سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٧٦ - توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود

توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود

کد مطلب: ٥٣٠٨ تاریخ انتشار: ١٦ تير ١٣٩٢ تعداد بازدید: ١٦٦٧ سخنراني ها » شبکه ولايت توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
حبل المتين ٩٢/٠٤/١٦

لينک دانلود

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ :٩٢/٠٤/١٦

استاد قزويني:

عزيزان از همه وقايعي كه در دنياي اسلام مي گذرد با خبر هستند. به ويژه قضاياي مصر كه قلب همه را به درد آورده و الحق در طول يك سال اخوان المسلمين به عنوان يك تفكر وهابي و سلفي اين همه ظلم ها و جنايت هارا انجام داده است كه آخرين جنايت هم قضيهشهادت شهيد شيخ حسن شحاته كه الحمد لله خون اين مرد بزرگ كه موج عجيبي در مصر ايجاد كرده كه يكي از اين اثرات موج همين بلايي كه بر سر اخواني ها آمده است.

خب چه شد آقاي شيخ حسن شحاته كه يك عالم سني بود و با آن تفكر آن چناني برگشت شيعه شد؟ شهادت اين بزرگوار باعث شد كه خيلي از جوانان برايشان سوال پيش آمده مذهب شيعه چه است؟ اصلا شيعه چه مي گويد؟

هجوم آوردند به كتاب فروشي ها، هر چه كتاب هاي شيعه بوده خريدند، الآن كتاب هاي شيعه در مصر ناياب شده و از طرف ناشرين به بيروت سفارش دادند كه كتاب هاي شيعه را برايشان بفرستند يا چاپ كنند.

اين هم از بركت اين شهيد بزرگوار بوده ولي فرق فرهنگ اهل بيت با فرهنگ پوچ وهابيت دوستان عزيز ببينيد اين فرهنگ وهابيت و سلفي گري بوده كه در مصر يك سال بيشتر دوام نياورد با اين كه شرق و غرب از آن ها حمايت مي كردند ولي فرهنگ شيعه و دولت شيعه در ايران سي وچهار سال است با اين همه كارشكني ها، فشار ها، هشت سال جنگ اين همه شرق و غرب و غيره مبارزه كردند ولي هنوز الحمدلله تا الآن مقاومت كرده است.

البته ما به هيچ وجهي اگر كارهاي نادرستي در حكومت اسلامي ايران انجام مي گيرد ما هم راضي نيستيم.

آن قدري كه آن آقايان انتقاد دارند شايد ما چندين برابر انتقاد داشته باشيم، ولي انتقاد يك چيزي است، خب امير المومنين هم كه معصوم بود در رأس حكومت او هم بعضي از اوامرشان جنايت مي كردند.

پيغمبر اكرم در رأس حكومتش خالد بن وليد مي رود آن همه جنايت ها به بار مي آورد و يا وقتي ابوبكر در رأس خلافت است آن قضيهمالك بن نويره و غيره پيش مي آيد.

ببينيد اين ها ملاك نيست.ولي تا اين اندازه بينندگان عزيز چه حالا مخالف حكومت اسلامي باشند و چه موافق فرقي نمي كند ولي اين حكومت الآن سي و چند سال است كه برپاست و اين فرهنگ اهل بيت دوام آورده با آن همه مخالفت ها، با اين همه درگيري ها، با اين همه كارشكني ها، با اين همه تحريم ها ولي اين حكومت سلفي بود كه با اين همه پشتيباني ها، با اين كه آمريكا سالي چندين ميليارد و خورده اي دلار به اين ها كمك مي كرد، قطر چند ميليارد دلار كمك مي كرد، عربستان سعودي چند ميليارد دلار كمك مي كرد به اين ها ولي نتوانست دوام بياورد.

اين را دنيا بداند آن حكومتي مي تواند در ميان مردم مخصوصا مردم عصر مقاومت كند كه مباني فكريات او با فطرت بشري سازگاري داشته باشد. ما قرن بيست و يكم را قرن شكوفايي فرهنگ شيعه و فرهنگ اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين مي دانيم.

من در خدمت شما هستم.

آقاي محسني:

خيلي ممنون هستيم. اگر خاطر شريف شما بينندگان عزيز باشد سلسله مباحث ما مباحث ادلهعقلي امامت بود كه تقديم شما عزيزان مي شد، در اين سلسله مباحث ما شاخص مباحثي را كه علماي اهل سنت در علم كرامشان مطرح كرده بودند را بيان مي كنيم.

از برترين شاخص ها براي يك امام جامع و يك امام مسلمين كه بايد حتما از اين خصلت برخوردار باشد علم و شجاعت و عدالت بود كه بايد اين خصوصيات را دارا باشد.

ما عرض كرديم كسي كه مي خواهد سكان حكومت اسلامي را در دست بگيرد بايد حتما عالم باشد و اين علمش از بقيه سرآمد تر باشد. و به قول معروف اعلم باشد.

در اين مقوله كه ما با شما بحث علم را مطرح كرده بوديم به عنوان شاخص ترين خصوصيت حضرت علي عليه السلام آن حديث معروف و جاودانه

أنا مدينة العلم وعلي بابها

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١٣٧.

را مطرح كرديم.

اشكال عمده اي را كه به اين حديث و روات اين گرفته بودند و در سند اين حديث ابو صلت بوده و مورد تضعيف علماي اهل سنت قرار گرفته كه حضرت استاد كاملا به صورت علمي اين مبحث را مطرح كردند.

سوال اينجاست كه آيا خود ذهبي كه نسبت به ابو صلت اين همه اشكال و اعتراض دارد خودش نسبت به رواياتي كه دربارهآن ها گفتند، آقاياني كه مي گفتند اين ها كذاب هستند، آيا توثيق دارد يا ندارد؟ اين را براي ما به قول معروف يك بام و دو هوا را نشان بدهيد و اگر امكانش است توضيح بفرماييد؟

استاد قزويني:

ما در رابطه با ابو صلت هروي كه تقريبا عمده اشكال آقاي ذهبي بود و قسم مي خورد به خداي عالم كه ايشان نه مورد وثوق است و نه آدم امين، تمام اقوال اهل سنت در توثيق ايشان را آورديم. و در تضعيف ايشان را هم آورديم

تحليل اساس ميان توثيق و تضعيف ابو صلت هروي را آورديم، گفتيم ابن معين يك شخصيت برجستهرجالي است كه وقتي يك فردي را توثيق مي كند ديگر مي گويند بالاتر از او كلامي نيست.

بعد گفتند كه حديث مختلف فيه است توثيق و تضعيف دارند نهايتا مي شود حديث او حسن و نهايتا بعد از اين كه حديث تو حسن شد حديث حسن هم در عمل همانند حديث صحيح است.

هيچ تفاوتي در عمل ميان حديث حسن و حديث صحيح نيست. اين هم بزرگان اهل سنت را كه آورديم.

اما خود آقاي ذهبي كه برخورد دوگانه نسبت به بعضي از روات دارد عزيزان دقت كنند ببينند كه ايشان چه كار مي كند.

آقاي ذهبي در رابطه با احمد بن صالح طبري مي گويد:

حافظ الديار المصريةوعالمها ثقة جبل

مثل كوه استوار است.

لم يلتفت إلي قول يحيي بن معين فيه كذاب يتفلسف

الرواة الثقات المتكلم فيهم بما لا يوجب ردهم، ج ١، ص ٤٦.

يحيي بن معين كه آمده گفته كذاب است اين حرفش به درد ما نمي خورد. حالا الآن جايش نيست. كه ما روايات احمد بن معين را بررسي كنيم ببينيم كه اشكال كار كجا است كه آقاي ذهبي مي آيد و مي گويد يحيي بن معين گفته كذاب است.

با اين كه ما گفتيم در گذشته بزرگان شان مي گويند وقتي يحيي بن معين يك فردي را نظر مي دهد نظر يحيي بن معين مثل فصل الخطاب است ولي نسبت به احمد بن صالح، يحيي بن معين مي گويد:

كذاب

آقاي ذهبي مي گويد:

نه آقا اين ثقه است.

نسائي مي گويد:

أحمد بن صالحالمصري ليس بثقة

الضعفاء والمتروكين للنسائي، ج ١، ص ٢٢.

نسائي متوفي ٣٠٣ است يحيي بن معين از علماي ٢٧٠ يا ٢٦٠ است، من الآن دقيقا در ذهنم نيست نسائي مي گويد ثقه نيست ولي اين آقايي كه متوفي ٧٤٨ مي گويد ثقه است.

خيلي عجيب است.

بعد مي گويد بله آقاي احمد به صالح طبري يك مقداري خوش خدمتي داشته است. حالا اين خوش خدمتي ها چي است؟ اين ها يك بحث مفصلي دارد كه دوستان مي توانند بروند در كتاب ميزان الاعتدال ذهبي، سير أعلام النبلاء ذهبي آن جا ببينند كه ايشان كه نسبت به بعضي ها جفا مي كرده به عنوان يك جك سال مي توانند اين تلبيس و جفاي آقاي احمد بن صالح طبري را ببينند.

كتاب (الرواة الثقات المتكلم فيهمبما لا يوجب ردهم) كه كتاب مستقلي دارد، بعضي از راوياني كه گفته اند ضعيف است، كذاب است اين ها را آمده گفته: حرف رجاليون هيچ ارزشي ندارد و اين ها مورد وثوق هستند، بعضي ها تضعيف هم كردند.

دوستان البته اين جلد اول ص ٤٦ معمولا در الجامع الكبير در رابطه با احمد بن عيسي التستري مي گويد:

أحمد بن عيسي التستري مصري ثقة حجة احتج به الشيخان

اين آقا مورد وثوق است وگفتارش هم حجت است و آقاي بخاري و مسلم در كتابشان آوردند.

چون در رجال بخاري و مسلم آمده آقاي ذهبي ديگر هيچ راهي ندارد و بايد بگويد ثقه است

فلا يلتفت إلي قول يحيي بن معين فيه كذاب

يحيي بن معين و لو گفته كذاب است.

الرواة الثقات المتكلم فيهم بما لا يوجب ردهم ج ١ ص ٥٣

آقايان اهل سنت ببينند قضيه چيست، يحيي بن معين مي گويد:

كذاب.

ابو زرعه آمده طعن زده و تضعيفش كرده ولي چون در رجال صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده آقاي ذهبي بايد به هر قيمتي است بيايد وثاقتش را اثبات كند تا شبهه پيش نيايد كه آقاي بخاري در كتابش حديثي از فرد كذاب آورده است. اين خيلي عجيب است اين را عزيزان دقت كنند.

آقاي محسني:

حاج آقا ما يك بحث ديگر هم مي خواهيم مطرح كنيم نسبت به خود آقاي ذهبي كه در برخي از كتب اهل سنت آمده و حتي علماي سنت را مورد خطاب قرار داده است و آن هايي را كه مخالفش هستند برچسب هاي خيلي قشنگي به آن ها چسبانده و هيچ رحمي نكرده است.

مي شود در اين زوايه براي ما توضيح بدهيد.

استاد قزويني:

اين هم بد نيست آقايان اهل سنت يك مقداري خوب اگر دقت كنند كه آيا اصلا آقاي ذهبي به علماي بزرگ اهل سنت هم رحم كرده يا نكرده؟ اگر بشود همين بحث را امشب به عنوان يك هديه براي عزيزان اهل سنت ما داشته باشيم گمانم كفايت كند.

جناب علامه سبكي كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است و شافعي است ولي همه قبولش دارند ايشان مي آيد در شرح حال آقاي ذهبي مي گويد:

فلقد أكثر الوقيعةفي أهل الدين

آقاي ذهبي تندي هاي زياد، توهين هاي شديد و فحش هاي تند نسبت به اهل دين دارد.

واستطال بلسانه علي كثير من أئمة الشافعيين والحنفيين

و زبان درازي كرده است نسبت به بزرگان و ائمهشافعي و حنفي.

ومال فأفرط علي الأشاعرة

نسبت به اشاعره هم خلاصه منحرف شده است و خيلي در حق شان افراط كرده است.

يعني خيلي بد و بيراه به اشاعره گفته با اين كه خب اكثر اهل سنت عصر ما هم از نظر گرايش كلامي تابع اشعري هستند.

ومدح فزاد في المجسمة

ولي نسبت به مجسمه كه مال حنابله و وهابي ها باشد مدح و زياده روي هم كرده است.

طبقات الشافعية الكبري، ج ٢، ص ٢٢.

ببينيد اين عبارت سبكي است مي گويد:

ذهبي نسبت به اهل دين ناسزا گفته، نسبت به ائمهشافعي و حنفي زبان درازي كرده، نسبت به اشاعره افراط كرده، ولي نسبت به مجسمه آمده مدح و زياده روي هم كرده و مي گويد:

وهو الحافظ المدره والإمام المبجل فما ظنك بعوام المؤرخين

طبقات الشافعية الكبري، ج ٢، ص ٢٢

او كه حافظ كرهزمين و پيشواي شناخته شده است اين طوري است و نسبت به اهل دين جسارت كرده

شما ببينيد ديگر چه انتظاري است از عوام مورخين

يعني اگر مثلا فرض بفرماييد چنانچه آمد مثل آقاي الدار القطني يك حرفي زد آقاي ابن سعد هم در طبقاتش يك حرفي زد، نسائي يك حرفي زد. يعني اين كه اين ها جزو عوام هستند، يا ابن حجر يك حرفي زد ديگر حسابشان نشسته پاك است.

وقتي آقاي ذهبي كه امام اهل سنت است امام الجرح و التعديل است اين طوري است تكليف عوام مورخين روشن است.

باز ايشان مي گويد:

وأعني بغضبه وقت ترجمته لواحد من علماء المذاهب الثلاثة المشهورين من الحنفية والمالكية والشافعية

طبقات الشافعية الكبري، ج ٢، ص ١٤

وقتي مي خواهد يكي از علماي حنفي، مالكي، شافعي شرح حالش را بگويد آن چنان غضب ناك مي شود كه حد و حساب ندارد

غضب غضبا مفرطا ثم قرطم الكلام ومزقه

طبقات الشافعية الكبري، ج ٢، ص ١٤

آن چنان مي آيد سخنراني هاي تند و بريده اي نسبت به اين ها مطرح مي كند كه از آقاي ذهبي انتظار نمي رود.

ثم هو مع ذلك غير خبير بمدلولات الألفاظ كما ينبغي

طبقات الشافعية الكبري، ج ٢، ص ١٤

الفاظي كه ايشان بيان مي كند و روي كاغذ مي آورد اصلا توجه ندارد، يعني همين طوري نسبت به بزرگان شروع مي كند هر چه به دهانش مي آيد مي گويد و هر چه كه به فكرش مي آيد مي نويسد.

فربما ذكر لفظة من الذم لو عقل معناها لما نطق بها

طبقات الشافعية الكبري، ج ٢، ص ١٤

چه بسا يك عبارت تندي در مذمت علماء مي گويد كه اگر عقلش را بكار مي انداخت آقاي ذهبي يك همچنين حرفي نمي زد.

آقايان دقت كنند.

لو عقل معناها لما نطق بها

طبقات الشافعية الكبري، ج ٢، ص ١٤

اگر واقعا عقلش را به كار مي انداخت كه اين لفظي كه در مذمت اين آقا مي گويم چقدر تند است چقدر عواقب نادرستي دارد آن حرف را به زبان نمي آورد.

بعد آقاي سبكي مي گويد:

شديد الميل إلي آراء الحنابلة كثير الإزراء بأهل السنة

طبقات الشافعية الكبري، ج ٩، ص ١٠٣

اين آقا وقتي يكي از علماي حنابله را مطرح مي كند آن چنان قربان صدقه اش مي رود، آن چنان مدح و ثنا مي كند ولي وقتي به اهل سنت مي رسد، يعني آقاي سبكي حنابله را جزو اهل سنت نمي داند، نسبت به اهل سنت مي رسد شروع مي كند به اهانت كردن و در آخر مي گويد:

والذي أدركنا عليه المشايخ النهي عن النظر في كلامه وعدم اعتبار قوله

طبقات الشافعية الكبري، ج ٢، ص ١٤

آن چه را كه از اساتيد مان دريافت كرديم.

ما را نهي مي كردند از نظر در كلام و گفتار ذهبي و مي گفتند كه هيچ اعتباري ندارد.

اين عبارتي است از جناب آقاي سبكي كه از علماي بزرگ اهل سنت بيان كرده است.

نمونه من آوردم در اين جا عزيزان دقت كنند. ببينند كه اين نمونه چقدر نمونهنادرستي است.

در رابطه با آقاي ابن خراش عبد الرحمن بن يوسف ببينيد چه تعابيري به كار برده است، اين تعابير تعابير يك عالم است، تعابيري به كار برده است كه از يك جواني كه بويي از فرهنگي ديني و اسلامي نبرده است صادر نمي شود كه مي گويد:

هذا معثر مخذول كان علمه وبالا وسعيه ضلالا نعوذ بالله من الشقاء

سير أعلام النبلاء، ج ١٣، ص ٥١٠

اين آدمي است كه لغزش دارد و ذليل است و علم او وبال گردنش است و تمام تلاش او در راه گمراهي است.

به خدا پناه مي بريم از شقي

شما ببينيد وقتي آقاي ذهبي مي آيد در رابطه با حضرت ولي عصر مطلبي مي گويد و در كنارش هم يك پارازيتي ول مي كند، ببينيد نسبت به علماي خود اهل سنت چه دارد.

در جاي ديگر مي گويد و الله اين آقاي ابن خراش يك استاد لغزش داري است كه

ضل سعيه فإنه كان حافظ زمانه وله الرحلة الواسعة والاطلاع الكثير والإحاطة وبعد هذا فما انتفع بعلمه فلا عتب علي حمير الرافضة

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٤، ص ٣٣٠

تمام تلاشش بر گمراهي است

بعد مي گويد: حافظ عصرش هم بوده

سفرهاي متعددي براي بدست آوردن علم داشت و توسعه اي در علم داشت و اطلاع و احاطه زيادي به منابع اسلامي دارد.

ولي از اين انبوه علمش هيچ استفاده اي نكرد.

بعد مي گويد: كسي كه الاغ رافضي ها است هيچ مذمتي ندارد.

خودش مي گويد حافظ زمانش بوده و اطلاع كثير و احاطهكثير داشته و آخرش هم مي آيد مي گويد او الاغ رافضي ها بوده است.

حمير الرافضه

حال ببينيم كه به چه علت اين صحبت ها را در مورد ابن خراش مي گويد، دليلي ندارد جز اينكه آقاي ابن خراش گفته است:

ما تركناه صدقة قال باطل

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٤، ص ٣٣٠

آقاي ابو بكر بعد از رحلت پيغمبر، حضرت زهرا سلام الله عليها پيش ابوبكر آمد و فدك را مطالبه كرد به عنوان ملك ولي شاهد خواست و نداد. گفت:

اگر به عنوان ملكم نيست به عنوان ارث.

گفت: نه پيغمبر كه ارث نمي گذارد.

نحن معاشر الانبياء لا نور ما تركناه صدقه.

اين مطلب غير از آقاي ابوبكر هم كه ديگر راوي ندارد، اولا اين مسئله با خود قرآن كاملا در تضاد است، قرآن در رابطه با حضرت ذكريا مي گويد كه ارث مي برد، در رابطه با حضرت داوود و سليمان ارث مي برد و اضافه ما از هيچ پيغمبري و در هيچ روايات قدسي و هيچ حتي حديث مرسل و جعلي نداريم كه بيايد بگويد مثلا حضرت آدم ارث نداشته، حضرت موسي ارث نگذاشته، حضرت عيسي ارث نگذاشته. يعني اين ها تافتهجدا بافته كه نبودند.

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ

سوره كهف آيه ١١٠

فقط تفاوتي كه اين ها داشتند اين ها با وحي مرتبط بودند و دستورات الهي را به مردم ابلاغ مي رساندند و يك سري ويژگي هايي مثل عصمت و غيره اي كه اين ها داشتند.

آقاي ابن خراش گفته اين روايت باطل است و دليلش اين است كه اين روايت با قرآن نمي سازد.

اين عبارت را ذهبي نقل مي كند. بعد شروع مي كند به اين آقاي ابن خراش توپيدن، دوستان دقت كنند كه به او مي گويد:

جهلة الرافضة لم يدروا الحديث ولا السيرة ولا كيف ثم فاما أنت أيها الحافظ البارع الذي شربت بولك

تذكرة الحفاظ، ج ٢، ص ٦٨٥

اين آدم نادان رافضه اصلا نمي فهمد حديث سيره چه است.

كجايي تو؟

اي آقاي ابن خراش حافظ و متدين.

تو ادرارت را خوردي

ببينيد يك آدم سالم، يك عقل سالم اين تعبير را دارد، نمي دانم اين تعبير را آقايان چطوري مي خواهند معنا كنند. اين كه آمدي گفتي باطل است:

فما عذرك عند الله مع خبرتك بالأمور

تذكرة الحفاظ، ج ٢، ص ٦٨٥

عذر تو نزد خدا چيست؟

با اين كه تو در امور ديني خبره هستي.

خيلي عجيب است يعني كاملا مدح مي كند بعد مي گويد:

فأنت زنديق معاند للحق فلا رضي الله عنك

تذكرة الحفاظ، ج ٢، ص ٦٨٥

تو ملحد هستي.آقاي ابن خراش

خب آقاي ذهبي ايشان آمده گفته است كه:

ما تركناه صدقة قال باطل

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٤، ص ٣٣٠

دليل بياور كه به اين دليل، به اين دليل صحيح است و ابن خراش دروغ گفته است. نه اينكه در جواب او بگوييد:

شربت بولك فأنت زنديق معاند للحق فلا رضي الله عنك

تذكرة الحفاظ، ج ٢، ص ٦٨٥

اصلا تو دشمن حق هستي.

خدا از تو راضي نباشد.

مات بن خراش إلي غير رحمة الله

تذكرة الحفاظ، ج ٢، ص ٦٨٥

وقتي كه رفت به رحمت خدا نرفت و به غضب خدا رفت.

شما ببينيد آيا يك همچنين تعبيري گفتنش درست است؟ قطعا اين نوشته را هم چند بار ديده و تصحيح هم كرده و بعد منتشر كرده با اين كه ايشان در تذكره الحفاظ مي گويد:

اين آقا حافظ، آدم متخصص و نقاد بوده است.

آقاي ابو نعيم اصفهاني در مورد ابن خراش گفته است:

ما رأيت أحدا أحفظ من ابن خراش

سير أعلام النبلاء، ج ١٣، ص ٥٠٩

من در عصر خودش حافظ تر از ابن خراش نديدم.

ابن عدي مي گويد:

وأرجو أنه لا يتعمد الكذب

سير أعلام النبلاء، ج ١٣، ص ٥٠٩

عمدا دروغ نمي گويد

شما ببينيد در همان تعبير بالا هم مي گفت:

أيها الحافظ البارع... خبرتك بالامور

تذكرة الحفاظ، ج ٢، ص ٦٨٥

حالا آمده بر خلاف نظر جناب آقاي ذهبي گفته است:

ما تركناه صدقه.

باطل است و لذا هفت آسمان را بايد بر سر آقاي ابن خراش خراب كنند.

حالا شما يك برگ ديگري را ملاحظه و دقت كنيد و اين دو تا را مقايسه كنند، نسبت به فضيل بن عياض در چهار كتاب اربعه صحيح مسلم، سنن ابي داوود، سنن نسائي، سنن ترمذي مي گويد:

الزاهد شيخ الحرم و أحد الاثبات مجمع علي ثقته و جلالته

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٥، ص ٤٣٩

استاد حرم بوده و يكي از كساني كه آدم معتمد و مطمئني بوده است و وثاقت و جلالت او اجماعي است

بعد جالب اينجا است.

ولا عبرة بما رواه أحمد بن أبي خيثمة لأنه روي أحاديث أذري فيها علي عثمان فمن قطبة وما قطبة حتي يجرح وهو هالك

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٥، ص ٤٣٩

از قطبه بن العلاء شنيدم كه من حديث فضيل بن عياض را رد مي كنم. چرا رد مي كنم؟

رواياتي نقل كرده كه به عثمان توهين شده است، بعد ايشان شروع مي كند عليه قطبه بن العلاء

من تقاضا دارم از عزيزان اهل سنت كه دقت كنند، حالا تا اينجا مسئله اي نبود

گفت شايد:

مجمع علي ثقته و جلالته

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٥، ص ٤٣٩

ايشان روايتي نقل كرده در مذمت عثمان خب آقاي قطبه اشتباه كرده گفته؟ چه كاره است؟

در اينجا مي گويد:

روي الفضيل رحمه الله ما سمع فكان ماذا

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٥، ص ٤٣٩

اگر آمده رواياتي در مذمت عثمان نقل كرده خب شنيده كه نقل كرده است.

چه اشكالي دارد؟

خيلي جالب است كه در مورد آقاي فضيل مي گويند كه از ديگران شنيده و نقل كرده و اشكالي ندارد ولي اگر ابو صلت هروي از ديگران حديث

انا مدينه العلم

را شنيده باشد مي گويند كه نه آقا

لا ثقه مأمون

و به او هم مي گويند كه نه ثقه است نه مأمون. چرا؟

چون آمده حديث:

انا مدينه العلم.

را مطرح كرده است. خب جناب آقاي ذهبي اگر اين ملاك و قاعدهكلي است خب چرا در مورد قطبة مي گوييد:

روي ما سمع

الرواة الثقات المتكلم فيهم بما لا يوجب ردهم، ج ١، ص ٢٧

حرفي را كه شنيده و نقل كرده است.

پس بنابراين آن دسته از رواياتي كه آمده اند فضائل امير المومنين را نقل كرده اند كه شما الآن مي گوييد قلب من شهادت مي دهد باطل است.

در ميزان الاعتدال در بيست جا راوي ها را به خاطر اين كه اين راوي آمده از فضيلت امير المومنين سلام الله عليه حديث طير را نقل كرده تضعيف كرده و ضعيف و متروك دانسته است

روي عن أبي حمة وعنه الطبراني فذكر حديث الطير باسناد الصحيحين فهو المتهم بوضعه

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ١، ص ٢٣٧

خيلي عجيب است. يك جا هم نيامده بگويد حديث طير از ديدگاه من مخدوش است ولي در مورد اين آقا كه در مذمت عثمان روايت نقل مي كند مي گويد:

روي ما سمع

الرواة الثقات المتكلم فيهم بما لا يوجب ردهم، ج ١، ص ٢٧

اين آقا آن چه را كه شنيده نقل كرده، چه اشكالي دارد؟

جالب اين است كه همين آقا كه در بيست جا آمده به خاطر حديث طير راوي ها را تضعيف كرده است و ريخته دور در كتاب هاي ديگرش آمده حديث طير را تصحيح كرده است.

حالا اين هم ان شاء الله طلب دوستان باشد در جلسات بعدي مطرح مي كنم.

بيننده: محمد از يزد

خدمت شما عرض كنم كه شبكهوصال يك برنامه اي داشتند در واقع يك ساعت و نيم در رابطه با برادر عزيزمان سلمان حدادي و صحبت هايي كردند، بعد من زنگ زدم و خوشبختانه به خواست خداوند وصل شد و صحبت هايي كرديم.

استاد قزويني:

بلافاصله هم قطع كردند.

بيننده:

تلفن ما را قطع كردند و صحبت ما كامل نشد.

من هيچ شناختي روي برادرمان آقاي سلمان حدادي جز اين كه شما معرفي كرديد ندارم و فقط از روي صحبت هايي كه خودشان كردند روي بحث هاي خودشان ما نظر داديم. ولي اين را نتوانستند تحمل كنند و قطع كردند.

حالا خوشبختانه خدا توفيق داد ما خدمت شما رسيديم كه هم سلامي عرض كنيم و هم صحبت هايي كه كامل نشد را خدمت شما عرض كنيم و اين يك وظيفه است و واقعا ايشان زجر كشيده است و همين الآن هم زجر مي كشد.

اين ها اگر ايشان را ببينند كار ديگر غير از كاري كه با علامه شيخ حسن كردند نمي كنند، صد در صد اين يك چيز مشخصي است. وقتتان را زياد نگيرم من فقط مي خواهم بگويم اصل برنامه اين است كه اين ها به خاطر روحيه دادن به طرفداران و پيروانشان اين برنامه ها را پخش مي كنند و اينكه اين ها خيلي در فشار هستند.

از ماجراي شيخ حسن شحاته و آقاي سلمان حدادي بگير تا اين ريزش هاي بزرگي كه از طرف كساني كه صاحب علم هستند اتفاق افتاده است. حالا اگر يك آدم عادي باشد زياد مهم نيست ولي كسي كه پنجاه سال مثلا عالم بوده آدم متعجب مي شود و واقعا آقايان وهابي خيلي به خاطر اين اتفاقات در سختي و رنج هستند.

اين است كه برنامه ريزي كردند و سند سازي هايي براي خودشان درست كردند. در رابطه با سلمان حدادي دو بخش داشتند اين ها، يك بخش آن اين بود كه آقاي سلمان حدادي تلفن خواهر زنش را برداشته و به نام ايشان دارد كلاه برداري مي كند، يا مثلا خودش را به عنوان سپاهي جا زده است و هشتصد و پنجاه هزار تومان از مردم مي گرفته كه اين ها را معاف كند.

چيز هايي كه واقعا جرم هاي خيلي بالايي دارد و جالب اين جا است كه اين جرم و كلاه برداري و اين همه به اصطلاح كارهاي خلاف كردن يك سند هم درست نكرده بودند و عقلشان نرسيده بود كه حداقل يك سندي ارائه مي دادند كه ايشان را بازداشت كرده اند.

اگر اين ها ثابت كنند كه ايشان دو ساعت بازداشت شده درست است. تنها اين هم كه نيست به هر حال آمد در شبكهشما خودش را نشان داد، صحبت هم كرد اگر قابل پيگيري بود به شما مي گفتند كه اين آقا فراري است ما مي خواهيم او را بگيريم و او را به ما تحويل بدهيد، ولي ديديم كه اين گونه نشد، پس همهاين هايي كه اعلام كردند همه باطل است.

اين ها چيزهايي است كه خودشان درست كردند، خيلي راحت به وسيله كامپيوتر مي توانند هر چيزي را چاپ كنند و خيلي راحت اسم هر جناب سروان و سرهنگ را بگذارند و امضاء كنند و او را به عنوان متهم معرفي كنند. اين جزو كارهايي است كه خود اداره آگاهي هم اطلاعيه مي دهد كه گول اين ها را نخوريد.

برنامهسفته ها را رو كردند، مي خواستند يك چيزي بدهند و به وسيلهاين كلاه سر مردم مي گذاشتند و سفته ها را رو كردند. سفته مثلا ١٥٠ هزار تومان سفته ٢٠٠ هزار تومان سفته مثلا دو ميليون تومان همه در وجه يكي و اسم سلمان حدادي را آنجايي كه متعهد بايد امضا كند گذاشته بودند.

امضايش را هم يك خط گرد كشيده بودند كه امضاها با يكديگر مغايرت داشت. بعد نتوانستند چك را بردارند اگر چك مي خواستند اين كار را بكنند خيلي اعتبارش بيشتر مي شد ولي نمي توانستند چون چك بانكش مشخص است، جاري اش مشخص است و صاحب حساب مشخص.

آقاي محسني:

پس يك كمي حواسشان بوده است.

بيننده:

سفته درست كردند، واين كار كار مشكلي نيست، در تمام بانك هاي ملي به همه مي دهند مثلا اگر كسي برود بانك سه هزار تومان بدهد سفته يك ميليون توماني به او مي دهند نه مي گويند اسمت چيست، نه كارت شناسايي مي خواهد و حتي در بعضي كتاب فروشي ها هم به فروش مي رسد و هر كسي مي تواند اسم طرف را بنويسد و زيرش را امضا كند.

يك چيزي اين جا گفتند كه خودش هم متوجه نشد گفت يك نفر بود به اسم عباسي ظاهرا كه ما اين سفته ها را از آقاي عباسي نگرفتيم ما از كسان ديگري گرفتيم. سفته فقط مال يك نفر است، يعني يك نفر متعهد، اين سفته مثل چك حامل نيست كه دست به دست بگردد كه اين بدهد به آن و او بدهد به كس ديگري و دست به دست بگردد، سفته يك نفر متعهد دارد.

استاد قزويني:

اصلا سفته هم داده باشد، فرضا بنده مي آيم از شما قرض مي كنم و سفته مي دهم بعدا مي آيم پولم را از شما مي گيرم چه بسا شما از سفته اي كه به شما دادم كپي گرفته باشيد و نگه داشته باشيد.

آيا اين كه آمده سفته داده، آيا پول اين ها را پرداخت كرده يا نكرده؟ شما دليل بياور كه اين پول ها را پرداخت نكرده است. فرمايش شما كاملادرست است.

يا آن هايي نامه هايي كه از فلان داد سرا و نيروي انتظامي ارائه دادند كه هيچ كدام نه مهري و نه غيره اي دارد.

كاملا مشخص شده كه مصاحبهاين برادر عزيزمان جناب آقاي سلمان حدادي تأثير گذار بوده و واقعا آن ها را سوزانده است، كه باعث شده دو ساعت، سه ساعت بيايند يك برنامهزنده بر عليه ايشان بگذارند و سند سازي كنند.

حالا ان شاء الله خود آقاي حدادي شايد يك جلسه بيايد اين ها را مستند جواب بدهد.

اينكه مي گويند ايشان خانمي داشته به نام بهاره متولي فرزند محمد مسعود بدون اينكه بيايند اين مطلب خود را ثابت كنند، اين ها را از كجا در آورده اند؟ خدا همچنين خانمي را خلق كرده؟

يا اينكه آمدند عكسي را نشان دادند كه آقاي راد مهر در مجلس شوراي اسلامي در حال سخنراني است كه كلهآقاي خاتمي را بريدند و كلهرادمهر را چسباندند.

سر رادمهر را چسباندند روي تصوير آقاي خاتمي در حالي كه پشت سرش وزير دفاع آقاي شمخاني كه مثلا وزير كشور است قرار دارد.

حالا من نمي دانم اين اين آقاي رادمهر چه كسي بوده كه اين همه باديگارد داشته است؟ دوستان ببينند اين كله را آمده اند روي عكس آقاي خاتمي چسباندند.

همچنين در تصوير ديگري كه آقاي خاتمي است و يكي از محافظين آقاي خاتمي هم پشت سر ايشان قرار دارد كه آمدند سرآقاي رادمهر را روي سر ايشان قرار دادند.

اين آقايان اين چنين كارها را مي كنند و اينقدر ماهر هستند كه بيايند تصوير آقاي خاتمي را طوري تنظيم كنند و كلهآقاي رادمهر را روي سر او بگذارند. و اينقدر احمق هستند كه بيايند در مجلس شوراي اسلامي كه پشت سرش اين همه وزرا و غيره قرار دارد سر رادمهر را روي سر آقاي خاتمي قرار دهند، خب اين ها را چه مي خواهيد بگوييد؟

شما ببينيد در زندگي نامهآقاي رادمهر است كه چرا سني شدم مي گويد دورهخارج علوم حوزوي را در حوزه علميه رضويه سپري كردم در حالي كه دوستان روحاني كه الآن در خود قم صداي ما مي شنوند همه مي دانند كه مدرسهعلميهرضويه كه در وسط خيابان آذر است يك مدرسهابتدايي است.

آقاي محسني:

اتفاقا من در آن جا بودم و كلاس و برنامه داشته ام.

استاد قزويني:

اصلا آن جا بحث سطح خارج ندارد و اين ها نشان مي دهد كه آقايان چقدر احمق تشريف دارند. يا مثلا در صفحه ١٧ مي گويد: در سال ١٣٦٨ براي گذراندن سال ششم حوزوي(اول خارج)، ببينيد سال ششم حوزوي اول خارج، مگر پايه هاي حوزه چند تا داريم؟ ده تا پايه بايد بخواند بعد وارد خارج شود.

جالب اين است مي گويد در حوزهعلميهفيضيهقم ثبت نام كردم.

اولا فيضيه مدرسه است حوزه نيست، در مدرسهفيضيه درس خارجي كه بخواهد ثبت نام بكند به اين شكلي نيست و اضافه دروس خارج ما ثبت نامي نيست، اصلا معناي خارج هم همين است.

در صفحه١٩ مي گويد:

در حوزه علميهقم روال در اين بود كه كمك هزينه هاي تحصيلي طلاب كه رقمي معادل شش تا هفت هزار تومان بوده توسط دفاتر سه گانه تحت نظارت شخصيت مرجع روحاني بود و كمك هزينهتحصيلي من زير نظر آيت الله اميني، آيت الله مشكيني بوده است.

دنيا بداند كه آقاي اميني الآن در قيد حيات است و ايشان تا به حال كه بنده چهل و چند سال است كه در حوزه هستم ايشان يك ريال به كسي شهريه نداده است. آقاي مشكيني هم همچنين، ايشان از اساتيد حوزه بودند ولي اصلا به كسي يك ريال شهريه نداده است.

شما ببينيد اين ها چقدر با دروغ مي خواهند چيزي را درست كنند، بعد اسم آيت الله العظمي وحيد خراساني را مي آورد كه ايشان هم در سال ٦٨ اصلا شهريه نمي داده است.

و در صفحه ٢٩ ايشان مي آيد مي گويد در شروع سال سوم دانشگاه كه همزمان با پايان ترم اول خارج دروس حوزه بوده است

آقاي محسني:

اصلا آن موقع ترمي وجود نداشته.

استاد قزويني:

اصلا دروس خارج ما ترمي نيست، يعني تمام اين ها دروغ است و واقعا بايد بگوييم:

الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقا

يك دفعه يك دروغي آدم مي گويد كه براي ٢٠٠ سال، ٣٠٠ سال قبل است. ولي يك چيزي مي آورند كه براي عصر حاضر است و مي توان كذب بودن آن را به راحتي ثابت كرد.

ايشان مي گويد من يك مناظره اي داشتم با روحانيون تركمن صحرا و خبر موفقيت ما و شكست اين ها را در روزنامه ها همراه عكس هاي من به چاپ رسيد.

اي كاش يكي از اين روزنامه ها روزنامهكيهان، رسالت، شماره اش، سالش را، روزش را اعلام مي كردند.

بعد جالب اين جاست كه در آخر مي نويسد:

مرتضي رادمهر دانشجوي سابق دانشگاه شهيد بهشتي آواره و گمنام امروز.

١٩/٣/١٣٨٠ مطابق ٢٧ ربيع الاول ١٤٢٣

دوستان شما برويد نگاه كنيد كه ١٩/٣/١٣٨٠ چه سالي از سال قمري مي شود.

شما ببينيد كه ١٩/٣/١٣٨٠ با ٢٧ ربيع الاول ١٤٢٣ نزديك يك سال و يازده ماه فاصله دارند و تاريخ ١٩/٣/١٣٨٠ با تاريخ قمري١٦/٣/١٤٢٢ مصادف است.

ببينيد اين ها كاملا نشان مي دهد بر اين كه اين آقايان حتي اين قدر عرضه نداشتند تاريخ را درست حساب كنند.

آقاي محسني:

ناشي گري كردند.

استاد قزويني:

شما ببينيد اين آقاياني كه اين همه جعال و دروغگو هستند، اگر آقاي ذهبي مي بود اين راويان را كذاب نمي گفت چون در دروغگويي و جعل سند و تحريف تاريخ دست خيلي ها را از پشت بستند.

آقايان جوجه وهابي ها آنقدر شما شروع كرده ايد به هتاكي كردن، حداقل يك حرفي بزنيد كه مرغ پخته خنده اش نگيرد.

اين كه گفتند به اين خاطرآمدند اعلام كردند كه من شيعه هستم تا اخاذي كنند ولي الآن خدا مي داند كه ايشان در يك خانهاستيجاري كه صاحب خانه اش هم مي خواست دو ماه قبل خانه اش را از او بگيرد، يك خانه اي است نمور كه عكسش را هم برادرمان آوردند.

من توفيق نداشتم بروم و از نزديك ببينم به طوري كه شايد هركسي نتواند در همچين خانه اي زندگي كند، صاحب خانه اش گفته بود كه بايد پول پيشي كه داده بودي ده ميليون تومان اضافه كني تا من اجازه بدهم يكسال ديگر در اين جا بماني.

ايشان هم هيچ نداشت، حالا يكي از بينندگان بزرگواري كردند يك مقدار كمك كردند از اين طرف و آن طرف پول پيش خانه اش به زحمت آن هم به صورت قرض تهيه شد.

يكي از مشكلات ما اين است كه اين عزيزاني كه از وهابيت به طرف مذهب شيعه و مذهب اهل بيت برمي گردند هيچ مركزي ما نداريم نه در قم و نه در دولت كه از اين ها حداقل حمايت كند. نه حمايت معنوي، نه حمايت مالي، هيچ، حالا من كاري ندارم نمي خواهم گلايه كنم.

الآن ما بالاي پنجاه و شصت نفر از روحانيون داريم كه به مذهب اهل بيت آمده اند و واقعا زندگي فلاكت باري را پشت سر مي گذارند ولي چون حقيقت را يافته اند و به حقيقت رسيده اند ديگر در اين جا مشكلات مالي برايشان كاملا حل شده است و اگر از گرسنگي هم بميرند باز دست از مذهب اهل بيت برنمي دارند.

آخر صحبت شان مي گويند كه اميدواريم ايشان دوباره به اهل سنت برگردد، اين را مي گويند

احمق من حمقاء

ديگر از اين بدتر نمي شود.

بيننده:

خدمت حاج آقاي قزويني عرض كنم كه ما چهار دقيقه بيشتر صبحت نكرديم و بيست و سه دقيقه است كه پشت خط هستيم ولي ما شاء الله حاج آقا سنگ تمام گذاشتند، سه چهار دقيقه دوباره به ما وقت بدهيد.

استاد قزويني:

سنگ تمام نگذاشتيم، نيم سنگ هم نگذاشتيم، تمام سنگ را خود ايشان خواهند گذاشت.

بيننده:

اگر در سفته پولش را ندهند بازخواست مي شوند و مي روند شكايت مي كنند، پيگيري اش هم خيلي شديد است چون تمبر خورده و پشتيبانش هم دولت است و طرف خاطي را دستگير مي كنند.

ولي ديديم كه هيچ كس دنبال آقاي سلمان حدادي نيامد و دستگيرش هم نكردند پس معلوم است كه اين ها همه غلط است.

آقاي محسني:

حالا هرچه جلوتر برود بيشتر مشخص مي شود در هر صورت بايد حق بدهيد آن ها هم بايد كاري بكنند، نمي شود كه همين طور باشد.

بيننده:

بالاخره اين ها اين جا ناشي گري كردند.

آقاي محسني:

بله، عيب ندارد، شما هم اين قدر سخت نگيريد.

استاد قزويني:

شايد بتوان ده ها و صد ها نفر از اين جوانان كه به وهابيت خوش بين بودند را از خواب بيدار كرد و براي آنها اثبات كرد كه وهابيت عددي نيست و با دين و مذهب و قرآن هيچ سنخيتي ندارد.

هدف ما در اين برنامه اين نيست كه برداريم شيعه را سني كنيم و يا سني را شيعه كنيم اصلا و ابدا و اينكه اگر ده ميليون نفر سني هم بيايند شيعه بشوند ما خوشحال نمي شويم، ده نفر شيعه هم برود سني بشود ما ناراحت نمي شويم. تنها همين قدر خوشحال هستيم كه ما براي مردم حق را روشن و حجت را تمام كنيم.

بعد از اين كه حجت تمام مي شد اين ديگر وظيفهمخاطب است كه تصميم بگيرد يا تصميم نگيرد، ما با اين هيچ مشكلي نداريم و حتما حق برايشان روشن شده شيعه شدند.

آقاي محسني:

آقاي محمدي بيست و پنج دقيقه است كه ما با شما صحبت مي كنيم گر چه شما كم صحبت كرديد اجازه بدهيد با شما خداحافظي كنيم. پشت خطي هاي ما زياد هستند.

بيننده:

من به احترام علامه شيخ حسن شحاته يك صحبتي مي خواهم عرض كنم چون اين ها كليپ هايي كه مي گذارند خيلي عالي است، اجازه بدهيد دو سه دقيقه ديگر صحبت كنم.

آقاي محسني:

دو سه دقيقه نه سي ثانيه.

بيننده:

نه من سه چهار دقيقه وقت مي خواهم

آقاي محسني:

فرصتمان خيلي كم است.

استاد قزويني:

اجازه بدهيد دوستان ديگر هم روي خط بيايند.

آقاي محسني:

ما ممنونيم از آقا محمد كه لطف كردند. و اين مباحث را مطرح كردند.

بيننده: رحيم از سراوان (اهل سنت)

سلام خدمت شما آقاي محسني و حاج آقاي قزويني

استاد قزويني:

سلام عليكم، ببخشيد از شما معذرت مي خواهم كه اينقدر پشت خط بوديد.

بيننده:

نه خواهش مي كنم فيض برديم از صحبت هاي شما.

ببخشيد يك سوال داشتم در مورد امامت و يك انتقاد، اول انتقاد را بگويم.

چندي پيش در يك برنامه اي آيت الله قزويني گفتند كه هر كس به عايشه توهين كند و توهين به پيامبر بشود ما به دهانش مي زنيم، كسي كه بيايد به ناموس پيامبرش لقب سگ بدهد اين توهين به پيامبر نيست؟

استاد قزويني:

برادر بزرگوارم بنده عرض كردم اگر كسي به ناموس پيغمبر نسبت ناسزا بگويد واقعا اگر ايشان جلوي من بود واقعا عبارت ركيك نسبت ناروا بدهد نسبت ناسزا بدهد، بنده به دهانش مي كوبم.

بيننده:

كسي اگر به ناموس پيغمبر نعوذ بالله نسبت سگ بدهد چه؟

استاد قزويني:

آقاي رحيم عزيز شايد آن زماني كه ايشان سني بوده اين حرف را زده، شما مدرك داريد بعد از شيعه شدن اين حرف را زده؟

بيننده:

بله، شبكهايرانسل خبيث

استاد قزويني:

از كجا به شما ثابت شد كه بعد از شيعه شدن اين حرف را زده؟

بيننده:

برنامهكويتي بود

استاد قزويني:

برنامهكويتي بود در كجا و در چه سالي اين حرف را زده؟ قبل از شيعه يا بعد از اينكه شيعه شد؟

بيننده:

شبكه فدك بود.

استاد قزويني:

آقا جان ما گفتيم شبكهفدك را شبكهشيعه نمي دانيم

بيننده:

آقاي حسن شحاته زنگ زده بود داشت بحث مي كرد با آقاي كويتي

استاد قزويني:

شايد يك كسي به نام حسن شحاته زنگ زده بود

بيننده:

نه خود ايشان بود

استاد قزويني:

نه عزيز من اين ها را نمي توانيم ملاك قرار بدهيم، فحش از هر كسي باشد حسن شحاته نه، حتي يك مرجع تقليد هم بيايد فحش بدهد ما محكومش مي كنيم، ديگر از اين بهتر؟

باشد عزيز من، از كار ايشان دفاع نمي كنيم، ما نمي گوييم كه كار درستي كرده است.

ايشان هم اگر يك همچنين كاري كرده كار صد درصد غلطي و اشتباهي بوده است.

بيننده:

خب شما خودتان چندي پيش آقاي شاهين نجفي را حكم واجب القتل داديد.

استاد قزويني:

ببين عزيز من بحث شاهين نجفي و غيره جداست، چرا كه او به اهل بيت توهين كرده است و ما حداقل صد تا روايت داريم در كتاب هاي مان كسي كه به اهل بيت توهين كند مرتد است.

بيننده:

در اهل سنت هم اين است.

استاد قزويني:

شما يك روايت براي ما از بياور اگر كسي به عايشه توهين كند مرتد است. يك روايت بياوري من از دور پيشاني شما را مي بوسم.

بيننده:

در سورهنور كساني كه بهتان زده بودند.

استاد قزويني:

آن جا گفته كسي كه به عايشه توهين كند مرتد است؟

بيننده:

نه بهتان زده بود به ناموس پيغمبر

استاد قزويني:

در سوره نور خداي عالم چه مي گويد؟

بيننده:

خدا گفته كساني كه اين تهمت را زدند، اگر قضيه لطف خدا نبود به عذاب سختي گرفتار مي شدند.

استاد قزويني:

پس خداي عالم در آن جا گفته كه اشكالي ندارد. يعني خداي عالم رحمتش را شامل حال اين ها كرده است.

بيننده:

نه در آن جا آن هايي كه با منافقان همراه شدند چهار نفر از صحابه بودند.

استاد قزويني:

عزيز من در سورهنور آيا گفته كسي كه به عايشه توهين كند مرتد است، واجب القتل است و بايد كشته شود؟

بيننده:

نه نگفته است.

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد.

نهايتا خداي عالم در آن جا مي گويد ديگر دنبال اين قضايا نگرديد همچنين كاري نكنيد

إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّي كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ

سوره نور آيه ١١

بيننده:

خب آن زمان خود پيامبر در قيد حيات بودند.

استاد قزويني:

آقا رحيم عزيز، رسول اكرم نسبت به آن صحابه اي كه به عايشه ناسزا و نسبت زنا دادند گفت مرتد؟

بيننده:

نه نگفتند.

استاد قزويني:

گفت اين ها واجب القتل اند؟ گفت بايد اين ها را بكشيد، جنازه اش را هم در كوچه بكشيد، سرش را هم ببريد؟

بيننده:

نه اين را هيچ كسي قبول نمي كند.

استاد قزويني:

برادر عزيزم اگر ايشان آمده يك كار اشتباهي كرده و توهين كرده، به خاطر اين توهين ها سه سال زنداني كشيده است، و در يك محكمه اي او را محاكمه كردند. در مصر در زندگي نامه اش هم شما مراجعه بفرماييد قاضي هاي مصر تشخيص دادند كه اين آقا بايد تعزير بشود.

خود ابن تيميه هم مي گويد كسي كه به عايشه و صحابه توهين كند بايد تعزير بشود، سه سال هم او را به زندان انداختند و اگر رفت زندان ديگر گناهش پاك شد همان طور كه پيامبر آقاي حسان بن ثابت، مسطح بن اثاثه را حد زد و به خاطر حد زدن گناه شان پاك شد.

آقاي محسني:

همراهان آقاي حسن شحاته به چه گناهي كشته مي شدند؟

استاد قزويني:

بله، حسن شحاته آمده فحش داد، آن سه نفري كه كشتند از جمله برادر حسن شحاته، خانم شحاته آن ها چه گناهي كرده بودند؟

بيننده:

ما به اين ها مي گوييم شهيد و كشتن آنها بايد محكوم شود، شما اين فحش ها و لعن ها را برداريد.

استاد قزويني:

خب آيت الله العظمي مكارم شيرازي هم نامه نوشت به ايشان گفت آقا ما فتوا داده ايم هر گونه اهانت به مقدسات اهل سنت حرام و خلاف است.

بيننده:

خب به اين فتوا عمل نمي شود، آقاي حسن شحاته توهين كرده و شما داريد مي گوييد شهيد است. كسي كه به زن پيغمبر بگويد سگ، يعني استغفر الله پيامبر با سگ زندگي كرده.

اين توهين نيست؟ اين چه تهمتي است؟

استاد قزويني:

آقا رحيم ببينيد ما اين بحث را تمام كرديم ولي شما دوباره از اول شروع كرديد.

بيننده:

خب يك سوال داشتم دربارهامامت.

استاد قزويني:

آقا رحيم عزيز ما براي شما احترام مي گذاريم، اين حرف تمام شد رفت، ايشان توهين كرد در كنارش هم محكوم شد تمام شد رفت.

اگر چناچه كسي به همسر پيغمبر توهين كند بعد در راه خدا شهيد بشود شما مي گوييد چون توهين كرده بود و بعد در راه خدا شهيد شد پس ما براي او ارزش قائل نيستيم؟ برادر بزگوار اين ارتباطي به هم ندارد.

بيننده:

من مي گويم كساني اين كار را كردند كارشان اشتباه بوده و با قتل يكسان است.

آقاي محسني:

خب آقاي رحيم سوال بعدي را بگوييد.

بيننده:

بله، راجع به امامت، شما مي گوييد كه تمام پيامبران براي خودشان جانشين گذاشته اند. درست است؟

خب براي پيامبران گذاشته است، ولي پيامبر ما خاتم النبيين بوده و بعد از ايشان پيامبر ديگري نبود، چرا بعد از او فقط دوازده امام؟ چرا بعد از دوازده امام امت رها شد؟

استاد قزويني:

متوجه فرمايش شما نشدم.

بيننده:

پيامبر ما خاتم النبيين بوده، بعد هم چرا تا دوازده امام؟ چرا بعد از دوازده امام امت رها شد؟ كس ديگري نيست؟

آقاي محسني:

يك دليلي داريد كه پيغمبر گفته باشد بعد از من هيچ وصايتي نيست؟ شما بايد بر اساس دليل صحبت كنيد.

انبياء الهي همگي بعد از خود وصي داشتند، حالا در پيغمبر ما هم جاري است، مگر اين كه دليلي باشد و اين دليل بخواهد بيايد و صراحت داشته باشد كه جاري نيست، آيا دليلي داريد؟

استاد قزويني:

آقاي طبراني نقل مي كند از سلمان كه گفت:

لِكُلِّ نَبِيٍّ وَصِيٌّ فَمَنْ وَصِيُّكَ

المعجم الكبير، ج ٦، ص ٢٢١

هر پيغمبري وصي اي داشته، يا رسول الله وصي تو كيست؟

حضرت فرمود:

فإن وصيي وَمَوْضِعُ سِرِّي وَخَيْرُ من أَتْرُكُ بَعْدِي وَيُنْجِزُ عِدَتِي وَيَقْضِي دَيْنِي عَلِيُّ بن أبي طَالِبٍ

المعجم الكبير، ج ٦، ص ٢٢١

اين هم سندش:

محمد بن عبد الله الخضرمي ثقه، از ابراهيم بن حسن الثعلبي ثقه، از يحيي بن يعلي الأسلمي ثقه، از ناصح بن عبد الله، سماك بن حرب كه اين ها همه ثقه هستند.

باز در حديث ديگر است كه:

إن لكل نبي وصيا ووارثا وإن عليا وصيي ووارثي

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ٣٩٢

هر پيغمبري وصي داشت، علي هم وصي من است.

عزيز دلم دانه دانه راوي ها را هم بررسي كرديم و ثابت كرديم كه حديث وصايت حديث صحيح با مبناي اهل سنت است.

پيغمبر اكرم مي گويد:

هر پيغمبري وصي داشته و وصي من هم علي است.

بيننده:

شما مي گوييد كه بعد از پيامبر امت رها شده و بعد دوازده امام آمده است.

آقاي محسني:

ما نمي گوييم، شما مي گوييد.

بيننده:

خب ما مي گوييم، پس بعد از دوازده امام چرا دوباره امت راه شده است؟ چرا الآن امام نيست؟

استاد قزويني:

برادر عزيزم شما اولا دانه دانه بحث ها را درست كن، پس اين كه شما فرموديد نياز به وصي ندارد با اين روايت ثابت شد كه پيغمبر وصي دارد درست است يا درست نيست؟

بيننده:

اين را همهاهل سنت قبول دارند كه پيامبر جانشين نگذاشته است.

استاد قزويني:

اين دو روايتي كه عرض كردم با سند صحيح اين ها را شما قبول داريد يا قبول نداريد؟

بيننده:

اگر صحيح باشد خلاف اجماع اهل سنت است، اهل سنت قبول دارد كه پيامبر جانشين نگذاشته است.

استاد قزويني:

آقا جان من چه كار به اهل سنت دارم من حرف پيغمبر را دارم از كتب اهل سنت نقل مي كنم.

آيا خداي عالم شب اول قبر از من و شما سوال مي كند اهل سنت چه گفته اند يا سوال مي كنند پيغمبر چه گفته است؟

بيننده:

خداوند شب اول قبر از شما نمي پرسد كه جانشين پيغمبر علي بود يا ابوبكر؟

استاد قزويني:

يعني پيغمبر وقتي مي آيد مي گويد جانشين من علي بن ابي طالب است، از شما سوال نمي كنند كه من اين را گفته بودم جانشين معين كرده بودم چرا جانشين من را رها كرديد سراغ ديگري رفتيد؟

بيننده:

به فرض كه كتاب طبراني هم نقل كرده باشد، كتاب طبراني خيلي احاديث ضعيف دارد.

استاد قزويني:

من سندش را دانه دانه بررسي كردم، كتاب طبراني با سند آورده و سندش هم كاملا از ديدگاه اهل سنت صحيح است.

بيننده:

گفتم اگر صحيح باشد خلاف اجماع است

استاد قزويني:

عجب، اجماع از كجا آمده؟

بيننده:

همين اهل سنت بيشتر ائمه اهل سنت

استاد قزويني:

ان شاء الله شب اول قبر اين جواب را بده.

شما دنبال اين نيستيد كه حق روشن شود آقاي رحيم عزيز.

من ده ها روايت مي آورم كه پيغمبر اكرم با صراحت مي گويد:

أنت ولي كل مؤمن بعدي ومؤمنة

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١٤٣

علي ولي كل مومنين بعد از من است.

آقاي حاكم نيشابوري مي گويد اين روايت صحيح است.

آقاي ذهبي مي گويد صحيح است.

پيغمبر مي گويد:

علي خليفهمن بعد از من است.

حاكم نيشابوري مي گويد صحيح است.

ذهبي مي آيد مي گويد صحيح است.

آقاي الباني هم در كتاب سلسلة الاحاديث الصحيحة جلد ٥ صفحه ٢٢٢ مي گويد صحيح است.

خب با اين شما مي خواهيد چه كار كنيد؟ آيا آقاي حاكم نيشابوري تشخيص نداد كه اجماع بر خلاف اين است؟ آقاي ذهبي تشخيص نداد كه اجماع بر خلاف اين است؟ آقاي الباني تشخيص نداد؟ آن وقت جنابعالي مي فرماييد اين روايت خلاف اجماع است.

آقاي محسني:

مثل اين كه قطع كرد من مي خواستم سوالي كنم كه آيا دليلي دارند كه پيغمبر فرموده باشد بعد از من هر كاري خواستيد بكنيد؟

استاد قزويني:

بله اين صحبتي هم كه آقاي محسني كردند، پيغمبر اكرم فرمود:

بعد از من دوازده خليفه مي آيد اين را مي خواهيد چه كار كنيد؟

روايت در صحيح مسلم است كه پيغمبر فرمود:

إِنَّ هذا الْأَمْرَ لَا يَنْقَضِي حتي يَمْضِيَ فِيهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٤٥٢

بعد از من دوازده خليفه خواهد آمد

با اين مي خواهيد چه كار كنيد برادر من؟ ما روايت مي آوريم، مي گويد روايت ضعيف است، ما مي گوييم روايت از نظر سندي صحيح است باز مي گويد كه خلاف اجماع است.

عزيز دل من اميدواريم كه ان شاء الله برويد تكرار برنامه را ببينيد، ما شما را دوست داريم و نمي خواهيم به راحتي گرفتار آتش جهنم شويد.

هيچ وقت از شما سوال نمي كنند اهل سنت چه گفته يا نگفته؟ علماي اهل سنت چه گفته يا نگفته است؟ اگر اين طوري هم است يهودي ها مي گويند: آقا يهودي ها هم اين طوري گفته اند، علماي ما اين طوري گفته اند.

ببينيد قرآن در سورهزمر آيه١٧-١٨ قرآن مي گويد:

الذين يستعمون القول فيتبعون احسنه

بشارت بده به آن هايي كه اقوال مختلف را مي شنوند و خوبش را انتخاب مي كنند.

خود امام شافعي مي گويد از من تقليد نكن، ابو حنيفه مي گويد از من تقليد نكن، احمد بن حنبل مي گويد از من تقليد نكن.

آن وقت حضرت عالي مي فرماييد نه، علماي اهل سنت چنين و چنان گفتند و من مي خواهم از آنها تقليد كنم.

بيننده: اميرحسين از لرستان

سلام بر آقاي قزويني بزرگوار و همين طور جناب آقاي محسني، سلامت باشيد.

من يك مطلبي دارم و سوالي دارم، من الآن پانزده سال دارم و از سيزده سالگي شبكهشما را نگاه مي كردم، خيلي دوست داشتم به پا بوس آقا امام حسين بروم اما اصلا شرايط برايم پيش نمي آمد، به لطف دعاهاي آقاي قزويني من به تنهايي امسال به حرم حضرت علي مشرف شدم.

كساني كه مي آيند تبليغ دين را مي كنند و آدم مي كشند ما آنها را محكوم مي كنيم چون ما حتي كشتن كافر را هم بدون محاكمه جايز نمي دانيم و تا دليل و مدرك نياوريم كه كافر شده واقعا ما اجازه كشتن او را نداريم.

استاد قزويني:

نه اصلا دليل هم داشته باشيم جناب آقاي امير حسين هرج و مرج پيش مي آيد.

فرض بفرماييد شخصي بيايد و نسبت به مقدسات اهل سنت توهين كند بعد اهل سنت بريزند و او را به اين شكل بكشند، از اين طرف چهار تا شيعه هم بروند و اهل سنتي را كه به مقدسات شيعه فحاشي كرده بكشند، اصلا سنگ روي سنگ بند نمي شود.

اولين شبي كه شهادت حسن شحاته پيش آمد، خود آيت الله العظمي مكارم شيرازي و خود ما اين جا مفصل گفتيم كه آقايان شيعه ها حق مقابله به مثل را ندارند و خلاف شرع و حرام است.

بيننده:

شما چون مطالبي را بيان مي كنيد ما مي دانيم كه خانم عايشه چندين بار ذات نبي اكرم را رد كردند. مثلا در رابطه با حضرت خديجه را بيان كرديد كه از آزرده شدن حضرت نبي اكرم.

من داشتم تحقيق مي كردم كه هر كسي كه حضرت نبي را ناراحت كرده باشد مستحق آتش جهنم مي داند، من خواهش مي كنم اين حديث را اگر مي شود بيان كنيد.

روايتي است كه بعد از اين كه صحابه از دستور رسول خدا تمرض كردند عايشه مي گويد:

فَدَخَلَ عَلَيَّ وهو غَضْبَانُ فقلت من أَغْضَبَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخَلَهُ الله النَّارَ

صحيح مسلم، ج ٢، ص ٨٧٩

درست است؟

استاد قزويني:

اجازه بدهيد.

آقاي محسني:

آقاي امير حسين شما واقعا پانزده سال داريد؟

بيننده:

خدا شاهده من پانزده سال دارم

آقاي محسني:

من خيلي خوشحال شدم كه بيننده هاي فهيم ما واقعا اين طوري بحث را پيگيري مي كنند، فكر كنم انصافا جاي خوشحالي است.

بيننده:

من نه طلبه هستم و نه در خانواده مذهبي بزرگ شدم بلكه فقط و فقط همين شبكهشما را ديدم.

استاد قزويني:

اين عبارت را به احترام شما آوردم كه از عايشه نقل مي كنند:

قَدِمَ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لِأَرْبَعٍ مَضَيْنَ من ذِي الْحِجَّةِ

صحيح مسلم، ج ٢، ص ٨٧٩

عايشه مي گويد حضرت رسول در روز چهارم يا پنجم ذي الحجه وارد شد، ديدم خيلي غضبناك است

گفتم:

من أَغْضَبَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخَلَهُ الله النَّارَ

صحيح مسلم، ج ٢، ص ٨٧٩

چه كسي شما را به غضب آورده است؟

خدا او را وارد جهنم كند.

بيننده:

مي گويند كه عايشه ام المومنين است، در حديثي در آداب المفرد بخاري جلد يك ص٥٢ آمده است كه:

حدثنا مسلم قال حدثنا شعبة عن شميسة العتكية قالت ذكر أدب اليتيم عند عائشة رضي الله عنها فقالت إني لأضرب اليتيم حتي ينبسط

با اينكه در قرآن در مورد يتيمان آيات متعددي آمده است كه يتيمان را نيازاريد و حقش را نخوريد ولي ميبينيم كه در اين روايت عايشه ام المومنين برخلاف آن را انجام مي دهد، حضرت علي آن طوري يتيم ها را دوست داشت ولي شميصه مي گويد:

در نزد عايشه بحث ادب يتيم پيش آمد، عايشه گفت من يتيمان را آن قدر كتك مي زنم كه بر روي زمين پهن شوند.

واقعا من مانده ام، اولا هيچ مادري كه خودش را ام المومنين بداند حاضر نيست بدون هيچ دليلي بيايد او را كتك بزند.

واقعا بگيري يك يتيمي را آن قدر بزند كه بر روي زمين بيافتد اين را من نمي دانم كه كار درستي است يا نه.

آقاي محسني:

آقاي امير حسين من از سوالات شما و اين بحث شما خيلي تحت تأثير قرار گرفتم و خدا را شاكر هستيم كه امثال شما اين جور بينندهبرنامه ما هستند با اين كه سن شما واقعا اقتضا مي كند كه شما بينندهاين برنامه ها نباشيد ولي واقعا جاي بسي شكر دارد و ممنون و سپاسگذار هستيم كه شما الان دو سال بينندهاين برنامه هستيد.

بيننده: بلوچ از ايرانشهر (اهل سنت)

سلام عليكم حال شما خوب است؟

آقاي محسني:

و عليكم السلام، درود بر شما

بيننده:

من يك انتقاد از برنامه شما دارم

آقاي محسني:

در خدمت شما هستيم

بيننده:

شما به بينندگان خيلي وقت مي دهيد و الان بيست دقيقه است كه ما پشت خط مانديم.

آقاي محسني:

ما واقعا عذر خواهي مي كنيم، اين اشكال وارد است، بعضي مواقع دوستان شما مي آيند و ما به خاطر اين كه بخواهيم بحث را كامل كنيم و يك شبهه اي كه مطرح مي شود كامل جواب داده بشود تا آخر ادامه مي دهيم.

ما درد اين آقايان وهابي را نداريم كه سر يك يا دو دقيقه بخواهند يك چيزهايي را بگويند و سپس قطع كنند.

استاد قزويني:

ببينيد آقاي بلوچ ما هم از خدايمان است هركسي بيايد، دو دقيقه حرف بزنند و ما بتوانيم در خدمت بيست نفر از بينندگان باشيم ولي خب متأسفانه بعضي ها مي آيند يك بحثي را مطرح مي كنند كه بايد برطرف شود، با اين كه بعضي از سوالات را ما ده بار جواب داديم.

حالا ما در خدمت حضرت عالي هستيم، ضمن پوزش از شما.

بيننده:

من يك فرد كشاورز هستم، آيا هندوانه كه جزو تره بار است زكات دارد؟

آقاي محسني:

سوالات فقهي را از ما نپرسيد.

بيننده:

هندوانه تره بار محسوب مي شود آيا زكات دارد يا ندارد؟

استاد قزويني:

نه زكات ندارد، چطور؟

بيننده:

تشكر از برنامهشما خداحافظ.

آقاي محسني:

ربط اين سوال را با برنامه نمي دانم چه بود.

استاد قزويني:

در مورد سوال جناب آقاي رحيم بزرگوار و دوستان و عزيزان ديگر، تقاضاي ما اين است كه براي يك لحظه هم كه شده پرده هاي ضخيم تعصب را از ذهنتان برداريد.

همچنين به تمام جوانان شيعه كه بگويند به اين دليل كه پدر و مادرم شيعه بوده من هم شيعه هستم اين ارزشي ندارد.

شب اول قبر از شما سوال كنند چرا شيعه هستيد؟ اينكه بگويم علماي ما گفتند شيعه خوب است، من هم شيعه شدم، اين ها ارزش ندارد.

ما بارها گفتيم نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم آمده اين بحث را مفصل مطرح كرده و چيزي براي پنهان ماندن نگذاشته و خودش هم صراحتا اعلام كرده:

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

سوره زمر آيه ١٧ و ١٨

شايد بيش از چهل روايت از پيامبر در كتب اهل سنت و شيعه وجود دارد.

پيامبر اكرم مي فرمايند امت من به هفتاد و سه فرقه منشعب مي شوند و فقط يك فرقه اهل نجات است و ما بقي اهل آتش جهنم است.

روايت هم كاملا صحيح است.

آقاي ترمذي در سنن شان جلد اول ص ١٣٤ ص ١٣٥ گفته صحيح است.

آقاي حاكم نيشابوري هم مي گويد روايت صحيح است.

جلد اول مستدرك ص ٦ و ص ١٠٩

آيا براي ما واجب نيست از مذهبمان تحقيق كنيم، كه آيا اين مذهبي را كه انتخاب كرده ايم جزء آن هفتاد و دو فرقههالكه هست يا آن يك فرقهناجيه؟

ادلهاهل سنت را ببينيم، ادلهشيعه را هم ببينيم، مگر خواندن كتاب هاي شيعه آسمان را به زمين مي آورد؟ شما همين طور كه كتاب هاي عزيزان اهل سنت را مي خوانيد دو يا سه تا كتاب از شيعه هم بخوانيد.

كتاب المراجعات مرحوم سيد شرف الدين را ببينيد. كتابي كه خود ما نوشتيم به نام نقد قفاري كه پاسخي است بر آنهايي كه آمدند با يك نيروي هفتاد هشتاد نفري يك كتابي عليه شيعه نوشتند به نام اصول مذهب الشيعه اثني عشري و ما هم با سه نفر چهار نفر در عرض شش يا هفت سال با سه جلد جواب داديم.

جواب هايي كه ما در اين كتاب داديم جواب هاي متقن، قوي و منطقي و مودب است. شماببينيد در كتاب آقاي قفاري هر فحش و ناسزايي به شيعه و علماي شيعه داده اند ولي ما از اول تا آخر كتاب مان كه سه جلد است كوچكترين اهانتي نكرديم و اگر كسي پيدا كرد ما جايزه مي دهيم.

حتي خيلي از دوستان با من مخالفت مي كردند كه اين كتاب اين همه توهين كرده است آن وقت شما مي خواهيد محترمانه بنويسيد؟

در پاسخ به آقا بلوچ هم بگويم كه به من گفته اند كه آقاي خدمتي گفته هندوانه زكات دارد ولي نظر ما بر اين است كه هندوانه زكات ندارد.

آقاي محسني:

احتمالا اين بنده خدا اين سوال را از آن جا پرسيده و به او گفته اند كه زكات دارد.

استاد قزويني:

بله، در غلات گندم، جو و كشمش است كه اين كاملا مشخص است. البته اين ها مي خواهند در آمدشان بيشتر شود فردا مي گويند در خيار هم زكات است، در بادمجان هم زكات است، در انار و نمي دانم زرد آلو هم زكات است.

حالا نزد اين ها براي اينكه بتوانند موارد زكات گيرنده شان بيشتر شود مشكلي ندارد.

و يا آقا رحيم برادر عزيزم اين كه پيغمبر فرمود:

من مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً

مسند أحمد بن حنبل، ج ٤، ص ٩٦

هر كس بدون امام از دنيا برود مرگش مرگ جاهلي است.

قرآن هم در سوره اسراء آيه ٧١ مي فرمايد:

يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ

فرداي قيامت هر كسي را با نام امامش دعوت مي كنيم و مي خوانيم.

امام قرطبي مي گويند: حنفي ها را مي گويند يا حنفي ها، يا مالكي ها، يا شافعي ها و شيعه ها را مي گويند يا علوي ها.

حالا شما ببينيد آيا سراغ علي رفتن خوب است يا سراغ...

قصد جسارت هم ما نداريم.

يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ

اين را يك مقدار دقت كن برادر عزيزم و نكتهديگر همان طوري كه عرض كردم حديث ٤٥٩٨ صحيح مسلم را كه پيغمبر فرمود خلفاي من دوازده نفر هستند.

خب شما فرموديد بعد از دوازده نفر چه؟

الآن خليفه دوازدهم زنده است و در قيد حيات است و نمايندگاني دارد همان طوري كه پيغمبر اكرم يك نفر بود و براي كشور هاي مختلف يمن و ديگر كشورها نماينده مي فرستادند.

مراجع تقليد ما نماينده از طرف حضرت مهدي ارواحنا فداه هستند، اين كه نمي دانم بعد از دوازده نفر چه مي شود؟ ما هزاران روايت داريم در رابطه با قضيهمهدي طبق آماري كه آيت الله العظمي صافي گلپايگاني دارد ٣٦٦٦ روايت از كتب شيعه و سني آورده است.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد فرج فرزند زهرا حضرت مهدي را هر چه سريع تر نزديك بگردان و ما از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.

اللهم عجل لوليك الفرج