سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٨٤ - برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب

برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب

کد مطلب: ٥٣١٦ تاریخ انتشار: ٠٥ ارديبهشت ١٣٩٢ تعداد بازدید: ٢٣٢٥ سخنراني ها » شبکه ولايت برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
حبل المتين ٩٢/٠٢/٠٥

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : ٩٢/٠٢/٠٥

مجري:

خاطر شريف شما باشد سلسله مباحث امامت پيگيري مي شود كه جلسه قبل هم مباحث امامت بود كه بحث انتخاب يا انتصاب را از استاد سوال كرديم و مباحثي كه پيرامون اين قضيه در كتب اهل سنت نسبت به مسيلمه كذاب و مباحث ديگر كه مطرح شد را ما همه را سوال كرديم و استاد پاسخ دادند و باز هم براي اينكه ارتباط ما برقرار شود استاد لطف بفرمايند جلسه گذشته را به صورت مختصر توضيح دهند تا سوال جواب را مطرح بفرمايم.

استاد قزويني:

ما بعد از آنكه ادله شيعه بر حقانيت اميرالمؤمنين سلام الله عليه و بر خلافت بلافصل او را از كتاب و سنت مفصل بيان كرديم گرچه در اين شبكه هاي وهابي بارها مي گويند كه ما منتظر ادله شيعه بوديم ومن گمان مي كنم اين بحث هايي كه ما داشتيم عذر مي خواهم از بينندگان عزيز همانند سوره ياسين خواندن بود.

اينها گويا انگشت بر گوش گذاشته اند و پنيه محكمي در دهانه گوش خود قرار دادند و نمي خواهند بشنوند حالا اگر يك فردي نمي شنود مي شود او را شنواند ولي كسي كه نمي خواهد بشنود

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آَذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا

سوره اعراف آيه ١٧٩

و خب بارها ما گفتيم كه اين آيات و روايات با سند صحيح در كتب شيعه و اهل سنت، يك ديوانه زنجيري را از جنگل آمازون آوردند كه شروع كرد به فحاشي و غيره و حرف هايي هم در مباحث رجالي كه اصلا حتي خود علماي اهل سنت به كرات زنگ مي زنند يا تماس مي گيرند مي گويند از حرف هايي كه ايشان مي زند ما متنفر و بي زاريم كه اصلا مبتني بر مباحث عقلي نيست.

اين چنين حرفها شايد يك زماني خريدار داشته است ولي ديگر امروز خريدار ندارد كسي بخواهد بيايد يك بحث علمي بكند هر مذهبي براي خودش يك مباني دارد و يك ضوابطي دارد بر مبناي آن مباني و ضوابط بايد بحث كرد و بارها هم با اين دهان آلوده اش نسبت به حضرت ولي عصر جسارت مي كند و مي گويد موهوم و غيره، ما گفتيم كه شما هر وقت توانستيد همان قضيه اشنگ و مشنگ خود را اثبات بفرماييد و ثابت كنيد كه واقعا همان پدري كه منتسب به او هستيد با توجه به آنچه كه هم روستايي هاي شما گفتند كفايت مي كند.

اگر دنبال موهوم شدن مي گرديد فعلا نسب سر كار عالي اين چنين است و ما در اين زمينه اگر ايشان باز هم از اين لاطائلات ببافد خلاصه منتظر بعضي از مسائلي باشد كه ما از همان كالكراب خيلي از مباحثي داريم كه تا به حال پخش نكرديم و خيلي از قضاياي ديگر كه گذاشته بوديم كه اگر مناظره اي صورت گرفت آنجا به عنوان تير خلاصي براي اين آقايان مطرح كنيم ولي ما گفتيم همان گونه اي كه ما نسبت به مقدسات ديگران احترام مي گذاريم انتظار هم داريم كه ديگران به مقدسات شيعه احترام بگذارند.

البته از كساني كه از جنگل آمازون تشريف آوردند اين انتظار را نداريم و ايشان در همين برنامه آخرش گفت بله ما از همه شيعيان اثني عشري مي خواهيم كه مذهب ساخته و پرداخته شيعه را رها كنند بيايند سني بشوند و اسلام اصيل و نه با فهم كليني و مجلسي بلكه با فهم صحابه.

خب ما ضمن احترام به آقايان اهل سنت بارها صحبت كرديم بياييد در رابطه با اصل صحابه با هم گفتگوي استوديو به استوديو داشته باشيم و اين چنين كه وحشت داريد حتي اسم كارشناس شبكه را بنويسيد، اسم شبكه را بنويسيد، تصوير شبكه ولايت را تو شبكه خود اعلام بكنيد يعني مشخص است همه فهميدند كه قضيه چه است و چيزهايي كه انجام شد ما اسم مناظره نمي گذاريم بلكه يك چيز ديگري بود كه حالا نمي خواهم خيلي زياد وارد بعد آن بشويم.

حتي يك بزرگواري ديشب تماس گرفت و گفت اگر چنانچه شبكه ولايت با كلمه مناظره درباره ولايت اميرالمؤمنين بگذارد من ٥٠٠ ميليون تومان مي دهم و از كساني است كه از افراد محترم هم است و از كنار حرم امام رضا هم تماس گرفته بودند كه شخصيت بزرگوار و شناخته شده است.

و ما كاملا آمادگي داريم همين بحثي كه شما دعوت مي كنيد با فهم صحابه، اسلام اصيل و اسلام راستين ما ادله خود را بيان كرديم و حالا

قُلْ هاتُوا بُرْهَانَكُمْ

سوره بقره آيه ١١١

ما كه الان چند ماه است كه مي گوييم شما هم از الان فرض يك اقايي مي خواهد سني شود اولين بحث اين است كه جناب ابوبكر خليفه است، ادله خلافت ابي بكر را از كتاب، سنت و عقل و اجماع بيان كنيد و توضيح دهيد براي مردم اگر داريد كه نداريدكه ما چندين بار است كه گفتيم بياييد براي مردم بيان كنيد.

دعوت كردن خشك و خالي كه فايده ندارد، قرآن حتي نسبت به كفار مي گويد:

قُلْ هاتُوا بُرْهَانَكُمْ

برهان شما كجاست، همين صحابه اي كه به تعبير صحيح بخاري و مسلم ما كاري نداريم كه اينها جز تعداد اندكي از آتش جهنم نجات پيدا نمي كنند و اين آقايي كه به قولي فرستادي به تعبير خودتان شيعه هدايت يافته يا گمراه شده و نتوانست در همين گودي كه افتاد از حوض خارج شود و اثبات كند كه اين قضيه حوض چيست و اين تعبيري كه به صراحت صحيح بخاري دارد كه اين صحابه اي كه مي آيند دسته دسته گرفتار آتش جهنم مي شوند

فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ

جز تعداد اندكي نجات پيدا نمي كنند

صحيح البخاري ج ٥، ص ٢٤٠٧

خب اين صحابه چه فهمي از اسلام داشتند كه نتوانستند خود را نجات دهند اين صحابه اي كه بعد از پيامبر اين همه اختلاف و كشت و كشتار و غيره خب اينها را بفرماييد و روشن كنيد براي بينندگان خودتان حداقل احترام بگذاريد.

به هر حال ما اين ادله شيعه را بيان كرديم و تا كنون هم هيچ گونه عكس العملي از آقايان نديديم، خلاصه به قولي هر گز به هيچ وجه جوابي هم ندارند و ما ١-٢ جلسه در رابطه با اينكه خلافت يا امامت انتصابي است يا انتخابي است مطرح كرديم، و اين را كه امامت يك انتصابي است و نه انتخابي و از آيات قرآن بيان كرديم و از سنت پيامبر هم گفتيم كه نبي مكرم به قبيله بني عامر اسلام را عرضه مي دارد و اينها رسما اعلام مي كنند:

أيكون لنا الأمر من بعدك

اگر به تو ايمان بياوريم ما مي توانيم خليفه بعد از تو شويم حضرت مي فرماييد:

الأمر إلي الله يضعه حيث يشاء

السيرة النبوية ج ٢، ص ٢٧٢

و همچنين جناب بيحره به همين شكل گفت:

أيكون لنا الأمر من بعدك

پيامبر فرمود نه اينكه اسلام بياوريد مشروط بر اينكه خلافت براي شما باشد نه همچين چيزي نيست و امر خلافت دست خداوند است.

تاريخ الطبري ج ١، ص ٥٥٦

البداية والنهاية ج ٣، ص ١٣٩

همچنين عامر بن طفيل همين شرط را كرد كه پيامبر اكرم همان جواب را داد و نسبت به جناب هوزه كه از شعراي زبردست عرب بوده است نبي مكرم همين جواب را دادند.

تخريج الأحاديث والآثار ج ٢، ص ١٨٩

و بيعت صحابه را هم كه گفتيم در قضيه بيعت عقبه كه اينها شركت كردند و با نبي مكرم بيعت كردند در كنار مفاد بيعت مسلمان هاي مدينه با نبي مكرم اين بود كه

وَأَنْ لَا نُنَازِعَ الْأَمْرَ أَهْلَهُ

آن كسي كه اهليت براي خلافت را دارد با او به نزاع برنخيزيم.

اين هم نقل كرديم از بزرگان مانند جناب ابن حجر و عيني و ابن عبدالبر كه اينها مفصل آمدند گفتند كه اين مباحث كاملا مباحثي است كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم و غيره آمده بر اينكه بحث خلافت و امامت به دست خداي عالم است نه به دست مردم حتي به دست خود نبي مكرم صلي الله عليه و آله وسلم هم نيست.

صحيح البخاري، ج ٦، ص ٢٥٨٨

اين خلاصه بحث ما بود در جلسات قبلي.

مجري:

حاج آقا در راستاي همين مباحثي كه حضرت عالي هم فرموديد برخي از روايات آمده است كه يكي از كساني كه به صورت مشروط مي خواسته ايمان بياورد آقاي مسيلمة است مي خواستم ببينم در اين رابطه مسائلي را مطرح كنيد.

استاد قزويني:

نكته ظريفي است بينندگان عزيز اگر دقت كنند كه داستان مسليمة كذاب و غيره اينها مفصل است آنچه كه در صحيح مسلم هست چاپ دار احياء التراث عربي جلد ٤ صفحه ١٧٨٠ كه ابن عباس مي گويد:

قَدِمَ مُسَيْلِمَةُ الْكَذَّابُ علي عَهْدِ النبي صلي الله عليه وسلم الْمَدِينَةَ فَجَعَلَ يقول إن جَعَلَ لي مُحَمَّدٌ الْأَمْرَ من بَعْدِهِ تَبِعْتُهُ

مسليمه كذاب در زمان نبي مكرم مدينه آمد و گفت اگر چنانچه رسول اكرم امر خلافت را بعد از خويش به عهده من بگذارد از او تبعيت مي كنم

فَقَدِمَهَا في بَشَرٍ كَثِيرٍ من قَوْمِهِ

با تعداد زيادي از قومش آمده بود

فَأَقْبَلَ إليه النبي صلي الله عليه وسلم وَمَعَهُ ثَابِتُ بن قَيْسِ بن شَمَّاسٍ

نبي مكرم با اينها ديدار داشت و ثابت بن قيس هم بود

وفي يَدِ النبي صلي الله عليه وسلم قِطْعَةُ جَرِيدَةٍ

در دست نبي مكرم يك تكه اي از برگ درخت خرما بود

حتي وَقَفَ علي مُسَيْلِمَةَ في أَصْحَابِهِ

در برابر مسيلمه قرار گرفت و فرمود

لو سَأَلْتَنِي هذه الْقِطْعَةَ ما أَعْطَيْتُكَهَا

اگر اين قطعه جريدة را از من بخواهي در برابر اسلام به تو نخواهم داد.

به من بگويي من حاضرم مسلمان بشوم به شرطي كه من اين برگ خرما يا اين ني را به تو بدهم نخواهم داد بعد فرمود:

وَلَنْ أَتَعَدَّي أَمْرَ اللَّهِ فِيكَ

من امر خدا را در حق تو نمي توانم تجاوز كنم

خب بعد مفصل است كه اگر چنانچه برگردي و توطئه كني خداي عالم تو را خواهد كشت و آن چه را كه من در خواب تو ديدم در حق تو به وقوع خواهد پيوست، بعد سوالاتي داشت و ثابت بن قيس به او پاسخ داد كه ما كاري نداريم، دارد:

وَلَنْ أَتَعَدَّي أَمْرَ اللَّهِ فِيكَ

صحيح مسلم ج ٤، ص ١٧٨٠

من از عزيزان اهل سنت تقاضا دارم با اينكه ما از ثقاة ابن حبان و غيره مفصل آورديم كه رسول اكرم فرمودند امر امامت و جانشيني و خلافت بعد از من به دست خداست

الأمر إلي الله يضعه حيث يشاء

الثقات ج ١، ص ٩٠

امر امامت و خلافت و جانشيني دست خداوند است و هركس را كه اهليت بداند در اختيار او قرار مي دهد همانطوري كه در آيه ١٢٤ سوره بقره هم:

لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

سوره بقره آيه ١٢٤

خب الان شما عزيزان دقت كنند در رابطه اولا

وَلَنْ أَتَعَدَّي أَمْرَ اللَّهِ

جناب آقاي نووي كه از علماي بزرگ اهل سنت است و شارح صحيح مسلم است متوفاي ٦٧٦ همان سالي كه مرحوم محقق حلي استاد علامه حلي از دنيا رفته است كه مي گويد: معناي اول

لن أعدو أنا أمر الله فيك

من تجاوز نمي كنم امر الهي را در حق تو

معناي اين چيست؟

من أني لا أجيبك إلي ما طلبته

آنچه را كه تو طلب كردي از من به تو پاسخ مثبت نخواهم داد كه از من خواستي كه خليفه بعد از من تو باشي

مما لا ينبغي لك من الاستخلاف

اصلا تو شايسته خليفه بعد از من نيستي و شايسته اينكه در امر خلافت و نبوت با من مشاركت داشته باشي

ومن أني أبلغ ما أنزل إلي

من آنچه را كه به من ابلاغ مي شود به مردم مي رسانم

شرح النووي علي صحيح مسلم، ج ١٥، ص ٣٣

يعني هر كس را كه خداي عالم معين كند براي خلافت و جانشيني همان را معرفي مي كنم، همان تعبيري را كه بارها گفتيم و همه بينندگان ما هم حفظ هستندكه آقاي آلوسي در تفسير روح المعاني جلد ٦ صفحه ١٩٣ از قول عبدالله بن مسعود مي گويد كه ما در زمان پيامبر آيه ٦٧ سوره مائده را اين گونه مي خوانديم:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

پيامبر به مردم برسان علي ولي امر مؤمنين است وگرنه رسالت ناتمام است

سوره مائده آيه ٦٧

خب همين تعبير را بارها گفتيم كه جناب سيوطي در در المنثور همين تعبير را مي آورد با واژه مولي المومنين.

الدر المنثور، ج ٣، ص ١١٧

اينجا هم نبي مكرم همين را گفته است و برداشتي كه جناب آقاي نووي دارد اينكه:

مما لا ينبغي لك منالاستخلاف

من نمي توانم آن خلافتي كه شايسته تو نيست از طرف خودم قول بدهم

ومن أني أبلغ ما أنزل إلي

آنچه را كه به من ابلاغ مي شود آن را به مردم مي رسانم و هر چه خدا به من دستور دهد آن را ابلاغ مي كنم.

جناب سيوطي باز ايشان مي گويد:

ولن أتعدي أمر الله فيك

يعني

لا أي لا أجيبك إلي ما طلبته مما لا ينبغي لك من الاستخلاف والمشاركة

من طلب و درخواستي كه مسيلمة از من مي كند من نمي توانم به درخواست او جواب دهم چون او را شايسته خلافت نمي دانم.

الديباج علي مسلم، ج ٥، ص ٢٩١

همان تعبيري را كه نووي دارد سيوطي هم دارد. جناب قاضي عياض مالكي كه از علماي بزرگ اهل سنت است از اعيان قرن ششم است در مشارق الانوار همين تعبير را دارد.

پس ثبت بر اينكه در خود صحيح مسلم به اين شكل بيان شده است كه:

مما لا ينبغي لك من الاستخلاف أو الشركة

من امر الهي را در مسئله خلافت تجاوز نخواهم كرد نسبت به تو و خدا تو را شايسته خلافت نمي داند من كه نمي توانم تو را شايسته خلافت بدانم، خدا اگر هر كسي را شايسته دانست و به من نازل كرد من او را ابلاغ خواهم كرد.

مشارق الأنوار، ج ٢، ص ٧٠

ولي نكته ظريفي كه در اينجا است خب اقايان ديدند كه از صحيح مسلم آورديم، عبارت نووي، عبارت سيوطي، عبارت قاضي عياض ولي يك كم لطفي جناب آقاي بخاري دارد به خاطر همين كم لطفي ها است كه بخاري اصح از صحيح مسلم شده است و حتي در رابطه با حديث:

آثما كاذبا غادرا

ايشان به جاي آن گذاشته است

تَزْعُمَانِ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ كَذَا وَكَذَا

صحيح البخاري، ج ٥، ص ٢٠٤٩

يا در رابطه با قضيه حديث دار مطالبي اين شكلي يا در رابطه با مسئله حضرت خديجه سلام الله عليها كه در ميان زن ها كه چند نفر هستند كه به كمال رسيدند نام خديجه را ايشان حذف فرموده است.

و لذا مي بينيم همين روايت در صحيح بخاري آمده است ولي متاسفانه به جاي

ولن أتعدي أمر الله فيك

نوشته است

وَلَنْ تَعْدُوَ أَمْرَ اللَّهِ فِيكَ

تو امر خدا را در امر خودت نمي تواني تجاوز كني

خيلي عجيب است، حالا ديگر به قول معروف عاقلان دانند كه

وَلَنْ تَعْدُوَ أَمْرَ اللَّهِ فِيكَ

كه به چه معنا است من ديگر خيلي زياد نمي خواهم توضيح بدهم ولي شما ببينيد با عبارتي كه قبلا نبي مكرم با اين لن تعدوا، پيامبر اكرم مي فرمايد:

فقال لو سَأَلْتَنِي هذه الْقِطْعَةَ ما أَعْطَيْتُكَهَا

اگر اين قطعه اي كه الان دست من است اين را هم بخواهي من به تو نمي دهم

وَلَنْ تَعْدُوَ أَمْرَ اللَّهِ فِيكَ

تو امر خدا را در حق خودت نمي تواني تجاوز كني

و جالب اينجاست كه كلمه

وَلَنْ تَعْدُوَ أَمْرَ اللَّهِ فِيكَ

ما نوشتيم يا تحريف از خود بخاري است يا از نساخ است.

صحيح البخاري، ج ٣، ص ٣٤٢١

جناب آقاي زيلعي كه از فقهاي به نام اهل سنت است و متوفاي ٧٦٢ است مي گويد:

رواه البخاري في المغازي ومسلم في الرؤيا

بخاري در مغازي و مسلم در باب رويا اين گونه آورده است

لو سألتني هذه القطعة ما أعطيتكهاولن أتعدي أمر الله فيك

تخريج الأحاديث والآثار، ج ١، ص ٤٤٣

ببينيد زيلعي از بخاري اين گونه نقل مي كند و حال اينكه در صحيح بخاري موجود كتاب المغازي دارد كه:

وَلَنْ تَعْدُوَ أَمْرَ اللَّهِ فِيكَ

حالا ديگر آنهايي كه به گرفتند مطلب را فهميدند و به قول جناب آقاي محسني قضاوت با شما بينندگان عزيز و گرامي و دوست داشتني.

مجري:

حاج آقا شما نسبت به همين حديث مسيلمة كذاب مباحثي را مطرح فرموديد و بعضي از مفسرين مانند آقاي سيوطي و نووي و قاضي عياض را هم درباره اين تفسيرش را فرموديد، تحليلي كه علماي اهل سنت نسبت به اين حديث دارند چيست؟

استاد قزويني:

ببينيد ما مفصل از قضيه هوزه، قضيه بني عامر و عامر بن طفيل و غيره آورديم در رابطه با قضيه مسيلمة كذاب آورديم و گفتيم اينها همه دلالت بر اين دارد كه امر امامت و جانشيني به دست خداي عالم است همانطوري كه نبوت دست خداست چون امامت استمرار نبوت است و امامت جداي از نبوت نيست و گفتيم كه خداي عالم حضرت ابراهيم عليه السلام را بعد از گذشتن مدت مديدي از دوران نبوت به امامت منصوب مي كند و آن هم مي گويند:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره آيه ١٢٤

جعل خودش است، نسبت به حضرت آدم:

إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً

سوره بقره آيه ٣٠

نسبت به حضرت داوود:

إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ

سوره ص آيه ٢٦

اينها همه نشان مي دهد كه جعل به دست خداي عالم است و هيچ ارتباطي به مسلمان ها و حتي به خود نبي مكرم صلي الله عليه و آله وسلم ندارد.

من در اينجا ١-٢ تا نكته را عزيزان بزرگواري كنند كه محققين كتاب الاصابه كه براي آقاي ابن حجر عسقلاني است كه از كتاب هاي معتبر و تراز اول رجال اهل سنت است كه ابن حجر هم متوفاي ٨٥٢ است.

محققين الاصابة جناب آقاي شيخ عادل احمد عبدالموجود و شيخ علي محمد معوض ايشان مي گويند:

ومما يذكر بالإعجاب والفخرلنبي الإسلام

چيزي كه گفتني است و تعجب آور است شگفت آفرين است و مايه فخر پيامبر اسلام است

أنه عرض الإسلام علي بني عامر بن صعصعة وذلك قبل الهجرة

اسلام را به بني عامر عرضه مي كند

وقبل أن تقوم للدين شوكة

قبل از اينكه اسلام داراي شوكت داشته باشد

فقال كبيرهم

بزرگ اينها گفت

أرأيت إن نحن تابعناك علي أمرك ثم أظهرك الله علي من خالفك أيكون لنا الأمر من بعدك

بزرگ اين قبيله گفت ما اگر اسلام بياوريم و تو را كمك كنيم تا بر مخالفين پيروز شوي آيا امر خلافت و امامت بعد از تو به عهده ماست

فأجابه صلي الله عليه وسلم بتلك الكلمة الحكيمة الخالدة

نبي مكرم اين سخن جاوداني را گفت

الأمر لله يضعه حيث يشاء

امر خلافت دست خداست و هر كس كه اهليت داشته باشد قرار مي دهد.

بعد كبير و بزرگ اينها گفت:

أفتهدف نحورنا للعرب دونك فإذا أظهرك الله

ما به خاطر دفاع از تو بياييم گردن هاي خود را در برابر شمشير عرب قرار دهيم و تو كارت گرفت و موفق شدي و پيروز شدي خلاصه

كان الأمر لغيرنا

ديگران بيايند و خلافت و امامت و جانشيني تو را متصدي شوند

لا حاجة لنا بأمرك

احتياجي به اسلام تو نداريم و اسلام نمي آوريم

وهنا تتجلي سياسة الإسلام وأنها سياسة صريحة مكشوفة ورشيدة شريفة لا تعرف اللف والدوران ولا تعتمد الكذب والتضليل

اين ٢ تا مطلب سخن نبي مكرم و پاسخي كه اينها دادند اين نشان مي دهد سياست صريح اسلام كه سياست بي پرده و رشيد و شريفي است كه هيچ گونه مجمل گويي و دروغ پردازي و ديگران به گمراه كشاندن نمي خواهد.

خب پيامبر مي توانست سياسي كاري كند و مجمل كاري كند و بگويد انشاءالله حالا ببينيم چه مي شود و اگر بعدا هم نشد بگويد قضاياي ديگري شد.

بعد مي گويد:

كما تتجلي صراحة نبي الإسلام وصدق نبي الإسلام وشرف نبي الإسلام عليه الصلاة والسلام

اين نشان مي دهد صراحت و بي پرده گويي پيامبر، صداقت و شرافت پيامبر را اثبات مي كند.

الإصابة - ابن حجر - ج ١، ص ٥٢

در آن زماني كه اسلام و نبي مكرم نياز مبرم به كمك و تعدادي از مسلمان ها دارد مي آيد با اين صداقت سخن جاودانه خودش را كه امر امامت به دست خداي عالم است مي فرمايد.

چقدر زيباست چقدر عاليست، اي كاش اين سخن ٢ شخصيت علمي اهل سنت در بعضي از اين عزيزان ما و بينندگان گرامي تلنگري باشد بر ذهن شريفشان و وجدان حالا نمي گوييم خفته، وجداني كه دنبال حقيقت مي گردد.

نكته ديگري جناب محمد عبدالعظيم زرقاني متوفاي ١٣٦٧ تعبير زيباتري دارد مي گويد:

نعم لقد كان محمد صلي الله عليه وسلم في ضيق أي ضيق

نبي مكرم در آن ابتداي اسلام در سختي و فشار و چه سختي دشواري

يحتاج إلي أقل معاونة من عدو أو صديق

نياز مبرم دارد از كمك حتي از دشمن يا از دوست كه او را كمك و ياري كنند

وهذا حي من العرب

اين قبيله بني عامر و هوزه يك بخش عظيمي از عرب هستند يك قومي و قبيله اي از عرب هستند

يستطيع أن يكتسبه ويتقوي به ولا أن يحدث فيكذب

پيامبر مي تواند با يك انشاءالله گفتن و يك قول ضمني دادن قدرت اين قبيله را به دست بياورد و حمايت اين قبيله به دست بگيرد و بر دشمنان پيروز شود و مسلمان ها را تقويت كند

ولكنه عليه الصلاة والسلام لا يستطيع أن يعد فيخلف

پيامبر نمي تواند بيايد وعده بدهد و بعد تخلف كند.

امروز بيايد بگويد آقاي هوزه، آقاي عامر بن طفيل، آقاي بني عامر، آقاي مسيلمة حالا باشد شما بياييد فعلا كمك كنيد ما از اين فشار خلاص شويم، از اين مشكلات و بحران عبور كنيم بعد پيامبر بيايد و تخلف كند بعد مردم بگويند كه بله پيامبري كه به ما قول داده بود امروز تخلف كرد آن صداقت رسول اكرم زير سوال مي رود.

پيامبر نمي تواند

ولا أن يحدث فيكذب........ لا يستطيع أن يعد فيخلف

اينكه بيايد سخن بگويد و در سخنش دروغ بگويد

ولا أن يعاهد فيغدر

بيايد با اينها عهد و پيمان ببندد ولي بعد پيمان شكني كند

يسألونه أن يكونوا الخلفاء من بعده إذا أسلموا

اينها از پيامبر فقط يك چيز خواستند گفتند ما اسلام مي آوريم به شرط اينكه خليفه بعد از تو باشيم

ببينيد چقدر زيبا و صريح بيان نموده است، گفتند يا رسول الله اسلام مي آوريم و تو را ياري مي كنيم و دشمنان تو را نابود مي كنيم و عامل پيروزي و شو كت اسلام و مسلمين هستيم ولي با يك شرط كه خليفه بعد از تو ما باشيم

فيقول بملء

با سخن گشاده، با دهن پر نبي مكرم بدون كوچكترين اجمالي مي گويد:

الأمر لله يضعه حيث يشاء

امر امامت و خلافت به دست خداست و هركس را بخواهد او خليفه مي كند

ولو أنه قال إن شاء الله مثلا

اگر پيامبر مي گفت انشالله

فيه لدانوا له أجمعين

تمام اين قبايل اطراف پيامبر را مي گرفتند

وأصبحوا من حزبه وجنده المسلمين

مي آمدند جزء سپاه اسلام مي شدند بعد اينها باعث مي شد كه سياست اسلام زير سوال برود، اخلاق پيامبر زير سوال برود و نبي مكرم نمي خواهد سياست اسلام زير سوال برود، پيامبر اكرم نمي خواهد مردم از او نقطه ضعف بگيرند ولو نقطه ضعف اخلاقي كه اگر چنانچه چنين و چنان شد ما چنين مي كنيم خب بفرماييد شما ببينيد اين اخلاق رسول اكرم را ببينيد.

مناهل العرفان في علوم القرآن ج ١، ص ٢٢٧

و بعد جالب اين است كه همين ٢-٣ روز قبل بود ما ديديم بعضي از اين حضرات وهابي ها يكي از مفتي هاي مفتكي اين حضرات آمدند رسما اعلام كردند كه آقا شما بياييد در عراق شيعه ها را زن ها و فرزندانشان را بكشيد تا ايجاد رعب در قلب شيعه هاي عراق بيندازيد.

ببينيد اين چقدر زشت و وقيح است، حتي من همين ديروز بود داشتم در اينترنت يك مقداري جستجو مي كردم ديدم خيلي از بزرگان اهل سنت خود عربستان سعودي هم از اين برنامه اي اين آقا اعلام كرده است اعلام انزجار و تنفر كرده اند.

كه اين چه منطقي است كه شما به عراق برويد و زن ها و دختران و كودكان شيعه را بكشيد و بعد باعث بشود كه در ميان مردم يك رعب و وحشتي ايجاد بشود خب اين سياست نبي مكرم است و اين هم سياست اين آقايان وهابي ها، يا آن آقا فتوا مي دهد كه جهاد نكاح كه دختران ١٤ سال و زنان بيوه بروند خدمات به رزمندگان سوري ارائه بدهند.

مجري:

مسئولشان هم يك مسيحي است و زير پرچم مسيحي ها هستند.

استاد قزويني:

به هر حال اين مباحثي است كه اين حضرات هر روز دارند مطرح مي كنند و ما نمي دانيم كه آيا واقعا اينها اسلام را بازيچه خود قرار دادند يا چه چيزي ديگر، اين سياست نبي مكرم است و اين هم بداخلاقي ها و مطالب آقايان وهابي ها.

يعني الان وضع وهابيت در عربستان سعودي به يك جايي رسيده كه يكي از اين بزرگان مي گفت كه اگر اينها لامذهب و بي دين و كمونيست بشوند هزار شرافت دارد تا وهابي بشوند.

چون حداقل آنها حريمي براي مسلمان ها قائل هستند شما ببنيد از همين كمونيست ها از همين لائيك ها اين جسارت هايي كه اين وهابي ها در طول اين مدت كردند، كشت و كشتاري كه از شيعه و سني اينها كردند، نسبت به مقدسات اسلامي اهانتي كه اينها كردند والله ما سراغ نداريم كه اين بي دين ها و كمونيست ها همچين اهانت و بي احترامي كرده باشند.

پخش كليپ شهيد چنداني (ميان برنامه)

استاد قزويني:

قبل از اينكه عزيزمان روي خط بيايند و صحبت كنند نسبت به اين فردي كه همين ديروز اعلام كرد به نام دكتر سعد الدريهم عضو هيئت تدريس دانشگاه امام محمد بن سعود يعني همان دانشگاهي كه جناب آقاي هاشمي آنجا درس خوانده و فارغ التحصيل شده است در توئيتر خودشان اعلام كرده است كه:

لو مارس المجاهدون في العراق الغلظة والقتل حتي فيمن وقع أسيرا حتي لو كان طفلا أو امرأة لهابهم الرافضة

www.rasid.com/?act=artc&id=٥٣٠٩٣

اگر اين مجاهدين يعني همين جنايت كاران كه الان در سوريه و عراق دارند هر روز جنايت مي آفرينند و خدا لعنت كند كساني را كه به اينها مجوز داده است و امثال قرضاوي ها و عرعور ها فرداي قيامت به اشد عذاب الهي گرفتار خواهندشد و شكي نداريم كه مي گويد اين مجاهدين در عراق بيايند حتي آن اسرا اگر طفل يا زن هم باشد آن ها را بكشند تا بتوانند در ميان شيعه ها رعب و وحشت كنند.

و واقعا ما نمي دانيم كه اين حضرات چكار دارند مي كنند و اينها جهنم نرفته الحمدلله سياهي و تاريكي بر چهره شان سايه افكنده.

بيننده: مجيد از كرج

خيلي خوشحال هستم كه خدا توفيق داد تا دوباره روي خط شبكه ولايت بيايم.

مي خواستم در مورد مناظره ها بگويم واقعا تعجب مي كنم و نمي دانم چرا آقاي سجودي چرا قبل از اينكه مناظره كند با شبكه ولايت كارشناس مذاهب و فرق و محقق علوم ديني بود بعد نمي دانم چرا بعد از اين مناظره ها به شيعه هدايت شده تغيير اسم داد.

اين يك سوالي است براي من كه چرا اينها الان اين را كردند شيعه هدايت يافته ولي قبل از اين كارشناس مسائل فرق، ديني، مذهبي و تمام علوم را آگاه بود ولي الان چرا فقط شده يك شيعه هدايت شده.

آقاي هاشمي در شبكه كلمه صحبت مي كردند و نستجير بالله مي گفتند كه مثلا چرا اسم عنكبوت و اينها همه در قرآن آمده است ولي اسمي از امام زمان نيامده است، بعد ما در جواب گفتيم كه شما آيه ١ سوره بقره را براي ما معني كن

الم

سوره بقره آيه ١

اين را معني كن ببينم مي تواني بگويي اين يعني چه؟ جواب ندادند و گفتند كه وقت بيشتر به آقا مجيد بدهيد و بعد هم قطع كردند.

بعد مي خواستم بگويم اين را جواب بدهم بعد در مورد اينكه پيامبر موقعي كه داشتند مردم را دعوت مي كردند به دين اسلام كسي از قوم بني عامر بود و صحبت كردند و آنهاگفتند كه به پيامبر كمك مي كنيم در صورتي كه بعد از پيامبر بشوند جانشين پيامبر

مجري:

همين مطلب را استاد امروز مطرح نمودند.

بيننده:

گفتند اين را؟

مجري:

بله مثل اينكه شما از اول برنامه بيننده ما نبوديد.

بيننده:

نه نبودم، من مي خواستم اين را توضيح بدهيد

مجري:

بله بحث امروز ما همين بود

بيننده:

شايد كار خدا بوده كه در ذهن من آمده من نديدم برنامه را، تشكر مي كنم از اين برنامه خوب شما بعد مي خواستم بگويم كه واقعا خسته نباشيد مي گويم به شما خيلي ممنون خدانگهدار.

بيننده: اميري از آلمان

عرض كنم مي خواستم شما هميشه سعي مي كنيد موقعي كه مباحثي را مي آوريد برادران شيعه و سني در مورد اون مباحث شركت كنند و نظرات خودشان را بگويند كه متاسفانه اكثرا در موارد ديگر نظر مي دهند مثلا برنامه ٥ روز يا يك هفته قبل را در بخش آخرش كه بيننده ها صحبت كردند حتي يكي از برادران اهل سنت هم نيامدند در مورد امامت و قضايايي كه ابوبكر اظهار ندامت كرده بود اظهار نظر بكند.

نكته دوم اينكه در صحيح مسلم طوري كه ذكر مي شود حضرت محمد صلي الله و عليه و آله وسلم امر مي كند كه چگونه به ايشان و آل او صلوات فرستاده شود ولي متاسفانه اين برادران رعايت نمي كنند كه خيلي خيلي عجيب است.

سوال من اگر اجازه بدهيد گويا بعد از بيعت در سقيفه و كوچه و بازار بعضي از مسلمانان ساكن مدينه و خارج مدينه مي آيند و از صحابه مي پرسند كه مگر نه اينكه در روز غدير با علي عليه السلام بيعت شد چه شده الان؟ يكي از كساني كه جواب اين مردم را مي دهد خود عمر بن خطاب است كه مي گويد:

ان بعد هذا الامر امر قد وقع

من همچين چيزي شنيدم از يكي از خطبا يعني بعد از اين امر امري رخ داد.

آيا اين درست است و در منابع ما است يا فقط در منابع آنهاست؟ چيز ديگر هم هست گويا خود عمر بن خطاب بوده كه در بين مردم شايع مي كند كه مقوله مردم پيامبري و خلافت در قبيله بني هاشم را قبول نمي كنند كه اين را هم گويا خود ايشان بين مردم منتشر كرده است. آيا اين درست است؟

بيننده: رحماني از تهران (اهل سنت)

خيلي خوشحال شدم كه با برنامه شما تماس گرفتم ما ١٠ تا كارگريم كه در بازار تهران كار مي كنيم و شافعي مذهب هستم و دوستاني هم داريم از افغانستان كه اهل تشيع هستند، مالكي هستند، حنفي هستند بعد خداشاهد است من الان قبل از برنامه صحبت مي كردم مي گفتند يك نفر زنگ بزند و فقط به آقاي قزويني بگويد كه اين آقاي حيدري كه يك بار كنار كشيدي و فرار كردي و ادعاي علم رجال مي كردي چرا مستقيم نمي آيي با آقاي قزويني مناظره كني؟ واقعا ما سردر گم شديم به خدا.

مجري:

اگر شما واقعا دنبال حقيقت هستيد همين كه بيننده برنامه ما هستيد و پيگيري بكنيد و حتما مباحث در لابه لاي مناظره مطرح نمي شود و همين ما شما را دعوت مي كنيم به تعقل به تفكر شما وقتي اين سلسله مباحث را مطالعه مي كنيد و مي بينيد كه اينها حقيقت دارد يا ندارد اينها باعث هدايت مي شود و فرداي قيامت همين از ما سوال مي شود.

بيننده:

از آقاي قزويني خواهش داشتم كه يك حديثي من ديدم درشبكه ولايت در برنامه كلمه طيبه كه فكر كنم گفتند كه رسول گرامي اسلام مي فرمايد امت من به ٧٣ فرقه اين را اگر مي شود يك بار ديگر توضيح بدهد.

استاد قزويني:

سنن ابن ماجه، ج ٢، ص ١٣٢٢

المستدرك علي الصحيحين، ج ٤، ص ٤٧٧

بيننده:

حاج آقا بعد اين سلسله راويانش را هم بگوييد كه دوباره بيايند از آن اشكال بگيرند

استاد قزويني:

من عرض كردم حاكم نيشابوري در جلد ٤ صفحه ٤٧٧ مي گويد روايت صحيح است يعني اينها ديگر كاملا بزرگان اهل سنت همگي بر صحت روايت اتفاق دارند، آقاي الباني كه از بزرگان و شخصيت هاي برجسته است به صراحت مي گويد اين روايت صحيح است.

كتاب سلسلة الاحاديث الصحيحة جلد ١ ، ص ٣٥٨.

همان آقاي حاكم نيشابوري كه عرض كردم در مستدرك جلد ٤ صفحه ٤٧٧ مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه

اگر اينها كفايت مي كند براي صحتش و الا من حداقل از ١٠ تا كتاب اهل سنت براي شما بياورم كه مي گويند روايت صحيح است.

بيننده:

نه ما شما را قبول داريم، آقاي قزويني فقط اين مي خواستم بگويم تو رو خدا شما به قول اين عرب ها يك هل من مبارزي به اين اقاي حيدري بگوييد ببينيم حاضر مي شود كه بيايد دوستانه بحث كند اصلا خداشاهده ما قبل از اين مناظره ها حدود يك ماه قبل من بيننده پرو پاقرص شبكه كلمه بودم ولي بعد ديدم دارد به شعور خود من توهين مي شود.

اون پسره عبدالله از آلمان وقتي اين را به عنوان كارشناس مي آورند آخه من به قرآن از اين بيشتر حاليم ميشود و اصلا دارند به شعور ما توهين مي كنند.

استاد قزويني:

مي گويند خلايق هر چه لايق جناب آقا رحمان، كسي كه مي آيد اين طور به حضرت زهرا توهين مي كند.

بيننده:

به خدا اصلا من نه اينكه تعصب داشتم باشم الان همين روز قيامت از ما سوال نمي شود كه اين رواياتي كه پيامبر بيان كرد چرا تحقيق و جستجو نكردي؟ خب شما كه توقع داريد كه شيعه را رد كنند ولي اين ها علماي اهل سنت را هم رد مي كنند و آقاي سجودي براي علماي اهل سنت سر تكان مي داد و اصلا اينها نمي دانم و فقط از شما خواهش مي كنم يك كاري كنيد اينها را ببينيم كه اگر واقعا به حق هستند و راست مي گويند پاي مناظره مي آيند يا نه. اگر سوال خاصي نداريد از حضور شما مرخص مي شوم.

استاد قزويني:

جناب آقا رحمان ما به قدري گفتيم كه زبان مان مو در آورده و در كمتر جلسه اي است كه بارها گفتيم و اعلام كرديم و حتي اين آقايان گفتند كه ما هزينه هاتبرد نداريم و بيننده ها گفتند كه ما حاضريم هزينه هاتبرد اينها را هم ماهيانه بدهيم بيايند هفته اي يك جلسه مناظره بگذارند يعني بيايند همان طوري كه ما داريم نصف تلويزيون خود را صفحه شبكه كلمه قرار مي دهيم و نصفش را هم شبكه خودمان آنها هم بيايند نصف مانيتور خود را شبكه ولايت قرار بدهند و نصفش راهم مال خودشان و يك نفر هم مجري مي گذاريم اينجا بيايد مديريت كند ١٠ دقيقه ما صحبت مي كنيم يا بنده يا دوستان ما، ١٠ دقيقه هم كارشناسان آنها بيايد نه يك شيعه قلابي هدايت يافته يا گمراه شده كه وقتي مي آيند از او آدرس مي خواهند مي گويد من آدرس نمي خواهم بدهم و به هيچ كس مربوط نيست.

مي آييم مي گوييم فلان عالم و ابن حجر و ديگران آمدند اين گونه گفتند مي گويد چرا شما رفتيد از فلان جا از اندلس ابن حزم را كشانديد آورديد.

خب وقتي اين آقا منطق و سواد ندارد عاقبت هم به اين شكلي مي شود كه اسم شبكه شان را روي صورت او قرار مي دهند و ماهمين اندازه هم بارها گفتيم و باعث شد اين قضيه كه از شبكه آنها اين مباحث مطرح شد كه آقاياني كه بيننده آنها بودند فهميدند در صحيح بخاري حديثي به نام حديث حوض است كه در اين حديث مي گويد كه اكثر صحابه گرفتار آتش جهنم مي شوند و پيامبر هم نفرمود كه :

اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و الصحابه

گفت

إني تارك فيكم الثقلينكتاب الله وأهل بيتي وإنهما لن يتفرقا حتي يردا علي الحوض

المستدرك علي الصحيحي، ج ٣، ص ١٦٠

گرچه كه اين آقايان آمدند سنتي را جعل كردند به قول آقاي سقاف روايت جعلي و دروغ براي اينكه مردم را از اهل بيت جدا كنند و ما همين اندازه خدا را شاكريم و اين را از الطاف خدا مي دانيم و همچنين اين را بارها گفتيم و باز هم مي گوييم كه اينها هر برنامه خود مي گفتند كه شيعه ها به عايشه جسارت مي كنند ما از شبكه آنها براي بينندگانشان حداقل به گوش شان رسانديم كه كسي كه به عايشه اهانت و جسارت كرده است متن صحيح بخاري است نه علماي شيعه.

آلوسي مي گويد در كتب معتبر شيعه آثاري از اهانت و تهمت به عايشه نيست خب همين اندازه براي ما كافي است و اصلا ما كاري به پيروزي و شكست و برد و باخت اصلا مطرح نمي كنيم بلكه اين را ما از الطاف خدا مي دانيم كه البته اگر اينها مي دانستند كه كار به اينجا مي كشد همين آقاي شيعه هدايت يافته خود را هم نمي فرستادند.

ولي ما داريم اعلام مي كنيم و در خواست مي كنيم، شما عزيزان اهل سنت از اينها يك نفر، دو نفر، سي نفر مرتب زنگ بزنيد و اينها را در تنگنا قرار بدهيد تا بيايند براي مناظره و گفتگو.

بيننده:

آقاي مراد زهي ديگر آماده نيستند كه براي مناظره به شبكه شما بيايند؟

استاد قزويني:

جناب آقاي مرادزهي هر وقت بخواهند تشريف بياورند قدمشان روي چشم ما ايشان برادر و دوست من هستند تشريف مي آورند و ما در خدمت شان هستيم و هر وقت هم كه بخواهد بيايد ما هيچ حرفي نداريم ولي ما با برادران اهل سنت مشكل اساسي نداريم بله ما اختلاف داريم در همه چيز، رك و هر كس كه بگويد ما با اهل سنت اختلاف ندارد دروغ گفته است از توحيد و نبوت و امامت و معاد ولي گفتيم كه اختلاف ما اختلاف اعضاي يك خانواده است اختلافمان علمي است و نه ما به خاطر اين اختلاف مي گوييم سني كافر و نجس است و نه سني ها مي گويند به خاطر اين اختلاف شيعه كافر و نجس است .

همان طوري كه ميان شافعي ها و مالكي ها اختلاف است، ميان حنفي و حنبلي اختلاف است ما هم با اهل سنت اختلاف داريم ولي اختلاف ما علمي است كه مي نشينيم و بحث مي كنيم حتي در مناظره صداي خود را هم بلند مي كنيم و وقتي كه مناظره تمام شد همديگر را مي بوسيم.

من خودم با خود آقاي مرادزهي در منزل خودمان بحث مي كرديم صداي من بلند مي شد وصداي ايشان بلند مي شد ولي بعد از اينكه بحث تمام مي شد با هم سر سفره مي نشستيم و مانند دو تا برادر الان هم به همين شكل با اين برادر يا ديگر عزيزان اهل سنت كه مرتبط هستند و شما ديديد اين تريبون تريبون شيعه است و زير نظر مرجعيت است و ما آمديم اين تريبون را در اختيار بزرگواران اهل سنت قرار داريم.

اين ٣٠-٤٠ نفر از بزرگان و علماي اهل سنت آمدند اينجا صحبت كردند از خلفا تمجيد كردند و عقائد خود را گفتند و از وهابيت هم انتقاد كردند ما يك كلمه و يك حرف آقايان را هم سانسور نكرديم و اين دليل بر حريت و آزادي عقيده در شيعه است.

واقعا راست مي گويند آقايان حتي بيايند قيمت بگذارند كه ما يك ساعت تريبون مان در اختيار شما قرار مي دهيم و به خاطر يك ساعت ٥ ميليون، ١٠ ميليون، ٢٠ ميليون تومان مي گيريم.

ببينند آيا ما حاضريم همين بينندگان ما حاضر هستند عرض كردم يك بزرگواري از مشهد مي گويد من اگر يك مناظره بين شبكه ولايت و كلمه صورت بگيرد در رابطه ولايت اميرالمؤمنين مي گويد من حاضر هستم كه ٥٠٠ ميليون تومان هزينه كنم.

ببينيد اين گونه مردم دنبال اين هستند.

بيننده:

اين را قبول دارم آقاي قزويني كه اختلاف داريم در مسائل فقهي، مثلا ما خودمان هم در فقه شافعي اختلافاتي داريم با برادران حنفي مثلا ما اگر وضو داشته باشيم و دستمان به زن مان بخورد وضو باطل مي شود ولي مذاهب ديگر اربعه اين گونه نيست.

و اين آقاي ملازاده هم خوب اين ها را لو مي دهد و مي گفت كه اينهايي كه پول مي دهند و سرمايه گذاري مي كنند گفتند كه مناظره نكنيد چون شبهه وارد منزل مردم مي شود. خيلي ممنون.

بيننده: برونسي از مشهد

خوشحال شدم از اينكه صداي حاج آقاي قزويني را مي شنوم. در خدمت شما هستم اگر امري هست.

استاد قزويني:

ظاهرا حضرت عالي ديشب اين پيام را داده بوديد

بيننده:

ديگر من مي خواستم كه كسي نفهمد ولي حالا شد ديگه

مجري

حالا حاج آقا لو دادند، در خدمتيم جناب آقاي برونسي

بيننده:

خدمت شما عرض كنم

استاد قزويني:

شيعه چيزي مخفي ندارد، شيعه همين طوري پشت دست و روي دستش يكي است حالا اينها يك چيزهايي به ظاهر مي آورند و پشت سر مخفي مي كنند بعد دعوايشان در مي آيد و همديگر را فحش مي دهند واهانت مي كنند.

بيننده:

همان صحبتي كه كردم الحمدلله خدا لطف كرده است من اين نذر را كردم كه اگر اينها حاضر شوند بيايد با شما بزرگوار مناظره كند صد نفر را هم بياورند مناظره كنند با شخص شما يا با يك طلبه در مورد همين ولايت اميرالمؤمنين يا خليفه بعد از پيامبر بيايند مناظره كنند من حاضرم و اصلا بعد از اين نيست كه اتفاق بيفتد يا نيفتند و اگر اين كار را اينها بكنند من حاضرم ٥٠٠ ميليون را به حساب ولايت بريزم بعد اگر اين كار را كردند شما به آنها كمك كنيد.

استاد قزويني:

البته ما از اينها طلب ميلياردي داريم اينها بارها گفتند كه فلان كار را بكنيد ما چند ميليارد جايزه مي دهيم كه هم ما خودمان جواب داديم و هم آقاي يزداني و ابوالقاسمي، ما از اينها چند ميليارد طلب داريم.

بيننده:

من يك موضوعي كه خيلي من را آزار مي دهد اين است كه يك نفري مي خواهد برود مسافرت درهاي خود را قفل مي كند همه كار مي كند از آخر به همسايه خود مي گويد كه ما مسافرت مي رويم يك هفته مواظب باشيد كه يك وقت اتفاقي نيفتد.

من مي گويم اسلام به آن عظمت كه خدا آورده است پيامبر اين همه خون داد و شهيد داد بعد مي آيد بعد فوتش هيچ كس را انتخاب نمي كند؟ اينها همين را جواب بدهند ببينيم چه مي خواهند بگويند.

شما نگاه كنيد مثلا خليفه اول وقتي كه مرد عمر را انتخاب كرد عمر انداخت روي شورا ها، اصلا همين يك كلمه را اينها جواب بدهند به قول يك عالمي رفته بحثي با اينها كرده بعد از آخر گفته كه اصلا ابوبكرتان از پيامبر نعوذ بالله عقلش بيشتر بوده است، بعد اينها ناراحت مي شوند و مي گويند كه اين دارد توهين مي كند و مي گويد نه جدي مي گويم، از او مي پرسند كه براي چه؟ مي گويد به خاطر اينكه پيامبر با آن عظمت كه خدا به او به وحي مي كرد و اين همه برو وبيا داشت جانشين براي خود انتخاب نكرد و عقلش نعوذ بالله نرسيد اما ابوبكر بعد فوتش عمر را انتخاب كرد و عمر هم كه آنها را انتخاب كرد و آخرش رسيد به اينكه سر امام حسين را بالاي نيزه بردند.

استاد قزويني:

جالب است ببينيد نبي مكرم در هر مسافرتي كه از مدينه خارج مي شدند در هر غزوه اي از غزوات يك نفر را به عنوان خليفه، عبارت آقاي قرطبي در تفسيرش جلد ١ صفحه ٢٦٨ تعبيرش اين است كه

لأن النبي أستخلف في كل غزاة غزاها رجلا من أصحابه منهم

پيامبر هر غزوه اي كه بيرون رفته است يكي از اصحاب خود را در مدينه به عنوان خليفه گذاشته است.

تفسير القرطبي ج ١، ص ٢٦٨

حتي آقاي ابن قدامه مقدسي از فقهاي به نام حنابله است متوفاي ٦٢٠ ايشان مي گويد نبي گرامي در ١٣ مورد فقط ام مكتوم را به عنوان خليفه گذاشت.

يصلي بالناس

به جاي پيامبر نماز مي خواند

خب اين آقايان كه مي گويند نماز جناب ابوبكر به جاي پيامبر اين دليل بر خلافت است خب اين يك دفعه است، ايشان مي گويد:

غزا النبي e ثلاث عشرة غزوة كل ذلك يقدم ابن أم مكتوم يصلي بالناس

ابن ام مكتوم براي مردم نماز مي خواند

المغني، ج ٢، ص ١٣

إرواء الغليل - محمد ناصر الألباني، ج ٢، ص ٣١١

يعني ١٣ مورد نبي گرامي ابن ام مكتوم را به عنوان خليفه گذاشته است.

ابورهم از اصحاب پيامبر است پيامبر مي خواهد به مكه برود در جنگ حنين، در جنگ خيبر اينها را به عنوان خليفه گذاشته است.

اويس در جنگ حديبية به عنوان خليفه در مدينه گذاشت، آيا اين معقول است كه رسول اكرم براي خروج يك روز از مدينه مانند جنگ احد كه در يك مايلي مدينه است براي خودش خليفه معين كند ولي امت اسلامي را بدون جانشين براي هميشه ترك و رها كند.

و خب اين مشخص است كه اين بزرگواران يك مقداري دقت نمي كنند يا شما ببينيد خود حفصه خب ام المؤمنين است خبر مي دهند بر اينكه عمر مي خواهد از دنيا برود و خليفه نمي خواهد معين كند برادرش عبدالله را پيش پدرش مي فرستد مي گويد:

أَعَلِمْتَ أَنَّأَبَاكَ غَيْرُ مُسْتَخْلِفٍ

بابات نمي خواهد كسي را به عنوان خليفه معين كند؟ به پدرت بگو اگر چنانچه يك چوپاني را براي گله اي گذاشته باشد اين چوپان بخواهد اين گله را رها كند اين گله آسيب ببيند آيا چوپان مقصر است يا نيست؟ گفت امت اسلامي ارزشش از گله بالاتر است.

صحيح مسلم ج ٣ ص ١٤٥٥، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: ٢٦١، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

بعني حفصه از نبي مكرم براي امت اسلامي دلسوزتر است؟

يا در رابطه با عايشه در كتاب هاي متعدد من جمله الامامة و السياسة به عبدالله مي گويد:

يا بني أبلغ عمر سلامي

به عمر سلام برسان و بگو

وقل له لا تدع أمة محمد بلا راع

امت پيامبر را بدون چوپان نگذار

استخلف عليهم

يك كسي را به عنوان خليفه معين كن.

الإمامة والسياسة ج ١ ص ٢٥، اسم المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة الدينوري الوفاة: ٢٧٦هـ. ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٨هـ - ١٩٩٧م. ، تحقيق : خليل المنصور

خب اينها همه نشان مي دهد كه بحث جانشيني، الان شما ببينيد در عربستان سعودي كه يادگار همان بخش است ملك عبدالعزيز رفته است پسرش ملك فيصل را گذاشته او رفته برادر ديگرش را گذاشته همين طور نوبت رسيد به فهد رفته و عبدالله را گذاشته و الان عبدالله جانشين معين كرده است يعني پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به اندازه عبدالعزيز و ملك فيصل و ملك عبدالله و اينها فكرش نمي رسيد كه براي بعد از خودش جانشين معين كند؟

بيننده: ريگي از آمل (مستبصر)

يك سوالي داشتم از آقاي قزويني قبلا من سني بودم ٨ ماه است كه شيعه شدم و در اين ٨ ماه خيلي بلاها سرم آمد و مجبور شدم كه يك شهر ديگر آمدم و الان پدرم ٦روز است كه فوت كرده است مي خواستم سر جنازه او بروم و آشنايان هم مي گويند كه من را به هلاكت مي رسانند، مي شود من از لحاظ دروغي در قلب و دلم خدا مي داند كه من شيعه شدم و شيعه واقعي هم شدم و وقتي من شنيدم كه اهل سنت اعتقاد دارند كه خداي اهل سنت بند تنبان دارد و پا دارد واقعا بيزار شدم.

الان مي خواهم بروم آنجا و بگويم كه اشتباه كردم و دوباره برمي گردم سني مي شوم به خاطر خودم و جانم و زن و بچه ام را از دست عمو و پسر عمو در بياورم اين گناه حساب مي شود؟

استاد قزويني:

ببينيد جناب اقاي ريگي بزرگوار بعد از اينكه حق براي انسان روشن شد بعد از روشن حق ديگر انسان نبايد دنبال گمراهي برود بعد از اين كه حق براي حضرت عالي روشن شده است و مسئله ثابت شده براينكه قضيه مذهب اهل بيت حق است و روشن شده براي شما مسائل چه است ديگر شما به هيچ وجهي نمي توانيد مذهب را رها كنيد.

تحقيق و بررسي كرديد ولو اينكه در اين مسير به مشكلاتي هم بر بخوريد هر مشكلي براي شما بيايد از مشكلات بلال بر سر موذن پيامبر بالاتر است؟ آيا رنگ حضرت عالي و رنگ فرض امثال حضرت عالي از عمار و سميه و ياسر و ديگران بالاتر است؟ حالا بعضي وقت ها كه شما الان در يك جمعي زندگي مي كنيد و ناگزير هستيد و ضرورت دارد كه اگر مثل آنها نماز نخوانيد وضو نگيريد خطر جاني براي شما دارد آنجا اگر مثلا يك روز، دو روز پيش آنها هستيد مي توانيد براي حفظ جان خود مي توانيد مانند آنها نماز بخوانيد.

پيامبر اكرم فرمودند كه:

لا دين لمنلا تقية له

هركس تقيه ندارد دين ندارد

كنز العمال ج ٣ ص ٤٣، اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: ٩٧٥هـ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٩هـ-١٩٩٨م، الطبعة : الأولي، تحقيق : محمود عمر الدمياطي

الفردوس بمأثور الخطاب ج ٥ ص ٢١٠، اسم المؤلف: أبو شجاع شيرويه بن شهردار بن شيرويه الديلمي الهمذاني الملقب إلكيا الوفاة: ٥٠٩ هـ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤٠٦ هـ - ١٩٨٦م، الطبعة : الأولي، تحقيق : السعيد بن بسيوني زغلول

بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج ٧٥ ص ٣٤٧

اين هم در منابع شيعه آمده هم در منابع اهل سنت آمده است ولي اگر شما بخواهيد برگرديد و از عقيده خود برگرديد اين قطعا خلاف شرع است و خداي عالم راضي نيست بعد از اينكه حق براي شما روشن شد از حق دست برداريد.

بيننده:

من كه شيعه هستم و من مي خواهم كه خانه و زندگي ام را بياورم اين شهري كه الان زندگي مي كنم در حالي كه بروم آنجا و به حقم برسم و شايد خدا من را نبخشد به اين خاطر كار چون من مي خواهم بگويم كه من گول خوردم بازي خوردم و اشتباه كردم كه اين كار را كردم و شما از سر تقصيرات من بگذريد و چند روزي بايستم و حق خودم را بگيرم بعد دوباره اينجا بيايم. اين گناه حساب مي شود؟

استاد قزويني:

ببينيد اگر چنانچه براي گرفتن حق خود ٢-٣ روز اين مسائل باشد خب قطعا هيچ اشكالي ندارد ولي شما ببينيد جناب آقاي شريف زاهدي كه از طلاب زاهدان بود، امام جمعه يك منطقه بود بعد از شيعه شدن آن همه مشكل برايش درست شد و عموي ايشان در خانه اش بود خلاصه به زور وادار كردند و زنش را از او طلاق گرفتند و در فشار قرار دادند و در زاهدان نتوانست و به بندر عباس رفت و الان دارد آنجا زندگي مي كند و مشكلي هم ندارد و هيچ گرفتاري هم ندارد.

اگر شما بتوانيد با شريف زاهدي تلفنش را از اتاق فرمان بگيريد چون ايشان دردآشنا است و در مناطق بيشتر از ما آشنا هستند و روحيه اين اقايان را بهتر از ما مي شناسند شايد اگر اين عزيزمان شما را راهنمايي كنند بهتر از راهنمايي باشد ولي اگر براي گرفتن حق و غيره انسان كلماتي به زبان بياورد هيچ اشكالي ندارد همان قضاياي عمار و غيره.

بيننده:

مي گويم خانواده خودم را از شما بهتر مي شناسم و عقيده خانواده ام من اين بود كه اگر ٧ تا شيعه را بكشيم هر گناهي در دنيا انجام بدهيم در بهشت جايش است ولي من خودم شخصا دوست دارم كه بگويم كسي كه پستان بدهد به مرد نامحرم كه محرم شود من چطور وجدانم قبول كند كه زنم پستان بدهد به يك نفر كه بخواهد محرم شود.

خدا بند تنبان دارد چگونه من اين را قبول كنم ؟ خب براي من خيلي سوال پيش آمد و من الان خودم ٨ تا چاقو خوردم.

استاد قزويني:

به هر حال اين تكليفي است كه از نظر شرعي برادر بزرگوارم اين هست و اگر چناچه احساس خطر جاني بكنيد رفتن شما صلاح نيست و به اين مبنا كه مي گوييد خانواده شما مي گويند هركس چند تا شيعه بكشد واجب مي شود

مجري:

يكي از آن ٧ تا شما مي شويد

استاد قزويني:

بله، آن وقت شما كه فدا مي شويد باز ٦ تاي ديگر را هم بايد بكشند تا حتما به بهشت بروند و رفتن شما باعث مي شود كه ٦ شيعه ديگر هم شهيد شود.

بيننده: حسن يار از افغانستان

از طريق اينترنت بچه هاي ما خواندند كه آقاي يماني كه نماينده امام زمان است آيا اين دست يا نيست؟ فرزندان ما از روي اينترنت اين را خواندند و گفتند كه جوانان خود را آماده بسازيد و ظهور نزديك است و بايد عبادت زياد كنيم و نماز شب بخوانيم و بچه هاي ما در اين زمينه خيلي قوي شدند و نماز شب مي خوانند عبادت شان خوب شده است و اصلا از هر گناه خود را پاك ساختند.

خواستم بدانم اين راهي كه مي روند درست است؟

استاد قزويني:

كدام يماني كه الان در عراق ظاهر شده است اين را مي فرماييد؟

بيننده:

نمي دانم

مجري:

يك يماني الان جديدا در اين سايت ها مخصوصا درآسياي شرقي مالزي و اندونزي تبليغات وسيعي مي كند نسبت به همين كه من نماينده امام زمان هستم و اينها همه از خرافات است كه دارند.

استاد قزويني:

خواهر عزيزم اين فردي كه به عنوان يماني و خودش را از فرزندان مهدي مي داند و الان در اينترنت هم تبليغ دارد ايشان بي پرده اگر حرف من براي شما و ديگران حجت است ايشان دجال و شيطاني بيش نيست و تمام تبليغاتش تبليغات شيطاني است، آدم بي دين و لامذهب و بي تقوا است و هيچ چيزي ندارد و ايشان نه تنها فرزند امام زمان نيست بلكه شايد شيطان هم براي فرزندي او مايه ننگش باشد.

ايشان يك آدم شعبده باز و دروغگو و دجال است، اگر راست مي گويد بيايد خودش در اينترنت بيايد براي مناظره و براي دنيا ثابت كنيم كه ايشان دجال است همانطوري كه آقاي كوراني كتابي دارد به نام دجال البصره كه در اين كتاب ماهيت واقعي ايشان را نشان داده است و حتي اينها چندين دروغ از قول آيت الله كوراني نقل كردند.

به همه دوستان خود بگوييد فريب اين شياطين و دجال ها را نخورند اينها با اين ادعاي خود در حقيقت يك دكان باز كردند براي صيد جوان هاي ما، ما چندين بار هم از شبكه ولايت اعلام كرديم كه اين علقه مزقه ها و بادمجان دور بشقاب ها اينها عددي نيستند ولي خود ايشان هر وقت بيايد بنده خودم و دوستانمان آماده هستيم مناظره كنيم و ثابت كنيم كه ايشان دجال است.

بيننده:

نه خير خيلي تشكر مي كنم.

استاد قزويني:

دست شما درد نكند ممنونيم از اين سوال كه حتي خيلي از كساني كه فريب خوردند مواظب اين شياطيني كه هر روز دكان باز مي كنند و جوان ها را يكي به نام يماني و يكي به نام شيطان پرستي و يكي به نام عرفان هاي كاذب و غيره اينها همه دست استعمار است و دست دشمنان اسلام است و دارند هر روز يك بساطي براي اينكه جامعه اسلامي را دچار تفرقه و دچار اختلاف بكنند.

بيننده: رضايي از بهبهان (اهل سنت)

٢ تا سوال داشتم مي خواستم بگويم كه شما خليفه دوم عمر را مسلمان مي دانيد يا نه؟

استاد قزويني:

بله هركس شهادتين بر زبان جاري بكند ما مي گوييم مسلمان است.

بيننده:

اگر مسلمان مي دانيد پس چرا در ايام فاطميه در عزاداري حضرت عمر را لعن مي كنيد؟ در ضمن در مجالسي كه مراجع و رهبر معظم حضور دارند به خاطر برداشت هاي سياسي مداحان لعن نمي كنند ولي در بقيه مجالس او را لعن مي كنند.

آيا جوابي داريد؟

استاد قزويني:

ببينيد بنده مسئول شبكه جهاني ولايت هستم و در اين شبكه آيا در اين شبكه لعن و اهانت و سبي نسبت به عمر شده است يا نشده است؟

بيننده:

من نشنيدم

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد، هر كسي مسئول كار خودش است الان بنده بيايم نسبت به حضرت زهرا شما چرا جسارت مي كنيد؟ چرا كاريكاتور موهن مي كشيد؟ شما مي گوييد كه به من مربوط نيست يك آقايي به قول آقاي يزداني سگ اروپا آمده اين كار را كرده است و ما به هيچ وجهي آن را حتي به حساب وهابيت هم نمي گذاريم چون خيلي ما افرادي داريم كه وهابي هستند ولي تفكرشان سالم است.

ما خودمان مسئول اين بخش هستيم و مراجع ما هم حتي همين ديشب هم خدمت آقاي مكارم شيرازي بوديم و اگر شما برنامه زنده ايشان را هم اگر مي ديديد يك آقايي سومين نفري كه به ايشان زنگ زد برگشت گفت من اول قبلا نسبت به خليفه دوم فحش مي دادم الان كه پاي برنامه هاي شبكه ولايت نشستم ديگر فحش نمي دهم آيا گناه مي كنم يا گناه نمي كنم؟

ايشان فرمود كه اصلا فحش دادن كار اسلامي نيست ما نه تنها فحش نمي دهيم بلكه بينندگان ما هم اين شكلي هستند. ديروز برنامه زنده حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي سومين تلفني كه كردند اين بوده است.

بيننده:

سوال بعدي من اين است كه مي خواستم بدانم تشخيص كشتارهاي مسلمانان چه شيعه و چه سني در سوريه چيست؟

استاد قزويني:

ببينيد برادر بزرگوارم كساني كه فتوا صادر كردند مانند قرضاوي و عر عور و دليمي ها و مثل اين عبدالشيطان دمشقيه و غيره كه فتوا صادر كردند كه برويد آنجا عليه دولت بشار اسد بجنگيد آن هم با اسلحه هاي صهيونيسم و آمريكا و امروز هم در خبر ها آمد كه دولت آلمان گفت ما تروريسم هاي خودمان را آنجا فرستاديم و بر عليه بشار مي جنگند.

ما ببينيد هر گونه لااله الا الله فرقي نمي كند براي ما جناب آقاي رضايي چه شيعه باشد يا سني، ريختن خون او را حرام مي دانيم و حتي شما ديديد در آمريكا انفجار صورت گرفت بزرگان ما، مسئولين نظام محكوم كردند ببينيد كشتن يك انسان ولو اينكه مسيحي و يهودي باشد.

اين عبارتي كه اميرالمؤمنين سلام الله به مالك اشتر مي گويد اين منشور شيعه است كه مي گويد: آقاي مالك افرادي كه رفتي در مصر و در راس اهرم قدرت قرار گرفتي اينها

إما أخ لك في الدين وإما نظير لك في الخلق

يا برادران ديني تو هستند، يا برادر خلقتي تو هستند.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج ٣ ص ٨٤

يا دين شما را در يك جمعي قرار داده است يا اينكه همه مخلوق يك خدا هستيم و آن هم كه كافر است مخلوق خداست، مسيحي، يهودي، زرتشتي همه مخلوق خدا هستند و مجوزي براي كشتن نداريم و اين اقاياني كه اينجا مانند جناب قرضاوي و ديگران كه امروز آلت دست بيگانه قرار گرفته و مزدوري براي بيگانگان مي كند اين آقا در اين قضاياي مصر كجا مخفي شده بود؟ در ليبي كه اين همه مسلمان كشته شد چرا يك فتوا صادر نكرد؟ چرا در بحرين كه اين همه مسلمانان بي گناه كشته مي شوند و مساجدشان ويران مي شود اين آقا كه نزديك هم هست چرا هيچ فتوا نداد؟ چرا در رابطه با ميانمار كه دارند مسلمانان را قتل عام مي كنند وزن و بچه را جلو پدر و مادر مي كشند چرا آنجا نمي آيند يك فتوا صادر كنند؟

آن هم آمدند دراينجا در كنار يهودي هاي آنچناني و مسيحي ها، اينها مي گفتند كه شيعه ساخته پرداخته يهود است ولي الان دست اين آقايان در دست يهود است شما زنگ بزنيد به اين شبكه هايي كه هر روز دارند فتواي جديد پخش مي كنند و مردم را تحريك مي كنند به سوريه براي كشتن شيعيان بروند و مال و ادوات نظامي بفرستند.

ببينيد اين حرفي كه ما مي زنيم اصلا كاري نه به دولت سوريه داريم، شبكه ما سياسي نيست وچه بشار اسد باشد وچه قذافي باشد و چه حسني نامبارك باشد و چه عبدالله باشد هر كدامي از اينها ظلم مي كنند كه مي كنند از ديدگاه ما محكوم است ولي آيا راه مبارزه با ظلم اين است كه مسلمانان را به جان هم بياندازند؟ از هر دوطرف شما ببين چه قدر حتي از مسيحي ها ديروز در سوريه كشتند چقدر از يهودي ها كشتند اينها مگر در امان حكومت اسلامي نبودند؟ قانون اسلام در برابر اهل ذمه چيست؟ اينها چه مجوزي دارند براي اينها برادر عزيزم.

از ديدگاه ما كشتن يك انسان نه گوينده لااله الا الله محكوم است برادر عزيزم.

بيننده:

در آخر از توضيحات آقاي قزويني كمال تشكر مي كنم دست شما درد نكند.

استاد قزويني:

از شما كه بزرگواري مي كنيد سوال خود را بي پرده مطرح مي كنيد و پاسخ ما را اين اندازه حريت داريد به صراحت اعلام رضايت و مي گوييد من قانع شدم اين براي ما بالاترين سرمايه است.

مجري:

حاج آقا آقاي اميري هم سوال داشتند اگر مي شود سوال ايشان را هم پاسخ دهيد.

استاد قزويني:

در رابطه با اينكه اين قضيه اي كه برادر عزيزمان مطرح كردند كه مردم عراق پرسيدند كه مگر در غدير با علي عليه السلام بيعت نكرديد حالا آن را به حول و قوه الهي در اين برنامه اي كه داريم در بحث شورا آنجا اگر صبر كنند بيان خواهيم كرد.

ولي در مورد قضيه ديگر جناب احمد بن حنبل در مسند خود مي گويد پيامبر اكرم فرمود:

وان تُؤَمِّرُوا عَلِيًّا رضي الله عنه وَلاَ أُرَاكُمْ فَاعِلِينَ تَجِدُوهُ هادِياً مَهْدِيًّا

اگر علي را امير خود قرار دهيد كه نمي كنيد قطعا به هدايت مي رسيد.

مسند أحمد بن حنبل ج ١ ص ١٠٨، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: ٢٤١، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر

در جامع الحديث جناب آقاي سيوطي جلد ٣ صفحه ٢٦٢ مي گويد:

وَإِنْ تَسْتَخْلِفُوا عَلِيّاً

اگر علي را خليفه قرار دهيد

وَمَا أَرَاكُمْ فَاعِلِينَ

مي دانم نمي كنيد

تَجِدُوهُ هادِياً مَهْدِيّاً

او هم هدايت شده و هم هدايت گر است

يَحْمِلُكُمْ عَلَي الْمَحَجَّةِ الْبَيْضَاءِ

شما را بر راه روشن هدايت مي كند

جامع الأحاديث ج ٣ ص ٢٦٢ جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير) ، اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: ١٩/جمادي الاولي / ٩١١هـ ، دار النشر :

همين روايت را آقاي الباني در سلسلة الاحاديث الصحيحه مطرح مي كند جلد ٤ صفحه ٣٣١.

و در روايتي كه آقاي حاكم نيشابوري نقل مي كند:

وإن وليتموها عليا فهاد مهتد يقيمكم علي صراط مستقيم

اگر علي را ولي امر خودقرار بدهيد گرچه مي دانم نمي كنيد شما را به راه راست هدايت مي كند.

سپس مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه

المستدرك علي الصحيحين ج ٣ ص ١٥٣، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: ٤٠٥ هـ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١١هـ - ١٩٩٠م، الطبعة : الأولي، تحقيق : مصطفي عبد القادر عطا

اما در رابطه با آن بزرگواري كه گفتند چرا در قرآن نام عنكبوت آمده است مي گوييم همان طوري كه اسم ابابكر وعايشه در قرآن نيامده است اسم امام زمان هم نيامده است و اضافه شما مي فرماييد بر اينكه من اين را به صراحت عرض كنم در سنن ابن ماجه جلد از عايشه مي گويد:

لقد نَزَلَتْ آيَةُ الرَّجْمِ وَرَضَاعَةُ الْكَبِيرِ عَشْرًا وَلَقَدْ كان في صَحِيفَةٍ تَحْتَ سَرِيرِي فلما مَاتَ رسول اللَّهِ e وَتَشَاغَلْنَا بِمَوْتِهِ دخل دَاجِنٌ فَأَكَلَهَا

آيه رجم و رضاعه كبي نازل شده بود و در صحيفه زير تخت عايشه بود كه وقتي پيامبر از دنيا رفت و مشغول دفن او بودند بز آمد و آن را خورد.

سنن ابن ماجه ج ١ ص ٦٢٥، اسم المؤلف: محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني الوفاة: ٢٧٥، دار النشر : دار الفكر - بيروت - -، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

الباني هم مي گويد اين روايت حسن است.

خب وقتي كه بز جناب عايشه مي آيد يك آيه را مي خورد قطعا گربه هاي خانه حفصه هم مي آيد آيه اي كه نام حضرت علي بوده در قرآن را مي خورد، نمي دانم موش هاي خانه ام سلمه هم مي آيد و نام امام زمان كه در آيات بوده مي خورد چون

حكم الأمثال فيما يجوز وما لا يجوز واحد

الشروط أو الالتزامات التبعية في العقود - السيد محمد تقي الخوئي - ج ٢-٣ ص ٢٥

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد فرج مولاي ما بقية الله الاعظم نزديك بگردان و ما از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.

اللهم عجل لوليك الفرج