سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٤٥ - تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت

تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت

کد مطلب: ٥٢٧٧ تاریخ انتشار: ٢٧ بهمن ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٢١١٥ سخنراني ها » شبکه ولايت تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
حبل المتین ٩٠/١١/٢٧



 

 بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ ٩٠/١١/٢٧

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عرض مي كنم خدمت بيندگان عزيز. انشاءالله تا پايان برنامه همراه ما باشيد. ما در خدمت استاد عزيز حضرت آيةالله دكتر حسيني قزويني هستيم سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزيز.

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز و گرامي سلام عرض مي كنم

و من دو سه روزي كه توفيق نداشتم در خدمت بينندگان باشم در مشهد مقدس مشرف بودم. به نيابت از تمام بينندگان عزيز در حرم ملكوتي حضرت رضا سلام الله عليه دعا كردم حتي براي وهابيون هم دعا كردم.

براي سردمدارانشان هم دعا كردم انشاءالله باشد كه اين دعاها به اجابت برسد و خداي عالم ما را به آن راهي كه رضاي خودش و وليّش در آن است راهنمايي فرمايد.

و من به عنوان يك برادر كوچك اين نكته را خدمت بينندگان عزيز ، عزيزان اهل سنت و يا حتي وهابيها عرض مي كنم كه دنيا مي گذرد چه خوب چه بد، چه با ادب چه بي ادب. ولي همينقدر ما بايد بدانيم روزي كه جناب ملك الموت به سراغ ما آمد و حقايق روشن شد و ما از خواب بيدار شديم. ديگر آنجا جاي برگشت نيست. در اين دنيا كه خداي عالم به ما توفيق داده است بايد هرچند يك ساعت يا يك روز از همين يك ساعت و يك روزمان استفاده كنيم و فقط يك آيه قرآن ملاك ما باشد:

فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه.

سوره زمر، آيه ١٧و ١٨

سخنان مختلف را بشنويم و بهترين، زيباترين و منطقي ترين سخن را گزينش كنيم . مبادا بعد از اينكه ملك الموت سراغ ما آمد و برگ ترخيص از اين دنيا امضا شد و مأموريت ما به دنياي ديگر محول شد به خود بياييم. زيرا آن هنگام ديگر جاي توبه و استغفار نيست.

نكته ديگر اينكه -بارها ما عرض كرديم- رسول اكرم در روز غدير يك دعا كرده و يك نفرين. و ما در طول اين پانزده قرن هم اثرات دعاي پيغمبر را ديده ايم كه فرموده اند:

اللهم انصر من نصره.

مسند احمد، ج١، ص١١٩

خدا كساني كه در راستايي نصرت و ياري علي كار كرده اند را ياري كرده و امروز نامشان به بزرگي و بلندي برده مي شود. فرمودند:

و اخذل من خذله.

خدايا هركس عليه علي قدم بردارد او را با خذلان و ذلت قرين بگردان.

شما ببينيد دودمان نحس بني اميه شجره ملعونه در قرآن امروز به چه نحوي از آنها نام برده مي شود. آنها هم كه رهرو اينها هستند امروز با چه وضعي از آنها تعبير مي شود .

تلاش كنيم كه روز اول مرگ ما، روز پشيماني ما و ندامت ما نباشد. آنهايي كه اين حرف را قبول ندارند انشاءالله خواهند ديد و يقين داريم كه لحظات اول مرگشان لحظات تأسف، افسوس، حسرت، پشيماني و ندامت خواهد بود.

ما باز هم تأكيد مي كنيم كه اهانت به مقدسات اهل سنت را گناهي نابخشودني مي دانيم. بعضي از عزيزان بخشهايي از برنامه هفته گذشته ما را ديده بودند و تصور كرده بودند كه ما يك موضع گيري تندي نسبت به علماي اهل سنت داريم.

نه برادران عزيزم! اصرار مي كنيم علماي اهل سنت در اين شبكه حضور پيدا كنند و مطالب خودشان را بيان كنند ما مي دانيم حضور اهل سنت در شبكه ولايت قبل از اينكه به نفع اهل سنت باشد به نفع شيعه است.

چون اينها به هر عزيزي كه مي رسند آن اعتقادات و مباني فكر خودشان را بيان مي كنند و چون مردم مي دانند كه وهابيت يك تافته جدا بافته از اهل سنت هستند به دروغ خود را اهل سنت و يا نماينده اهل سنت معرفي مي كنند.

چون اهل سنت از اعتقادات وهابيت بيزار هستند از عملكرد وهابيت متنفر هستند من هفته گذشته حتي به بعضي از ترورهايي كه توسط علماي اهل سنت انجام گرفته بود اشاره كردم ما حساب فريب خورده هاي وهابيت را از علماي اهل سنت كاملا جدا مي دانيم. فرقي نمي كند يك عالم شيعي به فكر براندازي و توطئه و قانون شكني بيفتد يا يك عالم اهل سنت بحث ما در اينجا نه بحث سياسي بود و نه بحث شخصي. بحث ما اين بود كه اگر يك فردي به فكر توطئه و براندازي در جمهوري اسلامي و يا حتي در حكومتهاي كفر مي افتد، همه اين كشورها براي خودشان خط قرمزي دارند. اگر كسي در اروپا به فكر براندازي بيفتد به او التماس نمي كنند و هدايايي به او نمي دهند بلكه مطابق قانون با او برخورد مي كنند. در امريكا اگر كسي به فكر براندازي بيفتد با او برخوردي مي كنند كه در قانون معين شده است.

آقايان انتظار دارند اگر عالمي چه شيعه و چه سني به فكر توطئه و ترور افتاد، كسي نگويد بالاي چشمت ابرو است ولي اين انتظار بيهوده و فكرشان فكر ياوه است.

ما ضمن احترام به علماي اهل سنت و عزيزان اهل سنت عملكرد تعداد اندكي كه از وهابيت فريب خورده اند را محكوم مي كنيم ولي بقيه علماي اهل سنت بيدار و روشن هستند براي همين علماي اهل سنت حتي دارالعلوم زاهدان ترورهاي آنها را محكوم كردند. اينطور نيست كه عملكرد آنها فقط از نگاه شيعه و نظام محكوم باشد.

اگر اهل سنت از بعضي عبارات ما مطالب ديگري را فهميده بودند اولا پوزش مي طلبيم و ثانيا ما قصد جسارت نداريم بلكه با تمام تلاش از حضور اهل سنت در شبكه جهاني ولايت استقبال مي كنيم الآن شما ببينيد بين اين همه شبكه هاي شيعي و شبكه هاي وهابي هيچ كدام اين فضاي بازي كه شبكه ولايت ايجاد كرده است را باز نكرده اند. شبكه المستقله را ببينيد شبكه هاي وصال عربي وصال فارسي - كه اصلا شبكه نيست بلكه فحش خانه است - شبكه نور و شبكه كلمه را ببينيد كه چنين فضاي بازي را دارند يا نه؟

در كجاي دنيا شما سراغ داشتيد در كدام مسجد چنين تريبوني است براي شيعه و سني در كدام حسينيه در كدام دانشگاه اين منبر آزاد وجود دارد كه شيعه بيايد حرفش را بزند سني هم بيايد حرفش را بزند. مخصوصا در برنامه قضاوت با شما دو تا شيعه و سني مي آيند آزادانه حرفشان را مي زنند. يعني ما آمده ايم تمام خانه هاي شيعه و سني را در حقيقت يكي كرده ايم تا اينها آزادانه حرف بزنند، انتقاد بكنند. ما هم نه سانسور مي كنيم و نه حرفشان را قطع مي كنيم.

البته اگر شيعه يا سني پرخاشگري كنند ما پرخاشگري شيعه را قطع مي كنيم ولي پرخاشگري سني را براي اينكه متهم به سانسور نشويم پخش مي كنيم . بعضي حتي به خود ما يا به شبكه يا به شيعه اهانت مي كنند مي گوييم اين منطق اينهاست. البته ما حساب آنهايي كه اهانت مي كنند را هم از حساب اهل سنت جدا مي نماييم. آن برادر سني كه مثلا از زابل زنگ مي زند و آن شب به جناب مولوي مرادزهي هم جسارت كرد اصلا حسابش از اهل سنت جداست.

وقتي كه مي گويند احترام امام زاده را بايد متولي داشته باشد آن روز خود جناب آقاي مرادزهي واقعا متأثر شد ولي ما گفتيم بگذاريد اگر شيعه چنين جسارتي مي كرد حتما قطع مي كرديم.

البته به نام سني است ما اينها را سني نمي دانيم سني يعني كسي كه تابع سنت پيغمبر است. در سنت پيغمبر هم چنين جسارتي آن هم به يك ميهماني كه اين همه راه را طي كرده تا اينجا رسيده است اصلا دور از شأن يك انسان است تا چه رسد به يك مسلمان.

مجري:

حاج آقا! ما همه مسلمان هستيم و در كنار هم هستيم فقط يك سري اختلافها هست كه اين اختلافها علمي است و به هر صورت ما شرط بلاغ را عرض مي كنيم همانطوري كه حضرتعالي مطالب را مي فرماييد . ما با كسي دعوا نداريم و نمي خواهيم كه اهل سنت را شيعه كنيم بلكه آنچه كه وظيفه ماست را تبليغ مي كنيم.

إنا هديناه السبيل إما شاكرا و اما كفورا.

سوره انسان، آيه ٣

بحث قبل ما در مورد مسئله وحدت بود كه بخشي از مباحث باقي ماند. من از شما مي خواهم كه يك بيوگرافي از گذشته علماي اهل سنتي كه تحت تأثير وهابيت قرار گرفتند و حكم تكفير شيعه را صادر كردند بفرماييد كه ما لااقل اين موانع را بفهميم و اينها را كنار بگذاريم و انشاءالله بياييم آن مشتركاتمان را مطرح كنيم.

استاد حسيني قزويني:

ما در گذشته اشاره كرديم كه اگر بخواهيم امت اسلامي را در صف واحد و دركنار سفره واحد جمع كنيم ، عواملي لازم است و البته موانعي هم وجود دارد كه بايد برطرف بشود. خداي ما يكي است قرآن ما و قبله ما يكي است.

و يك سري موانعي هم هست و بايد اين موانع برداشته بشود تا اين موانع برداشته نشود زمينه براي عوامل وحدت به هيچ وجهي امكان پذير نخواهد بود. يك كشاورز كه مي خواهد در زمين بذري بپاشد تا موانع زمين را برطرف نكند قطعا اين بذر يك بذر بازده براي او نخواهد بود.

شبكه هاي وهابي بجاي اينكه براي وحدت امت اسلامي تلاش كنند، تفرقه افكني مي كنند. اگر در كتاب مجلسي يا كتاب سيد نعمت الله جزائري يك اهانتي به اهل سنت شده است، اينها ملاك نيست. ملاك فقهاي هر عصر هستند چه شيعه و چه سني. در رابطه با خود سيد نعمت الله جزائري من اين را بارها گفته ام دوستان مراجعه كنند به جلد دوم انوار النعماييه ص ١٠٨ از قول حضرت آيةالله انگجي مي گويد بعضي از بزرگان شيعه خواندن بعضي از كتابهاي سيد نعمت الله جزائري را تحريم كرده اند. جالب است كه من در يكي از سفرهايي كه در مكه مكرمه بودم يك شب خدمت آقاي هاتف كه يكي از علماي طراز اول مكه مكرمه است تعدادي از اين وهابيهاي تندرو يك بحث خيلي تندي با ما داشتند. بعد يكي از اينها رفت و بعد از نيم ساعت با سي چهل تا برگ فتوكپي برگشت و گفت بفرماييد اينها را جواب بدهيد. و من هم برداشتم و اولين برگه از يكي از كتابهاي نعمت الله جزائري بود. به جناب شيخ هاتف گفتم شيخنا! در همين كتاب، جلد دوم ص ١٠٨ مي گويد بعضي از فقهاي ما خواندن كتابهاي سيد نعمت الله جزائري را حرام كرده اند.

ايشان خيلي عصباني شد اين كاغذها را گرفت و پرت كرد به طرف آن وهابي تندرو و گفت اين چه منطقي است كه شما داريد؟! اين آقا با آدرس دقيق جلد و صفحه مي گويد اين كتاب از ديدگاه ما معتبر نيست بلكه اشكال شرعي دارد. شما رفته ايد يك كتابي كه از ديدگاه آقايان غير معتبر است را آورده ايد تا عليه آنها استفاده كنيد؟! يك مقداري منطق داشته باشيد. قوانين ادب و گفتگو را رعايت كنيد! با اينكه جناب آقاي شيخ هاتف ما را دعوت كرده بودند براي سحري ماه رمضان، به آن وهابيهاي تندرو برخورد و آنها بدون خوردن سحري رفتند.

اينها كتابي را روي آنتن مي آورند كه ايها الناس! اين كتاب شيعه و اين مدرك از علماي شيعه است. حداقل كمي انصاف داشته باشيد ما هر روايتي از كتابهاي شما مي آوريم دقيق بررسي سندي مي كنيم يا راويهايش را بررسي مي كنيم يا گواهي علماي شما را بر صحت روايت بررسي مي كنيم .

شما واقعا اگر راست مي گوييد اين رواياتي كه مي آوريد از سيد نعمت الله جزائري يا از علامه مجلسي يا غيره يك مقدار اينها را بررسي كنيد. وقتي كه يك شيعه به شبكه شما زنگ مي زند مي گوييد اين روايت صحيح است يا صحيح نيست؟!

اصلا اين ديگر كمال بي منطقي است. چون آن بيننده علم غيب ندارد كه شما مي خواهي كدام روايت را مطرح كني. شما داريد از اين روايت عليه شيعه استفاده مي كنيد آن وقت اين بيننده شيعه بيايد يك بررسي سندي هم بكند؟! به جاي اينكه جواب صحيح بدهند شروع مي كنند به اهانت و جسارت كردن!!

من امشب از آقايان اهل سنت عذر مي خواهم هرچند بخاطر بافت جمعيتي داخل كشور ايران بعضي از مباحث را من فاكتور مي گيرم ولي بعضي از مسائل كه قابل بيان كردن است عرض مي كنم.

مردم قضاوت كنيد آقايان اهل سنت قضاوت كنيد اگر بنا است كه نبش قبري صورت بگيرد ما قبرهاي بيشتري سراغ داريم و براي نبش قبر از شما زرنگتر هستيم ولي اينها را مطرح نمي كنيم . بنده در طول اين بيست و هفت يا بيست و هشت سال در هيچ جلسه اي مطالبي را كه امشب مي خواهم مطرح كنم مطرح نكرده ام . حتي در آن مدتي كه در شبكه سلام بودم .

ولي بخاطر بي حيايي كه بعضي از شبكه ها دارند و كليپهايي را پخش مي كنند و حرفهاي درست و نادرست از بنده و ديگر دوستان نقل مي كنند، ناگزير از بيان برخي مطالب هستم.

آقاي شعبي از علماي بزرگ و فقهاي نامي شماست. عامر بن شرحبيل متوفي ١٠٥ هجري است. ايشان به شاگردش جناب مالك مي گويد:

أحذرك الأهواء المضلة شرها الرافضة فإنها يهود هذه الأمة يبغضون الإسلام

از تو مي خواهم كه از هواهاي گمراه كننده اجتناب كني. بدترين فرقه باطله، رافضه و شيعه ها هستند. شيعه ها يهود امت هستند. با اسلام دشمني دارند.

جناب ابن عبد ربه در عقد الفريد ج ٢ ص ٢٣٤ اين قضيه را نقل مي كند. شعبي از شخصيتهاي برجسته و از تابعين است و مي گويد من ٥٠٠ نفر از صحابه را درك كردم و از آنها استفاده كردم و قاضي القضات عمر بن عبد العزيز و مفتي رسمي كوفه بوده است.

ابن كثير دمشقي از خود امام مالك (متوفي ١٧٩ هجري) نقل مي كند در آيه آخر سوره فتح

محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار.

مي گويد:

إنتزع الإمام المالك في رواية عنه بتكفير الروافض.

تفسير ابن كثير، ج٤، ص٢١٩

از اين آيه امام مالك استفاده كرده كه شيعه ها همه كافر هستند.

معناي رافضي هم اينست كه كسي علي را مقدم بداند بر ابو بكر ، عمر و عثمان و معتقد باشد كه علي خليفه اول است و خلافت ابوبكر و عمر و عثمان را قبول نكند.

من گمان نمي كنم شيعه اي در دنيا باشد كه اين عقيده را نداشته باشد بعضيها كه معناي ديگري براي رافضي نقل مي كنند و به رافضي فحش مي دهند، آن بحث ديگري است ، بحث غلات و غيره هستند. ولي رافضي كسي است كه خلافت ابو بكر و عمر و عثمان را رفض كند و قائل به خلافت علي بن ابي طالب باشد.

امام مالك مي گويد شيعه ها كافر هستند و بغض صحابه در دل شيعه ها هست. امام مالك آدم كوچكي هم كه نيست. شما مي آييد از علامه مجلسي و سيد نعمت الله جزائري و غيره نقل مي كنيد كه اينها هيچ كدامشان از مراجع و فقها نبودند. محدث يا مؤلف بوده اند.

البته ما احترام زيادي براي علامه مجلسي قائل هستيم هر كجا كه آمده نظر داده است براي نظرات علمي ايشان احترام قائل هستيم ولي نه به اين معنا كه نظر او صددرصد مورد تأييد ماست. چه بسا نظري داده كه ما آن را از نظر علمي رد مي كنيم . ادله اي هم بر بطلان نظريه اين بزرگوار داريم اهانت هم به او نمي كنيم . اجازه هم نمي دهيم كه كسي به اين بزرگانمان اهانت كند. ولي امام مالك كه ديگر جايگاه خيلي بالاتر از اين قضايا دارد. ايشان صراحتا فتوا مي دهد به كفر شيعه.

پس از نظر امام مالك دليل كافر بودن شيعه ها چه بود؟

ألذين يبغضون الصحابه.

چون شيعه بغض صحابه را دارد كافر است.

اين ملاك آقاي امام مالك است.

حالا نظر ابن تيميه را در همين مورد ببينيم . شما وهابيت، ابن تيميه را از پيغمبر هم بالاتر مي دانيد همانطور كه يكي از شما در سايت گفته بود چون ابن تيميه توسل را حرام كرده است اگر پيغمبر هم زنده بشود و بگويد توسل جايز است ما قبول نمي كنيم!!

ابن تيميه در كتاب منهاج السنه ج ٧ ص ١٣٧ و ١٣٨ با تحقيق محمد رشاد سالم مي گويد: شيعه ها بخاطر اينكه صحابه را دوست ندارند و ابو بكر و عمر را قبول ندارند و اهانت مي كنند ما همه آنها را كافر مي دانيم!

و المعلوم أن الله قد جعل للصحابه مودة في قلب كل مسلم لا سيما الخلفا رضي الله عنهم لا سيما أبوبكر و عمر فإن عامة الصحابه و التابعين كانوا يودونهم و لم يكن كذلك علي. فإن كثيرا من الصحابه و التابعين كانوا يبغضونه و يسبونه و يقاتلونه

تمام صحابه ابوبكر و عمر را دوست مي داشتند ولي علي اينطوري نبود صحابه علي را دوست نداشتند. بسياري از صحابه و بسياري از تابعين بغض علي در دلشان بوده است و به علي ناسزا مي گفتند و با او مي جنگيدند.

سه تا مطلب آورده است: هم نسبت به علي بن ابيطالب بغض داشتند و هم سب مي كردند و هم با او مي جنگيدند.

آقايان مراجعه كنند ببينند در منهاج السنه ج٧ ص١٣٧ و ١٣٨ واقعا چنين چيزي وجود دارد و يا وجود ندارد. اگر واقعا وجود ندارد ما حرفمان را پس مي گيريم ولي اگر چنين مسائلي هست و صحابه و تابعين اميرالمونين علي عليه السلام را دشمن مي دانستند و بغض آقا اميرالمومنين در دل اينها بوده است، اگر كسي بغض علي را در دل داشته باشند حكمش چيست؟

شما مي گوييد چون كه شيعه بغض ابوبكر و عمر در دلشان است. بغض صحابه در دلشان است كافر هستند. ابن تيميه مي گويد بسياري از صحابه و تابعين بغض علي را داشتند. آيا علي عليه السلام جزء صحابه هست يا جزء صحابه نيست؟! پس بنابراين طبق اين فتوا

كثير من الصحابه و التابعين كانوا يبغضونه

طبق فتواي آقاي مالك همه بايد كافر باشند.

و يسبونه و يقاتلونه.

علي را ناسزا مي گفتند. با او مي جنگيدند.

بعد مي گويد :

ابوبكر و عمر رضي الله عنهما قد ابغضهما و سبهما الرافضه و النصيريه و الغاليه.

ولي در مورد ابوبكر و عمر صحابه با آنها دشمن نبودند بلكه شيعه ها با آنها دشمن بودند و آنها را سب مي كردند.

اولا اگر واقعا چنين است كه بسياري از صحابه و تابعين با حضرت علي دشمن بودند، در صحيح مسلم ج١ ص ١٢٠ ح ١٤٤ خودتان نقل كرده ايد كه پيغمبر درباره حضرت علي فرموده است:

لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني إلا منافق.

علي جان تو را جز منافق كسي دشمن نمي دارد.

يعني هر كس بغض علي در دلش است. منافق است. آقاي ابن تيميه هم كه افاضه فرمودند كثيري از صحابه بغض علي را در دل داشتند.

مجري:

پس مهر نفاق را به صحابه چسبانده اند.

استاد حسيني قزويني:

آيا اين توهين به صحابه نيست؟! ابن تيميه يا راست مي گويد يا دروغ مي گويد اگر راست مي گويد پس بسياري از صحابه و تابعين را كافر دانسته است و اگر دروغ مي گويد پس بياييد از ابن تيميه اعلام برائت كنيد.

چرا به او شيخ الاسلام مي گوييد؟!

كار به اينجا كه مي رسد مي گوييد اشتباه كرده است! يك فردي كه اينطور بي گدار به آب مي زند و اينگونه نسبت به صحابه جسارت مي كند به فرض اگر برخي از شيعيان هم نسبت به ابابكر و عمر دل خوشي نداشتند، آيا بخاطر همين بايد تمام شيعيان را تكفير كنيد؟ اگر بنا است تكفير بشود بايد اول حضرت زهرا سلام الله عليها را تكفير كنيد.

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه وسلم فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتي توفيت

صحيح بخاري، ج٤َ، ص٤٢

خلال در كتاب السنه در ج ٢ ص ٥٥٧ و ٥٥٨ بعد از نقل روايات زيادي در تكفير شيعه مي گويد شيعه ها صحابه را شتم مي كنند

من شتم أخاف عليه الكفر مثل الروافض.

ما آنهايي كه شتم مي كنند را كافر مي دانيم مثل شيعه ها.

جناب بخاري ديگر گل سر سبد علماي اهل سنت است. در كتاب خلق افعال العباد ص ١٢٥ مي گويد:

لا ابالي صليت خلف الجهمي و الرافضي أم صليت خلف اليهود و النصاري!

براي من فرقي نمي كند پشت سر يهود و نصارا نماز بخوانم كه نمازم باطل است يا پشت سر شيعه نماز بخوانم كه نمازم باطل است.

يعني نماز خواندن با شيعه مثل نماز خواندن با يهود و نصارا است.

و لا يسلّم عليهم و لا يعادون و لا يناكحون

كسي حق ندارد كه به شيعه ها سلام بدهد. اگر يك شيعه مريض بشود كسي حق ندارد به عيادتش برود. كسي حق ندارد با شيعه ازدواج كند از شيعه زن بگيرد و به شيعه زن بدهد.

من از اينطور قضايا ٢٠٠ مورد ثبت كرده ام كه بزرگان اهل سنت به صراحت شيعه را تكفير كرده اند. جالب اين است كه اين تكفيرها در مواردي است كه مورد ابتلاي طرفين است. اگر بنا باشد نسبت به ابوبكر و عمر حساس شوند، ما نسبت به اميرالمومنين حساس مي شويم. الا اينكه بگويند ما علي را اصلا از صحابه نمي دانيم مسلمان هم نمي دانيم!

ناسزا گفتن به علي بن ابي طالب عبادت است! انكار خلافت اميرالمومنين هيچ مشكلي ايجاد نمي كند و ثواب هم دارد! ولي اهانت به ابوبكر و عمر تكفير آور است و انكار خلافت ابوبكر و عمر هم كفر است!

مجري:

اين مطلب جالب بود كه از ابن تيميه نقل فرموديد كه

كثير من الصحابه يبغضونه.

بسياري از صحابه بغض علي را در دل داشتند.

از آن طرف هم داريم مي بينيم صحيح مسلم مي گويد:

لا يحبك الا مسلم و لا يبغضك إلا منافق.

در اين تعبير از پيغمبر درباره اميرالمومنين اين تناقض را چطوري بايد حل كنيم؟ آيا صحابه بيشترشان علي عليه السلام را دشمن مي داشتند و بغض علي را در دل داشتند اگر اينطوري باشد طبق روايت پيغمبر از آن طرف مشكل جدي پيش مي آيد كه دوستان بايد توجه كنند از اين مسئله و اين به هر صورت لكه است. بايد لكه هايي را پاك كنند كه براي بينندگان عزيز ما روشن بشود. خيلي مباحث هم خيلي زيبا و قشنگ بود.

استاد حسيني قزويني:

من خيلي از قضايا را نخواندم (ابن حزم ظاهري)، همه قبول دارند كه ابن تيميه هزاران مطلب از او نقل كرده در كتاب الفصل در ج٢ ص ٢٢٠ به صراحت مي گويد:

فإن الروافض ليسوا من المسلمين.

اصلا ما شيعه ها را مسلمان نمي دانيم .

ابو حامد غزالي مي گويد كه شيعه ها كارشان كفر است. سمعاني مي گويد:

و اجتمعت الامه علي تكفير الإماميه.

امت اسلامي اجماع دارند بر كفر شيعه دوازده امامي.

الانصار، ج٦ ص ٣٤١

اگر اين آقايان عباراتي از علامه مجلسي يا صاحب حدايق و يا سيد نعمت الله جزائري نقل مي كنند، ما از استوانه هاي علمي و از ائمه اينها مطالبي داريم. ما خيلي از قضايا را فاكتور گرفته ايم. من ديدم كه چه بسا شنيدنش هم براي بعضي از اهل سنت قابل تحمل نباشد. ولي اگر اينها يك مقدار بي حيايي را از حد بگذرانند آن وقتي است كه ما ديگر بخاطر دفاع از خودمان ناگزير هستيم كه پرده را بالا بزنيم و فردا همين اهل سنت به جان شما مي افتند. به جان شما كارشناسها به جان شما ماموستاها به جان شما مولويها مي افتند كه آقا اين قضايا چيست؟

ما كه هيچ كاري نداشتيم شروع كردند به حضرت زهرا جسارت كردن به حضرت خديجه جسارت كردن، به ابو طالب جسارت كردن. به حضرت ولي عصر جسارت كردن.

ما هم يكي دو تا روايت از صحيح مسلم درباره عايشه آورده ايم اصلا بساط كشور به هم ريخت. الآن خود مولويها و ماموستاها در استيصال گير كرده اند كه چرا چنين قضايايي را نقل كرده ايد آيا واقعا اين در كتابهاي ما هست؟! آن روز يكي از دوستان نقل مي كرد در مشهد بوديم يكي از اين آقايان مي گفت در يك مسجد اهل سنت بوديم اصلا به جان علماي آنها يك زلزله ١٢ ريشتري افتاده است كه در كتابهاي ما، در صحيح مسلم ما چنين جسارتي به عايشه شده و ما خبر نداشتيم؟! اگر شما خبر داريد چرا به ما نمي گفتيد اينها را؟!

الآن خود علماي اهل سنت زير سوال رفته اند. اگر علماي اهل سنت بيايند جواب ياوه سراييهاي اين شبكه ها را بدهند ما كاري نداريم. هر چند به ما و مقدسات ما فحش بدهند ما هم فقط مي آييم روي وهابيت زوم مي كنيم . ولي مادامي كه اهل سنت و علماي اهل سنت در برابر اين جسارتها ساكت نشسته اند پس اينها راضي هستند. اگر راضي نيستند چرا اعلان برائت نمي كنند؟

و لذا ما داريم مي گوييم اگر مقدسات ما هدف قرار بگيرد ما هم مقدسات اينها را هدف قرار مي دهيم جسارت نمي كنيم . اهانت هم نمي كنيم كتابهايتان را مي آوريم همين عبارتهاي صحيح مسلم را مي آوريم روي آنتن بعد آن وقت ببينيد چه مي شود! خدا مي داند مطالبي در اين كتابها هست كه ما صلاح نمي دانيم ولي اگر واقعا اينها وقاحت را يك مقدار از حد بگذرانند ما ديگر حوصله مان سر مي رود.

همانطور كه در حضور جناب مولوي مرادزهي كه اينجا بود گفتيم هر وقت اينها اين حمله ها و اهانتها را متوقف كردند، ما هم متوقف مي كنيم .

مجري:

ما آرزو مي كنيم به اين زمان نرسد و به اين مباحث نكشد. در هر صورت ما دوست داريم كه اين مباحث دوستانه مطرح بشود. و علماي اهل سنت نسبت به اين قضايا موضع بگيرند. ما نمي خواهيم اين مباحث را كه تفرقه انگيز هم است مطرح كنيم. ولي به قول حاج آقا اگر مباحث به جايي برسد كه كارد به استخوان برسد و بخواهند اين بي ادبيها و جسارتها را از حد بگذرانند متأسفانه مباحث ما هم به اينجا كشيده مي شود و گويا فقط دشمن از اين قضيه بايد استفاده كند.

اميدواريم كه دوستان كمي توجه كنند و اجازه بدهند كه مباحث در روال خودش طي بشودو به آنجاها كشيده نشود.

استاد حسيني قزويني:

در ايام ولادت نبي مكرم بعضي از دوستان از ما مي خواستند كه بعضي از اين روايات - عذر مي خواهم- زشت در كتابهايشان را بياوريم روي آنتن. ولي چون هفته وحدت بود من جلوگيري كردم. مطالبي است كه خدا مي داند بعضا در خانه در يك جمع خانوادگي انسان خجالت مي كشد بعضي از روايات را مطرح كند. اگر بنا شود عبارتهاي بحار و سيد نعمت الله جزائري هر روز بيايد روي آنتن بدانند به يك جاهايي نوبت مي رسد كه قطعا به صلاح شما نيست.

مجري:

خيلي ممنون هستيم. فرصتمان كم است . لطف كنيد در اين مورد ديدگاههاي بزرگان وهابي را مطرح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

در رابطه با سردمداران وهابيت مثل ابن تيميه كه امروز از او به عنوان شيخ الاسلام تبليغ مي كنند، بايد بگويم ايشان كتابي دارد به نام الصارم المسلول در ص ٥٨٦ اين كتاب نسبت به كفر شيعه شروع مي كند قلم فرسايي كردن و در نهايت مي گويد:

من يشك في كفر مثل هذا فإن كفره متعيّن

اگر كسي شيعه را كافر نداند ما يقين داريم كه او كافر است.

خيلي عجيب است! يعني آن دسته از آقايان اهل سنتي كه شيعه را كافر نمي دانند از ديدگاه آقاي ابن تيميه كافر هستند. در مجموع فتاوي ج ٢٨ ص ٤٨٢ به صراحت مي گويد با شيعه بايد جنگيد و اينها را بايد از بين برد. اينها مستحق تر از خوارج هستند به قتل و نابودي!

همانطور كه

و احق بالقتال من الخوارج

همانطوري كه خوارج مستحق قتل بودند و كشته شدند. شيعه هم همان ملاك را دارد و بايد كشته شود. يا در زيارت قبور مي گويد كه هر كسي به قبر پيغمبر و صالحي متوسل بشود كافر است و واجب است و بايد كشته بشود.

اهل سنت توسل را قبول دارند. ما بارها گفته ايم كه آقايان بيايند راجع به توسل بحث كنند.

ابن تيميه مي گويد توسل به مرده ها حرام است و موجب قتل مي شود! ولي محمد بن عبدالواهاب مي گويد هركس به ملائكه متوسل شود، قتلش واجب است! و اموالش را هم بايد مصادره كرد !

اين آقايان مي گويند

الأنبياء أحياء في قبورهم.

فتح الباري، ج٦، ص٣٥٢

در صحيح مسلم نسبت به حضرت موسي داريم اگر پيغمبر مي گويد من موقع رفتن معراج

رأيت موسي يصلّي في قبره.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٠٢

موسي را در قبرش ديدم كه دارد نماز مي خواند.

و نماز خواندن از ويژگيهاي يك آدم زنده است. آدم مرده كه نماز نمي خواند. مي گويد هركس كه به ملائكه يا پيامبران متوسل بشود

هو الذي أحل دماءهم و أموالهم.

كشف الشبهات، ص ٥٨

دقت كنيد! يعني توسل به يك ملك يا توسل به انبياء باعث مي شود كه يك انسان

حلال الدم و حلال المال

در كتاب مجموع المؤلفات محمد بن عبدالوهاب -كه در ديداري كه با مفتي اعظم داشتيم اين را هديه به ما داد- در ج٦ ص ١١٥ اين عبارت محمد بن عبد الوهاب را آورده است.

بعد جالب است در مجموعه مؤلفات ج ٦ ص ١٢٤ مي گويد مشركين زمان ما حالا اعم از شيعه و سني آنها كه متوسل مي شوند اينها خطرشان بدتر و شركشان قوي تر است از مشركين زمان پيغمبر اكرم!

اين آقايان اهل سنت در برابر اين قضايا موضع بگيرند اين مسائل يك مسائلي نيست كه ما بخواهيم از كنارش به سادگي رد بشويم. در كتاب تضاد عقائد حنفيت با وهابيت ص ١٣٣ جناب آقاي مولوي عبدالرحمن سربازي كه امام جمعه چابهار و رئيس حوزه علميه چابهار و شخصيت ممتازي در كشور است مي گويد: پس برادران شيعه ما ناراحت نشوند از اينكه اگر وهابيها - بلا تشبيه- به آنها مشرك گفتند. آنها به ما هم مشرك گفته اند! يعني ما اهل سنت را هم مشرك مي دانند اين نظر علامه شامي است

يستحلون دماءنا و أموالنا و يسبون نساءنا.

وهابيها خون ما و اموال ما اهل سنت را مباح دانسته اند. حتي اينها زنان ما را هم جايز السبي دانسته اند.

يعني از نظر آنان جائز است كه زنان ما اهل سنت را اسير بگيرند. تا آنجا كه مي گويد:

حكمهم حكم البغاة.

در حقيقت وهابيت همان خوارج هستند.

و بعد ايشان مطالب ديگري از جناب ابن عابدين و غيره دارد كه ايشان از مولانا خليل احمد مي گويد : حكم آقايان وهابيها در نزد ما مثلا همان فرمايش آقاي صاحب در المختار است كه اينها خوارج زمان ما هستند.

مجري:

آقاي سربازي قائل به اين هستند كه وهابيت خوارج زمان ما هستند.

استاد حسيني قزويني:

بله. اينها مي گويند وهابيها خوارج عصر ما هستند. و اين مقاله اي است كه جناب آقاي عبدالرحمن سربازي داده و در اينجا نوشته شده است. حالا من انشاءالله در جلسات بعدي مطالب زيادي از بزرگان اهل سنت از مولوي محمد يوسف حسين پور، مولوي مقيمي، مولوي كاشاني مطالب خيلي زيادي كه به قلم خودشان نوشته شده و در اين كتاب چاپ شده است را نقل خواهم كرد.

ما از همينجا مي خواهيم كه آقاي عبد الرحمن سربازي اگر خودشان مي توانند براي تجديد چاپ اين كتاب اقدام كنند و اگر نه اجازه بدهند ما آمادگي داريم كه اين كتاب را چاپ كنيم.

اين كتاب با ارزشي است و دامن اهل سنت را از هر گونه گرايش و محبت به وهابيت مبرا مي كند . همچنين مؤسسه آموزش اسلامي حاضر هستند كه اين كتاب را چاپ كنند. و به نظر من در اين زمينه كتاب خيلي خوبي است.

تماس بينندگان

مجري:

جناب آقاي صمدي از تهران سلام و عرض ادب دارم.

بيننده:

سلام عليكم جميعا.

بسم الله الرحمن الرحيم.

اللهم صل علي محمد و آل محمد.

ناداني براي ديگران توليد زحمت مي كند از حذيفة اليماني نقل شده است كه در بين راه عمر بن الخطاب را ملاقات نمود. عمر پرسيد حال شما چطور است؟

جواب داد: مي خواهي چگونه باشم؟

هم اكنون در حالي هستم كه حق را دوست نمي دارم ولي فتنه را دوست دارم. به چيزي كه نديده ام گواهي مي دهم خير مخلوق را حفظ مي كنم و بدون وضو نماز مي خوانم من در زمين چيزي دارم كه خدا در آسمان ندارد.

مجري:

آقاي صمدي براي اين آدرسي هم داريد و يا نه همينطوري است.

بيننده:

بله. آدرس هم مي دهم به شما.

عمر از سخنان حذيفه خشمگين شد. و چون عجله داشت از آنجا گذشت ولي تصميم گرفت كه حذيفه را بخاطر اين گفتار كيفر نمايد.

همينطور كه مي رفت به علي عليه السلام رسيد آن جناب آثار خشم را در چهره عمر مشاهده نمود پرسيد كه چه چيزي تو را اينطور به غضب آورده است؟

جواب داد در بين راه حذيفة بن اليماني را ديدم پرسيدم كه چگونه صبح كردي؟

گفت صبح كرده ام در حالي كه حق را دوست نمي دارم.

حضرت فرمود:

كه درست گفته است.

گويا مرگ با اينكه حق است دوست ندارد. عمر گفت:

حذيفه باز مي گفت فتنه را دوست دارم. حضرت فرمود:

راست گفته زيرا اموال و اولاد خود را دوست مي دارد. خداوند مي فرمايد:

إنما أموالكم و أولادكم فتنه.

سوره انفال، آيه ٢٨

اموال و فرزندانتان براي شما فتنه است.

عمر گفت كه حذيفه مي گفت :

گواهي مي دهم به آنچه كه نديده ام.

حضرت فرمود:راست گفته گواهي به وحدانيت خدا و مرگ و انگيزش از قبرها و قيامت و بهشت و جهنم و صراط مي دهد با اينكه آنها را نديده است.

عمر گفت مي گويد :

غير مخلوق را حفظ مي كنم . باز حضرت فرمود:

راست مي گويد زيرا كه قرآن مخلوق نيست ولي آن را حفظ مي نمايد.

عمر گفت حذيفه مي گويد :

نماز را بدون وضو مي خوانم -خليفه خودش اينطور ترجمه مي كرد- . حضرت فرمود:

راست مي گويد زيرا بدون وضو بر پسر عمويم رسول خدا صلوات مي فرستد و صلوات فرستادن بدون وضو جايز است.

گفت:

يا أبا الحسن چيز ديگري هم گفت از همه بالاتر مي گويد كه من در زمين چيزي دارم كه خدا در آسمان ندارد. حضرت فرمود:

راست گفته زيرا او در زمين زن و فرزند دارد ولي خداوند منزه است از داشتن زن و فرزند.

مناقب گنجي شافعي.

من مي خواهم بگويم اينهايي كه اين حرفها را مي زنند حالا اينهايي كه نتيجه گرفته اند مثل خود من از آقا اميرالمومنين به گوش آنها برسانيد.

من خودم سال گذشته رفتم نجف شب جمعه بود در حرم آقا اميرالمومنين سه تا حاجت طلبيدم. هر سه تا حاجت من برآورده شد. يكي از رفقاي ما دكتر داروساز است دو سال شيمي درماني مي كرد سرطان داشت غده اي بدخيم درآورده بود. من او را خيلي دعا كردم . يك پسر عمو هم داشتم آن هم در اصفهان بود و آن هم سرطان داشت و حدود يك سال و نيم سرطاني بود كه شيمي درماني مي كرد .

من به تهران برگشتم ديدم كه بار آخر كه نزد دكتر رفته است ، دكتر به او گفته كه شما هيچ مشكلي نداري! برو دنبال كارت!

گفته كه پس مدتي است كه من را مسخره كرديد. دكتر گفته كه هر چه كه ما سند و مدارك داشتيم سرطان بدخيم بوده الآن شده خوش خيم!

مجري:

متشكريم. جناب آقاي ابوماهر از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب داريم خدمت شما.

بيننده:

و عليكم السلام و رحمه الله و بركاته.

من گله اي دارم كه يك عده اي از برادران زنگ مي زنند به نام اهل سنت يكي به نام آقاي فاروقي از تايباد كه اصلا سني نيست. و آقاي رضايي از بهبهان و چندين نفر را ما شاهد و ناظر هستيم كه اينها اصلا اهل سنت نيستند و تمسخر مي كنند . آنها سوالهايشان تمسخر آميز است. اين يك مسئله و مسئله ديگر اينكه قرار بود كه ديگر نبش قبر نشود.

تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم و لا تسئلون عمّا كانوا يعملون.

سوره بقره، آيه ١٣٤ و ١٤١

خدا بازخواست نمي كند از ما كه آنها چكار كرده اند و چرا تكفير كردند چرا تكفير نكردند.

ما بايد امروز مسائل خودمان را حل كنيم و بايد ببينيم كه چكار كنيم. الآن اگر قضاياي ١٢٠٠ يا ١٣٠٠ سال قبل را نبش قبر كنيم كه چرا اينطور شد و چرا آنطور شد و در سر خود بزنيم كه چرا آنها اينطور كردند

تلك امة قد خلت

اين را خداوند فرمود از ما باز خواست نمي كنند كه آنها چكار كردند. همين سوال من بود دست شما هم درد نكند.

استاد حسيني قزويني:

من تشكر مي كنم از شما جناب آقاي أبو ماهر بزرگوار. وقتي كه افراد زنگ مي زنند مي گويند ما سني هستيم ما كه علم غيب نداريم اين سني است يا چيز ديگر.

الآن حضرتعالي زنگ زديد ما از كجا بدانيم كه خود حضرتعالي از اهل سنت هستيد يا نيستيد ما مأمور به ظواهر هستيم و اگر (در شك هستيد) تلفن اينها همه ثبت شده است ، ما آمادگي داريم كه اگر جناب آقاي مولوي مرادزهي يا يكي از علماي ديگر شما گفتند كه اين واقعا سني نيست، اين دفعه اين آقاي رضايي و آقاي فاروقي وقتي كه آمدند ما مي گوييم شما سني نيستيد و علماي شما، شما را قبول ندارند. و يا در تايباد اگر حوزه علميه تايباد بخواهد ما شماره تلفن آقاي فاروقي را مي دهيم.

ما كه واقعا از قضيه خبر نداريم اما اينكه مي فرماييد

تلك امة قد خلت

برادر بزرگوارم ما قبلا هم اينها را مطرح كرديم ولي من همان آيه ١١٩ سوره توبه را كه قرآن مي گويد:

يا أيها الذين آمنوا إتقوا الله و كونوا مع الصادقين.

مومنين تقوا پيشه كنيد و با صادقين باشيد.

ما مي خواهيم كه ببينيم الآن وظيفه ما اين است كه راهي كه اميرالمومنين ، امام حسن، امام حسين و صديقه طاهره رفته اند درست است و يا آن راهي كه جناب آقاي ابوبكر و عمر و عثمان و خالد و ديگران رفته اند.

از آن طرف درباهر حضرت زهرا مي گويد:

غضبت علي ابي بكر و لم تكلمه حتي توفيت.

غضب كرد بر ابوبكر تا آخرين لحظه هم با او حرف نزد.

اين سوال است ما از شماست. يك طرف شما مي فرماييد فاطمه زهرا.

سيدة نساء اهل الجنه

از اين طرف مي فرماييد كه نسبت به ابوبكر غضب كرده است. از آن طرف امروز حكم كفر شيعه را ثابت مي كنيد بخاطر اينكه با ابوبكر ميانه اي ندارد و ابوبكر را قبول ندارد. اين حرفها را به جاي اينكه به ما بزنيد شما برويد در اين شبكه ها و يا در اين كتابها به علماي بزرگتان اعتراض كنيد. من امشب از مالك، از شعبي نقل كردم كه مي گويند شيعه كافر است.

من أنكر امامة ابي بكر فهو كافر.

هر كسي امامت ابي بكر را انكار كند كافر است.

آيا واقعا اينكه مي گويند

من أنكر إمامة ابي بكر

اين امامت أبي بكر از كجا آمده است؟

بيننده:

جناب آقاي قزويني! امامت أبوبكر كه منصوب من عندالله نيست. ما اعتقاد داريم كه ايشان را اهل شورا اختيار كردند. اين واجب نيست. مردم خودشان يك شورايي تشكيل دادند و مردم رأي دادند حالا يك عده اي هم مخالف بودند. اصلا نمي خواهند كه رأي بدهند.

مجري:

خليفه دوم هم همينطور شد؟!

استاد حسيني قزويني:

حالا شما اجازه بدهيد! جناب آقاي أبوماهر حضرتعالي از كجا زنگ مي زنيد.

بيننده:

من از جنوب زنگ مي زنم.

استاد حسيني قزويني:

مذهب حضرتعالي چيست؟

بيننده:

من شافعي هستم.

استاد حسيني قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد. حتما با جناب محيي الدين نووي با اسمش آشنا هستيد از علماي بزرگ شافعي است كتابي دارد به نام روضة الطالبين كتاب فقهي هم است. من اين آدرس را مي دهم خواهش مي كنم حضرتعالي مراجعه كنيد ببينيد اين عبارت در كتاب جناب محيي الدين نووي هست يا نيست.

روضة الطالبين ج ٨ ص ٢١٥ مي گويد :

من أنكر إمامة أبي بكر رضي الله عنه ردّت شهادته.

هر كسي امامت ابي بكر را قبول نكند شهادتش پذيرفته شده نيست.

آقاي سبكي هم باز از علماي شافعي است. از بزرگان علماي شافعي است و معاصر ابن تيميه هم بود. كتابي دارد به نام فتاوي السبكي ج ٢ ص ٥٧٦ مي گويد:

و في من أنكر إمامة أبي بكر و عمر أن الصحيح أنه يكفّر.

جناب آقاي أبو ماهر! هر كسي امامت أبي بكر -نه خلافت ابي بكر-

هركسي امامت ابي بكر و إمامت عمر را انكار كند صحيح اين است كه اين كافر است.

من در خدمت شما هستم.

بيننده:

اين نظر خود ايشان است. نظر ايشان براي ما ملزم نيست.

استاد حسيني قزويني:

حضرتعالي هم نظر خودتان براي خودتان محترم است. فرقي كه نمي كند.

بيننده:

اينها كه وحي منزل نيست كه اينها يك حرفي زدند. براي خودشان حالا چرا ما بياييم حرف اينها را ما ملزم كنيم. كه اينها اينطور گفته اند

امام مالك هم گفت:

كل يوخذ من كلامه و يرد الا صاحب هذا القبر

فتاوي ابن باز، ج٦، ص٢٩١

همه حرفها گرفته مي شود و همه سخنها برگشته مي شود جز صاحب اين قبر رسول الله صلي الله عليه آله و سلم.

اگر كسي يك حرفي زد ما ملزم نيستيم كه حرفش حتما بگوييم كه واجب الاطاعه هستيم و ما بايد از او پيروي كنيم. نه اين يك حرفي زد براي خودش و عده اي هم اصلا قبول ندارند اين حرفها را و شايد عده اي هم قبول داشته باشند.

ما ملزم نيستيم به اينكه اين آقا فرموده اگر كسي منكر امامت ابوبكر بشود كافر است. اينها يك شورايي تشكيل دادند. مشورت و انتخاباتي شد و مردم هم به هر كس دلشان خواست رأي دادند و هر كس هم كه نخواست بيعت نكرد.

و السلام تمام شد ما همين را مي گوييم. ديگر بيشتر از اين چيزي نداريم.

استاد حسيني قزويني:

اگر آنجا

تلك امة قد خلت.

حكم مي كند يا نمي كند جناب آقاي أبو ماهر

درباره همين قضاياي أبوبكر خلافتش هر چه كه بوده درست بوده يا نبوده. الآن ما بياييم در شبكه ها جهاني مان اينها را ملاك قرار بدهيم و بر كفر شيعه اقدام كنيم آيا اين درست است يا درست نيست؟

بيننده:

نه اين درست نيست.

استاد حسيني قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد. ما از افراد عوام اهل سنت انتظار نداريم جناب آقاي أبو ماهر ولي از علماي اهل سنت از حوزه هاي علميه شافعي در غرب كشور از حوزه هاي علميه حنفي در شرق كشور از حوزه هاي علميه ديگر در استان گلستان و در استان خراسان ما انتظارمان اين است كه امروز با هم جمع بشويم. شبكه ولايت هم زبان گوياي همه آقايان است.

ديديد كه نمونه اش هم جناب آقاي مرادزهي با اينكه ما اختلاف سليقه و اختلاف نظر با ايشان زياد داريم. يعني اگر من با يك عالم و ماموستاي شافعي مثلا پنج مورد اختلاف داشته باشم با جناب آقاي مرادزهي ٢٠ مورد اختلاف دارم. ولي اين اختلاف مانع گفتگوي ما نشد و از اين عزيز درخواست كرديم ايشان هم زحمت كشيدند اين همه راه را تشريف آوردند.

و ما هم تقدير كرديم باز هم داريم تقدير مي كنيم . علماي بزرگوار اهل سنت بيايند اينجا بنشينيم در حضور همه مردم با هم ببينيم كه امروز چه كار بايد كرد؟

اگر بنا است خرمنهاي گذشته را پارو كنيم و به هوا بدهيم ما هم مي گوييم آنها بگويند بنده هم مي گويم حضرتعالي هم مي گوييد چه كسي در اين وسط استفاده مي كند؟

شيعه، سني و يا نه دشمنان مسلمانها سوء استفاده مي كنند ما هم يقين داريم كه از اين اختلافات آنهايي كه به دنبال نابودي اسلام هستند بيش از همه استفاده مي كنند.

جناب آقاي ابوماهر! وقتي يك كسي به خانه اش حمله كردند و او شمشير، چاقو، سنگ و يا چوبي برمي دارد و دشمن را از خانه اش بيرون مي كند شما نبايد به اين بدبخت تو سري بزنيد و مذمتش كنيد كه چرا به دستت چوب گرفته اي و اينها را مي زني؟! چون به خانه او حمله كرده اند و اموالش را دارند غارت مي كنند.

ما خواهشمان اين است كه لااقل حق دفاع را به ما بدهند.

اين شبكه هايي كه اينطور حرفها را مي زنند ارتباطي به اهل سنت ندارد. اگر بعد از او آقايان ديدند كه ما از صحيح بخاري و از صحيح مسلم و مسند احمد و غيره مطلبي كه موجب رنجش قلب عزيزان اهل سنت يك حديث برديم روي آنتن هر چه خواستند در حق ما بگويند ما حرفي نداريم.

مجري:

ممنون هستيم جناب آقاي ابوماهر به هر صورت تلفن شما هم خيلي طولاني شد.

استاد حسيني قزويني:

و واقعا مؤدبانه بودند و ما واقعا به وجود چنين دوستاني از اهل سنت افتخار مي كنيم.

مجري

بله. جناب آقاي اصغرنژاد از اروميه. سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

بيننده:

سلام عليكم. دو تا سوال داشتم يكي قضيه غدير خم بعد از آيه اكمال اتفاق افتاده يا قبل از آن؟

استاد حسيني قزويني:

قضيه غدير خم قبل از نزول آيه بوده است. خطيب بغدادي در كتاب تاريخ بغداد روايتي را نقل مي كند كه صحيح و تمام راويانش ثقه هستند:

لما أخذ النبي بيد علي بن ابي طالب عليه السلام فقال ألست ولي المومنين قالوا بلي يا رسول الله! فقال النبي: من كنت مولاه فعلي مولاه. فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك يابن ابيطالب! اصبحت مولاي و مولي كلّ مسلم. فأنزل الله اليوم اكملت لكم دينكم.

تاريخ بغداد ج٨ ص ٢٨٤

بعد از اينكه پيامبر دست اميرالمومنين را در غدير خم گرفت، فرمود: آيا من ولي امر مسلمين نيستم؟ مردم گفتند:بله يا رسول الله! بعد فرمود: هركس من مولاي او هستم علي بن ابيطالب هم مولاي اوست. عمر آمد و به حضرت علي بن ابيطالب تبريك گفت.

بيننده:

در مورد حجت خدا از وقتي كه به دنيا مي آيد حجت خدا است و يا وقتي كه مقام به او داده مي شود؟

استاد حسيني قزويني:

بعد از رحلت حجت قبلي، اين مي شود حجت خدا.

بيننده:

دين ما مي گويد زمين خالي از حجت خدا نمي شود. قبل از پيامبر اسلام چه مي شود؟

استاد حسيني قزويني:

هر پيغمبري از پيغمبران اوصيائي داشتند مثلا ما در روايات داريم كه خود ابوطالب سلام الله عليه يكي از اوصياء حضرت عيسي بوده است. ولي اينكه اسامي اوصياء در روايات كاملا مشخص شده باشد در كتاب اثبات الوصيه مسعودي اسامي تمام اوصياء انبياء آمده است.

مجري:

خيلي ممنون. جناب آقاي نعيم از افغانستان.

سلام و عرض ادب داريم جناب آقاي نعيم.

بيننده:

سلام و عرض ادب دارم خدمت شما. فقط سوال من اين است كه شخصي به نام الله ياري جايگاه ايشان كجاست. من از شبكه شما خيلي تعريف مي كنم واقعا دوست دارم شبكه شما را. من از وقتي كه برنامه شما را ديدم توهيني از شما به اهل سنت نشنيده ام هميشه تعريف و تمجيد كرده ايد از اهل سنت.

آن شخص كه توهين مي كند و حتي اگر شخصي هم زنگ بزند همان مشاوري كه او دارد مي گويد بگو لعنت به اهل سنت بگو لعنت به عمر واقعا توهين مي كند به اهل سنت.

فقط مي خواستم بدانم نظر شما درباره اين شخص كه خود را عالم مي داند چيست؟

استاد حسيني قزويني:

در اين مورد ما بارها و بارها نظرمان را گفته ايم. مراجع عظام تقليد هم نظرشان را گفته اند. ما همين امروز در دفتر يكي از مراجع عظام تقليد كه اين آقا خيلي از او دم مي زند جلسه داشتيم غالب مديران شبكه شيعه هم آنجا بودند. نظرشان همه همان نظر ما بود. ايشان بطور كلي نظرش نظر شيعه نيست. نظر دشمنان شيعه است.

شما خيلي زياد دلخور نشويد عزيز دل من. نه تنها به خود خلفا فحش مي دهد الآن به مراجع ما ركيكترين فحشها را مي دهد كه در اين پانزده قرن اصلا سابقه نداشت كه يك آدم هتاك بي حيا بيايد نسبت به مراجع اينطور جسورانه اهانت كند.

ديشب و پريشب نسبت به حوزه هاي علميه قم و نجف شروع كرد به توهين كردن. اصلا چنين چيزي سابقه نداشت.

مگر تو در همين حوزه درس نخوانده اي؟! تو هم فارغ التحصيل همين حوزه هستي ديگر.

مجري:

خيلي ممنون هستيم. جناب آقاي حسن از شهريار. سلام و عرض ادب.

بيننده:

سلام عليكم و رحمه الله. من يك سوالي داشتم راجع به اين روايتهايي كه در كتابهاي شيعه و در كتابهاي سني هست مي خواستم اين را خدمت شما عرض كنم آيا اين را قبول داريد كه تاريخ را هميشه حكام نوشته اند.

يعني كتابهايي كه چه توسط شيعه و چه توسط سني نوشته شده است آيا حكام نمي توانستد به دست ديگران بگويند چهار تا روايت و حديث ناروا را وارد كن آن موقع هم كه عصر حالا نبود كه خودتان هم مي دانيد كسي كه مي خواست دنبال تحقيق برود سالها بايد مي دويد تا بتواند مطلبي را ثابت كند. آيا اين را قبول داريد شما حضرت آيةالله؟

استاد حسيني قزويني:

ببينيد برادر بزرگوارم! نسبت به اينكه تاريخ شيعه را حكام نوشته اند، نه!

چون در طول اين پانزده قرن يك مدت خيلي كوتاهي مثل زمان آل بويه و مثل فاطميها آن هم در يك مقطع خاصي از زمان و در يك نقطه خاصي از كره زمين حكومت دست شيعه بوده و ديگر بعد از اميرالمومنين و امام حسن سلام الله عليه حكومت در دست شيعه ها نبوده تا اين حكومت به يك عالم شيعي بگويد فلان روايت را در كتابت وارد كن.

حكومتها به دست آقايان اهل سنت بوده به صورت كلي هم ما قبول نداريم در رابطه با موطأ مالك كه تقريبا بنا به نقلي جزء صحاح سته است. بعضيها موطا مالك را جزء صحاح سته مي دانند و بعضي ديگر سنن ابن ماجه قزويني -همشهري ما- را.

حاكم وقت مالك دستور داد كه چنين كتابي بنويس و طبق عبارتي كه ابن تيميه دارد حاكم وقت شرط كرده بود كه از علي و از اهل بيت علي روايتي در كتاب نياوري!

ولي اينكه كتابهاي ديگري مثل صحيح بخاري و صحيح مسلم و مسند احمد به دستور حكام نوشته شده باشد را قبول نداريم.

بيننده:

بله من هم همين را عرض مي كنم خدمت شما جناب حضرت آيةالله مطلب من هم همين است. كه وقتي كه حكومت دست شيعيان نيست. و حاكم آن زمان هم از برادران اهل سنت بودند آن روايتهاي ناصحيح كه وارد كتب ما شده از كانال اين حكام بوده است.

استاد حسيني قزويني:

نه! جناب حسن آقاي بزرگوار! به اين صورت نمي توان گفت. ما بايد براي حرفمان مصدر و مدرك هم داشته باشيم. ما دوست داريم عزيزان ما كه بيننده شبكه ما هستند حداقل اين يادگاري را از ما داشته باشند.

ما هر روايت و مطلبي كه مي گوييم آدرس كتاب، جلد و صفحه را هم مي دهيم. روي حدسيات مطلبي را نقل نمي كنيم. اگر ما بگوييم بعضي از روايات ضعيف به دستور حكام اهل سنت در كتابهاي ما وارد شده است، اين به ضرر شيعه است و در اين صورت تمام كتابهاي شيعه زيرسوال مي رود.

زماني يكي از اين آقايان اهل سنت گفت اين حديث قرطاس و اين حديث حوض توسط شيعه ها وارد كتابهاي ما شده است!

خود آقايان اهل سنت اعتراض كردند و گفتند كه شما كتابهاي ما را زير سوال برديد. اگر در صحيح بخاري دو روايت توسط شيعه وارد شده باشد، تمام روايات صحيح بخاري زير سوال مي رود.

مرحوم كليني در گوشه ري بوده ٢٢ سال زحمت كشيد اين كتاب كافي را از كتابهاي مختلف جمع آوري كرد.

مرحوم شيخ طوسي در بغداد مرحوم شيخ صدوق به همين شكل اينها خيلي كاري با حكومتها نداشتند و نه حكومتها با آنها.

و اين كتابها هم كه نوشته شد در اختيار همه شيعه قرار گرفت اينطوري نبود كه اين كتاب فقط در خانه آقاي كليني باشد. حاكم بيايد به زور چهار تا روايت در آن وارد كند. بلكه اين كتاب در اختيار همه شيعه ها بود در خانه شيعه ها مملو از اين كتابها بود اگر يك جا حاكم مي آمد يك روايتي مي خواست به كتاب وارد كند كتابها در خانه هاي ديگر شيعه ها هم بوده است.

مجري:

جناب آقاي آزاد از هشتگرد سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

بيننده:

سلام عليكم. آيا سنيها به غير از قرآن مثل شيعه ها كتاب برادر قرآني هم دارند يا نه؟

و اگر دارند آيا همين است كه قبول دارند كه خدايي كه دست و پا و كمربند و كمر دارد؟!

آيا اينها كه اين اعتقادات را دارند سني محسوب مي شوند و يا وهابي؟

و اين كتابهاي صحيح مسلم و صحيح بخاري كتابهاي سنيها است يا وهابيها ؟

استاد حسيني قزويني:

البته شما بهتر است كه اين سوال را زنگ بزنيد از اين شبكه هاي وهابي سوال كنيد. بايد ديد آنها چه جوابي به شما مي دهند!

آقايان اهل سنت چيزي به عنوان برادر قرآن ندارند و ما هم نداريم. در السنه مشهور شده است كه نهج البلاغه برادر قرآن است. ولي اينطوري نيست. بزرگان و مراجع ما چنين عقيده اي ندارند. ضمن اينكه خطبه هاي حضرت امير عليه السلام كه در اينجا جمع شده است. شايد اين خطبه ها خدا بيامرزد جناب آقاي غروي نجفي را ايشان مي گفت اين نهج البلاغه اي كه از اميرالمومنين بدست ما رسيده شايد ده درصد روايات و خطبه هاي اميرالمومنين است. ايشان مي گفت من چهل هزار روايت در طول بيست يا سي سالي كه در نجف بودم از اميرالمومنين ثبت كردم ولي متأسفانه اين آثار گرانسنگ چاپ نشد.

و من نمي دانم آيا آقازاده هايشان توانسته اند اين آثار را چاپ كنند يا نه.

ما چند باري از اين بزرگوار خواهش كرديم و يك بار تشريف آوردند از موسسه ديدن كردند. گفتيم ما براي چاپ چنين تراث گرانسنگي كه شما زحمت كشيده ايد آماده هستيم.

وهابيت با اهل سنت يك سري مشتركاتي دارند ما اصلا نمي خواهيم روي اين مشتركات وارد بشويم. اينكه خلفا را قبول دارند علي را خليفه چهارم مي دانند صحيح بخاري و صحيح مسلم را قبول دارند و خيلي از قضاياي ديگر.

و تفاوت وهابيت با اهل سنت هفت يا هشت مورد بيشتر نيست. آن را هم بارها اشاره كرده ايم بحث توسل است و بحث تبرك است و زيارت قبور است كه وهابيت مي گويند: توسل باطل و بدعت است و طلب شفاعت بدعت است. دست زدن به ضريح و پرده كعبه بدعت است. هر كسي براي بچه اش جشن تولد يا سالگرد ازدواج بگيرد بدعت است! زيارت اهل قبور بدعت است و يك سري از اين مطالب باطل كه اينها را اهل سنت قبول ندارند.

مجري:

جناب آقاي ابراهيم از زابل سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

بيننده:

سلام عليكم. جناب آقاي دكتر قزويني در آخرين جنگي كه حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم با روميان داشت لشكر انبوهي مهيّا كرد و أسامةبن زيد را به فرماندهي لشكر معرفي كرد.

آيا آن كسي كه امتناع كرد از رفتن به لشكر و لشكر را از هم گسيخت آيا آن را خداوند لعنت كرد پيغمبر خدا لعن كرد يا نكرد؟

مجري:

ممنون . جناب آقاي نادري از قم. سلام عرض مي كنم.

سلام عليكم. دوستان و برادران اهل سنت زنگ زدند و به آيه

و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا

سوره حجرات، آيه ٩

استناد كردند كه اهل سنت در خيلي از جاها با حضرت مولا در آن سه جنگ آمدند شركت كردند. خدواند صريحا مي گويد اينها مومن هستند.

حضرت آية الله پذيرفتند اين را و استناد كردند به قسمت بعد آيه و فرمودند كه اينها بغي كردند.

حضرت آيةالله خيلي سعه صدر دارند با اهل سنت مماشات دارند ولي اينجا ديگر از مماشات هم بالاتر است. من نظرم اين است كه بر مبناي فرق اهل سنت و نيز بر مبناي شيعه اين قضيه جنگ با حضرت مولا مشمول اين آيه نمي شود.

فقط با مبناي خوارج اين آيه سازگار است. چه نظر آنها را بگيريم كه آن حضرت ولي امر بوده و چه نظر شيعه را بگيريم. بايد ببينيم كه مفسرين چه مي گويند آيه انصراف قطعي دارد از اين مورد و اصلا شامل اين نمي شود و جنگ با حضرت مشمول اينها نمي شود كه ما بخواهيم بپذيريم.

مجري:

حضرت استاد لطفا در مورد لعن متخلفان از جيش اسامه و شمول آيه

و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا

بر جنگهاي حضرت امير توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

در يكي دو جلسه قبل براي دوستان مفصل گفته ايم كه جناب شهرستاني از علماي شافعي و بزرگ اهل سنت در در كتاب ملل و نحل ج ١ ص ٢٩ چاپ دار العرفه نقل مي كند كه پيغمبر فرمود:

جهزّوا جيش أسامه لعن الله من تخلف عنه.

و خدا لعنت كند آنهايي را كه از جيش أسامه تخلف كنند.

اما اينكه در آن جيش چه كساني بوده اند از آقاي ابن حجر عسقلاني نقل كرديم كه جناب عمر و ابابكر و عثمان اينها همه در جيش بودند.

در اين مسئله هيچ شك و شبهه اي نيست. ابن تيميه در منهاج السنه ج ٤ ص ٢٧٧ به صراحت مي گويد كه اينها در جيش أسامه بودند.

عسقلاني در فتح الباري ج٨ ص ١٢٤ مي گويد :

و ممن انتدب مع اسامه كبار المهاجرين و الأنصار منهم ابوبكر و عمر و أبو عبيده و سعد و سعيد و قتاده .

اما اينكه

و إن طائفتان من المومنين اقتتلوا

در رابطه با چه كساني است؟

شما مراجعه كنيد به تفسير عز بن عبدالسلام ج٣ ص ٢١٤ مي گويد:

و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا

مربوط به اوس و خزرج بوده است. اگر اين باشد كه يك مسائل ديگري است. اصلا ربطي به اين قضايا ندارد. ما هم جواب اين آقايان را داده ايم . اين آيه شريفه

و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا.

مربوط است به دو دسته از مومنين

و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما فإن بغت إحداهما

اگر دو دسته از مومنين با هم جنگ مي كنند اگر يكي از اينها بغي كردند (يعني از ايمان دارد خارج مي شود)

ديگر مربوط به رابطه دو تا مومن نيست.

فإن بغت إحداهما علي الاخري فقاتلوا الذي تبغي.

آنها كه بغي كردند آنها را بكشيد.

دستور قرآن است كه اينها را بكشيد. آيا اينها بعد از كشته شدن به جهنم مي روند يا به بهشت؟ اهل بهشت هستند يا اهل جهنم؟

اگر اينها اهل بهشت هستند خدا چگونه دستور مي دهد كه اهل بهشت را بكشيد؟! و اگر اهل جهنم هستند كه به حق هم اهل جهنم هستند در اين صورت از دائره مومن و ايمان خارج مي شود.

اگر واقعا اين مومن باشد آيا خداي عالم مي گويد مومن را بكشيد؟!

من يقتل مؤمنا متعمدا فجزاءه جهنم خالدا فيها.

سوره نساء، آيه ٩٣

اگر يك مومني را عمدا بكشد جزا و پاداشش وارد آتش جهنم شدن است.

و اضافه بر اين در صحيح بخاري ج ١ ص ١١٥ حديث ٤٤٧ آمده است كه

پيغمبر اكرم فرمود:

ويح عمار! تقتله الفئة الباغيه.

يدعوهم إلي الجنه و يدعونه إلي النار.

ويژگي بغات دعوت به آتش جهنم است.

مجري:

خيلي ممنون. انشاءالله تا برنامه اي ديگر خداوند يار و نگهدار شما عزيزان باشد.