سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٦٢٩ - شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)

شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)

کد مطلب: ٨٧٩٦ تاریخ انتشار: ٠١ شهریور ١٣٩٤ - ٠٩:٢٨ تعداد بازدید: ١٢٣١ سخنراني ها » شبکه ولايت شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
حبل المتین ٩٤/٠٦/٠١

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ٩٤/٠٦/٠١

خلاصه مطالب این برنامه

مطالبه «فدک» به نقل «بخاری» و «احمد بن حنبل»:

در «صحیح بخاری» حدیث ٣٧١١ دارد که حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کسی را فرستاد برای مطالبه میراثش و همچنین آنچه که از صدقات پیغمبر مانده بود از باقی مانده خمس خیبر. و در مسند احمد بن حنبل نیز دارد که باز صدیقه طاهره (سلام الله علیها) افرادی را فرستاد نزد ابوبکر:

«لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَرْسَلَتْ فَاطِمَةُ إِلَى أَبِي بَكْرٍ: أَنْتَ وَرِثْتَ رَسُولَ اللهِ، أَمْ أَهْلُهُ؟ قَالَ: فَقَالَ: لَا، بَلْ أَهْلُهُ»وقتی پیغمبر از دنیا رفت، فاطمه فردی را فرستاد به سوی ابوبکر و پرسید که آیا وارث پیغمبر تو هستی یا خانواده اش؟ گفت: نه من نیستم. بلکه اهل او، وارث او هستند.مسند الإمام أحمد بن حنبل، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، ١٤٢١ هـ - ٢٠٠١ م ج١، ص ١٩١، ح١٤

مطالبه «فدک» توسط شخص حضرت زهرا(سلام الله علیها)

«أَنَّ فَاطِمَةَ قَالَتْ لأَبِي بَكْرٍ: مَنْ يَرِثُكَ إِذَا مِتَّ؟ قَالَ: وَلَدِي وَأَهِلِّي! قَالَتْ: فَمَا لَكَ وَرِثْتَ النَّبِيَّ دُونَنَا؟ فَقَالَ: يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي وَاللَّهِ مَا وَرِثْتُ أَبَاكِ أَرْضًا وَلا ذَهَبًا وَلا فِضَّةً وَلا غُلامًا وَلا مَالا! قَالَتْ: فَسَهْمُ اللَّهِ الَّذِي جَعَلَهُ لَنَا وَصَافِيَتُنَا الَّتِي بِيَدِكَ؟»همانا فاطمه آمد پیش ابوبکر و گفت: اگر از دنیا رفتی چه کسی از تو ارث می برد؟ گفت: فرزند و خانواده من ارث می برند. فاطمه گفت: اگر بناست تو بمیری و فرزندانت ارث ببرند چرا از پیغمبر فرزندانش ارث نبرند؟ ابوبکر گفت: بله دختر پیغمبر خدا و الله من ارث از پدرت نبردم نه زمینی نه طلایی نه نقره ای نه غلامی نه مالی! فاطمه گفت: سهم الهی که خدای عالم برای ما قرار داده و الآن در دست توست چه؟الطبقات الكبرى، المؤلف: أبو عبدالله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (المتوفى: ٢٣٠هـ)، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤١٠ هـ - ١٩٩٠م ج٢، ص ٢٤٠

مطالبه فدک، با همراهی امیرالمؤمنین!

«سَمِعْتُ عُمَرَ يَقُولُ: لَمَّا كَانَ الْيَوْمُ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - بُويِعَ لأَبِي بَكْرٍ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ. فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ جَاءَتْ فَاطِمَةُ إِلَى أَبِي بَكْرٍ مَعَهَا عَلِيٌّفقالت: ميراثي من رسول الله أبي! فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَمِنَ الرِّثَّةِ أَوْ مِنَ الْعُقَدِ؟ قَالَتْ: فَدَكُ وَخَيْبَرُ وَصَدَقَاتُهِ بِالْمَدِينَةِ أَرِثُهَا كَمَا يَرِثُكَ بَنَاتُكَ إِذَا مِتَّ!فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَبُوكِ وَاللَّهِ خَيْرٌ مِنِّي وَأَنْتِ وَاللَّهِ خَيْرٌ مِنْ بَنَاتِي. وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: لا نُورَثُ. مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ.»از عمر شنیدم که می گفت: در روزی که پیامبر از دنیا رفت، با ابوبکر بیعت شد. فردای آن روز، فاطمه به همراه علی به پیش ابوبکر آمد.به ابوبکر گفت: میراث پدرم را می خواهم! فدک و خیبر و صدقات مدینه. همانطوری که اگر تو مردی دخترت از تو ارث می برد، من هم از پدرم ارث می برم.ابوبکر گفت: به خدا پدر تو از من بهتر است و تو به خدا از دختران من بهتری! ولی پیغمبر فرمود ما ارث نمی گذاریم. هر چه باقی بگذاریم صدقه است.الطبقات الكبرى، المؤلف: أبو عبدالله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (المتوفى: ٢٣٠هـ)، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤١٠ هـ - ١٩٩٠م؛ ج٢، ص ٢٤١

بخشش فدک به حضرت زهرا؛ توسط شخص پیامبر!

«ابویعلی موصلی» از ابوسعید خدری نقل می کند که می گوید:

«لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ: {وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ} [الإسراء: ٢٦] «دَعَا النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَاطِمَةَ وَأَعْطَاهَا فَدَكَ»وقتی آیه ذا القربی نازل شد، پیغمبر فاطمه را خواست و فدک را به او بخشید.مسند أبي يعلى، المؤلف: أبو يعلى أحمد بن علي بن المثُنى بن يحيى بن عيسى بن هلال التميمي، الموصلي (المتوفى: ٣٠٧هـ)، المحقق: حسين سليم أسد، الناشر: دار المأمون للتراث – دمشق، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ - ١٩٨٤ج٢، ص ٥٣٤، ح١٤٠٩

مطالبه فدک، با همراهی ابن عباس، به نقل از صحیح بخاری!

در «صحیح بخاری» هم  نقل شده است:

«عَنْ عَائِشَةَ، أَنَّ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ، وَالعَبَّاسَ، أَتَيَا أَبَا بَكْرٍ يَلْتَمِسَانِ مِيرَاثَهُمَا، أَرْضَهُ مِنْ فَدَكٍ، وَسَهْمَهُ مِنْ خَيْبَرَ»عایشه می گوید فاطمه و عباس، به نزد ابوبکر آمدند و میراث خود را مطالبه کردند. زمین فدک و سهمش از خیبر را خواستند.صحيح البخاري،المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، ١٤٢٢هـ ج٥، ص٩٠، ح ٤٠٣٥

وقتی جناب ابوبکر و عمر، با یکدیگر هماهنگ می شوند!!

فَانْصَرَفَتْ إِلَى عُمَرَ؛ فَذَكَرَتْ لَهُ كَمَا ذَكَرَتْ لِأَبِي بَكْرٍ فَقَالَ لَهَا مِثْلُ الَّذِي رَاجَعَهَا بِهِ أَبُو بَكْرٍصدیقه طاهره رفت پیش عمر بن الخطاب همان چیزهایی که به ابوبکر گفته بود به عمر بن الخطاب هم گفت عمر همان جوابی را به فاطمه داد که ابوبکر داده بود.

فَعَجِبَتْ، وَظَنَّتْ أَنَّهُمَا قَدْ تَذَاكَرَا ذَلِكَ وَاجْتَمَعَا عَلَيْهِ.فاطمه شگفت زده شد وبه این نتیجه رسید که این دو تا با هم دیگر گفتگو کردند.تاريخ الإسلام وَوَفيات المشاهير وَالأعلام، المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: ٧٤٨هـ)، المحقق: الدكتور بشار عوّاد معروف، الناشر: دار الغرب الإسلامي، الطبعة: الأولى، ٢٠٠٣ مج٢، ص ١٦

گلایه ای از امیرالمؤمنین:

«بَلَى كَانَتْ فِي‏ أَيْدِينَا فَدَكٌ‏ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ»در زیر آسمان کبود یک فدکی در اختیار ما بود. یک عده دخالت کردند آن را از دست ما گرفتند. یک عده هم دفاع نکردند و سخاوتمندانه از کنارش عبور کردند. فدک را می خواهیم چکار کنیم ما فردای قیامت آنجا حق به حقدار خواهید رسید.نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص ٤١٧، نامه ٤٥ به عثمان بن حنيف الأنصاري

جنایتی هولناک از داعشی ها!!!

من یک خبری را وقتی که خواندم، شاید یکی و دو ساعت حالم خراب شد! اصلا یک حال خاصی به من دست داد. در یکی از این اردوگاههایی که زنان ایزدی را آورده بودند آنجا، اینها یک غذایی گوشتی برایشان می آورند.

وقتی که غذا را می خورند، چون بچه هایشان جدا از اینها بوده، یکی از این خانمها می گوید به بچه هایمان از این غذا بدهید گرسنه نمانند! بعد یک کلیپی در موبایل اینها نشان می دهند که این غذایی که خوردید، گوشتش از گوشت بچه های شما بوده!! که بچه هایشان را ذبح کرده بودند و از گوشت آنها برای اینها غذا درست کردند به خورد اینها دادند!!!

تفصیل مطالب این برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای واجب السلام، سلام عرض می کنم

ای فاطمی مقام، سلام عرض می کنم

الطاف هر نگاه مسیحت نگفتنی است

آرامش کنار ضریحت نگفتنی است

این جا به احترام شما عید می شود

اینجا فقط به نام شما عید می شود

یا فاطمه اشفعی لی فی الجنة فان لک عندالله شأنا من الشأن اللهم انی اسئلک ان تختم لی بالسعاده فلا تسلب منی ما انا فیه و لا حول و قوه الا بالله العلی العظیم

زیارتنامه حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)

سلام و درود خدمت شما بیننده گان عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولایت. برنامه زنده «حبل المتین» را از این شبکه با صفا همراهی می فرمایید. هر جا که هستید بهترین ها را برایتان آروز می کنم و این ایام سراسر نور و مبارک ، دهه کرامت را به همه شما تبریک عرض می کنم.

کم کم دلهایمان دارد می رود به سمت و سوی مشهد الرضا و ولادت با سعادت علی بن موسی الرضا. هر کجا که هستید ان شاء الله حاجت روا بشوید. اگر آروزی زیارت حرم کریمه اهل بیت حرم برادر عزیزشان آقا علی بن موسی الرضا امام رئوف را دارید ان شاء الله به همین زودی نصیبتان بشود.

امشب با برنامه زنده «حبل المتین» خدمت شما رسیدیم و خیلی خوشحال می شویم که بتوانیم پیامهای شما را از طریق پیام کوتاه شبکه جهانی ولایت که زیر نویس شده ابتدا دریافت بکنیم.

 ٣٠٠٠١٢٠٣ برای عزیزانمان در ایران اسلامی و همچنین پیامک بین المللی شبکه جهانی ولایت و راه ارتباط دیگری که بخشی از دوستان خوب بیننده ما مورد توجه و استقبالشان قرار گرفته «واتس آپ» شبکه جهانی ولایت هست که می توانید برای ما از این طریق پیام بفرسیتید حالا چه متنی باشد چه تصویری باشد.

حتی در طول برنامه های زنده هم شما می توانید پیام بدهید در طول شبانه روز هم می توانید پیام بدهید. تمام پیامهای شما توسط همکاران عزیزم دریافت می شود و ان شاء الله به تک تک آنها توجه و عنایت خواهد شد

امشب هم توفیق داریم در محضر استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم و ان شاء الله با یک بحث جدید دیگر البته در ادامه مباحث گذشته مان از یک زاویه و نگاه دیگر و ان شاء الله جذاب که مورد توجه شما هم قرار بگیرد جناب استاد سلام علیکم و رحمة الله:

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. بنده هم خدمت همه بیننده گان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هر کجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و با صفای خانواده خودشان قرار داده اند، خالصانه ترین سلامم را همراه با آروزی موفقیت تقدیم می کنم.

خدا را قسم می دهم به آبروی این دو نور پاک آقا علی بن موسی الرضا (سلام الله علیه) و خواهر مکرمه اش فاطمه معصومه (سلام الله علیها) که این ایام متعلق به این دو بزرگوار دارد و همچنین شاه چراغ (سلام الله علیه) خدا را قسم می دهیم به این انوار پاک فرج مولای ما ولی عصر را نزدیک نموده و ما را از یاران خاص آن بزرگوار قرار بدهد.

همه ما و شما را گرامیان را حاجت روا نموده، مشکلات، و دغدغه های فکری ما را برطرف سازد و حوائج ما را برآورده کند و دعاهای ما را به اجابت مقرون کند.

مجری:

آرزو می کنم که زیارت آقا علی بن موسی الرضا هم نصیب همه بشود. مخصوصا عزیزانی که در خارج از کشورر هستند. من می دانم که دلشان هم پر می زند برای آمدن به ایران و این حرم با صفا. ان شاء الله به همین زودی شرائط مهیا بشود که بیایند ایران عزیز اسلامی و زیارت اماکن مقدسه را حتما داشته باشند

بحث ما در خصوص «فدک» بود و مباحثی که پیرامون این موضوع داشتیم. حضرت استاد! ما در جلسات گذشته که در خدمت شما بودیم، بحثمان به اینجا رسید که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، فدک را به عنوان ملک شخصی خودشان از خلیفه اول طلب کردند.

ابوبکر هم از حضرت، مطالبه بینه و شاهد کردند. پس از مطالبه بینه وجود مقدسه حضرت زهرا (سلام الله علیها) وجود مقدس آقا امیر مومنان علی (علیه السلام) و دیگران را آوردند به عنوان شاهد و این عزیزان شهادت دادند. اما خلیفه اول نپذیرفت.

من به نظرم می رسد برای اینکه دوستان بیننده این مباحث دستشان بیاید، اگر صلاح بدانید خلاصه بحث گذشته پیرامون راههای مطالبه حضرت زهرا نسبت به فدک، یعنی به چه شکل حضرت مطالبه کردند را بفرمایید، تا ان شاء الله سوالات بعدی را هم یک به یک از خدمتتان خواهم پرسید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

«فدک»؛ نماد حقانیت اهل بیت و نماد امامت و ولایت

در رابطه با مطالبه فدک توسط صدیقه طاهره ان شاء الله یک جلسه مستقل اختصاص خواهیم داد که هدف نهایی حضرت زهرا (سلام الله علیها) از مطالبه فدک، فقط یک چند وجب زمین بود، یا نه، هدف فراتر از این ها بوده است.

مطالبیه فدک در حقیقت اثبات این بوده که آن افرادی که روز اول رسیدن به حکومت، حق مسلم صدیقه طاهره دختر نبی مکرم با آن همه سفارش های پیامبر مصادره کردند و به ناحق تصرف کردند، آیا اینها شایستگی دارند برای اقامه عدل و احقاق حقوق مردم و دفاع از مظلوم یا خیر؟

و مهم تر از بحث مصادره فدک؛ به تعبیر شهید صدر در حقیقت امامت مصادره شد! خلافت قطعی امیر المومنین مصادره شد! حق قطعی اهل بیت مصادره شد! حدیث «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی» مصادره شد!

ان شاء الله ما در این زمینه مفصل بعدها توضیح خواهیم داد که بعضی ها مطرح می کنند که مگر «فدک» چه هست که این همه در شبکه توضیح می دهند؟ ما می گوئیم که بحث فدک در حقیقت نماد حقانیت اهل بیت و نماد امامت و ولایت و نماد سنت و کتاب است.

کلامی از شهید «صدر» درباره «فدک»!

شهید صدر در این زمینه می گوید صدیقه طاهره از راههای مختلف برای احقاق حقوقش اقدام کرد. ابتدا نماینده ای فرستاد پیش ابوبکر برای باز پس گرفتن فدک. ولی این تاثیر نگذاشت. برای نماینده صدیقه طاهره احترام قائل نشدند.

صدیقه طاهره خودشان مستقیم آمدند وارد شدند و در بعضی از موارد امیر المومنین را هم با خودشان آوردند. عباس عموی پیغمبر هم آوردند. و این برنامه ها همه انجام شد و نتیجه ای نگرفت و صدیقه طاهره هم پیگیر قضیه بود.

اینطوری نبود که رها کننده این مسئله باشند. به شکل های مختلف صدیقه طاهر آمد و طلب حق کردند ؛نماینده فرستاد، خودش آمد، افرادی آمدند شهادت دادند. خب قطعا به تعبیر شهید صدر اگر بحث ملک بود و چند وجب زمین بود، قطعا خیلی از مسلمانها حاضر بودند بیایند شهادت بدهند. ولی همه فهمیدند بحث فدک نیست ظاهرش بحث فدک است ولی در باطن این بحث خلافت است.

به قول آقای «ابن ابی الحدید» معتزلی که می گوید: من از استادم سوال کردم که صدیقه طاهره صادق بود یا نبود ؟ گفت بله صادق بود. گفتم چرا ابوبکر تاییدش نکرد و فدک را برنگرداند؟

گفت: خب اینها می دانستند اگر امروز صدیقه طاهره آمد فدک را برگرداند می گفتند راست می گوید فردا هم می آمد می گفت خلافت حق مسلم همسر من علی بن ابی طالب است خب آنجا دیگر نمی توانستند بگویند که آقا ما دیروز درباره فدک سخن زهرای مرضیه را قبول کردیم ولی در رابطه با بحث خلافت و امامت نمی توانیم قبول بکنیم!!

صدیقه طاهره، ملاک بطلان و حقانیت است!

در هر صورت؛ صدیقه طاهره در مرحله سوم آمد خطبه غرّایی خواند و در آن خطبه هم، خیلی از مسائل را فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیان کرد. بعدا اشاره ای به بعضی از این فرازهای خطبه از کتب عزیزان اهل سنت خواهیم کرد تا مسئله کاملا روشن و واضح بشود. با همه تلاش هایی که کردند صدیقه طاهره باز هیچ نتیجه ای نگرفت.

 به قول شاعر که می گوید:

 بر فراز منبرت گردید حقم پایمال / هر چه نالیدم لبی هم در جوابم وا نشد

 ای قلم بنویس، ای تاریخ در خود ثبت کن / یک نفر در موج دشمن حامی زهرا نشد

علی ای حال، صدیقه طاهره (سلام الله علیها) تا آخرین لحظات عمر نورانی شان، دست بردار نبود. اینها رفتند به عیادت حضرت زهرا. آنجا هم باز این بحث را مطرح کردند و در جمع زنان مهاجرین و انصار مطرح کرد. در آخرین لحظه هم وصیت کرد که آنها به هیچ وجه در تشییع جنازه اش حضور پیدا نکنند. در نماز میت آنها حضور پیدا نکنند. یعنی صدیقه طاهره تا آخرین لحظه عمرشان از این مبارزه دست بر نداشتند!

ما خیلی از افرادی را سراغ داریم که از شخصیت های برجسته اهل سنت یا حتی وهابی ها، وقتی قضیه صدیقه طاهره را می آیند بررسی می کنند، به یک نتیجه ای می رسند. زیرا بحث صدیقه طاهره، بحث ملاک بطلان و حقانیت است.

بحث فقط یک مبارزه مالی و یا اقتصادی نیست. بلکه فراتر از این قضایا هست. ما در جلسه گذشته موارد متعددی را از کتابهای معتبر عزیزان اهل سنت آوردیم.

مطالبه «فدک» به نقل «بخاری»:

در «صحیح بخاری» حدیث ٣٧١١ دارد که حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کسی را فرستاد برای مطالبه میراثش و همچنین آنچه که از صدقات پیغمبر مانده بود از باقی مانده خمس خیبر. و در مسند احمد بن حنبل نیز دارد که باز صدیقه طاهره (سلام الله علیها) افرادی را فرستاد نزد ابوبکر:

«لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَرْسَلَتْ فَاطِمَةُ إِلَى أَبِي بَكْرٍ: أَنْتَ وَرِثْتَ رَسُولَ اللهِ، أَمْ أَهْلُهُ؟ قَالَ: فَقَالَ: لَا، بَلْ أَهْلُهُ»

وقتی پیغمبر از دنیا رفت، فاطمه فردی را فرستاد به سوی ابوبکر و پرسید که آیا وارث پیغمبر تو هستی یا خانواده اش؟ گفت: نه من نیستم. بلکه اهل او، وارث او هستند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: ٢٤١هـ)، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، ١٤٢١ هـ - ٢٠٠١ م ج١، ص ١٩١، ح١٤

بعضی از علمای اهل سنت هم تعجب می کنند که در اینجا خود ابوبکر رسماً اعتراف می کند که وارث پیغمبر اهل پیغمبر هستند، ولی از آن طرف می گوید:

« إنَّا مَعْشَرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرَّثُ، مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ»

ما انبیاء، ارث از خودمان باقی نمی گذاریم. هر چه باقی بگذاریم صدقه است.

مصنف عبدالرزاق، ج٥، ص ٤٧٣؛ المحلی، ج٩، ص ٣١٣ ( بر اساس الجامع الکبیر)

ان شاء الله در یکی از فرازهای خطبه حضرت زهرا )سلام الله علیها( همین قضیه را روشن می کنیم که آقا! شما می گویید انبیاء ارث نمی گذارند. خب قرآن به صراحت می گوید:

)وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ(

سلیمان از داوود ارث برد

سوره نمل(٢٧): آیه١٦

یا درباره حضرت زکریا می گوید:

)فَهَبْ لي‏ مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّايَرِثُني‏ وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ(

خدایا به من ذریه ای بده که از من و آل یعقوب ارث ببرد

سوره مریم(١٩): آیه ٥ و ٦

حالا بعضی ها دنبال این هستند که بگویند منظور این آیه، ارث نبوت است. من نمی دانم از چه زمانی نبوت ارث و موروثی شده!!؟؟

همین امروز داشتم مطالعه می کردم، بعضی از بزرگان مثل «ابن حجر» توجیهاتی درباره فدک کردند که اصلا من تعجب کردم! آیا یک نفر عالم، آن هم در یک سطحی مثل «ابن حجر»، که واقعاً از ارکان علمای اهل سنت است، توجیهاتی در رابطه با قضیه فدک می کند یا بعضی از بزرگان دیگر، که اصلا من نتوانستم این قضیه را حل کنم.

اگر این مطلب را یک عوام مطرح کند برای ما قابل قبول نیست، تا چه رسد به عالم بزرگی مثل «ابن حجر»، «نووی» یا «سرخسی» که از فقهای بنام عزیزان احناف هست می آیند توجیهاتی می کنند، توجیهاتی که واقعا آدم نمی داند چکار بکند!

از یک طرف می گویند خلیفه اول گفته که پیغمبر فرموده ما انبیاء ارث نمی بریم! از آن طرف، ارث انبیاء در قرآن مطرح است. بله بعضی وقتها انسان یک حرفی می زند ولی آن حرف را از قول همه نقل می کند!!

جالب این بود که این آقایان در توجیه این روایت ابوبکر که گفت: «نحن معاشر الانبیاء لا نورث ما ترکناه صدقة» گفته اند که منظور این روایت این است که آنچه را که به عنوان صدقه گذاشتیم فرزندان ما از آن ارث نمی برند! یعنی در حقیقت عبارت اینگونه می شود که «ما ترکناه صدقةً لا نورث!» آن که ما به عنوان وقف گذاشتیم فرزندان ما ارث نمی برند!

من وقتی این توجیه را خواندم، ماندم معطل! چرا که این اختصاص به انبیاء ندارد. برای یک فرد عادی هم اینگونه است. بنده هم بیایم یک ملکی را وقف کنم، ورثه من از آن وقف ارث نمی برند. این دیگر اختصاص به انبیاء ندارد.

بینندگان عزیز! در مورد بعضی از توجیهاتی این آقایان، انسان نمی داند چه بگوید! ان شاء الله عین عبارتهای بعضی از این بزرگواران را می خوانیم و بعد، قضاوت را به عهده بینندگان عزیز می گذاریم.

 این در حقیقت یک فشرده ای از بحث هایی بود که ما در جلسه گذشته داشتیم!

مجری:

خیلی متشکرم از شما. ذهن دوستان بیننده آماده شد و دستشان آمد که در جلسه گذشته، از این زاویه ی بحث فدک، چه مطالبی مطرح شد که ان شاء الله بحثمان را ادامه بدهیم.

 استاد! شما اشاره فرمودید که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا «سلام الله علیها» نماینده ای را برای مطالبه فدک پیش ابوبکر فرستادند. آیا خود حضرت هم به صورت حضوری رفتند تا حق خود را مطالبه بکنند یا خیر؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله ما در منابع متعدد عزیزان اهل سنت داریم که صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بعد از آنکه نماینده ای فرستاد و پاسخ منفی شنید، خودش مستقیما پیش ابوبکر آمد و مطالبه فدک کرد

مطالبه «فدک» توسط شخص حضرت زهرا(سلام الله علیها)

کتاب «طبقات الکبری» آقای ابن سعد ج ٢ که در حقیقت از کتابهای قدیمی عزیزان اهل سنت است با تحقیق محمد عبدالقادر عطاء که اینجا ایشان آورده که:  

«أَنَّ فَاطِمَةَ قَالَتْ لأَبِي بَكْرٍ: مَنْ يَرِثُكَ إِذَا مِتَّ؟ قَالَ: وَلَدِي وَأَهِلِّي! قَالَتْ: فَمَا لَكَ وَرِثْتَ النَّبِيَّ دُونَنَا؟ فَقَالَ: يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي وَاللَّهِ مَا وَرِثْتُ أَبَاكِ أَرْضًا وَلا ذَهَبًا وَلا فِضَّةً وَلا غُلامًا وَلا مَالا! قَالَتْ: فَسَهْمُ اللَّهِ الَّذِي جَعَلَهُ لَنَا وَصَافِيَتُنَا الَّتِي بِيَدِكَ؟»

همانا فاطمه آمد پیش ابوبکر و گفت: اگر از دنیا رفتی چه کسی از تو ارث می برد؟ گفت: فرزند و خانواده من ارث می برند. فاطمه گفت: اگر بناست تو بمیری و فرزندانت ارث ببرند چرا از پیغمبر فرزندانش ارث نبرند؟ ابوبکر گفت: بله دختر پیغمبر خدا و الله من ارث از پدرت نبردم نه زمینی نه طلایی نه نقره ای نه غلامی نه مالی! فاطمه گفت: سهم الهی که خدای عالم برای ما قرار داده و الآن در دست توست چه؟

الطبقات الكبرى، المؤلف: أبو عبدالله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (المتوفى: ٢٣٠هـ)، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤١٠ هـ - ١٩٩٠م ج٢، ص ٢٤٠

ان شاء الله این را بحث خواهیم کرد که مراد از ذی القربی چه کسی هست و همچنین آن فدکی که خالص برای ما بوده دست توست.

ایشان می گوید من از پیغمبر شنیدم که فرمود این اموالی که دست من هست یک طعمه ای است خدای عالم در اختیار من قرار داده و اگر من از دنیا رفتم تمام اموال من متعلق به همه مسلمانها هست.

در این جا ما این سوال را مطرح می کنیم: اکثرا هم این سوال را آوردند که اگر واقعا بناست نبی مکرم بعد از رحلتشان اموالشان متعلق به عموم مردم باشد و فرزندان او و خویشاوندان او هیچ حق ارثی نداشته باشند، این یک مسئله خصوصی برای خانواده اش هست قبل از هر کسی باید به خانواده اش بگوید.

 بگوید که یا زهرا! وقتی من از دنیا رفتم تو حق ارث نداری. ای عباس! من از دنیا رفتم تو حق ارث نداری! به همسرانش بگوید من از دنیا رفتم، شما حق ارث نداری! چطور حضرت زهرا، حضرت علی ، عباس عموی پیغمبر، و همسران پیغمبر خبر ندارند؟ فقط این جمله را به فرض در اختیار آقای ابوبکر قرار داده؟

آیا این اصلاً معقول هست یا نه؟ نبی مکرم یک مسئله را برای کسی که مبتلا به است مسئله مخصوص اوست بیان نکند! آیا نستجیربالله رسول اکرم می خواهد خانواده اش خدای نکرده به حرام بیفتند؟ مال حرام تصرف کنند؟ و اضافه بر این، آیا صدیقه طاهره احکام الهی را خبر ندارد؟ ولی دیگران خبر دارند؟

مطالبه «فدک» به نقل «طبرانی»

و همچنین در «معجم الاوسط» آقای طبرانی متوفی ٣٦٠؛ ایشان هم در اینجا باز روایت از خود «عایشه» همسر پیغمبر است که می گوید:

 «کلمت فاطمه ابابکر فی میراثها من رسول الله»

 زهرا مستقیم و مباشر آمد پیش ابوبکر و میراث خودش را مطالبه کرد

 و فرمود:

 اترثک ابنتک و لا ارث ابی؟

 ابوبکر دختر تو از تو ارث می برد ولی من دختر پیغمبر از پیغمبر ارث نمی برم ؟

ابوبکر برگشت گفت:

بابی انت و بابی ابوکإنه كان يقوللا نورث ما ترکناه صدقة

خودم فدای تو و پدرم فدای پدرت تو! من از پیغمبر شنیدم فرمود که ما به هیچ وجه ارث نمی گذاریم آنچه که از ما می ماند همه صدقه و وقف هست برای عموم مردم!!

 المعجم الأوسط ، اسم المؤلف:  أبو القاسم سليمان بن أحمد الطبراني، دار النشر: دار الحرمين - القاهرة - ١٤١٥، تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد  عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني، ج٤، ص ١٠٤، ح٣٧١٨

و همچنین در «اخبار مدینه» ابن شبه نمیری، که آقایان معمولا در این شبکه های شیطانی شان مرتب می گویند آقا، طبری و اینها را کنار بگذارید، ببینید «ابن شبه» در تاریخش آورده یا نه؟

این آقا قهرمان تاریخ است و هر کسی را که «ابن شبه» در «اخبارمدینه» آورده، مورد اعتماد ماست. خب بفرمایید ایشان هم متوفی ٢٦٢ هست. ایشان هم باز از «ام هانی» نقل می کند حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمد به ابوبکر گفت:

« من يرثك إذا مت قال ولدي وأهلي قالت فما لك ترث رسول الله دوننا»

چه کسی از تو ارث می برد وقتی بمیری؟ گفت فرزندان من و خانواده من. و فرمود چطور از پیغمبر تو داری ارث می بری و فرزندانش ارث نمی برند؟

بعد همان تعبیری را که در طبقات ابن سعد آوردیم عینا ایشان هم همین عبارت را اینجا نقل می کند که بله پیغمبر فرمود: این اموالی که دست من هست یک طعمه ای است خدای عالم برای امرار معاش در اختیار من قرار داده و برای اینکه من خودم بخورم در اختیار من قرار داده است.

تاريخ المدينة المنورة، اسم المؤلف: أبو زيد عمر بن شبة النميري البصري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٧هـ-١٩٩٦م ، تحقيق: علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان؛ ج١، ص ١٢٣، ح٥٥٠

وقتی که من از دنیا رفتم تمام آنچه را که در اختیار من هست متعلق به عموم مسلمانها هست

خب اولین سوالی که ما اینجا داریم  این است که آیا این خانه هایی که همسران پیغمبر در آنجا بودندو قرآن هم می فرماید:

(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِي)

قرآن هم «بیوت النبی» آورده، خانه های پیغمبر. آیا اینها هم متعلق به عموم مردم بوده یا نه؟ یا بعد از اینکه عمر بن الخطاب روی کار آمد چطور دوباره فدک را به امیر المومنین و عباس عموی پیغمبر برگرداند خب اگر واقعا این وقف عموم بوده چطور دوباره برگشت و دوباره عثمان اگر وقف عموم بوده چرا به دامادش بخشید؟

حالا ان شاء الله این مباحث را مطرح می کنیم یا مثلاً عصای پیغمبر دست یکی بوده لباس های پیغمبر دست یکی بوده اگر نبی مکرم فرمودند اینها «طعمة اطعمنی الله» فقط برای استفاده شخصی ام بوده وقتی از دنیا رفتم تمام اموال من برای عموم مردم است.

یعنی اگر این روایت ملاک برای ما باشد باید چکار کنیم نبی مکرم از دنیا رفته درخانه ایشان اگر یک نانی هم بوده یک ساع آرد هم بوده این هم باید در میان همه مسلمانها تقسیم بشود؟ طعمة اطعمنی الله تعالی اگر این ملاک هست فاذا مت کانت بین المسلمین دیگر فرقی نمی کند فدک باشد با آن درآمد آنچنانی یا لوازم خوراکی که در خانه نبی مکرم هست!

مطالبه «فدک» به نقل «سرخسی»

و همچنین آقای سرخسی هم که از فقهای بنام عزیزان اهل سنت و احناف هست ایشان هم این قضیه را مطرح می کند می گوید حضرت زهرا گفت آقای ابوبکر از تو چه کسی ارث می برد ابوبکر گفت اولادم. زهرای مرضیه گفت:

«ایرثک اولادک و لا ارث انا من رسول الله»؟از تو اولادت ارث ببرد ولی من اولاد پیغمبر از پیغمبر ارث نبرم؟

بعد ابوبکر برگشت گفت بله من شنیدم پیغمبر فرمود انا معشر الانبیاء لا نورث ما ترکناه الصدقة!

المبسوط، اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي، دار النشر: دار المعرفة - بيروت ج١٢، ص ٣٠

حالا این در ذُکر مبارک آقایان باشد که می گوید انا لا نورث نبی مکرم خواسته یک مطلبی برای خودش بگوید از زبان همه نقل می کند و می گوید نحن معاشر الانبیاء ما تمام پیامبران استثنایی هم که نکرده می گوید تمام انبیاء این حکم برایشان هست که به هیچ وجهی ارث از خودشان باقی نمی گذارند.

مطالبه «فدک» به نقل «طحاوی»

و همچنین جناب آقای «طحاوی» در «شرح معانی الآثار» این را نقل کرده است. آقای طحاوی از علمای بزرگ اهل سنت است متوفی ٣٢١ و کتابهای ایشان بعضی از کتابهایش کتابهای درسی حوزه های علمیه عزیزان اهل سنت هست.

ایشان هم در کتاب شرح معانی الآثار، همین روایت را مطرح می کند بدون اینکه بیاید در سند یا در دلالت روایت اشکالی وارد کند. که فاطمه زهرا به ابوبکر گفت چه کسی از تو ارث می برد وقتی از دنیا رفتی گفت فرزندم و اهلم گفت چطور شد که از پیغمبر تو ارث می بری ما ارث نمی بریم باز همان تعبیری را که در کتابهای دیگر مثل مبسوط سرخسی، ابن شبه نمیری و طبقات ابن سعد آورده بودند، ایشان هم آورده است.

شرح معاني الآثار، اسم المؤلف: أحمد بن محمد بن سلامة بن عبدالملك بن سلمة أبو جعفر الطحاوي، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٣٩٩، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد زهري النجار، ج٣، ص ٣٠٨

یعنی مشخص است بر اینکه این قضیه آمدن صدیقه طاهره (سلام الله علیها) پیش ابوبکر و محاجه حضرت با ابوبکر و استدلال حضرت به قانون ارث، یک مسئله قطعی و مسلم بوده است.

مجری:

این نشان از اهمیت بحث فدک بوده که حالا ظاهرش یک زمین بوده اما یک هدف بزرگی دنبال این موضوع بوده که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) کوتاه نمی آمدند. ابتدا حضرت همانطور که شما فرمودید راههای مختلفی را برای مطالبه فدک به کار بردند به صورت حضوری خودشان رفتند.

اما استاد! چون با توجه به توضیحاتی که حضرت عالی دادید حضرت مراجعه کردند خلیفه اول استدلال اینطوری آورد بعد حضرت جواب دادند

آیا حضرت از نفوذ دیگران هم استفاده کردند؟ مثلا اصحابی که در آن دوران بودند افرادی که صاحب نفوذ باشند از آنها برای مطالبه فدک استفاده بکنند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله در اینجا مراحل را عرض کردم. با صرفه نظر از آن چه که شاهد خواستند، و افرادی مانند امیر المومنین و دیگران آمدند و خود صدیقه طاهره که آمد پیش ابوبکر ظاهرا یک دفعه به تنهایی می آید و اینطور محاجّه می کند و می گوید وقتی تو از دنیا بروی چه کسی از تو ارث می برد؟

یعنی بحث فدک، بحث شخصی نیست. بحث این هست که یک قانون الهی و یک سنت الهی در اینجا نادیده گرفته شده است. وقتی که روز اول بیاید و یک همچنین مسئله ای نادیده گرفته بشود، و سنت نبی مکرم و قانون ارث که یک قانون قرآنی است، زیر پا گذاشته بشود، خب مشخص است بر اینکه:

خشت اول گر نهد معمار کج / تا ثریا می رود دیوار کج

اینها همه سندهای گویایی است که از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به یادگار مانده است. حالا من بعضی از این مدارک را آوردم. یعنی این هشت نوع مدرکی که آوردم از جناب طحاوی، سرخسی و ابن شبه و افراد دیگر، اگر بخواهم همه این مدارک را بیاورم، خودش سه، چهار ساعت طول می کشد.

مطالبه فدک، با همراهی امیرالمؤمنین!

صدیقه طاهره، وقتی که به این شکلی شد، آمد از نفوذ دیگران هم مثل حضرت امیر (سلام الله علیه)، عباس عموی پیغمبر و غیره هم استفاده کرد. در کتاب «طبقات» ابن سعد در ج ٢ ما می خوانیم بر اینکه «زید بن اسلم» از پدرشان «اسلم» که غلام آقای عمر بوده نقل می کند که می گوید:

«سَمِعْتُ عُمَرَ يَقُولُ: لَمَّا كَانَ الْيَوْمُ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - بُويِعَ لأَبِي بَكْرٍ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ. فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ جَاءَتْ فَاطِمَةُ إِلَى أَبِي بَكْرٍ مَعَهَا عَلِيٌّ

فقالت: ميراثي من رسول الله أبي! فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَمِنَ الرِّثَّةِ أَوْ مِنَ الْعُقَدِ؟ قَالَتْ: فَدَكُ وَخَيْبَرُ وَصَدَقَاتُهِ بِالْمَدِينَةِ أَرِثُهَا كَمَا يَرِثُكَ بَنَاتُكَ إِذَا مِتَّ!

فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَبُوكِ وَاللَّهِ خَيْرٌ مِنِّي وَأَنْتِ وَاللَّهِ خَيْرٌ مِنْ بَنَاتِي. وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: لا نُورَثُ. مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ.»

از عمر شنیدم که می گفت: در روزی که پیامبر از دنیا رفت، با ابوبکر بیعت شد. فردای آن روز، فاطمه به همراه علی به پیش ابوبکر آمد.

به ابوبکر گفت: میراث پدرم را می خواهم! فدک و خیبر و صدقات مدینه. همانطوری که اگر تو مردی دخترت از تو ارث می برد، من هم از پدرم ارث می برم.

ابوبکر گفت: به خدا پدر تو از من بهتر است و تو به خدا از دختران من بهتری! ولی پیغمبر فرمود ما ارث نمی گذاریم. هر چه باقی بگذاریم صدقه است.

الطبقات الكبرى، المؤلف: أبو عبدالله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (المتوفى: ٢٣٠هـ)، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤١٠ هـ - ١٩٩٠م؛ ج٢، ص ٢٤١

علی بن ابی طالبی که «علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض» علی مع الحق و الحق مع علی، خب ببینید اینها تمام این مباحث بوده و یک کسی که نبی مکرم او را حق مطلق معرفی کرده محور حق معرفی کرده است. ببینید مشخص است همان روز اول همه چیز مورد تصرف قرار گرفته بود!!

«و قال ابوبکر او من الرث او من العقد»

در اینجا آیا مراد از «رث» چه هست یا مراد از «عقد» چه هست؟ بعضی ها گفتند که رث یعنی آیا آن ارث و موروثی هست یا نه، یک بخششی و بذلی بوده؟ یک عقد و پیمانی پیغمبر با تو داشته؟

ولی آنچه که من به ذهنم می رسد کلمه «الرث» را بعضی از شارحین آمدند «متاع البیت» و «اساس البیت» معنی کرده اند. یعنی چیزهای بی ارزشی که در خانه هست یعنی می خواهد مثلا بگوید پیغمبر اکرم چیز با ارزشی از خودش باقی نگذاشت.

یعنی همان مثلا حصیر بی ارزش هست. لوازم بیت را می خواهی؟ یا نه، نخلستانهایی که از پیغمبر مانده؟ شاید اشاره باشد به همان قضیه خیبر و قضیه فدک. من به ذهنم می رسد این یک مقداری صحیح تر باشد یعنی از لوازم خانه پیغمبر که بی ارزش است یا از نخلستانهای بزرگی که از پیغمبر مانده؟

حضرت فرمود هم فدک هم خیبر و هم دیگر صدقات نبی مکرم. اینها ارث به من می رسد همان طوری که بعد از مرگ تو فرزندان تو دختران تو از تو ارث می برند

بعد بحث دیگری در ذیل روایت هست که البته مشخص است که بر اینکه این آقایان دستکاری هم کردند. با مراجعه به روایات صحیح حتی «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» مشخص است بر اینکه کاملا روایت ذیلش برای اینکه به یک نوعی مقام خلیفه را حفظ کنند، دست کاری کرده اند.

بعد ابوبکر برگشت گفت که پیغمبر فرمود که ما ارث نمی گذاریم آنچه که از ما می ماند صدقه هست.

کلامی عجیب از ابوبکر، درباره مطالبه فدک از ناحیه حضرت زهرا

در ادامه دارد که:

«فو الله لَئِنْ قُلْتِ نَعَمْ لأَقْبَلَنَّ قَوْلَكِ وَلأُصَدِّقَنَّكِ! قَالَتْ: جَاءَتْنِي أُمُّ أَيْمَنَ فَأَخْبَرَتْنِي أَنَّهُ أَعْطَانِي فَدَكَ. قَالَ: فَسَمِعْتِهِ يَقُولُ هِيَ لَكِ؟ فَإِذَا قُلْتِ قَدْ سَمِعْتُهُ فَهِيَ لَكِ فَأَنَا أُصَدِّقُكِ وَأَقْبَلُ قَوْلَكِ! قَالَتْ: قَدْ أَخْبَرْتُكَ مَا عِنْدِي»

ابوبکر می گوید قسم به خدا یا زهرا اگر بگویی اینها اموال تو هست من تصدیق می کنم و به تو می پردازم! فاطمه گفت: ام ایمن به من گفته که پیغمبر فدک را به من بخشیده است.

در این جمله من دیگر به نظرم تحلیلی نداشته باشم، خیلی بهتر است! بعد حضرت زهرا گفت بله ام ایمن آمد به من گفت بر اینکه پیغمبر اکرم فدک را به من بخشیده است.

آیا بحث ام ایمن است؟ ما چقدر دلیل روایت معتبر و صحیح آوردیم که مفسرین نامی اهل سنت مطرح می کنند بر اینکه ربطی به ام ایمن هم ندارد. رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از نزول آیه شریفه «و آتی ذی القربی حقه» فدک را به صدیق طاهره (سلام الله علیها) بخشیدند

اینها را قبلاً هم مطرح کردیم و برای اینکه عزیزان یک مقداری در ماجرای قضایا قرار بگیرند این را ما مفصل مطرح کردیم که حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فدک را به صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بخشیدند.

بخشش فدک به حضرت زهرا؛ توسط شخص پیامبر!

ببینید ارتباطی به ام ایمن ندارد. «ابویعلی موصلی» از ابوسعید خدری نقل می کند که می گوید:

«لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ: {وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ} [الإسراء: ٢٦] «دَعَا النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَاطِمَةَ وَأَعْطَاهَا فَدَكَ»

وقتی آیه ذا القربی نازل شد، پیغمبر فاطمه را خواست و فدک را به او بخشید.

مسند أبي يعلى، المؤلف: أبو يعلى أحمد بن علي بن المثُنى بن يحيى بن عيسى بن هلال التميمي، الموصلي (المتوفى: ٣٠٧هـ)، المحقق: حسين سليم أسد، الناشر: دار المأمون للتراث – دمشق، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ - ١٩٨٤ج٢، ص ٥٣٤، ح١٤٠٩

پس ارتباطی به قضیه ام ایمن ندارد یا در اینجا از روح جعفر بن محمد نقل می کند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فدک را به صدیقه طاهره بخشیدند. در «الدرالمنثور» از ابو سعید خدری نقل می کند که فدک را رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به زهرای مرضیه بخشیدند.

یعنی این یک مورد، دو مورد نیست که ما بخواهیم بگوییم آقا ام ایمن خبر داده بود! اصلا فدک در اختیار حضرت زهرا بود کارگرهایش آنجا بودند و در زمان حیات پیغمبر از درآمد فدک صدیقه طاهره خرج می کرد.

حالا اینها را ما مفصل مدارکش را خدمت بیننده گان عزیز عرض خواهیم کرد. اینکه بله ام ایمن گفته که اینطوری بوده این یک مقداری آدم تعجب می کند که حضرات چه شکلی آمدند این قضایا را مطرح کردند. اینجا خب ما می بینیم حضرت زهرا، با حضرت علی (سلام الله علیه) می آید برای گرفتن فدک!

در کتاب «سبل الهدی و الرشاد» جناب آقای «صالحی شامی»، باز ایشان هم نقل می کند بر اینکه یک روز بعد از رحلت نبی مکرم فاطمه زهرا آمد در معیت امیرالمومنین و مطالبه ارث خودش را از ابوبکر کرد. باز همان روایتی را که در آنجا آمده بود اینجا هم مطرح می شود و جالب این هست که وقتی به اینجا که می رسد جناب آقای صالحی شامی می آید نسبت به سند روایت می خواهد اشکال بکند می گوید:

«روی ابن سعد برجال ثقات سوی الواقدی»

رجال ابن سعد همه ثقه هستند ولی واقدی ثقه نیست

سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد، اسم المؤلف: محمد بن يوسف الصالحي الشامي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٤هـ، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض؛ ج١٢، ص ٣٧٠

این تنها اشکالی است که جناب صالحی شامی بر این روایت گرفته است. خب این را من برای اینکه یک مقدار قضیه روشن بشود، عرض می کنم که عزیزان دقت کنند در کتاب «میزان الاعتدال» از آقای «ذهبی» وقتی که ایشان به «واقدی» می رسد می گوید:

«قال مجاهد بن موسى: ما كتبت عن أحد أحفظ من الواقدي. قلت: صدق، كان إلى حفظه المنتهى في الاخبار والسير، والمغازى والحوادث وايام الناس، والفقه، وغير ذلك.»

مجاهد گفته استمن از کسانی که روایت نوشتم حافظ تر از واقدی ندیدم. من می گویمراست می گوید. تمام اخبار و سیر و جنگ ها و حوادث و فقه در ذهن این مرد هست.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: ٧٤٨هـ)، تحقيق: علي محمد البجاوي، الناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر، بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، ١٣٨٢ هـ - ١٩٦٣ مج٣، ص ٦٦٣

یعنی در حقیقت منتهی الیه تمام مورخین، «واقدی» است. منتهی الیه فقه و غزوات همه، واقدی است. اگر واقدی را از کار انداختید همه از کار افتادند. یعنی شما آمدید سرچشمه را زدید خب در کنارش هم همه زده می شوند.

در کتاب «سیر اعلام النبلاء» ایشان می گوید آن آقایانی که آمدند «واقدی» را کنار می گذارند بدانند که:

«فلا یستغنی عنه فی المغازی وایام الصحابه و اخبارهم»

ما به هیچ وجهی بی نیاز نیستیم در غزوات و روزگار صحابه را جزء اینکه از واقدی بگیریم هیچ راه گریزی نداریم ضعیف هم که باشد ما تنها راهمان این هست اگر این را ما کنار بگذاریم دیگر راه دیگری نداریم

سير أعلام النبلاء، المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: ٧٤٨هـ)، المحقق: مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٥ هـ / ١٩٨٥م؛ ج٩، ص ٤٥٥

وقتی به این شکلی هست جناب آقای صالحی شامی دیگر چگونه اشکال می کنید؟ این قضیه خیلی واضح و روشن است.

مطالبه فدک، با همراهی ابن عباس، به نقل از صحیح بخاری!

در «صحیح بخاری» هم  نقل شده است:

«عَنْ عَائِشَةَ، أَنَّ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ، وَالعَبَّاسَ، أَتَيَا أَبَا بَكْرٍ يَلْتَمِسَانِ مِيرَاثَهُمَا، أَرْضَهُ مِنْ فَدَكٍ، وَسَهْمَهُ مِنْ خَيْبَرَ»

عایشه می گوید فاطمه و عباس، به نزد ابوبکر آمدند و میراث خود را مطالبه کردند. زمین فدک و سهمش از خیبر را خواستند.

الجامع المسند الصحيح المختصر من أمور رسول الله صلى الله عليه وسلم وسننه وأيامه = صحيح البخاري، المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبد الله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، ١٤٢٢هـ ج٥، ص٩٠، ح ٤٠٣٥

بله حضرت زهرا در معیت عباس آمدند هر دو ارث خودشان را مطالبه می کردند هم از زمین فدک و هم از سهم خیبر اینها مدارکی است که نشان می دهد صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به تنهایی یا همراه علی یا همراه عموی پیامبر آمدند.

حتی در «طبقات الکبری» ابن سعد، من یک روایتی پیدا کردم در ج ٢ که ایشان فاطمه زهرا آمد پیش ابوبکر میراثش را مطالبه کرد. عباس هم آمد میراث خودش را مطالبه کرد.

«جَاءَتْ فَاطِمَةُ إِلَى أَبِي بَكْرٍ تَطْلُبُ مِيرَاثَهَا. وَجَاءَ الْعَبَّاسُ بْنُ عبد المطلب بطلب مِيرَاثَهُ. وَجَاءَ مَعَهُمَا عَلِيُّ. فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: لا نُورَثُ.»

فاطمه به نزد ابوبکر آمد و میراثش را مطالبه کرد. عباس بن عبدالمطلب نیز میراثش را مطالبه کرد و علی نیز مثل آن دو به نزد ابوبکر رفت و میراثش را طلب کرد. ابوبکر گفت که پیغمبر گفته است که ما ارثی بر جای نمی گذاریم.

الطبقات الكبرى، المؤلف: أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (المتوفى: ٢٣٠هـ)، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤١٠ هـ - ١٩٩٠م؛ ج٢، ص ٢٤١

یعنی در حقیقت سه تایی آمده بودند بری مطالبه حق خود. حضرت زهرا، عباس، امیر المومنین (سلام الله علیه) ظاهرا اینها از چیزی که مربوط به اینها بوده (عدم ارث گذاشتن پیامبر) نشنیده بودند ولی دیگرانی که ارتباطی به قضیه نداشتند، این مسئله را شنیدند!!

مجری:

خیلی متشکرم از شما حضرت استاد. حالا ما داریم ابعاد مختلف را بررسی می کنیم که واقعاً حضرت زهرا (سلام الله علیها) از راههای مختلف برای گرفتن حقشان اقدام کردند. در یک جا افرادی را فرستادند. بعد خودشان آمدند. بعد با امیر المومنین، و با عباس آمدند.

اما نکته بعدی این است که باز می خواهیم ببینیم از یک نگاه دیگر و زاویه دیگر نگاه بکنیم حضرت استاد! اینکه آیا حضرت زهرا (سلام الله علیها) غیر از ابوبکر به افراد صاحب نفوذ دیگر برای مطالبه حقشان مراجعه کردند؟ مثلا به کسی بگوید این حق من است و حق من دارد ضایع می شود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، البته قضیه سخنرانی آتشین حضرت در مسجد و در جمع زنان مهاجر و انصار جداست. من یک مدرکی را خدمت بینندگان عزیز عرض کنم از کتاب «تاریخ الاسلام» آقای ذهبی. عزیزان من تقاضا می کنم دقت بیشتری بکنند.

وقتی جناب ابوبکر و عمر، با یکدیگر هماهنگ می شوند!!

من تحلیل نمی خواهم بکنم. تحلیل و قضاوت را به عهده عزیزان می گذارم. دیگر «ذهبی» یک شخصیت شناخته شده است، که احتیاجی به توضیح ندارد. تاریخ اسلام ج٢، از سال ١١ تا ١٠٠هجری، بعضی از جاها در جلد اول این را آوردند.

ایشان یک قضیه ای را نقل می کند که صدیقه طاهره آمد و پیش ابوبکر و مطالبه کرد. روایت خیلی مفصل است. اگر بخواهم روایت را یک مقداری ترجمه کنم وقتی می گیرد. بعد از اینکه این قضایا با ابوبکر تمام شد؛

فَانْصَرَفَتْ إِلَى عُمَرَ؛ فَذَكَرَتْ لَهُ كَمَا ذَكَرَتْ لِأَبِي بَكْرٍ فَقَالَ لَهَا مِثْلُ الَّذِي رَاجَعَهَا بِهِ أَبُو بَكْرٍ

صدیقه طاهره رفت پیش عمر بن الخطاب همان چیزهایی که به ابوبکر گفته بود به عمر بن الخطاب هم گفت عمر همان جوابی را به فاطمه داد که ابوبکر داده بود.

گفت که این ارث من هست این اموال من هست. مثلا آقای عمر! تو اگر بمیری چه کسانی از تو ارث می برند؟ مثلا گفته فرزندان من. خب چطور فرزندان شما از شما ارث می برند ولی من دختر پیغمبر ارث نبرم؟

دید «عمر بن الخطاب» عین آن جمله را نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر که ابوبکر جواب داده بود، عین آن جواب را هم عمر بن الخطاب داد.

فَعَجِبَتْ، وَظَنَّتْ أَنَّهُمَا قَدْ تَذَاكَرَا ذَلِكَ وَاجْتَمَعَا عَلَيْهِ.

فاطمه شگفت زده شد وبه این نتیجه رسید که این دو تا با هم دیگر گفتگو کردند.

تاريخ الإسلام وَوَفيات المشاهير وَالأعلام، المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: ٧٤٨هـ)، المحقق: الدكتور بشار عوّاد معروف، الناشر: دار الغرب الإسلامي، الطبعة: الأولى، ٢٠٠٣ مج٢، ص ١٦

یعنی در حقیقت ابوبکر و عمر، با هم حرفشان را یکی کردند که اگر فاطمه زهرا آمد تو هم این جواب را بگو به من هم مراجعه کرد همین جواب را خواهم داد! این دیگر خیلی واضح و روشن است که عبارت جناب آقای ذهبی که از استوانه های علمی اهل سنت است.

مجری:

استاد آن مطلبی را که ابوبکر نقل کرد که پیغمبر فرموده ما ارث بر جا نمی گذاریم، کسی دیگری از زبان پیامبر نشنیده بود؟ طبق نقلی که خلیفه اول بیان می کند هیچ کسی دیگر ظاهرا نقل نکرده است!؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، این در حقیقت به این شکلی است. حالا ما هیچ داوری نمی کنیم. البته عزیزان اهل سنت دلخور نشوند. اینها بحث های علمی و تاریخی است. غالباً شاید علمای بزرگوار صلاح نداند این مطالب را نقل کنند یا در مطالعاتشان نتوانند برسند.

بعد وقتی ما می آییم شصت ساعت مطالعه می کنیم فرضاً، پنجاه ساعت مطالعه، دو یا سه تا روایت پیدا می کنیم، در چند دقیقه می خواهیم مطرح کنیم و بعضی وقت همین آماده کردن اینها، تصویر گرفتن از کتاب، تنظیم دادن به صفحات کتاب؛ ساعت ها وقت می برد که عزیزان بیننده، خیلی راحت این  مطالب را در برنامه می بینند.

البته هذا من فضل الله تبارک و تعالی؛ امیدواریم که ان شاء الله اینها یکی از بهترین ذخیره های ما باشد برای شب اول قبرمان. ذخیره ای باشد برای قیامت ما. یک ثانیه از این کارهای ما مرضی حضرت زهرا (سلام الله علیها) قرار بگیرد قطعاً - به قول آیت الله العظمی مکارم شیرازی - دنیا و آخرت ما آباد است.

کلامی لذت بخش، از دکتر طیب!

اینها خلاصه بحث های علمی هست. به قول آقای دکتر «طیب»، شیعه ها امامت را اصلی از اصول دین می دانند، ولی ما سنی ها اصلی از اصول دین نمی دانیم. نه شیعه ها ما را چون امامت را از اصلی از اصول دین نمی دانیم کافر می دانند و نه ما شیعه را چون امامت را از اصول دین می دانند تکفیر می کنیم.

اگر واقعاً بحث ها اینطوری باشد، نگاهها این چنینی باشد، خیلی ارزشمند است. من واقعاً در این یک ماه بحث آقای طیب، شیخ الازهر را که دیدم، این جمله اش واقعاً برای من خیلی لذت بخش بود. حالا عرض کردم، ما انتقاد هم زیاد داریم به ایشان! ان شاء الله در سر وقتش هم ما این بحث ها را ما مطرح می کنیم.

ما برای یک ماه ایشان جواب دادیم. البته نزدیک٧٠٠ صفحه شده و شاید این را چاپ کنیم. ولی ما از این خوشحالیم که ایشان آمد خیلی محترمانه و مودبانه بحثش را مطرح کرد و غالبا هم این مطلب را گفت این عقیده شیعه هست این عقیده اهل سنت است. ما نه شیعه را به خاطر این عقیده تکفیر می کنیم و نه شیعه، به خاطر این عقیده، ما را تکفیر می کند. اگر این ملاک بحث های علمی باشد ارزشمند است.

ما از عزیزان اهل سنت بارها درخواست کردیم، اینجا تشریف بیاورند یک بحث علمی دوستانه و با صفا مثل بحث های جناب آقای طیب که ماه رمضان داشتند، بکنیم.

خوب ایشان اشکال هم زیاد داشتند. ایشان به شیعه کم اشکال نگرفتند. ولی ما هم اشکالاتشان را جواب خواهیم داد. همانطور که ایشان احترام گذاشتند، ما هر دفعه از ایشان نام بردیم احترام گذاشتیم. اگر این طور بحث ها ادامه داشته باشد حالا چه در جلسات خصوصی یا در رسانه ها، بینندگان عزیز حتما تصدیق خواهند کرد که قطعاً این طور بحث های دوستانه زمینه زندگی مسالمت آمیز شیعه و سنی و زمینه وحدت و زمینه دور کردن اختلاف را فراهم می کند.

ولی وقتی یک شیعه بیاید در ماهواره اش شروع کند به فحش دادن، توهین کردن، یک وهابی در ماهواره اش بیاید فحش و ناسزا بگوید؛ قطعاً این بحث ها خلاف شرع است! حرام است! در آن هیچ شک و شبهه ای نیست و غیر از دشمنان اسلام هم از این فحش و اهانت و ناسزا هیچ بهره ای نمی برند!

مجری:

خیلی متشکرم استاد! اگر اجازه بدهید البته من سوالات دیگری را هم یادداشت کرده بودم بپرسم دیگر وقتمان را اختصاص بدهیم به دوست خوب بیننده مان.

حالا بحثمان ادامه دارد که به چه شکل حضرت صدیقه طاهره کوتاه نیامدند. شما ببینید واقعا وقتی که تاریخ را نگاه می کنیم، آنهم در منابع اهل سنت، در منابع ما که فراوان است به شکل های مختلف حضرت مطالبه کردند برای گرفتن حق خود.

عرض کردیم در ظاهر فدک تکه زمینی بود اما هدف بزرگ تر و والاتری پشت این موضوع بود که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به شکل های مختلف تلاش کردند به آن برسند.

برنامه «حبل المتین» از «شبکه جهانی ولایت» تقدیم حضور شما می شود. شنیدن نام قشنگ و زیبای و با صفای مولا به دلهای ما یک صفای ویژ ه می دهد، یک حال و هوای ویژه می دهد. مخصوصاً آنهایی که مشرف می شوند به عتبات عالیات؛ مشرف می شوند به نجف؛ با اولین نگاهشان به آن صحن و سرا، با اولین نگاهشان به آن ایوان طلای نجف، و اولین نگاهشان به آن ضریح با صفای وجود مقدس آقا امیر مومنان علی (علیه السلام)، گل از گلشان می شکفد.

بعضی این طور حال می کنند. بعضی ها با شنیدن نام این آقای عزیز، بعضی ها با شنیدن احادیث و روایاتی که در وصف و کمالات ایشان هست، بعضی ها با خواندن کتاب شریف نهج البلاغه، هر کسی به هر طریقی با نام مولا با وجود مقدس حضرت امیر مومنان علی (علیه السلام) صفا می کند.

و ما هم می خواهیم یک بخش دیگری را از آن حال و هوای ویژه تقدیم حضور شما بکنیم و یک میان برنامه قشنگی که دوستان خوب اتاق فرمان آماده کردند با شنیدن مدح و منقبت مولا یک صفای ویژه به دل های شما ان شاء الله انتقال پیدا بکند با یک دوبیتی که من تقدیم حضور شما خواهم کرد و بعد از آن هم بر می گردیم و صدای گرم شما را خواهیم شنید:

اوصاف علی به گفتگو ممکن نیست / گنجایش بحر در سبو ممکن نیست

ماندم که علی را به چه تشبیه کنم / تشبیه علی جزء به علی ممکن نیست 

الهی شکر الحمد الله. خدایا ممنونیم از این لطف و عنایت و مرحمتی که به ما داشتید. دلهایمان پر از عشق به مولا امیر المومنین هست.

هر بار انگار وقتی مدح آقا را می شنویم برای ما یک تازگی خاص و جدیدی را دارد و یک حال خوشی به ما دست می دهد. به هر صورت در این دنیا هر شخصی با یک چیزی دلش خوش می شود. به قولی صفا می کند ما محبان و شیعیان مولا امیر مومنان علی (علیه السلام) هم با نام آقا، با مدح آقایمان، با شنیدن فضائل مولایمان، گل از گلمان می شکفد. لبخند روی لب هایمان می آید. آرامش به دلهایمان می آید. اصلاً حالمان خوش می شود و خدا را شکر می کنیم به واسطه این نعمت بزرگ ان شاء الله که قدر دانش باشیم.

بخشی از پیامک های بینندگان:

خیلی از عزیزان پیامک فرستادند من یک اشاره خیلی کوتاهی داشته باشم به پیامک های عزیزان:

یک بزرگواری گفتند در خصوص برنامه «کلمه طیبه» چرا مجدد برنامه ریزی نمی کنید. در مورد برنامه های کلمه طیبه تا دروغ های وقیحانه شبکه وهابی بر ملا بشود. خیلی هم اصرار کردند که این اتفاق بیفتد.

یک عزیز دیگری گفتند که علاوه بر شبکه «کلمه» بعضی از شبکه های دیگر را چرا شبهاتشان را پاسخ نمی دهید؟

یک دوست دیگر گفتند: سلام علیکم! بنده یک سنی هستم. پانزده سال هست که در مسجد شیعه هیأت امنا هستم و در همه عزاداری ها شرکت می کنم و مشغول دسته زنجیر زنی هستم. خیلی دوست دارم که اگر امکان باشد با جناب آقای قزوینی یک دیدار داشته باشم به خاطر اینکه باعث وحدت بیشتر بین شیعه و سنی شدند!

پیامکهای دیگر از شهرستان زابل آقا غلامرضا برایمان پیامک فرستادند.

عزیز دیگری محمد از خمینی شهر تبریک گفتند این ایام را که ممنون هستیم از ایشان و امیدوارم که برای ایشان هم مبارک باشد.

گفتند ضمن تبریک دهه کرامت لطفا درباره ذوالفقار امیر مومنان علی (علیه السلام) که توسط جبرئیل از آسمان آورده شده در کتب شیعه و سنی نشان بدهید و صحبت بکنید. چشم ان شاء الله اگر فرصت شد صحبت می کنیم.

آقا امید از خمینی شهر گفتند خیلی گرفتارم خواهش می کنم برایم دعا بکنید. چشم اگر لایق باشیم دعاگو هستیم.

سرکار خانم مریم از زابل تشکر کردند از برنامه.

عزیزی گفتند که من محمد هستم از «بم» خیلی دوستتان دارم. عاشق شبکه ولایت هستم. برای برادرم دعا کنید. مشکل بزرگی دارد. ان شاء الله که به حق مولا امیر مومنان علی علیه السالم به حق این ایام مبارک، دو خواهر و برادر محور این ایام هستند، حضرت کریمه اهل بیت و آقا علی بن موسی الرضا (علیهم السلام) حاجت روا بشوید مشکلتان حل بشود.

گفتند نائب الزیاره ما باشید. چیزی که از دست من بر می آید حتما هر بار که توفیق دارم به حرم فاطمه معصومه (سلام الله علیها) مشرف می شوم. تقریبا یک توفیق هر روزی است که نصیب من می شود به واسطه برنامه ای که آنجا دارم حتما دعا گوی شما هستم و دعایتان می کنم اگر لایق باشیم.

خیلی از عزیزان دیگری لطف کردند برای ما پیامک فرستادند. اگر فرصت شد من در فرصت های بعدی حتما از پیامکهای دوستان استفاده خواهم کرد و مطالبشان را بیان خواهم کرد.

تماس بینندگان:

در این لحظه ما می خواهیم در خدمت دوستان بیننده باشیم و صدای گرمشان را بشنویم: اولین بیننده ما جناب آقای باقری هستند و از عزیزان اهل سنت ما هستند سلام به شما:

بیننده (باقری از آذربایجان شرقی – اهل سنت):

سلام علیکم، درود و سلام خدا بر اهل بیت پیغمبر (صلی الله علیه و سلم)! من واقعیت آقای اسماعیلی عزیز! درباره چند کلمه آخر صحبت های آقای قزوینی، واقعا اینجا مثلا چطوری بگویم، یک نوری شد به دل من! یعنی شاید هم من روی حرفم بیشتر با خودم هست آن این هست که با این حرفها ما واقعیت می توانیم به وحدت برسیم. البته داریم.

ان شاء الله که ما سعی می کنیم وحدتمان را بیشتر و محکم تر بکنیم اما من می خواهم یک چیزی را عرض بکنم، اگر قرار باشد بخواهیم حتی از هر سنی هر مسلمانی حالا بیاییم بگوییم اگر اهل بیت پیغمبر را قبول نداشته باشند و از آنها پیروی نکنند، فکر نکنم مسلمانی آنها حالا من نمی گویم تکفیر، حداقل مسلمانی، شاید هم به حدی می توانم بگویم ضعیف هست.

چرا؟ چون این بزرگان اهل بیت بودند که راه راست را و راه درست را به ما نشان دادند ما وظیفه مان در مقابل، این هست که از بزرگان اهل بیت پیروی کنیم. و ضمنا ما یک خانواده صد نفری هستیم خدا خودش می داند اگر بیاییم تقسیم کنیم شاید هم بگویم بالای ٦ درصد اسم فاطمه، علی، حسین و این بزرگان است. شاید هم بگویم اصلا اقرار کنم بگویم هر اهل سنتی که اهل بیت را دوست نداشته باشد و قبول نداشته باشد اصلا شاید این مسلمان نیست!

اما من می خواهم یک چیزی را عرض کنم درباره برنامه امشبتان که بحث فدک بود. در آن دنیا ما وقتی که خلاصه بر می گردیم به درگاه حق تعالی اولین سوالی که از ما می پرسند این هست که شما نحوه پیروی تان از اهل بیت چه بوده؟ نه اینکه بحث فدک و اینها باشد! و آیا ما واقعا این بزرگان اهلبیت را داریم از ایشان پیروی می کنیم این مهم ترین کلام است!

مجری:

آقای باقری! مگر حضرت فاطمه جزء اهلبیت نبودند؟

بیننده:

خوب چرا!

مجری:

وقتی که حضرت فاطمه به عنوان یک اهل بیت می آیند مطالبه حقشان را می کنند؛ این را ما به عنوان یک کسی که در تاریخ این اتفاق افتاده نگوییم؟

بیننده:

نه، چیزی تاریخی را که باید گفت. من عرضم یک چیز دیگر است آقای اسماعیلی عزیز! امروز بزرگترین نعمت و بزرگ ترین افتخار و وظیفه ما به عنوان مسلمان چه شیعه و چه سنی این هست که از عمل اینها پیروی کنیم!

مجری:

خوب این هم عمل بوده است. این احقاق حق بوده است!

بیننده:

ولی بحثم این هست که مسئله فدک اگر حقی است برای ١٤٠٠ سال پبش است. که این مسئله گذشته! شاید اگر هزاران هزار برنامه دیگر بگذاریم در اینجا، فکر کنم ارزش اینکه ما از اهل بیت به عنوان مسلمان شاید به عنوان یک سنی پیروی کنم از عملشان از کارشان شاید این فایده اش بیشتر باشد!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای باقری جان! شما می فرمایید از عمل اهلبیت ما باید استفاده کنیم. این هم عمل حضرت زهرا است. یک حقی از او گرفتند با انواع و اقسام راههایی که دارد دفاع می کند. این به من و شما هم یاد می دهد اگر حق ما را هم کسی گرفت ما هم نیاییم همین طور بنشینیم در خانه مان، شروع کنیم علیه ظالم نفرین کنیم، این که نیست!

ما هم باید از تمام راههایی که می توانیم برای احقاق حق خودمان دفاع کنیم. شما این روایت را که عزیزان اهل سنت هم آورده اند ببینید که پیامبر فرمود:

«من قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِيدٌ»

هر کس برای دفاع از اموالش قیام بکند و کشته بشود شهید است

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج ٢، ص ٨٧٧»

این در حقیقت عمل صدیقه طاهره هست. که ما باید برای خودمان الگو قرار بدهیم این هم در حقیقت همان فرمایش حضرت عالی است که ما عمل اینها را ملاک قرار بدهیم این هم یکی از اعمال آنها هست.

شما ببینید آقای باقری عزیز! در این شبکه های وهابی یا شیطانی صهیونیستی؛ روی این مسائل چه حرفهای نادرست، دروغ ، و افترا می زنند! چه جسارتها به حق حضرت زهرا (سلام الله علیها) می کنند

ما ناگزیریم؛ همه بینندگان ما مثل حضرت عالی، آدم فهیم و بزرگوار که نیستند بیایند بگویند بله اگر کسی از اهل بیت تبعیت نکند اهل بیت را قبول نداشته باشد اصلا ما مسلمان نمی گوییم. شما ببینید در این شبکه ها که کم و بیش بیننده هم دارند در ایران، چه شبهاتی مطرح می کنند. هم نسبت به حضرت امیر هم نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) خب ما هم ناگزیر هستیم عزیز من!

ما بارها هم گفتیم اهانت به مقدسات اهل سنت را گناه نابخشودنی می دانیم. ولی بحث های تاریخی را برای تنویر افکار مخاطبین خود ضروری می دانیم.

از طرفی هم آقای باقری جان! تعداد زیادی هم عزیزان شیعه هستند دارند برنامه ما را می بینند. آنها هم می خواهند در این قضیه دستشان پر باشد. بدانند که چه گذشته در تاریخ. اگر فقط بیننده ما جناب آقای باقری بزرگوار بود، خب فرمایشتان کاملا متین است. ولی بیننده های ما هم غیر از شما عزیزان اهل سنت دیگر هستند و عزیزان شیعه ما هم هستند نیاز دارند به این بحث ها.

مجری:

خیلی متشکریم از شما آقای باقری! ان شاء الله که موفق باشید تشکر می کنیم از تماس شما و از اینکه نکاتی را هم شما عنایت کردید و مطرح فرمودید.

اما بیننده بعدی ما سرکار از شیعیان مولا امیر مومنان علی علیه السلام هستند سلام و درود به شما

بیننده (خانم احمدی از تاجیکستان – شیعه):

سلام عرض می کنم خدمت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و همچنین خدمت شما مجری محترم آقای اسماعیلی. اگر اجازه بدهید من می خواستم روایاتی که در رابطه با حقانیت حضرت علی (علیه السلام) گذاشته بودید را بیان کنم.

حدیث اول: «الحق مع ذا الحق مع ذا»؛

ابویعلی موصلی متوفی ٣٠٧ در مسند خودش نوشته از ابوسعید نقل شده است که در کنار خانه رسول خدا در جمعی از مهاجران و انصار حضرت سخن می گفتند که علی بن ابی طالب از آنجا گذشتند رسول خدا فرمودند:

«الحق مع ذا الحق مع ذا»

حق با اوست حق با اوست

مسند ابویعلی، ج ٢، ص ٣١٧، ح ١٠٥٢

ابن حجر عسقلانی متوفی ٨٥٢و دیگران نیز این روایت را نقل کردند مطالب العالیه ج ١٦ ص ١٤٧ ح ٣٩٤٥ و بررسی روایت هیثمی متوفی ٢٠٧ گفته این روایت را ابویعلی نقل کرده و راویان ثقه هستند مجمع الزوائد ج ٧ ص ٢٣٥

حدیث دوم: «انت مع الحق و الحق معک حیث ما دار»

ابن عساکر متوفی ٥٧١ از طریق سعد ابی وقاص نقل می کند که از پیامبر اکرم شنیدم که به علی علیه السلام فرمودند

«انت مع الحق و الحق معک حیث ما دار»

تو با حق هستی و حق هم با توست هر کجا که باشی

تاریخ مدینه دمشق ج ٢٠ ص ٣٦١

معاویه بعد از شنیدن این حدیث به سعد بن ابی وقاص گفت اگر من این حدیث را از رسول خدا شنیده بودم تا زمان مرگ خادم حضرت علی علیه السلام می شدم. تمام راویان این حدیث مورد وثوق هستند

حدیث سوم: «علی مع الحق و الحق مع علی»

ابن عساکر متوفی ٥٧١ از دانشمندان نقل می کند که گفته است از رسول خدا سلام الله علیه شنیدم که فرمودند

«علی مع الحق و الحق مع علی حتی یردا علی الحوض»

علی با حق است حق هم با علی است و هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد خواهند شد.

 ابن عساکر تاریخ مدینه دمشق ج ٤٢ ص ٤٤٩

حدیث چهارم:«رَحِمَ الله عَلِيًّا اللهم أَدِرْ الْحَقَّ معه حَيْثُ دَارَ» 

از حضرت علی علیه السلام نقل می کند که پیغمبر اکرم فرمودند:

«رَحِمَ الله عَلِيًّا اللهم أَدِرْ الْحَقَّ معه حَيْثُ دَارَ» 

خداوند علی را رحمت کند خدایا حق را بر مدار علی بچرخان هر طرف که او برود

 و سپس در تصحیح حدیث می گوید سند این روایت بنا بر شرائط شیخین و بخاری هم نقل کرده است.

مستدرک، ج ٣، ص ١٣٤

فخر رازی مفسر شهیر اهل سنت می گوید هر کسی در دینش به علی علیه السلام اقتدا کند به راستی که هدایت شده است دلیل بر این مسئله این سخن رسول خداست که فرمودند:

اللهم أَدِرْ الْحَقَّ معه حَيْثُ دَارَ» 

خدایا حق را بر مدار علی بگردان هر کجا که او باشد

تفسیر کبیر، ج١، ص ١٦٨ نشر دارالکتب العلمیه بیروت

حدیث پنجم: «عَلِيٌّ على الْحَقِّ مَنِ اتَّبَعَهُ اتَّبَعَ الْحَقَّ»

طبرانی از ام سلمه همسر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که گفته است:

«كان عَلِيٌّ على الْحَقِّ مَنِ اتَّبَعَهُ اتَّبَعَ الْحَقَّ وَمَنْ تَرَكَهُ تَرَكَ الْحَقَّ عَهْدًا مَعْهُودًا قبل يَوْمِهِ هذا»

علی بر حق بوده هر کس از او تبعیت کند از حق تبعیت کرده هر کس او را رها کند حق را رها کرده و این عهد و تقدیر ثابت خداوند است

معجم الکبیر، ج ٢٣، ص ٣٣٠ حدیث ٧٥٨

در روایت دیگر ام سلمه سلام الله علیها گفته اند به خدا سوگند علی علیه السلام در گذشته و آینده بر حق بوده و این عهد و تقدیر ثابت الهی است تاریخ مدینه دمشق ج ٤٣ ص ٤٤٩

حدیث ششم: «علی مع القرآن و القرآن مع علی»

 حاکم نیشابوری از ام سلمه نقل می کند که گفته اند از پیامبر شنیدم که گفتند علی همراه قرآن است و قرآن نیر همراه علی است هیچ گاه از یکدیگر جدا نمی شوند تا اینکه کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

مستدرک علی الصحیحین، ج٣، ص ١٣٤

این هم به کور چشم وهابیت!! اللهم عجل لولیک الفرج

مجری:

الهی آمین. خیلی عالی بود. خیلی ممنونیم. با شما خداحافظی می کنیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بارک الله احسنت. خیلی عالی و خیلی زیبا بود. دست شما درد نکند خواهرم! الحق و الانصاف امشب این خواهر عزیز یا دختر عزیزمان از تاجیکستان گل کاشتند.

سخنی با اهالی تاجیکستان!

الحمد الله رب العالمین ما در تاجیکستان بیننده خیلی زیاد داریم. حتی غالب اهل سنت تاجیکستان بیننده برنامه شبکه ولایت هستند. حتی دوستان ما همین چند شب آمده بودند یک نشستی هم داشتیم، بعضی از دوستان می گفتند آنجا در بعضی از شهرها برق نیست شب ها رفتند موتور برق گرفتند برای اینکه شبکه ولایت را ببینند!!

من فقط برای عزیزان تاجیکی یک نکته ای را عرض کنم. اول از همه به عزیزان تاجیکستانی سلام می کنم و دعایشان هم می کنم و چند تا نکته را من اینجا عرض کنم.

ما این را قبلا هم مطرح کردیم. مردم عزیز تاجیک! شیعه، سنی؛ یقین داشته باشید که امروز «وهابیت» در تاجیکستان، برای شما خواب خطرناکی دیده اند!!

اینها در این شبکه هایشان مخصوصا این «انصاری»، که به قول آقای «ملازاده» در پارچه فروشی ورشکست شده، سواد هم ندارد، شروع کرده بین شیعه و سنی و بین مردم و دولت تفرقه ایجاد کند. و این فرهنگ نحس و نجس وهابیت را دارند آنجا ترویج می کنند.

برادران عزیز تاجیک! اینها می خواهند کشور شما را به سوریه دوم تبدیل کنند! می خواهد به عراق دوم تبدیل کنند! فریب این یاوه سرایان را نخورید!

همان عزیزان اهل سنتی که قبولشان دارید، چون مردم تاجیکستان همه حنفی هستند. حنفی ها اهل بیت را دوست دارند. شیعیان آنجا که جای خود دارند، فریب حرفهای مزخرف و چرند این شبکه های ماهواره ای شیطانی مثل «وصال ناحق» را را نخورید.

اینها دارند شما را به جان هم می اندازند بین شما و دولت می خواهند فاصله بیندازند. شما را علیه دولت تحریک کنند. به خیابانها بکشند. شما را علیه شیعیان، شیعیان را علیه سنی، تحریک کنند به بهانه توحید!

کدام توحید؟ آن توحیدی که ما هفته گذشته پخش کردیم. که آقا می گوید «خدای عالم می تواند هزار تا خدا خلق کند». مرده شور خودت را ببرد با این خداشناسی خدا.

یا می گویند: «خدا می تواند سنگی بیافریند که خودش نتواند بلند کند!!» این خدا به درد تو می خورد و عربستان سعودی که دارد امروز در یمن جنایت می آفریند.

یعنی جنایتی که امروز آل سعود و آل یهود در یمن انجام می دهند، هزاران مرتبه وحشی تر از جنایات صهیونیست ها در فلسطین بوده، حتی صهیونیست ها گفتند بابا اینها دست ما را از پشت بستند!!

عزیزان تاجیکی این را دقت کنید! اگر مشکلاتی هم شما با دولت دارید حالا ما مبنای اینکه ورود به کارهای سیاسی کشورها را به هیچ وجه نداریم. اصلا و ابداً. چه در داخل ایران چه خارج ایران. حالا اینکه پیامی هم حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دادند نسبت به رئیس جمهور محترم تاجیکستان «امام علی رحمان اف»، که ایشان گفت این «اف» را نگویید برای ما امام علی رحمان بگویید.

در هر صورت؛ شما مشکلاتی هم دارید. مشکلات را دوستانه خودتان بنشینید با همدیگر حل کنید. من به همه عزیزان شیعه در تاجیکستان، سلام ابلاغ می کنم. از همه شما خواهش می کنم، پیشانی شان را می بوسم، احترام اهل سنت را بیش از آنچه که به شیعه احترام می گذارند، احترام بگذارند!

از عزیزان اهل سنت تاجیک هم تقاضا می کنم اگر من را به عنوان یک برادر قبول دارند، دست شان را می فشارم ،پیشانی شان را می بوسم. نسبت به شیعه به عنوان یک برادر نگاه کنند. فریب حرف این شبکه های وهابی را نخورند. خدای نکرده اگر فریب اینها را بخورید، همان جنایاتی که اینها در سوریه و عراق داشتند، همان خواب آشفته را برای شما هم دیده اند.

مجری:

خیلی متشکرم از توصیه و سفارش شما ان شاء الله که این پیام را هم عزیزان شیعه ما و هم عزیزان اهل سنت در تاجیکستان دریافت کردند.

بیننده (آقای دهقانی از پاکدشت - شیعه):

سلام علیکم. خسته نباشید خدمت استاد آقای قزوینی، هم سلام عرض می کنم و این ایام دهه کرامت و تولد حضرت معصومه و آقا علی بن موسی الرضا را به شما و به همه مسلمانان جهان تبریک می گویم.

اولاً می خواستم التماس دعا بگویم خدمت شما که نزدیک حرم حضرت معصومه هستید. از طرف ما هم زیارت کنید و ان شاء الله ما را هم دعا کنید، نائب الزیاره ما هم باشید.

بعد هم یک سوالی داشتم از استاد. می خواستم یک روایتی هم لطف کنند از «کافی» یا «بحارالانوار» از کتب شیعه بیاورند برای «فدک»، یک کمی هم برنامه را از مطالب کتابهای شیعه منور کنند.

سوال دیگر هم داشتم در مورد میلاد آقا علی بن ابی طالب، خب ما زیاد شنیدیم که روز ولادت آقا علی بن ابی طالب، حضرت بعد از اینکه چشمشان را رو به پیامبر باز کردند و سلام کردند به حضرت رسول (سلام الله علیه) آنجا قرآن خواندند. می خواستم اولا چه آیه ای خواندند؟ بعد هم، در آن زمان قرآن که نازل نشده بود، می خواستم ببینم این در منابع اهل سنت هم آمده یا نه؟ التماس دعا.

بیننده (آقای شه بخش از زاهدان - اهل سنت):

سلام عرض می کنم خدمت استاد محترم آقای قزوینی و همچنین مجری گرانقدر شبکه ولایت. اولاً تشکر می کنم از برنامه های خوبتان. من همیشه برنامه های خوبتان را می بینم. علاوه بر این شبکه های دیگر را هم می بینم. البته من خودم آن شبکه ها را به عنوان اهل سنت قبول ندارم. ولی خب نگاه می کنم حالا شاید یک چیزهایی بگویند ببینم اصلا جدای همه چیز، خود وهابیت را بشناسم.

یک پیامی هم برای تمام دوستان شیعه و اهل سنت خودم دارم. اینکه نه ما چون اهل سنت هستم پدرانمان اهل سنت بودند ما هم باید اهل سنت باشیم یا اینکه پدرانمان شیعه بودند ما هم باید شیعه باشیم.

در کل از دید من البته خیلی ها این عقیده را دارند که باید در مورد مذهب انسان تحقیق کند و آن مذهب حقه را خودش پیدا کند و بعد قبول کند. یعنی تقلیدی نباشد. اما وجدانا و شرافتا قضاوت کند بعد هم اگر راه اشتباه هم برود خب آن دیگر خداوند ذو الجلال و الاکرام آنقدر دیگر بخشنده هست که از سر تقصیرات و اشتباه ما بگذرد.

مجری:

خود شما هم تحقیق کردید آقای شه بخش! این توصیه ای که فرمودید؟

بیننده:

بله من حقیقتا کتابهای زیادی هم خواندم. از کتابهای اهل تشیع مخصوصا یک کتاب جلد قدیمش هم دارم خیلی هم قطور است. «شب های پیشاور» را خواندم. بعد کتابهای دکتر بیژنی را خواندم. کتابهای خودمان را خواندم.

کلا کتاب زیاد خواندم اما در یک کتاب بود نمی دانم در کدام یک از این دوتا یکی کتاب «علی کیست» و دیگری هم کتاب «خداوند علم و شمشیر» این سوال هم می خواهم بپرسم در مورد همین قضیه البته نمی دانم در کدام یکی از آنها خواندم، در مورد شهادت حضرت عمر است می خواستم ببینم اولا شهادت حضرت عمر را از حضرت استاد بپرسم به چه شکل بوده؟

یکی هم آیا پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خودش در مورد اینکه بعد از خودش جانشین چطوری انتخاب بشود به شکل شورا یا همان طریقی که اهل سنت می گویند، آیا روایتی آمده که اینطوری انتخاب کنید یا اینها خودشان اینطوری این عمل را انجام دادند؟

دو مطلب دیگر هم هست در مورد بحث تقلید بود که شبکه «کلمه» را که من نگاه می کردم آقای هاشمی حرف خیلی قشنگ و خنده داری می زدند. یک شخصی به آنها زنگ زد گفت تقلید چطوری است؟ جواب داد که بله شما نباید تقلید کنید. اما تقلید به این شکلی بپرسید از او و بعد بگویید از کدام منبع و از کدام کتاب این دیگر تقلید نیست این طوری است!

یکی هم بحث تولد حضرت امیر مومنان این است که آن چیزی که من تحقیق کردم هیچ شکی در آن نیست که حضرت علی در کعبه به دنیا آمدند و دیوار کعبه به خاطر ایشان شکافته شده! هیچ شکی از نظر من با تحقیقی که خودم کردم نیست! فقط آن دو تا سوال را به من جواب بدهند من ممنون می شوم.

مجری:

خیلی متشکرم .در مورد قتل «عمر» از منابع شیعه یا منابع اهل سنت می خواهید؟ 

بیننده:

از منابع اهل سنت می خواهم. شیعه را هم بگویید ممنون می شوم. البته من در کتاب «علی کیست» خواندم که «ابولولو» به چه شکل انجام دادند. 

بیننده (آقای فقیهی از قم – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله خدمت شما و استاد محترم. من یک سوال داشتم. این وهابیت مقایسه می کنند مخالفت عمر را با پیغمبر، با مخالفت حضرت علی در حدیبیه، می خواستم ببینم این را چطور باید جواب داد؟

مجری:

اگر اجازه بدهید این چند تا سوال را جواب بدهیم. استاد! آقای دهقانی در خصوص روایت فدک از منابع شیعه گفتند که چطور آمده است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با فدک اولین کتابی که ما داریم از کتاب «سلیم بن قیس» هست. که مفصل قضیه فدک را مطرح کرده است.

بعد مرحوم کلینی که هفته گذشته هم روایتش را نشان دادیم و در خود نهج البلاغه هم که امیر المومنین (سلام الله علیه) به «محمد بن ابی بکر» می فرماید:

«بَلَى كَانَتْ فِي‏ أَيْدِينَا فَدَكٌ‏ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ»

در زیر آسمان کبود یک فدکی در اختیار ما بود. یک عده دخالت کردند آن را از دست ما گرفتند. یک عده هم دفاع نکردند و سخاوتمندانه از کنارش عبور کردند. فدک را می خواهیم چکار کنیم ما فردای قیامت آنجا حق به حقدار خواهید رسید.

نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص ٤١٧، نامه ٤٥ به عثمان بن حنيف الأنصاري

این خلاصه آنچه که در کتب ما آمده بود.

مجری:

در خصوص ولادت آقا امیر مومنان علی (علیه السلام) ایشان گفتند که وقتی که چشمان مبارکشان به چهره نبی گرامی اسلام منور شد، آیا داریم که آیه قرآن خوانده باشند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من در منابع شیعه ندیدم. در جلسات مداحی ها مطرح می کنند. حالا من نمی خواهم بگویم نیست. بنده ندیدم. خدا بیامرزد آقای «کافی» را. می گفت وقتی حضرت علی به دنیا آمد و دادند دست پیغمبر گفت یا رسول الله قرآن را من بخوانم یا تو بعد قد افلح المومنون امثال این را خواندند!!

البته این را ما عقیده داریم که امیر المومنین (سلام الله علیه) شاید سالها و هزاران سال قبل از خلقت حضرت آدم، اینها نور پاکشان در کنار نور پاک نبی مکرم بوده است. عقیده شیعه این هست.

روایت هم آن دفعه ما نقل کردیم که پیامبر فرمود:

 «أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيَّ أَنْ سَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ‏ رُسُلِنَا عَلَى‏ مَا بُعِثُوا فَقُلْتُ عَلَى مَا بُعِثْتُمْ قَالُوا عَلَى نُبُوَّتِكَ وَ وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ»

خداوند بر من وحی کرد که از پیامبران پیشین بپرس که بر چه چیزی مبعوث شدند. من از آنها پرسیدم گفتند: ما بر نبوت تو و ولایت علی بن ابی طالب مبعوث شدیم.

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏١٥، ص٢٤٧؛ روح المعانی؛ روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج١٦،ص ٢٤١؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

این که این قضایا را امیر المومنین قبل از به دنیا آمدن، همه چیز را حتی قرآن را هم می دانست، ما در آن هیچ شک و شبهه ای نداریم. ولی به این شکلی بیاید در لحظه اول ولادت آنچه که آقایان می گویند این آیات را خوانده باشد، ما در نه کتب شیعه ما دیدیم این را و نه کتب اهل سنت!

مجری:

داریم جمله ای را امیر المومنین موقع تولدشان فرموده باشند یا اینکه شهادتین را بر زبان جاری کردند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نه؛ ندیدم روایتی که امیر المومنین فرموده باشند من در لحظه ولادتم قرآن خواندم بنده ندیدم.  البته در مورد ائمه (علیهم السلام) ما روایات قطعی داریم که لحظه اول ورودشان به دنیا از خود حضرت ولی عصر ارواحنا فداه، امام جواد، امام هشتم همه شان لحظه اول ولادتشان شهادت را بر زبان جاری کردند .ما این را روایات متعدد داریم ولی اینکه قرآن به این شکلی که مطرح می شود ما نمی گوییم نیست من ندیدم تا به حال.

حالا اگر یک روایتی ما توانستیم پیدا کنیم خدمتشان تقدیم می کنیم. یا اگر کسی دیده باشد البته مجرد اینکه ما روایت داشته باشیم ملاک نیست. باید بررسی سندی بشود. چون اینها چه بسا در اعتقادات بعضی ها اثر منفی می گذارد.

ما غالبا هم به دوستانمان توصیه می کنیم رفقا و شاگردانمان که آقا! مطالبی را که برایتان محرز نیست مطرح نکنید. اولاً بر اینکه این شبکه های شیطانی اینها را دست مایه استهزاء قرار می دهند. و ثانیاً در اذهان بعضی بچه شیعه های ما اثر منفی می گذارد.

ما چرا بیاییم یک مطلبی را که نه گرسنه ای را سیر می کند و نه تشنه ای را سیراب می کند بخواهیم مطرح بکنیم. ما به اندازه کافی در رابطه با فضائل امیر المومنین روایت داریم و نیازی به اینها نداریم.

به قدری ما در فضائل امیر المومنین روایت داریم از منابع شیعه از منابع اهل سنت اصلا نوبت به این چیزها نمی رسد.

مجری:

آقای شه بخش که از عزیزان اهل سنت ما بودند در خصوص قتل عمر گفتند که در منابع اهل سنت به چه شکلی آمده است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این را ما مفصل مطرح کردیم. دوستانمان هم مطرح کردند.

داستان ابولولو و قتل خلیفه دوم!!

«ابو لولو» غلام «مغیره» بود و آمد نزد عمر بن خطاب شکایت کرد از اربابش و از مولایش، گفت که خوب شغلت چه هست؟ مثلا آهنگری می دانم و سنگ آسیاب درست می کنم چند تا شغل دارم!

خلیفه دوم گفت: در برابر این همه شغل هایی که داری این اجرتی که قرارداد بستند به تو بدهند این زیاد نیست. بعد ایشان گفت که حالا که به این شکلی هست یک آسیابی هم برای ما درست کن!

گفت یک آسیاب برایت درست می کنم که در تاریخ بماند! بعد خلیفه دوم گفت که این غلام دارد ما را تهدید می کند!

آنچه که از منابع شیعه و سنی محرز هست این قضیه یک قضیه دینی نبوده که بیاید روی مثلا عداوت دینی یا مثل «ابن ملجم» خدا لعنت کند و عذابش را بیشتر کند روی مبانی دینی آمد امیر المومنین را به شهادت رساند. در قضیه عمر بن الخطاب قضیه در حقیقت یک شکایتی شد و به شکایتش رسیدگی نشد که حالت شخصی بوده است.

البته ما هر گونه کارهایی که به خشونت بیانجامد، این را ما محکوم می کنیم. هیچ شک و شبهه ای هم نداریم. حتی اگر یک فردی مستحق قتل هم باشد، محکمه ای هست، قاضی هست، در محکمه باید پیگیری شود. همین هست که داعشی ها می آیند با یک فتاوای شیطانی فتوای قتل این و آن را صادر می کنند.

جنایتی هولناک از داعشی ها!!!

من یک خبری را وقتی که خواندم، شاید یکی و دو ساعت حالم خراب شد! اصلا یک حال خاصی به من دست داد. در یکی از این اردوگاههایی که زنان ایزدی را آورده بودند آنجا، اینها یک غذایی گوشتی برایشان می آورند.

وقتی که غذا را می خورند، چون بچه هایشان جدا از اینها بوده، یکی از این خانمها می گوید به بچه هایمان از این غذا بدهید گرسنه نمانند! بعد یک کلیپی در موبایل اینها نشان می دهند که این غذایی که خوردید، گوشتش از گوشت بچه های شما بوده!! که بچه هایشان را ذبح کرده بودند و از گوشت آنها برای اینها غذا درست کردند به خورد اینها دادند!!!

 ببینید من نمی دانم یک وحشی با وحشی گری که دارد همچنین کاری نمی کند! همین دو سه روز قبل بود یک کلیپی را نشان دادم در یکی از کشورهای ظاهرا اروپایی بوده دو تا سگ از کنار خیابان رد می شدند، ماشین یکی از این سگها را می زند، همان جا از بین می رود. سگ دوم کنارش می نشیند تکان نمی خورد تا پلیس می آید این جسد این سگ را بر می دارد، سگ دوم کنار خیابان همان جا چرتمه می زند، تماشا می کند به این جسد سگی که آنجا کشته شده!

یعنی یک سگ برای هم نوع خودش این قدر ارزش قائل است ولی اینها، این داعشی ها و این وهابی ها یعنی واقعا باید گفت: (أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل)

واقعا خیلی نکته ظریفی است ان شاء الله دو تا کلیپ را در جلسه بعد پخش می کنم تا مردم بدانند که واقعا امروز این وحشی گری هایی که داعش و النصره و عربستان سعودی در «یمن» انجام می دهند حتی وحشی ترین حیوانات دنیا هم این طور نسبت به هم نوعشان انجام نمی دهند!

من واقعا تاسف می خورم از این سران دولت های اسلامی که در برابر این همه جنایت ها ساکت هستند. شاید همین ها مقدمه باشد که مردم برای آمدن مصلح کل و آن کسی که می آید و تمام این بساط ظلم و استبداد را جمع می کند و حکومت جهانی تشکیل می دهد با محوریت عدل، قدر او را بدانند و شاید هم اینها مقدمه بر این باشد که مردم دیگر از همه قطع امید کردند از سازمان های بظاهر مدافع حقوق بشر، که الان مدافع ظالم ها شدند. فعلا مدافع جنایت پیشه ها شدند.

من نمی دانم این کنفرانس اسلامی در برابر این نسل کشی که دارند در «یمن» انجام می دهند چرا ساکت هستند؟ و چرا هیچ عکس العملی نشان نمی دهند؟ آخر چه فایده ای دارد برای یک رئیس جمهور بی ارزش و فاقد حتی ارزش انسانی استعفاء داده فراری جانی بهانه کردند!؟

اگر جمهوری اسلامی یک دانه خمپاره به یکی از کشورهای عربی می انداخت ببینید تمام دنیا فریادشان بلند می شد. از سازمان ملل گرفته، آمریکا، شرق ، غرب همه فریاد می زدند که چرا جمهوری اسلامی یک خمپاره مثلا به کشور همسایه اش پرت کرده!؟

ولی الان نزدیک ١٥٠ روز است دارند اینها در «یمن» جنایت می کنند، آدم می کشند، زن و بچه می کشند، تمام زیر ساخت های یک کشور را نابود می کنند، ولی یک نفر حاضر نیست اعتراض کند بلکه تاییدش هم می کنند.

مجری:

آقای «شه بخش» یک سوال دیگر هم پرسیده بودند اینکه بعد از نبی گرامی اسلام بحث شورا که برگزار بشود پیامبر اصلا به این موضوع اشاره داشتند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما این را از آقایان سوال کردیم گفتیم به ما جواب بدهید که آیا نبی مکرم ولو در یک روایت ضعیف فرموده باشند که خلافت بعد از من شورایی است؟ ما ندیدیم!

از این شبکه ها هم خواستیم به ما جواب بدهند که در این پنج سال بلکه نزدیک نه سال است که ما عملا در فضای رسانه هستیم و از اینها سوال کردیم تا به حال به ما هیچ جوابی ندادند!!

چون اگر بنا بود واقعا خلافت شورایی باشد، خب نبی مکرم در یک روایت می گفت آقا خلافت بعد از من با محوریت شورا باید انجام بشود! یا کسی می خواهد کاندید بشود باید این شرائط را داشته باشد! کسی بخواهد رای بدهد باید این شرائط را داشته باشد.

خود آقایان می گویند خلافت ابوبکر فقط با بیعت یک نفر بوده!!! ما مفصل آوردیم این را با بیعت یک نفر یعنی عمر بن الخطاب درست شد. ان شاء الله آنچه که در سقیفه گذشته به حول و قوه الهی مفصل بحث خواهیم کرد.

برادرمان جناب آقای شه بخش، بزرگواری کنند همین حدیث «صحیح بخاری» که وقتی می آید در رابطه با «کان بیعت ابی بکر فلتة» این را اگر چنانچه خوب ایشان مطالعه بکنند و یک روایت خیلی مفصلی هم هست و این قضیه کوچکی هم نیست.

این را اگر عزیزمان بر دارند در صحیح بخاری مورد مطالعه قرار بدهند، حدیث ٦٨٣٠ بر مبنای همان دارالطیبه عربستان سعودی؛ که تقریبا خلیفه دوم آخر عمرشان بوده یعنی به قول یکی از این اعاظم اولین بار بعد از گذشتن حدود تقریبا سیزده سال از سقیفه که گذشته بود اولین کسی که حوادث داخل سقیفه را مطرح کرده در همین حدیث ٦٨٣٠ صحیح بخاری هست!

البته من بر مبنای نرم افزار مکتبه اهلبیت مجلداتش را معمولا حفظ می کنم ج ٧ ص ٢٦ عزیزان مراجعه کنند مفصل خلیفه دوم آنجا مطرح می کند و می گوید «انما کانت بیعت ابی بکر فلته».

یعنی قضیه بیعت ابی بکر شورایی نبود یک اتفاقی بود. یک قضیه بدون تدبیری بود. خود ابن جوزی و دیگران هم حتی «ابن اثیر» در کتاب «النهایة» می آید عبارت آقای عمر بن الخطاب را می خواهد مطرح کند که «انما کانت بیعت ابی بکر فلته و لکن الله وقی شرها» خدای عالم شر او را حفظ کرد ایشان می گوید:

«حديث عمر [ إن بَيْعةَ أبي بكر كانت فَلْتَةً وقَى اللّهُ شَرَّها ] أراد بالفَلْتة الفَجْأة . ومِثْلُ هذه البَيْعة جَدِيرة بأن تكون مُهَيِّجة للشَّر والفِتْنَة فَعَصم اللّه من ذلك و وَقَى»

منظور عمر بن خطاب از قلته، یک امر ناگهانی است. بیعت این چنینی مقتضایش این است که تهییج کننده شر و فتنه بوده باشد. آن شر را خدای عالم حفظ کرد.

النهاية في غريب الحديث والأثر، اسم المؤلف: أبو السعادات المبارك بن محمد الجزري، دار النشر: المكتبة العلمية - بيروت - ١٣٩٩هـ - ١٩٧٩م، تحقيق : طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحي؛ ج٣، ص ٤٦٧

اگر واقعا شورایی بود، خب این تعبیر خلیفه دوم که می گوید «لما کانت بیعت ابی بکر فلته و لکن الله وقی شرها»؛ یک مقداری قضایا را خیلی پیچیده تر می کند!

مجری:

آقای فقیهی هم پرسیدند که مخالفت وجود مقدس آقا امیر مومنان را در مورد صلح حدیبیه ایشان گفتند این مقایسه ای که شبکه های وهابی می کنند با مخالفت عمر با همان نوشتن نامه در حدیث قرطاس را توضیح دهید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله در آنجا وقتی درباره نبی مکرم گفتند « إِنَّ النَّبِيَّ غَلَبَهُ الوَجَعُ» صحیح بخاری ج١ ص ٥٤ ح ١١٤؛ ج ٤ ص ١٦١٢ ح ٤١٦٩؛ ج٦ ص ٢٦٨٠ ح ٦٩٣٢؛ پیامبر عصبانی شد. غضبناک شد. همه را از خانه برد بیرون گفت از خانه بروید بیرون!

ولی در قضایای صلح حدیبیه، امیر المومنین گفت من جرأت نمی کنم اسم «رسول الله» را از کنار اسم پیغمبر حذف کنم. ولی اینجا آمدند به پیغمبر نسبت هذیان دادند!!

آنجا می گوید کلمه «رسول الله» را دلم نمی آید و جرأت نمی کنم کلمه رسول الله را از کنار اسم پیامبر حذف کنم!

و اضافه؛ آنچه را که از منابع اهل سنت هم آوردیم نبی مکرم این را نخواست. دستور نداد. آن کسی که از طرف قریش آمده بود به علی گفت چون امیر المومنین (سلام الله علیه) داشت می نوشت گفت یا علی کلمه «رسول» را پاک کن. ایشان گفتند هرگز من این را پاک نمی کنم. پیغمبر اکرم گفت علی جان به من نشان بده من پاک کنم و کلمه رسول را نبی مکرم پاک کرد.

 به قول آقای «قرائتی» پیغمبر اسمش را پاک کرد از آن طرف آیه «و ما محمد الا رسول» نازل شد و لذا آنجا اصلا قابل مقایسه با اینجا نیست. یک جا پیغمبر عصبانی شدند. یک جا از کار امیر المومنین تجلیل کردند.

مجری:

این مسئله را مفصل بحث کردیم. عزیزمان می توانند مراجعه بکنند به آرشیو شبکه جهانی ولایت؛ آنجا مباحث را مفصل در همین برنامه و برنامه های دیگر داشتیم. خیلی متشکرم از حضور همه بیننده های عزیز. حسن ختام برنامه «حبل المتین» از حضرت  استاد می خواهیم دعا بفرمایند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسمت می دهیم به آبروی محمد و آل محمد به ویژه به آبروی حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرج مولای ما حجة بن الحسن نزدیک بگردان.

ما را از یاران ویژه آن بزرگوار قرار بده.

رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بفرما.

حوائج حاجت مندان روا نما.

حوائج ما حوائج دست اندر کاران شبکه جهانی ولایت حوائج بینندگان عزیز مخصوصا حوائج ولایت یاوران عزیز به آبروی محمد و آل محمد بر آورده نما.

دعاهای ما را به اجابت برسان.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مجری:

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خیلی ممنونم از توجه و عنایت و نگاه مهربان شما. باز هم این ایام را به شما تبریک عرض می کنم یا علی مدد خدانگهدار.