سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٥٣ - فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر

فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر

کد مطلب: ٥٣٨٦ تاریخ انتشار: ٠٣ ارديبهشت ١٣٩١ تعداد بازدید: ٧٣٠٣ سخنراني ها » شبکه ولايت فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
حبل المتين ٩١/٠٢/٠٣

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٣ / ٠٢ / ٩١

مجري :

قضيه اين ارثي كه به فاطمة زهرا سلام الله عليها از پدرشان رسيده است ، آيا اين فدك ملك شخصي پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم بوده يا نه ؟ يا جزء بيت المال مسلمين بوده است ؟

استاد قزويني:

من قبل از آنكه پاسخ آقاي محسني را عرض كنم يك نكته اي را به عنوان مقدمه عرض كنم و عزيزان ما اين را به عنوان يك اصل اساسي مربوط به تاريخ اسلام و آنچه كه مربوط به حقانيت اهل بيت است.

شذوذات كه يا مطالب خلافي كه از خلفا ثابت شده باشد ، برنامه ها براين بوده كه در گذشته مطالبي كه مربوط به خلفا بوده و آنچه كه موجب مي شد جامعه حقايق را بفهمند ، بزرگان ، علماي تراز اول و شخصيت ها و سياستمداران تلاش كردند اينها را نابود كنند واز بين ببرند .

ذهبي كه متوفي ٧٤٨ هجري است مي گويد :

آنچه كه الان در دست ما مانده و مطالبي كه در مورد درگيري بين صحابه بزرگان بوده واجب است كه تمام اين مطالب واقعي تاريخ را نابود كنيم و از بين ببريم

فيما بأيدينا وبين علمائنا ، فينبغي طيه وإخفاؤه ، بل إعدامه ،

لتصفو القلوب

تا قلب ها نسبت به صحابه و بزرگان صاف شود

وتتوفر علي حب الصحابة ، والترضي عنهم ، وكتمان ذلك متعين عن العامة وآحاد العلماء

اين مطالب حقايقي است كه در تاريخ است و مربوط به در گيري بزرگان و صحابه است ، كتمان كردن آن واجب است هم از عموم مردم و هم علما حتّي علما هم نبايد دسترسي داشته باشند به اين مطالب

سير اعلام النبلاء - ج ١٠ -ص ٩٢

إبن حجر هيثمي مي گويد :

يجب الامساك عما شجر بين الصحابه

واجب است خودداري كردن از درگيري كه بين صحابه بوده

حالا اين قضيه چه مسأله اي است ما نمي فهميم ، آقايان مراجعه كنند :

كتاب الصواعق المحرقة با تحقيق عبدالرحمن بن عبدالله تركي -ج ٢- ص ٦٢٢

إبن عربي مي آيد يك حمله خيلي مفصلي دارد به إبن قتيبة دينوري مي گويد :

فلم يبق ولم يذر للصحابة رسماً في كتاب ( الإمامة والسياسة )

إبن قتيبة در كتاب الامامة و السياسة چيزي براي صحابه گذاشته و هر آنچه كه از مذمت بوده آورده

إن صح جميع ما فيه

ا گر تمام مطالب آن صحيح باشد.

خيلي عجيب است . برادران عزيز اهل سنّت هم حداقل در گوشه حافظه شان باشد كه اين را :

أبوبكربن عربي در الواصم من القواسم- ص٢٠٩ كه در عربستان سعودي چاپ شده آورده است.

تفتازاني كه از استوانه هاي علمي اهل سنّت و از شخصيت هاي برجسته كلامي است مي گويد كه :

أن ما وقع بين الصحابة من المحاربات والمشاجرات علي الوجه المسطور في كتب التواريخ والمذكور علي السنة الثقات

مي گويد اين جنگها كه بين صحابه شده و در تاريخ ثبت است و افراد ثقه هم اينها را نقل كرده اند

والمذكور علي السنة الثقات

افراد ثقه هم اينها را نقل كردند

يدل بظاهره علي أن بعضهم قد حاد عن طريق الحق وبلغ حد الظلم والفسق

صحابه برخي از راه حق بيرون رفته اند

و بلغ حد الظلم والفسق

و به حد ظلم و فسق رسيدند و انگيزه هم كينه توزي است و حسد و رياست طلبي است

إذ ليس كل صحابي معصوما

صحابه كه معصوم نبوده .

اگر ما شيعيان بياييم يك مطلبي را در ذم صحابه نقل كنيم سريع مي گويند كه اينها عادل اند و اين كار را نمي كنند در حالي كه اينجا مي گويد كه صحابه معصوم نبودند ، بعد مي گويد تمام اينها ثابت است

إلا أن العلماء لحسن ظنهم بأصحاب رسول الله صلي الله عليه وآله ذكروا

علماي ما به خاطر حسن طني به اصحاب داشتند تأويلاتي مي كنند

الصوارم المهرقة في جواب الصواعق المحرقة - الشهيد نور الله التستري - ص ٥

شرح المقاصد في علم الكلام - التفتازاني - ج ٢ ص ٣٠٧

بله آقاي طلحه و زبير و عايشه اجتهاد كردند براينكه جنگ با علي عليه السلام واجب است و حمله به بصره واجب است و رفته بودند آنجا را اصلاح كنند . حالا اصلاح بين چه كساني ؟ قبل از آمدن اين آقايان از طرف مكه اختلاف در بصره سر چه بود ؟

يا مي گويند كه رفته بودند تا خون بهاي عثمان را بگيرند . خوب آقا خون بهاي عثمان مربوط به ورثه عثمان است و كساني كه اولياي دم هستند و هيچ ارتباطي نه به طلحه دارد و نه به زبير و نه به عايشه . اگر واقعا براي حق رفته بودند ، براي احقاق و اصلاح پس ديگه پشيماني و توبه معني ندارد و خيلي از آقايان هم مانند طبري كه مورخ نامي اهل سنّت است و متوفي ٣١٠ مي باشد تو خيلي از موارد مي آيد و در قضايا گير مي كند مي بيند اگر حقايق را نقل كند خوب چطور نقل كند و اگر نقل نكند چكار كند چرا كه به عنوان خائن مي شود .

مي گويد بعضي از مطالبي است كه :

كرهت ذكرها

نمي توانم ذكر كنم

مما لا يحتمل سماعها العامة

چون اين مطالب را عموم مردم نمي توانند تحمل كنند

تاريخ طبري- ج ٣- ص ٥٥٧

إبن اثير متوفي ٦٣٠ كه تاريخ طبري را با يك اضافاتي تلخيص كرده باز هم ايشان مي گويد كه بعضي از مطالبي است كه

كرهت ذكرها لما فيه مما لا يحتمل سماعها العامة

بعضي از مطالبي است كه كراهت دارم ذكر كنم چون عموم مردم نمي توانند تحمل كنند

كامل إبن اثير- ج ٢- ص ٣٥٧

پس اين كه الان در دست ما است حقايق نيست بلكه سايه اي است كه از قلم مورخين دررفته و از قلم علما در رفته يا نه اينها به نظر آقاي ذهبي مرتكب گناه شدند كه ايشان مي گويد :

يجب و اخفائه بل اعدامه

اينها مرتكب گناه شدند و بعضي از مطالب را آورده اند

ولذا بينندگان عزيز و محققين چه عزيزان اهل سنّت و چه طلاب و دانشجويان و اساتيد شيعه و يا سنّي و يا وهّابي در نگاه به تاريخ اين نكاتي كه ما امشب گفتيم گرچه سخن زياد داريم در اين زمينه من فقط ٣-٤ نمونه آوردم كه بيش از ٥٠ -٦٠ مورد اگر مراجعه كنيد در لا به لاي كتاب ها آمده است .

با توجه به اين قضايا كه عرض كرديم حالا مي رسيم به سؤال برادر عزيزمان جناب آقاي محسني بزرگوار كه آيا فدك ملك شخصي پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم بوده يا نه ؟ اين بايد روشن شود كه واقعا فدك به هنگام فتح خيبر جزو غنائم جنگي بود كه متعلق به عموم مسلمانان باشد يا ملك شخصي پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم بوده ؟

آقايان مراجعه كنند سوره حشر آيه ٦ اونجا به صراحت دارد :

وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَي رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَي مَنْ يَشَاءُ

سوره حشر- آيه ٦

مي گويد آنچه كه خداي عالم از يهود ساكن فدك كه اينها وقتي ديدند در خيبر يهودي ها مقاومت كردند و بلاهايي سرشان آمد نامه نوشتند به پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم كه ما حاضريم جلاي وطن كنيم و تمام اموال و هستي ما متعلق به شما باشد ، قرآن هم مي گويد :

فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ

اون دسته از اموالي كه شما شمشير نزديد يا به تعبير قرآن

فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ

اسبي نتاخته ايد و شتري نتاخته ايد اينها متعلق است به رسول گرامي و اين آيه قرآن است و قابل انكار نيست يعني در جنگها و فتوحات يا در برخورد با يهود و نصاري و مشركين با پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم اگر بدون جنگ اموالي در اختيار مسلمانان قرار گيرد اين ملك خالص نبي مكرّم است . و لذا خود آقاي طبري تعبير شان اين است كه :

وكانت خيبر فيئا بين المسلمين

خيبر غنائم جنگي بود و متعلق به همه مسلمان است

وكانت فدك خالصة لرسول الله صلي الله عليه وسلم

ولي فدك ملك خالص رسول اكرم بوده

لأنهم لم يوجفوا عليها بخيل ولا ركاب

مسلمانها هيچ زحمتي براي به دست آوردن سرزمين فدك انجام ندادند

خود آقاي ذهبي متوفي ٧٤٨ در تاريخ اسلام همين تعبير را در جلد ٢- ص٤٢٢ آورده

آقاي ثعلبي نيشابوري در كتاب الكشف والبيان كه از كتاب هاي تفسيري است در ج ٩- ص ٥٢

تلريخ طبري- ج ٢- ص ١٣٨

الدرر - إبن عبد البر - ص ٢٠١

جناب ماوردي شافعي متوفي ٤٥٠ كه ايشان از استوانه هاي كلامي اهل سنّت است . ايشان داستان را بيان مي كنند كه وقتي اهل فدك شنيدند ماجراي اهل خيبر را ، نامه نوشتند و كسي را فرستادند خدمت پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم كه ما حاضريم اموال خود را به شما بدهيم و شما با ما كاري نداشته باشد و با ما جنگ نكنيد و اينها را پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم قبول كرد :

و سارت فدك خالصة لرسول الله

فدك ملك خالص نبي مكرّم بوده آقايان مراجعه كنند :

الحاوي الكبير في فقه مذهب الامام الشافعي كه در حقيقت شرح مختصر مزني است- جلد ١٤- ص ٥٥

جناب علاءالدين كاشاني صاحب كتاب بدايع الصنايع در ج ٧ ص ١١٦ ايشان هم مي گويد :

كانت فدك خالصة لرسول الله اذ كانت لم يوجف عليه الصحابه من خيل و لا ركاب

فدك ملك خالص پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم بوده چون صحابه براي اون هيچ جنگي را نكرده است

آقاي أبوالفداء از مورخين نامي اهل سنّت و متوفي ٧٣٢ است ايشان مي گويد :

وكانت فدك خالصة لرسول الله صلي الله عليه وسلم لأنها فتحت بغير إيجاف خيل

براي اينكه فدك بدون هيچ لشكر كشي فتح شده آقايان مراجعه كنند :

المختصر في اخبار البشر- ج ١- ص ٩٤

جناب ياقوت حموي در معجم البلدان- ج٤- ص ٢٧١ آورده

آقاي أبوعبيد ، قاسم بن سلام كه از علماي بزرگ اهل سنّت است و متوفي ٢٢٤ هجري است و قبل از إبن سعد كه متوفي ٢٣٠ است ، كتابي دارد به نام الاموال كه كتاب معتبري است كه آقايان در مباحث فقهي به نظرات أبو عبيد در كتاب الاموال احتجاج مي كنند در ج ١ ص ١٤ همين مطلب را آورده .

اگر ما بخواهيم آمار دهيم بالاي ٥٠ - ٦٠ مصدر از مصادر تفسيري و تاريخي و معجمي آقايان اهل سنّت آورده اند كه فدك ملك خالص رسول مكرّم بوده است .

مجري :

آيا دليل يا روايتي داريم بر اينكه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم فدك را به حضرت زهرا سلام الله عليها بخشيده باشد يا نه ؟

استاد قزويني:

در اين رابطه جناب آقاي محسني سخن خيلي زياد است و من فقط به چند نمونه از اين موارد را اشاره مي كنم و انشاالله عزيزان بعدها بحث زيادتري يا خودمان يا دوستان خواهند داشت . در رابطه با آيه شريفه :

فَآَتِ ذَا الْقُرْبَي حَقَّهُ

سوره روم- آيه ٣٨

در آنجا أبو يعلي موصلي متوفي ٣٠٧ هجري با سندش از أبو سعيد خدري نقل مي كند :

لما نزلت هذه الآية ( وآت ذا القربي حقه )

پيغمبر حق ذوي القربي را به آنها بده . مي گويد وقتي كه اين آيه نازل شد

دعا النبي صلي الله عليه وسلم فاطمة وأعطاها فدك

پيامبر اكرم حضرت زهرا سلام الله عليها را خواست و فدك را عطا كرد به حضرت زهرا سلام الله عليها

مسند أبو يعلي- ج ٢- ص ٣٣٤

مسند أبو يعلي- ج٢- ص ٥٣٤- تحقيق حسين سليم أسد نشر دارالمأمون دمشق سال طبع ١٤٠٤ هجري

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني - ج ١ ص ٤٣٩

متشابه القرآن ومختلفه - إبن شهر آشوب - ج ٢ ص ٦٠

جناب سيوطي متوفي ٩١١ مي گويد :

أخرج البزار

بزار نقل كرده ، أبويعلي نقل كرده ، إبن ابي حاتم نقل كرده ، كسي كه إبن تيميه درباره اش مي گويد كه تفسير إبن أبي حاتم از تفاسير قابل اعتماد است . و إبن مردويه هم نقل كرده از أبو سعيد خدري اينكه :

لما نزلت هذه الآية ( وآت ذا القربي حقه ) دعا النبي صلي الله عليه وسلم فاطمة وأعطاها فدك

زهراي مرضية سلام الله عليها را پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم خواست و فدك را به او بخشيد

الدر المنثور- ج ٥- ص ٢٧٣- نشر دار الفكر بيروت

آقاي شوكاني كه مورد قبول آقايان وهّابي است كه متوفي ١٢٥٥ هجري است ايشان هم همين تعبير را از بزار و إبن أبي حاتم و ابين مردويه نقل مي كند و مي گويد :

أقطع رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم فاطمة فدك

قطعي كرد فدك را رسول گرامي براي زهراي مرضية سلام الله عليها . يعني در حقيقت واگذار كرد و بخشيد ، بخشيدن لازم و قطعي فدك را به حضرت زهرا سلام الله عليها

فتح القدير- ج ٣ - ص ٢٢٤

إبن كثير دمشقي هم در تفسيرش ج ٣ ص ٣٧٧نقل مي كند و مي گويد :

اگر صحيح هم باشد سندش ، اين آيه در مكه نازل شده و فدك در سال ٧ فتح شده ، و از اين گونه مسخره بازي هايي كه معمولا دارند . خوب از اين آقايان سؤال مي كنيم سوره حمد مكي است يا مدني كه مي گويند كه هم در مكه نازل شده و هم در مدينه ، در مكه نازل شده پيامبر اكرم بعد از نزولش مدتي گذشته تا يك چيز قابل توجهي در اختيارش شده و به حضرت زهرا سلام الله عليها بخشيده . و من سند اين روايت را براي اينكه يك اشاره اي كرده باشم . چون در برخي از اين شبكه هاي نواصب و اين جوجه ناصبي ها خيلي روي آن مانور مي دهند كه اينها سند ندارد و چنين است و چنان ، ما هم مي گوييم شما حتّي براي خلافت و امارت أبوبكر و عمر يك سند به ما بدهيد كه اين ها خلافتشان مشروع بوده . يك سند بدهيد كه قضيه اش چه بوده ، مي گويند اجماعي بوده ، كدام اجماع ؟

در اول سند بنابر آنچه كه إبن كثير و سيوطي و أبويعلي و إبن مردويه نقل كرده معمولا سند به اين شكل است كه اولين راوي سند عباد بن يعقوب است كه ايشان از روات بخاري است . خوب شما مي گوييد تمام راويان بخاري همه ثقه اند آقاي ألباني شما در جاي جاي كتابهايش هيچ توثيقي براي راويانش نمي آورد و مي گويد اين راوي :

ثقة لانه من رجال البخاري يا من رجال البخاري يا مسلم

أبوحاتم هم مي گويد :

شيخ ثقة

هم استاد است و هم ثقه است

تهذيب الكمال- ج ١٤- ص ١٧٧

راوي بعد أبو يحيي تيمي است ، آقاي عجلي مي گويد :

زكريا ثقة

و همچنين عبدالرحمن إبن خراش هم مي گويد :

ثقة جليل الورع

آقايان مراجعه كنند

تذكره الحفاظ -ج ١- ص ٣٩٦

فضيل بن مرزوق هم هست كه از راويان صحيح مسلم است كه آقاي عجلي در معرفة الثقات ج ٢ ص ٢٠٨ مي گويد :

ثقة

أبو سعيد خدري هم هست كه از صحابه است و فوق وثاقت است و تنها مسأله اي بعضي آقايان به دست گرفتند بحث عطية عوفي است كه در رابطه با او حرف زياد است در همين چند شب قبل هم من داشتم به مناسبتي تكرار برنامه هايشان را مي ديدم ديدم كه اين آقايان نسبت به عطية عوفي مي گويند كه عطية عوفي همين عطية عوفي است ثقه است يا ضعيف است مانور مي دادند . اولاً بر اينكه ما عطية عوفي ٢ تا نداريم و اگر هست اعلام كنيد . عطية بن سعد عوفي است كه يك نفر هم بيشتر نيست در اسانيد روايات قرار گرفته ، از أبوسعيد خدري روايت دارد ، از عبدالله عمر روايت دارد و از بسياري از صحابه ديگر روايت دارد آقاي مزي در تهذيب الكمالش ج ٢٠ ص١٤٧ از يحيي بن معين كه از بنيانگذاران و استوانه هاي رجال اهل سنّت است مي گويد :

صالحٌ

آقاي عطية عوفي آدم صالح است

هيثمي در چند جاي مجمع الزوائد آورده ، در بعضي از جاها همين طوري بي گدار تضعيف مي كند ولي مي گويد كه :

رواه أحمد وفيه عطية بن سعيد وفية كلام وقد وثق

مجمع الزوائد - ج ٣- ص ١٢٠

حرف درباره عطية عوفي است ولي به تحقيق توثيق شده و همچنين مي گويد :

رواه أحمد وفيه عطية بن سعد وفيه كلام كثير وقد وثق

مجمع الزوائد- ج ٣- ص ١٨٠

حرف خيلي زياد است ولي توثيق شده است

باز در ج ٥ - صفحه ١٧٤

ملا علي قاري مي گويد :

اجلاء التابع

من گمان مي كنم اين عبارت عبارت خيلي سنگيني است ، شرح مسند أبو حنيفه را ببينند ص٢٩٢

إبن حجر عسقلاني نقل مي كند از إبن سعد در طبقات و مي گويد :

وكان ثقة انشاء الله

انشاالله كه ثقه است

وله أحاديث صالحة

أحاديثي دارد كه داراي صلاحيت است

كتاب تهذيب التهذيب- ج ٧- ص ٢٠٧

طبقات إبن سعد- ج ٦- ص ٣٠٤

نقل مي كند . آقاي إبن عدي هم مي گويد :

روي عنه جماعة من الثقات

جماعتي از موثقين اون را نقل كردند . اگر واقعا اين آقا يك آدم ضعيف و نادرستي است خوب جماعة من الثقات از او نقل كردند خيلي حرف بزرگي است .

تهذيب الكمال- ج ٢٠- ص ١٤٨

تهذيب التهديب ج ٧ ص٢٠١ مي گويد :

روي عنه جلّة الناس

ما خودمان در رجال شيعه يك قاعده اي داريم روايت اجلا از يك راوي دليل بر وثاقت اون راوي است چون بزرگان اين طوري بودند كه از افرادي كه متهم به ضعف اند و متهم به وضع و تدليس هستند روايت نقل نمي كردند چون نقل روأبيت براي اين است كه مردم به اينها عمل كنند و اگر بنا باشد كه اين آقا آدم ضعيف و نادرستي باشد اين را بخواهند از او نقل كنند اين مشكل است و وثاقت آنها زير سؤال مي رود و جالب اينجاست كه آقاي ترمذي در چند جا از او نقل روايت كرده مي گويد

هذا حديث حسن صحيح

سنن ترمذي- ج ٤- ص ٨٤

دو تا روايت نقل مي كند از عطية عوفي از أبوسعيد خدري ، در هردو مي گويد :

هدا حديث حسن صحيح

وهمچنين آقايان مراجعه كنند :

سنن ترمذي- ج ٣- ص ٢٢٨- حديث ٢٠٢١

سنن ترمذي- ج ٤- ص ٤٦- حديث ٢٠٥٦

و موارد متعدد ديگر مي آيد كه حديثي كه ايشان در سند قرار گرفته مي گويد اين حديث حسن است اينكه عطية اي كه از أبو سعيد و عبدالله عمر نقل مي كند لاشك كه اين عطية عوفي است :

تهديب الكمال- ج ١٠- ص ٢٩٧

تهذيب التهذيب- ج ١- ص ٢٠٠

نكته پاياني :

آقاي ألباني كه در نزد شما

امام الجرح و التعديل

است ، ايشان در چند جا در تعليقه سنن إبن ماجه مي آورد كه :

عن عطية العوفي ، عن أبي سعيد الخدري ، قال : قال رسول الله صلي الله عليه وسلم " أفضل الجهاد ، كلمة عدل عند سلطان جائر

كه البته اين روايت ١٤٠٠ سال فراموش شده بود و الان الحمدلله با اين بيداري اسلامي اين روايت حسابي رشد پيدا كرد و جالب شد . البته از ديدگاه وهّابي ها اين روايت در سوريه قابل عمل است و حتما بايد عمل كنند ولي در عربستان و در قطر و بحرين عمل به اين عبارت ممنوع است

" أفضل الجهاد ، كلمة عدل عند سلطان جائر

سنن إبن ماجه- ج ٢- برمبناي مكتبه شامله

اين را من در سنن إبن ماجه با تعليقعه آقاي ألباني ، نه در الجامع الكبير است و نه در مكتبة اهل البيت است بلكه فقط در مكتبه شامله است ، يعني سنن إبن ماجه با تعليقات آقاي ألباني در ج ٢ ص ١٣٢٩ حديث ٤٠١١ روايت را مي آورد و مي گويد :

قال شيخ ألباني صحيح

در جلد ٢- ص ١٤٣٨- حديث ٤٣٠١ مي گويد در :

زوائد في اسناد عطية عوفي و هو ضعيف

در سندش عطية عوفي است در مجمع الزوائد :

قال شيخ الألباني صحيح

ولي شيخ ألباني گفته است صحيح است ، ولي در سنن ترمذي ج ٥ ص ٣٧٢ حديث ٣٢٤٢ برمبناي نرم افزار مكتبه شامله اونجا هم باز دارد :

عن عطية عن أبو سعيد قال شيخ الألباني صحيح

اين ديگر كاملاً واضح و روشن است كه من حرف در اينجا زياد دارم ولي من مي گويم كه به همين اندازه اگر ما اكتفا كنيم و به تلفن بينندگان بيشتر بتوان رسيد بهتر است .

مجري :

آيا دليلي بر غصب فدك توسط خلفا وجود دارد ؟ يا نه ؟

استاد قزويني :

در اين رابطه بايد با احتياط عرض كنم چون اين شايد براي بعضي ها اين قضايا قابل هضم نباشد من در اين زمينه تلاش مي كنم آنچه را كه بزرگان اهل سنّت آورده اند و به صورت قطعي از آن رد شده اند را بيان كنم :

آقاي بلازري در فتوح البلدان نقل مي كنند كه :

أن فاطمة رضي الله عنها قالت لأبي بكر الصديق رضي الله عنه : أعطني فدك ، فقد جعلها رسول الله صلي الله عليه وسلم لي . فسألها البينة

ما در برنامه هاس قبلي ثابت كرديم كه ملك شخصي پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم بوده و به حضرت زهرا سلام الله عليها هم عطا كرده . آمده مي گويد :

أعطني فدك

فدك را به من برگردان

خوب فدكي كه ملك پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم بود و در دست فاطمه سلام الله بود در دست أبوبكر چه مي كند ؟

مي گويد فدك را به من بده

فقد جعلها رسول الله صلي الله عليه وسلم لي

پيغمبر اين را در اختيار من قرار داده و ملك من است

فتوح البلدان- ج ١- ص ٣٥

ياقوت حموي هم در معجم البلدان- ج ٤- ص ٢٣٨

ايشان در آنجا در رابطه با فدك مي گويد :

وهي التي قالت

فاطمة ، رضي الله عنها

يعني ديگر مسأله را قطعي مي گيرد ، فاطمه زهرا سلام الله عليها به أبوبكر گفت :

إن رسول الله ، صلي الله عليه وسلم ، نحلنيها

پيغمبر اون را به عنوان نحله و هديه به من داده است

حسكاني در شواهد التنزيل- ج ١- ص ٤٣٨

نقل مي كند و مي گويد من در اين كتاب ملتزم هستم كه أحاديث ضعيف و دروغ نقل نكنم . جناب قاضي عضد الدين در كتاب المواقف- ج ٣- ص ٦٠٩ نقل مي كند .

سيد جرجاني در شرح مواقف- ج ٨- ص ٣٥٦ نقل مي كند

جناب حلبي در سيره اش- ج ٣- ص ٤٨٨نقل مي كند

آقاي سرخسي در مبسوطش- ج ١٢- ص ٣٠ اين قضيه را نقل مي كند

و نكته زيبا اين است كه خود بخاري در صحيحش يك روايت زيبايي دارد كه اگر عزيزان دقت كنند به اين روايت خيلي از مسائل حل مي شود :

در رابطه با قضيه نزاع حضرت فاطمه با أبوبكر است من نظرم اين است كه اگر همين روايت را خوب تحليل كنيم در خانه كس است همين يك روايت بس است . گرچه براي اين جوجه ناصبي ها اين مطالب جز خواندن سوره يس چيزي نيست ، ما بارها مي گوييم ولي باز حرف خودشان را مي زنند . بفرماييد روايت از عايشه نقل مي شود :

ان فاطمة عليها السلام أرسلت إلي أبي بكر تسأله ميراثها من النبي صلي الله عليه وسلم

به سوي أبوبكر كسي را فرستاد و ارث خود را از پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم از أبوبكر طلب كرد

اولاً ما سؤال مي كنيم كه ارث پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم به حضرت زهرا سلام الله عليها نزد أبوبكر چكار مي كند ؟ مگر ارث زهرا سلام الله عليها نيست ؟ پيغمبر غير از زهرا سلام الله عليها دختر ديگري هم دارد ؟

فيما أفاء الله علي رسوله صلي الله عليه وسلم تطلب صدقة النبي صلي الله عليه وسلم

التي بالمدينة

٣ چيز را زهرا سلام الله عليها از أبوبكر درخواست كرده

فيما أفاء الله علي رسوله صلي الله عليه وسلمتطلب صدقة النبي صلي الله عليه وسلم

التي بالمدينة

تمام آنچه را كه ملك پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم در مدينه بوده طبق آن رواياتي كه عرض كرديم و فدك كه آن را هم از أبوبكر درخواست مي كند . بفرماييد اين هم براي اون كساني كه مي گفتند سند بياوريد .

زهرايي كه به قول عايشه :

ما رأيت أحدا أصدق لهجة من فاطمة غير أبيها

الاستيعاب ابن عبد البر ، ج ٤ ص ١٨٩٦

سير أعلام النبلاء ـ ذهبي ـ ج ٢ ص ١٣١

من راستگو تر از زهرا سلام الله عليها نديدم

فاطمة بضعة منّي

صحيح البخاري - البخاري - ج ٤ ص ٢١٠

فاطمه پاره تن پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم است . فاطمه اي كه سيدة نساء اهل الجنة است آمده و مي گويد فدك را به من بدهيد . آيا زهراي مرضية سلام الله عليها فدك را كه ملك او نبوده مطالبه مي كرده ؟ و اين فدك دست أبوبكر چكار مي كرده ؟

وفدك وما بقي من خمس خيبر

و آنچه كه از خمس خيبر هم مانده بود را هم مطالبه كرده . چون طبق آيه شريفه :

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَي

سوره أنفال- آيه ٤١

اين آيه قرآن است و شوخي بردار هم نيست يعني مشخص است كه أبوبكر ٣ تصرف كرده

اولي اينكه :

فيما أفاء الله علي رسوله صلي الله عليه وسلم

كه ملك تلق پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم بوده تصرف كرده است

دوم اينكه :

فدك را تصرف كرده ، سوم هم اينكه خمس اهل بيت از غنائم جنگي را هم تصرف كرده است .

اين ٣ چيز را زهراي مرضية سلام الله عليها از أبوبكر طلب مي كند

فقال أبو بكر ان رسول الله صلي الله

عليه وسلم قال لا نورث

در تاريخ مدينة دمشق- ج ٣٦- ص ٣١٠دارد كه :

نحن معاشر الانبيا لا نورث.

مي گويد كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم فرمود ما چيزي ارث نمي گذاريم

ما تركنا فهو صدقة

هرچه ما از خودمان باقي مي گذاريم اينها صدقات است

إنما يأكل آل محمد من هذا المال

و آل محمد هم بايد از اين بخورند

خوب ما اينجا سؤال داريم كه آقا اگر واقعا پيامبران ارث نمي گذارند ، اين يك حكم شرعي است ، مبتلي به اين زهراي مرضية سلام الله عليها است ، عباس و فرزندان پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم است ، چطور شد پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم اين حكم را از زهرا سلام الله عليها و ذوي القربي مخفي كرده ؟

از همه صحابه مخفي كرده و فقط جناب أبوبكر اين عبارت را شنيده ؟ اين سؤال را بياييد و جواب بدهيد .

به تعبير فخر رازي كه مي گويد : اوني كه مورد عمل اين قضيه است اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم است . چطور شد پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم از اهل بيت خود كتمان كرده است ؟ و به كسي كه ارتباط ندارد گفته . بعد أبوبكر مي گويد :

واني والله لا أغير شيئا من صدقة رسول الله صلي الله عليه وسلم

به خدا سوگند من چيزي را كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم انجام داده تغيير نمي دهم

اين خيلي جالب است و اين را خوب دقت كنيد كه عمر بعد از أبوبكر صدقه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم را داد به علي عليه السلام و عباس ، از اين طرف اين آقا مي گويد :

واني والله لا اغير شيئا من صدقة رسول الله

صحيح البخاري - البخاري - ج ٥- ص ٨٢

أما صدقته بالمدينة فدفعها عمر إلي علي وعباس

صحيح البخاري - البخاري - ج ٤- ص ٤٢

كه در صحيح بخاري است ، در آنجا أبوبكر مي گويد به خدا سوگند من به هيچ وجهي آنچه كه مربوط به صدقات پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم است را اصلا و ابداً تغيير نمي دهم ولي از اين طرف آقاي عمر به اين نتيجه مي رسد كه بايد اين را در اختيار عباس و علي عليه السلام قرار دهد .

واني والله لا أغير شيئا من صدقة رسول الله صلي الله عليه وسلم عن حالها التي كان عليها في عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم ولأعملن فيها بما عمل به رسول الله صلي الله عليه وسلم

عين آنچه را كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم عمل كرده من عمل مي كنم آقايان به ما جواب دهند كه أبوبكر سوگند مي خورد كه عين آنچه را كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم عمل كرده در صدقاتش انجام مي دهم ولي عمر مي آيد و بر خلاف أبوبكر عمل مي كند . يا كار آقاي أبوبكر درسته يا كار عمر . ما فقط نقالي مي كنيم ، به قول آقاي سبحاني كه مي گويد :

النقال كالبقال

ديگه قضاوت به عهده مردم است

فأبي أبو بكر ان يدفع إلي فاطمة منها شيئا

أبوبكر ممانعت كرد اينكه چيزي به حضرت زهرا سلام الله عليها بدهد

فوجدت فاطمة علي أبي بكر في ذلك

يعني غضبت ، زهراي مرضية سلام الله عليها غضبناك شد بر أبوبكر

فهجرته

از او قهر كرد

فلم تكلمه حتي توفيت

و تا آخرين لحظات زندگي زهراي مرضية سلام الله عليها با أبوبكر سخن نگفت

صحيح البخاري - البخاري - ج ٥- ص ٨٢

بعضي از آقايان نواصب مي گويند كه :

لم تكلمه في قضيه فدك

من گمانم اين است كه بايد به عقل آقايان فاتحه خواند

فوجدت فهجرته لم تكلمه

مي گويند غضبناك شد قهر كرد و با او سخن نگفت ، يعني غضبناك شد و قهر كرد وديگر درباره فدك چيزي نگفت تصديق كرد حرف أبوبكر را و آن را تاييد كرد كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم فرموده :

ما تركنا فهو صدقة

يك چيزي انسان بگويد كه مرغ پخته هم خنده اش نيايد . حداقل ديوانگان به آدم نخندند حالا با عقلا كاري نداريم . خوب از اينجا عزيزان دقت كنند :

عاشت بعد النبي صلي الله عليه وسلم ستة أشهر

زهراي مرضية سلام الله عليها بعد از پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم ٦ ماه بيشتر زنده نبود

فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا ولم يؤذن بها أبا بكر

از دنيا هم كه رفت همسرش او را شبانه دفن كرده .

صحيح البخاري - البخاري - ج ٥- ص ٨٢

آقايان به ما جواب دهيد كه چرا تنها يادگار پيغمبر را شبانه دفن كرد ؟

آيا اين سنّت پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم است كه علي عليه السلام عمل كرد ؟ اگر سنّت است شما بفرماييد كه يكي از زنان پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم اين گونه شده باشد و در شب دفن كرده باشند ، حضرت خديجه يا دختران ديگرش ، همسر عثمان وقتي از دنيا رفتند آيا اونها را شبانه دفن كرد ؟ آخه بعضي از اين جوجه ناصبي ها گفتند علي عليه السلام اين كار را كرد تا كسي حجم بدن زهرا سلام الله عليها را نبيند . ديوانگي و خل بودن اندازه دارد و بعضي وقتها از اين اندازه هم خارج مي شود ، خوب يك حرفي بگوييد كه حداقل زن بچه شما به آن نخندد . همسر خود را شبانه دفن كرد تا كسي حجم بدن جنازه حضرت زهرا سلام الله عليها را نبينند . خوب اين جنازه كه داخل تابوت است و اين را مي برند به آنجا . چطور شده كه اين قضايا فقط در مورد حضرت زهرا سلام الله عليها بود ؟

عايشه را دفن كرده چطور بود ؟ ام سلمه ، ام حبيبة ، حضرت خديجه و ديگر صحابه يك مورد هم ما داريم كه اين چنين شده باشد كه شبانه دفن كنند به اين خاطر كه حجم بدن ديده نشود .

فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا ولم يؤذن بها أبا بكر

به ابابكر هم خبر ندادند .

اين خودش يك پيامي دارد . چرا به أبوبكر نگفتند ؟ مگر أبوبكر نمي گويد كه من خليفه پيامبرم ؟ دختر پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم از دنيا رفته است آن وقت مي شود كه دختر پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم از دنيا برود و به خليفه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم خبر ندهند ؟

روايات متعدد است كه زهراي مرضية سلام الله عليها وصيت كرده بود مرا شبانه دفن كنيد . تا اونجايي كه مي گويد :

ولم يكن يبايع تلك الأشهر

علي بن أبي طالب در اين ٦ ماه هم با أبوبكر بيعت نكرد . بعد گفت به منزل من بيا و كسي را با خود نياور

فأرسل إلي أبي بكر ان ائتنا ولا يأتنا أحد معك كراهية لمحضر عمر

علي عليه السلام دوست نداشت كه عمر را ببيند

كراهية لمحضر عمر

چرا ؟ چه شده كه اميرالمؤمنين عليه السلام كراهت دارد حضور او را ؟ چه شده ؟ مگر شما نمي گوييد بين اينها صفا بوده وزير و مشاورش بوده . اين را ما از صحيح بخاري مي خوانيم و كتاب إبن قتيبة و ديگران نيست . بعد وقتي كه آمد اميرالمؤمنين عليه السلام به أبوبكر گفت :

ولكنك استبددت علينا بالأمر

درمورد امر امامت و خلافت در امر ما استبداد كرديد .

صحيح البخاري - البخاري - ج ٥- ص ٨٣

اين را هم آقايان معني كنند كه قضيه اش چيست و استبداد چيست ؟

كراهية لمحضر عمر ، استبددت علينا بالامر ، لم يوذن بها أبوبكر ، وصلي عليها علي ليلا

خوب اينها همه سؤالاتي است كه اين آقايان بايد جواب دهند و افكار عمومي را روشن كنند . مگر نمي گويند كه عصر عصر رسانه است و ما چنين مي كنيم و چنان مي كنيم . ما اينها را از صحيح بخاري داريم مي خوانيم . البته ما در اينجا مطلب زياد داريم و من به همين اندازه اكتفا مي كنم . البته ما مطالب متعددي همان طور كه عرض كردم و فقط يك جمله را من از معجم البلدان حموي ج ٤ ص ٢٣٧ در همان ماده فدك كه ايشانم در آنجا مي گويد :

أدي اجتهاد عمر ابن الخطاب بعده لما ولي الخلافة وفتحت الفتوح واتسعت علي المسلمين أن يردها إلي ورثة رسول الله (ص)

بعد از اينكه فتح ها و كشور گشايي ها صورت گرفت و مسلمان ها در گشايش مالي شدند جناب عمر فدك را به ورثه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم برگرداند . اينها را دوستان دقت كنند كه مسئله چه بوده است . و اگر واقعا ملك اينها نبود پس چرا برگرداندند ؟ يا در صحيح مسلم، ج ٤ ، ص ١٤٨٠ كه در آنجا اميرالمؤمنين عليه السلام و عباس مي آيند و در رابطه با ارث پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم مطرح مي كنند و جناب عمر هم مي گويد : پيغمبر كه از دنيا رفت أبوبكر گفت :

انا ولي رسول الله

وشما كه آمديد و ميراث پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم را مي خواستيد و أبوبكر گفت براينكه

ما نورث

پيغمبر گفته كه ما ارث نمي گذاريم و

ما تركناه صدقه

هرچه ما مي گذاريم صدقه است ، علي بن أبي طالب و عباس گفتند آقاي أبوبكر شما كه مي گوييد پيغمبر گفت ارث نمي گذاريم و آنچه كه از ما مي ماند صدقه است تو دروغگو هستي گنهكاري ، غادر هستي و حيله گر و خائني . اينها را من از خود صحيح مسلم گفتم و ارتباطي با كتاب هاي دسته دوم وسوم ندارد .

البته ما بحث مان اين نيست كه بخواهيم اهانت و توهين بكنيم بلكه ما يك سري روايات و عباراتي را از منابع اهل سنّت نقل كرديم و يك مورد را هم از منابع شيعه نقل نكرديم . و اگر نوبت برسد به شيعه ما مفصل از مصادر شيعه مطالبي را نقل مي كنيم ولي اين مطالبي است كه از كتب خود دوستان آورديم .

بيننده : محمد از افغانستان

بنده يكي از بينندگان شبكه ولايت هستم و از افغانستان تماس مي گيرم . ما در اينجا برنامه هاي شما را مي بينيم و طرفداران زيادي دارد الحمدلله ، و ما خيلي خوشحال هستيم كه همچين شبكه اي وجود دارد كه شبهات وهّابيت را پاسخ مي دهد . اينجا نه تنها شيعيان بلكه مولوي هاي اهل سنّت هم برنامه هاي شما را دنبال مي كنند .

حاج آقا ببخشيد من مي خواستم در رابطه با ادعايي كه آقاي عبدالله حيدري كردند مطالبي عرض كنم .

از ولايت غزني هستم . البته افرادي مانند عبدالله حيدري لياقت اين را ندارند كه پاسخشان داده شود ، و اين مطلب را كه مي گوييم به ٢ دليل است : اول اينكه عبدالله حيدري يك آدم بسيار بي ادب و فحاش است كه در برنامه هاي قبلي هم ما چند مرتبه اين را ديديم كه اهانت كرد به زنان شيعه مي كند و تهمت فحشا زده و بايد حد شرعي بخورد و ما از همه علماء مي خواهيم كه اين را پيگيري كنند و مطلب دوم هم اين است كه اين آقاي حيدري يك آدم بي سوادي است و دليلش هم اين است كه در برنامه هاي قبل در بحث رجال صحبت داشت رسيد به رجال كَشّي و با اينكه همه علماءي اهل سنّت كَشّي به فتح كاف خوانده اند ولي ايشان مي خواند كِشّي (به كسر كاف) و دليلش را هم اين دانست و توجيه كرد و بر خلاف يك قاعده مشهور عربي كه مي گويد فتحه اخف حركات است آمد گفت كه ما كِشّي مي خوانيم چون فتحه بر كاف ثقيل است .

در قرآن بيش از ٢٠٠ جا داريم كه كَفرتم است و بايد در اين ٢٠٠ جاي قرآن را ايشان كِفر بخواند

بعد اين آقا آمده براي احقاق حقارتي كه دارد مي گويد كه : آيت الله مكارم اين چنين كنند . آخه بابا تو اصلا لياقت اينكه كفش آيت الله سيستاني و مكارم را جفت كني نداري آن وقت آمدي ادعا مي كني كه آقايان بيايند و جواب ما را بدهند .

حالا با توجه به اين ٢ مقدمه اگر اجازه بفرماييد و من يك طلبه هستم و مي خواهم كه در حد خودم جواب اين آقايان را بدهم و شأن آقايان قزويني و ديگران را بالاتر از اين مي دانم كه جواب بدهند .

من اين سخن آقاي حيدري را كه ديدم يك تحقيقي كردم در رابطه با خطبه فدكيه كه از كتب شيعه و اهل سنّت ٤٢ سند جمع آوري كردم كه اين خطبه فدكيه سند دارد و چون وقت محدود است كوتاه عرض ميكنم .

روايتي است كه شيخ صدوق در كتاب :

من لا يحضره الفقيه- ج ٣- ص ٣٧٢- حديث ١٧٥٤

نقل كرده اين را مرحوم مجلسي اين گونه تفسير مي كند كه مي فرمايد :

« وروي عن إسماعيل بن مهران » في القوي كالصحيح

روضة المتقين- ج ٩- ص ٢٧٦

و از علماي اهل سنّت هم فقط يك مورد را اشاره مي كنم :

از إبن طيفوركه در قرن ٣ زندگي مي كرده و ٦ تا روايت در كتابش آورده ، و يك عبارت جالب را آورده كه همه مطلب را روشن مي كند و اين عبارت اين است كه :

وقد رواه قوم وصححوه وكتبناه علي ما فيه

يعني كلمه صححوه در اينجا معنايش اين است كه يك قوم و يك گروهي از علماي اهل سنّت اين را تصحيح كرده اند

كتاب بلاغات النسا- ج ١- ص ٨

حالا گذشته از اين كه اگر بالفرض صحيح نباشد روايت به حد تواتر است يعني ٤٢ سند دارد اين روايت ، و طبق قاعده اي كه قبول دارند علماي اهل سنّت :

يقوي بعضها بعضا

سير أعلام النبلاء - ج ٣ - ص ٢٨٢

خوب اين روايت مي شود روايت معتبر و حتّي خود إبن تيميه هم گفته اگر روايت متعدد بود و از طرق مختلف باشد :

يقوي بعضها بعضا

از طرفي خود علماي رجال شيعه هم همين را مي گويند كه استفاضه روايت در وثوق اجمالي حضور روايت كافي است ، اين حرف را مرحوم آقا ضياء عراقي گفته است در حاشيه عروة ص ٢١٥ و همچنين علماي ديگر و از طرف ديگر اگر فضيلتي در كتاب هاي اهل سنّت ببينيم كه براي عمر و أبوبكر نقل شده باشد اونها مي گويند اگر ٤ طريق داشته باشد روايت متواتر است و عبارت إبن حزم اين است كه :

فَهَؤُلاَءِ أَرْبَعَةٌ من الصَّحَابَةِ فَهُوَ نَقْلُ تَوَاتُرٍ لاَ تَحِلُّ مُخَالَفَتُهُ

المحلي - ج ٢ - ص ١٣٥

عبارت ديگري هم آقاي تاج الدين سبكي دارد كه مي گويد : اگر بحث از فضيلت خليفه دوم باشد اگر فقط يك سند صحيح هم باشد كافيست عبارت اين است كه :

وإذا قال لك المغرور أين أصل ذلك في السنة قل أيها المتعثر في أذيال الجهالات أيطالب الفاروق بأصل

اگر فريب خوردهايي به تو بگويد كه فضيلتي كه براي عمر نقل كردي در كجاي سنّت آمده ؟ به او بگو كه اي كسي كه در جهالت فرو رفتي! آيا براي عمر نيازي به اصل است ؟

طبقات الشافعية الكبري - عبد الوهاب بن علي السبكي - ج ٢ - ص ٣٢٦

حالا ما ازعبدالله حيدري سؤال مي كنيم كه با توجه به اينكه خودشان مي گويد كه ما علم رجال و اين قواعد را بلديم و برفرض اينكه اين سند صحيح هم نداشته باشد الا ٤٢ سند دارد و به حد استفاضه و تواتر رسيده است آيا باز هم نياز به بررسي سندي دارد ؟ آيا اگر از زبان عمر همچين سخني گفته شده بود باز هم شما مي گفتيد كه بايد سندش را برسي كرد ؟

استاد قزويني :

احسنت ، نكته قشنگي بود

بيننده :

يك عبارتي است از إبن طيفور در كتاب خودش وقتي خطبه فدكيه را نقل مي كند خطبه اي از عايشه نقل مي كند و يك عبارتي در آنجا مي گويد كه از أبوالحسين كه فكر كنم زيدبن علي بن الحسين باشد كه مي گويد :

وكيف يذكر هذا من كلام فاطمة فينكرونه وهم يرون من كلام عائشة عند موتأبيها ما هو أعجب من كلام فاطمة يتحققونه

چگونه رواياتي كه از فاطمه نقل شده است آن را انكار مي كنند اما عايشه در هنگام مرگ پدرش كه عجيب تر از حرف فاطمه است او را مسلم حساب مي كنند :

لولا عداوتهم لنا أهل البيت

بلاغات النساء - ج ١ - ص ٦

شرح نهج البلاغة - ج ١٦ - ص ١٥٠

اين جز دشمني با اهل بيت نيست كه انكار مي كند خطبه حضرت زهرا سلام الله عليها را ، حالا طبق گفته زيد بن علي عليه السلام كساني كه خطبه فدكيه را انكار مي كنند دشمن اهل بيت عليهم السلام هستند و اين چيزي است كه بارها در شبكه ولايت ديديم كه اينها را اثبات كرده است و به بينندگان عزيز نشان داده ، من خيلي ممنونم كه به ما اجازه صحبت داديد .

استاد قزويني :

حالا اجازه بدهيد من يك نكته اي را در فرمايش برادرمان عرض كنم كه از إبن تيميه يك جمله اي را آوردند ، اگر دوستان مانيتور من را نشان دهند ممنون مي شوم ، اين آقاي إبن تيميه است در كتاب مجمع الفتاوي ايشان مي گويد:

فإن تعدد الطرق وكثرتها يقوي بعضها بعضا

اگر يك روايت چند تا سند كه يكي ديگري را تقويت مي كند و حتّي :

حتي قد يحصل العلم بها

انسان قطع پيدا مي كند

ولو كان الناقلون فجارا فساقا

ولو اينكه تمام ناقلين فجّار و فاسق باشند

مجموع الفتاوي - ج ١٨ - ص ٢٦

ببينيد اين عبارت إبن تيميه اين را دقت كنيد ، خطبه فدك را ٩٢ راوي با ٢٥ طريق مختلف در ١١ طبقه نقل كردند من فقط خيلي سريع عرض مي كنم :

طبقه اول : حسن بن علي ، زينب ، عبدالله بن عباس و عايشه بنت أبي بكر

طبقه دوم :علي بن الحسين ،زينب بنت الحسين ، اكرمه و عروة

طبقه سوم :٧ نفر

طبقه چهارم : ١١ نفر

طبقه پنجم : ١٠ نفر

طبقه ششم : ١٢ نفر همه از شخصيت هاي برجسته

طبقه هفتم : ١٠ نفر

طبقه هشتم : ٩ نفر

طبقه نهم : ٧نفر

طبقه دهم : ٨نفر كه إبن طيفور هم همين جاست

طبقه يازدهم : ٦ نفر

اين ١١ طبقه را ٩٢ راوي نقل كردند و اگر نستجير بالله همه اينها فساق و فجّار هم باشند طبق اين عبارت إبن تيميه مسأله قطعي است . و به قول آقا محمد هم اگر يك همچين عبارتي را آقايان بياورند و حتّي در بعضي موارد ٤ تا روايت بيشتر نيست مي آيند و مي گويند اين متواتر است واقعا من نمي دانم اين همه روايت درباره غدير هم داريم ولي اين آقايان قبول نمي كنند ،

بيننده : اربابي از سراوان (اهل سنت)

عرض سلام دارم خدمت شما مجري محترم و همچنين حضرت آية الله قزويني استاد فرهيخته كه يكي از دانشمندان برجسته جهان اسلام هستند و از شبكه شما هم تشكر مي كنم كه در جهت روشن كردن مردم و حقيقت صحبت مي كنيد . من در ابتدا عرض كنم كه اربابي هستم از سراوان استان سيستان و بلوچستان عرض كنم خدمت شبكه هاي وهّابي كه فردا نيايند و بگويند شيعي بود و آمد روي خط اهل سنّت خلاصه من سنّي هستم و من از ادب و متانت حضرت آيت الله قزويني تشكر مي كنم كه هرچه شبكه هاي وهّابي به ايشان توهين مي كنند ايشان با ادب اهل بيتي و علمي كه دارند جواب آنها را مي دهند . من خدمت شما عرض كنم كه وحدت ما مسلمانان جز با محور قرآن و محبت پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم و اهل بيت محقق نمي شود و همچنين چون كه محبت و معرفت اهل بيت و امامان انسان را به سمت خدا هدايت مي كند و توحيد واقعي را در دل ما ايجاد مي كند و از شما خواهش مي كنيم كه وقت برنامه هاي استاد را بيشتر كنيد . چونكه به خدا ما هر چقدر بيشتر صحبت هاي دانشمندانه ايشان را گوش مي دهيم بيشتر مشتاق مي شويم تا صحبت هاي ايشان را بشنويم و همچنين به شبكه هاي وهّابي من مي گويم كه چرا اينها به رهبر ما كه ولي عهد ما است توهين مي كنند ؟ چرا به مراجع و برادران شيعه ما توهين مي كنند و شبكه هاي وهّابي حق ندارند بد بگويند به آيت الله مكارم شيرازي .

ايشان يكي از نخبگان جهان اسلام است و متاسفانه خودشان چه جور آدم هايي هستند و مي آيند به افراد بزرگ و كساني كه شخصيت هاي علمي بالاي دارند بي احترامي مي كنند واقعا من متاسفم بايد اينها بروند صحبت از پادشاه عربستان كنند كه مي رود و با رئيس جمهور آمريكا مي رقصد . همين آمريكا مي آيد در افغانستان و عراق مسلمانان ما را شهيد مي كنند ، در فلسطين چقدر جنايت اسرائيل انجام مي دهند و هيچ چيزي نمي گويند و گير مي دهند به برادران اهل تشيع ما در كشور جمهوري اسلامي ، اينها را از اهل سنّت ندانيد تو را به خدا . ما اهل سنّت عاشق كشور و رهبر و مراجع بردران اهل تشيع هستيم .

مجري :

خيلي ممنونيم ، اين طوري كه شما صحبت كرديد از خطه زاهدان واقعا خيلي تعجب است و خيلي ممنونيم از برادران اهل سنّت كه اين قدر آگاه هستيد و با بينش و بدون تعصب مي توانند مطالب را حلاجي و درك بكنند آفرين بر شعور شما و سپاسگذاري مي كنيم واقعا .

استاد قزويني :

جالب اين است كه اين بزرگواران از اهل سنّت با اين صفا مي آيند صحبت مي كنند واقعا آدم لذت مي برد بعضي ها مي گفتند كه اينها ساختگي است و بعد از اينكه چند تا از مولوي ها آمدند اينجا و حرف زدند خار چشم شبكه هاي وهّابي و استخوان گلويشان شدند . برنامه هاي متعددي پخش مي كنند و مي خواهند تحريك كنند كه آقا شبكه ولايت است ، شبكه شيعي جمهوري اسلامي است ، از امام راحل حرف هايي مي آورند ، اين چنين شروع مي كنند به تحريك كردن ولي بي خبر از اينكه همين عزيزان اهل سنّت در مجلس نماينده دارند ، در مجلس خبرگان رهبري نماينده دارند ، در استانداري، فرمانداري ، بخش داري ، شهرداري نماينده دارند . الان اهل سنّت با شيعه در اين جمهوري اسلامي دارند با هم زندگي مي كنند حالا اگر مشكلاتي در بعضي موارد است خوب شيعيان هم مشكلات دارند و آقايان مي گويند كه ٤ تا آخوند سنّي به خاطر بعضي از مسائل خلاف قانون گوشه زندان هستند خوب اين آقايان بيايند ببينند آيا از علماي شيعه هم هستند يا فقط براي اهل سنّت است . و من تقاضا مي كنم از دوستان كه بيايند در دادگاه ويژه روحانيت و ببينند . يك كسي بيايد روي خط و يك آماري به ما بدهد كه آقا از علماي شيعه چقدر در زندان هستند و از علماي اهل سنّت چقدر هستند . هر كشوري براي خودش قانوني دارد ، مگر در عربستان سعودي شيعه و سنّي مي شناسند ؟ الان غير از وهّابي چقدر از علماي شيعه در گوشه هاي زندان دارند مي پوكند و هيچ احدي صداي آنها را نمي شنود ، و يا در خود قطر ، در كويت و در جاهاي ديگر آيا اينها در بحث قانون شكني مذهب را لحاظ مي كنند ؟ يعني اگر چنانچه يك سنّي قانون شكني كرد فوري عفو مي كنند و اگر شيعه قانون شكني كرد مي گيرند ؟

بيننده : شيرازي از تهران

ببخشيد كه مزاحم شدم من الان چند بار است كه تماس مي گيرم با برنامه خوب شما و خيلي ممنون هستم از برنامه خوبتان و موفق نشدم كه با شما تماس بگيرم و الان تماس گرفتم به اين خاطر كه ما يك مريضي داريم آقاي قزويني ايشان را دكترها جوابش كردند از شما تشكر مي كنم و اگر مي شود لطف كنيد و ايشان را دعا كنيد .

ممنون هستم از شما خداحافظ

بيننده : محمد از ديوان دره

آقاي قزويني من ارادت خاصي براي شما دارم من ساكن ديوان دره هستم ولي الان از سقز تماس مي گيرم . آقاي قزويني من اون شب كه يك آقا يوسف آمد از بندرعباس من خيلي تماس گرفتم ولي اين همكاراي شما ما را سر كار گذاشتند و گفتند كه زنگ مي زنيم ولي زنگ نزدند .

استاد قزويني:

نه سر كارنگذاشتند چون ببينيد اگر آمار به ما بدهند كه چند نفر ثبت نام كردند كه بعضي وقت ها شايد ٥٠ تا ١٠٠ نفر ثبت نام مي شود براي تماس تلفني اينها به ترتيب زنگي كه مي زنند ما با هاشون تماس ميگيريم و اصلا بحث سر كار گذاشتن نيست ، نه با حضرت عالي كسي قرضي دارد و نه با ديگر عزيزان رابطه پسر عمويي و دختر عمويي دارند .

بيننده:

من مي خواستم به اين آقا يوسف و به اين شبكه هاي شبكه هاي وهّابي كه مي گويند كه ما اصلا هيچ اختلافي با هم نداريم نه شافعي و نه حنفي ، من مي خوام اين برادران كُرد كه شافعي مذهب اند چون من خودم كُرد هستم و سنّي مذهب هم هستم حالا مي خواهند باور كنند يا باور نكنند براي من مهم نيست ، مي شود از اينها بپرسيد آيا نبش قبر شيوخ در كردستان توسط وهّابي ها دروغ بود ؟ انداختن قرآن ها داخل فاضلاب دروغ بود ؟ بي حرمتي به قرآن روستاي مولان آباد سقز دروغ بود ؟ من اينها را از اون شبكه ها مي پرسم جواب نمي دهند . حالا شما يك زحمتي بكشيد جواب اين را بدهيد . بعد من نمي دانم براي اين شبكه ها هم گفتم و ايميل فرستادم كه چرا اون موقع صدام ١٨٠ هزار كُرد را سوزاند ، حالا شيعه ها به قول اينها نه ، كُردها كه شافعي مذهب بودند و صدام كه خودش سنّي بود چرا اين همه را سوزاند و الان براي آزادي مردم سوريه تلاش مي كنند ولي كاري به مردم عراق آن موقع نداشتند به بحرين كاري ندارند ، من كُردم و شافعي مذهب هم هستم و كاره اي هم نيستم و در دولت هم نيستم و خدا وكيلي هم شام نخوردم چون منتظر بودم نوبتم بياد تا صحبت كنم الان هم از بتن ريزي آمدم چون كارگرم . ولي حدود ١٨ سال است يك مختصر تحقيقاتي كردم و من مي خواهم اين را فقط بگويم كه چرا اينها براي صدام كه اون همه جنايت كرد بر عليه شيعه ، سنّي ، كُرد ، لُر و همه را سوزاند و هيچ كس نيامد كه هيچ ، بلكه جشن و پاي كوبي هم كردند ، چرا كسي نمي گويد كه اين پادشاه عربستان مشروب مي خورد و الان اومدند و كاري به بحرين ندارند . يا اون آقايي كه شبيه خروس مي ماند موقع اذان دادنش ، بعد ؟؟؟ خوردنش هم كه معلوم نيست آخه چرا به زن و بچه شيعه توهين مي كني؟ من نمي دانم قضيه چيست . و من هم كه مي گويم سنّي هستم خدا وكيلي به جان اين بچه اي كه دارم سنّي هستم و شافعي هم هستم و كُرد هم هستم ، اول كُرد هستم قبل از اينكه مسلمان باشم كُرد هستم چون من يك كم ايران پرست هستم اول كُرد هستم .ولي دليل اين آقا را كه به زن و بچه شيعه توهين مي كند من نمي دانم اين آخوند ها و ماموستاهاي ما چرا ساكت نشستند ؟ اصلا چرا قزويني بياد دفاع كند ؟ چرا ما خودمان دفاع كنيم ؟ اون آقاي اللهياري هم هست ولي ما اصلا با اون كاري نداريم ، ولي چرا بايد قزويني بياد و دفاع بكند ؟ چرا ما خودمان نتوانيم دفاع كنيم ؟

استاد قزويني :

حالا انشاالله از ماموستاهاي كردستان هم برخي از عزيزان اعلام آمادگي فرمودند كه انشاالله مي آيند و خيلي از حقايق را مطرح مي كنند و قلب شما خوشحال مي شود . از زاهدان آمدند و انشاالله از كردستان هم مي آيند از گلستان هم دوستان اهل سنّت مي آيند و از استان خراسان هم قطعا خواهند آمد و اين شبكه را شبكه خودشان مي دانند انشاالله .

بيننده :

اجازه هست من يك پيام كُردي به اين ماموستاها بدهم ؟

استاد قزويني :

بفرماييد

بيننده :

[برگردانده شده از زبان كردي]

من به نوبه خودم به عنوان يك كُرد و ايراني از تمام ماموستاها در سقز و در مهاباد و بانه و بوكان و اون مولوياني كه در مساجد زاهدان نشسته اند خواهش مي كنم از شما ، صدام ٨ سال به ما ظلم كرد ، مردم ما از شمال به جنوب رفتند براي كمك به يكديگر براي كمك به خرمشهري ها كه شيعه بودند ، ما اختلافي به عنوان شيعه و سنّي نداريم ، من خواهش مي كنم از شما ماموستاهاي كرد و مولويان زاهدان ، سراوان ،خاش و زابل اگر دلتان مي خواهد كه متحد باشيد و به آيه :

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا

سوره آل عمران - آيه ١٠٣

عمل كنيد ، و قزويني را رها كنيد و خودتان مردانه به ميدان بياييد چرا قزويني بايد از ما دفاع كند ؟ كاري كنيد كه اين شبكه هاي وهّابيت شبكه هايي كه اختلاف بين شيعه و سنّي مي اندازند و مي خواهند كشور و مردم ما را همانند مردم و كشور افغانستان و عراق كنند ، و يك بار به شافعي مي زنند و يك بار به مالكي كه قصدشان فقط اين است كه تفرقه بياندازند و مطمئن باشند كه هيچ قدرتي نمي تواند به ايران نفوذ كند . من از شما خواهش مي كنم كه برويد و پيش قزويني بنشينيد و من نمي گويم كه شيعه شويد بلكه دفاع كنيد ، اين شبكه هاي وهّابي كه معلوم نيست بودجه اش از كجا تامين مي شود ، به چه حقي به ناموس شيعه اهانت و توهين مي كند ؟ اينكه اونها توهين كنند و ما هم توهين اين باعث تفرقه مي شود از شما خواهشمندم كه به ميدان بياييد .

مجري :

خوش باشيد و به شما خوش بگذرد

بيننده : رضا از قطر

يك سؤال از حاج آقاي قزويني دارم كه مي خواستم برام توضيح بدهند علت غصب فدك از فاطمه زهرا سلام الله عليها توسط أبوبكر چه بوده ؟ چون ادعا مي كنند كه اين فدك باغ خيلي كوچكي بوده و چند تا نخل بيشتر نداشته . اين را مفصل اگر توضيح دهيد ممنون مي شوم .

استاد قزويني:

اما در رابطه با اين برادر عزيز مان كه آقا رضا از قطر :

آقاي برهان الدين حلبي متوفي ١٠٤٤ كه سيره اش هم مشهور است ج ٣ ص ٤٨٨ مي گويد بعد از رفت و آمد هاي مكرر حضرت زهرا سلام الله عليها در كلام سبط بن جوزي است كه :

كتب لها بفدك

أبوبكر نوشت كه فدك ملك حضرت زهرا سلام الله عليها است

ودخل عليه عمر رضي الله تعالي عنه فقال ما هذا ؟

عمر وارد شد و به أبوبكر گفت اين چيست ؟

فقال كتاب كتبته فاطمه بميراثها من ابيها

اين را به عنوان ميراث پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم براي حضرت زهرا سلام الله عليها نوشته ام

فقال مما ذا تنفق علي المسلمين وقد حاربتك العرب

اگر فدك را به زهرا سلام الله عليها دادي از كدام درآمد مي خواهي مملكت داري كني و لشكر را مجهز كني با اينكه عرب ها با تو به جنگ برخاستند

ثم اخذ عمر الكتاب فشقه

نامه را از دست حضرت زهرا سلام الله عليها گرفت و پاره كرد ، در بعضي از جاها هم دارد كه

تفلت

تف كرد و پاره كرد

سيره حلبي - ج ٣ - ص ٤٨٨

اين را هم از شيعيان نقل نكردم كه متهم به شيعه بودن باشد ، ما در خدمت بينندگان عزيز هستيم .

بيننده : رحمتي از كردستان (اهل سنّت)

آقاي قزويني من جناب عالي را در شبكه سلام هميشه مي ديدم . ولي الان ٢ سالي است شخص ديگري است . يك سؤالي داشتم خدمت شما :

آيا واقعا جناب عالي آقاي اللهياري را به عنوان يك آخوند قبول داريد يا نه ؟

استاد قزويني:

ما نظرمان را بارها گفتيم

مجري :

شما مثل اينكه تازه بيننده ما شديد چون حاج آقا صريحاً موضع گرفتند و همه مطالب را فرمودند و اگر باز نياز باشد حاج آقا بفرمايند

بيننده :

والله من حاج آقا را خيلي دوست دارم و در شبكه سلام هم كه بودند هميشه پاي گيرنده مي نشستم و حرف هاي ايشان را گوش مي كردم ، اما الان يك ٤ - ٥ جلسه اي كه اين شبكه را نگاه مي كنم

استاد قزويني:

نه خير الان همه اين فحش هايي كه به بنده مي دهند يقيناً كمتر از فحش هايي كه به شما مي دهد نيست

مجري :

ايشان بي ادبي ها و جسارت هايي كه به مراجع و به رهبر عزيز انقلاب و به اساتيد و ديگر بزرگان شيعه مي كند ما اين بي ادبي ها را از اهل سنّت نديديم .

استاد قزويني :

حتّي وهّابيان هم همچين جساراتي را نمي كنند

بيننده : شيما (اهل سنّت)

اولاً من مي خواستم از آقاي قزويني گله كنم كه از همان موقعي كه برنامه شروع شده ست به حضرت عمر و حضرت أبوبكر مي گويد : عمر و أبوبكر كه خيلي من ناراحت شدم ، لطفا با احترام بگوييد

استائ قزويني :

نه چندين بار گفتم خواهرم كه جناب عمر و جناب أبوبكر

بيننده :

بعد آقاي اربابي هم كه از سراوان زنگ زدند اصلا شبكه وهّابي وجود ندارد ، آقاي محمدي هم كه مي گويند كه آقاي حيدري بي سواد هستند ايشان بي سواد نيستند بلكه خودشان بي سوادند ، كلاً اين برنامه شما را كه من چند وقتي است تماشا كردم اصلاً روشن كننده كه نبوده هيچ بلكه گمراه كننده هم بوده ، خيلي ممنون از برنامه شما خداحافظ

بيننده : اميري از اهواز

من خيلي خوشحالم و شنيده بودم كه در تاريخ شيعه ، چون هميشه شيعه در اقليت بود و لي خودش از نظر اعتقادات و منطق شناخت خود را قوي كرده بود كه بسياري از اين حكّام به دنبال شيعيان بودند همانند سلطان محمود غزنوي تا شيعيان را كنار بزنند ، و به حمد الله شيعه هميشه با اون كلام و منطق بسيار قوي ثابت كرد كه ما هميشه چه در اقليّت و چه در اكثريّت باشيم پشتوانه منطق ما منطق اهل بيت است .

من با شبكه هاي وهّابيت چندين بار تماس گرفتم و يك بحثي را ٢٠ دقيقه با آقاي ملازاده داشتم در مورد شهادت حضرت فاطمه سلام الله عليهم و من به ايشان مي گفتم كه شما به ما بگوييد كه حضرت فاطمه دخترانش در كربلا بعد از سال هاي سال اون صحنه هاي دلخراش را ديدند و زينب كبري كه اين همه حادثه را ديد و ٥٧ سالش هم بوده در كربلا و اين دختران شيرزني كه ايشان تربيت كرده است چطور مي شود كه حضرت فاطمه مثلاً در سن ٢٠ سالگي به رحمت خدا برود كه شما مي گوييد اين اتفاق طبيعي بوده است ؟ گفت كه پيغمبر اين را به ايشان گفته بود ، گفتم بله پيغمبر گفته بود ولي علت را كه ما نمي دانيم كه بعد از ٤ ماه يا ٦ ماه در عنفوان جواني از دنيا برود حتما اتفاق ناگواري براي ايشان افتاده كه از نظري هم بعضي از مورخين سعي كردند كه اين را روشن كنند ولي متاسفانه برخي اين را قبول ندارند .

درمورد قضيه دوم كه در مورد امام حسين بود كه من گفتم كه امام حسين از زماني كه از مدينه خارج مي شود حركتش يك حركت آگاه كننده است براي انساني هايي كه به نام جانشين پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم لباس برتن كرده بودند و مشروع خود را نشان مي دادند و امام حسين اين پرده هاي كريه را از تن اين حكومت مي كَند و به مردم ثابت مي كند كه اينها به هيچ كس رحم نمي كنند و حتّي به فرزند پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم هم رحم نمي كنند ، امام حسين قيامش يك قيام شهادت طلبانه بود در يك عصري كه ياران پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم در دربار بني اميه بودند و بعضي ها را هم كه خريده بودند و بعضي را هم كه سكوت كرده بودند امام حسين فريادي كشيد كه براي همه اثبات كرد كه حتّي براي علماي شيعه ما كه بعضي ها فكر مي كنند كه اگر انسان جانش در خطر باشد بايد تقيه بكند امام حسين اثبات كرد كه زماني كه دين در خطر مي افتد حق تقيه كسي ندارد همه ما موظفيم كه از اين دفاع كنيم .

ويك مطلب ديگر هم بود كه من خيلي كوتاه عرض كنم و آن در مورد اون حكومت بود و من گفتم از لحاظ جامعه شناختي آقاي ملا زاده ما مي گوييم حكومت علي عليه السلام را از لحاظ جامعه شناختي وقتي با حكومت هاي ديگر مقايسه مي كنيم مي گوييم كه از همه حكومت هاي ديگر سرتر است .

مرحوم شريعتي و آقاي مطهري خيلي در اين مورد قلم زدند من يك جمله اي از آقاي شريعتي مي گويم و با شما خداحافظي مي كنم :

مي گويد كه عثمان شاهد فهرستي از بدعت ها در تاريخ اسلام است :

١براي اولين بار رهبر كاخ نشين مي شود

٢ براي اولين بار تبعيد سياسي پيش مي آيد در اسلام و أبوذر تبعيد مي شود و شهيد مي شود

بيننده : احمد از امارات (اهل سنّت)

من از آقاي مجري مي پرسم كه در ابتدا خطاب به امام زمان فرموديد كه انشاالله بتوانيم حقوق غصب شده شما را بگيريم . شما امروز مي خواهيد حقوق غصب شده فدك و خلافت را از كي بگيريد ؟ هم فدك از بين رفته و هم خلافت زمانش گذشته ، شما اين حقوق را كي مي خواهيد بگيريد ؟

مجري:

جايگاه امامتي كه مخصوص اهل بيت است كه از طرف پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم به اميرالمؤمنين عليه السلام و اولادشان كه تا ١٢ حضرت بقية الله است اين اعتقاد شيعه است ما كه از اعتقادات خود دست بر نمي داريم .

بيننده :

از اين سخن شما بوي انتقام مي آيد كه از ما اهل سنّت حتما مي خواهيد اين حقوق را بگيريد

مجري :

نه ما با اهل سنّت چكار داريم اهل سنّت برادران ما هستند ما در يك جا داريم زندگي مي كنيم ، زن سنّي شوهر شيعه

بيننده :

بي زحمت صداي من را قطع نكنيد من يك بار تماس گرفتم و صداي من را قطع كرديد .

مجري :

بله ، صداي شما قطع نمي شود

بيننده :

حقوقي را كه خود علي عليه السلام و زهرا سلام الله عليها نتوانستند بگيرند به نظر شما قدرت جسمي شما و قدرت ايماني شما از اونها بيشتر است ؟ من فكر مي كنم كه وقتي خود علي رضي الله عنهم و فاطمة كه اينها در علمشان و در تقوايشان و در شجاعتشان بي نظير بودند اينها نتوانستند حق خود را از عمر و أبوكر فدك را بگيرند و من فكر نكنم كه كسي قوي تر از اينها بيايد كه از نظر ايمان و نيروي جسمي كه بتواند اين ها را برگرداند .

مجري :

شما به قضيه حضرت مهدي اعتقاد داريد ؟

بيننده :

من به حضرت مهدي اعتقاد دارم كه متولد مي شود و نه اون مهدي كه شما مي گوييد .

مجري :

ايشان وقتي كه به قول شما متولد مي شود چكار مي خواهد كند ؟

بيننده :

مي خواهد دين پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم را در دنيا احيا بكند .

مجري :

الان دين احيا نيست ؟ مگر اهل سنّت دين را احيا نكردند ؟ براي چي بايد دين را احيا بكند ؟

بيننده :

شما مي خواهيد بحث را عوض كنيد و از بحث پرت مي شويد . حضرت مهدي وقتي كه مي آيد ايشان حتماً از علي عليه السلام ضعيف تر است چون نوه علي عليه السلام است و يكي از نوادگان علي عليه السلام است . من به هر صورت بحث را جمع مي كنم .

استاد قزويني:

نه شما بفرماييد اين را كه مي گوييد حضرت مهدي چون نوه حضرت علي عليه السلام است ضعيف است يا نه يك روايتي داريد كه ضعيف است ؟

بيننده :

نه نه نه نه معاذالله من اين را مي گويم كه مهدي يا هركس ديگري كه بيايد از حضرت علي عليه السلام در علم و شجاعت و اينها حتما پايين تر است .

استاد قزويني :

خوب اجازه بدهيد من يك سؤال خيلي كوچك از محضر جنابعالي بكنم . حضرت علي عليه السلام نتوانست دنيا را فتح كند و حكومت را جهاني كند ولي حضرت مهدي حكومت را جهاني مي كند يعني :

يملأ الدنيا قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا

بغية الطلب في تاريخ حلب - ج ١ - ص ٥١٩

پس بنابر فرمايش شما قدرت حضرت مهدي از امام علي عليه السلام خيلي بيشتر است

بيننده :

خوب باشه ، گيريم كه اين كار را كرد آيا ايشان فدك را مي توانند دوباره احيا كنند ؟

مجري :

اصلا بحث فدك نيست . ما فدك را نيازي نداريم . ما بالاتر از فدك را مدّ نظر داريم .

اگر سؤال مهمي داريد بفرماييد والّا در جلسه بعد تماس بگيريد .

استاد قزويني :

در جلسه بعد تشريف بياوريد و يك مقدار زودتر هم زنگ بزنيد و نوبت بگيريد الان هم ٣ دقيقه بيشتر وقت نداريم .

ما از اين برادران عزيز و اون خواهري كه تماس گرفتند به اسم شيما تشكر مي كنيم ولي انتظار داريم كه اين عزيزان اهل سنّت كه زنگ مي زنند حداقل آن طوري كه خودشان را سنّي مي دانند ، سنّي يعني اهل سنّت پيغمبر ، كه حداقل اون ادبيات ويژه نبي مكرّم را در سخنان خود داشته باشند . من احساس مي كنم حتّي خود آقايان اهل سنّت هم دوست ندارند كه كساني بيايند و اين گونه سخن بگويند .

الان مثلا اين عزيزان مولوي ها آمدند ما وقت آزاد به آنها داديم و ما باز هم مي گوييم همين آقايان وهّابي ها و كارشناسانش و حتّي آنهايي كه فحش هم به ما مي دهند تشريف بياورند اينجا اصلا ما اسم هم نمي بريم حتّي خود ملا زاده هم بيايد اينجا همان طوري كه ما به جناب مولوي مراد زهي و جناب لاشاري و آقايان ديگر وقت داديم به ايشان هم وقت مي دهيم و اگر اين مردانگي را دارند كه بيايند اينجا ما حرفي نداريم .

والله تالله بالله همان برخوردي را كه ما با اين ٣ نفر داشتيم با اين كارشناس ها هم داريم و به آنها وقت مي دهيم بيايند اينجا صحبت كنند ما هم صحبت آنان را قطع نمي كنيم تا تمام دنيا صداي اينها را بشنوند ، گفتند كه ما شبكه شما را مي خواهيم ما هم قيمت گذاشتيم ولي رفتند و پشت سر خود را هم نگاه نكردند بيايند اينجا و صحبت هاي خود را مطرح بكنند .

خدايا قسمت مي دهيم به آبروي زهراي مرضية سلام الله عليها فرج آقا امام زمان را نزديك نموده و ما را از ياران ويژه آن حضرت قرار بده .

خدايا تو را قسمت مي دهيم به قلب شكسته علي عليه السلام و امام حسن و امام حسين و زينب كبري و ام كلثوم و به قلب شكسته صديقه طاهره و به اسماء حسني و به آبروي اولياي خود همه بيماران مخصوصاً اين عزيزمان كه التماس دعا كردند مريض هايشان را شفاي عاجل و كامل كرم بفرما .

 

اللهم عجل لوليك الفرج