سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٤٨ - حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب

حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب

کد مطلب: ٥٣٨١ تاریخ انتشار: ٢٥ خرداد ١٣٩١ تعداد بازدید: ٤٥٩٧ سخنراني ها » شبکه ولايت حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
حبل المتين ٩١/٠٣/٢٥

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٥ / ٠٣ / ٩١

مجري:

در روايت آمده است كه امير المؤمنين بيانگر و حلال اختلافات امت بوده است در زمان خود حضرت رسول هم كه حضرت ايشان را به يمن براي امر قضاوت فرستاد، بيانگر اختلافات امت بوده است؛ يعني اگر اختلافي پيش مي آمد، حضرت امير را به عنوان ناجي و قاضي مي فرستادند تا قضاوت كند و اختلافات را از بين ببرد و آمده اند اين گونه حضرت علي عليه السلام را به عنوان اعلم صحابه مطرح كردند.

لطف كنيد اين قضيه را توضيح دهيد.

استاد قزويني:

ما در جلسه گذشته بحثي را كه در باره تعبيرهاي «كتاب الله وعترتي» و «كتاب الله وسنتي» شروع كرده بوديم.

گفتيم: روايت عترتي هيچ گونه تعارضي با سنتي ندارد؛ چون در درون كتاب، سنت هم خوابيده است؛ يعني وقتي مي گوييم:

كتاب الله؛

يعني كتاب خدا با آيه شريفه:

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ

سوره نحل آيه ٤٤

در آيه ٧سوره حشر آمده است كه:

مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

يعني در درون خود قرآن كتاب و سنت كاملاً خوابيده است.

حالا بعضي از اين كارشناسان جاهل و نادان مي گويند اگر چنانچه «كتاب الله و عترتي» باشد، پس پيامبر چه شد؟ چقدر بايد اين آقا جاهل و نادان و احمق باشد؟ اصلاً قرآن جز از طريق نبي مكرم براي ما رسيده است؟ اصلاً بحث شريعت نبوي است كه اين شريعت نبوي كه قرآن و سنت است مي خواهد اهل بيت را پياده كنند.

خداي عالم عقل و فكر بعضي ها را از دستشان گرفته است كه مي گويند: اگر «كتاب الله و عترتي» باشد تكليف پيامبر چه مي شود؟ پيامبر كنار رفت؟

كتاب الله و عترتي و اهل بيتي.

اهل بيت و عترت پيامبر.

در آيه شريفه هم كه دارد:

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

سوره شوري آيه ٢٣

پس پيامبر كجا رفت؟ نمي دانيم بعضي از افراد چه كار مي كنند ، آيا جهل خود را به نمايش مي گذارند؟ يا عناد خود را نسبت به اهل بيت نشان مي دهند از سويي هم شعار مي دهند كه ما محب اهل بيت هستيم.

من تتمه بحث جلسه گذشته رابه صورت فشرده عرض مي كنم:

عدم تعارض سنت با عترت را عرض كرديم كه سنت مبين و مفسر قرآن است، اقوال بزرگان اهل سنت را آورديم كه ابو حنيفه مي گويد: اگر سنت نبود، هيچ احدي از ما قرآن را نمي فهميد.

اهل بيت وارث سنت پيامبر هستند، در اين رابطه هم ما روايات متعددي براي بينندگان عزيز بيان كرديم.

اهل بيت ناقل سنت پيامبر هستند، ما گفتيم تمام رواياتي كه از امير المؤمنين از امام باقر و صادق از امام عسگري سلام الله عليهم اجمعين است، سلسله سند اينها همه به امير المؤمنين و نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم، بر مي گردد.

اما نكته چهارم كه حضرتعالي اشاره كرديد: اهل بيت بيانگر موارد اختلاف بين امت هستند.

حاكم نيشابوري از انس بن مالك نقل مي كند كه پيامبر اكرم به امير المؤمنين فرمود:

أنت تبين لأمتي ما اختلفوا فيه من بعدي.

تو بيانگر اختلافات امت هستي بعد از من؛ يعني تو هستي كه براي امت من موارد اختلافي را تبيين مي كني.

حاكم نيشابوري هم مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه.

حديث صحيحي است و شرائط صحيح مسلم و بخاري را دارد.

المستدرك علي الصحيحين، ج٣، ص٤٦٢٠

آقايان بفرمايند غير از امير المؤمنين پيامبر براي احدي از صحابه چنين تعبيري داشته است؟ آقايان مي گويند اگر بنا باشد كه علي عليه السلام بيانگر باشد، يك نفر مي خواهد چه كار كند؟ مي گوييم: پيامبر در زمان حيات خود تنها بود؛ پس چگونه پيامبر به تنهايي توانست و از ٥٠ پيامبر ديگر كمك نگرفت؟

نه، قضيه اين است كه بايد فردي همانند نبي مكرم معصوم از گناه، معصوم از خطا ، معصوم از نسيان و اشتباه، بيانگر شريعت باشد.

حتي اگر كسي معصوم از خطا و اشتباه نباشد، نمي تواند بيانگر احكام شريعت باشد؛ چرا كه اشتباهاً يك حكم حلال را حرام مي كند، آنگاه چه اتفاقي مي افتد؟ حرام را اشتباها حلال اعلام كند، آن وقت اين باعث مي شود كه غير شريعت در جامعه به جاي شريعت جا بيفتد و اين برخلاف فلسفه بعثت انبياء و بر خلاف فلسفه نزول كتاب است؛ لذا در هر عصري بايد تمام مباحث به شخصي برسد كه او معصوم از هر خطا، اشتباه و نسيان است، مانند خود نبي مكرم.

و اما در رابطه با اعلميت: كسي بيانگر اختلاف است كه از همه علميتش بالا باشد ، اگر ٢ نفر در يك موضوعي اختلاف مي كنند به كسي مراجعه مي كنند كه او از نظر علميت و آگاهي به سنت از اين ها بالاتر است اگر هم سطح يا پايين تر آنها باشد، مراجعه كردن معنا ندارد و لذاست كه پيامبر اكرم فرمود:

أنا مَدِينَةُ الْعِلْمِوَعَلِيٌّ بَابُهَا .

من شهر علم هستم و علي بن ابي طالب هم در آن شهر است.

فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِهِ من بَابِهِ.

هر كس دنبال علم مي گردد بايد از در وارد شود.

المعجم الكبير، ج١١، ص٦٥

اسد الغابة ابن اثير جزري، ج ٤، ص ٢٢

يعني آن كساني كه غير از كانال امير المؤمنين و اهل بيت بخواهند علم من را بگيرند، در حقيقت از در وارد نشده و از ديوار آمده اند.

اين آقاي گمراه مي گويد: چرا پيامبر گفته است:

انا مدينة العلم.

مي گفت:

أنا بحار العلم.

نبي مكرم مي خواهد اينجا علم را تشبيه به شهر كند؛ چون در زمان گذشته شهر ها در و دروازه داشتند، مي گويد: اگر كسي بخواهد، وارد شهر علم شود، بايد از در وارد شود، نه از ديوار وارد شود.

حاكم نيشابوري هم مي گويد:

ولهذا الحديث شاهد من حديث سفيان الثوري بإسناد صحيح.

المستدرك علي الصحيحين، ج٣، ص١٣٧

هيچ عذري باقي نمي ماند كه آقايان بگويند روايت ضعيف است.

ابن حجر عسقلاني در فتاواي حديثه گفته است كه حديث:

أنا مَدِينَةُ الْعِلْمِوَعَلِيٌّ بَابُهَا

رواه جماعة ، وصححه الحاكم ، وحسنه الحافظان العلائي وابن حجر

حديث فوق را جماعتي نقل كرده اند ، حاكم نيشابوري آن را تصحيح كرده و دو حافظ به نامهاي ابن حجر عسقلاني و علائي آن روايت را تحسين كرده اند.

الفتاوي الحديثية، ج١، ص١٢٣

از طرف ديگر ابن عباس مي گويد:

لقد أُعطي عليّ تسعة أَعشار العلم، وأَيم الله لقد شاركهم في العشر العاشر.

امير المؤمنين سلام اله عليه ٩٠ درصد علم را داراست و ويژه خود اوست؛ يعني ٩٠ درصد علوم اسلامي منحصراً در اختيار علي بن ابي طالب است و ١٠ در صد را ديگران دارند كه در آن هم باز علي بن ابي طالب سهيم است.

اسد الغابة، ج٤، ص١٠٩

الاستيعاب، ج٣، ص١١٠٤

و همچنين عبد الملك بن سليمان مي گويد: به عطا (از فقهاي به نام اهل سنت) گفتم:

أَكان في أَصحاب محمد أَعلم من علي؟

آيا در ميان اصحاب پيامبر اعلم تر از علي است؟

قال: لا ، والله لا أَعلمه.

به خدا سوگند من اعلم از علي را نمي شناسم.

الاستيعاب، ج٣، ص١١٠٤

بخاري در تاريخش از جهدب تيمي نقل مي كند كه مي گويد:

قال لنا علي حدثنا يحيي بن اليمان عن سفيان عن جحدب التيمي قال سمعت عطاء قالت عائشة علي أعلم الناس بالسنة.

علي بن ابي طالب عالم ترين انسان ها به سنت پيامبر است.

التاريخ الكبير، ج٢، ص٢٥٥

و همچنين طبري در جامع البيان در تفسيرش مي گويد:

سمعت عليا رضي الله عنه يقول لا تسألوني عن كتاب ناطق ولا سنة ماضية إلا حدثتكم .

امير المؤمنين فرمود: هر آنچه كه از كتاب ناطق و سنت گذشته از من سؤال كنيد من به شما بيان مي كنم.

تفسير الطبري، ج٢٦، ص١٨٦

آقاي ابن تيميه هم مي گويد: تفسير طبري احاديثش مورد اعتماد است.

ابن حجر عسقلاني در فتح الباري از ابو الطفيل (كه پيرمرد ترين صحابه و تا ١١٠ هجري قمري زنده بوده است) نقل مي كند كه مي گويد:

شهدت عليا وهو يخطب وهو يقول:

ديدم علي بن ابي طالب در مسجد كوفه خطبه مي خواند و مي گويد:

سلوني فوالله لا تسألوني عن شيء يكون إلي يوم القيامة إلا حدثتكم به.

به خدا سوگند تا قيام قيامت هر آنچه كه از من سؤال كنيد من به شما جواب مي دهم.

وسلوني عن كتاب الله.

از كتاب خدا سؤال كنيد.

فوالله ما من آية إلا وأنا أعلم أبليل أنزلت أم بنهار أم في سهل أم في جبل.

قسم به خدا هيچ آيه اي نيست در قرآن كه من مي دانم شب نازل شده است يا در روز نازل شده است، در شهر نازل شده است يا در بيابان.

فتح الباري، ج٨، ص٥٩٩

عمدة القاري، ج ١٩، ص ١٩٠

تفسيرالسمعاني، ج ٥، ص ٢٥٠

تفسير قرطبي، ج ١، ص٣٥

آقاي ابن حجر اين را به عنوان يك روايت قطعي بدون كوچكترين مناقشه در سند و دلالت آن را نقل كرده است.

تهذيب التهذيب، ج ٧، ص ٢٩٧

ذهبي كه شمشير بر عليه اهل بيت را از رو بسته است و در بعضي موارد كه مي بيند روايت مشكلي از نظر سند و دلالت ندارد، مي گويد:

يشهد القلب أنه باطل.

قلب من شهادت مي دهد كه اين روايت باطل است.

ميزان الاعتدال، الذهبي، ج١، ص ٨٢

انشاء الله فرداي قيامت بايد قلب ذهبي بيايد و شهادت بدهد كه قضيه به چه شكلي بوده است.

به نقل ذهبي، سعيد بن مسيب (كه از فقهاي اهل سنت است) مي گويد:

لم يكن أحد من الصحابة يقول: سلوني إلا علي.

غير از علي بن ابي طالب هيچ كدام از صحابه نتوانستند بگويند: از من هر چه مي خواهيد سؤال كنيد.

تاريخ الإسلام، ج٣، ص٦٣٨

تاريخ الخلفاء سيوطي، ص ١٨٨

اگر يك مورد از اين مدارك اشتباه بود به ما بگويند ما اشتباهمان را پس مي گيريم و عذر مي خواهيم و در برابر هر اشتباه، ٥٠ هزار تومان به آقايان جايزه مي دهيم.

آقاي نووي مي گويد:

وسؤال كبار الصحابة له ورجوعهم إلي فتاويه وأقواله في المواطن الكثيرة والمسائل المعضلات مشهور

سؤال كبار صحابه و مراجعه كبار صحابه به فتاوا و اقوال علي، در جاي جاي متعدد و در مشكل ترين مسائل، مشهور است.

تهذيب الاسماء، ج١، ص٣١٧

آيا اين مطالبي كه بيان شد كافي نيست كه ما يك مقداري از غفلت بيدار شويم و ببينيم كه جايگاه امير المؤمنين قابل مقايسه با ديگر صحابه نيست، شما بفرماييد آيا اين مطالبي كه عرض شد در حق كدام يكي از صحابه بوده است؟

اگر چنانچه امير المؤمنين براي خلافت انتخاب هم نشود ولي افضليت ملاك باشد يكي از بالاترين و بهترين ملاك افضليت اعلميت است، خود آقايان اهل سنت هم مي گويند كه يكي از شرائط خليفه و امام اين است كه بايد اعلم از ديگران باشد.

بياييد منصفانه قضاوت كنيد آنچه كه در علم امير المؤمنين و فضيلت اين حضرت را با علوم و فضايل ديگران مقايسه كنيد، اين آقايان مرتب مي گويند: اين كساني كه مي گويند ما تابع اهل بيت هستيم، كتاب اهل بيت كجاست؟ كتاب امام صادق كجاست؟ كتاب امام باقر كجاست؟

خوب آقا! شما بفرماييد كتاب جناب آقاي ابوبكر را به ما نشان بدهيد، ما هم كتاب امام صادق را به شما نشان مي دهيم ،كتاب جناب عمر را در بياوريد مخطوطش را به ما نشان دهيد مي بينيد كه ٢٠٠ صفحه اول براي جناب عمر است و ٢٠٠ صفحه ديگر آن براي امام باقر است ، اگر راست مي گوييد به ما نشان دهيد آن وقت ببينيد ما به شما ثابت مي كنيم يا نه.

اين مسخره بازي ها چيست كه انجام مي دهيد؟ خودتان را مسخره كرديد يا مخاطبين خود را؟ اگر يك كسي از شما بپرسد: پيامبر اكرم كه مي گويد سنت، در كدام كتاب نوشته شده است؟ نشان بدهيد به ما كه جناب عثمان چند تا كتاب نوشته است؟ طلحه و زيبر و عايشه ام المؤمنين چند تا كتاب نوشته اند؟ اگر ملاك اين است كه كسي كه تابع اهل بيت است آن اهل بيت بايد كتاب داشته باشد خوب بفرماييد ما كه دفعه گذشته ثابت كرديم كه سال ١٥١ سنت پيامبر توسط بزرگان شما نوشته شده است ، با اينكه كتابهايي كه نوشته شده است مانند كتاب امير المؤمنين گرچه مرحوم سيد رضي جمع كرده است ولي اين خطبه هايي بوده كه امير المؤمنين در زمان خودش اينها را قرائت كرده است.

اين صحيفه سجاديه امام سجاد سلام الله عليه دنيا مانند آن را ندارد ، نه تنها اهل سنت نه مسيحيت ، نه يهودي ، نه زرتشتي هيچ ديني و هيچ مذهبي آثاري مانند دعاي صحيفه سجاديه ندارد اگر دارند بيايند و به ما نشان دهند.

اتفاقاً خودمان هر وقت به مكه مشرف مي شويم، بعضي از اين علماي اهل سنت يا از يمن كه مي آيند و ما را مي بينند، مي گويند: صحيفه سجاديه داريد به ما هديه دهيد؟ يعني همين كه احساس مي كنند ما شيعه هستيم و از ايران هستيم اولين چيزي كه مطالبه مي كنند از ما صحيفه سجاديه است.

من همين جا توصيه مي كنم عزيزاني كه به عمره مي روند يا به حج واجب اگر مي توانند ٥ تا ١٠ تا صحيفه سجاديه با خود ببرند اگر در فروگاه جده يا مدينه هم گرفتند مشكلي ندارد؛ چون اين آقايان هيچ دين و ايماني ندارند كه حتي از ورود صحيفه سجاديه به عربستان وحشت دارند.

البته اين را هم من عرض كنم در قطيف برادرمان جناب آقاي صفار كتاب صحيفه سجاديه را چاپ كردند اگر باز عزيزان اهل سنت يا شيعيان عزيزي كه از عربستان بيننده برنامه ما هستند از طريق همان كتابفروشي هاي قطيف يا آقاي صفار ارتباط برقرار كنند، البته ايشان گفتند ما وقتي مي خواستيم كتاب صحيفه سجاديه را چاپ كنيم رفتيم به وزارت ارشاد آنجا اعلام كرديم كه مي خواهيم چاپ كنيم گفتند كه اين كتاب جزء كتاب هاي ممنوعه است و نمي توانيد چاپ كنيد.

گفتيم در صحيفه سجاديه بحث خلفاء نيست ، بحث امامت نيست، حتي تمجيد صحابه هم نيست، اهانت به صحابه نيست، اهانت به امهات مؤمنين نيست؛ بلكه فقط يك دعا است ، اسمش را هم عوض مي كنيم و به جاي اينكه بگوييم صحيفة علي بن الحسين مي گوييم: دعاء علي بن الحسين ، گفتند اشكالي ندارد اسمش را عوض كنيد ما چاپ مي كنيم بعد تمام كتاب را خواندند و گفتند ما هيچ اشكالي در اين كتاب نمي بينيم ، حالا چرا دولت عربستان سعودي دستور داده است كه اين كتاب جزء كتب ممنوعه است و نبايد در عربستان سعودي چاپ شود.

اين آقاياني كه دم از آزادي مي زنند ، دم از حقوق مي زنند ، حرف از مسجد تهران مي زنند، بيايند به ما نشان بدهند، از چاپ كردن كتاب دعاي امام سجاد هم مي ترسند ، آيا امام سجاد از اهل بيت است يا نيست؟ شما قبول داريد يا نه؟ چرا وحشت داريد از چاپ كردن كتابي كه مربوط به اهل بيت است؟

مجري:

حاج آقا اين روايتي كه بيان كرديد از امير المؤمنين كه اگر تا روز قيامت هم از من سؤال كنيد جواب خواهم داد، آيا اين با علم غيبي كه خداي عالم براي مختص خود قرار داده است منافاتي ندارد؟

استاد قزويني:

عزيزان دقت كنند كه شبكه هاي نفاق هم در اين چند مدت برنامه هاي مختلفي گذاشتند كه شيعه ها معتقدند ائمه علم غيب دارند و امثال اين سخن ها، پس اينها شرك و كفر است از طرفي هم مي گويند كه شيعه ها اهل قرآن نيستند، قرآن مطالعه نمي كنند حالا من نمي دانم خود آقايان اصلاً قرآن مطالعه مي كنند يا نه؟ قرآن مي فرمايد:

أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ

سوره بقره، آيه ٨٥

اين ويژگي هاي يهود است؛ يعني شما داريد عين همان صفات يهود را در خودتان احيا مي كنيد و يهود گونه به قرآن مراجعه مي كنيد طوري كه يك آيه را مي گيريد:

وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ.

سوره انعام آيه ٥٩

يا اينكه پيامبر مي فرمايد:

لا اعلم الغيب.

اما در سوره انعام آيه ٥٩ در سوره يوسف آيه ١٠٢ مي فرمايد:

ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ.

اين از اخبار غيبي است كه ما به تو مي گوييم.

يا در سوره جن آيه ٢٦ تعبير اين است:

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَدًا.

خدا كسي را بر غيبش آگاه نمي كند؛ مگر كسي كه از او راضي باشد.

عزيزان شيعه و اهل سنت توجه كنند، البته ما كاري با آقايان وهابي كه صحبت ما براي آنان مانند يس خواندن است نداريم ، اگر كسي معتقد باشد پيامبر يا امام از پيش خود علم غيب دارد، اين كفر و شرك است؛ ولي اگر كسي معتقد باشد كه پيامبر اكرم و ائمه عليهم السلام به تعليم من الله و به وحي من الله از غيب آگاهي دارند، اين عين قرآن و عين توحيد است كه در قرآن مي فرمايد:

فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَي.

سوره جن، آيه ٢٦-٢٧

آيه ٤٩ آل عمران در رابطه با حضرت عيسي عليه السلام مي فرمايد:

وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ.

من خبر مي دهم از آنچه كه شما در خانه هايتان مي خوريد و در آن ذخيره كرده ايد.

آيا اين علم غيب نيست كه حضرت عيسي دارد؟ آيا اين كفر و شرك است؟ علم غيب حضرت عيسي به تعليم من الله است ، و همچنين پيامبر اگر وحي دارد به تعليم و وحي من الله است يا اگر ما معتقديم به علم غيب امام، به تعليم من النبي صلي الله عليه و آله و سلم است نه اينكه از پيش خودشان علم داشته باشند.

شما كه اين آقاي ابن تيميه را از ائمه و پيامبر بالاتر دانستيد، فقط مانده كه بگوييد خدا هم از شاگردان ابن تييمه بوده است. همين ابن تيميه ي شما در منهاج السنه در جواب علامه حلي كه مي گويد: علي بن ابي طالب خيلي از اخبار آينده را خبر داده و به وقوع پيوسته است، مي گويد:

اما اخبار از آينده:

وفي أتباع أبي بكر وعمر وعثمان من يخبر بأضعافذلك.

تابعين ابوبكر و عمر و عثمان چند برابر علي بن ابي طالب، از غيب خبرداده اند.

منهاج السنة النبوية، ج٨، ص١٣٥

شما بفرماييد اينها درست است يا درست نيست؟

يا خود جناب خليفه دوم در مدينه بالاي منبر خطبه مي خواند ناگهان برگشت گفت:

يا سارية الجبل.

ساري اسم فرماندهي بود كه در جنگ نهاوند بوده است ، مردم تعجب كردند كه چه شد كه ناگهان گفت: يا سارية الجبل

بعد از چند مدتي كه سپاه اسلام برگشت به مدينه، آقاي سارية آمد گفت ما در مصاف لشكر ايران قرار گرفته بوديم، صداي عمر بن خطاب در فضا پيچيد كه گفت:

يا سارية الجبل

سارية برويد در كوه پناه بگيريد و ما رفتيم سنگرگرفتيم و پيروز شديم.

مجموع الفتاوي، ج١١، ص٢٧٨

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج١، ص٢٩٣

تاريخ الإسلام، ج٣، ص٢٤٩

خوب جناب خليفه اين را از كجا متوجه شد؟ آيا در مدينه تلسكوپ داشتند؟ يا دوربين مادون قرمز داشتند؟ يا ماهواره و راديو داشتند؟ از كجا متوجه شد؟ چطور اگر نسبت به خليفه دوم اين چنين قضيه اي باشد اين را آقايان به عنوان يك امر قطعي قبول دارند و اگر كسي شك كند، كفرش هم ثابت مي كنند.

خود آقاي ابن تيميه همين قضيه ي از غيب خبر دادن عمر بن خطاب را در كتاب مجموع فتاوي مفصل نقل مي كند.

از همه اينها بالاتر، امير المؤمنين مي گويد: از من سؤال كنيد تا قيامت هر آنچه كه سؤال كنيد به شما جواب مي دهم، من مشابه اين روايت را از صحيح مسلم براي شما مي آورم:

حذيفة يماني نقل مي كند مي گويد:

أخبرني رسول اللَّهِ بِمَا هو كَائِنٌ إلي أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ.

صحيح مسلم، ج٤، ص٢٨٩١

به ما خبر داد پيامبر تمام اتفاقاتي را كه تا قيامت اتفاق مي افتد.

آيا حذيفه را مؤمن مي دايند يا كافر؟

اولا:ً پيامبر از كجا مي دانست؟ و ثانياً: آقاي حذيفة از پيامبر تمام اخبار را تا قيام قيامت گرفته است. آيا اين خبر دادن هاي پيامبر موافق قرآن است يا ضد قرآن؟ اگر ضد قرآن است پس در صحيح مسلم شما چكار مي كند؟

يا در روايتي ديگر در صحيح مسلم جناب عمرو بن اخطب نقل مي كند كه پيامبر اكرم نماز صبح را با ما خواندند و بالاي منبر رفتند شروع كردند به خطبه خواندن و تا ظهر پيامبر با ما حرف زد:

ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتي حَضَرَتْ الْعَصْرُ ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّي ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتي غَرَبَتْ الشَّمْسُ.

مي گويد: بين نماز صبح تا ظهر و بين نماز ظهر تا عصر و بين نماز عصر تا غروب پيامبر يك روز تمام براي صحابه سخنراني كرده است. موضوع سخنراني چه بوده است؟ اين صحيح مسلم است.

فَأَخْبَرَنَا بِمَا كان.

از تمام گذشته ها خبر داد.

وَبِمَا هو كَائِنٌ

هر چه در آينده مي خواهد اتفاق بيفتد به ما خبرداد.

فَأَعْلَمُنَا أَحْفَظُنَا

آنهايي كه اهل علم و استعداد بودند، گرفتند و آنهايي كه استعدادشان ضعيف بود كم گرفتند و آنهايي كه اصلاً استعداد نداشتند هيچ چيز ياد نگرفتند.

صحيح مسلم، ج٤، ص٢٨٩١

اين ٢ روايت را كنار هم بگذاريد، ببينيم شما براي اين روايات چه جوابي داريد، هر جوابي كه شما براي اين روايات داديد، ما همان جواب را براي رواياتي كه شيعه دارد از ائمه يا امير المؤمنين كه از آينده خبر مي دهد، جواب قرار مي دهيم.

يا مي گوييد: علي بن ابي طالب جزء صحابه و مسلمانها نيست ، اهل بيت را ما جزء اين قضايا نمي دانيم ، اگر دليل شما اين است موضع خود را روشن كنيد كه ما ديگر كاري به شما نداشته باشيم و تصور مي كنيم كه يك يهودي آمده و سخن مي گويد.

و لذا جناب آقاي محسني و بينندگان عزيز من درخواستم اين است هم دوستان اين ٢ روايت را خوب روي آن كار كنند. آقايان مراجعه كنند ببينند آيا درست است يا درست نيست، اگر درست است يك مقداري نظرشان را نسبت به اهل بيت تجديد كنند و اين طور بي پروا نسبت به اهل بيت يا شيعه تاخت و تاز نداشته باشند.

بيننده: موسوي از آمريكا

من مي خواستم سؤال كنم كه ما اينجا در شرق امريكا زندگي مي كنيم و و دسترسي به مساجد شيعيان نداريم.

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

صداي بيننده قطع و وصل مي شود.

مجري:

صحبت شما براي ما مفهوم نيست دوباره تكرار بفرماييد

بيننده

ما آيا مي توانيم در مساجد شيعه اي كه اجاره كردند و پول؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

صدا قطع و وصل مي شود

استاد قزويني:

صداي شما قطع و وصل مي شود خواهر محترم ، اگر شما بتوانيد از طريق اينترنت تماس بگيريد يا اين ارتباط داخلي ايران تماس مي گيريد شماره خود را لطف كنيد تا شماره مستقيم شما را بگيرند.

بيننده:

من از آمريكا صحبت مي كنم

استاد قزويني:

مي دانم الان بعضي از قسمت هاي صداي شما مفهوم است و بعضي از قسمت ها قطع مي شود ما متوجه نمي شويم.

بيننده:

بله، مي خواهيد باز دومرتبه چون شما از ايران اين شماره را گرفتيد.

مجري:

بله ما با ايشان تماس گرفتيم

استاد قزويني:

دوباره اگر دوستانمان شماره خواهرمان خانم موسوي را بگيرند ممنون مي شويم.

بيننده: متين از كردستان (اهل سنت)

مي خواستم يك سؤالي از شما بپرسم كه در كتاب كافي ج ٥ ص ٤٥٢ مي شود اين كتاب را بياوريد؟

مجري:

سؤال خود را بفرماييد.

بيننده:

در اين كتاب من روايت فارسي را نوشتم كه مي گويد: شخصي رفت نزد امام جعفر صادق و فرمود كه من مي خواهم زني را صيغه كنم، چند تا صيغه جائز است؟ امام جعفر صادق مي گويد: مي تواني ١٠٠٠ تا زن را هم صيغه كنيد.

الكافي، الشيخ الكليني، ج ٥، ص ٤٥٢

مي خواستم بدانم جواب آقاي قزويني چيست؟

استاد قزويني:

ما بارها جواب داده ايم برادر عزيزم و مفصل اين را ما جواب داديم.

كلمه «مستأجرات» كه بعضي از آقايان مي گويند كرايه اي هستند، معناي مستأجرات را نمي فهمند كه چيست ، مستأجرات؛ يعني اينها در برابر عقد خود اجرت مي گيرند كه مراد از اجرت همان مهر است.

اين آيه قرآن است برادر من در سوره نساء آيه ٢٤:

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً

هر آنچه را كه شما از زنان صيغه و عقد موقت مي كنيد اجر و مهر آنان را بدهيد.

در رابطه با آيه ٢٤ سوره نساء امام قرطبي مي گويد:

وقال الجمهور: المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام.

مراد از اين آيه نكاح صيغه است.

تفسير القرطبي، ج٥، ص١٣٠

تفسير فتح الغدير، ج١، ص ٤٤٩

و در خود صحيح مسلم جابر بن عبدالله مي گويد:

كنا

ما همه صحابه

نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ الْأَيَّامَ علي عَهْدِ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ حتي نهي عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ.

صحيح مسلم، ج٢، ص١٤٠٥

ما صحابه زمان پيامبر زنها را با يك مشت خرما يا يك مشت آرد صيغه مي كرديم ، در زمان ابي بكر هم همين كار را مي كرديم بخشي از زمان عمر هم اين كار را مي كرديم تا اينكه عمر بن خطاب آمد و از اين قضيه نهي كرد.

بفرماييد اين كارشان زنا بوده است؟ اين را پاسخ دهيد تا من بخش ديگري از عرائضم را عرض كنم.

بيننده:

علماي ما بر اين عقيده هستند كه در زمان پيامبر حرام شده است.

استاد قزويني:

يعني در صدر اسلام بوده است؟

بيننده:

بله بوده است

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد ، آيا در آن زمان زنا بوده است يا نبوده است؟

بيننده:

نه نبوده است

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد ، اگر پيامبر نهي كرده است جابر مي گويد:

ما در زمان پيامبر صيغه مي كرديم در زمان ابي بكر هم صيغه مي كرديم و بخشي از زمان عمر هم صيغه مي كرديم اگر پيامبر نهي كرده است جابر مي گويد:

كنا نَسْتَمْتِعُ....

ما صحابه همگي در زمان رسول خدا متعه مي كرديم.

اگر پيامبر اكرم نهي كرده است چطور در زمان ابي بكر صيغه مي كردند؟

بيننده:

اين روايت در كتاب هاي اهل سنت آمده است؟

استاد قزويني:

ما صحيح مسلم را براي شما نشان داديم باب نكاح متعه.

مجري:

پاسخ كاملي بود و فكر نمي كنم جوابي براي آن داشته باشيد.

بيننده:

من اين را مي پذيرم.

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد، مهمتر از همه اينها برادر بزرگوارم! بعد از خود نبي مكرم هم تا حدود نزديك ٨٠ - ٩٠ سال هم بزرگان اهل سنت صيغه مي كردند.

ابن جريج است كه مي گويد: من ٨٠-٩٠ تا زن صيغه اي داشتم. ذهبي در باره ابن جريج مي گويد:

مجمع علي ثقته.

آيا اين فرد كه ٩٠ تا زن صيغه اي داشته، كار درستي مي كرده يانه؟ در زمان عبد الله زبير هم بوده است.

بيننده:

من اون مطلب را پذيرفتم ،فقط اون روايت كه مي گويد با هزار زن هم مي توان صيغه كرد را شما مي پذيريد؟

استاد قزويني:

ابن جريج، عبد الملك بن عبد العزيز بن جريج متوفاي ١٥٠ و معاصر امام صادق (كه آن حضرت در سال ١٤٨ به شهادت رسيده) است.

شما به كتاب «سير اعلام النبلاء» مراجعه بفرماييد كه آقاي ابن جريج در وصيت نامه اش به فرزندانش مي گويد:

كان ابن جريج يري المتعة تزوج بستين إمرأة.

٦٠ تا زن صيغه اي داشت.

سير أعلام النبلاء، ج٦، ص٣٣١

تهذيب الكمال علامه مزي، ج ٤، ص ٥٤٤

وقال لا تزوجوا بهن فإنهن أمهاتكم.

با اينها مبادا عقد ببنديد همه مادران شما هستند.

سير أعلام النبلاء، ج٩، ص١١

در سير اعلام النبلاء ج ٦ ص ٣٣١ ذهبي مي گويد:

استمتع ابن جريج بتسعينامرأة.

٩٠ تا زن صيغه اي داشته است.

سير اعلام النبلاء، ج ٦، ص ٣٣١

فرقي نمي كند چه ٩٠ تا باشد چه هزار تا باشد ، وقتي كه جايز باشد، عدد مشكل ندارد برادر بزرگوارم.

بيننده:

ممنون از راهنمايي شما، مي توانم يك سؤال ديگر بپرسم؟

مجري:

الان ٨ دقيقه است شما صحبت مي كنيد.

استاد قزويني:

برادر بزرگوارم! اين منطق قرآن است ، مستأجرات؛ يعني آنان اجرت مي گيرند و مراد از آن اين نيست كه اجاره اي هستند؛ بلكه كلمه اجرت، مستأجر گرفته شده از قرآن است.

از سوره نساء آيه ٢٤ خواندم كه:

فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ.

در سوره نساء ٢٥ به همين شكل ، مهمتر از همه اينها، برادر من شما كه آدم منصفي هستيد قرآن را باز كن بعد از اينكه تلفن قطع شد، سوره احزاب آيه ٥٠ را ببين كه به پيامبر اكرم مي گويد:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آَتَيْتَ أُجُورَهُنَّ.

ما آن زناني را كه اجرتشان را دادي بر تو حلال كرديم.

يعني تمام زنان پيامبر اجاره اي بودند كه پيامبر اجرتشان را داده است؟ كلمه مستأجرات كه اين آقا مي گويد كرايه اي، نه عقل دارند نه شعور دارند نه فهم دارند و اينكه مي خواهند شيعه را بكوبند.

در كتابهاي شيعه آمده است:

فإنهن مستأجرات.

الكافي - الشيخ الكليني - ج ٥ ص ٤٥٢

كرايه اي، پس زنان پيامبر هم نستجير بالله كرايه بودند؟

آَتَيْتَ أُجُورَهُنَّ.

يعني پيامبر كرايه آنان را دادي؟ خوب اين را چگونه معنا مي كنند؟

مجري:

خيلي ممنون آقا متين ، تقريبا ٩ دقيقه در خدمت شما بوديم و انشاء الله شبهاي ديگر هم تشريف بياوريد در خدمت شما باشيم.

بيننده: محمدرضا از لاهيجان

من ٢ سؤال داشتم و يك پيشنهاد اگر وقت داشته باشيد.

مجري:

بفرماييد عزيزم.

بيننده:

من ٢-٣ هفته قبل داشتم اين شبكه كلمه را نگاه مي كردم ديدم آقاي هاشمي در برنامه طلسم شكنان آقاي خالد انصاري را روي خط آورده و مي گفت كه اين آقا قبلاً شيعه مذهب بوده است و آمده كتاب هاي علماي اهل سنت را مطالعه كرده است ، كتابهاي شيعيان را مطالعه كرده است و به اين نتيجه رسيده است كه مذهب شيعه مذهب باطلي است.

من مي خواستم سؤال كنم كه آيا ايشان شيعه مذهب بوده است يا نه؟

مجري:

شما قيافه اين آقا را تا به حال ديديد؟

بيننده:

من نه نديدم.

بعد اينكه آقاي برقعي كه ٢٤ ساعته روي آن مانور مي دهند كه آقاي برقعي آمده و سني مذهب شده است ، من مي خواستم بدانم آيا اين قضيه واقعا حقيقت دارد؟

مجري:

بارها استاد درباره آقاي برقعي صحبت كردند.

استاد قزويني:

بفرماييد شما سؤال خود را مطرح بفرماييد.

بيننده:

اهل سنت مي گويند بين حضرت علي و ابوبكر و عمر اختلافي نبوده است ، ما مي بينيم كه چرا حضرت علي اسم پسرش را ابو بكر گذاشته است، در حالي كه علماي ما شيعيان مي گويند كه ابو بكر كنيه بوده است و كنيه را هم در بين اعراب، مردم انتخاب مي كنند. در حالي كه من امروز در كتاب شرح لمعه شهيد ثاني خواندم در قسمت مستحبات ولادت كه امام محمد باقر عليه السلام مي فرمايند كه:

إنا لنكني أولادنا في صغرهم.

ما هستيم كه بر روي اولاد خود كنيه مي گذاريم.

شرح اللمعة، الشهيد الثاني، ج ٥ ، ص ٤٤٤

مي خواستم بدانم اين روايت چگونه با اين مطلب كه مي گويند مردم انتخاب مي كردند سازگاري دارد؟

در يك جا مي گويند كه مردم انتخاب مي كنند؛ ولي امام باقر مي گويند كه ما خودمان كنيه را انتخاب مي كنيم.

اما پيشنهاد بنده اين بود كه از حاج آقاي قزويني خواهش مي كنم عده اي هستند از دوستان كه دوست دارند در همين مبحث ولايت تحقيقات انجام بدهند اما روش تحقيق در منابع اهل سنت را به آن صورت ياد ندارند ، من از حاج آقا خواهش مي كنم كه به ما آموزش دهند يا به صورت پاور پوينت يا هر كار ديگري كه ما ياد بگيريم اگر مي خواهند درباره حديث ثقلين در منابع اهل سنت تحقيق بكنيم چگونه بايد تحقيق كنيم.

اين مطالب بنده بود و از حاج آقاي قزويني خواهش مي كنم كه اين مطلب آخر را انجام دهند، خيلي خيلي تشكر مي كنم از برنامه خوب شما انشاء الله كه در همه عرصه ها موفق و مؤيد باشيد.

استاد قزويني:

ما انشاء الله به شرط توفيق و به شرط حيات تصميم داريم كه انشاء الله امسال درسهاي حوزه و دانشگاه كه تعطيل شد، فرصت داريم اگر دوستان ما را براي شهرستان ها و كشورهاي مختلف بزرگواري كنند و دعوت نكنند تا به اين كارهاي خود برسيم انشاء الله به حول و قوه الهي ما امسال تابستان بنا داريم روي حدود ٢٠٠-٣٠٠ اساتيد حوزه را كار كنيم و روش تحقيق و پاسخ به شبهه را براي آنان آموزش دهيم و نتيجه برنامه ها هم فيلم گرفته شود و در اينترنت قرار داده شود البته اين برنامه به درد مبتدي ها و عموم مردم نمي خورد و حداقل براي خيلي از اساتيد چه دانشگاه و چه حوزه كه مي خواهند در اين قضايا كارهاي كاربردي انجام دهند و روش پاسخ گويي به شبهات را باد بگيرند ما انشاء الله يكي از كارهايمان به حول و قوه الهي و توكل بر خداي عالم و عنايت آقا حضرت وليعصر اين را اولين برنامه مان كه مديريتش هم با جناب آقاي محسني بزرگوار هست و انشاء الله از هفته آينده كليدش خورده مي شود.

و يك كاري هم كه انشاء الله ما داريم مجموع شبهاتي كه وهابيت دارند كه ١٣-١٤ تا هم بيشتر نيست، ما نسبت به اين شبهات هم به حول و قوه الهي جواب هاي ساندويچي مي دهيم كه در عرض ٧-٨ دقيقه جواب داده شود و يك جواب تفصيلي ٥٠ - ٦٠دقيقه اي كه مفصل پخش شود و دوستان ما كاملاً برايشان فرهنگ شود و در درون ذهن ها و خانه ها و كانون پاك خانواده ها اين مطالب وارد شود.

اين آقاياني هم كه مي گويند: ما شيعه بوديم و سني شديم ، تحقيق كرديم ، بزرگواري كنند تشريف بياورند روي خط و نتايج تحقيقات خود را بگويند تا ما هم سني شويم ، ما از خدامون است كه بيايند براي ما ثابت كنند كه مذهب سني حق است ، اين آقايي كه هر روز عربده مي كشد و مي گويد: به والله به تالله مذهب شيعه باطل است.

اين آقاي برقعي هم يك جا نگفته است كه من شيعه بودم و سني شده ام و چند روز قبل خدمت حضرت آية الله شبيري زنجاني بوديم كه از اساتيد بزرگوار حوزه هستند و بنده افتخار مي كنم كه ١٤سال خدمت ايشان درس خارج را تلمذ كرده ام كه ايشان كاملاً از نزديك با برقعي آشنا بود و گفت كه ايشان ديوانه بود و عقل درست و حسابي نداشت و اين آقا آخر عمر خود پشيمان شد و گريه كرد و او را طبق وصيتش در امام زاده شعيب در روستاي كن اطراف تهران دفن كردند.

يا اون آقاي خالد انصاري كه معلوم نيست چه موجودي است كه تا به حال جرأت نكردند تصوير او را نشان بدهند، همانطوري كه ما ثابت كرديم عزيزان اهل سنت ما از مولوي ها و ماموستاها تشريف آوردند در شبكه ولايت، اينجا ما احترام هم كرديم. همين ديشب جناب ماموستا راستي امام جمعه سنندج گفتند: كه بنده از مهمان نوازي دوستان شبكه ولايت تشكر مي كنم.

و ما واقعاً در خدمت دوستان هستيم و اين آقاياني كه مي گويند ما طلسم شكن بوديم، لطف كنند روي خط ما بيايند يا تشريف بياورند اينجا، همين آقاي خالد انصاري اگر واقعا در ايران است كه ظاهراً هم در ايران است اگر تشريف بياورند ١ جلسه ٢ جلسه ١٠ جلسه خواهيم گذاشت.

اگر آمدند و ما وقت نداديم بروند شكايت كنند كه ما رفتيم شبكه ولايت و خواستيم آقايان را سني كنيم و ادله بطلان شيعه را نشان دهيم به ما اجازه نداند.

و اما در رابطه قضيه كنيه:

برادر عزيزم ما جوابي را كه بارها داديم اين است كه اصلاَ در آن زمان اين اسامي ابو بكر و عمر و عثمان اسامي رايج بوده است. شما ببينيد خود كتاب العصابة ابن حجر كه از كتب معتبر اهل سنت است در ج ٤، ص ٤٨٣ تعداد ٢١ صحابه را نام مي برد كه نامشان عمر بوده است ، ٣٨ نفر را نام مي برد كه نامشان عثمان بوده است ، ٦ نفر را هم نام مي برند كه كنيه شان ابو بكر بوده است.

ما گفتيم در زمان شاه اگر كسي اسمش را مي گذاشت محمد رضا آيا مي گفتند كه ايشان شاه دوست است؟

شما يك روايت ضعيف بياوريد بگوييد:

امير المؤمنين فرموده است كه من اسم بچه ام را عمر گذاشتم به خاطر علاقه اي كه به عمر بن خطاب دارم ، اگر اين روايت را آورديد ما دستهايمان را بالا مي گيريم و تسليم مي شويم.

يك روايت ضعيف بياوريد براي ما براينكه من به خاطر علاقه ام به ابو بكر اسم بچه ام را ابوبكر گذاشته ام ، به خاطر علاقه ام به عثمان بن عفان اسم فرزندم را عثمان گذاشتم و بر عكسش موجود است.

زمان سابق هم خود امير المؤمنين دارد كه:

أنا الذي سمتني أمي حيدرة

من كسي هستم كه مادرم من را حيدر ناميده است.

صحيح مسلم، ج٣، ص١٤٤٠

بيننده: رضائي از زاهدان (اهل سنت)

آقاي قزويني صيغه را جائز دانستند و گفتند پيامبر اكرم صيغه مي كردند در آن زمان درست است؟

مجري:

در زمان پيامبر صيغه رايج و حلال بوده

بيننده:

حلال بوده؟

مجري:

بله

بيننده:

اعتقاد شيعه هم همين است؟

مجري:

بله

بيننده:

آقاي قزويني الان صيغه اي دارند؟

استاد قزويني:

عزيز من طلاق جائز بوده است، آيا پيامبر همسرش را طلاق داده است؟

هر چه كه جائز بود همه بايد عمل كنند؟

بيننده:

شما مي گوييد چيزي كه جائز است بايد به آن عمل كرد.

استاد قزويني:

شما بفرماييد حنفي هستيد يا مالكي؟

بيننده:

حنفي مذهب هستم.

استاد قزويني:

خدا جزاي خير بدهد، جناب امام مالك مي گويد:

رجل استأجر امرأة ليزني بها فزني بها فلا حد عليهما.

كسي زني را براي زنا اجاره كند و زنا انجام دهد، حدي بر او نيست.

آيا شما اين كار را كرديد؟

بيننده:

آيا امام شافعي كه همچنين حرفي را زده صيغه كرده؟

استاد قزويني:

عزيز من شما گفتيد من حنفي هستم.

بيننده:

آيا ابو حنيفه صيغه كرده است؟

استاد قزويني:

عزيز من شما گفتيد من حنفي هستم .

بيننده:

من مي خواهم نظر شيعه را بدانم.

استاد قزويني:

عزيز من شما مي فرماييد هر چيزي كه جائز باشد، بايد همه به آن عمل كنند خوب من روايت آوردم از المبسوط كه كتاب آقاي سرخسي است كه يكي از كتابهاي فقهي معتبر حنفي ها است مي گويد:

رجل استأجر امرأة ليزني بها.

اگر چنانچه كسي زني را اجاره كند

فزني بها

زنا هم بكند

فلا حد عليهما في قول أبي حنيفة

نه بر مرد و نه بر زن حدي نيست.

المبسوط للسرخسي، ج٩، ص٥٨

آيا شما به مطالب ايشان عمل كرديد تا به حال؟

بيننده:

يعني از نظر شما اين جائز بوده؟

استاد قزويني:

من كتاب به شما نشان دادم برادر من .

بيننده:

شما روايتي بياوريد كه يكي از علماي اهل سنت احناف بگويند: اين روايت درست است و صيغه كرده است.

استاد قزويني:

عزيز من ، من مي گويم ابوحنيفه مي گويد اين كار جائز است و اشكال و حد ندارد.

بيننده:

يكي از مقلدين امام ابوحنيفه را بياوريد كه به اين عمل كرده باشد و صيغه كرده باشد.

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد ، پس اگر هر چه كه جائز شد لازم نيست كه به آن عمل كنيم.

مجري:

تازه اين جائز است براي واجب هم مثلا حج كه واجب است درست است؟

بيننده:

خب

مجري:

ولي چه كسي مي تواند حج برود؟

بيننده:

كسي كه توانايي داشته باشد.

مجري:

اگر كسي نياز دارد و استطاعت هم دارد مي تواند صيغه كند؛ ولي آن كسي كه قدرت ندارد، لزومي ندارد انجام دهد.

بيننده:

متأسفانه در مشهد مقدس بنيادي است به نام بنياد كوثر كه بالفور صيغه مي دهند.

استاد قزويني:

من حضرتعالي را دوست دارم و احترام مي گذارم ولي هر كسي كه گفته است همچين برنامه اي در آنجا است غلط كرده است با پدر و مادرش.

بيننده:

يعني ما در ساسان ديديم .

استاد قزويني:

ببين برادر من شما داريد حرف هايي مي زنيد كه ما روي خط قرمز ها بياييم ، من كتاب المحلي را ج ١١ ص ٢٥٣ ابوحنيفه مي گويد:

من تزوج امة اللتي ولدته و بنته و اخته و جدته و عمته و خالته فلا حد عليهم .

كسي با مادرش ازدواج كند با دخترش ازدواج كند حد ندارد.

اين را شما به من جواب بده.

كتاب المحلي ج ١١ ص ٢٥٣

بيننده:

با يك عالمي تماس بگيريد

استاد قزويني:

عزيز دل من اگر اشكالي داريد قدمتان روي چشم ما ، ما از دور دست شما را مي فشاريم ، پيشاني شما را هم مي بوسيم.

بيننده:

در زاهدان كه ما هستيم نه شيعه و نه سني صيغه را جائز نمي دانند ،٩٩ درصد ما كه در اينجا با شيعه ها رفت و آمد داريم مبرّي هستند از اين صيغه.

استاد قزويني:

يعني مي گويند حرام است؟

بيننده:

يعني بر خودشان عيب مي دانند.

استاد قزويني:

ببينيد، عيب دانستن يك بحث است و جائز نبودن يك بحث ديگر است.

مجري:

آقاي رضائي احكام الهي هر كدام كه حلال است يا مستحب است يا حرام است يا مكروه است اصلش اين گونه است مي خواهد من عمل بكنم يا عمل نكنم ، الان خيلي از احكام الهي تعطيل شده است چه مقدار از آقاياني كه بايد زكات دهند زكات مي دهند؟

بيننده:

خيلي كم مي دهند ، با اينكه اين واجب هم است حالا شما يك امري كه جائز هم است مي آييد سؤال مي كنيد حالا عقل شما ، عرف شما ، تبليغات سوئي كه شده است قبول نمي كنند به وسيله اين كه نمي توان احكام الهي را تغيير داد.

استاد قزويني:

شما برويد دقت كنيد اگر سؤال داريد ما در خدمت شما هستيم ولي اگر هدف شما اين است

بيننده:

سؤال من همين است كه اگر در زمان پيامبر اكرم صيغه جائز بوده است آيا خود شما هم صيغه كرديد يا نه؟

استاد قزويني:

عزيز دل من شما همچنين حقي نداريد كه اين سؤال را از بپرسيد و اصلاً به شما مربوط نيست، فضول نيستيد كه شما بخواهيد در كار من دخالت كنيد ، شما بگو اين جائز است يا جائز نيست، اصلا من عمل مي كنم يا عمل نمي كنم بحث ديگري است بنده هم جواب شما را دادم كه ابوحنيفه مي گويد: اگر كسي با مادر خودش ازدواج كند اشكالي ندارد حالا اين را حضرتعالي به عنوان يك حنفي عمل كرديد؟ چرا عمل نمي كنيد؟

بيننده:

آيا او با مادرش ازدواج كرده است؟

مجري:

من از شما سؤال مي كنم كه شما چند تا زن دائم داريد؟

بيننده:

١ زن

مجري:

اين سؤال خوب است

بيننده:

اسلام ٤ تا را جائز دانسته است بنده ١ زن دارم.

استاد قزويني:

چرا ١ زن داريد؟

بيننده:

خوب توانايي اش را نداشتم

مجري:

خدا پدر و مادرت را بيامرزد ، اگر كسي هم توانايي صيغه را داشته باشد اين كار را مي كند.

بيننده:

كسي كه توانايي اش را داشته باشد بايد صيغه كند؟

مجري:

مگر در واجب نيست كه اگر كسي استطاعت داشته باشد و عدالت هم بتواند برقرار كند مي تواند ٤ تا زن داشته باشد.

بيننده:

بيشتر چطور؟

مجري:

در ازدواج دائم بيشتر از ٤ تا جائز نيست ولي در صيغه جائز است

احكام را شما تشريع مي كنيد يا خدا و پيامبر؟

بيننده:

خدا و پيامبر

مجري:

خيلي خوب اگر پيامبر را قبول داريد پيامبر اين گونه بوده است ، شما خودتان هم مي گوييد كه صيغه در زمان پيامبر و ابوبكر و بخشي از زمان عمر بوده است

بيننده:

ما كه يك همچين حرفي را نزديم آقاي قزويني گفتند

مجري:

در كتابهاي شما بوده

استاد قزويني:

برادر من اين انصافتان كجا رفته است؟

مجري:

شما اگر مي خواهيد قبول نكنيد قبول نكنيد ، اين مغالطه است پس ، باشه ممنونيم جناب آقاي رضائي خدانگهدار شما.

استاد قزويني:

من كتاب صحيح مسلم و بخاري را آوردم

مجري:

ما انتظار داريم كه دوستان بحث علمي بكنند.

استاد قزويني:

در يكي از اين جلسات يك آقايي زنگ زد به كارشناسان جسارتي كرد كه البته اين جسارت بنيانگذارش اين هاشمي جاهل و نادان و منحرف است كه به آقاي زارعي گفت كه شما كه معتقد به صيغه هستيد. زن و مادر و خواهرتان را صيغه كردند يا نه؟ جوابشان اين است كه شما هر وقت آمديد و با مادرتان ازدواج كرديد با خواهرتان ازدواج كرديد طبق فتواي ابو حنيفه بعد بياييد و سؤال كنيد.

بيننده: بزاز از تهران

اين دوستان دقت نمي كنند، چرا ما بايد با منطقي كه اين آقايان دارند، برويم سني يا وهابي شويم؟ مي رويم مسيحي مي شويم ، همان منطقي كه اسلام را رد مي كند به كل اينها آمدند با همان منطق مي خواهند شيعه را رد كنند.

اين آقاي خالد انصاري را هم دوستان يك اشاره اي كردند خودشان در همان برنامه دليل اينكه از شيعه خارج شده است را گفت كه ما نمي دانيستيم كه پيامبر داماد خليفه اول و دوم بوده است بعد آمديم اينجا فهميديم و از شيعه استعفا داديم و طلسممان شكست.

اينها فرق علم امامت را با علم غيب نمي دانند، هر آنچه امام براي امامت بايد بداند مي داند و اين بالقوه و بالفعل بودنش را در نظر نمي گيرند.

در مورد حديث ثقلين هم اين عزيزان اهل سنت خيلي دوست دارند بدانند ، حديث ثقلين بالاخره جزء سنت است خود حديث ثقلين سنت است مگر اينكه اينها چيز ديگري از سنت مي فهمند ، حديث ثقلين را چه سنتي بگوييم و چه عترتي بگوييم هر دوتاي اينها گير است ، مثال من هم همين دوستاني هستند كه شما به آنها از صحيح بخاري ومسلم مي گوييد چيزي نمي گويند.

اگر فرمايشي نداريد از حضورتان مرخص مي شوم. خدانگهدار شما

بيننده: ابوماهر از جنوب (اهل سنت)

من سؤالي دارم كه جناب حضرت علي كرم الله وجهه علم غيب داشتند كه اين خوارجي كه همراهش بودند و بعد عليه او خارج شدند و او را شهيد كردند آيا به اين علم آگاهي داشتند يا نه؟

و اينكه راجع به صيغه صحبت كرديد ، الآن اگر از ما بپرسيد راجع به اينكه ازدواج كرديد يا نه من به صراحت مي گويم بله ازدواج كردم و زن دارم اما اگر بخواهيد بگوييد شما صيغه هم داريد به قول شما شايد اين چيز درستي باشد ولي من يا طفره مي روم يا اصلاً بيان نمي كنم يا اگر خود جنابعالي هم اگر كسي از شما سؤال كند از زير آن شانه خالي مي كنيد دليلش چيست؟ ازدواجي كه دائم است ما به صراحتاً اعلام مي كنيم بله داريم ولي اگر از صيغه از ما سؤال كنند از پاسخ به آن شانه خالي مي كنيم ، دليل اين چه است؟

استاد قزويني:

ببين برادر عزيزم اينها دنبال اين نيستند كه سؤال كنند كه صيغه داريد يا نه؛ بلكه اينها دنبال اين هستند كه طعنه به شيعه بزنند ، اگر كسي بيايد سؤال كند كه صيغه جائز است يا نيست؟ مي گوييم جائز است.

مي گويد آقا اگر جائز است آيا هر جائزي بايد حتما همه به آن عمل بكنند يا نه؟ آيا حتما شما خودتان عمل مي كنيد؟ نه اين نيست قضيه، اينها دنبال اين هستند كه يك طعني بر شيعه وارد كنند و اين را شروع كنند يك تنقيصي براي شيعه ، ما اجازه نمي دهيم و ما جواب نقضي به آقايان مي دهيم.

يا اينكه بيايد به طور دوستانه ، آقاي محسني سؤال كردند كه چند تا زن داريد مي گويد: ١ زن

خوب قرآن مي گويد:

فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَي وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ

اول مي گويد ٢ تا زن بگير بعد مي گويد ٣ تا بعد مي گويد ٤ تا

فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً

سوره نساء آيه ٣

مي گوييم چرا شما ٤ تا زن نگرفتيد؟ مي گويد: كه نتوانستم حالا فرض سؤال مي كند شما صيغه داريد يا نه؟

اولاً: به اينها هيچ ارتباطي ندارد كه اصلا فلان آقا صيغه دارد يا ندارد ، حالا اگر يك كسي بگويد من صيغه ندارم بعد مي گويد: حالا كه جائز است پس چرا شما انجام نداديد؟ ما هم مي گوييم خيلي از مسائل است كه جائز است و شما انجام نداديد و اضافه اين قضيه را كه آوردم اين آقا گفت كه آقاي قزويني گفت كه اهل سنت اين گونه گفته اند.

ببينيد جناب آقاي ابو ماهر بزرگوار اين حديث صحيح مسلم است از نرم افزار آقايان اهل سنت به نام الجامع الكبير كه ما از اينترنت دانلود كرديم و هر كسي هم مي تواند از اينترنت بگيرد:

خود روايت از جابر بن عبدالله است كه مي گويد:

كنا نَسْتَمْتِعُ

ما متعه مي كرديم زنان را

بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ

در برابر يك مشت خرما و يك مشت آرد.

الْأَيَّامَ علي عَهْدِ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ

زمان پيامبر ما زنان را صيغه مي كرديم ، زمان ابوبكر هم ما صيغه مي كرديم

اگر زمان پيامبر حرام شد پس چرا زمان ابوبكر اين كار انجام مي شد؟

حتي نهي عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ.

صحيح مسلم، ج٢، ص١٤٠٥

عمر آمد در قضيه عمرو بن حريث كه رفته بود زني را صيغه كرده بود و زن بچه دار شده بود ولي مردي كه صيغه كرده بود اينها را رها كرده بود و رفته بود و زن مانده بود و بچه اش و عمر آمد نهي كرد.

اگر واقعاً اين شريعت پيامبر است آقاي عمر به چه مجوزي شريعت پيامبر را نهي كرده است؟ و اگر پيامبر نهي كرده بود، نهي عمر كه ديگر ارزشي نداشته است بايد عمر مي گفت: ايها الناس پيامبر نهي كرده است شما از اين پس عمل نكنيد و اگر زمان ابوبكر هم صيغه كرديد اشتباه كرديد ، زمان پيامبر هم صيغه كرديد اشتباه كرديد.

مجري:

آقاي ابوماهر يك سؤالي دارم.

بيننده:

بفرماييد .

مجري:

شراب حرام است؟

بيننده:

شراب حلال بوده بعد حرام شده است.

مجري:

بعد از پيامبر حرام بوده يا حلال؟

بيننده:

بعد از پيامبر به تدريج حرام شد.

مجري:

اگر مسلماني بخورد خوب است يا بد است؟

بيننده:

وقتي تدريجي حرام شد و قرآن اعلام كرد حرام است.

مجري:

خيلي خوب پس چرا ملك عبدالله كه در جلوي همه دوربين ها شراب مي خورد و ليوان خود را به ليوان ديگران مي زند اين خوب است يا بد است؟

بيننده:

او الگوي ما كه نيست.

مجري:

اشكال ندارد اگر قومي شرابي كه حرام است خوردنش برايشان عادي شود همچنان كه در بعضي از جوامع مسلمانها شراب مي خورند و عادي هم است ، آيا اين از قبح آن حكم مي كاهد يا نمي كاهد؟

بيننده:

بله و ليكن او الگو نيست.

مجري:

خيلي خوب اگر مي كاهد خوب پس حكم مشكل پيدا مي كند ولي اگر نمي كاهد براي صيغه هم همينطور، حالا در بعضي قوم ها و در بعضي از جاها كه تبليغات سوء زيادي انجام دادند نعوذ بالله عمل زنا انجام مي شود ولي عمل صيغه كه اسلام آن را قرار داده است انجام نمي دهند.

شما سؤال كرديد كه چرا من خجالت مي كشم بگويم صيغه مي كنم ولي ازدواج را خحالت نمي كشم اين به خاطر قبحي است كه عارض شده است در قوم و منطقه شما والا اصلش كه تكان نمي خورد همچنان كه اصل حكم شراب خوردن تكان نمي خورد.

بيننده:

حديث صحيح داريم از حضرت علي كه خود ايشان روز خيبر از طريق پيامبر اعلام كرد:

؟؟؟ان الله ينهيانكم ان اكل اللحم الحمر الاهلي و المتعه؟؟؟

استاد قزويني:

كجاست اين حديث صحيح؟ مي شود آدرسش را بفرماييد؟

بيننده:

من در بلوغ المرام ابن حجر عسقلاني خواندم.

استاد قزويني:

ابن حجر چه ربطي به حضرت امير دارد؟

بيننده:

نه مي گويم كه اين حديثي است كه رسول الله به امير المؤمنين گفتند كه اعلام كنند و حضرت علي هم در روز خيبر اعلام كرد براي مسلمانان.

استاد قزويني:

اگر در روز خيبر نهي كرده چرا جابر بن عبدالله انصاري مي گويد ما در تمام عمر پيامبر صيغه مي كرديم؟

بيننده:

جناب جابر بن عبد الله انصاري اصلا در زمان عمر نبوده است و اين حديث اشكال دارد.

استاد قزويني:

جابر بن عبد الله كي از دنيا رفته است؟

بيننده:

دقيق نمي دانم ولي اواخر زمان خلافت ابوبكر از دنيا رفته است.

استاد قزويني:

نه عزيز من

بيننده:

اوائل خلافت حضرت عمر از دنيا رفته است.

استاد قزويني:

نه عزيز من در خلافت عثمان از دنيا رفته و تمام خلافت عمر را درك كرده است ، خلافت عثمان را درك كرده است، اين چه فرمايشي است كه شما مي گوييد؟ اگر واقعاً اين گونه است كه شما مي گوييد؛ پس چرا در صحيح مسلم اين روايت آمده است؟

بيننده:

نمي دانم اصل روايت چطوري بيان شده است ، من نخواندم و اگر شما مرحمت كنيد براي ما بيان كنيد متن عربي آن را ممنون مي شوم.

استاد قزويني:

از جابر بن عبدالله است كه مي گويد:

كنا نَسْتَمْتِعُ

ما متعه مي كرديم زنان را

بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ

در برابر يك مشت خرما و يك مشت آرد.

الْأَيَّامَ علي عَهْدِ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ

زمان پيامبر ما زنان را صيغه مي كرديم، زمان ابوبكر هم ما صيغه مي كرديم.

حتي نهي عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ

صحيح مسلم، ج٢، ص١٤٠٥

آيا كفايت مي كند يا كفايت نمي كند؟

بيننده:

بله روي اين حديث بايد بررسي شود.

استاد قزويني:

باشه ، بررسي كنيد هفته آينده تماس بگيريد.

حالا كه مي خواهيد بررسي كنيد من يك آدرس ديگر هم مي دهم آقاي ابو ماهر اين را هم بزرگواري كنيد بررسي كنيد:

غزوه خيبر در سال ٦ هجري بوده است و فتح مكه در ٨ هجري بوده است ربيع بن سبره مي گويد با پيامبر اكرم در فتح مكه كه در سال ٨ هجري بوده است.

مي گويد در فتح مكه رفتيم خدمت پيامبر اكرم عرض كرديم: يا رسول الله ما به اين خاطر كه از زن و بچه دور هستيم وضعمان مشكل است آيا اجازه مي دهيد ما خودمان را اخته كنيم؟

حضرت فرمود: خير ، صيغه كنيد.

ايشان فرمود: من با يك رفيقم داشتيم در خيابان ها و كوچه هاي مكه مي گشتيم تا به يك خانمي كه قد و گردن بلندي داشت، خواستيم او را صيغه كنيم، من گفتم بيا صيغه من شو رفيقم گفت بيا صيغه من شو ، گفت خوب اگر من صيغه شوم اجرت و مهريه چيست؟

گفتيم خانم ما غير از اين عبائي كه روي دوشمان است هيچ چيزي نداريم ، عباي من خيلي نو بود ولي قيافه ام خوب نبود ولي رفيقم عبايش پاره بود ولي قيافه اش خوب بود ، نگاه كرد به من و رفيقم و گفت: من با رفيقت صيغه ميشوم.

گفتم: ببين عباي من خيلي نو است ، گفت: قيافه رفيقت قشنگ تر است و با او صيغه شد.

صحيح مسلم، ج٢، ص١٠٢٣

ببينيد برادر بزرگوارم! اين روايات براي فتح مكه است شما بيا من روايت نشان مي دهم كه بعد از فتح مكه در قضيه جنگ اوطاس كه براي طائف است در آن جنگ هم صحابه صيغه مي كردند.

مجري:

جناب آقاي ابو ماهر از اين ادب شما سپاسگذاريم انشاء الله جلسه بعد هم توفيق شود با شما باشيم، تا الان ١٣ دقيقه در خدمت شما بوديم.

استاد قزويني:

البته فرمايش ايشان فرمايش متيني است ، الآن كلاً در ميان شيعه ها مسأله صيغه يا متعه در اثر تبليغات سوء تقريباً يك شئ قبيح در آمده است، يعني اگر بگويند فلان خانم صيغه فلاني است يا فلان دختر صيغه فلان پسر است براي او عيب مي گيرند ولي اگر بگويند فلان دختر دوست پسر فلاني است اين خيلي در ميان جامعه ما آمده روابط خلاف شرع قبحش ريخته شده است.

الآن بحث دوست پسر و دوست دختر بودن قباحتش ريخته شده است و هيچ اشكالي ندارد، پدر هم اگر بفهمد دخترش با يك آقا پسري رفيق است اشكال نمي داند ولي همين پدر احساس كند دخترش با آن پسر عقد موقت خوانده است سر او را مي برد و براي خودش ننگ مي داند.

اين فرمايش آقاي ابوماهر را قبول دارم امروز جامعه ما آمده يك مسأله شرعي و مباح قبيح شده است و يك مسأله خلاف شرع مباح شده است، اضافه شما مي فرماييد: صيغه اشكال دارد شما اين ازدواج مسياري كه در كشورهاي عربي رواج دارد اين را براي ما بياييد معنا كنيد كه از كجا در آمده است؟ آيه داريد؟ روايت داريد؟ پيامبر گفته؟ ابا بكر و عمر و عثمان گفتند؟ به چه دليل؟ ازدواج مسياف دارند آقايان، ازدواج مسافرتي دارند، ازدواج به شرط طلاق دارند.

شما بياييد اينها را مقايسه كنيد با متعه شيعه، ببينيد فرقش چيست و لذا اين جهت را من حق مي دهم به آقاي ابو ماهر كه واقعاً اين مسأله در نزد شيعيان در حقيقت يك تبليغات سوء است

مجري:

البته همه جاي شيعيان اين گونه نيست ، چون بعضي از اقوام شيعه هستند كه خود خانم ها مي روند براي شوهر خود صيغه مي آورند ، حالا نمي توانم اسم ببرم شايد بد باشد ولي اين جوري است.

استاد قزويني:

بد آموزي نفرماييد آقاي محسني، شما داريد مي رويد خانه خلاصه به فكر خانه هم باشيد.

بيننده: حسين از قزوين

آيا كسي كه ولايت امير المؤمنين را قبول نكرده باشد تكليفش چيست؟ آيا جاي او در بهشت است يا در جهنم؟

استاد قزويني:

در رابطه با ولايت امير المؤمنين همانطوري كه حضرت آية الله خوئي دارند اگر كسي براي او ثابت شود كه ولايت امير المؤمنين جزء ما جاء به النبي است، اعتقاد به ولايت علي از واجبات است و بعد از اين كه معتقد بشود و دليل براي او اقامه شود كه امير المؤمنين خليفه بلا فصل پيامبر بوده است، انكار كند، قطعاً اهل جهنم است و در آن شكي نيست.

ولي اگر كسي دليل به او رسيده ولي قانع كننده نيست، يا دليل به گوش او نرسيده و دليل بر او تمام نشود كه ولايت علي عليه السلام مانند نماز واجب است و معتقد نباشد، هيچ اشكالي براي او نيست و او نزد خداي عالم معذور است.

قرآن هم مي گويد ما كساني را عذاب مي كنيم كه حجت براي آنان تمام شده باشد و پيامبر حقائق را به گوش آنان رسانده باشد.

اگر كسي ولايت علي براي او ثابت نشده باشد حالا يا دليل به او نرسيده است يا دليل رسيده است و قانع نشده است ، اينها هيچ مشكلي فرداي قيامت ندارند ، بله ما داريم كه نسبت به

إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ.

سوره نساء آيه ٩٨

فرداي قيامت خداوند آنان را دوباره امتحان مي كند مانند اطفال كفار و مشركين كه از دنيا مي روند فرداي قيامت هيچ عملي ندارند، خدا يك امتحاني از آنان مي گيرد اگر از امتحان خوب در آمدند به بهشت مي روند و الا به جهنم مي روند.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد و به ويژه به آبروي زهرا مرضيه فرج مولاي ما امام زمان نزديك نموده و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.


اللهم عجل لوليك الفرج