سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٦٥ - حديث غدير و شكايت جيش يمن

حديث غدير و شكايت جيش يمن

کد مطلب: ٥٢٩٧ تاریخ انتشار: ٢٦ آبان ١٣٩٠ تعداد بازدید: ١٧٨٢ سخنراني ها » شبکه ولايت حديث غدير و شكايت جيش يمن
حبل المتين ٩٠/٠٨/٢٦

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ٩٠/٠٨/٢٦

استاد حسيني قزويني:

طبق روال گذشته بيان مي كنيم كه هدف ما بازگو كردن يك سري حقايق هم براي عزيزان شيعه و هم عزيزان اهل سنت است. ما هر گونه اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت را گناهي بزرگ و نابخشودني مي دانيم و اگر بعضي ها نقل مطالب از كتب اهل سنت را اهانت تلقي كنند، پس اولين اهانت كننده خود علماي اهل سنت هستند كه قطعا عزيزان اهل سنت چنين عقيده و ادعايي را ندارند. در خدمت جناب آقاي محسني بزرگوار هستم.

مجري:

حضرت استاد هندوستان تشريف برده بودند و ما بايد در اين دهه ولايت يك برنامه تبليغي و مطالب خوبي مي داشتيم ولي متأسفانه اين فرصت براي ما فراهم نشد و عزيزان ميزبان در هندوستان قدرتشان بيش تر بود و آن طور كه من شنيدم برنامه خيلي مفصّلي داشتند. ان شاء الله لطف كنيد چند دقيقه اي براي بينندگان عزي زمان گزارش سفر را بدهيد و بعد ان شاء الله وارد بحث بشويم.

استاد حسيني قزويني:

ما خودمان در ايران قول داده بوديم. تهران، اصفهان، قزوين، بجنورد، مشهد، دعوت كرده بودند ولي ديگر دوستان آنجا اصرار داشتند كه وهابيت جديدا فعاليت هاي خيلي گسترده اي را شروع كرده است به طوريكه خود آقاي سديس را فرستاده اند آنجا ٣ روز در ايالت هاي مختلف -به قول خودشان مي گفتند- طوفان به پا كرده بود. ولي نه تنها طوفاني نبود بلكه خودش گرفتار گرد و غبار شده بود. ما در دهلي كه پايتخت هندوستان است جلسات متعددي داشتيم هم براي عموم مردم هم آقايان روحانيون. جلسه اي بسيار خوب و عالي بود كه مي گفتند چنين جلسه اي تا به حال در هند برگزار نشده بود و بعد به بعضي از ايالت هاي ديگر رفتيم.

آنجا مركز علمي هند و ٧ حوزه علميه بود كه هم براي برادران و هم خواهران طلبه صحبت هايي داشتيم.

الحمد الله برنامه هاي خوبي بود.

يكي از برنامه هاي جالبي كه در آنجا داشتيم، زيارت قبر مرحوم مير حامد حسين هندي بود، در كنار قبر ايشان در مظلوميت اهل بيت و امير المومنين خيلي گريه كردم.

كتاب عبقات الانوار يكي از بزرگ ترين و مفصّل ترين كتاب ها در اثبات ولايت امير المومنين در ٢٠ جلد است حتي الغدير علامه اميني هم بر گرفته از عبقات مير حامد حسين است كه از شخصيت هاي برجسته شيعه است و تاكنون وهابيون ١ صفحه هم جواب بر عبقات نداشته اند.

واقعا براي من يك معنويتي داشت.

اگر بنا باشد من ٢ نفر را بخواهم دعا كنم، يكي از آن ها مرحوم مير حامد است، اين بزرگواران بودند كه زمين را هموار كردند كه ما مانور مي دهيم.

ما به مركز علمي ندوة العلما آقايان اهل سنت رفتيم كه هزاران طلبه دارد، آنجا هم جلسات دوستانه اي را با اساتيدشان داشتيم چون آخرين روز ما بود و غروب به دهلي برمي گشتيم حدود ٢ ساعت بيشتر وقت نبود، از بخش هاي مختلف ديدن كرديم و خيلي استقبال خوبي داشتند و خيلي گرم و با محبت با ما برخورد كردند و اصرار داشتند كه جلسات ادامه داشته باشد؛ زيرا كم پيش مي آيد كه روزي ٥ هزار طلبه در يكجا جمع باشند.

البته افرادي به آنجا رفته بودند و شيطنت هايي هم كرده بودند كه در ايران اجازه نمي دهند ما مسجد بسازيم و در ايران نمي گذارند اهل سنت به حج بروند، ما گفتيم همين امسال نزديك ٤٠ كاروان از اهل سنت رفتند و ١٠٠ روحاني كاروان از اهل سنت بوده است و الان ما در داخل كشور براي اهل سنت به ازاي هر١٠٠ نفر يك مسجد داريم و حال آن كه براي شيعيان به ازاي هر ١١٠٠ نفر يك مسجد داريم.

من نمي خواهم نام ببرم ولي تقاضا داريم از اين شيطنت ها نكنند و اگر چنين كاري كنند، قطعا افرادي كه مانند من به آنجا مي روند و مستند حرف مي زنند، رسوايشان مي كنند.

براي آن ها خيلي جالب بود كه ما مستند صحبت مي كرديم.

ما دست پر رفتيم و برنامه هاي خوبي داشتيم.

مردم هند با اين نعره هايي كه مي كشند، اين نعره هاي حيدري خيلي جالب بود و براي من خيلي تازگي داشت و تا به حال اين چنين قضايايي را نديده بودم.

هر چند سفر ما يك هفته بيشتر نبود ولي خيلي با بركت بود.

بنا شد ان شاء الله با همراهي بعضي از دوستان و اساتيد به هندوستان برويم و قصد داريم برنامه هايي مانند كارگاه ولايت و غدير و آشنايي با شبهات و روش پاسخ را كه در خدمت شما داشتيم، به حول و قوه الهي براي ٣٠٠ يا ٤٠٠ نفر از اساتيد حوزه هاي علميه شيعه نيز داشته باشيم.

هند تقريبا ١ ميليارد و ١٣٠ يا ١٤٠ ميليون نفر جمعيت دارد كه ٢٠٠ ميليون نفرشان مسلمان هستند و از اين ٢٠٠ ميليون مسلمان، ٤٠ ميليون شيعه هستند، يعني بيش از نصف جمعيت ايران.

مجري:

يكي از مباحثي كه اين روزها شبكه هاي وهابي خيلي مطرح مي كنند و بر آن سماجت دارند، بحث شكايت سپاه يمن است و ادّعا مي كنند كه قضيه غدير به خاطر اين بود كه پيغمبر مي خواست به مردم نسبت به دوستي امير المومنين تذكر دهد، اين كه گفته اند:

من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه.

فضائل الصحابه، ج٢، ص٥٧٢

به خاطر آن قضيه بوده كه مردم و آن كساني كه با امير المومنين بودند آن ها از حضرت علي شكايت كردند و حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله هم فرمود:

لا تشكوا عليا فوالله إنه لأخشن في ذات الله وفي سبيل الله .

الكامل في التاريخ، ج٢، ص٣٠١

اين شبهه بسيار مهمي است.

مي خواستم كه حضرت عالي لطف كنيد جريان غدير و شكايت سپاه يمن را براي ما و بينندگان عزيزمان بطور مفصّل بيان بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

من قبل از اين كه به سوال جناب آقاي محسني اشاره كنم يك مقدمه كوتاهي را در رابطه با امامت امير المومنين سلام الله عليه عرض كنم.

در رابطه با ولايت حضرت علي عليه السلام در قرآن آيه ولايت، آيه اكمال، آيه ابلاغ، آيه مباهله، آيه تطهير، آيه انذار نازل شده است كه هر كدامش مطالب اساسي و مهمي دارد كه در ذيل هر يك از اين آيات ده ها روايت با سند هاي صحيح صادر شده است و اين آقاياني كه مدعي هستند مثلا آيه غار در مورد ابوبكر نازل شده است، اسمي از ابوبكر در آيه غار نيست.

آيه ١١ سوره نور كه مدعي هستند در حق عايشه نازل شده است، در آن هم اسمي از عايشه نيامده است، به كمك روايات مي گويند اين آيات در حق اين ها نازل شده است.

در سوره نحل آيه ٤٤ هم به همين مسئله اشاره دارد:

و أنزلنا عليك الذكر لتبيّن للناس ما نزل عليهم.

پيغمبر ما اين قرآن را نازل كرديم تا براي مردم بيان كني آن چه را كه نازل شده است.

اگر واقعا قرآن عموم فهم بود، احتياجي به تبيين پيغمبر نبود.

اينجا هم نگفته است كه

يتلو عليهم.

يا

تتلو عليهم.

مي گويد:

لتبيّن

نمي گويد:

لتتلو

اگر واقعا بنا است ما به كمك روايات، مضمون آيه را بفهميم، در ذيل تك تك اين آيات، روايات اساسي است و همچنين در رابطه با ولايت امام علي عليه السلام در سنّت، حديث ولايت، حديث منزلت، حديث ثقلين، حديث خلافت، حديث غدير، حديث امامت و حديث وصايت بيان شده است كه ما اين ها را به صورت پاورپوينت در آورده ايم.

در رابطه با قضيه غدير حرف زياد داريم: غدير در صحيح مسلم، غدير به روايت ترمذي، غدير به روايت ابن ماجه، علماي اهل سنت و صحت حديث غدير، علماي اهل سنت و تواتر حديث غدير كه مرحوم مير حامد حسين و همچنين علامه اميني ٦٣ نفر از علماي بزرگ اهل سنت را نام برده اند درحالي كه علم به صحت روايت غدير و تواترش داشته اند.

يكي از مواردي كه بايد روي آن كار شود همين بحث غدير و شبهه شكايت جيش يمن است.

در اين رابطه وقتي ما مي گوييم: كارشناسان وهابي بي سواد هستند و بي سوادي خود را به نمايش مي گذارند، آقايان بدشان مي آيد.

مي گوييم آقايان جاهل هستند، بدشان مي آيد، مي گوييم: حداقل برويد مطالعه كنيد و بعد بياييد حرف بزنيد.

همان طوري كه عزيزان ملاحظه مي كنند، چند بحث است مثل مسافرت حضرت علي به يمن براي دعوت به اسلام، مسافرت حضرت علي به يمن براي قضاوت، مسافرت حضرت علي به يمن براي اخذ زكات.

در مسافرت حضرت علي براي قضاوت شبهه و مشكلي نداشتيم ولي در مسافرت حضرت علي به يمن براي دعوت اسلام مشكلاتي بوده كه اين ها را به حول و قوه الهي يكي پس از ديگري عرض خواهيم كرد.

عبارتي از ابن كثير دمشقي است كه متوفي ٧٧٤ هجري يعني قرن ٨ هجري است. بعد از اين رواياتي را نقل مي كند و بين شكايت بريده و قضيه لباسي كه از تن سپاه يمن در آورد قاطي كرده و مي گويد:

والمقصود أن عليا لما كثر فيه القيل والقال من ذلك الجيش بسبب منعه إياهم استعمال إبل الصدقة واسترجاعه منهم الحلل التي أطلقها لهم نائبه وعلي معذور فيما فعل

السيرة النبويه، ج٤، ص٢٠٦

يعني داستانش اين بوده كه امير المومنين سلام الله عليه كه براي جمع آوري زكات و بيت المال به امر نبي گرامي به يمن رفته بودند نامه پيغمبر به ايشان مي رسد كه در مراسم حج حضور داشته باشيد. امير المومنين در راه مدينه بودند كه با رسيدن نامه حضرت، عازم مكه مكرمه شدند چون قافله به كندي حركت مي كرد يك فردي را به عنوان نائب سپاهشان گذاشتند و خودشان به سرعت خدمت نبي مكرم در مكه آمدند و نبي مكرم به آن حضرت فرمودند: برو با اصحابت بيا. وقتي حضرت علي آمدند ديدند كه اصحاب يك سري لباس هايي كه مال بيت المال بوده را پوشيده اند؛ شتر هايي كه مال بيت المال بوده سوار شده اند.

امير المومنين فرمودند: اين ها همه از بيت المال است شما حق استفاده نداريد اين ها بايد برگردد به فرمان پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله تقسيم شود هر چه هست اختيار كار با نبي مكرم است.

پيامبر از اين كه قيل و قالي در رابطه با اين قضيه شد و مردم اعتراضي داشتند مي فرمايد:

علي معذور فيما فعل...

السيرة النبويه، ج٤، ص٢٠٦

علي نسبت به كار سخت گيري كه نسبت به سپاه كرده است عذرش پذيرفته است.

بعد جالب اين است كه ايشان مي گويد:

و الله أعلم.

السيرة النبويه، ج٤، ص٢٠٦

ابن كثير براي اين مطلب هيچ دليلي ندارد و فقط بافته است.

چند نفر احمق هم در قرن ٢١ همين بافته هاي ابن كثير را بيان مي كنند.

بعد مي گويد پيغمبر اكرم وقتي از حج فارغ شد آمد در غدير خم:

قام في الناس خطيبا فبرأ ساحة علي

السيرة النبويه، ج٤، ص٢٠٦

خطبه اي خواند و ساحت علي بن ابي طالب را مبرا كرد.

اي مردم اگر علي سخت گيري كرده است كار بدي نكرده است (تو راست مي گويي؟! واقعا اين طوري است؟! ما مي گوييم بر دروغگو و بر جد و اجداد دروغگو لعنت).

آقاي ابن كثير، چرا حرف بي دليل مي زني؟

مي گويد:

فبرأ ساحة علي.

كارشناسان شبكه هاي وهابي يك روايت براي ما بياورند كه در خطبه غدير پيغمبر اكرم در رابطه با ساحت علي فرموده باشد كه سخت گيري علي عليه السلام در اين قضيه اشكالي ندارد.

و رفع من قدره و نبّه علي فضله. ليزيل ما وقر في نفوس كثير من الناس

السيرة النبويه، ج٤، ص٢٠٦

قدر و منزلت علي را بالا برد.

اين هم باز از همان بافته ها و افسانه هاي آقاي ابن كثير دمشقي است. ببينيد آدم بايد حرفي بزند كه يك سند و مدركي داشته باشد.

و الله أعلم.

السيرة النبويه، ج٤، ص٢٠٦

اين ها نيست جز نفاق با حضرت علي، جز نفاقي كه در درون سينه اين ها است كه نبي مكرّم خبر دادند:

ضغائن في صدور اقوام لا يبدونها لك من بعدي.

مسند ابي يعلي، ج١، ص٤٢٦

يك بافته هايي درست كرده است، اگر واقعا اين قضيه بود وقتي كسي دعوايي را حل مي كند، در ارتباط با دعوا نيم دقيقه صحبت مي كند، براي ما يك روايت ضعيف، مرسل، مرفوع، حتي روايت جعلي بياورند يا اين آقايان يك روايتي بسازند كه بگويد پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله در غدير خم فرمودند: اي مردم شنيده ام يك عده از علي عليه السلام شكايت دارند، او آدم خوبي است كسي حق شكايت از علي عليه السلام را ندارد، علي اگر چنين كاري كرده است معذور بوده است.

براي ما يك روايت جعلي بياورند.

چقدر شما عناد داريد؟

نمي دانم علي بن ابي طالب چه هيزم تري به شما فروخته است؟

شما چه عداوتي با امير المومنين داريد؟

جالب اين است در سايت سني نيوز كه همان فتنه نيوز است، يك مقاله اي نوشته اند كه حضرت علي پس از ورود به يمن غنائم جنگي را تقسيم نمود و يك زن زيبا را براي خود به غنيمت گرفت و با او هم بستر شد، اين كار ايشان و بعضي از علل ديگر حالا علل چه است، موجب ناراحتي و اعتراض و شكايت سپاهيان اعزام شده به يمن گرديد. و دامنه اعتراضات هر روز بيش تر مي شد. به همين علت رسول اكرم در محل غدير خم پس از استراحت و نماز ظهر كه لشكريان باز گشته از يمن معترضان به امام علي در ميان آنان بودند طي بياناتي كه متن كامل و مقبول آن موجود نيست! -ببينيد اين جز عداوت چيز ديگري است؟ متن مقبول آن در دسترس نيست. ٦٣ نفر ادعاي صحت و تواتر كرده اند- دوستي علي عليه السلام را سفارش نمود و لشكريان معترض را از دشمني و مخالفت با حضرت علي رضي الله عنه بر حذر داشته است. بعد مي گويد پيامبر فرموده است: مردم با علي عليه السلام دشمن نشويد با علي عليه السلام مخالفت نكنيد.

امروز عصر اطلاعات است عصر رسانه است اگر يك روزي مي توانستيد با اين بافته ها تعدادي را اغفال كنيد و فريب بدهيد ديگر آن روز و آن دوران فريب دادن ها گذشت دوران اغفال كردن ها گذشت. برادران عزيزم! دوراني كه بياييد بافته هاي خودتان را به صورت حقائق تاريخي براي مردم بيان كنيد ديگر سپري شد. بعد مي گويد بنابراين بر خلاف آنچه كه شيعيان ادعا مي كنند مخاطب حضرت رسول الله در غدير خم فقط لشكريان بر گشته از يمن بودند!

مجري:

يك قرائت جديد است.

استاد حسيني قزويني:

يك قرائت جديدي است يعني پيغمبر اكرم فقط نسبت به لشكريان برگشته از يمن يك صحبتي داشته، اين ها چه قدر بودند؟ ٣٠ نفر؟ ٤٠ نفر؟ ١٠٠ نفر؟ ٥٠٠ نفر؟ پيغمبر به خاطر اين ٥٠٠ نفر ١٢٤ هزار يا ١٠٠ هزار نفر يا ٩٠ هزار نفر را معطل كرده است كه بيايد اين ها را بگويد! اين در حقيقت اصل قضيه اي است كه من هم از ابن كثير قرن ٨ وهم از سايت فتنه نيوز از قرن ١٥ هجري نقل كردم كه بينندگان يك مقداري در حال و هوا باشند تا بوسيله پاسخ و تحليلي كه خواهيم داشت قضيه روشن و واضح بشود.

مجري:

بخاطر اينكه براي بينندگان عزيز مان بيشتر واضح بشود من اين سوال را دو باره از حضرت عالي بپرسم. وقتي حضرت امير عليه السلام برگشتند به سپاهشان و آن غنائمي كه سپاهيان گرفته بودند و غير مجاز برده بودند استفاده بكنند و حضرت برگرداند براي اين هم ناراحت شدند به محض اين كه برگشتند چه قضيه اي اتفاق افتاد اين را توضيح بدهيد كه حضرت خطبه اي خواندند.

استاد حسيني قزويني:

ما نبايد آن قضيه را با اين قضيه اشتباه كنيم. من ابتدا عرض كردم حضرت امير ٣ مسافرت به يمن داشته، يك مسافرت براي فتح يمن و براي دعوت به اسلام، يك مسافرت براي قضاوت و يك مسافرت براي جمع آوري بيت المال، اين آقايان همه را قاطي كرده اند.

قضيه كنيز كه حضرت آن كنيز را گرفت و مورد حسادت خالد بن وليد واقع گشت، مربوط به مسافرت اول است. قضيه اي كه ابن كثير آورده است كه سپاهيان اموالي از بيت المال را تصرف كرده بودند اين مربوط به مسافرت سوم امير المومنين است. ان شاء الله به حول و قوه الهي ما تك تك اين ها را بررسي مي كنيم كه ببينيم واقعا حقيقت چه است.

مجري:

حاج آقا اين شبهه اي كه آقاي ابن كثير گفته بودند، تحليلتان در مورد اين شبهه چه است؟

استاد حسيني قزويني:

بله. ببينيد در رابطه با اين تحليل ٥ تا نكته را عرض مي كنم جواب اول و تحليل اول ما: مسافرت حضرت علي عليه السلام سال هشتم هجري بود و ارتباطي به سال دهم ندارد. جواب دوم هم اينكه شكايت از علي عليه السلام در مدينه صورت گرفته است و اين آقايان كارشناسان وهابي نمي توانند اين ها را درك كنند چون نه سواد و نه فرصت مطالعه را دارند.

چون اگر بخواهند مطالعه كنند نمي توانند روزي ٧-٨ ساعت برنامه زنده داشته باشند و در اين صورت حتي به خوابشان هم نمي رسند!

جواب سوم اينكه در اينجا به ضرر آقايان است زيرا توطئه صحابه را بر ضد حضرت علي تثبيت مي كند. جواب چهارم اينكه پيغمبر اكرم از اين شكات رسما اعلام خشم و انزجار مي كند. پاسخ پنجم هم اينكه اين قضيه بر ولايت علي بن ابي طالب كاملا دلالت دارد. در مورد مسئله اي كه عرض كردم زيني دحلان كه مفتي مكه مكرمه هم هست، مي گويد در تاريخ آمده كه رفتن علي بن ابي طالب سال ١٠ هجري بوده و حال آنكه

لم يكن سنة عشر.

سال ١٠ نبوده.

إنما كان سنة عشر بعثه إلي بني مذحج، و أما بعثه إلي همدان فكان سنة ثمان بعد فتح مكة.

السيرة النبويه، زيني دحلان، ج٢، ص٣٧١

اين كه قضيه همدان و كنيز و امثال اين را دارند آقايان مطرح مي كنند اين مربوط به سال ٨ هجري است. اصلا ارتباطي به سال ١٠ هجري ندارد.

نكته دوم اين كه شكايت از علي در مدينه صورت گرفته است. اين آقايان عبارتي را از بعضي كتاب هاي خودشان مي آورند يك بخشي را معنا مي كنند يك بخشي مانند

ألست أولي بكم من أنفسكم.

المعجم الكبير، ج٥، ص١٩٥

را آقاي هاشمي و كار شناسشان فاكتور مي گيرند. چون اگر اين را بخواهند معنا بكنند تار و پود تمام بافته هايشان به هم مي ريزد. اين شكايت در قضيه سفر اول و قضيه بريده است و اصلا در مدينه است. ارتباطي با مكه ندارد.

مجري:

در مسجد النبي شكايت كردند.

استاد حسيني قزويني:

اين عبارتي كه از بريده است:

فقال اغتنمها فأخبر النبي صلي الله عليه و سلم بما صنع فقدمت المدينة، و دخلت المسجد.

المعجم الاوسط، ج٦، ص١٦٢

بريده مي گويد وارد مدينه شدم

و رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم في منزله و ناس من أصحابه علي بابه.

المعجم الاوسط، ج٦، ص١٦٢

اصلا اين قضيه بريده مربوط به يمن است كه خالد در آنجا ٤ ماه مانده بود ولي هيچ كاري نتوانسته بود بكند بر خلاف آنچه كه آقايان وهابي ها مي گويند كه خالد چنين و چنان كرده! اين ها همه حرف هاي دروغي است كه هيچ واقعيتي ندارد و تاريخ هم كاملا حرف هاي اين آقايان را تكذيب مي كند. زمان ي كه امير المومنين علي عليه السلام به يمن مي رسد براحتي يمن را فتح مي كند. خالد، بريده را به مدينه مي فرستد كه بخاطر به غنيمت گرفتن آن كنيز از امام علي عليه السلام شكايت كند. اينكاملا نشان مي دهد كه قضيه هيچگونه ارتباطي به مكه و حجه الوداع ندارد، بلكه مربوط به مدينه است.

تمام اين قضايا، قضيه خالد، قضيه بريده، قضيه بيرون آمدن ابوبكر از منزل پيغمبر، تحريك عمر و غيره تمامي اين ها مربوط به مدينه منوره است به هيچ وجه با مسئله غدير و ١٨ ذي الحجه ارتباطي ندارد كه اين آقايان مرتبط مي كنند.

مجري:

حضرت استاد! از يك طرف آقايان وهابي ها مخصوصا ابن كثير اين افسانه را بافته اند و قائل به شكايت و اختلاف بين حضرت علي و صحابه شده اند و از طرف ديگر مبناي اعتقادي اهل سنت اين است كه صحابه اصلا با هم اختلافي نداشتند اين شيعيان هستند كه دارند اين مباحث را مطرح مي كنند! خواستم اين را بگويم ما نمي فهميم، از اين طرف مي گويند كه صحابه اختلافي نداشتند از آن طرف هم مي گويند به خاطر جنگ و دعوايي بوده كه با علي عليه السلام بوده! در اينباره برايمان توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

در همين رابطه اگر دقت كنيد ذهبي در تاريخ اسلام جلد ٣، صفحه ٦٣٠ نشان مي دهد كه واقعا صحابه با امير المومنين چقدر دوست و رفيق بودند! اين آقايان در مدينه نشسته اند كنار زن و بچه شان. حضرت علي رفته در يمن و آنجا را فتح كرده است. آنجا خودش را در معرض خطر دشمن قرار داده، اين آقايان اينجا دارند توطئه مي كنند!

بريده مي گويد:

دخلت المسجد و رسول الله صلي الله عليه و سلم في منزله و ناس من أصحابه علي بابه.

المعجم الاوسط، ج٦، ص١٦٢

وارد مسجد پيغمبر شدم پيغمبر هم در حجره خودش بوده تعدادي از صحابه هم دم در بودند.

اين را آقايان داشته باشند. تعدادي از صحابه نه تعدادي از منافقين! نه يهودي ها! و نه مسيحي ها!

فقالوا: ما الخبر يا بريدة؟ فقلت: خير، فتح الله علي المسلمين فقالوا: ما أقدمك؟ قال: جارية أخذها عليّ من الخمس، فجئت لأخبر النبي قالوا: فأخبره فإنه يسقطه من عين رسول الله.

صحابه گفتند: بريده! چه خبر ؟ در يمن الحمد الله فتح نصيب مسلمين شده است. چرا تو زودتر آمدي ؟ علي عليه السلام كنيزي را از خمس به تصرف آورد، آمده ام از او نزد پيغمبر شكايت كنم! برو حتما به پيغمبر بگو! اين باعث مي شود كه علي عليه السلام از چشم پيغمبر بيفتد!

المعجم الاوسط، ج٦، ص١٦٢

مجري:

اين ها كه در يمن همراهش نبودند بلكه در مدينه بودند.

استاد حسيني قزويني:

بله در مدينه بودند در كمال ناز و نعمت در كنار زن و بچه شان بودند. حضرت علي آنجا رفته است و با تلاش و جان فشاني خودش را در معرض شمشير و خطر قرار داده است. مي گويد: بله علي يك كنيزي از خمس برداشته است آمده ايم به پيغمبر شكايت كنيم. و جالب اينجا است كه اين صحابه مي گويند: بگو! بگو! اين باعث مي شود كه از چشم پيغمبر بيفتد! ببينيد اين چه است؟ آيا اين صفاي صحابه را نشان مي دهد؟! رابطه دوستي شان را با امير المومنين نشان مي دهد؟!

و همچنين در روايت ديگري كه ابن اثير نقل مي كند آمده است كه:

فأصاب جارية، فأنكروا عليه، فتعاقد أربعة من أصحاب النبي صلي الله عليه و آله و سلم.

اسد الغابة، ج٤، ص١١٦

٤ نفر از صحابه هم پيمان شدند عليه علي بن ابي طالب عليه السلام.

و در روايت ابن ابي شيبه آمده است:

فتعاقد أربعة من أصحاب رسول الله إذا لقينا النبي أخيرناه بما صنع علي.

المصنف ، ابن ابي شيبه، ج ٧، ص ٥٠٤

به پيغمبر برسيم خبر خواهيم داد كه علي بن ابي طالب چه كار هايي كرده است.

آيا اين دليل بر روابط دوستانه بين امير المومنين و صحابه است؟ يا نه اين ها دلالت مي كند بر اين كه اختلاف داشتند؟ حتي اين عبارت:

تعاقد أربعة من أصحاب رسول الله.

المصنف ، ابن ابي شيبه، ج ٧، ص ٥٠٤

مربوط به يمن است و آن عبارت:

ناس من أصحابه

المعجم الاوسط، ج٦، ص١٦٢

مربوط به آقاياني است كه در مدينه بودند. اين هايي كه به يمن رفتند ،٤ ماه در آنجا بودند ، هيچ كاري هم نتوانستند بكنند ولي امير المومنين به محض اين كه رسيد، يمن را فتح كرد. آن هم فتح بدون خون ريزي، بدون كشتار. به جاي اين كه بگويند دست مريزاد، دستت درد نكند، بيايند پيش پيغمبر تشكر كنند، اعتراض مي كنند كه يا رسول الله ! علي عليه السلام چنين و چنان كرد! بله ما مي رويم از علي بن ابي طالب عليه السلام شكايت مي كنيم. و جالب اين است كه ذهبي مي گويد:

فأصاب علي جارية. فتعاقد أربعة من أصحاب رسول الله.

تاريخ الاسلام، ج٣، ص٦٣٠

تا آن جايي كه مي گويد پيغمبر فرمود:

ما تريدون من علي عليّ منّي و أنا منه و هو وليّ كلّ مؤمن بعدي.

از جان علي عليه السلام چه مي خواهيد علي عليه السلام از من است من هم از علي عليه السلام هستم. علي عليه السلام وليّ تمام مومنين بعد از من است.

تاريخ الاسلام، ج٣، ص٦٣١

در رابطه با كلمه «وليّ» مفصّل صحبت خواهم كرد.

مجري:

اين جا مولا نگفته است «وليّ» گفته است.

استاد حسيني قزويني:

بله گفته است:

وليّ كلّ مؤمن بعدي

تاريخ الاسلام، ج٣، ص٦٣١

بعد جالب اينكه

أخرجه أحمد في المسند و ا لترمذي و حسنه و النسائي.

تاريخ الاسلام، ج٣، ص٦٣١

ترمذي هم اين روايت را حسن دانسته است.

اين قضيه كاملا واضح و روشن است ولي اين آقايان به شكل ديگري بيان مي كنند و حرف هايي نادرست به آقا امير المومنين سلام الله عليه نسبت مي دهند كه ما واقعا نمي دانيم چرا چنين مي كنند! ذهبي در كتاب تاريخ اسلام ج ٣ ص ٦٣٠، مي گويد پيغمبر اكرم اين طور فرموده، حالا آقايان آن شب مي گفتند: اين روايت صحيح نيست! اين روايت نادرست است! آيا تو بهتر مي فهمي كه يك الفبا سواد نداري يا ذهبي كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است و شهادت مي دهد بر صحت روايت و هيچ نقدي هم ندارد و مي گويد آقاي ترمذي هم اين روايت را صحيح و حسَن دانسته است.

مجري:

حضرت استاد! اين سوال در رابطه با اختلاف صحابه بود كه حضرت عالي هم فرموديد پس چقدر اين ها نسبت به امير المومنين كينه داشتند كه مباحث را چنين مطرح مي كردند! حالا از اين طرف وقتي حضرت رسول صلي الله عليه و آله بيرون مي آيند، آنقدر عصباني مي شوند كه مي فرمايند:

ما تريدون من علي.

المصنف ، ابن ابي شيبه، ج ٧، ص ٥٠٤

چه مي خواهيد از علي.

و حتي دارد در بعضي از روايت ها كه صورتشان خيلي قرمز و غضبناك مي شوند. آمدند و با عصبانيت صحبت كردند. آيا غضبناك شدن پيغمبر اين آقايان صحابه را زير سوال نمي برد؟!

استاد حسيني قزويني:

نكته زيبايي است. بريده مي گويد:

والغضب في وجهه.

السنن الكبري، نسائي، ج٥، ص١٣٣

وقتي ما آمديم از علي شكايت كرديم آثار غضب در سيماي نبيّ مكرّم صلي الله عليه و آله بود.

از سوي ديگر بريده مي گويد:

فخرج مغضبا.

المعجم الاوسط، ج٦، ص١٦٢

پيغمبر از حجره اش بيرون آمد.

گفتيم آمده ايم پيش پيغمبر از علي شكايت كنيم اين ها گفتند برو بگو تا علي عليه السلام از چشم پيغمبر بيفتد. پيامبر گفتگوي ما را درباره علي بن ابي طالب عليه السلام شنيد.

فخرج مغضبا قال: ما بال أقوام ينتقصون عليا من ينتقص عليا تنقصني من فارق عليا فقد فارقني.

المعجم الاوسط، ج٦، ص١٦٢

پيغمبر در حال غضب از حجره اش بيرون آمد اين افراد چه مرضي دارند كه از علي عليه السلام تنقيص و بد گويي مي كنند؟! هر كس از علي عليه السلام بد گويي كند از من بد گويي كرده است.هر كس از علي عليه السلام جدا بشود از من جدا شده است.

ابن ابي شيبه مي گويد:

فأقبل إليه رسول الله يعرف الغضب في وجهه.

المصنف، ابن ابي شيبه، ج٧، ص٥٠٤

پيغمبر به طرف بريده رفت در حالي كه غضب و خشم در سيماي آقا رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم پيدا بود.

همان طور كه حضرت عالي سوال كرديد ما هم در اينجا آورده ايم مبناي آقايان اهل سنت بر عدالت صحابه است و سنّت صحابه را در حد سنّت پيغمبر مي دانند. آيا اينكه پيغمبر عصباني شده است، غضبناك شده است، آثار خشم در سيماي پيغمبر است و در سوره احزاب آيه ٥٧ مي فرمايد:

إن الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الآخرة.

سوال مي كنيم آيا اين كار آقايان، اين كار بريده، اذيت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله هست يا نه؟- به قول يكي از بزرگان مي گفت كاش نام صحابه را روشن مي كردند اين ٤ تا صحابه اي كه پيمان بستند عليه حضرت علي عليه السلام تلاش كنند چه كساني بودند؟ كاش مي دانستيم اسمشان چه است- اين ها آيا واقعا پيغمبر را اذيت كردند يا نكردند؟ اگر پيغمبر را اذيت نكردند پس خشم و غضب پيغمبر كار لغوي بوده اگر اذيت كرده اند آيه ٥٧ احزاب چه مي گويد؟ و اضافه بر اين كه پيغمبر فرمود:

من فارق عليّاً فقد فارقني.

اين آقايان به ما بگويند بعد از نبي گرامي كه ٢٥ سال حضرت علي عليه السلام خانه نشين شده خود امير المومنين مي گويد.

فصبرت و في العين قذي و في الحلق شجي أري تراثي نهبا.

علل الشرائع، ج١، ص١٥١

خار در چشمم استخوان در گلويم صبر كردم.

آيا اين

فارق علياً

و

فارقة علي

هست يا نه اين عين دوستي و وصل علي عليه السلام است؟ ! در جنگ جمل و صفين و نهروان صحابه بودند، يهود و نصارا كه نبودند! آمدند در برابر امير المومنين ايستاند ٣٠ هزار نفر -بنا به نقل يعقوبي- در جمل ١١٠ هزار نفر در صفين و غيره كشته شدند اين صف آرايي در برابر علي عليه السلام آيا از مصاديق

من فارق علياً فقد فارقني

نيست؟ اميدواريم اهل سنت بتوانند به سوال ما جواب قانع كننده اي بدهند.

تماس بينندگان

مجري:

خيلي ممنون هستيم از شما بينندگان عزيز كه تا اين لحظه بحث را پيگيري كرديد ان شاء الله در اين بخش پاياني هم شما عزيزان پيگير باشيد و با ما همراه باشيد. اگر ارتباط بدهيد.

اولين تلفن جناب آقاي رجبي سلام عرض مي كنم شب شما بخير باشد.

بيننده:

سلام عليكم اولا: لطفا معناي به شرط صحيحين كه در مستدرك است را بيان كنيد ثانيا: در برنامه ديشب شبكه كلمه مباحثي را داشتند مي گفتند كه معناي وليّ و مولا به معناي دوستي است به معناي سرپرست نيست. بعد يك آيه را آوردند و به اصطلاح مي خواستند بگويند كه زن هاي پيامبر مادران شما هستند. ابتداي آيه در مورد اين بود كه پيامبر سزاوارتر است به نفس شما و سرپرستي شما، در اين قسمت هيچ چيز نگفتند ولي ادامه آيه

و أزواجه أمّهاتهم

سوره احزاب، آيه ٦

را خيلي مانور دادند.

بيننده:

سلام عليكم.

هفته گذشته من زنگ زدم بعد يك سوالي پرسيدم ولي متأسفانه آن جوابي كه من مي خواستم نشنيدم. اتفاقا همان سوال هفته گذشته را مي خواهم تكرار كنم و از اين لحاظ واقعا من مي خواهم به يقين برسم. در رابطه با جانشيني پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم مي خواهم كه اين واقعيت را از قرآن بگيريم يك آيه صريح مي خواهيم يك آيه اي كه صراحتا مانند پيامبران كه چطور نبوتشان را ثابت كردند اين ثابت بشود كه بعد از پيغمبر مثلا حضرت علي يا هر كسي جانشين است. فرقي نمي كند براي ما، ما مشكلي با كسي نداريم ما مي خواهيم از قرآن ثابت شود كه فلاني بعد از پيامبر جانشين بوده و اسمش در قرآن آمده باشد. نمي خواهم بگوييد شأن نزول فلان آيه در رابطه با فلان شخص است. چند تا آيه است كه شما مي گوييد اين آيه ها در رابطه با حضرت علي است. من مي خواهم آيه اي واضح باشد مثل آياتي كه در رابطه با پيامبران، در رابطه با آخرت يا در رابطه با توحيد است و خداوند واضح اعلام كرده است اين ها وجود دارد. ولي متأسفانه در رابطه با امامت بعد از پيغمبر هيچ آيه اي نيست.

مجري:

شما آيه اي مي خواهيد مثلا لفظ علي عليه السلام در آن باشد با صراحت؟ ولي اين نيست. ولي آياتي مثل آيات غدير، آيه تبليغ و آيه ولايت هست كه شأن نزولشان حتي طبق نظر اهل سنت درباره امير المومنين است شما اين ها را قبول نداريد؟

بيننده:

اين آيه ها صراحت ندارد اين ها ما را به شك مي اندازد.

مجري:

يعني مفسران اهل سنت را هم قبول نداريد؟

بيننده:

چه گفته اند؟ آن ها گفته اند در رابطه با حضرت علي است؟

مجري:

بله. ما حالا اين آدرس ها را به شما مي دهيم شما خودتان برويد قضاوت بكنيد. اگر اين طور باشد كه شما مي فرماييد ما در مورد نماز كجاي قرآن داريم كه ٢ ركعت نماز بخوانيد؟ ما از مفسرين فهميده ايم. كجاي قرآن گفته است كه مثلا ما نماز مغرب را بايد ٣ ركعت بخوانيم؟

بيننده:

آقاي محسني! مگر نماز فروع دين نيست؟

مجري:

بله.

بيننده:

براي امامت.

مجري:

كليات در قرآن است جزئيات در قرآن نيست.

استاد حسيني قزويني:

آقاي بزرگوار اجازه بدهيد. اولا اينكه ما امامت را از اصول مذهب مي دانيم و نه از اصول دين . بارها گفته ايم آيت الله العظمي خوئي و امام راحل، صراحت دارند بر اينكه:

الإمامة من اصول المذهب لا الدين.

كتاب الطهاره، امام خميني، ج٣، ص٤٣٧ ؛ صراط النجاة، آية الله خويي، ج٥، ص٢٧٩

و ثانيا در رابطه با آيه شريفه:

إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يوتون الزكاة و هم راكعون

سوره مائده، آيه ٥٥

تفسير آلوسي كه تقريبا وهابي و ضد شيعه است ج ٦ ص ١٦٧، ١٦٨ مي گويد غالب اخباريين و معظم محدثين قائلند كه در حق علي عليه السلام نازل شده است. ولي شما عالم خودتان را قبول نداريد! يا همين آقاي آلوسي در روح المعاني ج ٦ ص ١٩٣، از ابن مردويه نقل مي كند كه عبد الله بن مسعود گفته است كه ما آيه ٦٧ سوره مائده را زمان پيغمبر اين طور مي خوانديم:

بلغ ما أنزل إليك من ربك أن عليا وليّ المؤمنين.

پيغمبر به مردم برسان علي ولي مومنين است.

حالا من توضيح مي دهم «وليّ» معنايش چه است. اين آقايان حالا يا بي سواد هستند در معناي «وليّ» شك مي كنند يا عناد دارند كه من احتمال مي دهم عناد دارند وگر نه آن قدر هم بي سواد نيستند. چون خود عمر بن الخطاب مي گويد وقتي پيغمبر از دنيا رفت

قال أبو بكر أنا وليّ رسول الله.

صحيح مسلم، ج٣، ص١٣٧٨

نگفت:

والي من قبل رسول الله.

از كلمه «وليّ» استفاده كرد. وقتي ابو بكر از دنيا رفت عمر مي گويد.

أنا وليّ رسول الله و وليّ أبي بكر.

مسند ابي يعلي، ج١، ص١٦ ؛ صحيح البخاري، ج٤، ص١٤٨٠

مجري:

خيلي ممنون آقا رضا سوال تان را ان شاء الله مفصّل جواب مي دهيم. متشكريم درود بر شما،

(بيننده و تماس بعدي): آقاي طالب زاده از هلند.

بيننده:

در يكي از اين نماز هاي جمعه اين جا يك آقايي رفته بود بالاي منبر -از آن هايي كه ريششان تا نافشان مي رسد و مانند باد بزن كبابي است!- فقط تمركز كرده بودند به فضائل عثمان بن عفّان. يكي از فضائلي كه ايشان نقل كرد اين بود كه گفت پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله با وضع بسيار ناهنجاري نزد عايشه بود. ابو بكر آمد سوال كرد بعد عمر آمد سوال كرد پيغمبر هم در وضعش تغييري نداد كه مثلا خودش را مرتب كند ولي براي عثمان خودش را مرتب كرد و اجازه داد كه عثمان بيايد و عثمان هم كه كار تمام شد، رفت. پرسيدند يا رسول الله چرا وقتي ابو بكر و عمر آمدند خودت را درست نكردي ولي عثمان كه آمد خودت را پوشاندي؟ پيغمبر اكرم فرمود: من چطور از كسي كه ملائكه از او شرم دارند شرم نداشته باشم! حالا سوال من اين است: وقتي ملائكه الرحمن تحت فرمان مطلق الهي كار مي كنند.

مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ

سوره تحريم، آيه ٦

آيا ملائكه بر خلاف فرمان خدا عثمان را اذيت كردند كه حضرت از آن خجالت كشيدند يا اين كه خدا به ملائكه دستور داده است عثمان را اذيت بكنند. اين سوال بنده است.

مجري:

بله خيلي ممنون.

(بيننده بعدي): جناب آقاي حسيني.

بيننده:

چند وقت پيش جناب حجت الاسلام يزداني گفتند كه ما افتخار مي كنيم كه رافضي باشيم به اين معني كه دين ابو بكر و عمر و عثمان و عايشه را رد مي كنيم. آيا حضرت علي بن ابي طالب ديني غير از دين ابوبكر و عمر و عثمان و عايشه داشته اند؟ و اگر داشته اند چرا در رساي ابو بكر صديق علي ابن ابي طالب مي فرمايد.

كنت حلف رسول الله صلي الله عليه و سلم و أنسه و ثقته و موضع سرّه كنت اول القوم اسلاما و اخلصهم ايمانا و أشدهم يقينا.

استاد حسيني قزويني:

آقاي حسيني ! حضرتعالي بعضي وقت ها تماس مي گيريد و متني را از روي كتابي مي خوانيد آيا جز اين است كه هم وقت شبكه را مي گيريد و هم وقت بينندگان را؟!

حضرتعالي سوال تان را مطرح بفرماييد. اين عبارت هايي كه مي فرماييد اين ها همه روايات ضعيف و جعلي است كه بني اميه ساخته اند. من يك سوال از شما بپرسم. آقاي حسيني بزرگوار! شما فرموديد آيا علي غير از دين ابو بكر و عمر داشت؟ -البته ما با فرمايش آقاي يزداني كاري نداريم ، من در هند كه بودم حرف آقاي يزداني را از اول تا آخر به دقت خواندم ايشان روايتي را كه شبكه كلمه آورده بود داشت معنا مي كرد - شما مي فرماييد علي دين ابو بكر و عمر را داشت. من از شما اگر چنين سوالي بكنم بنده نه ، يك سني سوال كند در صحيح مسلم روايت شده است كه خود خليفه دوم مي گويد:

فقال أبو بَكْرٍ قال رسول اللَّهِ ما نُورَثُ ما تركنا صَدقه فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا ... ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ وَ وَلِيُّ أبي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

صحيح مسلم، ج٣، ص١٣٧٨

علي! تو رأيت اين بود، كه ابو بكر و من هم گنه كار و هم دروغ گو و هم خائن هستيم و هم حيله گر هستيم.

اين ديگر از صحيح مسلم است. شما مي فرماييد علي دين ابوبكر و عمر را داشت؟ عزيز من، ما بناي اهانت نداريم ولي ديگر حضرت علي را اينقدر پايين نياور!

بيننده:

نه در صحيح بخاري و نه در صحيح مسلم بلكه اگر الان عمر بن الخطاب و علي بن ابي طالب عليه السلام زنده بشوند چنين مطلبي را بنويسند مي گويم آن هم كذب و دروغ محض است! اين ها ياوران حق رسول الله بودند و در راه اسلام و توحيد جهاد كردند.

مجري:

پس شما نمي خواهيد مباحث علمي را بشنويد! شما خودتان يك سري اعتقادات داريد مي خواهيد پايبند آن ها باشيد. ممنون هستيم. خيلي متشكر. دوستان عزيز ما مباحث مان علمي است وقتي اين آقا مي گويد حتي اگر امير المومنين حضرت علي يا عمر زنده بشوند اين ها خودشان هم جلوي من حرف بزنند من قبول نمي كنم! آيا با اين شخص مي شود بحث كرد؟!

استاد حسيني قزويني:

جالب اين است كه با يكي از اين آقايان بحثي كرديم گفت: هم علي حق بود هم معاويه! معاويه هم اجتهاد كرده بود. گفتم آقا فرض كن الان جنگ صفين باشد علي در يك طرف و معاويه در يك طرف باشد تو كدام طرف را مي گيري؟ گفت مي روم طرف علي عليه السلام . گفتم حضرت علي مي گويد معاويه را بكش. چه كار مي كني؟ يك مقدار ماند و گفت نمي دانم. گفتم علي بگويد واجب است كشتن معاويه. گفت مي روم مي كشم. گفتم معاويه مومن را مي كشي يا معاويه كافر را مي كشي؟ اگر مومن است معاويه را مي كشي؟ قرآن مي گويد:

وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا.

سوره نساء، آيه ٩٣

هركس مؤمني را عمدا بكشد جزايش جهنم است.

و اگر مومن نيست و او را مي كشي، همان حرف شيعه است ديگر! آيا مگر غير از اين است؟! چون جوابي نداشت شروع كرد به فحاشي !

مجري:

حاج آقا همين حديث صحيح مسلم كه گفتيد، كافي بود.

استاد حسيني قزويني:

يك دفعه هم ايشان آمد نزديك يك صفحه مطلبي را خواند فلان جا در رساي ابو بكر اين را گفت و در رساي عمر آن را گفت. اين ها عزيز من از دروغ هايي است كه بني اميه ساخته اند و جعل كرده اند. در اين مورد يك روايت صحيح بياوريد به ما نشان بدهيد. يك روايت مرسل به ما نشان بدهيد كه امير المومنين چنين بوده كه شما مي گوييد. قبل از اين كه برنامه شبكه كلمه يا شبكه نور عليه شيعه نسبت به حضرت ولي عصر اهانت كند ما كار خودمان را انجام مي داديم اصلا كاري به خيلي مباحث اختلافي نداشتيم. بعد ديديم اين ها دارند پُرروگري مي كنند آمده اند در زمين شيعه شروع كرده اند عليه شيعه چرنديات بافتن، ما مجبور شديم يك سري كليپي ساختيم به مردم واگذار كرديم.

اين ها كه نمي آيند مناظره جرأت ندارند نمي آيند. مي گويند صلاح نيست. چشم! صلاح و مصلحت خويش خسروان دانند. ولي ما كليپ ها را پخش مي كنيم. آن روز آقاي يزداني آمد يك كليپي را پخش كرد ديگري داشت تحريف مي كرد عبارت كتاب بحار را نادرست مي گفت روايت ضعيف را داشت به عنوان يك امر مسلّم قالب مي كرد آقاي يزداني هم آمد در رابطه با اين روايت صحبت كرد كه چون بني اسرائيل دين فرعون و ديگران را رفض كرده بودند، به آنها رافضي گفتند. اين آقايان وقتي مي آيند روايت را مطرح مي كنند عليه شيعه استفاده مي كنند ما ساكت بنشينيم؟!

اگر چنين خيالي داريد اين را يقين داشته باشيد ديگر گذشت آن زماني كه شيعه در انزوا باشد و دشمنان حضرت علي عليه السلام هر غلطي بكنند هر جنايتي بكنند هر چرندياتي ببافند ما فقط نظاره گر باشيم. ما در برابر جسارت هايي كه بر امير المومنين مي كنند با حول و قوه الهي با امداد غيبي با عنايت آقا ولي عصر ارواحنا فداه مثل شير مي ايستيم اين ها را رسوا و مفتضح مي كنيم قضاوت را هم به عهده بينندگان عزيز واگذار مي كنيم. ما به هيچ وجه خودمان هم قضاوت نمي كنيم. حالا اين آقايان بزنند تا بزنيم.

مجري:

بله. خيلي ممنون هستيم. تلفن بعدي. سلام شب شما به خير.

بيننده:

سلام عليكم.

آقاي قزويني پيغمبر اسلام هيچ وقت به كسي توهين نمي كرد خودتان هم مي دانيد كه اين ها چه مرضي دارند اين توهين است ديگر!

مجري:

سوال تان را بفرماييد.

بيننده:

من مي خواهم حرف بزنم شايد سوال نداشته باشم. شما نه فقط به ابو بكر و عمر و عثمان لعنت مي فرستيد شما انقدر جرأت كرده ايد كه به زن پيامبر هم لعنت مي فرستيد به زن پيغمبر.

مجري:

شما اينجا از ما لعن شنيده ايد؟

استاد حسيني قزويني:

اجازه بدهيد حرف ايشان تمام بشود.

بيننده:

اجازه بدهيد من حرف دارم. من يك ساعت است كه پشت خط ايستاده ام. آيا پيامبر به زن خودش لعنت مي فرستد؟ آيا حضرت علي به زن پيامبر لعنت فرستاد كه شما لعنت مي فرستيد؟ آقاي قزويني چرا مي خواهيد اهل سنت را متهم كنيد كه حضرت علي را دوست ندارند؟ هر ٤ خلفاي راشدين سرور ما هستند من تا فرداي قيامت قسم مي خورم -نه فقط من تمام اهل سنت- از طرف تمام اهل سنت قسم مي خورم كه حضرت علي سرور ما هستند. حضرت علي كه شيعه نبود ايشان هم از اهل سنت بودند. به خدا قسم مي خورم اين آيات كه رديف كرديد هيچ كدام در باره حضرت علي نيست. آقاي قزويني پشتِ سر هم مي گوييد بر پدر دروغ گو لعنت! آيا اين اخلاق حضرت علي بود به كسي لعنت مي فرستاد؟ جواب آقاي حسيني را هم نداديد به خاطر همين هم قطع كرديد. به خدا جواب آقاي حسيني را نداشتيد.

استاد حسيني قزويني:

تمام شد صحبت تان خواهرم؟ ممنون. اين كه مي فرماييد اهل سنت علي را دوست دارند ما هم بار ها گفته ايم اهل سنت حضرت علي را دوست دارند با حضرت علي عنادي ندارند، مشكلي ندارند، ولي ما اين شبكه ها را اهل سنت نمي دانيم اين ها را مخالف اهل سنت مي دانيم. اين ها دارند شبانه روز اهل سنت را تكفير مي كنند ما اين همه مطالب آورديم. ابن تيميه، محمد بن عبد الوهاب و اين شبكه ها عقيده دارند كه هر گونه توسل به پيغمبر، توسل به ائمه شرك است ! شما يك نفر از اهل سنت به من نشان بدهيد كه بيايد بگويد من توسل به پيغمبر را حرام مي دانم. ما ديگر از كتاب ابن قدامه مقدسي آورديم ايشان مي گويد يكي از مستحبات، زيارت قبر پيغمبر صلي الله عليه و آله و توسل به ايشان است. از كتاب المجموع نووي از شافعي ها آورديم. از المبسوط سرخسي از حنفي ها آورديم از امام مالك آورديم كدام يك از شما اين ها را قبول داريد؟ اهل سنت اين ها هستند. اهل سنت دانشگاه الازهر مصر است. اهل سنت آقاي دكتر احمد طيّب است كه مي گويد اين ها (وهابّيها) خوارج عصر ما هستند. خواهر عزيز من در رابطه با بحث لعن ديگر ما مفصّل گفته ايم. پيغمبر اكرم چه قدر افرادي را لعن كرده است. امير المومنين قنوت مي گرفتند معاويه را لعن مي كردند. هم آقاي يزداني هم آقاي ابوالقاسمي مفصّل مطرح كرده اند كه كتاب موسوعه اطراف الحديث ج ٧، ماده (ل ع ن) حدود ٣٠٠ روايت آورده است.

لعن رسول الله فلان و فلان.

موسوعه اطراف الحديث، ج١، ص٢٣٤٥٣٠ (آدرس از موسوعه تك جلدي است)

من علاقمندم كه دوستان اهل سنت يا همين آقايان وهابي ها بيايند حرف بزنند ولي فردي مثل آقاي حسيني شروع مي كند به خواندن يك متن عربي! بعد ما بخواهيم ترجمه كنيم نيم ساعت هم بايد ترجمه كنيم اين را ! ٢ دقيقه وقت داريد سوال تان را طرح كنيد، اگر مي خواهيد بحث بكنيد قبلا وقت معيّن كنيد.

مجري:

حاج آقا اين هم از حريّت شبكه ما است كه مثل خانم هاشمي يا آقاي حسيني كه مي آيند اين جا با اين كه مشخص است چقدر مخالفت دارند ولي وصل مي كنيم.

استاد حسيني قزويني:

از زاهدان يا كردستان مي آيند راحت ١٠ دقيقه صحبت مي كنند.

مجري:

يك نفر كه شناخته شده باشد براي يكي از اين شبكه هاي وهابي يك نفر مثل آقاي زارعي كه مشخص باشد اجازه ارتباط نمي دهند. اين هم از حريّت شبكه ما.

استاد حسيني قزويني:

گفتند يك ساعت پشت خط بودند ولي من گمان نمي كنم يك ساعت باشد چون دوستان ما تلفن ها را مي گيرند زنگ مي زنند چه داخل و چه خارج باشد. خواهرم ! ما حرفي نداريم قبلا هماهنگي كنند بيايند ما ١٠ دقيقه به ايشان وقت مي دهيم ولي بيايند در ١٠ دقيقه صحبت كنند فحش هم مي دهند بدهند ما هيچ حرفي نداريم. فحش هم بدهند. خواهر عزيز! ما ديگر از روز اولي كه خانه حضرت زهرا مورد هجوم قرار گرفت به اين اهانت ها عادت كرديم.

امير المومنين را كشان كشان بردند مسجد عادت كرديم. محسن بين در و ديوار سقط شد عادت كرده ايم. زن و بچه امام حسين را اسير كردند هزاران طعنه زدند ما عادت كرديم. هزار تا هم فحش به ما بدهيد -البته شما كه فحش نمي دهيد شما خانم محترمي هستيد -آنهايي هم كه فحش به ما بدهند يك فحش از ما نخواهند شنيد. هزار تا تهديد بكنند يك تهديد از ما متوجه اين ها نيست. شيعه در طول اين ١٥ قرن قرباني اين تهديد ها بوده، قرباني اين اهانت ها بوده، هر قدر به ما فحش بدهيد ما خاك و غبار حرم حضرت علي نمي شويم امير المومنين را بالاي بيش از ٧٠ هزار منبر ٨٠ سال فحش دادند چه شد؟ بني اميه هم رفتند امير المومنين هم رفت. فقط ما خواهشي كه داريم از اين خواهر هاي عزيز كه زنگ مي زنند اهل سنت را با وهابي ها يكسان ندانند. ايشان مي گويد اهل سنت مي گويند علي سرور ما است. يكي از علماي طراز اول دهلي داستاني را براي من نقل مي كرد و مي گفت:

دولت هند يك زمين ٢-٣ هكتاري را به مسلمان ها داده بود و شيعه ها تصاحب كرده بودند. آقايان سني ها در دادگاه شكايت كرده بودند كه اين زمين بايد به ما برسد و از من خواستند براي قضاوت بروم. رفتم و يك نماينده از طرف سني ها و يك نماينده هم از طرف شيعه ها آمد. نماينده سني ها گفت اين زمين مال ما است اين ها نبايد تصرف كنند. گفتم چرا؟ گفت اين زمين وقف شده است براي عزاداري امام حسين عليه السلام. ما سني ها روز عاشورا ٣ دسته عزاداري داريم؛ ٣ دسته هزاران نفره و شيعه ها ١ دسته عزاداري براي امام حسين عليه السلام دارند. شما قضاوت كن ما سني ها كه ٣ دسته عزاداري داريم ٣ برابر شيعه ها عزاداري مي كنيم اين زمين بايد به ما برسد يا به شيعه ها ؟! من تعجّب كردم ! از يكي از شيعه ها كه كنار من بود پرسيدم راست مي گويد؟ گفت راست مي گويد. تعداد عزاداران آقايان اهل سنت براي امام حسين از شيعه ها بيشتر است. گفتم اگر اين طوري است حق با شما است. اين زمين مال آقايان سني ها است.

ما اين عزاداريها را از آقايان اهل سنت مي بينيم. ما امسال ان شاء الله برنامه داريم اگر بتوانيم محرم عزاداري هاي اهل سنت را هم داخل كشور و هم خارج كشور پخش كنيم تا مردم بدانند اين وهابي ها كه چرنديات دارند مي بافند شروع مي كنند اهانت كردن به عزاداري ها. عزاداران را تكفير و ترور مي كنند، به محض عزاداري اين ها را مستحق هر كاري مي دانند. اين ها يك مقداري روشن بشود و واضح بشود براي مردم تا بدانند وهابيها چه كساني هستند.

اين فتاواي آقايان وهابيها است عليه عزاداري.

ما اين ها را مسلمان نمي دانيم چه رسد كه اين ها را اهل سنت بدانيم. يقين دارم اهل سنت از اين طور افراد بيزار و مبرّا هستند. ما از اين قضايا زياد داريم.

مجري:

خيلي ممنون هستيم حاج آقا، همكاران عزيزم لطف بكنند ارتباط بعدي را به ما بدهند. سلام جناب آقاي انصاري از رشت.

بيننده:

سوال اولي كه پاسخ آقايي كه از كرج تماس گرفته بودند در مورد اسم آقا امير المومنين در قرآن گفتند اشاره صريح بكنيد كه من آيه ٥٠ سوره مريم را از حاج آقا مي خواهم يك توضيحي بدهند كه آيت الله كوراني هم تصريح كردند كه اين اشاره دارد به حضرت علي عليه السلام،

سوال دوم اين كه شبهاتي كه مطرح مي كنند آقايان وهابي در مورد نماز خواندن حضرت علي هزار ركعت در شب كه مي گويند محدوديت زماني دارد مي خواستم بدانم اسنادش صحيح است يا خير؟ اين را حاج آقا يك توضيحي بفرمايند.

مجري:

بله متشكريم جناب آقاي انصاري. خيلي متشكر.

بيننده:

سلام عليكم ببخشيد در حادثه غدير چقدر از صحابه آن جا تشريف داشتند كه پيامبر خطبه غدير را خواندند؟ بعد از اين كه پيامبر از دنيا رفتند صحابه مگر كجا بودند كه بگويند كه حضرت علي حق بوده يا مثلا جانشين پيامبر بوده. اين ها چرا كاري نكردند ؟ شما مي گوييد بعد از وفات پيامبر همه صحابه اكثرا مرتد شدند مگر اين صحابه در دانشگاه اسلام به استادي پيامبر اعظم تحصيل نكردند؟ پس اگر شما مي گوييد اشكالي بوده و اكثرا مرتد شده اند پس استادشان اشكال داشته است؟! مي خواستم حاج آقا به ما توضيح بدهند كه ما با پيامبري كه نتوانسته اند حداقل ٤ تا صحابه تحويل اسلام بدهند چه كنيم؟ اين پيامبر را چطور قبول بكنيم؟

مجري:

خيلي ممنون و متشكر. سلام.

بيننده:

سلام. من چند تا سوال دارم خيلي سريع مي پرسم كه وقت ديگران را نگيريم.

يكي اين كه آقايان مدعي هستند كه نبي گرامي دست بسته نماز مي خواندند و گاهي وقت هم دست به سينه مي خواندند. اين را از احمد حنبل نقل كرده اند و صحيح بخاري. ديگر اينكه گفتند شيعه ها مدعي هستند كه حضرت جبرئيل كه بر پيامبر نازل مي شده اول وحيش را به حضرت زهرا تقديم مي كرده كه اگر حضرت زهرا سلام الله عليها مي گفتند درست است خدمت پيغمبر مي رفتند! وهابي ها گفته اند كه اين ادعاي شيعه است.

سوال ديگر اين است كه مي گفتند هيچ يك از اصحاب و تابعين در قتل حضرت سيد الشهدا دخالت نداشته اند و در كربلا نبوده اند!

مسئله ديگري هم كه آن شب مطرح مي كردند يك جسارت خيلي بدي بود مي گفتند كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي فرمودند كه خدايا من را با عمر و ابو بكر داخل و با عمر و ابو بكر خارج بكن! از حاج آقاي قزويني ضمن عرض پوزش خواستم كه جواب بفرمايند.

مجري:

خيلي متشكريم. دوست عزيزمان از شيراز. سلام شب شما به خير.

بيننده:

سلام عليكم خدمت آقاي محسني و آقاي دكتر قزويني. من ٢ تا سوال داشتم خدمت شما. يك اين كه اهل سنت يا وهابيت نظر خودشان را نسبت به خاندان معاويه و بني اميه مشخص كنند. يكي هم اينكه آيا آن انتخاباتي كه به قول اهل سنت يا وهابي ها مردم و صحابه انجام دادند در زمان امير المومنين علي بن ابي طالب كه ٣ تا خليفه را معيّن كردند به گفته خودشان آيا اين ها در امتداد هم بوده يا نه؟ اگر امير المومنين در امتداد آن ها بوده چرا آن ٣ خليفه قبلي هيچ كدام با معاويه به خاطر بني اميه هيچ مشكلي نداشتند اما به محض اينكه امير المومنين به خلافت مي رسد تمام مشكلات شروع مي شود؟ ديگر اينكه آيا از نظر اهل سنت يا همان وهابيت بعد از شهادت امير المومنين كه آن ها خليفه چهارم حساب مي كنند زعامت جامعه شان با كه بوده آن ها همه شيعه ها را مسخره مي كنند كه امام زمان تان رفته در چاه و ترسيده است ! اگر جامعه وهابيت يك زعيم درست داشت -حالا آن ها مضلّ هستند- آيا به اين جا مي رسيدند؟ يك مشت راويان حديث كه حالا يا دروغ يا راست اين ها هر طور كه روايت كرده اند اگر مثل جامعه شيعه كه به امام زمان و ائمه ما عليهم السلام استناد مي كنند و همه كساني كه پيروان اين ها هستند به راه راست هدايت شده اند اگر جامعه اهل سنت يك زعيم درست داشت آيا كارشان به اينجا مي رسيد؟ اينها به ناچار بعد از اين ٣ خليفه هر كار خواستند كردند و به امير المومنين رسيدند آيا امير المومنين كه ما امام اول مي دانيم در امتداد ٣ خليفه قبلي عمل كرده است يا نه؟ لطفا آقاي دكتر قزويني به ما جواب بدهد.

مجري:

حضرت استاد! آقاي رجبي سوال كردند شرط صحيحين يعني چه كه آقاي حاكم در مستدركشان مي گويند؟

استاد حسيني قزويني:

البته اين را ما در جلسات قبل هم توضيح داده ايم . آقايان مراجعه بكنند به مقدمه فتح الباري في شرح صحيح البخاري ص ٧، در مقدمه صفرش مفصل توضيح داده است كه مراد از شرط صحيح بخاري اين است كه تمام راويان يك روايت از ثقه عدل ضابط برسد تا به خود صحابي، صحابي هم از پيغمبر اكرم. ولي آقاي مسلم مُعنعَن را كافي مي داند ولو اين كه بين دو راوي اتصالي هم نباشد ، هيچ اشكالي ايجاد نمي كند. همين اندازه محرز شود كه اين راوي ثقه است كافي است. آقاي دكتر عجاج خطيب از اساتيد برجسته الازهر است كتابي دارد به نام اصول الحديث علومه و مصطلحه آنجا ايشان كاملا اين قضايا را مطرح مي كند مي گويد شرط آقاي بخاري اين است كه تمام راويان يك روايت از يك عدل ضابط از مثل خودش برسد به صحابي بدون اينكه روايت، شاذ و معلول باشد يا بيماري هاي رجالي داشته باشد. بعد ايشان مي گويد:

واختلف الإمام مسلم عن الإمام البخاري في أنّ حكم الإسناد المعنعن بالإتصال و رأي أنّ المعاصره تكفي لقبول الروايه و إن لم يثبت إجتماع الراوي و المروي عنه.

گرچه اين ها اصلا با هم هيچ اجتماعي و ملاقاتي نداشته باشند مسلم مي گويد همين اندازه كه اين ٢ راوي با هم معاصر باشند كفايت مي كند.

اين حرف هايي است كه مي گويند.

مجري:

شبكه كلمه كه معني وليّ و مولا را به همين معني دوستي گرفته اند لطف كنيد پاسخ بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

البته اين را من ان شاء الله در يكي از جلسات آينده مفصّل صحبت مي كنم ولي چون اين ها آورده اند شايد بيننده هايي داشته باشيم كه هفته آينده نباشند، توضيح مي دهم. استعمال كلمه «وليّ» در خلافت و ولايت: عمر مي گويد:

لمّا توفّي رسول الله صلي الله عليه و آله قال أبو بكر: أنا وليّ رسول الله.

صحيح مسلم ، ج٥، ص١٥٢

أنا وليّ رسول الله.

نمي گويد:

أنا خليفة رسول الله.

و خود آقاي ابو بكر مي گويد:

و فقد ولّيتكم.

من ولي شما شده ام.

تاريخ الطبري، ص٢٣٧ ـ ٢٣٨، ابن كثير دمشقي سلفي

نمي گويد والي شما شده ام. ابن كثير هم مي گويد روايت صحيح است. همچنين ابوبكر هنگام از دنيا رفتن مي گويد:

أن قد ولّيت عليكم خيركم

الثقات، ابن حبان، ج٢، ص١٩٣

من عمر را ولي شما قرار داده ام. نمي گويد

جعلت عمر عليكم واليا.

عمر بن الخطاب مي گويد اگر من درك كرده بودم سال مولا ابي حذيفه را،

لولّيته و استخلفته.

تفسير البحر المحيط، ج٤، ص٣١٤

اين كلمه استخلفته آمده. عطف نشان مي دهد كه مراد از ولّيته يعني خلافت است. عثمان مي گويد:

و قد ولّيت أمركم فأستعين الله.

انساب الاشراف، ج٥، ص٥١١

و همچنين عايشه مي گويد:

لما ولّي أبو بكر.

الباني هم در مورد اين روايت مي گويد:

هذا صحيح علي شرط الشيخين.

إرواء الغليل ج ٨ ص ٢٣٢

پس بنابراين كلمه «وليّ» در زبان آقاي ابو بكر، عمر، عثمان، عايشه، معاويه، عبد الملك مروان و غيره اصطلاحا در معناي خلافت، ولايت، امامت و رياست عامه استعمال شده است.

مجري:

يكي از بينندگان گفتند كه در شبكه كلمه آقاي مجري گفته است كه وقتي به عبارت

أولي بالمومنين من أنفسهم.

سوره احزاب ، آيه ٦

برخورده اين را خيلي راحت گذرانده و اصلا معنا نكرده است شما هم اشاره فرموديد. اين ها از همان كارهايي است كه دوستان ديگرشان نيز در تاريخ مي كردند كه ولايت امير المومنين عليه السلام را پنهان بكنند. جناب آقاي رضا از كرج در رابطه با جانشيني از صريح قرآن، مي خواستند كه حضرت عالي يك اشاره مختصري بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

اجازه بدهيد من ان شاء الله در يك جلسه در اين مورد كه چرا نام حضرت علي در قرآن نيامده توضيح بدهم. البته من سال گذشته ايام غدير در يكي از مساجد بزرگ تهران سخنراني مفصّلي داشتم و جمعيت زيادي هم بود كه ١ ساعت من صحبت كردم در رابطه با اينكه چرا نام حضرت علي در قرآن نيامده است؟ ٧ يا ٨ جواب دادم. چون اگر الان بخواهم بگويم ممكن است ناقص بماند ان شاء الله قول مي دهيم به بينندگان عزيز در بحث خلافت ٨ تا دليل را بازگو كنيم.

وقتي كه در قضيه حديث قرطاس به پيغمبر اكرم نسبت هذيان مي دهند؛ امير المومنيني كه از روز اول شمشير به دستش است و سران قريش ، سران عدي و سران ديگر را به خاك مذلّت انداخته ، قطعا تاب و تحمل اين را نداشته اند. مگر پيغمبر مي خواست در نامه چه بنويسد؟ اين را بارها گفته ايم در خود شرح صحيح بخاري، شرح صحيح مسلم آقايان دارند كه پيغمبر مي خواست نام خلفا را معيّن كند. مي گويند پيغمبر هذيان گفته است! به قول يكي از مراجع اگر جبرئيل نام علي عليه السلام را آورده بود هم مي گفتند جبرئيل هذيان گفته! حتما مريض بوده يا كسالت داشته! حالش درست نبوده و آن روز اشتباهي اين آيه را گفته است! مثل قضيه غرانيق درست مي كردند.

مجري:

بله. آقاي ولي پور كه گفتند آنها قهرمان و علي پهلوان مي گويند در شبكه و آقاي حسيني هم كه گفتند آيا امام علي ديني غير از دين ابو بكر و عمر و عثمان و عايشه داشتند؟ خيلي عجيب است اين سوال! واقعا براي ما باعث تأسف است كه مسائل مسلم تاريخ را هم قبول نمي كنند. جناب آقاي انصاري گفتند كه آيه ٥٠ سوره مريم، اين چه است؟

استاد حسيني قزويني:

و جعلنا لهم لسان صدق عليّا

سوره مريم، آيه ٥٠

كه مراد از اين علي حضرت امير سلام الله عليه است.

مجري:

بعضي مي گويند -آقاي كوراني هم همين نظر را دارند- علي نمي تواند صفت براي لسان باشد. مثلا لسان مي تواند فصيح يا قوي باشد، ولي لسان علي نداريم.

استاد حسيني قزويني:

اين ها را از همان آقايان بشنوند. ما چنين چيزي را نمي گوييم.

مجري:

آقاي كوراني در اين رابطه كتابي دارند. گفته اند كه اين خواندن نماز هزار ركعت نماز در شب آيا سندش صحيح است يا نه؟

استاد حسيني قزويني:

سندش را بنده بررسي نكرده ام ولي براي امير المومنين سلام الله عليه هيچ چيزي بعيد نبود. همانطور كه اين آقايان درباره بعضي از صحابه و تابعين قائلند كه در يك شب يك بار يا ٣ بار ختم قرآن داشتند و امثال اين. ما هم تا به حال نگفته ايم حضرت علي هزار ركعت نماز مي خوانده، هر وقت گفتيم بيايند از ما سوال كنند.

مجري:

بله آن دوست عزيزمان كه از زاهدان زنگ زده بود كه درحادثه غدير چند نفر بودند كه حضرت خطبه خواندند چند نفر بودند حاج آقا؟

استاد حسيني قزويني:

ببينيد برادر بزرگوار!

حفظت شيئا و نسيت الاشياء.

شما مي گوييد پيغمبري كه نتواند تعدادي صحابه تربيت كند آن پيغمبر به چه درد ما مي خورد و ما در نبوت اين پيغمبر شك داريم! يك حرفي عاقلانه بزن! از اين حرف شما بوي كفر و شرك مي آيد. شما برويد سوره عنكبوت آيه ١٤ را ملاحظه كنيد. در رابطه با حضرت نوح دارد:

و لقد أرسلنا نوحا إلي قومه فلبث فيهم ألف سنة إلا خمسين عاما فأخذهم الطوفان و هم ظالمون.

٩٥٠ سال حضرت نوح تبليغ كرد.

در سوره هود آيه ٤٠ مي گويد:

ما آمن معه إلا قليل.

جز تعداد اندكي ايمان نياوردند.

پس نستجير بالله بگو حضرت نوح موفق نبوده در طول عمرش بايد موفقيت بيايد از اين آقايان ياد بگيرد. آيا اينجا نسبت به حضرت نوح شما مي توانيد جسارت كنيد؟ در ٩٥٠ سال جز تعداد اندكي نبوده، اين صريح فرمايش قرآن است. شما برو سوره هود آيه ٤٠ را بخوان ببين كه چه است. از آن طرف شما مي گوييد اين صحابه كجا رفته بودند؟ بله صحابه از ترس آقاي عمر بن الخطاب نتوانستند حرف بزنند. صحيح بخاري ج ٤ ص ١٩٥ ح ٣٦٦٩، خود عايشه مي گويد.

لقد خوف عمر الناس.

عمر در ميان مردم ايجاد ترس كرد.

و إن فيهم لنفاقا.

در ميان آن ها نفاق بوده.

بفرماييد! به ما چه؟ اگر خوب يا بد است در كتابهاي خودتان نقل شده است. از عايشه هم نقل شده و كتاب هم صحيح بخاري است كتاب هاي رده دوم يا سوم نيست. حديث ٣٦٦٩، مي گويد عمر ايجاد وحشت كرد و در ميان صحابه منافقين بودند. از آن طرف شما مي گوييد صحابه مرتد شده اند جز ٤ نفر يا ٥ نفر، بارها هم گفته ايم در البدايه و النهايه ج ٦ ص ٣٣٦، خود عايشه مي گويد:

لما قبض رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم ارتدت العرب قاطبه.

تمام عرب مرتد شد.

حداقل در روايات ما ٤ نفر يا ٥ نفر را استثنا كرده اند. كتاب صحيح بخاري از پيغمبر اكرم نقل مي كند فرداي قيامت صحابه را جهنم مي برند

فلا أراه يخلص منهم إلي مثل همل النعم.

صحيح البخاري، ج٧، ص٢٠٨، ٢٠٩

جز تعداد اندكي از صحابه از آتش جهنم نجات پيدا نمي كنند.

شما وقتي اين ها را فهميديد براي ما روشن كنيد كه صحابه چه كار كردند؟ چه شد؟ چرا صحيح بخاري چنين توهيني به صحابه كرده است؟ آيا اين توهين به پيغمبر نيست؟ عايشه كه مي گويد.

ارتدت العرب قاطبه

توهين به پيغمبر نيست؟ برادر عزيزم يك جمله اي را شما از يك جايي ياد مي گيري ولي پسوند جمله را فراموش مي كني.

مجري:

حاج آقا سوال كردند كه آقايان مدعي هستند كه حضرت رسول صلي الله عليه و آله در نماز دست بسته نماز مي خواندند.

استاد حسيني قزويني:

من اين بحث را مفصل آورده ام كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم اينگونه نبوده كه بخواهد در نمازش دست بسته باشد. اين را ما بار ها هم گفته ايم خدمت دوستان كه ابن قدامه مقدسي در كتاب المغني ج ١ ص ٥٠٢، ابن حزم در المحلّي ج ٤ ص ٩١، سنن ابن ماجه ج ١ ص ٢٨٠، آورده اند كه ١٠ نفر از صحابه نشسته بودند، آقاي ابو حميد ساعدي مي آيد مي گويد پيغمبر اين طوري نماز مي خوانده، ابو حميد ساعدي از صحابه پيغمبر، در جمع ١٠ نفر از صحابه نماز پيامبر را بدون اينكه دست به سينه بگذارد نقل مي كند. فقهاي شما هم فتوا دادند به اين اگر پيغمبر دستش را بسته بود نقل مي كرد. اينجا نماز رسمي پيغمبر را نقل مي كنند.

مجري:

گفتند شبكه هاي وهابي مي گويند كه شيعيان مدعي هستند كه اول جبرئيل به حضرت زهرا نازل مي شده و بعد مي رفته سراغ پيغمبر آيا اين صحت دارد يا نه؟

استاد حسيني قزويني:

اگر يك شيعه نقل كرده باشد ما اين شيعه را شيعه نمي دانيم. مسلمان هم نمي دانيم و مرتد مي دانيم. اگر بگويد كه جبرئيل مي آمده به حضرت زهرا خبر مي داده صحيح است ولي اگر بگويد در وحي ابتدا بر حضرت زهرا نازل مي شده و سپس با اجازه حضرت زهرا بر حضرت رسول صلي الله عليه و آله وحي مي كرده است ، اين ها دروغ مي گويند اين هم همان كارشناس محترم جناب آقاي سجودي بايد بگويد كه اينها در چه حالي بودند و چه خوردند كه چنين مطالبي را دارند بيان مي كنند! خانم هاشمي نبايد بگويد شما داريد توهين مي كنيد آن وقتي كه اينها فحش مي دهند و به علماي شيعه اهانت مي كنند، آنجا توهين نيست؟ آقاي هاشمي اهانت مي كند و مي گويد تمام علماي شيعه قائل به تحريف هستند اين افتراي روشن در روز روشن! شما بفرماييد شيخ مفيد كجا قائل به تحريف قرآن بوده؟ شيخ صدوق كجا قائل بوده؟ طبرسي كجا قائل به تحريف قرآن است؟ اين همه افترا مي زنند. خواهرم! ما دوست داريم صداي شما در اينجا پخش بشود حتي اگر وقت بگيريد تا ٥ دقيقه هم ما به شما وقت مي دهيم بياييد صحبت بكنيد ولي صحبتي بكنيد كه هم بينندگان شبكه ولايت استفاده كنند و هم براي ما قابل ارزيابي باشد.

مجري:

آقاياني كه ادعا كرده اند هيچ يك از اصحاب و تابعين در قتل امام حسين نبودند و دخالت نداشتند. اين را چطور ارزيابي مي كنيد؟

استاد حسيني قزويني:

اگر مي گويند نيستند بيايند ثابت كنند اگر تابعين نبودند خير القرون كه بود

خير القرون قرني.

فتح الباري، ج٧، ص٥

حضرت امام حسين را قرن هفتم يا هشتم كشتند يا همان قرن اول كشتند؟ و جناب آيت الله ميلاني كتابي دارد بازخواني جديد عاشورا- يك چنين كتابي است- ايشان در آن جا اسامي صحابه اي كه در قتل امام حسين شركت كردند را مفصّل آورده است. در زيارت عاشورا مي خوانيم.

فلعن الله أمه أسس أساس الظلم و الجور عليكم أهل البيت.

مصباح المتهجد، ص٧٧٤

مجري:

بله. اين دوست آخري مان هم كه سوال كردند آقايان اهل سنت نظر خودشان را نسبت به معاويه و بني اميه مطرح بكنند كه نظر شان چه است؟ و گفتند كه آيا علي عليه السلام در امتداد ٣ تا خليفه بوده يا نه؟ اگر بوده چرا پس قبلي ها با بني اميه مشكل نداشتند فقط حضرت علي مشكل پيدا كرد؟

استاد حسيني قزويني:

اگر سوالي است كه بايد اهل سنت براي اين پاسخ آماده باشند، آقايان اهل سنت بايد جواب بدهند ما كه نبايد پاسخ بدهيم.