سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٢٦ - پاسخ به شبهات آيه «ولايت»

پاسخ به شبهات آيه «ولايت»

کد مطلب: ٥٣٥٩ تاریخ انتشار: ٢٧ مهر ١٣٩١ تعداد بازدید: ٤٤٦٩ سخنراني ها » شبکه ولايت پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
حبل المتين ٩١/٠٧/٢٧

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٧ / ٠٧ / ٩١

مجري:

آقايان وهابي مي گويند: چه طور مي شود آياتي كه مكي است در سوره مدني قرار داده مي شود؟ اين شبهه را در باره آيات ولايت مطرح مي كنند.شما نمونه هايي از اين قبيل براي بينندگان بيان كنيد.

استاد قزويني:

ما بحثي را در رابطه با ولايت اميرالمؤمنين سلام الله عليه در قرآن شروع كرديم.

آياتي را مطرح كرديم و بعد از بخش پاياني اين آيات ان شاء الله به روايات اشاره خواهيم كرد.

آنچه را كه مطرح كرديم، از زبان ائمه عليهم السلام فرا گرفته ايم و فرهنگ ائمه را به نمايش مي گذاريم و جز آنچه كه در مكتب اهل بيت فراگرفته ايم، چيزي را ارائه نمي كنيم.

بر اين باور هستيم كه فرهنگ اهل بيت، فرهنگ نمونه و طلائي است.

فرهنگي است كه نبي مكرم بارها اين فرهنگ را عدل قرآن قرار داده است و فرمود:

إني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله عز وجل وعترتي أهل بيتي.

و در كنارش هم تضمين كرد و فرمود:

إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي أبدا.

اگر به قرآن و سخنان اهل بيت عمل كنيد، هرگز گمراه نمي شويد.

باز با تأكيد بيشتر مي فرمايد:

أنهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض.

وسائل الشيعة (آل البيت)، الحر العاملي، ج ٢٧، ص ٣٤

اين قرآن و اهل بيت از هم جدا نمي شوند تا قيامت.

براي همين ما بر اين باور هستيم كه تنها عامل وحدت ميان امت اسلامي و موفقيت و پيروزي مسلمانان چه در مسائل اخلاقي و چه در مسائل اعتقادي و چه در مسائل سياسي، عمل به كتاب و دستورات ائمه عليهم السلام است.

در بحث ها و مناظرات و گفتگو ها، ما همان سخنان اهل بيت عليهم السلام را بيان مي كنيم.

من جمله اي را از امام صادق عرض كنم كه شايد بينندگان عزيز اين روايت را از من نشنيده باشند.

مرحوم شيخ مفيد در كتاب تصحيح الاعتقاد (معمولا رواياتي كه در كتب اعتقادي مي آيد، عمدتا از مباحث رجالي بي نياز هستند) از امام صادق سلام الله عليه نقل مي كنند كه حضرت فرمود:

حاجوا الناس بكلامي، فإن حجوكم فأنا المحجوج.

تصحيح اعتقادات الإمامية، الشيخ المفيد، ص٧١

با مردم به سخنان من محاجه و مناظره كنيد، اگر آن ها بر شما غلبه كردند و شما شكست خورديد، شكست شما شكست من است.

ايشان اين قدر به كلام شان اطمينان دارند.

سخنان اهل بيت اين قدر طلائي و اطمينان بخش و منطقي است.

آن شخصي كه خدمت امام صادق سلام الله عليه مي رسد و مي گويد: من از منطقه شامات آمده ام و مي خواهم با شما مناظره كنم، امام صادق عليه السلام مي فرمايد: حمران بن أعين بيا با اين مناظره كن.

اين مرد شامي به او بر مي خورد و مي گويد: يابن رسول الله من آمده ام با تو مناظره كنم نه با شاگردان شما.

حضرت فرمود:

ان غلبت حمران فقد غلبتني.

اختيار معرفة الرجال (رجال الكشي)، الشيخ الطوسي، ج٢، ص ٥٥٤

اگر تو بر حمران پيروز شدي، بدان بر من پيروز شدي؛ يعني شكست حمران، شكست من است.

همين چندي قبل مولوي ابوبكر كه مال افغانستان بود گفته بود: من حاضرم با آقاي يزداني مناظره كنم با يك شرط، آن هم اين كه آقاي قزويني شكست ايشان را به عنوان شكست خودش قبول كند.

دوستان به من گفتند، گفتم: نه يك بار، بلكه صد بار اعلام مي كنم كه شكست يزداني و ابو القاسمي را شكست خودم مي دانم. اگر راست مي گويند، بيايند مناظره كنند.

دوستان گفته بودند به يك شرط كه آقاي ملا زاده بگويد: شكست اين آقاي ابوبكر افغاني شكست من است.

يك كسي زنگ زده بود، گفته بود به هيچ وجه من اين ها را قبول ندارم، اين ها آدم نيستند و اين ها سواد ندارند و من به هيچ وجه اين ها را قبول ندارم.

الحمد لله خدا را شاكر هستيم كه در مكتب اهل بيت تربيت شده ايم و الان مراجع ما چند سالي است كه بزرگان وهابي را دعوت به مناظره مي كنند؛ ولي تا به حال هيچ كدام جواب نداده اند.

ما بارها تقاضا كرديم و خواهش كرديم و گفتيم كه همه امكانات را فراهم مي كنيم؛ ولي دريغ از يك پاسخ.

اين به خاطر اين نيست كه ما خودمان را قوي مي دانيم، ما مكتبي كه خودمان را به آن وابسته مي دانيم، اين مكتب يك مكتب قوي است.

سخنان اهل بيت قوي و غني و منطقي و محكم است.

ما به پشتوانه و خاطر جمعي از سخنان اهل بيت اين همه دم از مناظره و مبارزه مي زنيم.

ما مي دانيم كه آنچه كه از زلال چشمه سار فرهنگ اهل بيت فراگرفته ايم، بالاتر از اين فرهنگ و سخني نيست.

اين آقايان در آخرين بحثي كه ما جلسه گذشته داشتيم، گفته اند كه آيه ٥١ با آيه ٥٥ با هم يكي هستند و كلمه ولايت در آنجا با ولايت در اينجا يكي است.

ولايت در اين آيه كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَي أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ.

سوره مائده آيه ٥١

با اين آيه يكي است كه مي فرمايد:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.

سوره مائده آيه ٥٥

ما پاسخ داديم كه آن در موضوع ديگري نازل شده است و آيه ٥٤ در يك موضوع ديگري و اين آيه در موضوع ديگري وارد شده است.

شرط استدلال به سياق و سواق اين است كه چندتا آيه در يك واقعه و در يك حادثه نزول شده باشد.

شايد بعضي ها بگويند: مگر چه طور مي شود كه آيه ٥١ در يك موضوع و ديگر آيات هم در موضوع ديگر و اين ها كنار هم قرار گرفته باشند.

تعدادي از سوره ها در مكه نازل شده است و بخشي از سوره ها هم در مدينه نازل شده است كه حدود بيش از ٨٠ سوره در مكه نازل شده است و حدود ٢٦ سوره هم در مدينه نازل شده است.

اين طوري نيست كه سوره ها بر طبق نزول نوشته شده باشد، همچنين آياتي كه در سوره ها وجود دارد، به ترتيب نزول نيست.

ما آياتي داريم كه در مكه نازل شده است و به دستور پيغمبر در سوره هاي مدني قرار گرفته است.

آياتي داريم كه در مدينه نازل شده است و در سوره هاي مكي قرار گرفته است.

اين دليل بر اين است كه قرآن در زمان پيغمبر جمع شده است.

اين كه آقايان (با كمال معذرت) مي گويند: پيغمبر اكرم اين قدر موفق نبود كه قرآني كه تنها معجزه است جمع كند و بعد از او جناب خليفه و زيد بن ثابت آمدند جمع كردند، اين ها در حقيقت توهين و جسارت به رسول اكرم است و زير سؤال بردن قرآن است.

من چند نمونه از آياتي كه آقايان اهل سنت و مفسران نامي شان آورده اند، آيات مكي در سور مدني و آيات مدني در سور مكي.

در سوره عنكبوت آقاي طبري مي گويد:

فإنها مكية إلا من أولها عشرة آيات.

تفسير جامع البيان طبري، ج٢٠، ص١٦٣ و تفسير القرطبي، ج١٣، ص٣٢٣

سوره عنكبوت مكي است مگر ١٠ آيه اول آن.

ابن تيميه مي گويد: تفسير طبري از تفاسيري است كه روايات آن قابل اعتماد است.

همچنين سوره كهف كه در تفسير قرطبي مي گويد: اين مكي است مگر هفت آيه اول آن كه مدني است.

تفسير القرطبي، ج١٠، ص٣٤٦ و الإتقان في علوم القرآن، جلال الدين السيوطي، ج١، ص٤١

پيغمبر اكرم دستور داده است كه اين هفت آيه را كه در مدينه نازل شده است بياروند در اول سوره كهف كه در مكه نازل شده است.

سوره رعد كه مدني است مگر دو آيه كه در مكه نازل شده است.

يعني يك سوره از اول تا آخر همه در مدينه نازل شده است و نبي مكرم فرموده است: دو آيه كه در مكه بوده است در اين سوره قرار دهيد.

تفسير القرطبي، ج ٩، ص ٢٧٨

در مورد سوره نحل قرطبي مي گويد:

وإن عاقبتم فعاقبوا أطبق جمهور أهل التفسير أن هذه الآية مدنية.

تفسير القرطبي، ج١٠، ص٢٠١

اين آيه مدني است و در رابطه با قضيه حضرت حمزه سيد الشهداء كه در احد شهيد شدند نازل شده است؛ ولي اين آيه در سوره نحل كه در مكه نازل شده است، قرار گرفته است.

همين امام قرطبي آيه قبلش را مي گويد: مدني است و آيه قبل آن را مي گويد: مال مكه است.

همچنين در اول همين سوره نحل مي گويد: مكي است مگر سه آيه كه در مدينه نازل شده است، بعد از شهادت حضرت حمزه سلام الله عليه.

قرطبي مي گويد: سوره حج مكي است مگر سه آيه از آن.

موارد زياد است و شايد بيش از ٦٠ مورد را بنده جمع كردم و مرحوم علامه اميني در الغدير ، حضرت آيت الله العظمي خوئي در البيان ، جناب زركشي در البرهان و آقاي سيوطي در اتقان به اين آيات اشاره كرده اند.

بزرگان شيعه و سني آورده اند كه تعدادي از آيات در مكه نازل شده بود و در سوره هاي مدني قرار گرفته است و به عكس.

براي همين با توجه به اين قضايا، شما نمي توانيد سياق سواق را ملاك قرار دهيد.

در آيه تطهير چه سنخيتي با قبل و بعدش دارد.

قبل از آن در مورد عتاب و مذمت و تهديد است؛ ولي يك دفعه آيه تطهير كه آيه مدح و ثناء است مي آيد.

نزديك ٧٢ روايت داريم كه اين آيه تطهير در حق خمسه طيبه نازل شده است و ارتباطي با آيات قبل و بعد از آن ندارد و به دستور نبي مكرم در اينجا قرار داده شده است.

آيه ٦٧ سوره مائده كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ.

با اين كه علي القاعده بايد قبل از آيه اكمال نازل شود؛ ولي اين آيه اكمال آيه ٣ قرار گرفته است و عجيب است كه در كنار مطالبي كه مربوط به حرمت خوردن گوشت ميته و خوك است كه هيچ ارتباطي ندارد.

اگر كسي ادعا كند كه ما با حرمت گوشت ميته و خنزير دين را كامل كرديم، اگر واقعا دين آقايان با اين مطالب تكميل شده باشد، اين دين آقايان است و ما با همچنين ديني كه با حرمت ميته و گوشت خوك كامل شود كاري نداريم و در صحت آن دين بايد تشكيك كرد.

اين آيات توسط نبي مكرم صلي الله عليه وآله و به دستور اين بزرگوار اين چنين مرتب شده است.

البته يكي از اين دوستان مان در حوزه، جناب آقاي بهجت پور كه بنا شد ما در محضرشان در شبكه استفاده كنيم، چندين سال است كه زحمت كشيده اند و كل آيات قرآن را با ترتيب نزول با استناد به روايات شيعه و سني جمع كرده است.

بنا بود كه اين كتاب چاپ شود؛ يعني سور و آيات قرآني طبق نزول جمع شود كه انسان بداند كه اولين سوره كدام بوده است و آياتي كه الان ما داريم اگر طبق ترتيب نزول بيايد، مخصوصا كه شأن نزول آن هم اشاره شود، اين در حقيقت يك مشكلي را مي تواند حل كند.

مجري:

وهابيت مي گويند: كلمه «ولي» در آيه ولايت به معناي نصرت است. اگر واقعاً معناي نصرت باشد، اتحاد ولي و مولي عليه پيش مي آيد. لطف كنيد اين اشكال را توضيح دهيد.

استاد قزويني:

در اينجا مطالب خيلي زياد است، اگر ما بتوانيم اين قضيه را خوب ترسيم كنيم، مطلب خيلي قشنگي است.

اين آقايان مي گويند: كلمه «ولي» در آيه ولايت، به قرينه آيه ٥١، به معناي نصرت و محبت است. ما مي گوئيم اين آيه را براي ما معنا كنند.

معناي آن اين مي شود:

اي مردم دوست شما خدا است، دوست شما پيغمبر اكرم است، دوست شما خود شما هستيد.

يك آدم عاقل و يك چوپان همچنين حرفي را نمي زند.

قبلاً هم خداوند فرموده بود:

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ.

سوره توبه آيه ٧١

آقايان به ما بگويند كه اين ولي يا دوست و آن كسي كه مي خواهد دوست داشته باشد چه كسي است؟

اي مؤمنين دوست شما آن هايي است كه ايمان آورده اند؛ يعني شما مؤمن نيستيد؟

آيا اين را آقايان مي خواهند بيان كنند؟

يك سؤالي ديگري من در اينجا مطرح مي كنم كه خيلي جالب تر و حساس تر است.

كلمه «انما» براي حصر و به معناي اين است و جز اين نيست، است.

ما از اين اشكال اتحاد ولي و مولي عليه هم صرف نظر مي كنيم كه واقعاً خيلي مسخره است و توهين به قرآن است و بلاغت و فصاحت قرآن را زير سؤال مي برد.

يك آدم عادي همچنين حرفي نمي زند.

قرآن مي فرمايد: اي مردم ولي شما قطعا خداي عالم و پيغمبر است؛ يعني غير از خدا و پيغمبر و مؤمنين خالص كه دوست شما هستند، غير از اين ها دوست شما نيستند.

در همين سوره مائده آيه ٨٢ مي فرمايد:

وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَي ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ.

از افرادي كه با شما مؤمنين دوست هستند و محبت دارند، نصاري هستند.

قرآن مي فرمايد: نزديك ترين به شما و پر محبت ترين به شما نصاري هستند.

پس نصاري از خدا و پيغمبر براي شما مقدم هستند.

اينجا گفت: انما وليكم الله كه با اين آيه تضاد دارد.

اگر واقعا درست باشد؛ يعني نصاري شما را بيش از خدا و پيغمبر دوست دارند؛ چون در اين آيه كلمه اقرب را آورده است و اقرب به معني نزديك ترين شما از نظر مودت آن هايي هستند كه مي گويند : ما نصاري هستيم.

اگر آيه ولايت به معناي مودت و محبت باشد، اين آقايان به سياق سواق استدلال مي كنند؛ ولي نسبت به ديگر آياتي كه در اين زمينه آمده است و تعارض دارد و تناقض دارد با اين آيه به هيچ وجه توجه ندارند.

ما يك سؤالي از اين ها مي كنيم.

اين قسمت آيه كه مي فرمايد:

ويؤتون الزكاة وهم راكعون

براي چه چيزي آمده است؟

مجري:

سؤال بعدي من همين است كه اگر واقعا به معناي نصرت باشد، اين قيد لغو است؛ چون مي گوييم مؤمنين، بعد مي گوييم: كدام مؤمنين؟ آن هايي كه زكات مي دهند و در حالت ركوع هستند.

استاد قزويني:

مي گويد: دوستان شما آن كساني هستند كه مؤمن هستند و نماز مي خوانند و در ركوع هم زكات مي دهند.

اين جمله كه مي فرمايد:

ويؤتون الزكاة وهم راكعون.

براي چه چيزي آمده است؟

اين را براي ما معنا كنيد، آيا يك حرف لغو و بي خود و زائده است يا يك معنايي دارد؟

اگر بگوييد: زائد است، توهين به قرآن است و قطعا شما كافر هستيد؛ يعني انكار يك آيه از آيات قرآن كفر آور است و اگر بگوييد: اين قيد زائد نيست، هر قيدي از قيود را شما در نظر بگيريد، به ما بگوييد كه فائده اين قيد چيست؟

دوستان شما آن دسته از مؤمنيني هستند كه در ركوع زكات مي دهند؛ يعني آن هايي كه در ركوع زكات نمي دهند، آن ها دوستان شما نيستند.

در طول تاريخ هر كس در حال ركوع زكات داد اين دوست مؤمنين است و اگر در حال ركوع زكات نداد، اين از دوستان مؤمنين بيرون است. اين دوستي هم در كنار دوستي خدا و پيغمبر است.

اگر اين دوستي رفت، به وليكم الله و وليكم رسوله ضربه مي زند؛ چون هم رديف آن ها است.

اين آقايان يك بيت از شعري را مي گويند؛ ولي در قافيه بيت دوم گير مي كنند كه اگر ما بخواهيم اين طوري معنا كنيم، هيچ راه گريزي ندارند و بايد بگويند: اين قيد زائد است يا اين كه بگويند: هر كس كه در ركوع زكات نداد دوست مؤمنين نيست.

با توجه به آنچه كه گفتيم، روايات متعدد آورديم كه اين آيه در حق اميرالمؤمنين نازل شده است و بزرگان و شخصيت هاي شما مثل آلوسي همه اعلام كرده اند كه غالب اخباريين و معظم محدثين مي گويند: اين آيه در حق علي نازل شده است.

من نمي دانم كه آقايان وهابي از جان علي چه مي خواهند؟

اين همه ظلم و اجحاف در حق علي و اين همه توهين هاي ركيكي كه ابن تيميه در حق علي كرده است و به تعبير ابن حجر عسقلاني مردم او را منافق مي دانند به خاطر اين كه به اميرالمؤمنين اهانت كرده است.

خود آقاي ابن حجر مي گويد: زياده روي هايي كه ابن تيميه در پاسخ علامه حلي دارد، منجر به تنقيص اميرالمؤمنين شده است. آيا تنقيص علي نفاق نيست؟

بزرگان شما و آقاي حصني دمشقي مي گويد: امام ابن تيميه شيطان بوده است.

ما كه چيزي نمي گوييم، ما حداقل بيش از ٨٠ مورد از بزرگان اهل سنت از زمان ابن تيميه تا عصر حاضر داريم كه از بزرگان اهل سنت هستند و اين گونه در رابطه با ايشان مي گويند.

اين بزرگان اهل سنت چه خورده حسابي با ابن تيميه داشتند يا ابن تيميه به اين آقايان اهل سنت مثل حصني شافعي و آقاي سبكي و ابن حجر و ذهبي و سقاف و ديگران، چه هيزم تري فروخته بوده است كه اين ها اين همه نسبت به او با عبارت هاي تند و خيلي قوي و ركيك سخن مي گويند.

آيا اين ها كافي نيست كه شما از خواب بيدار شويد؟

يك تلنگري به خودتان بزنيد، و بگوييد: يك فردي كه به تعبير حصني امامش شيطان است، ما دنباله رو او نباشيم.

آيا آقاي دكتر احمد طيب شيخ الازهر غرض دارد كه مي گويد: اين سلفي هاي حاضر خوارج زمان هستند. به اين ها جواب دهيد.

دكتر علي جمعه مي گويند: اين ها خوارج و از سگ هاي جهنم هستند، اگر راست مي گوييد به آن ها جواب دهيد.

شما نسبت به بزرگان و مراجع و علماي شيعه هتاكي مي كنيد.

اين آقايان يك بحثي را شروع كرده اند اگر اين بحث ها به صورت علمي باشد ما حاضر هستيم. شما با ما طرف هستيد نه با مراجع و بزرگان شيعه.

اين آقا يك روزي گفت: دست آيت الله سيستاني نجس است.

حتما به آن دهن آلوده به نجاستش نگاه كرد و همچنين جسارتي را انجام داد.

با اين جمله تو چيزي از آيت الله سيستاني كسر شد؟

جز اين كه مردم تو را به عنوان يك آدم هتاك و بي حياء شناختند، چيز ديگري نشد.

همه مي دانند كه تو لياقت نداري كه وقتي حضرت آيت الله سيستاني از توالت بيرون مي آيد، بروي زير نعلينش را با زبانت ليس بزني.

اين قدر هم لياقت نداري، آن وقت نسبت به آيت الله سيستاني و آيت الله مكارم و ديگران بي احترامي مي كني.

شما با بنده دشمني داري، بيا به بنده فحش بده و توهين و اهانت كن و بگو قزويني كافر و بي دين است. آن روزي كه بنده در اين شبكه شروع كردم به دفاع از خود ، بدانيد كه شكست خود من است.

قرآن مي فرمايد:

وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا.

سوره فرقان آيه ٦٣

از باب جواب ابلهان خاموشي است ما جوابي نمي دهيم؛ ولي حريم مراجع بخواهد شكسته شود، اين را همان طوري كه شما نسبت به زهراي مرضيه سلام الله عليها جسارت كرديد، ضربه شصتي به شما نشان داديم كه كارشناس شان در برنامه زنده شروع كرد به گريه كردن و از پاسخ دادن باز مانده بود و گفت: اي كاش پدر اين ها خواب مانده بود و اين ها به دنيا نيامده بودند.

ما همان هستيم. اگر پاي تان را از گليم تان درازتر كرديد، ما براي شما خط قرمز نمي شناسيم. شما اگر نسبت به بنده يا نسبت به دوستان ما كه اينجا هستند، هرچه دل تان مي خواهد بگوييد. اگر ما خواستيم از خودمان دفاع كنيم، شما بينندگان بگوييد: چرا داريد از خودتان دفاع مي كنيد.

بيننده خانم احمدي از تهران:

خدا را شكر مي كنم كه حقانيت مكتب اهل بيت به تمام دنيا نشان داده شد و ادعاي جديد نعثل در شبكه حرمله، يك بار ديگر سبب رسوايي هرچه بيشتر وهابيت شد.

من از آقاي نعثل يك سؤال دارم.

شما كه مي خواهيد خورشيد را در روز انكار كنيد و امامت حضرت علي را زير سؤال ببريد، اگر مرد هستيد خلافت ابو بكر و عمر را از قرآن اثبات كنيد.

مجري:

يك مقداري سرخاب براي اين بنده خدا آماده كنيد؛ چون اصرار كردند كه من سرخاب و سفيد آب استفاده خواهم كرد. من مي ترسم به خانم هايي كه اين قدر مورد احترام هستند توهين شود. ايشان مي خواهد خود را به شكل اين ها درآورد. من اين را توهين به خواهران مي دانم.

بيننده:

اگر آقاي شهاب ابراهيمي بخواهند يك روزي روسري سرشان كنند، من فكر مي كنم ننگي براي زنان از اين بالاتر نباشد كه ايشان روسري سر كنند. شبكه ولايت به نظر من يك شبكه هدايت است.

استاد قزويني:

ما كه اين مباحث را مي گوييم، جايگاه خانم ها را در جاي خودش محفوظ مي دانيم.

اميرالمؤمنين هم وقتي به افرادي كه پيمان شكن و فتنه انگيز هستند خطاب مي كند، مي فرمايد:

يا أشباه الرجال، ولا رجال.

أنساب الأشراف، ج١، ص٣٦٤ و شرح نهج البلاغة، ج٢، ص٤٥

اي كساني كه به ظاهر مرد هستيد؛ ولي مرد نيستيد.

ما به خاطر اين جهت است و گرنه جايگاه خواهران عزيز كاملا سرجاي خودش محفوظ است.

ما توفيقي كه داشتيم در حوزه در اين بيش از ٢٠ سال كه مشغول تدريس بوديم، تعدادي از اين بزرگواران را توانستيم آشنا كنيم و دنيا هم ديدند مثل جناب آقاي يزداني و جناب آقاي ابوالقاسمي و جناب آقاي روستايي و جناب آقاي عباسي و ديگران، كه ما اين ٤ نفر را آورده ايم كه ببينند و بدانند كه منطق شيعه چيست.

اين آقايان بدانند كه ما الان در همين شبكه و مؤسسه ولي عصر بيش از ٣٠ نفر از عزيزان مان هستند كه اين ها هم يكي پس از ديگري روي آنتن بيايند و اين شير بچه هاي بيشه اميرالمؤمنين ضربه شصت به اين ها نشان دهند.

ايشان كه اين همه هتاكي مي كنند جز مصداق بلعم باعورا نمي توانند باشند كه واقعا قرآن خيلي عالي مثال زده است و مي فرمايد:

فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ.

سوره اعراف آيه ١٧٦

بعضي از افرادي هستند كه مثل سگ هار كه چه كاري با آن ها داشته باشي يا نداشته باشي، اين ها پاچه مي گيرند.

من عرض كردم كه نسبت به آقايان مراجع وقتي اين ها اين طور برخورد مي كنند، اين نهايت ذلت و بدبختي و فلاكت اين ها است.

ما ده ها روايت آورديم، كه الان ما بيش از ٤٠ روايت صحيح داريم كه در آن كلمه امام يا مؤداي امام آمده است.

اين آقايان اين ها را براي ما جواب دهند.

تو يك مدتي براي مراجع عظام تقليد كلاس رجال گذاشته بودي، وقتي ما اعلام كرديم و قبل از ما دوستان ما اين را اعلام كرده بودند و روايات را براي شما آورده بودند، اگر كسي مسلط به رجال باشد و استاد رجال براي مراجع باشد، بايد في المجلس بتواند جواب دهد و اين كه مي گويد: من ١٠ روز ديگر جواب مي دهم معني ندارد.

دوستان ما شب سه شنبه اين مباحث را مطرح كردند و ما دوباره شب چهارشنبه مطرح كرديم، تا صبح شما ١٥ ساعت وقت داشتيد، حداقل به يكي از اين روايات اشاره مي كرديد.

روايت مرحوم صدوق بود كه مي فرمود:

الأئمة من ولدك.

الأمالي، الشيخ الصدوق، ص ٤٨٥

روايت كليني بود كه مي فرمود:

فَالْإِمَامُ هُوَ الْمُنْتَجَبُ.

الكافي، ج ١، ص٢٠٣

روايت كليني بود كه مي فرمود:

كَانَ عَلِيٌّ أَوْلَي النَّاسِ بِالنَّاسِ.

الكافي، ج١، ص٢٨٧ ـ ٢٨٨

اين آقا كه كار مي كند، من يك روايت ديگري امشب به احترام اين خواهر عزيزمان خانم احمدي بيان مي كنم. اين ٣ روايت از ٤٠ صحيح است.

علي بن محمد خزاز با سندش از امام صادق عليه السلام نقل مي كند:

افضل فرائض و واجب ترين آن معرفت خدا است و بعد معرفت پيغمبر و بعد معرفت امام است

وَ يَعْلَمُ أَنَّ الْإِمَامَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ٩ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَيْنُ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ أَنَا ثُمَّ مِنْ بَعْدِي مُوسَي ابْنِي ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وَلَدُهُ عَلِيٌّ وبَعْدَ عَلِيٍّ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ وبَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِيٌّ ابْنُهُ وبَعْدَ عَلِيٍّ الْحَسَنُ ابْنُهُ والْحُجَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ

كفاية الأثر في النص علي الأئمة الاثني عشر، ص٢٦٠ ـ ٢٦٤

و بايد انسان قطع داشته باشد كه امام بعد از پيغمبر علي بن أبي طالب است و بعد از آن امام حسن و امام حسين تا حضرت ولي عصر ارواحنا لهم الفداء است.

شما دنبال كلمه امام بوديد. از اين صريح تر و از اين واضح تر؟

شما باعث شديد كه خيلي از عزيزان اهل سنت بيدار شوند.

بررسي سندي روايت:

در رابطه با خود مؤلف نجاشي مي گويد:

ثقة من أصحابنا كان وجيها.

در مورد كتاب، علامه مجلسي مي گويد:

وكتاب الكفاية كتاب شريف لم يؤلف مثله في الإمامة.

بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج ١، ص ٢٩

كتابي است كه مانند او در باره امامت نوشته نشده است.

راوي بعدي حسين بن علي بن حسين بن بابويه است.

نجاشي مي گويد:

ثقة.

معجم رجال الحديث، السيد الخوئي، ج ٧، ص ٤٧

شيخ طوسي مي گويد:

كثير الرواية، ثقة

معجم رجال الحديث، السيد الخوئي، ج ٧، ص ٤٨

راوي بعدي هارون بن موسي است.

نجاشي مي گويد:

كان وجها في أصحابنا ثقة، معتمدا لا يطعن عليه

معجم رجال الحديث، السيد الخوئي، ج ٢٠، ص ٢٥٨

شيخ طوسي مي گويد:

عديم النظر، ثقة

معجم رجال الحديث، السيد الخوئي، ج ٢٠، ص ٢٥٨

اين از نظر وثاقت بي نظير است.

راوي بعدي محمد بن حسن بن وليد است.

قبلا هم گفتيم كه نجاشي مي گويد:

شيخ القميين ثقة ثقة.

معجم رجال الحديث، السيد الخوئي، ج ١٦، ص ٢١٩

راوي بعدي محمد بن حسن صفار است.

نجاشي مي گويد:

كان وجها في أصحابنا القميين، ثقة، عظيم القدر.

معجم رجال الحديث، السيد الخوئي، ج ١٦، ص ٢٦٣

راوي بعدي يعقوب بن يزيد انباري است.

نجاشي مي گويد:

وكان ثقة صدوقا.

معجم رجال الحديث، السيد الخوئي، ج ٢١، ص ١٥٦

شيخ طوسي مي گويد:

ثقة.

معجم رجال الحديث، السيد الخوئي، ج ٢١، ص ١٥٧

راوي بعدي محمد بن أبي عمير است.

ايشان از اصحاب اجماع است و از كساني است كه

لا يروي ولا يرسل الا عن الثقة.

اگر روايت در يك جا به ابن أبي عمير برسد، بعد از آن اگرچه مجهول يا مرسل يا مرفوع باشد، فقهاي ما به روايتش عمل مي كنند.

شيخ طوسي مي گويد:

وكان من أوثق الناس عند الخاصة والعامة، وأنسكهم نسكا، وأورعهم وأعبدهم.

معجم رجال الحديث، السيد الخوئي، ج ١٥، ص ٢٩٢

از موثق ترين مردم بوده است.

راوي آخر هشام بن سالم است.

ايشان شمشير بران امام صادق عليه السلام بر جان مخالفين بوده است.

نجاشي مي گويد:

ثقة ثقة.

معجم رجال الحديث، السيد الخوئي، ج ٢٠، ص ٣٢٤

واقعا بايد گفت كه اين ها سلسلة الذهب هستند.

ما بيش از ٤٠ روايت با سند صحيح و با دلالت صريح و نص صريح بر امامت ائمه عليهم السلام و اميرالمؤمنين و فرزندان بزرگوارشان در منابع شيعه آورده ايم.

اگر ما بعضا از منابع عزيزان اهل سنت استفاده مي كنيم، اين آقايان مي گويند : چون خودشان روايت ندارند به كتب ما متوسل مي شوند.

جناب آقاي سجودي بزرگوار اگر يك مقداري كمتر مصرف كنيد و از اين شربت ها كم ميل كنيد؛ چون در حافظه شما اثر مي گذارد.

در سوره آل عمران آيه ٩٣ مي فرمايد:

قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ

اين چنين معنا نمي شود كه قرآن مي خواهد تورات را قبول كند يا تمام حرف هاي تورات مورد قبول قرآن است.

مي فرمايد: از كتب خود شما يهودي ها، ما حقانيت اسلام را ثابت مي كنيم.

اين از باب قاعده الزام است.

هر شبهه اي كه كرده اند ما بلافاصله جواب داده ايم.

حتي رفتيد آن آقا را از عربستان سعودي آورديد و ظهر برنامه گذاشتيد و شب دوستان ما جواب علمي دادند. به اين جواب مي گويند. به اين هنر مي گويند.

ظهر ساعت ٢ برنامه داشتند و ما شب نقد علمي كرديم. اين روايت جوابش چنين است و اين قضيه اين جواب را دارد. با ٥ ساعت فاصله جواب شما را داديم. اين افتخار است.

مذهبي كه اين قدر غني و قوي باشد و تابعين آن مكتب مجهز به برهان و دليل باشند، اين افتخار است.

مجري:

ايشان براي ما عددي نيست و ما ايشان را مهم نمي دانيم.

استاد قزويني:

من از عزيزان اهل سنت عذر مي خواهم.

اين آقا خلافت ابوبكر را از كتاب و سنت براي ما بيان كنند.

اين كه مي گويند:

من أنكر خلافة الصديق رضي الله عنه فهو كافر.

فتاوي السبكي، ج ٢، ص ٥٨٧ و الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ١، ص ١٣٨ و الفتاوي الهندية، ج ٢، ص ٢٦٤

من أنكر امامة أبي بكر فهو كافر.

فتاوي السبكي، ج ٢، ص ٥٧٦ و الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ١، ص ١٣٩ و الفتاوي الهندية، ج ٢، ص ٢٦٤

بيايند خلافت و امامت اين آقا را براي ما ثابت كنند.

جناب آقاي ابوبكر كه آمد عمر را نصب كرد و گفت: مردم اين خليفه بعد از من است، چه الفاظي به كار برده است كه مردم تسليم شده اند و گفتند: مي شنويم و اطاعت مي كنيم؟

چه عبارتي به كار برد كه پيغمبر آن عبارت را به كار نبرده است؟

شما هر جمله اي را كه آقاي ابوبكر براي نصب عمر انتخاب كرده است را بياوريد.

وليت عليكم.

يا گفته است:

استخلفت عليكم بعدي عمر بن الخطاب.

الطبقات الكبري، ج ٣، ص ٢٠٠

قد استعملت عليكم عمر بن الخطاب .

تاريخ اليعقوبي، ج ٢، ص ١٣٧

شما بياوريد و من عين همان را با سند صد در صد صحيح از كتاب هاي شما براي شما بياورم.

شما يك آيه صريح يا يك روايت صريح براي مردم بياوريد كه خدا فرموده باشد: توسل به پيغمبر شرك و حرام است.

پيغمبر فرموده باشد: هر كسي كه به من توسل كند مشرك است چه در حال حيات و چه بعد از رحلت من.

براي ما يك روايت صريح بياوريد كه سند آن صحيح باشد؛ حتي سند آن هم ضعيف باشد ما قبول مي كنيم.

همان تعبيري را كه آقاي محمد بن عبد الوهاب امام شما مطرح مي كند، شما همان را بيان كنيد كه پيغمبر چنين گفته باشد.

ايشان به صراحت مي گويد: هر كس بين خودش و خداي عالم واسطه قرار دهد، مشرك است.

ايشان مي گويد:

من جعل بينه وبين الله وسائط يدعوهم أنه كافر مرتد حلال المال والدم.

الرسائل الشخصية، ج١، ص١٤٧ و مؤلفات محمد بن عبد الوهاب في العقيدة، ج ١، ص ١٤٧

هر كس بين خود و خدا واسطه قرار دهد (ما ائمه را كاري نداريم) حتي پيغمبر را واسطه قرار دهد كافر است و خونش حلال است.

اين آقا يك آيه يا يك روايت از پيغمبر اكرم براي ما بياورد كه بفرمايد:

اي مردم كسي حق توسل به من را ندارد و هر كس به من متوسل شود مشرك و مرتد و حلال الدم والمال است.

يك روايت براي ما بياوريد.

بيننده حسن آقا از عراق:

در زمان پيغمبر شيعيان روزي ٣ بار اذان مي دادند يا ٥ بار؟

آيا امام زمان هر هفته داخل چاه جمكران مي آيد؟

استاد قزويني:

چه كسي گفته است كه هر هفته امام زمان به چاه جمكران مي آيد؟

ما مي گوييم كه هر كسي كه اين را گفته است، لعنت خدا و ملائكه و جميع جن و انس برخودش و بر پدر و مادرش باشد.

بيننده:

يعني همچنين چيزي نيست؟

استاد قزويني:

چه كسي گفته است؟ شما اين را در خواب شنيده ايد؟

مجري:

اين خان الامين را خيلي ها شنيده اند؛ ولي در هيچ جايي وجود ندارد.

استاد قزويني:

شما كه روي خط مي آييد، حرف حسابي بزن. پرت و پلا نگو.

سرورم ما شما را دوست داريم و عزيز ما هستي و پيشاني شما را از دور مي بوسيم؛ ولي شما پرت و پلا نگو.

شما يك عالمي از علماي شيعه يا يك كتابي از كتب شيعه بياوريد كه امام زمان هر هفته مي آيد جمكران و به چاه مي رود، يك كتاب يا يك عالم شيعه كه اين را گفته باشد.

بيننده:

؟؟؟؟؟؟

آيا در جمكران نامه در چاه مي اندازند يا نه؟

استاد قزويني:

عوام آقايان اهل سنت هزار كار مي كنند. آيا عمل اين عوام براي مذهب اهل سنت حجت است؟

بيننده:

؟؟؟؟؟

استاد قزويني:

اگر چند نفر از عوام نامه مي اندازند، اين دليل بر اين نيست كه مذهب شيعه اين است. علماي بزرگ شما صدها كتاب در رابطه با خرافات موجود در اهل سنت نوشته اند.

بيننده:

اگر اين طور است چرا جلوي مردم را نمي گيريد تا گمراه نشوند؟

استاد قزويني:

ما هزار مرتبه در برنامه به سوي ظهور اين را گفته ايم. مگر وقتي علماي شما مي گويند، عوام مردم پيروي از علماء مي كنند يا كار خودشان را انجام مي دهند؟

ما كه نمي توانيم وقتي عوام اهل سنت كاري را انجام دهند، آن را به حساب مذهب اهل سنت بگذاريم.

بيننده:

اگر يادتان باشد روز اول من خدمت شما زنگ زدم و گفتم: آقاي قزويني دست از اين كارها و از اين لجبازي ها برداريد و برگرديد به اصل مسلك يعني قرآن.

شما گفتيد: كدام آيه قرآن؟

گفتم: همان آيه قرآن كه خدا مي فرمايد: من از رگ گردن به شما نزديك تر هستم.

شما رفتيد چسبيديد به آيه ٩٢ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ كرديد.

بچه هاي يعقوب از يعقوب چنين و چنان خواسته اند. يعقوب زنده بود و مرده نبود.

استاد قزويني:

متوجه حرف تان نشدم.

بيننده:

خدمت شما زنگ زدم و گفتم: آقاي قزويني بياييد همه با هم برادر شويم و دست از اين لجبازي ها برداريد و به قرآن برگرديم. شما گفتيد: كدام آيه قرآن؟

گفتم: همان آيه قرآن كه مي فرمايد: از رگ گردن به شما نزديك تر هستم. شما به آيه ٩٢ چسبيده ايد كه در مورد يعقوب و بچه هاي يعقوب است.اين جدا از اين چيز ها است.

استاد قزويني:

اولا ٩٢ نبود ٩٧ بود. مگر آيه ٩٧ جزء آيات قرآن نيست؟

بيننده:

شما بگوييد شما استاد هستيد.

استاد قزويني:

چه فرقي مي كند، خدايي كه مي فرمايد:

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

سوره ق آيه ١٦

آيه ٣٥ سوره مائده هم مال همين قرآن است.

مگر شما نمي گوييد كه به قرآن برگرديم. من از شما سؤال مي كنم.

در آيه ٣٥ سوره مائده خدا مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.

شما در مورد اين چه مي گوييد؟

بيننده:

ترجمه فارسي آن چه جوري است؟

استاد قزويني:

اي مؤمنين تقوا پيشه كنيد و بين خود و خدا واسطه قرار دهيد.

بيننده:

واسطه عمل ما است.

استاد قزويني:

از كجا مي گوييد؟ از كجا معلوم شد كه عمل ما مي تواند واسطه باشد. مگر خدا به ما از رگ گردن نزديك تر نيست؟

بيننده:

خدا وقتي گفته كه از گردن به شما نزديك تر است، چرا شما امام زمان را واسطه قرار مي دهيد؟

استاد قزويني:

براي اين كه قرآن مي فرمايد:

وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

سوره مائده آيه ٣٥

شما صحيح بخاري را تا به حال خوانده ايد؟

بيننده:

نخوانده ام.

استاد قزويني:

در صحيح بخاري از قول عمر خطاب مي گويد:

اللهم إِنَّا كنا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٤٢

خدايا ما توسط پيغمبر به تو متوسل مي شديم.

بنابراين بايد جناب عمر كافر است.

بيننده:

از حاج آقاي قرائتي شنيدم كه خدا؟؟؟؟

استاد قزويني:

جواب من را بده. جناب خليفه دوم كه شما برايش احترام قائل هستيد، مي گويد: خدايا ما توسط پيغمبر به تو متوسل مي شديم. اين را براي من معنا كن كه به چه معنا است. آيا جناب عمر نمي دانست كه خدا فرموده است:

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

سوره ق آيه ١٦

اين را جواب بده بعد بحث ديگري را مطرح كن.

تماس قطع شد.

مجري:

وقتي مي گوييم:

وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

بعد ايشان اين آيه را مطرح مي كند:

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

سوره ق آيه ١٦

از آن طرف داريم كه مي فرمايد:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

سوره احزاب آيه ٦

نبي از جان هاي خودمان نزديك تر است به خودمان؛ پس او اقرب تر است و وسيله قرار مي گيرد.

استاد قزويني:

حسن آقا شما كه زنگ مي زنيد، ما احترام براي شما قائل هستيم، صحبت هاي شما جك برنامه هاي ما است. خيلي شيرين صحبت مي كنيد.

ما از شما سؤال مي كنيم.

شما صحيح مسلم جلد ٢ صفحه ١٥٣ را باز كنيد كه مي گويد: پيغمبر اكرم در مدينه نماز ظهر و عصر را با هم خواند و مغرب و عشاء را با هم خوانده است.

آيا اين كه پيغمبر اين طوري خوانده است، سنت است يا خير؟

در حديث بعدي راوي مي گويد: پيغمبر فرمود: من جمع مي خوانم هم ظهر و عصر را و هم مغرب و عشاء را براي اين كه براي شما مشكل درست نشود.

ظهر يك بار كارتان را تعطيل كنيد و به نماز برويد و ٢ ساعت ديگر باز هم اين كار را كنيد و مغرب هم همين كار را كنيد و ٢ ساعت ديگر براي عشاء برويد.

الان تعدادي از اين جوان ها نماز نمي خوانند، مي گويند: ما همچنين فرصتي نداريم كه ٥ بار از خانه به مسجد برويم و نماز بخوانيم و برگرديم.

اين رواياتي كه در صحيح ترين كتب شما آمده است، شما از حديث ١٥٢٠، ١٥٢١، ١٥٢٢، ١٥١٦، ١٥١٧، ١٥١٩ اين ها را نگاه كنيد.

ببينيد كه قضيه اش چيست مخصوصا ١٥١٣ كه پيغمبر اكرم نه مسافر بود و نه ترسي و نه باراني بود و نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با هم خواند.

مگر قرآن نمي فرمايد:

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ

سوره احزاب آيه ٢١

پيغمبر بايد اسوه باشد براي شما.

آيا اين كار پيغمبر سنت است يا خير؟

خود حضرت عالي تا به حال چند بار نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با هم خوانده ايد.

آقاي نووي مي گويد: مردم هرات به خاطر اين كه پيغمبر (عذر مي خواهم) ايستاده ادرار مي كرده است، هر سال يك بار ايستاده ادرار مي كنند تا به سنت پيغمبر عمل كنند.

حضرت عالي هر سال يك بار نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را جمع بخوانيد تا به سنت پيغمبر عمل كنيد.

بيننده آقاي مرادي از مشهد

چندتا شبهه كه شبكه هاي وهابي مطرح كرده اند.

اگر مقام امامت از نبوت بالاتر مي دانيم، پيامبرمان امام هم است و مقام امامت پيامبر از مقام نبوتش بالاتر است.

چرا ما پيامبر را امام صدا نمي زنيم و چرا مي گوييم: نبي مكرم و رسول الله و چرا نمي گوييم: امام محمد صلي الله عليه وآله؛ چون مقام امامت بالاتر است؟

كسي كه مهندسي دارد و مدرك دكتري مي گيرد، مي گوييم: دكتر و ديگر مهندس صدايش نمي زنيم يا مدرك بالاتر كه مي گيرد، به آخرين مدرك و مقامي كه دارد صدايش مي زنيم.

استاد قزويني:

از اين ها سؤال كنيد كه خدا در آيه ١٢٤ سوره بقره نسبت به حضرت ابراهيم مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

چرا نسبت به حضرت ابراهيم نمي گويند: امام ابراهيم؟ مي گويند: ابراهيم از پيامبران است. اين كه خيلي واضح است.

مجري:

اين را هرچه كه جواب دادند، ما هم همين را جواب مي دهيم.

بيننده:

مي گويند: ما امامان را وسيله بين خود و خدا قرار مي دهيم و در جواب آن ها كه مي گويند: مردگان را واسطه قرار داده اند، مي گوييم: آن ها به شهادت رسيده اند و در قرآن آن ها نزد خدا روزي مي خورند و زنده هستند.

رسول الله كه وفات يافته اند و شهيد نشده اند.

چه طور ايشان را واسطه قرار مي دهيم؟

ائمه ما شهيد شده اند و طبق آيه قرآن زنده هستند و روزي مي خورند.

در اصل ما مردگان را واسطه قرار نداده ايم.

در مورد رسول الله مي خواستم كه توضيح دهيد.

استاد قزويني:

خود آقايان اهل سنت به صراحت گفته اند: مقام نبوت بالاتر از مقام شهادت است.

اگر يك سربازي در جبهه مي رود و شهيد مي شود، آيا اين به خاطر اين كه سخن نبي مكرم را قبول كرده است شهيد نشده است؟

چه طور مي شود كه فردي به دستور نبي مكرم به جبهه رفته است و شهيد شده است؛ ولي بالاتر از پيغمبر اكرم باشد؟

خود بزرگان اهل سنت مثل آقاي صالحي شامي كه از علماي بزرگ اهل سنت است و همه او را قبول دارند و متوفاي ٩٤٢ است، مي گويد: مقام پيغمبر صلي الله عليه وآله به مراتب بالاتر از مقام شهداء است.

مي گويد:

إنما استحقوا هذه الرتبة بالشهادة، والشهادة حاصلة له صلي الله عليه وسلم علي أتم الوجود وأكملها.

سبل الهدي والرشاد، ج ١٢، ص ٣٦٠

مقام شهادت براي پيغمبر با اتم وجود و اكمل وجود ثابت است.

آقاي ابن حجر عسقلاني در مقدمه فتح الباري به صراحت مي گويد: اگر ما شهيد را شهيد مي گوييم، به خاطر اين است كه مشاهده مي كند:

ماله من الخير والمنزلة عند موته.

مقدمة فتح الباري، ابن حجر، ص ١٣٨

نبي مكرم به مراتب بالاتر هستند از شهداء

از اين مهمتر خود اين حضرات بارها از شخصيت هاي بزرگ شان گفته اند: انبياء عليهم السلام در قبرشان زنده هستند و به هيچ وجهي پيامبران از بين نمي روند.

صحيح مسلم هم به صراحت مي گويد: پيغمبر اكرم كه به معراج مي رفت، ديد حضرت موسي علي نبينا وآله وعليه السلام در قبرش مشغول خواندن نماز است.

آيا حضرت موسي مقامش از پيغمبر بالاتر است؟

خود آقاي سبكي كه متوفاي ٧٧١ است مي گويد:

الأنبياء أحياء في قبورهم يصلون.

طبقات الشافعية الكبري، ج ٣، ص ٤١١ و الحاوي للفتاوي، ج ٢، ص ٢٥٠ و المواهب اللدنية، ج٣، ص٤١٣

عقائد اهل سنت اين است كه پيامبران در قبرشان زنده هستند.

آيا اين ها دليل بر اين نيست كه انبياء عليهم السلام فوق شهداء هستند و در قبر زنده هستند و زمين به بدن پاك انبياء، كوچك ترين تأثيري نمي گذارد.

مجري:

بعضي از علماء اين آيه را كه مي فرمايد:

وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آَلِهَةً يُعْبَدُونَ

سوره زخرف آيه٤٥

دليل قرار مي دهند و مي گويند: اگر زنده نيستند چگونه از اين ها سؤال كنند؟

بيننده:

در مورد آيه كه در مورد حضرت ابراهيم است و شما گفتيد، اين ها اين را اعتقاد ندارند كه آن آيه دلالت بر اين دارد كه مقام امامت بالاتر است؛ چون اگر اعتقاد داشتند، بايد اين جريان را قبول مي كردند.

مي گفتند: امامت در آنجا براي انبياء است كه بر انبياء ديگر امام هستند نه بر شخص ديگري.

من خودم شخصا اين حرف را قبول نكردم؛ چون آنجا مي فرمايد: براي مردم شما را امام قرار داديم نه براي انبياء.

استاد قزويني:

بله قرآن مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره آيه ١٢٤

مجري:

در ادامه آيه مي فرمايد:

قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره آيه ١٢٤

بيننده:

سوره اي كه در يكي از آيات آن مي فرمايد: حضرت علي عليه السلام نفس نبي معرفي شده اند؛ چرا جمع به كار برده شده است؟

مثلا فرموده است: انفسنا و نساءنا.

ابناءنا طبق روايات، امام حسن و امام حسين عليهما السلام بوده اند.

به جاي نساءنا فقط حضرت زهرا سلام الله عليها بوده اند.

استاد قزويني:

اين را خود آقايان بايد جواب دهند.

ما گفته ايم كه هر كجا جمع مي آيد هم براي تعظيم از فاعل است و هم تعظيم از فعل است و هم خدا مي خواهد از كار تقدير و ثنا كند و هم به كننده كار.

خود آقايان در صحيح مسلم مي گويند:

وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ (فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) دَعَا رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي.

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧١

خودشان اين را آورده اند، آقايان اين ها را بايد جواب دهند.

آقاي ابن كثير دمشقي مي گويد:

صحيح علي شرط مسلم

تفسير ابن كثير، ج ١، ص ٣٧٢

اين روايت صحيح است به شرط مسلم.

مي گويد: مراد از انفسنا و انفسكم پيغمبر و علي است و ابنائنا و ابنائكم، حسن و حسين است و نسائنا فاطمه زهرا سلام الله عليها است. خودشان به صراحت گفته اند.

بيننده آقاي توكلي از شهركرد

حاج آقا هميشه مي گفتند: من به بوسيدن دست مراجع افتخار مي كنم.

من مي خواهم بگويم: مضاف بر بوسيدن دست مراجع، به بوسيدن دست حاج آقا افتخار مي كنم.

آقاي عبد الله حيدري مي خواست كلاس رجال براي مراجع بگذارد، اگر مي توانست فرداي همان روز اشكال به اين ١٧ روايت بگيرد، سريع مي گفت.

اين كه يك هفته مهلت خواست تا ببيند يك جايي مي تواند يك كاري كند و همه را بسيج كند شايد يك ايرادي بگيرد.

استاد قزويني:

نمي تواند ايراد بگيرد.

حَتَّي يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ

سوره اعراف آيه ٤٠

هر وقت شتر از سوراخ سوزن رد شد اين آقا هم مي تواند جواب دهد.

بيننده:

شبكه اين ها هميشه ما را در اتاق انتظار مي گذارد و هر چقدر هم كه منتظر بمانيم، آخرش نوبت ما نمي شود.

مجري:

شما جزء ليست سياه اين ها هستي.

بيننده:

من تا حالا روي خط هم نرفته ام كه جزء ليست سياه آقايان قرار بگيرم.

مجري:

آن ها علم غيب دارند. يكي از نشانه هاي حقانيت شان هم علم غيب شان است.

بيننده:

در مورد بحث صحابه كه من هميشه مي خواهم از اين ها سؤال كنم كه خط قرمز اهل سنت است، من مي خواهم بدانم، من كه زمان پيغمبر نبوده ام، حضور پيغمبر را كه درك نكرده ام، معجزات پيغمبر را شنيده ام، با شنيده هايم علم و ايمان آورده ام.

من نه در زمان پيغمبر بوده ام و نه در حضور پيغمبر صدايم را بالا برده ام و نه در خانه دختر پيغمبر را آتش زده ام.

من مي خواهم روز قيامت پيغمبر من را نگاه كند و من را ببرند جهنم و آقايان را فقط به خاطر اين كه در زمان پيغمبر بوده اند، هر كاري دل شان خواست انجام دهند و به بهشت روند.

در مورد حديث قرطاس مي خواهم بگويم: پدر بنده كه سنش به پيري رسيده است، اگر آخر عمر بگويد: كاغذ و قلمي بياوريد كه چيزي بنويسم تا شما بچه ها با همديگر خوب باشيد و از هم جدا نشويد و مشكلي پيدا نكنيد، آيا اين حرف يك حرف بيمار گونه است و يك حرفي است كه از روي هذيان است؟

از اين ها در مورد توسل مي خواهم بپرسم كه شفا دست خدا است يا بنده خدا؟

اگر قبول دارند كه شفا دست خدا است؛ پس هر وقت مريض شدند در خانه بنشينند و دكتر نروند و دعا كنند كه خدا شفاي شان دهد.

چرا دكتر مي روند؟

اين ها كه به دكتر نيازي ندارند. بشينند در خانه و از خدا بخواهند كه شفاي شان دهد.

نيازي به دكتر و دارو ندارند.

بيننده آقاي عبد الله از شيراز از اهل سنت

شما در رابطه با آقا حسن كه از عراق زنگ زده بود گفتيد: حضرت عمر به پيامبر توسل جسته است. حضرت پيامبر، پيامبر است. حضرت علي كه پيامبر نيست.

مجري:

پس توسل به پيامبر را قبول داريد.

بيننده:

درست است.

مجري:

اگر توسل به پيامبر را قبول داشته باشيد، طبق آيه مباهله اميرالمؤمنين نفس پيغمبر است؛ پس توسل به اميرالمؤمنين هم جايز است.

بيننده:

درسته.

مجري:

پس توسل به اميرالمؤمنين را هم قبول كرديد.

بيننده:

ما اهل تسنن حضرت اميرالمؤمنين و حسن و حسين را قبول داريم؛ ولي شما مي گوييد: حضرت عمر گفته است: ما توسط پيامبر به خدا توسل جسته ايم؛ چون خداوند نزديك تر است و از رگ گردن به آدم نزديك تر است. آن ها پيغمبر و رسول خدا هستند.

مجري:

به پيغمبر توسل كنيم يا نه؟

بيننده:

آره، انسان پيامبر را قبول كرده است؛ ولي نه اين كه از خود پيامبر چيزي بخواهد.

مجري:

از خود پيامبر كه نمي خواهيم، پيامبر را به درگاه خدا واسطه مي كنيم.

بيننده:

ما نمي گوييم كه تا زماني كه زنده است توسل بجوييم. درسته؟

مجري:

يعني وقتي كه از دنيا رفتند دست شان كوتاه مي شود.

بيننده:

روز قيامت پيامبر شفاعت امتش را مي كند. شما مي گوييد: حضرت علي امام است.

نمي شود كه بياييم به حضرت علي بگوييم: كه اين نياز را داريم و شما اين نياز ما را برآورده كنيد.

استاد قزويني:

شما چه مذهبي از مذاهب اهل سنت داريد؟

بيننده:

مذهب ما سني است.

استاد قزويني:

سني شافعي يا حنفي يا حنبلي؟

بيننده:

ما حنفي هستيم.

استاد قزويني:

امام شافعي كه از علماي بزرگ اهل سنت است مي گويد:

اني لأتبرك بأبي حنيفة وأجيء إلي قبره في كل يوم زائرا وسألت الله تعالي الحاجة عنده فما تبعد عني حتي تقضي.

تاريخ بغداد، ج ١، ص ١٢٣ و المنتظم، ج ١٦، ص ١٠٠ و مناقب أبي حنيفة، ج ١، ص ١٣٩

من هميشه به ابي حنيفه تبرك مي جويم و مي روم كنار قبر ابو حنيفه و دو ركعت نماز مي خوانم و متوسل مي شوم.

اين چيزي است كه تمام بزرگان شما نوشته اند.

اين را شما بزرگواري كنيد و جواب دهيد.

يكي از بزرگان حنفي (شايد حنبلي باشد) آقاي محمد بن مؤمل از ابن خزيمة نقل مي كند: اين ها وقتي به زيارت امام هشتم مي رفتند، به قدري در برابر امام هشتم خضوع و خشوع داشتند، هر بيننده را به تعجب وا مي داشت.

اين را آقاي ابن حجر عسقلاني در كتاب تهذيب التهذيب جلد ٧ صفحه ٣٣٩ نقل مي كند. شما عربي متوجه مي شويد؟

بيننده:

بله

استاد قزويني:

آقاي خطيب بغدادي از ابو علي خلال نقل مي كند (من مذهبش را نمي دانم كه چيست، احتمالا اهل حديث باشد) مي گويد:

ما همني أمر فقصدت قبر موسي بن جعفر فتوسلت به الا سهل الله تعالي لي ما أحب.

تاريخ بغداد، ج ١، ص ١٢٠

هر وقت مشكلي پيدا مي كردم، مي رفتم متوسل به موسي بن جعفر سلام الله عليه مي شدم و مشكلاتم حل مي شد.

ابن حبان مي گويد: هر مشكلي داشتم خدمت امام رضا عليه السلام مي رفتم و متوسل مي شدم و مشكلم حل مي شد:

وهذا شيء جربته مرارا فوجدته كذلك.

الثقات، ج ٨، ص ٤٥٧

آيا اين بزرگان شما مثل امام شافعي كه متوسل به قبر ابو حنيفه مي شود و مثل ابن حبان و ابن خزيمه كه متوسل به امام كاظم و امام رضا عليهما السلام مي شدند، آيا حاضر هستيد كه اين ها را كافر و مشرك بخوانيد؟

بيننده:

يعني شما اعتقادتان اين است كه الان يك بزرگي بميرد و كسي به او توسل بجويد، پيش خدا از ما شفاعت مي كند؟

استاد قزويني:

من چندتا روايت براي شما خواندم برادر عزيزم، اين روايات را از علماي اهل سنت خواندم. نگفتم: علامه حلي يا علامه مجلسي. شما يا بايد خودت مجتهد باشي و از آيات و روايات اجتهاد كني يا تابع علماي و بزرگان تان باشيد.

بيننده:

ما تابع علماء هستيم. اگر آن زمان امام ابو حنيفه مي رفت سر قبري تا حالا بايد ادامه مي يافت. چرا الان علماء ما نمي روند پيش يك قبري و بزرگي و دعا نمي كنند و چرا زيارت نمي روند؟ بايد الان ادامه مي يافت.

استاد قزويني:

شما رفتيد مشهد مقدس، در آنجا ببينيد كه چه مقدار از علماء اهل سنت مي آيد به زيارت امام رضا. آيا رفتيد؟

بيننده:

من تا حالا نرفتم.

استاد قزويني:

حالا كه نرفتي؛ پس نگو.

بيننده:

قصد دارم بروم؛ ولي تا به حال نرفته ام.

استاد قزويني:

شما آنجا برويد و حدود ساعت ٩ صبح تا ساعت ١١ برو و ببين كه چقدر از علماي اهل سنت به زيارت مي آيند و دست بسته هم نماز مي خوانند.

شما مي دانيد كه شيعيان به هيچ قيمتي دست بسته نماز نمي خوانند.

شما به مسجد گوهرشاد برو و ببين كه از علماي اهل سنت يا از خود عزيزان اهل سنت به زيارت امام هشتم كه مشرف مي شوند.

شما تشريف ببر مشهد مقدس بخش امور فرهنگي و بخش شفا يافتگان.

در آنجا هزاران پرونده از افراد شيعه و سني و مسيحي وجود دارد كه شفا يافته اند.

من بخشي از پرونده هاي شان را گرفته ام؛ چون من حدود ١٢ سال قبل كتابي به نام در حريم طوس نوشتم و نزديك ٧٠ پرونده به من دادند كه افرادي مثلا در شيراز شما مريض بوده است و دكتر ها جواب كرده اند و تمام گواهي پزشكي شان آنجا بوده است و خدمت امام رضا رسيده است و شفا گرفته است.

آدرس و شماره تلفن هاي اين ها هم موجود است.

از اصفهان و زاهدان و ديگر شهرها خدمت حضرت مشرف شده اند و شفا گرفته اند.

شما تشريف ببر آنجا. اين قدر مي ارزد و در اعتقادات شما تأثير مي گذارد.

تعدادي از اين پرونده ها را خودت مطالعه كن.

شماره تلفن اين ها را بگير و به خودشان زنگ بزن و از خودشان هم سؤال كن كه آيا واقعا اين چيزهايي كه در اين پرونده هاي شفا يافتگان آمده است، قبول دارد يا قبول ندارد.

بيننده آقاي خوانساري از قم

من يك جمله اي را به همه بينندگان و شنوندگان عرض كنم كه از هر مذهبي كه هستند در مسئله اعتقادات و شنيدن مباحث اعتقادي بايد در آن تعصبات جاهليت را كنار بگذارد ؛ چون انسان مي خواهد اين مباحث را براي شب اول قبر خودش داشته باشد.

من به عنوان يك شهروند و يك مسلماني كه مي گويد: لا اله الا الله و محمد رسول الله صلي الله عليه وآله، عرض مي كنم: حضرت آيت الله قزويني و مجري محترم و كارگذاران اين شبكه هدفي جز خدا ندارند و لذت شان به اين است كه يك نفر مستبصر شود و بفهمد.

من يك سؤالي از حضرت آيت الله قزويني دارم.

گاهي از اوقات به بعضي از كشورها كه مي رويم، علاقمند هستيم كه رو اعتقاد و مباني استنباطي كه در شيعه داريم، متأسفانه گاهي اتهاماتي مي زنند.

اگر ما مي خواهيم به ضريحي متبرك شويم و ببوسيم، يك مرتبه اتهام شرك مي زنند.

اين اتهامات خيلي سخت است.

برادران اهل تسنن، يك شيعه اي كه هزاران كيلومتر راه مي آيد و دور خانه كعبه طواف مي كند، بر فرض اين كه اعتقاد به يك مذهبي دارد و ضريح پيغمبر را مي بوسد يا روي مهري كه همان خاك است سجده مي كند، اين به اعتقاد شما سخت تر است يا اتهام شرك زدن و اتهام سجده به صنم كردن؟

چنين اتهاماتي را گاهي به خود ما زده اند.

خواهش مي كنم كه اين اتهامات را نزنند.

آيه شريفه كه مي فرمايد:

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ.

سوره حمد آيه ٥

در استعانت از خدا حصر آمده است، اين را چه جوري تطبيق دهيم با اين آيه كه مي فرمايد:

وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ

سوره بقره آيه ٤٥

استعانت از صبر و صلاة است.

آيا مي توانيم از اين مسئله، استعانت از امير المؤمنين علي بن أبي طالب و استعانت از رسول خدا و بگوييم در قرآن كريم با توجه به حرف حصري كه آمده است در آنجا؛ ولي در آيات ديگر مثل اين آيه، ما همين را گسترش دهيم؛ يعني ما باشيم و قرآن و تفسير كنيم قرآن را با قرآن، آيا مي توانيم اين كار را انجام دهيم؟

من چند بيت را تقديم همه مسلمين مي كنم؛ چون اميرالمؤمنين علي أبي طالب متعلق به همه است.

«ايليا» نام اوست در تورات «بريا» اسم اوست در انجيل

چنينش «جيني» و حَبش «تيرك» عليش خوانده كردگار جليل

ما كجا و علي كه مي سوزد اندر اين راه شهپر جبريل

چونكهپادرركاببفشارد رود از حدّ برون شمار قتيل

كه علي دست قادر ازلي است رشته ما سوا به دست علي است

كشته ي او هزار ابراهيم فديه ي او هزار اسماعيل

نماز بي ولاي او عبادتي است بي وضو

به منكر علي بگو نماز خود قضا كند

امشب از حضرت آقاي قزويني و شما مي خواهم كه در نمازتان من را دعا كنيد.

استاد قزويني:

در سوره فاتحه آيه ٥ مي خوانيم:

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

خدايا فقط تو را عبادت مي كنيم و فقط از تو استعانت مي جوييم.

همان طوري كه حضرت عالي هم اشاره كرديد كه از صبر و نماز استعانت بجوييد، مهمتر از همه اين ها اين است كه در خود قرآن مي فرمايد:

وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَي فَادْعُوهُ بِهَا

سوره اعراف آيه ١٨٠

خدا يك اسماء حسني دارد او را بخوانيد.

خود خواندن به اسماء حسني با «اياك نستعين» منافات ندارد؟

خود آقايان مي گويند: عمل صالح خودمان را مي توانيم بين خود و خدا واسطه قرار دهيم.

آيا اين عمل صالح من با «اياك نستعين» منافات ندارد؟

عمل صالح من است، اگر اين عين خدا است، شرك است.

اگر غير خدا است، استعانت به غير خدا شده است.

در قضيه حضرت موسي مي فرمايد:

لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ

سوره أعراف آيه ١٣٤

يا موسي اگر اين مشكل و بلا را تو برطرف كني، ما بر تو ايمان مي آوريم.

آيا اين با اياك نستعين منافاتي ندارد؟

در سوره نساء آيه ٦٤ مي فرمايد:

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

اگر اين رفتن پيش پيغمبر از پيغمبر تقاضاي طلب مغفرت كردن با «اياك نستعين» منافات ندارد؟

اياك نستعين را براي ما معنا كنند.

اين آقا كه مي گويد: خانم براي من آب بياور و يا پيش دكتر مي رود و مي گويد: من مريض هستم و به من دارو بده، آيا اين استعانت از غير با اياك نستعين منافاتي ندارد؟

مي گويند: اين مال دنيا است.

در اياك نستعين نگفته است كه در دنيا اشكالي ندارد؛ ولي در مسائل آخرتي اشكال دارد.

در مسائل روزمره اگر كسي به غير خدا رو كند و از غير خدا استعانت كند، اشكالي ندارد.

اياك نستعين مطلق است و همه چيز را مي گيرد.

اين را آقايان از كجاي اين درآورده اند كه اياك نستعين در زنده ها و در مسائل روزمره اشكال ندارد؛ ولي در مسائل غير روزمره اشكال دارد؟

بعضي ها مي گويند: اياك نستعين آنجايي كه مربوط به خدا است و كار خدايي است، حرام است و اگر كار غير خدايي است اشكالي ندارد.

همين آيه كه از سوره اعراف آيه ١٣٤ خوانديم كه مي فرمايد:

لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ

آيا اين كار خدايي است يا كار غير خدايي است؟

يكي از عزيزان در رابطه با حديث قرطاس يك نكته اي گفتند.

ما دوازده سؤال داريم كه ان شاء الله شب دوشنبه مطرح مي كنيم كه در رابطه با قضيه جناب ابو بكر و خلافت عمر و خلافت عثمان بگويند: چه اتفاقي افتاد و چه جملاتي بوده است كه صحابه پذيرفتند؛ ولي در خلافت امير المؤمنين نپذيرفتند؟

يكي از معماهايي كه از آن هزاران سؤال بي پاسخ است، همين سؤال است.

در حديث قرطاس اين ها گفتند:

إن رسول الله يهجر.

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٢٩

مريض است و نعوذ بالله هذيان مي گويد.

جناب عمر گفت:

إِنَّ النبي صلي الله عليه وسلم غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا.

صحيح البخاري، ج ١، ص ٥٤

بيماري به ايشان غلبه كرده است.

جناب لالكائي كه از علماي بزرگ اهل سنت است و همه مذاهب حتي وهابيت هم ايشان را قبول دارند كه متوفاي ٤١٨ است، مي گويد: وقتي جناب ابوبكر صديق مي خواست از دنيا برود، عثمان بن عفان را خواست كه وصيت بنويسد و وصي و خليفه بعد از خود را معين كند:

ثُمَّ أُغْمِيَ عَلي أَبِي بَكْرٍ قَبْلَ أَنْ يُمْلِيَ أَحَداً فَكَتَبَ عُثْمَانُ: عُمَرَ بن الْخَطَّابِ، فَأَفَاقَ أَبُو بَكْرٍ فَقَالَ لِعُثْمَانَ: كَتَبْتَ أَحَدَاً؟ فَقَالَ: ظَنَنْتُكَ لِمَا بِكَ وَخَشِيتُ الْفُرْقَةَ فَكَتَبْتُ عُمَرَ بنَ الْخَطَّابِ فَقَالَ: يَرْحَمُكَ اللَّهُ، أَمَا لَوْ كَتَبْتَ نَفْسَكَ لَكُنْتَ لَهَا أَهْلاً.

جامع الأحاديث، ج ١٣، ص ١١٩ و أعتقاد اهل سنت، ج ٧، ص ١٣٢٤

قبل از اين كه بگويد خليفه من كيست، بي هوش شد (يعني وضعش به مراتب از پيغمبر بدتر است) آقاي ابو بكر گفت: بنويس خليفه بعد از من و بعد بي هوش شد، تا به هوش آمد، آقاي عثمان نوشت عمر بن خطاب.

ابو بكر از بي هوشي درآمد و بعد به عثمان گفت: اسم چه كسي را نوشتي؟

گفت: احساس كردم كه تو با اين بي هوشي از دنيا مي روي و ترسيدم كه تفرقه بين مردم بي افتد و اسم عمر بن خطاب را نوشتم. پيامبر فرمود: خدا تو را رحمت كند اگر اسم خودت را هم مي نوشتي، شايستگي داشتي.

ما يك سؤالي داريم.

چه طور در قضيه جناب ابو بكر يك نفر نيامد بگويد: ابو بكر مريض است و مريضي بر او غلبه كرده است و هذيان مي گويد؟

هيچ كسي هم ايراد نگرفت كه در اين حال جناب عمر را به عنوان خليفه معين كرد؛ بلكه بعد از اين قضايا هم جناب ابو بكر نامه نوشت به تمام شهرها و فرمانده هان كه اي مردم خليفه بعد از من آقاي عمر بن خطاب است.

چرا پيغمبر اين كار را نكرد؟

اگر واقعاً تعيين وصي و خليفه كار درستي است و موجب وحدت امت اسلامي است و جلوگيري از تفرقه مي كند، چرا پيغمبر اين كار را نكرد؟

اگر بنا است كه مردم خودشان انتخاب كنند و مردم شعورشان در آن حدي است كه انتخاب كنند، چرا جناب ابو بكر اين كار را كرد؟

ما در اين قضيه بالاي٥٠ سؤال داريم كه ان شاء الله ما بعد از اين كه قضيه غدير را تمام كرديم، سلسله بحث را مي آوريم و اين مباحث را مطرح مي كنيم كه اين عزيزان ما بيدار شوند و اين مباحث پنهان تاريخ رو شود و ببينيم كه خيانت در گزارش تاريخ چه بوده است.

آقايان خودشان خيانت در گزارش تاريخ مي كنند و اسمش را گذاشته اند خيانت در گزارش تاريخ.

واقعاً اسمش با مسمي است.


پايان