سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٥٢ - مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)

مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)

کد مطلب: ٥٣٨٥ تاریخ انتشار: ٠٧ ارديبهشت ١٣٩١ تعداد بازدید: ٣٢٠٥ سخنراني ها » شبکه ولايت مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
حبل المتين ٩١/٠٢/٠٧

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ٠٧ / ٠٢ / ٩١

مجري :

بعد از مطالبه صريح حضرت زهرا سلام الله عليها برخورد أبوبكر با اين قضيه چگونه بوده است ؟

استاد قزويني :

در رابطه با قضيه فدك همان طور كه عزيزمان اشاره كردند ما هم در حبل المتين گذشته و هم در قضاوت با شما مداركي مستند و صحيح از منابع أهل سنّت نقل كرديم كه فدك ملك شخصي پيغمبر اكرم بود و پيغمبر او را به زهرا سلام الله عليها بخشيدند و زهرا سلام الله عليها هم آن را از خليفه اول مطالبه كرد ولي ايشان گفت :

نحن معاشر الأنبياء لا نورث ما تركناه صدقة

اگر فرصتي شود در رابطه با اين روايت هم صحبت مي كنم ، بعيد مي دانم برسيم كه آيا اصلاً اين روايت مي تواند صحيح باشد يا نه ؟ با روح قرآن هم خواني دارد يا ضديت دارد . اصلاً با يك روايت مي شود قرآن را تخصيص داد يا نه ؟

خود بزرگان أهل سنّت اينجا به چالش افتادند و هر كدام يك سخني گفتند و ديگران او را رد كردند ، اگر دوستان به سايت ولي عصر مراجعه كنند ما در آنجا يك مقاله مفصلي داريم حدود ٥٠ -٦٠ صفحه كه گمان كنم حق مطلب اداء شده است .

واما اينكه بعد از مطالبه فدك جناب خليفه چه گفتند من چند متني را از منابع أهل سنّت خيلي فشرده و خلاصه عرض مي كنم و بعد به سؤالات اساسي كه جناب آقاي محسني مي خواهند بپرسند و بعد هم دوستان عزيز بيننده اگر محور سؤال ها همين قضيه باشد به نظرم خيلي بهتر خواهد بود :

جناب بلاذري ، احمد بن يحيي بن جابر است از اعيان قرن ٣ هجري ، متوفي ٢٧٩ هجري است ؛ يعني در حقيقت معاصر با جناب بخاري و مسلم بود و همچنين معاصر بود با إبن ماجه قزويني و أبي داوود سجستاني ، ايشان در كتاب فتوح البلدان ج ١ ص ٤٤ كه در آنجا دارد كه :

ان فاطمة رضي الله عنها قالت لأبي بكرالصديق رضي الله عنه

أعطني فدك

حضرت زهرا سلام الله عليها به أبوبكر گفت فدك را به من بده

فقد جعلها رسول الله صلي الله عليه وسلم لي

پيغمبر فدك را ملك من قرار داده

فسألها البينة

أبوبكر گفت فاطمه اگر پيغمبر به تو داده ، شاهد هم داري يا نداري ؟

فتوح البلدان - أحمد بن يحيي بن جابر ( البلاذري ) - ج ١- ص ٣٥

جناب ياقوت حموي در معجم البلدان خود در ج ٤ ص ٢٣٨ ايشان هم در آنجا دارد كه :

قالت فاطمة رضي الله عنها : إن رسول الله ، صلي الله عليه وسلم ، نحلنيها

فاطمه به أبوبكر گفت كه پيغمبر اين را به من نحله كرده و بذل كرده

فقال أبو بكر رضي الله عنه : أريد لذلك شهودا

من براي اين شاهد مي خواهم . اگر پيغمبر اين را به تو بذل و نحله كرده شاهد بياور

معجم البلدان- ج ٤- ص ٢٣٨

من به همين مورد با توجه به مطالبي هم كه از صحيح بخاري نقل كرديم در جلسه گذشته كه خود حضرت زهرا سلام الله عليها مي آيد از أبوبكر مطالبه مي كند فدك را كه أبوبكر مي گويد پيامبر صلي الله عليه و آله فرموده :

لا نورث

بسنده مي كنم ، اصلاً بحث فدك و ارث نيست بلكه بحث بذل پيغمبر به زهراي مرضيه است .

مجري :

حاج آقا در لابه لاي صحبت هاي شما يك سؤال ديگر هم به وجود آمدو اون اينكه وقتي حضرت درخواست كردند كه فدك را به من بده و خليفه اول گفتند كه شاهد بياور ، أبوبكر از كسي شاهد مي خواهد كه تنها يادگار پيامبر صلي الله عليه و آله است و بعد اينكه عبارات مختلفي در كتب أهل سنّت است كه :

قال رسول اللَّهِ فَاطِمَةُسَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ

مسند أحمد بن حنبل- ج ٣- ص ١٨٠

خوب آيا اينها با هم مخالفت ندارد كه أبوبكر به كسي كه تا اين حد شناخته شده است بگويد شاهد بياور كه پيغمبر اين را داده است .

استاد قزويني :

بينندگان عزيز من اصلاً به عنوان يك بيننده سني نه به عنوان شيعه مي خواهم مطرح كنم .

ببينيد خود جناب مسلم در صحيحش ج ٧ ص ١٣٠ حديث ٦٤١٤ در رابطه با نزول آيه تطهير و از خود عايشه هم نقل مي كند كه پيغمبر اون عبا را بر روي اميرالمؤمنين عليه السلام و حضرت زهرا سلام الله عليها و امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام كشيد و فرمود :

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

سوره احزاب- آيه ٣٣

از اين آقايان كارشناسان جاهل و بي خبر يا معاند و مخالف كه شعار مي دهند كه چرا شما مي گوييد آيه تطهير و آيات تطهير نمي گوييد ؟ والله من نمي دانم انسان اين درد را به كجا ببرد ؟ باشد بر اين نفاقتان كه انشاالله در محكمه عدل الهي خصيم شما حضرت زهرا سلام الله عليها خواهد بود ، اين صحيح مسلم است و از آيه ٢٨ ، ٢٩ ، ٣٠ ، ٣١ ، ٣٢ فقط اين آيه را آورده . پيغمبر اكرم عبا را كشيد روي آنها و فرمود :

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

نه آيه ٣١ ، ٣٢ را خواند و نه آيه ٣٤ را ، شما اعتراضتان به شخص پيغمبر است و اين نهايت وقاحت و بي حيايي شما را مي رساند و بيش از اين فكر نمي كنم باشد .

اينكه مي گوييد شيعه ها چرا فقط اين آيه را مي خوانند ؟ خوب پيامبر صلي الله عليه و آله هم همين را خوانده . ما نزديك به ٧٠ روايت از منابع أهل سنّت داريم كه اين مطلب در حق آيه ٣٣ فقط است و نه ٣٢ نه ٣١ نه ٣٤ بلكه در حق اين اهل بيت و اين ٤ نفر نازل شده است .

شما يك روايت از عايشه بياوريد ، از حفصه بياوريد كه بگويند كه اين آيه در حق ما هم نازل شده .

ما اين را مطرح مي كنيم كه رسول اعظم در حق حضرت زهرا سلام الله عليها آيه تطهير مي خواند يعني :

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

حالا إذهاب رجس به هر معني كه بگيريد شما ، إراده را به هر معني بگيريد ، تطهير را به هر معني بگيريد ، حداقل صداقت حضرت زهرا سلام الله عليها ثابت است يا نه ؟ وثاقت حضرت زهرا سلام الله عليها ثابت است يا نه ؟ شما اگر همچين عبارتي در رابطه با يك راوي داشته باشيد اون راوي را ثقه مي دانيد يا نه ؟

خود ألباني هم مي آيد مي گويد كه اين روايتي كه اين قضيه در حق اين ٤ نفر نازل شده صحيح است و جالب اين است كه خود جناب ترمذي مي گويد :

وهو أحسن شئ روي في هذا الباب

سنن ترمذي- ج ٥- ص ٣٦١

بهترين چيزي كه در حق اهل بيت نازل شده همين روايتي است كه تخصيص داده آيه تطهير را به اين ٤ نفر و نه به غير اينها . روايت هم از ام سلمه است و نگفته كه اين آيه در حق من هم نازل شده و من هم رفتم زير عباء .

جناب مسلم به صراحت نقل مي كند براينكه اين آيه تطهير شامل ديگر زنان پيغمبر نمي شود . خوب آقايان بگويند كه صحيح مسلم اشتباه كرده است .

زيد بن أرقم كه صحابي است و معصوم نبوده آقا گويا آسمان تركيده و فقط كارشناسان شبكه نفاق به عنوان معصوم از آسمان به زمين آمدند ، مسلم مطلبي را بگويد گير مي كنند مي گويند معصوم نبوده اشتباه كرده ، زيد بن أرقم اشتباه كرده ، علماي شيعه اشتباه كردند و اگر از علماي أهل سنّت هم بياوريم مي گويند كه اشتباه كردند .

مجري :

خود زنان پيغمبر هم ادعا نكردند .

استاد قزويني :

علي ايّ حالٍ اين مشكل اينجاست كه اين آقايان هر كجا كه گير مي كنند يك برچسب مي زنند كه ايشان اشتباه كردند معصوم كه نبوده ، آقا شما معصومي ؟ شما راست مي گويي ؟ از كجا معلوم شما دروغ نمي گويي ؟ حداقل در طول اين ١ سال بيش از ٣٠٠ - ٤٠٠ تا از دروغ هاي شما را ما بر ملاء كرديم ، يعني حداقل اگر در رابطه به يك نفر ٢ مورد دروغ ثابت شود از درجه اعتبار ساقط مي شود و حرف او بي اعتبار است ولي شما ماشاالله سنگ پاي قزوين را هم گفتيد زكّي و از رو هم نمي رويد ، نمي دانم چكار بايد كرد كه انشاالله اون لبه تيز شمشير فرزند اميرالمؤمنين عليه السلام قمر بني هاشم بايد تكليف شما را روشن كند ، و فردا هم انشاالله حضرت ولي عصر(ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) ظهور كند خواهيد ديد كه با شما منافقين ، معاندين ، دشمنان اهل بيت ، نواصب و به تعبير شيخ الأزهر خوارج عصر چه خواهد كرد ، اين يك نكته .

نكته دوم آيه مباهله ، پيغمبر مي خواهد با نصاراي نجران براي اثبات نبوتش و براي حقانيت رسالتش به مباهله برود

قل تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ

سوره آل عمران- آيه ٦١

شما بفرماييد ( و نسائنا و نسائكم) چه كسي را برده ؟ عايشه نبود ، ام سلمه نبود ، حفصه نبود ، همسر عثمان يا ام كلثوم نبود ، چرا فقط حضرت زهرا سلام الله عليها انتخاب شد براي اين كار ؟ اين را خود آقاي مسلم نقل مي كند و جزو كتب درجه ٣ و ٤ هم نيست .

مراجعه بفرماييد و ببينيد آيا اين قضيه درست است يا نه ؟ وقتي آيه :

قل تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ

دَعَا رسول اللَّهِعَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي

صحيح مسلم- ج ٤- ص ١٨٧١

اين ٤ نفر بود . زهراي مرضيه براي اثبات نبوت پيامبر صلي الله عليه و آله رفته ، كار كوچكي نيست ، براي اثبات حقانيت رسالت نبي مكرم رفته ، خود إبن كثير دمشقي هم در تفسيرش ج ١ ص ٣٧٩ مي گويد :

كه مراد از نسائنا فاطمه است

حاكم نيشابوري هم گفته :

صحيح علي شرط مسلم

اين عبارت آقاي إبن كثير است و من اصلاً سراغ حاكم هم نمي روم .

پس اين عمل جناب خليفه مخالف قرآن است مخالف سنت است ، شما ببينيد و مراجعه كنيد كتب روايي را ، اصلاً من مي خواهم به نام سني مطرح كنم . در كتابهاي روايي ما أهل سنّت :

روايت هم از عايشه است كه مي گويد :

ما رايت أفضل من فاطمه غير أبيها

من أفضل از فاطمه غير از پيغمبر در عمرم نديدم

بعد آقاي هيثمي مي گويد :

رواه الطبراني في الأوسط وأبو يعلي إلا أنها قالت ما رأيت أحدا قط أصدق من فاطمةورجالهما رجال الصحيح

من هرگز صادق تر و راستگوتر از فاطمه نديدم

المعجم الأوسط- ج ٣- ص ١٣٧ برمبناي الجامع الكبير

مجمع الزوائد- ج ٩- ص ٢٠١

إبن حجر مي گويد : اين روايت صحيح است

علي شرط الشيخين

شرط صحيح بخاري و مسلم هم هست .

كتاب الإصابة- ج ٨- ص ٢٦٤

روايت هم از عايشه است كه مي گويد :

ما رأيت أحدا قط أصدق من فاطمة

من هرگز فردي راستگو تر از زهرا سلام الله عليها نديدم ، خوب اگر اين طوري لالايي بلديم پس چرا خوابمان نمي برد ؟ آيا با اين عبارتي كه خود عايشه دارد كه صادق تر از زهرا سلام الله عليها نديدم اون وقت از اين فرد بيّنه بخواهد ؟ آيا اين خلاف نيست ؟ يا در جاي ديگر باز عايشه مي گويد :

ما رأيت أحدا من خلق الله أشبه برسول الله صلي الله عليه وآله دينا ولا جلسة ولا مشية من فاطمة

المعجم الأوسط - الطبراني - ج ٤- ص ٢٤٢

از نظر دين و ديانت من شبيه تر از زهرا سلام الله عليها به پيغمبر نديدم

يا در صحيح بخاري كه پيغمبر مي گويد :

أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ قال فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّيفَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي

صحيح بخاري- ج ٣- ص ١٣٦١

فاطمه پاره تن من است

خوب آقا شما بفرماييد در حق رقيّه ، امّ كلثوم ، زن عثمان گفته ؟ يا در حق زينب زن أبي العاص گفته ؟ در حق ابراهيم پسرش گفته ؟ طيّب و طاهر گفته ؟ قاسم گفته ؟ در حق كدام گفته ؟ آيا اين كه پيغمبر مي گويد :

فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي

فاطمه پاره تن من است ، نمي خواهد شعار بدهد بلكه مي خواهد يك حقيقتي را براي مردم اثبات كند .

جالب اين است كه آقاي آلوسي وهّابي متوفي ١٢٧٠ در كتاب روح المعاني يك تعبير زيبايي دارد و مي گويد :

آنچه كه من عقيده دارم اين است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها أفضل زنان گذشته و آينده است .

أن فاطمة البتول أفضل النساء المتقدمات والمتأخرات من حيث إنها بضعة رسول الله صلي الله عليه وسلم

به خاطر اينكه پاره تن پيامبر صلي الله عليه و آله است

بل ومن حيثيات أخر أيضاً

و از حيث هاي ديگر هم .

بعد جالب اين است كه مي گويد :

و هذا سائغ علي القول بنبوة مريم أيضاً

تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج ٣- ص ١٥٥

مي گويد حتي اگر ما معتقد باشيم حضرت مريم پيغمبر بوده اختلاف است ميان أهل سنّت كه مريم پيغمبر بوده يا نه ؟ ما كاري نداريم . مي گويد اگر معتقد باشم كه حضرت مريم پيغمبر هم بوده باز هم پاره تن پيغمبر بودن زهرا سلام الله عليها دليل بر أفضليت زهراي مرضيه بر حضرت مريم است . چرا ؟

عبارت را نگاه كنيد كه يك عبارت حماسي دارد من اين را ٢ - ٣ بار تكرار مي كنم ، متاسفانه فرصت نكردم اينها را پاور پوينت كنم من چون در اين ٢ - ٣ روز سرمان شلوغ بود و جلساتي داشتيم در تهران دانشگاه علوم پزشكي و واقعا اگر ١ روز به مسافرت مي رويم تا ٣ -٤ روز تركش ها و تبعات مسافرت است و به خاطر اين ديسك كمر و ...

جمله زيبايي دارد آلوسي ، من از بينندگان عزيز و حتي برادران أهل سنّت و طلبه ها فضلا اساتيد تقاضا دارم كه اگر قلم دستشان است اين عبارت را بنويسند ، اين عبارت :

يليق ان يكتب بالنور علي خدود الحور

اين بايد با نور بر گونه هاي حوريان بهشتي نوشته شود

با طلا بايد نوشته شود و كلمه حقي است كه اززبان آلوسي در آمده كه مي گويد :

إذ البضعية من روح الوجود وسيد كل موجود لا أراها تقابل بشئ ؟

پاره تن روح هستي و سيد كائنات با هيچ چيز برابري نمي كند

ببينيد چقدر زيباست

وأين الثريا من يد المتناول ؟

كو دستاني كه به ستاره ثريا برسد ؟

زهرا سلام الله عليها همانند ستاره ثريا و دستهاي بشري از رسيدن به آنجا عاجز است

روح المعاني- ج ٣- ص ١٥٥

خوب شما ببينيد أبوبكر از اين بزرگوار كه آلوسي در مورد او اين چنين مي گويد بيّنه مي خواهد ، از او شاهد مي خواهد ، اين نكته سوم .

نكته چهارم :

عمل أبوبكر با عمل سيره پيامبر صلي الله عليه و آله هم مخالف است ، عبدالله عمر مي گويد : اول ماه رمضان بنا بود باشد نمي دانستيم آيا آخر شعبان است يا اول رمضان ، من رفتم پيش پيغمبر شهادت دادم كه يا رسول الله من ماه را ديدم :

فصام و أمر الناس بصيامه

پيغمبر هم خودشان روزه گرفت و هم به مسلمانان دستور داد روزه بگيريد

صحيح إبن حبان- ج ٨- ص ٢٣١

خوب پيغمبر اكرم به گفتار يك نفر به نام عبدالله عمر يك امر عبادي مسلّم مثل روزه را تثبيت كرد . آيا تقاضاي فدك به اندازه يك روزه ماه رمضان نيست كه با گفتن يك نفر مسأله تثبيت شود ؟

وهمين قضيه را جناب نسائي در سنن خود ج ٤ ص ١٣٢ از يك اعرابي قبول مي كند و جالب اينجاست آقاي خزيمة ذو الشهادتين مراجعه كنيد به كتب تاريخي و روايي ، مثل العصابه إبن حجر ، الاستيعاب إبن عبد البر ، اسد الغابه إبن أثير ، ببينند كه قضيه اينكه آقاي خزيمة بن ثابت را ذوالشهادتين خواندند يعني صاحب دو شهادت چيست .

يك فرد يهودي آمد نزد رسول الله كه يا رسول الله شما به من بدهكاري چرا بدهي خود را نمي دهي ؟

پيامبر صلي الله عليه و آله گفت من بدهي را دادم ، مرد گفت شاهد شما كيست ؟ پيغمبر اكرم نگاه كرد به صحابه كه آيا كسي شهادت مي دهد ، آقاي خزيمة بن ثابت برگشت گفت : بله يا رسول الله من شهادت مي دهم كه شما بدهي خود را به اين يهودي پرداخت كرده ايد . گفت :

كيف تشهد بذلك وأنت لم تحضرنا ولم تعلم ذلك

با اينكه نمي داني و در پرداخت بدهيحاضر نبودي چطور داري شهادت مي دهي ؟

ببيننيد عبارت اين آقا به پيامبر صلي الله عليه و آله چه است : گفت :

فقال يا رسول الله نحن نصدقك في الوحي من السماء

ما تو را بر وحي آسماني تصديق مي كنيم ، شما وقتي مي گوييد خداوند اين چنين گفته مي گوييم درست است ،

فلا نصدقك في قضاء دين يهودي

چگونه براي پرداخت يك وام تو را تصديق نكنيم و شهادت به صداقت شما ندهيم ؟ ما بر امر وحي تو را صادق مي دانيم و هر چه مي گويي مي گوييم سمعاً و طاعتاً ، ولي براي پرداخت يك مقدار پول به يك يهودي تو را تصديق نكنيم ؟

فأنفذ شهادته وسماه ذا الشهادتين

پيغمبر اكرم شهادتش را پذيرفت و او را به عنوان ذو الشهادتين قبول كرد

آقايان مراجعه كنند كتب متعدد اين قضيه را نقل كرده است :

الوافي بالوفيات- ج ١٣- ص ١٩٢

الإصابه ترجمه آقاي خزيمة بن ثابت

إبن عبدالبر در الاستيعاب

همه آقايان نقل كردند ، من گمانم اين قضيه به قدري قطعي است در كتب فقهي و اصولي به عنوان يك برنامه آمده ، من يك سؤالي دارم و اميدوارم عزيزان أهل سنّت كه مي خواهند امشب تماس بگيرند يك جوابي به اين سؤال هم بدهند ، ما از اين آقايان و كارشناسان منافق انتظار جواب دادن نداريم و جوابشان هم ارزش ندارد چون به قدري دروغ گفتند كه از اعتبار خارج شدند .

آقاي بخاري در صحيح خود روايتي آورده است و اين روايت هم قابل انكار نيست چرا كه أصح الكتب بعد القرآن است ، مي گويد وقتي كه اموال بيت المال از بحرين آمد أبوبكر دستور داد جار بكشند و فرياد كنند كه هركس از پيغمبر طلب دارد يا پيامبر صلي الله عليه و آله به او وعده دارد بيايد وعده اش را من بپردازم .

من كان له عند النبي صلي الله عليه وسلم عدة أو دين فليأتنا

جابر بن عبدالله انصاري مي گويد من رفتم و گفتم كه پيامبر صلي الله عليه و آله به من قول داده بود اگر اموالي از بحرين بيايد به تو پرداخت مي كنم

فحثا لي حثية

آقاي أبوبكر يك بخشي از اين بيت المال را به من داد ، ظاهر قضيه اين است كه طلا يا نقره اي آمده بود از اموال نقدي

فعددتها فإذا هي خمسمائة

آن را شمردم ٥٠٠ دينار شد

وقال خذ مثليها

نه تنها اين ٥٠٠ دينار بلكه دو برابرش را هم بگير شما ، يعني اگر پيغمبر به تو ٥٠٠ دينار قول داده بود من به تو ١٠٠٠ دينار مي دهم

صحيح بخاري- ج ٣- ص ٥٨- حديث ٤٣٨٣

ما سؤال مي كنيم : جابر مي آيد و مي گويد پيامبر صلي الله عليه و آله به من همچين وعده اي داده پس چرا أبوبكر نگفته است كه شاهد و بيّنه بياور، نه تنها ٥٠٠ دينار ٢ برابر هم داد مگر بيت المال نيست ؟

آيا زهراي مرضيه پاره تن رسول الله ارزشش از جابر كمتر است ؟ من تقاضا دارم از دوستان كه شروح بخاري را بروند و ببينند ، غوغاست در آنجا غوغا ، يعني اوج مظلوميت زهرا سلام الله عليها همين جا مشخص است .

جناب إبن حجر عسقلاني در شرح صحيح بخاري مي گويد :

وفيه قبول خبر الواحد العدل من الصحابة ولو جر ذلك نفعا لنفسه

اين روايت دلالت مي كند كه خبر واحد عادل سخنش قبول است ، يعني اگر يك صحابه بيايد ادعا بكند ادعايش قبول است

ولو جر ذلك نفعا لنفسه

و لو اينكه اين ادعا يك منفعتي هم به طرف خود بكشاند ، مي گويد اگر صحابه يك ادعايي كرد و ادعاي مالي هم بود و به نفع خودش هم بود اين ادعا قبول است چرا ؟

لان أبا بكر لم يلتمس من جابر شاهدا علي صحة دعواه

فتح الباري - إبن حجر - ج ٤- ص ٣٨٩

به اين خاطر كه آقاي أبوبكر از جابر شاهدي براي ادعاي خود نخواسته است .

يك بام و دو هوا يعني چه ؟

آقاي كرماني شرحي دارد بر بخاري آقايان خوب دقت كنند ، از امام طحاوي نقل مي كند ، امام طحاوي هم مورد قبول تمام مذاهب أهل سنّت حتي وهّابي ها است :

و اما تصديق أبي بكر جابرا في دعوي

اينكه أبوبكر ادعاي جابر را پذيرفت در اينجا و پول به جابر داد

فلقوله صلي الله عليه و آله و سلم من كذب علي متعمدا فليتبوأ مقعده من النار

براي اينكه پيامبراكرم فرموده بود هركسي به من دروغ بگويد جايگاهش در جهنم آماده است

مسند أحمد - الإمام أحمد بن حنبل - ج ٢- ص ٤١٣

فهو وعيد

و اين وعده آتش جهنم است و هركس دروغ به پيغمبر ببندد يعني اگر پيامبر صلي الله عليه و آله وعده نداده است و بگويد وعده داده است

ولا يظنّ بأن مثله يقدم عليه

گمان نمي رود هرگز كه جابر به پيامبر صلي الله عليه و آله دروغ بگويد

شرح الكرماني علي البخاري - ج١٠ - ص ١٢٥

يعني جابر

ولا يظن ان يقدم عليه

ولي فاطمه

يظن ؟

آيا اين درد نيست ؟ اين مصيبت نيست ؟ جناب آقاي كرماني تو كه اين طور لالايي بلدي چرا خوابت نمي آيد ؟ در رابطه با قضيه حضرت زهرا سلام الله عليها كه مي آيد و مي گويد پيامبر صلي الله عليه و آله به من بخشيده يعني :

يظن بانّ فاطمة تكذب علي رسول الله

دروغ مي گويد حضرت زهرا سلام الله عليها ؟ ولي جابر دروغ نمي گويد ؟

آقاي عيني مي گويد : اينكه أبوبكر از جابر شاهد نخواست اين به خاطر اين است كه خداي عالم در حق صحابه گفته است :

كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ

شما بهترين امّت هستيد

سوره آل عمران - آيه ١١٠

بعد مي گويد :

فمثل جابر إن لم يكن من خير أمّة فمن يكون؟

عمدة القاري - ج ١٢ - ص ١٢١

اگر جابر صحابي از خير امّت نباشد چه كسي مي خواهد خير امّت باشد ؟ آقاي عيني فرداي قيامت در محكمه عدل الهي چه جوابي داري ؟ اگر از تو سؤال كنند كه گفتيد جابر اگر خير امّت نباشد كه مي تواند باشد ولي نسبت به حضرت زهرا سلام الله عليها ، نه لازم نيست ، اگر كسي نسبت به حضرت زهرا سلام الله عليها بگويد خير امّت نيست اشكالي ندارد . خيلي عجيب است ، من اينها را مي گويم و مي سوزم و قلبم آتش مي گيرد ، مي گويد اگر جابر خير امّت نباشد مصداق آيه ١١٠ آل عمران نباشد چه كسي مي تواند باشد ؟ ولي حضرت زهرا سلام الله عليها آمد گفت :

أعطني فدك ، فقد جعلها رسول الله صلي الله عليه وسلم لي . فسألها البينة

فتوح البلدان- ج ١- ص ٣٥

و بعد أبوبكر از حضرت زهرا سلام الله عليها شاهد مي خواهد آيا حضرت زهرا سلام الله عليها خير امّت نبود ؟ بعد مي گويد پيغمبر فرمود :

فلقوله صلي الله عليه و آله و سلم من كذب علي متعمدا فليتبوأ مقعده من النار

فلا يظن ذلك لمسلم

يك مسلمان گمان نمي رود كه ادعاي دروغ به پيغمبر ببنندد و قول دروغ از او نقل كند

فضلا عن صحابي

تا چه رسد يك صحابي مثل جابر ، خوب پس حضرت زهرا سلام الله عليها يك مسلمان هم نبود كه أبوبكر از او بيّنه خواسته است آقاي عيني ؟

فلا يظن ذلك لمسلم

به مسلماني انسان گمان نمي برد كه بيايد و به پيغمبر دروغ ببندد مثلا پيغمبر فدك را داده است و أبوبكر غصب كرده بعد زهراي مرضيه آمده گفته پيامبر صلي الله عليه و آله به من فدك را داده است

فضلا عن صحابي

عمدة القاري - ج ٦ - ص ١٢ و ١٢٠

اينها درد هايي بود كه ما مطرح كرديم و اميدواريم عزيزان أهل سنّت يك تلنگري به ذهنشان بخورد و از خواب بيدار شوند اين حضراتي كه برنامه خيانت در گزارش هاي تاريخ را پخش مي كنند اي كاش اين مطالب را هم مطرح كنند ، يا رويشان نمي شود مطرح كنند ، ببيند چه طوري ماست مالي مي كنند . حداقل اين را مطرح كنند و جواب بدهند ، از دوستان عزيز كه زنگ مي زنند به جاي فحاشي و حرف هاي نادرست گفتن و خودشان را بي آبرو كردن اينها را سؤال كنند كه يك همچين قضيه اي در كتب ما هست جواب شما چيست ؟ فلاني اين را سؤال كرده .

يا از قول من هم سؤال نكنيد چون كه از عكس من هم مي ترسند و حتي از اسم ما هم فردا بترسند ، حداقل بگويند يك انساني سؤال كرده كه اين قضايا هست و طبق اين روايات أبوبكر از حضرت زهرا سلام الله عليها شاهد خواسته است و از طرف ديگر أبوبكر از آقاي جابر شاهد نخواسته است . شارحين صحيح بخاري هم اين چنين گفتند .

مجري :

خيلي ممنون حاج آقا دردي به درد هاي ما اضافه كرديد و اين چنين كه شما فرموديد بايد مصيبت حضرت علي را كه در اين شب ها بيشتر هم مي شود ببينيم كه چگونه است و فقط بايد در وصف اين بزرگوار گفت :

صبر در مقابل تو زانو زده گفت : يا رب اين چه كوهي است

حالا ما هم بايد بگوييم يا اميرالمؤمنين عليه السلام چقدر طاقت ؟ چقدر غم ؟

سؤال بعد اين است كه چه كساني آمدند و شهادت دادند كه فدك براي حضرت زهرا سلام الله عليها است؟

استاد قزويني :

باز هم اينجا دردي بر دردها افزوده مي شود و يك سوز ديگري بر دل هاي شيعه و حتي من معتقدم أهل سنّتي كه نسبت به اهل بيت و مخصوصا نسبت به حضرت زهرا سلام الله عليها ارادت دارند گمان نمي كنم در آنها هم تحمل باشد ، اين را يكي از بزرگان أهل سنّت به نام بلاذري و ديگران آوردند :

قالت فاطمه لأبي بكر ان رسول الله جعل لي فدك

زهراي مرضيه به أبوبكر گفت پيغمبر فدك را ملك من كرده است

فاعطني اياه

به من بده فدك را

فشهد لها علي بن أبيطالب

علي آمد شهادت داد

فسألها شاهداً آخر

گفت : علي يك نفر است يك شاهد ديگر هم بياور

واقعا بايد گفت مظلوميت اهل بيت از در و ديوار اين جان هستي مي بارد

فتوح البلدان بلاذري - ج ١ - ص ٤٤

الخراج و صنايع الكتابي قدامة بن جعفر از اعيان قرن ٤ هجري متوفي ٣٣٧ هجري مراجه بفرماييد - ج ١ - ص ٢٥٩

جناب حموي در معجم البلدان - ج ٤ - ص ٢٣٩

از طرف ديگر ام ايمن و رباح صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله آمدند و شهادت دادند ، فاطمه آمد

ان فاطمه قالت لأبي بكر اعطني فدك فقد جعلها رسول الله لي فسالها البيّنه

از زهرا سلام الله عليها شاهد خواست

فجائت بأم أيمن و رباح مولي النبي

ام ايمن آمد و رباح غلام پيامبر صلي الله عليه و آله كه بعداً عرض خواهيم كرد كه ام ايمن خيلي جايگاه ويژه اي دارد و جزو كساني است كه در خانه پيامبر صلي الله عليه و آله بوده و دايه فرزندان پيامبر صلي الله عليه و آله بوده

فشهدا لها بذلك

آمدند شهادت دادند ، علي كه قبلا شهادت داد بعد آمد رباح كه صحابي پيامبر صلي الله عليه و آله است شهادت داد ، ام ايمن شهادت داد ، أبوبكر گفت كه :

قد علمت يا بنت رسول الله إن هذا الأمر لا تجوز فيه إلا شهادة رجل وامرأتين

خودت مي داني كه يا بايد ٢ تا مرد بيايد شهادت بدهد يا يك مرد و ٢ زن

فتوح البلدان - ج ١ - ص ٤٤

معجم البلدان - ج ٤ - ص ٢٧٠

وفاء الوفاء باخبار المصطفي - ج ٣ - ص ٩٩٥

فخر رازي در تفسير كبيرش - ج ٢٩ - ص ٢٨٤

تاريخ المدينه المنوره - ج ١ - ص ١٩٩

إبن حجر هيثمي در الصواعق المحرقه چاپ جديد بيروت - ج ١ - ص ١٥٧

سرخسي از علما و فقهاي بزرگ احناف در ميبسوطش - ج ١٢ - ص ٣٠

علي شهادت داد ، ام ايمن شهادت داد ، رباح شهادت داد

عضدالدين إيجي در المواقف - ج ٣ - ص ٦٠٨

سيد جرجاني در شرح مواقف - ج ٨ - ص ٣٥٦

إبن حجر هيثمي در الصواعق المحرقة - ج ١ - ص ٩٣

آقاي حلبي در سيره حلبيه اش - ج ٣ - ص ٤٨٨

اين قضيه را آورده اند كه حضرت علي بن أبي طالب شهادت داد ، حضرت حسن عليه السلام شهادت داد و حضرت حسين عليه السلام هم شهادت داد ، علي به اين خاطر كه شوهر توست قبول نمي كنيم ، حسن و حسين عليهم السلام هم فرزندان تو هستند قبول نمي كنيم

خدايا آدم چكار كند ؟ شهادت علي بايد رد شود ؟ شهادت حسنين عليهم السلام كه خود شما آورديد كه :

الحسن والحسين سيدا شباب أهل الجنةوأبوهما خير منهما

المستدرك علي الصحيحين - ج ٣ - ص ١٨٢

است بايد رد شود ؟ حسن و حسين عليهم السلام در آيه تطهير و مباهله هستند ، آيا اينها بايد رد شوند ؟ مگر درباره علي بن أبيطالب پيغمبر نفرمود :

علي مع الحق و الحق مع علي و لن يفترقا حتي يرد علي الحوض

علي با حق است و حق با علي

تاريخ بغداد - ج ١٤ - ص ٣٢٢

آقاي هيثمي هم مي گويد اين روايت صحيح است

مجمع الزوائد - ج ٧ - ص ٢٣٥

يا به قول شما :

علي مع القرآن و القرآن مع علي

خوب اين را هم كه آقاي حاكم نيشابوري به صراحت مي گويد :

هذا حديث صحيح

مستدرك حاكم نيشابوري - ج ٣ - ص ١٢٤

آيا رد شهادت علي ، رد شهادت حسن و حسين عليهم السلام ، رد شهادت رباح صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله ، رد شهادت ام ايمن كه پيغمبر اكرم شهادت داد كه ام ايمن اهل بهشت است .

من فقط يك جمله اي از فاطمه زهرا سلام الله عليها در خطبه فدكيه را بگويم و بعد در خدمت بينندگان عزيز باشم .

بيش از اين چيزي بلد نيستيم بگوييم :

حضرت زهرا سلام الله عليها در پايان خطبه اش در مسجد خطاب به أبوبكر و مهاجرين و انصار گفت : باشد در جلوي چشم شما مهاجرين و انصار حق من زهرا سلام الله عليها را نابود كردند و يك نفر از شما از من حمايت نكرد ، أبوبكر فرزندان تو اگر بميرند از تو ارث مي برند ولي فرزندان پيامبر صلي الله عليه و آله نبايد ارث ببرند ؟ آيا من و پيامبر صلي الله عليه و آله از ٢ ملت هستيم ؟ پيامبر صلي الله عليه و آله مسلمان است و من يهودي هستم ؟ مرتد شدم كه نمي توانم ارث ببرم ؟ بعد فرمود :

فنعم الحكم الله ، والزعيم محمد ، والموعد القيامة ، وعند الساعة يخسر المبطلون

شرح نهج البلاغة - ج ١٦ - ص ١٢٤

جناب أبوبكر وعده گاه ما قيامت ، داور خداوند ، رهبري محكمه هم به عهده پيامبر صلي الله عليه و آله است ، بهترين داور در اين قضيه خداست ، قاضي هم پيامبر اكرم و وعده ما قيامت ، اونجاست كه باطل سرايان خسارت خواهند ديد .

در خدمت بينندگان عزيز هستيم .

بيننده : دهقان از يزد

حاج آقاي قزويني من يه مطلبي را دارم ، من هم يك بار زنگ زدم به شبكه كلمه ولي جواب ندادند ، يك سؤال از آقاي سجودي كردم در مورد ماجراي سقيفه و اون شورايي كه اتفاق افتاد چه كساني بودند و چه كساني راي دادند به خلافت أبوبكر.

آقاي سجودي گفت كه يك انقلابي كردند و تا آخرش هم رفتند ، باز دوباره زنگ زدم كه جواب بدهم؛ ولي وصل نكردند انقلاب زماني است كه مردم در يك شرايط بدي بوده باشند و از آن سير شده باشند آيا زمان پيامبر صلي الله عليه و آله شرايط بد بوده است ؟ كه خلفا بيايند و انقلاب كنند .

حالا من مي خواهم در رابطه با فدك بپرسم اونها كه وصل نمي كنند حداقل از شبكه شما صداي ما را بشنوند ، اگر فدك حق فاطمه زهرا سلام الله عليها نبود؛ پس چرا خليفه اول اون را به فاطمه پس داد و عمر بن خطاب نامه را پاره كرد ؟ اگر واقعا حق فاطمه نبود، چرا هي مي دادند و پس مي گرفتند ؟ اين سؤال من است . زنده باشيد .

بيننده : ميري از چابهار (أهل سنّت)

سه تا سؤال داشتم مي خواستم كه جوابش را بدهيد من از زبان خود آيت الله قزويني شنيدم كه مي گفتند كه حضرت عمر حضرت علي را تهديد كرده است كه اگر دخترت را به من ندهي مي روم ٢ تا شاهد دروغين مي آورم و دستور مي دهم كه دستت را قطع كنند بعد به حضرت عباس واگذار مي كند . سؤال من اين است كه چطور شده است كه حضرت عمر قاتل باشد اين همه درگيري و نزاع با خاندان حضرت علي داشته است چطور رويش شده كه اين درخواست را بكند ؟ و اينكه حضرت علي چطور دخترش را به همچين شخصي مي دهد ؟ اين براي من سؤال است .

مسأله دوم اينكه : اين شبكه شما شبكه اي است كه صاحب او يك آيت الله است و مجري او هم حجة الاسلام است من اين انتظار را دارم كه كساني كه به اين شبكه مي آيند ما بدانيم كه اين آقا كيست و كارش چه است من خوب نيست كه اسمش را بگويم ولي فقط اين را مي گويم كه اين آقاي لاشاري در شأن اين شبكه كه نيست هيچ در شان خود من هم نيست ، فقط از او اين سؤال را كنيد كه اين ماشين پرايد را از كجا آورده و چه كسي به او داده ؟

استاد قزويني :

ايشان آمد خودش را معرفي كرد كه من فلان منطقه هستم ، استاد مدرسه هستم ، چند تا كتاب تاليف كردم

بيننده :

به پاس احترام به اين شبكه و مسلمانان چه تشيع و چه اهل تسنن خدا شاهده من هيچ گونه حساسيتي ندارم به هيچ عنوان كاري هم ندارم چرا كه در عقل من نمي گنجد و اطلاعات و سوادش را ندارم .

استاد قزويني :

شما قطعاً كه قرآن مي خوانيد ؟

بيننده :

قرآن را زمان نوجواني ٢-٣ جزء را خواندم چرا دروغ بگم .

استاد قزويني:

يعني ترجمه قرآن را كه مي توانيد بخوانيد ؟

بيننده :

بله ترجمه اش را مي توانم و سواد دارم

استاد قزويني:

سوره هود آيه ٧٨ برداريد ببينيد كه حضرت لوط پيامبر است و به كفار كه رذل ترين اخلاق بشريت را داشتند يعني ببخشيد همجنس باز بودند مي گويد :

يَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ

به جاي اينكه برويد دنبال همجنس بازي من حاضرم دخترانم را به عقد شما در بياورم

نمي دانم پيام من را گرفتيد يا نه ؟

شما مي آييد و قداست و عصمت حضرت علي و همه چيز را زير سؤال مي برد

بيننده :

حاج آقا در جامعه اي كه الان من و شما داريم زندگي مي كنيم حالا چه تشيع و چه تسنن اگر همچين مسائلي پيش بيايد چه جوابي مي دهيم ؟

استاد قزويني:

پيغمبر اكرم دخترش زينب را به ازدواج إبن ابي العاص كافر در آورد و اين آقا در جنگ بدر جزء اسراي بدر هم بوده ، آيا اشكال بر پيامبر صلي الله عليه و آله است ؟ دختر ديگرش رقيه را عروس أبولهب كرد يعني به عتبة بن أبولهب تزويج كرد ، ام كلثوم را به عتيبة بن أبولهب تزويج كرد و هر ٢ كافر بودند كه البته بعد از اينكه طلاق دادند به عقد عثمان در آورد . ببينيد اين قضايا واضح است . بنده خودم در يكي از شهرهايي كه بودم نقل مي كردند حتي به قطع كه يك نفر آدم شروري بود در منطقه و سنش هم حدود ٤٠ -٤٥ بود و من حتي به منزلش هم رفتم ، ايشان مي آيد به يك بنده خدايي كه دختر ١٤ ساله داشته مي گويد كه بايد دخترت را به من بدهي و اگر به من دختر ندهي شب مي آيم و گردنت را مي زنم و سرت را مي برم ، اين بنده خدا هم از ترس دختر داد و الان هم ٤-٥ تا بچه دارد ، اين چيزي است كه من به چشم خودم ديدم در منطقه قزوين .

بيننده :

سؤال من همين بود دست شما درد نكند حاج آقا

بيننده : صحرايي از اسلامشهر

حاج آقاي قزويني به شما ٢ تا مثال مي توان زد يكي مالك أشتر زمان و يكي هم أبوذر زمان

استاد قزويني:

خيلي ممنون ما اگر بنا باشد يك سرباز دست و پا چلفتي امام زمان باشيم و به گفته اميرالمؤمنين عليه السلام اگر قبولمان بكنند كلاه خود را به عرش مي اندازيم

بيننده :

ما كه چهره شما را مي بينيم روحيه مان زنده مي شود

استاد قزويني:

خيلي ممنون

بيننده :

عرضي داشتم خدمت شما كه جدا اين شبكه هاي وهّابيت را من پيگيري مي كنم حقيقتي كه امروز دارد اتفاق مي افتد اينها كتمان مي كنند يعني دروغگويي اينها در اين زمان رسانه و اينكه حقيقت را كتمان مي كنند .

سؤال بعد هم اينكه چند روز قبل يه بحثي شنيدم كه گفتند پرونده كربلا را به ١٢٤ هزار پيامبر و حتي به خود پيامبر صلي الله عليه و آله ما ، به حضرت علي پيشنهاد دادند و هيچ كس قبول نكرد ولي به امام حسين پيشنهاد دادند و ايشان قبول كردند با شرايطي كه در اين ماجرا شراكت داشته باشد ، با توجه به اينكه من رد كردم كه شايد اين روايت كاذبي باشد .

استاد قزويني :

در كتاب جناب آقاي شيخ جعفرشوشتري اين مطالب را آورده و بنده هم در پاورقي در اين تحقيق جديدش يك اشاره اي داشتم و اينها مادامي كه يك سند صحيح نداشته باشد ما نمي توانيم مطرح كنيم ، اينها به صورت حماسي و روضه خواني شايد بخورد ولي در يك شبكه اي كه ما مدعي هستيم و شعار مي دهيم كه حرفمان منطقي و مستدل و مستند است و هر روايتي را كه از كتب شيعه و سني مي آوريم تلاش مي كنيم كه روايت هاي صحيح بياوريم يا مستفيض حداقل ، ولذا بيان كردن اين مطالب را در رسانه هاي جهاني بنده صلاح نمي دانم .

بيننده :

اتفاقا من با توجه به اينكه داشتيم بحث مي كرديم من گفتم شايد نويسنده خطايي كرده باشد

استاد قزويني :

احسنت . بايد قداست انبيا و پيامبر بايد حفظ شود چرا كه امام حسين عليه السلام هر چه كه دارد از پيامبر صلي الله عليه و آله دارد ، امام حسين عليه السلام منهاي پيامبر صلي الله عليه و آله هيچي نيست ، علي منهاي پيامبر صلي الله عليه و آله هيچي نيست ، زهراي منهاي پيامبر صلي الله عليه و آله هيچي نيست ، يعني تمامي اينها هرچه دارند از وجود مقدس نبي مكرم دارند ، اميرالمؤمنيني كه أفضل از امام حسين است مي گويد :

انا عبد من عبيد محمد

من يك بنده اي از بندگان رسول اكرم هستم

الكافي - الشيخ الكليني - ج ١ - ص ٩٠

ولذا فرض بگيريم ما بخواهيم امام حسن و امام حسين عليهم السلام را بالا ببريم ، زهراي مرضيه را بالا ببريم ، اميرالمؤمنين عليه السلام را بايد لحاظ كنيم اون طبقه بندي ها و اون مراحل كمالاتي كه است اينها را ما لحاظ بكنيم و بعد بياييم در رابطه با فضائل بزرگان سخن بگوييم . متشكرم از آقاي صحرايي كه باعث شد من يك نكته مهم و ظريف را بيان كردم .

مجري :

دوستاني كه از خارج از كشور مي خواهند تماس بگيرند شماره مخصوص كه براي آنان هست را تماس بگيرند و همچنين كساني كه مي خواهند از زبان انگليسي استفاده كنند هم مي توانند از قسمت تنظيمات زبان دستگاه ، زبان را انگليسي كنند .

استاد قزويني :

واقعا دوستان از خارج از كشور خيلي گلايه مي كنند كه مي گويند ما هر وقت مي خواهيم تماس بگيريم تا بياييم اين كدها را بگيريم بينندگان ايراني كليه خط ها را اشغال كردند و لذا ما با اينكه خيلي زحمت هم بود و به اين خاطر كه در اين منطقه ما كافه هاي مخابرات اصلاً جا ندارد و ما به صورت راديويي از منطقه ديگر خطي را انتقال داديم به اين طرف مخصوص برادران عزيز و بزرگوار و خواهران گرامي خارج از كشور كه شماره اش ٧٨٤١٠٢٣ الي ٢٤ است .

بيننده : ياسا از آلمان

اتفاقا من مي خواستم كه خدمت شما عرض كنم كه من خيلي راحت توانستم اين شماره شما را بگيرم در دفعه دوم و با برخورد خوب كارمندان آنجا مواجه شدم و خيلي راحت دارم با شما صحبت مي كنم . من معلم قرآن ، عربي ، رياضي و انگليسي هستم و در آلمان تدريس مي كنم در شهري چسپيده به دورتموند ، و اين شبكه شما و شبكه هاي ديگر شيعه واقعا نعمتي است براي ما چرا كه در شهر ما متاسفانه شيعه نيست و از صحبت هاي شما كه در واقع براي ما مانند يك دانشگاه مي ماند استفاده مي كنيم و تحصيل مي كنيم دراين دانشگاه و هم به ما اميد و دل گرمي مي دهد و اين دردي كه همه ما شيعيان در دل داريم اين را يك مقدار تخفيف مي دهد و من مي خواستم خدمت جناب آقاي قزويني عرض كنم كه ايشان فرمودند چه بايد بكنيم ما ؟

من بايد در جواب ايشان بگويم كه ما بايد صبر كنيم همان روشي كه اهل بيت پيش گرفتند ما هم بايد پيش بگيريم و بايد صبر كنيم و چاره ديگري نيست و انشاالله خداوند اين قدرت را به ما بدهد كه بتوانيم در برابر اين مصيبت هاي بزرگ صبر كنيم و بيشتر دعا كنيم و انشاالله خداوند هرچه زودتر تعجيل در فرج آقا امام زمان عنايت كند .

خيلي ممنون بازم تشكر مي كنم .

استاد قزويني :

همان طور كه پيامبر صلي الله عليه و آله به آل ياسر گفت :

صبرا آل ياسر فان موعدكم الجنة

المجموع - النووي - ج ١- ص ٢٨٥

ولي خوب صبر كردن يك چيز است برادر بزرگوار و اينكه ما امروز بايد از حق مسلم اهل بيت دفاع كنيم و صداي مظلوميت اهل بيت را به گوش مردم در جاي جاي جهان برسانيم اين رسالت ما است امروز و هركسي در هر كجاي دنيا هست ، حتي اگر پيش زن و بچه اش است اگر از حقايق و مظلوميت اهل بيت نگويد فرداي قيامت قطعاً مسئول است ، با اين هجمه هاي گسترده اي كه امروز نسبت به مباني شيعه است و فرهنگ اهل بيت را دارند زير سؤال مي برند مسئوليتي بسيار سنگين داريم چون دشمنان مي خواهند فرهنگ اهل بيت از صحنه تاريخ حذف شود و اين ناله ها و فرياد هاي عزيزان شيعه است كه مي تواند اين فرهنگ را در جامعه بيمه كند و به گوش نسل هاي آينده برساند .

بيننده : محمدي از سنندج ( أهل سنّت )

آقاي دكتر يك خواهش از شما دارم كه تو را به مقدساتي كه مي پرستيد حديث صحيح مسلم و بخاري كه در مورد اين است كه :

كَاذِبًا آثِمًاغَادِرًا خَائِنًا

صحيح مسلم - ج ٣ - ص ١٣٧٨

اين حديث را كامل براي بينندگان خود بخوانيد ، در اين حديث كلا در مورد قضيه فدك و اينكه پيغمبر ارث مي گذارد يا نه ، و قضيه اينكه حضرت علي و حضرت عباس گواهي مي دهند كه پيامبر صلي الله عليه و آله ارث مي گذارد يا نمي گذارد . اين حديث را يك خواهش دارم كاملا و كلا بخوانيد . و كلا معلوم مي شود كه قضيه فدك چه بوده و قضيه اينكه پامبر ارث مي گذارد يا نه كاملا براي همه روشن مي شود .

استاد قزويني :

خوب شما بگوييد كدام قسمتش را بخوانيم چرا كه روايت ٤ - ٥ صفحه است ، و اگر ما بخواهيم از اول تا آخر بخوانيم نيم ساعت طول مي كشد .

بيننده :

حالا در اين برنامه نشد در برنامه بعد بخوانيد و يك برنامه اي را اختصاص بدهيد به همين كه اين حديث را كلا با تمام راويانش را بگوييد كه مورد ثقه اند يا نه و حديث صحيح است يا نه .

استاد قزويني :

اينكه بخواهيم بگوييم حديث صحيح است يا نه اين روايت در صحيح مسلم آمده است و اين روايت ديگر سند نمي خواهد .

بيننده :

خوب سند هيچ ، ولي اگر روايت را كامل بخوانيد قضيه فدك و قضيه اينكه حضرت علي و عباس گواهي مي دهند كه اين روايت كه أبوبكر از پيامبر صلي الله عليه و آله گفته است كه ما ارث نمي گذاريم كاملا روشن مي شود .

استاد قزويني :

والله ما اين را چندين بار خوانديم و آقايان گفتند كه چرا قسمت قبل از (آثما غادرا) را كه عباس مي آيد و مي گويد :

اقض بيني و بين هذا الغادر

اين را چرا نمي خوانيد ؟ گفتم اگر هم همچين چيزي هم بخوانيم به ضرر شماست ، چون دراين روايت عباس به اميرالمؤمنين عليه السلام كه خليفه چهارم است نسبت (آثما غادراً) مي دهد و اضافه قول عباس حجت نيست ، ولي اميرالمؤمنيني كه جناب عمر مي گويد :

فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًاغَادِرًا خَائِنًا

مي گويد رأي علي اين بود كه آقاي أبوبكر در اينكه گفته پيغمبر ارث نمي گذارد دروغ مي گويد ، گناه كار است ، حيله گر است .

بيننده :

من كاري به (كاذبا آثما خائنا) ندارم ، بقيه سؤال هايي كه ازشون مي پرسد در مورد ارث و ميراثي كه حضرت فاطمه ادعا مي كنند ، در مورد اين مگر سؤالاتي نمي كند ؟

استاد قزويني :

اين روايت در مورد حضرت زهرا سلام الله عليها چيزي ندارد .

بيننده :

نه نه نه ، اگر كل حديث را بخوانيد كه حضرت عمر از حضرت علي و عباس اين سؤالات را مي پرسد و اين حديث ها را هم مي پرسد و آنها جواب هايي مي دهند . من منظورم از اين حديث كلمه (غادرا) نيست ، منظورم اون سؤالاتي است كه حضرت عمر از حضرت علي و عباس مي پرسد ، من مي خواستم كه اين حديث را كامل بخوانيد به خاطر سؤالات عمر .

استاد قزويني:

اگر شما مي دانيد عبارتش را بخوانيد تا ما هم استفاده كنيم .

بيننده :

من والله نه كتاب جلوي رويم هست و نه اينكه دسترسي به كتاب داشته باشم .

استاد قزويني :

چشم ما انشاالله سر يك فرصتي ١٥-١٠ سطر قبل از آثما كاذبا و ١٥ - ١٠ سطر بعد از آن را مي خوانيم

بيننده :

نه نه كل حديث را

استاد قزويني :

حديث حدود ٨-٧ صفحه است .

بيننده :

نه احتمالا ٢ يا ٣ صفحه است .

استاد قزويني :

خوب ٢ صفحه صحيح بخاري كم نيست

بيننده :

الان حداقل خلاصه اش را كه مي توانيد بدون اينكه اون قسمت حذف شود يك خلاصه اي را براي بينندگان بخوانيد كه سؤالاتي كه از آنها مي پرسند و جوابهايي كه حضرت علي و عباس داده اند . و از نظر راوي و سند هم مشكلي ندارد چرا كه در معتبر ترين كتب أهل سنّت است . فقط از اين نظر كه اين سؤالات را كه از آنها پرسيدند آنها چه جوابي دادند مهم است و در اين روايت بحث فدك و روايت پيامبر صلي الله عليه و آله مشخص مي شود .

بيننده : نظري از ايتاليا

خدا را شكر الحمدلله كه شيعه هستم نسل در نسل ، بر منكرش هم لعنت ، حاج آقا خدمت شما عرضي داشتم :

در روايت است كه پيامبراكرم فرموده است كه : از ما نيست مسلماني كه همسايه اش شب گرسنه بخواند

استاد قزويني :

من أصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم

هداية الأمة إلي أحكام الأئمة ( ع ) - الحر العاملي - ج ٥ - ص ٦٠١

علل الشرايع ( فارسي ) - الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي ) - ص ١٣١

بيننده :

حاج آقا نكته اي را مي خواستم بگويم اينكه در خبر ها آمده است كه شيعيان افغاني را مورد اذيت و آزار قرار مي دهند برادران ايراني ما ، حاج آقا درست است كه اين برادران ما غريب هستند ، مي گويند كه در مازندران افغاني ها را راه نمي دهند و بيرون مي كنند و در اصفهان يك پاركي است و در روز ١٣ فروردين اجازه ندادند كه در آن تفريح كنند ، حاج آقا آيا اين كار درست است از لحاظ شرعي ؟

استاد قزويني :

ببينيد الان ما حداقل ١ميليون و ٥٠٠هزار مهاجر افغاني در ايران داريم و فقط در استان خراسان ما ٤٥٠ هزار مهاجر افغاني است . در اسلام و شيعه مرز نداريم ، ايران ، افغانستان ، پاكستان ، اروپا و آمريكا و آسيا معني ندارد اصلاً و ابداً ، ولي شما اين را هم در نظر داشته باشيد كه الان در خود ايران آمار كساني كه بيكار هستند و آمار كساني كه زير فقر شديد دارند زندگي مي كنند و طرف ديگر هم عزيزان افغاني كه تشريف مي آورند اينجا و انتظار دارند بر اينكه در رابطه با اشتغال و امثال اين حكومت ايراني ها را كنار بزند و اون ها را مقدم بدارد و اگر اين انتظار باشد ، من به نظرم انتظار بجايي نيست .

بيننده :

حاج آقا من عذر مي خواهم حرف شما را قطع مي كنم ، يه همچين چيزي نيست . الان برادران ايراني ما هستند كه يارانه مي گيرند

استاد قزويني :

نه نه اصلاً تحقير كاملا محكوم است و ما رسماً اينجا عرض مي كنيم كه هر ايراني بخواهد به برادر افغاني يا به برادر هندي يا به برادر پاكستاني بخواهد با نظر حقارت نگاه كند از دين بيرون مي رود و فردا از شفاعت پيامبر صلي الله عليه و آل محروم خواهد شد ، اصلاً به طور كلي تحقير كردن ديگران خداي عالم در دنيا مكافاتش مي كند و مي گويد :

هركس برادر ديني اش را تحقير بكند خدا او را مفتضح مي كند و لو در درون خانه اش هم باشد .

بيننده : اميري از زاهدان

من ٣ - ٢ تا گلايه دارم از حاج آقا دارم ، و اون اينكه آيا ايشان مي توانند يك كشور اسلامي را تكفير كنند ؟ و به يك كشور اسلامي لقب كفر بدهند .

استاد قزويني :

نه كشور اسلامي را هيچ كس حق ندارد كشور كفر خطاب كند .

بيننده :

متاسفانه يك ماه قبل گفتيد كه فلاني در كشور كفر نشسته است و من گمان كردم كه شما به ملا زاده اي گفتيد كه در لندن است ولي بعد متوجه شدم كه مورد خطاب شما آقاي حيدري است كه در عربستان زندگي مي كند و شما گفتيد كه ايشان در كشور كفر نشسته است و من جا خوردم .

استاد قزويني :

نه نه اصلاً و ابدا و اگر همچين تعبيري از من صورت گرفته است و من گفته باشم همين جا عذر مي خواهم ، پوزش مي طلبم و استغفار مي كنم .

بيننده :

چند وقت قبل هم خطاب به آقاي سجودي گفتيد كه ايشان مست كرده است و نشأ شده است و بعد به خلفاي راشدين هم توهين كرديد شما .

استاد قزويني :

مثلا چه اهانتي اين را بفرماييد شما ؟

بيننده :

اينكه آقاي سجودي مست كرده و نشأ كرده اند و همين طوري شراب را مي خورد اما جناب خليفه آب هم قاطي مي كرده است ولي اين آقا آب قاطي نكرده است ، بالاخره نبايد در يك شبكه جهاني همچين تعبيراتي را به خليفه اسلام بيان كرد .

استاد قزويني :

من متوجه شدم چه مي گوييد شما ، در منابع معتبر أهل سنّت و آقايان هم خودشان نقل كردند كه جناب خليفه نبيذي كه نووي مي گويد كه همان شراب است را مي خورده و جريان اين است كه يك شخصي آمد و از كوزه خليفه از اين شراب خورد و خليفه به او حدّ زد بعد به خليفه اعتراض كردند كه چرا شما به ايشان حد شراب مي زنيد ؟ گفت براي اينكه ايشان آمد و مست شد و من به خاطر اينكه شراب خورده او را حدّ نزدم بلكه به اين خاطر حدّ زدم كه ايشان مست شده اند

شما قطعاً اهل مطالعه هستيد مراجعه كنيد به كتاب آقاي إبن ابي شيبة استاد آقاي بخاري :

تعبيرش اين است كه فردي آمد از همان ظرفي كه جناب خليفه دوم نبيذ گذاشته بود در آن

فشرب منها فسكر

از همان ظرف آقاي خليفه خورد و مست شد

فضربه عمر الحد

عمر به او حد زد

فقال له : إنما شربت من قربتك

آقاي عمر من از همان كوزه يا مشك تو خوردم

فقال له عمر : إنما جلدناك لسكرك .

من اگر تو را شلاق زدم نه به خاطر اينكه نبيذ خوردي بلكه به اين خاطر كه مست كرده اي

المصنف - ج ٦ - ص ٥٠٢

و آقايان ديگر هم اين قضايا را نقل كرده اند و اين اگر بد است خوب آقايان چرا نقل كرده اند؟ و اگر خوب است چرا به ما اعتراض مي كنيد ؟ ما هم در بسته گفتيم و بنا نبود كه اين قضايا را باز كنيم و شما ما را مجبور كرديد كه عين روايت را براي دوستان بيننده نشان دهيم . و ما براي خلفاي أهل سنّت و مقدسات أهل سنّت احترام قائليم و اهانت به مقدسات اينها را گناه نا بخشودني مي دانيم ولي اينكه از كتابهاي خودشان بخواهيم نقل كنيم ما اين را اهانت نمي دانيم .

بيننده : خانم صفايي از تهران

من به كرّات با شبكه كلمه تماس مي گيرم ولي يا تلفن را رد مي كنند و يا بعد از ٥٠-٤٠ دقيقه پشت خط نگه داشتن قطع مي كنند و يا اگر هم وصل كنند اجازه سخن گفتن به آن گونه اي كه مي خواهيم حرف دلمان را بيان كنيم اجازه نمي دهند و من امشب پيام خودم را به وسيله شبكه شبكه جاني ولايت به گوش دست اندركاران و كارشناسان شبكه كلمه در چند نكته ابلاغ مي كنم :

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي هاشمي شما همواره از تقليد مراجع عظام به عنوان يك كار نادرست و خلاف شرع و ميمون صفت تعبير مي كنيد بفرماييد كه غير از شما وهّابيان نظر آقايان و علماي أهل سنّت در رابطه با تقليد چيست ؟ آيا حنفي ها از أبوحنيفه كه ١٣٠٠ سال است از دنيا رفته تقليد نمي كنند ؟ و شافعي ها از محمد بن ادريس شافعي و مالكي ها از مالك تقليد نمي كنند ؟ اصلاً بفرماييد كه چرا به حنفي ها حنفي و به مالكي ها مالكي و به شافعي ها شافعي مي گويند ؟ شايد هم نظر شما اين است كه اگر يك سني از عالم خود تقليد كند عين سنت است و اگر شيعه از عالم خود تقليد كند عين بدعت است ؟ اين يك بام و دو هوا تا كي ؟ آيا احساس نمي كنيد كه امروز عصر رسانه است ؟ اين چنين حربه ها ديگر تأثيري ندارد كه هيچ ، بلكه تأثير معكوس دارد ، يعني با شنيدن اين همه حمله شما به موضوع تقليد ، قطعاً شيعيان در تقليد خود از علما پا بر جا تر مي شوند ، همان طوري كه حضرت آيت الله مكارم هم فرمودند كه از روزي كه شبكه هاي وهّابي عليه خمس حمله مي كنند مردم به ما بيشتر از گذشته وجوهات شرعي مي دهند .

مطلب دوم :

شب گذشته آقاي فرهاد از قزوين گفتند كه شيعيان مي خواهند در مسجد سني ها انفجار انجام دهند و به گردن أهل سنّت بياندازند البته از آقاي فرهاد كه خود بارها اعتراف كرده و خريّت خود را ثابت كرده و جز فحش و اهانت به علماي شيعه كار ديگري بلد نيست سخن عجيبي نيست ، ولي آنچه كه مهم است ترتيب اثر شما به سخنان ياوه اين فرد جاي تعجب بود و همچنين سخن جناب آقاي خدمتي كه جاي شگفت بود ، جناب آقاي هاشمي و خدمتي اين همه انفجار ها و انتحارها و كشتار شيعيان در ايران و افغانستان و عراق و پاكستان صورت گرفته است و به دنبال آن القاعده و طالبان و سپاه صحابه رسماً مسئوليت اين انفجار ها را به عهده مي گيرند توجيه و پاسخ شما چيست ؟

مطلب سوم :

شب گذشته خانمي به اسم زينب كه فدايي و سينه چاك آقاي ملازاده است و از قزوين تماس گرفته بود و در رابطه با حرم ٤ انبيا در قزوين سخناني را بيان داشت و گفت اينها يهودي بودند و از حضرت آية الله حسيني قزويني حقيقت امر را پرسيد ، براي پاسخ به اين سؤالات نيازي نيست از شخصيتي مانند آيت الله قزويني سؤال كنند ، من ديشب چندين بار تماس گرفتم و اگر تلفن من را وصل مي كرديد من پاسخشان را مي دادم ، خانم زينب اگر مقداري به خود زحمت مي داديد و به اينترنت سري مي زديد كاملا پاسخ خود را مي يافتيد كه اين ٤ تن از پيامبران بني اسرائيل كه در شهر قزوين مدفون هستند در زمان اصحاب كهف مي زيستند و زمان مرگشان با هم متفاوت بوده ولي يارانشان بعد از دفن اولين پيامبر صلي الله عليه و آله در اين مكان بقيه را هم در همان جا دفن كردند و در شرح حال آنان گفته شده كه اينها پيامبراني بودند كه مژده ميلاد مسيح را از اورشليم به سوي شرق آوردند و من از جناب خدمتي در تعجبم كه به مجرد شنيدن سخن خانم زينب فرمودند كه اين ٤ نفر يهودي هستند و مردم قزوين به زيارت اين يهودي ها مي روند ، اولا جناب خدمتي چگونه با تلفن يك نفر شما به يقين رسيديد كه يك همچين قضيه اي در قزوين وجود دارد ؟ و ثانياً فرموديد كه اينها يهودي هستند ، مگر قبل از دين اسلام و قبل از ولادت حضرت مسيح دين يهود دين رسمي و الهي نبود ؟ جنابعالي چگونه اين چنين بي مهابا بازدن برچسب يهودي اين ٤ پيامبر صلي الله عليه و آله را زير سؤال برديد ؟

مطلب چهارم :

جناب آقاي خدمتي حضرت عالي با توجه به تماس يكي از بينندگان در رابطه با فتواي امام اعظم أبوحنيفه مبني بر ازدواج با محارم با تندي فرموديد : كه اين فتوي افتراء و تهمت است و گفتيد كه هيچ مدركي در اين مورد نيست ، آيا احتمال نداديد بعد از چندين بار مطالبي را كه بيان فرموديد و در شبكه ولايت خلاف آن ثابت شد و اگر خلاف اين هم ثابت شود براي شخصيت جنابعالي درست نيست ؟ مگر إبن حزم اندلسي كه از فقهاي مشهور أهل سنّت در رابطه با ازدواج با خواهر دختر رضاعي در كتاب المحلي نيامده كه مي نويسد :

وقال أبو حنيفة : لا حد عليه في ذلك كله ولا حد علي من تزوج أمه التي ولدته وإبنته وأخته وجدته وعمته وخالته وبنت أخيه وبنت أخته عالما بقرابتهن منه عالما بتحريمهن عليه ووطئهن كلهن فالولد لاحق به والمهر واجب لهن عليه وليس عليه الا التعزير دون الأربعين فقط

المحلي - ج ١١ - ص ٢٥٣

اگر كسي با مادري كه او را به دنيا آورده و نيز با دختر خواهر ، مادر بزرگ ، عمه ، خاله ، دختر برادر و دختر خواهر خود ازدواج كند؛ در حالي كه مي داند آنها با وي نسبت دارند و نيز مي داند كه اين ازدواج حرام است و در عين حال با آنها نزديكي كند فرزندي كه به دنيا مي آيد به پدرش ملحق مي شود و مهري كه تعيين شده واجب است كه داده شود و فقط شخصي كه اين عمل را انجام داده با كمتر از ٤٠ ضربه شلاق تعزير مي شود.

و همچنين إبن قدامه مقدسي در كتاب المغني ج ٩ ص ٨٠ از قول أبو حنيفه نقل مي كند كه ازدواج با محارم حد ندارد و همچنين ماوردي شافعي در كتابش مي نويسد :

قال أبو حنيفة : لو استأجر امرأة ليزني بها أو يستخدمها فوطئها فلا حد علي واحد منهما

الحاوي الكبير في مذهب الامام الشافعي - ج ١٣ - ص ٢١٧

أبوحنيفه گفته است كه اگر كسي زني را اجاره كند كه با او زنا كند يا زني را براي كار در منزل يا محل كار با او نزديكي كند هيچ كدام از آنان حد زده نمي شوند .

جناب آقاي خدمتي در رابطه با زير سؤال بردن شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها گفتند كه شهيد غسل ندارد پس چرا حضرت زهرا سلام الله عليها غسل كرد و يا چرا بعد از شهادت او را غسل دادند ؟

جناب آقاي خدمتي اولاً شهيدي غسل ندارد كه در جبهه جنگ به شهادت رسيده باشد ولي اگر در جبهه مجروح شود و بعد به شهادت برسد غسل او واجب است ، و ثانياً غسل شهادت براي كسي كه در جبهه جنگ هم شهيد مي شود هم مستحب است و ثالثاً غسل كردن حضرت زهرا سلام الله عليها قبل از شهادت خود چه اشكالي دارد ؟ من نمي دانم چگونه جناب عالي سخن مي گوييد و بعد به چالش مي افتيد .

در پايان از جناب آقاي خدمتي و ديگر كارشناسان شبكه كه بارها براي حرمت توسل به سخن حضرت علي در نهج البلاغة كه استناد كرديد كه حضرت فرمودند :

إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلي الله سبحانه الإيمان به وبرسوله والجهاد في سبيله

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج ١ - ص ٢١٥

آيا أفضليت چيزي دليل بر حرمت غير أفضل مي كند ؟ اگر اين چنين باشد طبق روايت صحيح بخاري ج ١ ص٢٥٦ حديث ٧٣١ برمبناي جامع الكبير :

أفضل الصَّلَاةِصَلَاةُ الْمَرْءِ في بَيْتِهِ إلا الْمَكْتُوبَةَ

نماز أفضل يك انسان است نمازي كه در منزل خود مي خواند

بنابراين نمازهاي انساني كه در غير خانه مي خواند بايد باطل باشد .

باز طبق صحيح بخاري ج ٢ ص ٥٥٣ حديث ٢٧٨٤ برمبناي جامع الكبير:

أفضل الْجِهَادِ حَجٌّ مَبْرُورٌ

بهترين جهاد حج مبرور است

بنابراين جهاد و جنگيدن در راه خدا بايد حرام باشد ، از همه مهم تر طبق گفته جناب خليفه دوم در رابطه با نماز تراويح گفتند كه :

والَّتِي يَنامُونَ أفضل مِنَ الَّتِي يَقُومُونَ

عمدة القاري - ج ١١ - ص ١٢٥

يعني آنهايي كه در شب هاي ماه رمضان اول شب مي خوابند و نماز تراويح را آخر شب مي خوانند أفضل است

پس بنابراين تمام نماز هاي تراويح أهل سنّت كه اول شب مي خواندند باطل است .

ومن تشكر مي كنم از شبكه جهاني ولايت كه اين وقت را در اختيار من قرار دادند ، سپاسگذارم .

استاد قزويني :

ايشان ٣-٢ هفته يك بار مي آيند روي خط و تلافي همه اين چند هفته را در مي آورند ، ايشان و خانم اسلامي هربار كه مي آيند تلافي مي كنند .

من در مورد اين نكته آخري كه خانم صفايي مطرح كردند ، اينها هرشب اين بحث را دارند كه اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبه ١١٠ نهج البلاغه فرموده :

إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلي الله سبحانه الإيمان به وبرسوله والجهاد في سبيله

خوب علي گفته كه بهترين توسل ايمان به خدا است و جهاد در راه خدا ، از همان عقيده وهّابي ها است توسل به عمل صالح ، يك نكته را كه خواهرم اشاره كردند و من نمي دانم كه اين آقايان آيا از ادبيات عرب سر در مي آورند يا نه؟ اصلاً كلمه أفضل دلالت نمي كند كه غير او باطل باشد ، بله أفضل توسل ايمان به خدا و جهاد در راه خداست كه انسان بتواند خود را به يك مرحله اي برساند كه با خداي عالم به نزديكي برسد ، بله اگر بنا باشد كه أفضل بودن دليل بر بطلان ديگري باشد خيلي از كارهاي أهل سنّت باطل مي شود ، باز من نكته ديگري را اضافه كنم بر سخنان خانم صفايي ، باز در بخاري ج ٣ ص ١٠٢٥ برمبناي جامع الكبير از پيامبر صلي الله عليه و آله اكرم سؤال مي كنند كه :

يا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ الْعَمَلِ أفضل

كدام يك از عمل ها أفضل است

فرمود :

الصَّلَاةُ علي مِيقَاتِهَا

نماز در وقتش

خوب اين يعني اينكه ديگر عمل ها همه باطل ؟ سؤال كردند :

قلت ثُمَّ أَيٌّ

بعد از اين كدام عمل أفضل است ؟

قال ثُمَّ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ

بعد از او هم احترام به والدين

قلت ثُمَّ أَيٌّ

بعد از اون كدام أفضل است ؟

قال الْجِهَادُ في سَبِيلِ اللَّهِ

ببينيد پيامبراكرم صلي الله عليه و آله مي گويد أفضل نماز اول وقت و بعد أفضل احترام به پدر و مادر و دوباره أفضل جهاد در راه خداست ، پس اين كلمه أفضل دلالت نمي كند كه غير أفضل بدعت است و باطل است ولي اين آقايان هرشب و غالب اوقات كه ته كيسه شان چيزي نمي ماند به خطبه ١١٠ نهج البلاغه استناد مي كند .

*******

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي زهراي مرضيه فرج مولاي ما بقية الله الاعظم نزديك نموده و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده .

 

اللهم عجل لوليك الفرج.