سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٧٥ - شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٣

شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٣

کد مطلب: ٥٤٣٩ تاریخ انتشار: ١٦ ارديبهشت ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٢٦٧٢ سخنراني ها » شبکه ولايت شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٣
حبل المتين ٩٠/٠٢/١٦


 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تاریخ : ١٦ / ٠٢ / ٩٠

مجري برنامه

ضمن عرض سلام خدمت استاد حسيني قزويني، تقاضا داريم صحبت هاي مقدماتي را بفرماييد تا وارد سؤالات شويم.

استاد حسيني قزويني

قبل از اين كه وارد بخش سؤالات شويم، فرازي از سخنان فقيه عاليقدر حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني (ره) درباره ايام فاطميه مي خوانم كه در ٧ ، ٨ سال أخير عمر خود در بزرگداشت ايام فاطميه نهايت تلاش خود را كردند و راهپيمايي روز شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را در قم بنيان گزاري كردند و عاقبت هم در روز شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در جوار بارگاه ملكوتي حضرت معصومه (سلام الله عليها) به خاك سپرده شدند.

اين بزرگوار در يكي از پيام هاي خود به مناسبت ايام فاطميه اين چنين نوشتند:

بزرگداشت شهادت اين بانوي بزرگوار كه اولين و با شخصيت ترين شهيده راه ولايت هست، تجديد عهد با مقام شامخ ولايت كه إكمال دين و إتمام خداوند با آن است، مي باشد؛ فاطمه اي كه با عمر بسيار كوتاهش تشيع را براي هميشه بيمه كرد؛ فاطمه اي كه با خطبه غرّاءش دوست و دشمن را حيرت زده نمود؛ فاطمه اي كه با گريه هاي مداومش در داخل و خارج شهر مدينه، عظمت مصيبت از دست دادن پدر و مظلوميت شوهرش را به گوش همگان رسانيد و هنوز گويا صداي آن در فضاي مدينه طنين انداز است.

در اينجا تذكر مجدد اين نكته را لازم مي دانم كه تعظيم اين ايام و بپا داشتن مجالس عزاء و مصيبت، از سيره مسلّمه امام راحل (ره) بوده و اين أمر ارتباطي به قضيه وحدت ندارد. مسئله وحدتي كه امام راحل (ره) و حضرت آيت الله العظمي بروجردي (قدس سرهما) بر آن تأكيد داشتند، نه بر اين معناست كه شيعه نسبت به اعتقادات مسلّمه خود سكوت كند يا آن را ناديده بگيرد؛ بلكه مقصود وحدت تمام مسلمين در برابر استكبار جهاني است كه داعيه قدرت منحصره دارد و أمثال آن.

اينك بر عموم شيعيان است كه در روز سوم جمادي الثاني كه از طرف دولت تعطيل رسمي است، محافل و مجالس عزاء اقامه نموده و با دسته جات عزاداري در كوچه ها و خيابان ها ظاهر شوند تا گوشه اي از حق آن شهيده را أداء كرده باشيم.

پيام حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني (ره) به مناسبت فاطميه سال ١٣٨٣

هم چنين حضرت آيت الله العظمي شيخ جواد تبريزي (ره) و حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني و حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي و حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني تأكيد دارند كه در ايام فاطميه، همانند روز عاشوراء، مراسم عزاداري به صورت هر چه باشكوه تر برگزار شود و دسته جات عزاداري در خيابان ها برقرار باشد و عزاداري و مظلوميت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را هر چه زيباتر و باشكوه تر برگزار كنند. إن شاء الله اين حركات ما ذره اي از وظائف سنگين ما در قبال ولايت و مظلوميت حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) باشد و إن شاء الله اين قدم هاي ما ذخيره اي باشد براي روزي كه «لا ينفع مال و لا بنون».

* * * * * * *

مجري برنامه

بحث ما نسبت به أفضليت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بر زنان عالم در تمام دوران و عصور بود. اين روايت از أهل سنت مطرح شد كه:

خذوا شطر دينكم عن حميراء.

بخشي از دين خود را از عايشه بگيريد.

آيا اين روايت دليل بر أفضليت يا فضيلت عايشه نيست؟

استاد حسيني قزويني

در جلسه گذشته در رابطه با فضائل حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) از منابع أهل سنت سخن گفتيم و عرضه داشتيم روايات متعددي مبني بر أفضليت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بر تمام زنان عالم وجود دارد؛ حتي بر حضرت مريم (سلام الله عليها) و حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها).

بعضي ها نقل مي كنند:

خذوا شطر دينكم عن حميراء.

يا:

خذوا نصف دينكم عن حميراء.

البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٣، ص ١٥٩ ـ النهاية في غريب الحديث لإبن الأثير، ج ١، ص ٤٣٨

و اين را ملاك قرار مي دهند و مي گويند هم چنين روايتي درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نيامده است. اين روايت را بزرگان أهل سنت ردّ كرده اند و مي گويند هيچ سندي براي اين روايت در كتب ما نيست.

علماء أهل سنت مي گويند اين روايت سند ندارد

١. مباركفوري

جناب آقاي مباركفوري كه از بزرگان أهل سنت است، مي گويد:

فقال الحافظ إبن الحجر العسقلاني: لا أعرف له إسنادا و لا رواية في شئ من كتب الحديث إلا في النهاية لابن الأثير و لم يذكر من خرجه.

آقاي حافظ إبن حجر عسقلاني مي گويد: من هيچ سندي براي اين روايت پيدا نكردم و هيچ روايتي هم در كتب حديثي پيدا نكردم، جز اين كه در كتاب النهاية إبن اثير وجود دارد و بدون سند است و نگفته از كجا آورده است.

و ذكر الحافظ عماد الدين بن كثير أنه سأل المزي و الذهبي عنه فلم يعرفاه و قال السخاوي: ذكره في الفردوس بغير إسناد.

آقاي حافظ عماد الدين بن كثير از آقاي مزي و ذهبي در مورد اين حديث سؤال كرد و آنها اين حديث را نشناختند. آقاي سخاوي مي گويد: كتاب فردوس اين روايت را بدون سند نقل كرده است.

تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج ١٠، ص ٢٥٩

جناب آقاي شيخ علي قاري همين مطالب را با تفصيل بيشتر در كتاب الموضوعات الكبري، صفحه ١٩٠ و در كتاب المقاصد الحسنة، صفحه ٣٢١ و جناب آقاي عجلوني در كشف الخفاء، صفحه ٣٧٤ آورده اند كه اين روايت سندي ندارد.

٢. الباني

جناب آقاي ناصر الدين الباني كه از رجال شناسان پرآوازه أهل سنت و وهابيت است، وقتي به اين روايت مي رسد، به صراحت مي گويد:

بعضي ها أمر را بر جهّال مشتبه مي كنند.

منها حديث: «خذوا شطر دينكم عن هذه الحميراء»، يعني عائشة.

... علم المسلم المتبصر في دينه أن الحديث موضوع مكذوب علي رسول الله (صلي الله عليه و سلم).

هر مسلماني كه آگاهي ديني داشته باشد، مي داند كه اين حديث جعلي است و به دروغ بر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نسبت داده اند.

إرواء الغليل لمحمد ناصر الألباني، ج ١، ص ١٠

٣. آلوسي

مشابه اين مطالب در كتاب هاي متعدد أهل سنت آمده است و آقاي آلوسي وهابي (متوفاي ١٢٧٠ هجري) وقتي به اين حديث مي رسد، تعبير زيبايي دارد و مي گويد:

اگر درباره عايشه آمده است: «خذوا شطر دينكم عن حميراء»، نسبت به زهراء نيامده است و اگر عمر زهراء طولاني بود، قطعاً پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي فرمود: «خذوا كل دينكم عن الزهراء».

هم چنين حديث ثقلينكه زهراء هم در داخل آن است كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود:

إني تركت فيكم الثقلين كتاب الله تعالي و عترتي، لا يفترقان حتي يردا علي الحوض.

از نظر دلالي و خبري، براي فضيلت زهراء جايگاه وسيعي دارد.

مضافاً:

اين حديث «خذوا شطر دينكم عن حميراء» دليل بر أفضليت عايشه نيست.

و إلا لكانت عائشة أفضل من أبيها رضي الله تعالي عنه.

 

چون اگر اين طور باشد، لازم مي آيد كه عايشه أفضل از پدرش هم باشد.

روح المعاني للآلوسي، ج ٣، ص ١٥٥

اما در مورد حديث:

فضل عائشة علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام.

آقاي مناوي اين روايت را در كتاب فيض القدير شرح الجامع الصغير مي آورد و مي گويد:

لا تصريح فيه بأفضلية عائشة علي غيرها، لأن فضل الثريد علي غيره إنما هو لسهولة مساغه و تيسر تناوله و كان يومئذ جل طعامهم.

اين روايت أفضليت عايشه بر ديگران را نمي رساند، جز اين كه در مقايسه آبگوشت با ساير غذاها مي فهميم كه اين به خاطر راحت درست كردن و راحت خوردن آن بود و عمده غذاي آن زمان هم آبگوشت بوده است.

فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج ٥، ص ٦٦

آقاي علامه بدر الدين عيني هم در مورد تشبيه أفضليت عايشه بر ديگر زنان به أفضليت آبگوشت بر ساير غذاها مي گويد:

شبه فضلها بفضل الثريد علي غيره من الطعام لما فيه من تيسير المؤونة و سهولة الإساغة و كان أجل أطعمتهم يومئذ.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ١٥، ص ٣٠٩

ما كه نفهميديم منظور اين دو عالم أهل سنت چيست! ما از اين روايت، هيچ فضيلتي را نمي فهميم و مي گوييم كه اصلاً ارتباطي ندارد و هيچ فضيلتي را براي عايشه ثابت نمي كند. ولي توجيهي كه اين آقايان دارند، مستلزم قدح است.

* * * * * * *

مجري برنامه

يكي از سؤالاتي كه توسط بينندگان عزيز در شب گذشته مطرح شد اين بود كه چرا حضرت علي (عليه السلام) در آن هجوم از همسر خود دفاع نكردند؟

استاد حسيني قزويني

اين شبهه اي است كه مدت هاست وهابي ها در سايت ها و ماهواره هاي خود مطرح مي كنند و مي گويند

أمير المؤمنين (عليه السلام) با اين كه شجاع ترين انسان ها بود و فاتح بدر و حنين و خيبر بود، از غيرت او بعيد است كه كسي بيايد نسبت به همسرش جسارت كند و همسرش را مورد ضرب و شتم قرار بدهد و او هم دفاع نكند.

بعضي از وهابي ها هم گاهي با وقاحت و بي حيائي اين مسئله را در ماهواره هاي خود مطرح مي كنند. ما كاري با وهابيت نداريم؛ چون براي بعضي از اينها اثري ندارد و گوش شنوايي ندارند. ما قبلاً بارها مشابه اين را هم گفته ايم و ثابت كرده ايم قضيه شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را در شبكه المستقلة و شبكه سلام و هيچ جوابي هم نداشتند بدهند و باز هم در سال آينده، همان آش و همان كاسه است و حرف هاي خود را به صورت كليشه اي، مانند نوارهاي كاست تكرار مي كنند. اينها چند شبهه عليه شيعه درست كرده اند و وقتي همه آنها را بيان مي كنند، دوباره برمي گردند از اول شروع مي كنند و گوش شنوايي ندارند. ما بارها به سران وهابيت گفته ايم كه اگر واقعاً آماده هستند، ما براي مناظره آماده هستيم؛ البته بدون قيد شرط و فقط به شرط عدم ورود به مسائل سياسي و احترام به طرف مقابل. ما آمادگي اين مناظره را داريم و حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي هم چند روز قبل بيانيه اي داده بودند در نقد حرف هاي بي اساس مفتي اعظم عربستان سعودي و رسماً براي سومين بار، مفتي اعظم عربستان سعودي را به مناظره دعوت كرد. اينها مي دانند كه اگر به مناظره بيايند، حرفي براي گفتن ندارند و مشت شان باز مي شود و مريدان خود را از دست مي دهند؛ لذا حاضر به مناظره نيستند. حتي من نسبت به اين كارشناسان شبكه نور گفتم كه غير از يكي دو نفر از آنها كه آدم هاي هتاكي هستند، حاضريم با ساير كارشناسان آنها مناظره كنيم و اگر با ما إباء و وحشت دارند، ما حاضريم شاگردان خودمان، حجت الإسلام و المسلمين أبو القاسمي و يزداني را به مناظره با اين آقايان بفرستيم؛ چه در شبكه نور و چه در شبكه جهاني ولايت. البته مدير شبكه ثامن هم اعلام كرد كه اگر اين آقايان از آمدن به شبكه جهاني ولايت إباء دارند، ما حاضريم به عنوان يك شبكه بي طرف، ميزباني اين مناظره را بر عهده بگيريم. ولي اين آقايان در اين ١٠ ، ١١ ماه، تاكنون جوابي نداده اند.

من در اينجا توجه بينندگان عزيز را جلب مي كنم به چند نكته:

نكته اول: دفاع أمير المؤمنين (عليه السلام)

معروف است كه مي گويند:

ثبت الأمر، ثم انقش.

اول قضيه را ثابت كنيد، سپس روي آن بحث كنيد.

اين قضيه در كتاب هاي شما نبايد باشد و تمام حقايق در كتاب هاي شما نيست. شما بياييد منابع شيعه را ببينيد كه با سندهاي صحيح، كاملاً قضيه دفاع أمير المؤمنين (عليه السلام) از همسر خود را ثبت و ضبط كرده اند. آقاي سليم بن قيس هلالي كه از شخصيت هاي برجسته شيعه است و مورد وثوق قطعي رجال شناسان شيعه است، در كتاب خود كه از معتبرترين كتب شيعه است، به صراحت نقل مي كند:

و دعا عمر بالنار فأضرمها في الباب، ثم دفعه فدخل، فاستقبلته فاطمة (عليها السلام) و صاحت: «يا أبتاه! يا رسول الله!»، فرفع عمر السيف و هو في غمده، فوجأ به جنبها، فصرخت: «يا أبتاه!» فرفع السوط فضرب به ذراعها، فنادت: «يا رسول الله! لبئس ما خلفك أبو بكر و عمر».

عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد و حضرت فاطمه (عليها السّلام) در مقابل او در آمد و فرياد زد: «اي پدر! اي رسول خدا! به فريادم برس»، عمر شمشير را در حالي كه در غلافش بود بلند كرد و به پهلوي حضرت زد. آن حضرت ناله كرد: «اي پدر! به فريادم برس»، عمر تازيانه را بلند كرد و به بازوي حضرت زد. آن حضرت صدا زد: «اي رسول خدا! ابو بكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتاري كردند!».

دفاع علي عليه السلام عن سليلة النبوة:

فوثب علي (عليه السلام) فأخذ بتلابيبه، ثم نتره فصرعه و وجأ أنفه و رقبته و هم بقتله، فذكر قول رسول الله (صلي الله عليه و آله) و ما أوصاه به، فقال: «و الذي كرم محمدا بالنبوة! يا بن صهاك! لولا كتاب من الله سبق و عهد عهده إلي رسول الله (صلي الله عليه و آله) لعلمت إنك لا تدخل بيتي».

دفاع امير المؤمنين عليه السّلام از حضرت فاطمه (عليها السّلام ):

علي (عليه السلام) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بيني و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد، ولي سخن پيامبر (صلي اللَّه عليه و آله) و وصيتي را كه به او كرده بود به ياد آورد و فرمود: «اي پسر صُهاك! قسم به آن كه محمّد را به نبوت گرامي داشت! اگر نبود مقدّري كه از طرف خداوند گذشته و عهدي كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) با من نموده است، مي دانستي كه تو نمي توانستي به خانه من داخل شوي».

كتاب سليم بن قيس، تحقيق محمد باقر الأنصاري، ص ١٥٠

خود آقاي آلوسي وهابي هم همين قضيه را در روح المعاني، جلد ٣، صفحه ١٢٤ از منابع شيعه نقل مي كند؛ يعني خودش قبول دارد كه در منابع شيعه آمده است. ولي قطعاً يك آلوسي وهابي نمي تواند با نقل اين، به سادگي از كنارش ردّ شود و مطالبي هم در نقد اين دارد. ولي اين نشان مي دهد كه آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) در برابر ظلم به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) سكوت نكرده است.

در كتاب جلاء العيون علامه مجلسي (ره) نقل شده است:

وقتي خليفه دوم وارد حيات خانه شد و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را مورد ضرب و شتم قرار داد، أمير المؤمنين (عليه السلام) به سرعت از كمربند خليفه دوم گرفت و او را به زمين زد و روي سينه اش نشست و در اين حين بود كه صداي مؤذن بلند شد:

أشهد أن محمد رسول الله، أشهد أن عليا ولي الله.

أمير المؤمنين (عليه السلام) رو كرد به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و فرمود: اگر من بخواهم در برابر اينها بايستم، مي توانم، ولي در اين صورت جنگ داخلي و مسلمان كشي شروع مي شود و ديگر نام پدرت در بالاي مأذنه ها شنيده نمي شود. حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هم فرمود: من حاضرم هرگونه ظلمي را تحمل كنم، ولي حاضر نيستم نام پدرم از زبان ها بيفتد.

لذا اينها يقين كردند كه أمير المؤمنين (عليه السلام) مأمور به صبر است و لذا توانستند اين كارها را بكنند. در روايات ديگري هم آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به علي بن أبي طالب (عليه السلام) فرمود:

عليك بالصبر علي ما ينزل بك منهم حتي تقدم علي.

بر تو باد به صبر كردن بر مصيبت هايي كه از أمت من به تو مي رسد تا اين كه در روز قيامت به من برسي.

خصائص الأئمة للسيد الرضي، ص ٧٣

باز هم در كتاب سليم بن قيس هلالي آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

فإن وجدت أعوانا عليهم فجاهدهم و قاتل من خالفك بمن وافقك، فإن لم تجد أعوانا فاصبر و كف يدك و لا تلق بيدك إلي التهلكة.

اگر عليه آنان ياراني يافتي، با آنان جهاد كن و به وسيله موافقينت با مخالفينت جنگ كن و اگر ياراني نيافتي، صبر كن و دست نگهدار و با دست خويش خود را در هلاكت ميانداز.

كتاب سليم بن قيس، تحقيق محمد باقر الأنصاري، ص ١٣٤

نكته دوم: احتمال كشته شدن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و فرزندانش

اگر أمير المؤمنين (عليه السلام) مي خواست دفاع كند، قطعاً تعدادي از ايشان حمايت مي كردند، مانند سلمان و مقداد و ابوذر و عباس و إبن عباس و زبير و عمار و غيره و از آن طرف هم تعدادي با خليفه دوم براي هجوم آمده بودند و در اين درگيري اين احتمال مي رفت كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) و أم كلثوم (سلام الله عليها) در اين بين كشته شوند و هيچ بعيد هم نبود. در اين صورت، فردا همين مهاجمان مي آمدند اين قضيه را بر گردن أمير المؤمنين (عليه السلام) مي انداختند و مي گفتند «اگر حضرت علي (عليه السلام) به خاطر خلافت دفاع نمي كرد و اين قضيه پيش نمي آمد، اينها كشته نمي شدند»؛ يعني قاتل اينها خود أمير المؤمنين (عليه السلام) است.

در رابطه با قضيه عمار هم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

تقتله الفئة الباغية، عمار يدعوهم إلي الله و يدعونه إلي النار.

عمار را گروه ستمگر خواهند كشت؛ عمار آنها را به طرف خدا و بهشت دعوت مي كند و آنها عمار را به طرف آتش دعوت مي كنند.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٣، ص ٢٠٧ ـ صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج ٨، ص ١٨٦

وقتي عمار در جنگ صفين كشته شد، ببينيد كه معاويه چه شيطنتي كرد؟! در مسند احمد، جلد ٤، صفحه ١٩٩ نقل شده است:

لما قتل عمار بن ياسر، دخل عمرو بن حزم علي عمرو بن العاص فقال: قتل عمار و قد قال رسول الله صلي الله عليه و سلم: «تقتله الفئة الباغية»، فقام عمرو بن العاص فزعا يرجع حتي دخل علي معاوية، فقال له معاوية: ما شأنك؟ قال: قتل عمار؟ فقال معاوية: قد قتل عمار، فماذا؟ قال عمرو: سمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول: «تقتله الفئة الباغية»، فقال له معاوية: دحضت في بولك! أو نحن قتلناه؟ إنما قتله علي و أصحابه جاؤوا به حتي ألقوه بين رماحنا أو قال بين سيوفنا.

بعد از كشته شدن عمار، عمرو بن حزم دست از جنگ برداشت و نزد عمرو بن عاص رفت و گفت: عمار كشته شد و رسول الله (صلي الله عليه و سلم) در مورد او فرمود: «عمار را گروه ستمگر خواهند كشت» و ما عمار را كشتيم. عمرو بن عاص هم ناراحت شد و دست از جنگ برداشت و نزد معاويه رفت و معاويه به او گفت: تو را چه شده است؟ عمرو بن عاص گفت: عمار كشته شده است. معاويه گفت: كشته شده كه شده، مگر چه شده است؟ عمرو بن عاص گفت: شنيدم كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فرمود: «عمار را گروه ستمگر خواهند كشت» و چون ما او را كشتيم، پس ما گروه ستمگر هستيم. معاويه به او گفت: مثل اين كه در نجاست خودت غوطه ور شده اي! آيا ما عمار را كشتيم؟ عمار را علي و يارانش كشتند كه او را آوردند و بين نيزه ها و شمشيرهاي ما قرار دادند.

السنن الكبري للبيهقي، ج ٨، ص ١٨٩ ـ مسند أبي يعلي الموصلي، ج ١٣، ص ١٢٣ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٣، ص ٤٣١ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ١، ص ٤٢٠ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٥٧٩ ـ البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٦، ص ٢٤٠ ـ الامامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج ١، ص ١١٠

حاكم نيشابوري مي گويد:

اين روايت صحيح است و شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارد.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٢، ص ١٥٥

آقاي هيثمي هم مي گويد اين روايت صحيح است.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٧، ص ٢٤٢

ببينيد چقدر توجيه ناجوانمردانه و شيطنت آميزي دارد!

وقتي خبر اين قضيه به أمير المؤمنين (عليه السلام) رسيد كه معاويه اين چنين گفته است، فرمود:

اگر ملاك اين باشد كه چون ما عمار را از خانه اش بيرون آورده ايم، پس ما قاتل او هستيم، پس قاتل حمزه هم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است؛ چون اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) حمزه را از خانه اش بيرون نمي آورد و به جنگ أحد نمي آورد، كفار قريش هم او را نمي كشتند.

و لما لم يقدر معاوية علي إنكاره قال: إنما قتله من أخرجه، فأجابه علي بأن رسول الله صلي الله عليه و سلم إذن قتل حمزة حين أخرجه.

فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج ٦، ص ٤٧٤ ـ السيرة الحلبية للحلبي، ج ٢، ص ٢٦٤

نتيجه اين كه اگر هم چنين قضيه اي انجام مي شد و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و فرزندانش در زير دست و پا كشته مي شدند، فردا هم مي گفتند كه اگر علي بن أبي طالب (عليه السلام) دفاع نمي كرد و حرفي نمي زد، آنها كشته نمي شدند؛ پس قاتل آنها، خود علي بن أبي طالب (عليه السلام) است.

نكته سوم: حفظ اسلام

أمير المؤمنين (عليه السلام) به فكر اسلام بود و اسلام براي أمير المؤمنين (عليه السلام)، از خودش و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) گرامي تر است. همين اسلام بود كه امام حسين (عليه السلام) حاضر مي شود خودش و زن و فرزندانش را فداي اسلام كند. وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) مي بيند اگر بخواهد دفاع بكند، جنگ داخلي و مسلمان كشي شروع مي شود و از طرفي هم حكومت روم و ايران دنبال فرصت هستند تا اسلام و مسلمين را قلع و قمع بكنند و از طرفي هم منافقين دنبال فرصت هستند تا اسلام را از بين ببرند و در طرف ديگر هم يهودياني كه از اسلام سيلي خورده بودند، قرار داشتند و همه اينها منتظر فرصت بودند تا اختلاف داخلي ايجاد شود و مسلمانان به جان هم بيفتند و اينها هم بيايند تكليف اسلام را براي هميشه يك سره كنند. لذا أمير المؤمنين (عليه السلام) مي بيند اگر هم چنين كاري كند، ديگر اسلامي در كار نخواهد بود و اگر اسلام نباشد، نه حضرت علي (عليه السلام) خواهد بود و نه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و نه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله). لذا در خطبه ٧٤ نهج البلاغه مي فرمايد:

لقد علمتم أني أحق الناس بها من غيري و والله! لأسلمن ما سلمت أمور المسلمين و لم يكن فيها جور إلا علي خاصة.

همانا مي دانيد كه من سزاوارتر از ديگران به خلافت هستم. سوگند به خدا! به آنچه انجام داده ايد گردن مي نهم تا هنگامي كه اوضاع مسلمين رو به راه باشد و از هم نپاشد و جز به من، به كس ديگري ستم نشود.

أمير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه هاي ديگري هم اين قضايا را مطرح مي كند.

نكته چهارم: جواب نقضي

اين آقايان كه مي گويند چرا أمير المؤمنين (عليه السلام) از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دفاع نكرد، توجه كنند:

أولاً:

در مكه، يكي از كساني كه تازه مسلمان شده بود و تحت شكنجه قريش است، سميه مادر عمار بن ياسر است. در روايتي نقل شده است:

و كان رسول الله صلي الله عليه و سلم يمر بعمار و أمه و بأبيه و هم يعذبون بالأبطح في رمضاء مكة، فيقول: صبرا آل ياسر! موعدكم الجنة!

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) در حال عبور بود كه ديد عمار و پدر و مادرش را شكنجه مي كنند (و هيچ عكس العملي از خودش نشان نداد) و فرمود: اي آل ياسر! بر شما باد به صبر كردن! جايگاه شما در بهشت است!

الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج ٨، ص ١٩٠ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٥، ص ٩٩ ـ سيرة إبن إسحاق، ج ٤، ص ١٧٢ ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ١، ص ١٩٧ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ١٣، ص ٢٥٥ - تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٢١، ص ٢١٦ ـ العثمانية للجاحظ، ص ٢٩ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٢، ص ٦٧ ـ البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٣، ص ٧٦ ـ السيرة النبوية لإبن هشام الحميري، ج ١، ص ٢١١ ـ السيرة الحلبية للحلبي، ج ١، ص ٤٨٣ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج ٢، ص ٣٦٠

ما از اين آقايان سؤال مي كنيم: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه در شجاعت و غيرت و ساير مسائل از حضرت علي (عليه السلام) بالاتر است، چرا نسبت به شكنجه سميه مادر عمار از او دفاع نكرد؟! در اينجا چه جوابي داريد؟ هر جوابي كه أهل سنت در اينجا بدهند، ما هم نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) مي دهيم.

ثانياً:

آقاي إبن هشام در السيرة النبوية نقل مي كند:

و مر بجارية بني مؤمل، حي من بني عدي بن كعب و كانت مسلمة و عمر بن الخطاب يعذبها لتترك الاسلام و هو يومئذ مشرك و هو يضربها.

أبو بكر در حال عبور بود و عمر بن خطاب كه در آن زمان مشرك بود، يكي از كنيزان بني مؤمل كه مسلمان شده بود را شكنجه مي كرد و مي گفت بايد دست از اسلام برداري.

السيرة النبوية لإبن هشام الحميري، ج ١، ص ٢١١ ـ فضائل الصحابة احمد بن حنبل، ج ١، ص ١٢٠ ـ العثمانية للجاحظ، ص ٣٤

آقاي أبو بكر هيچ گونه حركتي از خود نشان نداد. ما از اين آقايان سؤال مي كنيم كه چرا أبو بكر به عمر اعتراض نكرد و نگفت چرا اين كنيز را به خطر اسلامش شكنجه مي كني؟!

ثالثاً:

آقاي عثمان آخرين لحظات عمرش را سپري مي كند و مردم هم خانه اش را محاصره كرده اند و مي خواهند او را بكشند:

و جاء سودان بن حمران ليضربه فانكبت عليه نائلة إبنة الفرافصة و اتقت السيف بيدها فتعمدها و نفح أصابعها فأطن أصابع يدها و ولت فغمز أوراكها و قال: إنها لكبيرة العجيزة.

تاريخ الطبري، ج ٣، ص ٤٢١ ـ البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٧، ص ٢١٠ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٧٠، ص ١٣٩ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٣، ص ١٧٨

فردي به نام سودان بن حمران شمشيرش را بلند كرد تا عثمان را بكشد و نائله، همسر عثمان دستش را جلو آورد و شمشير هم انگشتان او را قطع كرد. سودان بن حمران هم يكي از ركيك ترين فحش ها را به همسر عثمان داد و عثمان هم هيچ حركتي از خود نشان نداد. چرا آقاي عثمان از همسرش دفاع نكرد؟ شما چه جوابي داريد؟ هر جوابي بدهيد، ما هم همان جواب را نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) مي دهيم.

رابعاً:

آقاي عمر بن خطاب در مراسم حج بود و ناگهان چشمش به أم جميل، معشوقه مغيرة بن شعبة مي افتد. البته داستانش هم مفصل است و آقايان نقل كرده اند كه مغيرة بن شعبة روابط نامشروعي با أم جميل داشته و افرادي هم آمدند شهادت دادند كه «ما با چشمان خودمان ديديم كه مغيره با أم جميل زنا مي كند». عمر گفت بايد ٤ نفر بيايند شهادت بدهند. ٣ نفر از صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به نام أبو بكره و نافع بن حارث و شبل بن معبد آمدند گفتند: «ما به چشم خود ديديم كه مغيره با أم جميل زنا مي كند». از آن طرف هم ديدند كه زياد بن سميه در حال آمدن است و عمر به نوعي به زياد بن سميه فهماند كه طوري شهادت بدهد كه مغيرة حدّ نخورد و به او گفت:

أري رجلا لا يخزي الله علي لسانه رجلا من المهاجرين.

زياد بن سميه هم آمد و شهادت داد، ولي نه مثل آن ٣ نفر قبلي و طوري شهادت داد كه مغيره محكوم نشود. عمر به مغيرة گفت:

بلند شو به أبو بكرة و ناقع و شبل حدّ قذف جاري كن كه به تو تهمت زده اند.

وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج ٦، ص ٣٦٥ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ١٢، ص ٢٣٦ ـ تاريخ الطبري، ج ٣، ص ١٧٠ ـ أحكام القرآن لإبن العربي، ج ٣، ص ٣٤٧ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٦٠، ص ٣٩ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٢، ص ٥٤١ ـ البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٧، ص ٩٤

اين قضيه كاملاً واضح و روشن است و زنا كردن مغيرة با أم جميل و داشتن روابط نامشروعش در كتاب هاي أهل سنت آمده است.

عمر در مراسم حج بود كه چشمش به مغيرة و أم جميل افتاد:

ثم إن أم جميل وافقت عمر بن الخطاب رضي الله عنه بالموسم و المغيرة هناك، فقال له عمر: أتعرف هذه المرأة يا مغيرة؟! قال: نعم، هذه أم كلثوم بنت علي.

عمر طعنه مي زند و به قولي به مغيره متلك مي گويد: آيا اين زن را مي شناسي اي مغيرة؟! مغيرة گفت: بله مي شناسم، او أم كلثوم دختر علي (همسر تو) است.

وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج ٦، ص ٣٦٥ ـ الأغاني لأبو الفرج الإصفهاني، ج ١٦، ص ٩

ببينيد كه چه تعبير زشت و وقيحي است! يعني خواست بگويد اگر من رابطه نامشروع با زن تو هم داشته باشم، چون شاهد نداري، هيچ كاري نمي تواني بكني!

اين آقايان در رابطه با اين قضيه چه چوابي دارند؟ چرا جناب عمر از همسرش دفاع نكرد در برابر اين كلمات وقيح و زشت؟ اگر كسي نسبت به ناموس هر آدم با غيرتي اين طور وقيحانه جسارت كند، او از خودش عكس العمل نشان مي دهد. آقايان أهل سنت هر جوابي در اينجا دادند، ما همان جواب را نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) مي دهيم؛ گرچه جواب حلي آن را داده ايم.

* * * * * * *

مجري برنامه

وهابيت شبهه اي مطرح مي كنند و مي گويند چرا با وجود حضرت علي (عليه السلام)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) رفتند درب را باز كردند؟ اگر حضرت علي (عليه السلام) درب را باز مي كردند، اين اتفاقات رخ نمي داد.

استاد حسيني قزويني

بله، اين هم از شبهاتي است كه قبلاً ما نشنيده بوديم و أخيرا مي بينيم كه در بعضي از سايت هاي وهابي عنوان مي كنند.

جواب اول: جواب حلّي

نكته اول:

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در داخل حيات بود و پشت درب نشسته بود. اول بايد اين آقايان ثابت كنند كه أمير المؤمنين (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در اتاق نشسته بودند و عمر آمد درب را زد و به جاي اين كه حضرت علي (عليه السلام) بيايد درب را باز كند، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آمد درب را باز كرد. اين چنين چيزي را نتوانسته اند ثابت كنند. ولي ما رواياتي داريم و در كتاب سليم بن قيس هلالي، صفحه ٣٨٦ صراحت دارد:

و فاطمة عليها السلام قاعدة خلف الباب.

وقتي عمر و يارانش آمدند و به خانه هجوم آوردند، فاطمه (عليها السلام) پشت درب نشسته بود.

و وقتي اين قضايا را ديد، به عمر بن خطاب گفت:

يابن الخطاب! أتراك محرقا علي بابي؟ قال: نعم.

آيا مي بينم كه آمده اي خانه ام را به آتش بكشي؟ عمر گفت: بله.

نكته دوم:

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بر اين باور بود كه اينها مسلمان هستند و طبق آيه ٢٧ و ٢٨ سوره نور عمل مي كنند كه مي فرمايد:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّي تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلي أَهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ / فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّي يُؤْذَنَ لَكُمْ وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكي لَكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيم

اي كساني كه ايمان آورده ايد! در خانه هايي كه خانه شما نيست، وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد، اين براي شما بهتر است، شايد متذكر شويد / و اگر كسي را در آن نيافتيد، داخل آن نشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شود بازگرديد، بازگرديد؛ اين براي شما پاكيزه تر است و خداوند به آنچه انجام مي دهيد آگاه است.

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بر اين عقيده بود كه اينها بدون اجازه وارد خانه نمي شوند. اين آقايان به جاي اين كه بگويند چرا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آمد درب را باز كرد، به اين جواب بدهند كه چرا آنها بدون اجازه وارد خانه حضرت علي (عليه السلام) شدند؟

خود إبن تيميه در منهاج السنة صراحت دارد:

 

إنه كبس البيت.

عمر به زور وارد خانه شد.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج ٤، ص ٢٢٠

اينها بايد بيايند اين را براي ما جواب بدهند كه به چه مجوزي وارد خانه شدند؟

مضافاً كه خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) جزء خانه هاي نبوت است؛ بلكه از برترين آنهاست. آقاي سيوطي در كتاب الدر المنثور، جلد ٥، صفحه ٥٠ نقل مي كند كه بعد از نزول آيه شريفه:

فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآَصَالِ

سوره نور / آيه ٣٦

فقام إليه رجل فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله؟ قال: بيوت الأنبياء، فقام إليه أبو بكر فقال: يا رسول الله! هذا البيت منها لبيت علي و فاطمة؟ قال: نعم، من أفاضلها.

مردي بلند شد از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) پرسيد:

منظور از اين بيوت چيست؟ حضرت فرمود: بيوت أنبياء. أبو بكر بلند شد و گفت: يا رسول اللَّه! خانه علي و فاطمه هم جزء اين بيوت أنبياء است؟ فرمود: بله، از برترين آن بيوت است .

روح المعاني للآلوسي، ج ١٨، ص ١٧٤ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٥، ص ٥٠ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ٥٣٤ ـ تفسير الثعلبي، ج ٧، ص ١٠٧

نكته سوم:

از طرفي هم مي بينيم كه وقتي اينها آمدند درب خانه را زدند، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) درب را باز نكرد و پشت درب صدا زد:

يا أبت! يا رسول الله! ماذا لقينا بعدك من إبن الخطاب و إبن أبي قحافة!

اي پدرم! اي رسول خدا! ما بعد از تو چه مصيبت ها كشيديم از فرزند خطاب و فرزند أبو قحافه.

فلما سمع القوم صوتها و بكاءها، انصرفوا باكين و كادت قلوبهم تنصدع و أكبادهم تنفطر و بقي عمر و معه قوم.

وقتي آن مردمي كه همراه عمر آمده بودند اين صداي گريه فاطمه را شنيدند، گريه كردند و و گريه كنان برگشتند و نزديك بود كه قلب آنها بتركد و ... ؛ ولي عمر با تعدادي ماندند و به زور وارد خانه شدند.

الامامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج ١، ص ٢٠

جواب دوم: جواب نقضي

نكته اول:

آقاي إبن عساكر در تاريخ مدينة دمشق، جلد ٤٤، صفحه ٣٨ مي نويسد:

قرع عمر بن الخطاب الباب و قال: افتحي يا خديجة.

روزي عمر بن خطاب آمد درب خانه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را زد و آن حضرت به خديجه فرمود: اي خديجه! درب را باز كن.

جامع الأحاديث للسيوطي، ج ٣٦، ص ٣٤٥، ح ٣٩٤٩٦ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ١٢، ص ٦٠٤

شما در مورد اين روايت چه مي گوييد؟ آيا در اينجا هم مي گوييد كه ـ نستجير بالله ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) غيرت مردانگي نداشت كه خودش نشسته بود و به همسرش دستور داد برود درب را باز كند؟

نكته دوم:

در روايت آمده است:

فجاء علي فدق الباب ... فقال رسول الله (صلي الله عليه و سلم): قومي فافتحي له.

علي آمد و درب خانه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را زد و آن حضرت به أم سلمة فرمود: بلند شو و درب را براي علي باز كن.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٤٧٠ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ٨٦

در مورد اين روايت چه مي گوييد؟ آيا اين هم خلاف است؟

نكته سوم:

أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در منزل عايشه بود و درب را زدم، ولي كسي درب را باز نكرد. دوباره درب را محكم تر زدم:

فقالت لي عايشه: من هذا؟ فقلت: أنا علي.

عايشه به من گفت: چه كسي است؟ گفتم: من علي هستم.

وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عبارت حضرت علي (عليه السلام) را شنيد، فرمود:

يا عايشة! افتحي له الباب.

اي عايشه! درب را براي علي باز كن.

اين روايت در منابع شيعه آمده است.

الاحتجاج للشيخ الطبرسي، ج ١، ص ٢٩٢

اگر واقعاً سيره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي ما حجت است:

لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ

سوره احزاب / آيه ٢١

اگر بر فرض حضرت علي (عليه السلام) در خانه نشسته باشد و به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بفرمايد كه برود درب را باز كند، به هيچ وجه منافاتي با سيره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ندارد.

بر فرض هم حضرت علي (عليه السلام) در خانه نشسته است و به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دستور مي دهد تا درب را باز كند، شايد به اين خاطر بود كه اينها حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ببينند و خجالت بكشند و برگردند و وارد خانه نشوند؛ ولي قضيه كاملاً بر عكس شد.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

در زمان حكومت عمر، بنا بر ادعاي أهل سنت، أمير المؤمنين (عليه السلام) مشاور عمر بود. آيا اين واقعيت دارد يا نه؟

جواب ١ :

اين مشورت به هيچ وجه براي ما ثابت نيست. اگر يك يهودي هم بيايد از انسان درخواست مشورت بكند، وظيفه انسان است كه به او مشورت بدهد. يعني اگر يك يهودي مي آمد نزد أمير المؤمنين (عليه السلام) و مي گفت من مي خواهم فلان كار را بكنم و مي خواهم نظر شما را جويا شوم. أمير المؤمنين (عليه السلام) به او جواب مي داد. مضافاً كه مشورت هايي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) داده است، مربوط به شخص أبو بكر و عمر نبوده است، بلكه مربوط به جامعه اسلامي و تمام مسلمانان بوده است.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

شما گفتيد كه عمر يك كنيزي را كه مسلمان شده بود، شكنجه مي داد، اين قضيه در زماني بود كه عمر بن خطاب مسلمان نشده بود. حتي قبل از اين كه مسلمان شود، خواهر و داماد خودش را شكنجه داد. اين چيزي است كه شما بايد بگوييد عمر در آن زمان مسلمان نشده بود و هنوز ايمان نياورده بود.

شما جواب منطقي به من بدهيد كه اگر جواب تان منطقي بود، من مي آيم شيعه مي شوم:

اگر حضرت علي و حضرت عمر با هم دشمن مي بودند، بعد از اين كه حضرت فاطمه به قول شما شهيد مي شود، كه در حقيقت حضرت فاطمه وفات يافته است، چطور حضرت علي بعد از اين كه ازدواج مي كند، نام فرزندانش را به نام أبو بكر و عثمان و عمر مي گذارد؟ چرا اسم پسر امام حسن عمر نام دارد؟

شما كه اين قدر صحبت مي كنيد و حرف از وحدت مي زنيد، چرا أحاديث ضعيف را گير مي آوريد؟ چيزهايي حقيقت است و بوده و حضرت عمر كسي بود كه تمام ايران به دست حضرت عمر فتح شد و به اسلام روي آوردند؛ ايراني كه همه آتش پرست بودند. حتي فلسطين به دست حضرت عمر فتح شد. در بيشتر كشورها، حضرت عمر ده سال حكومت كرد بر دنيا. شما هيچ كدام از اينها را رو نمي كنيد.

اينها با هم دوست بودند، برادر بودند. هيچ موقع زني در خانه كسي زندگي نمي كند كه آن شخص مادرش را كشته است. حضرت علي كسي بود كه مانند گندم، سر كفار را درو مي كرد، آن وقت مي گذارد كه به زنش تجاوز شود يا بگذارد زنش را شهيد بكنند و او هم بنشيند و هيچ چيزي نگويد و بعد هم نام فرزندانش را به نام آن اشخاص بگذارد؟!

جواب ٢ :

نكته اول:

اين آقا مي گويد كه رابطه أمير المؤمنين (عليه السلام) با أبو بكر و عمر، رابطه برادرانه بوده است. من از اين آقايان سؤالي دارم كه اگر به آن جواب دادند، من از همه حرف هايم برمي گردم:

در كتاب صحيح مسلم، جلد ٥، صفحه ١٥٢، حديث ٤٤٦٨، كتاب الجهاد، باب حكم الفيء از قول خود عمر بن خطاب نقل شده است كه به أمير المؤمنين (عليه السلام) و عباس عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد:

فلما توفي رسول الله صلي الله عليه و سلم قال أبو بكر: إنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم ... فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا ... ثم توفي أبو بكر و أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم و ولي أبي بكر، فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا.

وقتي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، أبو بكر گفت: من جانشين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هستم و نظر شما (علي و عباس) در مورد او اين بود كه أبو بكر دروغ گو و گنه كار و حيله گر و خائن است و وقتي أبو بكر از دنيا رفت، من جانشين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و أبو بكر شدم و نظر شما در مورد من اين بود كه من دروغ گو و گنه كار و حيله گر و خائن هستم.

در اين مورد، شما به ما جواب بدهيد. أمير المؤمنين (عليه السلام) نگفت من هم چنين حرفي نزده ام و عباس هم نگفت من هم چنين حرفي نزده ام. آقاي أبو عبيده جراح و سعد بن أبي وقاص و خيلي از شخصيت هاي برجسته از صحابه هم نشسته بودند و هيچ كدام به عمر نگفتند كه أمير المؤمنين (عليه السلام) و عباس هم چنين عقيده اي ندارند.اين روايت در صحيح مسلم آمده است. در صحيح بخاري هم آمده است، ولي وقتي مي بيند اين كلمات «كاذبا آثما غادرا خائنا» إهانت به أبو بكر و عمر است، آنها را حذف كرده و نوشته است:

تزعمان أن أبا بكر كذا و كذا.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٦، ص ١٩١

اين نشان مي دهد أمير المؤمنين (عليه السلام) نه مشاور اينها بوده و نه همكار اينها بوده.

نكته دوم:

اين كه مي گويند أمير المؤمنين (عليه السلام) دختر خود را به عمر داده، اين از دروغ هاي شاخ دار تاريخ است. اينها يك روايت صحيح از كتاب هاي خودشان براي ما بياورند كه أمير المؤمنين (عليه السلام) دخترش أم كلثوم را به عقد عمر درآورد. خود علامه نووي و ديگران به صراحت مي گويند اين أم كلثوم كه همسر عمر بن خطاب شد، دختر أبو بكر بوده است كه وقتي أبو بكر از دنيا مي رود، أم كلثوم و أسماء بنت عميس (همسر أبو بكر) در خانه أمير المؤمنين (عليه السلام) زندگي كردند و أم كلثوم در خانه أمير المؤمنين (عليه السلام) بزرگ شد و چون عرب، ربيبه را دختر مي داند، معروف شد كه دختر أمير المؤمنين (عليه السلام) است. آقاي نووي، شارح صحيح مسلم مي گويد:

بعد از أبو بكر، دختري به دنيا آمد كه نامش را أم كلثوم گذاشتند و در خانه علي بزرگ شد.

أم كلثوم هذه تزوجها عمر بن الخطاب (رضي الله عنه)

اين أم كلثوم كه دختر أبو بكر بود، با عمر بن خطاب (رضي الله عنه) ازدواج كرد.

تهذيب الأسماء و اللغات للنووي، ج ٢، ص ٦٣٠، ح ١٢٢٤، تحقيق مكتب البحوث و الدراسات، نشر دار الكتب بيروت، سال ١٩٩٦

نكته سوم:

در آن زمان، اسامي أبو بكر و عمر و عثمان از اسامي رايج بود. من بارها گفته ام كه مثلاً در زمان شاه، اسم شاه، محمدرضا بود و اگر كسي نام فرزندش را محمدرضا مي گذاشت، آيا دليل بر اين بود كه شاه دوست و شاه پرست است؟ خير. كلمه محمدرضا يك اسم رايجي بوده است. در آن زمان هم اين اسامي رايج بوده است. شما اگر أصحاب ائمه (عليهم السلام) را ببينيد، مي بينيد كه تعداد زيادي از آنها با اسامي أبو بكر و عمر و عثمان هستند. مضافاً كه خود حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايد:

إنما سميته باسم أخي عثمان إبن مظعون.

من نام پسرم را عثمان گذاشتم به دليل علاقه اي كه به برادرم عثمان بن مظعون داشتم.

مقاتل الطالبيين لأبو الفرج الأصفهاني، ص ٥٥

أبو بكر هم كنيه است و ديگران بر روي فرد مي گذارند، نه پدر و مادر فرد. نام عمر را هم خود عمر بر روي فرزند أمير المؤمنين (عليه السلام) گذاشته است:

و كان عمر بن الخطاب سمي عمر بن علي باسمه.

انساب الأشراف للبلاذري، ص ١٩٢

بر فرض هم أمير المؤمنين (عليه السلام) اين كار را كرده است:

چه خوش بي مهرباني از دو سر بي كه يك سر مهرباني درد سر بي

پس چرا آقاي أبو بكر و عمر و عثمان نام يكي از فرزندان خود را علي و حسن و حسين نگذاشتند؟ اگر گذاشته اند، به ما بگوييد.

قصد ما نه إهانت به أهل سنت است و نه جسارت به آنها. هر چه نقل مي كنيم از كتاب هاي خود أهل سنت نقل مي كنيم. اگر إهانت است، علماء شما اين إهانت ها را كرده اند. اگر اين عبارتي كه من از صحيح مسلم نقل كرده ام إهانت است، آقاي مسلم بن حجاج نيشابوري سني اين إهانت را كرده است. به ما چه ربطي دارد؟ شما بياييد إعلام كنيد كه او آدم بدي است و ما صحيح مسلم را قبول نداريم. يا بگوييد اين روايتي كه در مذمت أبو بكر و عمر است را قبول نداريد.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

آقا قبر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در بقيع است؟

جواب ٣ :

خير. آنچه كه مرحوم شيخ صدوق (ره) و ديگران آورده اند اين است كه قبر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در داخل خانه خودش است. يعني اگر شما از طرف باب جبرئيل وارد شويد، آنجايي كه صفه است، قبل از ضريح مطهر يك بلندي هست، از همان جهت كه شما بياييد، خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در قسمت شمالي ضريح مطهر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

با توجه به بيانات آقاي قزويني، تمام استدلال و رواياتي كه بيان فرمودند، اگر حرف أهل سنت از نظر ايشان كاملاً قطعي است، ما مي خواهيم در اينجا شعور و عقل را حَكَم قرار بدهيم، اگر مسلماني كه دورو يا سلطنت طلب باشد، آيا مي خواهد دين خدا و پيامبر و خاندانش را فداي سلطنت خود كند، اين چه مسلماني است كه حضرت علي (رضي الله عنه) بخواهد هم چنين مسلماني زنده بماند و پيرواني داشته باشد كه تا روز قيامت، دين خدا را به انحراف كشيده است؟ اين چطور با عقل و شعور يك انسان حقيقت جو جور درمي آيد؟

زماني كه هم چنين اتفاق بزرگي افتاده، چرا حضرت علي و حضرت حسن و حضرت حسين (رضي الله عنهم اجمعين) در هيچ كدام از بيانات خود در زمان حكومت خود يا در زماني كه به حكومت رسيدند و قيام داشتند، روايتي يا بحثي از اين موضوع نكرده اند يا در نهج البلاغه بيان نشده است؟ به صراحت، نه به اشاره و كنايه.

آقاي قزويني! اين حرف هايي كه جناب عالي مي زنيد، اگر يك عالم أهل سنت پاي حرف شما بنشيند، به خدا! كاملاً آن حرف هاي أصل جناب عالي را مي زند. اگر يك برادر شيعه، به جز تعصب، كتاب هايي كه أهل سنت درباره حضرت عمر (رضي الله عنه) و حضرت أبو بكر (رضي الله عنه) و حضرت عثمان (رضي الله عنه) و حضرت علي (رضي الله عنه) و حضرت حسين (رضي الله عنه) و حضرت زبير (رضي الله عنه) را نوشته اند مطالعه بكنند، مي بينند كه چه كساني زياده روي در افراط و تفريط در نوشته ها و بيانات خود داشته اند.

جواب ٤ :

اين كه مي گويند روايتي از امام حسين (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) به صراحت نداريم، من متوجه نشدم. آيا در رابطه با خلافت أمير المؤمنين (عليه السلام) روايتي به صراحت نداريم يا در رابطه با شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)؟ اگر درباره شهادت است، اين عبارتي است كه آقايان أهل سنت آورده اند و آقاي علامه أبو المعالي جويني كه استاد ذهبي است و ذهبي درباره او مي گويد:

الإمام المحدث الأوحد الأكمل فخر الإسلام.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج ٤، ص ١٥٠٥

آقاي جويني در كتاب فرائد السمطين، جلد ٢، صفحه ٣٤ روايتي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آورده است:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در آخرين لحظات زندگي اش به فاطمه نگاه كرد و فرمود:

فتكون أول من يلحقني من أهل بيتي، فتقدم علي محزونة مكروبة مغمومة مغصوبة مقتولة.

تو اولين كسي هستي كه از أهل بيت من به من ملحق مي شوي، تو به من ملحق مي شوي در حالي كه محزون و مكروب و غمديده هستي و حقت غصب شده و شهيده هستي.

در خود نهج البلاغه، در خطبه ٢٠٢ هم أمير المؤمنين (عليه السلام) صراحت دارد و خطاب به رسول الله (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

و ستنبئك ابنتك بتضافر أمتك علي هضمها، فأحفها السؤال و استخبرها الحال، هذا و لم يطل العهد و لم يخل منك الذكر.

به زودي دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ظلم بر او و غصب كردن حق او اجتماع كردند. از فاطمه (عليها السّلام) بپرس و در سؤالت اصرار كن و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير كه هنوز روزگاري سپري نشده و ياد تو فراموش نگشته است .

اين آقاياني كه مي گويند در نهج البلاغه نيست، آيا از اين واضح تر و روشن تر؟!

مرحوم شيخ حبيب الله خوئي (ره) كه از علماء بزرگ شيعه است، در كتاب منهاج البراعة في شرح نهج البلاغه، جلد ١٣، صفحه ١٤ مي فرمايد:

مراد از اين كه أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد: «بتضافر أمتك علي هضمها»، اشاره دارد به شكسته شدن سينه و پهلوي آن حضرت و سقط جنين ايشان.

بزرگان أهل سنت هم اين عبارت را آورده اند و آقاي عمر رضا كحاله در كتاب أعلام النساء، جلد ٣، صفحه ١٢٢١ آورده است.

سخن ائمه (عليهم السلام) درباره هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و شهادت ايشان

قضيه شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از زبان امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) در كتاب هاي متعدد نقل شده است.

١. امام حسن (عليه السلام)

مرحوم طبرسي (ره) در كتاب الإحتجاج، جلد ١، صفحه ٤١٤ نقل مي كند كه امام حسن (عليه السلام) خطاب به مغيرة بن شعبة مي فرمايد:

و أنت الذي ضربت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و آله حتي أدميتها و ألقت ما في بطنها.

تو همان كسي هستي كه فاطمه دختر رسول الله (صلي الله عليه و آله) را مورد ضرب و شتم قرار دادي و خونش را جاري كردي و آنچه كه در رحم داشت سقط شد.

٢. امام حسين (عليه السلام)

مرحوم شيخ كليني (ره) در كتاب كافي، جلد ١، صفحه ٤٥٨ صراحت دارد كه امام حسين (عليه السلام) مي فرمايد:

من شنيدم پدرم مي فرمود:

فبعين الله تدفن إبنتك سرا و تهضم حقها و تمنع إرثها.

يا رسول الله! در برابر چشمان خدا، دخترت مخفيانه دفن مي شود و حق او را نابود كردند و إرث او را ندادند.

٣. امام سجاد (عليه السلام)

آقاي محمد بن جرير طبري در كتاب المسترشد، صفحه ٣٧٨، حديث ١٢٥ از امام سجاد (عليه السلام) روايت شده است كه مي فرمايد:

وقتي آنها به درب خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آمدند، آن حضرت فريادش بلند شد:

يا رسول الله! ما لقينا من أبي بكر و عمر بعدك!

اي رسول خدا! ما بعد از تو چه مصيبت هايي از دست أبو بكر و عمر كشيديم!

٤. امام باقر (عليه السلام)

مرحوم طبري هم در كتاب دلائل الإمامة، صفحه ١٠٤ از امام باقر (عليه السلام) نقل مي كند:

اين قضيه اي كه در روز بيعت بر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) وارد شد:

و ما لحقها من الرجل أسقطت به ولدا تماما و كان ذلك أصل مرضها و وفاتها (صلوات الله عليها).

به خاطر ضربتي كه به فاطمه زدند، فرزندي كه در رحم داشت، سقط شد و همين باعث مريضي و شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) شد.

٥. امام صادق (عليه السلام)

از امام صادق (عليه السلام) هم شايد بيش از ٢٠ روايت درباره شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نقل شده است و ايشان فرمودند:

و الله! ما بايع علي حتي رأي الدخان قد دخل بيته.

به خدا قسم! علي بيعت اجباري نكرد، مگر زماني كه ديد آتش و دود از خانه اش بلند شده است.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٢٨، ص ٣٩٠

٦. امام كاظم (عليه السلام)

مرحوم شيخ كليني (ره) در كتاب كافي، جلد ١، صفحه ٤٥٨ با سند صحيح از امام كاظم (عليه السلام) نقل شده است كه مي فرمايد:

إن فاطمة (عليها السلام) صديقة شهيدة.

فاطمه (عليها السلام) صديقه و شهيده است.

آيا از اين واضح تر؟! من نمي دانم به چه زباني براي اين آقايان توضيح بدهم؟! آن وقت مي گويند امام حسين (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) و ديگران سخني درباره شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نفرموده اند! اگر اين حرف ها براي اين آقايان اثري ندارد، ديگر نمي دانم چه بگويم!

* * * * * * *

سؤال ٥ :

اين أمير المؤمنيني كه مي گويند فاتح بدر و حنين بوده و درب خيبر را از جا در آورده است، چطور اين طور معصومانه ريسمان به دستش مي بندند و در كوچه هاي مي كشند و مي آورند و ايشان هيچ مقاومتي از خودش نشان نمي دهد؟! اين واقعاً خيلي جانسوز است و دل هاي آدم براي اين چيزي كه مي شنود، مي سوزد! چرا أمير المؤمنين (عليه السلام) سكوت كردند در برابر اين همه ظلم و ناعدالتي؟

جواب ٥ :

قبلاً در اين مورد جواب مفصل داده ايم. أمير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه شقشقيه مي فرمايد:

فصبرت و في العين قذي و في الحلق شجا أري تراثي نهبا.

پس صبر كردم در حالي كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود و با ديدگان خود مي نگريستم كه ميراث مرا به غارت مي برند.

أمير المؤمنين (عليه السلام) با اين بيان، اوج مظلوميت خود را بيان مي كند.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

من دو سه سال است كه ازدواج كرده ام و يك ازدواج ناموفقي هم داشته ام. آيا طلسم و جادو واقعيت دارد؟ اگر واقعيت دارد، چطور مي شود با آن مبارزه كرد؟

جواب ٦ :

شكي نيست كه سحر و جادو، يك أمر واقعي است و قرآن هم بر آن تصريح فرموده است و در آخر سوره قلم هم مي فرمايد:

وَ إِنْ يَكادُ الَّذينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ / وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ

نزديك است كافران هنگامي كه آيات قرآن را مي شنوند تو را با چشمان خود هلاك كنند و مي گويند او ديوانه است / در حالي كه اين (قرآن) جز مايه بيداري براي جهانيان نيست.

به نظر من بهترين چيز براي رفع جادو و سحر، صدقه دادن است به اين شكل كه صدقه را سه قسم كنند و يك قسم را به نيت سلامتي آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) و يك قسم را به نيت هديه به تمام شهداء، از حضرت هابيل (عليه السلام) تا قيام قيامت و يك قسم را به نيت رفع گرفتاري خود بدهند. اين قسم صدقه أثر دارد و تجربه هم نشان داده كه تأثير دارد.

هم چنين مرتب خواندن معوذتين (سوره هاي فلق و ناس) در هر روز بعد از نماز و با حضور قلب خواندن آن خيلي أثر دارد. خواندن روزي ٥ مرتبه آية الكرسي در اول روز هم أثرات زيادي در رفع تأثيرات سحر و جادو دارد.

* * * * * * *

سؤال ٧ :

آيا أبو بكر و عمر بعد از فوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به سقيفه بني ساعده رفتند و در تشييع جنازه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شركت نكردند؟ اگر به اين شكل است، آيا دين خود را به دنيا فروختند و از مسير پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) خارج شدند؟

جواب ٧ :

ما اين را قبلاً توضيح داده ايم و نيازي به بحث مجدد نيست. اما اين كه اين رفتن آيا به منزله خروج از دين است يا نه؟ بحث ديگري است. در اينجا خلاف نظر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عمل كرده اند و هر عملي كه بر خلاف نظر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) باشد، موجب إرتداد از دين نمي شود.

ما هم در اينجا به دنبال اين نيستيم كه ثابت كنيم فلاني مرتدّ است و فلاني كافر است و نجس است. وظيفه ما در شبكه جهاني ولايت، بازگو كردن تاريخ است و بيان كردن تاريخ پنهان كه تا به حال به گوش مردم و آقايان أهل سنت نرسيده است. بسياري از پيام ها و ايميل هاي ما از خود آقايان أهل سنت است و مي گويند اين بحث هايي كه شما از كتاب هاي ما نقل مي كنيد، علماء ما تا به حال هم چنين چيزي را براي ما نقل نكرده اند. قصد ما تكفير و تفسيق كسي نيست و فقط مي خواهيم حقايق را بيان كنيم و قضاوت و حكم صادر كردن را بر عهده خود بينندگان عزيز مي گذاريم.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

چرا حديث كساء در نهج البلاغه نيامده است؟

جواب ٨ :

در نهج البلاغه نامه ها و كلمات و خطبه هاي حضرت علي (عليه السلام) آمده است و خيلي از چيزها در نهج البلاغه نيامده است. نهج البلاغه كتابي حديثي و فقهي و تاريخي نيست. مرحوم سيد رضي (ره) خطبه هاي أمير المؤمنين (عليه السلام) را كه بالاي منبر خطبه خوانده را جمع آوري كرده است؛ البته نه همه خطبه هاي حضرت علي (عليه السلام) را، بلكه بخشي از آنها را. هم چنين بخشي از نامه ها و كلمات قصار و حكمت هاي حضرت علي (عليه السلام) در نهج البلاغه آمده است.

* * * * * * *

سؤال ٩ :

يك نفر زنگ زد به شبكه شما و گفت: «علي بن أبي طالب (عليه السلام) با أبو بكر و عمر اختلافي نداشتند». خود آقاي أبو بكر هنگامي كه داشت از دنيا مي رفت، يك اقراري كرده و گفته است:

اي كاش! من ٣ كار را انجام نمي دادم: يكي از آنها هجوم به خانه فاطمه است.

من خواهش مي كنم شما اين حديث را با سند معتبر به اين آقايان بگوييد تا اينها از زبان خود أبو بكر بشنوند و باور كنند كه اين اتفاق افتاده است و آقاياني كه أخبار دروغ به اينها داده اند، چه جوابي براي اين دارند؟

جواب ٩ :

نكته خوبي است و در شب شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ما را به جاي زيبايي كشانديد. بزرگان أهل سنت مانند آقاي ذهبي (متوفاي ٧٤٨ هجري) و طبراني و طبري نقل كرده اند:

أبو بكر در آخرين لحظات عمرش گفت: من كارهايي را كرده ام كه پشيمان هستم و تأسف مي خورم كه اي كاش اين كارها را انجام نداده بودم:

فوددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة و إن أغلق علي الحرب.

اي كاش من دستور حمله و ورود به زور به خانه فاطمه را نمي دانم؛ حتي اگر آن خانه به عنوان سنگر جنگي مي بود.

تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ١١٨ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج ١، ص ٦٢ ـ تاريخ الطبري ، ج ٢، ص ٦١٩ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٣٠، ص ٤١٨ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٥، ص ٢٠٢ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ٥، ص ٦٣١ ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج ٤، ص ١٨٩ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج ٣، ص ١٠٩

آقاي ضياء الدين مَقْدسي كه از علماء بزرگ أهل سنت و حنبلي مذهب است، مي گويد:

هذا صحيح حسن عن أبي بكر.

اين روايت حَسَن است و از أبو بكر نقل شده است.

الأحاديث المختارة، ج ١٠، ص ٩٠ـ٨٨

روايت حَسَن از ديدگاه أهل سنت، هيچ تفاوتي با صحيح ندارد.

آقاي ذهبي درباره آقاي ضياء الدين مقدسي مي گويد:

الإمام العالم الحافظ الحجة ثقة عالم بالرجال.

پيشوا و عالم و حافظ است و قولش حجت و مورد وثوق و عالم به علم رجال است.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج ٤، ص ١٤٠٥

آقاي سيوطي همين روايت را در كتاب مسند فاطمة، صفحه ٣٤ آورده است و مي گويد:

حديث حسن.

آقاي حسن بن فرهان مالكي كه از علماء بزرگ عربستان سعودي است، در كتاب قراءة في كتب العقايد، صفحه ٥٢ اين روايت را مي آورد و مي گويد اين روايت مورد تائيد است.

آقاي إبن تيميه حرّاني كه به عنوان امام وهابي هاست، در رابطه با ورود به عنف به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي گويد:

غاية ما يقال: إنه كبس البيت لينظر هل فيه شئ من مال الله الذي يقسمه و أن يعطيه لمستحقه؟

نهايت چيزي كه مي توان گفت اين است: خليفه دوم به زور وارد خانه شد تا ببيند آيا در آن خانه چيزي از بيت المال وجود دارد تا آن را ميان مردم تقسيم كنند.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج ٤، ص ٢٢٠

ببينيد! با وقاحت و جسارت، به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و حضرت علي (عليه السلام) تهمت دزدي مي زند و مي خواهد ببيند آيا چيزي از بيت المال برداشته اند تا آن را برگرداند و به مستحق بدهد!

اين روايت از نظر سندي هيچ اشكالي ندارد. روايات ديگري هم در رابطه با هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) وجود دارد و آقاي إبن أبي شيبة كوفي (متوفاي ٢٣٩ هجري) كه استاد بخاري است در كتاب المصنف، جلد ٨، صفحه ٥٧٢ و آقاي طبري و ديگران هم قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را نقل كرده اند و اينها نشان مي دهد كه اين قضيه صورت گرفته است و بنده هم اين روايات را در مناظره اي كه در شبكه المستقلة با ٣ نفر از وهابي ها داشتم، بيان كردم و بررسي سندي كردم و ثابت كردم كه اين روايات صحيح است و آنها هم نتوانستند هيچ گونه نقدي بر اين روايات بكنند؛ يعني در صحت اين روايات، حتي يك سر سوزن و يك ثانيه هم نتوانستند انتقاد كنند. هم چنين با برادر عزيزم جناب آقاي مولوي مرادزهي كه در شبكه سلام مناظره داشتم، اين روايات را آوردم و ايشان هم يكي دو مورد اشكالات بي اساسي مطرح كرد و من هم جواب دادم و ايشان هم اعتراضي به جواب بنده نداشت.

* * * * * * *

سؤال ١٠ :

با توجه به اين كه خواندن سوره حمد در نمازْ واجب است و اگر كسي آن را نخواند، نمازش باطل است، شنيده ايم كه جناب عمر مقداري در نمازشان دچار اشكال بوده اند و گاهي بدون وضو و گاهي هم به حالت جنابت نماز مي خواندند و گاهي هم سوره حمد را نمي خواندند و مردم هم به ايشان إقتداء مي كردند. آيا هم چنين چيزي صحت دارد؟

جواب ١٠ :

بايد روايت را مطرح كنيد و بعد بگوييم كه آيا اين روايت صحيح است يا نه. بله، اين موضوع در روايات أهل سنت آمده است كه جناب عمر بن خطاب و عثمان، سوره حمد را در ركعت اول و دوم ترك مي كردند و در ركعت سوم و چهارم إعاده مي كردند و اين خلاف سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است. ما اين را در بحث خارج فقه مقارن خود مطرح كرده ايم. اگر شما بحث خارج فقه مقارن را كه هفته اي دو جلسه از شبكه جهاني ولايت پخش مي شود را پيگيري كنيد، ما تمام مدارك را در آنجا بيان كرده ايم.

* * * * * * *

سؤال ١١ :

شما در جلسات قبل گفتيد كه لعن به اولي و دومي را جايز نمي دانيد، ولي در زيارت عاشوراء آمده است:

أللهم! خص أنت أول ظالم باللعن مني و ابدأ به أولا ثم الثاني و الثالث و الرابع، أللهم اللعن يزيد خامسا و العن عبيد الله بن زياد و إبن مرجانة و عمر بن سعد و شمرا و آل أبي سفيان و آل زياد و آل مروان إلي يوم القيامة.

آيا شما زيارت عاشوراء را قبول داريد يا نداريد؟ پس چرا مي گوييد لعن به خلفاء جايز نيست؟

آيا شما قاتلين حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را ملعون مي دانيد يا خير؟ آيا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اينها را لعن كرده است يا خير؟ آيا ائمه (عليهم السلام) هم قاتلين حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را لعن كرده اند يا خير؟

جواب ١١ :

اين كه در زيارت عاشوراء چه رمز و رموزي هست؟ ما نمي دانيم. هم چنين در اين كه زيارت عاشوراء صحيح است، هيچ شك و شبهه اي نيست و ما زيارت عاشوراء را فراتر از صحيح مي دانيم و آن را حديث قدسي و تالي تلو قرآن مي دانيم؛ چون سند زيارت عاشوراء به خدا مي رسد، نه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و در سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com هم روايات متعددي آورده ايم در اثبات صحت سند زيارت عاشوراء. ولي ائمه (عليهم السلام) در أمر ولايت، به مراتب از ما داغ تر بوده اند و اهتمام آنها در برائت بيشتر از ما بوده است. ائمه (عليهم السلام) فرموده اند:

أللهم! خص أنت أول ظالم باللعن مني و ابدأ به أولا ثم الثاني و الثالث و الرابع.

خدايا! لعن را مخصوص اولي و دومي و سومي و چهارمي بفرما.

و هيچ نامي از اينها نبرده است كه مراد از اينها چيست و وقتي به يزيد مي رسد، مي فرمايد:

أللهم اللعن يزيد خامساً.

ائمه (عليهم السلام) براي رعايت حال شيعه و اين كه شيعه با مشكلي مواجه نشود و در برابر شمشير وهابيت و ناصبي ها قرار نگيرد، به صورت رمزي لعن كرده اند. آيا شما مي خواهيد بر خلاف نظر امام و معصوم عمل كنيد؟ اين كار شما ١٠٠٪ خلاف و گناه و معصيت است.

در زمان يكي از خلفاي عباسي، شيخ طوسي (ره) را سعايت كردند كه ايشان در كتاب مصباح المتهجد خلفاء را لعن كرده است. ايشان را آوردند و آماده كرده بودند تا بالاي دار بفرستند. گفت: براي چه مرا دار مي زنيد؟ گفتند:

مراد از «خص أول ظالم باللعن مني و ابدأ به أولا ثم الثاني و الثالث و الرابع» كيست؟

گفت: مراد من از اولين ظالم، قابيل است كه حضرت هابيل (عليه السلام) را كشت و مراد از دومي، كسي است كه حضرت زكريا (عليه السلام) را به قتل رساند و مراد از سومي، كسي است كه ناقه صالح را پي كرد و مراد از چهارمي هم كسي است كه حضرت علي (عليه السلام) را كشت.

ببينيد! اينها براي اين كه راه فرار و گريز براي ما بگذارند، به شكل رمزي بيان كرده اند.

روزي يك نفر از من پرسيد:

مراد از «السر المستودع فيها» در صلوات بر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) چيست؟

گفتم:

اگر قرار بود همه بدانند، ديگر به آن سرّ نمي گفتند.

تمام فقهاء ما فتوا داده اند كه لعن علني حرام است. در كتاب كافي، جلد ٣، صفحه ٣٤٢، حديث ١٠ نقل شده است كه راوي مي گويد:

سمعنا أبا عبد الله (عليه السلام) و هو يلعن في دبر كل مكتوبة أربعة من الرجال و أربعا من النساء.

شنيديم از امام صادق (عليه السلام) كه بعد از هر نماز واجب، ٤ نفر از مردان و ٤ نفر از زنان را لعن مي كرد.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج ٢، ص ٣٢١، ح ١٣١٣ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ٦، ص ٤٦٢، ح ٨٤٤٩

البته حديث كافي ضعيف است و حديث تهذيب الأحكام صحيح است.

امام صادق (عليه السلام) هم لعن مي كرد، ولي اسامي اينها را نياورده است و مشخص است كه رموزي دارد. آنچه كه براي ما ملاك است بعد از هر نماز، طبق فتوايي كه نقل كرديم از بعضي از بزرگان مانند مرحوم مقدسي اردبيلي (ره) در مجمع الفائدة و البرهان اين است كه ما دشمنان آل محمد (عليهم السلام) را لعن كنيم و نيازي نيست كه مصداق معين كنيم. مصداق را خود ملائكه معين مي كنند. چه بسا بعضي از افراد، خودشان جزء ظالمين بر محمد و آل محمد (عليهم السلام) باشند. قرآن هم مي فرمايد:

أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَي الظَّالِمين

سوره هود / آيه ١٨

خداوند هم ظالمين را لعنت كرده است و اگر شما هم در حق زن و بچه ات ظلم كني، اين لعن در حق شما هم وارد است. هر كس ظلم كرده باشد در حق نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و أمير المؤمنين (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و فرزندان آنها، لعنت خداوند شامل همه آنها مي شود. لذا آقايان با اين تندي ها و چند آتشه بودن، شيعه را در برابر لبه شمشير وهابي ها قرار ندهند. يك نفر خدمت امام صادق (عليه السلام) مي رسد و عبارتي را در نقد عملكرد أبو بكر و عمر سؤال مي كند و آن حضرت هم مي فرمايد:

به خاطر عثمان، با اين كه مي دانستند ظالم است، ٧٠ ، ٨٠ سال است كه شما را قتل عام مي كنند. اگر شما بخواهيد نسبت به أبو بكر و عمر، كوچك ترين جسارتي بكنيد، ارزش جان شما از ارزش گربه هم بدتر مي شود و هر كجا برويد، شما را قطعه قطعه مي كنند.

ائمه (عليهم السلام) به اين شكل به ما آموخته اند و ما نبايد كاسه داغ تر از آش بشويم و از ائمه (عليهم السلام) جلوتر برويم. شما تصور نكنيد كه همه جا اصفهان و قم و تبريز و تهران است. شما احساس كنيد كه حرف شما را ٤٠ ، ٥٠ ميليون نفر مي شنوند. اگر شما در مسجد خودتان حرف بزنيد، مخالفين يا كساني كه در قلوب شان مرض است، با موبايل فيلم شما را مي گيرند و در تمام ماهواره ها پخش مي كنند و شيعيان در معرض خطر قرار مي گيرند. ائمه (عليهم السلام) به صورت كلي لعن كرده اند و ما نبايد از اين كليات فراتر برويم.

ما صدها روايت از ائمه (عليهم السلام) داريم مبني بر تعامل با أهل سنت و عيادت از مريضان آنها و شركت در تشييع جنازه آنها و برگرداندن امانت آنها و غيره. اينها نشان مي دهد كه زندگي شيعه و سني بايد يك زندگي برادرانه و مسالمت آميز باشد. اگر من بخواهم علناً مقدسات آنها را فحاشي كنم و آنها هم به مقدسات شيعه فحاشي بكنند، خبري از زندگي مسالمت آميز نيست. لذا بدبختي ما از شيعيانِ تند و دو آتشه اي است كه تصور مي كنند همه جا شهر آنها و محله آنها و مسجد آنهاست.

* * * * * * *

سؤال ١٢ :

١. آيا آرزوي مرگ كردن، معصيت است؟ اين كه بعضي از مداحان مي گويد كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فرمود:

أللهم عجل وفاتي سريعاً.

آيا واقعاً درست است؟

٢. اين كه آقا امام زمان (عليه السلام) وقتي ظهور مي فرمايد:

يخرجهما و يصلبهما و يحرقهما.

آيا صحيح است؟

جواب ١٢ :

١. حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آرزوي مرگ نمي كند، بلكه از خداوند طلب مي كند مرگ خودش را. فرق است بين اين كه انسان از خداوند طلب كند كه مرگش را جلو بياندازد يا اين كه خودش آرزوي مرگ كند. ضمن اين كه آرزوي مرگ كردن، گناه و معصيت نيست و اعتراضي هم به تقدرير إلهي نيست.

٢. سند اين روايت مرسل و ضعيف است.

* * * * * * *

سؤال ١٣ :

آيا دليلي داشته است كه علماء ما تا به حال أحاديث صحيح و ضعيف را از هم جدا نكرده اند تا ما راحت تر بتوانيم به أحاديث معتبر دسترسي داشته باشيم؟

جواب ١٣ :

اين كه چه روايتي صحيح است و چه روايتي ضعيف است، اجتهادي است و بعضي از بزرگان مثلاً يك راوي را بنا بر نظر خود صحيح مي دانند و بعضي ديگر صحيح نمي دانند. مثلاً در رابطه با آقاي سهل بن زياد آدمي كه حدود ٧٠٠ روايت دارد، بعضي از فقهاء مي گويند ايشان ثقه است و بعضي مي گويند ضعيف است. حتي خود مرحوم شيخ طوسي (ره) (متوفاي ٤٦٠ هجري) كه از رجال نويسان بزرگ شيعه است، در كتاب فهرست خود، ايشان را جداً ضعيف مي داند، ولي در كتاب رجال خود ايشان را ثقه مي داند. پس اين موضوع، اجتهادي است. اگر بنده نظر خود را بگويم كه مثلاً سهل بن زياد ثقه است، روايات ايشان را جزء روايات معتبر مي آورم و آن فقيهي كه ايشان را ثقه نمي داند، اعتراض مي كند و مي گويد من روايات ايشان را معتبر نمي دانم. لذا اگر كسي بخواهد وارد كارهاي روائي و رجالي شود، بايد برود دوره هاي رجال را بگذراند و متخصص در رجال شود حديث شناس باشد. نظر هر كسي براي خودش محترم است.

ما يك سري روايات داريم كه همه فقهاء آن را ضعيف مي دانند و يك سري روايات داريم كه همه آن را صحيح مي دانند. ما خودمان هم روي اين مسئله چند سال كار كرده ايم و ديديم كه اگر اين روايات را چاپ كنيم، چه بسا با مشكلاتي مواجه شويم و همين طور در لابه لاي كاغذها نگه داشته ايم.

* * * * * * *

سؤال ١٤ :

مدت حكومت حضرت مهدي (عليه السلام) چند سال خواهد بود؟

جواب ١٤ :

در اين رابطه اختلاف است. در بعضي روايات آمده است كه ٧٠ سال حكومت مي كنند و در بعضي روايات آمده است كه ٣٠٠ سال حكومت مي كنند. حضرت آيت الله طبسي در شب هاي شنبه در رابطه با موضوع مهدويت به پاسخ گوي سؤالات هستند و اگر كسي سؤال دارد، مي تواند از ايشان بپرسد. هم چنين حجت الإسلام و المسلمين كلباسي در روز جمعه بحث مهدويت دارند و مي توانيد از ايشان هم جويا شويد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»