سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٩٨ - پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت

پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت

کد مطلب: ٥٣٣٠ تاریخ انتشار: ٢٦ بهمن ١٣٩١ تعداد بازدید: ٢٩١٧ سخنراني ها » شبکه ولايت پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
حبل المتين ٩١/١١/٢٦

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ٢٦ / ١١ / ٩١

مجري:

در جلسه قبل از روايتي مبني بر ضرورت قائم مقامي حضرت علي عليه السلام در مدينه سؤال شد كه رسول خدا فرمود: يا من بايد در مدينه باشم يا تو علي. اين روايت در معجم كبير هم بود، آقاي ذهبي به اين حديث ٢ اشكال وارد كرد كه اشكال اول را حضرت عالي مفصلا جواب داديد.

فرصتي نشد كه به حكيم بن جبير كه يكي از روات اين حديث بود برسيم.

مي خواستم ببينم كه آيا اين شخص هم تضعيف شده است؟

خلاصه از بخش قبل را هم براي بينندگان عزيز بيان كنيد.

استاد قزويني:

ما در بحث هاي گذشته، همان طوري كه آقاي محسني عزيز اشاره كردند، در حديث منزلت، يكي از فرازهايش، قضيه قائم مقامي اميرالمؤمنين بوده است كه طبراني نقل كرده بود كه پيغمبر اكرم به اميرالمؤمنين فرمود: موقعيت مدينه به طوري است:

لا بد من أَنْ تُقِيمَ أو أُقِيمَ

المعجم الكبير، ج ٥، ص ٢٠٣

يا بايد من در مدينه بمانم و يا تو بماني.

چون منافقين و توطئه گران مي خواهند از اين فرصت خروج مسلمان ها از مدينه، سوء استفاده كنند و نسبت به نواميس مسلمان ها و نسبت به اموال مسلمان ها و مسائل ديگر، كارهاي نادرستي انجام دهند.

هيثمي اين را تصحيح مي كند.

اشكالي كه هيثمي داشت نسبت به جناب ميمون عبد الله بصري، اين مباحث را مطرح كرديم.

در رابطه با اين روايت هم ما مفصل كار كرديم.

روايت ديگري هم آورديم كه نبي مكرم مي فرمايد: يا علي آن كساني كه به تو اعتراض مي كنند كه در مدينه ماندي، شبيه همان كساني هستند كه قريش در مكه به نبوت من اعتراض مي كردند.

اين هم جايگاه علي را مشخص مي كند و هم تشبيه معترضين به خلافت علي با اعتراض قريش به نبوت نبي مكرم، كاملا مسئله را روشن مي كند.

آقاي ذهبي ٢ اشكال كرد.

يكي اين كه عبد الله بن بكير منكر الحديث است و يكي هم اين كه حكيم بن جبير ضعيف است.

در رابطه با قسمت كه ايشان گفت: منكر الحديث است، ما مفصل جواب داديم.

گفتيم: همين آقاي ذهبي در يك روايت ديگري كه مربوط به فضائل علي نيست، اين شخص را توثيق مي كند و مي گويد: از اهل صدق است.

الباني هم نسبت به تضعيف ذهبي اعتراض مي كند و گفتيم: هر منكر الحديثي ضعيف نيست.

بنا به نقل ابن حجر كه مي گويد:

من روي شيئا منكرا استحق ان يذكر في الضعفاء لما سلم من المحدثين أحد

لسان الميزان، ج ٢، ص ٣٠٧

اگر بنا باشد كه هر كس حديث منكري نقل كرد، ما اين شخص را تضعيف كنيم و از ضعفاء بشماريم، قطعا هيچ كدام از محدثين سالم نخواهند ماند.

عده اي از روات صحيح بخاري را ما آورديم كه اين ها همه منكر الحديث بودند، با توثيق بزرگان اهل سنت.

اما اشكال دوم ايشان كه ذهبي در تلخيص مستدرك با اين كه حاكم نيشابوري گفته بود: صحيح است، ايشان گفت: نه، حكيم بن جبير ضعيف است:

يترفض

ايشان انسان رافضي است.

جناب ابو زرعه حكيم بن جبير را توثيق كرده است.

جناب ترمزي تحسين كرده است.

عبد الرحمن بن ابي حاتم مي گويد: از ابو زرعه سؤال كردم، گفت: يك عقيده نادرستي دارد؛ اما انسان راستگويي است.

جناب مبارك فوري در شرح سنن ترمزي در كتاب تحفة الاحوذي، ايشان مي گويد: حديث حسن است با اين كه حكيم بن جبير در سند آن حديث وجود دارد.

اين نشان مي دهد آقاي حكيم بن جبير كه اين حضرات مي گويند : تضعيف شده است، نه اين طور نيست.

اگر حكيم بن جبير فضائلي را در رابطه با خلفاء مطرح كند يا حكمي را بيان كند، آنجا حكيم بن جبير ضعيف نيست؛ ولي اگر حكيم بن جبير بخواهد روايتي در فضائل اهل بيت نقل كند، آنجا قطعا بايد ضعيف باشد.

مجري:

در صحيح مسلم و بخاري و ديگر صحاح اهل سنت، از روات شيعه نقل حديث كرده اند؟

استاد قزويني:

انسان خيلي متأثر مي شود كه چه طور مي شود يك راوي وقتي در فضائل اهل بيت روايت نقل كند منكر الحديث و رافضي و خبيث است و در بعضي از كتب او را به سگ تشبيه مي كنند؛ ولي اگر همين راوي در جاي ديگر مطالب ديگري بخواهد نقل كند، ضعيف نيست.

بعضي از اوقات آقاي ذهبي هيچ دليلي پيدا نمي كند، مي گويد:

يشهد القلب انه باطل

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ١، ص ٢١٣

در رابطه با حديث يا علي عدوك عدوي و عدوي عدو الله ايشان اين جمله را مي گويد.

اين نشان مي دهد كه آن حق و حقيقت، ملاك قضاوت نيست، علم به ما هو علم، ملاك قضاوت نيست. تعصب ملاك قضاوت است، آن يافته هاي ذهني آقايان ملاك قضاوت است.

آقايان يكجا مي گويند: فلاني شيعي و از آن طرف از خوارج روايت نقل مي كنند.

در كتاب صحيح بخاري مثل عمار بن حطان كه در ناصبي بودنش هيچ شكي نيست، اين آقايان از اين شخص نقل حديث مي كنند.

من از عزيزان تقاضا دارم كه يك مقداري دقت كنند.

جناب خطيب بغدادي كتابي دارد به نام الكفاية في علم الرواية، در اين كتاب از محمد بن يعقوب شاگرد مسلم بن حجاج نيشابوري نقل مي كند كه مي گويد:

كتاب استاذي ملآن من حديث الشيعة يعني مسلم بن الحجاج

الكفاية في علم الرواية، ج ١، ص ١٣١

كتاب استاد من مسلم، مملو از احاديث شيعه است.

اگر حديث شيعه ضعيف است، اين همه روات شيعه در صحيح مسلم چه كار مي كند كه مي گويد: كتاب استاد من مملو از احاديث شيعه است.

چند صفحه قبل ايشان از علي بن مديني نقل مي كند كه از علماي بزرگ و از رجال شناسان اهل سنت است، مي گويد:

ولو تركت أهل الكوفة لذلك الرأي يعني التشيع خربت الكتب

الكفاية في علم الرواية، ج ١، ص ١٢٩

اگر من روايات اهل كوفه را به خاطر تشيع بخواهم ترك كنم، كتاب هاي ما خراب مي شود.

بعد مي گويد:

قوله خربت الكتب يعني لذهب الحديث

الكفاية في علم الرواية، ج ١، ص ١٢٩

اگر ما روايات شيعه را بخواهيم از كتاب ها حذف كنيم، كتاب و حديثي براي ما نمي ماند.

اين آقايان كارشناس كه اين همه فحاشي و اهانت مي كنند و مي گويند: شيعيان وابسطه به عبد الله سبأ هستند و صفوي هستند، اين روايت سبأي در كتب شما چه كار مي كند كه اگر روايات اين ها را از كتب شما بردارند، كتاب هاي شما ويران مي شود؟

ابن حجر عسقلاني تعبير قشنگي دارد، مي گويد: ابراهيم بن ابي بكر بن ابي شيبه مي گويد:

لولا رجلان من الشيعة ما صح لهم حديث عباد بن يعقوب وإبراهيم بن محمد بن ميمون

تهذيب التهذيب، ج ٥، ص ٩٥

اگر ٢ نفر از شخصيت هاي شيعه را ما از كتب روائي حذف كنيم، روايت صحيحي براي اهل سنت نمي ماند.

اگر ٢ راوي شيعه را از كتب كم كنيم، چيزي نمي ماند.

يكي عباد بن يعقوب رواجني است و يكي ابراهيم بن محمد بن ميمون است.

ما قبلا نسبت به عباد بن يعقوب رواجني بيان كرديم:

كان يشتم عثمان

سير أعلام النبلاء، ج ١٤، ص ٢٩ و تهذيب التهذيب، ج ٥، ص ٩٥ و تهذيب الكمال، ج ١٤، ص ١٧٨

ايشان هميشه عثمان را شتم مي كرده است.

نسبت به ايشان مي گويند:

رافضي مشهور

مقدمة فتح الباري، ج ١، ص ٤١٢

ولي ثقه است.

ابو حاتم و ابن خزيمه و ديگران توثيقش كرده اند؛ ولي ايشان:

كان يشتم عثمان

سير أعلام النبلاء، ج ١٤، ص ٢٩ و تهذيب التهذيب، ج ٥، ص ٩٥ و تهذيب الكمال، ج ١٤، ص ١٧٨

عباد بن يعقوب هميشه عثمان را ناسزا مي گفت.

اگر رافضي بودن دليل بر ضعف است، اين آقا در صحيح بخاري چه كار مي كند؟

رافضي كه هيچ، عثمان را فحش مي داده است؛ ولي آقايان گفته اند: ثقه است.

بعضي از دوستان اهل سنت يك مقداري دقت كنند، اين عبارت شيعه نيست.

علماي اهل سنت نقل مي كنند؛ مثل مزي و ذهبي و ابن حجر مي گويند: آقاي عباد بن يعقوب رواجني كه در صحيح بخاري روايت دارد:

كان يشتم عثمان

سير أعلام النبلاء، ج ١٤، ص ٢٩ و تهذيب التهذيب، ج ٥، ص ٩٥ و تهذيب الكمال، ج ١٤، ص ١٧٨

به عثمان فحش مي داده است و مي گفته است:

الله أعدل من أن يدخل طلحة والزبير الجنة قاتلا عليا بعد أن بايعاة

سير أعلام النبلاء، ج ١٤، ص ٢٩ و تهذيب التهذيب، ج ٥، ص ٩٥ و تهذيب الكمال، ج ١٤، ص ١٧٨

خدا عادل تر از اين است كه طلحه و زبير را وارد بهشت كند.

اين سخن شيعه نيست، اين سخن اهل سنت است؛ چون اين ها با علي جنگيده اند و جنگ با علي جنگ با پيغمبر است و جنگ با پيغمبر هم جنگ با خدا است.

همين آقا مي گويد:

من لم يبرأ في صلاته كل يوم من أعداء آل محمد حشر معهم

سير أعلام النبلاء، ج ١١، ص ٥٣٧ و توضيح الأفكار، ج ٢، ص ٤٤٥

هر كس هر روز از دشمنان آل محمد بيزاري نجويد، با دشمنان آل محمد محشور خواهد شد.

مي گويند: شمشيري آويزان كرده بود و مي گفت: من اين شمشير را آماده كرده ام تا در ركاب حضرت مهدي بجنگم. با همه اين ها، اين آقا از موثقين نزد اهل سنت است.

ذهبي و ابن حجر تصديقش مي كنند و ابو زرعه و ديگران توثيقش مي كنند.

اين بخشي كه حضرات مي آورند كه فلاني شيعه است و به خاطر شيعه بودن روايات او را مورد اشكال قرار مي دهند، آقايان در اين طور موارد به ما جواب دهند كه چه جوابي دارند.

وقتي مي گويد: اگر احاديث ٢ نفر از شيعه نباشد، ما حديث صحيح نداريم:

لولا رجلان من الشيعة ما صح لهم حديث عباد بن يعقوب وإبراهيم بن محمد بن ميمون

تهذيب التهذيب، ج ٥، ص ٩٥

يكي از اين ٢ نفر عباد بن يعقوب است كه با اين پرونده اي كه آقايان برايش باز كرده اند.

اين حضراتي كه اين همه افاضه مي كنند و مطالب آسمان و ريسمان را به هم مي پيوندند كه شيعه روايت صحيح ندارد، اگر راويان شيعه نباشد، شما اصلا روايت نداريد؛ چه رصد كه روايت صحيح باشد.

اگر راويان شيعه نباشد، روايات شما لباس صحت نمي پوشد، اين را ما نمي گوييم، اين را ابن حجر مي گويد.

يك مقداري به جاي فحش دادن و به جاي اهانت كردن بياييد بحث علمي كنيد.

به جاي اين كه صداي تان را بالاتر ببريد، سطح معلومات تان را بالا ببريد و يك مقداري تلاش كنيد كه مطالب علمي تان براي بينندگان خودتان قانع كننده باشد.

جناب آقاي سجودي كه مي خندد و مي گويد: به من مي گويند: كارشناس مواد مخدر، انگار خيلي برايش مهم است، همين آقايي كه مي گويد: ما را خر هم حساب نمي كنند.

اين طور نيست، اگر صحبت هاي شما خوب باشد، ما مطالب شما را هم مي آوريم.

ما هيچ وقت به خر هم جسارت نمي كنيم، آن هم براي خودش يك شخصيتي دارد.

اين طور فحاشي هايي كه شما افاضه مي كنيد، قطعا آن حيوان زبان بسته از اين فحاشي ها بلد نيست.

آن روز يكي از خواهرهاي ما در رابطه با روايت عائشه از كتب هاي خودشان نقل كرده است، اين ها شروع كردند به گفتن اين كه فلان رقاصه به بهشت مي رود؛ اما اين بهشت نمي رود چون كافر، لامذهب، جهنمي است.

كليد بهشت و جهنم را دستشان گرفتند و براي هر كس كه بخواهند باز مي كنند و براي هر كس كه بخواهند مي بندند.

حالا اگر ما گفتيم علي قسيم الجنة و النار است، هفت آسمان بايد بر سر ما ويران شود؛ ولي اين ها كه كليد را به دست شان گرفتند.

مي گويند: اين بهشت مي رود و اين بهشت نمي رود.

اين رقاصه اهل بهشت است؛ ولي اين خانم شيعه چون يك روايتي از كتب ما نقل كرده است، به خاطر اين مستحق جهنم است.

دوستان جوابي را كه اين خواهرمان داده بودند را حتمأ ظهر در برنامه تريبون آزاد ديده اند و دوباره ساعت يازده و نيم پخش مي شود.

من تقاضا مي كنم كه عزيزان اين برنامه را ببينند و منطق آن آقا را ببينند، منطق بچه شيعه ها را هم ببينند.

اين آقا با اين فحاشي ها، اهانت ها، جسارت ها و اين شير مردان و شير زنان با ادب، متانت، مستدل، مستند صحبت مي كنند.

اين شخص يك روايتي را نقل مي كند كه نود و پنج درصد اهل سنت مي گويند اين روايت ضعيف است. آب كه از سر گذشت چه يك وجب، چه صد وجب.

اين آقا كه مي خواهد دروغ بگويد، حالا بيايد بگويد ده درصد گفته اند يا نود و پنج درصد گفته اند.

به تعبير همين خانم، گفت: اي كاش چند نفر از اين نود و پنج درصدها را بگويد.

الباني گفته است كه نادرست است.

آقاي بزرگوار، آن كسي را كه نقاشي كرده است و دست جناب عالي داده است، يا آن ها خواستند در حق شما خيانت كنند يا حضرت عالي را اغفال كرده اند؟

الباني هم مي گويد: اگر كلام ابن حجر صحيح باشد اين روايت حسن است.

آخه بابا يك مراجعه كنيد، به جاي اين كه هر روز ده دوازده ساعت، كمتر و يا بيشتر برنامه زنده بگذاريد؛ وقت بگذاريد ده ساعت مطالعه كنيد و ده دقيقه حرف حسابي بزنيد.

دو سه تا روايت بياوريد.

اگر دوستان يك روايت از كتاب هاي خودشان مي خوانند، دادشان به هفت آسمان بلند مي شود كه اين روايت ضعيف است؛ ولي خودشان از كتاب هاي شيعه روايت مي خوانند، توهين مي كنند، جسارت مي كنند.

ما يك بار نديديم اين رواياتي كه از كتب شيعه مي خوانند، بررسي سندي كنند.

حتي يك روزي يكي از اين بچه شيعه ها به جناب آقاي عقيل با عقل زنگ زد و گفت: آقا اين روايتي كه خوانديد، سندش چگونه است؟

مي گويد: شما كه زنگ زديد بگوييد: سند آن چه طوري است؟ گفت: شما محقق هستيد و شما استدلال مي كنيد، من شنونده هستم. ببينيد اين منطق اين ها است.

به نظر من اين شبكه ها از الطاف خفيّه الهي است كه بيايند اين طور مطالب بي اساس و نادرست بخوانند و بيننده ها هم بيايند قضاوت كنند.

آقاي ابن حجر از ابن ابي شيبه نقل مي كند:

اگر دو مرد از شير مردان شيعه نباشند، براي اهل سنت حديث صحيحي متصور نيست. يكي از اين ها عباد بن يعقوب است كه اين پرونده اش بود.

آقاي ذهبي در رابطه با ابان بن تغلب كه قبلأ هم اشاره اي داشته ايم مي گويد:

ابان بن تغلب الكوفي شيعي جلد لكنه صدوق فلنا صدقه وعليه بدعته

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ١، ص ١١٨

يك شيعه متعصب است، درست است كه شيعه متعصب است؛ ولي راست گو است، بدعتش براي خودش، گناهش براي خودش ما با صداقتش كار داريم.

احمد بن حنبل و ابن معين و ابوحاتم توثيق كرده اند.

شيعه است و يك شيعه جلد است.

آقاي ذهبي و اين همه بزرگان توثيق مي كنند.

اگر واقعا شيعه بودن جرم است و شيعه بودن جنايت است و شيعه بودن مساوي است با پيروي از ابن سبأ و شيعه بودن يعني اهانت به صحابه، چرا آقاي احمد بن حنبل و ابن معين توثيقش كرده اند؟

بعد جالب اين هست كه در آخر ذهبي مي گويد:

فلو رد حديث هؤلاء لذهب جملة من الاثار النبوية وهذه مفسدة بينة

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ١، ص ١١٨

اگر حديث اين دسته اي كه يا شيعه غالي بودند و يا شيعه بدون غلو، اگر ما احاديث شيعيان بدون غلو و شيعيان با غلو را برداريم، بخشي از آثار نبوت و آثار رسالت وسنت پيغمبر از بين مي رود

كتاب هاي شما و سنتي كه نقل مي كنيد، همه از كانال بچه شيعه ها رسيده است.

شما به چه چيزي مي باليد؟

فلو رد حديث هؤلاء لذهب جملة من الاثار النبوية وهذه مفسدة بينة

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ١، ص ١١٨

برادر من يك مقداري دقت كنيد.

الباني در رابطه با حديث:

ما تريدون علي ان عليأ مني وانا من

بعد مي گويد: سندش حسن است.

در قضيه جيش يمن بود كه آمده بودند از اميرالمؤمنين شكايت كنند كه حضرت علي در جنگ فتح يمن بيش از همه از غنايم برداشته است و يك حرف هاي زشتي مي زدنند، پيغمبر اكرم از حجره بيرون آمدند و فرمودند: از جان علي چه مي خواهيد؟

علي از من هست و من از علي هستم.

وعلي ولي كل مؤمن بعدي

ولي امر همه مؤمنين بعد از من است.

الباني مي گويد" كه سند حسن است و راويانش همه ثقه هستند.

ورجال شيخين

و رجال صحيح بخاري و مسلم غير از آقاي اجله كه ابن عبد الله كندي است و مختلف فيه است.

در تقريب وتهذيب ابن حجر آمده است:

صدوق يتشيع

اين آدم صادق و راست گو است.

يعني بسيار راست گو است؛ ولي شيعه است.

اين آقاياني كه الباني، الباني مي كنند و مي گويند: بخاري دوران و امام الحديث است، اين حرف اين آقا است نگاه كنيد.

حداقل از بييننده هاي خودتان خجالت بكشيد و اين همه به شيعه جسارت نكنيد.

فإن قال قائل: راوي هذا الشاهد شيعي... أفلا يعتبر ذلك طعنا في الحديث وعلة فيه فأقول: كلا لان العبرة في رواية الحديث إنما هو الصدق والحفظ وأما المذهب فهو بينه وبين ربه فهو حسيبه

اين قضيه اي كه نقل كردم؛ كه پيغمبر چنين فرمود، راوي آن شيعه است و همچنين در سند اين روايت شيعه ديگري هم به نام جعفر بن سليمان وجود دارد، آيا همين كه دو راوي شيعه در سند حديث است دليل بر ضعف حديث نيست و موجب اشكال در حديث نيست؟

اصلا اين چنين نيست، بودن راوي شيعه در سند حديث دليل بر ضعف حديث نيست؛ چون آن چيزي كه براي ما در راوي حديث معيار و ملاك است، صداقت است.

مراد از حفظ همان ضابط باشد يا مراد از حفظ هر چيزي كه نظر آقايان است كه بتواند تدليس نكند.

اما مذهب راوي چيست؟ شيعه است يا سني؟ خوارج است يا ناصبي؟

مذهبش چيزي است بين خودش و خداي خودش، خودش بايد جواب بدهد.

بعد مي گويد:

ولذلك نجد صاحبي (الصحيحين) وغيرهما قد أخرجوا لكثير من الثقات المخالفين كالخوارج والشيعة وغيرهم

ما مي بينيم كه آقاي مسلم و بخاري و غير از اين ها، بسياري از افراد ثقه روايت نقل كرده اند و مخالف اهل سنت بودند؛ مثل خوارج و شيعه.

اگر واقعا ملاك اين است، شما چه مي گوييد؟

ملاك اگر اين نشد، يا يك نفر با شما است و يا عليه شما است كه يا وهابي است و يا دشمن خدا و پيغمبر است.

كليد در بهشت جهنم هم كه دست شما است و به هر كسي كه بخواهيد اجازه مي دهيد كه به بهشت برود و هر كسي كه دل تان خواست داخل جهنم مي بريد.

براي هر كسي شناسنامه كفر صادر مي كنيد و مي گوييد: اين كافر و مرتد و بي دين است؛ ولي اين رقاصه و اين زن فاحشه، آدم خوبي است.

يكي از اين دوستان مي گفت: آقاي سجودي در اين كتابي كه نوشته است كه ما بعيد مي دانيم كه اين كتاب روزهاي پيشاور را خودش نوشته باشد، خيلي از اين خانم رقاصه نام مي برد و در صحبتش هم خيلي مي گويد: اين به بهشت مي رود؛ ولي فلان شيعه به بهشت نمي رود.

چه رابطه اي با ايشان داشته است و چه علاقه اي به ايشان داشته است و چه رابطه فكري و عاطفي با ايشان داشته كه ايشان يك دفعه در ميان اين همه افراد، سراغ يك رقاصه مي رود.

حتما هم اين خانم مثل جناب آقاي سجودي خيلي خوب مي رقصيده است و پايين و بالا مي كرده است و بهشت و جهنم توزيع مي كرده است.

آقاي سجودي آن روز داشت يك ترانه اي از ايشان در شبكه شان پخش مي كرد.

براي اين كه بگويد: فلان مداح از اين تقليد كرده است، ترانه اين شخص را پخش مي كرد.

نمي دانيم كه آقاي ملا زاده نسبت به آقاي سجودي چه مي گويد. مي گويد: عقل دارد يا ندارد.

وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَي أَوْلِيَائِهِمْ

سوره انعام آيه ١٢١

آقا از اين انسان بد نام و رقاصه، يك ترانه اي پخش كرده است و بعد از يكي از مداح هاي شيعه هم پخش كرده است و مي گويد: اين مداح از اين شخص تقليد كرده است.

خيلي عجيب است كه در يك شبكه ديني و اسلامي، همچين كاري كند.

حداقل شعر علي اي هماي رحمت اين رقاصه را پخش مي كرد.

حداقل به ايشان آبرو مي داد.

اين خانم رقاصه از علي به عنوان خليفه چهارم تجليل كرده است.

خدا را شكر كه دشمنان اهل بيت از احمق ترين انسان هاي هر عصري بودند.

اگر آقايان اين را قبول ندارند، بيايند ببينند و قضاوت كنند.

ذهبي مي گويد:

من دخل في بدعة ولم يعد من رؤوسها ولا أمعن فيها يقبل حديثه كما مثل الحافظ أبو زكريا بأولئك المذكورين وحديثهم في كتب الإسلام لصدقهم وحفظهم.

سير أعلام النبلاء، ج ٧، ص ١٥٤

هر كس در يك بدعتي وارد شود و از رؤس آن بدعت نشود، يعني سركرده آن بدعت نشود و خيلي هم طرفدار پر و پا قرص نباشد و دعوت نكند، حديث او قبول مي شود و اين بدعت گذاراني كه احاديث شان در كتب اسلامي است و حديث اين بدعت گذاران در كتب اسلامي ما اهل سنت وجود دارد؛ چون اين ها هم حافظ و هم راستگو بودند.

در رابطه با عبد الرزاق صنعاني كه استاد جناب آقاي بخاري است و متوفاي ٢١١ است، مي گويد:

وثقه غير واحد وحديثه مخرج في الصحاح وله ما ينفرد به ونقموا عليه التشيع وماكان يغلو فيه بل كان يحب عليا رضي الله عنه ويبغض من قاتله.

تذكرة الحفاظ، ج ١، ص ٣٦٤

افراد زيادي آقاي عبد الرزاق صنعاني را توثيق كرده اند و حديثش در صحاح ما وجود دارد، بعضي ها به انتقام اين كه شيعه است، او را تضعيف كردند، عبد الرزاق شيعه است؛ ولي شيعه غالي نيست و غلو نمي كند؛ بلكه علي را دوست دارد و قاتلين و كساني كه با جنگيده اند را دشمن مي دارد.

اين آقاي كارشناس بزرگواري كه كليد بهشت و جهنم را در دستش گرفته است، بگويد كه اين جمله يعني چه؟

ويبغض من قاتله

تذكرة الحفاظ، ج ١، ص ٣٦٤

كساني كه با علي جنگيدند، اين ها را دشمن مي دارد.

در جنگ جمل و صفين و نهروان چه كساني با علي جنگيدند؟

اين آقا استاد بخاري است. ببينيد كه مصنف عبد الرزاق صنعاني چقدر روايت دارد.

همين آقايي كه دشمن دارد و بغض و كينه كساني كه با علي جنگيدن را در دل دارد، يحيي بن معين افاضه مي كند و مي گويد:

لو ارتد عبد الرزاق عن الإسلام ما تركنا حديثه.

سير أعلام النبلاء، ج ٩، ص ٥٧٣ و تاريخ مدينة دمشق، ج ٣٦، ص ١٩٢ و ضعفاء العقيلي، ج ٣، ص ١١٠

اگر كسي كينه عائشه و طلحه و زبير و معاويه در دلش باشد كه اشكالي ندارد، اين شخص اگر مرتد شود، ما حديث عبد الرزاق صنعاني را رها نمي كنيم.

اين ها را جواب دهيد. به جاي اين فحاشي و تقسيم بهشت و جهنم و به جاي اين كه نسبت به اميرالمؤمنين اين طور وقيحانه جسارت كنيد، ما دوست داريم كه به اين ها جواب دهند.

اگر مي توانند جواب دهند. اگر نمي توانند در شبكه خود را تخته كنند و اين همه مردم را معطل نكنند.

يكي از دوستان مي گفت: آن پول هايي كه مي گيرند، اگر اين حرف ها را نزنند، اين ها كه كارگري و سبزي فروشي بلد نيستند، مجبور هستند كه از اين كانال پول دربياورند.

زمستان است و چغندر فروشي روي چرخ ها زياد است.

اگر نتوانستند، پيشنهاد مي كنيم كه اين كار را كنند و اين طور دين فروشي و مذهب فروشي نكنند و بهشت و جهنم را اين چنين تقسيم نكنند.

ما بارها به اين آقايان گفتيم: اين دنيا اين قدر ارزش ندارد.

جناب آقاي سجودي و آقاي خدمتي و آقاي عبد الله حيدري و آقاي هاشمي، دنيا اين قدر ارزش ندارد كه دين و آخرت خودتان را حراج كنيد.

به والله العلي الاعلي قسم، طبق روايات خودتان و آيات قرآن، اولين لحظه مرگ، اولين لحظه پشيماني است.

اين قبر از اين دو حال خارج نيست:

روضة من رياض الجنة يا حفرة من حفرات النيران

كاري كنيد كه قبرتان باغي از باغ هاي بهشت باشد.

كاري نكنيد كه به دست خودتان يك دره اي از دره هاي آتش جهنم باشد.

بعضي آقايان هم مي گويند: آن ها هم در حق شما همچين ادعايي دارند.

بله آن ها هم چنين مي گويند.

اگر راست مي گويند: بيايند با هم صحبت كنيم تا ببينيم كه چه كسي راست مي گويد.

همين كه آقايان از رو در رويي فرار مي كنند، همين كه آقايان از مناظره وحشت دارند، اين دليل بر اين است كه مذهب شان و سخن شان باطل است و خودشان هم مي دانند كه باطل هستند؛ ولي گير كرده اند.

اين دلارهاي آمريكايي و پوندهاي انگليسي كه از كانال مخابرات براي شان مي آيد و ريال هاي سعودي در گلوي اين بزرگواران گير كرده است.

كسي يك شربت حلال يا نبيذ حلال به اين ها بدهد كه بخورند تا اين دلار و پوند و ريال، پايين برود يا كاري كنند كه بيرون بندازند. كاري نكنيد كه فرداي قيامت راه گريزي نداشته باشيد.

چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني.

بيننده آقاي نامور از اردبيل:

الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية علي بن ابي طالب سلام الله عليه وآله

ما در اردبيل در محله اي هستيم كه خودمان كشاورز هستيم.

يكي از روستاهاي همجوار ما اهل تسنن دارند.

ما وقتي كه صحرا مي رويم، با آن ها هم مرز هستيم و در آب كشاورزي با آن ها شريك هستيم؛ ولي مي خواهم اين را به كل دنيا برسانم كه اين برادران اهل سنت، همه اين ها وهابي نيستند.

وهابيت كه هميشه تلاش مي كند كه بگويد: ما با اهل سنت يكي هستيم.

اين برادران اهل سنت ما كه در اينجا زندگي مي كنند، به آن قرآني كه خداوند متعال براي هدايت بشر فرستاده است و به آن الله احد و واحد و لا شريك، من قسم مي خورم كه الان آن آقايي كه در شبكه كلمه نشسته است و حرف هاي غير اخلاقي و غير اسلامي مي زند؛ حتي از اخلاق يك انسان معمولي، بدتر توهين مي كند، مي خواهم آن آقاي هاشمي (كه نام هاشمي به او نمي آيد و بايد يك نام ديگري براي خودش انتخاب كند) اردبيل بيايد، من آدرس را نمي گويم، اگر قرار باشد كه آدرس را به شما بگويم، ان شاء الله بعدا زنگ مي زنم و صحبت مي كنيم؛ اما بيايد من شيعه اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه الصلاة والسلام را با آن سني كه مثلا در بعضي از مسائل مان اختلاف داريم، از ما در اينجا فيلم برداري كند و ببيند كه آن سني كه در آنجا كشاورزي مي كند و من كشاورز شيعه اي كه همسايه او هستيم و مرز كوچكي اندازه يك متر با هم داريم، اينجا چگونه زندگي مي كنيم.

به خداي احد و واحد، آن اهل تسنن در عيد غدير خم، مجلس مي آيند و در مجالس شيعيان كه براي جشن غدير، مجلسي تشكيل مي دهند، آن ها با لباس سفيد و با لباس هاي تميز مي آيند و از اهل بيت حضرت رسول اكرم صلي الله عليه وآله مدح مي كنند؛ حتي با دف و با بعضي از ابزار و آلاتي كه دارند، براي مدح حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام با ما شريك مي شوند.

در محرم هم اين چنين شركت مي كنند.

به خداي احد و واحد الان فيلم آن را هم داريم كه تلويزيون اردبيل هم دارد.

اين ها در محرم در مسجد خودشان براي عزاداري حضرت امام حسين عليه السلام، سينه و زنجير مي زنند و به مساجد ما مي آيند و ما به مساجد آن ها مي رويم.

بيننده آقا رضا از تهران از اهل سنت:

بنده مي خواستم قبل از هر چيزي در ادامه اين صحبت اين دوست عزيزمان كه از اردبيل تماس گرفته بودند، يك مسئله اي را عرض كنم و بعد سراغ مطلب اصلي خودم بروم.

من چند وقت پيش شنيدم كه جناب آقاي سيستاني گفته بودند: نگوييد: برادران اهل سنت؛ بلكه بگوييد: عزيزان اهل سنت است.

ظاهرا چيزي شبيه اين را گفته بودند.

مجري:

بله. أنفسنا أهل السنة

بيننده:

ما اين ها را كه مي شنويم؛ ولي وقتي در نماز جمعه مي شود در تريبون ها به صورت علني مي گويند: مرگ بر ضد ولايت فقيه، اين كلمه برادران و أنفسنا يك مقداري خنده دار و جك مي شود؛ چون اگر قرار بر برادري بود، مرگ بر برادر نه عقلا و نه شرعا درست است.

نمي دانم كه اين حرف بنده را تأييد مي كنيد يا خير.

مجري:

شما مرگ بر ضد ولايت فقيه را به اهل سنت مي چسبانيد؟

بيننده:

بله. مگر اهل سنت ولايت را قبول دارند؟

مجري:

اين يك مرجع خاصي دارند.

بيننده:

من فكر نكنم كه هيچ كدام از اهل سنت اصل ولايت را قبول داشته باشند.

مجري:

اين تبادر ذهني شما است. هيچ كس اين طور برداشت نمي كند، كساني هستند كه با اين كه شيعه هستند، مغرضانه اين را قبول ندارند. اين كه شما گفتيد، من اولين بار كه مي شنوم كه همچين فكري مي كنند.

بيننده:

شما كه اولين بارتان است، همين جمعه مي شنويد.

مجري:

اين برداشت وقتي براي من تازگي دارد، قطعا براي عوام هم به همين شكل خواهد بود.

بيننده:

فردا ان شاء الله از تريبون صدا و سيما و خود نماز جمعه برويد، دقيق بشنويد كه وقتي كه نماز جمعه تمام مي شود، هزار بار مي گويند: مرگ بر ضد ولايت فقيه.

مجري:

اين بي انصافي شما است.

بيننده:

شما قضاوت كنيد، بينندگان تان هم قضاوت مي كنند.

استاد قزويني:

آقاي آل شيخ مفتي أعظم عربستان سعودي چندي قبل در روزنامه الوطن عربستان به تاريخ ٢٢ محرم ١٤٣٠، رسما گفت:

المفتي قائم مقام النبي في الأمة

مفتي يعني آيت الله و كسي كه مقام رهبري جامعه را دارد، قائم مقام پيغمبر است.

اين با ولايت فقيهي كه ما داريم، چه فرقي مي كند؟

آيا بالاتر از ولايت فقيهي است كه شيعه قبول دارد يا خير؟

بيننده:

من نمي دانم كه اين حرفي كه شما گفتيد، اين آقا گفته است يا خير.

استاد قزويني:

من آدرس دادم. روزنامه الوطن مال عربستان سعودي روز دوشنبه ٢٢ محرم ١٤٣٠ و ١٩ نوامبر ٢٠٠٩، شماره روزنامه هم ٣٠٣٤ سال نهم است.

بيننده:

شما خودتان در جريان هستيد و از من بهتر و بيشتر مي دانيد كه هيچ كدام از اهل سنت اصل ولايت را قبول ندارند. اگر قبول داشتيم كه سني نبوديم.

استاد قزويني:

آقايان امامت را قبول ندارند چه رسد به اين كه ولايت را قبول داشته باشند.

بيننده:

ولايت را قبول نداريم. اين جمله كه در نماز جمعه مي گويند، به طور علني يعني مرگ بر اهل سنت ايران.

استاد قزويني:

نه اصلا اين طور نيست.

بيننده:

جناب آقاي محسني گفتند: من اصلا اين واژه را نشنيدم.

استاد قزويني:

اگر اين طور بخواهد باشد، يك دفعه مي گويند: مرگ بر اهل سنت و نيازي به اين كار نيست.

قضيه ضد ولايت فقيه در حقيقت زمان امام راحل رضوان الله تعالي عليه با توجه به مخالفت هايي كه آيت الله منتظري با امام داشتند و ولايت فقيه ايشان را زير سؤال بردند، يك سري مباحث سياسي در كشور مطرح شد.

آنجا گفتند: مرگ بر ضد ولايت فقيه.

اين قضيه در حقيقت يك دعواي درون خانه و داخل مذهب شيعه است.

بعضي از آقايان ولايت فقيه را قبول دارند و بعضي قبول ندارند.

اگر بحث ما از امامت تمام شود، به بحث ولايت فقيه مفصل خواهيم پرداخت.

نمي گويند: مرگ بر منكر ولايت فقيه، مي گويند : مرگ بر ضد ولايت فقيه.

اگر يك حاكم و يك مجتهدي حكومتي را تأسيس كرد و افرادي براي تضعيف اين حكومت و زير سؤال بردن كار فقيه توطئه كردند و بحث براندازي نظام ولي فقيه را داشتند، اين ها هر روز مي گويند: مرگ بر كساني كه تصميم براندازي نظام شيعه را دارند.

غير از اين چيز ديگري نيست. شما چرا اين طوري برداشت مي كنيد.

بيننده:

اميدوار هستم كه حرف شما درست باشد.

اين كه شما علني نمي گوييد: مرگ بر اهل سنت فكر كنم كه اين هم از باب تقيه است و گرنه اين را هم مي گفتيد.

استاد قزويني:

شما اين طور تصور كنيد.

بيننده:

من چند شب پيش زنگ زدم و با آقاي روستايي صحبت كردم و ايشان يك مطلب ناقص را از امام ابن تيميه مطرح كردند.

من باز هم تكرار امام ابن تيميه رحمه الله.

ايشان يك مطلب از ايشان نقل كردند به صورت بريده. من همان روز زنگ زدم كه جواب تماس من داده نشد و بعد از يك مدت من چند شب قبل به ايشان زنگ زدم.

من يك ترجمه از منهاج السنة داشتم از همان ترجمه يك مطلبي آوردم، ايشان گفت: نه مگر مي شود، در ترجمه دست برده شده است.

من يك سؤالي داشتم، شما يك مطلب از منهاج مي آوريد و جناب آقاي روستايي مي گويد: من ترجمه مختصر منهاج را قبول ندارم، مگر تمام بينندگان شما كتاب منهاج السنة عربي را در خانه هايشان دارند كه ايشان همچين ادعايي مي كند.

همچين ادعا با همچين جوابي كه ايشان به بنده دادند، من اين برداشت را كردم كه (آن روز هم به خودشان گفتم و امروز هم تكرار مي كنم، من متأسف هستم كه اين جمله را مي گويم؛ ولي من صادقانه و رك مي گويم و از كسي هم خجالت نمي كشم) آن روز ايشان يك دروغي را به امام نسبت داد و بعد هم زير بارش هم نرفت.

من گفتم: من از ترجمه اش مطلب مي آوريم كه اين مطلبي را كه شما گفتيد، امام رد كرده است.

گفت: من ترجمه اش را قبول نمي كنم شما بايد عربي آن را بياوريد.

جناب آقاي روستايي، مگر چه كسي در ايران عربي منهاج را دارد.

اگر هم من داشته باشم، من كه فارس زبان و كرد زبان هستم، عربي اش را چگونه بخوانم؟

استاد قزويني:

در ترجمه به فارسي، غالبا وقتي مي خواهند ترجمه كنند، مترجم آنچه كه بافته هاي ذهني خودش است بر مبناي آن ترجمه مي كند.

ابن تيميه كه فارسي ننوشته است، ابن تيميه عربي نوشته است. وقتي عربي آن را آورديد، معنا مي شود. هم علماي اهل سنت و هم علماي شيعه پاي گيرنده شبكه ولايت هستند.

شما هم اگر به فرض نمي توانيد ترجمه كنيد، عربي را مي توانيد يادداشت كنيد و از بعضي از علماء سؤال كنيد و بگوييد: در شبكه ولايت اين عبارت ابن تيميه را كه او به عربي نوشته است، اين طور ترجمه كرده اند، آيا ترجمه اين آقايان درست است يا اين كه خيانت كردند؟

خيلي راحت است و نيازي به اين همه ناراحتي ندارد.

بيننده:

بحث روي ترجمه ايشان نبود، ايشان مطلب را آورد و قيچي كرد و آخر مطلب را براي بينندگان نخواند.

امام در فصلي يك نقل قول از امام احمد كرده است كه يزيد كعبه را آتش زد و به اهل كعبه تعدي كرد، تا اينجا گفت و به بيننده ها با آن لفظ ناشايست گفت: ابن تيميه به اين حرف امام احمد هيچ تعرض و ردي نداشته است؛ در حالي كه ابن تيميه در ادامه همين مطلب، آتش زدن كعبه را رد كرد و گفت: كعبه را نمي توانستند آتش بزنند؛ ولي به اهل مكه تعدي كردند و كشتار كردند در مكه؛ ولي ايشان گفت: نه نسبت به آتش زدن كعبه و نه خراب كردن كعبه و نه به قتل اهل مكه، ابن تيميه هيچ گونه واكنشي نشان نداده است.

به صورت علني ايشان گفت: ابن تيميه اين كارها را از يزيد قبول كرده است.

استاد قزويني:

آن آقايان عين جمله ابن تيميه را روي آنتن آوردند، نيامده اند كه نقل كنند.

بيننده:

عين جمله را آوردند؛ ولي نصفه آوردند.

استاد قزويني:

همه بيننده ها مي بينند.

بيننده:

من متأسف هستم كه اين را مي گويم، اين بي ادبي است؛ ولي بنده از شبكه شما بارها دروغ به مراتب شنيده ام.

استاد قزويني:

يك مورد آن را براي ما بيان كنيد.

بيننده:

من كليپش را دارم. چند وقت پيش شما يك نقل قولي از آقاي زيلعي حنفي كرديد و گفتيد: ايشان به ازدواج ٩ تاي اهل سنت اعتقاد دارد.

همان لحظه يك آقايي به اسم محمد از تركيه به شما زنگ زد و شما همان لحظه حرف خودتان را پس گرفتيد و گفتيد: من اين را نگفتم.

چند شب پيش جناب آقاي ملا زاده يك كليپ از شما پخش كرد كه يك آقايي كه شيعه بود به شما زنگ زد و گفت: من رفتم مكه نماز جمعه هايش را ديدم كه خيلي خوب است و اين وهابي ها اگر اين طور هستند، عالي است.

شما گفتيد: نه ساعت ١ نصف شب در آنجا رفتم در زير يك پل آنجا فاحشه خانه است.

يك آقايي به شما زنگ و گفت: آقاي قزويني شما ساعت ١ نصف شب آنجا چه كار مي كرديد؟

شما گفتيد: من اين را نگفتم.

از اين نوع كليپ ها من شايد ٢٥ تا روي لب تاپم دارم و وصال حق هم هر شب از شما پخش مي كند. من متأسفم.

استاد قزويني:

بگوييد: وصال باطل نه وصال حق.

اگر حق آن ها هستند و ابن تيميه حق است، ما دعاي هميشگي خود را مي كنيم كه خداي عالم شما را با اين ها محشور كند.

بيننده:

من اين حرفي را كه زدم شما قبول داريد؟

استاد قزويني:

شما حاضر هستيد كه فردا با ابن تيميه محشور شويد؟

بيننده:

آرزوي من است كه با ابن تيميه محشور شوم.

استاد قزويني:

خدايا به آبروي امام زمان و به آبروي حضرت زهرا اين آقا رضاي ما را با ابن تيميه محشور كن.

بيننده:

ان شاء الله. با ابن تيميه محشور شدن بهتر از اين است كه با آخوند مجلسي محشور شويم.

استاد قزويني:

خدا ما را به آبروي زهرا با علامه حلي و علامه مجلسي و سيد مرتضي و شيخ مفيد؛ حتي فضه خادم حضرت زهرا و قنبر غلام اميرالمؤمنين محشور كند و شما را با ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب و ابن قيم جوزي محشور كند. ما كه دعوا نداريم.

مجري:

ما دوست داشتيم كه شما سؤال هاي علمي بپرسيد.

بيننده:

شما گفتيد: يكي از دروغ هاي ما را رو كن، من ٢ تا را رو كردم و شما هيچ چيزي نگفتيد.

مجري:

دروغ هاي ما مشخص شد و شما آبروي ما را برديد.

بيننده:

شما مي گوييد: بحث علمي، شما وقتي يك مطلبي را از يك شخصي قيچي و سانسور مي كنيد و تحويل بيننده مي دهيد، به اميد اين كه اين بيننده آن كتاب را در خانه اش ندارد و نگاه به آن نمي كند، اين كه بحث علمي نيست.

مجري:

شما به جاي مردم قضاوت نكنيد.

بيننده:

من ٢ تا از دروغ هاي شما را رو كردم و شما هيچ چيزي نگفتيد.

مجري:

شما تصور كنيد كه ما دروغ مي گوييم. ما وقتي اين حرف ها را مي زنيم، قضاوت آن به عهده خود شما است. اگر راست بود قبول كنيد و اگر راست نبود، قبول نكنيد؛ چون اگر راست بود و قبول نكنيد، يا فاسق مي شويد و يا كافر يا ظالم مي شويد. درست است؟

بيننده:

بله درست است.

مجري:

قرآن مي فرمايد:

وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ

سوره مائده آيه ٤٤

وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

سوره مائده آيه ٤٥

وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

سوره مائده آيه ٤٧

بيننده:

بنده طبق مطلبي كه از شما شنيدم و اين مطلب را با واقعيت مطابقت دادم، فهميدم كه مطلبي را كه شما گفتيد، درست نبوده است، شما هم جواب خاصي نداشتيد.

مجري:

اين نظر شما است.

بيننده آقاي زارع از همدان:

السلام علي المهدي الذي يملأ الارض قسطا وعدلا كما ملأت ظلما وجورا

سلام مخصوص دوستان و عزيزان حاضر در تالار نداي شيعه منتظران حضرت مهدي را محضر شما و استاد محسني ابلاغ مي كنم.

اين آقا رضا كه از عزيزان اهل سنت بودند و مطالبي را گفتند؛ هرچند كه حضرت آيت الله دكتر حسيني قزويني جواب كامل و مفصل را دادند، من يك اشاره اي كنم كه جناب آقا رضا، اگر شما به صحبت هاي رهبر معظم انقلاب مراجعه كنيد، اين را خود ايشان در سال ٨٨ جواب دادند و گفتند: ضد ولايت فقيه به معناي ضديت با ولايت فقيه يعني آن كسي كه با ولايت فقيه دشمني مي كند نه آن كسي كه ولايت فقيه را قبول ندارد.

اين را شما از نشخوار شبكه هاي وهابي نگيريد.

اين ها تبليغاتي مي كنند كه در ايران جنگ شيعه و سني به را بياندازند و استفاده خودشان را ببرند.

همان طوري كه بارها عرض كرديم، ما در تالار نداي شيعه منتظران حضرت مهدي تلاش كرديم كه با كمال ادب و احترام، خط اهل سنت را از وهابيت جدا كنيم و با تكيه بر مباحث علمي، دفاع از مذهب شيعه كنيم.

ما ديشب برنامه اي را داشتيم به عنوان نداي حق؛ ما ديديدم كه روم وهابي در حدي نيستند كه ما بخواهيم از اساتيد استفاده كنيم، به اين دليل ما از ادمين هاي تالار برنامه اي را در نقد اين تالارها گذاشتيم.

ديشب ما چند كليپ و چند برنامه از آقاي خالد انصاري كه از اساتيد اين تالار و از اساتيد شبكه وصال فارسي هستند، پخش كرديم و نقد كرديم كه آتشي را به جان اين آقايان انداخته است كه امروز در فضاي مجازي در فيس بوك، به اين پر و بال دادند.

اين را به صورت كوتاه در جواب اين دوست مان كه از اردبيل تماس گرفته بودند عرض كنم: دوست عزيز ما صف وهابيت و نواصب را از اهل سنت جدا مي كنيم.

ما ديشب كليپي را از آقاي خالد انصاري پخش كرديم كه ايشان به صراحت بيان مي كند:

أنا ناصبي وافتخر

من ناصبي هستم و به ناصبي بودن خود هم افتخار مي كنم.

من الان اين كليپ را يك لحظه براي شما دوستان پخش مي كنم كه بشنويد.

اين ها بعد از اين كليپ در فيس بوك گفتند: اين ها صداي ما را تيكه كرده اند.

جناب آقاي خالد انصاري، اين بار اول شما نيست كه اين مطلب را مي گوييد.

ما عكس تكس هاي شما را داريم كه در روم آلوده خودتان بارها به ناصبي گفتن خودتان افتخار كرديد.

من اگر بتوانم تا چند دقيقه ديگر لينك عكسي كه از تكس هاي آقاي خالد انصاري است و افتخار به ناصبي بودنش مي كند را براي دوستان شبكه مي فرستم كه اگر نياز بود آنجا حتما پخش كنند، من اين صدا را يك لحظه پخش مي كنم تا مشخص شود كه اينجا بحث ما با نواصب است و آن هايي كه به ناصبي بودن خودشان افتخار مي كنند.

پخش كليپ آقاي خالد انصاري توسط بيننده:

أنا ناصبي وافتخر

بيننده:

خيلي صدا خوب نبود.

ايشان چند بار تكرار مي كند كه من به ناصبي بودن خودم افتخار مي كنم و مي گويد: من از اول ناصبي بودم.

استاد قزويني:

براي اين كه به اين آقا رضا ثابت شود كه فريب اين شبكه هاي باطل را مي خورد و ايشان مي گويد: ما دروغ گفتيم.

جناب آقا رضا، من نمي خواهم جسارت كنم.

اگر واقعا چشم شما مثل چشم قلب اين وهابي ها خدا كور كرده است، نيست خوب دقت كن.

اين كتاب تبيين الحقائق است كه مال آقاي فخر الدين عثمان بن علي زيلعي حنفي است. من كلمه به كلمه ترجمه مي كنم تا آقا رضا يادداشت كند و از شبكه هاي باطل سؤال كند و جلسه بعد جواب ما را بياورد.

در ذيل آيه والذين يظاهرون من نسائهم مي گويد:

وقال الْقَاسِمُ بن إبْرَاهِيمَ يَجُوزُ التَّزَوُّجُ بِالتِّسْعِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَي أَبَاحَ نِكَاحَ ثِنْتَيْنِ بِقَوْلِهِ مَثْنَي ثُمَّ عَطَفَ عليه ثُلَاثَ وَرُبَاعَ بِالْوَاوِ وَهِيَ لِلْجَمْعِ فَيَكُونُ الْمَجْمُوعُ تِسْعًا

تبيين الحقائق، ج ٢، ص ١١٢

قاسم بن ابراهيم گفته است: مي توانيم ٩ تا زن دائم بگيريم براي اين كه خداي عالم در اين آيه شريفه فرموده است: ٢ زن بگيريد و بعد ٣ و ٤ تا را هم عطف كرده است كه جمع اين ها روي هم ٩ زن مي شود.

خدا فرموده است: ٢ تا زن بگيريد و ٣ تا اضافه كنيد كه بشود ٥ عدد و ٤ تا هم اضافه كنيد كه ٩ تا شود كه مجموع اين ٩ تا مي شود.

اين را از قاسم بن ابراهيم نقل مي كند و بعد مي گويد:

وَمِثْلُهُ عن النَّخَعِيّ وَابْنِ أبي لَيْلَي

تبيين الحقائق، ج ٢، ص ١١٢

اين آقاي نخعي را سؤال كنيد كه از فقهاي بزرگ اهل سنت است كه نام او شريك بن عبد الله نخعي است و متوفاي ١٧٧ است.

شايد ابراهيم نخعي مفتي كوفه باشد كه متوفاي ٩٦ است؛ ولي آقاي ابن ابي ليلا، ابو عبد الرحمن بن ابو ليلا است و متوفاي ١٤٨ است و از فقهاي بزرگ اهل سنت است، مي گويد:

وَمِثْلُهُ عن النَّخَعِيّ وَابْنِ أبي لَيْلَي

تبيين الحقائق، ج ٢، ص ١١٢

بعد ايشان مي گويد:

وقال بَعْضُ الشِّيعَةِ وَالْخَوَارِجُ يَجُوزُ ثَمَانِي عَشْرَةَ امْرَأَةً

تبيين الحقائق، ج ٢، ص ١١٢

اين بحث جدايي است و كار با اين نداريم.

ايشان كه مي گويد: ٩ تا زن مي شود گرفت، از قاسم بن ابراهيم نقل مي كند و بعد مي گويد: نخعي و ابن ابي ليلا، دو تن از فقهاي به نام اهل سنت به اين فتوا داده اند.

اگر اين ها را دروغ مي دانيد، پس بگوييد: در دنيا راستي وجود ندارد.

ما اين را بارها گفته بوديم و همان زماني كه آقايان گفته بودند، بنده جواب دادم به اين؛ ولي اين جواب ما براي آقايان سوره ياسين خواندن بوده است.

اميدوار هستيم كه براي حضرت عالي عبرت باشد.

وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَي تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ

سوره ذاريات آيه ٥٥

شما هم بزرگواري كن و ببين كه بزرگان اهل سنت مثل ذهبي و سبكي و ابن حجر و ديگران، بيش از ٢٠٠ نفر از علماي اهل سنت مي گويند: ابن تيميه منافق است.

حصني دمشقي مي گويد: ابن تيميه به قدري مطالب باطل گفته است، اگر مردم از مطالب باطل او با خبر باشند، قبر او را نبش مي كنند و جنازه او را آتش مي زنند و مي گويد: امام ابن تيميه شيطان بوده است.

خود ابن حجر عسقلاني كه از استوانه هاي اهل سنت است، مي گويد: اين آقا را اهل سنت منافق مي دانند، به خاطر اهانتي كه به آقا اميرالمؤمنين سلام الله عليه كرده است.

يكي از عزيزاني كه هفته گذشته داشت دفاع مي كرد، مواردي از گفتار علماي اهل سنت از گذشته و در عصر ابن تيميه و بعد از عصر ابن تيميه، از علماي معاصر آوردم كه ايشان را منافق و ضد پيغمبر است و بعضي از بزرگان مي گويند: ايشان عداوتي با خاندان پيغمبر دارد.

اگر حضرت عالي با اين شهادتي كه بزرگان اهل سنت دادند، معمولا ٢ نفر اگر به يك قضيه اي شهادت دادند، اگر يقين نياورد، حداقل شك براي انسان ايجاد مي كند.

اميدوار هستيم كه روي اين حرف تان كه گفتيد: خدا شما را با ابن تيميه محشور كند، يك تجديد نظري كنيد.

ما در جلسات آينده منتظر نظر شما؛ مخصوصا نسبت به اين قضايايي كه از زيلعي نقل كردم هستيم.

اگر ديگر حرف ها و كليپ هايي كه داريد از اين قبيل است، وعلي اسلام السلام.

بيننده آقاي موسوي از سنندج از اهل سنت:

از مجري عزيز آقاي اسماعيلي تشكر مي كنم كه ديشب به قول شان عمل كردند.

من ديشب از آقاي قزويني مقداري گله مند بودم.

آقاي قزويني عزيز من ٢ بار از شما سؤال پرسيدم، دفعه اول در رابطه با ماجراي قبيله بني قريظه بود، جواب نداديد؛ اما از حاج آقا يزداني پرسيدم و ايشان جواب دادند و چند شب پيش هم از شما سؤال كردم؛ اما شما جواب نداديد.

از شما پرسيدم كه من در جاهايي خوانده ام كه در زمان رسول اكرم صلي الله عليه وآله رسم بوده است كه مردم زن هايشان را به صورت مدت دار با هم عوض مي كردند و اين رسم تا زمان حضرت عمر رضي الله عنه، ادامه داشت تا اين كه حضرت عمر اين رسم را فسخ كردند.

از شما پرسيدم آيا اين واقعيت دارد يا خير. شما خيلي از كتب را حفظ هستيد.

در چه كتاب هايي است كه عمار فرزند ياسر و سميه از هدايت گران نقشه قتل حضرت عثمان رضي الله عنهما بوده است؟

من در كتابي خواندم كه عمار يكي از هدايت گران نقشه قتل بوده است، مي خواستم ببينم كه درست است يا خير.

به نظر من در شبكه شما نبايد از شبكه هاي تفرقه افكن حرف زد؛ چون شبكه شما خيلي مقدس است. با بردن اسم آن ها اين قداست از بين خواهد رفت.

از برنامه تان تشكر مي كنم.

بيننده خانم تقي زاده از بابل:

به خاطر اين كه اين برنامه فضيلت اميرالمؤمنين است و مقام و منزلت اميرالمؤمنين را از طريق كتب اهل سنت مطرح مي كنيد، من هم يكي از فرازهاي دعاي كميل را شروع بحث خودم قرار دهم.

وأنت جل ثناؤك قلت مبتدئا وتطولت بالانعام متكرما: أفمن كان مؤمنا كمن كان فاسقا لا يستوون

درود خدا بر شما و بر قلب صبور شما و خوش به سعادت شما كه گوي سبقت را از بريديد.

شما چه دل دريايي داريد.

يك سؤالي در مورد يكي از فضيلت هاي اميرالمؤمنين در رابطه با واقعه رد الشمس داشتم كه شما اين مبحث را اصلا بيان نمي كنيد.

آيا در مورد اين چيزي در كتب اهل سنت نيامده است كه شما بيان نمي كنيد؟

در رابطه با عمر و رابطه با بيش از حد با يهوديان هم كه برنامه گذاشته بودند و من شنيده بودم، مي شود توضيح دهيد كه چرا جناب عمر اين قدر با يهودي ها در ارتباط بودند؟

استاد قزويني:

در رابطه با جناب آقاي موسوي، اين را كه حضرت عالي ديشب هم گفتيد: من از فلاني سؤال كردم و به من جواب نداده است، آن زمان هم گفتم، الان هم عرض مي كنم: اگر شما سؤال از بحث تاريخي داريد، در رابطه با بني قريظه چه بوده است و چه نبوده است و چه كار مي كرده است، جناب آقاي پيشوايي مجتهد در تاريخ است و در اين زمينه هم متخصص است. ما برنامه ها را تقسيم كرديم.

بحث احكام را جناب آقاي وحيد پور دارند.

بحث مباحث قرآن را آقاي دكتر رضايي دارند.

بحث مهدويت را حضرت آيت الله طبسي و آقاي كلباسي دارند.

برنامه ها تقسيم بندي شده است.

شما اگر بحث تاريخي داريد، در آن زماني كه بحث تاريخي مي كنند تماس بگيريد.

اگر شما شبهات كلامي داريد؛ مثلا در رابطه با بني قريظه اگر مسائل كلامي مطرح شده است، آن را بنده جواب مي دهم.

شما اين را ايميل كنيد يا جلسه ديگري تشريف بياوريد.

اگر سؤال كلامي نسبت به قضيه بني قريظه داريد، ما در خدمت شما هستيم و اگر سؤال تاريخي داريد، آيت الله پيشوايي كه ما افتخار به وجود ايشان مي كنيم پاسخگو هستند.

در رابطه با عمار كه گفتيد: ما مدرك مي خواهيم كه آيا ايشان هم جزء قتله عثمان بودند يا خير، شما كتاب البداية والنهاية ابن كثير دمشقي (تا جايي كه در ذهن من است) مي گويد:

وكان متعصبا علي عثمان بسبب تاديبه له... وضربه اياه في ذلك

البداية والنهاية، ج ٧، ص ١٧١

عمار نسبت به عثمان تعصب شديد داشت؛ چون عثمان عمار را كتك زده بود و تأديب كرده بود.

ايشان جزء كساني است كه مردم را بر قتل عثمان تحريك كرده است.

در روايت ديگري هم مي گويد: چرا شما عثمان را كشتيد؟

گفت: ما اول كفر او را ثابت كرديم و بعد او را كشتيم.

مجري:

در مورد قتل عمر هم سؤال داشتند.

استاد قزويني:

نه من همچين روايتي نديدم و اگر هم باشد، ما اين قضيه را تكذيب مي كنيم؛ ولي در قتل عثمان شما به تاريخ طبري جلد ٣ صفحه ٤٠١ و در بعضي از چاپ ها در جلد ٥ صفحه ١٥ و در بعضي از چاپ ها در جلد ٤ صفحه ٣٦٧ مي گويد: تمام صحابه كه در مدينه بودند، بعد از اين كه عثمان يك سري بدعت هايي را گذاشت و مقداري از بيت المال را در اختيار نزديكان خودش قرار داد و آن كساني كه مطرود پيغمبر و مطرود ابوبكر و عمر بودند و تبعيدي بودند، اين ها را آورد و صحابه اي كه در مدينه بودند، نامه نوشتند:

كتب من بالمدينة من أصحاب النبي إلي من بالآفاق منهم

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٦٦٢

تمام كساني كه از اصحاب پيغمبر در مدينه بودند، نامه نوشتند به تمام صحابه اي كه خارج از مدينه بودند، در شهرها و كشورهاي مختلف، گفتند: شما براي جهاد دين خدا رفتيد، خليفه مسلمين دين خدا را فاسد كرده است.

فإن دين محمد قد أفسد من خلفكم وترك فهلموا فأقيموا دين محمد

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٦٦٢

اين خليفه اي كه شما در مدينه درست كرده بوديد، دين پيغمبر را فاسد و رها كرده است، اي صحابه به مدينه بياييد تا دين پيغمبر را برپا بداريد.

بعد طبري مي گويد:

فأقبلوا من كل أفق حتي قتلوه

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٦٦٢

صحابه اي كه در هر كجاي عالم بودند، وارد مدينه شدند تا اين كه عثمان را به قتل رساندند.

اين آدرس هايي كه بنده دادم، بزرگواري كنيد مراجعه كنيد.

شايد چاپي كه شما داشته باشيد، در اين آدرس ها نباشد.

در كتاب كامل ابن اثير حوادث ٣٥ در جلد ٣ صفحه ١٦٨ آمده است.

اين ها قضايا را مفصل نقل كرده اند.

چندين بار هم اميرالمؤمنين بين عثمان و صحابه واسطه شد و صحابه سخن علي را پذيرفتند؛ ولي عثمان سخن علي را نپذيرفت و در نهج البلاغه هم وجود دارد كه مي فرمايد: من به قدري واسطه شدم و در رابطه با عثمان خواهش كردم كه مي ترسم پيش خدا گناهكار محسوب شوم.

در رابطه با حديث رد الشمس، ما بارها در اين رابطه صحبت كرديم و عرض كرديم جناب ابن حجر عسقلاني در كتاب فتح الباري مفصل مطرح كرده است و جناب طبراني و حاكم نيشابوري از بيهقي نقل كرده است كه پيغمبر اكرم بر روي زانوي اميرالمؤمنين خوابش برده بود:

ففاتته صلاة العصر فردت الشمس حتي صلي علي ثم غربت

فتح الباري، ج ٦، ص ٢٢٢

نماز عصر از علي فوت شد، پيغمبر دعا كرد و آفتاب برگشت و علي بن ابي طالب نمازش را خواند.

بعد ابن حجر مي گويد:

وهذا أبلغ في المعجزة

فتح الباري، ج ٦، ص ٢٢٢

اين يك كار شايسته اي در معجزه است.

جناب طحاوي در حاشيه شان بر مراقي الفلاح مي گويد:

أخرجه الطبراني بسند حسن وصححه الطحاوي والقاضي عياض

حاشية الطحطاوي علي مراقي الفلاح، ج ١، ص ١١٨

روايت صحيح است.

اين كه مثل ابن جوزي و ديگران اين را تضعيف كرده اند، حرف اين ها هيچ ارزشي ندارد.

آقاي ابن عابدين حنفي كه از فقهاي بزرگ اهل سنت و حنفي مذهب ها است، كتابي دارد به نام حاشيه ابن عابدين، مي گويد:

والحديث صححه الطحاوي وعياض وأخرجه جماعة منهم الطبراني بسند حسن

حاشية ابن عابدين، ج ١، ص ٣٦٠ و ٣٦١

آقاي طبراني و قاضي عياض گفته اند: حديث رد الشمس صحيح است و جماعتي روايت رد الشمس را آورده اند و آقاي طبراني با سند حسن نقل كرده است.

همچنين كتاب الصواعق المحرقه مي گويد:

وحديث ردها صححه الطحاوي والقاضي في الشفاء وحسنه شيخ الإسلام أبو زرعة وتبعه غيره

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢، ص ٣٧٦

حديث رد الشمس را طحاوي و قاضي عياض و ديگران تصحيح كرده اند و ابو زرعه كه از استوانه هاي رجالي اهل سنت است، ايشان هم گفته است: حديث رد الشمس حسن است و آن هايي كه گفته اند: حديث دروغ است، اشتباه كرده اند.

بيننده آقاي شريفي از مشهد مقدس:

امشب با التماس پيش اپراتور شما خط ما وصل شد.

استاد قزويني:

شما شكر كنيد.

لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ

سوره ابراهيم آيه ٧

ما از دوستاني كه تكراري هستند يا خودي هستند، خيلي زياد روي خط نيايند.

بگذاريد عزيزاني كه تا به حال روي خط نيامده اند، روي خط بيايند.

قصد اهانت و جسارت به عزيزاني كه خودي هستند يا در اين شبكه ها جزء ليست سياه هستند، نداريم.

من كه گفتم: خودي، يعني دوستاني كه قضيه براي شان حل شده است و شبهه اي ندارند.

شنيدم كه جناب آقاي شريفي بنا بود در يكي از پالتاگ ها مناظره كنند؛ ولي آن ها موافقت نكردند و گفته بودند؛ چون ايشان سايت ولي عصر را خوب مطالعه كرده اند و مسلط است، ما با ايشان مناظره نمي كنيم.

بيننده:

اين مطالبي كه آقا رضا بيان كرد، من خيلي ناراحت شدم.

شأن شما بيشتر از اين است كه بخواهيد با همچين اشخاصي رو در رو شويد.

من مي خواهم يك سري مطالب را خدمت اين بزرگوار ارائه دهم كه بدون تعصب تحقيق كنند.

اول اين كه يك تهمت زدند به جناب استاد روستايي بزرگوار به اين مضمون كه ايشان بايد مطلب عربي بياورند و مطلب ترجمه قبول نيست.

جناب آقا رضا، سايت عقيده همين كتاب منهاج السنة را ترجمه كرده است و روي سايت گذاشته است. ترجمه فارسي همين كتاب هم تحريف شده است.

بنده الآن با سند به شما ذكر مي كنم.

فصل ١٢ ذيل آيه ٩٦ سوره مريم جناب آقاي ابن تيميه ٤ دليل در رد مطلب جناب علامه حلي مي آورد و در مطلب چهارمش مي گويد: بسياري از صحابه و تابعين بغض حضرت علي را داشتند و حضرت علي را سب مي كردند.

در ترجمه فارسي كه اين ها در سايت خود گذاشته اند، اين مطلب حذف شده است.

شما كتب عربي تان هم به آن اعتبار نيست.

وقتي روايت كاذبا آثما خائنا صحيح مسلم، در صحيح بخاري كذا و كذا مي شود، وقتي كه جناب آقاي طبري در تاريخ خودش حديث يوم الدار را مي آورد كه پيامبر به حضرت علي فرمود: تو وصي من و برادر من و وزير من هستي؛ ولي در تفسير طبري اين مطلب كذا و كذا مي شود، اين مطالب عربي شما هم به آن اعتبار نيست.

وقتي آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء مي گويد: آنچه كه الان در دست ما مانده است، مطالبي است كه در مورد درگيري بين صحابه و بزرگان بوده است، واجب است كه اين مطالب واقعي تاريخ را نابود كنيم و از بين ببريم تا قلب ها نسبت به صحابه و بزرگان صاف شود، اين مطالب حقايقي است كه در تاريخ است و مربوط مي شود به درگيري بزرگان و صحابه، كتمان كردن آن واجب است، هم از عموم مردم و از علماء؛ حتي علما ء هم نبايد به اين مطالب دسترسي داشته باشند.

جناب آقا رضا اين اقوال علماي شما است.

تحريف در نزد شما يد طولايي دارد.

ابن حجر مي گويد: واجب است خودداري كردن از نقل درگيري كه بين صحابه بوده است.

جناب آقاي تفتازاني در شرح المقاصد جلد ٢ صفحه ٣٠٧ مي گويد: اين جنگ هايي كه بين صحابه شده است و در تاريخ ثبت است و افراد ثقه آن را ذكر كرده اند و برخي از صحابه از راه حق بيرون رفته اند و به حد ظلم و فسق رسيدند و انگيزه آن هم كينه توزي و حسد و رياست طلبي بود، صحابه كه معصوم نبوده اند، اين نقل قول آقاي تفتازاني را كنار نقل قول آقاي ذهبي و ابن حجر بگذار، متوجه مي شوي كه چرا اساتيد ما اصرار دارند كه از منبع اصلي و مطلب عربيش را براي اساتيد بياوريد.

ايشان يك تهمتي به آيت الله قزويني زدند، بنده الان تحدي مي كنم به تمام اين شبكه ها، هر كليپي كه شما از آيت الله قزويني پخش مي كنيد به اين عنوان كه نعوذ بالله ايشان دروغ گفته اند يا مطلب قيچي شده است، بنده اين مطلب را حاضرم در تمام شبكه هاي اين ها ثابت كنم.

ايشان گفتند: آقاي زيعلي حنفي و مطلبي را از جناب آيت الله خواندند.

من مي خواهم چند نكته بگويم.

جناب آقا رضا، آقاي شوكاني در نيل الاوطار جلد ٦ صفحه ٢٧٨ مي گويد: ظاهري ها قائل شده اند كه مرد مي تواند با ٩ زن ازدواج كند و شايد دليل اين كلام آن ها اين كلام خداوند باشد:

فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَي وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ

سوره نساء آيه ٣

باشد كه مجموع آن ها ٩ عدد مي شود.

آيا اين ها شيعه بودند؟

همين آقاي زيعلي حنفي در كتابش مي گويد: قاسم بن ابراهيم اين چنين گفت: كه ازدواج با ٩ زن جايز است؛ زيرا خداوند ازدواج را با ٢ زن با كلمه مثني حلال كرد و سپس با واو ثلاث و رباع را به آن عطف كرد كه در مجموع ٩ زن مي شود.

همانند اين قضيه از نخعي و ابن ابي ليلا نقل شده است.

جناب آقا رضا، اين مطالبي كه بنده از آقاي شوكاني و زيعلي حنفي خواندم چه اشكالي داشت و كجايش قيچي شده است؟

آيا ظاهري ها سني هستند يا شيعه؟

من همين سؤال را از شما دارم. همين براي حق بودن شيعه كفايت مي كند.

شما ١٠ دقيقه با يك شبكه شيعي تماس گرفتيد و آن هم از داخل ايران تماس گرفتيد؛ چون اين آقايان ادعا دارند كه از داخل ايران كسي نمي تواند به عنوان مخالف با شبكه ولايت تماس بگيرد.

١٠ دقيقه هر توهيني كه خواستي كردي، حضرت آيت الله قزويني خط قرمز ما است.

شما هرچه دلت خواست به حضرت آيت الله قزويني گفتي و ايشان از گل نازك تر به شما چيزي نگفت.

آخر هم براي شما دعاي خير كرد كه با ابن تيميه محشور شويد.

آيا همين مطلب براي ما كه با شبكه هاي شما تماس مي گيريم، صدق مي كند؟

براي بنده در شبكه كلمه حكم تكفير صادر شد.

آيا به بنده نوعي ٢ دقيقه وقت تماس مي دهند كه بتوانم تماس بگيرم؟

من كه پاي شبكه ولايت نشسته ام؛ وقتي كه مي بينم شما اين طور تماس مي گيرد و ١٠ دقيقه صحبت مي كنيد، من خون خودم را مي خورم.

مجري:

من بايد از حاج آقا به خاطر امثال شما تشكر كنم؛ با اين كه شما درس حوزه نخوانده ايد.

استاد قزويني:

آقاي شريفي شما ديپلم داريد يا نه؟

بيننده:

مدرك من حقيقتا سيكل است.

استاد قزويني:

دست شما درد نكند. ما به امثال شما افتخار مي كنيم. آقايان تحمل مطالب كتب خودشان را ندارند.

اگر يك شيعه به يك شبكه زنگ بزند و يك مطلبي از كتب خودشان نقل كند، به جاي اين كه جواب دهند، فحاشي مي كنند آن هم با ركيك ترين عبارات.

پخش كليپ يكي از علماي وهابي

استاد قزويني:

يك شيعه زنگ زده است و گفته است: همچين روايتي در كتب شما است.

اين منطق آقايان است. به نظر من نيازي به مناظره نيست.

ديدن همين ها نشان مي دهد كه اين ها تاب و تحمل شنيدن روايات خودشان را ندارند.

همان حرفي كه آقاي شريفي از ذهبي نقل كردند كه مي گويد: واجب است اين طور روايات را نابود كنيم؛ حتي اين روايات به دست علماء هم نرسد.

آقاي ذهبي انصاف داشته است و نگفته است: كساني كه اين روايات را نقل كرده اند، خدا دنده هايش را بشكند و خانه هايشان را آتش بزند و آبرويش را ببرند.

اين منطق حضرات است.

پایان.