چند سالي نمي گذرد كه جگرگوشه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را تكه تكه مي كنند و سر مي برند و آن مصيبت ها را به وجود مي آورند.

الآن موضع گيري وهابيت نسبت به عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) چگونه است؟

استاد حسيني قزويني

إن الحسين مصباح الهدي و سفينة النجاة.

همانا حسين چراغ هدايت و كشتي نجات است.

و قال الصادق (عليه السلام): كلنا سفن النجاة و سفينة الحسين أسرع.

امام صادق (عليه السلام) فرمود: ما همه كشتي نجات هستيم، ولي كشتي حسين سريع تر است.

توجه و توسل به امام حسين (عليه السلام)، بيش از هر چيزي نتيجه بخش است و يكي از عناياتي كه خداوند به امام حسين (عليه السلام) داده است در إزاء اين جانبازي و شهادتش، اجابت دعا به صورت قطعي، تحت قبه آن بزرگوار است.

اما در رابطه با سؤال شما كه وهابيت چه نگاهي دارند به عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)؟ بينندگان بارها اين موضوع را از ما در بعضي از ماهواره ها شنيده اند، ولي براي اولين بار است كه از شبكه جهاني ولايت، نگاه وهابيت به عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) را از بنده مي شوند.

آقاي إبن تيميه حراني (متوفاي ٧٢٨ هجري) بزرگ نظريه پرداز وهابيت در كتاب منهاج السنة، جلد ١، صفحه ٥٢ وقتي به عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) مي رسد، آن را ـ نستجير بالله ـ عملي احمقانه مي داند و مي گويد:

و من حماقتهم إقامة المأتم و النياحة علي من قد قتل من سنين عديدة.

از حماقت هاي شيعيان اين است كه هر سال ماتم مي گيرند و نوحه سرايي مي كنند براي كسي كه سال ها قبل به شهادت رسيده است.

هم چنين در منهاج السنة،جلد ٤، صفحه ٣٣٤ مي گويد:

و صار الشيطان بسبب قتل الحسين ـ رضي الله عنه ـ يحدث للناس بدعتين: بدعة الحزن و النوح يوم عاشوراء ... و كذلك بدعة السرور و الفرح.

شيطان به سبب شهادت حسين (رضي الله عنه)، ٢ بدعت در ميان مردم رواج داده است: بدعت محزون شدن و گريه كردن و نوحه سرايي براي حسين در روز عاشوراء و بدعت شادي و خوشحالي (كه أهل سنت در اين روز دارند).

اين عبارتي است از بنيان گزار فكري و نظري وهابيت.

آقاي محمد بن عبد الوهاب (متوفاي ١٣٠٤ هجري) مؤسس تشكيلات وهابيت، در كتاب رسالة في الردّ علي الرافضة، جلد ١، صفحه ٤٧٣ مي گويد:

و من قبائح هؤلاء الرفضة أنهم يتخدون يوم موت الحسين مأتما ... .

يكي از كارهاي قبيح و زشت شيعيان اين است كه روز شهادت حسين را روز ماتم قرار مي دهند و حزن خود را اظهار مي كنند و گريه و نوحه سرايي مي كنند و در كوچه ها و خيابان ها عزاداري و سينه زني مي كنند و تمام اينها بدعت و خلاف است.

جالب اين است كه از علماء و وهابي هاي معاصر، جناب آقاي اسماعيل حقي بروسوي در كتاب روح البيان، جلد ٤، صفحه ١٤٣، چاپ بيروت، نشر دار إحياء التراث العربي به أهل سنت توصيه مي كند و مي گويد:

و من قرأ يوم عاشوراء و أوائل المحرم مقتل الحسين (رضي الله عنه)، فقد تشبه بالروافض.

هر كسي كه در روز عاشوراء يا اوئل محرم مقتل حسين (رضي الله عنه) را بخواند، شبيه روافض و شيعيان شده است.

چون آقايان مي گويند هرگونه تشبه به رافضه، بدعت است و حرام است. حتي اگر انگشتر به دست راست كردن را با اين كه سنت مي دانند، ولي چون شيعيان انگشتر را در دست راست مي اندازند، أهل سنت بايد به دست چپ بياندازند. يا مثلاً شيعيان بر غير پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، مانند ائمه (عليهم السلام) صلوات مي فرستند و در سنت هم همين است، ولي چون شيعيان بر ائمه (عليهم السلام) صلوات و سلام مي فرستند، أهل سنت نبايد تشبّه به شيعه داشته باشند. به قول يكي بزرگان:

شيعيان نماز مي خوانند و روزه مي گيرند، أهل سنت هم براي عدم تشبّه به شيعيان، نماز و روزه را ترك كنند.

گرچه اينها با دست روي دست گذاشتن در نماز و آمين گفتن و حذف حي علي خير العمل در اذان و اضافه كردن الصلاة خير من النوم به اذان و به جماعت خواندن نماز نافله ماه رمضان، اين تشبّه را برداشته اند. در روزه هم قرآن مي فرمايد:

ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَي اللَّيْلِ

و روزه را تا شب به كمال برسانيد.

سوره بقره/آيه١٨٧

يعني تا شب نشده است، حق افطار كردن نداريد. ولي آقايان أهل سنت به مجرد اين آفتاب غروب مي كند، افطار مي كنند براي اين كه تشبّه به شيعه نداشته باشند.

جناب آقاي اسماعيل حقي بروسوي در ادامه مي گويد:

و في كراهية القهستاني: لو أراد ذكر الحسين ينبغي أن يذكر أولا مقتل سائر الصحابة لئلا يشابه الروافض.

در كتاب كراهية آقاي قهستاني آمده است: اگر مي خواهد مقتل حسين را ذكر كند، اول بايد مقتل بعضي از صحابه را ذكر كند تا شبيه روافض و شيعيان نشود.

اين آقايان نام خود را عالم گذاشته اند و با شريعت بازي مي كنند! اينها چه جوابي براي فرداي قيامت دارند.

بعد ايشان نقل مي كند از غزالي و مي گويد:

و قال حجة الاسلام الغزالي: يحرم علي الواعظ و غيره رواية مقتل الحسين و حكايته و ما جري بين الصحابة من التشاجر و التخاصم، فإنه يهيج بغض الصحابة و الطعن فيهم و هم أعلام الدين و ما وقع بينهم من المنازعات فيحمل علي محامل صحيحة و لعل ذلك لخطأ في الاجتهاد لا لطلب الرياسة و الدنيا كما لا يخفي.

حجت الإسلام غزالي مي گويد: بر واعظ و ديگران حرام است كه در بالاي منبر، مقتل حسين و شهادت حسين را براي مردم بگويد.

سيد الشهداء در كربلاء به بدترين وضع به شهادت رسيد و شايد در طول تاريخ، نمونه نداشته باشد. حتي آقاي ويل دورانت، مورخ بزرگ آمريكايي وقتي تاريخ اسلام را بررسي مي كند و قضيه شهادت امام حسين (عليه السلام) مي رسد، بي اختيار عنان قلم از دستش مي رود و آن چنان درباره جانبازي امام حسين (عليه السلام) قلم فرسايي مي كند كه انسان واقعاً نمي تواند از جاري شدن اشكش خودداري كند. تا آنجا كه يادم هست، ايشان مي گويد:

اگر چنانچه شهادت امام حسين (عليه السلام) و حضرت علي اكبر (عليه السلام) و أبو الفضل (عليه السلام) توجيه عقلي داشته باشد، ولي در رابطه با طفل ٦ ماهه امام حسين (عليه السلام)، حضرت علي اصغر (عليه السلام) كه در آغوش پدر و جلوي چشم پدر شهيدش كردند، با هيچ يك از مسائل عقلي و فطري قابل توجيه نيست. اين نهايت قساوت و رذالت و پستي دشمنان امام حسين (عليه السلام) را مي رساند.

ببينيد! قضيه به جايي مي رسد كه يك مسيحي در اين زمينه اين گونه اظهار نظر مي كند. إن شاء ا... درباره نظر آقايان مسيحي بحث خواهيم كرد كه حتي آقاي آنتوان بارا مي گويد:

اگر امام حسين (عليه السلام) براي ما مسيحي ها بود، در هر روستايي و قريه اي، پرچمي به نام حسين مي زديم و مردم را به نام حسين به مسيحيت دعوت مي كرديم.

إن شاء ا... اگر توفيق داشته باشم، بحث امام حسين (عليه السلام) را از ديدگاه مسيحيان و يهوديان مطرح خواهم كرد و نمونه هاي زيادي از اينها يادداشت كرده ام كه الحق، حق مطلب را نسبت به امام حسين (عليه السلام) أداء كرده اند. ولي از اين طرف مي بينيم كه إبن تيميه اين گونه مي گويد و غزالي اين گونه مي گويد و آقاي مولوي عبد الحميد هم مي گويد:

اگر ما عزاداري براي امام حسين نمي كنيم، چون معتقديم اين عزاداري بدعت است و ٣ روز بيشتر نيست. ما حتي براي عثمان هم عزاداري نمي كنيم.

يعني يك توجيه نادرست و خلاف سنت و روش پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و روش بزرگان مي كنند. اينها مشخص است كه چرا اينها وحشت دارند از اين كه مقتل امام حسين (عليه السلام) خوانده شود و وحشت دارند از اين كه قضاياي شهادت امام حسين (عليه السلام) براي مردم بازگو شود. چون مي دانند كه اين مسائل، مسائل ساده اي نيست و تمام بساط اينها بر هم مي زند. آقاي تفتازاني مي گويد:

فمن علماء المذهب من لم يجوز اللعن علي يزيد مع علمهم بأنه يستحق ما يربو علي ذلك و يزيد. قلنا: تحاميا عن أن يرتقي إلي الأعلي فالأعلي . . و إلا فمن يخفي عليه الجواز و الاستحقاق.

بعضي از علماء ما مي گويند يزيد را لعنت نكنيد. با اين كه مي دانند يزيد مستحق لعنت و بالاتر از لعنت هست. ما مي گوييم: مي ترسند كه اگر يزيد را لعن كنند، اين لعن به بالاتر از يزيد و بالاتر از آن هم برسد.

يعني اگر يزيد لعن شود، لعن بعدي به كسي مي رسد كه يزيد را بر سر كار آورد، يعني معاويه و لعن بعدي به كسي مي رسد كه معاويه را بر سر كار آورد، يعني عثمان و لعن بعدي به كسي مي رسد كه به معاويه قدرت دارد، يعني جناب خليفه دوم و ... . يعني اينها مي ترسند كه اگر از يزيد بدگويي بكنند، اين بدگويي ريشه يابي شود كه ريشه عاشوراء در كجا بود و ريشه شهادت امام حسين (عليه السلام) در كجا بود تا برسد به اين كه تمام مباني فكري أهل سنت را زير سؤال ببرد. همان طور كه برادران عزيزمان حجت الإسلام و المسلمين يزداني و حجت الإسلام و المسلمين أبو القاسمي ريشه هاي عاشوراء را مطرح كردند، تمام اين قضايا را مطرح كردند. ما نمي خواهيم توهين كنيم، بلكه يك حقيقتي است كه ابراز مي كنيم و يك مسئله مسلّم و قطعي تاريخي است و صدها دليل و شاهد از تاريخ در كتب أهل سنت داريم كه نگاه به عاشوراء، بدون نگاه به سقيفه امكان پذير نيست؛ يعني تمام مسائل از آنجا شروع شد. أمير المؤمنين (عليه السلام) به عنوان خليفه منصوص و منصوب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كنار رفت و تمام آن زمينه سازي ها فراهم شد و آن ظلم ها و جناياتي كه از همان روز بر دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وارد شد، زمينه ساز شهادت امام حسين (عليه السلام) شد. يكي از شعراء مي گويد:

تازيانه خصم اگر بر دخت پيغمبر نمي زدكعب ني هرگز كسي بر زينب اطهر نمي زد

گر نمي شد حق حيدر غصب، تا روز قيامتپشت پا كس بر حقوق آل پيغمبر نمي زد

دشمن بي رحم اگر بر بيت وحي آتش نمي زدعصر عاشوراء كسي بر خيمه ها آذر نمي زد

محسن شش ماهه گر مقتول پشت در نمي شدحرمله تيري به حلقوم علي اصغر نمي زد

فاطمه گر گشته راه امام خود نمي شدزينب غم ديده هم بر چوب محمل سر نمي زد

فرق مولا گر نمي شد منشق از تيغ مخالفتيغ هرگز خصم بر فرق علي اكبر نمي زد

. . .

خار اگر در ديده مولا علي از كين نمي رفتتير كس بر ديده عباس نام آور نمي زد

دختر غم ديده ويران نشين سيلي نمي خوردخصم اگر در كوچه سيلي بر رخ مادر نمي زد

اينها نشان مي دهد كه اين قضايا به هم پيوسته است و ما نمي توانيم قضيه عاشوراء را غير مرتبط بدانيم با همان روزهاي آغازين رحلت يا شهادت جانسوز رسول اكرم (صلي الله عليه و آله). لذا مي بينيم كه آقاي تفتازاني علناً مي گويد:

بعضي از علماء ما مي گويند يزيد را لعنت نكنيد. با اين كه مي دانند يزيد مستحق لعنت و بالاتر از لعنت هست. ما مي گوييم: مي ترسند كه اگر يزيد را لعن كنند، اين لعن به بالاتر از يزيد و بالاتر از آن هم برسد.

با توجه به سؤالي كه شما داشتيد، اين قضيه كاملاً روشن و واضح است كه ديدگاه آقايان وهابيت در مورد عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) چيست.

* * * * * * *

آقاي محسني

امشب يك كليپي پخش مي كنيم تا هم بينندگان عزيز ببينند و هم در رابطه با بحث امشب مان هست.

پخش كليپ

مجري:

سؤال ديگر ايشان اين بود كه در تهران زندگي مي كنند و مراسم روضه خواني در همسايگي ايشان انجام مي شود. خانم شان هم گاه گاه شركت مي كند. اين شركت ...

كارشناس:

نزد أهل سنت، ما چيزي به عنوان اين كه اعتراض بر قضا و قدر خدا باشد، نداريم. يعني فرزندي از دست داديد، بعد لباس يا گريبان بدريد يا بر سر و صورت خود بزنيد. شرعاً حرام است. رسول الله مي فرمايد:

ليس منا من ضرب الخدود و شق الجيوب و دعا بدعوي الجاهلية.

از ما نيست كسي كه اين كار را انجام بدهد.

صحيح البخاري، ج٢، ص٨٣ ـ صحيح مسلم، ج١، ص٧٠

حالا ممكن است اين را، در نزد برادران هم اين چنين است، به خاطر محبت و آن اراده اي كه نسبت به حضرت سيدنا حسين دارند، اين كار را انجام مي دهند، بنده عرض مي كنم كه اين ابراز ارادت نيست و محبت نيست. محبت در تبعيت است. امام حسين وار زندگي كن، نه اين كه سالي يك بار بيايي خود را در ظاهر شكل اين طور گريه كني.

مجري:

شكلي كه اين حضرت شهيد شدند، فكر نمي كنيد جايي براي گريه كردن داشته باشد؟ چون شرايط خيلي بغ رنج و سختي بود.

كارشناس:

كسي كه تاريخ اين بزرگوار را بخواند، گريه نكند، بديهي است كه گريه مي كند، ١٠٠٪. براي اين كه آن ظلمي كه به اين حضرت شد و به اين شكل فجيع و نامردانه و ظالمانه اي اين بزرگوار را به شهادت رساندند، بديهي است. ولي راه تبعيت و ابراز محبت در اين نيست كه ما سالانه بر سر و صورت خود بزنيم يا سالانه در جايي جمع بشويم و اين عمل را انجام بدهيم كه ما مخلص اين بزرگوار هستيم. بنده عرض مي كنم كسي مخلص اين بزرگوار است كه راه حسين را ادامه بدهد. اين ابراز محبت است.

مجري:

بايد ببيند امام حسين چه كار كرده، تبعيت كند از او.

كارشناس:

كما اين كه نزديك به يك ميليارد و نيم سني در دنيا كه هر سال اين كار را نمي كنند، معنايش اين نيست كه بغض امام حسين العياذ بالله در دل شان هست يا امام حسين را دوست ندارند. همه مخلص امام حسين هستند و راه و روش امام حسين را مي پيمايند و امام حسين را روي سر خودشان جا مي دهند. پس بنابراين براي ايشان نه سينه مي زنند و نه هم روضه مي خوانند.

مجري:

پس شما پيشنهاد مي دهيد كه شركت نكنند.

كارشناس:

نخير.

[پايان كليپ]

آقاي محسني

اين كليپ از شبكه نور يا ظلمت بود و پخش شد درباره عزاداري براي امام حسين (عليه السلام). اين كليپ چند فراز دارد كه يكي يكي از خدمت شما سؤال مي كنم.

آيا خود حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) در مصائبي كه براي خودشان پيش مي آمد، گريه مي كردند و نوحه سرايي مي كردند يا مطلبي را مي گفتند يا خير؟

استاد حسيني قزويني

قبل از پاسخ دادن به سؤال شما، بايد مطالبي را بگويم:

ايشان در اين كليپ مي گويد:

نزد أهل سنت، ما چيزي به عنوان اين كه اعتراض بر قضا و قدر خدا باشد، نداريم. يعني فرزندي از دست داديد، بعد لباس يا گريبان بدريد يا بر سر و صورت خود بزنيد. شرعاً حرام است.

من نمي دانم اين آقايان چه كار دارند مي كنند؟ همان تعبير علامه علامه حلي (ره) كه مي فرمايد:

بعضي واقعاً لباس روحاني پوشيده اند، ولي از روحانيت فقط لباس را دارند.

و از علم و تفقه و مطالعه، خبري نيست.

در آيه ٨٤ سوره يوسف، خداوند درباره حضرت يعقوب (عليه السلام) كه در غم حضرت يوسف (عليه السلام) بود، مي فرمايد:

يا أَسَفي عَلي يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظيمٌ

اي دريغ از يوسف! و ديدگانش از غم سفيد شد، اما او خشم خود را فرو مي برد.

آيا حضرت يعقوب (عليه السلام) به قضا و قدر إلهي اعتراض داشتند؟!

آقاي زمخشري كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، وقتي به اين آيه شريفه مي رسد، نقل مي كند:

أنه ما جفت عيناه من وقت فراق يوسف إلي لقائه ثمانين عاما و ما علي وجه الأرض أكرم علي الله عز وجل من يعقوب عليه السلام.

حضرت يعقوب از زمان فراق حضرت يوسف زمان ديدارش، هشتاد سال اشك ريخت و چشمانش از گريه خشك نشد و در روي زمين، هيچ بنده اي گرامي تر از حضرت يعقوب (عليه السلام) نزد خداوند نبود.

الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل للزمخشري، ج٢، ص٣٣٩ ـ تفسير النسفي، ج٢، ص٢٠١ ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج٥، ص٣٣٤ ـ تفسير أبي السعود، ج٤، ص٣٠١

آيا حضرت يعقوب (عليه السلام) ـ نستجير بالله ـ اعتراض به خدا دارد؟!

هم چنين آقاي سيوطي در الدر المنثور، جلد ٤، صفحه ٣١ همين تعبير را دارد و مي گويد:

و مكث في ذلك الحزن ثمانين عاما.

حضرت يعقوب هشتاد سال در حزن حضرت يوسف بود.

در كتاب تاريخ طبري، جلد ١، صفحه ٢٥١ آمده است:

كان منذ خرج يوسف من عند يعقوب إلي أن رجع ثمانون سنة لم يفارق الحزن قلبه و لم يزل يبكي حتي ذهب بصره.

در مورد خود حضرت يوسف (عليه السلام) هم آمده است:

عند ما دخل السجن ... يبكي حتي تبكي معه جدر البيوت و سقفها و الأبواب و طهر به السجن و استأنس به أهل السجن.

وقتي حضرت يوسف (عليه السلام) وارد زندان شد، از فراق پدرش گريه مي كرد به طوري كه ديوار و سقف و درب هاي زندان هم با او گريه مي كردند.

تفسير القرطبي، ج٩، ص١٨٨

اينها مشخص است بر اين كه اين آقايي كه مي گويد:

نزد أهل سنت، ما چيزي به عنوان اين كه اعتراض بر قضا و قدر خدا باشد، نداريم. يعني فرزندي از دست داديد، بعد لباس يا گريبان بدريد يا بر سر و صورت خود بزنيد. شرعاً حرام است.

معلوم نيست اين مطلب را از كجا درآورده اند؟ اگر اين آقايان بچه شان را از دست بدهند يا عزيزشان را از دست بدهند، گريه نمي كنند؟ آيا با گريه كردن، اعتراض به قضا و قدر إلهي مي كنند؟

اينها مي گويند ما أهل سنت هستيم. خود آقايان أهل سنت نقل كرده اند:

لما رأي النبي (صلي الله عليه و سلم) حمزه قتيلا، بكي، فلما رأي ما مثل به شهق.

وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) ديد كه حمزه را شهيد كردند، گريه كرد و وقتي ديد او را قطعه قطعه كرده اند، ناله و فرياد زد.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج١، ص١٨٤ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج٢، ص٤٨ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج١، ص٣٧٤ ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج٦، ص٨١ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج٤، ص١٦٨ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٦، ص٤١٠ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص٩٧ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص٣٣٣ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٩٩ ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج٤، ص١١٠

حتي نقل كرده اند كه وقتي جنازه حمزه (عليه السلام) را آوردند و در برابر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) قرار دادند:

و انتحب ... حتي بلغ به الغشي.

به قدري گريه و ناله كرد كه افتاد و غش كرد.

السيرة الحلبية للحلبي، ج٢، ص٥٣٤

اينها كه به نوحه سرايي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شيعيان اعتراض مي كنند، ببينند كه اين عبارات را شيعيان نقل نكرده اند، بلكه آقايان أهل سنت نقل كرده اند.

پس حرف اين آقا، هم خلاف قرآن است و هم خلاف سنت است. در روايات متعددي آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در شهادت حمزه سيد الشهداء (عليه السلام) گريه كردند و حتي افتادند و غش كردند. هم چنين در ذخائر العقبي آقاي طبري أهل سنت آمده است كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جنازه حضرت حمزه (عليه السلام) را ديدند، گريه كردند و غش كردند و نوحه سرايي كردند. رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

يا عم رسول الله! و اسد الله و اسد رسول الله! يا فاعل الخيرات! يا حمزه يا كاشف الكربات! يا حمزه يا ذاب عن وجه رسول الله ...

ذخائر العقبي لأحمد بن عبد الله الطبري، ص١٨١ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٢١٥ ـ السيرة الحلبية للحلبي، ج٢، ص٥٣٤ ـ شرح مسند أبو حنيفه ملا علي غاري، ص٥٢٦

اين همان نوحه سرايي است كه ما براي امام حسين (عليه السلام) و حضرت قمر بني هاشم (عليه السلام) انجام مي دهيم. ولي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به عبارتي ديگري، همان نوحه سرايي را در كنار جنازه حمزه سيد الشهداء (عليه السلام) انجام داده است.

وقتي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) ديد براي شهداء أحد گريه مي كنند و كسي نيست براي حمزه (عليه السلام) گريه كند، فرمود:

و لكن حمزة لا بواكي له.

حمزه گريه كن ندارد.

وقتي اين جمله را مردم شنيدند:

فلم تبك امرأة من الأنصار بعد ذلك إلي اليوم علي ميت إلا بدأت بالبكاء علي حمزة ثم بكت علي ميتها.

تمام زنان انصار بعد از آن روز تا به امروز، براي هيچ مرده اي گريه نمي كردند، مگر اين كه اول براي حمزه گريه مي كردند و سپس براي مرده خودشان گريه مي كردند.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٦، ص١٢٠ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٣، ص١١ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج١، ص٣٧٤ ـ ذخائر العقبي لأحمد بن عبد الله الطبري، ص١٨٣ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٢، ص١٨٨ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج٢، ص٤٨ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١١، ص٣١٠ ـ مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج٢، ص٤٠ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٤، ص٥٥

همه اينها نقل كرده اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در عزاي حمزه سيد الشهداء (عليه السلام) گريه و نوحه سرايي مي كرد و اين گونه ديگران را تحريك به عزاداري مي كرد.

در رابطه با حضرت جعفر طيار (ره) هم وقتي خبر شهادتش در جنگ موته رسيد، فرمود:

علي مثل جعفر فلتبكي البواكي.

گريه كنندگان بايد بر مانند جعفر گريه كنند.

الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج١، ص٢٤٣ ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج٣، ص٥٥٠ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦٦٠ ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج٤، ص٤٢٧ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٨، ص٢٨٢ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج١، ص٢٨٩ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٥، ص٦١ ـ انساب الأشراف للبلاذري، ص٤٣ ـ السيرة الحلبية للحلبي، ج٢، ص٧٩٠

جالب تر از همه اينها، وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرزندش ابراهيم از ماريه به دنيا آمد، در ١٨ ماهگي از دنيا رفت و قطرات اشك پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جاري شد. عبد الرحمن بن عوف تعجب مي كند و مي گويد:

و أنت يا رسول الله؟! فقال: يا إبن عوف! إنها رحمة... إن العين تدمع و القلب يحزن و لا نقول إلا ما يرضي ربنا و إنا بفراقك يا إبراهيم لمحزونون.

يا رسول الله! آيا تو هم گريه مي كني؟! حضرت فرمود: اي پسر عوف! فرزند من، رحمت خدا بود، ... ، چشم گريه مي كند و قلب محزون مي شود، ولي چيزي بر خلاف رضاي خدا گفته نمي شود. اي ابراهيم! ما در فراق تو محزون هستيم.

صحيح البخاري، ج٢، ص٨٥، باب في الجنائز، باب قول النبي صلي الله عليه و سلم إنا بك لمحزونون

ببينيد چقدر تعبير زيبايي است!

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نسبت به درگذشت فرزند خودش گريه مي كند و مي گويد ما گريه مي كنيم و اين گريه، اعتراض به قضا و قدر إلهي نيست. آقايان شيعيان هم كه گريه مي كنند براي امام حسين (عليه السلام)، آيا ـ نستجير بالله ـ اعتراض به قضا و قدر إلهي دارند كه چرا اين گونه شده است؟ يا نه، به عنوان اين كه رهبرشان، امام شان، فرزند پيامبرشان و يارانش مظلومانه كشته شده اند، گريه مي كنند؟ مضافاً كه كشته شدن امام حسين (عليه السلام) با آن وضع فجيع، قلب هر انساني را به درد مي آورد.

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه بعد از سال ها، بر سر قبر مادرش آمنه (سلام الله عليها) رفت، به قدري گريه كرد و گريه اش جانسوز بود كه تمام صحابه اي كه همراه آن حضرت بودند گريه كردند.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج١، ص٣٧٥ ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج١، ص١١٨

اينها همه نشان مي دهد كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در عزاي حمزه سيد الشهداء (عليه السلام) و جعفر طيار (عليه السلام) و فرزندش ابراهيم و مادرش آمنه (سلام الله عليها) گريه و عزاداري و نوحه سرايي مي كردند.

* * * * * * *

آقاي محسني

در اين كليپ، ايشان گفتند كه هرگونه بر سر و صورت زدن بدعت است. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

اگر واقعاً اين گونه است، اولين بدعت گزار، أم المؤمنين عايشه است. آيا حاضريد اين را بپذيريد؟

آقاي احمد بن حنبل با سند صحيح نقل مي كند از أبو اسحاق از يحيي بن عباد بن عبد الله بن الزبير از پدرش عباد:

سمعت عائشة تقول: ... إن رسول الله صلي الله عليه و سلم قبض و هو في حجري، ثم وضعت رأسه علي وسادة و قمت التدم مع النساء و اضرب وجهي.

شنيدم كه عايشه مي گفت: ... وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت در حالي كه در حجره من بود، ... ايستادم و به همراه زنان مدينه، سينه زني مي كردم و بر صورتم مي زدم.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج٦، ص٢٧٤ ـ مسند أبو يعلي، ج٨، ص٦٣ ـ تاريخ الطبري، ج٢، ص٤٤١ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٢، ص٣٢٣ ـ السيرة النبوية لإبن هشام الحميري، ج٤، ص١٠٦٩ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٥، ص٢٦١ ـ السيرة النبوية لإبن كثير، ج٤، ص٤٧٧ ـ إرواء الغليل لمحمد ناصر الألباني، ج٧، ص٨٦ ـ النهاية في غريب الحديث لإبن الأثير، ج٤، ص٢٤٥ ـ لسان العرب لإبن منظور، ج١٢، ص٥٤٠

در رابطه با معناي إلتدم، آقاي إبن منظور (متوفاي ٧١١ هجري) در كتاب لسان العرب،جلد ، صفحه مي گويد:

لدم: اللدم: ضرب المرأة صدرها.

و إلتدام النساء: ضربهن صدورهن و وجوههن في النياحة.

يعني زنان در نوحه سرايي، بر سينه و صورت خود مي زنند.

لسان العرب لإبن منظور، ج١٢، ص٥٣٩

پس بنيان گزار سينه زني خود عايشه است، آن هم به همراه زنان صحابه. شما در اين مورد به ما جواب بدهيد. شما مگر نمي گوييد:

أصحابي كالنجوم، بأيهم إقتديتم، إهتديهم.

صحابه من مانند ستارگان هستند، به هر كدام شان إقتداء كنيد، هدايت مي شويد.

مگر شما نمي گوييد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است:

خذوا نصف دينكم من الحميراء.

نصف دين تان را از عايشه بگيريد.

خب، اگر يك شيعه بگويد كه ما سينه زني را از عايشه ياد گرفته ايم، چه جوابي داريد بدهيد؟ چرا اين طور حرف هاي لاطائلات مي زنيد؟! چرا اين چنين ناجوانمردانه به ساحت مقدس امام حسين (عليه السلام) و به اين ابراز عشق و علاقه اي كه به امام حسين (عليه السلام) نشان مي دهند، حمله مي كنيد و مورد هجمه قرار مي دهيد؟! بدانيد كه قيامتي هم هست و حساب و كتابي هم هست و در آنجا بايد شما جواب بدهيد.

يك شعر آذري هست كه من در سال گذشته براي طلبه هاي غير ايراني در همايش غدير مشهد هم خواندم كه حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) به يزيد مي فرمايد:

قورخ اوگونن بيزه جبريل امين ياور اولاگورولا محكمه، الله آرادا داور اولا

بترس از روزي كه جبرئيل امين ياور ما باشد و محكمه عدل إلهي تشكيل شود و قاضي خدا باشد.

سَنينَن حرمله من ننده علي اصغر اولايِرين اوستن، گوئين آلتدان، قاچاجاخسان هايانا

حرمله با تو باشد و علي اصغر با ما باشد و از روي زمين و زير آسمان كجا فرار خواهي كرد.

آقايان عزيز! شما اين طور ناجوانمردانه به ساحت مقدس امام حسين (عليه السلام) و به ابراز محبت شيعيان حمله مي كنيد، در فرداي قيامت، شبكه نور و عربستان سعودي وجود نخواهد داشت كه از شما حمايت كند، در آنجا وهابي ها و طالبان و أمثال آنها نيستند كه از شما حمايت كنند. در آنجا، شاكي شما آقا امام حسين (عليه السلام)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) است و داوري بر عهده خداوند است. در آنجا به كجا مي خواهيد فرار كنيد كه اين طور جسورانه حرف مي زنيد؟ خود عايشه مي گويد:

و قمت التدم مع النساء و اضرب وجهي.

و به همراه زنان مدينه، سينه زني مي كردم و بر صورتم مي زدم.

ولي اين آقا مي گويد كه بر سر و صورت زدن بدعت است.

آقاي صالحي شامي كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، در كتاب سبل الهدي و الرشاد، جلد ١٢، صفحه ٢٦٧ مي گويد اين روايت حسن است.

آقاي إبن تيميه در مورد روايتي كه آقاي إبن اسحاق در مسند احمد نقل مي كند، مي گويد:

فحديثه صحيح عند أهل الحديث.

كتب و رسائل إبن تيميه، ج٣٣، ص٨٦، با تحقيق عبد الرحمن محمد قاسم، چاپ مكتبة إبن تيميه مكه مكرمه

اينها كاملاً مشخص است بر اين كه بر سر و صورت زدن در كتاب هاي خودشان با سندهاي صحيح نقل شده است.

* * * * * * *

آقاي محسني

بخش ديگري از صحبت هاي اين كارشناس اين بود كه گفت:

ولي راه تبعيت و ابراز محبت در اين نيست كه ما سالانه بر سر و صورت خود بزنيم ... بنده عرض مي كنم كسي مخلص اين بزرگوار است كه راه حسين را ادامه بدهد. اين ابراز محبت است.

كما اين كه نزديك به يك ميليارد و نيم سني در دنيا كه هر سال اين كار را نمي كنند، معنايش اين نيست كه بغض امام حسين العياذ بالله در دل شان هست يا امام حسين را دوست ندارند. همه مخلص امام حسين هستند و راه و روش امام حسين را مي پيمايند و امام حسين را روي سر خودشان جا مي دهند. پس بنابراين براي ايشان نه سينه مي زنند و نه هم روضه مي خوانند.

در قضيه غدير، كلمه مولا را به معناي محبت معنا مي كنند و نمي گويند به معناي تبعيت است. ولي در اينجا مي گويند معناي محبت همان تبعيت است و بايد از امام حسين (عليه السلام) تبعيت كرد. امام حسين (عليه السلام) از ظلم و ظالم و أمثال يزيد دوري جست، پس شما هم بايد تبعيت كنيد.

نظر شما در اين مورد چيست؟

استاد حسيني قزويني

أولاً:

اينها دروغ مي گويند، اين گونه نيست. بنده خودم در كردستان بوده ام و سال ها در آنجا بوده ام و عزيزان أهل سنت در عزاداري امام حسين (عليه السلام) رسماً شركت مي كنند. حتي در منطقه خلخال، روستاهايي كه شيعه نشين و سني نشين است، هر سال در عزاداري ها شركت مي كنند. ما چند ماه قبل در استان گلستان بوديم و در آنجا هم مي گفتند أهل سنت در عزاداري هاي ما شركت مي كنند. اما بله، وهابي ها در عزاداري شركت نمي كنند، آن هم به تبع از امام شان إبن تيميه حرّاني.

ثانياً:

اينها مي گويند ما أهل سنت هستيم. خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بنيان گزار عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) بود. إن شاء ا... اين را مفصل عرض خواهيم كرد كه شايد بيش از ٥٠ روايت با سندهاي صحيح در منابع أهل سنت وجود دارد كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بر آقا امام حسين (عليه السلام) گريه كرده است.

آقاي حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين، جلد ٣، صفحه ١٧٦ مي گويد اين روايت صحيح است بنابر شرط صحيح بخاري و صحيح مسلم و در آنجا از ام الفضل بنت حارث نقل مي كند و مي گويد:

ديدم پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به حسين نگاه مي كند و قطرات اشكش جاري است. وقتي علت را پرسيدم، فرمود:

قال أتاني جبريل عليه الصلاة و السلام فأخبرني: أن أمتي ستقتل إبني هذا، فقلت: هذا؟ فقال: نعم و أتاني بتربة من تربته حمراء.

جبرئيل آمد نازل شد و به من فرمود: أمت من، اين فرزندم حسين را به شهادت خواهند رساند. گفتم: اين حسين را؟ فرمود: بله. سپس تربتي از تربت سرخ حسين براي من آورد.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٤، ص١٩٧ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٦، ص٢٥٨

ببينيد! خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اولين كسي است كه بنيان گزار گريه و عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) است! حتي گريه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در يك سالگي امام حسين (عليه السلام) و وقتي كه بزرگ تر شده است را نقل كرده اند. از أم سلمه و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و عايشه روايات متعددي نقل شده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مصائب متعددي بر امام حسين (عليه السلام) گريه كرده است. حتي نقل مي كنند كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در مسافرت بودند كه جبرئيل وحي آورد و دوباره اسمي از شهادت امام حسين (عليه السلام) به ميان آمد. عباس، عموي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي گويد كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) چقدر در مسافرت گريه كرد و بعد از برگشتن به مدينه، آن حضرت بر بالاي منبر رفت و مصيبت امام حسين (عليه السلام) را براي مردم خواند.

و ضج الناس في المسجد بالبكاء.

صداي گريه مردم در مسجد بلند شد.

كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي، ج٤، ص٣٢٥

شما كه مي گوييد أهل سنت هستيد، گرچه وهابي هستيد، بدانيد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بر بالاي منبر روضه خواني مي كند براي امام حسين (عليه السلام):

و قد أخبرني جبريل بأن ولدي هذا مقتول مخذول.

مانند همان روضه اي است كه ما در منابر مي خوانيم. جالب اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در همان جا مي فرمايد:

أتبكون و لا تنصرونه؟!

الآن گريه مي كنيد، ولي در آن روز او را ياري نخواهيد كرد؟!

* * * * * * *

آقاي محسني

امروزه مسئله قمه زني موجب وهن اسلام و شيعه شده است و خيلي از جاها مي بينيم كه به همين دليل، حمله هاي سنگيني عليه شيعه مي كنند. درباره اين مطلب، نظر موافقين و مخالفين از مراجع عظام تقليد را براي بينندگان عزيز بيان بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با قمه زني، در جلسات قبل هم گفتم و در شبكه هايي كه قبلاً برنامه داشتم، صراحتاً گفتم كه من كاري به نظر آقايان مراجع عظام تقليد ندارم؛ چه آن آقاياني كه موافق قمه زني هستند و چه آن آقاياني كه مخالف قمه زني هستند. نظرات آنها را محترم مي شمارم و اين نظرات براي خود اين بزرگواران و هم چنين براي مقلدين شان كاملاً محترم هست. ولي بنده به عنوان كسي كه ٣٠ سال است در اين عرصه هستم و در داخل و خارج و سايت هاي مختلف و در ماهواره ها فعاليت داشته ام، بارها گفته ام كه اگر تمام مراجع عظام تقليد هم فتوا به جواز قمه زني بدهند و استحباب يا وجوب آن را حكم كنند، بنده با توجه به برداشتي كه دارم و نظرم براي خودم محترم هست، من قمه زني را امروز در اين جامعه، كاملاً وهن شيعه مي دانم و براي عزاداري هم نوعي وهن است و به نظر من به هيچ وجه صلاح نيست. الآن هم دشمن از اين كار سوء استفاده مي كند و ما نبايد اين مباحث را در ميان مردم منتشر كنيم و به صلاح ما هم نيست كه اينها را منتشر كنيم. بعضي از شبكه ها هم به اين مسئله دامن مي زنند و شايد نظر خاصي دارند و نظرشان بر اين است كه اين كار درست است.

[نمايش عكس هايي از قمه زني در سايت هاي وهابيت]

اين نمونه هايي از سايت هاي وهابي است كه امروز از قمه زني، عليه شيعه سوء استفاده مي كنند. الآن اين وضعي است كه آقايان وهابي ها در سايت هاي مختلف، تصاويري از اين قمه زني ها گذاشته اند و زير آنها هم نوشته اند:

أيها الشيعي! أين عقلك؟!

اين شيعه! عقلت كجاست؟

شما اگر وارد اين سايت ها شويد، شايد بيش از ٢ هزار سايت وهابي ، اين تصاوير را در سايت شان گذاشته اند و از اين قضيه سوء استفاده مي كنند. حتي خود شبكه BBC اين مراسم قمه زني شيعيان را روي سايت ها گذاشته است. حتي بعضي از كشورهاي منطقه و اسرائيل هم از قمه زني سوء استفاده كرده اند. اينها نمونه هايي عملكرد وهابيت است كه امروز مانند اسرائيل و شبكه BBC از قمه زني هاي ما سوء استفاده وهابي هاست.

در قرآن هم صراحت دارد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَ قُولُوا انْظُرْنَا

اي كساني كه ايمان آورديد (هر گاه خواستيد از پيامبر خواهش كنيد، شمرده تر سخن گوئيد تا بهتر حفظ كنيد) راعنا تعبير نكنيد (چون اين تعبير در اصطلاح يهوديان نوعي ناسزا است و آنان با گفتن آن پيامبر را مسخره مي كنند) بلكه بگوئيد انظرنا ...

سوره بقره/آيه١٠٤

إن شاء ا... اين را توضيح خواهم داد كه كلمه رَاعِنَا كه در قرآن آمده است و مسلمانان به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گفتند كه «اي پيامبر ! حال ما را رعايت كن و حال ما را درياب و تكاليف سختي بر ما قرار مده»، يهودي هاي آن زمان از اين كلمه سوء استفاده مي كردند كه منظورشان اين بود كه «اي پيامبر! ما را احمق كن و ما را بچران». مسلمانان از كلمه رَاعِنَا قصد مقدسي داشتند، ولي خداوند مي فرمايد:

لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَ قُولُوا انْظُرْنَا

بعد از اين ديگر نگوييد حال ما را رعايت كن، بلكه بگوييد كمي ما را مهلت بده.

چون با اين كه نيت مقدسي داريد، يهوديان از اين كلمه سوء استفاده مي كنند.

مشابه اين مورد در قرآن زياد آمده است. مانند قضيه تغيير قبله كه از بيت المقدس به مكه تغيير مي كند. در قرآن و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و روش ائمه (عليهم السلام)، وقتي مي بينند دشمن سوء استفاده مي كند از يك واژه و مفهوم مقدس، بلا فاصله قرآن و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) تغيير موضع مي دهند. بعضي ها مي گويند كه وهابيت يا شبكه BBC سوء استفاده مي كنند يا مثلاً يكي از كارشناسان بعضي از ماهواره ها، از اين كه ما در كنار بيت الله الحرام طواف انجام مي دهيم يا به جمرات سنگ مي زنيم، ما را مسخره مي كنند. بله، اگر ما در مسئله اي دليل شرعي داريم از كتاب و سنت و تمام دنيا هم ما را مسخره كنند، ما به وظيفه خودمان عمل مي كنيم و با آنها كاري نداريم. در جايي كه خود امام (عليه السلام) در آن زمينه نظر بدهند يا ولي فقيه و فقيه جامع الشرايط نظر بدهند، مورد بحث ما نيست و نظر آنها تكليف ماست. ما در رابطه با سنگ جمرات، دليل داريم از كتاب و سنت و اين همه روايات. ولي بحث قمه زني، چيزي است كه خود مراجع عظام تقليد هم مي فرمايند كه ما هيچ دليلي از كتاب و سنت نداريم، مگر اين كه بگوييم إستحسان دارد. ولي وقتي همان إستحسان اين همه مباحث را به دنبال داشته باشد و چهره شيعه را در سطح بين المللي مخدوش كند، بايد آن را كنار بگذاريم. من گمان مي كنم اگر براي اين مراجع بزرگوار، حقايق اين أمر بيان شود و اين مسائل در داخل و خارج بازگو شود، نظر من بر اين است كه اين آقايان قطعاً از نظرشان برمي گردند.

از بعضي از شبكه هاي ماهواره اي هم گلايه دارم كه از اول ماه محرم، مرتباً فتاواي بعضي از مراجع عظام تقليد را به صورت گزينشي پخش مي كردند. اگر شما واقعاً راست مي گوييد و مريض نيستيد، بياييد نظر موافقين و مخالفين قمه زني را پخش كنيد و بعد هم بگوييد كه ما مقلد فلان مرجع تقليد هستيم و بگوييد كساني كه مقلد فلان مرجع تقليد هستند، قمه زني را انجام بدهند و كساني كه مقدل فلان مرجع تقليد هستند، قمه زني را انجام ندهند.

مضافاً كه فتواي مرحوم آقاي نائيني (ره) مربوط به ٨٠ ، ٩٠ سال قبل است و جامعه در آن زمان غير از جامعه كنوني بود و در آن زمان، اين مسائل نبوده است. وقتي من داشتم فتواي مرحوم نائيني (ره) را از اين شبكه گوش مي كردم، ديدم كه باز هم در همان جا تحريف كرده اند و تمام فتواي مرحوم نائيني (ره) را نياورده اند. گمان نمي كنم اين روش درستي باشد و فرداي قيامت، خود مرحوم نائيني (ره) از شما شكايت مي كند. تعبير مرحوم نائيني (ره) اين است:

بيرون آمدن خون از پيشاني، در أثر شمشير و قمه زني زدن در صورتي كه از ضرر آن محفوظ باشد، جائز است ... . لكن أحوط و سزاوار است كساني كه عارف به زدن شمشير و قمه نيستند، خودداري كنند. خصوصاً جوان هايي كه دل هاي شان پر از عشق و محبت امام حسين (عليه السلام) است و از محبت آن حضرت بي اختيار مي گردند در موقع قمه و شمشير زدن توجه ندارند كه ممكن است پس از آن زيان ببينند.

اينها را بيايند نقل كنند. چرا مي آيند تكه هايي از فرمايش مرحوم نائيني (ره) را مي آورند و بعد فتاواي مراجع عظام تقليد را پس از آن مي آورند؟! اگر اين آقايان آمدند فتاواي مثل حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره)، حضرت آيت ا... العظمي شيرازي (ره)، حضرت آيت ا... العظمي ميرزا جواد تبريزي (ره)، حضرت آيت ا... العظمي مرعشي (ره)، حضرت آيت ا... العظمي اراكي (ره)، حضرت آيت ا... العظمي حائري (ره)، حضرت آيت ا... العظمي آملي (ره) و حضرت آيت ا... العظمي صدر (ره) و از مراجع عظام تقليد معاصر هم حضرت آيت ا... العظمي وحيد خراساني، حضرت آيت ا... العظمي شاهرودي، حضرت آيت ا... العظمي روحاني و حضرت آيت ا... العظمي شيرازي را نقل كرده اند، بدانند كه با اين قيدها تائيد كرده اند. مضافاً كه تعدادي از اين آقايان كه نظر مرحوم نائيني (ره) را تائيد كرده اند، از نظرشان برگشته اند و فتاواي شان در سايت هاي مختلف آمده است؛ مانند حضرت آيت ا... العظمي اراكي (ره)، حضرت آيت ا... العظمي ميرزا جواد تبريزي (ره)، حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) و حضرت آيت ا... العظمي سيد محسن حكيم (ره). در كليپي كه پخش شده است و در سايت هاي مختلف آمده است، خود حضرت آيت ا... العظمي بهجت (ره) مي فرمايد:

استاد ما مرحوم سيد أبو الحسن اصفهاني (ره) مخالف قمه زني بود و اجازه نداد تا آخرين لحظه، كسي قمه بزند.

يعني فتوا به جواز نداد. نظر ايشان در سايت هاي مختلف آمده است. خود حضرت آيت ا... العظمي هم مي فرمايد:

در صورتي كه موجب ضرر معتدٌ به يا هتك و توهين به مذهب باشد، جائز نيست.

طريق النجاة، ج٢، ص٤٤٥

آقاي محمد باقر حكيم از پدرش مرحوم حضرت آيت ا... العظمي محسن حكيم (ره) نقل مي كردند كه پدرم هميشه مي فرمود:

إن قضية التتبير هي غصة في حلقومنا.

مسئله قمه زني، غصه اي است در حلقوم ما.

الشعائر الحسينية بين الوحي و الخرافة، ص١٣٧

حضرت آيت ا... العظمي اراكي (ره) هم هم چنين. مرحوم ميرزا جواد آقاي تبريزي (ره) در استفتائاتش، سؤال شماره ٢٠٠٣، ٢٠١٢ و ٢٠١٤ و طريق النجاة،جلد ٢، صفحه ٤٤٥ صراحت دارد:

عزاداري خامس آل عباء، مهم ترين شعائر ديني و رمز بقاء تشيع است. ولي بر عزاداران عزيز لازم است از كارهايي كه موجب وهن مذهب و سوء استفاده دشمنان اسلام و أهل بيت (عليهم السلام) مي شود، اجتناب كنند.

اين روشن و واضح است.

مرحوم حضرت آيت ا... العظمي فاضل لنكراني (ره) هم صراحت دارد:

در اين شرايط امروز، قمه زني نه تنها خدمت نيست، بلكه به علت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچ گونه توجيه قابل فهم، نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد بود.

حضرت آيت ا... العظمي سيستاني هم در كتاب مسائل جديد از ديدگاه علماء، جلد ٢، صفحه ٣٤ مي فرمايد:

از كارهايي كه عزاداري را خدشه دار مي كند، بايد اجتناب كرد.

حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي هم مي فرمايد:

بي شك عزاداري براي خامس آل عباء از أفضل قربات است. ولي نبايد كاري كرد كه موجب وهن مذهب در نظر ديگران باشد.

يعني بهترين چيزي كه انسان را به خدا نزديك مي كند، عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) است.

بعد هم مي فرمايد:

درست است كه جمعي از بزرگان فقهاء پيشين (قدس الله أسرارهم) اجازه بعضي از اين امور را در عصر خود به دلايل خاصي داده اند، ولي آنها اگر در عصر ما و شرايط زمان ما بودند، به يقين، طور ديگري فتوا مي دادند.

ما بايد مقداري دقت كنيم كه اگر واقعاً فتاوايي را نقل مي كنيم، همه آنها را نقل كنيم؛ نه اين كه بياييم فتاوايي كساني را نقل كنيم كه ٧٠، ٨٠ سال قبل مرحوم شده اند و رفته اند پيش خدا و در بهشت إلهي آرميده اند و امروز هم هيچ مقلدي ندارند و فتاواي شان براي كسي حجت نيست. صحيح نيست كه به صورت گزينشي نقل كنيم و فتاواي ديگران را نقل نكنيم. من احساس مي كنم اين كار به دور از انصاف است و من باز هم درخواست مي كنم از برادران عزيز و كساني كه مخالف قمه زني هستند، نسبت به مراجعي كه فتوا به جواز قمه زني داده اند، جسارت نكنند. چون به تعبير امام راحل (ره): «جسارت به مرجعيت، دست انسان را از ولايت قطع مي كند». امام صادق (عليه السلام) هم مي فرمايد:

علي حدّ الشرك بالله العظيم.

اهانت به مراجع، در حدّ شرك به خداوند است.

الكافي للشيخ الكليني، ج١، ص٦٧

هم چنين آن آقاياني كه مثلاً مرجع شان موافق قمه زني است، نسبت به مراجعي كه نظر خلاف داده اند، جسارت نكنند. نظر مراجع، چه موافق و چه مخالف، براي ما محترم هست. بايد أدله موافقين و مخالفين قمه زني از نظر مباني فقهي بررسي شود. اين كه مثلاً استدلال مي كنند به قضيه بر چوبه محمل زدن حضرت زينب كبري (سلام الله عليها)، بايد ببينيم كه آيا اين قضيه درست است يا درست نيست؟ آيا فقهاء ما به اين قضيه استناد كرده اند يا خير؟ آيا اين روايت صحيح است يا صحيح نيست؟ به تعبير مرحوم شيخ عباس قمي (ره): «اين روايت ضعيف است». مضافاً كه اگر واقعاً عمل حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) الگو هست، چرا ايشان سال بعد در ايام عاشوراء اين كار را نكرد؟ چرا ديگر بني هاشم و ائمه (عليهم السلام) به اين كار حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) تأسي نكردند؟ اگر واقعاً بنا است كه الگو باشد، خود بني هاشم أوليٰ از ما هستند كه عمل حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) را الگو قرار بدهند.

برادران عزيز! سروران گرامي! ما دست تك تك شما را از دور مي فشاريم و مي بوسيم. دقت كنيم كه روي احساسات نياييم كارهايي را انجام بدهيم كه چهره مذهب را در سطح بين المللي مخدوش كنيم و كارمان موجب وهن باشد و باعث شود چند بچه شيعه منحرف شوند و به طرف وهابيت بروند و بين آنها و أهل بيت (عليهم السلام) فاصله ايجاد شود.

اگر واقعاً كسي مقلد يك مرجعي است و آن مرجع هم مي گويد قمه زني واجب و لازم و خوب است و برويد در خيابان ها قمه زني كنيد، اگر قمه زديد و حكومت هم با شما برخورد كرد، بايد تاوانش را هم قبول كنيد و نبايد اعتراض نكنيد. هر كشوري براي خودش مقرراتي دارد و وقتي شما عملي بر خلاف مقررات يك كشور انجام مي دهيد، اگر فقيه شما هم به آن عمل فتوا دهد، بايد فتوا هم بدهد كه هر مشكلي كه در انجام آن عمل بود، بايد تحمل كنيد. قانوني كه در مورد قمه زني در ملأ عام وجود دارد، ٣ ماه تا يك سال حبس و ٧٤ ضربه شلاق است. اين قانون است و اگر من آمدم در خيابان قمه زني كردم و حكومت هم مرا گرفت و زنداني كرد، من نبايد اعتراض كنم. چون براي امام حسين (عليه السلام) قمه زني كردم و براي امام حسين (عليه السلام) هم زندان مي روم. اگر واقعاً كار من قربة إلي الله است، بايد شلاق هم بخورم و نبايد اعتراض بكنم. ولي ما به همه عزيزاني كه در سراسر اين كره خاكي هستند و صداي ما را مي شنوند، بايد بگويم در هر كجا كه هستيد، احترام به قوانين آن كشور، لازم و ضروري است و رعايت كنيد تا با عملكرد شما، مذهب مورد سؤال قرار نگيرد.

* * * * * * *

آقاي محسني

اسامي مراجعي كه مخالفت قمه زني هستند را بيان كنيد.

استاد حسيني قزويني

مراجعي كه مخالف قمه زني هستند:

مرحوم حضرت آيت ا... العظمي سيد أبو الحسن اصفهاني (ره)، مرحوم حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره)، مرحوم حضرت آيت ا... العظمي اراكي (ره)، مرحوم حضرت آيت ا... العظمي حكيم (ره)، مرحوم حضرت آيت ا... العظمي ميرزا جواد تبريزي (ره)، مرحوم حضرت آيت ا... العظمي امام خميني (ره)، مرحوم حضرت آيت ا... العظمي فاضل لنكراني (ره)، مرحوم حضرت آيت ا... العظمي سيد محسن امين (ره)، مرحوم حضرت آيت ا... العظمي سيد كاظم حائري (ره)، مرحوم حضرت آيت ا... العظمي بهجت (ره)، حضرت آيت ا... العظمي سيستاني، حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي، حضرت آيت ا... العظمي صافي گلپايگاني و حضرت آيت ا... العظمي نوري همداني.

عده اي از معاصرين هم هستند كه فتوا به جواز و استحباب قمه زني داده اند و اگر واقعاً مقلدين اينها استفتاء كنند و موقعيت فعلي جامعه و قوانين حكومت را توضيح دهند، ببينند كه آنها چه فتوايي مي دهند. ديشب هم در خبرها آمد كه كشور مصر، هرگونه عزاداري را ممنوع كردند. اينها دنبال بهانه مي كردند كه درب حسينيه ها و مساجد شيعه را ببندند. ما نبايد كاري كنيم به خاطر اين كه ابرو را درست كنيم، بزنيم چشم را خراب كنيم.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

در اين ايام عاشوراء و تاسوعا، برادران تسنن روزه مي گيرند. فلسفه اين روزه چيست؟ آيا اين كار درستي است؟ چرا تشيع اين كار را نمي كنند؟

جواب ١ :

[قطعي صدا]

...

در مورد روزه روز عاشوراء هم در روايات أهل سنت آمده است كه آقاي عبد الله بن عمر كه صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود و نزد آقايان أهل سنت هم محترم است، نقل مي كند:

صام النبي صلي الله عليه و سلم عاشوراء و أمر بصيامه، فلما فرض رمضان ترك.

و كان عبد الله لا يصومه.

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) در روز عاشوراء روزه مي گرفت و به روزه گرفتن در اين روز أمر مي كرد. وقتي روزه ماه رمضان واجب شد، روزه روز عاشوراء را ترك كرد.

عبد الله بن عمر هم روزه روز عاشوراء را ترك كرد.

صحيح البخاري، ج٢، ص٢٢٦

در اين زمينه مطلب خيلي زياد است كه اين از مطالب ساختگي است و در زمان بني أميه اين روايات ساخته شده است و خواستند روزه عاشوراء را پيوند بدهند به عمل نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و حال آن كه ما در رواياتي كه از أهل بيت (عليهم السلام) داريم، آمده است كه امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد:

إن آل أمية (عليهم لعنة الله) و من أعانهم علي قتل الحسين (عليه السلام) من أهل الشام، نذروا نذرا إن قتل الحسين (عليه السلام) و سلم من خرج إلي الحسين (عليه السلام) و صارت الخلافة في آل أبي سفيان، أن يتخذوا ذلك اليوم عيدا لهم و أن يصوموا فيه شكرا و يفرحون أولادهم، فصارت في آل أبي سفيان سنة إلي اليوم في الناس و اقتدي بهم الناس جميعا، فلذلك يصومونه و يدخلون علي عيالاتهم و أهاليهم الفرح ذلك اليوم.

بني أميه كه لعنت خداوند بر آنها باد و كساني كه بني أميه را كمك كردند در شهادت امام حسين (عليه السلام) از أهل شام، نذر كردند كه اگر امام حسين (عليه السلام) كشته شود ... آن روز را عيد قرار بدهند و به شكرانه آن روزه بگيرند و براي فرزندان شان جشن بگيرند و اين روزه گرفتن در روز عاشوراء در آل أبو سفيان سنت شد تا الآن و همه مردم هم به آنها إقتداء كردند ... .

الأمالي للشيخ الطوسي، ص٦٦٧ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٩٣، ص٢٦٧ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج٩، ص٤٧٨

سپس امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس روز عاشوراء را روزه بگيرد، پاداشش آتش جهنم در كنار بني مروان و بني مرجانه و بني أميه است.

عزيزان شيعه دقت داشته باشند كه ما در روز عاشوراء از خوردن خوراكي هاي پر حجم و خوردن شيريني جات و غذاهاي آن چناني خودداري مي كنيم. حتي در روايات وارد شده است كه بهتر است به خاطر تشنگي امام حسين (عليه السلام) و يارانش، از خوردن آب خودداري كنيم تا نزديكي هاي غروب. لذا ما در روايات داريم كه اين روز، روز حزن و گريه و عزا است و روز شادي و فرح و روزه داري نيست. ما تمام آنهايي كه براي روزه گرفتن در اين روز ترويج مي كنند، پيروان بني أميه مي دانيم.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

أنبيائي مانند حضرت يعقوب (عليه السلام) و حضرت داود (عليه السلام) و غيره براي ما ملاك نيستند كه اينها گريه مي كردند يا نه. ما از آنها تبعيت نمي كنيم و آنها كارهاي ديگري هم مي كردند. ولي ابهامي كه من دارم اين است:

اگر حضرت رسول بر كساني گريه كردند، مانند عمويش و مادرش و جعفر، اگر واقعاً ما پيرو سنت رسول هستيم، ما چرا براي اينها گريه نمي كنيم؟ چرا براي عمويش كه در آن زمان، سيد الشهداء بودند گريه نمي كنيم؟ چرا براي جعفر گريه نمي كنيم؟ چرا براي آمنه و پسرش ابراهيم گريه نمي كنيم؟ اين واقعاً براي من سؤال است؟ من خودم شيعه هستيم، ولي گاهي اوقات ابهاماتي پيش مي آيد كه دوست دارم جوابش را بدانم.

جواب ٢ :

اين عبارت ها تندتر از عبارات آقايان أهل سنت است و ما كاري نداريم كه خط مشي شما چگونه است و نمي خواهيم بگوييم وهابي هستيد.

ايشان مي گويد چرا براي حمزه و جعفر (عليهما السلام) گريه نمي كنيم؟ در آن زمان، شهيدي كه جلوي چشم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود، حمزه و جعفر (عليهما السلام) بودند و ما هم هر وقت مصائب حمزه (عليه السلام) را مي خوانيم، گريه مي كنيم و مخاطبين هم گريه مي كنند. تمام عزيزاني كه به منطقه أحد مي روند، كنار قبر حمزه سيد الشهداء (عليه السلام) روضه مي خوانند و گريه مي كنند؛ براي جعفر طيار (عليه السلام) هم هم چنين. ولي «لا يوم كيومك يا أبا عبد الله». شهادت حضرت حمزه و جعفر (عليهما السلام) كجا، شهادت امام حسين (عليه السلام) كجا؟! اصلاً قابل مقايسه نيست. خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه براي حمزه و جعفر (عليهما السلام) گريه كرد، براي امام حسين (عليه السلام) هم گريه كرد. مضافاً كه گريه براي امام حسين (عليه السلام)، بيمه كردن دين است؛ اين خيلي براي ما مهم است. اگر ما امروز براي امام حسين (عليه السلام) گريه مي كنيم، به خاطر اين است كه امام حسين (عليه السلام)، دين و اسلام را بيمه كرد و جناياتي كه بني أميه شروع كرده بودند را برملا كرد.

لعبت هاشم بالملك فلاخبر جاء و لا وحي نزل

تاريخ الطبري، ج٨، ص١٨٧ ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص٢٦٣

يا وقتي أبو سفيان مي آيد و محكم مي زند روي قبر حمزه سيد الشهداء (عليه السلام) و مي گويد:

اي حمزه! بلند شو، ديني كه به خاطر آن كشته شده اي، الآن در دست بچه هاي ماست كه مانند توپ، به همديگر پاس مي دهند.

معاويه اي كه وقتي صداي مؤذن را مي شنود كه مي گويد:

أشهد أن محمد رسول الله.

مي گويد:

لقد كنت يابن عبد الله عال الهمة ... .

تو همتت خيلي بالا بود و كمتر از اين كه اسمت كنار اسم خدا باشد، قبول نداشتي.

هم چنين مي گويد:

مادامي كه نام پيامبر را در زير خاك ها دفن نكنم، دست بردار نيستم.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

١. اين عثماني كه در بقيع دفن است، كدام عثمان است؟ آيا همين خليفه چهارم است؟

٢. آيا واقعيت دارد كه أم كلثوم، همسر عمر است؟

جواب ٣ :

١. قبر عثمان در منتهي إليه بقيع هست و حدود ٣٠٠، ٤٠٠ متر از اول بقيع فاصله دارد؛ از قبر ائمه بقيع (عليهم السلام) و زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و غيره فاصله دارد. اين قبرستاني كه عثمان در آن دفن است، قبلاً باغي براي يهوديان بود و مسلمانان مانع شدند از اين كه عثمان در قبرستان مسلمانان دفن شود و بردند در آن باغ يهوديان دفن كردند. وقتي هم معاويه بر سر كار آمد، حائل ميان قبرستان بقيع و آن باغ يهوديان را برداشت و آن دو را با هم يكي كرد.

٢. قبلاً در رابطه با أم كلثوم مفصل بحث كرده ايم و مي توانيد به سايت شبكه جهاني ولايت : www.velayattv.com و سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com مراجعه كنيد.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

بعد از رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، عمر يك سخنراني عجيبي دارد و گفت:

دروغ مي گويند و محمد نمرده است و او مانند موسي به كوه طور رفته است يا مانند عيسي به آسمان چهارم رفته است. هر كس بگويد محمد مرده است، پاي او را خواهم بريد.

تاريخ طبري، ج٤، ص١٨١٥ و ١٨١٦ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٥، ص٣٤٢

آيا عمر واقعاً جاهل و نادان بود كه اين سخن را گفت يا از روي نفاق بود تا خواست براي خودش فرصتي بسازد و كارهايي را انجام بدهد؟ البته دلايل جهالت و ناداني و نفاق او از كتب برادران أهل سنت، فوق تواتر است.

جواب ٤ :

مقداري ادبيات را رعايت كنيد. چون هزاران يا ميليون ها نفر از عزيزان أهل سنت اين شبكه را مي بينند. همان طور كه ما دوست نداريم آنها نسبت به مقدسات ما اهانت و توهين بكنند، ما هم تلاش كنيم به مقدسات آنها توهين نكنيم. شما حرف تان را بزنيد و مطلب تان را از كتاب هاي آنها نقل بكنيد و سؤال تان را طرح بكنيد، ولي تلاش بكنيد در اين سؤالات، آن ادبياتي كه ائمه (عليهم السلام) رعايت مي كردند، رعايت شود. ما از عزيزان تقاضا داريم كه ادبيات ويژه أهل بيت (عليهم السلام) را مراعات كنند. اگر واقعاً بدانيم كه برخي از عزيزان مي خواهند تند صحبت كنند، به اتاق فرمان مي گوييم كه تلفن آنها را به داخل استوديو وصل نكنند. اين خط قرمز ماست: «اهانت به أهل سنت، گناه نابخشودني است». ما حقايق را مي گوييم و آقايان هم مي بينند. من گمان نمي كنم هيچ كس در طول اين ٢ ، ٣ قرن به اين شكلي كه بنده حقايق را بي پرده بيان مي كنم، بيان كرده باشد و اين را هم تكليف مي دانيم و منّتي هم نداريم. توهين و اهانت هم نمي كنيم و حقايق را مي گوييم.

اما اين سخن عمر در كتاب هاي مختلف أهل سنت آمده است و تنها يك مورد يا دو مورد نيست. إن شاء ا... در بحث سقيفه كه بعداً بحث خواهيم كرد، نقل مي كنيم كه خود طبراني با سند صحيح نقل مي كند:

فقبض رسول الله صلي الله عليه و سلم، فقال عمر رضي الله عنه: لا أسمع رجلا يقول مات رسول الله صلي الله عليه و سلم إلا ضربته بالسيف.

وقتي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، عمر گفت: هر كسي بگويد رسول الله (صلي الله عليه و سلم) مرده است، گردنش را با شمشير مي زنم.

المعجم الكبير للطبراني، ج٧، ص٥٧ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٥، ص١٨٢ ـ التمهيد لإبن عبد البر، ج٢٤، ص٣٩٨ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١١، ص٢٥٧ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج٢، ص٢٤٨ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٤، ص٢٦٣ ـ الآحاد و المثاني للضحاك، ج٣، ص١٣ ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج٢، ص٤٠ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج٥، ص٦٣٤

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. اگر فدك براي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بود، چرا در زمان أمير المؤمنين (عليه السلام) برگردانده نشد؟

٢. شبكه ظلمت گفته است:

شيعيان نذر مي كنند و نذرشان شرك است و بايد كفاره بدهند اگر براي كسي غير از خدا نذر مي كنند.

حتي درباره نذري كه به حرمين مي كنند، جسارت كرده اند و گفته اند:

پول به چه درد مرده مي خورد و چرا اينها اين كار را انجام مي دهند.

٣. در اين برنامه اي كه آقاي هاشمي گذاشتند در رابطه با نگاهي نو به كربلاء، مسئله جالبي كه مطرح كردند اين بود كه به خاطر اين كه يزيد را از زير بار آن گناه و لعن خارج كنند، شروع كرد به تنجيز او. گفته است يزيد خيلي آدم خوبي بود و مشكلي هم نداشت و فقط امام حسين (عليه السلام) به ٢ دليل عليه ايشان قيام كرد: يكي اين كه بر خلاف بيعت امام حسن (عليه السلام) با معاويه قيام كرد كه قرار شد كسي را جانشين قرار ندهد و يكي هم اين كه بهتر از يزيد بود. وگرنه يزيد آدم بدي نبود و بايد شورايي مي شد و معاويه فقط همين يك كار را اشتباه انجام داده است. اگر اينها اين قدر به شورا اعتقاد دارند، چرا خليفه دوم و خليفه سوم به وسيله شورا انتخاب نشدند؟

جواب ٥ :

١. در خود صحيح بخاري آمده است كه تمام اموال پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را در زمان عمر، به حضرت علي (عليه السلام) و عباس دادند. در كتاب صحيح مسلم،جلد ٥، صفحه ١٥٢ هم مشخص است كه فدك برگردانده شده است. مضافاً كه خود امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

ظالم و مظلوم و غاصب و مغصوب نزد خدا رفته اند و مظلوم به حقش رسيده است و ظالم هم به كيفرش رسيده است. چرا در مورد كاري كه آنها نتيجه كارشان را ديده اند، قضاوت كنم؟

أمير المؤمنين (عليه السلام) هم در نامه شان به عثمان بن حنيف مي نويسد:

بلي، كانت في أيدينا فدك من كل ما أظلته السماء، فشحت عليها نفوس قوم و سخت عنها نفوس آخرين و نعم الحكم الله.

آري، از آنچه آسمان بر آن سايه افكنده، فدك در دست ما بود كه گروهي بر آن بخل ورزيده و گروهي ديگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشيدند و بهترين داور خداست.

نهج البلاغه، نامه ٤٥

٢. اينها خيلي در اين مورد مانور مي دهند. بينندگان عزيز شيعه بدانند كه اگر كسي نذر كند و صيغه نذر را نخواند، وفاي به نذر واجب نيست و اگر به آن نذر عمل نكند، گناهي نكرده است. صيغه نذر اين است:

لله عَليّ إن يكون كذا، أفعل كذا.

براي خدا نذر مي كنم كه مثلاً اگر بچه ام خوب شود، يك روز روزه بگيرم يا فلان كار را انجام بدهم.

بايد كلمه «براي خدا» يا «لله» گفته شود. اگر كسي اين گونه نذر نكند و كلمه «الله» را نياورد، نذرش صحيح و واجب العمل نيست. تمام فقهاء شيعه از زمان سيد مرتضي (ره) و شيخ مفيد (ره) تا عصر حاضر، همه متفق هستند كه بايد در نذر، كلمه «الله» باشد.

اين آقاياني كه مي گويند «نذر براي غير خدا شرك است»، معناي چيست؟ اگر كسي براي خداوند نذر كند و ببرد ١٠ هزار تومان يا ١٠ ميليون تومان به حرم امام رضا (عليه السلام) بريزد تا خرج كنند براي كارهاي تبليغي، فرهنگي، تعمير حرم، پذيرايي از كساني مسافر هستند و هزينه بيمارستان و غيره، قطعاً پاداش اينها به روح پاك امام رضا (عليه السلام) مي رسد.

٣. ما خدا را قسم مي دهيم به آبروي امام حسين (عليه السلام) كه اين آقاي هاشمي و دوست داران و مدافعين يزيد را با يزيد محشور كند و ما بيشتر از اين نمي گوييم. بايد ببينيم كه اين آقايان از اين خوش شان مي آيد يا نمي آيد؟ إن شاء ا... خداوند ما را هم با امام حسين (عليه السلام) محشور كند و اين آقايان را با يزيد محشور كند. إن شاء ا... همه بينندگان عزيز ما هم آمين مي گويند. ما از بعضي از خطباي نماز جمعه أهل سنت كشور هم گلايه داريم كه در نمازهاي جمعه، مسئله جنايات يزيد را مطرح نمي كنند و مي خواهند تماس تقصيرات را گردن عبيد الله بن زياد بياندازند. حال آن كه إبن جوزي و ذهبي در سير أعلام النبلاء صراحت دارند كه عامل اصلي شهادت امام حسين (عليه السلام)، يزيد لعنة الله عليه بوده است. ما مي گوييم خداوند يزيد را لعنت كند و كساني كه از يزيد دفاع مي كنند، خداوند آنها را هم لعنت كند و با خود يزيد در هر كجا كه هست ـ در بهشت يا در جهنم ـ محشور كند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»